125 نتیجه برای اخلاق پزشکی
رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
1) طول مدت نگهداری جنین: از نظر علمی طول مدت خاصی برای نگهداری جنین در حالت منجمد تعیین نشده است. در گزارشی که بتازگی منتشر شده جنینی پس از 20 سال از حالت انجماد درآمده و منجر به نوزادی سالم شده است. اما بهدلیل نیاز به تجهیزات، فضا و نیروی انسانی، هیچ مرکزی نمیتواند جنینها را برای مدت بسیار طولانی نگهداری کند. همچنین موارد استفاده از این جنینها نیز به مرور زمان کاهش مییابد. طول مدت این قرارداد تابع قانون گذاری است. در ایران قانون یا دستورالعمل مدونی بهطور کشوری در این رابطه وجود نداشته و هر مرکز درمانی بر اساس قوانین داخلی خود عمل مینماید. اما لازم است که طول این مدت بر اساس اصول اخلاقی هم باشد. بهعنوان مثال شایسته نیست که مرکزی طول دورهی نگهداری خود را دو سال بگذارد، زیرا اخلاقی نیست که فردی که فرزند اولش هنوز به دو سال نرسیده باشد، وادار به بهدنیا آوردن فرزند دوم شود یا آنقدر طول مدت بلند باشد تا زمان انتقال جنین سن مادر آنقدر بالا باشد که عوارض بارداری و زایمان برای وی خظر ساز شود.
2) سرنوشت جنین پس از فسخ قرارداد: دورهی نگهداری جنین منجمد در روزی به اتمام میرسد. یا به علل دیگر از جمله خواست والدین یا عدم پرداخت هزینههای نگهداری، قرارداد نگهداری جنین منجمد فسخ میشود. حال باید برای سرنوشت این جنینها تصمیم گرفت. این جنینها سه سرنوشت را میتوانند داشته باشند: استفاده در تحقیقات، میتوان از این جنینها در تحقیقات سلولهای بنیادی، ژنتیک و جنینشناسی استفاده نمود؛ استفاده در آموزش جنینشناسان، که در آینده وظائفی در حیطهی درمانی مانند سوراخ کردن دیواره جنین با لیزر (هچ کردن) یا بیوپسی جنین را انجام خواهند داد؛ اهدا به زوج نابارور دیگر، در عدهای از زوجهای نابارور برای فرزند دار شدن روش دیگری بجز اهدای جنین وجود ندارد. بنابراین، استفاده درمانی این جنینها میتواند اهدای به غیر باشد. قانون اهدای جنین نیز در سال 1382 به تصویب رسید و دستورالعمل آن در سال 1384 به مراکز ابلاغ گردید. هرچند به عقیده بسیاری این قانون نارساییهای بسیاری دارد و از بین بردن جنینها: اگر صاحبان جنینهای آزمایشگاهی اجازه استفاده در تحقیق یا اهدا به زوج نابارور دیگر را ندهند، به ناچار باید این جنینها را از بین برد.
3) باروری پس از مرگ: بارها اتفاق میافتد که در حالی که زوج نابارور جنینهای متعددی در تانکهای نیتروژن مایع به حالت منجمد دارند و منتظر استفاده از آنها برای خود هستند، ناگهان یکی از زوج یا زوجه از دنیا میرود و فرد باقیمانده برای فرزند دار شدن از جنینهای خود مراجعه میکند. این اتفاق بیشتر در موارد فوت شوهر پدید میآید و مسائل احساسی مثل نیاز به داشتن یادگاری از متوفی برای والدین متوفی یا همسر وی و همچنین مسائلی مثل ارث و میراث باعث این درخواست میشود. اما این نوع باروری از دیدگاه حقوق و اخلاق دارای مسائل و سؤالات جدی است که تا زمان حل شدن آنها نمیتوان این روش را جایز دانست هرچند فتاوی روشنی وجود دارد که استفاده از این روشها را مجاز میداند.
4) مالکیت جنین: هرچند مالیت جنین مورد توافق کامل نیست و نیز شخصیت جنین آزمایشگاهی نیز مورد مناقشه است، موضوع مهمتر اکنون این است که چه کسی میتواند برای جنین تصمیم بگیرد؟ آیا زوج به تنهایی، زوجه به تنهایی و آیا هردو به اتفاق میتوانند این تصمیم را بگیرند. آیا امکان ارائه وکالت به دیگری وجود دارد؟ این مسائل وقتی پیچیدهتر میشود که زندگی این زوج دستخوش مسائل دیگری نیز مانند اختلاف بین زن و شوهر یا طلاق شوند. در بسیاری از موارد به محض طلاق یکی از زوجین مراجعه کرده و درخواست از بین بردن سریع جنینها را مطرح میکنند.
5) ازدواج مجدد شوهر: بر اساس قوانین اسلام و ایران چند همسری برای مرد جایز دانسته شده است. آیا شوهر میتواند از جنینهای همسر اول برای حاملگی همسر دوم استفاده نماید؟ حال اصل مسأله و وجود رضایت همسر اول هر دو مطرح میشود.
6) استفاده از جنین آزمایشگاهی جهت درمان ناباروری: ممکن است از زمان اقدام برای انجماد جنین تا زمان اقدام برای انتقال جنین مدت زمانی طول بکشد. لذا همواره برای استفاده از جنینها بهنظر نیاز به بررسی مجدد زوجین و ارائهی رضایتنامه مجدد از هر دو زوجین است.
7) روشن بودن تعهدات اطراف قرارداد: تعهدات مرکز درمانی مانند بیمه کردن جنینها در مقابل بلایای طبیعی، روشن بودن احتمال مرگ جنینها پس از یخگشایی و عدم تعهد مرکز برای انتقال جنینها تحت هر شرایطی و تعهدات زوجین درخواست کننده مانند پرداخت به موقع هزینهها باید روشن و آشکار باشد. تکلیف مسؤولیت مدنی مرکز در قبال نگهداری از جنینها باید روشن شود.
صادق شریعتی نسب،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
پیشرفتهای تازه در روشهای کمکباروری، انتخاب جنسیت جنین را پیش از بارداری عملی ساخته است. با این حال، پذیرش همهی افراد متقاضی نه ممکن است و نه به مصلحت: بر پذیرش بیقید و شرط متقاضیان، پارهای محذورات اخلاقی و حقوقی استوار است؛ از جمله به هم ریختن تناسب جمعیتی و مختل کردن روند عادی تولید مثل. با بررسی ایرادات و دفاعیاتی که پیرامون انتخاب جنسیت طرح شده، میتوان شرایطی برای اجرای شایستهی آن در نظر گرفت که به شرح زیر پیشنهاد میشود:
1- فرایند انتخاب جنسیت، فقط برای افراد متأهل و دارای ثبات خانوادگی مجاز است. بنابراین، جواز استفاده از این شیوه، باید منحصر به زوجین دائم و نه موقت باشد.
2- انتخاب جنسیت، تنها برای «تعدیل خانوادگی» (family balancing) مجاز است. خانوادهی نیازمند تعدیل، خانوادهای است که در آن فرزندان از نظر تنوع جنسیتی، «تکجنسیتی» هستند. پس اگر از هر دو جنسیت دستکم یک فرزند در خانواده وجود داشته باشد، انتخاب جنسیت مجاز نیست. ملاک بررسی این وضعیت، لحظهی تقاضاست.
3- بهشرطی میتوان از انتخاب جنسیت استفاده کرد که والدین دستکم دو فرزند از یک جنسیت داشته باشند و برای تولد سومین فرزند خود، متقاضی جنسیت متفاوتی باشند. با وجود این، اگر تصمیم قاطع والدین داشتن تنها دو فرزند باشد، برای تولد دومین فرزند خویش نیز مجاز به انتخاب جنسیت خواهند بود. احراز این تصمیم، نیازمند برگزاری مشاورههای دقیق و همهجانبه است.
همچنین، زوجین نابارور بهدلیل وضع ویژهی خویش، میتوانند جنسیت دومین فرزند خویش را انتخاب کنند. اما در هر صورت، انتخاب جنسیت نخستین فرزند مجاز نیست.
4- انتخاب جنسیت تنها برای یک مرتبهی موفقیتآمیز مجاز است. اما اگر فرزندی که با استفاده از این شیوه متولد شده است، در لحظهی تقاضای مجدد در قید حیات نباشد، استفادهی مجدد جایز خواهد بود.
5- معیار مجاز بودن اشخاص، «وضعیت خانوادگی» آنان در «زمان تقاضا» است. پس: الف: اگر کسی در زندگی خانوادگی سابق خویش دارای فرزندانی با جنسیتهای متفاوت شده است و سپس بر اثر فوت یا جدایی از همسر، اقدام به تشکیل خانوادهی جدیدی کرده است، این امر مانعی برای جواز او به انتخاب جنسیت نخواهد بود، اگر در زندگی مجدد خود حائز شرایط چنین اقدامی باشد. ب: اگر در زندگی خانوادگی پیشین، جنسیت فرزندان او متعادل و متوازن نبوده است، این امر دلیلی بر جواز او به انتخاب جنسیت در خانوادهی جدید نیست، اگر در زندگی جدید فرزندان او متوازن هستند.
6- مرکز مؤسسهی درمان ناباروری، التزامی به پذیرش درخواست متقاضیان ندارد. پذیرش این درخواست، منوط به وجود شرایط مقرر و نیز حفظ تناسب جمعیتی و جنسیتی کشور خواهد بود؛ از جمله تناسب میان تعداد فرزندان ذکور و اناث تولید شده از طریق انتخاب جنسیت در جامعه. به منظور تشخیص این مهم، باید مراکز اطلاعاتی و آماری تخصصی تشکیل و اولویتهایی تعیین شود.
احمد شجاعی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
هر چند سرآغاز بحث اخلاق پزشکی به سالیان بسیار پیش از میلاد مسیح بر میشود ولی مایهی تأسف است که یک کریکولوم آموزشی اخلاق پزشکی که مورد قبول عموم در سطح جهان باشد وجود ندارد. در کشور ما نیز این نقیصه وجود دارد و از دانشگاهی به دانشگاهی دیگر برنامهی آموزش اخلاق پزشکی تفاوت میکند و حتی در گروه مدرسان اخلاق پزشکی نیز بسیار متنوع و مختلف است. این درحالی است که پزشکی یک حرفه است و آموزش و رعایت اخلاق پزشکی از عناصر جداییناپذیر آن است. اگر جامعهی پزشکی بهنحو مطلوب به اخلاق پزشکی مزین و عامل به آن باشد در آن صورت ما از سویی شاهد اعتماد روز افزون آحاد جامعه به پزشکان و از سوی دیگر شاهد حداقل موارد قصور پزشکی و شکایات از جامعهی پزشکی خواهیم بود. والا همچنان نظارهگر شرایط نامطلوب کنونی و افزایش بیاعتمادی بیشتر مردم، شکایات و نارضایتی آنان و نزول ارزش و جایگاه اجتماعی پزشکان خواهیم بود که این نه به نفع جامعه و نه به نفع مردم خواهد بود.. دبیر اسبق انجمن آموزش پزشکی اروپا میگوید: پزشکی به انتهای خود رسیده است اگر برای اعتلای اخلاق حرفهای چاره اندیشی نشود. رعایت حقوق انسانی، رعایت عدالت، خودمختاری فردی، راستگویی، رازداری، ارائهی مناسبترین خدمات درمانی و پیشگیری از عوارض از اصول اخلاق پزشکی است که پزشک باید آنها را تمام و کمال رعایت کند. امروزه، مسائل و موضوعات نوینی در حرفهی پزشکی بروز کرده است؛ مثل اتانازی، پیوند اعضا، همانندسازی، درمان در سطوح ژنی، اهدا اسپرم، پرورش جنین در رحم دیگران، سقط جنین قانونی و.. که هر کدام بحثهای اخلاقی خاص خود را میطلبد. یکی از این موارد، حق سقط جنین قانونی برای مادر است. ماده واحدهی سقط جنین: سقط درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تأیید پزشکی قانونی، مبنی بر بیماری جنین که به علت عقب افتادگی یا ناقصالخلقه بودن موجب حرج مادر است یا بیماری مادر که با تهدید جانی مادر توام باشد قبل از ولوج روح با رضایت زن مجاز است و مجازات و مسؤولیتی متوجه پزشک مباشر نیست. بر اساس این ماده واحده و با توجه به اصول اخلاق پزشکی، برای مادر حقوقی مترتب میشود که عبارت است از تشخیص بیماریها و ناهنجاریهای جنین قبل از ولوج روح (تا پایان 18 هفتگی حاملکی بر اساس LMP و تشخیص بیماریهای تهدیدکنندهی جان مادر در صورت ادامهی حاملگی قبل از ولوج روح در جنین در صورت مراجعهی مادر به پزشک. عدم تشخیص بهموقع ناهنجاریهای جنین و بیماریهای جنین و مادر امکان اقدام به سقط قانونی را از مادر سلب میکند که اولاً با اصل اخلاقی ارائهی خدمات تشخیصی و درمانی مطلوب و سودمند به بیمار در تعارض است و موجب رنج و عذاب جسمی و روانی برای مادر میشود و ثانیا در صورت شکایت بیمار، موضوع از جنبهی قصور پزشکی قابل پیگیری است. با عنایت به این اصل اخلاق پزشکی که پزشکان را ملزم به ارائهی خدمات تشخیصی درمانی مناسب و سودمند و پیشگیری از بروز صدمه و ضرر به بیمار میکند و با عنایت به اینکه در صورت عدم تشخیص بیماری و ناهنجاری جنین یا بیماری مادر پیش از ولوج روح، امکان اقدام به سقط قانونی از مادر سلب میشود، در این صورت پزشک مسؤولیت اخلاقی و قانونی خواهد داشت. آشنایی دقیق از قانون سقط جنین و آییننامهی اجرایی آن از نظر اخلاقی و قانونی برای پزشکان مفید و سودمند خواهد بود.
مصطفی معین،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
ارزشهای اخلاقی و اجتماعی شالوده و اساس شاخههای مختلف علوم را تشکیل میدهد و دانش پزشکی بهطور خاص از دیر باز با علم اخلاق، ارزشهای اخلاقی و اخلاق حرفهای در همآمیخته است. اگرچه قدمت طولانی طب و اخلاق پزشکی در شکل سنتی آن با تاریخ جامعهی بشری برابری میکند، ولی سابقهی اخلاق زیستی و بهکار گیری اصول آن در برخورد با مسائل جدید و پیچیده و چند بعدی بهداشتی- درمانی در جنبههای گوناگون اخلاقی، حقوقی، فلسفی، علمی، فرهنگی و اجتماعی به چند دهه اخیر بر میشود. در پزشکی مدرن، طبیب نه تنها حفظ سلامتی بیمار و کاهش آلام او را در کانون توجه خود قرار میدهد، بلکه در ارتقای سلامت و نشاط جامعه از نظر جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی نیز پاسخگوست و آن را از وظایف و مسؤولیتهای حرفهای و اخلاقی خود میداند.
تحولات و پیشرفتهای سریع در علوم و فناوریهای زیستی و ارتباط تنگاتنگی که با شیوههای تشخیصی، درمانی و پیشگیری از بیماریها پیدا کرده و نیز نقش تعیینکنندهی عوامل گوناگون اجتماعی (SDH) در ارتقای سلامت یا بروز و تشدید بیماری ایجاب میکند که پزشکان و سایر کادرهای پزشکی نیز از جامعیت و توانمندی بیشتر علمی، تجربی، اجتماعی و اخلاقی برخوردار باشند. شناخت زمینههای آسیب پذیری جامعه و آگاهی نسبت به موضوعاتی چون برابری و عدالت و رفع محرومیت و تبعیض در همه ابعاد آموزشی- پژوهشی، بهداشتی- درمانی و اجتماعی آن از جمله وظایف پزشک بهعنوان یک فرد حرفهمند ارائهکنندهی خدمات بهداشتی است.
منصوره مدنی، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اگرچه هر جامعهای هنجارها و ارزشهای اخلاقی خاص خود را دارد، آموزش و انتقال این ارزشها و تلاش برای اخلاقیتر شدن رفتارهای آحاد مختلف جامعه یکی از دغدغههای مشترک در همهی جوامع است. یکی از راهکارهایی که غالبا برای کنترل رفتارها چه در بعد فردی و چه در بعد حرفهای و سازمانی بهکار گرفته میشود، ابزار بیرونی قانون است. این ابزار اگرچه قدرتمند است، علاوه بر اینکه هزینهی بالایی را میطلبد، از ورود به بسیاری از حوزههای فردی و اجتماعی ناتوان است و نیز ماهیتاً قادر به کنترل بسیاری از رفتارها نیست. یکی از مواردی که فرد در اقدامات خود الزاماً آموزههای درونیشدهی خود را بهکار میگیرد، تصمیمگیریهای لحظهای، شتابزده و سریع است که در واقع عکسالعملهای لحظهای و ناهشیار فرد بوده و مربوط به زمانی میشود که فرد ناگزیر است به سرعت اقدام کند. این امر در مورد پزشکان، حائز اهمیت بیشتری است، زیرا آنها از یکسو با اموری حیاتی و حساس سروکار دارند و از سوی دیگر بسیاری از این تصمیمات، باید به فوریت و در زمان کوتاهی اتخاذ شوند. در این سطح فرد بهطور ناخودآگاه، از الگوهای نهادینه شدهی قبلی تبعیت میکند و کنترل آن بسیار سختتر و پیچیدهتر از سایر سطوح است. در کنترل این مرحله، استدلال اخلاقی دخالت کمتری دارد و آنچه بیشتر تعیینکننده است، ویژگیهای منشی و حساسیت اخلاقی و عواطف فرد است، این عوامل، زمانی بهترین نتیجهی اخلاقی را برای فرد بهبار میآورند که آموزههای اخلاقی، در فرد درونی شده باشد.
درونیشدن و نهادینهشدن آموزههای اخلاقی در پزشکان موجب تسهیل در روند شکلگیری تصمیمات و اقدامات اخلاقی، بهویژه در فوریتها و در شرایط سخت و پیچیده میشود. رفتارهای ما پیامد تصمیمات ما هستند و تصمیمات ما حاصل فرایندهای پیچیدهی تصمیم سازی و در ارتباط با ساحت باورها، احساسات و ارادهی ما هستند. در صورتیکه بخواهیم درچگونگی مواجههی فرد با مسائل اخلاقی، دخالت کنیم، باید کلیهی عواملی را که در فرایند تصمیمسازی، تصمیمگیری و اقدام به یک رفتار مناسب دخالت دارند، شناسایی کنیم. برخی از این عوامل، نقش ناچیزی ایفا میکنند و برخی دیگر، عواملی هستند که حتی با وجود داشتن اهمیت فراوان، غیراکتسابی بوده و اغلب بهسادگی قابل کنترل نیستند. ما برای دخالت و تسهیل بروز رفتارهای اخلاقی تنها میتوانیم بر عواملی تمرکز کنیم که قابل اکتساب و قابل آموزش باشند. به منظور درونی شدن اخلاق راهکارهای مختلفی پیشنهاد میشود، ازجمله: تحکیم یا تغییر نگرش و جهان بینی افراد، تمسک به نظریههای فضیلتمحور، توجه به نقش عواطف اخلاقی و توجه به تأثیرات مثبت و منفی اعمال قدرت و قانون بر درونی شدن اخلاق. در بسیاری از این راهکارها، نقش آموزش میتواند از طریق تغییر در مؤلفههای شناختی آن راهکار ایفا شود. با واکاوی طرحوارههای شناختی و تغییر یا تحکیم برخی از باورهای محوری و بنیادین، میتوان بسیاری از مؤلفههای مؤثر در فرایند تصمیمسازی و اقدام اخلاقی را تحت کنترل قرار داد. این آموزشها همچنین میتواند بهصورت نیمه مستقیم و غیرمستقیم مانند بحثهای گروهی یا معرفی شخصیتهای اخلاقی در قالب داستان یا ارائهی الگوهای عملی باشد.
حسین درگاهی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
رفتارهای غیراخلاقی را در سازمان بهعنوان رفتار سیاسی مینامند؛ یعنی رفتارهایی که انجام آنها در سازمان بهطور رسمی ضرورت ندارند، اما در امر توزیع پاداش و تخصیص منابع اعمال نفوذ میکنند و برای کسب قدرت یک فرد یا گروه قدرتطلب بهکار می روند. به عبارت سادهتر، رفتار سیاسی، رفتارهایی غیررسمی، تنگ نظرانه و غیرقانونی هستند که اقتدار رسمی و ایدئولوژی سازمان آن را مجاز نمیداند. پژوهشهای اخیر نشان میدهد بعضی عوامل مانند ویژگیهای فردی، فرهنگ سازمانی و/ یا شرایط محیطی و جو سازمانی در بروز رفتارهای سیاسی نقش مهمی را ایفا میکنند. مقالهی حاضر یک پژوهش مروری است که با استفاده از موتورهای جستوجوگر و انتخاب منابع مرتبط، قصد دارد تا ضمن معرفی رفتارهای سیاسی که غیراخلاقی هستند به مدیریت و کنترل این رفتارها در سازمان توسط مدیر نیز بپردازد. بعضی از رفتارهای سیاسی مشروع و برخی نامشروع هستند. شکایت کارکنان از سازمان بهطور رسمی، رفتار سیاسی مشروع نامیده میشود، اما رفتارهایی مانند خرابکاری، شورش، سهل انگاری، وظیفه ناشناسی، کارگریزی، کش دادن کارها، سرزنش کردن و تقصیر را به گردن دیگران انداختن، جلوگیری از تغییر و تحول، ایجاد تنش و فشار عصبی در محیط کار، ایجاد نگرانی و دلواپسی در کار، مته به خشخاش گذاشتن، توپ را به زمین دیگران انداختن، خود را به هالوبازی زدن یا اصطلاحاً به کوچه علی چپ زدن، طفره رفتن، با عذرخواهی از دیگران و ابراز پشیمانی کردن از میزان مسؤولیت خود کاستن، دیگران را سپر بلا قراردادن، تحریف و مخدوش کردن اطلاعات و پافشاری بر تصمیمات نابهجا و اشتباهات گذشته، جزو رفتارهای سیاسی نامشروع بهحساب می آیند.
وظیفهی مدیران کنترل رفتارهای سیاسی در سازمان است تا در محدودهی منطقی و سازنده از آنها برای نیل به اهداف سازمانی بهره ببرند. سرانجام اینکه یک مدیر اثربخش باید ماهیت سیاسی سازمان خود را بپذیرد و راهبردهای مناسبی را برای پیش بینی و کنترل رفتارهای سیاسی تدوین و تنظیم کند و از این راه به سازمان خود مزایای زیادی را برساند. بنابراین، امروزه، سازمانها نیازمند مدلی هستند تا بتوانند بر مبنای رعایت اصول اخلاقی، ضمن اجرای نظریههای عدالت سازمانی و ارائهی خدمات رفاهی، نحوهی کنترل و در عین حال بهرهبرداری مناسب را از رفتارهای سیاسی تعیین و معرفی کنند.
رهبر مژدهی آذر،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
آیا با تدوین پرتکلی برای اخلاق پزشکی و ارائهی دستورالعملی در جهت رعایت امور اخلاقی ما به هدف خود خواهیم رسید؟ این است سؤال امروز ما در رابطه با نگرانیمان. ما نگرانیم از اینکه در حالی که جامعه رو بهسوی بداخلاقی دارد، چگونه خواهیم توانست جامعهی پزشکی را از این سقوط اخلاقی جامعه محفوظ بداریم و آنها را موظف به رعایت اصول اخلاقی کنیم.
بحث امروز ما حول چند محور خواهد بود: عدالت، عدالت توزیعی، عدالت اقتصادی و عدالت اجتماعی. در محور عدالت اجتماعی مسألهی توزیع منافع و درآمدها از یکسو و مسألهی هزینهها مطرح میشود؛ عدالت در توزیع منافع و عدالت در توزیع هزینهها. در موضوع عدالت اجتماعی تصمیماتی که بر توزیع منافع و توزیع هزینهها اثرگذار هستند مورد بحث است، در حالی که در اثر بعضی اقدامات، گروهی از جامعه ثروتهای هنگفتی را یکشبه صاحب میشوند و گروهی دیگر بار هزینهها را به دوش میکشند؛ چه اتفاقی میافتد؟ هدف عدالت چیست؟ هدف عدالت که حفظ عزت نفس و کرامت انسانی است، با دو قطبی شدن جامعه و کمرنگ شدن عدالت، دیگر عزت نفس و کرامتی برای جامعه قابل تصور نخواهد بود. سیاستهای اخیر منجر به بیعدالتی در جامعه و در نتیجه بروز توقف در توسعه در زمان حال و آینده شده است. نابرابری و دوقطبی شدن جامعه تبعات منفی بسیاری را بهدنبال خواهد داشت که از مهمترین آنها سقوط معیارهای اخلاقی است که همچون سیلی خروشان کل جامعه را در خواهد نوردید، از جمله جامعهی پزشکی را آسیب خواهد رساند. عدم پایبندی به رعایت قوانین بهخصوص از سوی مسؤولان و صاحبان قدرت از موضوعاتی است که بهدنبال سقوط معیارهای اخلاقی رواج پیدا کرده است و روزبهروز بر شدت آن افزوده خواهد شد. پایمال کردن قوانینی که رفته رفته بهصورت یک رویهی عادی و معمولی از سوی مسؤولان و افراد صاحبقدرت در میآید از تبعات نبودن عدالت اجتماعی و گسترش بیعدالتی است. در چنین شرایطی صحبت از اخلاق پزشکی کمی بحثبرانگیز خواهد بود. در حقیقت، ما در حالی بحث اخلاق پزشکی را مطرح کردهایم که بستر مناسب آن کاملاً به فراموشی سپرده شده است. سازمانی دولتی باید تعهدات خود را دو ماهه به جامعهی پزشکی بپردازد. از قدرت و نیروی دولتی استفاده کرده، به تعهدات خود عمل نکرده، به بیقانونی دامن میزند، برای تغییر شمارهی اتومبیل مبلغی را وصول میکند و سالها نه شماره تغییر میکند نه از وجه آن خبری میشود. شهرداری املاک واقع در طرحهای توسعهی شهری را با قیمت بسیار نازلی از مالکان آنها خریداری و موجب نارضایتی مالکان آنها میشوند. با تغییر قیمت ارز و طلا هزاران نفر صاحب میلیاردها ثروت و هزاران نفر از هست و نیست ساقط میشوند. در اثر دلالی و بساز بفروشی هزاران کارمند و خریدار واحدهای ساختمانی اندوختهی سالهای سال خود را به واسطهها و بساز و بفروشها دو دستی تقدیم میکنند. در چنین فضایی چه میشود کرد؟ نیازمند اقدامات چندگانهای هستیم، نیازمند یک عزم سیاسی و یک عزم اجتماعی هستیم که در عزم اجتماعی بحث اخلاق پزشکی مطرح میشود که باید به موازات عزم سیاسی بهسوی هدف متعالی حرکت کرد.
حنان حاجی محمودی، فرزانه زاهدی،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
عدالت از مبانی اساسی اخلاق در نظام سلامت محسوب میشود و برقراری آن در سطح کلان جامعه در گرو اتخاذ سیاستهای مناسب از سوی سیاستگذاران و متولیان سلامت است. در این میان، سیاستهای سلامت و نظامهای دریافت و پرداخت تأثیر بسیار مهمی بر کارآیی نظام سلامت و کنترل مطلوب هزینهها دارند. آنچه در این مقاله خواهد آمد مروری است بر نظامهای تأمین مالی و بازپرداخت به ارائهکنندگان خدمات که اثرات هر یک بر افزایش یا کاهش هزینهها ذکر شده است. همچنین، سیاستهای مالی در نظام سلامت کشور و چالشهای مرتبط با آن نیز به اختصار بیان خواهد شد.
واضح است که هیچیک از نظامهای دریافت و پرداخت هزینههای سلامت کامل و بدون نقص نیست و هر یک به نحوی خطر مالی را بهسوی گیرندگان یا ارائهکنندگان خدمت سوق خواهد داد. لذا از متولیان سلامت انتظار میرود با توجه به شرایط اجتماعی -اقتصادی، ترکیبی از بهترین گزینهها را در راستای پوشش هرچه بیشتر خدمات و برقراری عدالت در نظام سلامت انتخاب کنند. بدیهی است نظامهای دریافت و پرداخت کارآ و مثمرثمر در جامعه باید بهطور معقول و عادلانه حقوق همهی طرفها را لحاظ کنند. آنچه نظام فعلی کشور نشان میدهد درصد بالای سهم مردم در تأمین هزینههای سلامت است که باید با اتخاذ سیاستهای مناسب، در راستای کاهش آن تلاش شود. با توجه به روند پرشتاب اجراییشدن طرح پزشک خانواده در شهرهای بزرگ، این مقاله برای بسیاری از مدیران نظام سلامت، پزشکان و سایر همکاران مفید خواهد بود.
لیلی صفائیان، شیوا علوی، علیرضا عابد،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
تصمیمگیری اخلاقی در حرفهی پزشکی به اقتضای حرفهای از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این اهمیت با پیشرفتهای اخیر در علوم پزشکی و طرح موضوعات اخلاقی جدید در اخلاق پزشکی نوین دوچندان شده و تصمیمگیری اخلاقی را با پیچیدگیهایی خاص توأم کرده است. در این مقاله برآنیم که در جهت نهادینهکردن تصمیمگیری اخلاقی در جامعهی پزشکی و ارائهی الگویی اسلامی، از دیدگاه امیرمؤمنان در نهجالبلاغه، به بسط مؤلفهی تصمیمگیری در مبحث اخلاق پزشکی بپردازیم. بدین منظور موضوع تصمیمگیری اخلاقی به روش کتابخانهای در کتب و مقالات فارسی و لاتین مورد بررسی قرار گرفت و مصادیق تصمیمگیری اخلاقی در طب و پزشکی نوین، مؤلفهها و عوامل مؤثر بر آن در نهجالبلاغه و تفاسیر مربوطه جستوجو و تحلیل شد. در کلام امام، مؤلفههای تصمیمگیری اخلاقی شامل دانش، بصیرت، توکل، مشورت، پایبندی به ارزشهای اخلاقی، واقعگرایی و بیطرفی، امانتداری، عدالتگرایی، حقمداری، انجام وظیفه، رازداری، محرم بودن، قانونمداری، نگرش توحیدی و توجه به کرامت انسانی هستند. همچنین، آفات تصمیمگیری اخلاقی از منظر نهجالبلاغه عبارتند از: ناتوانی در پیشبینی و ارزیابی پیامدهای احتمالی، شتابزدگی، غلبهی احساسات و منافع مادی. در آموزههای علوی، زمانی تصمیمگیری پزشک اخلاقی خواهد بود که رعایت عدالت، حقوق الهی و انسانی را در عملکرد حرفهای خود مد نظر قرار دهد و نگرش وی به کار و حرفه نه صرفاً وسیلهای جهت کسب منافع اقتصادی بلکه بهعنوان یک امانت باشد.
مسعود امید، میلاد نوری،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
در این مقاله در پی آنیم تا مفهومی از مفاهیم بنیادی پزشکی را مورد بررسی و پژوهش فلسفی قرار دهیم. معمولاً هدف از چنین مطالعاتی که در حوزهی مطالعات فلسفهی پزشکی جای میگیرند، ایجاد تصوری واضح و متمایز از اصول فلسفی پزشکی است تا عمل پزشک را بر اساس درکی روشن از بنیادهای دانش خویش تنظیم کند. در این مقاله مفهوم علیت در پزشکی را با رویکرد فلسفی و تحلیل تاریخی مورد ارزیابی قرار میدهیم و در پی آن هستیم تا محوریت چنین مفهومی را در تصمیمگیریهای بالینی به وضوح برسانیم. پزشکی بهعنوان یک شاخهی علمی دانشگاهی در پی فهم بیماریها و کشف علت آنها و رفع بیماری و برقراری سلامت فردی و اجتماعی است. بهطور کلی، در عالم پزشکی با چهار الگوی کلی (پارادایم) و معادل با آن، چهار تعریف و رویکرد درباب مفهوم علیت مواجهایم. همچنین، متناظر با پارادایمهای چهارگانه، با اندیشههای فلسفی فلاسفهی مدرن از عقلگرایان و تجربهگرایان و فلاسفهی پستمدرن مواجه هستیم.
پارادایم بقراطی با نمایندگانی چون بقراط، ابن سینا و جالینوس، نخستین پارادایم در دانش پزشکی بود که تفکر واقعگرایانه و عقلگرایانه-ای را در باب مفهوم علیت پیشفرض میگرفت. پارادایم زیستپزشکی با رویکردی شبیه به موضع پوزیتیویستهای منطقی علیت را مفهومی واقعی میداند که مصادیق آن نه از طریق عقل که از راه تجربه اثباتپذیر است. در درون این پارادایم رویکرد ابطالگرایانهی مکتب انتقادی بالینی مورد توجه ویژهای است که در آن علیت نه مفهومی واقعی و ضروری در خارج که مفهومی ذهنی و غیرقابل اثبات است که از طریق تجربهی تداعیهای مبتنی بر تقارن، تکرار و آمار بهدست میآید. در پارادایم پستمدرن - هرمنوتیکی بحث از علیت علمی و مباحث زیستی و مکانیکی جای خود را به بحث اخلاقی در باب انسانی که دارای شأن اخلاقی و فهمانی است میدهد و به این ترتیب بحث از علیت در حاشیه قرار گرفته و موضوعیت خود را از دست میدهد.
محمدرضا امیر اسماعیلی، محمود نکوئی مقدم، عاطفه اسفندیاری، فاطمه رمضانی، هدایت سالاری،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
در سالهای اخیر بحث رابطهی مالی پزشک و بیمار و مسائلی همچون پرداختهای غیررسمی بهعنوان کاری غیراخلاقی ولی جاری در بخش سلامت اکثر کشورهای جهان از جمله جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است که تهدیدی برای اعتبار حرفهی پزشکی محسوب میشود. این پرداختها در نقاط مختلف جهان میتواند علتهای خاص خود را داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی علل و چگونگی پرداختهای غیررسمی در بیمارستانهای شهر کرمان در سال 1390 بود. این مطالعه با استفاده از روش پژوهش کیفی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختارمند انجام شده است. مصاحبههای هدفمند با استفاده از یک نمونهی هدفمند متشکل از 45 نفر از بیماران، پزشکان و سیاستگذاران در شهرستان کرمان در ایران در سال 1390 انجام شد. این مطالعه با مجوز کمیتهی اخلاق پزشکی دانشگاه و تکمیل فرم رضایت از مصاحبهشوندگان انجام شد. در این مطالعه در خصوص دلایل پرداختهای غیررسمی از مصاحبه شوندگان سؤالاتی پرسیده شد و دادهها با استفاده از تحلیل محتوا مورد آنالیز قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که دلایل متعددی برای پرداختهای غیررسمی وجود دارد که شامل عوامل فرهنگی، عوامل مرتبط با کیفیت و عوامل قانونی است. دلایلی نیز برای دریافتهای غیررسمی توسط پزشکان کشف شد که شامل عوامل مربوط به تعرفهها، عوامل ساختاری، عوامل اخلاقی و همچنین نشان دادن مهارت و شایستگی ارائهکنندگان خدمات است. مطالعهی حاضر منتج به ارائهی دلایلی برای پرداختهای غیررسمی شد و اکثر دلایلی که کشف شد، شباهت زیادی با نتایج مطالعات سایر کشورهای جهان دارد؛ به این ترتیب که نشان داد که بودجهی ناکافی نظام سلامت و پرداختهای رسمی ناکافی به پزشکان، از مهمترین عوامل مرتبط با عرضه هستند که منجر به پرداختهای غیررسمی میشوند. اما با توجه به اینکه مطالعات کیفی معمولاً دلایل احتمالی را کشف میکنند، بنابراین، برای بیان قطعی علل به مطالعات بیشتر نیاز است.
سیداسماعیل مناقب، معصومه حسینپور، فاطمه محرابی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده
انتقال اخبار ناگوار یک بخش اجتناب ناپذیر حرفه طبابت است. پزشک و بیمار دو طرف این طیف هستند. دیدگاههای متفاوتی در مورد حقیقتگویی و انتقال خبر بد به بیمار در فرهنگها و جوامع مختلف وجود دارد. این مطالعه به منظور بررسی دیدگاه بیماران بستری در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی جهرم در مورد چگونگی انتقال خبر بد انجام شده است. این مطالعه از نوع مقطعی - توصیفی بود که در سال 1390 در دانشگاه علوم پزشکی جهرم انجام شد. حجم نمونه برابر با 110 بیمار محاسبه گردید و روش نمونهگیری به روش آسان بود. جامعهی پژوهش بیماران بخشهای داخلی، جراحی، زنان و اتفاقات بستری در بیمارستان مطهری و پیمانیهی جهرم بودند. معیار ورود بستری بودن در بیمارستانهای پیمانیه و مطهری جهرم بود و معیارهای خروج شامل بیماران شدیداً بدحال و بیماران مبتلا به اختلالات روانی- ذهنی بود. پرسشنامه محققساخته روا و پایا توسط کارشناس همکار طرح در اختیار بیماران قرار گرفت اطلاعات پس از جمعآوری با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 16 در سطح آمار توصیفی و تحلیل عاملی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.تعداد 110 بیمار در این مطالعه شرکت داشتند. بر اساس تحلیل عاملی سه عامل شامل روش انتقال خبر بد، افراد درگیر در انتقال خبر بد و عامل مکان و زمان بهدست آمد. 87 درصد از بیماران با اینکه همراه بیمار در جریان خبر بد قرار گیرد موافق بودند و 2/63 درصد از بیماران برای انتقال خبر بد بر لزوم انجام این کار در یک اتاق خصوصی و خلوت تأکید داشتند. به ترتیب 2/77 درصد و 5/62 درصد از بیماران بر لزوم وجود مشاور روانپزشکی و مشاور مذهبی تأکید داشتند. 6/91 درصد از بیماران میخواستند تا در مورد علت بیماری اطلاعات کامل به آنها داده شود. طبق نظر 8/74 درصد از افراد تحت مطالعه، بیماران سرطانی بهتر است نسبت به ابتلا به بیماری سرطان مطلع باشند. این مطالعه نشان داد که در برخی موارد خواستههای بیماران برای چگونگی انتقال با سایر جوامع تفاوت چشمگیر دارد. در انتقال خبر بد باید به تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی توجه کرد. در کشور ما، خانواده میتواند نقش حمایتی برجستهای در هنگام انتقال خبر بد به بیمار بازی کند.
سمیه نقی زاده، مهدی ابراهیمپور میرزا رضایی، آزاد رحمانی، حسین رستمی، سهیلا دهقانی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده
عدم آگاهی کادر درمانی از قوانین و مقررات سقط میتواند سلامت مادران را به خطر بیاندازد و مشکلاتی را برای جامعهی پزشکی ایجاد کند. هدف مطالعهی حاضر بررسی دانش و دیدگاه دانشجویان مامایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز و دانشگاه علوم پزشکی تبریز در مورد سقط قانونی و غیرقانونی است. این مطالعه توصیفی – تحلیلی (مقطعی) در سال 1392 بر روی 300 نفر از دانشجویان مامایی دانشکده پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز و دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد. جمعآوری دادهها با استفاده از پرسشنامهی چهارقسمتی بود. قسمت اول تا چهارم بهترتیب شامل مشخصات فردی- اجتماعی و آموزشی دانشجویان مامایی، بررسی دانش دانشجویان در مورد قوانین و مقررات سقط جنین در ایران، بررسی دیدگاه دانشجویان در مورد سقط جنین قانونی و غیرقانونی بود. در این مطالعه جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار آماری SPSS ویرایش 13 استفاده شد و 05/0 P≤معنیدار در نظر گرفته شد. 7/26 درصد از دانشجویان مامایی در مورد سقط جنین دانش خوب، 7/53 درصد دانش متوسط و 7/19 درصد دانش ضعیف داشتند. 3/89 درصد از دانشجویان نگرش مثبت و 7/10 درصد نگرش منفی نسبت به سقط جنین قانونی داشتند و 3/78 درصد از دانشجویان مخالف سقط غیرقانونی جنین بودند و تنها 65 نفر (7/21 درصد) موافق سقط غیرقانونی بودند. نتایج آزمون T-test نشان داد که بین دانش دانشجویان در مورد سقط جنین (76/0P≤) ، دیدگاه دانشجویان در مورد سقط جنین قانونی (44/0P≤) و دیدگاه دانشجویان در مورد سقط جنین غیرقانونی (081/0P ≤) ارتباط آماری معنیداری وجود ندارد. دانش کم دانشجویان مامایی درخصوص قوانین سقط جنین، حتی در کمتر از 20 درصد دانشجویان یک خطر محسوب میشود و میتواند احتمال مواجههی این دانشجویان با مشکلات قضایی را در آینده افزایش دهد. بنابراین، توصیه میشود با افزایش سطح دانش دانشجویان مامایی درخصوص موارد مجاز سقط درمانی و قوانین مربوط به آن و نیز مجازاتهای سقط جنین جنایی، از میزان بروز چنین مشکلات قضائی در آینده کاسته شود.
سعید نظری توکلی، نسرین نژادسروری،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده
معضلات اخلاقی حاصل از پیشرفتهای تشخیصی و درمانی نوین در علم پزشکی، ضرورت پرداختن به اخلاق پزشکی را صد چندان کرده است. اخلاق پزشکی یک «علم» است، از اینرو، با روش و معیار علمی سروکار دارد. لازمهی محقق شدن اهداف هر علم تعریف دقیق و رفع ابهامات پیرامون آن است. با وجود تعریفهای مختلف ارائه شده در ارتباط با علم اخلاق پزشکی هنوز پارهای از مسائل همچنان در هالهای از ابهام مانده است. بخش مهمی از دانش ما، پاسخ به چیستیهاست و این پاسخ چیزی جز تعریف نیست. تعاریف، قسمت عمدهی ادراکات ما را شامل میشوند و نمیتوان از بهکارگیری آن خودداری کرد. این مقالهی مروری حاصل یک پژوهش توصیفی است. برای جمعآوری اطلاعات از مطالعهی کتب معتبر و جستوجو در منابع اینترنتی و مقالات مرتبط خارجی استفاده شد. این نوشتار ضمن تأکید بر لزوم تبیین تعریف علم و ویژگیهای تعریف منطقی، برخی از تعاریف علم اخلاق پزشکی را ارزیابی کرده و با اشاره به نقاط ضعف موجود در آنها، ضرورت ارائهی تعریف منطقی از این علم و ملاحظات لازم را متذکر میشود.
سیما مقدسیان، فرحناز عبداله زاده، آزاد رحمانی، فرمیسک پاکانزاد، حمید حمیدزاده،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده
دستور عدم احیا یکی از چالشهای مهم در مراقبتهای انتهایی است. نگرش پرسنل درمانی به دستور عدم احیا میتواند در قانونی شدن این رویه نقش مهمی داشته باشد. هدف این مطالعه بررسی نگرش دانشجویان پرستاری دانشگاههای علوم پزشکی تبریز و کردستان در رابطه با دستور عدم احیا بود. 186 دانشجوی سال سوم و چهارم پرستاری در دانشکدههای پرستاری و مامایی تبریز و کردستان در این مطالعه شرکت کردند. جمعآوری دادهها با پرسشنامهی نگرش به دستور عدم احیا انجام شد که شامل 25 گویه است. نتایج این مطالعه نشان داد که در بیشتر گویهها دانشجویان نگرش منفی به دستور عدم احیا داشتند؛ سوء برداشتهای زیادی در مورد روش انجام این رویه داشتند و متمایل به کسب اطلاعات بیشتر در مورد جنبههای مختلف این رویه بودند. همچنین، مشخص شد که دانشجویان در مورد اتانازی غیرفعال نیز نگرش منفی داشتند و اعتقاد داشتند که مسائل فرهنگی و مذهبی در دیدگاه آنان نسبت به دستور عدم احیا تأثیرگذار است. اگرچه نگرش دانشجویان پرستاری دو دانشگاه که دارای زمینهی فرهنگی و مذهبی متفاوتی بودند در مورد تکتک گویههای پرسشنامه تفاوت معنیدار آماری نشان نداد (05/0P>).با توجه به کمبود آگاهی دانشجویان در مورد دستور عدم احیا پیشنهاد میشود در مورد جنبههای مختلف این دستور آموزشهای لازم به آنان ارائه شود. با توجه به کمبود متون پژوهشی و محدودیتهای این مطالعه انجام مطالعات بیشتری در این زمینه توصیه میشود.
محمد خواجه دلویی، زهرا موفقی، مهدیه پوریزدان پناه،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده
آموزش اخلاق پزشکی در حقیقت ایجاد فرهنگ رفتاری، باورها و هویت حرفهای میباشد و یکی از محورهای اساسیآموزش پزشکی است. مطالعهی حاضر اثربخشی کوریکولوم اخلاق پزشکی و بهترین شیوهی اجرا را از دیدگاه کارورزان مورد بررسی قرار داده است. این مطالعه توصیفی - مقطعی در تیرماه سال 1391 انجام شد. ابزار پژوهش پرسشنامهای 10 سؤالی بود که در گروه اخلاق دانشکدهی پزشکی مشهد تدوین شد. روایی ابزار به روش محتوا و پایایی آن به روش همبستگی درونی (72/0=α) تأیید شد و با مراجعهی حضوری به بخشهای بالینی در اختیار کلیهی کارورزان قرار گرفت. اطلاعات بهوسیلهی نرم افزار SPSS تجزیه و با استفاده از آمار توصیفی و شاخص مرکزی نما گزارش شد. 71 کارورز (60 درصد) به پرسشنامه پاسخ دادند که 54 درصد آنها خانم، 55 درصد کارورز سال دوم بودند. نمای دادهها در خصوص میزان تحقق پیامدهای قابل انتظار از درس اخلاق پزشکی یعنی میزان دستیابی کارورزان به اهداف، میزان تناسب درس با نیازهای بالینی و تخمین کلی از مفید بودن درس در طبقهی کم و در پاسخ به چالشزایی موقعیتهای اخلاقی بالینی در طبقهی زیاد قرار گرفت. در پاسخ به مناسبترین روش انتقال دانش، نگرش و مهارتهای اخلاق پزشکی، بحث گروهی (38 درصد) برای آموزش مقدمات اخلاق پزشکی و بحث در مورد Case و ارائهی راهحل در مرحلهی کارآموزی (70 درصد)، نما را تشکیل داد. مناسبترین روش ارزشیابی دانشجو آزمون کتبی با ارائهی Case، و ارزشیابی عملکرد در بخش معرفی شد. مطالعهی حاضر اثربخشی درس اخلاق پزشکی را کم و تقاضای کارورزان را برای ارائهی کاربردی این درس نشان داد. بهنظر میرسد که ارائهی این درس نیازمند تغییرات بنیادین است.
صغری انجرانی، پریسا داهیم، نوش آفرین صفا دل، سعید مهدوی،
دوره 6، شماره 6 - ( 11-1392 )
چکیده
با توجه به اینکه سیستم ارائهی خدمات و روند مناسبات با مراجعان آزمایشگاه تا حدودی با بخشهای دیگر بهداشتی و درمانی تفاوت دارد، با وجود جامعیت منشور حقوق بیمار ابلاغ شده توسط وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، پرداختن به ابعاد اختصاصی این حوزه میتواند تعهد و تعلق افراد را به حیطهی کار تخصصی خود افزایش دهد. لذا تدوین منشور حقوق مراجعان به آزمایشگاههای تشخیص پزشکی در دستور کار قرار گرفت.بعد از مرور جامع منابع موجود، با تشکیل کمیتهی تدوین، متشکل از نمایندگان انجمنهای صنفی و صاحبنظران این حوزه پیشنویس تهیه شد. از سازمانهای حقوقی ذینفع، مسؤولان فنی و کارکنان آزمایشگاهها و صاحبنظران حوزهی اخلاق پزشکی طی جلسات و کارگاههای متعدد نظرسنجی صورت گرفت و براساس نظرات ارائه شده، اصلاحات انجام شد. منشور فوق در مردادماه سال 1391 به تصویب شورای سیاستگذاری وزارت متبوع رسید و در مهرماه همان سال توسط وزیر محترم ابلاغ شد.جهت هماهنگی با متن منشور حقوق بیمار در ایران، محورهای اصلی این منشور نیز بر پایهی 5 محور، دریافت شایستهی خدمات آزمایشگاهی، دریافت اطلاعات بهنحو مطلوب و میزان کافی، حق انتخاب و تصمیمگیری آزادانهی مراجعان، احترام به حریم خصوصی مراجعان و رعایت اصل رازداری و امانتداری و دسترسی به نظام کارآمد رسیدگی به شکایات و پیشنهادات است.تدوین و ابلاغ منشور در حوزهی حقوق گیرندگان خدمات سلامت یکی از اولین و اساسیترین امور است. ولی اجرایی کردن مفاد منشور و نظارت و پایش اجرای آن مهمترین هدف پیش رو است. بدیهی است راهکارهای مؤثر به منظور عملی کردن استقرار منشور حقوق مراجعان به آزمایشگاههای تشخیص پزشکی باید طراحی و اجرا شود.
سجاد آزمند، فرزاد محمودیان،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
حضور پزشک در عرصههای مختلف اجتماع همواره با ملاحظات اخلاقی و حقوقی همراه بوده است. مشارکت پزشک در اجرای مجازاتهای قانونی محکومین، یکی از این عرصههاست که در ارتباط با آن دیدگاههای متفاوتی مطرح شده است. در تاریخ پزشکی جهان، همواره پزشکان و فعالین حرفه پزشکی بهصورتهای مختلف در اجرای مجازاتهای قانونی مشارکت داشتهاند اما بعد از ابداع روش تزریق مرگبار، پزشک و علم پزشکی بهصورت مستقیم در این فرایند دخیل شدهاند. بعد از ورود مستقیم پزشک به این عرصه موافقان و مخالفان متعددی با ارائهی ادلهی مختلف در باب اخلاقی یا غیراخلاقی بودن مشارکت او در اجرای مجازاتها اظهارنظر کردهاند. همچنین، سازمانهای مرتبط با حرفهی پزشکی نسبت به مشارکت پزشک در اجرای مجازاتهای قانونی اعلام نظر کردهاند. در جمهوری اسلامی ایران نیز اگر چه بر اساس قانون مجازات اسلامی و آییننامهی اجرایی این قانون، حضور پزشک در اجرای مجازات مجرمان الزامی است اما در اجرای مستقیم مجازات نقشی ایفا نمیکند. در این مقاله با بررسی مهمترین دلایل مخالفان و موافقان بهعنوان پیشینهی بحث، به بررسی نقش دقیق پزشک در اجرای مجازات قصاص و تحلیل اخلاقی بودن این نقش میپردازیم.
باقر لاریجانی، سمانه تیرگر،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
آشنایی با چهرههای علمی و فرهنگی کشور، امری ارزشمند است. آقای دکتر حسن حبیبی (1391-1315) را میتوان اهل دین، علم، ادب و فرهنگ دانست که در دوران جمهوری اسلامی بهعنوان سیاستمداری متدین و متعهد، حمایت خود را از انقلاب اسلامی، نمایان نموده است. این مقاله بعضی از آثار و نیز خاطرات نقل شده از نزدیکان و اطرافیان ایشان را مرور میکند که خود میتواند گذری به زندگینامه، منش و روش این شخصیت گرانقدر باشد. همچنین، در اثنای بحث، خاطراتی را که نویسندهی اول، شخصاً از مواجهه با ایشان داشتهاند، مطرح کردهایم و به نکات برجستهی اخلاقی ایشان خصوصاً در اواخر عمر شریفشان - که عمدتاً در بستر بیماری سپری شد- پرداختهایم. نیمنگاهی هم به عقاید و نظرات این دانشمند بزرگ در مورد علم، عالِم و عالِمپروری داشتهایم. امید است که این اشارات بتواند نمونههایی عینی و عملی، هم برای بیماران و هم برای محققان کشور و پزشکانی که با بیماران مختلف مواجهند، ارائه دهد
فرهاد خرمائی، فرشته زارعی، منصوره مهدییار، اعظم فرمانی،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
صبر فضیلتی اخلاقی است و به استقامت، شکیبایی، خویشتنداری، رضایت و متعالی شدن فرد در موقعیتهایی اشاره دارد که برای او دشوار و ناخوشایند است. صبر مقولهای است که در حوزهی اخلاق پزشکی قابل بحث است و بهعنوان یک فضیلت اخلاقی با متغیرهای فراوانی در این حوزه در ارتباط قرار میگیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش صبر و مؤلفههای آن (متعالی شدن، شکیبایی، رضایت، استقامت و درنگ) بهعنوان فضایل اخلاقی در پیشبینی امید در دانشجویان بود. جامعهی پژوهش حاضر کلیهی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز بودند. از میان این افراد، تعداد 390 نفر بهروش نمونهگیری خوشهای بهعنوان گروه نمونه انتخاب شدند و با تکمیل مقیاس صبر و پرسشنامهی امید به زندگی در این پژوهش شرکت کردند. براساس نتایج آزمون Pearson correlation ، صبر و مؤلفههای آن با نمرهی کل امید به زندگی و هر دو مؤلفهی آن (تفکر راهبردی و تفکر عاملی) همبستگی مثبت معنیدار نشان داد (01/0P<). همچنین، صبر، نمرهی کل امید به زندگی (001/0P< ؛ 58/0β= )، و مؤلفههای تفکر راهبردی (001/0P< ؛ 52/0β= ) و تفکر عاملی (001/0P< ؛ 52/0β= ) را پیشبینی نمود. مؤلفههای متعالی شدن، استقامت و رضایت صبر نیز از عوامل مهم پیشبینیکنندهی امید و مؤلفههای آن بودند. بهطور کلی میتوان اینگونه نتیجهگیری کرد که با تقویت صبر که یکی از مهم ترین و ارزشمندترین فضایل اخلاقی است، میتوان امید در افراد را بهمنظور دستیابی به هدف و در نتیجه موفقیت بیشتر در زندگی افزایش داد. بنابراین، به روانشناسان، مشاوران و متخصصان در حوزههای سلامت و اخلاق پزشکی توصیه میشود که بهمنظور کاهش ناامیدی و تقویت امید در مراجعان و بیماران، از راهبردهای آموزشی صبر استفاده کنند.