48 نتیجه برای لاریجانی
فرزانه زاهدی، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 1 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق در پژوهش) 1390 )
چکیده
اخلاق در پژوهش، بهعنوان یکی از اصلیترین موضوعات اخلاق زیستی نوین، در عرصههای مختلف علم و فناوری مورد توجه اندیشمندان و اخلاقیون جهان قرار دارد. کمیتههای اخلاق در پژوهش برای اتیان بهینهی مبانی و اصول اخلاقی در حوزهی پژوهش، طراحی و تشکیل شدهاند. خوشبختانه، در بسیاری از کشورهای جهان، این کمیتهها از جایگاه مناسبی برخوردار بوده، و در این راستا، رسالت و اهداف و وظایف آنها در راهنماهای متعددی در سطح بینالمللی و ملی تبیین گردیده است. در کشور ما نیز راهنماهای اخلاقی برای پژوهش در حوزهی پزشکی و آییننامهی اجرایی کمیتههای اخلاق در پژوهش تدوین شده است. ضرورت وجود آموزشهای ویژه برای توانمندسازی اعضای کمیتهها هم در منابع بینالمللی و هم در آییننامهی اجرایی این کمیتهها در کشور تأکید شده است. در این مقالهی کوتاه، برخی پیشنهادات در خصوص نحوهی ارائه و محتوای آموزشهای ویژه اعضای کمیتههای اخلاق، که توسط مجامع بینالمللی ارائه شده است، مورد اشاره قرار میگیرد. با توجه به اینکه بسیاری از کمیتههای اخلاق در کشور برنامهی مشخصی برای آموزش اولیه و بازآموزیهای لازم برای اعضاء ندارند، بهنظر میرسد لزوم برنامهریزی ویژه و تغییری اساسی در پیش نیازهای آموزشی عضویت در این نهاد پراهمیت وجود داشته باشد.
مهناز سنجری، فرزانه زاهدی، مریم اعلاء، مریم پیمانی، علیرضا پارساپور، کیارش آرامش، سادات سید باقر مداح، محمد علی چراغی، غضنفر میرزابیگی، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 1 - ( آذر ماه 1390 )
چکیده
پرستاری یکی از ارکان مهم سیستمهای خدمات بهداشتی - درمانی در هر کشور است. خدمات پرستاری میتواند بهطور مستقیم بر پیامد سلامت و بیماری و شاخصهای مرتبط با آن مؤثر باشد. تدوین کدهای اخلاقی متناسب با فرهنگ و مذهب جامعه راهکار مناسبی جهت بهبود کیفیت خدمات پرستاری مورد انتظار ذینفعان میباشد. در دهههای اخیر پرداختن به مقولات اخلاق و تدوین راهنماهای اخلاقی از مهمترین اولویتهای حوزهی سلامت در کشور ماست و آیین اخلاق پرستاری نیز در این راستا و با هدف ارائهی چارچوب و راهنمای تصمیمگیریهای مبتنی بر اخلاقیات در پرستاری تدوین شده است.با توجه به نیاز کشور در این زمینه، با بهرهگیری از نظرات صاحبنظران حوزهی پرستاری و اخلاق پزشکی و تشکیل کارگروههای مختلف، این آیین در سال 89 تدوین شد. آیین اخلاق پرستاری ایران با 12 ارزش و 71 آیین اخلاقی - حرفهای در دومین نشست شورای عالی اخلاق پزشکی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مورخ 16 اسفند 89 به تصویب نهایی رسید. این آیین در 12 مورد به مفاهیم ارزشی نظیر حفظ شأن و کرامت انسانی، پایبندی به تعهدات حرفهای، پاسخگویی، حفظ حریم خصوصی بیماران، ارتقاء صلاحیت علمی و عملی و احترام به استقلال فردی میپردازد. همچنین، در این مجموعه «پرستار و جامعه» با 9 بند، به پرستاری مبتنی بر جامعه، سلامت افراد و نقش پرستار در بحران میپردازد؛ «پرستار و تعهدات حرفهای» با 14 بند، پرستار را در تیم حرفهای و وظایف حرفهای وی ترسیم میکند؛ «پرستار و خدمات بالینی» با 23 بند ، پرستار را در عرصهی ارائهی خدمات بالینی و تصمیمگیریهای مراقبتی یاری میدهد؛ «پرستار و همکاران تیم درمانی» با 15 بند ، ارتباط پرستاران با همکاران، مدیران و مسؤولیتهای مدیران را بازگو میکند؛ «پرستار، آموزش و پژوهش» با 10 بند دستورالعملهای اخلاقی در حوزهی آموزش و پژوهش، ارتباط استاد و دانشجو را ارائه میدهد.
علیرضا میلانی فر، محمدمهدی آخوندی، پروانه پایکارزاده، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 1 - ( آذر ماه 1390 )
چکیده
تعارض منافع موضوعی است که بهطور عینی اتفاق میافتد. تعارض منافع یا تعارض علایق (Conflict of interest) به حالت و وضعیتی اطلاق میشود که شخص یا اشخاصی از یک طرف در مقام و مسؤولیت مورد اعتماد دیگران قرار میگیرند و از طرف دیگر خود دارای منافع شخصی یا گروهی مجزا و در تقابل و تعارض با مسؤولیت مورد نظر هستند. به بیان دیگر، فرد بهصورت ناخواسته و در حالت بیطرفی در شرایطی قرار گیرد که میان منافع شخصی و حرفهای او تضاد ایجاد شود.عرصهی سلامت با توجه به جایگاهش در هجوم گسترههای شیوع تعارض منافع قرار دارد که به شکلهای مختلفی پیش میآیند؛ این تعارض منافعها گاهی در منافع (مادی- غیر مادی) و مابین اعضای گروه پزشکی (حقیقی- حقوقی) رخ میدهد و گاهی اشخاصی از گروههای پزشکی غیر بالینی(حقوقی و اداری، آموزش، پژوهش یا درمان) هم درگیر آن میشوند. اهداف متفاوت و ناهماهنگ، تداخل اختیارات، ناهماهنگی در روند ارزیابی و نظام پاداش و کیفر، وظایف متقابل و وابستگی آنان به یکدیگر، عدم وجود منابع کافی و تفاوت در شأن و سطوح در روابط مالی محققان و پزشکان در کلینیکها و مؤسسات پزشکی دخیل در امر سلامت، همه از علل بروز تعارض منافع هستند. در این بررسی موضوعاتی چون تعارض منافع در حقوق، برخورد با تعارض منافع در کشورهای دیگر، تعارض منافع در حقوق ایران، تعارض منافع در نظام سلامت و موارد بروز آن، دریافت هدایا، روابط با صنعت داروسازی، روشهای مدیریت تعارض منافع و مقررات ایران در این خصوص مورد توجه قرار گرفته و نتیجهگیری میشود که برای رفع تعارض منافع در نظام سلامت ایران، ابتدا باید موضوع تعارض منافع در متن قانون بیاید و ضمن ترسیم احکام اصلی آن، قوانین متعارض و مصادیق تخلف همراه مقررات لازم جهت تنظیم امور، پیشگیری و مدیریت اقسام تعارض منافع در گسترهی سلامت تدوین شود.
مژگان اسدی، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 2 - ( فروردین ماه 1391 )
چکیده
مریم پیمانی، فرزانه زاهدی، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 5 - ( مهرماه 1391 )
چکیده
در اواخر دهه 1960 برخی از مقالات پزشکی به بیان زجر شدید بیماران بدحال مبتلا به بیماریهای لاعلاج، بهدلیل انجام مکرر فرایند احیای قلبی - ریوی (CPR) پرداختند. این موضوع حاکی از آن بود که با وجود اثربخشی فرایند احیا در نجات جان بیماران مبتلا به ایست قلبی - تنفسی، لیکن کاربرد معمول آن برای همهی بیماران، مشکلاتی را بهوجود آورده بود. مروری بر مطالعات نشان میدهند که طرز برخورد با بیمارانی که در روزها و ساعات پایانی عمر خود بهسر میبرند همواره برای کادر درمانی از جمله پزشکان و پرستاران، یک معضل محسوب شده و تصمیمگیری در مورد ادامهی اقدامات درمانی در این بیماران، یکی از مهارتهای اساسی مورد نیاز کادر سلامت است. چالشهای علمی، اخلاقی، دینی و حقوقی متعددی در این حیطه وجود دارد که گاه تصمیمگیری را دشوار میسازند. در این مطالعه، ضمن مرور کلی مطالعات منتشرشده در زمینهی عدم احیا در جوامع مختلف در 30 سال اخیر که طی آنها دیدگاههای کادر درمانی بهداشتی اعم از پزشک و پرستار با یکدیگر مقایسه شدهاند، سعی شده است با نگاهی جدید موضوع از دیدگاه اسلامی بررسی شود. همچنین، راهنماهای بالینی که در زمینهی عدم احیا توسط کشورهای مختلف مانند آمریکا، انگلستان و عربستان سعودی تهیه شده است نیز مورد کنکاش قرار گرفتند. برای جستوجوی این مطالعات، منابع اطلاعات کتابشناسی الکترونیکی و پایگاههای معتبر اینترنتی متعدد استفاده شد و نیز جستوجوی دستی از منابع ذکر شده در برخی مقالات حاصله صورت پذیرفت. نتایج مطالعه نشان میدهد علیرغم مطالعات متعددی که در نقاط مختلف دنیا در زمینهی DNR صورت پذیرفته است، کماکان پزشکان و کادر پزشکی در این امر با چالش مواجهند. در کشور ما، حسب ارزشها و اعتقادات دینی، این امر نیازمند تبیین دقیقتری است تا از سردرگمی تیم مراقبت در بالین بکاهد. ارزشها و عقاید پزشک و بیمار، ما را از متابعت صرف از راهنماهای سایر کشورها بازمیدارد و ضرورت تدوین دستورالعملی مبتنی بر فرهنگ ایرانی - اسلامی را واضح میسازد. آموزش و افزایش آگاهی گروههای مختلف ازجمله بیماران و عموم جامعه، شاغلان حرف پزشکی و مسؤولان و سیاستگذاران سلامت در تمام جوامع و بهطور خاص در کشور ما امری ضروری است.
باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده
موضوع «سلامت باروری» در کمتر فرهنگ و جامعهای یک بحث فردی و صرفاً مربوط به زنان تلقی میشود، هرچند محور اصلی آن «سلامت زنان» است. مسائل وسیع پزشکی، اخلاقی، حقوقی، روانشناسی و جامعهشناسی در این حیطه مطرح است که زنان، مردان، کودکان، و طیفهای مختلف جامعه را درگیر میکند. آنچه بر تحلیل مسائل مرتبط و تصمیمگیریها در این حوزه بسیار اثرگذار است زمینهی فرهنگی- مذهبی جامعه است. مبانی فلسفی تصمیمگیری و اصول و ارزشهای اخلاقی مورد پذیرش در هر اجتماع، بر رویکرد کلی جامعه در موضوع سلامت باروری تأثیر غیرقابل انکار و چشمگیری دارد.وقتی از اخلاق در سلامت باروری سخن به میان میآید مسائل اخلاقی متعددی قابل طرح است. بحث پرچالش «شروع حیات انسانی» با موضوع «سلامت باروری» پیوند تنگاتنگی دارد. بحث تنظیم خانواده و کنترل جمعیت و نیز ناباروری و مسائل اخلاقی مرتبط، از پرسابقهترین مباحث است. روشهای نوین کمکباروری، هریک چالشهای اخلاقی خاص خود را دارند. انجماد و نگهداری طولانی مدت گامت، اهدای گامت و جنین، و موضوع مادر یا رحم جایگزین بسیار مورد اختلافند. مشاورهی ژنتیک، تشخیص قبل و بعد از لانهگزینی رویان در رحم، گزینش جنسیت، و اصلاح نژاد هریک موضوعاتی قابل بحثاند. کرامت انسان، جایگاه و شأن انسانی رویان و جنین در مراحل مختلف رشد، سقط جنین، و گاه کاهش جنین تأملات خاص خود را میطلبند. بانک زیستی، پروژهی ژنوم انسانی، و حفظ تنوع زیستی از دیگر چالشهای مطرح هستند. مقولهی رضایت و آگاهانه بودن آن در بحثهای سلامت باروری با بسیاری از مباحث دیگر اخلاق پزشکی متفاوت است؛ چرا که گاه شناسایی و تعریف صاحب حقوق که باید از او رضایت اخذ شود و تبیین حقوق او دچار چالش میشود. در هر حال، هرچند موضوع سلامت باروری، همانگونه که ذکر شد، فقط مرتبط با زنان جامعه نیست ولی زنان بخش مهمی از بار سنگین جسمی و روحی آن را بهدوش میکشند. روزانه حدود 800 زن در اثر علل قابل پیشگیری مرتبط با باروری میمیرند که 99 درصد این موارد در کشورهای در حال توسعه است. خطرات و عوارض جسمی و روحی بسیار دیگری زنان در سنین باروری را تهدید میکند. اینکه زنان تا چه حد در تصمیمگیریهای مرتبط با موضوع سلامت باروری اختیار و آزادی دارند، و ارزیابی سود و ضرر، و پاسداشت عدالت تا چه میزان به منافع فردی آنان گره خورده است، در جوامع مختلف با پاسخها و رویکردهای متفاوتی همراه بوده است. در کشور ما در رویکرد به موضوع مهم «سلامت باروری» فعالیتهای ارزشمندی خصوصاً در حوزهی قانونگذاری صورت پذیرفته است که از میان آنها تصویب قانون سقط درمانی (1384) و نیز قانون اهدای گامت و جنین به زوجهای نابارور (1382) را میتوان ذکر کرد. راهنماهای تخصصی ملی در حوزهی اخلاق در پژوهش نیز در حوزهی ژنتیک و نیز تحقیقات بر روی گامت و سلولهای بنیادی راهگشا بوده است. امیدواریم موارد ذکر شده متعددی که در موضوع «اخلاق در سلامت باروری» قابل طرح و بحثاند با تعامل و همفکری ارزشمند بین اساتید و محققان علوم پزشکی، فقها و علمای مذهبی، حقوقدانان و اخلاقیون مورد بررسی قرار گرفته و راه را برای فعالیتهای راهبردی در حوزهی اخلاق هموار نماید.
باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
آموزش پزشکی طی دهههای اخیر تحول و دگرگونیهای زیادی را در حوزههای مختلف از جمله در نوع، موضوع، مدت، و شیوههای آموزشی مورد استفاده شاهد بوده است. گسترش ابعاد آموزش پزشکی، ابعاد مسائل اخلاقی مرتبط را نیز گسترده کرده است. امید میرود کنگرهی «اخلاق در آموزش پزشکی» بتواند در طرح و بررسی اهم موضوعات و گشایش راه برای فعالیتهای مطالعاتی و تحقیقاتی بعدی مثمرثمر باشد. برخی محورهای مورد نظر که بعضاً در مقالات مورد ارائه بحث خواهند شد، عبارتند از: 1. مفاهیم و نظریات مربوط به جایگاه اخلاق در نظام آموزشی 2. بررسی مفاهیم اخلاقی در برنامهریزیهای آموزشی و کتابهای درسی 3. ارزیابی شاخصهای کمی و کیفی مربوطه با توجه به اخلاق در سطوح کلان سیاستگذاری آموزشی 4. چالشهای مربوط به کاربرد اخلاق در آموزش 5. اخلاق در آموزش مجازی 6. اصول عام مرتبط با اخلاق کاربردی و حرفهای 7. تأثیر آموزههای الهی در اخلاق در آموزش 8. رعایت حریم فردی و اجتماعی در اخلاق کاربردی و حرفهای 9. توجه به اصول اخلاقی در انتشار دادههای آموزشی و پژوهشی 10. توجه به اصول اخلاقی در برابرسازی فرصتهای آموزشی برای اقشار و گروههای خاص 11. نقش آموزش اصول اخلاقی در تحقق صلح و توسعهی پایدار 12. نقش آموزش اصول اخلاقی در تقویت احترام به تنوع و کثرتگرایی فرهنگی 13. چالشهای اخلاقی مرتبط با شیوههای آموزش 14. اصول اخلاقی مربوط به فراگیران 15. اصول اخلاقی مربوط به مدرسان 16. اخلاق در محیط آموزشی 17. نقش اصول اخلاقی در ارتباط موثر فراگیران و مدرسان 18. چالشهای اخلاقی در شیوههای متداول و نوین آموزشی 19. چالشهای اخلاقی در شیوههای متداول و نوین ارزشیابی 20. نقش الگوهای اخلاقی در آموزش بهطور مسلم، بحث اخلاق در آموزش ارتباط تنگاتنگی با نحوهی نگرش اجتماع و جامعهی علمی به مقولهی اخلاق دارد. ایدهالهای اخلاقی در بسیاری از فرهنگها و مذاهب تعریف و تبیین شدهاند. اما صنعتیشدن جوامع و شتاب فزاینده در حوزهی اقتصاد در برخی کشورها باعث رنگ باختن صبغهی اخلاقی و غلبهی نسبی مادیگری بر ارزشهای معنوی اخلاقی شده است. تقویت «مهارتهای اخلاقی» در کنار افزایش «دانش اخلاقی» در جوامع، خصوصاً در بین شاغلان به حرفههایی که همواره دارای تقدس ویژهای بودهاند، هدفی مهم است که باید با جدیت دنبال شود. مباحث متعددی میتوان در ارتباط اخلاق و آموزش مطرح کرد. در حوزهی پزشکی بهعلت نیازهای مختلف و مطرح بودن بحثهای اخلاق پزشکی اقداماتی بسیاری صورت گرفته است که برخی از آنها در حوزهی پزشکی ذکر خواهد شد. در این راستا آموزش اخلاق بالینی یکی از مهمترین ضرورتهای توسعهی اخلاقی نظام سلامت محسوب میشود و بر این اساس، برنامههای آموزشی در سطوح مختلف شامل دورههای کوتاهمدت دارای گواهینامه، و تحصیلات تکمیلی کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی در دانشگاههای معتبر جهان بهصورت روبهفزونی ارائه شده است. در همین راستا، ایجاد زیرساختها و ظرفیتسازی لازم در کشور ما نیز با جدیت مورد هدف قرار گرفته است. در پی ایجاد کمیتهی اخلاق در پژوهش و تدوین اصول26 گانهی اخلاق در پژوهش کشور (1379)، آموزش اخلاق نضج ویژهای یافت. در دهههای اخیر چند هدف عمده پیگیری و اجرا شده است: طراحی و راهاندازی دورههای MPH اخلاق پزشکی (1383) و سپس PhD اخلاق پزشکی (1387) که تاکنون پنج دوره آموزش آن پیگیری شده است. بازنگری برنامههای آموزش اخلاقپزشکی به لحاظ محتوا و روششناسی در مقطع پزشک عمومی طراحی تم طولی اخلاق در دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران طراحی برنامهی آموزشی اخلاق پزشکی در مقاطع دستیاری علوم پزشکی متناسب با نیازهای هر رشته ارائهی فرصت مطالعاتی کوتاهمدت جهت آموزشهای تکمیلی محققان و اعضای هیئت علمی برگزاری سمینارهای ملی و کنگرههای بینالمللی و نیز کارگاههای2-1 روزهی آموزشی برای گروههای مختلف طراحی تم طولی اخلاق در دانشکدهی پزشکی از اقدامات ارزشمندی است که مورد تدوین قرار گرفته است و با عنایات الهی در آموزش تعهد حرفهای در طول دورهی پزشکی عمومی مثمرثمر خواهد بود. علاوه بر ایجاد الگوی رفتاری (role modeling) از اعضای هیأت علمی، بهرهگیری از مربی اخلاق در کل دورهی تحصیل پزشکی عمومی، و الزام ارائهی پورتفولیو (نمونه کار) در مورد تعهد حرفهای توسط هر دانشجو، برنامههای دیگری همچون ادای سوگندنامهی پزشکی (در ابتدای مقطع علوم پایهی پزشکی و انتهای دورهی کارورزی)، برگزاری جلسه کرامت انسانی جسد و مراقبت از بیمار (در مقطع علوم پایه پزشکی)، و جشن روپوش سفید (در ابتدای دورهی کارآموزی) از دیگر برنامههایی است که در طی دوره تحصیل پزشکی به تقویت حساسیت اخلاقی در دانشجویان خواهد پرداخت. در مقاطع دستیاری علوم پزشکی نیز متناسب با نیازهای هر رشته، برنامه آموزش اخلاق پزشکی طراحی شده است که در سطوح عمومی (برای کلیه رشتههای بالینی) و تخصصی برای برخی گروههای تخصصی و فوق تخصصی ارائه خواهد شد. همچنین، در سالهای اخیر فرصتهای مطالعاتی کوتاهمدت جهت آموزشهای تکمیلی در حوزههای بالینی، اخلاق در پژوهش و مبانی و فلسفهی اخلاق در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی کشور ارائه شده است. اقدامات ترویجی متعدد، خصوصاً در قالب برگزاری سمینارها و کارگاههای آموزشی، و نیز چاپ و نشر مجلات ،کتابها و نشریات مختلف در این حوزه، از فعالیتهای مهم صورتگرفته در راستای توسعهی اخلاقی نظام سلامت بوده است که در برخی مقالات به آن پرداخته شده است. از آنجا که اتیان اخلاق در بالین نیازمند دستورالعملهای متناسب است، تدوین راهنماهای اخلاقی لازم نیز در کشور مورد توجه قرار گرفته است و در حوزهی اخلاق بالینی، منشور حقوق بیمار، و نیز آیین اخلاق پزشکی تدوین شده و در حال پیگیری است. محورهای کلی منشور حقوق بیمار در ایران عبارت است از: محور اول: دریافت مطلوب خدمات سلامت حق بیمار است. محور دوم: اطلاعات باید بهنحو مطلوب و به میزان کافی در اختیار بیمار قرار گیرد. محور سوم: حق انتخاب و تصمیمگیری آزادانهی بیمار در دریافت خدمات سلامت باید محترم شمرده شود. محور چهارم: ارائهی خدمات سلامت باید مبتنی بر احترام به حریم خصوصی بیمار و رعایت اصل رازداری باشد. محور پنجم: دسترسی به نظام کارآمد رسیدگی به شکایات حق بیمار است. تدوین آیین اخلاق پزشکی جمهوری اسلامی ایران، در همین راستا در حال انجام است و کارگاههای مشورتی در خصوص بررسی پیش نویس اولیه برگزار شده است. همچنین، فعالسازی کمیتههای اخلاق بیمارستانی، هدف اساسی دیگری است که در سالهای اخیر در دانشگاههای علوم پزشکی کشور مورد توجه بوده است. در نهایت، باید گفت شواهد نشانگر این است که همانگونه که اخلاق بهعنوان یکجزء مهم در آموزش پزشکی و مراقبتهای سلامت در تمام دنیا شناخته شده است. در کشور ما نیز فعالیتهای مثمرثمری در این راستا صورت پذیرفته است. بهنظر میرسد بالابردن سطح آگاهی عموم مردم؛ اعم ازگیرندگان و ارائهدهندگان خدمات سلامت، اعمال نظارتهای لازم، و ممیزی قوانین و مقررات حوزهی سلامت در جهت تقویت اخلاق در بالین هدفهای اساسی آتی هستند که نیازمند پیگیری میباشند.
مرجان مردانی حموله، احترام ابراهیمی، مهرداد مستغاثی، ترانه تقوی لاریجانی،
دوره 6، شماره 3 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
توجه به عدالت سازمانی برای کارکنان بیمارستانها حائز اهمیت فراوان است و از سوی دیگر استرس شغلی میتواند سلامت آنها را به مخاطره اندازد. این مطالعه با هدف تعیین رابطهی بین عدالت سازمانی و استرس شغلی در کارکنان یک بیمارستان منتخب دولتی در شهر اصفهان انجام شده است. در این مطالعه همبستگی، نمونه شامل 150 نفر از کارکنان یک بیمارستان منتخب در شهر اصفهان بود. نمونهگیری به روش در دسترس در 3 ماه اول سال 1391 انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه مشخصات فردی، پرسشنامه عدالت سازمانی و پرسشنامه استرس شغلی بودند. جهت تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. مطابق یافتهها، میزان استرس شغلی کارکنان بهترتیب 12 درصد (18 نفر) در سطح شدید، 4/39 درصد (59 نفر) در سطح خفیف و 6/48 درصد (73 نفر) در سطح متوسط بوده است. همچنین، نتایج تحقیق نشان داد بین عدالت سازمانی در حیطهی عدالت تعاملی با استرس شغلی رابطهی منفی و معنیدار وجود داشته است (18/0r=- و 03/0P=). با توجه به یافتهها توجه به مفهوم عدالت سازمانی جهت کاهش میزان استرس شغلی کارکنان بیمارستانها ضروری است.
باقر لاریجانی، سمانه تیرگر،
دوره 7، شماره 2 - ( تیر ماه 1393 )
چکیده
آشنایی با چهرههای علمی و فرهنگی کشور، امری ارزشمند است. آقای دکتر حسن حبیبی (1391-1315) را میتوان اهل دین، علم، ادب و فرهنگ دانست که در دوران جمهوری اسلامی بهعنوان سیاستمداری متدین و متعهد، حمایت خود را از انقلاب اسلامی، نمایان نموده است. این مقاله بعضی از آثار و نیز خاطرات نقل شده از نزدیکان و اطرافیان ایشان را مرور میکند که خود میتواند گذری به زندگینامه، منش و روش این شخصیت گرانقدر باشد. همچنین، در اثنای بحث، خاطراتی را که نویسندهی اول، شخصاً از مواجهه با ایشان داشتهاند، مطرح کردهایم و به نکات برجستهی اخلاقی ایشان خصوصاً در اواخر عمر شریفشان - که عمدتاً در بستر بیماری سپری شد- پرداختهایم. نیمنگاهی هم به عقاید و نظرات این دانشمند بزرگ در مورد علم، عالِم و عالِمپروری داشتهایم. امید است که این اشارات بتواند نمونههایی عینی و عملی، هم برای بیماران و هم برای محققان کشور و پزشکانی که با بیماران مختلف مواجهند، ارائه دهد
باقر لاریجانی، فرزانه زاهدی، زینب پور ذهبی، سمانه تیرگر، فاطمه میرزایی ،
دوره 7، شماره 3 - ( شهریور ماه 1393 )
چکیده
از طرح موضوع سلامت معنوی (spiritual health) در مجامع علمی حدود پنج دهه میگذرد و با وجود مطالعات زیادی که تاکنون در این زمینه انجام شدهاست، همچنان اتفاقنظری روی تعریف و مؤلفههای آن وجود ندارد. این در حالی است که یکی از ویژگیهای بارز معارف اسلامی - با قدمتی چند صد ساله- پرداختن به سلامت معنوی میباشد. گرچه توجه به ابعاد مختلفی که امروزه در سلامت معنوی بیان میشود، میتواند ارزشمند بوده و اندکی فراتر از نگاه محدود مادی باشد، لکن پرداختن به سلامت معنوی از نگاه معارف اصیل اسلامی و سیرهی عالمان بزرگ، افقی جدید را در این حیطه باز خواهد نمود. در این راستا، این مقاله بهصورت یک مطالعهی کتابخانهای و با مرور برخی از کتب علامه حسنزاده آملی، تلاشی است برای ارائهی تعریفی ساده و کاربردی از سلامت معنوی و مؤلفههای آن از منظر ایشان. رهآورد این مطالعه، سلامت معنوی را همان سلامت نفس (مصطلح در متون فلسفه وعرفان اسلامی) میداند که عمدتاً رابطهی متقابلی با سلامت مراتبی از روح (روح بخاری) و نیز جسم سالم دارد. همچنین، سبک زندگی را بهعنوان عامل اصلی در سلامت این مراتب روح و در نتیجه سلامت معنوی مورد توجه قرار میدهد. بیان مصادیقی از سیرهی علمی و عملی علامه حسنزاده آملی، مؤلفههای تأثیرگذار بر سلامت معنوی را ملموستر نمودهاست
سمانه تیرگر، بنفشه کریمی، فرزانه زاهدی انارکی، نسرین حمیدی ابرقویی، باقر لاریجانی، سوده تیرگر، فاطمه میرزایی (لطفی آذر)،
دوره 7، شماره 4 - ( آبان ماه 1393 )
چکیده
یکی از چالشهای حوزهی اخلاق پزشکی، سقط جنینهای ناقصالخلقه است که مبانی تصمیمگیری در مورد آن در اسلام و تفکر غربی تفاوتهای عمدهای دارد. یکی از دلایل آن، عدم اعتقاد به بقاء و تکامل روح انسانی پس از مرگ در دیدگاههای غیردینی است که عمدتاً به آزادی سقط جنین ناقص در جهان غرب منجر شدهاست؛ در حالیکه اسلام، و بالتبع فلاسفهی اسلامی، بهعلت اهمیتی که به روح و تکامل آن میدهند، تصمیمگیری در مورد سقط چنین جنینهایی را منوط به بررسی تمام ابعاد آنها- جسم و روح (نفس)- با دقت نظر بیشتر بر روح (نفس) میدانند. در چنین نگاهی، پیشفرضهای مهمی مطرح میشود؛ از جمله: علت بروز نقص در بعضی از جنینها چیست؟ آیا جنینی که در جسم نقص دارد، روح (نفس) ناقصی هم دارد؟ نوشتار حاضر، به روش کتابخانهای مروری- تحلیلی غیر سیستماتیک و با شیوهی گردآوری اطلاعات صورت گرفتهاست و فارغ از مسألهی ولوج روح و زمان پدیداری آن در جسم، نگاهی گذرا به تکامل نفس جنین در مراتب حیات (نباتی، حیوانی، انسانی)، بر اساس آرای صدرالمتألهین شیرازی و امامخمینی (ره) دارد و هدف از آن، نگرشی فلسفی بهعلل ایجاد نقص در خلقت و پاسخ به این سؤال مهم است که آیا نفس جنین ناقص نیز نقص دارد؟ نتیجهی این مطالعه نشان میدهد که بر اساس عقیدهی ملاصدرا، آفرینش (تکوینی) همهی موجودات، أحسن و در زیباترین صورت ممکن است. جنین ناقصالخلقه نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ بنابراین، جنین ناقصالخلقه، نفس کامل و زیبایی دارد. تنها ظهور نفس در جسم معیوب، ناقص است که میتواند دو علت داشته باشد؛ اول: بهدلیل اختیار سوء چنین موجودی در عوالم پیش از ماده، که یکی از جلوات این سوء اختیار میتواند نقص در جسم باشد. که البته تعیین این موارد، از اسرار آفرینش است و علم انسان را یارای کنکاش در آن نیست. دوم: مزاحمت ایجاد کردن ژن و محیط، علیرغم حسن اختیار موجود ناقص در عوالم پیش از ماده. بههر حال از آنجا که تصمیمگیری اخلاقی در مورد سقط جنینهایناقصالخلقه، از موارد مشکل در اخلاق پزشکی است، بهنظر میرسد مطالعات تکمیلی از منظر فلسفهی اسلامی بتوانند برخی از لایههای پنهان آن را نمودار کنند و بدین ترتیب برای ارائهی راهنمای اخلاقی بر پایهی فرهنگ اسلام در مورد سقط جنین ناقصالخلقه گام نخستین برداشته شود.
باقر لاریجانی، مینا مبشر، سمانه تیرگر، فرزانه زاهدی، سوده تیرگر، فریده شریعتی، بنفشه کریمی، فاطمه میرزایی (لطفیآذر)،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده
مفهوم مرگ بسیار پیچیده است و وجود مباحث عمیق فلسفی، تمایزهای توصیفی و نیز گستردگی طیفی که در بیانها وجود دارد، شناخت آن را دشوارتر کردهاست. اگرچه این مهم برای تمام انسانها ضروری است، برای فعالان حوزهی طبابت با اهمیتتر است، چراکه با مصادیق گوناگون آن مواجه هستند و بسیاری از چالشهای اخلاقی در مورد مباحثی چون مرگ مغزی، اتانازی و پایان حیات، در گروِ معرفت روشنی از مفهوم مرگ است. از طرفی دیگر، دریافت مفهوم مرگ بحثی تجربی نیست و حیطهی دستیازی علم پزشکی، شاید تنها ملاکیابی مرگ باشد. بر این اساس، پرداختن به شناخت مفهومی از مرگ، رویکردهای الهیاتی را میطلبد. لذا بر آن شدیم تا در مطالعهای قرآنمحور، به برخی از مؤلفههای «مفهومشناسی مرگ» دست یابیم. این مطالعه به شیوهی توصیفی- تحلیلی غیر سیستماتیک، با شیوهی گردآوری و تحلیل اطلاعات و با استراتژی جستوجوی مفهومی در آیات موضوعی، مؤلفههای دوازدهگانهای را برای مفهومشناسی مرگ ارائه میدهد. بدینترتیب، راه ملاکیابی و مصداقشناسی مرگ از دیدگاه قرآن کریم را بازتر میکند، لذا پژوهش در این دو حیطه برای مطالعات آتی پیشنهاد میشود.
فرزانه زاهدی، سمانه تیرگر، نسرین حمیدی ابرقویی، رؤیا رشید پورایی، باقر لاریجانی،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده
در دهههای اخیر با پیشرفت علم ژنتیک و فناوریهای پزشکی، امکان تشخیص و گاهی درمان بسیاری از ناهنجاریهای جنینی در مراحل اولیهی زندگی داخلرحمی فراهم شده است. این مسأله چالشهای اخلاقی زیادی را در مورد تداوم یا ختم حاملگی پیشروی والدین، پزشکان، اخلاقیون، فقها و دیگر متخصصان مربوطه قرار داده است. این مطالعه به روش توصیفی- تحلیلی و با مرور غیر سیستماتیک منابع و مقالات علمی، در صدد بیان نکات اخلاقی مهمی است که ضرورت دارد پزشک در مشاوره با زنان باردار دارای جنین ناهنجار در نظر داشته باشد. همچنین، از آنجا که نگرش نسبت به جایگاه چنین جنینِی در نظام خلقت، برای تصمیمگیری اخلاقی در این خصوص بسیار تأثیرگذار است، سعی شده تا با بیان دیدگاه اسلام، نقطه نظراتی جدید مورد توجه و بحث قرار گیرند. بدیهی است ارائهی مشاورهی اخلاقی به والدین جنین دارای ناهنجاری با لحاظ بینش اسلامی موجب میشود که ایشان با آگاهی، دقت، آرامش بیشتر و دیدِ اخلاقیتری نسبت به سقط یا عدم سقط جنین خود تصمیم بگیرند. همچنین، امید است نتایج این تحقیق بتواند تصمیمگیری اخلاقی در این موارد را برای متخصصان علوم پزشکی و رشتههای مربوطه تسهیل کند و بدینترتیب، جهت برخورد صحیح با جنین دارای ناهنجاری راهگشا باشد. بیشک، تدوین راهنمای اخلاقی بر اساس الگوی اسلامی در این مورد، امری ضروری و با اهمیت است که برای پژوهشهای آتی پیشنهاد میشود.
فرزانه زاهدی انارکی، باقر لاریجانی، بنفشه کریمی، سمانه تیرگر، کبری خزعلی، سوده تیرگر، نسرین حمیدی ابرقویی، فاطمه میرزایی (لطفی آذر) ،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده
مسألهی سقط یکی از موارد مشکل در اخلاق زیستی است. این بحث در موارد سقط جنین ناهنجار، وجوه مورد اختلاف بیشتری دارد. بررسی مطالعات حاکی از آن است که عمدتاً دو مورد، بحثبرانگیز بودهاست؛ اول آنکه آیا حیات جنین ناهنجار باید حفظ شود؟ و دوم آنکه سرانجام نفس (نباتی، حیوانی) در جنین ناهنجار پس از سقط اختیاری (منظور از سقط اختیاری در این نوشتار، سقط درمانی (قانونی) و سقط عمدی غیر قانونی است.) چه خواهد بود؟ دیدگاههای مختلف پاسخهای گوناگونی را به این دو پرسش دادهاند. مطالعهی حاضر پژوهشی است مروری- توصیفی که پاسخ دو پرسش یاد شده را با تمرکز بیشتر بر حق حیات، در فلسفهی صدرایی در کتب ملاصدرا و نیز تألیفات امام خمینی (ره) میکاود. نتایج این مطالعه نشان میدهند که بر اساس دیدگاه ملاصدرا تمام جنینها دارای نفس بالقوهی انسانی هستند؛ هر چند که ظاهری بسیار ناقص داشته باشند. او جنین را نبات بالفعل و البته دارای استعداد برای «انسانشدن» میداند. با توجه به این دیدگاه که هم بدایتنگر است و هم غایتنگر، جنین ناهنجار، حق حیات دارد؛ چراکه مطابق برهان حرکت جوهری ملاصدرا چنین میتوان گفت که سقط، تکامل برزخی نفس را با مشکل مواجه میسازد و حتی ممکن است در حشر موجود نیز خلل ایجاد کند.مسلم است که در جامعهی ما که صبغهی اسلامی دارد برای تصمیمگیری در مورد سقط جنین باید دیدگاههای دینی را مورد لحاظ قرار داد. البته مبانی فلسفی بهتنهایی نمیتوانند برای دادن حُکمی در مورد سقط جنین، کارا و مفید باشند؛ بلکه هماندیشیهای تخصصی و میانرشتهای ضرورت دارند تا به لطف خداوند، شاهد تحلیل مناسب چالشهای اخلاقی در مورد این مسأله باشیم.
سعیده سعیدی تهرانی، علیرضا پارساپور، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 2 - ( مرداد ماه 1395 )
چکیده
تحقیقات ژنتیکی در ابتدا عموماً برغربالگری و تشخیص برخی بیماریهای شناختهشدهی ارثی متمرکز بود. بعد از تکمیل پروژهی ژنوم انسان، مطالعات به تشخیص و درمان بیماریهای غیرواگیر و سلامت عمومی پرداخت؛ سپس در شکل جدید فناوریهای ژنتیک علاوه بر تشخیص و درمان بیماریهای ژنتیکی، تولید داروهای نوترکیب، تقویت ژنتیکی، ایجاد ارگانیسمهای تغییریافتهی ژنتیکی و استفاده از آن مدنظر قرار گرفت. موجودات تراریخته، نقطهی عطف این قبیل نوآوریها است. این موجودات دارای ترکیبات ژنتیک متفاوت هستند که توسط علم بیوتکنولوژی ایجاد شدهاند. در سالهای اخیر، استفاده از این فرآوردهها بهخصوص در زمینهی مسائل کشاورزی و دامداری رایج شده است. در دنیای امروز به دلیل کمبود منابع برای رهایی از فقر و گرسنگی، بشر ناگزیر به استفاده از فناوری در مصارف گوناگون شده است. تغییرات ژنتیکی باعث افزایش تولیدات کشاورزی، دامداری، برخی از داروها، واکسن و مصارف گوناگون میشود. علیرغم سودهایی که مهندسی ژنتیک و تولید این موجودات میتوانند برای انسان داشته باشند، این تغییرات ممکن است خطراتی نیز داشته باشند و از طرفی ممکن است نگرانیهای اخلاقی در ارتباط با کاربرد این فناوری وجود داشته باشد. در این مطالعهی مروری سعی شده است که مباحث اخلاقی پیرامون استفاده از این فناوری مطرح شوند و از منظر چهار اصل اخلاق زیستی مورد واکاوی قرار گیرند. برای این منظور، ابتدا کلیدواژهها در منابع علمی جستوجو و پس ازطبقهبندی و دستهبندی اطلاعات، ملاحظات اخلاقی از منظر چهار اصل اخلاق زیستی واکاوی شد. در بخش نتایج، ابتدا در رابطه با سود و خیری که این محصولات برای مردم جهان دارد و کمکی که به حفظ منابع محدود در زمینههای مختلف دارند اشاره میشود و سپس، آسیبهایی که ممکن است در زمینههای مختلف وارد کنند مورد اشاره قرار میگیرند، ملاحظات مربوط به تولید انبوه و مصرف عمومی آن توسط مردم از قبیل احترام به اتونومی افراد، اطلاعرسانی کافی مبنی بر فواید و مضرات این محصولات، نوع برچسبگذاری آنها پرداخته میشود و در پایان به بحث عدالت و ارزیابی کلی فواید و زیانها و میزان هزینه اثربخشی آن در جامعه میپردازد.
فاطمه میرزایی(لطفیآذر)، سمانه تیرگر، فرزانه زاهدی، سوده تیرگر، فریده شریعتی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 3 - ( مهر ماه 1395 )
چکیده
با وجود پیشرفت علم پزشکی و تکنولوژیهای مرتبط، شناخت ماهیت و چگونگی مرگ، همچنان در هالهای از ابهام است. شاید چنین بتوان گفت که چون مرگ، پدیدهای دو وجهی است و یکروی آن جسمانی و روی دیگر، نفسانی و روحانی است، شناخت آن، تنها در حیطهی علم پزشکی نیست، بلکه تلاش و همکاری اندیشمندان حوزههای دیگری چون علوم قرآنی، علوم انسانی، فلسفه و مانند آن نیز برای گشودن قفلهای بستهی آن ضروری بهنظر میرسد. چنین همفکریهایی میتواند با توصیف آنچه بر نفس در آستانه و هنگام مرگ میگذرد، دیدگاه دانشمندان علوم پزشکی را که بهحق، مفسران خوبی برای تغییرات جسمانیِ زمان مرگ هستند، وسعت و عمق بیشتری بخشد. بیشک، چنین نگرشی میتواند در گرفتن تصمیمهای اخلاقی پایان حیات و نیز ارائهی مراقبتهای معنوی در این لحظات، تحولآفرین باشد. این مطالعهی مروری بهروش کتابخانهای، ابتدا توصیفی از مراحل مرگ در نگاه علم پزشکی دارد و سپس با کنکاشی قرآنمحور در منابع اسلامی و با تمرکز بر آیاتی که صراحتاً دلالت بر زمان مرگ دارند، توصیف قرآنی از برخی مراحل مرگ ارائه میدهد. سرانجام در بحث نهایی، برخی شباهتها و تفاوتهای دیدگاهها را بیان و سؤالات مهمی را در این حیطه مطرح میکند که عمدتاً برای ارائهی مراقبتهای معنوی در لحظات پایانی حیات در خور اهمیت فراوان هستند. امید است با پژوهشهای متمرکز آینده که در جهت پاسخ به سؤالات اصلی ایجادشده در این مطالعه خواهند بود، راه برای ارائهی مراقبتهای معنوی و قرآنمحور، بیش از پیش تسهیل و عملیاتی شود.
مرجان السادات عرشیها، خزر لایق، فاطمه نوغانی، ناصر صدقی گوی آقاج، ترانه تقوی لاریجانی،
دوره 9، شماره 3 - ( مهر ماه 1395 )
چکیده
توانایی افراد برای قرار دادن معیارهایی برتر که اثربخشی در کانون واکنشهای فردی را بهدنبال دارد هوش اخلاقی گفته میشود. هدف از پژوهش حاضر، تعیین همبستگی بین هوش اخلاقی و مهارتهای ارتباطی دانشجویان کارشناسی پرستاری دانشکدهی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 96-1395بودهاست. مطالعهی حاضر یک پژوهش توصیفی- همبستگی است که در سال 1395 انجام گرفت. جامعهی پژوهش تمام دانشجویان کارشناسی پرستاری دانشکدهی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. نمونهها 204 نفر براساس معیارهای ورود که شامل: قبولی مستقیم در رشتهی پرستاری، عدم ابتلا به بیماریهای شناختهشده و رضایت جهت شرکت در پژوهش از بین تمام دانشجویان چهارسال پرستاری با روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند. برای جمعآوری دادهها از سه پرسشنامهی مشخصات جمعیتشناختی، هوش اخلاقی «Lennick و Kiel» و «مهارتهای ارتباطی Jerabek» استفاده شد. روایی و پایایی هر دو ابزار در مطالعات مشابه در کشور با استفاده از روش ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 88/0 و 71/0 مورد تایید قرار گرفته بود. پایایی در پژوهش حاضر به روش آلفای کرونباخ 85/0 و 81/0 برای دو پرسشنامه محاسبه شد. دادهها با نرمافزار SPSS نسخهی 19 و آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمونهای آماری t مستقل، ضریب همبستگی Pearson و آزمون ANOVA ) تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها میزان هوش اخلاقی را با میانگین ۱۲/۷±98/71 از دامنهی (100-20) و مهارتهای ارتباطی دانشجویان را از دامنهی (170-34) با میانگین 67/۹±9/114 نشان داد. ضریب همبستگی Pearson نشان داد که بین هوش اخلاقی و مهارتهای ارتباطی دانشجویان پرستاری همبستگی مثبت و معنیداری وجود دارد (001/0≥P، 54/0=r). با افزایش هوش اخلاقی دانشجویان پرستاری، مهارتهای ارتباطی آنان ارتقاء مییابد. بنابراین، فراهم کردن زمینه برای تقویت هوش اخلاقی دانشجویان پرستاری پیشنهاد میشود.
باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 4 - ( آبان ماه 1395 )
چکیده
اهمیت توجه به بررسی، تبیین و لحاظ نمودن مباحث اخلاقی در طب در دهههای گذشته موجب شد بیش از بیست سال پیش در کشور ما نیز فعالیتهای منسجمی در این مرحله سامان یابد که تأسیس و گسترش مراکز تحقیقات اخلاق پزشکی و راهاندازی دورههای دکتری تخصصی اخلاق پزشکی در کشور از آن جمله بودهاند. در همین راستا، مجله ایرانی اخلاق و تاریخ پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران که از سال 1387 به مجموعه مجلات علمی- پژوهشی پزشکی کشور پیوسته است تاکنون با انتشار 394 مقاله در مجموع 55 شماره منتشر شده در موضوعات مختلف اخلاق پزشکی، نظیر آغاز و پایان حیات، ملاحظات اخلاقی در به کار گیری فناوریهای جدید پزشکی، رابطه پزشک و بیمار، خطاهای پزشکی و ... ، تلاش نموده است تا گفتمان اخلاق پزشکی را در جامعه پزشکی کشور به یک گفتمان ضروری در ارائه خدمات سلامت مطرح نماید.
در این تلاش جمعی که با همکاری اساتید رشتههای مختلف علوم پزشکی صورت گرفته است، این مجله سعی کرده است تا با طرح مباحث مختلف اخلاق پزشکی در حوزههای بالینی تحقیقات پزشکی، مبانی فقه پزشکی، نظریههای اخلاقی، و نیز تاریخ پزشکی از یک سو، و ارائه راهکارهای مناسب اخلاقی در مواجهه با این مباحث از سوی دیگر، به پرسشهای موجود همکاران محترم گروه پزشکی پاسخ داده و ارائه طریق نماید.
حال با توجه به تحول اساسی در مجلات علمی مبنی بر الکترونیک شدن آنها و نیز اقبال مخاطبین به دسترسی الکترونیک اینگونه منابع علمی، مجله اخلاق و تاریخ پزشکی بعد از این با پیوستن به جمع پایگاه الکترونیک تلاش میکند با به کارگیری فناوریهای جدید ارتباطی، سریعتر و با سهولت بیشتری در اختیار مخاطبین خود قرار گیرد. استفاده از فناوریهای جدید ارتباطی ، این فرصت را برای همکاران به گونهای فراهم می نماید که از این پس، هر یک از مقالات پذیرفته شده بعد از طی مراحل انتشار بلافاصله بر روی سایت مجله در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت. با توجه به رصد مباحث مربوط به اخلاق پزشکی در کشور، هم اکنون مباحثی چون فضای مجازی، حریم خصوصی بیماران، رازداری، رابطه پزشک و بیمار - به ویژه ارتباط مالی با بیماران- ، همگی چالشهای پیش روی جامعه پزشکی میباشند که این مجله در صدد پرداختن به آنها است و امیدواریم که در بررسی این چالشها و راهکارهای مواجهه با آنها از همکاری و همیاری شما فرهیختگان بهرهمند گردیم. امید است انتشار این مجموعه با همت کلیه صاحبنظران و محققان حیطه اخلاق پزشکی، گامی در جهت اعتلای این عرصه در کشور باشد.
محمد محمدی، محمد شمس الدین دیانی تیلکی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 6 - ( اسفند ماه 1395 )
چکیده
حفظ حریم خصوصی و رازداری، یکی از حقوق مسلم هر انسان بهمنظور حفظ حرمت و عزت اوست. ارزیابی نگرش بیماران پیرامون حریم خصوصی و رازداری میتواند برآورد مناسبی از ابعاد مختلف این مسأله باشد تا به پزشکان در فرایند تشخیص و درمان کمک کند. در این پژوهش به بررسی نگرش بیماران نسبت به موضوع حریم خصوصی و رازداری که نشاندهندهی مطالبات جامعه از نظام سلامت است، پرداخته شده است. چنین مطالعهای با نمایان ساختن نقاط قوت و ضعف، سیاستگزاران را در تنظیم روابط مناسب بین ارائهکنندگان و گیرندگان خدمات کمک میکند. پژوهش حاضر به روش مقطعی بر روی 200 بیمار بیمارستانهای امام خمینی (ره) و شریعتی تهران در سال 1388 که به روش تصادفی منظم انتخاب شده بودند، صورت گرفته است. متغیرهای مطالعه شامل سن، جنس، تحصیلات، بخش بستری، روزها و دفعات بستری، و نیز نگرش بیماران است . داده ها بر اساس پرسشنامهی تهیه شده در دو بخش اطلاعات عمومی و نگرش که اطمینان و اعتبار علمی آن توسط آزمون مجدد و اعتبار محتوایی بررسی و مورد تایید قرار گرفته است، توسط پرسشگران آموزش دیده بهطور مستقیم از بیماران گردآوری شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، بر اساس نمرات، بخش نگرش بیماران به سه گروه منفی، تا حدودی مثبت و مثبت طبقه بندی شد و با آزمونهای آماری متعدد مورد سنجش قرار گرفتند.
در این مطالعه 113 (5/56 %) زن و 87 (5/43 %) مرد شرکت کردهاند. 71 (5/35 %) بیمار با انجام معاینهی بیمار زن توسط پزشک مرد کاملاً موافق و 99 بیمار (5/49 %) موافق بودند. همچنین، از بیماران در مورد الزامی و صحیح بودن مشورت پزشک با دستیارش و انتقال اطلاعات بیماری برای آموزش و تصمیمگیری بهتر (بدون اجازهی بیمار) سؤال شد که نگرش 53 بیمار (5/26 %) کاملاً موافق و 103 بیمار (5/51 %) موافق بود. بیماران در مورد اینکه اگر بیمار قصد آسیب رساندن به خود یا دیگران را داشته باشد، پزشک باید بدون رعایت ملاحظات رازداری موضوع را به افراد ذیربط اطلاع دهد، 45 بیمار (5/22 %) کاملاً موافق، 82 بیمار (0/41%) موافق بودند و 56 بیمار (0/28 %) نظری نداشتند. در این مطالعه براساس نمرهی کل نگرش بیماران، 36 بیمار (0/18 %) دارای نگرش منفی، 162 بیمار (0/81 %) تاحدودی مثبت و 2 بیمار (0/1 %) مثبت بودند.
با توجه به نتایج مطالعه به طور کلی اکثر افراد جامعه مورد پژوهش یا دارای نگرش منفی یا تا حدودی مثبت در مورد حریم خصوصی و رازداری هستند، بیماران احترام به حریم خصوصی و رعایت رازداری توسط پزشکان را جزو مولفههای ضروری ارتباط پزشک و بیمار نمیدانند. لذا ضمن انجام تحقیقات بیشتر در خصوص رعایت حریم خصوصی و رازداری، ضروری است بهمنظور تغییر و ارتقاء نگرش بیماران در این زمینه بیش از پیش تلاش شود تا فراهم آوردن شرایط مناسب حریم خصوصی و رعایت رازداری جزو مطالبات بیماران از نظام سلامت باشد.
مجتبی پارسا، باقر لاریجانی، کیارش آرامش، سحرناز نجات، اکبر فتوحی، میر سعید یکانی نژاد، نجات ا.. ابراهیمیان،
دوره 9، شماره 6 - ( اسفند ماه 1395 )
چکیده
پرداختهای غیر رسمی یا زیرمیزی پدیدهای است که اهمیت اخلاقی ویژهای دارد و بهنظر میرسد در برخی از تخصصهای پزشکی رایج باشد. این مطالعه با هدف بررسی شیوع و عوامل موثر بر آن انجام شده است. این پژوهش مطالعهای مقطعی است که بین پزشکان متخصص عمدتاً جراح با تخصصهای مختلف شرکتکننده در کنگرهها و برنامههای آموزش مداوم توسط پرسشنامه در سال 1392 و قبل از اجرای طرح تحول نظام سلامت انجام شده است. در این تحقیق 257 پرسشنامه وارد مطالعه شد. شیوع دریافت زیرمیزی در بین پزشکان مورد مطالعه که امکان دریافت زیرمیزی را داشتند نسبتاً زیاد (63/8 درصد) بود. پزشکان شاغل در بخش خصوصی و نیز پزشکان شاغل در شهر تهران و کسانی که نگرش مثبت به زیرمیزی داشتند بیشتر زیرمیزی دریافت میکردند. به باور پرسش شوندگان، شایعترین علت، تعرفههای غیر واقعی و شایعترین پیامد، بالا رفتن هزینههای بیماران بود. متأسفانه، بیش از نیمی از پزشکان یا اعتقاد به غیراخلاقی نبودن زیرمیزی نداشتند یا نظر قاطعی نسبت به اینکه این عمل غیراخلاقی است ندادند. با توجه به رابطهی مستقیم بین نگرش پزشکان و دریافت زیرمیزی بهنظر میرسد در زمینهی نشان دادن قبح زیرمیزی به پزشکان نیاز به آموزش وجود دارد. علت شیوع کمتر زیرمیزی در بخش دولتی شاید نظارت بیشتر در این بخش باشد. بهنظر میرسد با وضع راهنمای اخلاقی در جهت نشان دادن قبح دریافت زیرمیزی بین پزشکان و اصلاح ساختارهای نظام سلامت از جمله واقعی نمودن تعرفهها بتوان تا حدود زیادی از بروز این پدیده جلوگیری کرد.