42 نتیجه برای محمدی
محمود متوسل آرانی، محمدحسن علم الهدی، نیکزاد عیسیزاده، غلامرضا نورمحمدی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
اصول اخلاق پزشکی نوین، بهویژه اصل ضررنرسانی، کادر درمانی را به پرهیز از هر گونه آسیب و زیان به بیمار توصیه میکند. فقهای اسلام نیز، با بهرهگیری از منابع و متون دینی، قواعدی را عرضه کردهاند که در بسیاری از حوزههای زندگی کاربرد دارند. از جملهی این قواعد، قاعدهی «لاضرر» است که در این مقاله به بررسی این قاعده و کاربردهای آن در پزشکی میپردازیم. افزون بر مباحث سندشناسی، فهم درست واژههای «ضرر» و «ضرار» و نفی یا نهی بودن حرف «لا» در ابتدای مستند قاعده، از مباحث اساسی و اختلافی است. پیوند اعضا، تنظیم خانواده و کنترل بارداری، مسئولیتپذیری در حفظ سلامت، لزوم مراجعهی بیمار به پزشک برای معالجه، مسئولیت مدنی پزشکان در امر درمان و مسئولیت متولیان جامعه در کنترل ایدز، از مسائل مبتلابه امروز نظام سلامت است که قاعدهی لاضرر در آنها جاری و ساری است.
رضا محمدی نسب، عبدالرسول عمادی، سید محمد رحیم ربانی زاده،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
نگارش رسالههای اصلاح ادویه (دفع عوارض جانبی داورها) از مهمترین مباحث داروشناسی و پزشکی دورهی اسلامی است. در طول چند قرن اول تمدن اسلامی، چهار رسالهی مهم در این خصوص نگاشته شد که سنت علمی را پایهگذاری کرد و پیکرهی اصلی داروشناسی بعد، براساس آنها شکل گرفت. در مقالهی حاضر، سنت نگارش اصلاح ادویهی مسهله بررسی شده است. این بررسی با تکیه بر نظریات سه دانشمند برجسته (حبیشبناعصم دمشقی، قسطابنلوقا بعلبکی و محمدبنزکریا رازی) و با استفاده از نسخههای باقیمانده و موجود انجام گرفته است. بررسی و تحلیل داروهای مسهل و نحوهی مقابله با عوارض جانبی آنها، بهعنوان مهمترین گروه دارویی در کتابهای پزشکی و داروشناسی دورهی اسلامی، از اهداف این پژوهش بوده است.
اصلاح داروهای مسهل، بهعنوان مهمترین بخش پیکرهی داروشناسی دورهی اسلامی، در آثار داروشناسان و پزشکان دورههای بعد نیز متبلور بوده و از کتابهای مستقل در این خصوص، بهرهگیری و بهعنوان منبع بلافصل استفاده شده است. تقریباً در همهی کتابهای پزشکی و داروشناسی، بخش یا فصلی مفصل، به معرفی داروهای مسهل و نحوهی اصلاح آنها اختصاص یافته است. این بخشها به دنبال شاکلهی اصلی یک سنت پژوهشی که طی قرنهای متمادی کموبیش ادامه یافته، شکل گرفتهاند. در این مقاله به تفاوت و مشابهت هر کدام پرداخته شده است تا بتوان چشماندازی مناسب از تاریخ داروشناسی عرضه کرد.
داروشناسان و پزشکان، دارویی را استفاده میکردهاند که ضمن برطرفکردن خلط و مزاج و فضولات زیادشده، باعث تغییر مزاج اصلی بدن نیز میشده است؛ همچنین آنان برای مقابله با این عوارض جانبی ضمن احصاء این دستهی مهم دارویی، به انواع مضرات، نوع خوب مورد استفاده و بهصورت مفصل به روش دفع عوارض جانبی آن اشاره میکردهاند.
زهرا تذکری، زهرا اعتباری اصل، زهرا محمدی، خاطره نعمتی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
حساسیت اخلاقی از عوامل مهم در بهبود کیفیت مراقبتهای پرستاری و ارتقای کارایی پرستاران است. پژوهش پیش رو، با هدف بررسی رابطهی حساسیت اخلاقی پرستاران اتاق عمل با خودکارآمدی آنها در مراکز آموزشیدرمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل طراحی شد. این پژوهشِ توصیفیهمبستگی در سال ۱۳۹۶ روی ۱۴۴ نفر از پرستاران اتاق عمل به روش سرشماری صورت گرفت. اطلاعات، با کمک پرسشنامهی استاندارد حساسیت اخلاقی و خودکارآمدی عملکرد بالینی جمعآوری شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی مستقل و آنوا تحت نرمافزار Spss 15 تجزیه و تحلیل شد. میانگین سنی افراد 07/6±30 سال به دست آمد. اکثر پرستاران زن (۵۴%) دارای مدرک اتاق عمل (۵۹%) بودند. میانگین و انحراف معیار نمرهی حساسیت اخلاقی 00/11± 87 و خودکارآمدی کلی نیز، 00/13±129 به دست آمد. ضریب همبستگی پیرسون، بیانگر ارتباط آماری معنادار، بین نمرهی خودکارآمدی و حساسیت اخلاقی پرستاران بود (۰۰۰۱≥P، 882/0r=). نتایج مطالعهی حاضر نشان داد حساسیت اخلاقی و خودکارآمدی پرستاران اتاق عمل، در حد بالایی قرار دارد؛ همچنین به نظر میرسد حساسیت اخلاقی بالا، موجب افزایش خودکارآمدی میشود. با وجود این، برگزاری کارگاههای اخلاقی و حرفهای میتواند حساسیت اخلاقی و به دنبال آن، خودکارآمدی پرستاران را بهبود بخشد.
سینا ولیئی، شیوا محمدی، شعیب دهقانی، فرزانه خانپور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
امروزه، پیوند عضو درمان نهایی بیماران در مراحل پایانی اختلال در عملکرد اندامهاست. با توجه به اهمیت اهدای عضو و نقش مهم معلمان در افزایش آگاهی و بهبود نگرش قشری گسترده از جامعه، پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان آگاهی و چگونگی نگرش معلمان شهر سنندج به مسألهی اهدای عضو انجام شد. روش تحقیق در مطالعهی حاضر، توصیفیتحلیلی (مقطعی) است. در همین راستا، 250 معلم شاغل در مدارس متوسطهی اول و دوم شهرستان سنندج، به روش نمونهگیری خوشهای، در سال تحصیلی 1397-1396، انتخاب و پرسشنامهی میزان آگاهی و چگونگی نگرش به اهدای عضو را تکمیل کردند. دادهها با نرمافزار SPSS 20 با استفاده از آزمون آماری همبستگی و تی مستقل و تحلیل واریانس آنوا تجزیه و تحلیل شد. یافتههای پژوهش نشان داد 152 نفر (8/60%) آگاهی متوسط و 92 نفر (8/36%) آگاهی بالا دربارهی اهدای عضو داشتند. نگرش 166 نفر (4/66%) از معلمان، متوسط و 81 نفر (4/32 %) بالا بود. 8/90 درصد از معلمان نیز، کارت اهدای عضو نداشتند؛ درحالیکه 144 نفر (6/57 %) تمایل داشتند این کارت را دریافت کنند. ازآنجاکه میزان آگاهی و نگرش مثبت اکثریت معلمان در حد متوسط بوده و بیشتر آنها دارای کارت اهدای عضو نبودند و با توجه به اثرگذاری این قشر در افزایش فرهنگ اهدای عضو و آگاهی دانشآموزان، آموزش فرهنگیان و ایجاد زمینههای مناسب برای بالابردن آگاهی و نگرش مثبت آنها دربارهی اهدای عضو، ضروری است.
صدیقه ابراهیمی، رضا محمدی، سیدضیاءالدین تابعی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
جشن روپوش سفید، بهصورت پدیدهای در آموزش پزشکی، نمادی برای تأکیدکردن بر دانشجویان پزشکی برای اخلاقگرایی در حرفهی پزشکی است. این جشن، بهعنوان یکی از اولین آمادهسازیهای لازم برای ورود دانشجویان پزشکی به مقطع بالینی، دانسته شده است. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر جشن روپوش سفید بر اخلاق حرفهای و آشنایی دانشجویان با شرح وظایف حرفهای ایشان برای حضور در بخشهای بالینی است. پژوهش حاضر، مطالعهای کیفی در زمینهی نظر دانشجویان دربارهی جشن روپوش است و طبق نمونهگیری مبتنی بر هدف، انجام شده است. جامعهی آماری، شامل دانشجویان پزشکی سال چهارم دانشگاه علوم پزشکی شیراز، در سال ۱۳۹۴، بود. جمعآوری اطلاعات، به روش مصاحبهی نیمهساختاریافته، همراه با سؤالات تشریحی انجام شد و تا رسیدن به مرحلهی اشباع، ادامه پیدا کرد. دادهها نیز، با روش تحلیل محتوا، با توجه به دستورالعملها، تجزیه و تحلیل شد. بیشتر شرکتکنندگان در این مطالعه، برگزاری مراسم قبل از ورود به بیمارستان را رویدادی مهم برای ایجاد آمادگی دانشجویان برای ورود به مقطع بالینی دانستند. مهمترین آثار مثبت جشن بر دانشجویان، افزایش تعهد و مسئولیتپذیری، بهبود آمادگی برای برخورد با بیمار، افزایش انگیزه و اعتمادبهنفس در آنها و آشنایی با برخی اصول ابتدایی اخلاق حرفهای است. جشن روپوش سفید، میتواند موجب افزایش آشنایی دانشجویان با وظایف حرفهای و انگیزهی ایشان شود؛ ولی تحقیقات و مطالعاتی بیشتر برای شناخت دقیقتر نقاط قوت و ضعف و کاستیها نیاز است.
مهری سیدجوادی، راحله محمدی، آرزو میرزایی، مریم میرزایی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
اخلاق پرستاری یکی از زیربناییترین موضوعات حرفهی پرستاری است که پرستاران را موظف به رعایت اصولی مینماید تا در کنار آن مددجو با اطمینان و اعتماد بیشتری مراقبتهای پرستاری را دریافت کند. این مطالعه به منظور تعیین سطح تکامل اخلاقی پرستاران و عوامل مؤثر بر آن صورت گرفت. این مطالعه به روش توصیفیتحلیلی، در سال 1396 بر روی 310 پرستار شاغل در بیمارستانهای آموزشیدرمانی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل انجام شد. نمونهگیری به روش در دسترس انجام شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی تکامل اخلاقی کلبرگ استفاده شد. این پرسشنامه شامل شش سناریو با موضوع نوزاد با آنومالیهای شدید، اجبار دارویی، تقاضای بالغان نسبت به مرگ، آشناسازی پرستار جدید، اشتباه دارویی و افراد بیمار در مراحل آخر بیماری است. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSSنسخهی 18 و آزمونهای آماری توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. در این مطالعه، 51 پرستار (45/16%) در سطح پیشعرفی، 101 پرستار (58/32%) در سطح عرفی، 132 پرستار (58/42%) در سطح پسعرفی و 26 پرستار (38/8%) در سطح ملاحظات بالینی قرار داشتند. همچنین میانگین نمرهی تفکر اخلاقی شرکتکنندگان در مطالعه 6/5±58/42 و میانگین نمرهی ملاحظات بالینی 3/4±53/21 به دست آمد. مطالعهی حاضر نشان داد اکثریت پرستاران از نظر سطوح تکامل اخلاقی کلبرگ در سطح عرفی و پسعرفی قرار دارند؛ با این حال، این مقدار کمتر از پنجاه درصد کل پرستاران است که نشان میدهد سطح تکامل اخلاقی پرستاران در سطح متوسط است و به بررسی بیشتر علل و عوامل مرتبط با آن و تلاش برای ارتقای آن نیاز دارد.
علی محمدی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
پژوهشهای علمی همچنان که ثمرههای اجتماعی و فردی بسیاری برای آدمی به ارمغان آورده، موجد مسائل و مشکلات اخلاقی فراوانی نیز بوده است. چشمانداز ایجاد کودکان از طریق انتقال هستهی سلول سوماتیک (SCNT) یا شبیهسازی انسان، موجب نگرانیهای اخلاقی گستردهای در سراسر دنیا شده است. بر این اساس، گزارشها و آییننامههایی مختلف، در سطوح ملی و بینالمللی، منتشر شده که به موازین اخلاقی آزمودنیهای انسانی پرداختهاند. در این میان، گزارش بلمونت اهمیتی خاص دارد. در این گزارش، سه اصل بنیادی «احترام به افراد»، «احسان یا خیررسانی» و «عدالت» در زمینهی تحقیقات انسانی، در کانون توجه قرار گرفته است. در زمینهی این فناوری نوین زیستی، یعنی شبیهسازی انسان، با توجه به بهرهگیری از آزمودنیهای انسانی در آن و با توجه به اصول و موازین اخلاق پژوهش آزمودنیهای انسانی، مباحث ایمنی و سلامت، مسألهی رضایت و همچنین، استثمار و سوء استفاده از زنان، مطرح میشود. با توجه به اینکه حدود نود درصد از تلاشهای شبیهسازی در حیوانات، با مشکلاتی عدیده مانند سقط جنین، مرگ زودهنگام، ایجاد بیماریها و نواقص فیزیکی خاص و... مواجه شده است، بهکارگیری آن در انسانها عاقلانه نیست و موجب بروز مشکلاتی خاص و پیشبینیناپذیر در افراد شبیهسازیشده میشود.
فرهاد رشنوپور، نصرالله پورمحمدی املشی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
جندیشاپور در عهد شاپور ساسانی برای اسکان اسرای رومی بنا شد و مدرسهای علمی خصوصاً در زمینهی پزشکی در آن پدید آمد. هویت شهری و علمی جندیشاپور با سه مفهوم دانش پزشکی، زبان سریانی و مسیحیان نسطوری پیوند خورده است. در این پژوهش، نحوهی استقرار سریانینسطوریان در جندیشاپور و همچنین جایگاه ممتاز این پزشکان در شکوفایی تمدن اسلامی، واکاوی و بازشناسی شده است؛ از اینرو، موضوع پژوهش، به روش توصیفیتحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانهای تبیین و برجسته شده است. بعد از ظهور اسلام و فتح ایران، نخبگان پزشکی سریانینسطوری جندیشاپور، بهخصوص خاندانهای بختیشوع و ماسویه و ماسرجویه، سنتهای پزشکی ملل مختلف را تلفیق و سنت ترجمهی متون پزشکی از یونانی به زبانهای دیگر را در بیمارستان جندیشاپور حفظ کردند. با به خدمت گرفته شدن افراد برجستهی این دودمانها در دستگاه خلافت عباسی بغداد، سرمایههای انسانی، دستاوردهای دانشگاهی و بالینی و نتایج قرنها تجربهی مرکز طبی بیمارستان جندیشاپور در تألیف و ترجمهی متون پزشکی، به وسیلهی ایشان به تمدن اسلامی انتقال داده شد.
افسانه سعادتی، محسن محمدی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در میان روابط انسانی، رابطهی پزشک و بیمار، یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات است. این ارتباط، اهمیت ویژهای در اخلاق پزشکی دارد و سنگ بنای اقدامات طبی را تشکیل میدهد. ارتباط بین پزشک و بیمار موجب ایجاد اطمینان میان آنان میشود تا بهحدی که برخی مواقع حذاقت پزشک را تحتالشعاع قرار میدهد. یک طبیب حاذق افزون بر آگاهی از علوم پزشکی باید هنر برقراری ارتباط با بیمار را نیز داشته باشد؛ خدشهدارشدن این ارتباط منجر به بیاعتمادی، نارضایتی و ناکارآمدی در درمان میشود. نگارندگان این مقاله در پی واکاوی عمدهترین مسائل اخلاق پزشکی در قصههای طبیبمحور مثنوی هستند. مولوی تحت لوای مطالب طبی مطروحه در قصهها نظیر نبضشناسی، مزاجشناسی، گیاهدرمانی، روال درمان و... به مسئولیتها و وظایف اخلاقی پزشکان نیز اشارههایی ویژه داشته است؛ برای مثال، در قصهی «پادشاه و کنیزک» رازداری، گوشسپاری، شفقت و مهربانی و مجرببودن طبیب غیبی در برابر کنیزک ازجمله مواردی است که در اخلاق پزشکی مطرح میشود؛ در پایان این داستان، مخاطبان، ناباورانه عملکرد طبیب غیبی (کشتهشدن زرگر توسط او) را مغایر با روح سوگندنامهی بقراط ارزیابی میکنند. در قصهی «طبیب و پیرمرد» نیز ناکارآمدی ارتباط میان پزشک و بیمار بسیار محرز است؛ همدلینداشتن و ارتباط غیرعاطفی پزشک با بیمار، بهویژه در نخستین برخورد که بدون سیمولوژی صورت پذیرفته است، زمینهای را فراهم ساخته تا بیمار به پزشک بیاعتماد شود و از شیوهی درمان او ناخرسند باشد. در حکایت «آن رنجور که طبیب در او اومید صحت ندید» طبیب با کتمان راز و بیان ناکافی و ناواضح تجویز، زندگی بیمار را به مخاطره افکنده است.
خدیجه محمدی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
یکی از موضوعات اساسی در بیمارستانها، بررسی میزان کارایی و اثربخشی است. به این منظور، شاخصهایی متعدد ارائه شده است که به شاخصهای عملکردی، معروفاند. اگر عملکرد بیمارستانها، از لحاظ رعایت حقوق بیمار، به مشخصات دموگرافیک او وابسته باشد، نادیدهگرفتن اثر شاخصهای بیمارستانی، بهعنوان عامل مؤثر سطح بالاتر بر میزان رعایت حقوق بیمار، ممکن است موجب نتیجهگیریهایی نادرست دربارهی این روابط شود. در چنین مواردی که دادههای مورد مطالعه، بهطور ذاتی، چندسطحی است، استفاده از مدلهای آماری چندسطحی برای بررسی این نوع دادهها، مفید خواهد بود. نمونهها، در طی سال 1394، از هشت بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران، بهصورت خوشهای دومرحلهای، جمعآوری شدهاند. اطلاعات مربوط به میزان رعایت حقوق بیمار و اطلاعات دموگرافیک، از طریق پرسشنامه، از 375 بیمار جمعآوری گردید. میزان رعایت حقوق بیمار، توسط روش آماری چندمتغیرهی تحلیل عاملی، اندازهگیری شد. برای بررسی رابطهی بین رعایت حقوق بیمار با برخی اطلاعات دموگرافیک، از مدلهای رگرسیون خطی دوسطحی استفاده شد که سطح اول آن را عوامل دموگرافیک بیمار و سطح دوم را عوامل بیمارستانی تشکیل میدهند. میزان رعایت حقوق بیمار در بیمارستانها، در سطح متوسط، رعایت شده بود. حدود شانزده درصد از واریانس متغیر وابستهی میزان رعایت حقوق بیمار که مقداری زیاد است، به دلیل تغییرات در سطح بیمارستان است و بقیهی تغییرات، در سطح فردی است؛ همچنین، متغیرهای درصد اشغال تخت، درصد شکایت و درصد فرار از بیمارستان، در سطح بیمارستان، آثاری شایستهی توجه بر میزان رعایت حقوق بیماران دارند.
ساسان موگهی، فرخنده جمشیدی، نگار پرویزی، علی محمدی سپهوندی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
در مراکز درمانی و پزشکی، انطباق رفتارهای فردی و اجتماعی با اخلاق و موازین شرعی بسیار مهم و نیازمند ارزیابیهای پیوسته است. بر همین اساس، مطالعه حاضر با هدف تعیین انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس از دیدگاه بیماران و کارورزان در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور شهر اهواز در سال 1399 انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفیمقطعی بود و جامعهی آماری آن شامل کارورزان (204 نفر) و بیماران (385 نفر) مراجعهکننده به بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور شهر اهواز بود. نمونهگیری نیز بهصورت تصادفی انجام شده است. همچنین، پژوهشگر دادهها را به وسیلهی فرم جمعآوری اطلاعات و پرسشنامهای متشکل از هفده سؤال از بیماران و کارورزان جمعآوری کرد. دادهها توسط نرمافزار SPSS 20 و آمار توصیفی و استنباطی بررسی شد. از دیدگاه کارورزان، بین انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس در بیمارستانهای مختلف و جنسیت ارتباط معنادار وجود داشت (0.05>P)؛ ولی با سن و وضعیت تأهل ارتباط معناداری دیده نشد (0.05، سن، تحصیلات، وضعیت تأهل و بیمارستان تفاوت معنادار وجود نداشت (0.05>P). از دیدگاه کارورزان، انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس برابر با 1/45% و از دیدگاه بیماران برابر با 40.5% بود. بر اساس نتایج مطالعهی حاضر، برای رعایت کامل انطباق امور پزشکی با قوانین شرع مقدس، در تمامی بیمارستانهای بررسیشده، به فضای فیزیکی و کادر درمانی همگن با جنسیت بیماران بیشتری نیاز است.
محبوبه شالی، سمیرا محمدی، حسن شهبازی، نوشین کهن، باقر لاریجانی، شهره نادری مقام،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
بهمنظور ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، ضروری است که در مسیر توانمندسازی مردم در شناخت و کنترل عوامل مؤثر بر سلامت، گام برداشته شود. استادان دانشگاهها، بهعنوان ترویجکنندگان دانش سلامت، آموزشدهندهی مهارتهای بهداشتی و حامیان سبک زندگی و رفتارهای سالم شناخته میشوند. این مطالعه، با هدف تبیین نقش استادان حوزهی علوم پزشکی در ارتقاء سواد سلامت مردم انجام شده است. این پژوهش، از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. برای نمونهگیری، از روش مبتنی بر هدف، با حداکثر تنوع استفاده شد. بیست نفر از استادان دانشگاههای علوم پزشکی و جهاد دانشگاهی و وزارت بهداشت، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و همزمان با جمعآوری دادهها، تجزیه و تحلیل اطلاعات انجام شد. بیست شرکتکننده (نُه زن و یازده مرد) با میانگین سنی 3/50 و میانگین سابقهی کاری 45/23 سال در این مطالعه شرکت کردند. پس از تحلیـل دادههـا، 947 کد اولیه استخراج و پس از آن، دادهها در پنج طبقهی اصلی و پانزده زیرطبقه دستهبندی شد. زیرساختسازی، تولید محتوا، الگوی نقش، خودتوانمندسازی و فرهنگسازی، طبقات اصلی پژوهش بودند. استادان دانشگاه میتوانند با ترکیب مناسب و بدیع عناصر مختلف موجود در نظام آموزشی، دانشجویان و آحاد جامعه را بهسوی اهداف متعالی سوق دهند یا آنان را از نیل به چنین اهدافی محروم سازند؛ اما به دلایلی، ازجمله تعداد کم استادان نسبت به تعداد دانشجویان، حجم فراوان وظایف اعضای هیئت علمی، کمبود امکانات و مشغلههای روزافزون زندگی اعضای هیئت علمی، عملکرد و نقش آنان را در این زمینه تحت تأثیر قرار داده است. برای دستیابی به هدف مددگیری از استاد در ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، باید لزوم رفع این محدودیتها را به مسئولان خاطرنشان ساخت
مریم اعلاء، ریتا مجتهدزاده، آیین محمدی، ندا مهرداد، مولود پیاب، سنور بایزیدی، مهین نوملی، محمد اقبال حیدری، علیرضا اولیائی منش، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
همهگیری کووید-19 برای آموزش و پژوهش به عنوان دو فعالیت اصلی دانشگاهی در رشتههای علوم پزشکی فرصتها و چالشهایی ایجاد کرد که با توجه به تاثیر متقابل پژوهش و آموزش میتوانند مبنای راهکارهایی برای ارتقای این دو حوزه باشند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو مقاله مروری که هر کدام به یکی از این دو مقوله پرداختهاند، انجام شد. این مطالعه مقایسهای از نوع کیفی توضیحی در سه گام انجام شد. ابتدا دو مقاله مروری که به بررسی فرصتها و چالشهای ناشی از پاندمی کرونا برای ارائه راهکار در دوران پساکرونا پرداخته بودند، انتخاب شدند. سپس هر دو مطالعه به دقت مطالعه و توصیف شدند. دو نفر از محققین به طور جداگانه موارد شباهت و تفاوتهای دو مطالعه را استخراج کرده و با هم مقایسه کردند تا عدم تطابقها رفع شود. پانلی از متخصصین یافتهها را تایید کردند. فرصتهای و چالشهای ذکر شده استخراج و به تفکیک موارد مشابه و متفاوت بین دو حوزه دستهبندی شد. راهکارهایی که برای دوران پساکرونا به طور مشترک پیشنهاد شد عبارتند از: ادامه استفاده از امکانات فضای مجازی، تنوع در راههای ارتباطی با دانشجویان و شرکتکنندگان در تحقیق و توسعه و آمادهسازی زیرساختهای الکترونیکی مناسب. مقایسه دو مطالعه مروری انجام شده و تعیین شباهتها و تفاوتهای فرصتها و چالشهای ناشی از پاندمی کرونا و راهکارهای دوران پساکرونا در دو حوزه آموزش پزشکی و پژوهشهای بالینی، منجر به امکان استخراج راهکارهایی شد که میتواند این دو حوزه مرتبط با هم را به طور منسجم ارتقا دهد.
امیرمحمد آذرخش، محمدرضا دین محمدی، کیان نوروزی تبریزی، کوثر نوری،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
در سالهای اخیر، هوش مصنوعی (AI) به نیرویی اثرگذار در انتشار مقالات پژوهشی تبدیل شده و چشمانداز نوشتن علمی و انتشار آثار را متحول کرده است؛ بااینحال، ادغام هوش مصنوعی در این فرایند، چالشهای اخلاقی شایان توجهی را به وجود میآورد که نیازمند بررسی دقیق است. در این مطالعهی مروری، از کلیدواژههایی مانند هوش مصنوعی، اخلاق انتشار، چالشهای اخلاقی، یکپارچگی علمی و انتشار پژوهش برای جستوجو در پایگاههای دادهی علمی شامل PubMed، Scopus، CINAHL و Google Scholar استفاده شد. مقالات منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ به زبانهای انگلیسی و فارسی انتخاب شدند. این مرور بر روی مقالات پژوهشی، مرورهای نظاممند و گزارشهای موردی که کلیدواژههای پیشگفته را در عناوین و چکیدههای خود داشتند، متمرکز بود. در مجموع، پس از بررسی ۱۵۰ مقاله، ۵۰ مطالعهی مرتبط برای تحلیل دقیقتر انتخاب شدند. تحلیل انجامشده چندین چالش اخلاقی مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی در انتشار مقالات پژوهشی را برجسته کرد. مسائل مربوط به یکپارچگی علمی مشهود است؛ زیرا محتوای تولیدی هوش مصنوعی ممکن است مرزهای بین پژوهشهای اصیل و نوشتن خودکار را محو کند و نگرانیهایی را دربارهی نویسندگی و سرقت ادبی ایجاد کند؛ علاوهبراین، اتکا به ابزارهای هوش مصنوعی برای تحلیل دادهها و آمادهسازی دستنوشتهها، میتواند به سؤالاتی دربارهی دقت و اعتبار نتایج پژوهش منجر شود؛ همچنین، نگرانیهایی دربارهی تعصبات احتمالی نهفته در الگوریتمهای هوش مصنوعی وجود دارد که ممکن است بر انتخاب موضوعات، چهارچوبسازی سؤالات پژوهشی و حتی فرایند داوری همتا اثر بگذارد. شفافنبودن فرایندهای ویرایشی مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند اعتماد به نشر علمی را تضعیف کند؛ بنابراین لازم است، دستورالعملهای اخلاقی روشنی برای استفاده از هوش مصنوعی در انتشار پژوهشها ایجاد شود. این مرور بر نیاز فوری به چهارچوبها و مقررات اخلاقی قوی برای مدیریت استفاده از هوش مصنوعی در انتشار مقالات پژوهشی تأکید میکند. در نهایت توصیه میشود، از طریق آموزش، آگاهی پژوهشگران و ویراستاران را دربارهی پیامدهای اخلاقی هوش مصنوعی، افزایش و همکاریهای بینرشتهای را نیز برای رسیدگی مؤثر به این چالشها توسعه دهند.
هومن حیدری، شکیلا بل کافه، محمدرضا دین محمدی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
سلامت از راه دور (Telehealth) بهعنوان روشی نوین در ارائهی خدمات سلامتی، بهسرعت در حال گسترش است؛ این روش، بهویژه در دوران همهگیری کرونا، امکانات جدیدی را برای دسترسی به مراقبتهای سلامتی فراهم و به کاهش هزینهها کمک کرده است؛ بااینحال، گسترش این پدیده، چالشهای قانونی و اخلاقی بسیاری را به همراه داشته است که به بررسی دقیق نیاز دارند. در این مطالعهی مروری، از کلیدواژههای پزشکی از راه دور، سلامت از راه دور، چالشهای اخلاقی، چالشهای قانونی و نظام سلامت برای جستوجو در پایگاههای علمی PubMed, Scopus, CINAHL و Google Scholar استفاده شد. مقالات فارسی و انگلیسی منتشرشده در بازهی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ انتخاب شدند. مقالات پژوهشی، مرورهای نظاممند و گزارشهای موردی که به بررسی چالشهای قانونی و اخلاقی در حوزهی سلامت از راه دور پرداخته بودند، وارد بررسی شدند. پس از جستوجو و انتخاب اولیه، مقالات با استفاده از معیارهای کیفیت و اعتبار علمی ارزیابی شدند و در نهایت، مقالات منتخب برای تحلیل نهایی جمعآوری شدند. سلامت از راه دور، با چالشهای متعددی مواجه است که به توجه ویژه نیاز دارند. یکی از اصلیترین نگرانیها، حریم خصوصی و حفاظت از دادههاست؛ زیرا تبادل اطلاعات حساس بیماران میتواند تهدیداتی برای محرمانگی ایجاد کند و رعایت قوانین حفاظت از دادهها و تدابیر امنیتی برای حفظ اعتماد بیماران ضروری است؛ همچنین، رضایت آگاهانهی بیماران از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ بیماران باید بهطور کامل، دربارهی خطرات و مزایای این خدمات مطلع شوند و فرایندهای رضایت آگاهانه باید با شیوههای پزشکی از راه دور تطبیق یابند؛ افزونبراین، درحالیکه سلامت از راه دور میتواند دسترسی به خدمات سلامتی را بهبود بخشد، ممکن است نابرابریهای موجود را تشدید کند؛ بنابراین، سرمایهگذاری در زیرساختهای ارتباطی و برنامههای سواد دیجیتال برای اطمینان از دسترسی عادلانه به خدمات، ضروری است. سلامت از راه دور با وجود چالشهای قانونی و اخلاقی، مزایایی چشمگیر مانند راحتی و بهبود هماهنگی مراقبتها را ارائه میدهد. برای افزایش این مزایا، ضروری است که به چالشهای اشارهشده بهطور ویژه توجه شود. همکاری بین سیاستگذاران و ارائهدهندگان خدمات سلامت برای توسعهی دستورالعملها و مقررات جامع، کلید موفقیت در این حوزه است. این مطالعه بر اهمیت پرداختن به چالشهای موجود و بهبود شیوههای سلامت از راه دور تأکید دارد تا از ارائهی خدمات سلامتی ایمن و عادلانه اطمینان حاصل شود.
میلاد کاظمی نجم، طاهره طولابی، عباس عباس زاده، رسول محمدی، نسرین ایمانی فر،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
مراقبت معنوی، حلقهی گمشدهی مراقبت کلنگر است. نتایج مطالعات، حاکی از صلاحیت اندک مراقبت معنوی پرستاران مخصوصاً در وضعیت اورژانس است؛ ازاینرو، پرستاران اغلب در وضعیت اورژانس از مراقبت معنوی غفلت میکنند. مطالعهی حاضر، بهمنظور تعیین تأثیر آموزش اخلاق حرفهای بر صلاحیت مراقبت معنوی پرستاران بخش اورژانس انجام شد. این پژوهش، یک مطالعهی کارآزمایی تصادفیسازیشدهی کنترلدار دوگروهی با طرح پیشآزمون و پسآزمون است که روی 84 پرستار شاغل در بخش اورژانس مراکز آموزشیدرمانی دانشگاه علوم پزشکی لرستان، به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انجام شد. در گروه مداخله، چهار جلسه کارگاه آموزشی برگزار شد و پرسشنامهی صلاحیت مراقبت معنوی، ابزار مطالعه بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS، آمار توصیفی (میانگین و میانه و درصد) و آزمونهای آماری استنباطی (آنالیز واریانس تکرارشونده، تی مستقل و تست دقیق فیشر) استفاده شد. این مطالعه در دو گروه مداخله (42 نفر) و کنترل (42 نفر) صورت گرفت. بیشتر افراد شرکتکننده در هر دو گروه مداخله و کنترل، زن بودند. میانگین (انحراف معیار) نمرهی صلاحیت مراقبت معنوی قبل و بعد از مداخله و یک ماه بعد از آن، بهترتیب 57 (6/89)، 85/61 (7/47) و 83/41 (16/58) بود. آزمون آنالیز واریانس اندازهگیریهای مکرر نشان داد، تغییرات میانگین صلاحیت مراقبت معنوی کل و همچنین، خردهمقیاسهای آن، شامل ارزشهای انسانی، آگاهی، ارزیابی، اجرا و نگرش در طول زمانهای پیشگفته در دو گروه کنترل و مداخله معنادار بود (0/001 > P). در خردهمقیاس خودشناسی، میانگین نمرهی کسبشده در دو گروه کنترل و مداخله، در زمانهای متفاوت، تفاوت معناداری نداشت. نتایج این مطالعه نشان داد، آموزش اخلاق حرفهای باعث ارتقاء صلاحیت مراقبت معنوی پرستاران میشود. با برگزاری کارگاهها و دورههای آموزشی، همچنین، دورههای ضمن خدمت اخلاق حرفهای و مراقبت معنوی برای پرستاران میتوان صلاحیت مراقبت معنوی پرستاران را ارتقا داد؛ بنابراین، به قانونگذاران حوزهی سلامت و مدیران پرستاری توصیه میشود، به اخلاق حرفهای، بهعنوان پایه و اساس تمام اقدامات پرستاری، نگاه و توجهی ویژه داشته باشند و از روشهای نوین و جذاب، مانند روش مطالعهی حاضر، یعنی سناریو در دورههای ارتقاء اخلاق حرفهای استفاده کنند.
فاطمه بدر، مصطفی روشنزاده، سمیه محمدی، مینا شیروانی، سمانه دهقان ابنوی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
با توجه به نقش مهم سازمانهای بهداشتی و رفتار و عملکرد پرستاران در دستیابی به اهداف سازمانها، بنیانهای اخلاقی پرستاران میتواند به رفتارها و تصمیمهای آنان و در نتیجه، به جو و فرهنگ سازمانیشان شکل دهد؛ لذا مطالعهی توصیفیتحلیلی حاضر با هدف تعیین ارتباط بین بنیانهای اخلاقی و فرهنگ سازمانی، بر روی دویست پرستار که به روش سرشماری انتخاب شده بودند، در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد در سال 1402 انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک، بنیانهای اخلاقی و فرهنگ سازمانی جمعآوری و با بهرهگیری از نرمافزار آماری SPSS نسخه 16 و آزمونهای آماری توصیفی (درصد، میانگین و انحراف معیار) و تحلیلی (تی تست، آنالیز واریانس و ضریب همبستگی و رگرسیون خطی) تجزیه و تحلیل شدند. آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد، میانگین بنیانهای اخلاقی و فرهنگ سازمانی در پرستاران ارتباطی معنیدار داشت (r=0.61, P<0.001). ضریب تعیین (R2=0.372) نیز نشان داد، بنیانهای اخلاقی، حدود 37 درصد از فرهنگ سازمانی را پیشبینی میکنند. از میان ابعاد بنیانهای اخلاقی، ابعاد وفاداری به گروه، احترام به مرجعیت و خلوص ، میتوانند بهطور معنیداری فرهنگ سازمانی را پیشبینی کنند (P<0.001). میانگین نمرهی بنیانهای اخلاقی در پرستاران متوسط و 105.74±25.7 بود. میانگین فرهنگ سازمانی در پرستاران مطلوب و 105.74±25.7 بود. با توجه به نتایج میتوان چنین نتیجه گرفت که با گسترش جو اخلاقی و توسعهی ارزشهای اخلاقی، همانند وفاداری به گروه، احترام به مرجعیت و خلوص در پرستاران میتوان به ارتقاء فرهنگ سازمانی در پرستاران یاری رساند.
حکیمه مصطفوی، عفت محمدی، امیرحسین تکیان، علیرضا اولیایی منش،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
نابرابریهای سلامت در گروههای جمعیتی، بهعنوان چالش اساسی نظامهای سلامت مطرح است و توجه به عدالت در سلامت، در سیاستهای تدوینشده ضروری به نظر میرسد. هدف این مطالعه، بررسی مطالعات مربوط به ابزارها و مدلهای ارزیابی تأثیر سیاستها بر عدالت در سلامت بود. مطالعه بهصورت مرور نظاممند انجام شد و شواهد موجود در زمینهی ابزارها و مدلهای ارزیابی تأثیر سیاستها بر عدالت در سلامت و فرایند ارزیابی پیامدهای سلامت، از ابتدای سال 2005 تا انتهای سپتامبر 2022، به زبان انگلیسی و فارسی در پایگاههای اطلاعاتی داخلی و بینالمللی مانند اسکوپوس، پابمد و موتور جستوجوی گوگل اسکالر بررسی گردید. در جستوجوی اولیه، 16901 مقاله به دست آمد. پس از غربالگری اولیه، چکیدهی 243 مقاله بررسی شد. با مطالعهی چکیدهی مقالات، 99 مقاله وارد فاز مطالعهی متن مقاله و در نهایت، 53 مقاله وارد فاز نهایی تحلیل شدند. بررسی مطالعات نشان داد، در اغلب مدلهای ارزیابی، چهار مرحله شامل غربالگری، شناسایی محدودهی ارزیابی تصمیمگیری، ارزیابی و پیگیری در نظر گرفته شده بود. بر اساس نتایج مطالعه، انتخاب ابزار مناسب برای ارزیابی تأثیر سیاستها بر عدالت در سلامت، مستلزم توجه به عوامل مختلف، همچون: زمان ارزیابی، سطح سیاست، منابع و امکانات موجود و جمعیت متأثر از سیاست مدنظر است.
مصطفی روشن زاده، علی تاج، سمیه محمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
در وضعیت کنونی سیستم بهداشتی، راهبردی که مدیران پرستاری در تصمیمگیری اخلاقیشان مدنظر قرار میدهند، میتواند نتایج مختلفی را برای بیماران و پرستاران و سیستمهای بهداشتی به دنبال داشته باشد؛ لذا، مطالعهی حاضر با هدف تبیین راهبردهای تصمیمگیری اخلاقی در مدیران پرستاری انجام شد. تحلیل محتوای کیفی قراردادی حاضر در سال ۱۴۰۱ در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. هجده مدیر پرستاری، به روش هدفمند انتخاب شدند؛ سپس، با استفاده از مصاحبههای بدون ساختار عمیق انفرادی، از آنان مصاحبه شد و دادهها با بهرهگیری از رویکرد گرانهایم و لاندمن، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج شامل یک طبقه (انسانمداری) و سه زیرطبقه (مشتریمداری، ارزشگذاری نسبت به شأن کارکنان و تعارض رعایت حقوق بیمار و کارکنان با پیروی از خطمشیهای سازمانی) بود. مدیران پرستاری سعی کردند، با استفاده از راهبردهای مشتریمداری، ارزشگذاری نسبت به کارکنان و اولویت حقوق بیمار و کارکنان بر ضوابط سازمانی، تصمیمهای اخلاقیشان را بر اساس اصل انسانمداری اتخاذ کنند. نتایج مطالعهی حاضر نشان میدهد، مدیران پرستاری همسو با رعایت حقوق بیماران و کارکنانشان تصمیمگیری میکنند؛ ولی گاهی این تصمیمها با منافع سازمانها تعارض دارد؛ ازاینرو، باید موانع موجود را که موجب فراهمشدن موقعیت برای این گونه تعارضات میشوند، شناسایی کرد. افزایش تعهد سازمانی در مدیران نیز میتواند در کاهش تصمیماتی که منافع گروههای مختلف مشتریان و کارکنان و سازمانهای بهداشتی باشد، مؤثر باشد.
راحله سموعی، فرزانه محمدی سفید دشتی، نرگس مشکینه، مصطفی امینی رارانی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
رعایت اصول اخلاق در پژوهش توسط پژوهشگران، در ارائهی یافتههای مبتنی بر شواهد و کاربردی و متعاقب آن، حل مسائل جامعه و توسعهی دانش، نقش زیربنایی دارد؛ بااینحال، با وجود کارگاههای آموزشی متعدد برگزارشده و آگاهیافزایی، همواره شاهد برخی عملکردهای غیراخلاقی در حوزهی پژوهش هستیم؛ ازاینرو، شناسایی عوامل مرتبط برای برنامهریزیهای کاربردی و پیشگیرانه ضروری است. در این زمینه مطالعه با هدف شناسایی تعیینگرهای روانیاجتماعی مرتبط با عملکرد اخلاقی پژوهشگران در انجام و انتشار آثار پژوهشی انجام شد. مطالعه با رویکرد کیفی و تحلیل محتوای قراردادی انجام شد. ۲۹ عضو هیئت علمی و پژوهشگر از دانشگاههای علوم پزشکی کشور در رشته و تخصصهای مختلف، بهصورت هدفمند و با انجام مصاحبه نیمهساختاریافته در مطالعه شرکت کردند. برای طبقهبندی دادهها از روش تحلیل محتوای کیفی و برای ارزیابی دادهها از معیارهای لینکلن و گوبا استفاده شد. ۱۳۶ کد، ۲۰ طبقهی فرعی و ۴ طبقهی اصلی، حاصل تحلیل دادهها بود. عوامل مرتبط با عملکرد اخلاقی پژوهشگران در حین انجامدادن و انتشار آثار پژوهشی در مصاحبه با پژوهشگران که در قالب طبقههای فرعی نمایان شدند، عبارت بودند از: «قوانین»، «یادگیری اجتماعی»، «دانش و سواد» و «ویژگیهای روانشناختی». طبق یافتههای این مطالعه، عملکرد اخلاقی پژوهشگران در حوزهی پژوهش، حاصل تعامل عوامل اجتماعی، فردی، شخصیتی و قانونگذاری است. برخی عوامل، مثل ویژگیهای شخصیتی، دیرپا و مقاوم و فردی هستند؛ درحالیکه عوامل اجتماعی، گسترده و رایج و عمومیترند. سیاستگذاران و مدیران مرتبط با حوزهی پژوهش میتوانند با بهکارگیری روشهای آموزشی و فرهنگسازی و تغییر رفتار، برای بهبود عملکرد اخلاقی پژوهشگران و اخلاقمحوری در حوزهی پژوهش اقدام کنند.