76 نتیجه برای جان
مرجان قندی، رضا دهنویه، رضا گودرزی، مصطفی الماسی دوغایی، ملاحت اکبرفهیمی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
دمانس به دلیل هزینههای هنگفت درمانی، شیوع بالا در سالمندان، پیامدهای شدید و تحمیل فشارهای جسمی و روانی ناشی از شدت بیماری به خانوادههای بیماران، در ردیف مشکلات مهم بهداشتی قرار دارد و برای کمک به بیمار و کاهش بار مراقبت از بیماران، از فناوریهای بسیاری استفاده میشود که مهمترین آن، کاردرمانی است. این مطالعه از نوع کاربردی است و با هدف بررسی جنبههای اخلاقی و قانونی فناوری کاردرمانی در سالمندان مبتلا به دمانس، با استفاده از روش کیفی انجام شده است. جامعهی مورد پژوهش، دوازده نفر از متخصصان و دستاندرکاران حوزهی دمانس و خدمات سالمندی کشور هستند و ابزار گردآوری دادهها مصاحبه بوده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که منفعت داشتن و مضر نبودن، حفظ استقلال و موافقت آگاهانه، حفظ کرامت و احترام به فرد، نگرانی برابری و عدالت در دسترسی به خدمت، پشتوانهی قانونی برای استفاده از فناوری، ضرورت اصل اختیار و رعایت حفظ اسرار بیمار و بسترسازی مناسب بهرهبرداری از فناوری، هفت چالش اصلی فناوری کاردرمانی از منظر اخلاقی و قانونی در کشور است. بر اساس نتایج حاصل، فقدان پوشش بیمهای فناوری کاردرمانی و دسترسینداشتن سالمندان به این خدمت، از موانع مهم استفادهنکردن ازآن به حساب میآید که وزارت بهداشت باید، مقدمات پیادهسازی آن را در اقصا نقاط کشور فراهم کرده و در بستهی خدمت سالمندان کشور قرار دهد.
مهری دوستی ایرانی، بتول علیدوست، لیلا رفیعی وردنجانی، زهرا طیبی، کبری نوریان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
بستریشدن در بخشهای مراقبت ویژه تجربهای بسیار استرسزا برای بیمار و خانوادهی آنان است و جداکردن آنها از یکدیگر هم چندان به تأیید نرسیده است. در حال حاضر ملاقات در ICU بهصورت محدود اجرا میشود و چالشهایی را ایجاد میکند؛ لذا در این مطالعهی توصیفیاکتشافی به تبیین راهکارهای رفع چالشهای ملاقات پرداخته شد. این مطالعه، کیفی از نوع توصیفیاکتشافی است که از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با 35 مشارکتکننده در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد شامل )شش بیمار، نُه همراه بیمار و بیست پرستار( در سال 1396 انجام شد. انجام مصاحبهها تا رسیدن به اشباع اطلاعات ادامه یافت؛ سپس تجزیه و تحلیل اطلاعات با رویکرد تحلیل تماتیک استقرایی انجام شد. راهکارهای رفع چالش ملاقات از دیدگاه مشارکتکنندگان در دو سابتم «کاهش نیاز به ملاقات» (از طریق آموزش قوانین، ارتقای محیط و تعامل با خانواده) و «تعدیل ملاقات» (از طریق ارتقای ملاقات پشت شیشه، استفاده از مانیتور دائم و ملاقات منعطف) طبقهبندی شد. ملاقات در ICU بیمارستانهای آموزشی شهرکرد، مانند سایر نقاط کشور بهصورت محدود اجرا میشود. بااینحال امید است با عملیاتیکردن راهکارهای استخراجشده در بخشهای مراقبت ویژه بسیاری مسائل مرتبط با ملاقات حل شود و تجربهی تعارض در بیماران، همراهان و پرسنل از بین برود.
زهرا شفیعی، کبری نوریان، لیلا رفیعی وردنجانی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
جو اخلاقی، جزئی مهم از فضا یا فرهنگ سازمانی است که همهی جنبههای فردی را تحت تأثیر قرار میدهد و ارتقاء آن در مراکز بهداشتیدرمانی، باعث واکنش بهتر پرستاران در برابر تنش اخلاقی و نهایتاً، بهبود کیفیت خدمات درمانی میشود. هدف از این مطالعه، تعیین درک پرستاران از جو اخلاقی حاکم بر بالین در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد، در سال 1397 بود. این پژوهش، مطالعهای توصیفیهمبستگی بود که بر روی سیصد پرستار و به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف، انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، شامل دو پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک و جو اخلاقی اولسون بود. تجزیه و تحلیل دادهها، با استفاده از آزمونهای آماری رگرسیون خطی، میانگین و انحراف معیار انجام شد. نتایج حاصل از مطالعه نشان داد نمرهی کلی جو اخلاقی در نمونههای شرکتکننده در مطالعه، 67/0 ± 79/3 بود. بیشترین و کمترین نمرهی جو اخلاقی در این مطالعه، بهترتیب، مربوط به بعد مدیران پرستاری (74/0 ±86/3) و پزشکان (79/0 ± 58/3) بود؛ همچنین، بین متغیرهایی مانند سن و سابقهی خدمت، رابطهای معنیدار با ابعاد جو اخلاقی مشاهده شد (۰۵/۰>p). با توجه به نمرهی جو اخلاقی کسبشده در این پژوهش که از برخی مطالعات انجامگرفته در این زمینه در ایران کمتر است و با توجه به اهمیت موضوع جو اخلاقی و عواقب ناشی از نقص در این جو، لازم است تا مسئولان بیمارستانها، برنامهریزیهای مناسب برای حاکمکردن جو اخلاقی مطلوب بر بالین را در اهم موضوعات کاری خود قرار دهند.
زهرا عباسی، نعیمه سیدفاطمی، مرجان مردانی، ملیحه کدیور،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
این نامه به سردبیر فاقد چکیده است.
محمدحسین افتخاری، علیرضا پارساپور، آیت احمدی، باقر لاریجانی، ندا یاوری، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
پزشکی تدافعی، انجامدادن اقداماتی است که اندیکاسیون پزشکی و منفعتی برای بیمار ندارد (پزشکی تدافعی مثبت) یا خودداری از انجامدادن اقداماتی پرخطر است که دارای اندیکاسیون پزشکی و منفعت برای بیمار است (پزشکی تدافعی منفی). پزشک این اقدامات را، صرفاً با انگیزهی محافظت از خود در برابر شکایتها یا تنشهایی مانند اعتراض بیمار یا همکاران انجام میدهد و معمولاً موجب واردشدن آسیب جسمی، روانی یا اقتصادی به بیمار یا نهاد پرداختکنندهی هزینهی درمانی مانند سازمانهای بیمهگر میشود که میتواند عواقبی را به لحاظ کیفیت مراقبت افراد و بهرهوری از منابع محدود سلامت در پی داشته باشد. عواملی، ازجمله نگرانی پزشک از شکایت و دادرسی، ممکن است به رفتارهای تدافعی منجر شود. این مقاله به ارائهی پیشنهاداتی برای مدیریت اینگونه رفتارها و پیشگیری از آنها، شامل سه دستهی کلی راهکارهای مرتبط با اصلاح سیستم رسیدگی به شکایت بیماران، راهکارهای اجتماعی مدیریت و پیشگیری از پزشکی تدافعی و راهکارهای مدیریتیسازمانی پرداخته است. این راهکارها بر اساس یافتههای منتج از تحقیقی ترکیبی، شامل مرور غیرنظاممند منابع و مطالعهی کیفی با روش برگزاری مصاحبههای نیمهساختاریافته تنظیم شدهاند؛ همچنین، گروه اخلاق پزشکی فرهنگستان علوم پزشکی ایران، نتایج آن را بررسی کردهاند.
فرزاد زکیان خرم آبادی، علیرضا پارساپور، باقر لاریجانی، امیرحسین تکیان، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
حق بر دسترسی به خدمات سلامت، بهعنوان جزئی از حقوق بنیادین بشر، متأثر از شرایط و امکانات دولتها و اوضاع بینالمللی، همواره با چالشهایی روبهرو بوده است. علیرغم صراحت سیاستهای کلی و اسناد بالادستی در نظام سلامت ایران، در خصوص لزوم برخورداری مهاجران و پناهندگان از خدمات سلامت و عضویت ایران در کنوانسیونهای مربوطه، ضمانت اجرای مفاد این اسناد به دلایل مختلف، ازجمله نارسایی قوانین مربوط به مهاجران و پناهندگان و اجرای نادرست برخی قوانین موجود، منسجم و کامل نیست. گروه تحقیق، نسخهی اول پیشنویس راهنمای اخلاقی ارائهی خدمات سلامت به مهاجران را، با استفاده از دادههای پژوهشی مبتنی بر مرور اسناد مرتبط و مطالعهی کیفی، تهیه و بر اساس نظرات شرکتکنندگان در یک گروه هیأت متخصصان، نهایی کردهاند. در این پیشنویس، پس از تبیین ارزشها و اصول اخلاقی حاکم بر ارائهی خدمت به مهاجران افغان، راهنماها و تکالیف پیشنهادی برای ذینفعان اصلی درگیر و مرتبط با موضوع، ازجمله سیاستگذاران و برنامهریزان کلان نظام سلامت، مؤسسات و مراکز ارائهی خدمات سلامت، حرفهمندان و ارائهدهندگان خدمات سلامت، سازمانهای حرفهای، فعالان جامعهی مدنی، رسانهها و سازمانهای مردمنهاد و پژوهشگران و متولیان پژوهش و آموزش پزشکی ارائه شده است
باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
فرهنگسـتان علوم پزشـکی جمهوری اسـلامی ایران در طول حدود چهار دهه حیات خود، آثار ارزشـمندی را در نظام علوم پزشـکی کشـور به جا گذارده اسـت. این نهاد ملی که قوام اصـلی خویش را از حضـور دانشـمندان و پیشـکسـوتان و اسـاتید مبرز حوزه علوم پزشـکی دارد، ظرفیتی شـگرف برای اعتلای حاکمیت دانش در کشـور در حوزه سـلامت اسـت که اگر جایگاه آن به درسـتی درک و تبیین گردد موجبات نیل به مرجعیت علمی را برای کشور فراهم خواهد نمود. فرهنگسـتان علوم پزشـکی از منظر نهادی، با مراکزی مانند بنیاد ملی دانش آمریکا، انجمن سـلطنتی لندن برای پیشرفت دانش طبیعی یا حتی آکادمی جهانی علوم قابل قیاس اسـت که از این نگاه، فرهنگسـتان بازوی قدرتمند حاکمیت دانش در کشـور اسـت. چنین نهادی در مناسـبات مهم علمی کشـور، جهت دهی کلان به جریانهای آموزشـی و پژوهشـی دانشـگاهها و موسـسـات مختلف و همچنین ترسـیم افقهای بلند نیل به مرجعیت دانشی در منطقه و جهان موثر و ذی نفع خواهد بود.
محبوبه شالی، سمیرا محمدی، حسن شهبازی، نوشین کهن، باقر لاریجانی، شهره نادری مقام،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
بهمنظور ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، ضروری است که در مسیر توانمندسازی مردم در شناخت و کنترل عوامل مؤثر بر سلامت، گام برداشته شود. استادان دانشگاهها، بهعنوان ترویجکنندگان دانش سلامت، آموزشدهندهی مهارتهای بهداشتی و حامیان سبک زندگی و رفتارهای سالم شناخته میشوند. این مطالعه، با هدف تبیین نقش استادان حوزهی علوم پزشکی در ارتقاء سواد سلامت مردم انجام شده است. این پژوهش، از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. برای نمونهگیری، از روش مبتنی بر هدف، با حداکثر تنوع استفاده شد. بیست نفر از استادان دانشگاههای علوم پزشکی و جهاد دانشگاهی و وزارت بهداشت، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و همزمان با جمعآوری دادهها، تجزیه و تحلیل اطلاعات انجام شد. بیست شرکتکننده (نُه زن و یازده مرد) با میانگین سنی 3/50 و میانگین سابقهی کاری 45/23 سال در این مطالعه شرکت کردند. پس از تحلیـل دادههـا، 947 کد اولیه استخراج و پس از آن، دادهها در پنج طبقهی اصلی و پانزده زیرطبقه دستهبندی شد. زیرساختسازی، تولید محتوا، الگوی نقش، خودتوانمندسازی و فرهنگسازی، طبقات اصلی پژوهش بودند. استادان دانشگاه میتوانند با ترکیب مناسب و بدیع عناصر مختلف موجود در نظام آموزشی، دانشجویان و آحاد جامعه را بهسوی اهداف متعالی سوق دهند یا آنان را از نیل به چنین اهدافی محروم سازند؛ اما به دلایلی، ازجمله تعداد کم استادان نسبت به تعداد دانشجویان، حجم فراوان وظایف اعضای هیئت علمی، کمبود امکانات و مشغلههای روزافزون زندگی اعضای هیئت علمی، عملکرد و نقش آنان را در این زمینه تحت تأثیر قرار داده است. برای دستیابی به هدف مددگیری از استاد در ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، باید لزوم رفع این محدودیتها را به مسئولان خاطرنشان ساخت
معصومه جرجانی، میترا امینی، نوشین کهن، سید صمد سجادی، نیکزاد عیسی زاده، امین حبیبی، مریم سوهانکی، پوریا کنعانی، رضا مرتضوی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
دروس عمومی در توانمندسازی و رشد شخصیت حرفهای و اجتماعی دانش آموختگان موثر بوده و ارزیابی مستمر اثربخشی و وضعیت ارائه و به روز رسانی این دروس ضرورت دارد. هدف این مطالعه تبیین عوامل موثر در اثربخشی آموزش دروس عمومی در برنامههای آموزشی علوم پزشکی ایران می باشد. مطالعه شامل دو بخش کیفی و کمی است. پس از انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحبنظران، مدرسین دروس عمومی و فراگیران رشتههای علوم پزشکی و تحلیل تماتیک اولیه به روش براون وکلارک ، تعداد 528 کد از متون مصاحبه استخراج که در قالب 4 مضمون، 11 طبقه و 33 زیرطبقه قرار گرفت . مضامین اصلی مورد توجه شرکت کنندگان شامل بروز رسانی برنامه های آموزشی، تمرکز بر یادگیری موثرو هدفمند، مشارکت و نیاز سنجی از ذینفعان و همگام سازی دروس عمومی با مهارتهای کاربردی بود. در مطالعه دلفی، بر مبنای نتایج مرحله کیفی، الگوی آموزش اثربخش دروس عمومی پیشنهاد وبا پرسشنامه از خبرگان موضوعی نظر سنجی شد که اعتبار الگو طی دو راند دلفی تایید گردید. مولفه هایی چون حذف دروس غیر ضروری یا با محتوای تکراری، طراحی محتوا بر اساس نیازسنجی، مشارکت متخصصین در بازنگری ، کاربرد روش های آموزشی مبتنی بر مهارت آموزی ، افزایش دروس مهارت محور و کاربردی، انعطاف پذیری در ارزشیابی واستفاده از فناوری های نوین آموزشی دارای بالاترین میانگین و شاخص اجماع بودند. نتایج مطالعه بیانگر ضرورت ایجاد تحول در نظام آموزش سنتی، بازاندیشی، بازنگری در عناوین ومحتوا ، مهارت محوری مبتنی بر نیاز های جدید، ارتقا مدلهای ارزشیابی و بکارگیری ابزار و فناوری های نوین آموزشی در دروس عمومی میباشد.
مریم اعلاء، ریتا مجتهدزاده، آیین محمدی، ندا مهرداد، مولود پیاب، سنور بایزیدی، مهین نوملی، محمد اقبال حیدری، علیرضا اولیائی منش، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
همهگیری کووید-19 برای آموزش و پژوهش به عنوان دو فعالیت اصلی دانشگاهی در رشتههای علوم پزشکی فرصتها و چالشهایی ایجاد کرد که با توجه به تاثیر متقابل پژوهش و آموزش میتوانند مبنای راهکارهایی برای ارتقای این دو حوزه باشند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو مقاله مروری که هر کدام به یکی از این دو مقوله پرداختهاند، انجام شد. این مطالعه مقایسهای از نوع کیفی توضیحی در سه گام انجام شد. ابتدا دو مقاله مروری که به بررسی فرصتها و چالشهای ناشی از پاندمی کرونا برای ارائه راهکار در دوران پساکرونا پرداخته بودند، انتخاب شدند. سپس هر دو مطالعه به دقت مطالعه و توصیف شدند. دو نفر از محققین به طور جداگانه موارد شباهت و تفاوتهای دو مطالعه را استخراج کرده و با هم مقایسه کردند تا عدم تطابقها رفع شود. پانلی از متخصصین یافتهها را تایید کردند. فرصتهای و چالشهای ذکر شده استخراج و به تفکیک موارد مشابه و متفاوت بین دو حوزه دستهبندی شد. راهکارهایی که برای دوران پساکرونا به طور مشترک پیشنهاد شد عبارتند از: ادامه استفاده از امکانات فضای مجازی، تنوع در راههای ارتباطی با دانشجویان و شرکتکنندگان در تحقیق و توسعه و آمادهسازی زیرساختهای الکترونیکی مناسب. مقایسه دو مطالعه مروری انجام شده و تعیین شباهتها و تفاوتهای فرصتها و چالشهای ناشی از پاندمی کرونا و راهکارهای دوران پساکرونا در دو حوزه آموزش پزشکی و پژوهشهای بالینی، منجر به امکان استخراج راهکارهایی شد که میتواند این دو حوزه مرتبط با هم را به طور منسجم ارتقا دهد.
عطا پورعباسی، زهرا حسینی توسل، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
نظام آموزش عالی سلامت در جمهوری اسلامی ایران، نظامی ادغام یافته با ذینفعان متعدد است که متولی تربیت منابع انسانی بخش سلامت در ردههای مختلف است. فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از عوامل نهادی اثرگذار در این نظام ایفای نقش مینماید. این مقاله در صدد تبیین جایگاه فرهنگستان علوم پزشکی در نظام آموزش علوم پزشکی کشور و ترسیم جهتگیریهای کلان این نهاد در این حیطه است. در این مطالعه در چهار گام به ترتیب مراحل مختلف چرخه کاربست دانش پیاده شد. عوامل نهادی موثر در توسعه یک نظام تبیین و نقش ذی نفعان متعدد نظام آموزش علوم پزشکی کشور با آنها تطبیق داده شد. سپس کارکردهای فرهنگستان به عنوان یک ذی نفع اصلی بر مبنای میزان ارتباط با مراحل چرخه کاربست دانش وزندهی و در نهایت این کارکردها در طبقات مختلف گردآوری شد. بر اساس این مدل هرچند که فرهنگستان در بسیاری از مراحل توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور نقش دارد، ولیکن بیشترین نقش را به عنوان یک اندیشکده و دیدهبان و کمترین نقش را به عنوان پیادهکننده دانش بر عهده دارد. مدل ارایه شده در این مقاله به متولیان فرهنگستان علوم پزشکی کمک خواهد کرد تا با مدیریت بهینه منابع و آمایش اصولی ظرفیتهای انسانی، بیشترین و اثرگذارترین نقش را در توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور ایفا نموده و از این طریق موجبات اعتلای نظام سلامت ادغام یافته را در جمهوری اسلامی ایران فراهم آورد.
محمدعلی محققی، سیدمحمود طباطبایی، نرگس تبریزچی، سیدجمال الدین سجادی، باقر لاریجانی، سیدمهدی سیدی، ناصر سیم فروش، مریم خیام زاده، نازآفرین قاسم زاده، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
اعضای هیئت علمی، در تحقق اهداف و آرمانهای آموزش عالی و سلامت جامعه تأثیرگذارترین نقش را بر عهده دارند. در دوره معاصر، ایفای نقش فرهنگی و تربیتی استادان در مورد دانشجویان، در سرنوشت سازترین مأموریت آموزش عالی، به اندازه اهمیت و ضرورت مورد توجه قرار نگرفته است، و غفلت از آن خسارتها و عواقب ناگوار و جبرانناپذیری بدنبال داشته است. در این مطالعه، ضمن تبیین ضرورت و اهمیت، نسبت به شناسایی نقشهای فرهنگی برجسته استادان نسبت به دانشجویان (با تأکید بر آموزش عالی سلامت)، اهتمام و راهکارهای نافذ بررسی و پیشنهاد شده است. مطالعه با تلفیقی از روش توصیفی – تحلیلی و بحث متمرکز گروهی انجام شد. از دیدگاه های منتخبی از استادان صاحبنظر و دادههای حاصل از مقالات علمی معتبر بومی و موضوعات مرتبط در اسناد بالادستی استفاده شده است. یافته های مطالعه در پنج حوزه کلان و چهل موضوع تنظیم شد. "اهداف و آرمانهای فرهنگی"؛ "رسالت عمومی استادان برای تربیت فرهنگی عموم دانشجویان" و "رسالت اختصاصی استادان آموزش عالی سلامت"؛ " شیوههای معتبر" و "الزامات" تربیت فرهنگی دانشجویان" در ذیل هشت موضوع برگزیده در هر محور به ترتیب اولویت شناسایی و توصیه شد. استادان نقش محوری را در تربیت فرهنگی و ارزشی دانشجویان برعهده دارند. شایسته است این مسئولیت، بصورت عینی و شیوههای علمی مناسب طراحی و تحقق آن در نظام آموزشی رصد و تعالی آن تدبیر گردد
مینا کفاش محمدجانی، ماندانا کاظمی، فاطمه محبوب بشری،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
هوش معنوی به مجموعهای از تواناییها برای استفاده از منابع دینی و معنوی اطلاق میشود و نقشی مهم در ارائهی مراقبتهای پرستاری باکیفیت به بیماران دارد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش هوش معنوی بر شایستگی پرستاران در مراقبت از بیماران است. در این مطالعهی مروری، کلیدواژههای فارسی و انگلیسی معنویت، هوش معنوی، مراقبت معنوی و پرستاری، بین سالهای ۲۰۱۷تا۲۰۲۳ در پایگاههای اطلاعاتی PubMed Scopus, Google Scholar, SID, جستوجو شدند. در این جستوجو، متن کامل ۲۱ مقاله، به زبان انگلیسی و فارسی انتخاب و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج بررسیها نشان داد، مراقبت معنوی ۴۵درصد از پرستاران بررسیشده، در سطح زیر متوسط قرار دارد. اکثر مطالعات، ارتباطی معنادار بین هوش معنوی و شایستگی پرستاری در ارائهی مراقبت معنوی گزارش کردهاند. هوش معنوی باعث تقویت باورها و شخصیت پرستاران و میل به رشد و یادگیری و بهبود کیفیت مراقبتهای پرستاری میشود؛ همچنین، جنسیت مرد، محل سکونت و التزام به دین، شایستگی پرستاران را در ارائهی مراقبت معنوی پیشبینی کرد. مطالعات نشان داده است، فرد در زمان بیماری و بستریشدن در بیمارستان و نیاز به مراقبت معنوی پرستاران، به بُعد معنوی خود توجه بیشتری دارد؛ بنابراین، مراقبت معنوی بخشی از مراقبت پرستاری کلنگر است. بر اساس مطالعهی حاضر میتوان نتیجه گرفت، در مراقبتهای پرستاری چالشهای اخلاقی وجود دارد و برخی پرستاران، به موضوع معنویت در مراقبتهای خود توجه کافی ندارند؛ ازاینرو، ارتقاء معنویت در مراقبتهای پرستاری به دلیل اهمیت آن در حرفهی پرستاری که از طریق آموزش هوش معنوی بایستی انجام شود ضروری به نظر میرسد.
سوره خاکی، مسعود فلاحی خشکناب، فرحناز محمدی شاهبلاغی، گل بیاض جان، محمدعلی حسینی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
فرایند انتقال خبر بد به بیمار و خانواده، نیازمند مشارکت جمعی است. در کشورهای مختلف، برای این فرایند، راهکارهایی متناسب ارائه شده است. این مطالعه با هدف ارائهی راهنمای عمل، مبتنی بر تجربیات بیماران و خانوادهها و کارکنان درمان در بخشهای مراقبت ویژه، در سه مرحله انجام گرفته است. در مرحلهی اول با 31 مشارکتکننده، نمونهگیری هدفمند، مصاحبهی عمیق انجام گرفت و پیشنویس اولیهی راهنمای عمل تدوین شد. در مرحلهی دوم، متخصصان در دو جلسه بحث گروهی، پیشنویس اولیه را بررسی و پیشنویس ثانویه طراحی شد. در مرحلهی سوم، 43 متخصص حوزهی سیاستگذاری و تصمیمگیری، راهنمای عمل تدوینشده را با روش دلفی اعتبارسنجی کردند. راهنمای عمل در 8 گام اصلی و 43 گام فرعی برای اعلام خبر ناگوار به بیمار و خانواده تدوین شد. برای این فرایند، سه مرحلهی قبل از اعلام خبر (بررسی، برنامهریزی و آمادهسازی، هماهنگی) حین اعلام خبر (اعلام خبر بد، حمایت عاطفی، جمعبندی و مستندسازی) و بعد از اعلام خبر (ارجاع و پیگیری) شناسایی شد. امید است با استفاده از این راهنمای عمل، فرایند اعلام خبر ناگوار در بخشهای مراقبت ویژه تا حصول نتیجهی مطلوب، تسهیل شود و پیامدها و آسیبهای ناشی از آن کاهش یابد. در نهایت، ارائهدهندگان مراقبت سلامت به کمک این راهنما میتوانند، با درنظرگرفتن ترجیحات بیمار و خانواده، ضرورت روشهای علمی و استاندارد اعلام خبر ناگوار و رعایت اصول اخلاق حرفهای را در کانون توجه قرار دهند.
اکرم حیدری، مرتضی حیدری، باقر لاریجانی، علی محمد مصدق راد،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
سلامت معنوی، داشتن هدف و معنا در زندگی و احساس تعلق به چیزی فراتر از خود است که آرامش درونی، رضایت و شادی را تقویت میکند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری در سال ۱۴۰۳ انجام شد. با مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۴۷ نفر از سیاستگذاران، مدیران، استادان، کارکنان و دانشجویان، ۱۸۳ منفعت آموزش سلامت معنوی در دانشگاههای علوم پزشکی شناسایی و در شش گروه منفعت برای استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه دستهبندی شدند. برای استادان، آموزش معنویت موجب ارتقاء آگاهی اخلاقی، افزایش انگیزه، رضایت شغلی، تعهد و بهبود کیفیت آموزش میشود. تقویت معنویت در دانشجویان نیز به کسب مهارتهای ارتباطی و همدلی بیشتر، کاهش استرس و اضطراب و ارتقاء تواناییهای حرفهای آنان یاری میرساند. کارکنان سلامت نیز از کاهش خطاهای پزشکی، افزایش تابآوری، بهبود روابط اجتماعی و ارتقاء کیفیت مراقبتها بهرهمند میشوند؛ همچنین، بیماران با مراقبت معنوی، استرس و افسردگی کمتری را تجربه کرده، سلامت روان و کیفیت زندگیشان بهبود یافته و روند درمانشان سریعتر پیش میرود. آموزش سلامت معنوی در سطح جامعه نیز، به رفتارهای اجتماعی مثبتتر و جامعهای سالمتر منجر میشود؛ افزونبراین، دانشگاهها با اجرای این آموزشها میتوانند برنامههای جامعتر، پژوهشهای بینرشتهای، اخلاق حرفهای و تربیت نیروهای سلامت جامعنگر را توسعه دهند و بر اعتبار و بهرهوری خود بیفزایند. آموزش سلامت معنوی در دانشگاههای علوم پزشکی ایران با اثرگذاری مثبت بر استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه، موجب بهبود سلامت روانی و حرفهای، ارتقاء کیفیت آموزش، افزایش بهرهوری و اعتبار نظام آموزش عالی سلامت کشور میشود.
سیدمحمدتقی حسینی وردنجانی، احمد سلامی، سیدمرتضی حسینی، جنت مشایخی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
وضعیت نباتی، حالتی در پزشکی معاصر است که چالشهای اخلاقی و فقهی و حقوقی متعددی به همراه داشته است. اساسیترین پرسش در مواجهه با این وضعیت، زنده یا مردهبودن این اشخاص است که احکام و آثار دیگر، معمولاً متأثر از پاسخ به این سؤال است. برخی فقیهان معاصر با تکیه بر تقسیم حیات به مستقر و غیرمستقر در فقه و با توجه به فقدان اراده و آگاهی شخص در وضعیت نباتی، این اشخاص را در حکم میت دانستهاند. به نظر میرسد، با توجه به امکان بازگشت هوشیاری این افراد هرچند با احتمال بسیار کم در نوع پایدار و مزمن این بیماری، مفهوم حیات غیرمستقر بر این افراد تطبیق نمیکند؛ علاوهبراین، فعالبودن ساقهی مغز و محققنشدن معیار مرگ مغزی از نظر پزشکی و حقوقی در بسیاری از نظامها، مؤید صدقنکردن عنوان «موت» براین وضعیت است؛ همچنین، از منظر اسلامی، احراز انفصال کامل روح از بدن که شرط تحقق مرگ است، در وضعیت نباتی ممکن نیست. در نهایت، در فرض تردید نسبت به حیات یا ممات شخص در وضعیت نباتی، این شک از نوع شبههی مصداقی بوده و با تمسک به اصل استصحاب حیات، حکم به زندهبودن وی و ترتب آثار شرعی حیات بر او میشود.