جستجو در مقالات منتشر شده


241 نتیجه برای پزشکی

عطا پورعباسی، زهرا حسینی توسل، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

 نظام آموزش عالی سلامت در جمهوری اسلامی ایران، نظامی ادغام یافته با ذینفعان متعدد است که متولی تربیت منابع انسانی بخش سلامت در رده‌های مختلف است. فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از عوامل نهادی اثرگذار در این نظام ایفای نقش می‌نماید. این مقاله در صدد تبیین جایگاه فرهنگستان علوم پزشکی در نظام آموزش علوم پزشکی کشور و ترسیم جهت‌گیریهای کلان این نهاد در این حیطه است. در این مطالعه در چهار گام به ترتیب مراحل مختلف چرخه کاربست دانش پیاده شد. عوامل نهادی موثر در توسعه یک نظام تبیین و نقش ذی نفعان متعدد نظام آموزش علوم پزشکی کشور با آنها تطبیق داده شد. سپس کارکردهای فرهنگستان به عنوان یک ذی نفع اصلی بر مبنای میزان ارتباط با مراحل چرخه کاربست دانش وزن‌دهی و در نهایت این کارکردها در طبقات مختلف گردآوری شد. بر اساس این مدل هرچند که فرهنگستان در بسیاری از مراحل توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور نقش دارد، ولیکن بیشترین نقش را به عنوان یک اندیشکده و دیده‌بان و کمترین نقش را به عنوان پیاده‌کننده دانش بر عهده دارد. مدل ارایه شده در این مقاله به متولیان فرهنگستان علوم پزشکی کمک خواهد کرد تا با مدیریت بهینه منابع و آمایش اصولی ظرفیتهای انسانی، بیشترین و اثرگذارترین نقش را در توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور ایفا نموده و از این طریق موجبات اعتلای نظام سلامت ادغام یافته را در جمهوری اسلامی ایران فراهم آورد.

سیده نفیسه مومنی، مژگان علاءالدینی، شهرو اعتماد مقدم،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 دوراهه های تصمیم گیری مختلفی در طول دوره طبابت برای بالینـگران رخ می دهد که یکی از آنها مواجهه با خطای پزشکی است. حرفه مندان دندانپزشکی تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا خطا را در ارائه خدمات سلامت به کمترین میزان خود برسانند و از ایجاد آسیب به بیماران جلوگیری کنند. اما با همه تمـهیداتی که اتخاذ می شود گاهی در طی تشخیص و درمان بیماری ها خطایی رخ می دهد که عوارض ناشی از آن غیر قابل برگشت است. در مدیریت چنین شرایطی، علاوه بر جستجوی دلیل وقوع خطا، مواجهه اخلاقی دندانپزشکان با بیمار بسیار اهمیت دارد. در این مقاله با استفاده از مدل تصمیم گیری اخلاقی فدراسیون جهانی دندانپزشکی، راهکاری برای مواجهه اخلاقی در مدیریت خطای تشخیصی در بررسی آسیب شناسی ضایعات پیشنهاد می شود.

سمیره عابدینی، الهام ایمانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 آموزش بالینی بخشی مهم از برنامه‌ی درسی دانشجویان علوم پزشکی است و دانشجویان در طول این دوره، با چالش‌های اخلاقی متعدد مواجه می‌شوند. ازآنجاکه اخلاق، عاملی مهمی در ارائه‌ی صحیح خدمات سلامت به مددجویان محسوب می‌شود، این مطالعه با هدف تبیین چالش‌های اخلاقی کارآموزی، از نظر دانشجویان علوم پزشکی طراحی شد. این مطالعه‌ی کیفی با رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. نمونه‌گیری هدفمند بود و داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌ی عمیق، چهره به چهره و نیمه‌ساختاریافته‌ی فردی جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها هم‌زمان با جمع‌آوری داده‌ها، با روش تحلیل محتوای کیفی، با رویکرد استقرایی، مطابق روش الو و کینگاز (2008) انجام شد. در این مطالعه، پس از انجام‌دادن مصاحبه با چهل نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، اطلاعات به اشباع رسید. میانگین سنی مشارکت‌کنندگان در پژوهش 22/1±67/22 سال بود. پس از تحلیل متن مصاحبه‌ها، در نهایت دو مضمون و هفت طبقه حاصل شد. مضامین حاصل، تحت عناوین چالش‌های اخلاقی در محیط بالین و چالش‌های اخلاقی در متصدیان آموزش بالینی نام‌گذاری شدند. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده از مصاحبه‌های دانشجویان مختلف ضرورت دارد، معاونان آموزشی و استادان دانشگاه به چالش‌های اخلاقی در محیط بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها توجهی خاص مبذول داشته و اقدامات لازم را در زمینه‌ی آشناسازی دانشجویان با مسائل اخلاقی، چگونگی مواجهه با این مسائل و نحوه‌ی تصمیم‌گیری در موقعیت‌های اخلاقی در نظر داشته باشند.

فرزانه زارع، محمد حسین آیتی، محمدرضا شمس اردکانی، محسن باغبانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

یکی از ابزارهای مهم در شناخت و ارزیابی یک ترکیب دارویی و تحلیل محتوای آن، نام دارو است. البته گاه این عنوان‌ها به سبب وجود مشکلاتی که به نوعی آسیب‌شناسی این حوزه تلقی می‌گردد خدشه‌دار می‌‌شوند. این پژوهش با گردآوری و بررسی داروهای مرکب طب سنتی تلاش دارد مشکلات حاضر در نام‌گذاری داروها را شناسایی کند. نام داروهای این پژوهش از سه کتاب عمل صالح، قرابادین کبیر، و قرابادین اعظم گرد آمده است که در زمره قرابادین‌های متأخر طبی بوده و در قرون 12 و 13 هجری نگاشته شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در شیوه نام‌گذاری داروهای مرکب با 5 مشکل عمده مواجه هستیم: (1) وجود چندین نام‌ متفاوت برای دارویی با فرمولاسیون ثابت؛ (2) وجود نام یکسان برای داروهای دارای فرمولاسیون متفاوت؛ (3) نداشتن نام یا بی‌نام بودن برخی داروهای مرکب؛ (4) نامشخص بودن دسته دارویی برخی فرآورده‌ها؛ و (5) آمیختگی موضوع شکل دارویی با روش مصرف، افعال و خواص یا صفات دارو. این بررسی نشان می‌دهد که نام‌گذاری فرآورده‌ها و داروهای سنتی با الگوهای مختلفی انجام پذیرفته و از این رو، دچار تشتت فراوان است که نیازمند توجه و ساماندهی جدی است.

عالیه جهانیان، امیر آغایلی، جمال رضایی اوریمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

قرنطینه‌ در ایران، سابقه‌ای طولانی دارد. گسترش بیماری‌های همه‌گیر، زمینه‌ساز ایجاد تشکیلات قرنطینه در ایران شد. در دوره‌ی قاجاریه، قرنطینه در کانون توجه قرار گرفت و در اواخر قرن نوزدهم، تشکیلات قرنطینه در مرزهای ایران تأسیس شد. بر این اساس، طی سالیان اخیر، پژوهش‌هایی متعدد درباره‌ی قرنطینه انجام گرفته است. هدف از پژوهش حاضر، معرفی و نقد مقاله‌ی «قرنطینه‌های ایران در اواخر دوره‌ی قـاجار و اوایل دوره‌ی پهلوی» اثر مسعود کثیری و مرتضی دهقان‌نژاد است. این پژوهش، مطالعه‌ای تحلیلی‌انتقادی است که با بهره‌گیری از منابع کتـابخانه‌ای به معرفی و ارزیابی مقاله می‌پردازد. مقاله‌ دارای نگارش منسجم ویکپارچه بوده و حاکی از تلاش نویسندگان برای شناساندن مشکلات و موانع اجرای قرنطینه در ایران است. در ساختار مقاله گاهی ارجاع‌دهی‌های نامناسب، اشکالات نگارشی و ابهام در حدود و ثغور دیده می‌شود؛ همچنین، اشاره‌نکردن به تأثیرات جنگ جهانی اول بر شدت بیماری‌های واگیر و قرنطینه و مبهم‌بودن شیوع بیماری‌های واگیر را می‌توان از نقدهای محتوایی و روشی برشمرد. مقاله‌ی نام‌برده، علی‌رغم اینکه توانسته با بررسی قرنطینه در دوره‌ی قاجاریه و پهلوی، مقوله‌ای تازه را به روی پژوهشگران تاریخ پزشکی بگشاید، دچار اشکالاتی ساختاری و محتوایی و روشی است؛ لذا انتظار می‌رود با توجه به اهمیت موضوع نقد در پژوهش‌های علمی و با توجه به تحلیل انجام‌شده درباره‌ی آن مقاله، مطالب پیش رو موجب ارتقاء کیفیت مقالات و اصلاح تولیدات علمی در این حوزه شود.

مجتبی نوروزی، علی اکبر حقدوست، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 امروزه، دانشمندان بر این باورند که پزشکی دقیق با استفاده از فناوری‌های پیچیده و اطلاعات به‌دست‌آمده از ژنتیک مولکولی، می‌تواند با بیماری‌های پیچیده مقابله کند و عدالت در سلامت را فراهم آورد. با درنظرگرفتن اصول اخلاق پزشکی، به‌کارگیری پزشکی دقیق با چالش‌های اخلاقی جدیدی روبه‌رو خواهد شد. این مقاله، با رویکرد اصول‌گرایی، به طرح موضوع عدالت و برخی چالش‌های اخلاقی پزشکی دقیق می‌پردازد؛ چراکه برای بهره‌مندی از مزایای پزشکی دقیق نیاز است، ضمن شناسایی چالش‌ها، چهارچوب اخلاقی متناسب با آن تدوین شود. نحوه‌ی اشتراک‌گذاری و دسترسی به اطلاعات به‌دست‌آمده از پزشکی دقیق می‌تواند آینده‌ی شغلی، انتخاب همسر و نوع بیمه‌ی سلامت افراد را تحت‌ تأثیر قرار دهد؛ همچنین، حفظ حریم خصوصی و استقلال افراد، از چالش‌های اخلاقی مهم در پزشکی دقیق است؛ زیرا درباره‌ی امنیت داده‌ها و نحوه‌ی دسترسی به آن‌ها اطمینان کامل وجود نخواهد داشت. در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، منافع پزشکی دقیق با توجه ‌به طراحی مطالعات و فناوری‌های گران و پیچیده، به برخی گروه‌ها محدود خواهد شد و نابرابری در عدالت را تشدید خواهد کرد؛ اما در بلندمدت، با دسترسی آسان و ارزان‌شدن فناوری‌ها، انباشت هزینههای درمانی در طول عمر کاهش می‌یابد و عدالت در بین کشورها و همچنین، درون آن‌ها برقرار خواهد شد.

آرمان لطیفی، سید صادق حسینی، سارا رحیمی، وحید رحمانی، دکتر عاطفه اسفندیاری، هدایت سالاری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

تعهد حرفه‌ای، مجموعه‌ای از نگرش‌ها، ارزش‌ها، رفتارها و روابطی است که به‌عنوان پایه و اساس قرارداد یک متخصص سلامت با جامعه عمل می‌کند. مطالعه‌ی حاضر، با هدف تعیین نگرش دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر به تعهد حرفه‌ای، در سال 1401 انجام شد. جامعه‌ی پژوهش این مطالعه‌ی توصیفی، شامل 254 نفر از دانشجویان سه سال آخر دانشکده‌ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر بود که با سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار بررسی، پرسش‌نامه‌ی استاندارد نگرش به تعهد حرفه‌ای پزشکان بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 25 تجزیه و تحلیل شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های توصیفی، آزمون همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی و آزمون من ویتنی استفاده شد. میانگین و انحراف معیار سن دانشجویان شرکت‌کننده در مطالعه برابر با 25/2±69/24 سال بود. میانگین و انحراف معیار نمره‌ی نگرش به تعهد حرفه‌ای در دانشجویان شرکت‌کننده در پژوهش برابر با 72/12±12/67 از 100 به دست آمد. بین متغیرهای سن و ترم تحصیلی و سابقه‌ی شرکت در دوره‌های آموزشی مرتبط با اخلاق حرفه‌ای با میانگین نمره‌ی نگرش، ارتباط آماری معنی‌دار وجود داشت (01/0P=)؛ اما بین جنسیت و نمره‌ی نگرش به تعهد حرفه‌ای ارتباط معنادار آماری وجود نداشت (05/0P>). مراکز آموزشی و استادان آن، به‌عنوان اثرگذارترین نیروها بر شکل‌دهی اخلاق دانشجویان، باید برنامه‌ی آموزشی را بر اساس آموزش و الگوسازی در زمینه‌ی حرفه‌ای‌گری پزشکی، با درنظرگرفتن نیازهای حرفه‌ای، بازنگری و به‌خوبی اجرا کنند.

مجتبی پارسا،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 اصطلاح خودارجاعی پزشک، بدان معناست که پزشک، بیمار را به تسهیلاتی که خود در آن‌ها نفع مالی دارد، ارجاع دهد و به دو شکلِ در محل طبابت و خارج از محل طبابت صورت می‌گیرد. نوشتار حاضر، مطالعه‌‌ای مروری غیرنظام‌مند است که جنبه‌های اخلاقی خودارجاعی را بررسی می‌کند. درباره‌ی خودارجاعی، نظرات موافق و مخالف وجود دارد. موافقان معتقدند، این امر با ایجاد فضای رقابتی، موجب کاهش هزینه‌ها و افزایش میل به سرمایه‌گذاری در خدمات سلامت، خصوصاً در مناطق محروم می‌شود؛ همچنین، هم برای پزشک و هم برای بیماران (از طریق کاهش هزینه‌ها) منافع مالی به دنبال دارد و موجب دسترسی راحت‌تر و باکیفیت‌تر بیماران به خدمات سلامت می‌شود؛ اما مخالفان خودارجاعی به استناد مطالعات متعدد انجام‌شده معتقدند، این پدیده به استفاده‌ی بیش‌ازحد و غیرضروری از خدمات مراقبت سلامت و در نتیجه افزایش هزینه‌ها، کاهش کیفیت خدمات ارائه‌شده و به‌مخاطره‌افتادن ایمنی و سلامتی بیمار منجر خواهد شد. در برخی کشورها، مثل ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، راهنمای اخلاقی مبنی بر غیراخلاقی‌بودن خودارجاعی پزشکان یا لزوم آشکارسازی درباره‌ی آن و نیز مقررات برای مقابله با آن وجود دارد.

هما صادقی اول شهر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

آموزش مؤثر پزشکی، مستلزم پرورش حرفه‌ای‌گرایی، استدلال اخلاقی، مهارت‌های ارتباطی و همدلی است. روش‌های سنتی، اغلب نمی‌توانند به اندازه‌ی کافی به این موضوع بپردازند؛ ازاین‌رو، به رویکردهای ساختارمندتر برای توسعه‌ی حرفه‌ای نیاز است. یادگیری مبتنی بر بازاندیشی، با تأکید بر خودتحلیلی و تفکر نقاد، راهبردی امیدوارکننده را ارائه می‌دهد. این مطالعه از نوع مروری است و برای جمع‌آوری اطلاعات، شواهد مرتبط با واژگان کلیدی آموزش، بازاندیشی، حرفه‌ای‌گرایی، رفتار حرفه‌ای و دانشجویان پزشکی، در فاصله‌ی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴، در پایگاه‌های اطلاعاتی  Web of Science, PubMed, Scopusو Google Scolar جست‌وجو و در نهایت، هجده مقاله‌ی مرتبط انتخاب شدند. پس از بررسی مقالات از لحاظ نوع، تمرکز و پیامدهای مفهومی، رویکردهای مختلف به بازاندیشی در آموزش حرفه‌گرایی، تحلیل و طبقه‌بندی شدند. متون بررسی‌شده، با ترسیم رویکردی چندوجهی به بازاندیشی در آموزش پزشکی، بر اهمیت ادغام بازاندیشی در محیط یادگیری بالینی و برنامه‌ی درسی تأکید می‌کنند. به‌طور خلاصه، این رویکردها عبارت‌اند از: بازاندیشی متنی، پیوند بازاندیشیها به تجربیات بالینی خاص، استفاده از چهارچوبهای ساختاریافته مانند چرخه‌ی گیبس برای هدایت بازاندیشی، بحثهای تسهیلشده و بازخورد همتایان از طریق ایجاد محیطهایی برای یادگیری مشترک، نقد همتایان و راهنمایی و ادغام بازاندیشی در برنامه‌ی درسی، بهنحویکه آن را بهعنوان جنبهای مداوم و ارزیابیشده از یادگیری تبدیل کند. یافته‌ها حاکی از آن است که رویکرد آموزشی مبتنی بر کاربرد عملی و یادگیری تجربی، با فرصت‌هایی برای تعامل با همسالان و بازاندیشی ساختاریافته و ادغام بازاندیشی در برنامه‌ی درسی، به بهبود درک دانشجویان از رفتار حرفه‌ای منجر می‌شود. بهبود مهارت‌های ارتباطی، استدلال اخلاقی، همدلی و خودآگاهی از نتایج پیش‌بینی‌شده است که در نهایت، به بهبود کیفیت مراقبت از بیمار و قوی‌ترشدن نیروی کار پزشکی منتج می‌شود. روش توصیف‌شده، برای یادگیری مبتنی بر بازاندیشی در آموزش پزشکی، راهبردی جامع برای توسعه‌ی رفتار حرفه‌ای ارائه می‌دهد. این رویکرد از گنجاندن فعال بازاندیشی در فعالیت‌های یادگیری بالینی، استفاده از چهارچوب‌های ساختاریافته و ارائه‌ی فرصت‌هایی برای پشتیبانی همتایان و استادان حمایت می‌کند. در آینده،‌ برای ارزیابی دقیق تأثیر این راهکار‌های ترکیبی بر رشد حرفه‌ای دانشجویان پزشکی، بررسی پیوندهای بین فعالیت‌های بازاندیشی خاص و پیشرفت‌های ملموس در مهارت‌ها و رفتارهای بالینی، به تحقیقات بیشتری نیاز است.

عبدالحسن کاظمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

مجله‌ها شروع به انتشار مقالاتی کرده‌اند که در آن‌ها از ربات‌های چت مانند Bard و Bing وChatGPT  استفاده شده است؛ به‌طوری‌که برخی مجلات، چت‌بات‌ها را به‌عنوان نویسندگان مشترک، فهرست می‌کنند؛ اما خروجی چت‌بات‌ها، در حال حاضر، خطراتی چون: سوگیری‌ها، تحریف‌ها، مطالب غیرمرتبط، ارائه‌ی نادرست و سرقت ادبی دارند که بسیاری از آن‌ها، ناشی از الگوریتم‌های حاکم بر تولید آن‌ها هستند و به‌شدت به محتوای مواد استفاده‌شده در آموزش آن نرم‌افزار هوش مصنوعی وابسته‌اند. مجموع نظرات و بیانیه‌های مراجع بین‌المللی چون: کمیته‌ی اخلاق نشر (COPE)، کمیته‌ی بین‌المللی ویراستاران مجلات پزشکی (ICMJE)، انجمن جهانی سردبیران پزشکی (WAME)، شورای سازمان‌های بین‌المللی علوم پزشکی (CIOMS) حاوی نکات مشترک ذیل هستند:
- فقط انسان‌ها می‌توانند نویسنده باشند.
- نویسندگان باید منابع مطالب خود را بدانند.
- نویسندگان باید مسئولیت عمومی کار خود را بپذیرند.
- ویراستاران و داوران باید برای نویسندگان و یکدیگر، هرگونه استفاده از ربات‌های گفت‌وگو را در ارزیابی نسخه‌ی خطی و تولید نقدها و مکاتبات مشخص کنند.
- ویراستاران برای مقابله با تأثیرات چت‌بات‌ها بر انتشار، به ابزارهای دیجیتالی مناسب نیازمندند.
علاوه‌براین، این ویرایش تصدیق می‌کند که چت‌بات‌ها برای انجام‌دادن عملکردهای مختلف در نشریات علمی استفاده می‌شوند. چت‌ربات‌ها نمی‌توانند نویسنده باشند. اگرچه وضعیت حقوقی یک نویسنده از کشوری به کشور دیگر متفاوت است، در اکثر حوزه‌های قضایی، نویسنده باید شخصی حقوقی باشد. چت‌بات‌ها معیارهای تألیف کمیته‌ی بین‌المللی ویراستاران مجلات پزشکی را برآورده نمی‌کنند، به‌ویژه اینکه نمی‌توانند بعضی امور را ارزیابی کنند؛ اموری چون: تأیید نهایی نسخه‌ای که باید منتشر شود؛ مسئولبودن برای تمام جنبه‌های کار در حصول اطمینان از اینکه سؤالات مرتبط هستند، بهدقت یا یکپارچگی هر بخشی از کار بهطور مناسب بررسی و حل میشود.هیچ ابزار هوش مصنوعی نمی‌تواند بیانیه‌ی تضاد منافع را درک کند و وجهه‌ی قانونی امضای بیانیه را ندارد. چت‌بات‌ها مستقل از توسعه‌دهندگان خود، وابستگی ندارند. ازآنجاکه نویسندگانی که یک سخه‌ی خطی را ارسال می‌کنند، باید اطمینان حاصل کنند، همه‌ی کسانی که به‌عنوان نویسنده نام‌گذاری شده‌اند، معیارهای تألیف را دارند، ربات‌های گفت‌وگو نمی‌توانند به‌عنوان نویسنده گنجانده شوند. نویسندگان باید هنگام استفاده از چت‌بات‌ها شفاف باشند و اطلاعاتی را درباره‌ی نحوه‌ی استفاده از آ‌ن‌ها ارائه دهند. میزان و نوع استفاده از چت‌بات‌ها در نشریات و مجلات باید مشخص شود. این درخواست با توصیه‌ی کمیته‌ی بین‌المللی ویراستاران مجلات پزشکی، مبنی بر تأیید کمک نوشتاری و ارائه‌ی اطلاعات دقیق درباره‌ی نحوه‌ی انجام‌دادن مطالعه و نتایج تولیدشده در روش‌ها مطابقت دارد. نویسندگانی که مقاله‌ای را ارسال می‌کنند که در آن از یک ربات چت/ AIبرای پیش‌نویس متن جدید استفاده شده است، باید در قدردانی، به چنین استفاده‌ای اشاره کنند. همه‌ی اعلان‌های استفاده‌شده برای تولید متن جدید یا تبدیل متن یا درخواست‌های متنی به جداول یا تصاویر باید مشخص شوند. هنگامی که برای انجام‌دادن یا تولید کار تحلیلی، کمک به گزارش نتایج (مانند تولید جدول‌ها یا شکل‌ها) یا نوشتن کدهای کامپیوتری، از یک ابزار هوش مصنوعی مانند ربات چت استفاده می‌شود، باید در متن مقاله ذکر شود. در هر دو بخش چکیده و روش، به‌منظور فراهم‌کردن امکان بررسی دقیق علمی نظیر تکرار و شناسایی جعل، باید اعلان کامل استفاده‌شده برای تولید نتایج تحقیق، زمان و تاریخ پرس‌وجو و ابزار هوش مصنوعی به‌کاررفته و نسخه‌ی آن ارائه شود. ویراستاران و داوران همتا باید برای نویسندگان و یکدیگر، هرگونه استفاده از ربات‌های گفت‌وگو را در ارزیابی نسخه‌های خطی و تولید نظرات و مکاتبات مشخص کنند. اگر آن‌ها از چت‌بات‌ها در ارتباطات خود با نویسندگان و یکدیگر استفاده می‌کنند، باید نحوه‌ی استفاده از آن‌ها را توضیح دهند. ویراستاران و داوران، مسئول هرگونه محتوا و نقل‌قول تولیدشده توسط ربات/ چت هستند. آنان باید توجه داشته باشند که چت‌بات‌ها درخواست‌هایی را که به آن‌ها داده می‌شود، ازجمله محتوای دست‌نوشته را حفظ می‌کنند و ارائه‌ی دست‌نوشته‌ی نویسنده به یک ربات چت، محرمانه‌بودن دست‌نوشته‌ی ارسال‌شده را نقض می‌کند. ویراستاران به ابزارهای مناسب برای کمک به شناسایی محتوای تولیدشده یا تغییریافته توسط هوش مصنوعی نیاز دارند. چنین ابزارهایی باید بدون توجه به توانایی پرداخت هزینه برای آن‌ها، به نفع علم و عموم مردم و برای کمک به اطمینان از یکپارچگی اطلاعات مراقبت‌های بهداشتی و کاهش خطر پیامدهای نامطلوب سلامت، در دسترس ویراستاران قرار گیرد. بسیاری از سردبیران مجلات پزشکی از رویکردهای ارزیابی دست‌نوشته استفاده می‌کنند که برای مقابله با هوش مصنوعی طراحی نشده‌اند. در حال حاضر، افراد در انتشارات علمی می‌توانند از چت‌بات‌ها برای اموری چون: کارهای ساده‌ی پردازش کلمه (مشابه با نرم‌افزار واژه‌پردازی و بررسی دستور زبان و توسعه‌ی آن)، تولید ایده‌ها و متن و محتوای اساسی پژوهش استفاده کنند.

سعید بیرودیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

تعارض منافع، ازجمله موضوعات بسیار مهم و بحث‌برانگیز در حوزه‌ی اخلاق پزشکی است که می‌تواند بر کیفیت خدمات درمانی و اعتماد بیماران اثر بگذارد. ازآنجاکه ممکن است منافع مالی یا غیرمالی در مواقعی بر تصمیمات بالینی گروه پزشکی اثر بگذارد، این موضوع نیازمند توجه جدی است. «راهنمای عمومی اخلاق حرفه‌ای سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران»، به‌عنوان مرجعی معتبر، به بررسی این چالش و ارائه‌ی راهکارهایی برای مدیریت آن پرداخته است. این مطالعه به‌صورت مروری و با تحلیل اسناد و راهنمای اخلاق حرفه‌ای سازمان نظام پزشکی و منشور حقوق جامعه‌ی پزشکی ایران انجام شد؛ همچنین، مقالات علمی و پژوهش‌های مرتبط با تعارض منافع نیز بررسی و داده‌ها از منابع معتبر و به‌روز، جمع‌آوری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد، تعارض منافع می‌تواند از اعتماد بیماران به پزشکان و کیفیت خدمات درمانی بکاهد. این موضوع به‌ویژه در مواقعی که بیماران احساس کنند، پزشک به‌جای منافع آن‌ها، تنها به منافع شخصی خود توجه دارد، برجسته‌تر می‌شود. پزشکان باید با شفافیت در ارتباط‌های مالی و حرفه‌ای خود، از بروز این تعارض‌ها جلوگیری کنند. «راهنمای اخلاق حرفه‌ای سازمان نظام پزشکی» و نیز «منشور حقوق جامعه‌ی پزشکی ایران» اصولی را برای مدیریت این تعارض‌ها و ایجاد نوعی تعادل میان حق و تکلیف پزشکان، ازجمله نیاز به افشای اطلاعات مالی و ارتباط با صنایع دارویی ارائه می‌دهند؛ همچنین، برگزاری دوره‌های آموزشی برای پزشکان در زمینه‌ی اخلاق حرفه‌ای و تعارض منافع می‌تواند به افزایش آگاهی و کاهش این مشکلات کمک کند. مدیریت تعارض منافع، از طریق پیروی از مفاد راهنمای عمومی اخلاق حرفه‌ای می‌تواند به بهبود روابط پزشک و بیمار و در نهایت، ارتقاء کیفیت خدمات درمانی کمک کند. ضروری است که پزشکان و بیماران، به این موضوع توجه و از اصول اخلاقی پیروی کنند تا از بروز تعارض‌ها و مشکلات ناشی از آن جلوگیری شود.

مصطفی قاسم پور، عباس داداش زاده، مجید پورعبدالله، فضه حسینی لیلاب،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

حساسیت اخلاقی، یکی از ویژگی‌های حیاتی برای کارکنان اورژانس پیش‌بیمارستانی است که بر روی فرایندهای تصمیم‌گیری اخلاقی آن‌ها و مراقبتی که در مواقع اضطراری و اغلب پیچیده، به بیماران ارائه می‌دهند، اثر می‌گذارد. حساسیت اخلاقی، به‌عنوان توانایی افراد در شناسایی معضلات اخلاقی و درک پیامدهای آن‌ها تعریف می‌شود. حساسیت اخلاقی می‌تواند کارکنان را قادر سازد تا در چالش‌هایی مانند منابع محدود و وضعیت حاد بیمار، سریع و مستقل تصمیم‌گیری کنند. این مطالعه با هدف ارزیابی سطح حساسیت اخلاقی در بین تکنسین‌های فوریت‌های پزشکی (EMTs) و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آن، طراحی و انجام شد. این مطالعه‌ی مقطعی در سال 1402، با شرکت 245 نفر از تکنسین‌های فوریت‌های پزشکی (EMTs) که به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شده بودند، انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ی حساسیت اخلاقی (MSQ) جمع‌آوری و با استفاده از آزمون‌های هم‌بستگی و تحلیل رگرسیون، تجزیه و تحلیل شدند. این مطالعه نشان داد، میانگین نمره‌ی حساسیت اخلاقی در بین شرکت‌کنندگان (39.45±7.13) در سطح متوسط تا بالا قرار داشت؛ همچنین نتایج نشان داد، بین حساسیت اخلاقی و برخی مشخصات فردی‌اجتماعی و حرفه‌ای، با سابقه‌ی کار، به‌عنوان عاملی تعیین‌کننده، هم‌بستگی معنی‌داری وجود دارد (P<0.001). تجزیه و تحلیل رگرسیون، تجربه‌ی کاری (B=0.08 , P<0.001)  را به‌عنوان یک پیش‌بینی قوی برجسته کرد که نشان می‌دهد، افزایش مواجهه با چالش‌های بالینی و اخلاقی در طول زمان، حساسیت اخلاقی را افزایش می‌دهد. بهبود حساسیت اخلاقی در بین کارکنان اورژانس پیش‌بیمارستانی، گامی حیاتی به‌منظور افزایش توانایی آن‌ها در شناسایی چالش‌های اخلاقی پیچیده و ارائه‌ی مراقبت‌های باکیفیت برای بیمار است. با توجه به نیازهای منحصربه‌فرد کارکنان در موقعیت‌های اضطراری، مانند زمان محدود برای تصمیم‌گیری، محدودیت منابع و نیاز به اقدام فوری، تجهیز آنان به ابزارهایی برای تشخیص و رسیدگی به معضلات اخلاقی ضروری است. اجرای برنامه‌های آموزشی جامع، با تمرکز بر آگاهی اخلاقی و استدلال اخلاقی، می‌تواند تکنسین‌های فوریت‌های پزشکی را برای تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر و همدلانه‌تر توانمندتر کند؛ علاوه‌براین، پرورش فرهنگ سازمانی حمایتی که عملکرد اخلاقی را در اولویت قرار می‌دهد و آموزش مداوم را ارائه می‌دهد، می‌تواند اعتماد و شایستگی آن‌ها را در مدیریت موقعیت‌های حساس اخلاقی بیشتر تقویت کند.

مجتبی پارسا،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

زیرمیزی پولی است که پزشک، خارج از تعرفه‌ی مصوب و تعیین‌شده برای ارائه‌ی خدمات پزشکی (معمولاً عمل جراحی) از بیمار مطالبه و دریافت می‌کند. در این مطالعه جنبه‌های اخلاقی و حقوقی و فقهی این پدیده که در بین برخی پزشکان رواج یافته، بررسی شده است. این مطالعه‌ی کیفی، ماحصل مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با هفده نفر از صاحب‌نظران رشته‌های فقه، حقوق، اخلاق حرفه‌ای، فلسفه‌ی اخلاق، اخلاق پزشکی، اقتصاد سلامت و روان‌شناسی اجتماعی است که با روش تحلیل محتوای مرسوم تحلیل و بررسی شده؛ همچنین، از یازده نفر از مراجع عظام، شامل حضرات آیات خامنه‌ای، نوری همدانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، شبیری زنجانی، موسوی اردبیلی، سیستانی، شاهرودی، علوی گرگانی، جعفر سبحانی و یثربی استفتا شده است. در نتایج به‌دست‌آمده از مصاحبه‌ها با صاحب‌نظران، به دریافت زیرمیزی از جنبه‌هایی مانند درنظرنگرفتن مصالح بیماران و ضرررساندن به آن‌ها، به‌خصوص به بیماران فقیر، خدشه در عنصر اعتماد بین پزشک و بیمار، خلاف قوانین و مصالح جاری کشور بودن، ترویج بی‌قانونی، خلاف تعهدات پزشکی و اخلاقی پزشک بودن، اجبار یا اکراه بیمار در پرداخت زیرمیزی، نبودن دریافت یا پرداخت زیرمیزی تحت لوای عقود شرعی، خدشه وارد شده است. به‌علاوه ذکر شد، پزشکی حرفه‌ای (Profession) است که در آن باید منافع بیماران بر پزشکان اولویت داده شود که در اینجا، این موضوع نقض شده است؛ همچنین، در استفتا از مراجع عظام، اکثر قریب به اتفاق آنان، به‌خصوص مراجعی که دیدگاه حکومتی داشتند، این امر را جایز ندانستند و بعضاً دریافت چنین پولی را حرام دانستند. دریافت زیرمیزی به لحاظ اخلاقی و حقوقی و فقهی محل اشکال جدی و بعضاً حرام است. ممکن است، پرداخت زیرمیزی از جانب بیمار به خاطر اجبار به پرداخت آن، اشکالی نداشته باشد، اما دریافت آن از جانب پزشک حتماً اشکال دارد.

رسول اسمعلی پور، نرگس دستمالچی، خلیل حاجی اصغرزاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

موضوع و هدف این مقاله، بررسی جدید‌ترین ملاحظات اخلاق زیستی مرتبط با کاربرد سلول‌های بنیادی در پژوهش‌ و بالین است. فناوری سلول‌های بنیادی و پزشکی بازساختی، حوزه‌ای میان‌رشته‌ای است که با بهره‌گیری از علوم مختلف، سعی در تولید و ترمیم بافت‌ها و درمان بیماری‌ها با روش‌های مبتنی بر سلول‌های بنیادی دارد. با پیشرفت‌های اخیر در علم زیست‌پزشکی و توانمندی‌های بی‌نظیر سلول‌های بنیادی در درمان بیماری‌ها، توجه به ابعاد اخلاقی این فناوری، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. این تحقیق مروری، پس از معرفی اجمالی فناوری سلول‌های بنیادی، چالش‌های اخلاقی ازجمله: توجیهات لازم برای استفاده از سلول‌های بنیادی، حقایق مربوط به رضایت آگاهانه‌ی بیماران، حفظ کرامت انسانی و تأثیرات اجتماعی و فرهنگی ناشی از استفاده از این سلول‌ها را ارائه داده است. افزایش کاربرد روش‌های درمانی که کارآیی برخی از آن‌ها اثبات نشده و مراحل لازم را نیز طی نکرده‌اند، همچنین، عرضه‌ی مستقیم محصولات تولیدی در مراحل پیش‌بالینی به مصرف‌کننده در بازار باعث شده است، ملاحظات اخلاقی استفاده از سلول‌های بنیادی اهمیتی روزافزون پیدا کند. از طرفی، استفاده‌ی غیراصولی از این سلول‌ها ممکن است، باعث ایجاد بیماری‌هایی مانند سرطان یا گرفتگی عروقی شوند و مشکلی به مشکلات بیمار اضافه کنند. یافته‌ها مؤید این امر است که تطبیق قوانین و مقررات موجود با ملاحظات اخلاقی و پیشنهادهایی برای بهبود استانداردهای اخلاقی در پژوهش‌های بالینی، با سلول‌های بنیادی مدّنظر پژوهشگران و سازمان‌های ذی‌ربط، مرتبط است. نتایج این پژوهش، می‌تواند به راهنمایی پژوهشگران و سیاست‌گذاران در برنامه‌ریزی زمینه‌های اخلاقی تحقیق کمک کند و در پی آن، به ارتقاء کیفیت و ایمنی پژوهش‌های بالینی در حیطه‌های سلول‌درمانی و پزشکی بازساختی منجر گردد.

سعید بیرودیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

نظارت بر پژوهش‌های علمی، به‌ویژه در حوزه‌های پزشکی و سلامت، از یک‌ سو نقشی کلیدی در تضمین رعایت اصول اخلاقی و قانونی در پژوهش و از سوی دیگر، ارتقا و صحت نتایج حاصله دارد؛ نتایجی که مستقیماً با سلامت انسان‌ها مرتبط است. با توجه به افزایش روزافزون طرح‌های دانش‌بنیان و فناورانه و اهمیت اخلاق در پژوهش، کارگروه‌های اخلاق در پژوهش، به‌عنوان نهادهایی مستقل و معتبر، مسئولیت بررسی و نظارت بر این طرح‌ها را بر عهده دارند. این مقاله به بررسی اهمیت، چگونگی و تأثیر این نظارت بر کیفیت و اعتبار پژوهش‌های علمی در حوزه‌ی طرح‌های دانش‌بنیان می‌پردازد. این مطالعه به‌صورت مروری و با جمع‌آوری داده‌ها از دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌های اخلاق در پژوهش‌های زیست‌پزشکی موجود در سامانه‌ی کمیته‌ی ملی اخلاق در پژوهش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی انجام شده است؛ همچنین، اطلاعات از طریق بررسی مقالات علمی و پژوهش‌های مرتبط با نظارت کارگروه‌ها بر طرح‌های مصوب از منابع معتبر و به‌روز جمع‌آوری و تحلیل شده‌اند. نتایج این تحقیق نشان داد، نظارت کارگروه‌های اخلاق بر طرح‌های دانش‌بنیان، باید با حساسیت بیشتر به سایر طرح‌ها و بر مبنای توجه به ملاحظات اخلاقی مقبول و تعهدشده در طرح‌نامه صورت گیرد و در این صورت است که به‌طور درخور توجهی، به بهبود کیفیت پژوهش‌ها و کاهش تخلفات اخلاقی کمک خواهد کرد. وجود نظارت کارگروه‌های اخلاق، انگیزه‌ی بیشتری در پژوهشگران برای رعایت اصول اخلاقی در پژوهش‌ها ایجاد می‌کند؛ همچنین، کارگروه‌ها می‌توانند با ارائه‌ی مشاوره و آموزش‌های لازم، به پژوهشگران برای طراحی طرح‌های پژوهشی دانش‌بنیان و باکیفیت کمک کنند. نظارت مؤثر کارگروه‌های اخلاق در پژوهش می‌تواند به ارتقاء کیفیت و اعتبار پژوهش‌های علمی، به‌ویژه در حوزه‌ی فناوری‌های نوین و طرح‌های دانش‌بنیان یاری رساند. این نظارت نه‌تنها به کاهش تخلفات اخلاقی می‌انجامد، بلکه باعث افزایش اعتماد عمومی به نتایج پژوهش‌ها نیز می‌شود. پیشنهاد می‌شود که کارگروه‌های اخلاق به تقویت آموزش‌های اخلاقی و افزایش آگاهی پژوهشگران ادامه دهند؛ همچنین، سازوکارهای نظارتی خود را بهبود بخشند تا بهبود مستمر در این حوزه حاصل شود.

فاطمه رحیمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

ویزیت از راه دور، فناوری نوینی در حوزه‌ی پزشکی است که امکان ارائه‌ی خدمات مراقبتی‌درمانی از راه دور را فراهم می‌کند و پتانسیل فراوانی برای بهبود دسترسی، کاهش هزینه‌ها و افزایش رضایت بیماران دارد. با وجود این مزایا، نگرانی‌هایی درباره‌ی پیروی‌نکردن نیروهای درمانی از پروتکل‌های ویزیت از راه دور و پیامدهای ناگوار آن در زمینه‌ی ایمنی بیمار، حریم خصوصی و کیفیت خدمات وجود دارد. در این مقاله، به اهمیت ایجاد پروتکل‌های ویزیت از راه دور و پایش استفاده از آن پرداخته شده است. برای اجرای مؤثر ویزیت از راه دور، باید ملاحظاتی در سه مرحله، در کانون توجه قرار گیرد: پیش از ویزیت، هنگام ویزیت و پس از آن. اطمینان حاصل‌کردن از مناسب‌بودن این نوع ویزیت برای بیمار با توجه به وضعیت او، شکل‌گیری رابطه‌ی پزشک و بیمار بر اساس اعتماد متقابل و احترام، اخذ رضایت آگاهانه از بیمار، هماهنگی میان ارائه‌دهندگان خدمات مراقبتی‌درمانی و توجه به تفاوت‌های فرهنگی و زبانی، برخی از مهم‌ترین ملاحظاتی هستند که رعایت آن‌ها در مرحله‌ی پیش از ویزیت، ضروری است. مدیریت محیط فیزیکی و تجهیزات آن، نظیر اینترنت پرسرعت و دوربین باکیفیت و مستندسازی کامل و شفاف از فرایند ویزیت نیز، از ملاحظات هنگام ویزیت است. پس از ویزیت نیز، ارزیابی تجربه‌ی بیمار و رفع مشکلات احتمالی می‌تواند به بهبود خدمات کمک کند. چالش‌های فنی، مانند تهدیدهای حریم خصوصی و نیاز به ابزارهای رمزگذاری قوی، هزینه‌های اولیه‌ی بالا و ضرورت شفافیت مالی و بیمه‌ای، از دیگر مسائلی است که باید به آن توجه شود؛ همچنین، آموزش مداوم پزشکان و بیماران و درنظرگرفتن نیازهای افراد دارای معلولیت، از الزامات این فناوری است. در نهایت باید اذعان داشت، تدوین دستورالعمل‌های جامع، تطبیق با استانداردهای بین‌المللی و نظارت مداوم می‌تواند ویزیت از راه دور را به ابزاری مؤثر و پایدار در نظام مراقبتی‌درمانی یک کشور تبدیل سازد و در ارتقاء سلامت عمومی، نقشی مهم ایفا کند.

هومن حیدری، شکیلا بل کافه، محمدرضا دین محمدی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

سلامت از راه دور (Telehealth) به‌عنوان روشی نوین در ارائه‌ی خدمات سلامتی، به‌سرعت در حال گسترش است؛ این روش، به‌ویژه در دوران همه‌گیری کرونا، امکانات جدیدی را برای دسترسی به مراقبت‌های سلامتی فراهم و به کاهش هزینه‌ها کمک کرده است؛ بااین‌حال، گسترش این پدیده، چالش‌های قانونی و اخلاقی بسیاری را به همراه داشته است که به بررسی دقیق نیاز دارند. در این مطالعه‌ی مروری، از کلیدواژه‌های پزشکی از راه دور، سلامت از راه دور، چالش‌های اخلاقی، چالش‌های قانونی و نظام سلامت برای جست‌وجو در پایگاه‌های علمی  PubMed, Scopus, CINAHL و Google Scholar استفاده شد. مقالات فارسی و انگلیسی منتشرشده در بازه‌ی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ انتخاب شدند. مقالات پژوهشی، مرورهای نظام‌مند و گزارش‌های موردی که به بررسی چالش‌های قانونی و اخلاقی در حوزه‌ی سلامت از راه دور پرداخته بودند، وارد بررسی شدند. پس از جست‌وجو و انتخاب اولیه، مقالات با استفاده از معیارهای کیفیت و اعتبار علمی ارزیابی شدند و در نهایت، مقالات منتخب برای تحلیل نهایی جمع‌آوری شدند. سلامت از راه دور، با چالش‌های متعددی مواجه است که به توجه ویژه نیاز دارند. یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌ها، حریم خصوصی و حفاظت از داده‌هاست؛ زیرا تبادل اطلاعات حساس بیماران می‌تواند تهدیداتی برای محرمانگی ایجاد کند و رعایت قوانین حفاظت از داده‌ها و تدابیر امنیتی برای حفظ اعتماد بیماران ضروری است؛ همچنین، رضایت آگاهانه‌ی بیماران از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ بیماران باید به‌طور کامل، درباره‌ی خطرات و مزایای این خدمات مطلع شوند و فرایندهای رضایت آگاهانه باید با شیوه‌های پزشکی از راه دور تطبیق یابند؛ افزون‌براین، درحالی‌که سلامت از راه دور می‌تواند دسترسی به خدمات سلامتی را بهبود بخشد، ممکن است نابرابری‌های موجود را تشدید کند؛ بنابراین، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ارتباطی و برنامه‌های سواد دیجیتال برای اطمینان از دسترسی عادلانه به خدمات، ضروری است. سلامت از راه دور با وجود چالش‌های قانونی و اخلاقی، مزایایی چشمگیر مانند راحتی و بهبود هماهنگی مراقبت‌ها را ارائه می‌دهد. برای افزایش این مزایا، ضروری است که به چالش‌های اشاره‌شده به‌طور ویژه توجه شود. همکاری بین سیاست‌گذاران و ارائه‌دهندگان خدمات سلامت برای توسعه‌ی دستورالعمل‌ها و مقررات جامع، کلید موفقیت در این حوزه است. این مطالعه بر اهمیت پرداختن به چالش‌های موجود و بهبود شیوه‌های سلامت از راه دور تأکید دارد تا از ارائه‌ی خدمات سلامتی ایمن و عادلانه اطمینان حاصل شود.

امین آرمان، مینا مبشر، محمد امینی زاده،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

تصمیم‌گیری درباره‌ی ادامه‌دادن یا قطع‌کردن درمان‌های طولانی‌کننده‌ی حیات برای بیماران انتهایی که از نظر پزشکی معالجه‌ناشدنی‌‌اند، از چالش‌برانگیزترین موضوعات در نظام سلامت است. وصیت پزشکی بیمار، یکی از راهکارهایی است که در این باره، در دنیا مطرح شده است. بیمار در موقعیتی که هنوز ظرفیت تصمیم‌گیری دارد، نظرات خود را درباره‌ی نحوه‌ی ادامه‌دادن درمان‌های طولانی‌کننده‌ی حیات ثبت می‌کند. ثبت وصیت پزشکی، به لحاظ اخلاقی می‌تواند با دیدگاه اصول‌گرایی، احترام به حق استقلال فردی بیمار و ارزیابی منافع و مضرات ارائه‌ی این خدمات، توجیه‌پذیر باشد؛ لیکن همواره اعتقادات و باورهای مذهبی بیماران و وابستگان و درمانگران بر این موضوع اثرگذار است. از منظر دین مبین اسلام، حفظ حیات انسان، مبنای بسیاری از تصمیم‌سازی‌ها درباره‌ی این‌ موضوع است. قواعد فقهی و حقوقی متعددی، همچون: قاعده‌ی تسلیط و اذن در تصرف، قواعد نهی از القاء در مهلکه، حرمت قتل نفس، قاعده‌ی لاضرر و قاعده‌ی وجوب دفع ضرر از یک طرف و توجه به مفهوم حیات غیرمستقرّه در ماده‌ی ۳۷۲ قانون مجازات اسلامی و قواعد حرج و لاضرر و نیز توجه به قاعده‌ی حرمت امور لغو و لعبی از طرف دیگر، می‌تواند به تصمیم‌هایی متفاوت درباره‌ی ادامه‌دادن یا قطع‌کردن درمان‌های طولانی‌کننده‌ی حیات بینجامد؛ بااین‌حال، با توجه به انواع وصیت در فقه اسلامی، طبق عقد صلح، ثبت درخواست بیمار برای چگونگی ادامه‌دادن درمان امکان‌پذیر است. این مطالعه نشان داد، کاربرد وصیت پزشکی در نظام سلامت ایران نیازمند واکاوی دقیق‌تر مبانی اخلاقی و حقوقی و شرعی است.
مه سیما عبدلی، حمیدرضا نمازی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

شناخت بیماری‌ها و علل ایجاد آن‌ها از مسائل کلیدی علم پزشکی به شمار می‌آید و پایه و اساس درمان را تشکیل می‌دهد. واکنش‌ها و عوارض بیماری‌ها در اشخاص گوناگون ممکن است متفاوت باشد؛ برخی افراد به دلیل عوامل ژنتیکی یا شرایط محیطی نسبت به بیماری‌ها، مقاومت بیشتری دارند. از طرفی دیگر، در دنیای امروز، شاهد بروز بیماری‌های نوظهوری هستیم که تاکنون درمان قطعی برای آن‌ها ارائه نشده است. این موضوع به‌روشنی نشان می‌دهد، اهمیت بررسی علل اصلی بروز بیماری‌ها را نمی‌توان نادیده گرفت. پزشکی تکاملی کمتر از نیم‌قرن است در گفتمان‌های پزشکی غربی مطرح شده است. این نظریه بر مبنای اصول داروینیسم، به طرح و بررسی موضوعاتی می‌پردازد که بشر در طی تاریخ طولانی حیات به‌طور طبیعی یا متأثر از شرایط اجتماعی با آن‌ها مواجه بوده است. بنا بر دستاوردهای تحقیقات صورت‌گرفته در حوزه‌ی پزشکی تکاملی، عوامل مؤثر در وضعیت سلامت و بیماری انسان، تنها به شرایط زیستی و محیطی فرد محدود نمی‌شود، بلکه به دوره‌های طولانی تاریخ تکامل بشر و تغییر و تحولاتی که با آن مواجه بوده است، بازمی‌گردد. این مطالعه ضمن معرفی سیزده محور اصلی در پزشکی تکاملی، بر اهمیت و کاربرد آن در زمینه‌ی پزشکی و سلامت، تمرکز می‌کند؛ همچنین، بر ضرورت توجه بیشتر به این مفهوم از سوی پژوهشگران علوم پزشکی و برخی رشته‌های میان‌رشته‌ای تأکید می‌نماید.


امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

ازآنجاکه سوءرفتار پژوهشی می‌تواند به‌عنوان واکنشی انطباقی در برابر محدودیت‌‌ها و فشارها و خواسته‌های برآمده از کارکردهای نامناسب نظام پژوهش تلقی شود، برای مدیریت آن، باید فعالیت‏های نظام پژوهش را در مسیر انتقال سیاست‏های پژوهشی (سطح کلان) به برنامه‏های توسعه‌ی پژوهش در مؤسسه‌ها (سطح میانی) و اجرای پژوهش توسط پژوهشگران (سطح خرد) رصد و بررسی کرد. این مطالعه با اتخاذ چهارچوب تحلیلی کلان- میانی- خرد، وظایف و راهبردها و فعالیت‌های شکل‌گرفته در سطوح سه‌گانه‌ی نظام پژوهش علوم پزشکی کشور را روشن می‌سازد؛ ازاین‌رو، سیاست‌گذاری‌های کلان پژوهش (سطح کلان) تا برنامه‌های عملیاتی برای توسعه‌ی پژوهش در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی (سطح میانی) و پژوهشگران به‌منزله‌ی انجام‌دهندگان پژوهش (سطح خرد) را در کانون توجه قرار می‌دهد. برای این منظور، سه سطح تحلیلی نظام پژوهش با توجه به مفروضه‏های این چهارچوب، تبیین و تعریف شدند. با تحلیل محتوای کیفی متون مربوطه، فعالیت‌هایی که در این سطوح می‏توانستند برای تأمین سلامت پژوهش مفید باشند، شناسایی و در قالب راهبردهایی مختلف ارائه شدند. یافته‌ها نشان داد، نظام پژوهش بر اساس چهارچوب تحلیلی موجود، یک نظام کلانِ صرف، بدون توجه به میان‌کنشِ بخش‌های آن نیست، بلکه نظامی است که تعامل و اثرگذاری میان‌بخشی اجزاء در آن وجود دارد. این رویکرد می‏تواند تمرکز و وضوح و توانمندی بررسی سوءرفتارهای پژوهشی را ارتقا دهد و با به‏کارگیری سطوح خُرد و میانی و کلان می‌تواند چالش‏های موجود در جریان تعامل فعالیت‏ها و عملکردهای مختلف نظام پژوهش و درهم‌تنیدگی آن‌ها را دنبال کند.


صفحه 11 از 13     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb