125 نتیجه برای اخلاق پزشکی
باقر لاریجانی، مینا مبشر، سمانه تیرگر، فرزانه زاهدی، سوده تیرگر، فریده شریعتی، بنفشه کریمی، فاطمه میرزایی (لطفیآذر)،
دوره 7، شماره 5 - ( 10-1393 )
چکیده
مفهوم مرگ بسیار پیچیده است و وجود مباحث عمیق فلسفی، تمایزهای توصیفی و نیز گستردگی طیفی که در بیانها وجود دارد، شناخت آن را دشوارتر کردهاست. اگرچه این مهم برای تمام انسانها ضروری است، برای فعالان حوزهی طبابت با اهمیتتر است، چراکه با مصادیق گوناگون آن مواجه هستند و بسیاری از چالشهای اخلاقی در مورد مباحثی چون مرگ مغزی، اتانازی و پایان حیات، در گروِ معرفت روشنی از مفهوم مرگ است. از طرفی دیگر، دریافت مفهوم مرگ بحثی تجربی نیست و حیطهی دستیازی علم پزشکی، شاید تنها ملاکیابی مرگ باشد. بر این اساس، پرداختن به شناخت مفهومی از مرگ، رویکردهای الهیاتی را میطلبد. لذا بر آن شدیم تا در مطالعهای قرآنمحور، به برخی از مؤلفههای «مفهومشناسی مرگ» دست یابیم. این مطالعه به شیوهی توصیفی- تحلیلی غیر سیستماتیک، با شیوهی گردآوری و تحلیل اطلاعات و با استراتژی جستوجوی مفهومی در آیات موضوعی، مؤلفههای دوازدهگانهای را برای مفهومشناسی مرگ ارائه میدهد. بدینترتیب، راه ملاکیابی و مصداقشناسی مرگ از دیدگاه قرآن کریم را بازتر میکند، لذا پژوهش در این دو حیطه برای مطالعات آتی پیشنهاد میشود.
فرزانه زاهدی انارکی، باقر لاریجانی، بنفشه کریمی، سمانه تیرگر، کبری خزعلی، سوده تیرگر، نسرین حمیدی ابرقویی، فاطمه میرزایی (لطفی آذر) ،
دوره 7، شماره 5 - ( 10-1393 )
چکیده
مسألهی سقط یکی از موارد مشکل در اخلاق زیستی است. این بحث در موارد سقط جنین ناهنجار، وجوه مورد اختلاف بیشتری دارد. بررسی مطالعات حاکی از آن است که عمدتاً دو مورد، بحثبرانگیز بودهاست؛ اول آنکه آیا حیات جنین ناهنجار باید حفظ شود؟ و دوم آنکه سرانجام نفس (نباتی، حیوانی) در جنین ناهنجار پس از سقط اختیاری (منظور از سقط اختیاری در این نوشتار، سقط درمانی (قانونی) و سقط عمدی غیر قانونی است.) چه خواهد بود؟ دیدگاههای مختلف پاسخهای گوناگونی را به این دو پرسش دادهاند. مطالعهی حاضر پژوهشی است مروری- توصیفی که پاسخ دو پرسش یاد شده را با تمرکز بیشتر بر حق حیات، در فلسفهی صدرایی در کتب ملاصدرا و نیز تألیفات امام خمینی (ره) میکاود. نتایج این مطالعه نشان میدهند که بر اساس دیدگاه ملاصدرا تمام جنینها دارای نفس بالقوهی انسانی هستند؛ هر چند که ظاهری بسیار ناقص داشته باشند. او جنین را نبات بالفعل و البته دارای استعداد برای «انسانشدن» میداند. با توجه به این دیدگاه که هم بدایتنگر است و هم غایتنگر، جنین ناهنجار، حق حیات دارد؛ چراکه مطابق برهان حرکت جوهری ملاصدرا چنین میتوان گفت که سقط، تکامل برزخی نفس را با مشکل مواجه میسازد و حتی ممکن است در حشر موجود نیز خلل ایجاد کند.مسلم است که در جامعهی ما که صبغهی اسلامی دارد برای تصمیمگیری در مورد سقط جنین باید دیدگاههای دینی را مورد لحاظ قرار داد. البته مبانی فلسفی بهتنهایی نمیتوانند برای دادن حُکمی در مورد سقط جنین، کارا و مفید باشند؛ بلکه هماندیشیهای تخصصی و میانرشتهای ضرورت دارند تا به لطف خداوند، شاهد تحلیل مناسب چالشهای اخلاقی در مورد این مسأله باشیم.
انسیه مدنی، زهرا خزاعی،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
اخلاق فضیلت دیدگاهی فاعلمحور است که بهجای پرداختن به عمل صواب و خطا، به شخصیت خوب و بد می پردازد و بر فضایل و منش اخلاقی فاعل استوار است، از این رو با حرفهی پزشکی قرابت بسیار دارد. چرا که این حرفه بسیار متأثر از رابطهی پزشک و بیمار است، و وجود یک منش اخلاقی در پزشک، تأثیر بسیار مثبتی بر این رابطه دارد. در عین حال، این مسأله در مباحث اخلاق کاربردی و از جمله اخلاق پزشکی مطرح است که نظریهی اخلاقی باید با گفتن اینکه «چه باید انجام دهیم؟» معیاری برای تصمیمگیری اخلاقی ارائه دهد، چیزی که به نظر برخی فیلسوفان، با مبانی اخلاق فضیلت ناسازگار است. ادعای این مقاله آن است که اخلاق فضیلت میتواند با تمسک به فاعل فضیلتمند و تأکید بر فضایل، قواعد و دستورالعملهایی ارائه دهد که به تصمیمگیری در معماهای دشوار پزشکی کمک کند. این ادعا با ارائهی نمونههایی دربارهی سقط جنین و فروش کلیه برای پیوند عینیت مییابد. از مهمترین مزایای اخلاق فضیلت، سیاقمحوری و توجه به واقعیات مرتبط، اهمیت عواطف و انگیزههای احتمالی افراد درگیر، و بالاخره الگومحوری با ابتناء بر حساسیت و حکمت عملی فاعل فضیلتمند است که سبب میشود این نظریه در حل مسائل اخلاق پزشکی، جایگاه بهتری نسبت به سایر رویکردها داشتهباشد.
سکینه محبی امین، مهدی ربیعی، امیر حسین کیذوری،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
در سالهای اخیر اعتقاد بر این است که آموزش پزشکی باید شامل برنامههای درسی اخلاقی با هدف ایجاد مهارتهای تصمیمگیری بالینی و اخلاق حرفهای و نهادینهکردن مجموعهای از ارزشها در پزشکان باشد. هدف این پژوهش ارزیابی کیفیت درونی و بیرونی برنامهی درسی اخلاق پزشکی از دیدگاه دانشجویان است.تحقیق حاضر از نوع تحقیقات پیمایشی است. جامعهی آماری مورد مطالعه شامل 157 دانشجوی پزشکی عمومی که درس اخلاق پزشکی را انتخاب کردهاند با روش نمونهگیری تصادفی ساده تعداد 113 دانشجو انتخاب شدند. بهمنظور گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه با مجموع 34 گویه استفاده شد. کیفیت درونی برنامهی درسی اخلاق پزشکی با توجه بهعناصر 9 گانهی الگوی Frances Klein و کیفیت بیرونی آن بر اساس الگوی Kirk Patrick مورد بررسی قرار گرفت. برای سنجش روایی پرسشنامه، از روایی محتوا استفاده شدهاست و با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، مقدار پایایی پرسشنامهی کیفیت درونی 93/0 و پرسشنامهی کیفیت بیرونی 91/0 محاسبه شد. جهت تحلیل دادهها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (t تکنمونهای) استفاده شد.نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که از دیدگاه دانشجویان وضعیت کیفیت درونی برنامهی درسی اخلاق پزشکی در تمام عناصر 9 گانه نامطلوب است. کیفیت بیرونی برنامهی درسی اخلاق در مؤلفههای دانش و نگرش در سطح متوسط قرار دارد و مؤلفهی مهارت نامطلوب ارزیابی شده است. در مجموع، کیفیت درونی و بیرونی برنامهی درسی اخلاق پزشکی در وضعیت نامطلوب قرار دارد. با توجه بهوضعیت نامطلوب کیفیت درونی و بیرونی باید بهبازنگری و طراحی مجدد برنامهی درسی اخلاق پزشکی پرداخت.
کبری امیدفر،
دوره 8، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
آزمایشگاههای تشخیص پزشکی، به عنوان یکی از ارائهدهندگان خدمات سلامت، در قبال نفس و جان گیرندگان خدمات (بیماران/ مراجعین) مسئولیتی ویژه دارند. با افزایش روز افزون تعداد و تنوع تستهای آزمایشگاهی در سالهای اخیر، نقش و جایگاه علوم آزمایشگاهی درشناسایی و ارزیابی علل ایجاد بیماریها اهمیت بیشتری پیدا کرده است.انجام آزمایشهای پزشکی در کمال صحت، دقت، سرعت، وبا استفاده از روشهای روز دنیا و هم چنین توجه به حفظ حقوق، رعایت امانت و کرامت انسانی گیرندگان خدمات از جمله اولویتها و ضرورتهایی است که به موازات استقرار سیستمهای مدیریت کیفیت، میتواند تاثیر بسزایی در افزایش رضایتمندی مراجعین داشته باشد و از ویژگیهای یک آزمایشگاه مطلوب به حساب می آید. در هر بعدی از اخلاق پزشکی، انجام دادن کار خوب و عدم انجام کار بد یک اصل مسلم است. در طب آزمایشگاه نیز همانند سطوح دیگر علوم پزشکی،پرسش های اخلاقی بسیاری وجود دارند که با پیشرفت تستهای تشخیصی و مولکولی افزایش پیدا می کنند. متخصصان آزمایشگاه، روزانه با چالش هایی مانند محرمانه بودن اطلاعات بیمار، وهم چنین مسائل مربوط به اخلاق در پژوهش، اخلاق حرفه ای و اخلاق کسب و کار روبه رو هستند.این مطالعه مروری،با گردآوری مباحث حائز اهمیت و رایج در حوزه ی اخلاق پزشکی در آزمایشگاه تشخیص طبی از منابع معتبر سعی در ارتقااطلاعات فعالان این حرفه داشته است، به این هدف که با به کارگیری این مطالب بتوان در ارائه خدمات بهتر آزمایشگاهی گامهای موثرتری برداشت.
سودابه جولایی، محمدعلی چراغی، فاطمه حاجی بابایی،
دوره 8، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
کمیتههای اخلاق یکی از ضروریترین کمیتههای بیمارستانی هستند که برای بهبود کیفیت ارائهی خدمات از اهمیت ویژهای برخوردارند. کمیتههای اخلاق بیمارستانی مسؤول بررسی اخلاقی روند ارائهی خدمات در بیمارستانها هستند و بهمنظور اطمینان از تصمیمگیریهای شایستهی بالینی و کمک به بیماران و حرفههای مراقبت سلامتی طراحی شدهاند. مقالهی حاضر بخشی از یک مطالعهی مروری جامع است که با هدف ارائهی تصویری از اهمیت، ضرورت تشکیل، ساختار و عملکرد کمیتههای اخلاق بیمارستانی، در دنیا تدوین شده و با جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی، بدون محدودیت زمانی، در سال 94-1393 انجام شدهاست. در جستوجوی منابع انگلیسیزبان، کلیدواژههای Hospital ethics committee, Healthcare ethics committee, Clinical ethics committee, Institutional ethics committee و در جستوجوی منابع فارسیزبان، کلیدواژههای کمیتهی اخلاق بیمارستانی، کمیتهی اخلاق بالینی و کمیتهی اخلاق موسسهای مورد استفاده قرار گرفت. در مجموع، 98 مقاله بهدست آمد که از بین آنها 35 مقاله که منطبق با اهداف مطالعهی حاضر بودند مورد استفاده قرار گرفتند. یافتهها در سه بخش اصلی ضرورت تشکیل، ساختار و عملکرد کمیتهی اخلاق بیمارستانی طبقهبندی شد. از آنجا که در کشور ایران، فعالیتهای کمیتههای اخلاق بیمارستانی هنوز بهطور روشن تبیین نشده و مطالعهای نیز در این زمینه صورت نگرفته است، یافتههای این مطالعهی مروری میتواند به سیاستگزاران جهت تشکیل، فعالسازی و نظارت بر کمیتهی اخلاق بیمارستانی کمک کند.
نازیلا تقوی، رضا عمانی سامانی، محمد اسدی نژاد،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
جنینهای منجمد در دو حالت بهعنوان جنینهای رهاشده تلقی میشوند؛ مورد نخست زمانی است که صاحبان جنین، مجهوالالمکان باشند و هیچگونه دستورالعمل کتبی از سوی زوجین در ارتباط با وضعیت جنین وجود نداشته باشد. مورد بعدی زمانی است که صاحبان جنین منجمد، بهطور واضح به مراکز انجماد اعلام کنند که تصمیمگیری دربارهی سرنوشت جنینهای منجمد خویش را به مراکز انجماد تفویض میکنند. هدف ما بررسی این موضوع بود که در صورت رهاکردن جنینهای منجمد از سوی زوجین، چه تصمیمی باید در مورد سرنوشت آنها اتخاذ شود؟ این مطالعه به روش اسنادی - کتابخانهای و تحلیلی بود. از آنجایی که نگهداری از جنینهای منجمد مستلزم صرف هزینه است، شایسته است مسؤولیت مراکز انجماد را نسبت به نگهداری از جنینهای منجمد پس از صرف زمانی معقول و متعارف و تلاشهای ناموفق برای برقراری تماس با صاحبان منتفی بدانیم.
تصمیمگیری در مورد سرنوشت جنین منجمد رهاشده بستگی به این موضوع دارد که چه ماهیتی را برای آنها برگزینیم. در صورتی که جنینهای منجمد رهاشده را انسان تلقی کنیم، با توجه به هزینهی نگهداری و کمبود امکانات پزشکی میتوان بر اساس قاعدهی الضرورات تبیح المحظورات (ناگریزیها حرامها را مباح میکند) آنها را از بین برد. چنانچه جنینهای منجمد را مال یا شبه مال تلقی کنیم، باید جنینهای منجمدی را که به صاحبانشان برای تعیین سرنوشت آنان دسترسی وجود ندارد ، مجهول المالک تلقی کرده و حاکم را جهت اخذ تصمیم به دورریزی یا اهدا برای تحقیقات صالح قلمداد کرد.
فاطمه میرزایی(لطفیآذر)، سمانه تیرگر، فرزانه زاهدی، سوده تیرگر، فریده شریعتی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
با وجود پیشرفت علم پزشکی و تکنولوژیهای مرتبط، شناخت ماهیت و چگونگی مرگ، همچنان در هالهای از ابهام است. شاید چنین بتوان گفت که چون مرگ، پدیدهای دو وجهی است و یکروی آن جسمانی و روی دیگر، نفسانی و روحانی است، شناخت آن، تنها در حیطهی علم پزشکی نیست، بلکه تلاش و همکاری اندیشمندان حوزههای دیگری چون علوم قرآنی، علوم انسانی، فلسفه و مانند آن نیز برای گشودن قفلهای بستهی آن ضروری بهنظر میرسد. چنین همفکریهایی میتواند با توصیف آنچه بر نفس در آستانه و هنگام مرگ میگذرد، دیدگاه دانشمندان علوم پزشکی را که بهحق، مفسران خوبی برای تغییرات جسمانیِ زمان مرگ هستند، وسعت و عمق بیشتری بخشد. بیشک، چنین نگرشی میتواند در گرفتن تصمیمهای اخلاقی پایان حیات و نیز ارائهی مراقبتهای معنوی در این لحظات، تحولآفرین باشد. این مطالعهی مروری بهروش کتابخانهای، ابتدا توصیفی از مراحل مرگ در نگاه علم پزشکی دارد و سپس با کنکاشی قرآنمحور در منابع اسلامی و با تمرکز بر آیاتی که صراحتاً دلالت بر زمان مرگ دارند، توصیف قرآنی از برخی مراحل مرگ ارائه میدهد. سرانجام در بحث نهایی، برخی شباهتها و تفاوتهای دیدگاهها را بیان و سؤالات مهمی را در این حیطه مطرح میکند که عمدتاً برای ارائهی مراقبتهای معنوی در لحظات پایانی حیات در خور اهمیت فراوان هستند. امید است با پژوهشهای متمرکز آینده که در جهت پاسخ به سؤالات اصلی ایجادشده در این مطالعه خواهند بود، راه برای ارائهی مراقبتهای معنوی و قرآنمحور، بیش از پیش تسهیل و عملیاتی شود.
هاله حبیبی، مهراندخت نکاوند، سید محمد اکرمی،
دوره 9، شماره 5 - ( 10-1395 )
چکیده
بروز خطا در ارائه خدمات سلامت، پدید ه ای آسیب رسان و در بعضی موارد جبران ناپذیر است. خطاهای پزشکی تهدیدی برای رفاه و سلامتی بیمار بوده و تا حد ممکن نباید اتفاق بیفتند. بیشتر خطاهای پزشکی، صدمات کمی به انسان می زنند؛ اما بعضی از آن ها منجر به زیان های جبران ناپذیر می گردند. این گزارش به توصیف یک مورد خطای آزمایشگاهی در نتیجه آمنیوسنتز، طی بررسی ژنتیک در دوران بارداری، می پردازد که نتیجه نامفهوم و نامطلوب تست نگرانی و سر درگمی را برای مراجع و خانواده به همراه داشته است. توجیه نشدن کارکنان و پزشکان در مورد خطاهایی که مرتکب می شوند و رویکرد نامناسب در مواجهه با آن ها باعث ایجاد و تداوم فرآیندهای اشتباه می گردد. مطالعات نشان داده است که گزارش این قبیل موارد و همچنین تغییر رویکرد از سنتی به سیستمی در مواجهه با انواع خطاهای پزشکی می تواند در کاهش تکرار این گونه خطاها مؤثر باشد.
محمد محمدی، محمد شمس الدین دیانی تیلکی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1395 )
چکیده
حفظ حریم خصوصی و رازداری، یکی از حقوق مسلم هر انسان بهمنظور حفظ حرمت و عزت اوست. ارزیابی نگرش بیماران پیرامون حریم خصوصی و رازداری میتواند برآورد مناسبی از ابعاد مختلف این مسأله باشد تا به پزشکان در فرایند تشخیص و درمان کمک کند. در این پژوهش به بررسی نگرش بیماران نسبت به موضوع حریم خصوصی و رازداری که نشاندهندهی مطالبات جامعه از نظام سلامت است، پرداخته شده است. چنین مطالعهای با نمایان ساختن نقاط قوت و ضعف، سیاستگزاران را در تنظیم روابط مناسب بین ارائهکنندگان و گیرندگان خدمات کمک میکند. پژوهش حاضر به روش مقطعی بر روی 200 بیمار بیمارستانهای امام خمینی (ره) و شریعتی تهران در سال 1388 که به روش تصادفی منظم انتخاب شده بودند، صورت گرفته است. متغیرهای مطالعه شامل سن، جنس، تحصیلات، بخش بستری، روزها و دفعات بستری، و نیز نگرش بیماران است . داده ها بر اساس پرسشنامهی تهیه شده در دو بخش اطلاعات عمومی و نگرش که اطمینان و اعتبار علمی آن توسط آزمون مجدد و اعتبار محتوایی بررسی و مورد تایید قرار گرفته است، توسط پرسشگران آموزش دیده بهطور مستقیم از بیماران گردآوری شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، بر اساس نمرات، بخش نگرش بیماران به سه گروه منفی، تا حدودی مثبت و مثبت طبقه بندی شد و با آزمونهای آماری متعدد مورد سنجش قرار گرفتند.
در این مطالعه 113 (5/56 %) زن و 87 (5/43 %) مرد شرکت کردهاند. 71 (5/35 %) بیمار با انجام معاینهی بیمار زن توسط پزشک مرد کاملاً موافق و 99 بیمار (5/49 %) موافق بودند. همچنین، از بیماران در مورد الزامی و صحیح بودن مشورت پزشک با دستیارش و انتقال اطلاعات بیماری برای آموزش و تصمیمگیری بهتر (بدون اجازهی بیمار) سؤال شد که نگرش 53 بیمار (5/26 %) کاملاً موافق و 103 بیمار (5/51 %) موافق بود. بیماران در مورد اینکه اگر بیمار قصد آسیب رساندن به خود یا دیگران را داشته باشد، پزشک باید بدون رعایت ملاحظات رازداری موضوع را به افراد ذیربط اطلاع دهد، 45 بیمار (5/22 %) کاملاً موافق، 82 بیمار (0/41%) موافق بودند و 56 بیمار (0/28 %) نظری نداشتند. در این مطالعه براساس نمرهی کل نگرش بیماران، 36 بیمار (0/18 %) دارای نگرش منفی، 162 بیمار (0/81 %) تاحدودی مثبت و 2 بیمار (0/1 %) مثبت بودند.
با توجه به نتایج مطالعه به طور کلی اکثر افراد جامعه مورد پژوهش یا دارای نگرش منفی یا تا حدودی مثبت در مورد حریم خصوصی و رازداری هستند، بیماران احترام به حریم خصوصی و رعایت رازداری توسط پزشکان را جزو مولفههای ضروری ارتباط پزشک و بیمار نمیدانند. لذا ضمن انجام تحقیقات بیشتر در خصوص رعایت حریم خصوصی و رازداری، ضروری است بهمنظور تغییر و ارتقاء نگرش بیماران در این زمینه بیش از پیش تلاش شود تا فراهم آوردن شرایط مناسب حریم خصوصی و رعایت رازداری جزو مطالبات بیماران از نظام سلامت باشد.
مجتبی پارسا، باقر لاریجانی، کیارش آرامش، سحرناز نجات، اکبر فتوحی، میر سعید یکانی نژاد، نجات ا.. ابراهیمیان،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1395 )
چکیده
پرداختهای غیر رسمی یا زیرمیزی پدیدهای است که اهمیت اخلاقی ویژهای دارد و بهنظر میرسد در برخی از تخصصهای پزشکی رایج باشد. این مطالعه با هدف بررسی شیوع و عوامل موثر بر آن انجام شده است. این پژوهش مطالعهای مقطعی است که بین پزشکان متخصص عمدتاً جراح با تخصصهای مختلف شرکتکننده در کنگرهها و برنامههای آموزش مداوم توسط پرسشنامه در سال 1392 و قبل از اجرای طرح تحول نظام سلامت انجام شده است. در این تحقیق 257 پرسشنامه وارد مطالعه شد. شیوع دریافت زیرمیزی در بین پزشکان مورد مطالعه که امکان دریافت زیرمیزی را داشتند نسبتاً زیاد (63/8 درصد) بود. پزشکان شاغل در بخش خصوصی و نیز پزشکان شاغل در شهر تهران و کسانی که نگرش مثبت به زیرمیزی داشتند بیشتر زیرمیزی دریافت میکردند. به باور پرسش شوندگان، شایعترین علت، تعرفههای غیر واقعی و شایعترین پیامد، بالا رفتن هزینههای بیماران بود. متأسفانه، بیش از نیمی از پزشکان یا اعتقاد به غیراخلاقی نبودن زیرمیزی نداشتند یا نظر قاطعی نسبت به اینکه این عمل غیراخلاقی است ندادند. با توجه به رابطهی مستقیم بین نگرش پزشکان و دریافت زیرمیزی بهنظر میرسد در زمینهی نشان دادن قبح زیرمیزی به پزشکان نیاز به آموزش وجود دارد. علت شیوع کمتر زیرمیزی در بخش دولتی شاید نظارت بیشتر در این بخش باشد. بهنظر میرسد با وضع راهنمای اخلاقی در جهت نشان دادن قبح دریافت زیرمیزی بین پزشکان و اصلاح ساختارهای نظام سلامت از جمله واقعی نمودن تعرفهها بتوان تا حدود زیادی از بروز این پدیده جلوگیری کرد.
محمود متوسل آرانی، محمدحسن علم الهدی، نیکزاد عیسیزاده، غلامرضا نورمحمدی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
اصول اخلاق پزشکی نوین، بهویژه اصل ضررنرسانی، کادر درمانی را به پرهیز از هر گونه آسیب و زیان به بیمار توصیه میکند. فقهای اسلام نیز، با بهرهگیری از منابع و متون دینی، قواعدی را عرضه کردهاند که در بسیاری از حوزههای زندگی کاربرد دارند. از جملهی این قواعد، قاعدهی «لاضرر» است که در این مقاله به بررسی این قاعده و کاربردهای آن در پزشکی میپردازیم. افزون بر مباحث سندشناسی، فهم درست واژههای «ضرر» و «ضرار» و نفی یا نهی بودن حرف «لا» در ابتدای مستند قاعده، از مباحث اساسی و اختلافی است. پیوند اعضا، تنظیم خانواده و کنترل بارداری، مسئولیتپذیری در حفظ سلامت، لزوم مراجعهی بیمار به پزشک برای معالجه، مسئولیت مدنی پزشکان در امر درمان و مسئولیت متولیان جامعه در کنترل ایدز، از مسائل مبتلابه امروز نظام سلامت است که قاعدهی لاضرر در آنها جاری و ساری است.
صدیقه ابراهیمی، نسرین علی نژاد،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
امروزه بهعلت پررنگترشدن کرامت و شأن انسانی و افزایش آگاهی بیماران، روشهای سنتی آموزش اخلاق پزشکی نمیتواند جوابگوی نیاز افراد در زمینهی رعایت اخلاق پزشکی باشد. در این پژوهش مقطعی، تأثیر کارگاههای آموزشی اخلاق پزشکی، بر میزان یادگیری و تغییر دیدگاه چهل نفر از دانشجویان پزشکی سال چهارم، بررسی شد. در ابتدا و انتهای کارگاه اخلاق، پرسشنامهی سنجش اهمیت مؤلفههای اخلاق پزشکی، خودارزیابی از نظر رفتار اخلاقی و خودارزیابی کلی برای بررسی میزان اخلاق حرفهای ارائه شد. نتایج حاصل از بررسی این پرسشنامهها نشان داد میانگین نمرهی دانشجویان در زمینهی میزان اهمیت مؤلفههای اخلاق پزشکی (پرسشنامهی شمارهی ۱) بعد از کارگاه، بیشتر از قبل از آن بوده است (۰۰۲/۰=p) و از نظر آماری، تفاوتی معنادار میان این دو مرحله وجود دارد؛ ولی دربارهی خودارزیابی رفتار اخلاقی (۶۴/۰=p) و خودارزیابی کلی میزان رعایت اخلاق حرفهای (۴۸/۰=p)، بین میانگین نمرهی دانشجویان، قبل و بعد از کارگاه، تفاوت آماری معناداری دیده نشد. آنچه از تحلیل لاگبوکها به دست آمد، بیانگر آن بود که موضوعاتی همچون: رازداری، رضایت آگاهانه و شرایط ارائهی خبر بد، برای دانشجویان بهخوبی تفهیم شده و موضوعاتی مانند همدلی با بیمار، احترام به وضعیت روحی او، برخورد با بیمار ایدزی، آگاهساختن بیمار از بیماری و سیر درمان و قبول اشتباه از سمت پزشک یا پرسنل و عذرخواهی از بیمار، بهطور ناقص، در کانون توجه دانشجویان بوده است. آموزش اخلاق فقط در کارگاه اخلاق، آن هم تنها در شروع مقطع بالینی کافی نیست؛ بلکه باید، بهصورت فعال، در بیمارستان و بر بالین بیمار نیز آموزش داده شود.
رسول اسمعلی پور، مجتبی پارسا،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
تزاحم منافع عبارت است از موقعیتهایی که قضاوت یا عملکرد حرفهای در خصوص منفعت اولیه تمایل دارد که بهصورت بیجهت و ناروا تحت تأثیر منفعتی ثانویه قرار گیرد. داروسازی یکی از حلقههای اصلی در فرایند ارائهی خدمات سلامت محسوب میشود. در این فرایند ممکن است در بسیاری از موارد، موقعیتهای تزاحم منافع رخ دهد که گاهی اوقات بر وظایف حرفهای و اخلاقی داروسازان اثر گذاشته و منافع بیماران را به خطر میاندازد. اولین تکلیف داروساز، مراقبت از بیمار است و همیشه باید تلاش کند از هرگونه رفتاری که منافع (مادی و غیرمادی) بیمار را در معرض خطر قرار میدهد پرهیز نماید و منافع بیمار را بر منافع خود ترجیح دهد. داروساز باید چالشهای موجود در داروخانه را که مسئولیت حرفهای و اخلاقی داروساز را تحت تأثیر قرار میدهند، بشناسد و با تدبیر علمی و مهارت منطقی آنها را مدیریت نماید. این چالشها میتوانند در پیوند با داروساز، با بیمار یا با دیگر افراد و سازمانها رخ دهند که ازجملهی آنها میتوان به ارتباط بین پزشک و داروساز، ارتباط غیرمنطقی داروساز با بیمار، ارتباط داروساز با شرکتهای دارویی و غیردارویی و ارتباط داروساز با سازمانهای بیمهگر اشاره نمود. برای مدیریت تزاحم منافع، دستورالعملهایی متنوع تدوین شده است؛ اما به آن دسته از چالشهای تزاحم منافع که به داروخانه اختصاص دارند کمتر توجه شده است که جا دارد بهصورت کامل و جامع به این موضوع پرداخته شود. همچنان که در سند جامع اخلاقی نظام دارویی کشور، در اصلهای متعدد، بارها به مسئولیتهای حرفهای و مدیریت تزاحم منافع اشاره شده است. در این مطالعه، موقعیت های تزاحم منافع و چگونگی تاثیر آن بر روابط حرفه ای داروساز با دیگران بررسی و مورد توجه قرار گرفت و این نتیجه بدست آمد که داروخانه باید محلی مناسب و با کیفیت برای ارائه خدمات دارویی به بیماران باشد و اولویت اول داروسازان نیز باید منافع و مصلحت های درمانی بیماران قرار بگیرد.
امیراحمد شجاعی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
اخلاق فضیلتمدار در ارتباط پزشک و بیمار، یعنی ابتدا اخلاق پزشکی را به اخلاق پزشکان فروکاهیم و سپس پزشک اخلاقی را پزشکی بدانیم که به فضائل اخلاقی متصف باشد. فضائل اخلاقی در آموزههای شیعی قریب ۱۵۰ عددند که بسیاری از آنها به حوزهی درمان ارتباط پیدا نمیکنند. حدود هشتاد فضیلت به حرفهی پزشکی مرتبط میشوند؛ اما این تعداد هم زیاد است و نمیتوان با استفاده از آیات و روایات، به تحلیل آنها پرداخت؛ ازاینرو، لزوماً دو کار باید صورت پذیرد: ۱. فضائل مرتبط با حرفهی پزشکی محدودتر شوند؛ ۲. فضائل محدودشده، در ارتباط با حرفهی پزشکی تحلیل شوند. باور و عمل به فضائل تأکیدشده در آموزههای شیعی به نگاه توحیدی در طبابت منتهی میشود و جهانبینیای متفاوت و متعالی به پزشکان اهدا میکند. این بینش که بر پایهی آموزههای قرآن و احادیث معصومان(س) است، طبابت را ابتدا رابطهای الهی میداند و سپس، به ارتباط پزشک با دیگران میپردازد. این مقاله، رابطهی الهی طبیب و نقش آن بر طبابت را تحلیل میکند. با استفاده از مطالعهی کتابخانهای ۱۳۷ فضیلت اخلاقی جمعآوری شدند و سپس، با استفاده از روش آنالیز عاملی (Factor Analysis)، فضائل مرتبط با حوزهی درمان به سیزده فضیلت محدود و با استفاده از مطالعهی کتابخانهای و بحث تمرکز گروهی، این فضائل در ارتباط با حوزهی درمان تحلیل شدند. نتیجه آنکه، چنانچه اخلاق پزشکی را مبتنی بر فضیلت بدانیم و فضائل را مبتنی بر آموزههای شیعی تفسیر و تعبیر کنیم، آنگاه به نگاه توحیدی در طبابت خواهیم رسید. این نگاه توحیدی، وجه متمایز اخلاق پزشکی شیعی و سکولار خواهد بود و به پیوند ایمان و اخلاق کمکی شایان میکند.
حسین محمودیان، حمیده برزگر،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
بیماران حق دارند دربارهی مراقبت پزشکی خود تصمیم بگیرند؛ بنابراین باید تمامی اطلاعات مرتبط با تصمیمگیری در اختیارشان قرار گیرد. رضایت آگاهانه مبنای رابطهی درمانی بیمار و جراح است و باعث برقراری اعتماد و پیشبرد مسئولیت مشترک برای تصمیمگیری میشود. لذا باید اطلاعات لازم و کافی دربارهی بیماری، روشهای درمانی در دسترس، فواید و مضرات هر کدام در اختیار بیمار قرار گیرد تا بتواند تصمیم درستی اتخاذ کند. در این پژوهش توصیفیتحلیلی، دویست نفر از بیماران تحت عمل جراحی زنان در یکی از بیمارستانهای شیراز در سال ۱۳۹۳ بهصورت مقطعی مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد؛ همچنین اعتبار علمی پرسشنامه با استفاده از روش روایی صوری و پایایی آن با استفاده از آزمون تعیین میزان پایایی نرمافزارspss ارزیابی شد. بررسی و تحلیل دادهها نیز با استفاده از نرمافزار آماریspss ویراست ۱۶ انجام گرفت. بین سن، تأهل، شغل، محل سکونت، اورژانسی یا غیراورژانسیبودن عمل جراحی با میزان آگاهانهبودن رضایت، رابطهی معنادار وجود نداشت. در بین گروههای مختلف تحصیلی بین تحصیلات ابتدایی و افراد تحصیلکرده با مدرک دیپلم و بالاتر تفاوتی معناداری دیده میشد. مشارکت بیماران در تصمیمگیری بالینی ۵۷٪ بود. همچنین، اطلاعات بیمار دربارهی حقوق خود در بیمارستان و میزان خواندن فرم رضایتنامه در نامناسبترین وضعیت قرار داشتند. یافتههای این پژوهش نشاندهندهی وضعیت نامناسب و میزان اندک آگاهانهبودن رضایت کسبشده از بیماران است.
سیدعلی انجو، زهرا کاوسی، سیدضیاءالدین تابعی، عبدالعلی محققزاده،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
فرهنگ سازمانی تعیینکنندهی رفتار سازمان، ارزشها، سنتها و هنجارهای آن است. اخلاق کسبوکار مجموعهای از ارزشهاست که تعیین میکند سازمان چقدر اخلاقی است. فضای فرهنگی سازمان، جوّ اخلاقی و رفتارهای سازمانی را شکل میدهد. بررسی روشهای ارزشیابی و اعتباربخشی بیمارستانها بیانگر جای خالی استانداردهای اخلاق کار و فرهنگ سازمانی است. هدف از این مطالعه شناخت ابعاد مختلف اعتباربخشی فرهنگی و ارزیابی بیمارستانها براساس آن بود و در دو بخش انجام شد. ابتدا، در یک مطالعهی کیفی ازطریق مصاحبه با خبرگانی که به شیوهی هدفمند انتخاب شدند، جلسات بحث گروهی متمرکز، برای شناخت ابعاد اعتباربخشی فرهنگی و تدوین کتابچهی اعتباربخشی فرهنگی بیمارستانها، برگزار شد. پس از نهاییشدن ابعاد و شاخصها در مرحلهی دوم، بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شیراز، براساس شاخصهای تدوینشده، ارزیابی شدند. در مرحلهی دوم، از میان هفده بیمارستانِ هدف که دورهی آموزش و آشنایی با شاخصها را گذرانده و برای همکاری با طرح اعلام آمادگی کرده بودند، یازده بیمارستان که سازمان بیمارستان خود را براساس شاخصهای کتابچه، «خودارزیابی» کرده بودند، وارد مطالعه شدند. از مطالعهی کیفی، هفت موضوع اصلی و هفده زیرموضوع استخراج شد. موضوعات عبارت بودند از: توجه به موازین شرعی مورد درخواست بیماران، رضایتمندی بیماران و همراهان، رضایتمندی کارکنان، مراعات قواعد اخلاقی، قوانین پوشش، فعالیتهای فرهنگی بیمارستان و آراستگی محیطی بیمارستان. امتیازات از صفر تا یک و نمرات کلی بیمارستانها بین ۶۸/۰ تا ۷۸/۰ بود. یافتهها بیانگر قابلیت استفادهی ابزار در ارزشیابی فرهنگی بیمارستانهاست و ابعاد استخراجشده تفاوتهای بیمارستانها را بهخوبی نشان میدهد.
محسن رضائی آدریانی، سعید نظری توکلی، مهرزاد کیانی، محمود عباسی، محسن جوادی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
اخلاق پزشکی، دانشی کهن است. برخی از موضوعات مطرح در آن، سابقهای تاریخی دارد و برخی دیگر از چالشهای آن، نوین است و با پیشرفتهای فناوری پدید آمده است. یکی از این چالشها که سابقهای تاریخی دارد اما بهتازگی نمودی بیشتر یافته، «بینتیجهبودن درمان» است. در تعریف آن گفته شده است، درمانی که نتواند به هدف تعیینشدهی خود برسد، بینتیجه خواهد بود. این موضوع در اواخر دههی هشتاد میلادی، تحت عنوان واژهی Medical Futility وارد متون پزشکی شد. براساس این بررسی، میتوان نتیجه گرفت که این واژه را زمانی باید به کار ببریم که احتمالاً، اقدام درمانی، نتیجهی مطلوب و آن «نتیجه»ای را که تیم سلامت و بیمار/خانواده به دنبال آن هستند (سلامت بیمار)، محقق نخواهد کرد. در کشور ما برای این عبارت، معادلهایی گوناگون ارائه شده است؛ «بیفایدگی پزشکی»، «بیهودگی در پزشکی» و حتی «درمان نابهجا» از آن جملهاند. این مقاله در جستوجوی معادل فارسی مناسب برای این مفهوم است. ازآنجاکه ممکن است استفاده از تعابیری مانند «بیهوده» یا «بیفایده»، باعث برداشت نادرست و پدیدآمدن سوءتفاهم میان بیمار/خانواده و تیم پزشکی شود و اعتماد بین بیمار/خانواده و تیم پزشکی را در معرض آسیب قرار دهد، بهترین تعبیری که به نظر میرسد میتوان جایگزین این واژهی انگلیسی کرد، تعبیر «درمان بینتیجه» است.
اکبر آقایانی چاوشی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
بازخوانی تاریخ اخلاق پزشکی، تحلیل و بررسی سیره و آثار پزشکان پرآوازه دورهی اسلامی و بهرهبرداری از این میراث گرانبها ضرورتی انکارناپذیر است؛ ازاینرو در پژوهش حاضر با روش توصیفیتحلیلی، کتابهای طب الفقراء و المساکین اثر ابنالجزار، کامل الصناعه الطبیه اثر اهوازی، القانون فی الطب اثر ابنسینا و ذخیرهی خوارزمشاهی اثر جرجانی بررسی و واکاوی شده است. از تحلیل دستورالعملها و توصیههای اخلاقی مندرج در آنها در تعامل پزشک و بیمار و نیز سیرهی عملی آنان در این زمینه، شش اصل از اصول مهم اخلاق پزشکی اسلامی به دست آمده که عبارتاند از: توکل به خدا، سودرسانی، آسیبنرساندن، امانتداری، شفقت و احسان. از اصول مذکور، دو اصل سودرسانی و آسیبنرساندن، بیش از اصول دیگر در کانون توجه و تأکید بوده است که میتواند حاکی از اهمیت این دو اصل اخلاقی در آموزههای اسلامی باشد. موضوعات اخلاقی در حیطهی امور پزشکی دورهی اسلامی، تنوع و گستردگی و ضرورتهای کنونی را نداشته است؛ ازاینرو در مباحث مربوط به پیش از ولادت و آغاز حیات انسان، تنها به ممنوعیت سقط جنین اشاره شده و از مراقبتهای پایان حیات بیمار بحثی به میان نیامده است.
امیراحمد شجاعی، میرسعید یکانی نژاد، سیما امینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
اعتماد مهمترین عنصر برقراری روابط بینفردی است و بهخصوص در ارتباط پزشک و بیمار نقشی کلیدی و محوری پیدا میکند. برای شناخت و اندازهگیری اعتماد، لازم است عوامل مؤثر بر آن را که در جوامع گوناگون متفاوت هستند بشناسیم و معیار واحدی برای سنجش آنها فراهم آوریم؛ یعنی به ابزاری نیازمندیم که بتواند این عوامل مختلف را در بستر فرهنگ و شرایط جامعه بسنجد؛ بنابراین، هدف از این مطالعه، تعیین عواملی است که بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان مؤثرند و میتوانند گویههای لازم را برای ساخت ابزاری مناسب جهت اندازهگیری اعتماد عمومی مردم نسبت به پزشکان در ایران فراهم کنند. در گام اول طی مطالعهای کتابخانهای عوامل شناختهشدهای که بر اعتماد بیماران به پزشکان تأثیر میگذارند بررسی شدند؛ سپس با استفاده از اطلاعات کسبشده در طی مصاحبهها و جلسات بحث متعدد، نوزده عامل مؤثر بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان تهیه شد و بیست متخصص اخلاق، این عوامل را از نظر شفافیت و مرتبطبودن و اهمیت ارزیابی کردند ,شاخصهای نسبت روایی محتوا (CVR) و ایندکس روایی محتوا (CVI) استفاده شد. میزان عددی CVR برای هر نوزده مؤلفه بیش از 42/0 بود؛ لذا روایی محتوای ابزار در سطح P<0.05 معنادار بود. مقدار عددی CVI، 944/0 به دست آمد که نشان میدهد روایی محتوای مقیاس تأیید شده است. عوامل اثرگذار بر «اعتماد عمومی مردم به پزشکان» در ایران، شامل نوزده عامل استخراجشده طی این تحقیق است و میتوانند بهعنوان گویههای ابزار سنجش اعتماد عمومی مردم به پزشکان در ایران به کار گرفته شوند.