207 نتیجه برای اخلاقی
نسرین نژاد سروری، سید حسن امامی رضوی، باقر لاریجانی، فرزانه زاهدی،
دوره 4، شماره 2 - ( 1-1390 )
چکیده
امروزه استفاده از سلولهای بنیادی، افق تازهای در علم پزشکی و درمان امراض صعبالعلاج باز کرده است. اما تولید و استفادهی درمانی و پژوهشی از سلولهای بنیادی، با مسائل اخلاقی زیادی چون: باروری و سقط جنین عمدی جهت تولید سلولهای بنیادی، استفادهی ابزاری از انسان و پایمال شدن شأن و احترام رویان انسان، سودجوییهای مالی احتمالی، ودیعه بودن جسم انسان، معضلات اخلاقی مرتبط با همانندسازی بهعنوان روشی جهت تولید سلول بنیادی، استثمار زنان جهت دریافت تخمک بیشتر، درمانهای بیمورد و اضافی با سلول بنیادی جهت سود جوییهای تجاری و پایمال شدن حقوق بیماران تحت تبلیغات واهی مرتبط با درمان با سلول بنیادی، همراه است. لذا، تدوین راهنمای اخلاقی متناسب با فرهنگ و باورهای دینی در کشور جهت ارتقاء اخلاقی فعالیتهای پژوهشی و درمانی پزشکان و پژوهشگران دراستفاده از این سلولها، مدنظر قرار گرفت.
در این مطالعه، ابتدا با استفاده از منابع اینترنتی، ضمن گردآوری و ترجمه راهنماهای اخلاقی معتبرجهانی پیرامون درمان و پژوهش با سلولهای بنیادی، اصول اخلاقی مشترک آنها استخراج گردید. سپس با مطالعهی منابع دینی و فقهی، مضامین مرتبط با این اصول جستوجو و نهایتاً پیشنویس اولیهی راهنمای اخلاقی ملی در درمان و پژوهش با سلول بنیادی با در نظر گرفتن فرهنگ اسلامی- ایرانی تدوین شد. سپس متن پیشنویس طی چند مرحله نظرخواهی از اساتید و صاحبنظران و بحث متمرکز گروهی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته و اصلاحات لازم اعمال گردید. با اتمام مطالعه، راهنمای اخلاقی پیشنهادی در دو بخش عمومی و اختصاصی تهیه شد. راهنمای عمومی شامل منابع جایگزین رویان انسان جهت تهیه سلول بنیادی جنینی و راهنمای اختصاصی شامل دو بخش: راهنمای اخلاقی در پژوهشهای سلول بنیادی و راهنمای اخلاقی در درمان با سلول بنیادی میباشد. لازم است راهنمای پیشنهادی جهت تأیید نهایی در شورای سیاستگذاری وزارت بهداشت - درمان و آموزش پزشکی مورد بررسی قرار گیرد.
با توجه به اهمیت استفاده از سلولهای بنیادی در پژوهش و درمان، وجود راهنمای اخلاقی متناسب با فرهنگ بومی بسیار ضروری است. لذا لازم است مسائل اخلاقی مطرح، طی کارگاههای آموزشی برای اعضای کمیتههای اخلاق، پژوهشگران و درمانگران تبیین شوند. راهنمای اخلاقی نیز باید بهصورت دورهای مورد بازنگری و تجدید نظر قرار گیرد.
ایرج شاکری نیا،
دوره 4، شماره 3 - ( 2-1390 )
چکیده
آشفتگی اخلاقی (moral distress) ازجمله پدیدههای روان شناختی است که آثارآن بر عملکرد افراد قابل مطالعه است. هرچند آشفتگی اخلاقی درحرفههای مختلف وجود دارد، بهدلیل ماهیت شغل پرستاری بیشتر تحقیقات و پژوهشهای مربوط به آشفتگی اخلاقی که در این حوزه انجام گرفته، مشخص کرده است که آشفتگی اخلاقی برای پرستاران تجربهای آشنا و اکثراً فشارزا است. پرستاران در فعالیتهای حرفهای خود با مواردی برخورد میکنند که از لحاظ اخلاقی آنان را اصطلاحاً در منگنه قرار داده، دچار فشار روانی میکند. این مقاله با هدف بررسی تاریخچه، تعاریف، پیامدها و راهکارهای مقابلهای، آشفتگی اخلاقی را در منابع کتابخانهای و الکترونیکی مورد کنکاش قرار داده است. هرچند دراین بررسی مفهوم کلی آشفتگی اخلاقی مطمع نظر بوده است لیکن تلاش شده است تا آشفتگی اخلاقی در حرفهی پرستاری برجستهتر شود. اعتقاد بر این است که شناخت کامل آشفتگی اخلاقی و ابعاد منفی و مثبت آن موجب ارتقاء و افزایش آگاهی پرستاران شده، با معرفی راهکارهای مناسب مقابلهای، زمینهی کاهش فشارهای روانی پرستاران ایجاد میشود.
سودابه جولایی، حمیدرضا جلیلی، فروغ رفیعی، حمید حقانی،
دوره 4، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
پرستاران هر روزه در محیط کاری خود با انواع گوناگونی از تنشهای روحی روبهرو هستند. یکی از عوامل مؤثر بر تنش اخلاقی تجربه شده توسط پرستاران فضای اخلاقی حاکم بر محیطهای بالینی میباشد. مطالعهی حاضر با هدف تعیین ارتباط میان تنش اخلاقی و فضای اخلاقی محیط کار پرستاران انجام گرفت.
مطالعهی حاضر مقطعی از نوع همبستگی است که در آن 210 نفر از پرستاران شاغل در بخشهای منتخب مراکز آموزشی - درمانی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1388 انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامهی مشخصات دموگرافیک، پرسشنامهی تنش اخلاقی Corely و فضای اخلاقی Olson بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخهی 14 انجام گرفت.
یافتهها نشان داد که پرستاران مورد مطالعه شدت متوسطی از تنش را تحمل میکردند، در حالی که فراوانی رویارویی با تنشها از دید آنها بالا نبوده است. بین تنش اخلاقی پرستاران مورد مطالعه و ارزیابی آنها از فضای اخلاقی محیط کار ارتباط معنیداری وجود نداشت و از عوامل پنجگانهی فضای اخلاقی فقط عامل مدیران (P≤0/04) با فراوانی تنش و عامل بیماران P=0/001) ( با فراوانی و شدت تنش ارتباط معنیدار و معکوسی داشت.
نتایج این پژوهش گویای نیاز به توجه بیشتر مسئولان به مراکز آموزشی - درمانی جهت تهیه استراتژیهای گوناگون برای اخلاقیتر کردن فضاهای کاری میباشد تا پرستاران در محیطهایی به دور از تنش و با آرامش به ارائهی خدمات مراقبتی به بیماران بپردازند.
محمد زیرک، سیما مقدسیان، فرحناز عبدالهزاده، آزاد رحمانی،
دوره 4، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
پرستاران هر روزه در محیط کار خود با موقعیتهای زیادی روبهرو میشوند که مستلزم تصمیمگیری اخلاقی میباشد. بنابراین، دانشجویان پرستاری باید در طول دوران تحصیل خود به سطح مناسبی از تکامل اخلاقی دست یابند. تاکنون سطح تکامل اخلاقی دانشجویان پرستاری در ایران مورد بررسی قرار نگرفته است. بنابراین، هدف این مطالعه تعیین سطح تکامل اخلاقی دانشجویان پرستاری است.
این مطالعهی توصیفی- همبستگی در سال 1389 انجام شد. نمونهی پژوهش عبارت بود از 115 دانشجوی سال سوم و چهارم پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تبریز که با روش سرشماری انتخاب شدند. جهت تعیین سطح تکامل اخلاقی دانشجویان از پرسشنامهی آزمون معمای پرستاری استفاده گردید. این پرسشنامه بر اساس نظریهی تکامل اخلاقی Kohlberg طراحی شده و تکامل اخلاقی دانشجویان را در سه سطح پیشعرفی، عرفی و پسعرفی بررسی مینماید. همچنین، در این پرسشنامه میزان رعایت ملاحظات بالینی توسط دانشجویان نیز بررسی میشود. برخی مشخصات فردی اجتماعی دانشجویان نیز با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت.
مشخص شد که 13 دانشجو (3/11 درصد) در مرحلهی پیشعرفی، 33 دانشجو (7/28 درصد) در مرحلهی عرفی، 55 دانشجو (8/47 درصد) در مرحله پسعرفی قرار داشتند و 14 دانشجو (1/12 درصد) نیز در تصمیمگیری اخلاقی خود ملاحظات بالینی را بیشتر مد نظر قرار میدادند. بین سطح تکامل اخلاقی دانشجویان با سن (49/0 =P)، جنس (21/0 =P)، وضعیت تأهل (79/0 =P)، محل تحصیل (32/0 =P) و سال تحصیلی (92/0 =P) آنان ارتباط آماری معنیداری یافت نشد.
این نتایج نشان داد که اگرچه حدود نصف دانشجویان مورد بررسی در مرحلهی قابل قبول تکامل اخلاقی یعنی سطح پس عرفی قرار داشتند ولی هنوز درصد قابل توجهی در سطوح پایینتر تکامل اخلاقی قرار داشتند. این امر نشاندهندهی لزوم توجه بیشتر مسؤولین پرستاری به امر تربیت اخلاقی دانشجویان پرستاری میباشد
ناهید دهقان نیری، رضا نگارنده، خدیجه یزدی،
دوره 4، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
امروزه، با رشد پدیدهی حرفهایگری در پرستاری مفهوم پاسخگویی و مسؤولیت مدنی در پرستاری جایگاه ویژهای پیدا کرده است، چرا که مفهوم مسؤولیت یک خصیصهی ذاتی در حرفه است. پاسخگویی معمولاً مسؤولیت مدنی را ایجاد میکند که مطابق با آن فرد از لحاظ قانونی در قبال صدمهای که به دیگری وارد کرده است مسؤول میباشد. پرستاران بهدلیل استقلال در عملکردشان، مسؤولیت قانونی دارند و بنابراین بیش از گذشته در معرض شکایت و دادخواهی مبنی بر بیمبالاتی قرار دارند. در این راستا این مقاله با هدف آشناسازی پرستاران با مفهوم مسؤولیت مدنی و کمک به آنها جهت پیشگیری از خسارت ناشی از مسؤولیت مدنی و همچنین تضمین ایمنی و حقوق بیماران تدوین شده است.
این یک مقالهی تحلیلی است که با استفاده از مطالعات کتب و مقالات به بررسی مفهوم مسؤولیت مدنی پرستار میپردازد. در ذیل ابتدا مفهوم مسولیت مدنی بهطور کلی و سپس مسؤولیت مدنی پرستار، موارد شایع طرح شکایت علیه پرستاران و مراحل دادخواهی و دفاع شرح داده میشود.
امروزه، پرستاری میتواند از بینش جدید در مورد مسؤولیت مدنی و خطاهای پرستاری برای بهبود روشهای آموزشی در مراقبت بهتر از بیمار و کاهش موارد خطا استفاده کند و در نهایت این امر میتواند منجر به بهبود کیفی مراقبت از بیمار و کاهش مسؤولیت مدنی پرستار و پیشگیری از اتلاف هزینهی عمومی گردد.
مجید حسن پور، محمدعلی حسینی، مسعود فلاحی خشکناب، عباس عباس زاده،
دوره 4، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده
تصمیمگیری برای مددجویان حین ارائهی خدمات بالینی از مسائل مهم پرستاران در انجام وظایف است. پرستاران در جهت رضایتمندی مددجویان ملزم به رعایت موازین اخلاقی در تصمیمها هستند. هدف این مطالعه تعیین تأثیر آموزش اصول اخلاق حرفهای بر حساسیت اخلاقی در تصمیمگیری پرستاران است.
در مطالعهای نیمه تجربی 80 پرستار تأمین اجتماعی با روش هدفمند انتخاب و با تخصیص تصادفی در دو گروه 40 نفری مداخله و شاهد قرار گرفتند. ابزار پژوهش، پرسشنامهی حساسیت اخلاقی در تصمیمگیری بود که اعتبار آن از روش اعتبار محتوا و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ و همسانی درونی (83/0) تعیین شد. ابتدا حساسیت اخلاقی در تصمیمگیری دو گروه بررسی شد. سپس گارگاه آموزشی اخلاق پرستاری طی چهار جلسه سه ساعته یک هفته در میان، بهصورت متوالی برای گروه مداخله اجرا شد و پس از طی آموزش مجدداً پرسشنامه توسط دو گروه تکمیل و دادهها با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
بین میانگین حساسیت اخلاقی در تصمیمگیریهای پرستاران دو گروه مداخله و شاهد قبل از مداخله اختلاف معنیدار مشاهده نشد. اما این اختلاف پس از مداخله معنیدار بود (P = 0.001). همچنین در گروه مداخله بین میانگین حساسیت اخلاقی در تصمیمگیری قبل و بعد از مداخله اختلاف معنیدار مشاهده شد (P = 0.001).
طبق نتایج این بررسی آموزش اصول اخلاق پرستاری بر حساسیت اخلاقی در تصمیمگیریهای پرستاران تأثیر مثبت دارد. بنابراین، پیشنهاد میشود این برنامهی آموزشی جهت کادر درمانی و دانشجویان پرستاری اجرا شود.
مهناز سنجری، فرزانه زاهدی، مریم اعلاء، مریم پیمانی، علیرضا پارساپور، کیارش آرامش، سادات سید باقر مداح، محمد علی چراغی، غضنفر میرزابیگی، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 1 - ( 9-1390 )
چکیده
پرستاری یکی از ارکان مهم سیستمهای خدمات بهداشتی - درمانی در هر کشور است. خدمات پرستاری میتواند بهطور مستقیم بر پیامد سلامت و بیماری و شاخصهای مرتبط با آن مؤثر باشد. تدوین کدهای اخلاقی متناسب با فرهنگ و مذهب جامعه راهکار مناسبی جهت بهبود کیفیت خدمات پرستاری مورد انتظار ذینفعان میباشد. در دهههای اخیر پرداختن به مقولات اخلاق و تدوین راهنماهای اخلاقی از مهمترین اولویتهای حوزهی سلامت در کشور ماست و آیین اخلاق پرستاری نیز در این راستا و با هدف ارائهی چارچوب و راهنمای تصمیمگیریهای مبتنی بر اخلاقیات در پرستاری تدوین شده است.با توجه به نیاز کشور در این زمینه، با بهرهگیری از نظرات صاحبنظران حوزهی پرستاری و اخلاق پزشکی و تشکیل کارگروههای مختلف، این آیین در سال 89 تدوین شد. آیین اخلاق پرستاری ایران با 12 ارزش و 71 آیین اخلاقی - حرفهای در دومین نشست شورای عالی اخلاق پزشکی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مورخ 16 اسفند 89 به تصویب نهایی رسید. این آیین در 12 مورد به مفاهیم ارزشی نظیر حفظ شأن و کرامت انسانی، پایبندی به تعهدات حرفهای، پاسخگویی، حفظ حریم خصوصی بیماران، ارتقاء صلاحیت علمی و عملی و احترام به استقلال فردی میپردازد. همچنین، در این مجموعه «پرستار و جامعه» با 9 بند، به پرستاری مبتنی بر جامعه، سلامت افراد و نقش پرستار در بحران میپردازد؛ «پرستار و تعهدات حرفهای» با 14 بند، پرستار را در تیم حرفهای و وظایف حرفهای وی ترسیم میکند؛ «پرستار و خدمات بالینی» با 23 بند ، پرستار را در عرصهی ارائهی خدمات بالینی و تصمیمگیریهای مراقبتی یاری میدهد؛ «پرستار و همکاران تیم درمانی» با 15 بند ، ارتباط پرستاران با همکاران، مدیران و مسؤولیتهای مدیران را بازگو میکند؛ «پرستار، آموزش و پژوهش» با 10 بند دستورالعملهای اخلاقی در حوزهی آموزش و پژوهش، ارتباط استاد و دانشجو را ارائه میدهد.
مینا مبشر، پردیس ساسانی، سید جاوید ال داود، کیارش آرامش، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 1 - ( 12-1390 )
چکیده
درحال حاضر، علیرغم وجود روشهای متنوع مطالعات آزمایشگاهی مانند علوم سلولی و ملکولی، هنوز شناخت بسیاری مسائل مربوط به سلامت انسانها مستلزم مطالعه بر روی حیوانات زنده است. با توجه به اینکه رعایت حقوق حیوانات از وظایف اخلاقی هر پژوهشگری است و در کشور ما نیز فعالیتهای آموزشی و پژوهشی فراوانی بر روی حیوانات صورت میگیرد، طی مطالعهای با بررسی منابع روز دنیا و در نظر گرفتن نیازهای محققان کشور «
دستورالعمل اخلاقی کار با حیوانات آزمایشگاهی» در سال 84 تدوین شد. راهنمای فوق از چهار بخش شامل: حمل و نقل حیوانات، نگهداری، نیروهای مراقب حیوانات و کاربران پژوهش تشکیل شده بود. با این وجود مطالعاتی حاکی از نیاز پژوهشگران به دستورالعملی جامع است که در عین حال بهراحتی قابل استفاده باشد. همچنین، عدم شناخت پژوهشگران از اصول اخلاقی در زمینهی پژوهش بر حیوانات آزمایشگاهی، لزوم بازنگری راهنما بهصورت کاربردی و مطابق نیازهای پژوهشگران را آشکار ساخت. در نتیجهی این مطالعه، استفاده از حیوانات در فرآیندهای آزمایشگاهی به راهنمای اخلاقی کار با حیوانات اضافه شد. در بخش اول، نکات مربوط به حمل ونقل حیوانات و روشهای نگهداری شامل: مکان، قفس، تهویه، رطوبت، نور، دما، صدا، آب و غذا بازبینی شد. در بازنگری انجام شده تعداد بندها افزایش یافته است و مواردی که در نوشتار قبلی در یک بند قرار گرفته بود تفکیک شد. بخشی از یافتهها در زمینهی عملکرد کسانی است که حیوان را در اتاقهای حیوانات مراکز پژوهش نگهداری میکنند و نیز پژوهشگرانی که حیوانات را وارد فرآیندهای آزمایشگاهی میکنند که شامل مسؤولیتها و عملکرد صحیح و اخلاقی آنان است.بخشی دیگر از یافتهها در زمینهی کاربرد حیوانات در فرآیندهای آزمایشگاهی است که در تدوین قبلی راهنمای کار با حیوانات آزمایشگاهی وجود نداشت و شامل مسائل اساسی در زمینهی گروهبندی، بیهوشی، جراحی و اتانازی است و نکات کلی شیوهی صحیح و اخلاقی انجام این اقدامات را بیان میکند. در کل، راهنمای بازنگری شده بهصورتی کاربردیتر تدوین شده و قابلیت استفاده از آن افزایش یافته است که به نوعی به آموزش پژوهشگران در این زمینه منجر میشود
.
مجتبی پارسا، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 1 - ( 12-1390 )
چکیده
در مورد عدم رعایت موازین اخلاقی در پژوهشهای پزشکی در بسیاری از کشورهای جهان شواهدی جدی میتوان یافت. در تاریخ آمریکا انجام آزمایشهای غیراخلاقی و حتی غیرانسانی بر روی انسانها از زمان بردهداری وجود داشته است و متأسفانه بیشتر سیاهان و بردگان، افراد فقیر، ناتوانان جسمی و روانی و زندانیان سوژهی این آزمایشها بودهاند. بهعنوان مثال، میتوان به مطالعهی Tuskegee در آمریکا که بر روی سیاهان انجام شد اشاره کرد. از نمونههای دیگر میتوان به آزمایشهای زجرآوری که در زندانهای آمریکا یا نازیها بر روی زندانیان انجام شد یاد کرد. در این مقاله به بعضی از آزمایشها و پژوهشهای مشهور غیراخلاقی انجام شده چه از منظر نادیده گرفتن شأن و کرامت انسانی یا بعضاً از منظر صحت و اعتبار پژوهش اشاره خواهد شد. از طرف دیگر، در پاسخ به این فجایع، کدها و بیانیههایی هم در جهت مقابله با آنها وضع شدند که از جمله میتوان به گزارش بلمونت در پاسخ به رسوایی Tuskegee یا کد نورمبرگ در پاسخ به آزمایشهای غیرانسانی نازیها بر روی سوژههای انسانی اشاره کرد. در تاریخ پزشکی کشور ما ایران، هر چند سابقهی اینچنین اعمال رنجآوری دیده نمیشود، به این معنا نیست که موازین اخلاقی در پژوهشهای پزشکی کاملاً رعایت میشوند. لذا، لزوم وضع کدها و دستورالعملهای حرفهای یا وضع قوانین و مقررات برای جلوگیری از انحرافات احتمالی در مسیر پژوهش علاوه بر مواردی که تاکنون وضع شدهاند ضروری بهنظر میرسد.
علی بیکمرادی، سمیه ربیعی، مهناز خطیبان، محمد علی چراغی،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
توجه به مسائل اخلاقی و موضوعات حقوقی در حرفهی پرستاری با پیشرفتهای فزاینده در فناوری، تجهیزات پزشکی، افزایش هزینهها و جمعیت سالمندی اهمیت بسیاری یافته است. مطالعهی حاضر با هدف بررسی شدت دیسترس اخلاقی در پرستاران بخش مراقبتهای ویژه در مراکز درمانی و آموزشی شهر همدان طراحی و اجرا گردیده است.
مطالعهای توصیفی- مقطعی با استفاده از پرسشنامهی استاندارد کورلی و تعدیل شده بر اساس شرایط فرهنگی و اجتماعی کشور اجرا گردید. این پرسشنامه ویژگیهای فردی، رعایت کدهای اخلاقی، آشنایی با منشور حقوق بیمار و شدت دیسترس اخلاقی را مورد سنجش قرار میداد.
رعایت کدهای اخلاقی در پرستاران شاغل در بخش مراقبتهای ویژه در ابعاد مسؤولیتپذیری (1/95 درصد)، پاسخگویی (1/95 درصد)، حمایت از بیمار (3/77 درصد )، حفظ اسرار بیمار (4/83 درصد) و صداقت در بیان حقیقت به بیماران (5/78 درصد) بوده است. این پرستاران منشور حقوق بیمار را 86/2 بار با انحراف معیار 47/2 بار مطالعه و تنها 3/50 درصد در مورد اخلاق حرفهای آموزش دیده بودند. شدت دیسترس اخلاقی در آنان (با میانگین نمره 61/46 ± 34/99) در سطح متوسط ارزیابی گردید.
دیسترس اخلاقی به میزان متوسط برای پرستاران بخش مراقبتهای ویژه زیاد بوده و بر روی عملکرد حرفهای آنان تأثیر بسیار منفی میگذارد. افراد مورد بررسی بهطور یکسانی شدت دیسترس اخلاقی را تجربه کرده و مشخصات فردی تأثیری بر شدت دیسترس اخلاقی نداشت. در مورد اثرات دیسترس اخلاقی و علل و عوامل مؤثر بر آن به بررسیهای بیشتری نیاز است.
راضیه زاهدی، فرزانه زاهدی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
آگاهی و اطلاعرسانی کافی به بیماران و سایر دریافتکنندگان خدمات سلامت از ملزومات اساسی حفظ حقوق آنها در نظام سلامت میباشد. در این میان کتابداران و اطلاعرسانان پزشکی، خصوصاً در کتابخانههای بیمارستانی، میتوانند نقش مهمی را در جهت حمایت از حقوق بیمار برعهده بگیرند. انجمنها و گروههای حرفهای بینالمللی و ملی در برخی کشورها دستورالعملهایی را در این حوزه تدوین و اجرا کردهاند؛ اما کمبودهای فراوانی در این زمینه در کشور ما وجود دارد. هدف از تدوین این مقاله، مرور کلی بر جایگاه حقوق بیمار و گیرندگان خدمات سلامت در کدهای اخلاقی کتابداری و اطلاعرسانی بینالمللی و استانداردهای حرفهای کتابخانههای بیمارستانی است. در این پژوهش، کدهای اخلاقی مرتبط با حقوق بیماران و گیرندگان خدمات سلامت در منشورهای اخلاقی کتابداری و اطلاعرسانی نهادهای بینالمللی و استانداردهای حرفهای کتابخانههای بیمارستانی مورد جستوجو و مطالعه قرار گرفته است. سپس ضمن واکاوی این کدها، پیشنهادهای راهبردی مبتنی بر فرهنگ بومی ارائه شده است یافتههای این مقاله بیانگر این مطلب است که اطلاعرسانی به بیمار، اصلی مهم و مورد توجه در حقوق بیمار است که در کدهای اخلاقی کتابداری و اطلاعرسانی و نیز استانداردهای کتابخانههای بیمارستانی به آن توجه شده است. ارائهی خدمات اطلاعرسانی دانشمدار و تعاملی که بر بهبود عملکرد و یافتن راه حل بالینی استوار است (نه صرف آموزش کلی بدون توجه به تأثیر آن بر عمل)، کتابداری بالینی را در عرصهی حمایت از حقوق بیمار در برخی کشورها موفق ساخته است. با توجه به نقش کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی در فراهمآوری، سازماندهی و دسترسپذیر ساختن اطلاعات برای کاربران، کتابداران و اطلاعرسانان، باید با آگاهی از نیازهای ویژهی گیرندگان خدمات سلامت بهعنوان کاربران خاص خود، امکان بهرهگیری مؤثر از اطلاعات را برای آنان فرآهم آورند. لذا لزوم تدوین کدهای اخلاق حرفهای با رویکرد مناسب به امر اطلاعرسانی بیماران و سایر دریافتکنندگان خدمات سلامت در کشور و تعریف جایگاه کتابداری بالینی در بیمارستانها و مراکز درمانی احساس میشود.
امید آسمانی، حکیمه پارسایی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
تولد نوزادی نارس یا دچار عیوب مادرزادی شدید و با پیشآگهی ضعیف، میتواند خانواده و جامعه را با چالشهای متعدد اخلاقی، اجتماعی، حقوقی و ... مواجه کند. غالب معیارهایی (ناتوانی، کیفیت زندگی و ...) که در تصمیمگیری برای مراقبت از این نوزادان، ملاک عمل قرار میگیرند، چندبعدی بوده و بهشدت بار اخلاقی دارند. در این مطالعه تلاش شده است تا ضمن معرفی دیدگاهها و چالشهای موجود در انطباق این معیارها با وضعیت نوزادان بهشدت بیمار، نقاط ضعف هر مفهوم نیز معرفی گردد. در پایان نیز دیدگاه کلی مکتب اسلام در رویارویی با چنین شرایطی، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نقطهی پایان غالب مباحثات اخلاقی در رابطه با یک نوزاد بهشدت ناتوان، به چند سؤال بنیادی و بدون پاسخی قطعی در مورد مجاز بودن انسان برای تصمیمگیری در مورد زندگی و مرگ یک نوزاد، معیارهای تصمیمگیری و اعتبار آنها و غیره ختم میشود. به هر روی، با وجود نظریهپردازیهای دانشمندان مختلف، تاکنون تبیین همهجانبهای از معیارهای زندگی و مرگ، برای تصمیمگیریهای اخلاقی پایان حیات ارائه نشده است. آنچه مسلم است اینکه علم امروز بشر هنوز در حدی نیست که پاسخ مشخصی برای سؤالات کلیدی این موضوع داشته باشد. همچنین، نگارندگان تلاش کردهاند تا نشان دهند بر خلاف دیدگاههای غربی در آموزههای اسلامی تصمیمگیری در مورد حق حیات این نوزادان جایگاهی ندارد؛ چرا که میتواند نوعی حذف غیر مجاز صورت مسأله باشد؛ بلکه بحث پیرامون چگونگی حل منطقی و اخلاقی موضوعی است که باید متناسب با علم و امکانات روز و در محدودهی جواز الهی آن صورت بگیرد.
لیلا افشار، علیرضا باقری،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
بازخوانی روایی در اخلاق روش و رویکردی است که در آن با استفاده از داستان یا وقایع نقل شده و اجزای تشکیلدهندهی آن، از جمله شخصیتهایی که درآن به ایفای نقش میپردازند، به آموزش مفاهیم و قواعد اخلاقی پرداخته میشود. از این شیوه در اخلاق پزشکی مدرن هم برای آموزش مفاهیم و هم برای حل تعارضات اخلاقی استفاده میشود. برای آموزش اخلاق، توجه به پرورش احساس اخلاقی فرد در کنار استدلال عقلانی او مورد توجه بوده تا بدینوسیله انگیزهی خیر و خوبی در فرد ایجاد شود و حساسیت اخلاقی او تقویت گردد. بدین ترتیب، فرد بهنوعی خود آگاهی دستیافته و با قرار دادن خود در جایگاه دیگران در معرض تجربیاتی قرار میگیرد که در حالت عادی آن تجربیات در حیطهی آگاهی او نبودهاند. چنین شیوه مواجههای گرچه نه در آموزش اخلاق پزشکی، اما در آموزش اخلاق به شکل عام آن، در تاریخ ادبیات ایران نیز سابقه دارد. بسیاری از متون کهن فارسی همچون مثنوی مولوی، مثالهای زنده و بارزی از ذکر نکات اخلاقی در دل داستانها هستند. در این روش هم میتوان از داستان زندگی بیمار و تجربهی او از بیماری بهعنوان مثالی مناسب برای آموزش مفاهیم اخلاق پزشکی استفاده کرد و هم میتوان با کمک شیوههای نقد ادبی به تحلیل چالشهای اخلاقی پرداخت و بدینوسیله با بازسازی مفهوم و مبانی اخلاق پزشکی، پارادایم متفاوتی را در مقابل اصولگرایی قرار داد. این مقاله ضمن تأکید بر ضرورت استفاده از این روش در آموزش اخلاق پزشکی به کاربرد آن در کمک به تصمیمسازی اخلاقی میپردازد.
محمدامین بهرامی، مریم اصمی، آزاده فاتحپناه، عارفه دهقانی تفتی، غلامرضا احمدی تهرانی،
دوره 5، شماره 6 - ( 9-1391 )
چکیده
هوش اخلاقی عبارت است از توانایی تشخیص درست از غلط، انتخاب درست و در نهایت رفتار مبتنی بر اخلاق. هدف پژوهش حاضر تعیین و مقایسهی سطح هوش اخلاقی اعضای هیأت علمی و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد بود. پژوهش حاضر پژوهشی توصیفی- تحلیلی است که بهصورت مقطعی در سالهای 90-1389 انجام شده است. جامعهی پژوهش شامل اعضای هیأت علمی و کارکنان دانشکدههای بهداشت و پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد بود که تعداد 100 نفر از آنها به روش تصادفی طبقهبندی شده، نمونهگیری و وارد پژوهش شدند. دادههای مورد نیاز توسط پرسشنامهی معتبر Lennick و Kiel جمعآوری و با بهکارگیری نرمافزار SPSS نسخهی 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بر اساس یافتههای پژوهش اعضای هیأت علمی و کارکنان در 3 مؤلفهی درستکاری، بخشش و مسؤولیتپذیری دارای وضعیت خیلی خوب بودند. در مؤلفهی دلسوزی نیز اعضای هیأت علمی و کارکنان، بهترتیب دارای وضعیت خیلی خوب و خوب بودند. متغیر سن رابطهی معنیدار آماری با سطح هوش اخلاقی داشت (
P=0.04)، بهطوری که با افزایش سن، میانگین امتیاز هوش اخلاقی افراد کمتر از 50 سال افزایش یافته و در افراد بالای 50 سال مجدداً کاهش یافته است. سایر متغیرهای دموگرافیک (جنس، مدرک تحصیلی، سمت، سابقهی کار، سابقه مدیریت و دو شغله بودن) نیز رابطهی معنیداری با سطح هوش اخلاقی نداشتند. سطح مطلوب هوش اخلاقی اعضای هیأت علمی و کارکنان میتواند منجر به ایفای مؤثر نقش دانشگاه در توسعهی اخلاقی دانشجویان گردد. در عین حال میتوان از طریق رهیافتهایی نظیر تشویق رفتار مبتنی بر اخلاق، وضعیت موجود را ارتقاء داد.
معصومه ایمانیپور،
دوره 5، شماره 6 - ( 9-1391 )
چکیده
هر مجموعهی سازمانی دارای کدهای اخلاقی متناسب با ساختار حرفهای خود است که اخلاق حرفهای نام دارد. آموزش عالی نیز نظامی حرفهای است و اساتید دانشگاهها بهعنوان افرادی که مسؤولیت تعلیم و تربیت دانشجویان را بر عهده دارند باید از اصول اخلاق حرفهای معلمی آگاهی داشته و به آن پایبند باشند. رعایت اخلاق آموزشی تضمینکنندهی سلامت فرایند یاددهی- یادگیری در دانشگاه است و موجب افزایش تعهد پاسخگویی مدرسان نسبت به نیازهای دانشجویان میشود. هدف این مقالهی مروری که به کمک مطالعهی کتابخانهای و بررسی کتب و مقالات مرتبط تدوین شده است، تبیین اخلاق حرفهای اساتید دانشگاهها بهعنوان یک معلم بوده و در آن استانداردهای اخلاقی اساتید در دو نقش آموزشی و تربیتی مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور گزیدهای از دستورات اخلاقی اسلام در ارتباط با موضوع تشریح شده و به قوانین برخی از کشورها در زمینهی اخلاق حرفهای تدریس نیز اشاراتی شده است. بر اساس مبانی اخلاق حرفهای معلمی، یک استاد در دو بعد باید خود را ملزم به رعایت اصول اخلاقی بداند؛ اول، به جهت جایگاه تأثیرگذاری که بر رفتار و افکار فراگیران دارد، باید خود را آراسته به فضایل اخلاقی نماید و بداند موثرترین روش در انتقال ارزشهای اخلاقی مثبت، آشکار شدن آنها در رفتار واقعی مدرس است. دوم، به جهت وظیفهای که در قبال برآوردن نیازهای آموزشی دانشجویان دارد، باید با رعایت حداکثری اصول اخلاقی در انجام وظایف حرفهای، مسؤولیتهای آموزشی خود را به بهترین نحو به انجام رساند.
فروزان آتش زاده شوریده، طاهره اشک تراب، فریده یغمایی، حمید علوی مجد،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
تنیدگی اخلاقی یکی از مشکلات پرستاران آیسییو است که بهدلایل مختلفی ایجاد میشود و پیامدهای گوناگونی دارد. با توجه به اینکه برخی متغیرها میتوانند با تنیدگی اخلاقی و قصد ترک خدمت پرستاران ارتباط داشته باشند، مطالعه ی حاضر با هدف تعیین همبستگی ویژگیهای جمعیتشناسی پرستاران آیسییو با تنیدگی اخلاقی و قصد ترک خدمت آنان انجام گرفت. پژوهش حاضر، یک مطالعهی همبستگی است که در آن 159 پرستار شاغل در آیسییو بیمارستانهای آموزشی - درمانی دانشگاههای علوم پزشکی کشور در سال 1390 انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامهی مشخصات جمعیتشناسی، مقیاس تنیدگی اخلاقی پرستاران آیسییو و مقیاس قصد ترک خدمت Atwood و Hinshaw بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS
17 انجام گرفت. یافته ها نشان داد که تنیدگی اخلاقی و قصد ترک خدمت پرستاران آیسییو زیاد بود. بین متغیرهای سن، سابقهی کار پرستاران و نسبت تعداد پرستار به تعداد تخت با تنیدگی اخلاقی همبستگی مثبت معنیدار آماری وجود داشت. اما جنس، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات و شیفت کاری پرستاران آیسییو با تنیدگی اخلاقی آنان همبستگی معنیدار آماری نداشتند. همچنین، بین تنیدگی اخلاقی پرستاران آیسییو با قصد ترک خدمت آنان همبستگی معنیدار آماری وجود نداشت. نتایج پژوهش نشان داد افزایش استخدام پرستاران جوان و نیروی پرستاری و کاهش تنیدگی اخلاقی و قصد ترک خدمت پرستاران آیسییو ضروری است.
این مقاله برگرفته از رسالهی دکترای پرستاری است
.
شبنم بزمی، مهرزاد کیانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
در مقولهی سلامت باروری چالشها و مسائل اخلاقی متعدد و متنوعی وجود دارد و از آنجا که در این موارد با دو موجود زنده (مادر و جنین) روبهرو هستیم که گاه منافع یکی با منافع دیگری در تعارض و تضاد قرار میگیرد، اهمیت تصمیمگیری صحیح دو چندان میشود. برا ی مثال موارد زیر را در نظر بگیرید:
مادری باردار با سن جنینی 26 هفته که پزشک متخصص زنان، بهدلیل دیسترس جنینی به او توصیه به انجام سزارین را میکند ولی وی با این توجیه که میداند در بیمارستان توانایی رسیدگی به جنین در این سن را ندارند و مرگ وی را قطعی میداند از انجام آن سر باز میزند و حاضر نمیشود ریسک انجام سزارین را بپذیرد.
- مادر 30 ساله که در هفته 20 بارداری متوجه ابتلای جنین به میلو مننگوسل میشود و پزشک برای درمان، انجام عمل جراحی داخل رحمی را پیشنهاد میکند.
- خانم باردار که در هفته 14 جنینی است و طی انجام تستهای غربالگری متوجه میشود که جنین وی فاقد اندام فوقانی راست از ناحیهی زیر مفصل بازو است و مادر با بیان مشکلات زندگی کنونی خود سعی بر متقاعد کردن پزشک جهت انجام سقط درمانی را دارد.
همانگونه که ملاحظه میشود مسائلی از این قبیل در طب زنان و زایمان به وفور مشاهده میشود و منظور از ارائهی این مقاله اشاره به مواردی است که در اتخاذ تصمیمات اخلاقی باید مد نظر قرار گیرند. برای مثال در مورد اول که اتونومی مادر در تعارض با سودرسانی احتمالی به جنین قرار میگیرد با روشهایی نظیر انتقال بیمار به یک مرکز مجهز به NICU و انجام یک سزارین استاندارد مراقبتهای دقیق پس از زایمان بهطور خلاصه میتوان تا حدی تعارضات را کنترل کرد.
باید این نکته را همواره مد نظر قرار داد که در اکثر موارد مادر نیز خواهان سودرسانی به جنین است و از این رو اتونومی مادر و سودرسانی به جنین در تعارض قرار نمیگیرند. ولی در موارد متعارض نیز با ارائهی راهکارهای اخلاقی و با توجه به ارزشها، عقاید، فرهنگ و آداب و رسوم و الزامات قانونی میتوان به راهکارهایی جهت رفع تعارضات دست یافت و این مقاله تلاش دارد تا این راهکارها را تبیین کند. شایان ذکر است که در صورت مباحثه و بررسی دقیق اینگونه مسائل توسط متخصصان مربوطه، اخلاقیون، حقوقدانان و سیاستگذاران حیطهی سلامت باروری میتوان بهدستورالعملهایی دست یافت که مشکلگشای اینگونه چالشهای اخلاقی باشد.
کبری جودکی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
رشد جمعیت و پیامدهای ناشی از آن یکی از مسائل مهم کشورهای جهان در دهههای اخیر است. جمعیت جهان با رشد حدوداً 67/1 درصد هر چهل و یک و نیمسال دو برابر میشود. بدون تردید چنین رشدی، معضلات خاصی را برای تمام مناطق جهان بهویژه مناطق با رشد جمعیتی بالا و توان اقتصادی پایین بهوجود میآورد. چنین وضعیتی موجب شده صاحبنظران و سیاستگذاران کشورهای مختلف بهدنبال اجرای سیاستهای کنترل جمعیت و تنظیم خانواده و نگاهداشتن رشد جمعیت در یک حد ثابت، متناسب با وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود باشند. موضوع کنترل جمعیت (کنترل موالید) و تنظیم خانواده را میتوان از یکدیگر تفکیک کرد. کنترل موالید عبارت است از کنترل ارادی تعداد فرزندان و فاصلهگذاری میان فرزندان یک خانواده که رشتهای گسترده از روشهایی را دربرمیگیرد که برای تنظیم باروری انسان بهکار گرفته میشود. این اصطلاح بهطور عمده به معنی کنترل باروری است اما دیگر شیوههای اختیاری، مانند: تأخیر در ازدواج، پرهیز از روابط جنسی پس از ازدواج، عقیمسازی و سقط را نیز شامل میشود.
تنظیم خانواده اتخاذ یک سیاست جمعیتی از سوی خانوادههاست که داوطلبانه و بر پایهی آگاهی، بینش و تصمیمگیری مسؤولانه توسط والدین، بهخاطر ارتقاء تندرستی و بهزیستی اعضای آن به مورد اجرا گذارده میشود. هدف سیاست تنظیم خانواده ایجاد توازن میان امکانات اقتصادی-اجتماعی و تعداد فرزند، آن هم بهصورت آگاهانه و ارادی است. در نتیجه، تنظیم خانواده میتواند در جهت افزایش، کاهش یا هماهنگی تعداد فرزند با مقتضیات زیستی، اقتصادی و اجتماعی خانواده باشد. تمایل و کوشش برای محدود کردن خانوادهها از زمان نخستین مراحل زندگی بشر وجود داشته است. تاریخچهی استفاده از روشها و شیوههای گوناگون جلوگیری از بارداری به قدمت مسألهی تشکیل خانواده است و از قدیم الایام تدابیری برای جلوگیری از بارداری اندیشیده شده است. امروزه، بارداریهای ناخواسته در بین نوجوانان و جوانان نیز به یک معضل بهداشتی و اخلاقی تبدیل شده و روشهای پیشگیری از بارداری در این گروه ملاحظات اخلاقی خاص خود را دارد. بسیاری از متخصصان اخلاق علیه مصرف گستردهی داروهای باروری صحبت میکنند. آنها نگران این هستند که نتیجهی اینها از بین بردن کودکان بیشتر است. در حالی که بیشتر پزشکان عقیده دارند که والدین باید تصمیم بگیرند که چند بچه میخواهند. بسیاری از پزشکان عقیده دارند که استفاده یکسره از داروهای باروری خطر بیملاحظه شدن و بیپرواشدن را بهدنبال دارد. بسیاری از مردم فکر نمیکنند که کنتراسپشن ( جلوگیری از ناباروری) و تعقیم مسألهی اخلاقی باشد. در حقیقت، بسیاری از Ethicists و فیلسوفان اخلاق وقتی این مسائل را بیان میکنند که موضوع تعقیم اجباری نظیر تعقیم مجرمین - عقب ماندههای ذهنی و مادران غیرمسؤول و پیشگیری درنوجوانان و جوانان مطرح شود.
شیرین احمدنیا،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
با افزایش تدریجی نسبت نازایی در میان زوجهایی که تمایل به فرزندآوری دارند، مدت زمانی است که در ایران نیز، همچنانکه در سایر نقاط جهان، یکی از شیوههایی که زوجین نابارور برای مقابله با این مشکل، معمولاً پس از ناامید شدن از سایر روشها یا مداخلات پزشکی، به آن متوسل میشوند، توسل به مادر جایگزین است.
این شیوه ی عمل، گذشته از این که با مسائل پزشکی و سلامت افراد مربوط است، در بر گیرندهی ابعاد وسیعتر فرهنگی اجتماعی و روانشناختی و بهویژه اخلاقی نیز هست که بهدلیل اهمیت و تأثیری که بر کیفیت زندگی انسانها اعم از زن و مرد - و در نهایت جامعه- باقی میگذارد، و همچنین، از آنجا که مشاهده میشود در این کشور، گاه بهصورتی شتابزده در راستای مقابله و چاره جویی با مشکل نازایی خانوادههای ایرانی مورد اقبال برخی مسؤولان نیز واقع شده است، احتمالاً بدون آن که پیامدهای مثبت و منفی آن بهطور عمیق و کارشناسانه، مورد مداقه قرار گرفته باشد. بهنظر نگارنده، ضرورت دارد سوابق اینگونه اقدامات، و تبعات آن در بلندمدت برای افراد جامعه، در چارچوب مباحث میانرشتهای مورد بررسی، تبادل نظر و تأمل کارشناسانی از رشتههای مختلفی چون پزشکی، سلامت، اقتصاد، حقوق، فقه و اخلاق پزشکی همچنانکه از رشتههای جامعهشناسی و روانشناسی قرار گیرد. در این مقاله با مراجعه به اسناد، منابع، مشاهدات، مصاحبه و نظر سنجی از برخی از افراد ذیربط، صاحبنظران و کارشناسان ذیصلاح، به ارائهی یافتههایی در خصوص پیشینهی نظری و تجربی این موضوع در ادبیات پژوهشی در دسترس در ایران و جهان، پرداخته و برخی از یافتههای موجود در خصوص ابعاد اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی را که از خلال مشاهدات و مصاحبههای انجام شده، مورد تأکید قرار گرفته، و تلاش میشود تا ابعاد مثبت و منفی رواج چنین پدیدهای برای نیل به تصویری روشنتر و درکی عمیقتر از این شیوهی مقابله با مشکل نازایی در ایران آشکار شود.
محمد راسخ، محمد مهدی آخوندی، زهره بهجتی، ساناز شریفی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
پیشرفت دانش و تکنولوژی در عصر حاضر تأثیر فزایندهای بر درمان ناباروری گذاشته است، بهطوریکه امروزه، عمدهی بیماران مبتلا به ناباروری با بهکارگیری این روشها درمانپذیر هستند. روشهای درمان ناباروری را میتوان به دو دستهی بزرگ «روشهای درمانی بدون مداخلهی شخص ثالث» و «روشهای درمانی با مداخلهی شخص ثالث» تقسیمبندی کرد. درمان بدون مداخلهی شخص ثالث بهمعنای استفاده از روشهایی است که در آن برای درمان صرفاً از اجزای سلولی یا بدنی زوجین متقاضی استفاده میشود و نیاز به مداخلهی شخص دیگری در فرایند درمان نیست، مانند لقاح خارج رحمی (IVF)، IUI، ZIFT و GIFT. حال آنکه در روشهای درمانی با مداخلهی شخص ثالث، زوجین متقاضی درمان باید از اجزای سلولی یا بدنی فرد یا افراد دیگر بهرهمند شوند. اهدای جنین، اهدای گامت (اسپرم یا تخمک) و رحم جایگزین از این دستهاند.
از آنجا که وظیفهی پدر و مادر در ایجاد محیط امن برای پرورش فرزند یک اصل اخلاقی است، توجه به سلامت جسمی، روانی، توان اقتصادی زوجین و استحکام نهاد خانواده را میتوان از لوازم آن بهحساب آورد. بر این اساس، ضروری است برای جلوگیری از مشکلات احتمالی آتی و برقراری تناسب میان خواست زوجین متقاضی درمان و مصلحت نوزاد بهدنیا آمده، حدود استفاده از این روشها با دقت بیشتری بررسی شود. در این مقاله، تلاش میشود اهم محدودیتهای اخلاقی در ارائهی خدمات ناباروری به متقاضیان درمان ناباروری با یا بدون مداخلهی شخص ثالث برشمرده شود. زوجینی که دارای حدی از سلامت جسمی نیستند که توان پرورش کودک را داشته باشند، اخلاقاً نمیتوانند خدمات درمان ناباروری را دریافت کنند. بیماریهای ناتوانکنندهی جسمی و معلولیتهای شدید مانند «اسکلروز مولتیپل» و «بدخیمیها با بقای کوتاهمدت بیمار» را میتوان در این دسته گنجاند.
علاوه بر این، سن والدین، بهخصوص مادر، از مسائل حائز اهمیت در ارائهی خدمات درمان ناباروری است. سازمان بهداشت جهانی حداکثر سن مادران را برای فرزنددار شدن 49 سالگی توصیه کردهاست. بر این اساس، میتوان ادعا کرد پدر و مادری که در آستانهی میانسالی در اندیشهی فرزنددار شدن هستند، احتمالاً توان کافی برای ایفای نقش پدر و مادری را ندارند. این خود دلالتی اخلاقی بر محدودیت ارائهی خدمات به برخی متقاضیان درمان دارد.
اختلالات عمدهی روانی و وابستگی زوجین به مواد از دیگر محدودیتهای مهم برای متقاضیان فرزند است. اگر در ارزیابیهای پیش از آغاز درمان، وجود یک اختلال عمدهی روانی از قبیل «اسکیزوفرنی»، «اسکیزوافکتیو» یا «اختلال هذیانی» در یکی از زوجین ثابت شود یا یکی از آنان مبتلا به اختلالات شخصیت همچون اختلال شخصیت مرزی یا ضد اجتماعی باشد (اینگونه افراد عمدتاً دچار وابستگی یا سوء مصرف مواد مخدر و محرک نیز هستند)، صلاحیت اخلاقی لازم را برای فرزنددار شدن از دست خواهند داد، هرچند خود این حق را برای خود قائل باشند که صاحب فرزند شوند. از لحاظ حقوقی، نمیتوان محجوران را از فرزندآوری منع کرد اما در موارد درمانی، توجه جدی به مصلحت طفل یا اطفال حاصل از درمان را نباید از نظر دور داشت.
افزون براین، استفاده از روشهای درمانی با مداخلهی شخص ثالث، درست بهدلیل دخالت شخص ثالث در روند درمان، میتواند ابهاماتی را در ایفای نقش پدری و مادری برای متقاضیان ایجاد کند. به همیندلیل، افزون بر مسائل پیشگفته محدودیتهای اخلاقی بیشتری را در این خصوص باید مدنظر قرار داد.
تولد و پرورش کودک در نهاد خانواده از محدودیتهای اخلاقی مهم در درمان ناباروری با مداخلهی شخص ثالث است. بیشک، زوجینی که رابطهی آنها متزلزل و در آستانهی فروپاشی است، شرایط اخلاقی مناسب برای پرورش فرزند حاصل از درمان خود را ندارند.
از دیگر لوازم مهم تقویت نهاد خانواده و ایجاد آرامش برای کودک رعایت اصل «محرمانگی» است. کودکی که از ابتدا با واهمهی شناخت پدر و مادر بیولوژیک خود زندگی کند، ممکن است هیچگاه نسبت به والدینی که او را پرورش دادهاند، اطمینان پیدا نکند. از این رو، رعایت محرمانگی یک حد اخلاقی مهم در درمان ناباروری است. علاوه بر این، از آنجا که استفاده از روش درمان با مداخلهی شخص ثالث تنها در مواقع ضروری توصیه میشود. میتوان با توجه به تعداد فرزندان موجود در خانواده، درمان متقاضیان دارای فرزند را محدود کرد چراکه بهنظر میرسد با وجود فرزندان در خانواده، نیاز به فرزنددار شدن به کمک روشهای درمانی پرهزینه، از میان میرود و میتوان امکانات موجود را در موارد فوریتر برای دیگر متقاضیان بهکار گرفت.
منع ارائهی خدمات درمان ناباروری به متقاضیان با اختلالات جنسیتی، اعم از دوجنسیتی حقیقی و دوجنسیتی کاذب نیز از دیگر مسائل حائز اهمیت در حوزهی سلامت جسمی متقاضیان این روشهاست، چرا که در این موارد، کودک بهدنیاآمده از یک خانوادهی متعارف برخوردار نخواهد بود، ضمن آنکه بسیاری از اختلالات جنسیتی، بهویژه اختلالات هویت جنسی، امکان زندگی متعارف را در جامعه از مبتلایان سلب یا دستکم محدودیت شدیدی بر آنان اعمال میکند که این محدودیت بهناچار بر کودک نیز تحمیل خواهد شد. بنابراین، با توجه به مسائل پیشگفته، هر کدام از موانع موجود میتواند بنا بر دلایل و مبانی اخلاقی یک محدودیت اخلاقی به شمار آید. توجه به این محدودیتها میتواند از مخاطرات احتمالی که ممکن است زندگی کودک را دچار مشکلاتی جدی کنند، جلوگیری کند. بر این اساس، لازم است محدودیتهای اخلاقی ذکر شده در بالا در مراکز درمانی رعایت شده و در صورت ضرورت، در تدوین کدهای اخلاقی و نیز مقررات ناظر بر درمان ناباوری مورد توجه قرار گیرد.