جستجو در مقالات منتشر شده


38 نتیجه برای پارسا

مجتبی پارسا، باقر لاریجانی، کیارش آرامش، سحرناز نجات، اکبر فتوحی، میر سعید یکانی نژاد، نجات ا.. ابراهیمیان،
دوره 9، شماره 6 - ( اسفند ماه 1395 )
چکیده

پرداخت‌های غیر رسمی یا زیرمیزی پدیده‌ای است که اهمیت اخلاقی ویژه‌ای دارد و به‌نظر می‌رسد در برخی از تخصص‌های پزشکی رایج باشد. این مطالعه‌ با هدف بررسی شیوع و عوامل موثر بر آن انجام شده است.  این پژوهش مطالعه‌ای مقطعی است که بین پزشکان متخصص عمدتاً جراح با تخصص‌های مختلف شرکت‌کننده در کنگره‌ها و برنامه‌های آموزش مداوم توسط پرسشنامه در سال 1392 و قبل از اجرای طرح تحول نظام سلامت انجام شده است. در این تحقیق 257 پرسشنامه وارد مطالعه شد. شیوع دریافت زیرمیزی در بین پزشکان مورد مطالعه که امکان دریافت زیرمیزی را داشتند نسبتاً زیاد (63/8 درصد) بود. پزشکان شاغل در بخش خصوصی و نیز پزشکان شاغل در شهر تهران و کسانی که نگرش مثبت به زیرمیزی داشتند بیش‌تر زیرمیزی دریافت می‌کردند. به باور پرسش شوندگان، شایع‌ترین علت، تعرفه‌های غیر واقعی و شایع‌ترین پیامد، بالا رفتن هزینه‌های بیماران بود.  متأسفانه، بیش از نیمی از پزشکان یا اعتقاد به غیراخلاقی نبودن زیرمیزی نداشتند یا نظر قاطعی نسبت به این‌که این عمل غیراخلاقی است ندادند. با توجه به رابطه‌ی مستقیم بین نگرش پزشکان و دریافت زیرمیزی به‌نظر می‌رسد در زمینه‌ی نشان دادن قبح زیرمیزی به پزشکان نیاز به آموزش وجود دارد. علت شیوع کم‌تر زیرمیزی در بخش دولتی شاید نظارت بیش‌تر در این بخش باشد.  به‌نظر می‌رسد با وضع راهنمای اخلاقی در جهت نشان دادن قبح دریافت زیرمیزی بین پزشکان و اصلاح ساختارهای نظام سلامت از جمله واقعی نمودن تعرفه‌ها بتوان تا حدود زیادی از بروز این پدیده جلوگیری کرد.

ندا یاوری، علیرضا پارساپور،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده

توجه روزافزون به آزادی‌های فردی در دهه‌های اخیر، موجب مطرح‌شدن اصل اخلاقی احترام به اتونومی بیمار و درک ضرورت مشارکت بیماران در تصمیم‌گیری‌های بالینی شد؛ اما روی دیگر سکه‌ی توجه روزافزون به اتونومی بیماران در عرصه‌ی تصمیم‌گیری‌های درمانی، وجود چالش جدی در تعیین محدوده‌ی پذیرفتنی برای ارزش‌نهادن به تصمیمات خودمختارانه‌ی بیماران است. این مسأله به‌ویژه زمانی که تصمیم بیمار، با تأمین بهترین منفعت برای او همسو نباشد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. همچنین تأکید بیش از حد بر احترام به اتونومی بیماران می‌تواند نتایج منفی دیگری مانند کاهش احساس مسئولیت پزشک در قبال تأمین بهترین منفعت برای بیماران و نیز امکان تقابل اتونومی بیمار با منفعت سایر افراد جامعه داشته باشد. به‌طور کلی باید گفت درباره‌ی محدوده‌ی قابل قبول برای ارج‌نهادن به ترجیحات و تصمیمات بیماران، نظرات مختلفی وجود دارد. درحالی‌که گروهی از صاحب‌نظران محدودسازی دامنه‌ی تأثیر اتونومی بیماران را در عرصه‌ی تصمیم‌گیری‌های پزشکی حمایت می‌کنند، گروهی دیگر اعمال اتونومی از سوی بیماران را نه به‌عنوان یک حق بلکه به مثابه یک وظیفه‌ی اخلاقی قلمداد می‌نمایند. این مقاله به تحلیل و نقد دلایل مختلف نظریه‌پردازان هر دو گروه پرداخته و در انتها برای توجه همزمان به حق اتونومی بیماران، در ضمن پیشگیری از پیامدهای ناخواسته‌ی احترام بی‌قید و شرط به خواسته‌ها و ترجیحات آنان، سازوکار مناسبی پیشنهاد می‌نماید.


رسول اسمعلی پور، مجتبی پارسا،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده

تزاحم منافع عبارت است از موقعیت‌هایی که قضاوت یا عملکرد حرفه‌ای در خصوص منفعت اولیه تمایل دارد که به‌صورت بی‌جهت و ناروا تحت تأثیر منفعتی ثانویه قرار گیرد. داروسازی یکی از حلقه‌های اصلی در فرایند ارائه‌ی خدمات سلامت محسوب می‌شود. در این فرایند ممکن است در بسیاری از موارد، موقعیت‌های تزاحم منافع رخ دهد که گاهی اوقات بر وظایف حرفه‌ای و اخلاقی داروسازان اثر گذاشته و منافع بیماران را به خطر می‌اندازد. اولین تکلیف داروساز، مراقبت از بیمار است و همیشه باید تلاش کند از هرگونه رفتاری که منافع (مادی و غیرمادی) بیمار را در معرض خطر قرار می‌دهد پرهیز نماید و منافع بیمار را بر منافع خود ترجیح دهد. داروساز باید چالش‌های موجود در داروخانه را که مسئولیت حرفه‌ای و اخلاقی داروساز را تحت تأثیر قرار می‌دهند، بشناسد و با تدبیر علمی و مهارت منطقی آن‌ها را مدیریت نماید. این چالش‌ها می‌توانند در پیوند با داروساز، با بیمار یا با دیگر افراد و سازمان‌ها رخ دهند که ازجمله‌ی آن‌ها می‌توان به ارتباط بین پزشک و داروساز، ارتباط غیرمنطقی داروساز با بیمار، ارتباط داروساز با شرکت‌های دارویی و غیردارویی و ارتباط داروساز با سازمان‌های بیمه‌گر اشاره نمود. برای مدیریت تزاحم منافع، دستورالعمل‌هایی متنوع تدوین شده است؛ اما به آن دسته از چالش‌های تزاحم منافع که به داروخانه اختصاص دارند کمتر توجه شده است که جا دارد به‌صورت کامل و جامع به این موضوع پرداخته شود. همچنان که در سند جامع اخلاقی نظام دارویی کشور، در اصل‌های متعدد، بارها به مسئولیت‌های حرفه‌ای و مدیریت تزاحم منافع اشاره شده است. در این مطالعه، موقعیت های تزاحم منافع و چگونگی تاثیر آن بر روابط حرفه ای داروساز با دیگران بررسی و مورد توجه قرار گرفت و این نتیجه بدست آمد که داروخانه باید محلی مناسب و با کیفیت برای ارائه خدمات دارویی به بیماران باشد و اولویت اول داروسازان نیز باید منافع و مصلحت های درمانی بیماران قرار بگیرد.
 

مجتبی پارسا، اعظم خورشیدیان،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده

بروز اَشکال مختلف روابط اقتصادی و تمایل حرفه‌مندان به کسب درآمد بیشتر، باعث ایجاد چالش‌های جدید در حرفه‌ی دندان‌پزشکی شده است؛ تعارض منافع یکی از این چالش‌هاست. جامعه انتظار دارد دندان‌پزشک در اقدامات حرفه‌ای خود منفعت و سلامت بیماران را در اولویت خود قرار دهد. در تعارض منافع، بین وظایف دندان‌پزشک در قبال بیمار و منافع شخصی‌اش تعارض به وجود می‌آید. مهم‌ترین نگرانی موجود، در اولویت قرارگرفتن اهداف تجاری به جای ارائه‌ی خدمات مبتنی بر دانش تخصصی از سوی دندان‌پزشکان است که می‌تواند به تنزل اعتماد بیمار به آنان منجر شود. تعارض منافع ممکن است به اشکال مختلف رخ دهد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به سهم‌خواری، خودارجاعی، دریافت هدیه از بیمار و صنعت اشاره کرد که در مقاله‌ی حاضر به صورت چهار نمونه‌ی بالینی بررسی خواهد شد.

امیرحسین مردانی، علیرضا پارساپور، احسان شمسی گوشکی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی تولیدات علمی حوزه‌ی اخلاق زیست‌پزشکی بر مبنای مقاله‌های فارسی انتشاریافته در مجله‌های ایران پرداخته است. نتایج نشان دادند که پژوهشگران، طی سال­های 1382 تا 1396، درمجموع، ۱۲۳۸ مقاله‌ی فارسی در این زمینه منتشر کرده‌اند. متوسط نرخ رشد سالیانه‌‌ی انتشار مقاله‌ها، 17/23 درصد است، اما این رشد از سال 1392 سیر نزولی یافته است. نرخ استنادپذیری مقاله‌ها (0/4 به ازای هر مقاله) حکایت از اثرگذاری اندک آن‌ها دارد. دانشگاه‌های علوم پزشکی شهیدبهشتی و علوم پزشکی تهران، به‌‌ترتیب، با انتشار ۳۶ درصد و ۳۳ درصد، بیشترین سهم را در انتشار مقاله‌ها داشته‌اند. پژوهش‌های اخلاق زیست‌پزشکی، در قالب مقاله‌های فارسی، به‌صورت میان‌رشته‌ای عمل کرده و پژوهشگرانی از رشته‌های علوم پزشکی، پرستاری و حقوق، بیشترین نقش را در تألیف و انتشار آن‌ها داشته‌اند. موضوعات اخلاق پزشکی، آموزش پزشکی و اخلاق اسلامی، به‌ترتیب، موضوعات پرتکرار در مقاله‌های فارسی‌اند. تنها ۲۲ درصد از این مقاله‌ها، به‌صورت مستقیم، به حمایت مالی دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی اشاره کرده‌اند.

جنت مشایخی، زینب درخشان، علیرضا پارساپور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

شأن اخلاقی انسان یا به‌عبارت دیگر، کرامت انسانی او، از دیرباز در کانون بحث و گفت‌وگوی متفکران مختلف قرار داشته است. تقریباً، همه‌ی نظریه‌هایی که به این موضوع پرداخته‌اند، در اصل کرامت‌داشتن انسان و برتری جایگاه او نسبت به همه‌ی موجودات هستی هم‌نوا هستند؛ ولی در چرایی و ملاک‌های این کرامت و برتری تفاوت‌هایی وجود دارد. تصمیم‌گیری در خصوص سرنوشت جنین، اعم از حفظ یا سقط او، در گرو تعیین تکلیف صاحب‌نظران درباره‌ی مبنا و ملاک کرامت و جایگاه انسانی و شأن اخلاقی جنین است. دو گروه نظریه به مبحث کرامت جنین پرداخته‌اند: نظریات سکولار و نظریات مبتنی بر ادیان و مکاتب. نظریات سکولار واجد جاذبه‌هایی است که شهود انسانی تاحدی آن را می‌پذیرد؛ اما هیچ‌یک خالی از نقد نیست و نقدهای وارد بر هر تئوری، همه در جای خود،‌تأمل‌برانگیزند؛ ازاین‌رو، این مقاله ضمن مرور برخی از نظرات سکولار و ادیان و مکاتب در زمینه‌ی جایگاه جنین و پرداختن به نقد برخی از آن‌ها، نظریه‌ی غالب کرامت انسانی جنین را بر مبنای تفکر شیعی ارائه می‌دهد. پیداکردن ریشه‌ی کرامت انسان با تکیه بر اندیشه‌ی بشری و بدون بهره‌گیری از منبع ماورای بشری و وحی، با چالش‌های جدی روبه‌روست. جنین انسانی، به علت استعداد تبدیل‌شدن به انسان، از همان ابتدای وجود، دارای جایگاهی ارزشمند است که با افزایش سن جنینی، بر ارزش آن افزوده می‌شود؛ تاآنکه با ولوج روح از سوی خداوند، کرامت انسانی می‌یابد. بر مبنای برداشت از معارف دینی، این ارزشمندی به دلیل صفات انسانی نیست؛ بلکه به خاطر اعطای آن در مقطع ولوج روح از سوی خداوند است؛ گرچه حتی سلول تخم نیز، به دلیل بالقوگی تبدیل‌شدن به انسان، نه‌تنها نباید از میان برده شود، بلکه باید مراقبت و حفاظت گردد.

محمود متوسل آرانی، مجتبی پارسا، سیدحسام‌الدین سیدین، نیکزاد عیسی‌زاده، عبدالرحمان رستمیان، محسن پرویز، حسین درگاهی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

فرهنگ سازمانی ارزش‌های غالب و مجموعه‌ای از ویژگی‌های کلیدی حاکم بر سازمان است. توجه به اهمیت فرهنگ سازمانی موجب افزایش بهره‌وری و رضایت شغلی کارکنان می‌شود. هدف از این مطالعه، شناسایی و احصا و طبقه‌بندی مؤلفه‌های فرهنگ سازمانی بر اساس ارزش‌های ایرانی‌اسلامی با رویکرد فراترکیب و با نگاه به سازمان‌های بهداشتی‌درمانی است. با استفاده از پایگاه داده‌های فارسی و انگلیسی و کلیدواژه‌های فرهنگ سازمانی، فرهنگ ایرانی‌اسلامی، شاخص، مؤلفه و سازمان‌های بهداشتی‌درمانی و رعایت ملاک‌های ورود و خروج منابع و با انجام مطالعه‌ی مروری حیطه‌ای و ورود داده‌ها به نرم‌افزار Excel، ابتدا تعداد 892 شاخص شناسایی و احصا گردید؛ در ادامه با به‌کارگیری روش دلفی و بهره‌مندی از تعداد هفت نفر از نخبگان فرهنگی در دانشگاه علوم پزشکی تهران و پس از انجام یازده مرحله، شاخص‌های تکراری و مشابه از نظر معانی، مفاهیم و مصادیق با یکدیگر ادغام و در قالب 39 مؤلفه گروه‌بندی شدند. علاوه‌براین مؤلفه‌های استخراج‌شده در سه سطح فرهنگ سازمانی، تقسیم‌بندی شدند و کاربرد مؤلفه‌های هر یک از سطوح در سازمان‌ها ارائه شد؛ لذا پیشنهاد می‌شود از مؤلفه‌های نهایی و کاربرد هر یک از آن‌ها در عملکرد سازمان‌های بهداشتی‌درمانی، به‌ویژه دانشگاه علوم پزشکی تهران، به‌عنوان یک منشور فرهنگ سازمانی بهره گرفته شود.

فضه سلیمی، محمدباقر پارساپور، زهرا نیکخواه فرخانی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

بیماری کرونا یک بحران جهانی است که سیستم های حکومتی را متأثر نموده است. گذار از بحران ها، نیازمند تدابیر بخردانه است. حکمرانی یک فرایند پیوسته است که از طریق آن منافع متضاد همساز می شود و اقدامات همکاری جویانه اتخاذ می گردد. مؤخرترین نظریه در این مفهوم، حکمرانی مطلوب است که مشخصاً در هنگامه بحران، میزان اهمیت آن دوچندان می گردد. حکمرانی خوب محصول مشارکت مطلوب سه نهاد حکومت، جامعه مدنی و بخش خصوصی است.  مؤلفه های حکمرانی مطلوب از دیدگاه بانک جهانی، سازمان ملل متحد و اندیشمندان این حوزه، متعدد است. ستاد ملی مبارزه با کرونا به دستور مقام معظم رهبری و بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی اسفند ماه 1398 تشکیل گردید تا در خصوص مقابله با بیماری کووید-۱۹ از جمله اعلام تعطیلی‌ها و سایر تدابیر محدود کننده در موارد تخلف از دستورالعمل‌های بهداشتی تصمیمات مقتضی را اتخاذ نماید. در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی تلاش شده است تا ضمن تعیین حدود صلاحیت ستاد مذکور در قاعده گذاری، به تبیین مؤلفه های حکمرانی مطلوب در این دوران با توجه به مصوبات یگانه مقنن در این حوزه بپردازد. از دیدگاه نگارندگان، مصوبات ستاد ملی کرونا به عنوان یکی از شوراهای فرعی شورای عالی امنیت ملی، فراتر از قانون عادی است و از میان مؤلفه های موجود؛ کارایی و اثر بخشی،  شفافیت و پاسخگویی و اجماع محوری در مصوبات بازشناسی شد.

محمدحسین افتخاری، علیرضا پارساپور، آیت احمدی، باقر لاریجانی، ندا یاوری، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

پزشکی تدافعی، انجام‌دادن اقداماتی است که اندیکاسیون پزشکی و منفعتی برای بیمار ندارد (پزشکی تدافعی مثبت) یا خودداری از انجام‌دادن اقداماتی پرخطر است که دارای اندیکاسیون پزشکی و منفعت برای بیمار است (پزشکی تدافعی منفی). پزشک این اقدامات را، صرفاً با انگیزه‌ی محافظت از خود در برابر شکایت‌ها یا تنش‌هایی مانند اعتراض بیمار یا همکاران انجام می‌دهد و معمولاً موجب واردشدن آسیب جسمی، روانی یا اقتصادی به بیمار یا نهاد پرداخت‌کننده‌ی هزینه‌ی درمانی مانند سازمان‌های بیمه‌گر می‌شود که می‌تواند عواقبی را به لحاظ کیفیت مراقبت افراد و بهره‌وری از منابع محدود سلامت در پی داشته باشد. عواملی، ازجمله نگرانی پزشک از شکایت و دادرسی، ممکن است به رفتارهای تدافعی منجر شود. این مقاله به ارائه‌ی پیشنهاداتی برای مدیریت این‌گونه رفتارها و پیشگیری از آن‌ها، شامل سه دسته‌ی کلی راهکارهای مرتبط با اصلاح سیستم رسیدگی به شکایت بیماران، راهکارهای اجتماعی مدیریت و پیشگیری از پزشکی تدافعی و راهکارهای مدیریتی‌سازمانی پرداخته است. این راهکارها بر اساس یافته‌های منتج از تحقیقی ترکیبی، شامل مرور غیرنظام‌مند منابع و مطالعه‌ی کیفی با روش برگزاری مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته تنظیم شده‌اند؛ همچنین، گروه اخلاق پزشکی فرهنگستان علوم پزشکی ایران، نتایج آن را بررسی کرده‌اند.

فرزاد زکیان خرم آبادی، علیرضا پارساپور، باقر لاریجانی، امیرحسین تکیان، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

حق بر دسترسی به خدمات سلامت، به‌عنوان جزئی از حقوق بنیادین بشر، متأثر از شرایط و امکانات دولت‌ها و اوضاع بین‌المللی، همواره با چالش‌هایی روبه‌رو بوده است. علی‌رغم صراحت سیاست‌های کلی و اسناد بالادستی در نظام سلامت ایران، در خصوص لزوم برخورداری مهاجران و پناهندگان از خدمات سلامت و عضویت ایران در کنوانسیون‌های مربوطه، ضمانت اجرای مفاد این اسناد به دلایل مختلف، ازجمله نارسایی قوانین مربوط به مهاجران و پناهندگان و اجرای نادرست برخی قوانین موجود، منسجم و کامل نیست. گروه تحقیق، نسخه‌ی اول پیش‌نویس راهنمای اخلاقی ارائه‌ی خدمات سلامت به مهاجران را، با استفاده از داده‌های پژوهشی مبتنی بر مرور اسناد مرتبط و مطالعه‌ی کیفی، تهیه و بر اساس نظرات شرکت‌کنندگان در یک گروه هیأت متخصصان، نهایی کرده‌اند. در این پیش‌نویس، پس از تبیین ارزش‌ها و اصول اخلاقی حاکم بر ارائه‌ی خدمت به مهاجران افغان، راهنماها و تکالیف پیشنهادی برای ذی‌نفعان اصلی درگیر و مرتبط با موضوع، ازجمله سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان کلان نظام سلامت، مؤسسات و مراکز ارائه‌ی خدمات سلامت، حرفه‌مندان و ارائه‌دهندگان خدمات سلامت، سازمان‌های حرفه‌ای، فعالان جامعه‌ی مدنی، رسانه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد و پژوهشگران و متولیان پژوهش و آموزش پزشکی ارائه شده است

امیراحمد شجاعی، فضل الله حسنوند، حمیدرضا نمازی، مجتبی پارسا، دانشجوی PHD کبری رشیدی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

اخلاق‎حرفه‎ای مبتنی بر ارزشها، تکالیف، حقوق و مسئولیت‎های انسانی بنا شده است و شرایط حرفه‎ای و سازمانی پرستاران را متاثر می‎سازد. در این راستا، این پژوهش با هدف شناخت ابعاد اخلاق‎حرفه‎ای پرستاران از دید ایشان و پزشکان؛ با روش کیفی و با استفاده از مصاحبه نیمه‎ساختاریافته، با مشارکت 26 پزشک متخصص اخلاق‎پزشکی، متخصص بالینی، دستیار بالینی و اینترن و 20 پرستار براساس اشباع نظری با روش نمونه‎گیری هدفمند، پس از کسب رضایت‎آگاهانه از ایشان انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده‎ها از روش تحلیل محتوا استفاده شد که در نرم‎افزار MAXQDA نسخه 18 انجام شد. یافته‎ها نشان‎داد که؛ اخلاق‎حرفه‎ای پرستاران مبتنی بر یک چارچوب چهاربعدی بود؛ اخلاق‎حرفه‎ای پرستاران در ارتباط با بیمار (شش خرده‎مولفه)، در ارتباط با همکاران در رده‎های مختلف (چهار خرده‎مولفه)، در ارتباط با حرفه (سه خرده‎مولفه‎) و در ارتباط با بیمارستان و سازمان‎های درمانی (دو خرده‎مؤلفه). پایایی کدگذاری مولفه‎ها براساس شاخص کاپا برابر با 88/0 بود. بنابراین می‎توان گفت که ابعاد اخلاق‎حرفه‎ای پرستاران از دید افراد مورد مطالعه در ارتباط با خود و دیگران (بیماران، همکاران، سازمان و حرفه) معنا پیدا می کند. پرستاران با شناخت و رعایت جزئیات و ماهیت این ارتباطات و تک‎تک حقوق این افراد از دید خود، می‎توانند اصول اخلاق‎حرفه‎ای را در پیشبرد اهداف سازمان و افزایش کیفیت خدمات، رضایت‎مندی دیگران و اعتلای جایگاه حرفه، اجرایی نمایند.

مجتبی پارسا،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 اصطلاح خودارجاعی پزشک، بدان معناست که پزشک، بیمار را به تسهیلاتی که خود در آن‌ها نفع مالی دارد، ارجاع دهد و به دو شکلِ در محل طبابت و خارج از محل طبابت صورت می‌گیرد. نوشتار حاضر، مطالعه‌‌ای مروری غیرنظام‌مند است که جنبه‌های اخلاقی خودارجاعی را بررسی می‌کند. درباره‌ی خودارجاعی، نظرات موافق و مخالف وجود دارد. موافقان معتقدند، این امر با ایجاد فضای رقابتی، موجب کاهش هزینه‌ها و افزایش میل به سرمایه‌گذاری در خدمات سلامت، خصوصاً در مناطق محروم می‌شود؛ همچنین، هم برای پزشک و هم برای بیماران (از طریق کاهش هزینه‌ها) منافع مالی به دنبال دارد و موجب دسترسی راحت‌تر و باکیفیت‌تر بیماران به خدمات سلامت می‌شود؛ اما مخالفان خودارجاعی به استناد مطالعات متعدد انجام‌شده معتقدند، این پدیده به استفاده‌ی بیش‌ازحد و غیرضروری از خدمات مراقبت سلامت و در نتیجه افزایش هزینه‌ها، کاهش کیفیت خدمات ارائه‌شده و به‌مخاطره‌افتادن ایمنی و سلامتی بیمار منجر خواهد شد. در برخی کشورها، مثل ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، راهنمای اخلاقی مبنی بر غیراخلاقی‌بودن خودارجاعی پزشکان یا لزوم آشکارسازی درباره‌ی آن و نیز مقررات برای مقابله با آن وجود دارد.

مجتبی پارسا،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده


این مقاله نامه به سردبیر و فاقد چکیده است.
مجتبی پارسا،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

زیرمیزی پولی است که پزشک، خارج از تعرفه‌ی مصوب و تعیین‌شده برای ارائه‌ی خدمات پزشکی (معمولاً عمل جراحی) از بیمار مطالبه و دریافت می‌کند. در این مطالعه جنبه‌های اخلاقی و حقوقی و فقهی این پدیده که در بین برخی پزشکان رواج یافته، بررسی شده است. این مطالعه‌ی کیفی، ماحصل مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با هفده نفر از صاحب‌نظران رشته‌های فقه، حقوق، اخلاق حرفه‌ای، فلسفه‌ی اخلاق، اخلاق پزشکی، اقتصاد سلامت و روان‌شناسی اجتماعی است که با روش تحلیل محتوای مرسوم تحلیل و بررسی شده؛ همچنین، از یازده نفر از مراجع عظام، شامل حضرات آیات خامنه‌ای، نوری همدانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، شبیری زنجانی، موسوی اردبیلی، سیستانی، شاهرودی، علوی گرگانی، جعفر سبحانی و یثربی استفتا شده است. در نتایج به‌دست‌آمده از مصاحبه‌ها با صاحب‌نظران، به دریافت زیرمیزی از جنبه‌هایی مانند درنظرنگرفتن مصالح بیماران و ضرررساندن به آن‌ها، به‌خصوص به بیماران فقیر، خدشه در عنصر اعتماد بین پزشک و بیمار، خلاف قوانین و مصالح جاری کشور بودن، ترویج بی‌قانونی، خلاف تعهدات پزشکی و اخلاقی پزشک بودن، اجبار یا اکراه بیمار در پرداخت زیرمیزی، نبودن دریافت یا پرداخت زیرمیزی تحت لوای عقود شرعی، خدشه وارد شده است. به‌علاوه ذکر شد، پزشکی حرفه‌ای (Profession) است که در آن باید منافع بیماران بر پزشکان اولویت داده شود که در اینجا، این موضوع نقض شده است؛ همچنین، در استفتا از مراجع عظام، اکثر قریب به اتفاق آنان، به‌خصوص مراجعی که دیدگاه حکومتی داشتند، این امر را جایز ندانستند و بعضاً دریافت چنین پولی را حرام دانستند. دریافت زیرمیزی به لحاظ اخلاقی و حقوقی و فقهی محل اشکال جدی و بعضاً حرام است. ممکن است، پرداخت زیرمیزی از جانب بیمار به خاطر اجبار به پرداخت آن، اشکالی نداشته باشد، اما دریافت آن از جانب پزشک حتماً اشکال دارد.

مجتبی پارسا، مریم مدبر، شیوا خالق پرست،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 در عصر حاضر، افزایش نگران‌کننده‌ی میزان مبتلایان به بیماری آلزایمر، باعث توجه بیشتر به مباحث مربوط به مراقبت و تصمیم‌گیری جایگزین برای این گروه ویژه از جامعه شده است. چهار اصل اخلاقی «سودرسانی»، «ضررنرساندن»، «احترام به خودمختاری» و «عدالت» از اصول مبنایی هستند که در تصمیم‌گیری‌های پزشکی، ملاک عمل قرار می‌گیرند. در این مقاله، یـک گزارش موردی از بیمار سالمند مبتلا به آلزایمر و مسائل اخلاقی مرتبط با تصمیم‌گیری‌های درمانی در صورت نبود تصمیم‌گیرنده‌ی جایگزین مطرح شده است. معمولاً در افراد فاقد ظرفیت تصمیم‌گیری، از تصمیم‌گیرنده‌ی جایگزین و علاوه ‌بر آن، در برخی از کشورها از راهنمای پیشینی مراقبت استفاده می‌شود. در صورت نبود آن‌ها، کارکنان پزشکی می‌توانند با درنظرگرفتن اصول اخلاقی پیش‌گفته، در جهت حصول بهترین منافع بیمار با لحاظ‌کردن وضعیت فرهنگی و اجتماعی فرد، تصمیم‌گیری کنند.

لیلا مسعودی یکتا، احسان حسن پور پازواری، علیرضا پارساپور، احسان شمسی کوشکی، محمد جلیلی، امیراحمد شجاعی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 تنش‌های اخلاقی یکی از چالش‌های عمده‌ای است که کادر درمان با آن مواجه می‌شوند. این تنش‌ها به معنای ناتوانی فرد در عمل، بر اساس ارزش‌های درونی و حرفه‌ای خود، به دلیل فشارهای داخلی و خارجی است. متخصصان بهداشت و درمان ممکن است با موقعیتی روبه‌رو شوند که در آن‌، درباره‌ی درستی یا نادرستی تصمیمات و اقدامات درمانی دچار تردید شوند و در برابر تغییراتی که آن‌ها را غیراخلاقی می‌دانند، احساس ناتوانی کنند. مطالعه‌ی حاضر، با هدف تبیین تجربه‌ی تنش‌های اخلاقی پزشکان طب اورژانس و پرستاران در بخش اورژانس انجام شد. مطالعه، کیفی و به روش تحلیل محتوا بود و در آن با ۲۵ نفر از کادر درمان که با روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف انتخاب شده بودند، مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته انجام گرفت. داده‌ها با نرم‌افزار MAXQDA 2018 تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌های این پژوهش نشان‌دهنده‌ی این است که تجربه‌ی تنش‌های اخلاقی پزشکان طب اورژانس و پرستاران بخش اورژانس در چهار زمینه‌ی اصلی تنش‌های مرتبط با حقوق بیمار، تنش‌های مرتبط با رابطه‌ی کادر درمان و همکاران، تنش‌های مرتبط با مدیریت و تنش‌های مرتبط با حرفه‌مندان بود؛ بنابراین، ازدحام جمعیت، کمبود کادر درمانی، نبود تناسب میان حقوق و مزایا و حجم کاری و سوءمدیریت در منابع، اعم از انسانی و فیزیکی از مهم‌ترین علل ایجادکننده‌ی تنش در بخش اورژانس بیمارستان امام‌خمینی(ره) است. برنامه‌ریزی برای بهبود تریاژ، توجه شایسته به منابع انسانی، متناسب‌سازی منابع با نیازها، پایش جمعیت مجاز به حضور و تدوین پروتکل جامع و شامل برای کارکنان، می‌تواند به بهبود ارائه‌ی خدمات مراقبتی به بیماران بیانجامد.

مجتبی پارسا، سودابه مهدی زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

خشونت خانگی و سوءرفتار با زنان، به‌خصوص خشونت شریک زندگی، یک مشکل بهداشت عمومی فراگیر است. خشونت خانگی با طیفی وسیع از مشکلات سلامتی جسمی و روانی همراه است و بر سلامت و رفاه فرد آسیب‌دیده تأثیر منفی میگذارد. زنانی که در معرض خشونت قرار می‌گیرند، برای کاهش پیامدهای منفی این خشونت‌ها به کمک نیاز دارند؛ ازاین‌رو، نهادهای سلامت، در ارائه‌ی مراقبت جامع سلامت به زنان خشونت‌دیده، نقشی مهم دارند. مواجهه‌ی پزشکان با زنانی که تحت خشونت خانگی قرار گرفته‌اند، به‌ویژه در کشور ما که دستورالعمل اختصاصی در این زمینه وجود ندارد، چالش‌ها و مسائلی اخلاقی را به همراه دارد. در این مقاله، با ارائه‌ی یک نمونه، برخی از چالش‌ها و مسائل اخلاقی مطرح در این زمینه بررسی شده است.

پارسا فرمهین فراهانی، زهرا ترکاشوند،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 یکی از مسائل اخلاقی‌حقوقی کلیدی در حرفه‌ی پزشکی، اعتماد بیماران به کیفیت مراقبت و رعایت استانداردهای حرفه‌ای است. این دیدگاه به بررسی ابعاد اخلاقی‌حقوقی استفاده از دوربین‌های مداربسته در واحد مراقبت‌های ویژه (ICU)  با تمرکز بر یک نمونه‌ی حقوقی‌اخلاقی پرداخته است. در این منظر، همراهان بیمار درباره‌ی کیفیت مراقبت‌ها تردید داشته و درخواست بررسی تصاویر ضبط‌شده را مطرح کردند. از نظر اخلاقی‌حقوقی، ثبت وقایع توسط تیم درمان، مشروط به رعایت حریم خصوصی، ضوابط حفظ داده‌ها و مقررات نظارت تصویری، می‌تواند به حفظ حقوق بیماران، شفاف‌سازی عملکرد کادر درمان و پیشگیری از سوءتفاهم‌های حقوقی کمک کند. این مقاله، ضمن مدنظر قراردادن مزایا، به تبیین ملاحظات قانونی مانند اطلاع‌رسانی به بیماران، محدودیت‌های دسترسی و مدیریت داده‌ها نیز پرداخته است. در نهایت، می‌توان چنین نتیجه گرفت که استفاده از دوربین‌ها درICU، به شرط تطبیق با الزامات قانونی و نهادی می‌تواند به تقویت اعتماد، اثبات رعایت اصول اخلاقی و کاهش شکایات حقوقی یاری رساند.


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb