جستجو در مقالات منتشر شده


47 نتیجه برای طب

نیکزاد عیسی‌زاده، رضا سلیمی، محمدمهدی اصفهانی، محمود متوسل آرانی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

یکی از منابع مهم در طب سنتی اسلامی، روایات برجای‌مانده از معصومین علیهم‌السلام است. اولین شرط برای بهره‌گیری از این روایات، به‌ویژه در طب، فهم دقیق و درست آن‌هاست. وجود ویژگی‌هایی مانند دارابودن وجوه مختلف معنایی، اطلاق و تقیید، عمومیت و خصوصیت معنا، محکم و متشابه بودن، ناسخ و منسوخ بودن، از سویی و گذار روایات مذکور از دوران‌های پرفرازونشیب تاریخی و درنتیجه، بروز آسیب‌هایی مختلف چون: تحریف معنوی و لفظی، نقل به معنا، ابهام، ایجاز، جعل و... در این روایات از سوی دیگر، فهم نظام‌مند و صحیح آن‌ها را بر تحقق شرایطی خاص و به‌کارگیری قواعد فهم، استوار ساخته است. استفاده از قراین متصل در فهم روایات طبی، بیشترین کاربرد را در میان قواعد فهم دارد. تحقیق حاضر با بررسی روایات مرتبط، قراین متصل به آن‌ها را تحلیل و چگونگی به‌کارگیری آن‌ها در فهم این دسته از روایات را مطالعه کرده است.


مهدی ناطق پور، علی کاظمیان، نیکزاد عیسی زاده،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

فرهنگ اسلامی، مجموعه‌ای درخشان و جامع‌نگر در تمدن انسانی است. تفکر اسلامی، تن و روان و جان را در ارتباطی تنگاتنگ می‌بیند و سلامت هر کدام را در گرو سلامت دیگری می‌داند. در بسیاری از آیات و روایات، بر توجه توأمان به روح و جسم تأکید شده است. از سوی دیگر با مراجعه به آثار فقهی علما و فقهای بزرگ می‌بینیم شرط صحت بسیاری از عبادات متوقف بر طهارت و نظافت است و در نتیجه، بسیاری از دوره‌های فقهی و رسائل عملیه با بحث طهارت و لوازم آن شروع می‌شوند. در حدیثی از رسول خدا(ص) آمده است:  «الطُّهورُ نِصف الایمان»؛ پاکیزگی نیمی از ایمان است. پس تلاش در حفظ سلامت روحی و جسمی از لوازم دینی برای هر مسلمان دانسته شده است.
در دوران شکوفایی طب در میان مسلمانان، بهداشت و درمان در کنار یکدیگر بررسی می‌شدند. با ظهور حکیمان و طبیبان بزرگ اسلامی، این رشته از علوم از استحکام، غنا، نظم و ترتیبی شایسته برخوردار شد. طب در نزد اکثر حکما و اطبای مسلمان به سه بخش کلی تقسیم می‌شد: بهداشت (پیشگیری)، شناخت بیماری‌ها و درمان آن‌ها. در میان کشورهای اسلامی، ایران در علم طب از جایگاهی ویژه برخوردار بود: قبل از انتشار اسلام در ایران، مرکز علمی «جندی‌شاپور» از مهم‌ترین مراکز طبی در زمان خود بود و طبیبان آن به عالم طب خدماتی ارزنده ارائه کردند؛ پس از تشرف ایرانیان به اسلام نیز، اطبای مسلمان ایرانی جزء پرکارترین و حاذق‌ترین طبیبان زمان خود بودند. به منظور مروری اجمالی بر جایگاه بهداشت و طب در دوران شکوفایی طب اسلامی، با استفاده از روش مطالعات توصیفی و با مراجعه به آثار و شواهد تاریخی به‌جامانده از مورخان و حکیمان ادوار گذشته، این بررسی انجام پذیرفت.

احمد شه گلی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

علم طب با اینکه مسائل و موضوعات خود را با روش‌های تجربی اثبات می‌کند، از مبانی فراتجربی و متافیزیکی به‌گونه‌های مختلف اثر می‌پذیرد. امروزه، برای اثبات تأثیر پیش‌فرض‌های فراتجربی در علوم تجربی، از جمله علم پزشکی، شواهدی فراوان ارائه شده است. این پیش‌فرض‌ها با اینکه از جنس گزاره‌های تجربی نیستند، در تعیین روش، ساختار و جهت علم، تأثیری سازنده دارند. تأثیر مبانی فراتجربی در علم طب، بیش از علوم دیگر است؛ زیرا موضوع علم طب یکی از ابعاد انسان (بدن) است. هر مکتب طبی، خواسته یا ناخواسته، دیدگاهی ویژه به انسان دارد و وقتی به مطالعه‌ی بدن می‌پردازد، درباره‌ی مسائلی نظیر وجود روح در انسان، جنبه‌ی الهی انسان و مسائل مرتبط با آن موضعی خاص دارد و باعث تغییر جهت و روش برخی از مباحث طبی می‌شود. بر این اساس، بحث درباره‌ی مبانی متافیزیکی در علم پزشکی ضرورت دارد. از بین مبانی مختلف طب مدرن، در این مقاله، به مبانی انسان‌شناختی پرداخته شده است. این مبانی عبارت‌اند از: ۱. نگرش حسی به انسان؛ ۲. تلقی زیست‌شناختی از هویت انسان؛ ۳. غفلت از ساحت معنوی انسان؛ ۴. روایت مکانیکی از انسان؛ ۵. جزءنگری؛ ۶. تلقی صرفاً مادی از مرگ. این مبانی، پس از تبیین، نقد و بررسی شده است. بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت که پزشکی مدرن مبانی متافیزیکی مخدوشی دارد که بازنگری در آن ضروری است. ازآنجاکه این مبانی در جهت و روش این طب اثر گذاشته است، ضرورت بازنگری ابعاد اثرگذاری این مبانی بر علم طب نیز، اثبات می‌شود.


محمدحسین عسگردون، سپهر عزیزی، آذین ابراهیمی، محمدحسین احمدیان،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

تعاریفی متعدد از بیهودگی در پزشکی ارائه شده است. بیهودگی در پزشکی در مراقبت از بیمار، به حالتی گفته می‌شود که در آن هر نوع مداخله‌ای، اعم از اقداماتی که به ‌قصد تشخیص، پیشگیری، درمان، توان‌بخشی یا سایر اهداف پزشکی به انجام می‌رسند، فایده‌ای برای آن بیمار نداشته باشد. این مطالعه‌ی مروری‌تحلیلی، با هدف افزایش درک پزشکان و دیگر ارائه‌دهندگان خدمات سلامت از مسأله‌ی بیهودگی در طب مکمل و جایگزین، انجام شد. طی جست‌وجوی گسترده، بیش از هزار مقاله یافت شد که با بررسی عنوان و خلاصه‌ی آن‌ها، پژوهش‌های نامرتبط حذف و متن ۲۱۹ مقاله، کامل خوانده شد. در نهایت نیز، ۱۱۸ مقاله، برای مرور، انتخاب و مطالعه شدند. نتیجه‌گیری درباره‌ی پسندیده‌بودن اخلاقی ارائه‌ی درمانی بیهوده در طب مکمل، بنا بر رویکردهای گوناگون متفاوت است؛ بنا بر رویکرد وظیفه‌گرایی و اصل عدالت از رویکرد اصول‌گرایی، هیچ‌کس مجاز به کاربست درمان‌های بیهوده نیست؛ درحالی‌که در رویکرد موردی و اصل اتونومی بیمار، چنین نظری پذیرفته‌شده نیست . بر اساس رویکرد سودگرایی، تنها، درمان‌های مبتنی بر شواهد را می‌توان از لحاظ اخلاقی بررسی کرد و آن دسته از درمان‌های مکمل که بیهوده‌بودنشان نشان داده شده است، باید منع شوند و ارائه‌دهندگان خدمات مراقبت سلامت، نباید آن‌ها را به بیماران ارائه دهند؛ چراکه نوعی کلاهبرداری و فریب بیمار است. پیشنهاد می‌شود در زمینه‌ی روشن‌سازی مرز میان اثر پلاسبو و نوسبو و بیهودگی مطالعاتی بیشتر انجام گیرد.
 

جواد علیپور سیلاب، ناصر صدقی، حسین نامدار، علیرضا غفاری، محمدرضا دشتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

نظام طب ایران در عصر قاجار تداوم نظام مبتنی بر طرز تفکر اخلاطی بود. بر این اساس، بروز اغلب بیماری‌ها با دیدگاهی کل‌نگر به برهم‌خوردن تعادل اخلاط چهارگانه‌ی «خون، سودا، صفرا، بلغم» نسبت داده می‌شد. شیوه‌های پیشگیری و درمانی نیز در همین فضای شناختی و معرفتی انجام می‌شد. نمونه‌ی بیماری «آبله» بیانگر چنین دیدگاهی در عصر قاجار است. مطابق با یافته‌های پژوهش حاضر، در ادبیات طبی عصر قاجار، دانه‌های چرکی در پوست بدن با حالت سخت به‌صورت تک یا به‌هم‌پیوسته با رنگ‌های مختلف، جُدَری یا آبله نامیده شده است. به لحاظ شناختی، طبیبان عصر قاجار به تأسی از طبیبان سابق، بیماری آبله را بر حسب خِلط در زمره‌ی بیماری‌های گرم و تر (دموی) دسته‌بندی کرده و جوشش خون در بدن را علت به‌وجودآمدن بیماری برشمرده‌اند. مواجهه با بیماری آبله به دو صورت روش‌های پیشگیرانه و درمانی عملی می‌شد؛ برای پیشگیری از ابتلا به بیماری، سفارش‌های لازم در قالب سته ضروریه و به‌ویژه مراعات انواع پرهیز ارائه می‌شده است. در کنار مراعات انواع پرهیز، برای درمان نیز، نمونه‌های مختلفی از انواع دارو با منشأهای مختلف جهت رفع نشانه‌ها و عوارض بیماری در سطح اعضای بدن، به کار برده می‌شد. پژوهش حاضر مطالعه‌ای مروری است و در آن تلاش شده تا با روش توصیفی‌تحلیلی، ماهیت، چیستی و شیوه‌های پیشگیری و درمانی بیماری آبله در نظام طبی ایران عصر قاجار بررسی شود. اطلاعات و داده‌های لازم به شیوه‌ی کتابخانه‌ای گردآوری ‌شده است.

محمدتقی اسلامی، حسن بوسلیکی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

مفهوم طب اسلامی که با مفهوم طب سنتی و حتی طب مسلمانان تفاوت دارد، سال‌‌‌های اخیر در ایران، به‌ویژه در شهرهای مذهبی مطرح شده و رو به رواج است. در نوشتار حاضر به رویکرد افراطی مدعیان طب اسلامی (که خود را رقیب طب مدرن و طب سنتی می‌داند) پرداخته‌ایم. مبنای نظری نقد اخلاقی این رویکرد، اصل‌گرایی (بوچامپ و چیلدرس) بوده است، یعنی تلاش کرده‌ایم وضعیت بالینی و اقدامات درمانی‌بهداشتی داعیه‌داران افراطی طب اسلامی را بر مبنای چهار اصلِ «عدالت، استقلال، نیکوکاری و پرهیز از صدمه» به چالش بکشیم. در نوشتار حاضر نشان داده‌ایم که جریان مدعی طب اسلامی، نمی‌تواند در شرایط کنونی اصل عدالت توزیعی را تأمین کند. همچنین با قضاوت غیرمنصفانه و هراس‌افکنی درباره‌ی طب مدرن، خودمختاری بیماران را نقض می‌کند و نیز با تقید‌نداشتن به سنجش علمی داروها و روش‌های درمانی و همچنین فقدان نظام اعطای گواهی‌نامه‌ی معتبر، بسیار مستعد آسیب به مراجعان است. در همین زمینه، به‌صورت ویژه انتساب این جریان به اسلام را به چالش کشیده‌ایم. این مسأله زمینه‌ساز آسیب جدی به باورهای دینی مراجعان این جریان است.
 

سلیمان حیدری، سمیه بیاتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

عصر قاجار در تاریخ پزشکی ایران بعد از اسلام، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا در آن عصر به‌تدریج پزشکان از طب سینایی فاصله گرفتند و تلاش کردند از طب نوین غربی استفاده کنند. یکی از نکات حائز اهمیت درباره‌ی پزشکی عصر قاجار، تأثیرپذیری آن از باورها و اعتقادات عامیانه است. پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی‌تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه‌ی کتابخانه‌ای درصدد پاسخ به این سؤال است که تأثیرپذیری طبابت از باورها و اعتقادات عامیانه، در پزشکی و درمان عصر قاجار چه پیامدهایی داشته است؟ دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که مهم‌ترین پیامد اثرگذاری این باورها، پذیرفته‌نشدن طبابت و درمان به شکل نوین توسط بسیاری از مردم بوده است؛ چنان‌که ترجیح می‌داده‌اند به‌جای استفاده از داروها و سبک‌های درمانی نوین، طبق باورهای عامیانه درمان شوند.

زینب کریمی، مصطفی ندیم، فاطمه بینشی‌فر،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

در دوره‌ی قاجار، کشور‌های اروپایی در جهت اهداف سیاسی و منافع خود، همراه با هیئت‌های نظامی، مذهبی و سیاسی‌شان، پزشکان بسیاری را به ایران روانه کردند. در این میان، حضور فرانسه بیشتر و پررنگ‌تر از بقیه‌ی کشورها بود. این پژوهش بر آن است تا به معرفی پزشکان فرانسوی، بیان عملکرد آن‌ها در ایران عهد قاجار، معرفی فعالیت‌ها و میزان اثرگذاری آن‌ها در طب این دوره‌ و بررسی عناصر پیش‌برنده‌ی حضور این طبیبان در ایران عصر قاجار بپردازد. پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و به روش توصیفی‌تحلیلی صورت گرفته است. در زمینه‌ی یافته‌های این تحقیق، می‌توان گفت که تأثیر پزشکی فرانسه در تحولات طب نوین ایران بسیار چشمگیر بوده است، تاجایی‌که طب جدید را پزشکان فرانسوی در ایران پایه‌گذاری کردند. ازجمله اقدامات مهم و برجسته‌ی پزشکان فرانسوی در ایران عهد قاجار، می‌توان به تأسیس بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها و تشکیل شورای صحی اشاره کرد. علاوه‌براین، طبیبان فرانسوی در زمینه‌ی آموزش‌های پزشکی، نظیرِ چشم‌پزشکی، جراحی، میکروب‌شناسی و...، واکسیناسیون و قرنطینه‌ها برای جلوگیری از بیماری‌های واگیر‌دار، نگارش کتاب‌های طبی و...، اقداماتی مهم انجام دادند. پزشکان فرانسوی برخلاف دیگر کشو‌رهای اروپایی که فقط موجب بهبود وضعیت بهداشتی شدند، در تاریخ پزشکی ایران دوره‌ی قاجار تحول به وجود آوردند. در نهایت، باید گفت جامعه‌ی عهد قاجار، به‌خوبی، پذیرای طب و طبیبان فرانسوی بود؛ زیرا هم دربار قاجار و هم‌ جامعه، به خدمات درمانی نیاز مبرم داشتند و هم دولت فرانسه، برای دستیابی به مقاصد سیاسی و اقتصادی خود، به حضور همه‌جانبه و پزشکی در ایران نیازمند بود.
 

ثریا فرجی، سیدمحسن سیدی، مجید خلیلی، مهران سیف فرشد،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

در سراسر تاریخ پزشکی، نگارش رساله و کتاب‌های اخلاقی، در کنار علم‌آموزی، به‌عنوان یکی از مباحث مهم مطرح بوده و در قرون طلایی علوم در اسلام نیز، رواج داشته است. دانشمندان این دوره، از بیان نکات اخلاقی که رعایت آن در پزشکی ضروری می‌نمود، غافل نبودند. مقاله‌ی حاضر درباره‌ی رفتار و اخلاق پزشکان از دیدگاه دانشمند برجسته‌ی دوره‌ی اسلامی‌، اسحاق‌بن‌علی رهاوی و مؤلف نخستین اثر مستقل در این زمینه، ادب الطبیب است. هدف از این مطالعه، تحلیل و بررسی رفتار و اخلاق پزشکان در این کتاب ارزشمند است. در این مطالعه، به دلیل حجم گسترده و جامعیت کتاب یادشده که شاید بتوان آن را دایره‌المعارف اخلاق پزشکی نامید، تنها چند جستار، مانند مختصری از زندگی و تبار رهاوی، ضرورت و مفهوم ادب، رفتار و تعهد پزشکان به خود، بیماران و جامعه و همچنین، رفتار پرستاران، عیادت‌کنندگان و نکاتی درباره‌ی چگونگی آزمون و آموزش پزشکی و داروسازی بررسی شده است. رهاوی، نخستین شرط طبابت را ایمان و اعتقاد راستین به خداوند دانسته و پزشکان را نگهبانان جسم و تن معرفی می‌کند. حفظ تعهد به آموزش پزشکی، نقش پرستاران و داروسازان در روند درمان، مهارت‌های ارتباطی پزشک و توصیه به آموختن سایر علوم، همچون فلسفه و از همه مهم‌تر، رابطه‌ی محکم بین جسم و روح، از نقاط قوت ادب الطبیب است که رهاوی با بیان این نکات، خواستار بهبود کیفیت خدمات پزشکی در جامعه بوده است.

افسانه سعادتی، محسن محمدی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

در میان روابط انسانی، رابطه‌ی پزشک و بیمار، یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات است. این ارتباط، اهمیت ویژه‌ای در اخلاق پزشکی دارد و سنگ بنای اقدامات طبی را تشکیل می‌دهد. ارتباط بین پزشک و بیمار موجب ایجاد اطمینان میان آنان می‌شود تا به‌حدی ‌که برخی مواقع حذاقت پزشک را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. یک طبیب حاذق افزون بر آگاهی از علوم پزشکی باید هنر برقراری ارتباط با بیمار را نیز داشته باشد؛ خدشه‌دارشدن این ارتباط منجر به بی‌اعتمادی، نارضایتی و ناکارآمدی در درمان می‌شود. نگارندگان این مقاله در پی واکاوی عمده‌‌ترین مسا‌ئل اخلاق پزشکی در قصه‌های طبیب‌محور مثنوی هستند. مولوی تحت لوای مطالب طبی مطروحه در قصه‌ها نظیر نبض‌شناسی، مزاج‌شناسی، گیاه‌درمانی، روال درمان و... به مسئولیت‌ها و وظایف اخلاقی پزشکان نیز اشاره‌هایی ویژه‌ داشته است؛ برای مثال، در قصه‌ی «پادشاه و کنیزک» رازداری، گوش‌سپاری، شفقت و مهربانی و مجرب‌بودن طبیب غیبی در برابر کنیزک ازجمله مواردی است که در اخلاق پزشکی مطرح می‌شود؛ در پایان این داستان، مخاطبان، ناباورانه عملکرد طبیب غیبی (کشته‌شدن زرگر توسط او) را مغایر با روح سوگندنامه‌ی بقراط ارزیابی می‌کنند. در قصه‌ی «طبیب و پیرمرد» نیز ناکارآمدی ارتباط میان پزشک و بیمار بسیار محرز است؛ همدلی‌نداشتن و ارتباط غیرعاطفی پزشک با بیمار، به‌ویژه در نخستین برخورد که بدون سیمولوژی صورت پذیرفته است، زمینه‌ای را فراهم ساخته تا بیمار به پزشک بی‌اعتماد شود و از شیوه‌ی درمان او ناخرسند باشد. در حکایت «آن رنجور که طبیب در او اومید صحت ندید» طبیب با کتمان راز و بیان ناکافی و ناواضح تجویز، زندگی بیمار را به مخاطره افکنده است.

علیرضا منجمی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

انگاره‌ی متداول و نیازموده در رابطه‌ی فلسفه و پزشکی چنین است: ازآنجاکه پزشکان به‌نامی همچون رازی و ابن‌سینا، فیلسوف هم بوده‌اند، پس ارتباطی وثیق میان فلسفه و پزشکی وجود دارد. این مقاله، بر مبنای مدل‌سازی فلسفی، در پی آن است که نشان دهد رابطه‌ی فلسفه و پزشکی بر چه بنیان‌هایی استوار است. بر این اساس، ابتدا، دو الگوی جالینوس و ابن‌سینا از رابطه‌ی فلسفه و پزشکی به‌اجمال تبیین خواهد شد و سپس، نشان داده می‌شود الگوی فخر رازی از تعامل پزشکی و فلسفه، نسبت به دو الگوی سینوی و جالینوسی، بسیار متمایز و بدیع است و تا به امروز از آن غفلت شده است. الگوی جالینوسی، بیشتر، بر تأثیر فلسفه (غالباً منطق و اخلاق) بر طبابت متمرکز است. منطق، یاری‌رسان پزشک برای رسیدن به تشخیص دقیق و اخلاق، سامان‌دهنده‌ی رابطه‌ی پزشک و بیمار است. در مقابل، ابن‌سینا جایگاه فلسفه را تقویم مبانی معرفت‌شناختی پزشکی می‌داند؛ ازاین‌رو، جایگاه پزشکی در طبقه‌بندی علوم و نظریه‌ی پزشکی اهمیت می‌یابند. او بر این باور است که بحث و مجادله‌ی فلسفی در مفاهیم بنیادین پزشکی، نه ثمره‌ای برای پزشکی دارد و نه فلسفه. الگوی فخر رازی از رابطه‌ی فلسفه و پزشکی را، در آثار پزشکی او (شرح مشکلات قانون و حفظ ‌البدن)، می‌توان فهم بر پایه‌ی گفت‌وگوی مبتنی بر پرسش و پاسخ (سقراطی) دانست. کتاب شرح مشکلات قانون، فلسفه‌ورزی او در مفاهیم پایه‌ی پزشکی است که می‌توان آن را یکی از متون دستِ‌اول فلسفه‌ی پزشکی به‌حساب آورد. به نظر می‌رسد فخر رازی در هر دو اثر تلاش می‌کند با برهان‌های فلسفه، راهی برای فهم عمیق‌تر و کاربست آن در عمل بیابد.

سلیمان حیدری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

در تاریخ ایران بعد از اسلام، خاندان برمکی یکی از خاندان‌های مهم در زمینه‌سازی برای انتقال میراث علمی عصر باستان، ازجمله دانش پزشکی، به دوره‌ی اسلامی است. این خاندان، از ابتدای عصر عباسیان، در ساختار نظام سیاسی نفوذ کرد و پس از کسب قدرت سیاسی‌اقتصادی و حمایت از مترجمان و مؤلفان آثار طبی، زمینه‌ی انتقال بخشی بزرگ از میراث طبی عصر باستان به دوره‌ی اسلامی را فراهم کرد. مسأله‌ی اصلی پژوهش پیشِ روی، بررسی نقش خاندان برمکی در زمینه‌سازی برای انتقال میراث طبی از ابتدای قدرت‌گیری این خاندان تا قتل جعفر برمکی است. بنابر یافته‌های پژوهش علاقه‌مندی خاندان برمکی به میراث طبی عصر باستان، همراهی خلفای عباسی و حمایت مادی خلفا و برامکه از مترجمان و نویسندگان آثار طبی، نقشی مهم در انتقال میراث طبی عصر باستان به دوره‌ی اسلامی داشته است.

مصطفی معلمی، مرتضی دارابی نیا،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

مطالعه‌ی حاضر، در پی بازشناسی یکی از پیشکسوتان طب سنتی بالینی، به‌نام عبداالله ازدی و فرهنگ‌نامه‌ی پزشکی اوست. این پژوهش، مطالعه‌ای از نوع تحلیلی است. تمرکز جست‌‌وجو بر دو کلیدواژه‌ی اصلی عبدالله ازدی و کتاب الماء قرار گرفت؛ اما دامنه‌ی جست‌وجو تمام واژه‌های مناسب از قبیل طب، بوعلی سینا، طب سنتی، فرهنگ‌نامه‌ی پزشکی، اخلاق و حقوق پزشکی را شامل می‌شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای کتابخانه‌ای جامع طب (نسخه‌ی یک)، کتابخانه‌ی تاریخ اسلام، تاریخ ایران اسلامی و مراکز معتبر ملی و بین‌المللی گردآوری شد. مسأله‌ی اصلی پژوهش پیشِ رو، از یک سو شناسایی و معرفی نکاتی در باب زندگی و اعتقادات و نیز دانش تخصصی عبدالله ازدی در حیطه‌ی پزشکی و از سوی دیگر شناساندن کتاب او، فرهنگ‌نامه‌ی کتاب الماء است. پژوهش‌های این تحقیق نشان می‌دهد، عبدالله ازدی، یکی از شاگردان ابن‌سینا و مصاحب ابوریحان بیرونی بوده است. این حکیم مسلمان، در عین تبحر در طب سنتی بالینی، پزشکی قانون‌مدار و اخلاق‌گرا بوده است و التزام او به شریعت در جای‌جای کتاب الماء به چشم می‌خورد. استعمال واژه‌های تخصصی پزشکی نیز، بیانگر احاطه‌ی وی بر دانش پزشکی است.

محمود اکبری، محمدنبی سلیم،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

یکی از رخدادهای مهم و اثرگذار در جریان تعامل بین تمدن اسلامی و غرب، جنگ‌های صلیبی بود که نزدیک به دو قرن، ادامه یافت و دامنه‌ی آن، از اروپا تا شام و مصر را در بر داشت. بروز این نبردها که به دلیل شور مذهبی اروپاییان برای تصرف خاستگاه مسیح (ع) و نیز، سرازیرشدن جمعیت مازاد اروپا به شرق بود، به‌طور مستقیم، به انتقال علوم و فنون بین غرب و شرق یاری رساند. پژوهش حاضر، با تکیه بر روش تحقیق توصیفی‌تحلیلی و به ‌مدد مطالعات کتابخانه‌ای، بر آن است تا به بررسی نقش جنگ‌های صلیبی در انتقال دانش پرشکی از حوزه‌ی تمدن اسلامی به اروپا بپردازد؛ ازاین‌رو، در مراجعه و استناد به متون، صداقت و امانت‌داری، رعایت شده است. نتیجه‌ی تحقیق، گواه آن است که در اثنای کارزار صلیبی، اروپاییان، با مشاهده‌ی پیشرفت‌های علمی مسلمانان، بر آن شدند تا آثار اطبای مسلمان را ترجمه و به اروپا، منتقل کنند. این امر، موجب پیشرفت دانش پزشکی و توسعه‌ی امر بهداشت در اروپا، مقارن با عصر نوزایی، شد؛ ازاین‌رو، یکی از مهم‌ترین پیامدهای کارزار مسلمانان و صلیبیان، تسهیل روند انتقال مبانی فرهنگی و تمدنی جهان اسلام،  ازجمله اندوخته‌های طب ایرانی‌اسلامی، به حوزه‌ی تمدنی غرب بوده است.

ساسان موگهی، فرخنده جمشیدی، نگار پرویزی، علی محمدی سپهوندی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

در مراکز درمانی و پزشکی، انطباق رفتارهای فردی و اجتماعی با اخلاق و موازین شرعی بسیار مهم و نیازمند ارزیابی‌های پیوسته است. بر همین اساس، مطالعه حاضر با هدف تعیین انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس از دیدگاه بیماران و کارورزان در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور شهر اهواز در سال 1399 انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی‌مقطعی بود و جامعه‌ی آماری آن شامل کارورزان (204 نفر) و بیماران (385 نفر) مراجعه‌‌کننده به بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه‌ علوم پزشکی جندی‌شاپور شهر اهواز بود. نمونه‌گیری نیز به‌‌صورت تصادفی انجام‌ شده است. همچنین، پژوهشگر داده‌ها را به وسیله‌ی فرم جمع‌‌آوری اطلاعات و پرسش‌نامه‌ای متشکل از هفده سؤال از بیماران و کارورزان جمع‌‌آوری کرد. داده‌ها توسط نرم‌افزار SPSS 20 و آمار توصیفی و استنباطی بررسی شد. از دیدگاه کارورزان، بین انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس در بیمارستان‌های مختلف و جنسیت  ارتباط معنادار وجود داشت (0.05>P)؛ ولی با سن و وضعیت تأهل ارتباط معناداری دیده نشد (0.05، سن، تحصیلات، وضعیت تأهل و بیمارستان تفاوت معنادار وجود نداشت (0.05>P). از دیدگاه کارورزان، انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس برابر با 1/45% و از دیدگاه بیماران برابر با 40.5% بود. بر اساس نتایج مطالعه‌ی حاضر، برای رعایت کامل انطباق امور پزشکی با قوانین شرع مقدس، در تمامی بیمارستان‌های بررسی‌شده، به فضای فیزیکی و کادر درمانی همگن با جنسیت بیماران بیشتری نیاز است.

محمد رضائی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

پژوهش حاضر در پی یافتن پاسخ این سؤال است که توصیه‌های دینی و اخلاقی تا چه حد بر بهداشت محیط شهرهای قلمرو آل‌بویه اثرگذار بوده است؟. در پژوهش حاضر با روش توصیفی‌تحلیلی و تکیه بر منابع کتابخانه‌ای از کتب روایی، تاریخی، طبی و جغرافیایی فیش‌برداری شد؛ سپس پس از دسته‌بندی داده‌ها در مهم‌ترین حوزه‌های مرتبط با بهداشت محیط و بررسی آن‌ها، نتیجه‌ حاصل شد. یافته‌ها حاکی از آن است که در نیمه‌ی اول دوره‌ی حکومت آل‌بویه، در پی افزایش جمعیت و گسترش برخی شهرها، نیاز به اقدامات بهداشتی در حوزه‌های مختلف، که امروزه از وظایف متولیان بهداشت محیط است، احساس شد. در کنار دستورات و توصیه‌های موجود در برخی آیات و روایات که مبنای بخشی از قوانین بهداشتی به شمار می‌رفت، تعدادی از حکام این سلسله مانند عضدالدوله (324 تا ۳۷۲ ه.ق) نیز با برخی اقدامات عمرانی و خدماتی همچون تأمین آب شرب یا احداث مراکز درمانی و خدماتی و نصب محتسب به دخالت در امر بهداشت شهرها در حوزه‌های مختلف پرداختند؛ البته بخشی از این اقدامات با سلامت جامعه در حوزه‌ی بهداشت مواد غذایی، معابر و اماکن عمومی و بهداشت آب و دفع فاضلاب در ارتباط بود.

وحیده رحیمی‌مهر،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

طراحی محیط، بر سلامت جسم و روان و الگوهای رفتاری، تأثیراتی عمیق می‌گذارد. مراکز درمانی، یکی از محیط‌های معماری است که در دهه‌های اخیر در کشورهای پیشرفته، دچار تغییراتی شده است؛ محیط‌های صرفاً کالبدی و بسته، جای خود را به محیط‌های تلفیقی بسته و باز داده‌اند که فضای باز آن‌ها، شامل باغ‌های درمانی (شفابخش) است. مطالعات صورت‌گرفته بر روی باغ‌های سنتی ایران نشان می‌دهد، این باغ‌ها جزء باغ‌های شفابخش هستند؛ اما تاکنون، معیارهای شفابخشی این باغ‌ها از منظر طب سنتی، بررسی نشده است؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر، بررسی معیارهای شفابخشی باغ‌های درمانی ایرانی از منظر طب سنتی است تا نگرش‌های طراحی محیط‌های درمانی در ایران، در جهت آموزه‌های طب سنتی قرار گیرد. در این مطالعه‌ی تطبیقی، گردآوری اطلاعات به‌صورت اسنادی انجام گرفت. ابتدا تأثیر طبیعت بر انسان، از دید طب سنتی بررسی شد؛ سپس، معیارهای مناظر شفابخش در باغ ایرانی، از منظر طب سنتی ایران، با استفاده از منابع تاریخ طب و مقالات مرتبط با موضوع در کانون توجه و بررسی قرار گرفت. بنا بر یافته‌ها، به نظر می‌رسد، معیارهای کلی مطرح برای باغ‌های شفابخش در باغ ایرانی، با اصول طب سنتی منطبق است و با بهره‌گیری از توصیه‌های طبی برای بیماران، می‌توان طراحی دقیق‌تری برای باغ‌های درمانی ارائه داد و از الگوی باغ ایرانی برای طراحی مراکز درمانی بهره جست؛ چراکه معیارهای باغ‌های درمانی به‌صورت کلی بوده، اما با توجه به توصیه‌ی پزشکان طب سنتی می‌توان طراحی دقیق‌تری با توجه به تفاوت‌های مزاجی بیماران ارائه داد.

پروین اصغری، مهدی غفاری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که مفاهیمی همچون سلامتی، تندرستی، رشد فردی و اجتماعی با فعالیت بدنی ارتباط تنگاتنگی دارند؛ چنانکه ملت‌های متمدن جهان  به اهمیت فعالیت بدنی درزمینه سلامتی و تندرستی نظر داشته‌اند. در میان ملت‌های باستان، یونانیان بیش از همه به ورزش و فعالیت بدنی علاقه داشتند چنانکه جزء مهمی از پزشکی یونان قدیم بوده است و پزشکان دوران یونان باستان، به‌ویژه، بقراط و جالینوس بر فعالیت بدنی و رژیم غذایی مناسب به‌عنوان مؤلفه‌های مهم شیوه زندگی سالم تمرکز داشته و تأکید کرده‌اند و ازاین‌رو بسیاری از اطلاعات اولیه در مورد ارتباط ورزش و سلامتی در یافته‌ها و متون پزشکی یونان قدیم مطرح شد که به‌طور جامع و کاربردی در قالب تئوری طبیعیات و غیرطبیعیات از سوی جالینوس مطرح شد و سپس در دوران بعد مبنای ارتباط ورزش و پزشکی قرار گرفت. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر اطلاعات کتابخانه‌ای درصدد پاسخ به این سؤال است که انسان از چه زمانی با روش علمی و اصولی دریافت که تمرین و فعالیت بدنی در سلامتی بدن نقش داشته است و حاصل آنکه با بررسی پزشکی یونان قدیم به‌ویژه نظریه جالینوس پیرامون ارتباط ورزش و سلامتی در قالب مقوله غیرطبیعیات در یونان باستان، دوره قرون وسطی، سپس عصر رنسانس تا عصر حاضر، می‌توان به نقش مهم و تأثیرگذار تمرین و فعالیت بدنی در حفظ سلامتی بدن و پیشگـیری از بیماری‌ها در اعصار مختلف تاریخ حیات بشر و نحوه تغییر دیدگاه مشاهیر ان زمان به آن در طول تاریخ پی برد

علیرضا منجمی، امیرحسن موسوی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

«طبی‌سازی»، در ادبیات رایج آن، مفهومی انتقادی به پزشکی مدرن است؛ به معنای پیشروی و نفوذ پزشکی در ساحت‌ها و حوزه‌های جدیدی از زندگی انسان و در نهایت، تبدیل‌شدن پزشکی به‌ نوعی ابزار کنترل و تسلط اجتماعی. در این مقاله نشان داده‌ایم، اگرچه ادبیات رایج طبی‌سازی از ابتدای شکل‌گیری آن در اواسط قرن بیستم، نقدی منحصر به پزشکی مدرن است، کاستی‌های مفهومی همین تلقی و فروکاستن طبی‌سازی به پزشکی مدرن که مبتنی بر زیست‌پزشکی است، خطایی معرفت‌شناسانه است. این خطا منجر به حالت‌هایی جدید از طبی‌سازی در لباس طبی‌زدایی و با سویه‌هایی آسیب‌زاتر می‌شود. به ادبیات رایج طبی‌سازی، انتقادی دوسویه وارد است؛ پژوهشگران طبی‌سازی با تمرکز بر پارادایم زیست‌پزشکی، از طبی‌سازی‌های رویکردهای دیگر پزشکی، مانند طب‌های مکمل و جایگزین غفلت کرده‌اند. این خلأ مفهومی در ادبیات رایج، منجر به ایجاد فضا برای شکل‌گیری اَشکالی جدید از طبی‌سازی توسط طب‌های مکمل و جایگزین شده است؛ روندهایی که در ظاهر، به طبی‌زدایی از پزشکی مدرن می‌پردازند؛ اما خود انواعی جدید از طبی‌سازی را بازتولید می‌کنند؛ فرایندهایی که ذیل دو مفهوم «پیراطبی‌سازی» و «کمیزیشن» (CAMization) توصیف شده است. مقصود از کمیزیشن رویه‌هایی است که در آن مسائل روزمره‌ی زندگی انسانی، به مسائل سلامت در ادبیات طب مکمل و جایگزین منتقل‌ می‌شود. در این مقال به طب سنتی ایران هم اشاره‌ای شده است و نشان داده‌ایم که قرائت رایج بسیاری از جامعه‌شناسان پزشکی از طبی‌سازی که این پدیده را موضوعی منحصر به جوامع غربی و یک‌صد سال اخیر می‌دانند، محل مناقشه است.

غلامحسین مقدم حیدری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

در دوره پیشامدرن تنجیم رویه ارتباط اجسام سماوی با زندگی‌ها و رویدادهای روی زمین و سنت حاصل از آن بوده است. وجهی از تنجیم مبتنی بر دانش نجوم و محاسبات ریاضی بود و وجه دیگر آن به طالع بینی می‌پرداخت. می‌توان از دو نوع تنجیم سخن گفت: تنجیم طبیعی و تنجیم احکامی. تنجیم طبیعی در زمان خود بخشی از فرایند تبیین رویدادها و پیش‌بینی آن‌ها بود. درحالی‌که تنجیم احکامی به طالع بینی و پیش‌بینی تقدیر و سرنوشت افراد و جنگ‌ها، رخ دادن بیماری‌ها می‌پرداخت. اما نکته قابل تأمل این است که بسیاری از دانش‌ها در دوره پیشامدرن از نتایج تنجیم استفاده می‌کردند. به‌طوری‌که فهم دانش‌های مرتبط با آب‌وهوا، کشاورزی و پزشکی در عصر پیشامدرن بدون فهم تنجیم کامل نیست. در این مقاله می‌کوشیم در بخش نخست به‌طور اجمال تنجیم و اقسام آن را بیان کنیم و برخی از ویژگی‌های تنجیم پزشکی را به‌عنوان بخشی از تنجیم طبیعی برشماریم. در بخش دوم به بررسی چگونگی تأثیر تنجیم بر نظریه‌های پزشکی بقراط و جالینوس در یونان باستان بپردازیم و نشان می‌دهیم تنجیم پزشکی در نزد آنان بخشی از فرایند طبیعی تبیین بیماری‌ها و روش‌های درمان و پیشگیری از آن‌ها بوده است.


صفحه 2 از 3     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb