جستجو در مقالات منتشر شده


38 نتیجه برای دری

محسن رضائی آدریانی، سعید نظری توکلی، مهرزاد کیانی، محمود عباسی، محسن جوادی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده

اخلاق پزشکی، دانشی کهن است. برخی از موضوعات مطرح در آن، سابقه‌ای تاریخی دارد و برخی دیگر از چالش‌های آن، نوین است و با پیشرفتهای فناوری پدید آمده است. یکی از این چالشها که سابقه‌ای تاریخی دارد اما به‌تازگی نمودی بیشتر یافته، «بی‌نتیجه­‌بودن درمان» است. در تعریف آن گفته شده است، درمانی که نتواند به هدف تعیین‌شده‌ی خود برسد، بی‌نتیجه‌ خواهد بود. این موضوع در اواخر دهه‌ی هشتاد میلادی، تحت عنوان واژه‌ی Medical Futility وارد متون پزشکی شد. براساس این بررسی، میتوان نتیجه‌ گرفت که این واژه را زمانی باید به کار ببریم که احتمالاً، اقدام درمانی، نتیجه‌‌ی مطلوب و آن «نتیجه‌»ای را که تیم سلامت و بیمار/خانواده به دنبال آن هستند (سلامت بیمار)، محقق نخواهد کرد. در کشور ما برای این عبارت، معادل‌هایی گوناگون ارائه شده است؛ «بیفایدگی پزشکی»، «بیهودگی در پزشکی» و حتی «درمان نابه‌جا» از آن جمله‌اند. این مقاله در جست‌وجوی معادل فارسی مناسب برای این مفهوم است. ازآنجاکه ممکن است استفاده از تعابیری مانند «بیهوده» یا «بیفایده»، باعث برداشت نادرست و پدیدآمدن سوءتفاهم میان بیمار/خانواده و تیم پزشکی شود و اعتماد بین بیمار/خانواده و تیم پزشکی را در معرض آسیب قرار دهد، بهترین تعبیری که به نظر می‌رسد می‌توان جایگزین این واژه‌ی انگلیسی کرد، تعبیر «درمان بی‌نتیجه» است.

سعید رهایی، فاطمه حیدری،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده

بیماران مبتلا به یک بیماری پیشرفته، پیش‌رونده و لاعلاج یا صعب‌العلاج، به‌تدریج در وضعیتی قرار می‌گیرند که اقدامات درمانی، نتیجه‌ای در بهبود وضعیت و تجدید سلامتی آن‌ها ندارد و به‌تدریج، در آستانه‌ی مرگ قرار می‌گیرند. در این دوران، مراقبت‌هایی به بیمار ارائه می‌شود که به مراقبت‌های پایان حیات معروف‌اند. این مراقبت‌ها شامل درمان‌های طولانی‌کننده و نگه‌دارنده‌ی حیات بیمار و مراقبت‌های تسکینی می‌شوند. درمان‌های نگه‌دارنده‌ی حیات، زندگی بیمار را معمولاً، قدری طولانی‌تر می‌کنند؛ اما رنجی بسیار بر او تحمیل می‌شود؛ درحالی‌که، در مراقبت‌های تسکینی، بیمار احتمالاً مدتی کوتاه‌تر زنده می‌ماند؛ اما کمتر رنج می‌کشد. اکنون این سؤال مطرح است که آیا بیمار می‌تواند بین این دو شیوه، یکی را برگزیند؟ بیشتر فقها با توجه به قاعده‌ی «لزوم حفظ نفس»، معتقدند بیمار نمی‌تواند شیوه‌ی نخست یعنی درمان‌های نگه‌دارنده‌ی حیات را رد کند. این مقاله ابتدا به بررسی ادله‌ی قاعده‌ی لزوم حفظ نفس پرداخته و با تبیین دیدگاه فقها درباره‌ی انتخاب میان این مراقبت‌ها، اثبات می‌کند علی‌رغم پذیرفتن قاعده‌ی لزوم حفظ نفس، این قاعده محکوم به ادله‌ی «لاضرر و لاحرج» بوده و همچنین، به‌واسطه‌ی قاعده‌ی «سلطنت» تخصیص‌پذیر است؛ هرچند می‌توان قائل شد که با توجه به ادله‌ی قاعده‌ی لزوم حفظ نفس، بیمارانی که در این مرحله قرار می‌گیرند، تخصصاً از موضوع قاعده خارج‌اند.

میلاد دریکوند، نسرین ایمانی‌فر،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

حمایت از بیمار یکی از وظایف حیاتی پرستاران است. هدف از این مطالعه، تعیین ارتباط هوش معنوی و میزان حمایت پرستاران از بیماران در بیمارستان‌های آموزشی شهر خرم‌آباد در سال ۱۳۹۶ بود. مطالعه‌ی توصیفی‌تحلیلی حاضر از نوع همبستگی است و روی ۲۵۰ پرستار شاغل در بیمارستان‌های آموزشی شهر خرم‌آباد در سال ۱۳۹۶ انجام شده است. معیارهای ورود به این مطالعه، داشتن حداقل مدرک کارشناسی پرستاری و یک‌ سال سابقه‌ی کار بالینی بود. شرکت‌کنندگان در این مطالعه به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی انتخاب شدند. همچنین دو پرسش‌نامه‌ی حمایت حفاظتی هنکس و هوش معنوی کینگ ابزار گردآوری اطلاعات بود. پایایی پرسش‌نامه‌ها نیز، به روش آلفای کرونباخ تأیید شد. داده‌ها نیز با استفاده از نرم‌افزار spss v.21 و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شدند. 67.5 درصد (164 نفر) از شرکت‌کنندگان زن و 37.5 درصد (79 نفر) از آنان مرد بودند. 63.9 درصد از شرکت‌کنندگان دارای سابقه‌ی کار کمتر از پنج سال بودند. یافته‌های این مطالعه نشان داد میانگین نمره‌ی هوش معنوی پرستاران 11.19±80.88 و میانگین نمره‌ی حمایت پرستاران از بیماران 21.41±155.73 بود. ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی معناداری بین نمره‌ی هوش معنوی و حمایت و مؤلفه‌های آن نشان داد (r=0.62). هوش معنوی و حمایت از بیمار، با یکدیگر ارتباطی مثبت و معنادار داشتند. ازآنجایی‌که هوش معنوی اکتسابی است با برگزاری کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی می‌توان هوش معنوی را ارتقا داد و از این طریق موجب افزایش حمایت پرستاران از بیماران و افزایش ایمنی بیماران شد.
 

زهرا عسگری، محمدحسین حیدری، رمضان برخورداری، بهنوش استکی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

فلسفه‌ی پزشکی، یکی از حوزه‌های زیربنایی در اخلاق و تاریخ پزشکی به شمار می‌رود. این فلسفه، به لحاظ قدمت، سابقه‌ای طولانی دارد و وضع فعلی آن حاصل تحولاتی است که در طول تاریخ، بر اثر رویدادهای تاریخی، فلسفی، اجتماعی و فرهنگی، در آن ایجاد شده است. یکی از مهم‌ترین بازتاب‌های این تحول، در تعیین اهداف و مأموریت‌های آموزش پزشکی در دوره‌های مختلف بوده است. در پژوهش حاضر، دو نگرش از مهم‌ترین نگرش‌های فلسفی به پزشکی، با هدف بررسی امکان‌ها و حدود هریک در آموزش عمومی، آموزش تخصصی و درمان، با روش توصیفی‌تحلیلی مقایسه می‌شود. این دو رویکرد عبارت‌اند از: فلسفه‌ی «زیست‌پزشکی» و فلسفه‌ی «انسان‌گرایانه» که یکی صرفاً، مبتنی بر سازوکارهای زیست‌شناختی انسان است و دیگری، رویکردی مبتنی بر تمامیت اوست. نتایج پژوهش نشان می‌دهد آموزش پزشکی، در نتیجه‌ی رویکرد زیست‌پزشکی، بر آموزش تخصصی متمرکز است و طبابت در آن، به‌صورت رابطه‌ای پدرسالارانه انجام می‌شود؛ درصورتی‌که در رویکرد انسان‌گرایانه، آموزش عمومی، در کنار آموزش تخصصی، قرار می‌گیرد و بر تمامیت انسان تأکید می‌شود که در نتیجه‌ی آن، طبابت، به‌صورت رابطه‌ای مشارکتی بین پزشک و بیمار محقق می‌گردد.

سلیمان حیدری، سمیه بیاتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

عصر قاجار در تاریخ پزشکی ایران بعد از اسلام، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا در آن عصر به‌تدریج پزشکان از طب سینایی فاصله گرفتند و تلاش کردند از طب نوین غربی استفاده کنند. یکی از نکات حائز اهمیت درباره‌ی پزشکی عصر قاجار، تأثیرپذیری آن از باورها و اعتقادات عامیانه است. پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی‌تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه‌ی کتابخانه‌ای درصدد پاسخ به این سؤال است که تأثیرپذیری طبابت از باورها و اعتقادات عامیانه، در پزشکی و درمان عصر قاجار چه پیامدهایی داشته است؟ دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که مهم‌ترین پیامد اثرگذاری این باورها، پذیرفته‌نشدن طبابت و درمان به شکل نوین توسط بسیاری از مردم بوده است؛ چنان‌که ترجیح می‌داده‌اند به‌جای استفاده از داروها و سبک‌های درمانی نوین، طبق باورهای عامیانه درمان شوند.

شیلان قادری، مهران صادقی، فایق یوسفی، محمد صالح واحدی، نادر کرمی، آرام کریمیان،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

یکی از روش‌های اصلی افزایش ایمنی بیمار، استفاده از سیستم گزارش‌دهی و فراهم‌کردن امکانات برای آنالیز خطاها و پیشگیری از بروز آن‌هاست. این مطالعه با هدف تعیین نگرش مدیران پرستاری بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کردستان نسبت به نظام داوطلبانه‌ی گزارش‌دهی خطاهای پزشکی در سال 1394 انجام شد. روش تحقیق در این مطالعه توصیفی‌مقطعی است. نمونه‌ی پژوهش، همه‌ی مدیران پرستاری بیمارستان‌های استان کردستان بود که با روش تمام سرشماری وارد مطالعه شدند. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه‌ی روا و پایاشده‌ی نگرش نسبت به نظام داوطلبانه‌ی گزارش‌دهی خطای پزشکی، جمع‌آوری شد. داده‌ها با نرم‌افزار spss نسخه‌ی 20 با استفاده از آزمون آماری کای دو، آزمون تی مستقل و آنالیز واریانس یک‌طرفه تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد 9/87 درصد (۸۰ نفر) از مدیران با گزارش خطا در محل فعالیت خود مواجه شده بودند. 1/68 درصد (62 نفر) از مدیران نسبت به نظام داوطلبانه‌ی خطاهای پزشکی نگرش مثبت، 5/16 درصد (۱۵ نفر) نگرش منفی و 38/15 درصد (14نفر) ممتنع بودند. با توجه به نتایج پژوهش مبنی بر اینکه 1/68 درصد از مدیران نسبت به گزارش داوطلبانه‌ی خطای پزشکی نگرش مثبت دارند، می‌توان با انجام دادن اقدامات لازم، بستر مناسب را برای راه‌اندازی نظام داوطلبانه‌ی خطاهای پزشکی در مراکز درمانی فراهم کرد.
 

غلامحسین مقدم حیدری،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

تصور رایج آن است که «مراقبت از سلامت»، مفهومی قدیمی است که بشر، همواره، با آن درگیر بوده و بیمارستان، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای مرتبط با این موضوع، در طول تمدن بشری، به کار درمان انسان‌ها می‌پرداخته است؛ اما مطالعات تاریخی نشان می‌دهند که در دوره‌ی پیشامدرن، بیمارستان محلی برای درمان بیماران نبوده؛ بلکه کارکردی همچون نوانخانه برای فقرا و بیماران داشته است. در این مقاله می‌کوشیم تا دلایل این موضوع را از دو وجه بررسی کنیم؛ ابتدا، به بررسی وضعیت اجتماعی و اقتصادی می‌پردازیم که سبب چنین کارکردی برای بیمارستان در قرون وسطای میانه شد؛ سپس نشان می‌دهیم که از وجه پزشکی نیز، شیوه‌ی درمان بیماران در آن زمان، مبتنی بر پزشکی‌ اخلاطی و رده‌بندی بود که نه‌تنها بیمارستان را محلی برای درمان نمی‌دانست، بلکه حتی آن را مانع درمان بیماری تلقی می‌کرد؛ ازاین‌رو، بیمارستان، به‌عنوان نوانخانه‌ای برای سالمندان، ازکارافتادگان و معلولان جنگی بود.

سلیمان حیدری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

در تاریخ ایران بعد از اسلام، خاندان برمکی یکی از خاندان‌های مهم در زمینه‌سازی برای انتقال میراث علمی عصر باستان، ازجمله دانش پزشکی، به دوره‌ی اسلامی است. این خاندان، از ابتدای عصر عباسیان، در ساختار نظام سیاسی نفوذ کرد و پس از کسب قدرت سیاسی‌اقتصادی و حمایت از مترجمان و مؤلفان آثار طبی، زمینه‌ی انتقال بخشی بزرگ از میراث طبی عصر باستان به دوره‌ی اسلامی را فراهم کرد. مسأله‌ی اصلی پژوهش پیشِ روی، بررسی نقش خاندان برمکی در زمینه‌سازی برای انتقال میراث طبی از ابتدای قدرت‌گیری این خاندان تا قتل جعفر برمکی است. بنابر یافته‌های پژوهش علاقه‌مندی خاندان برمکی به میراث طبی عصر باستان، همراهی خلفای عباسی و حمایت مادی خلفا و برامکه از مترجمان و نویسندگان آثار طبی، نقشی مهم در انتقال میراث طبی عصر باستان به دوره‌ی اسلامی داشته است.

فریبا اسدی، مریم دنیایی، مصطفی کریم‌زاده، مهدی حیدری،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

به‌کارگیری اصول اخلاق حرفه‌ای از سوی پرستاران، موجب ایجاد محیط اجتماعی و روانی مناسب برای بیماران می‌شود. هدف از این مطالعه، تعیین میزان آگاهی پرستاران، از اصول اخلاق حرفه‌ای و موانع رعایت آن در بیمارستان‌های دولتی استان خراسان جنوبی، در سال 1398، بود. پژوهش حاضر، مطالعه‌ای توصیفی‌مقطعی است که روی 230 نفر از پرستاران استان خراسان جنوبی، به روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای، انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها، فهرست اطلاعات فردی و پرسش‌نامه‌ی موانع رعایت معیارهای اخلاق حرفه‌ای و آگاهی از اصول اخلاق حرفه‌ای بود. اطلاعات، توسط نرم‌افزار spss، نسخه‌ی ۲۲ و با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شدند. در این مطالعه، میانگین سنی شرکت‌کنندگان، 73/5± 34/32 به دست آمد. میانگین نمره‌ی آگاهی شرکت‌کنندگان، در سطحی متوسط قرار داشت و حیطه‌ی محیطی، اولین مانع رعایت اخلاق حرفه‌ای از دیدگاه پرستاران بود. نتایج نشان داد مهم‌ترین موانع رعایت اخلاق حرفه‌ای، به‌ترتیب، تأمین‌نشدن نیازهای پایه، توقعات نابه‌جای بیماران و همراهانشان و کمبود پرسنل پرستاری است. با توجه به اینکه آگاهی پرستاران از اصول اخلاق حرفه‌ای در سطحی متوسط است، برگزاری کارگاه‌های اخلاق حرفه‌ای، رفع موانع محیطی و فراهم‌کردن وضعیت مطلوب برای پرستاران، ازجمله، بهبود وضعیت بخش‌ها و افزایش نیرو و برآوردن انتظارات آن‌ها در زمینه‌های مختلف، مانند استراحت کافی، مکفی‌بودن درآمد و تدوین شیفت‌های مناسب، توصیه می‌شود.

سلیمان حیدری، بنفشه ضرابی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

یکی از بیماری‌های عفونی که در عصر پهلوی اول (1304تا1320ش)، در استان فارس، شیوعی گسترده‌ داشت، بیماری آبله بود. این بیماری در اوایل سلسله‌ی پهلوی در شهرهای استان فارس شیوع یافت و اپیدمی آن در سال 1318ش به اوج رسید. برای کنترل بیماری، اقداماتی مهم، ازجمله آبله‌کوبی انجام شد. آبله‌کوب‌ها با ایجاد پست‌های ثابت و سیار و با روش استفاده از تزریق مایع آبله‌ی بدن فرد بیمار یا مایع آبله‌ی حیوانی به مبتلایان، سعی در کنترل بیماری داشتند. علی‌رغم تلاش‌های اداره‌های محلی در امر آبله‌کوبی، موانع و مشکلاتی متعدد، برای کاهش و ریشه‌کن‌کردن بیماری وجود داشت. این پژوهش درصدد است با تکیه بر اسناد منتشرنشده در سازمان اسناد و کتابخانه‌ی ملی ایران و نیز آرشیو روزنامه‌های محلی و با استفاده از روش توصیفی‌تحلیلی به بررسی شیوع بیماری آبله در فارس و روند آبله‌کوبی برای مقابله با آن، در دوره‌ی پهلوی اول بپردازد. یافته‌های پژوهش نشان داد، علی‌رغم همه‌گیری گسترده‌ی آبله و مرگ‌ومیر فراوان در فارس، در دوره‌ی پهلوی اول، روند آبله‌کوبی به شکلی مطلوب پیش رفت و دولت موفق شد با استفاده از امکانات موجود و روش‌های رایج، به کنترل این بیماری در مناطق مختلف فارس بسیار کمک کند.

غلامحسین مقدم حیدری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

در دوره پیشامدرن تنجیم رویه ارتباط اجسام سماوی با زندگی‌ها و رویدادهای روی زمین و سنت حاصل از آن بوده است. وجهی از تنجیم مبتنی بر دانش نجوم و محاسبات ریاضی بود و وجه دیگر آن به طالع بینی می‌پرداخت. می‌توان از دو نوع تنجیم سخن گفت: تنجیم طبیعی و تنجیم احکامی. تنجیم طبیعی در زمان خود بخشی از فرایند تبیین رویدادها و پیش‌بینی آن‌ها بود. درحالی‌که تنجیم احکامی به طالع بینی و پیش‌بینی تقدیر و سرنوشت افراد و جنگ‌ها، رخ دادن بیماری‌ها می‌پرداخت. اما نکته قابل تأمل این است که بسیاری از دانش‌ها در دوره پیشامدرن از نتایج تنجیم استفاده می‌کردند. به‌طوری‌که فهم دانش‌های مرتبط با آب‌وهوا، کشاورزی و پزشکی در عصر پیشامدرن بدون فهم تنجیم کامل نیست. در این مقاله می‌کوشیم در بخش نخست به‌طور اجمال تنجیم و اقسام آن را بیان کنیم و برخی از ویژگی‌های تنجیم پزشکی را به‌عنوان بخشی از تنجیم طبیعی برشماریم. در بخش دوم به بررسی چگونگی تأثیر تنجیم بر نظریه‌های پزشکی بقراط و جالینوس در یونان باستان بپردازیم و نشان می‌دهیم تنجیم پزشکی در نزد آنان بخشی از فرایند طبیعی تبیین بیماری‌ها و روش‌های درمان و پیشگیری از آن‌ها بوده است.

محبوبه شالی، سمیرا محمدی، حسن شهبازی، نوشین کهن، باقر لاریجانی، شهره نادری مقام،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

 به‌منظور ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، ضروری است که در مسیر توانمندسازی مردم در شناخت و کنترل عوامل مؤثر بر سلامت، گام برداشته شود. استادان دانشگاه‌ها، به‌عنوان ترویج‌کنندگان دانش سلامت، آموزش‌دهنده‌ی مهارت‌های بهداشتی و حامیان سبک زندگی و رفتارهای سالم شناخته می‌شوند. این مطالعه، با هدف تبیین نقش استادان حوزه‌ی علوم پزشکی در ارتقاء سواد سلامت مردم انجام شده است. این پژوهش، از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. برای نمونه‌گیری، از روش مبتنی بر هدف، با حداکثر تنوع استفاده شد. بیست نفر از استادان دانشگاه‌های علوم پزشکی و جهاد دانشگاهی و وزارت بهداشت، با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و هم‌زمان با جمع‌آوری داده‌ها، تجزیه و تحلیل اطلاعات انجام شد. بیست شرکت‌کننده (نُه زن و یازده مرد) با میانگین سنی 3/50 و میانگین سابقه‌ی کاری 45/23 سال در این مطالعه شرکت کردند. پس از تحلیـل داده‌هـا، 947 کد اولیه استخراج و پس از آن، داده‌ها در پنج طبقه‌ی اصلی و پانزده زیرطبقه دسته‌بندی شد. زیرساخت‌سازی، تولید محتوا، الگوی نقش، خودتوانمندسازی و فرهنگ‌سازی، طبقات اصلی پژوهش بودند. استادان دانشگاه می‌توانند با ترکیب مناسب و بدیع عناصر مختلف موجود در نظام آموزشی، دانشجویان و آحاد جامعه را به‌سوی اهداف متعالی سوق دهند یا آنان را از نیل به چنین اهدافی محروم سازند؛ اما به دلایلی، ازجمله تعداد کم استادان نسبت به تعداد دانشجویان، حجم فراوان وظایف اعضای هیئت علمی، کمبود امکانات و مشغله‌های روزافزون زندگی اعضای هیئت علمی، عملکرد و نقش آنان را در این زمینه تحت تأثیر قرار داده است. برای دستیابی به هدف مددگیری از استاد در ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، باید لزوم رفع این محدودیت‌ها را به مسئولان خاطرنشان ساخت

مریم اعلاء، ریتا مجتهدزاده، آیین محمدی، ندا مهرداد، مولود پیاب، سنور بایزیدی، مهین نوملی، محمد اقبال حیدری، علیرضا اولیائی منش، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

همه­گیری کووید-19 برای آموزش و پژوهش به عنوان دو فعالیت اصلی دانشگاهی در رشته­های علوم پزشکی فرصت­ها و چالش­هایی ایجاد کرد که با توجه به تاثیر متقابل پژوهش و آموزش می­توانند مبنای راهکارهایی برای ارتقای این دو حوزه باشند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو مقاله مروری که هر کدام به یکی از این دو مقوله پرداخته­اند، انجام شد. این مطالعه مقایسه­ای از نوع کیفی توضیحی در سه گام انجام شد. ابتدا دو مقاله مروری که به بررسی فرصت­ها و چالش­های ناشی از پاندمی کرونا برای ارائه راهکار در دوران پساکرونا پرداخته بودند، انتخاب شدند. سپس هر دو مطالعه به دقت مطالعه و توصیف شدند. دو نفر از محققین به طور جداگانه موارد شباهت و تفاوت­های دو مطالعه را استخراج کرده و با هم مقایسه کردند تا عدم تطابق­ها رفع شود. پانلی از متخصصین یافته­ها را تایید کردند. فرصت­های و چالش­های ذکر شده استخراج و به تفکیک موارد مشابه و متفاوت بین دو حوزه دسته­بندی شد. راهکارهایی که برای دوران پساکرونا به طور مشترک پیشنهاد شد عبارتند از: ادامه استفاده از امکانات فضای مجازی، تنوع در راه­های ارتباطی با دانشجویان و شرکت­کنندگان در تحقیق و توسعه و آماده­سازی زیرساخت­های الکترونیکی مناسب. مقایسه دو مطالعه مروری انجام شده و تعیین شباهت­ها و تفاوت­های فرصت­ها و چالش­های ناشی از پاندمی کرونا و راهکارهای دوران پساکرونا در دو حوزه آموزش پزشکی و پژوهش­های بالینی، منجر به امکان استخراج راهکارهایی شد که می­تواند این دو حوزه مرتبط با هم را به طور منسجم ارتقا دهد.

محسن رضائی آدریانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

یکی از چالش‌های مهم در ارتباط گیرنده و ارائه‌کننده‌ی خدمت سلامت، مسائل و ارتباط مالی است. این ارتباط به دو گونه‌ی مستقیم یا غیرمستقیم است. در ارتباط مستقیم مالی گیرنده و ارائه‌کننده‌ی خدمت سلامت، معضلات اخلاقی متعددی پدید می‌آید که دریافت وجه خارج از تعرفه (زیرمیزی)، سهم‌خواهی، ارجاع به خود، ارجاع بیجا، تقاضای القایی، بستری و جراحی غیرضروری، از آن جمله هستند. در شیوه‌ی ارتباط غیرمستقیم، بخشی اندک از هزینه‌ی خدمات سلامت بر عهده‌ی گیرنده‌ی خدمت است و نهاد واسط (بیمه یا وزارت بهداشت) عمده‌ی این هزینه را پرداخت می‌کند. وجود نظام پزشک خانواده، همراه با سطح‌بندی و ارجاع دقیق و صحیح، تکمیل‌کننده‌ی شیوه‌ی ارتباط غیرمستقیم مالی است. در چنین حالتی این امکان وجود خواهد داشت که تعرفه‌ی خدمات، مطابق با هزینه‌ی تمام‌شده باشد و تعرفه‌ها به اصطلاح «واقعی» شوند. در این صورت، برای بسیاری از معضلات اخلاقی پیش‌گفته، زمینه‌ای برای بروز و ظهور وجود نخواهد داشت. در نظام سلامت کنونی، نمونه‌های موجود قطع ارتباط مستقیم مالی و نظام ارجاع، گویای چنین امکانی‌ است. قانون بیمه‌ی تصادفی (ماده‌ی ۹۲ برنامه‌ی چهارم توسعه)، پزشک خانواده‌ی کمیته‌ی امداد امام(ره)، ازجمله‌ی این نمونه‌ها هستند. در مراکز درمانی که محل ارجاع بیماران مصدوم هستند، کارکنان باسابقه که قبل و بعد از اجرای قانون بیمه‌ی تصادفی را در تجربه‌ی زیسته‌ی خود دارند، به‌روشنی به تفاوت آشکار قبل و بعد از اجرای این قانون اذعان دارند. مطالعات انجام‌شده هم به این موضوع اشاره دارند.

حشمت اله حیدری،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

ایدز سندرمی است که در مراحل انتهایی آلوده‌شدن انسان به ویروس نقص سیستم ایمنی بروز می‌کند. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، تا انتهای سال 2023، حدود 39/9 میلیون نفر با HIV زندگی می‌کنند و میزان بروز آن، 1/3 میلیون نفر و مرگ‌ومیر ناشی از آن، 630هزار نفر گزارش شده است. در ایران، میزان شیوع و بروز این بیماری، به‌ترتیب 54000 و 2400 نفر و میزان مرگ‌ومیر سالانه‌ی مرتبط با آن، 3200 نفر گزارش شده است. یکی از اهداف نظام سلامت، تسهیل دسترسی مردم به خدمات سلامت است. حق دسترسی به خدمات سلامت، به‌عنوان یک حق ذاتی که در ماده‌ی 25 اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد در کانون توجه قرار گرفته، از اهمیتی ویژه برخوردار است. با توجه به آسیب‌پذیربودن بیماران مبتلا به HIV، این افراد ممکن است در دسترسی به خدمات سلامت دچار مشکل شوند؛ لذا، هدف از این مطالعه، تبیین چالش‌های افراد مبتلا به HIV، در دسترسی برابر به خدمات سلامت بود. تحقیق کیفی حاضر، با استفاده از روش تحلیل محتوای قراردادی، از فروردین تا شهریور1403، در ایران انجام شد. شرکت‌کنندگان در مطالعه، شامل بیماران مبتلا به HIV و ارائه‌کنندگان خدمات سلامت بودند که به شیوه‌ی مبتنی بر هدف انتخاب شدند. داده‌ها با انجام‌دادن ده مصاحبه‌ی رودررو، گردآوری و بر اساس روش پیشنهادی Lundman و Graneheim تحلیل شدند. با تحلیل داده‌ها، 406 کد اولیه استخراج شد و یافته‌ها در سه‌ طبقه‌ی اصلی، شامل عوامل مربوط به مددجو (با زیرطبقاتِ ترس از انتقال بیماری به دیگران، محدودیت‌های مالی، مشکلات جسمی، آشنایی‌نداشتن با حق و حقوق و تبعیت‌نکردن از رژیم درمانی)، عوامل مربوط به نظام سلامت (با زیرطبقاتِ تبعیض در دسترسی به خدمات، نگاه تحقیرآمیز کادر سلامت، آگاهی اندک ارائه‌کنندگان خدمات سلامت از مدیریت بیماری، ترس از آلوده‌شدن به بیماری، افشای اطلاعات بیماران، نبود غربالگری وسیع، اهمال‌کاری مراکز درمانی در شناسایی افراد مبتلا، انجام‌دادن آزمایش قبل از ازدواج) و عوامل فرهنگی (با زیرطبقاتِ طردشدن افراد مبتلا در فرهنگ عمومی، برچسب‌زدن به بیماران، تبعیض در ازدواج و فرزندآوری) قرار گرفتند؛ همچنین، باید حق تسهیل دسترسی به خدمات سلامت، محرمانه‌ماندن اطلاعات، تشکیل خانواده، حمایت مالی و فعالیت در اجتماع، برای بیماران و مبتلایان به ایدز به رسمیت شناخته شود.

هومن حیدری، شکیلا بل کافه، محمدرضا دین محمدی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

سلامت از راه دور (Telehealth) به‌عنوان روشی نوین در ارائه‌ی خدمات سلامتی، به‌سرعت در حال گسترش است؛ این روش، به‌ویژه در دوران همه‌گیری کرونا، امکانات جدیدی را برای دسترسی به مراقبت‌های سلامتی فراهم و به کاهش هزینه‌ها کمک کرده است؛ بااین‌حال، گسترش این پدیده، چالش‌های قانونی و اخلاقی بسیاری را به همراه داشته است که به بررسی دقیق نیاز دارند. در این مطالعه‌ی مروری، از کلیدواژه‌های پزشکی از راه دور، سلامت از راه دور، چالش‌های اخلاقی، چالش‌های قانونی و نظام سلامت برای جست‌وجو در پایگاه‌های علمی  PubMed, Scopus, CINAHL و Google Scholar استفاده شد. مقالات فارسی و انگلیسی منتشرشده در بازه‌ی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ انتخاب شدند. مقالات پژوهشی، مرورهای نظام‌مند و گزارش‌های موردی که به بررسی چالش‌های قانونی و اخلاقی در حوزه‌ی سلامت از راه دور پرداخته بودند، وارد بررسی شدند. پس از جست‌وجو و انتخاب اولیه، مقالات با استفاده از معیارهای کیفیت و اعتبار علمی ارزیابی شدند و در نهایت، مقالات منتخب برای تحلیل نهایی جمع‌آوری شدند. سلامت از راه دور، با چالش‌های متعددی مواجه است که به توجه ویژه نیاز دارند. یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌ها، حریم خصوصی و حفاظت از داده‌هاست؛ زیرا تبادل اطلاعات حساس بیماران می‌تواند تهدیداتی برای محرمانگی ایجاد کند و رعایت قوانین حفاظت از داده‌ها و تدابیر امنیتی برای حفظ اعتماد بیماران ضروری است؛ همچنین، رضایت آگاهانه‌ی بیماران از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ بیماران باید به‌طور کامل، درباره‌ی خطرات و مزایای این خدمات مطلع شوند و فرایندهای رضایت آگاهانه باید با شیوه‌های پزشکی از راه دور تطبیق یابند؛ افزون‌براین، درحالی‌که سلامت از راه دور می‌تواند دسترسی به خدمات سلامتی را بهبود بخشد، ممکن است نابرابری‌های موجود را تشدید کند؛ بنابراین، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ارتباطی و برنامه‌های سواد دیجیتال برای اطمینان از دسترسی عادلانه به خدمات، ضروری است. سلامت از راه دور با وجود چالش‌های قانونی و اخلاقی، مزایایی چشمگیر مانند راحتی و بهبود هماهنگی مراقبت‌ها را ارائه می‌دهد. برای افزایش این مزایا، ضروری است که به چالش‌های اشاره‌شده به‌طور ویژه توجه شود. همکاری بین سیاست‌گذاران و ارائه‌دهندگان خدمات سلامت برای توسعه‌ی دستورالعمل‌ها و مقررات جامع، کلید موفقیت در این حوزه است. این مطالعه بر اهمیت پرداختن به چالش‌های موجود و بهبود شیوه‌های سلامت از راه دور تأکید دارد تا از ارائه‌ی خدمات سلامتی ایمن و عادلانه اطمینان حاصل شود.

صفورا دری، سید علی رسولی، حمیده حکیمی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

حساسیت اخلاقی، تشخیص و ارزیابی پیچیدگی‌های اخلاقی در موقعیت‌های بالینی و اتخاذ تصمیم‌های اخلاقی مناسب است و ازجمله مهارت‌های ضروری پرستاران محسوب می‌شود؛ بااین‌حال، مطالعات گوناگون، سطوحی متفاوت از حساسیت اخلاقی را در بین پرستاران گزارش کرده‌اند که وجود شکاف‌هایی را در این حوزه نشان می‌دهد. مواجهه‌ی مداوم با تعارضات اخلاقی می‌تواند پیامدهایی نظیر افزایش استرس، کاهش رضایت شغلی و افت کیفیت مراقبت را به همراه داشته باشد. با توجه به اینکه حساسیت اخلاقی در محیط‌های گوناگون، متفاوت است و البته ممکن است در طول زمان هم تغییر کند، انجام‌دادن مطالعاتی که میزان حساسیت اخلاقی را در سال‌های مختلف بررسی کنند، ضروری است. این مطالعه با هدف تعیین میزان حساسیت اخلاقی در پرستاران بیمارستان‌های منتخب دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال ۱۴۰۳ ه.ش انجام شده است. این مطالعه‌ی مقطعی و توصیفی، بر روی دویست نفر از پرستاران بخش‌های ویژه‌ی قلب چهار بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به روش نمونه‌گیری تصادفی انجام شد. داده‌ها با استفاده از فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسش‌نامه‌ی استاندارد حساسیت اخلاقی لاتژن گردآوری شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی ۲۶ و آمار‌های توصیفی میانگین و انحراف معیار انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد، میانگین نمره‌ی حساسیت اخلاقی در بین پرستاران شرکت‌کننده، در سطح متوسط (13/4±60/17) قرار دارد. تحلیل ابعاد مختلف حساسیت اخلاقی نیز حاکی از آن است که پرستاران بیشترین میزان حساسیت را در بعد صداقت و خیرخواهی ( 4/48±15/3015) و کمترین میزان را در بعد دانش حرفه‌ای (1/88±3/254) نشان داده‌اند؛ همچنین، میانگین نمرات در ابعاد احترام به استقلال مددجو 2/13±7/44، آگاهی از نحوه‌ی ارتباط با بیمار 3/41±15/18، تجربه‌ی مشکلات و کشمکش‌های اخلاقی 23/03±7/74 و به‌کارگیری مفاهیم اخلاقی در تصمیم‌گیری‌های اخلاقی 3/53±11/95 به دست آمد. بنا بر یافته‌های این پژوهش، سطح حساسیت اخلاقی پرستاران در حد متوسط بوده و کمترین امتیاز مربوط به بعد دانش حرفه‌ای حساسیت اخلاقی است. این امر نشان‌دهنده‌ی این است که پرستاران به اندازه‌ی کافی بیماران را در تصمیم‌گیری‌های درمانی و مراقبتی مشارکت نمی‌دهند. با توجه به این یافته‌ها، ضرورت دارد سیاست‌گذاران حوزه‌ی سلامت و مدیران پرستاری، با طراحی و اجرای سیستم‌های ارزیابی و بازخورد مستمر، به سنجش دقیق سطح حساسیت اخلاقی و دانش حرفه‌ای پرستاران بپردازند. شناسایی دقیق ضعف‌ها و نیازهای آموزشی پرستاران در این زمینه، امکان تدوین برنامه‌های آموزشی اثربخش را فراهم می‌کند که در نهایت به ارتقاء سطح حساسیت اخلاقی پرستاران منجر خواهد شد.
 

حشمت‌اله حیدری،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

ایدز سندرمی است که در مراحل انتهایی آلوده‌شدن انسان به ویروس نقص سیستم ایمنی بروز می‌کند. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، تا انتهای سال ۲۰۲۳، حدود ۹/۳۹ میلیون نفر در دنیا با ایدز زندگی می‌کنند که میزان بروز این بیماری ۳/۱میلیون نفر و مرگ‌ومیر ناشی از آن ۶۳۰ هزار نفر گزارش شده است. در ایران، میزان شیوع و بروز این بیماری به‌ترتیب ۵۴۰۰۰ و ۲۴۰۰ نفر و میزان مرگ‌ومیر سالانه‌ی مرتبط با آن ۳۲۰۰ نفر گزارش شده است. یکی از اهداف اصلی نظام سلامت، تسهیل دسترسی مردم به خدمات سلامت است. حق دسترسی به خدمات سلامت، به‌عنوان حقی ذاتی که در ماده‌ی ۲۵ اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد در کانون توجه قرار گرفته، از اهمیتی ویژه برخوردار است. با توجه به آسیب‌پذیربودن بیماران مبتلا به ایدز، این افراد ممکن است در دسترسی به خدمات سلامت دچار مشکل شوند؛ لذا، هدف از انجام این مطالعه، تبیین چالش‌های افراد مبتلا به ایدز، در دسترسی برابر به خدمات سلامت بود. تحقیق کیفی حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای قراردادی، از فروردین تا شهریورماه سال ۱۴۰۳ در ایران انجام شد. شرکت‌کنندگان در مطالعه، شامل بیماران مبتلا به ایدز و ارائه‌‌کنندگان خدمات سلامت بودند که با شیوه‌ی مبتنی بر هدف انتخاب شدند. داده‌ها با انجام‌دادن ده مصاحبه‌ی رودررو، گردآوری و بر اساس روش پیشنهادی گرانهایم و لاندمن (Graneheim & Lundman) تحلیل شدند. با تحلیل داده‌ها، ۴۰۶ کد اولیه استخراج شد. یافته‌ها در سه طبقه‌ی اصلی شامل عوامل مربوط به مددجو (با زیرطبقات ترس از انتقال بیماری به دیگران، محدودیت‌های مالی، مشکلات جسمی، ناآشنایی با حقوق خود و پیروی‌نکردن از رژیم درمانی)، عوامل مربوط به نظام سلامت (با زیرطبقات تبعیض در دسترسی به خدمات، نگاه تحقیرآمیز کادر سلامت، آگاهی اندک ارائه‌کنندگان خدمات سلامت از مدیریت بیماری، ترس از آلوده‌شدن به بیماری، افشای اطلاعات بیماران، نبود غربالگری وسیع، اهمال‌کاری مراکز درمانی در شناسایی افراد مبتلا، انجام‌ندادن آزمایش قبل از ازدواج) و عوامل فرهنگی (با زیرطبقات عدم پذیرش افراد مبتلا در فرهنگ عمومی، برچسب‌زدن به بیماران، تبعیض در ازدواج و فرزندآوری) قرار گرفتند. حق تسهیل دسترسی به خدمات سلامت، محرمانه‌ماندن اطلاعات، تشکیل خانواده، تحت حمایت مالی قرار گرفتن و فعالیت در اجتماع باید برای افراد مبتلا به ایدز به رسمیت شناخته شود.

علیرضا حیدری، سید حامد آتشی، فریده کوچک، زهرا خطیرنامنی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 پاسخ‌گویی به نیازهای غیرطبی بیماران، بیانگر خواست بیماران و خانواده‌ها برای مشارکت فعالانه‌تر در تصمیم‌ها و برنامه‌های درمانی است. هدف این مطالعه، تعیین سطح پاسخ‌گویی به نیازهای غیرطبی بیماران بستری بود. این مطالعه، مقطعی و به روش توصیفی‌تحلیلی انجام شد. تعداد 392 بیمار بستری از مراکز آموزشی‌درمانی شهیدصیاد شیرازی و پنج آذر گرگان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گلستان در مطالعه شرکت کردند. روش نمونه‌گیری، تصادفی نظام‌مند بود. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ی روا و پایاشده‌ی پاسخ‌گویی سازمان جهانی بهداشت بود. میانگین سنی (±انحراف معیار) بیماران برابر با (92/16 ±17/45) سال بود. 1/55 درصد از بیماران مرد و مابقی زن بودند. میانگین نمره‌ی کلی اهمیت پاسخ‌گویی (±انحراف معیار) برابر با (45/4 ± 37/33) محاسبه شد که در سطحی بالاتر از متوسط قرار داشت. اغلب بیماران (بیشتر از 65 درصد)، همه‌ی ابعاد پاسخ‌گویی را خیلی مهم یا بی‌اندازه مهم ارزیابی کردند. مهم‌ترین بُعد از دیدگاه بیماران، مناسب‌بودن کیفیت محیط اطراف (9/95درصد) و کم‌اهمیت‌ترین بُعد، محرمانه نگهداشتن اطلاعات فردی (7/34درصد) بود. میانگین نمره‌ی کلی عملکرد پاسخ‌گویی (±انحراف معیار) برابر با (0.7 ± 8) 54/54 محاسبه شد و در سطحی بالاتر از متوسط ارزیابی گردید. نمره‌ی کلی اهمیت و عملکرد پاسخ‌گویی در بیمارستان‌های آموزشی شهیدصیاد شیرازی و پنج آذر گرگان در سطحی بالاتر از متوسط قرار داشت. ضروری است، به ابعادی که از نظر بیماران مهم تلقی شدند و از نظر عملکرد پاسخ‌گویی ضعیف‌ بودند، اولویت داده شود و مراکز آموزشی‌درمانی در پاسخ‌گویی به بیماران در خصوص جنبه‌های غیربالینی توجه بیشتری نشان دهند.

اکرم حیدری، مرتضی حیدری، باقر لاریجانی، علی محمد مصدق راد،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

سلامت معنوی، داشتن هدف و معنا در زندگی و احساس تعلق به چیزی فراتر از خود است که آرامش درونی، رضایت و شادی را تقویت می‌کند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری در سال ۱۴۰۳ انجام شد. با مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۴۷ نفر از سیاست‌گذاران، مدیران، استادان، کارکنان و دانشجویان، ۱۸۳ منفعت آموزش سلامت معنوی در دانشگاه‌های علوم پزشکی شناسایی و در شش گروه منفعت برای استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه دسته‌بندی شدند. برای استادان، آموزش معنویت موجب ارتقاء آگاهی اخلاقی، افزایش انگیزه، رضایت شغلی، تعهد و بهبود کیفیت آموزش می‌شود. تقویت معنویت در دانشجویان نیز به کسب مهارت‌های ارتباطی و همدلی بیشتر، کاهش استرس و اضطراب و ارتقاء توانایی‌های حرفه‌ای‌ آنان یاری می‌رساند. کارکنان سلامت نیز از کاهش خطاهای پزشکی، افزایش تاب‌آوری، بهبود روابط اجتماعی و ارتقاء کیفیت مراقبت‌ها بهره‌مند می‌شوند؛ همچنین، بیماران با مراقبت معنوی، استرس و افسردگی کمتری را تجربه کرده، سلامت روان و کیفیت زندگی‌شان بهبود یافته و روند درمانشان سریع‌تر پیش می‌رود. آموزش سلامت معنوی در سطح جامعه نیز، به رفتارهای اجتماعی مثبت‌تر و جامعه‌ای سالم‌تر منجر می‌شود؛ افزون‌براین، دانشگاه‌ها با اجرای این آموزش‌ها می‌توانند برنامه‌های جامع‌تر، پژوهش‌های بین‌رشته‌ای، اخلاق حرفه‌ای و تربیت نیروهای سلامت جامع‌نگر را توسعه دهند و بر اعتبار و بهره‌وری خود بیفزایند. آموزش سلامت معنوی در دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران با اثرگذاری مثبت بر استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه، موجب بهبود سلامت روانی و حرفه‌ای، ارتقاء کیفیت آموزش، افزایش بهره‌وری و اعتبار نظام آموزش عالی سلامت کشور می‌شود.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb