76 نتیجه برای سلامت
حنان حاجی محمودی، فرزانه زاهدی،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
عدالت از مبانی اساسی اخلاق در نظام سلامت محسوب میشود و برقراری آن در سطح کلان جامعه در گرو اتخاذ سیاستهای مناسب از سوی سیاستگذاران و متولیان سلامت است. در این میان، سیاستهای سلامت و نظامهای دریافت و پرداخت تأثیر بسیار مهمی بر کارآیی نظام سلامت و کنترل مطلوب هزینهها دارند. آنچه در این مقاله خواهد آمد مروری است بر نظامهای تأمین مالی و بازپرداخت به ارائهکنندگان خدمات که اثرات هر یک بر افزایش یا کاهش هزینهها ذکر شده است. همچنین، سیاستهای مالی در نظام سلامت کشور و چالشهای مرتبط با آن نیز به اختصار بیان خواهد شد.
واضح است که هیچیک از نظامهای دریافت و پرداخت هزینههای سلامت کامل و بدون نقص نیست و هر یک به نحوی خطر مالی را بهسوی گیرندگان یا ارائهکنندگان خدمت سوق خواهد داد. لذا از متولیان سلامت انتظار میرود با توجه به شرایط اجتماعی -اقتصادی، ترکیبی از بهترین گزینهها را در راستای پوشش هرچه بیشتر خدمات و برقراری عدالت در نظام سلامت انتخاب کنند. بدیهی است نظامهای دریافت و پرداخت کارآ و مثمرثمر در جامعه باید بهطور معقول و عادلانه حقوق همهی طرفها را لحاظ کنند. آنچه نظام فعلی کشور نشان میدهد درصد بالای سهم مردم در تأمین هزینههای سلامت است که باید با اتخاذ سیاستهای مناسب، در راستای کاهش آن تلاش شود. با توجه به روند پرشتاب اجراییشدن طرح پزشک خانواده در شهرهای بزرگ، این مقاله برای بسیاری از مدیران نظام سلامت، پزشکان و سایر همکاران مفید خواهد بود.
محمدرضا امیر اسماعیلی، محمود نکوئی مقدم، عاطفه اسفندیاری، فاطمه رمضانی، هدایت سالاری،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
در سالهای اخیر بحث رابطهی مالی پزشک و بیمار و مسائلی همچون پرداختهای غیررسمی بهعنوان کاری غیراخلاقی ولی جاری در بخش سلامت اکثر کشورهای جهان از جمله جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است که تهدیدی برای اعتبار حرفهی پزشکی محسوب میشود. این پرداختها در نقاط مختلف جهان میتواند علتهای خاص خود را داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی علل و چگونگی پرداختهای غیررسمی در بیمارستانهای شهر کرمان در سال 1390 بود. این مطالعه با استفاده از روش پژوهش کیفی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختارمند انجام شده است. مصاحبههای هدفمند با استفاده از یک نمونهی هدفمند متشکل از 45 نفر از بیماران، پزشکان و سیاستگذاران در شهرستان کرمان در ایران در سال 1390 انجام شد. این مطالعه با مجوز کمیتهی اخلاق پزشکی دانشگاه و تکمیل فرم رضایت از مصاحبهشوندگان انجام شد. در این مطالعه در خصوص دلایل پرداختهای غیررسمی از مصاحبه شوندگان سؤالاتی پرسیده شد و دادهها با استفاده از تحلیل محتوا مورد آنالیز قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که دلایل متعددی برای پرداختهای غیررسمی وجود دارد که شامل عوامل فرهنگی، عوامل مرتبط با کیفیت و عوامل قانونی است. دلایلی نیز برای دریافتهای غیررسمی توسط پزشکان کشف شد که شامل عوامل مربوط به تعرفهها، عوامل ساختاری، عوامل اخلاقی و همچنین نشان دادن مهارت و شایستگی ارائهکنندگان خدمات است. مطالعهی حاضر منتج به ارائهی دلایلی برای پرداختهای غیررسمی شد و اکثر دلایلی که کشف شد، شباهت زیادی با نتایج مطالعات سایر کشورهای جهان دارد؛ به این ترتیب که نشان داد که بودجهی ناکافی نظام سلامت و پرداختهای رسمی ناکافی به پزشکان، از مهمترین عوامل مرتبط با عرضه هستند که منجر به پرداختهای غیررسمی میشوند. اما با توجه به اینکه مطالعات کیفی معمولاً دلایل احتمالی را کشف میکنند، بنابراین، برای بیان قطعی علل به مطالعات بیشتر نیاز است.
سیده فاطمه واثق رحیمپرور ، لیلا نصیریانی، تهمینه فرج خدا، ناصر بحرانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
عملکرد اخلاقی یکی از مولفههای اصلی ارائهی مراقبت با کیفیت و شایسته به زنان و مادران است. این مطالعه با هدف تعیین میزان رعایت کدهای اخلاق حرفهای در ماماهای مراکز بهداشتی - درمانی شهر تهران طراحی شد. این مطالعه توصیفی- مقطعی، در سال 1392 انجام شد. 125 نفر از ماماهای مراکز بهداشتی - درمانی شهر تهران بهروش طبقهای سهمیهای بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی خود گزارش دهی شامل دو بخش بود: مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه روا و پایای کدهای اخلاق ارائهدهندگان خدمات سلامت باروری. در پژوهش حاضر 10 حیطه از این پرسشنامه (شامل 43 سؤال در مقیاس لیکرت 5 قسمتی از خیلی کم تا خیلی زیاد) مورد استفاده قرار گرفت. جهت تحلیل دادهها از آمار توصیفی در نرمافزار SPSS استفاده شد. میزان رعایت کدهای اخلاق حرفهای در ماماهای مراکز بهداشتی - درمانی شهر تهران 522/0±866/3 بود. لازم به ذکر است که حداقل نمرهی 1 و حداکثر 5 بوده است. میزان رعایت هر حیطه به تفکیک عبارت بود از: رعایت حق کرامت انسانی مددجو 676/0±77/3، حق تصمیمگیری مددجو 58/0±61/3، اخذ رضایت آگاهانه از مددجو 889/0±48/3، آشکار سازی اطلاعات برای مددجو 74/0±4، رعایت حق محرمانه نگه داشتن اطلاعات مددجو 844/0±83/3، افشاء اطلاعات مددجو 723/0±47/3، رعایت حق حریم خصوصی مددجو 709/0±08/4، سودرسانی و عدم ضرررسانی به مددجو 698/0±97/3، رعایت عدالت نسبت به مددجو 802/0±14/4 و ارتباط حرفهای با همکار 709/0±23/4. پیشنهاد میشود جهت ارتقاء هر چه بیشتر کیفیت خدمات مامایی، به آموزش اخلاق حرفهای (تئوری و بالینی( بیشتر از قبل توجه گردد و کدهای اخلاق مامایی پس از اطلاعرسانی گسترده، بهکار گرفته و پایش شود.
باقر لاریجانی، فرزانه زاهدی، زینب پور ذهبی، سمانه تیرگر، فاطمه میرزایی ،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
از طرح موضوع سلامت معنوی (spiritual health) در مجامع علمی حدود پنج دهه میگذرد و با وجود مطالعات زیادی که تاکنون در این زمینه انجام شدهاست، همچنان اتفاقنظری روی تعریف و مؤلفههای آن وجود ندارد. این در حالی است که یکی از ویژگیهای بارز معارف اسلامی - با قدمتی چند صد ساله- پرداختن به سلامت معنوی میباشد. گرچه توجه به ابعاد مختلفی که امروزه در سلامت معنوی بیان میشود، میتواند ارزشمند بوده و اندکی فراتر از نگاه محدود مادی باشد، لکن پرداختن به سلامت معنوی از نگاه معارف اصیل اسلامی و سیرهی عالمان بزرگ، افقی جدید را در این حیطه باز خواهد نمود. در این راستا، این مقاله بهصورت یک مطالعهی کتابخانهای و با مرور برخی از کتب علامه حسنزاده آملی، تلاشی است برای ارائهی تعریفی ساده و کاربردی از سلامت معنوی و مؤلفههای آن از منظر ایشان. رهآورد این مطالعه، سلامت معنوی را همان سلامت نفس (مصطلح در متون فلسفه وعرفان اسلامی) میداند که عمدتاً رابطهی متقابلی با سلامت مراتبی از روح (روح بخاری) و نیز جسم سالم دارد. همچنین، سبک زندگی را بهعنوان عامل اصلی در سلامت این مراتب روح و در نتیجه سلامت معنوی مورد توجه قرار میدهد. بیان مصادیقی از سیرهی علمی و عملی علامه حسنزاده آملی، مؤلفههای تأثیرگذار بر سلامت معنوی را ملموستر نمودهاست
محمود متوسل آرانی، محمدحسن علم الهدی، نیکزاد عیسیزاده، غلامرضا نورمحمدی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
اصول اخلاق پزشکی نوین، بهویژه اصل ضررنرسانی، کادر درمانی را به پرهیز از هر گونه آسیب و زیان به بیمار توصیه میکند. فقهای اسلام نیز، با بهرهگیری از منابع و متون دینی، قواعدی را عرضه کردهاند که در بسیاری از حوزههای زندگی کاربرد دارند. از جملهی این قواعد، قاعدهی «لاضرر» است که در این مقاله به بررسی این قاعده و کاربردهای آن در پزشکی میپردازیم. افزون بر مباحث سندشناسی، فهم درست واژههای «ضرر» و «ضرار» و نفی یا نهی بودن حرف «لا» در ابتدای مستند قاعده، از مباحث اساسی و اختلافی است. پیوند اعضا، تنظیم خانواده و کنترل بارداری، مسئولیتپذیری در حفظ سلامت، لزوم مراجعهی بیمار به پزشک برای معالجه، مسئولیت مدنی پزشکان در امر درمان و مسئولیت متولیان جامعه در کنترل ایدز، از مسائل مبتلابه امروز نظام سلامت است که قاعدهی لاضرر در آنها جاری و ساری است.
سیدمحمدحسن علمالهدی، محمدرسول ایمانی خوشخو، محمود متوسل، محمود مطهرینیا،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
سلامت حیطهای گستردهتر از سلامت تن را شامل میشود و سلامت روح، روان و شخصیت اجتماعی را نیز در بر میگیرد. اثبات شده است که والدین نهتنها منتقلکنندهی صفات ژنتیکی به فرزندان هستند، بلکه ملکات اخلاقی و صفات اکتسابی را نیز بهصورت اپیژنتیکی به فرزندان منتقل میکنند. همین امر، مسئولیت والدین و خصوصاً، مادران را مضاعف میکند. در متون اسلامی، سفارشهایی درخصوص انتخاب همسر و نیز آداب مربوط به انعقاد نطفه و زمان بارداری یافت میشود که امروزه میتوان آنها را از عوامل اپیژنتیکی در شکلدهی شخصیت کودک به شمار آورد. پرهیز از ازدواج با زنان بدخلق، یاد خدا هنگام انعقاد نطفه و پرهیز از انجام نکاح در زمانها، مکانها و حالتهای خاص که تأثیری منفی بر روح و روان میگذارد، ازجملهی این عوامل است. اگرچه با معیارهای امور تجربی نمیتوان این عوامل را سنجید، تأثیر آنها بر سلامت جنین به روش خاص خود بررسیشدنی است. چگونگی نقش مادر بر سلامت فرزند، از جنبهی محیط، ژنتیک و اپیژنتیک، پرسشی است که نگارندگان مقاله، کوشیدهاند با پژوهش در منابع اسلامی و علوم جدید، به آن پاسخ دهند.
قاسم احمدی، علی الهامی، رضا باقیزاده، حسین مرادی، محمود مطهرینیا،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
اخلاق پزشکی دانشی میانرشتهای است که گسترهی آن سلامت عمومی را در بر میگیرد و سلامت مفهومی کلی است که شامل ابعاد جسمی، معنوی، شناختی و اخلاقی میشود. در این میان «سلامت اخلاقی»، بهعنوان یکی از مصادیق اخلاق پزشکی در نظر گرفته شده که در این پژوهش با روش تحلیل محتوایی بین اسلام و فمینیسم در تأثیر جنسیت در اخلاق بررسی میشود. تأثیر یا عدم تأثیر جنسیت در اخلاق، مهمترین اختلاف اسلام با فمینیسم است. روح این اختلاف در مبانی معرفتشناختی دو دیدگاه آشکار میشود: اسلام خداوند و فمینیسم بشر را تعیینکنندهی اخلاق و رفتارهای اخلاقی میداند. در اسلام، جنسیت در اخلاق و چگونگی رفتارهای اخلاقی اثرگذار است و موجب تفاوت رفتارهای اخلاقی بین زن و مرد میشود؛ اما در دیدگاه فمینیسم، جنسیت در رفتارهای اخلاقی اثر نمیگذارد؛ آنان با قائلشدن به تشابه زن و مرد در حوزهی رفتارهای اخلاقی، نقشهای جنسیتی اخلاقی را که نظام آفرینش بر عهدهی هر یک از آنان نهاده، نادیده گرفته و با طرح همسانی جنسیتی زنان و مردان به اخلاق «دوجنسیتی» (Bigender) رو آورده است. این نگرش علاوه بر آسیبرساندن به سلامت اخلاقی، پیامدهایی غیراخلاقی نیز در پی داشته است. نوشتار حاضر سعی دارد ضمن ارزیابی نحلههای مختلف فمینیستی، به تبیین دیدگاه اسلام و پیامدهای دیدگاه فمینیسم در موضوع تأثیر جنسیت در اخلاق بپردازد.
امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی، علیرضا نوروزی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
دغدغهها و نگرانیهای اساسی در پیوند با سلامت پژوهش سبب شده است تا سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران بهعنوان موضوعی در خور بررسی، در مطالعات مطرح شوند؛ اما لازمهی داشتن سیاست عینی و خطمشی روشن برای مدیریت سوءرفتارهای پژوهشی و تمهید سلامت پژوهش در تحقیقات کشور، داشتن آگاهی و شناخت کافی دربارهی عوامل ایجادکنندهی آنهاست. در مطالعهی حاضر تلاش شده تا شواهد گزارششده در مطالعات داخل کشور دربارهی سوءرفتارهای پژوهشی و عوامل مؤثر بر آنها بررسی شوند. به این منظور، سی مطالعهی انجامشده دربارهی سوءرفتارهای پژوهشی ایران شناسایی و برای مطالعهی اسنادی انتخاب شدند. عوامل شناساییشده از شواهد مربوط به سوءرفتارهای پژوهشی گزارششده در ذیل سه مجموعهی ۱. عوامل ساختاری شامل فشار نشر، سیاستهای ارتقای علمی، تأمین بودجهی پژوهش و حفظ موقعیت شغلی؛ ۲. عوامل سازمانی شامل محیط پژوهش، فعالیتهای نظارتی کنترلی بر پژوهش و آموزش فعالیتهای پژوهشی؛ ۳. عوامل فردی شامل مهارتهای پژوهشی، مدرکگرایی، منافع مالی حاصل از پژوهش، درک و قضاوت اخلاقی فرد تعیین و تعریف شدند. بر این اساس، الگوی تحلیلی عوامل مؤثر برای سوءرفتارهای پژوهشی گزارششده در مطالعات ایران تدوین شد. همچنین نتایج این مطالعه نشان دادند که مطالعات انجامشده در کشور آنچنان که باید، به بررسی متغیرهای مربوط به عوامل فرهنگی و عوامل موقعیتی، نپرداختهاند و عمدتاً به مصادیق بارز سوءرفتارهای پژوهشی مانند دادهسازی و تحریف دادهها، بهویژه سرقت علمی، توجه کردهاند.
ایرج شاکرینیا، رضا قاسمی جوبنه،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
هدف از این پژوهش، بررسی نقش سلامت سازمانی و رضایت شغلی در پیشبینی اخلاق کار کارکنان دانشگاه بوده است. روش پژوهش توصیفیهمبستگی بود و جامعهی آماری تحقیق را کلیهی کارکنان دانشگاه گیلان تشکیل دادند. در پژوهش حاضر ۱۳۴ نفر به شیوهی نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل سه پرسشنامهی اخلاق کار، سلامت سازمانی و رضایت شغلی بود. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافتهها نشان میدهد بین سلامت سازمانی و اخلاق کار رابطهی مثبت و معنیدار وجود دارد (01/0 p<). بین رضایت شغلی و اخلاق کار نیز رابطهی مثبت و معنیدار وجود دارد (01/0 p<). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد سلامت سازمانی و رضایت شغلی میتوانند ۳۹ درصد پراکندگی را در اخلاق کار تبیین کنند (01/0 p<). یافتههای پژوهش حاضر نشانگر اهمیت سلامت سازمانی و رضایت شغلی در تبیین اخلاق کار در کارکنان دانشگاه است.
طلیعه خلیفی، نعیمه سیدفاطمی، مرجان مردانیحموله، حمید حقانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
سلامت معنوی، سبب رسیدن به کمال در زندگی میشود. وقتی سلامت معنوی به خطر افتد، فرد احساس میکند معنای زندگیاش را از دست داده است. در حرفهی پرستاری، خدمات مراقبتی و سلامت معنوی به یکدیگر مرتبطاند؛ بنابراین، ضروری است برای ارائهی خدمات بهتر به بیماران، سلامت معنوی پرستاران ارتقا یابد. هدف تحقیق حاضر، تعیین تأثیر آموزش معنویت بر سلامت معنوی دانشجویان پرستاری بود. این مطالعهی نیمهتجربی، با مشارکت 76 دانشجوی کارشناسی پرستاری، در تهران، انجام شد. نمونهها به شیوهی تصادفی ساده، انتخاب و با روش تخصیص تصادفی، به دو گروه ۳۸نفرهی آزمون و کنترل، تقسیم شدند. مداخله برای گروه آزمون، طی چهار هفته، هر هفته یک جلسهی شصتدقیقهای، انجام شد. گروه کنترل، مداخلهای دریافت نکرد. چهار هفته پس از مداخله، از هر دو گروه، پسآزمون گرفته شد و محتوای ارائهشده به گروه آزمون، به گروه کنترل نیز، داده شد. پرسشنامهی تحقیق، مقیاس سلامت معنوی / پالوتزیان و الیسون بود. در تحلیل دادهها، آزمون تی مستقل، اختلافی معنادار را قبل از مداخله در نمرهی سلامت معنوی دو گروه، نشان نداد (0/62 P= و0/49- t=). در مرحلهی پسآزمون، میانگین نمرهی یادشده در گروه آزمون، در مقایسه با گروه کنترل، افزایش داشت (0/03 P<و 2/14-t= ). پس از مداخله، آزمون تی زوجی، بیانگر افزایشی معنادار در نمرهی سلامت معنوی دانشجویان گروه آزمون، بود (0/001 P< و 4/39- t=)؛ اما اختلافی در دانشجویان گروه کنترل در مراحل پیش و پس آزمون، دیده نشد (0/79 P= و 0/25- t=). آموزش معنویت، بر سلامت معنوی دانشجویان پرستاری مؤثر بود؛ پیشنهاد میشود به آموزش معنویت بهعنوان یکی از راهکارهای ارتقای سلامت معنوی دانشجویان توجه شود.
ثریا قلیپور خانمیری، علیرضا خدائی، مرجان شیرازی، خدیجه نظیری،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر رفتار سازمانی، رضایت شغلی پرستاران است. سلامت معنوی پرستاران از عوامل جداییناپذیری است که بر ارتقای رضایت شغلی آنها تأثیر میگذارد. هدف از این پزوهش بررسی ارتباط سلامت معنوی و رضایت شغلی پرستاران بوده است. روش پژوهش توصیفیتحلیلی بوده و جامعهی آماری آن را همهی پرستاران بیمارستان شهدای تبریز تشکیل دادند. در پژوهش حاضر 155 نفر به شیوهی تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل دو پرسشنامهی سلامت معنوی پولتزین و الیسون و پرسشنامهی رضایت شغلی میته سوتا بود. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (تی مستقل، پیرسون، اسپیرمن، ANOVA و آزمون تعقیبی توکی) استفاده شد. یافتهها نشان داد که بین سلامت معنوی پرستاران و رضایت شغلی آنها ارتباط مستقیم و معنیداری وجود داشت (05/0< (p. همچنین میانگین نمرهی سلامت معنوی پرستاران (64/13) 85/89 و میانگین نمرهی رضایت شغلی آنان (63/12 ) 89/61 بود که هر دو بهطور معنیداری از سطح متوسط بالاتر بودند (05/0< (p. بین نوع استخدام، سن و جنسیت با رضایت شغلی رابطهای معنیدار وجود داشت (05/0< .(p بر اساس یافتههای پژوهش به مسئولان ذیربط پیشنهاد میشود برای افزایش رضایت شغلی پرستاران، به مقولهی سلامت معنوی و راهکارهای ارتقای آن توجهی ویژه داشته باشند؛ زیرا افزایش سلامت معنوی موجب افزایش رضایت شغلی پرستاران و در نهایت ارائهی بهتر خدمات مراقبتی به بیماران خواهد شد.
فائزه عزتی آراستهپور، حسین علی احمدی جشفقانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
پیشرفتهای اخیر در حوزهی دیجیتال و نفوذ آن در بخش سلامت، به توسعهی فناوریهای سلامت دیجیتال منجر شده است. توسعهی این نوع از فناوریها، علاوه بر مزایایی چون: کاهش هزینههای مراقبت پزشکی و افزایش کیفیت مراقبت از بیماران، چالشهای جدید اخلاقی را به ادبیات حوزهی پزشکی وارد کرده است. در این پژوهش با استفاده از مرور ادبیات، ۲۵ مقاله در زمینهی چالشهای اخلاقی در فناوریهای سلامت دیجیتال به تفکیک فناوریهای مبتنی بر تلفن همراه، پروندههای سلامت الکترونیک، پزشکی از راه دور، سلامت الکترونیک، فناوریهای پوشیدنی و کلانداده بررسی شد. چالشهای حفظ حریم خصوصی به دلیل ایجاد منابع عظیم داده در این نوع فناوریها، نحوهی تأمین عدالت دسترسی، چالشهای تعیین مسئولیت اعضای جراحی و فنی در فناوریهای پزشکی از راه دور، تغییر نقش بیمار به دلیل توسعهی این نوع فناوریها، چالشهای مربوط به مالکیت دادهها و میزان دسترسی بیمار به دادههای خام، چالش ایجاد تعادل بین حفظ حریم خصوصی اطلاعات بیماران و اشتراکگذاری دادهها در پیشبرد علم و سلامت جامعه در کلان دادهها و تضمین کیفیت اطلاعات بهداشتی ارائهشده، ازجمله چالشهای اخلاقی یافتشده در مقالات بررسیشده در حوزهی سلامت دیجیتال است. این بررسیها میتواند در شناخت هر چه بهتر چالشها و در نتیجه تدوین دستورالعملهای اخلاقی، قبل از توسعه و بهکارگیری این نوع فناوریها ثمربخش باشد.
مینا حسینی، حانیه اکبری،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
شبکههای اجتماعی در جوامع انسانی امروز نقشی پررنگ ایفا میکنند. اینستاگرام بهعنوان یکی از اثرگذارترین شبکهها در کنار کارکردهای دیگر، به محلی برای بازاریابی و تبلیغات بنگاههای اقتصادی تبدیل شده است. تبلیغات در اینستاگرام با سایر اشکال تبلیغات متفاوت است. بازارمحوربودن این شبکه، باعث میشود چالشهای اخلاقی و حقوقی بسیاری پیرامون روابط صاحب حرفه و مصرفکنندگان به وجود آید. کالاها (مانند داروها و شبهداروها) و خدمات سلامتمحور (مانند پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی) با سلامت مصرفکنندگان در ارتباط هستند و هرگونه سهلانگاری صاحب حرفه در این خصوص میتواند به سلامت جسم و روان بیمار آسیبهای جدی وارد کند.این مقاله با مروری بر منابع کتابخانهای و اینترنتی و بررسی تحول رابطهی صاحب حرفه و مصرفکننده، به مطالعهی اخلاق بازاریابی اینستاگرامی و مسألهی سلامت پرداخته و حمایت حقوقی از سلامت مصرفکنندگان کالاها و خدمات سلامتمحور را در اینستاگرام با روشی تحلیلیتوصیفی مطالعه کرده است. نتایج حاصل از این مقاله نشان میدهد نقض حقوق مصرفکنندگان در اینستاگرام میتواند چهار نوع مسئولیت (کیفری، حقوقی، انتظامی و اخلاقی) را برای ناقضان به دنبال داشته باشد و در این خصوص، حمایت قانونگذار و نهادهای مسئول به منظور افزایش کیفیت این حمایت ضروری است.
سید احمد حبیبنژاد، وحید مؤذن،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در دهههای اخیر، مفاهیم سبک زندگی سلامتمحور و انتخابگری بهداشتی، از سوی سیاستگذاران نظام سلامت، در کانون توجه ویژه قرار گرفته است. در این خصوص، همزمان با ارائهی دلایل اقتصادی، روانی و اخلاقی، در توجیه خودمختاری شهروندان در انتخابهای بهداشتیشان، استدلالهایی عدیده نیز، بر پایهی مفهوم اجتماعی سلامت، از سوی طرفداران لزوم تحدید این حق توسط دولتها صورت گرفته است. این گروه معتقدند انتخابهای بهداشتی فرد، علاوه بر تبعات فردی، پیامدهایی جمعی نیز، به همراه دارد. از سوی دیگر، تعاریف ارائهشده از مفهوم آزادی، در کنار عامل اثرپذیری انتخابهای بهداشتی فرد از دولت و اجتماع، دیگر مقولاتی هستند که بر سیاستگذاری دولتها در این حوزه اثرگذارند. در مقالهی حاضر، در پی آن برآمدهایم تا با تأمل بر مفهوم آزادی، از هر دو جنبهی فرایندی و فرصتآفرینی، استدلال کنیم خوانش مطلوب آزادی در نظام سلامت، آزادی مسئولیتمحور است که در آن، با وجود اعمال حدود بر آزادی افراد توسط دولت، فرد همچنان استقلال خود را حفظ میکند. مطابق یافتههای این مطالعه، در فقدان تحقق پیششرطهای لازم توسط دولت و جامعه، صِرف آزادی و برابری افراد در انتخابگری بهداشتی خویش، بیمعنا خواهد بود. در این زمینه، نقش ویژهی دولت آن است که با ایجاد توازن میان حقوق افراد و مصالح جامعه و همچنین، پرورش شهروندان آگاه و مسئولیتپذیر برای حفاظت از خود و اطرافیانشان، جامعهای را سامان بخشد که شرایط محوشدن یا بلااستفادهماندن حقِ بر آزادیها را تولید نکند.
ولیاله وحدانینیا، میرسجاد سیدموسوی، محمدامین وحدانینیا، عباس وثوقمقدم،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
«زبان حقوقی» تکیهگاه استدلالی محکمی برای دفاع از سلامت فراهم کرده است؛ بهطوریکه، قواعد حقوق بشر، بهعنوان عمدهترین ارزش سیاسی جهانیشدن، در قلب تئوری و عمل گفتمان سلامت عمومی، جای گرفته است و قدرت لازمالاجرابودن آن میتواند به تضمین توزیع عادلانهی منابع سلامت در کشورها کمک کند؛ در عینِحال، حق سلامت، حق-ادعایی که در اسناد بینالمللی و ملی شناسایی شده است، خود مستلزم پیششرطهایی است که بدون وجود زمینهی مناسب فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و بهطور کلی، عوامل شکلدهندهی «زمینهی زندگی مردم»، تحقق نمییابد؛ بهعبارتی، استدلال با زبان حقوقی برای سلامت، میتواند با خود، استدلالِ حق بر تعیینکنندههای سلامت را به دنبال داشته باشد؛ از همین رو، این مقاله با اتخاذ رویکردی معرفتشناسانه، روایتی حقوقی از منطق حکمرانی برای سلامت ارائه میکند که چشماندازی تازه از مباحث «حق سلامت» پیش رو گذاشته است و با استدلالهایی قدرتمند، نشان میدهد که سیاستگذاری سلامت، باید مبتنی بر فهم موضوعاتی باشد که تأثیراتی عمده بر سلامت مردم دارند؛ موضوعاتی که با عنوان عوامل «تهدیدکنندهی سلامت»، «محافظتکنندهی سلامت» و «ارتقادهندهی سلامت» توصیف میشوند؛ گرچه، مطالبهی ادعایی حق سلامت، بهمثابه «حق لازمالاجرای فردی»، انتقاداتی را هم در پی داشته و ممکن است موانع و محدودیتهایی نظری و عملی پیش روی تحقق کامل این حق بشری وجود داشته باشد.
فرشید شمسایی، مرضیه جهانی صیاد نویری، ناصر محمدقلی مزرجی، شیرین رنجبر، مهدی خزائی، زهرا مقصودی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
تجربهای نامطلوب، تحت عنوان «دیسترس اخلاقی»، از مسائل عمدهای است که پرستاران هنگام تصمیمگیری اخلاقی با آن روبهرو هستند. بعد معنوی، از ابعاد اثرگذار بر دیسترس اخلاقی آنان است؛ لذا این مطالعه، با هدف تعیین ارتباط سلامت معنوی با دیسترس اخلاقی پرستاران شاغل در بخش اورژانس انجام گرفت. در این مطالعهی توصیفیتحلیلی،140 پرستار شاغل در اورژانس مراکز آموزشیدرمانی شهر همدان، بهصورت سرشماری، شرکت داشتند. دادهها، ازطریق پرسشنامهای سهقسمتی، شامل اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی سلامت معنوی پولوتزین و الیسون و پرسشنامهی دیسترس اخلاقی کورلی جمعآوری شد. دادهها، پس از جمعآوری، با آزمون کای دو و ضریب همبستگی پیرسون و ازطریق نرمافزار SPSS، نسخهی 16، تجزیه و تحلیل شدند. میانگین سنی شرکتکنندگان 31/7 ±9/31 سال بود. نمرهی سلامت معنوی و دیسترس اخلاقی اکثر پرستاران، در حد متوسط بود. بین سلامت معنوی، با شدت دیسترس اخلاقی پرستاران، همبستگی منفی و معنیدار مشاهده شد (200/0- =r ، 05/0 =p)؛ بدین معنی که هرچه نمرهی سلامت معنوی پرستاران بالاتر بود، دیسترس اخلاقی آنها شدتی کمتر داشت. نتایج نشان میدهد سلامت معنوی، پارامتری مؤثر در کاهش دیسترس اخلاقی در پرستاران است؛ بنابراین، پیشنهاد میشود در ارتقای سلامت پرستاران به بعد معنوی نیز، توجه شود.
مرجان قندی، رضا دهنویه، رضا گودرزی، مصطفی الماسی دوغایی، ملاحت اکبرفهیمی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
دمانس به دلیل هزینههای هنگفت درمانی، شیوع بالا در سالمندان، پیامدهای شدید و تحمیل فشارهای جسمی و روانی ناشی از شدت بیماری به خانوادههای بیماران، در ردیف مشکلات مهم بهداشتی قرار دارد و برای کمک به بیمار و کاهش بار مراقبت از بیماران، از فناوریهای بسیاری استفاده میشود که مهمترین آن، کاردرمانی است. این مطالعه از نوع کاربردی است و با هدف بررسی جنبههای اخلاقی و قانونی فناوری کاردرمانی در سالمندان مبتلا به دمانس، با استفاده از روش کیفی انجام شده است. جامعهی مورد پژوهش، دوازده نفر از متخصصان و دستاندرکاران حوزهی دمانس و خدمات سالمندی کشور هستند و ابزار گردآوری دادهها مصاحبه بوده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که منفعت داشتن و مضر نبودن، حفظ استقلال و موافقت آگاهانه، حفظ کرامت و احترام به فرد، نگرانی برابری و عدالت در دسترسی به خدمت، پشتوانهی قانونی برای استفاده از فناوری، ضرورت اصل اختیار و رعایت حفظ اسرار بیمار و بسترسازی مناسب بهرهبرداری از فناوری، هفت چالش اصلی فناوری کاردرمانی از منظر اخلاقی و قانونی در کشور است. بر اساس نتایج حاصل، فقدان پوشش بیمهای فناوری کاردرمانی و دسترسینداشتن سالمندان به این خدمت، از موانع مهم استفادهنکردن ازآن به حساب میآید که وزارت بهداشت باید، مقدمات پیادهسازی آن را در اقصا نقاط کشور فراهم کرده و در بستهی خدمت سالمندان کشور قرار دهد.
فاطمه کوکبی سقی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
همهی کودکان، حق بهرهگیری از امکانات و خدمات سلامت و حفاظت در برابر خشونت روحی و روانی، صدمات و سوءاستفاده را دارند. بعضی از گروههای کودکان، برای بهرهمندی از حقوق خود، به حمایت ویژه نیاز دارند. در این مقاله، قوانین ایران در زمینهی حفاظت از حق سلامت کودکان بررسی شدهاند. روش تحقیق، مطالعهی کتابخانهای و بررسی محتوای قوانین ملی و بینالمللی مرتبط با حق سلامت کودکان و وضعیت فعلی کودکان ایرانی بوده است. اطلاعات مورد نیاز، از گزارشها و قوانین ملی و بینالمللی موجود در وبسایتهای سازمان ملل و نهادهای وابسته، سازمانهای دولتی کشور و مقالات علمی، استخراج شده است. یافتهها نشان میدهد علاوه بر بهرسمیتشناختن حق سلامت کودک و حفاظت از او در برابر مخاطرات احتمالی، قوانین ایران حق کودکان آسیبپذیر را به حمایتهای ویژه محترم شمرده است. در راستای حفاظت کودکان ایرانی از مخاطرات و سوءاستفادههای احتمالی، قوانین مختلف بازدارنده و تنبیهی تدوین شده است. این قوانین در بسیاری از مواقع، مطابق با استانداردهای بینالمللی حقوق بشری است؛ اما همهی آنها، بهدرستی و کامل، اجرا نشدهاند. برای ارتقای سلامت کودکان ایرانی، باید نقاط ضعف اجرای این قوانین، شناسایی و رفع شوند.
زینب کریمی، فاطمه بینشیفر، خدیجه علیزاده دیل،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
با وجود اوج ترقی دانش پزشکی در دورهی عباسیان، حضور خاندانهای طبیبِ معروف در دربار، ترجمه و تألیف آثار طبی و توجه به امر تغذیه و بهداشت در دربار خلفا، توقع عمر طولانی و باکیفیت برای خلفای عباسی ایجاد میشده؛ اما علیرغم همهی این امکانات، خلفا از آن بهرهای چندان نبردهاند و اگر در جنگ کشته نشدهاند، بر اثر بیماری و آن هم، در سن جوانی یا میانسالی درگذشتهاند. این پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانهای و به روش توصیفیتحلیلی صورت گرفته است. براساس یافتهها، نیاز مبرم خلفای عباسی به امر «درمان»، سبب شده بود طبیبان با بهرهمندی فراوان از مال و ثروت و حتی قدرت، در دربار خلفا حضور داشته باشند؛ اما سبک زندگی ناموجه در خوشگذرانی و صرف وقت زیاد در حرمسرا منجر به ابتلای برخی از خلفای عباسی در سنین جوانی و یا نابهنگام به برخی بیماریهای صعبالعلاج یا لاعلاج میگشت که باعث مرگ زودرس آنان میشد. در نهایت، باید گفت از میان ۳۷ خلیفهی عباسی، سی تن از آنان، در جنگ و درگیریهای داخلی یا خارجی، کشته شده و تعداد باقیمانده با وجود برقراری نظام منسجم سلامت و درمان و دراختیارداشتن همهی امکانات پزشکی عصر خود، بر اثر بیماری درگذشتهاند؛ لذا، علیرغم فراهمبودن امکانات درمانی و طبی برای خلفای عباسی، سبک زندگی نادرست و سرشار از افراط در خوشگذرانی، سبب بیمارشدن و نهایتاً، فوت آنان شده است.
مریم زاهدی، صدیقه محمداسماعیل، سیدمحسن بنیهاشمی، منصور شریفی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
ارتباط خوب و سالم بین پزشک و بیمار، سنگ بنای یک مراقبت پزشکی کامل است که از گذشته، در کانون توجه جامعهشناسی قرار گرفته است. از دیدگاه کلاسیک، رابطهی پزشک و بیمار، بهعنوان رابطهای منحصربهفرد، طیفی گسترده از تأثیرات فرهنگی و اجتماعی را دربردارد. پروندهی الکترونیکی سلامت، با سازماندهی پروندههای بیماران، ضمن ارتقای نظام مراقبت سلامت، فرایند درمان و تشخیص را آسان ساخته است؛ اما از نظر فرهنگی، تغییراتی در فرایند ارتباطی بین پزشک و بیمار به وجود آورده و چالشهایی جدید را از جنبهی اخلاق به همراه خواهد داشت. یافتههای این پژوهش که به تحلیل نظرات متخصصان حوزهی سلامت درخصوص ابعاد فرهنگی و ارتباطی این تکنولوژی پرداخته است، نشان داد پروندهی الکترونیکی سلامت، با وجود کارآیی بالا، تشخیص آسان و راحت، آگاهی از تشخیص سایر پزشکان و کمک به درمان زودتر و بهتر، از لحاظ فرهنگی، دارای موانعی است که امنیت، کاهش کنشهای عاطفی و رودررو و هراس از انگ اجتماعی، از آن جمله است. ازآنجاکه داشتن بستر فرهنگی مناسب و برخورداری از اطلاعات و آگاهی، میتواند بر توسعهی فناوریهای سلامت اثر بگذارد، نتایج این تحقیق که به شناسایی نقش فرهنگ بر روابط پزشک و بیمار در استفاده از پروندهی الکترونیکی سلامت پرداخته است، نشان داد که جذب اعتماد بیماران و تغییر شرایط فرهنگی، از طریق آموزش و همچنین، ارتقای امنیت سیستم، میتواند میزان کارآیی این سیستم را در حوزهی بهداشت و درمان افزایش دهد.