76 نتیجه برای جان
فرزانه زاهدی انارکی، باقر لاریجانی، بنفشه کریمی، سمانه تیرگر، کبری خزعلی، سوده تیرگر، نسرین حمیدی ابرقویی، فاطمه میرزایی (لطفی آذر) ،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده
مسألهی سقط یکی از موارد مشکل در اخلاق زیستی است. این بحث در موارد سقط جنین ناهنجار، وجوه مورد اختلاف بیشتری دارد. بررسی مطالعات حاکی از آن است که عمدتاً دو مورد، بحثبرانگیز بودهاست؛ اول آنکه آیا حیات جنین ناهنجار باید حفظ شود؟ و دوم آنکه سرانجام نفس (نباتی، حیوانی) در جنین ناهنجار پس از سقط اختیاری (منظور از سقط اختیاری در این نوشتار، سقط درمانی (قانونی) و سقط عمدی غیر قانونی است.) چه خواهد بود؟ دیدگاههای مختلف پاسخهای گوناگونی را به این دو پرسش دادهاند. مطالعهی حاضر پژوهشی است مروری- توصیفی که پاسخ دو پرسش یاد شده را با تمرکز بیشتر بر حق حیات، در فلسفهی صدرایی در کتب ملاصدرا و نیز تألیفات امام خمینی (ره) میکاود. نتایج این مطالعه نشان میدهند که بر اساس دیدگاه ملاصدرا تمام جنینها دارای نفس بالقوهی انسانی هستند؛ هر چند که ظاهری بسیار ناقص داشته باشند. او جنین را نبات بالفعل و البته دارای استعداد برای «انسانشدن» میداند. با توجه به این دیدگاه که هم بدایتنگر است و هم غایتنگر، جنین ناهنجار، حق حیات دارد؛ چراکه مطابق برهان حرکت جوهری ملاصدرا چنین میتوان گفت که سقط، تکامل برزخی نفس را با مشکل مواجه میسازد و حتی ممکن است در حشر موجود نیز خلل ایجاد کند.مسلم است که در جامعهی ما که صبغهی اسلامی دارد برای تصمیمگیری در مورد سقط جنین باید دیدگاههای دینی را مورد لحاظ قرار داد. البته مبانی فلسفی بهتنهایی نمیتوانند برای دادن حُکمی در مورد سقط جنین، کارا و مفید باشند؛ بلکه هماندیشیهای تخصصی و میانرشتهای ضرورت دارند تا به لطف خداوند، شاهد تحلیل مناسب چالشهای اخلاقی در مورد این مسأله باشیم.
ملیحه کدیور، مرجان مردانیحموله،
دوره 8، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1394 )
چکیده
بایستههای اخلاقی در زمینهی سرطانهای کودکان، یکی از مهمترین مسائل مطرح در خدمات پزشکی است. هدف این مطالعه، واکاوی این مسأله بود. مطالعهی حاضر، بر مبنای یک نمونه در گراند راند اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شده است. نمونهی معرفی شده، یک دختر 13 ساله است که 5 سال پیش برای وی تشخیص سرطان تخمدان چپ داده شده بود. بیمار اظهار کرد که از طرف خانواده، پزشکان و سایر کارکنان درمانی در جریان بیماری و نوع عمل جراحی قرار نگرفته است. همچنین، خانواده خبر بیماری فرزندشان را انکار میکردند. با این حال، بیمار برای سازگار شدن با شرایط پیش آمده تلاش میکرد. در نهایت، وی پس از شیمیدرمانی و جراحی بهبود یافت. یافتههای مطالعه نشان داد که کارکنان درمانی میتوانند در جهت سازگاری بهتر کودک مبتلا به سرطان و خانوادهی وی با در نظر داشتن بایستههای اخلاقی مرتبط با بیماری، همکاری کنند. این امر با فراهم کردن منابع حمایتی برای کودکان مبتلا به سرطان و خانوادههای ایشان میسر میشود
محمد زیرک، منصور غفوری فرد، علی آقاجانلو، حمیدرضا حریریان،
دوره 8، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1394 )
چکیده
از جمله عوامل مهم در ایجاد رضایت خاطر بیماران بستری، احترام به حریم خصوصی بیماران است که رعایت آن باعث تسریع در بهبودی آنها شده و دوران بستری را کاهش میدهد. لذا این مطالعه با هدف تعیین میزان رعایت حریم بیماران در بیمارستانهای آموزشی درمانی شهر زنجان در سال 1390 انجام شده است. در این پژوهش توصیفی مقطعی تعداد 256 نفر از بیماران بستری بر اساس نمونهگیری چندمرحلهای انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. پرسشنامه مشتمل بر دو بخش بود که در بخش اول مشخصات فردی، در بخش دوم جنبههای مختلف حریم جسمی و فیزیکی مورد سنجش قرار گرفت. دادهها توسط نرم افزار SPSS ویرایش 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج مطالعه نشان داد که بیشترین نسبت نمونهها (2/76 درصد)، از منشور حقوق بیماران اطلاع نداشتند. بر اساس یافتهها، قلمرو جسمی و فیزیکی بیماران در اغلب اوقات (2/49 درصد) رعایت شده است. با این وجود، بیشترین نسبت نمونهها (3/56 درصد) اعلام کردند که پرسنل بخش در هنگام معاینه یا انجام مراقبت هرگز در اطراف تخت پرده نمی کشند. میانگین احترام به حریم بیماران در افراد مجرد (14±23/51) کمتر از افراد متأهل (13±88/58) بود (035/0=P). بر اساس این مطالعه اکثر بیماران از حقوق بیمار آگاهی نداشتند و برخی از معیارهای حریم فیزیکی رعایت نشده بود. بنابراین، توجه بیشتر مسؤولین جهت برنامهریزی اصولی برای رعایت حریم بیماران در تمامی زمینههای درمانی و آموزشی ضروری بهنظر میرسد.
زهرا سیاح، لیلا رفیعی وردنجانی، ندا پروین، شهلا ابوالحسنی،
دوره 8، شماره 2 - ( تیرماه 1394 )
چکیده
نیاز به اهدای عضو در حال افزایش است، در حالی که میزان رضایت به اهدای عضو ناکافی است. از جمله مهمترین عوامل محدود کنندهی اهدای عضو، عدم رضایت خانواده است، لذا تعیین علل و عوامل مرتبط با این موضوع حائز اهمیت است. هدف از مطالعهی حاضر، تعیین عوامل مرتبط با رضایت به اهدای عضو در خانوادههای بیماران با مرگ مغزی بستری در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد بود. در این مطالعهی توصیفی، علل پذیرش اهدای عضو توسط خانواده، با استفاده از پرسشنامهی محققساخته، در 54 عضو خانوادهی بیماران مرگ مغزی بستری در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد در سالهای 1382 لغایت 1391 بررسی شد. اطلاعات به کمک نرمافزار آماری SPSS ویرایش 16 به شکل میانگین، فراوانی و درصد گزارش شد.میانگین سن افراد متوفی 72/13±38/31 سال بود. تصادفات (3/59 درصد) فراوانترین عامل مرگ مغزی بود. بهعلاوه 2/72 درصد متوفیان مرد بوده و در حدود 37 درصد از خانوادهها با اهدای عضو موافقت کرده بودند. میانگین سن عضو خانوادهی شرکت کننده در مطالعه9/8±15/42 سال بود. اعتقاد به خیر بودن و باور مذهبی (100 درصد)، اطمینان از تلاش پرسنل و تیم درمانی برای نجات بیمار (100 درصد) و اطمینان از تشخیص پزشک (100 درصد) بهعنوان فراوانترین عوامل مؤثر در موافقت خانواده با اهدای عضو مطرح شده بود. در این مطالعه باورهای مذهبی و اطمینان از عملکرد پرسنل درمانی از جمله عوامل برجسته در رضایت به اهدای عضو خانوادهی بیماران مرگ مغزی بوده و توجه ویژه به این فاکتورها در راستای افزایش تعداد موارد اهدای عضو و برنامهریزی مسؤولان مربوطه ضروری بهنظر میرسد.
حبیبالله رعنایی کردشولی، موسی ایزدی، احمد الهیاری بوزنجانی،
دوره 8، شماره 2 - ( تیرماه 1394 )
چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر عوامل فردی و سازمانی بر سخاوتمندی پرستاران در تسهیم دانش حرفهایشان با سایر همکاران است. برای این منظور، جهت گردآوری دادههای مورد نیاز از مجموعهای از پرسشنامههای پژوهشهای پیشین استفاده شده است و دادههای گردآوری شده از نمونه مورد بررسی (پرستاران شاغل در بیمارستان شهید بهشتی(ره) یاسوج) نیز با استفاده از آزمونهای توصیفی (نرمافزار SPSS) و همچنین، مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس (نرمافزار Smart PLS) مورد تحلیل قرار گرفتند. طبق یافتهها، در میان عوامل سازمانی، جو سازمان، سرپرستی و اقدامات مدیریت منابع انسانی با میزان تأثیر 25/0، 10/0 و 05/0 ، بهترتیب، بیشترین تأثیر را بر سخاوتمندی دانشی پرستاران داشتهاند. همچنین، در میان ویژگیهای فردی نیز احساس لذت از کمک به دیگران (با میزان تأثیر 32/0) و اعتماد به همکاران (با میزان تأثیر 16/0)، بهترتیب دارای بیشترین تأثیر بر سخاوتمندی دانشی پرستاران بودند. این در حالی است که خودکارآمدی دانشی ادراکشدهی آنها، اثر معنیداری بر رفتار تسهیم دانش آنها نداشته است. بهعنوان نتیجهای کلی، میتوان گفت که ویژگیهای فردی (بهاستثناء خودکارآمدی دانشی) و عوامل سازمانی هر دو بر سخاوتمندی دانشی پرستاران مؤثر هستند؛ اما این تأثیرگذاری بهطور متوسط در میان عوامل فردی بیشتر است
ملیحه کدیور، مرجان مردانی حموله، نسرین نژادسروری، محمد قرگزلو،
دوره 8، شماره 4 - ( آبان ماه 1394 )
چکیده
نقص ایمنی توأم شدید یک نشانگان نقص ایمنی اولیه و ارثی است که با نقص شدید لنفوسیتهای T و نقص متغیر در شمار لنفوسیتهای B، نمایان میشود. هدف این مطالعه، ارزیابی جنبههای اخلاقی در مدیریت بالینی کودکان مبتلا به نقایص ایمنی ترکیبی شدید بود. مطالعهی حاضر بر اساس نمونهای واقعی در گراند راند ماهانهی اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شد. نمونهی معرفیشده، یک شیرخوار پسر با تشخیص نقص ایمنی توأم شدید بود. کودک 6 ماهه، سابقهی عفونتهای مکرر از اوایل شیرخوارگی و بستریهای مکرر در بیمارستان داشت. والدین او منسوب و از سطح پایین اجتماعی - اقتصادی جامعه بودند. وی فرزند چهارم خانواده بود که فرزند اول و دوم خانواده، دختر و سالم بودند. فرزند سوم خانواده پسری بود که با عفونتهای گسترده در پی واکسیناسیون در بدو تولد دچار مشکلات پیاپی شده و در نهایت فوت کرده بود. از سوی پزشک معالج، مسألهی پیوند مغز استخوان برای کودک معرفیشده مطرح شد، اما همسایهی کودک به والدین او، توصیه جهت مراجعه به فرد دعاگویی که بسیاری از او شفا گرفتهاند، کرده است.
درمان بهموقع مبتلایان به نقایص ایمنی توام شدید، باعث کاهش عوارض و بهبود کیفیت زندگی بیمار میشود. در این چارچوب انجام غربالگری و ارزیابیهای زودهنگام نوزادان، توجیه اخلاقی پیدا میکند. در عین حال، باید به جوانب اخلاقی موضوع، مانند بیتوجهی به معیارهای علمی ضرورت انجام تست، تحمیل هزینههای غیرمعقول به خانوادهی کودک، عدم ارائهی اطلاعات کافی و قابل درک به خانوادهی کودک و نادیده گرفتن رضایت آنان به انجام تست و ارائهی درمان، عدم دسترسی عادلانه به امکانات تشخیصی و درمانی و عدم توجه به خودمختاری کودک عنایت داشت. با این وجود، کارکنان عرصهی سلامت میتوانند در موارد خاص، خدمات درمانی و مراقبتی خود را با رویکردی اخلاقی و حمایتی و با در نظر داشتن تمام ابعاد جسمی و روانی برای مبتلایان به نقایص ایمنی و خانوادههای آنان اجرا کنند.
ملیحه کدیور، منصوره مدنی، مرجان مردانی حموله، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 8، شماره 5 - ( بهمن ماه 1394 )
چکیده
نارسایی مزمن کلیوی وضعیتی تهدیدگر برای زندگی نوزادان است که خانوادههای آنان را نیز تهدید میکند. بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و خانوادههای آنان تحت فشارهای جسمی، روانی و اجتماعی زیادی قرار میگیرند. بنابراین، به خدمات تسکینی و حمایتی نیازمند میشوند. بهعلاوه، اخلاق نقش مهمی در مراقبت از این بیماران و خانوادههای آنان دارد. هدف این مطالعه، شناسایی رویکردی اخلاقی در زمینهی فراهمسازی خدمات طبی، تسکینی و حمایتی برای نوزادان مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و خانوادههای آنان است. مطالعهی حاضر، بر مبنای یک نمونه در گراند راند اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شدهاست. نمونهی معرفی شده، یک نوزاد پسر با تشخیص نارسایی کلیه بود که در ارزیابیهای انجام شده، هیدرونفروز دوطرفهی شدید و کیستهای متعدد کلیوی، همراه با کراتینین بالا یافت شد. در بررسیهای بعدی همچنان فیلتراسیون گلومرولی پایین و فشارخون بالا وجود داشت. پزشکان پس از انجام دیالیز صفاقی اولیه، تعبیه کاتتر دیالیز صفاقی مداوم سرپایی (Continuous ambulatory peritoneal dialysis: CAPD) را تحت عمل جراحی برای انجام دیالیز مستمر پیشنهاد دادند تا در صورت رسیدن شیرخوار به سن بالاتر، کاندید پیوند کلیه شود. اما والدین رضایت ندادند و بیمار را با رضایت شخصی ترخیص کردند که چند هفته بعد، نوزاد در منزل فوت کرد. بهنظر میرسد کارکنان درمانی نیازمند بهکارگیری راهبردهای کارآمد اخلاقی جهت ارائهی خدمات طبی، حمایتی و تسکینی به نوزادان مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و خانوادههای آنان هستند. این خدمات، علاوه بر خدمات تسکینی و مراقبتی جهت خانواده و بیمار، شامل حمایت روانی و یاری به خانوادهی بیمار در اتخاذ تصمیمی میشود که کمترین ضرر را عاید بیمار کند.
لیلی کیوانلو، طیبه رحیمی پردنجانی، علی محمدزاده ابراهیمی،
دوره 8، شماره 6 - ( اسفند ماه 1394 )
چکیده
طرح پژوهش همبستگی از طریق الگویابی معادلات ساختاری بود و نمونهی پژوهش شامل 203 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی سبزوار بودند که با استفاده از روش نمونهگیری سرشماری انتخاب شدند. شرکتکنندگان در این پژوهش پرسشنامههای اخلاق کار اسلامی، رضایت شغلی، تعهد سازمانی و انگیزش درونی را تکمیل نمودند. روایی و پایایی همهی پرسشنامهها قابل قبول گزارش شده است. ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری (SEM) براساس نرم افزارAMOS- 21 و SPSS- 19 انجام گرفت. جهت آزمودن اثرات واسطهای از روش Bootstrap در برنامهی ماکرو آزمون Preacher & Hayes استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازندگی خوبی برخوردار است. اخلاق کار اسلامی اثر مستقیمی بر رضایت شغلی و تعهدسازمانی دارد. همچنین، اثر واسطهای انگیزش درونی در رابطهی بین اخلاق کار اسلامی و رضایت شغلی و اخلاق کار اسلامی و تعهدسازمانی مورد تأیید قرار گرفت. سازمانها میتوانند با تکیه بر اخلاق کار اسلامی و نیز آموزش به کارکنان و سرپرستان برای تقویت انگیزش درونی، رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان را ارتقاء بخشند.
مرجان مردانی حموله، معصومه ایرانشاهی، نعیمه سیدفاطمی، حمید حقانی،
دوره 9، شماره 2 - ( مرداد ماه 1395 )
چکیده
در ادبیات پرستاری، پریشانی اخلاقی بهعنوان یک مشکل اساسی شناخته شده است که پرستاران در کلیهی سیستمهای مراقبتی با آن رو به رو هستند. پریشانی اخلاقی، یکپارچگی حرفهی پرستاری و در نهایت کیفیت مراقبت از بیمار را تهدید میکند. هدف مطالعهی حاضر، تعیین سطوح پریشانی اخلاقی کارکنان پرستاری شاغل در بیمارستانهای شهر ملایر بود. در این مطالعهی توصیفی- مقطعی، 195 نفر از کارکنان پرستاری شاغل در بیمارستانهای شهر ملایر در سال 1394 مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات بهوسیلهی پرسشنامهی استاندارد پریشانی اخلاقی گردآوری شدند. تحلیل دادهها بهوسیلهی آمار توصیفی و استنباطی (آزمونهای Ch-square و Independent t-test) و با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 18 انجام شد. یافتهها نشان داد که 88 نفر (1/45%) از کارکنان پرستاری دارای پریشانی اخلاقی در سطح متوسط بودند و در درجات بعدی، سطوح پریشانی اخلاقی آنان در حد بالا (62نفر، 8/31%) و پایین (45 نفر، 1/23%) بودند. مهمترین عوامل ایجادکنندهی پریشانی اخلاقی برای کارکنان پرستاری شامل مراقبت و درمان غیر استاندارد به دلیل کمبود درمانگر و مراقبتدهنده (21/0±6/6)، اجرای دستورات پزشک برای آزمایشها، درمانها و مراقبتهای غیرضروری (12/0±6) و انجام هر اقدامی بدون شایستگی حرفهای انجام آن (22/0±9/5) بودند. همچنین، از میان مشخصات جمعیتشناختی، بین تجربهی پریشانی اخلاقی در کارکنان پرستاری با جنس (001/0P=)، بخش محل خدمت (01/0P=) و سابقهی کار (001/0P=) آنان، ارتباط معنیدار آماری دیده شد. نتایج بهدست آمده از این مطالعه، گویای آن است که توجه به مقولهی پریشانی اخلاقی برای کارکنان پرستاری بسیار مهم است که این امر باید توسط متولیان حرفهی پرستاری، مدیران خدمات پرستاری و اساتید این رشته مدنظر قرار گیرد
سعیده سعیدی تهرانی، علیرضا پارساپور، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 2 - ( مرداد ماه 1395 )
چکیده
تحقیقات ژنتیکی در ابتدا عموماً برغربالگری و تشخیص برخی بیماریهای شناختهشدهی ارثی متمرکز بود. بعد از تکمیل پروژهی ژنوم انسان، مطالعات به تشخیص و درمان بیماریهای غیرواگیر و سلامت عمومی پرداخت؛ سپس در شکل جدید فناوریهای ژنتیک علاوه بر تشخیص و درمان بیماریهای ژنتیکی، تولید داروهای نوترکیب، تقویت ژنتیکی، ایجاد ارگانیسمهای تغییریافتهی ژنتیکی و استفاده از آن مدنظر قرار گرفت. موجودات تراریخته، نقطهی عطف این قبیل نوآوریها است. این موجودات دارای ترکیبات ژنتیک متفاوت هستند که توسط علم بیوتکنولوژی ایجاد شدهاند. در سالهای اخیر، استفاده از این فرآوردهها بهخصوص در زمینهی مسائل کشاورزی و دامداری رایج شده است. در دنیای امروز به دلیل کمبود منابع برای رهایی از فقر و گرسنگی، بشر ناگزیر به استفاده از فناوری در مصارف گوناگون شده است. تغییرات ژنتیکی باعث افزایش تولیدات کشاورزی، دامداری، برخی از داروها، واکسن و مصارف گوناگون میشود. علیرغم سودهایی که مهندسی ژنتیک و تولید این موجودات میتوانند برای انسان داشته باشند، این تغییرات ممکن است خطراتی نیز داشته باشند و از طرفی ممکن است نگرانیهای اخلاقی در ارتباط با کاربرد این فناوری وجود داشته باشد. در این مطالعهی مروری سعی شده است که مباحث اخلاقی پیرامون استفاده از این فناوری مطرح شوند و از منظر چهار اصل اخلاق زیستی مورد واکاوی قرار گیرند. برای این منظور، ابتدا کلیدواژهها در منابع علمی جستوجو و پس ازطبقهبندی و دستهبندی اطلاعات، ملاحظات اخلاقی از منظر چهار اصل اخلاق زیستی واکاوی شد. در بخش نتایج، ابتدا در رابطه با سود و خیری که این محصولات برای مردم جهان دارد و کمکی که به حفظ منابع محدود در زمینههای مختلف دارند اشاره میشود و سپس، آسیبهایی که ممکن است در زمینههای مختلف وارد کنند مورد اشاره قرار میگیرند، ملاحظات مربوط به تولید انبوه و مصرف عمومی آن توسط مردم از قبیل احترام به اتونومی افراد، اطلاعرسانی کافی مبنی بر فواید و مضرات این محصولات، نوع برچسبگذاری آنها پرداخته میشود و در پایان به بحث عدالت و ارزیابی کلی فواید و زیانها و میزان هزینه اثربخشی آن در جامعه میپردازد.
فاطمه میرزایی(لطفیآذر)، سمانه تیرگر، فرزانه زاهدی، سوده تیرگر، فریده شریعتی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 3 - ( مهر ماه 1395 )
چکیده
با وجود پیشرفت علم پزشکی و تکنولوژیهای مرتبط، شناخت ماهیت و چگونگی مرگ، همچنان در هالهای از ابهام است. شاید چنین بتوان گفت که چون مرگ، پدیدهای دو وجهی است و یکروی آن جسمانی و روی دیگر، نفسانی و روحانی است، شناخت آن، تنها در حیطهی علم پزشکی نیست، بلکه تلاش و همکاری اندیشمندان حوزههای دیگری چون علوم قرآنی، علوم انسانی، فلسفه و مانند آن نیز برای گشودن قفلهای بستهی آن ضروری بهنظر میرسد. چنین همفکریهایی میتواند با توصیف آنچه بر نفس در آستانه و هنگام مرگ میگذرد، دیدگاه دانشمندان علوم پزشکی را که بهحق، مفسران خوبی برای تغییرات جسمانیِ زمان مرگ هستند، وسعت و عمق بیشتری بخشد. بیشک، چنین نگرشی میتواند در گرفتن تصمیمهای اخلاقی پایان حیات و نیز ارائهی مراقبتهای معنوی در این لحظات، تحولآفرین باشد. این مطالعهی مروری بهروش کتابخانهای، ابتدا توصیفی از مراحل مرگ در نگاه علم پزشکی دارد و سپس با کنکاشی قرآنمحور در منابع اسلامی و با تمرکز بر آیاتی که صراحتاً دلالت بر زمان مرگ دارند، توصیف قرآنی از برخی مراحل مرگ ارائه میدهد. سرانجام در بحث نهایی، برخی شباهتها و تفاوتهای دیدگاهها را بیان و سؤالات مهمی را در این حیطه مطرح میکند که عمدتاً برای ارائهی مراقبتهای معنوی در لحظات پایانی حیات در خور اهمیت فراوان هستند. امید است با پژوهشهای متمرکز آینده که در جهت پاسخ به سؤالات اصلی ایجادشده در این مطالعه خواهند بود، راه برای ارائهی مراقبتهای معنوی و قرآنمحور، بیش از پیش تسهیل و عملیاتی شود.
مرجان السادات عرشیها، خزر لایق، فاطمه نوغانی، ناصر صدقی گوی آقاج، ترانه تقوی لاریجانی،
دوره 9، شماره 3 - ( مهر ماه 1395 )
چکیده
توانایی افراد برای قرار دادن معیارهایی برتر که اثربخشی در کانون واکنشهای فردی را بهدنبال دارد هوش اخلاقی گفته میشود. هدف از پژوهش حاضر، تعیین همبستگی بین هوش اخلاقی و مهارتهای ارتباطی دانشجویان کارشناسی پرستاری دانشکدهی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 96-1395بودهاست. مطالعهی حاضر یک پژوهش توصیفی- همبستگی است که در سال 1395 انجام گرفت. جامعهی پژوهش تمام دانشجویان کارشناسی پرستاری دانشکدهی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. نمونهها 204 نفر براساس معیارهای ورود که شامل: قبولی مستقیم در رشتهی پرستاری، عدم ابتلا به بیماریهای شناختهشده و رضایت جهت شرکت در پژوهش از بین تمام دانشجویان چهارسال پرستاری با روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند. برای جمعآوری دادهها از سه پرسشنامهی مشخصات جمعیتشناختی، هوش اخلاقی «Lennick و Kiel» و «مهارتهای ارتباطی Jerabek» استفاده شد. روایی و پایایی هر دو ابزار در مطالعات مشابه در کشور با استفاده از روش ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 88/0 و 71/0 مورد تایید قرار گرفته بود. پایایی در پژوهش حاضر به روش آلفای کرونباخ 85/0 و 81/0 برای دو پرسشنامه محاسبه شد. دادهها با نرمافزار SPSS نسخهی 19 و آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمونهای آماری t مستقل، ضریب همبستگی Pearson و آزمون ANOVA ) تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها میزان هوش اخلاقی را با میانگین ۱۲/۷±98/71 از دامنهی (100-20) و مهارتهای ارتباطی دانشجویان را از دامنهی (170-34) با میانگین 67/۹±9/114 نشان داد. ضریب همبستگی Pearson نشان داد که بین هوش اخلاقی و مهارتهای ارتباطی دانشجویان پرستاری همبستگی مثبت و معنیداری وجود دارد (001/0≥P، 54/0=r). با افزایش هوش اخلاقی دانشجویان پرستاری، مهارتهای ارتباطی آنان ارتقاء مییابد. بنابراین، فراهم کردن زمینه برای تقویت هوش اخلاقی دانشجویان پرستاری پیشنهاد میشود.
باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 4 - ( آبان ماه 1395 )
چکیده
اهمیت توجه به بررسی، تبیین و لحاظ نمودن مباحث اخلاقی در طب در دهههای گذشته موجب شد بیش از بیست سال پیش در کشور ما نیز فعالیتهای منسجمی در این مرحله سامان یابد که تأسیس و گسترش مراکز تحقیقات اخلاق پزشکی و راهاندازی دورههای دکتری تخصصی اخلاق پزشکی در کشور از آن جمله بودهاند. در همین راستا، مجله ایرانی اخلاق و تاریخ پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران که از سال 1387 به مجموعه مجلات علمی- پژوهشی پزشکی کشور پیوسته است تاکنون با انتشار 394 مقاله در مجموع 55 شماره منتشر شده در موضوعات مختلف اخلاق پزشکی، نظیر آغاز و پایان حیات، ملاحظات اخلاقی در به کار گیری فناوریهای جدید پزشکی، رابطه پزشک و بیمار، خطاهای پزشکی و ... ، تلاش نموده است تا گفتمان اخلاق پزشکی را در جامعه پزشکی کشور به یک گفتمان ضروری در ارائه خدمات سلامت مطرح نماید.
در این تلاش جمعی که با همکاری اساتید رشتههای مختلف علوم پزشکی صورت گرفته است، این مجله سعی کرده است تا با طرح مباحث مختلف اخلاق پزشکی در حوزههای بالینی تحقیقات پزشکی، مبانی فقه پزشکی، نظریههای اخلاقی، و نیز تاریخ پزشکی از یک سو، و ارائه راهکارهای مناسب اخلاقی در مواجهه با این مباحث از سوی دیگر، به پرسشهای موجود همکاران محترم گروه پزشکی پاسخ داده و ارائه طریق نماید.
حال با توجه به تحول اساسی در مجلات علمی مبنی بر الکترونیک شدن آنها و نیز اقبال مخاطبین به دسترسی الکترونیک اینگونه منابع علمی، مجله اخلاق و تاریخ پزشکی بعد از این با پیوستن به جمع پایگاه الکترونیک تلاش میکند با به کارگیری فناوریهای جدید ارتباطی، سریعتر و با سهولت بیشتری در اختیار مخاطبین خود قرار گیرد. استفاده از فناوریهای جدید ارتباطی ، این فرصت را برای همکاران به گونهای فراهم می نماید که از این پس، هر یک از مقالات پذیرفته شده بعد از طی مراحل انتشار بلافاصله بر روی سایت مجله در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت. با توجه به رصد مباحث مربوط به اخلاق پزشکی در کشور، هم اکنون مباحثی چون فضای مجازی، حریم خصوصی بیماران، رازداری، رابطه پزشک و بیمار - به ویژه ارتباط مالی با بیماران- ، همگی چالشهای پیش روی جامعه پزشکی میباشند که این مجله در صدد پرداختن به آنها است و امیدواریم که در بررسی این چالشها و راهکارهای مواجهه با آنها از همکاری و همیاری شما فرهیختگان بهرهمند گردیم. امید است انتشار این مجموعه با همت کلیه صاحبنظران و محققان حیطه اخلاق پزشکی، گامی در جهت اعتلای این عرصه در کشور باشد.
محمد محمدی، محمد شمس الدین دیانی تیلکی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 6 - ( اسفند ماه 1395 )
چکیده
حفظ حریم خصوصی و رازداری، یکی از حقوق مسلم هر انسان بهمنظور حفظ حرمت و عزت اوست. ارزیابی نگرش بیماران پیرامون حریم خصوصی و رازداری میتواند برآورد مناسبی از ابعاد مختلف این مسأله باشد تا به پزشکان در فرایند تشخیص و درمان کمک کند. در این پژوهش به بررسی نگرش بیماران نسبت به موضوع حریم خصوصی و رازداری که نشاندهندهی مطالبات جامعه از نظام سلامت است، پرداخته شده است. چنین مطالعهای با نمایان ساختن نقاط قوت و ضعف، سیاستگزاران را در تنظیم روابط مناسب بین ارائهکنندگان و گیرندگان خدمات کمک میکند. پژوهش حاضر به روش مقطعی بر روی 200 بیمار بیمارستانهای امام خمینی (ره) و شریعتی تهران در سال 1388 که به روش تصادفی منظم انتخاب شده بودند، صورت گرفته است. متغیرهای مطالعه شامل سن، جنس، تحصیلات، بخش بستری، روزها و دفعات بستری، و نیز نگرش بیماران است . داده ها بر اساس پرسشنامهی تهیه شده در دو بخش اطلاعات عمومی و نگرش که اطمینان و اعتبار علمی آن توسط آزمون مجدد و اعتبار محتوایی بررسی و مورد تایید قرار گرفته است، توسط پرسشگران آموزش دیده بهطور مستقیم از بیماران گردآوری شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، بر اساس نمرات، بخش نگرش بیماران به سه گروه منفی، تا حدودی مثبت و مثبت طبقه بندی شد و با آزمونهای آماری متعدد مورد سنجش قرار گرفتند.
در این مطالعه 113 (5/56 %) زن و 87 (5/43 %) مرد شرکت کردهاند. 71 (5/35 %) بیمار با انجام معاینهی بیمار زن توسط پزشک مرد کاملاً موافق و 99 بیمار (5/49 %) موافق بودند. همچنین، از بیماران در مورد الزامی و صحیح بودن مشورت پزشک با دستیارش و انتقال اطلاعات بیماری برای آموزش و تصمیمگیری بهتر (بدون اجازهی بیمار) سؤال شد که نگرش 53 بیمار (5/26 %) کاملاً موافق و 103 بیمار (5/51 %) موافق بود. بیماران در مورد اینکه اگر بیمار قصد آسیب رساندن به خود یا دیگران را داشته باشد، پزشک باید بدون رعایت ملاحظات رازداری موضوع را به افراد ذیربط اطلاع دهد، 45 بیمار (5/22 %) کاملاً موافق، 82 بیمار (0/41%) موافق بودند و 56 بیمار (0/28 %) نظری نداشتند. در این مطالعه براساس نمرهی کل نگرش بیماران، 36 بیمار (0/18 %) دارای نگرش منفی، 162 بیمار (0/81 %) تاحدودی مثبت و 2 بیمار (0/1 %) مثبت بودند.
با توجه به نتایج مطالعه به طور کلی اکثر افراد جامعه مورد پژوهش یا دارای نگرش منفی یا تا حدودی مثبت در مورد حریم خصوصی و رازداری هستند، بیماران احترام به حریم خصوصی و رعایت رازداری توسط پزشکان را جزو مولفههای ضروری ارتباط پزشک و بیمار نمیدانند. لذا ضمن انجام تحقیقات بیشتر در خصوص رعایت حریم خصوصی و رازداری، ضروری است بهمنظور تغییر و ارتقاء نگرش بیماران در این زمینه بیش از پیش تلاش شود تا فراهم آوردن شرایط مناسب حریم خصوصی و رعایت رازداری جزو مطالبات بیماران از نظام سلامت باشد.
مجتبی پارسا، باقر لاریجانی، کیارش آرامش، سحرناز نجات، اکبر فتوحی، میر سعید یکانی نژاد، نجات ا.. ابراهیمیان،
دوره 9، شماره 6 - ( اسفند ماه 1395 )
چکیده
پرداختهای غیر رسمی یا زیرمیزی پدیدهای است که اهمیت اخلاقی ویژهای دارد و بهنظر میرسد در برخی از تخصصهای پزشکی رایج باشد. این مطالعه با هدف بررسی شیوع و عوامل موثر بر آن انجام شده است. این پژوهش مطالعهای مقطعی است که بین پزشکان متخصص عمدتاً جراح با تخصصهای مختلف شرکتکننده در کنگرهها و برنامههای آموزش مداوم توسط پرسشنامه در سال 1392 و قبل از اجرای طرح تحول نظام سلامت انجام شده است. در این تحقیق 257 پرسشنامه وارد مطالعه شد. شیوع دریافت زیرمیزی در بین پزشکان مورد مطالعه که امکان دریافت زیرمیزی را داشتند نسبتاً زیاد (63/8 درصد) بود. پزشکان شاغل در بخش خصوصی و نیز پزشکان شاغل در شهر تهران و کسانی که نگرش مثبت به زیرمیزی داشتند بیشتر زیرمیزی دریافت میکردند. به باور پرسش شوندگان، شایعترین علت، تعرفههای غیر واقعی و شایعترین پیامد، بالا رفتن هزینههای بیماران بود. متأسفانه، بیش از نیمی از پزشکان یا اعتقاد به غیراخلاقی نبودن زیرمیزی نداشتند یا نظر قاطعی نسبت به اینکه این عمل غیراخلاقی است ندادند. با توجه به رابطهی مستقیم بین نگرش پزشکان و دریافت زیرمیزی بهنظر میرسد در زمینهی نشان دادن قبح زیرمیزی به پزشکان نیاز به آموزش وجود دارد. علت شیوع کمتر زیرمیزی در بخش دولتی شاید نظارت بیشتر در این بخش باشد. بهنظر میرسد با وضع راهنمای اخلاقی در جهت نشان دادن قبح دریافت زیرمیزی بین پزشکان و اصلاح ساختارهای نظام سلامت از جمله واقعی نمودن تعرفهها بتوان تا حدود زیادی از بروز این پدیده جلوگیری کرد.
طلیعه خلیفی، نعیمه سیدفاطمی، مرجان مردانیحموله، حمید حقانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
سلامت معنوی، سبب رسیدن به کمال در زندگی میشود. وقتی سلامت معنوی به خطر افتد، فرد احساس میکند معنای زندگیاش را از دست داده است. در حرفهی پرستاری، خدمات مراقبتی و سلامت معنوی به یکدیگر مرتبطاند؛ بنابراین، ضروری است برای ارائهی خدمات بهتر به بیماران، سلامت معنوی پرستاران ارتقا یابد. هدف تحقیق حاضر، تعیین تأثیر آموزش معنویت بر سلامت معنوی دانشجویان پرستاری بود. این مطالعهی نیمهتجربی، با مشارکت 76 دانشجوی کارشناسی پرستاری، در تهران، انجام شد. نمونهها به شیوهی تصادفی ساده، انتخاب و با روش تخصیص تصادفی، به دو گروه ۳۸نفرهی آزمون و کنترل، تقسیم شدند. مداخله برای گروه آزمون، طی چهار هفته، هر هفته یک جلسهی شصتدقیقهای، انجام شد. گروه کنترل، مداخلهای دریافت نکرد. چهار هفته پس از مداخله، از هر دو گروه، پسآزمون گرفته شد و محتوای ارائهشده به گروه آزمون، به گروه کنترل نیز، داده شد. پرسشنامهی تحقیق، مقیاس سلامت معنوی / پالوتزیان و الیسون بود. در تحلیل دادهها، آزمون تی مستقل، اختلافی معنادار را قبل از مداخله در نمرهی سلامت معنوی دو گروه، نشان نداد (0/62 P= و0/49- t=). در مرحلهی پسآزمون، میانگین نمرهی یادشده در گروه آزمون، در مقایسه با گروه کنترل، افزایش داشت (0/03 P<و 2/14-t= ). پس از مداخله، آزمون تی زوجی، بیانگر افزایشی معنادار در نمرهی سلامت معنوی دانشجویان گروه آزمون، بود (0/001 P< و 4/39- t=)؛ اما اختلافی در دانشجویان گروه کنترل در مراحل پیش و پس آزمون، دیده نشد (0/79 P= و 0/25- t=). آموزش معنویت، بر سلامت معنوی دانشجویان پرستاری مؤثر بود؛ پیشنهاد میشود به آموزش معنویت بهعنوان یکی از راهکارهای ارتقای سلامت معنوی دانشجویان توجه شود.
ثریا قلیپور خانمیری، علیرضا خدائی، مرجان شیرازی، خدیجه نظیری،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر رفتار سازمانی، رضایت شغلی پرستاران است. سلامت معنوی پرستاران از عوامل جداییناپذیری است که بر ارتقای رضایت شغلی آنها تأثیر میگذارد. هدف از این پزوهش بررسی ارتباط سلامت معنوی و رضایت شغلی پرستاران بوده است. روش پژوهش توصیفیتحلیلی بوده و جامعهی آماری آن را همهی پرستاران بیمارستان شهدای تبریز تشکیل دادند. در پژوهش حاضر 155 نفر به شیوهی تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل دو پرسشنامهی سلامت معنوی پولتزین و الیسون و پرسشنامهی رضایت شغلی میته سوتا بود. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (تی مستقل، پیرسون، اسپیرمن، ANOVA و آزمون تعقیبی توکی) استفاده شد. یافتهها نشان داد که بین سلامت معنوی پرستاران و رضایت شغلی آنها ارتباط مستقیم و معنیداری وجود داشت (05/0< (p. همچنین میانگین نمرهی سلامت معنوی پرستاران (64/13) 85/89 و میانگین نمرهی رضایت شغلی آنان (63/12 ) 89/61 بود که هر دو بهطور معنیداری از سطح متوسط بالاتر بودند (05/0< (p. بین نوع استخدام، سن و جنسیت با رضایت شغلی رابطهای معنیدار وجود داشت (05/0< .(p بر اساس یافتههای پژوهش به مسئولان ذیربط پیشنهاد میشود برای افزایش رضایت شغلی پرستاران، به مقولهی سلامت معنوی و راهکارهای ارتقای آن توجهی ویژه داشته باشند؛ زیرا افزایش سلامت معنوی موجب افزایش رضایت شغلی پرستاران و در نهایت ارائهی بهتر خدمات مراقبتی به بیماران خواهد شد.
مرجان مردانی حموله، معصومه احمدی، نعیمه سیدفاطمی، حمید حقانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
همدلی، یکی از پیششرطهای اساسی پرستاری برای مراقبت مؤثر از بیمار است. از طرفی، معنویت نیز یک جزء مهم در روابط پرستار و بیمار به شمار میآید. هدف از این مطالعه، تعیین ارتباط همدلی با نگرش معنوی در دانشجویان پرستاری بود. در این مطالعهی توصیفی و همبستگی، نمونهها ۲۷۲ نفر از دانشجویان پرستاری در سه دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران بودند که در سال ۱۳۹۶ به روش نمونهگیری در دسترس، انتخاب شدند. دادهها با استفاده از فرم مشخصات جمعیتشناختی و ابزارهای روا و پایاشدهی همدلی و نگرش معنوی گردآوری، سپس با بهرهگیری از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی مستقل و آزمون آنالیز واریانس) تحلیل شدند. میانگین نمرهی همدلی دانشجویان 982/106±65/14 بود که از میانهی نمرهی ابزار (۶۰)، بالاتر بود. همچنین، میانگین نمرهی نگرش معنوی آنان 79/115± 8/15 بود که از میانهی نمرهی ابزار (۸۶)، بیشتر گزارش شد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد، بین همدلی و نگرش معنوی، همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد (۰/۰01 ,p=۲۶۵ /۰r=). افزونبراین، در میان مشخصات فردی، بین همدلی با جنس، سال تحصیلی، معدل، علاقه به رشته و وضعیت اشتغال، ارتباط معنادار وجود داشت (۰/05p<)؛ بهعلاوه، بین نگرش معنوی با علاقه به رشته و وضعیت اشتغال نیز ارتباط معنادار به دست آمد (۰/05p<). نتایج پژوهش نیز، از این فرضیه که میان همدلی و نگرش معنوی ارتباط وجود دارد، حمایت میکند. ازآنجاکه بین همدلی و نگرش معنوی در دانشجویان پرستاری ارتباط معنادار وجود داشت، به نظر میرسد با ارتقای نگرش معنوی دانشجویان پرستاری، همدلی آنان نیز افزایش مییابد.
مرجان شمسپور، سیدمحمود طباطبائی، سیدحمیدرضا نقوی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
برخورداری از استطاعت مالی، توانایی بدنی و ظرفیت روانی، مهمترین شرایط وجوب حج تمتع هستند؛ اما اکثر مکلفان، به ظرفیت روانی توجهی نداشته، هر سال، تعدادی افراد فاقد ظرفیت روانی با رفتن به حج، آسیب دیده و تحت درمان قرار میگیرند یا به کشور بازگردانده میشوند. در نتیجه، شماری از واجدین شرایط از فریضهی حج محروم میشوند. دربارهی ظرفیت روانی مکلفان، پژوهشی انجام نگرفته و هدف این مطالعه، نشاندادن اهمیت اخلاقی ظرفیت روانی برای انجام حج است. در بخش کمّی این مطالعه کاربردی-تحلیلی، نخست اطلاعات پروندههای موجود در سیستم ثبت اطلاعات مرکز پزشکی حج و زیارت از سال ۱۳۹۱تا ۱۳۹۳ شمسی استخراج شده و پس از ارزیابی با رعایت معیارهای DSM-IV-TR توسط دستیار روانپزشکی زیر نظر متخصص و پزشکان کاروان،اطلاعات بدستآمده تحلیل شدند. در بخش کیفی، از مدیران ستادی سازمان حج و زیارت و اعضای کارگروه سلامت، اطلاعات سازمانیافتهی جامعی گردآوری شد. در این مطالعه معلوم شد 16.7% (17 نفر) از حجاجی که طی سالهای 91 تا 93 بهعلت اختلالات روانی به بیمارستانهای مکه و مدینه مراجعه کردهاند (جمعاً 102 نفر)، به اختلالات طیف اسکیزوفرنیا و سایکوتیک مبتلا و فاقد ظرفیت روانی و شرط استطاعت بودهاند. نتایج مطالعه علاوه بر یاری سیاستگذاران سلامت برای نظارت بر اعزام حجاج، میتواند شاخصی شرعی و راهنمایی اخلاقی برای شناسایی مصادیق افرادی که فریضهی حج از آنان ساقط است تلقی شود و به جلوگیری از اتلاف هزینه، تضییع وقت حجاج و کارکنان و مخدوششدن اعتبار ملی بینجامد؛ همچنین، نتایج این پژوهش میتواند به جایگزینکردن افراد واجد شرایط به جای افراد فاقد شرایط، کمک کند.
لیلا رفیعی وردنجانی، کبری نوریان، آزیتا ظاهری،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
ایمنی بیمار یکی از اصول اساسی مراقبت سلامت است و سنجش و ارتقای آن از اهداف اصلی طرح تحول نظام سلامت در ایران به شمار میآید؛ لذا، مطالعهی حاضر، با هدف تعیین وضعیت فرهنگ ایمنی بیمار در کارکنان پرستاری سه بیمارستان «الف» و «ب» شهرکرد و بیمارستان «ج» بروجن، برنامهریزی شد. در این مطالعهی توصیفیتحلیلی که در بازهی زمانی شهریور تا بهمنماه1397 انجام شد، 359 پرستار واجد شرایط، بر اساس روش نمونهگیری چندمرحلهای و پرسشنامهی فرهنگ ایمنی بیمار، بررسی شدند. اطلاعات جمعآوریشده به کمک آمار توصیفی و استنباطی نرمافزار آماریSPSS 20 تجزیه و تحلیل گردیدند. در این مطالعه، میانگین سنی کلی شرکتکنندگان 79/7±33/23 سال بود. نمرهی کلی فرهنگ ایمنی بیمار، از نظر پرستاران مطالعهشده، 15/16±23/123 بود که کمترین نمره، به بُعد بازبودن مجاری ارتباطی (86/1±40/8) و همچنین، بازخورد و اطلاعدادن به دیگران در برابر خطاها (23/2±72/8 ) اختصاص یافت. افزونبراین، تفاوت آماری معنیداری بین ابعاد مختلف فرهنگ ایمنی بیمار و نمرهی کلی آن، در سه بیمارستان، مشاهده نشد (05/0p>). رهبری، عنصری کلیدی و حیاتی در اولویتبخشیدن به موضوع ایمنی بیمار محسوب میشود. نحوهی پاسخدادن به اشتباهات، تعیینکنندهی فرهنگ ایمنی در بیمارستان است. به منظور ارتقا و ایجاد فرهنگ ایمنی مطلوب در بیمارستان، باید ترس از سرزنششدن در قبال اشتباهات را حذف و فضایی صمیمی و مناسب برای یادگیری مستمر را در بیمارستان ایجاد کرد.