جستجو در مقالات منتشر شده


28 نتیجه برای باروری

سیده فاطمه واثق رحیم‌پرور ، لیلا نصیریانی، تهمینه فرج خدا، ناصر بحرانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده

عملکرد اخلاقی یکی از مولفه‌های اصلی ارائه‌ی مراقبت با کیفیت و شایسته به زنان و مادران است. این مطالعه با هدف تعیین میزان رعایت کدهای اخلاق حرفه‌ای در ماماهای مراکز بهداشتی - درمانی شهر تهران طراحی شد. این مطالعه توصیفی- مقطعی، در سال 1392 انجام شد. 125 نفر از ماماهای مراکز بهداشتی - درمانی شهر تهران به‌روش طبقه‌ای سهمیه‌ای به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ی خود گزارش دهی شامل دو بخش بود: مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه روا و پایای کدهای اخلاق ارائه‌دهندگان خدمات سلامت باروری. در پژوهش حاضر 10 حیطه از این پرسشنامه (شامل 43 سؤال در مقیاس لیکرت 5 قسمتی از خیلی کم تا خیلی زیاد) مورد استفاده قرار گرفت. جهت تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی در نرم‌افزار SPSS استفاده شد. میزان رعایت کدهای اخلاق حرفه‌ای در ماماهای مراکز بهداشتی - درمانی شهر تهران 522/0±866/3 بود. لازم به ذکر است که حداقل نمره‌ی 1 و حداکثر 5 بوده است. میزان رعایت هر حیطه به تفکیک عبارت بود از: رعایت حق کرامت انسانی مددجو 676/0±77/3، حق تصمیم‌گیری مددجو 58/0±61/3، اخذ رضایت آگاهانه از مددجو 889/0±48/3، آشکار سازی اطلاعات برای مددجو 74/0±4، رعایت حق محرمانه نگه داشتن اطلاعات مددجو 844/0±83/3، افشاء اطلاعات مددجو 723/0±47/3، رعایت حق حریم خصوصی مددجو 709/0±08/4، سودرسانی و عدم ضرررسانی به مددجو 698/0±97/3، رعایت عدالت نسبت به مددجو 802/0±14/4 و ارتباط حرفه‌ای با همکار 709/0±23/4. پیشنهاد می‌شود جهت ارتقاء هر چه بیش‌تر کیفیت خدمات مامایی، به آموزش اخلاق حرفه‌ای (تئوری و بالینی( بیش‌تر از قبل توجه گردد و کدهای اخلاق مامایی پس از اطلاع‌رسانی گسترده، به‌کار گرفته و پایش شود.
شیما بهنام منش، رضا عمانی سامانی، شایان بهنام منش،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده

تأمین باروری عبارت از روش‌هایی است که با حفظ توان فعلی فرد در باروری، نوید داشتن فرزندی با ارتباط ژنتیکی در آینده را می‌دهد. امروزه این روش‌ها با استقبال بسیاری مواجه شده‌اند. تا آن‌جا که، می‌توان موارد کاربردشان را به دو قسمت پزشکی و اجتماعی تقسیم نمود. در گروه اول، بیمار به‌دلیل بیماری یا به تبع روش درمانی در خطر از دست دادن باروری است. در حالی که، در حالت دوم متقاضی تأمین باروری با وجود سلامتی، به دلایل اجتماعی و شخصی در حال حاضر قصد و امکان فرزنددار شدن را ندارد. با توجه به آن‌که روش‌های تأمین باروری بدواً نسبت به بدن تهاجمی هستند، سؤالات و انتقادات اخلاقی بسیاری پیرامون استفاده‌ی آن‌ها در مورد افراد بیمار و هم‌چنین، تعمیم آن به بانوان سالمی که تنها به‌دلیل بالا رفتن سن تمایل به استفاده از آن‌ها دارند مطرح‌شده است. در این مقاله هدف آن است تا با اتخاذ روشی تحلیلی و توصیفی و مطالعه‌ی کتب و مقالات اخلاقی و دستور‌العمل‌های بین‌المللی معتبر پاسخی مناسب به این سؤالات داده شود. در حال حاضر، انجام روش‌های تأمین باروری در موارد ضرورت پزشکی مورد تأیید همگان بوده و منطبق با اصل سودرسانی دانسته شده است. در موارد اجتماعی نیز با وجود مخالفت‌هایی که انجام آن را مغایر با اصل ضررنرساندن دانسته‌اند، بسیاری از فمنیست‌ها و قائلان بر خودآیینی تولیدمثلی زنان انجام آن را با رعایت شرایطی اخلاقی هم‌چون رعایت رضایت آگاهانه پذیرفته‌اند.
نازیلا تقوی، رضا عمانی سامانی، محمد اسدی نژاد،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده

جنین‌های منجمد در دو حالت به‌عنوان جنین‌های رهاشده تلقی می‌شوند؛ مورد نخست زمانی است که صاحبان جنین، مجهوال‌المکان باشند و هیچ‌گونه دستورالعمل کتبی از سوی زوجین در ارتباط با وضعیت جنین وجود نداشته باشد. مورد بعدی زمانی است که صاحبان جنین منجمد، به‌طور واضح به مراکز انجماد اعلام کنند که تصمیم‌گیری درباره‌ی سرنوشت جنین‌های منجمد خویش را به مراکز انجماد تفویض می‌کنند. هدف ما بررسی این موضوع بود که در صورت رهاکردن جنین‌های منجمد از سوی زوجین، چه تصمیمی باید در مورد سرنوشت آن‌ها اتخاذ شود؟ این مطالعه به روش اسنادی - کتابخانه‌ای و تحلیلی بود. از آن‌جایی که نگه‌داری از جنین‌های منجمد مستلزم صرف هزینه است، شایسته است مسؤولیت مراکز انجماد را نسبت به نگه‌داری از جنین‌های منجمد پس از صرف زمانی معقول و متعارف و تلاش‌های ناموفق برای برقراری تماس با صاحبان منتفی بدانیم.

تصمیم‌گیری در مورد سرنوشت جنین منجمد رهاشده بستگی به این موضوع دارد که چه ماهیتی را برای آن‌ها برگزینیم. در صورتی که جنین‌های منجمد رهاشده را انسان تلقی کنیم، با توجه به هزینه‌ی نگه‌داری و کمبود امکانات پزشکی می‌توان بر اساس قاعده‌ی الضرورات تبیح المحظورات (ناگریزی‌ها حرام‌ها را مباح می‌کند) آن‌ها را از بین برد. چنان‌چه جنین­های منجمد را مال یا شبه مال تلقی کنیم، باید جنین‌های منجمدی را که به صاحبانشان برای تعیین سرنوشت آنان دسترسی وجود ندارد ، مجهول المالک تلقی کرده و حاکم را جهت اخذ تصمیم به دورریزی  یا اهدا برای تحقیقات صالح قلمداد کرد.


محمد راسخ، سعیدرضا غفاری، علیرضا میلانی‌فر، فرهاد یغمایی، فائزه عامری، شیرین برومند،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

پیشرفت روشهای جدید درمان ناباروری در دوران معاصر، بحث دسترسی به آن‌ها را مطرح کرده است. تعیین افرادی که میتوانند به این روشها دسترسی داشته باشند و حدود و ثغور این دسترسی تا حد زیادی وابسته به تعریفی است که از ناباروری ارائه میشود. قانونگذار جمهوری اسلامی ایران در قانون نحوه‌ی اهدای جنین، تنها زوجین ناباروری را که «بنا به گواهی معتبر پزشکی، امکان بچهدار شدن نداشته باشند» واجد صلاحیت دریافت جنین دانسته است. بااین‌حال، در واقع، متقاضیان استفاده از روش‌های درمان ناباروری از زوجین نابارور فراتر رفته و زوجینی را در بر میگیرد که میخواهند، مستند به ادله‌ی پزشکی، با استفاده از این روشها از تولد فرزند بیمار جلوگیری کنند. بدین‌ترتیب، با تقویت رویکرد پیشگیرانه به روشهای کمکباروری، با مفهوم و برداشتی نوین از ناباروری مواجه هستیم. توسعه‌ی این مفهوم به زوجینی که از نگاه متعارف پزشکی بارور هستند اما فرزند آنان بیمار متولد خواهد شد، زمینه‌ی تجدیدنظر در تعریف حقوقی ناباروری را فراهم میآورد. بر این اساس، با تکیه بر استدلالهای اخلاقی، بهرهگیری از قوانین و مقررات و رویه‌ی موجود در دیگر نظامهای حقوقی و نظرات فقهی می‌توان تفسیری دیگر از قانون اهدای جنین ایران به دست داد و چارهای برای استفاده از درمانهای ناباروری با مداخله‌ی ثالث برای زوجین «در حکم نابارور» اندیشید.

محمد راسخ، فاطمه دومانلو، سهیلا انصاری‌پور،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

جامعه‌ی علمی، به اتفاق، مهم‌ترین علت افزایش حاملگی‌های چندقلویی در دهه‌های اخیر را گسترش استفاده از فناوری‌های کمک‌‌باروری می‌دانند. تلاش برای پیشگیری از عوارض شدید و خطرناکِ حاملگی چندقلویی برای مادر و جنین، به ابداع روش کاهش جنین ‌انجامید؛ فرایندی برای کاستن از تعداد جنین‌ها در طول دوران بارداری. کاهش جنین به‌طورکلی، یکی از این اهداف را دنبال می‌کند: الف. حفظ بارداری، پیشگیری و کاستن از عوارض و خطرات بارداری چندقلویی برای مادر و جنینهای  باقی‌مانده (کاهش به دلیل تعداد زیاد جنینها)؛ ب. ازبین‌بردن جنین یا جنینهایی که به نوعی ناهنجاری مبتلا هستند (کاهش گزینشی جنین)؛ ج. صرفاً جلوگیری از تولد چندقلوها در شرایطی که خطر چشمگیری مادر و جنینها را تهدید نمیکند (کاهش دلبخواهی جنین). داوری اخلاقی درباره‌ی تکنیک کاهش جنین، بسته به اینکه با کدام هدف انجام شود، متفاوت خواهد بود؛ اما آنچه در بسیاری از موارد، انجام‌دادن کاهش جنین را از لحاظ اخلاقی توجیه می‌کند، «ضرورت»های پزشکی است. در این پژوهش پس از توضیح اقسامی که برشمردیم، هر یک را، جداگانه، در بوته‌ی داوری اخلاقی خواهیم نهاد. در پایان، با توجه به دشواری تصمیم‌گیری در این باره، خطراتِ عمل کاهش جنین و پیامدهای روانی آن برای پدر و مادر، توصیه می‌کنیم با مهار بارداری چندقلویی، تا حد امکان، از عمل کاهش جنین پرهیز شود.

احسان علی اکبری بابوکانی، امین امیرحسینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

یکی از مسائلی که امروزه در نظام اخلاقی و فقه امامیه از مسائل مستحدثه به شمار می‌رود، باروری پس از مرگ است که اگر بتوان آن را با استناد به اطلاق و عموم ادله‌ی مشروعیت تلقیح مصنوعی مشروع دانست، آثار بسیاری را به دنبال دارد. این موضوع ازجمله موضوعات اختلافی بین فقها و علمای اخلاق محسوب می‌شود. بدین‌منظور، با بررسی ادلّهی موجود و با رویکردی اخلاقی به موضوع مزبور، می‌توان باروری پس از مرگ را مشروع دانست؛ ازاین‌رو، در مقاله‌ی حاضر با مبنای مشروعیت این باروری، به بررسی آثار آن میپردازیم. هرچند زوایای این روش از منظر علم پزشکی واکاوی شده و با ابهام و ایراد اساسی مواجه نیست، از نقطه‌نظر اخلاقی و فقهی با پیچیدگی‌ها و ابهاماتی روبه‌روست که نیازمند پاسخ‌گویی مناسب با توجّه به مقتضیات فعلی جوامع بشری است؛ لذا موضع مزبور، از حیث کاربردی نیز مقوله‌ای شایان توجه است. طبعاً ازآنجایی‌که علم فقه عهده‌دار برقراری نظم عمومی و سامان‌دادن به مناسبات خصوصی افراد است، پردازش علمی موضوع مذکور ضروری به نظر می‌رسد. در این پژوهش، به تبیین رویکرد اخلاق حسنه و فقه امامیه به آثار باروری پس از مرگ نظیر مالکیت بر گامت بر اساس عنصر رضایت (صریح یا ضمنی)، حضانت (مبتنی بر اصول هم‌بستگی خانوادگی و رعایت مصالح طفل) و وصیت (اعلام رضایت و وصیت تملیکی گامت منجمدشده از سوی صاحب گامت) میپردازیم.
 

الهه همایونزاده، سیدمحمد آذین،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

حق باروری، چه در قالب مثبت و چه در شکل منفی خود، در تمام ادیان و مذاهب و به‌عنوان یک اصل مهم در اسناد بین‌المللی و حقوق بشری، به‌شکل حقی حمایت‌شده و مطالبه‌کردنی، مطرح شده است؛ باوجوداین، تجربه‌ی رشد منفی جمعیت در کشور ایران، در سال‌های اخیر، با سابقه‌ی اسناد و قوانین مذهبی و پشتوانه‌های فقهی و کلامی، نشان از ضرورت توجه دولت به دلایل این پدیده و تلاش برای رفع آن دارد. هرچند لزوم مثبت‌شدن نرخ رشد جمعیت، حائز اهمیت است و دولت‌ها بنا بر چشم‌اندازهای خود، حق توصیه دارند، اما حق هر خانواده است که آزادانه به تصمیم خود در خصوص باروری یا عدم باروری عمل کند. با اینکه این حق، کفایت تصمیم را ایجاد می‌کند، نباید از پیامدهای مثبت و منفی قانونگذاری‌ها درباره‌ی افزایش جمعیت تحت هر هدف و عنوانی، غافل ماند. آموزش این پیامدها بر عهده‌ی دولت‌هاست؛ همچنین، حق شهروندان است که از این پیامدها آگاهی یابند، سپس آزادانه تصمیم بگیرند؛ اختیار عملی که در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، از نظر مقنن دور مانده است و به بازبینی نیاز دارد. در این پژوهش کوشش شده است با بررسی دیدگاه‌های مختلف و متون علمی و حقوقی داخلی و خارجی، اولاً آزادی افراد در اعمال حق باروری، اثبات و ثانیاً محاسن و معایب ماده‌ی 51 قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، روشن شود؛ در نهایت، پیشنهاداتی برای تغییر این ماده‌ی قانونی و نگرش قانونگذار به راهکارهای افزایش نرخ رشد جمعیت، ارائه گردد.

امیر راستین طرقی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 در دهه‌های اخیر، کاهش تمایل به فرزندآوری و گسترش سیاست‌های بی‌فرزندی داوطلبانه، در نظریه‌های فلسفه‌ی اخلاق، بازتابی جدی یافته است؛ ازجمله در دیدگاه‌های تولدستیزانه. مقاله‌ی حاضر به بررسی انتقادی استدلال بروس بلک‌شا ‌پرداخته که در مقاله‌ای با عنوان «کاربست شرط‌بندی پاسکال در فرزندآوری»، با بهره‌گیری از ساختار شرطی پاسکال و اصل عدم تقارن مک‌ماهان، مدعی است احتمال گرفتارشدن فرزند در عذاب ابدی، حتی احتمال بسیار اندک، فرزندآوری را از حیث اخلاقی به چالش می‌کشد. با ناموجه‌شدن فرزندآوری، افراد از نظر اخلاقی، موظف به تجرد یا عقیم‌سازی هستند. این مقاله با روش تحلیلی، استدلال بلکشا را از سه منظر نقد می‌کند: اول، پیامدهای ناپذیرفتنی، همچون: تعمیم‌پذیری به تمام تصمیم‌های اخلاقی و اختلال در زیست روزمره، دوم، مخالفت‌های مبنایی فیلسوفان اخلاق با اصولی چون اصل عدم تقارن و سوم، ناسازگاری با مبانی الهیاتی، به‌ویژه در سنت اسلامی، مانند نادیده‌گرفتن اموری همچون: مسئولیت اخلاقی فرزندان، نقش تربیتی والدین و وجود تفسیرهای متفاوت از خلود در عذاب. از دیدگاه اسلام، فرزندآوری نه یک خطر، بلکه بخشی از سنت انبیا، فطرت انسان و طرح حکیمانه‌ی خلقت است و تولد، فرصتی برای رشد و انتخاب و تقرب الهی تلقی می‌شود.


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb