جستجو در مقالات منتشر شده


27 نتیجه برای نظام

محمدرضا امیر اسماعیلی، محمود نکوئی مقدم، عاطفه اسفندیاری، فاطمه رمضانی، هدایت سالاری،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده

در سال‌های اخیر بحث رابطه‌ی مالی پزشک و بیمار و مسائلی هم‌چون پرداخت‌های غیررسمی به‌عنوان کاری غیراخلاقی ولی جاری در بخش سلامت اکثر کشورهای جهان از جمله جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است که تهدیدی برای اعتبار حرفه‌ی پزشکی محسوب می‌شود. این پرداخت‌ها در نقاط مختلف جهان می‌تواند علت‌های خاص خود را داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی علل و چگونگی پرداخت‌های غیررسمی در بیمارستان‌های شهر کرمان در سال 1390 بود. این مطالعه با استفاده از روش پژوهش کیفی و از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختارمند انجام شده است. مصاحبه‌های هدفمند با استفاده از یک نمونه‌ی هدفمند متشکل از 45 نفر از بیماران، پزشکان و سیاست‌گذاران در شهرستان کرمان در ایران در سال 1390 انجام شد. این مطالعه با مجوز کمیته‌ی اخلاق پزشکی دانشگاه و تکمیل فرم رضایت از مصاحبه‌شوندگان انجام شد. در این مطالعه در خصوص دلایل پرداخت‌های غیررسمی از مصاحبه شوندگان سؤالاتی پرسیده شد و داده‌ها با استفاده از تحلیل محتوا مورد آنالیز قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد که دلایل متعددی برای پرداخت‌های غیررسمی وجود دارد که شامل عوامل فرهنگی، عوامل مرتبط با کیفیت و عوامل قانونی است. دلایلی نیز برای دریافت‌های غیررسمی توسط پزشکان کشف شد که شامل عوامل مربوط به تعرفه‌ها، عوامل ساختاری، عوامل اخلاقی و هم‌چنین نشان دادن مهارت و شایستگی ارائه‌کنندگان خدمات است. مطالعه‌ی حاضر منتج به ارائه‌ی دلایلی برای پرداخت‌های غیررسمی شد و اکثر دلایلی که کشف شد، شباهت زیادی با نتایج مطالعات سایر کشورهای جهان دارد؛ به این ترتیب که نشان داد که بودجه‌ی ناکافی نظام سلامت و پرداخت‌های رسمی ناکافی به پزشکان، از مهم‌ترین عوامل مرتبط با عرضه هستند که منجر به پرداخت‌های غیررسمی می‌شوند. اما با توجه به این‌که مطالعات کیفی معمولاً دلایل احتمالی را کشف می‌کنند، بنابراین، برای بیان قطعی علل به مطالعات بیش‌تر نیاز است.
بتول نحریر، یاسر سعید، عباس عبادی، محمد نجفلو، هادی خوشاب، حسین محمودی، اکبر مظفر پور،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده

امروزه، اخلاق یکی از عوامل مؤثر در فرایند کسب صلاحیت بالینی پرستاران محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه‌ی وضعیت هوش اخلاقی پرستاران در بیمارستان‌های نظامی و غیر نظامی انجام شد. در این مطالعه‌ی توصیفی - مقایسه ای، 315 پرستار از بیمارستان‌های شهر تهران و کرمان به روش نمونه‌گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. جهت جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه‌ی استاندارد هوش اخلاقی Lennick & Kiel استفاده شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 17، آمار توصیفی و استنباطی، T- test, ANOVA, Chi-square مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از میان نمونه‌ها، 149 پرستار شاغل نظامی و 166 پرستار شاغل غیر نظامی بودند. به‌طور کلی، هوش اخلاقی بیش‌تر پرستاران در سطح متوسط بود. از طرفی، بین سطح هوش اخلاقی پرستاران نظامی و غیر نظامی تفاوت معنی‌دار آماری وجود داشت (P<0.001). نتایج پژوهش حاضر بر اهمیت آموزه‌های اخلاقی در پرستاری تأکید دارد. بنابراین، استفاده از برنامه‌های آموزشی مناسب در بحث اخلاق به خصوص در آموزش‌های ضمن خدمت پیشنهاد می‌شود. علاوه بر این، روند آموزش‌های دوره‌ای در بحث اخلاق در بیمارستان‌های نظامی نیز می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.
محمود متوسل آرانی، محمدحسن علم الهدی، نیکزاد عیسی‌زاده، غلامرضا نورمحمدی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

اصول اخلاق پزشکی نوین، به‌ویژه اصل ضررنرسانی، کادر درمانی را به پرهیز از هر گونه آسیب و زیان به بیمار توصیه می‌کند. فقهای اسلام نیز، با بهره‌گیری از منابع و متون دینی، قواعدی را عرضه کرده‌اند که در بسیاری از حوزه‌های زندگی کاربرد دارند. از جمله‌ی این قواعد، قاعده‌ی «لاضرر» است که در این مقاله به بررسی این قاعده و کاربردهای آن در پزشکی می‌پردازیم. افزون بر مباحث سندشناسی، فهم درست واژه‌های «ضرر» و «ضرار» و نفی یا نهی بودن حرف «لا» در ابتدای مستند قاعده، از مباحث اساسی و اختلافی است. پیوند اعضا، تنظیم خانواده و کنترل بارداری، مسئولیت‌پذیری در حفظ سلامت، لزوم مراجعه‌ی بیمار به پزشک برای معالجه، مسئولیت مدنی پزشکان در امر درمان و مسئولیت متولیان جامعه در کنترل ایدز، از مسائل مبتلابه امروز نظام سلامت است که قاعده‌ی لاضرر در آن‌ها جاری و ساری است.

جواد علیپور سیلاب، ناصر صدقی، حسین نامدار، علیرضا غفاری، محمدرضا دشتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

نظام طب ایران در عصر قاجار تداوم نظام مبتنی بر طرز تفکر اخلاطی بود. بر این اساس، بروز اغلب بیماری‌ها با دیدگاهی کل‌نگر به برهم‌خوردن تعادل اخلاط چهارگانه‌ی «خون، سودا، صفرا، بلغم» نسبت داده می‌شد. شیوه‌های پیشگیری و درمانی نیز در همین فضای شناختی و معرفتی انجام می‌شد. نمونه‌ی بیماری «آبله» بیانگر چنین دیدگاهی در عصر قاجار است. مطابق با یافته‌های پژوهش حاضر، در ادبیات طبی عصر قاجار، دانه‌های چرکی در پوست بدن با حالت سخت به‌صورت تک یا به‌هم‌پیوسته با رنگ‌های مختلف، جُدَری یا آبله نامیده شده است. به لحاظ شناختی، طبیبان عصر قاجار به تأسی از طبیبان سابق، بیماری آبله را بر حسب خِلط در زمره‌ی بیماری‌های گرم و تر (دموی) دسته‌بندی کرده و جوشش خون در بدن را علت به‌وجودآمدن بیماری برشمرده‌اند. مواجهه با بیماری آبله به دو صورت روش‌های پیشگیرانه و درمانی عملی می‌شد؛ برای پیشگیری از ابتلا به بیماری، سفارش‌های لازم در قالب سته ضروریه و به‌ویژه مراعات انواع پرهیز ارائه می‌شده است. در کنار مراعات انواع پرهیز، برای درمان نیز، نمونه‌های مختلفی از انواع دارو با منشأهای مختلف جهت رفع نشانه‌ها و عوارض بیماری در سطح اعضای بدن، به کار برده می‌شد. پژوهش حاضر مطالعه‌ای مروری است و در آن تلاش شده تا با روش توصیفی‌تحلیلی، ماهیت، چیستی و شیوه‌های پیشگیری و درمانی بیماری آبله در نظام طبی ایران عصر قاجار بررسی شود. اطلاعات و داده‌های لازم به شیوه‌ی کتابخانه‌ای گردآوری ‌شده است.

شیلان قادری، مهران صادقی، فایق یوسفی، محمد صالح واحدی، نادر کرمی، آرام کریمیان،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

یکی از روش‌های اصلی افزایش ایمنی بیمار، استفاده از سیستم گزارش‌دهی و فراهم‌کردن امکانات برای آنالیز خطاها و پیشگیری از بروز آن‌هاست. این مطالعه با هدف تعیین نگرش مدیران پرستاری بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کردستان نسبت به نظام داوطلبانه‌ی گزارش‌دهی خطاهای پزشکی در سال 1394 انجام شد. روش تحقیق در این مطالعه توصیفی‌مقطعی است. نمونه‌ی پژوهش، همه‌ی مدیران پرستاری بیمارستان‌های استان کردستان بود که با روش تمام سرشماری وارد مطالعه شدند. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه‌ی روا و پایاشده‌ی نگرش نسبت به نظام داوطلبانه‌ی گزارش‌دهی خطای پزشکی، جمع‌آوری شد. داده‌ها با نرم‌افزار spss نسخه‌ی 20 با استفاده از آزمون آماری کای دو، آزمون تی مستقل و آنالیز واریانس یک‌طرفه تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد 9/87 درصد (۸۰ نفر) از مدیران با گزارش خطا در محل فعالیت خود مواجه شده بودند. 1/68 درصد (62 نفر) از مدیران نسبت به نظام داوطلبانه‌ی خطاهای پزشکی نگرش مثبت، 5/16 درصد (۱۵ نفر) نگرش منفی و 38/15 درصد (14نفر) ممتنع بودند. با توجه به نتایج پژوهش مبنی بر اینکه 1/68 درصد از مدیران نسبت به گزارش داوطلبانه‌ی خطای پزشکی نگرش مثبت دارند، می‌توان با انجام دادن اقدامات لازم، بستر مناسب را برای راه‌اندازی نظام داوطلبانه‌ی خطاهای پزشکی در مراکز درمانی فراهم کرد.
 

رامین سپهوند، امیرمحسن راه‌نجات، هاله شاهد حق‌قدم، وحید دنیوی، ارسیا تقوا،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

روان‌شناسان نظامی و دیگر متخصصان مشاغل سلامت روان نظامی به‌طور منظم در مجاورت با بیماران بالقوه‌ی خود زندگی و کار می‌کنند. مهم‌ترین نگرانی‌های روان‌شناسان نظامی به‌طور مشترک، روابط چندگانه، مسائل محرمانه، افشاء و اجتناب از آسیب است. این مطالعه با هدف بررسی طیفی از چالش‌های اخلاقی تجربه‌شده توسط تعدادی از روان‌شناسان نظامی شاغل در مراکز مشاوره یکی از نیروهای نظامی ایران انجام شد. این مطالعه به روش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا، در یکی از نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۹۸ انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل ۳۱ نفر از روان‌شناسان نظامی شاغل در مراکز مشاوره‌ی نیروی مذکور در کل کشور بودند که دارای مدرک کارشناسی‌ارشد یکی از گرایش‌های روان‌شناسی بودند و پنج تا پانزده سال سابقه‌ی فعالیت داشتند. به دلیل دشواری دسترسی، داده‌ها با پرسش‌نامه‌ی الکترونیکی گردآوری شد. مفاهیمی که مشارکت‌کنندگان به‌عنوان چالش‌های اخلاق حرفه‌ای از آن یاد می‌کردند، به‌ترتیب در دسته‌های مرزهای صلاحیت، رازداری، روابط چندگانه و تغییر ناگهانی نقش طبقه‌بندی شدند. نتایج این مطالعه حاکی از آن بود که یکی از دغدغه‌های تأثیرگذار بر عملکرد روان‌شناسان نظامی، موضوع اخلاق و چالش‌های مربوط به آن در یگان خدمتی‌شان است؛ بنابراین به روان‌شناسان نظامی پیشنهاد می‌شود که از طریق شرکت در کارگاه‌های آموزشی با تصمیم‌گیری‌های اخلاقی مهم و تعارض‌های اخلاقی ذاتی در محیط‌های نظامی آشنا گردند؛ همچنین در کسب مشورت و نظارت، فعال باشند و خودشان را در برنامه‌های خودپایشی درگیر کنند تا بتوانند به‌طور مداوم در تصمیم‌گیری اخلاقی اثربخش مشارکت نمایند.

ارغوان حاج شیخ الاسلامی، فاطمه ملارحیمی ملکی، مرضیه نجومی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

این مطالعه، مروری روایتی و پژوهشی اسنادی است که با بررسی متون، مستندات، جست‌وجوی مدارک مرتبط چاپی و اینترنتی به دو زبان فارسی و انگلیسی، یافته‌ها را استخراج، دسته‌بندی، تلخیص و گزارش کرده است. هدف از این مطالعه، تعیین روند شکل‌گیری رشته‌ی پزشکی اجتماعی در ایران و جهان و بررسی ضرورت وجودی آن بود. رشته‌ی پزشکی اجتماعی در حدود یک سده پیش، برای پاسخ‌گویی به چالش‌های عمده‌ی زمان خود، مانند نبود دید جامعه‌محور به سلامت و بیماری، وجود شکاف بین پزشکی بالینی و سلامت عمومی و بی‌توجهی به تأثیر تعیین‌کننده‌های اجتماعی سلامت به وجود آمد. متخصصان پزشکی اجتماعی قادرند که بسیاری از مشکلات فعلی نظام سلامت، مانند بیماری‌محوری، نابرابری، تأمین مالی ناعادلانه، افزایش روزافزون تقاضا و هزینه‌های خدمات سلامتی را کاهش دهند و پرچم‌دار توجه به تعیین‌کننده‌های اجتماعی و ایجاد ارتباط سازنده بین بخش‌های متولی سلامت با سایر سازمان‌های اثرگذار بر سلامت باشند. این رشته می‌تواند راهگشای نظام سلامت برای فایق‌آمدن بر مهم‌ترین چالش‌های معاصر باشد. بی‌توجهی به این رشته، نظام سلامت را در رسیدن به اهداف توسعه‌ی پایدار و ارتقای سلامت جامعه با مشکل جدی روبه‌رو خواهد ساخت. حمایت بیشتر مسئولان و بهره‌گیری از مهارت و توانمندی‌های متخصصان این رشته می‌تواند موجب پاسخ‌گویی بهتر به نیازهای سلامت جامعه و دستیابی آسان‌تر به اهداف کلان نظام سلامت شود.

محمدحسین افتخاری، علیرضا پارساپور، آیت احمدی، باقر لاریجانی، ندا یاوری، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

پزشکی تدافعی، انجام‌دادن اقداماتی است که اندیکاسیون پزشکی و منفعتی برای بیمار ندارد (پزشکی تدافعی مثبت) یا خودداری از انجام‌دادن اقداماتی پرخطر است که دارای اندیکاسیون پزشکی و منفعت برای بیمار است (پزشکی تدافعی منفی). پزشک این اقدامات را، صرفاً با انگیزه‌ی محافظت از خود در برابر شکایت‌ها یا تنش‌هایی مانند اعتراض بیمار یا همکاران انجام می‌دهد و معمولاً موجب واردشدن آسیب جسمی، روانی یا اقتصادی به بیمار یا نهاد پرداخت‌کننده‌ی هزینه‌ی درمانی مانند سازمان‌های بیمه‌گر می‌شود که می‌تواند عواقبی را به لحاظ کیفیت مراقبت افراد و بهره‌وری از منابع محدود سلامت در پی داشته باشد. عواملی، ازجمله نگرانی پزشک از شکایت و دادرسی، ممکن است به رفتارهای تدافعی منجر شود. این مقاله به ارائه‌ی پیشنهاداتی برای مدیریت این‌گونه رفتارها و پیشگیری از آن‌ها، شامل سه دسته‌ی کلی راهکارهای مرتبط با اصلاح سیستم رسیدگی به شکایت بیماران، راهکارهای اجتماعی مدیریت و پیشگیری از پزشکی تدافعی و راهکارهای مدیریتی‌سازمانی پرداخته است. این راهکارها بر اساس یافته‌های منتج از تحقیقی ترکیبی، شامل مرور غیرنظام‌مند منابع و مطالعه‌ی کیفی با روش برگزاری مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته تنظیم شده‌اند؛ همچنین، گروه اخلاق پزشکی فرهنگستان علوم پزشکی ایران، نتایج آن را بررسی کرده‌اند.

عطا پورعباسی، زهرا حسینی توسل، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

 نظام آموزش عالی سلامت در جمهوری اسلامی ایران، نظامی ادغام یافته با ذینفعان متعدد است که متولی تربیت منابع انسانی بخش سلامت در رده‌های مختلف است. فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از عوامل نهادی اثرگذار در این نظام ایفای نقش می‌نماید. این مقاله در صدد تبیین جایگاه فرهنگستان علوم پزشکی در نظام آموزش علوم پزشکی کشور و ترسیم جهت‌گیریهای کلان این نهاد در این حیطه است. در این مطالعه در چهار گام به ترتیب مراحل مختلف چرخه کاربست دانش پیاده شد. عوامل نهادی موثر در توسعه یک نظام تبیین و نقش ذی نفعان متعدد نظام آموزش علوم پزشکی کشور با آنها تطبیق داده شد. سپس کارکردهای فرهنگستان به عنوان یک ذی نفع اصلی بر مبنای میزان ارتباط با مراحل چرخه کاربست دانش وزن‌دهی و در نهایت این کارکردها در طبقات مختلف گردآوری شد. بر اساس این مدل هرچند که فرهنگستان در بسیاری از مراحل توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور نقش دارد، ولیکن بیشترین نقش را به عنوان یک اندیشکده و دیده‌بان و کمترین نقش را به عنوان پیاده‌کننده دانش بر عهده دارد. مدل ارایه شده در این مقاله به متولیان فرهنگستان علوم پزشکی کمک خواهد کرد تا با مدیریت بهینه منابع و آمایش اصولی ظرفیتهای انسانی، بیشترین و اثرگذارترین نقش را در توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور ایفا نموده و از این طریق موجبات اعتلای نظام سلامت ادغام یافته را در جمهوری اسلامی ایران فراهم آورد.

امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

پرونده‌های سوءرفتار پژوهشی رسیدگی‌شده در کمیته‌های اخلاق در پژوهش، منابعی ارزشمند از داده‌هایی هستند که می‌توانند برای مدیریت نمونه‌های احتمالی سوءرفتارها در آینده استفاده شوند. در این مطالعه، به بررسی نمونه‌های گزارش‌شده در پرونده‌های سوءرفتار پژوهشی مختوم‌شده در کمیته‌ی ملی اخلاق در پژوهش‌های زیست‌پزشکی ایران پرداخته شد تا مصادیق شایع سوءرفتارها و عوامل زمینه‌ساز آن‌ها، با توجه به فعالیت‌های مختلف درون نظام پژوهش شناسایی شوند. مستندات صد پرونده‌ی خاتمه‌یافته در کمیته‌ی ملی اخلاق در پژوهش‌های زیست‌پزشکی مربوط به سال‌های ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ بررسی شدند. برای بررسی این مستندات، از روش پژوهش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. با اتخاذ یک رویکرد تحلیل جهت‌دار، مصادیق و همه‌ی عوامل گزارش‌شده در هر پرونده‌ی سوءرفتار، استخراج و دسته‌بندی، سپس، برای عوامل گزارش‌شده، روابط علت و معلولی تعریف شدند. در این پرونده‌ها، ۲۱ مصداق سوءرفتار پژوهشی شناسایی شد که بیشتر آن‌ها مربوط به فعالیت‌های نامطلوب سطح خرد، به‌ویژه رعایت‌نشدن ملاحظات اخلاقی در فعالیت‌های انتشار پژوهش بودند. در این پرونده‌ها به اثرگذاری فعالیت‌های نامطلوب سطح مزو در حوزه‌هایی مانند نظارت بر پژوهش، آموزش استانداردها و مهارت‌های پژوهشی، ساختار و فعالیت مدیریت مجله‌ها و فعالیت‌های ساختار اداری و مالی پژوهش در دانشگاه‌ها اشاره شده‌؛ اما به فعالیت‌های سطح ماکرو و عملکرد نامطلوب نظام پژوهش در سرمایه‌گذاری و تخصیص منابع مالی برای پژوهش‌ها پرداخته نشده است. میان عوامل شناسایی‌شده در پرونده‌ها، دوازده رابطه‌ی علت و معلولی برای وقوع سوءرفتارهای پژوهشی تبیین شد که نشان می‌داد، عملکرد نامناسب عوامل موجود در سطوح مختلف نظام پژوهش، مانند ساختار اداری تصویب و پرداخت مالی پژوهش، زیرساخت‌های پژوهش، ارزیابی و آموزش پژوهش، مدیریت مجله‌ها و نظارت بر سوءرفتار پژوهشی و برخورد با آن می‌توانند بر یکدیگر یا مسائل سطوح دیگر در نظام پژوهش اثر بگذارند و وقوع سوءرفتارها را تسریع کنند. یافته‌ی تأمل‌برانگیز و مشهود در این پرونده‌ها، فقدان گزارش اطلاعات کافی درباره‌ی دلایل بروز سوءرفتار پژوهشی در مستندات و شواهد پرونده‌ها بود.به نظر می‌رسد، تلاش کمیته‌های اخلاق در پژوهش، برای رسیدگی به این سوءرفتارها، چندان بر آسیب‌شناسی و چرایی وقوع آن‌ها متمرکز نیست. گزارش دلایل جزئی و دقیق ارتکاب چنین سوءرفتارهایی، در کنار مطالعات مستقل دیگر، اطلاعاتی مفید و مؤثر را برای تصمیم‌گیرندگان فراهم خواهد کرد.

سعید بیرودیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

تعارض منافع، ازجمله موضوعات بسیار مهم و بحث‌برانگیز در حوزه‌ی اخلاق پزشکی است که می‌تواند بر کیفیت خدمات درمانی و اعتماد بیماران اثر بگذارد. ازآنجاکه ممکن است منافع مالی یا غیرمالی در مواقعی بر تصمیمات بالینی گروه پزشکی اثر بگذارد، این موضوع نیازمند توجه جدی است. «راهنمای عمومی اخلاق حرفه‌ای سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران»، به‌عنوان مرجعی معتبر، به بررسی این چالش و ارائه‌ی راهکارهایی برای مدیریت آن پرداخته است. این مطالعه به‌صورت مروری و با تحلیل اسناد و راهنمای اخلاق حرفه‌ای سازمان نظام پزشکی و منشور حقوق جامعه‌ی پزشکی ایران انجام شد؛ همچنین، مقالات علمی و پژوهش‌های مرتبط با تعارض منافع نیز بررسی و داده‌ها از منابع معتبر و به‌روز، جمع‌آوری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد، تعارض منافع می‌تواند از اعتماد بیماران به پزشکان و کیفیت خدمات درمانی بکاهد. این موضوع به‌ویژه در مواقعی که بیماران احساس کنند، پزشک به‌جای منافع آن‌ها، تنها به منافع شخصی خود توجه دارد، برجسته‌تر می‌شود. پزشکان باید با شفافیت در ارتباط‌های مالی و حرفه‌ای خود، از بروز این تعارض‌ها جلوگیری کنند. «راهنمای اخلاق حرفه‌ای سازمان نظام پزشکی» و نیز «منشور حقوق جامعه‌ی پزشکی ایران» اصولی را برای مدیریت این تعارض‌ها و ایجاد نوعی تعادل میان حق و تکلیف پزشکان، ازجمله نیاز به افشای اطلاعات مالی و ارتباط با صنایع دارویی ارائه می‌دهند؛ همچنین، برگزاری دوره‌های آموزشی برای پزشکان در زمینه‌ی اخلاق حرفه‌ای و تعارض منافع می‌تواند به افزایش آگاهی و کاهش این مشکلات کمک کند. مدیریت تعارض منافع، از طریق پیروی از مفاد راهنمای عمومی اخلاق حرفه‌ای می‌تواند به بهبود روابط پزشک و بیمار و در نهایت، ارتقاء کیفیت خدمات درمانی کمک کند. ضروری است که پزشکان و بیماران، به این موضوع توجه و از اصول اخلاقی پیروی کنند تا از بروز تعارض‌ها و مشکلات ناشی از آن جلوگیری شود.

سیدعلی انجو،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اخلاق سازمانی در ادبیاتِ خدمات مراقبت‌های سلامت، شامل ترکیبی از موضوعات پیچیده‌ی شبیه به هم است. اخلاق سازمانی به‌عنوان لبه‌ی دانش اخلاق پزشکی یا گام دوم تکامل اخلاق پزشکی معرفی شده است. برای بهتر اجراکردن ملاحظات اخلاق سازمانی در نظام سلامت، شناخت تفاوت‌ها و شباهت مفاهیم رقیب اهمیت دارد. از طرفی، تا مسائل مالی و قراردادی سازمان‌های سلامت وجود دارند، ایجاد انگیزه در مدیران برای ارتقاء جو اخلاقی سازمان تحت مدیریت آنان آسان نیست. این مطالعه درصدد است، به درکی جامع‌تر از اخلاق سازمانی در نظام سلامت دست یابد. در این مطالعه‌ی مروری، جست‌وجوی جامع ادبیات رشته‌ی اخلاق نظام سلامت در پایگاه‌های داده‌ی PubMed، Scopus، Web of Science وCINAHL  انجام شد؛ علاوه‌براین، ادبیات خاکستری از کتاب‌های منتشرشده با موضوع Healthcare Organization Ethics و  Healthcare Organizational Ethics و همچنین وب‌سایت‌های نهادهایی همچون: JCAHO و VBN استخراج شد. برای جست‌وجو، از ترکیبی از کلمات کلیدی اخلاق سلامت، اخلاق سازمانی، سازمان‌های سلامت، تصمیم‌گیری اخلاقی، انگیزه‌ی مدیران، انگیزه‌ی ارتقاء اخلاقی استفاده شد. مقالات و منابع انگلیسی زبانی که متن کامل آن‌ها به دست آمدند، مدنظر قرار گرفتند. تمام نتایج جست‌وجوها بررسی و نسخه‌های تکراری حذف شدند. این مطالعه شیوه‌های کاربردی ایجاد انگیزه و نقشه‌‌ای جامع از متون مرتبط با اخلاق سازمانی را در مراقبت‌های سلامت ارائه می‌کند.
 

مرتضی جوانمردی، سیده الهه کریمی پور، زهرا بخشی زاده، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

پرستاران، روزانه با چالش‌های اخلاقی زیادی مواجه می‌شوند که بر استدلال، تصمیم‌گیری، رفتار و عملکرد آنان و در نتیجه، سایر افراد و سازمان، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم اثر می‌گذارد. ارتقاء شجاعت اخلاقی در پرستاران می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های بهتر و بهبود کیفیت مراقبت‌های بهداشتی منجر شود؛ بنابراین، شناخت عوامل مختلف مرتبط با این ویژگی، بسیار اهمیت دارد؛ لذا، این مرور نظام‌مند با هدف بررسی عوامل مؤثر بر شجاعت اخلاقی در پرستاران انجام شد. این مطالعه، با جست‌وجوی گسترده‌ی کلیدواژه‌های شجاعت اخلاقی، اخلاق، پرستاران و شجاعت در پایگاه‌های بین‌المللیPubMed, Medline, Web of Science Core Collection Scopus,، موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی Irandoc و Magiran و SID صورت گرفت. در جست‌وجوی اولیه ۲۵۷۷ مطالعه به دست آمد. جست‌وجو به زبان فارسی و انگلیسی و بدون محدودیت زمانی انجام شد و مطالعات اپلیکشن‌محور خارج شدند. پس از حذف نمونه‌های تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، ۲۱ مطالعه تجزیه و تحلیل شدند. با رعایتِ ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد، چکیده نیز طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات نشان داد، شجاعت اخلاقی پرستاران تحت تأثیر عوامل مختلف فردی، شغلی، آموزشی و محیطی قرار دارد. تحصیلات تکمیلی، به‌ویژه داشتن مدرک کارشناسی ارشد یا بیشتر و آموزش‌‌های اخلاق پزشکی، شجاعت اخلاقی را افزایش داد و پرستاران آموزش‌‌دیده در این زمینه، تصمیم‌های شجاعانه‌تری گرفتند؛ از سوی دیگر، تجربه‌ی پریشانی اخلاقی، به‌‌ویژه در مواقع دشوار، تأثیر منفی داشت. حساسیت اخلاقی، به‌عنوان عاملی مثبت، پرستاران را به تعهد بیشتر و شجاعت، در عمل به اصول اخلاقی سوق داد. عوامل فردی مانند سن، جنسیت، تجربه‌ی کاری، نوع استخدام و شیفت کاری نیز نقش داشتند و پرستاران باتجربه‌تر، مسن‌‌تر و دارای استخدام رسمی یا پیمانی شجاعت بیشتری نشان دادند؛ همچنین، تاب‌‌آوری روان‌‌شناختی و محیط کاری حمایتی نیز با شجاعت اخلاقی ارتباط مثبت داشتند و در تقویت توانایی پرستاران برای تصمیم‌‌گیری‌‌های شجاعانه نقشی بسزا ایفا کردند. شجاعت اخلاقی پرستاران از عوامل مختلف، مانند تحصیلات، آموزش‌های اخلاق پزشکی، پریشانی اخلاقی، حساسیت اخلاقی، سن، جنسیت، نوع استخدام، شیفت کاری و تجربه‌ی کاری اثر می‌پذیرد. پیشنهاد می‌شود، بیمارستان‌ها و مراکز آموزشی برنامه‌های جامع آموزشی و حمایتی را برای ارتقاء شجاعت اخلاقی در پرستاران طراحی و اجرا کنند.

محمد حسین خانی، زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اضطراب مرگ که به‌صورت اضطرابی واقعی شناخته می‌شود، یکی از مهم‌ترین عوامل در سلامت روان افراد است. از طرفی، مراقبت معنوی، شامل مهارت‌های ارتباط بین‌فردی مانند گوش‌دادن، اعتمادسازی، ارتباط غیرکلامی، خودآگاهی، صداقت و توجه به نیازهای دینی، بخشی جدایی‌ناپذیر از مراقبت پرستاری به شمار می‌رود. به نظر می‌رسد، مراقبت معنوی می‌تواند به کاهش اضطراب مرگ منجر شود. ازآنجاکه در این زمینه مروری جامع یافت نشد، این مرور نظام‌مند به‌منظور بررسی آثار مراقبت معنوی بر اضطراب مرگ بیماری صورت گرفت. در این مطالعه، جست‌وجویی گسترده با کلیدواژه‌های مرتبط با مراقبت معنوی و اضطراب مرگ، در پایگاه‌های بین‌المللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی Irandoc و SID و Magiran صورت گرفت. در جست‌وجوی اولیه، ۳۲ مطالعه به دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری، مطالعات کیفی و مطالعات انجام‌شده بر گروه‌های غیر از بیماران خارج شدند. محدودیت زمانی نیز اعمال نشد. پس از حذف نمونه‌های تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، هشت مطالعه تجزیه ‌و تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات، تجمع مطالعات در چهار سال اخیر و بالینی‌بودن کارآزمایی را نشان داد. مطالعات انجام‌شده بر بیماران، طی همه‌گیری کووید ۱۹ نشان دادند، بیماران در این دوران سطوح بالایی از اضطراب مرگ را تجربه می‌کنند و به مراقبت معنوی، بیشتر نیاز دارند. بنا بر نتایج یک مطالعه، اجرای برنامه‌ی مراقبت معنوی، اضطراب مرگ بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه‌ی تحت همودیالیز را کاهش داد. این یافته در مطالعه‌ای دیگر که بر بیماران مولتیپل اسکلروزیس انجام‌ شده بود نیز، نشان داده شد؛ همچنین، در مطالعه‌ای دیگر که بر بیماران سکته‌ی مغزی صورت گرفت، به اثرات مثبت مراقبت معنوی در کاهش اضطراب، اشاره شد. این در حالی است که برخی مطالعات انجام‌شده بر روی بیماران قلبی و بیماران مبتلا به سرطان گوارشی، کاهش معناداری را در میزان اضطراب مرگ نشان ندادند. یک مطالعه نیز بیان کرد، آموزش خودمراقبتی معنوی از طریق تله‌نرسینگ می‌تواند به کاهش اضطراب مرگ سالمندان در طی همه‌گیری کووید ۱۹ کمک کند. با توجه به یافته‌ها به نظر می‌رسد، مراقبت معنوی می‌تواند به‌عنوان روشی مؤثر در کاهش اضطراب مرگ گروهی از بیماران به کار گرفته شود. پیشنهاد می‌شود، مطالعات آینده به بررسی جامع‌تر این موضوع در گروه‌های مختلف بیماران، خصوصاً بیماری‌های مزمن بپردازند.

حانیه کریمی، علی فرهمنداصیل، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اعتماد بین پزشک وبیمار، یکی از ارکان اساسی در بهبود سلامت و کیفیت مراقبت‌های پزشکی است. در دهه‌های اخیر، این اعتماد به دلایل مختلف کاهش یافته است. شیوع ویروس کووید ۱۹، به‌عنوان بحرانی جهانی، فرصتی را برای بررسی و تحلیل تغییرات در سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت فراهم کرده است. این مطالعه‌ی مروری، به بررسی وضعیت اعتماد عمومی مردم به نظام سلامت، قبل و بعد از همه‌گیری کووید پرداخته و مؤلفه‌های مؤثر بر این اعتماد را تحلیل کرده؛ همچنین، راهکارهایی را برای حفظ و بازسازی این اعتماد ارائه داده است. اطلاعات در این مطالعه‌ی مروری، از طریق جست‌وجو در پایگاه‌های علمی معتبر داخلی وخارجی نظیرPubMed, Science Direct, Springer  و Scopus جمع‌آوری شده است؛ همچنین، مقالات مرتبط از پایگاه‌های ایرانی نیز مانند Magiran و IranMedex بررسی شدند. در این تحقیق، مؤلفه‌های اعتماد، عوامل مؤثر بر آن و چالش‌های پیش روی نظام سلامت در دوران همه‌گیری تحلیل شده‌اند. مطالعه نشان داد، مؤلفه‌های اعتماد در ارتباط پزشک و بیمار تحت تأثیر همه‌گیری کووید ۱۹ تغییراتی شایان توجه را تجربه کرده‌اند. در دوران پیش از همه‌گیری، اعتماد عمومی به پزشکان به دلیل عواملی مانند رعایت‌نکردن عدالت در درمان، خطاهای پزشکی و رفتار غیرحرفه‌ای برخی پزشکان روندی کاهشی داشت؛ برای مثال، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند، اعتماد عمومی به متخصصان سلامت در ایالات متحده از 73درصد در سال 1966، به 34 درصد در سال 2012 کاهش یافته است. با شیوع کووید 19،این روند کاهش اعتماد، بهطور چشمگیری تشدید شد. بسیاری از مردم به نهادهای دولتی، شرکت‌های دارویی و رسانه‌ها اعتماد نداشتند و معتقد بودند، این نهادها اطلاعات نادرست ارائه می‌دهند. طبق مطالعه‌ای در لهستان، 31درصد از مردم این کشور، همه‌گیری کرونا را تهدیدی اغراق‌آمیز و 3درصد از آنان، آن را تخیلی قلمداد کرده‌اند. بااین‌حال، طی بحران کووید 19، برخی از نهادها و کادر درمانی با ارائه‌ی خدمات فداکارانه و شفاف‌سازی اطلاعات توانستند اعتماد عمومی را تاحدی بازسازی کنند. این امر به شکل‌گیری مفهوم اعتماد مضاعف منجر شد که در آن مردم علاوه بر اعتماد به پزشکان، به عملکرد کلی نظام سلامت و دولت‌ها نیز، بیشتر توجه نشان دادند. اعتماد مضاعف، نه‌تنها بر روی کیفیت خدمات درمانی اثرگذار است، بلکه می‌تواند بر موفقیت برنامه‌های پیشگیری و درمان نیز اثر بگذارد. این مطالعه نشان داد، بحران کووید ۱۹ تأثیرات عمیقی بر سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت داشته است. برای حفظ و بازسازی این اعتماد، ضروری است که اقداماتی مؤثر در زمینه‌ی ارتقاء کیفیت خدمات درمانی، پرورش شهروندان آگاه علمی، شفاف‌سازی اطلاعات وتعامل مثبت بین پزشکان و بیماران صورت گیرد.

محسن رضائی آدریانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

یکی از چالش‌های مهم در ارتباط گیرنده و ارائه‌کننده‌ی خدمت سلامت، مسائل و ارتباط مالی است. این ارتباط به دو گونه‌ی مستقیم یا غیرمستقیم است. در ارتباط مستقیم مالی گیرنده و ارائه‌کننده‌ی خدمت سلامت، معضلات اخلاقی متعددی پدید می‌آید که دریافت وجه خارج از تعرفه (زیرمیزی)، سهم‌خواهی، ارجاع به خود، ارجاع بیجا، تقاضای القایی، بستری و جراحی غیرضروری، از آن جمله هستند. در شیوه‌ی ارتباط غیرمستقیم، بخشی اندک از هزینه‌ی خدمات سلامت بر عهده‌ی گیرنده‌ی خدمت است و نهاد واسط (بیمه یا وزارت بهداشت) عمده‌ی این هزینه را پرداخت می‌کند. وجود نظام پزشک خانواده، همراه با سطح‌بندی و ارجاع دقیق و صحیح، تکمیل‌کننده‌ی شیوه‌ی ارتباط غیرمستقیم مالی است. در چنین حالتی این امکان وجود خواهد داشت که تعرفه‌ی خدمات، مطابق با هزینه‌ی تمام‌شده باشد و تعرفه‌ها به اصطلاح «واقعی» شوند. در این صورت، برای بسیاری از معضلات اخلاقی پیش‌گفته، زمینه‌ای برای بروز و ظهور وجود نخواهد داشت. در نظام سلامت کنونی، نمونه‌های موجود قطع ارتباط مستقیم مالی و نظام ارجاع، گویای چنین امکانی‌ است. قانون بیمه‌ی تصادفی (ماده‌ی ۹۲ برنامه‌ی چهارم توسعه)، پزشک خانواده‌ی کمیته‌ی امداد امام(ره)، ازجمله‌ی این نمونه‌ها هستند. در مراکز درمانی که محل ارجاع بیماران مصدوم هستند، کارکنان باسابقه که قبل و بعد از اجرای قانون بیمه‌ی تصادفی را در تجربه‌ی زیسته‌ی خود دارند، به‌روشنی به تفاوت آشکار قبل و بعد از اجرای این قانون اذعان دارند. مطالعات انجام‌شده هم به این موضوع اشاره دارند.

کوروش دلپسند،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

همه‌ی نظام‌های سلامت از یک طرف، به دلیل کمبود منابع، امکان ارائه‌ی همه‌ی خدمات ضروری به همه‌ی افراد جامعه را ندارند و از طرف دیگر، بهدنبال افزایش عدالت در دسترسی مردم به خدمات و مراقبت‌های سلامت هستند. اولویت‌بندی و تخصیص منابع از مهم‌ترین موضوعات بخش سلامت است و عادلانه‌بودن آن‌ها، نیازمند درنظرگرفتن معیارهای مختلف است. این مطالعه با هدف بررسی روش‌های تخصیص منابع نیروی انسانی بخش سلامت و تبیین چالش‌های تخصیص نیروی انسانی ماهر در کشور انجام شد. پژوهش حاضر از حیث روش‌‌شناسی، مطالعه‌ای کیفی بود و برخی از اعضای هیئت علمی که سابقه‌ی مسئولیت در دانشگاه را داشته‌اند، جامعه‌ی آماری آن را تشکیل دادند. جمع‌آوری داده‌ها به این صورت انجام شد که مشارکت‌کنندگان طبق توافق با محقق، در زمان و مکان توافق‌شده برای انجام‌دادن مصاحبه حاضر شدند و محقق مصاحبه را تا رسیدن به اشباع ادامه داد؛ ازاین‌رو، مصاحبه زمانی پایان یافت که مصاحبهشوندگان حرفی برای گفتن نداشتند و مصاحبهکننده نیز، پرسشی برای دستیابی به اهداف پژوهش نداشت. نتایج مستخرج را می‌توان در پنج دسته طبقه‌بندی کرد:
۱. اولویت کاری ما با بخش‌های تازه‌تأسیس و بیمارستان‌های جدیدالاحداث است؛ تعریف و اختصاص نیرو به شاخه‌های جدیدتر برای راه‌اندازی رشته‌ای جدید؛ فرایندهایی که به دلیل شرایط خاص استان که حتی ممکن است در لیست موارد حائز اهمیت برای وزارت بهداشت نباشد، تعریف می‌شوند؛ اولویت‌ها باید بر اساس شاخص‌ها و عملکرد نیروها تعیین شوند.
۲. به‌روزنبودن چارت‌ها؛ چارت‌های سازمانی غیرجواب‌گو؛ نیروگیری بر اساس چارت‌های قدیمی؛ تناسب‌نداشتن پست‌های ایجادشده با نیروی انسانی جذب‌شده؛ سیاست، سیاسی‌کاری، دروغ، تزویر و ریا.
۳. مسأله‌ی جمعیت شناور هر استان باید در کانون توجه قرار گیرد؛ حضور دوره‌ای و مقطعی عده‌ای به‌عنوان همراهان و تیم نیروی قرارداد به‌صورت شرکتی یا تبصری در کنار هر رئیس دانشگاه یکی از مشکلات در این خصوص است؛ باید طی پنج سال و با مدیریت اصولی و هدف‌گذاری‌های کوچک‌تر و منطقی آرام‌آرام به سمت جلو گام برداریم.
۴. مدیران منابع انسانی در دانشگاه‌ها تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیرنده نیستند؛ باید یک تیم کشوری از مدیران و متخصصان و صاحب‌نظران باتجربه در حوزه‌ی منابع انسانی تشکیل شود؛ باید بر اساس برآورد نیاز رشته‌های موجود بهدنبال نیروی انسانی رفت؛ طرحی تحت عنوان سنجش کارآمدی بگذاریم و همه‌ی بررسی‌های این‌گونه بر اساس روابط است؛ وزارت بهداشت ابلاغیه‌ی مخصوصی در این باره ندارد؛ سنجش کارآمدی باید بر اساس عملکرد نیروها و شاخص‌های تعریف‌شده‌ی مناسب صورت گیرد.
۵. مهاجرت نیروهای متخصص در انواع رشته‌ها از یک سو و استقبال‌نکردن پزشکان از ادامه‌ی تحصیل در مقطع تخصص در بعضی رشته‌ها مانند طب اورژانس و اطفال، افزودن کارشناسان متخصص، ارزیابی نیروها قبل از استخدام؛ انحلال وزارت بهداشت و تقسیم‌شدن این نهاد به زیرواحدهای جدا از هم، با سازوکار مالی و مدیریتی جداگانه.
در نهایت اینکه به نظر می‌رسد، صاحبنظران و سیاستگذاران شاغل در سازمان‌های بهداشتی و درمانی، باید برای اولویت‌بندی و تخصیص منابع انسانی، در کنار استفاده از معیارهای قدیمی، معیارهای دیگری را نیز مدّنظر قرار دهند.

هومن حیدری، شکیلا بل کافه، محمدرضا دین محمدی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

سلامت از راه دور (Telehealth) به‌عنوان روشی نوین در ارائه‌ی خدمات سلامتی، به‌سرعت در حال گسترش است؛ این روش، به‌ویژه در دوران همه‌گیری کرونا، امکانات جدیدی را برای دسترسی به مراقبت‌های سلامتی فراهم و به کاهش هزینه‌ها کمک کرده است؛ بااین‌حال، گسترش این پدیده، چالش‌های قانونی و اخلاقی بسیاری را به همراه داشته است که به بررسی دقیق نیاز دارند. در این مطالعه‌ی مروری، از کلیدواژه‌های پزشکی از راه دور، سلامت از راه دور، چالش‌های اخلاقی، چالش‌های قانونی و نظام سلامت برای جست‌وجو در پایگاه‌های علمی  PubMed, Scopus, CINAHL و Google Scholar استفاده شد. مقالات فارسی و انگلیسی منتشرشده در بازه‌ی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ انتخاب شدند. مقالات پژوهشی، مرورهای نظام‌مند و گزارش‌های موردی که به بررسی چالش‌های قانونی و اخلاقی در حوزه‌ی سلامت از راه دور پرداخته بودند، وارد بررسی شدند. پس از جست‌وجو و انتخاب اولیه، مقالات با استفاده از معیارهای کیفیت و اعتبار علمی ارزیابی شدند و در نهایت، مقالات منتخب برای تحلیل نهایی جمع‌آوری شدند. سلامت از راه دور، با چالش‌های متعددی مواجه است که به توجه ویژه نیاز دارند. یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌ها، حریم خصوصی و حفاظت از داده‌هاست؛ زیرا تبادل اطلاعات حساس بیماران می‌تواند تهدیداتی برای محرمانگی ایجاد کند و رعایت قوانین حفاظت از داده‌ها و تدابیر امنیتی برای حفظ اعتماد بیماران ضروری است؛ همچنین، رضایت آگاهانه‌ی بیماران از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ بیماران باید به‌طور کامل، درباره‌ی خطرات و مزایای این خدمات مطلع شوند و فرایندهای رضایت آگاهانه باید با شیوه‌های پزشکی از راه دور تطبیق یابند؛ افزون‌براین، درحالی‌که سلامت از راه دور می‌تواند دسترسی به خدمات سلامتی را بهبود بخشد، ممکن است نابرابری‌های موجود را تشدید کند؛ بنابراین، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ارتباطی و برنامه‌های سواد دیجیتال برای اطمینان از دسترسی عادلانه به خدمات، ضروری است. سلامت از راه دور با وجود چالش‌های قانونی و اخلاقی، مزایایی چشمگیر مانند راحتی و بهبود هماهنگی مراقبت‌ها را ارائه می‌دهد. برای افزایش این مزایا، ضروری است که به چالش‌های اشاره‌شده به‌طور ویژه توجه شود. همکاری بین سیاست‌گذاران و ارائه‌دهندگان خدمات سلامت برای توسعه‌ی دستورالعمل‌ها و مقررات جامع، کلید موفقیت در این حوزه است. این مطالعه بر اهمیت پرداختن به چالش‌های موجود و بهبود شیوه‌های سلامت از راه دور تأکید دارد تا از ارائه‌ی خدمات سلامتی ایمن و عادلانه اطمینان حاصل شود.

امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

ازآنجاکه سوءرفتار پژوهشی می‌تواند به‌عنوان واکنشی انطباقی در برابر محدودیت‌‌ها و فشارها و خواسته‌های برآمده از کارکردهای نامناسب نظام پژوهش تلقی شود، برای مدیریت آن، باید فعالیت‏های نظام پژوهش را در مسیر انتقال سیاست‏های پژوهشی (سطح کلان) به برنامه‏های توسعه‌ی پژوهش در مؤسسه‌ها (سطح میانی) و اجرای پژوهش توسط پژوهشگران (سطح خرد) رصد و بررسی کرد. این مطالعه با اتخاذ چهارچوب تحلیلی کلان- میانی- خرد، وظایف و راهبردها و فعالیت‌های شکل‌گرفته در سطوح سه‌گانه‌ی نظام پژوهش علوم پزشکی کشور را روشن می‌سازد؛ ازاین‌رو، سیاست‌گذاری‌های کلان پژوهش (سطح کلان) تا برنامه‌های عملیاتی برای توسعه‌ی پژوهش در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی (سطح میانی) و پژوهشگران به‌منزله‌ی انجام‌دهندگان پژوهش (سطح خرد) را در کانون توجه قرار می‌دهد. برای این منظور، سه سطح تحلیلی نظام پژوهش با توجه به مفروضه‏های این چهارچوب، تبیین و تعریف شدند. با تحلیل محتوای کیفی متون مربوطه، فعالیت‌هایی که در این سطوح می‏توانستند برای تأمین سلامت پژوهش مفید باشند، شناسایی و در قالب راهبردهایی مختلف ارائه شدند. یافته‌ها نشان داد، نظام پژوهش بر اساس چهارچوب تحلیلی موجود، یک نظام کلانِ صرف، بدون توجه به میان‌کنشِ بخش‌های آن نیست، بلکه نظامی است که تعامل و اثرگذاری میان‌بخشی اجزاء در آن وجود دارد. این رویکرد می‏تواند تمرکز و وضوح و توانمندی بررسی سوءرفتارهای پژوهشی را ارتقا دهد و با به‏کارگیری سطوح خُرد و میانی و کلان می‌تواند چالش‏های موجود در جریان تعامل فعالیت‏ها و عملکردهای مختلف نظام پژوهش و درهم‌تنیدگی آن‌ها را دنبال کند.

علیرضا حیدری، سید حامد آتشی، فریده کوچک، زهرا خطیرنامنی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 پاسخ‌گویی به نیازهای غیرطبی بیماران، بیانگر خواست بیماران و خانواده‌ها برای مشارکت فعالانه‌تر در تصمیم‌ها و برنامه‌های درمانی است. هدف این مطالعه، تعیین سطح پاسخ‌گویی به نیازهای غیرطبی بیماران بستری بود. این مطالعه، مقطعی و به روش توصیفی‌تحلیلی انجام شد. تعداد 392 بیمار بستری از مراکز آموزشی‌درمانی شهیدصیاد شیرازی و پنج آذر گرگان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گلستان در مطالعه شرکت کردند. روش نمونه‌گیری، تصادفی نظام‌مند بود. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ی روا و پایاشده‌ی پاسخ‌گویی سازمان جهانی بهداشت بود. میانگین سنی (±انحراف معیار) بیماران برابر با (92/16 ±17/45) سال بود. 1/55 درصد از بیماران مرد و مابقی زن بودند. میانگین نمره‌ی کلی اهمیت پاسخ‌گویی (±انحراف معیار) برابر با (45/4 ± 37/33) محاسبه شد که در سطحی بالاتر از متوسط قرار داشت. اغلب بیماران (بیشتر از 65 درصد)، همه‌ی ابعاد پاسخ‌گویی را خیلی مهم یا بی‌اندازه مهم ارزیابی کردند. مهم‌ترین بُعد از دیدگاه بیماران، مناسب‌بودن کیفیت محیط اطراف (9/95درصد) و کم‌اهمیت‌ترین بُعد، محرمانه نگهداشتن اطلاعات فردی (7/34درصد) بود. میانگین نمره‌ی کلی عملکرد پاسخ‌گویی (±انحراف معیار) برابر با (0.7 ± 8) 54/54 محاسبه شد و در سطحی بالاتر از متوسط ارزیابی گردید. نمره‌ی کلی اهمیت و عملکرد پاسخ‌گویی در بیمارستان‌های آموزشی شهیدصیاد شیرازی و پنج آذر گرگان در سطحی بالاتر از متوسط قرار داشت. ضروری است، به ابعادی که از نظر بیماران مهم تلقی شدند و از نظر عملکرد پاسخ‌گویی ضعیف‌ بودند، اولویت داده شود و مراکز آموزشی‌درمانی در پاسخ‌گویی به بیماران در خصوص جنبه‌های غیربالینی توجه بیشتری نشان دهند.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb