191 نتیجه برای نوع مطالعه: مروری
اصغر سلیمی نوه، رضا سلیمی، نیکزاد عیسیزاده، فاطمه سلیمی، مریم پوررضاقلی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
اخلاق حرفهای بهعنوان بخشی از مبحث اخلاق، جزء لاینفک هر رشتهای است. نگارندگان مقالهی حاضر به دنبال یافتن پاسخ این پرسش بودهاند که آیا در قرآن و روایات، به اخلاق حرفهای در حوزهی پزشکی توجه شده است؟ همچنین نحوهی مواجههی این منابع را با بحث اخلاق حرفهای در پزشکی در کانون توجه قرار دادهاند. سپس، با ذکر مهمترین مبانی و اصول حاکم بر نظام آموزش پزشکی، درصدد تبیین اصول اخلاقی آن برآمدهاند. روش پژوهش، تحلیلیتوصیفی و با رویکرد قرآنیروایی بوده است که ضمن مرور برخی آیات قرآن، به مطالعه و شناسایی مواردی که بهعنوان اصول و مبانی اخلاق حرفهای، در ارتباط با حرفهی پزشکی بیشترین اهمیت را داشت پرداختهاند؛ البته موارد مهم دیگری نیز وجود دارد که در قالب کارهای پژوهشی دیگر میتوان به آنها پرداخت. توجه به مقالات و منابعی که در پیوند با این بحث نوشته شدهاند و راه را برای تحقیقات بعدی فراهم میکنند، همواره مد نظر نگارندگان بوده ست. به منظور بررسی اصول اخلاقی حاکم بر روابط میان دانشجو و استاد در حوزهی پزشکی، ابتدا با نگاه تفسیری به هر آیه، گزارههای اخلاقی تشکیلدهندهی مضامین و جهتگیریهای هر آیه استخراج و سپس نقش هدایتی هر کدام درج شده است؛ همچنین مفاهیم، جهتگیریها و نقش هدایتی هر کدام از آیات استخراج شده است. مهمترین مواردی که در کانون توجه قرار داشته عبارتاند از: استخراج آیات اخلاقی براساس مطالعهی تفاسیر معاصر، استخراج مفاهیم و مضامین اخلاقی بیانشده در تفاسیر، یافتن ارتباط میان مفاهیم اخلاقی، پرداختن به نقش هدایتی هر کدام از مفاهیم اخلاقی، مقولهبندی مضامین و موضوعات اصلی و فرعی مشترک آیات.
ندا یاوری، علیرضا پارساپور،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
توجه روزافزون به آزادیهای فردی در دهههای اخیر، موجب مطرحشدن اصل اخلاقی احترام به اتونومی بیمار و درک ضرورت مشارکت بیماران در تصمیمگیریهای بالینی شد؛ اما روی دیگر سکهی توجه روزافزون به اتونومی بیماران در عرصهی تصمیمگیریهای درمانی، وجود چالش جدی در تعیین محدودهی پذیرفتنی برای ارزشنهادن به تصمیمات خودمختارانهی بیماران است. این مسأله بهویژه زمانی که تصمیم بیمار، با تأمین بهترین منفعت برای او همسو نباشد، اهمیت بیشتری پیدا میکند. همچنین تأکید بیش از حد بر احترام به اتونومی بیماران میتواند نتایج منفی دیگری مانند کاهش احساس مسئولیت پزشک در قبال تأمین بهترین منفعت برای بیماران و نیز امکان تقابل اتونومی بیمار با منفعت سایر افراد جامعه داشته باشد. بهطور کلی باید گفت دربارهی محدودهی قابل قبول برای ارجنهادن به ترجیحات و تصمیمات بیماران، نظرات مختلفی وجود دارد. درحالیکه گروهی از صاحبنظران محدودسازی دامنهی تأثیر اتونومی بیماران را در عرصهی تصمیمگیریهای پزشکی حمایت میکنند، گروهی دیگر اعمال اتونومی از سوی بیماران را نه بهعنوان یک حق بلکه به مثابه یک وظیفهی اخلاقی قلمداد مینمایند. این مقاله به تحلیل و نقد دلایل مختلف نظریهپردازان هر دو گروه پرداخته و در انتها برای توجه همزمان به حق اتونومی بیماران، در ضمن پیشگیری از پیامدهای ناخواستهی احترام بیقید و شرط به خواستهها و ترجیحات آنان، سازوکار مناسبی پیشنهاد مینماید.
رسول اسمعلی پور، مجتبی پارسا،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
تزاحم منافع عبارت است از موقعیتهایی که قضاوت یا عملکرد حرفهای در خصوص منفعت اولیه تمایل دارد که بهصورت بیجهت و ناروا تحت تأثیر منفعتی ثانویه قرار گیرد. داروسازی یکی از حلقههای اصلی در فرایند ارائهی خدمات سلامت محسوب میشود. در این فرایند ممکن است در بسیاری از موارد، موقعیتهای تزاحم منافع رخ دهد که گاهی اوقات بر وظایف حرفهای و اخلاقی داروسازان اثر گذاشته و منافع بیماران را به خطر میاندازد. اولین تکلیف داروساز، مراقبت از بیمار است و همیشه باید تلاش کند از هرگونه رفتاری که منافع (مادی و غیرمادی) بیمار را در معرض خطر قرار میدهد پرهیز نماید و منافع بیمار را بر منافع خود ترجیح دهد. داروساز باید چالشهای موجود در داروخانه را که مسئولیت حرفهای و اخلاقی داروساز را تحت تأثیر قرار میدهند، بشناسد و با تدبیر علمی و مهارت منطقی آنها را مدیریت نماید. این چالشها میتوانند در پیوند با داروساز، با بیمار یا با دیگر افراد و سازمانها رخ دهند که ازجملهی آنها میتوان به ارتباط بین پزشک و داروساز، ارتباط غیرمنطقی داروساز با بیمار، ارتباط داروساز با شرکتهای دارویی و غیردارویی و ارتباط داروساز با سازمانهای بیمهگر اشاره نمود. برای مدیریت تزاحم منافع، دستورالعملهایی متنوع تدوین شده است؛ اما به آن دسته از چالشهای تزاحم منافع که به داروخانه اختصاص دارند کمتر توجه شده است که جا دارد بهصورت کامل و جامع به این موضوع پرداخته شود. همچنان که در سند جامع اخلاقی نظام دارویی کشور، در اصلهای متعدد، بارها به مسئولیتهای حرفهای و مدیریت تزاحم منافع اشاره شده است. در این مطالعه، موقعیت های تزاحم منافع و چگونگی تاثیر آن بر روابط حرفه ای داروساز با دیگران بررسی و مورد توجه قرار گرفت و این نتیجه بدست آمد که داروخانه باید محلی مناسب و با کیفیت برای ارائه خدمات دارویی به بیماران باشد و اولویت اول داروسازان نیز باید منافع و مصلحت های درمانی بیماران قرار بگیرد.
رضا محمدی نسب، عبدالرسول عمادی، سید محمد رحیم ربانی زاده،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
نگارش رسالههای اصلاح ادویه (دفع عوارض جانبی داورها) از مهمترین مباحث داروشناسی و پزشکی دورهی اسلامی است. در طول چند قرن اول تمدن اسلامی، چهار رسالهی مهم در این خصوص نگاشته شد که سنت علمی را پایهگذاری کرد و پیکرهی اصلی داروشناسی بعد، براساس آنها شکل گرفت. در مقالهی حاضر، سنت نگارش اصلاح ادویهی مسهله بررسی شده است. این بررسی با تکیه بر نظریات سه دانشمند برجسته (حبیشبناعصم دمشقی، قسطابنلوقا بعلبکی و محمدبنزکریا رازی) و با استفاده از نسخههای باقیمانده و موجود انجام گرفته است. بررسی و تحلیل داروهای مسهل و نحوهی مقابله با عوارض جانبی آنها، بهعنوان مهمترین گروه دارویی در کتابهای پزشکی و داروشناسی دورهی اسلامی، از اهداف این پژوهش بوده است.
اصلاح داروهای مسهل، بهعنوان مهمترین بخش پیکرهی داروشناسی دورهی اسلامی، در آثار داروشناسان و پزشکان دورههای بعد نیز متبلور بوده و از کتابهای مستقل در این خصوص، بهرهگیری و بهعنوان منبع بلافصل استفاده شده است. تقریباً در همهی کتابهای پزشکی و داروشناسی، بخش یا فصلی مفصل، به معرفی داروهای مسهل و نحوهی اصلاح آنها اختصاص یافته است. این بخشها به دنبال شاکلهی اصلی یک سنت پژوهشی که طی قرنهای متمادی کموبیش ادامه یافته، شکل گرفتهاند. در این مقاله به تفاوت و مشابهت هر کدام پرداخته شده است تا بتوان چشماندازی مناسب از تاریخ داروشناسی عرضه کرد.
داروشناسان و پزشکان، دارویی را استفاده میکردهاند که ضمن برطرفکردن خلط و مزاج و فضولات زیادشده، باعث تغییر مزاج اصلی بدن نیز میشده است؛ همچنین آنان برای مقابله با این عوارض جانبی ضمن احصاء این دستهی مهم دارویی، به انواع مضرات، نوع خوب مورد استفاده و بهصورت مفصل به روش دفع عوارض جانبی آن اشاره میکردهاند.
امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی، علیرضا نوروزی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
دغدغهها و نگرانیهای اساسی در پیوند با سلامت پژوهش سبب شده است تا سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران بهعنوان موضوعی در خور بررسی، در مطالعات مطرح شوند؛ اما لازمهی داشتن سیاست عینی و خطمشی روشن برای مدیریت سوءرفتارهای پژوهشی و تمهید سلامت پژوهش در تحقیقات کشور، داشتن آگاهی و شناخت کافی دربارهی عوامل ایجادکنندهی آنهاست. در مطالعهی حاضر تلاش شده تا شواهد گزارششده در مطالعات داخل کشور دربارهی سوءرفتارهای پژوهشی و عوامل مؤثر بر آنها بررسی شوند. به این منظور، سی مطالعهی انجامشده دربارهی سوءرفتارهای پژوهشی ایران شناسایی و برای مطالعهی اسنادی انتخاب شدند. عوامل شناساییشده از شواهد مربوط به سوءرفتارهای پژوهشی گزارششده در ذیل سه مجموعهی ۱. عوامل ساختاری شامل فشار نشر، سیاستهای ارتقای علمی، تأمین بودجهی پژوهش و حفظ موقعیت شغلی؛ ۲. عوامل سازمانی شامل محیط پژوهش، فعالیتهای نظارتی کنترلی بر پژوهش و آموزش فعالیتهای پژوهشی؛ ۳. عوامل فردی شامل مهارتهای پژوهشی، مدرکگرایی، منافع مالی حاصل از پژوهش، درک و قضاوت اخلاقی فرد تعیین و تعریف شدند. بر این اساس، الگوی تحلیلی عوامل مؤثر برای سوءرفتارهای پژوهشی گزارششده در مطالعات ایران تدوین شد. همچنین نتایج این مطالعه نشان دادند که مطالعات انجامشده در کشور آنچنان که باید، به بررسی متغیرهای مربوط به عوامل فرهنگی و عوامل موقعیتی، نپرداختهاند و عمدتاً به مصادیق بارز سوءرفتارهای پژوهشی مانند دادهسازی و تحریف دادهها، بهویژه سرقت علمی، توجه کردهاند.
سعید رهایی، فاطمه حیدری،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
بیماران مبتلا به یک بیماری پیشرفته، پیشرونده و لاعلاج یا صعبالعلاج، بهتدریج در وضعیتی قرار میگیرند که اقدامات درمانی، نتیجهای در بهبود وضعیت و تجدید سلامتی آنها ندارد و بهتدریج، در آستانهی مرگ قرار میگیرند. در این دوران، مراقبتهایی به بیمار ارائه میشود که به مراقبتهای پایان حیات معروفاند. این مراقبتها شامل درمانهای طولانیکننده و نگهدارندهی حیات بیمار و مراقبتهای تسکینی میشوند. درمانهای نگهدارندهی حیات، زندگی بیمار را معمولاً، قدری طولانیتر میکنند؛ اما رنجی بسیار بر او تحمیل میشود؛ درحالیکه، در مراقبتهای تسکینی، بیمار احتمالاً مدتی کوتاهتر زنده میماند؛ اما کمتر رنج میکشد. اکنون این سؤال مطرح است که آیا بیمار میتواند بین این دو شیوه، یکی را برگزیند؟ بیشتر فقها با توجه به قاعدهی «لزوم حفظ نفس»، معتقدند بیمار نمیتواند شیوهی نخست یعنی درمانهای نگهدارندهی حیات را رد کند. این مقاله ابتدا به بررسی ادلهی قاعدهی لزوم حفظ نفس پرداخته و با تبیین دیدگاه فقها دربارهی انتخاب میان این مراقبتها، اثبات میکند علیرغم پذیرفتن قاعدهی لزوم حفظ نفس، این قاعده محکوم به ادلهی «لاضرر و لاحرج» بوده و همچنین، بهواسطهی قاعدهی «سلطنت» تخصیصپذیر است؛ هرچند میتوان قائل شد که با توجه به ادلهی قاعدهی لزوم حفظ نفس، بیمارانی که در این مرحله قرار میگیرند، تخصصاً از موضوع قاعده خارجاند.
اکبر آقایانی چاوشی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
بازخوانی تاریخ اخلاق پزشکی، تحلیل و بررسی سیره و آثار پزشکان پرآوازه دورهی اسلامی و بهرهبرداری از این میراث گرانبها ضرورتی انکارناپذیر است؛ ازاینرو در پژوهش حاضر با روش توصیفیتحلیلی، کتابهای طب الفقراء و المساکین اثر ابنالجزار، کامل الصناعه الطبیه اثر اهوازی، القانون فی الطب اثر ابنسینا و ذخیرهی خوارزمشاهی اثر جرجانی بررسی و واکاوی شده است. از تحلیل دستورالعملها و توصیههای اخلاقی مندرج در آنها در تعامل پزشک و بیمار و نیز سیرهی عملی آنان در این زمینه، شش اصل از اصول مهم اخلاق پزشکی اسلامی به دست آمده که عبارتاند از: توکل به خدا، سودرسانی، آسیبنرساندن، امانتداری، شفقت و احسان. از اصول مذکور، دو اصل سودرسانی و آسیبنرساندن، بیش از اصول دیگر در کانون توجه و تأکید بوده است که میتواند حاکی از اهمیت این دو اصل اخلاقی در آموزههای اسلامی باشد. موضوعات اخلاقی در حیطهی امور پزشکی دورهی اسلامی، تنوع و گستردگی و ضرورتهای کنونی را نداشته است؛ ازاینرو در مباحث مربوط به پیش از ولادت و آغاز حیات انسان، تنها به ممنوعیت سقط جنین اشاره شده و از مراقبتهای پایان حیات بیمار بحثی به میان نیامده است.
معصومه قرهداغی، غلامرضا دوستزاده،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
گندیشاپور از بزرگترین مراکز پزشکی اواخر ساسانیان و اوایل دورهی اسلامی بود که اطبای آن به بغداد فراخوانده شدند. این پزشکان که اغلب، در گندیشاپور تدریس میکردند، در زمان انتقال به بغداد، حوزهی درسی خود را هم به آن شهر منتقل کردند و از این راه به پایتخت حکومت اسلامی جدید، نوعی مرکزیت علمی بخشیدند. ازجمله پزشکان این مرکز علمی، خاندان بختیشوعاند که در این تحقیق، نقش این آنها در علم طب بررسی شده است. این پژوهش نشان میدهد که دانشگاه جندیشاپور میزبان بسیاری از علما و دانشمندان یونانی و هندی و نسطوری بوده که در این مرکز کار میکردهاند و ریاست دانشکدهی طب بر عهدهی خاندان بختیشوع بوده است. تمایل خلفای عباسی به رونق بخشیدن به شهر بغداد و تبدیلکردن آن به مرکز علوم و فنون و شهری همانند شهرهای ساسانی و همچنین، موفقیتهای آنها در این زمینه، ازجمله عواملی بود که باعث دعوت دانشمندان از جندیشاپور و پشتیبانی از آنها شد. احضار جورجیسبنبختیشوع مقدمهای برای انتقال فعّالیتهای علمی از جندیشاپور به بغداد و تأثیر فرهنگ ایرانی بر اسلامی بود که زمینهی افول ستارهی حیات علمی این مرکز را فراهم کرد. عواملی متعدد چون: نیاز علمی و توجه و حمایت خلفا از دانشمندان و تبدیل شهر بغداد به مرکز علوم عقلی و در کنار آن، بیماری خلفا و اطمیناننداشتن به پزشکان دربار، سبب دعوتکردن خلفای عباسی از پزشکان خاندان بختیشوع به بغداد بوده است. در این پژوهش، تلاش میشود تا اقدامات پزشکان خاندان بختیشوع در دستگاه خلافت عباسی تجزیه و تحلیل شود.
جمشید روستا، سحر پورمهدیزاده،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
با تأملی در تاریخ حکومت قراختائیان کرمان (از ۶۱۹تا۷۰۴ق/ ۱۲۲۳تا۱۳۰۵م) میتوان دریافت که همزمان با حاکمیت این سلسله، برخی از بانوان قراختائی، با کاردانی و لیاقت وارد عرصههای سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی شده و حتی بر تخت حکومت کرمان نیز تکیه زدهاند. ازجملهی این بانوان میتوان به قتلغتَرکان (ترکانخاتون) اشاره کرد که بیش از چهل سال، بهطور مستقیم و غیرمستقیم در کار حکومت کرمان دخالت داشته است. پژوهش حاضر با کاربرد روش استدلال و منطق تاریخی و با استفاده از منابع کتابخانهای بر آن است تا ضمن معرفی کوتاه حکومت قراختاییان کرمان و بهویژه ترکانخاتون قراختایی، اقدامات این ملکه را در راستای احیای پزشکی کرمان و احقاق حقوق بیماران واکاوی کند. از همین رو، پرسش اصلی این نوشتار عبارت است از: اقدامات ترکانخاتون قراختایی در راستای ارتقای وضعیت پزشکی کرمان و رسیدگی بیشتر به حقوق بیماران، چه بود؟ ازجمله نتایج پژوهش حاضر آن است که ترکانخاتون، نهتنها به ساخت بیمارستان در کرمان پرداخت و آن را با بهترین امکانات روز، مجهز ساخت، بلکه حدود هشتصد سال پیش، با احداث مدرسهای پیشرفته، به تربیت نسلی جدید از اندیشمندان حوزههای مختلف و از آن جمله پزشکان، پرداخت.
زهرا عسگری، محمدحسین حیدری، رمضان برخورداری، بهنوش استکی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
فلسفهی پزشکی، یکی از حوزههای زیربنایی در اخلاق و تاریخ پزشکی به شمار میرود. این فلسفه، به لحاظ قدمت، سابقهای طولانی دارد و وضع فعلی آن حاصل تحولاتی است که در طول تاریخ، بر اثر رویدادهای تاریخی، فلسفی، اجتماعی و فرهنگی، در آن ایجاد شده است. یکی از مهمترین بازتابهای این تحول، در تعیین اهداف و مأموریتهای آموزش پزشکی در دورههای مختلف بوده است. در پژوهش حاضر، دو نگرش از مهمترین نگرشهای فلسفی به پزشکی، با هدف بررسی امکانها و حدود هریک در آموزش عمومی، آموزش تخصصی و درمان، با روش توصیفیتحلیلی مقایسه میشود. این دو رویکرد عبارتاند از: فلسفهی «زیستپزشکی» و فلسفهی «انسانگرایانه» که یکی صرفاً، مبتنی بر سازوکارهای زیستشناختی انسان است و دیگری، رویکردی مبتنی بر تمامیت اوست. نتایج پژوهش نشان میدهد آموزش پزشکی، در نتیجهی رویکرد زیستپزشکی، بر آموزش تخصصی متمرکز است و طبابت در آن، بهصورت رابطهای پدرسالارانه انجام میشود؛ درصورتیکه در رویکرد انسانگرایانه، آموزش عمومی، در کنار آموزش تخصصی، قرار میگیرد و بر تمامیت انسان تأکید میشود که در نتیجهی آن، طبابت، بهصورت رابطهای مشارکتی بین پزشک و بیمار محقق میگردد.
فائزه عزتی آراستهپور، حسین علی احمدی جشفقانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
پیشرفتهای اخیر در حوزهی دیجیتال و نفوذ آن در بخش سلامت، به توسعهی فناوریهای سلامت دیجیتال منجر شده است. توسعهی این نوع از فناوریها، علاوه بر مزایایی چون: کاهش هزینههای مراقبت پزشکی و افزایش کیفیت مراقبت از بیماران، چالشهای جدید اخلاقی را به ادبیات حوزهی پزشکی وارد کرده است. در این پژوهش با استفاده از مرور ادبیات، ۲۵ مقاله در زمینهی چالشهای اخلاقی در فناوریهای سلامت دیجیتال به تفکیک فناوریهای مبتنی بر تلفن همراه، پروندههای سلامت الکترونیک، پزشکی از راه دور، سلامت الکترونیک، فناوریهای پوشیدنی و کلانداده بررسی شد. چالشهای حفظ حریم خصوصی به دلیل ایجاد منابع عظیم داده در این نوع فناوریها، نحوهی تأمین عدالت دسترسی، چالشهای تعیین مسئولیت اعضای جراحی و فنی در فناوریهای پزشکی از راه دور، تغییر نقش بیمار به دلیل توسعهی این نوع فناوریها، چالشهای مربوط به مالکیت دادهها و میزان دسترسی بیمار به دادههای خام، چالش ایجاد تعادل بین حفظ حریم خصوصی اطلاعات بیماران و اشتراکگذاری دادهها در پیشبرد علم و سلامت جامعه در کلان دادهها و تضمین کیفیت اطلاعات بهداشتی ارائهشده، ازجمله چالشهای اخلاقی یافتشده در مقالات بررسیشده در حوزهی سلامت دیجیتال است. این بررسیها میتواند در شناخت هر چه بهتر چالشها و در نتیجه تدوین دستورالعملهای اخلاقی، قبل از توسعه و بهکارگیری این نوع فناوریها ثمربخش باشد.
سلیمان حیدری، سمیه بیاتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
عصر قاجار در تاریخ پزشکی ایران بعد از اسلام، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا در آن عصر بهتدریج پزشکان از طب سینایی فاصله گرفتند و تلاش کردند از طب نوین غربی استفاده کنند. یکی از نکات حائز اهمیت دربارهی پزشکی عصر قاجار، تأثیرپذیری آن از باورها و اعتقادات عامیانه است. پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفیتحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوهی کتابخانهای درصدد پاسخ به این سؤال است که تأثیرپذیری طبابت از باورها و اعتقادات عامیانه، در پزشکی و درمان عصر قاجار چه پیامدهایی داشته است؟ دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که مهمترین پیامد اثرگذاری این باورها، پذیرفتهنشدن طبابت و درمان به شکل نوین توسط بسیاری از مردم بوده است؛ چنانکه ترجیح میدادهاند بهجای استفاده از داروها و سبکهای درمانی نوین، طبق باورهای عامیانه درمان شوند.
اعظم راستی، رضا بهنامفر، جواد توکلی بزاز،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
Direct-to-consumer genetic testing تستهای تجاری ژنتیک هستند که بهطور مستقیم در اختیار متقاضیان قرار گرفته و اطلاعات ژنتیک افراد را بدون دخالت سیستمهای بهداشتی و بیمهای در اختیار آنان قرار میدهد. اینگونه تستها می توانند در رابطه با مدیریت و نظارت بر سلامت افراد کمککننده باشند، اما مسائل اخلاقی و قانونی اینگونه آزمایشها کاملأ نوپا و نیازمند توجه و مطالعهی ویژه است. مقالهی حاضر به بررسی چالشهای اینگونه آزمایشها از طریق تحلیل اطلاعاتی که به روش کتابخانهای گردآوری شده، پرداخته است. به نظر میرسد با گسترش دامنه چنین آزمایشهایی نیاز به آموزش پیرامون اینگونه تستها، ایجاد یک زیرساخت مناسب برای ارائهی آنها و شکلگرفتن سیستمهای قانونگذار و نظارتی و طراحی چارچوبی که شرکتهای ارائهدهندهی DTC-GT در قالب آن فعالیت کنند،از همیشه مهمتر به نظر میرسد.
جنت مشایخی، زینب درخشان، علیرضا پارساپور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
شأن اخلاقی انسان یا بهعبارت دیگر، کرامت انسانی او، از دیرباز در کانون بحث و گفتوگوی متفکران مختلف قرار داشته است. تقریباً، همهی نظریههایی که به این موضوع پرداختهاند، در اصل کرامتداشتن انسان و برتری جایگاه او نسبت به همهی موجودات هستی همنوا هستند؛ ولی در چرایی و ملاکهای این کرامت و برتری تفاوتهایی وجود دارد. تصمیمگیری در خصوص سرنوشت جنین، اعم از حفظ یا سقط او، در گرو تعیین تکلیف صاحبنظران دربارهی مبنا و ملاک کرامت و جایگاه انسانی و شأن اخلاقی جنین است. دو گروه نظریه به مبحث کرامت جنین پرداختهاند: نظریات سکولار و نظریات مبتنی بر ادیان و مکاتب. نظریات سکولار واجد جاذبههایی است که شهود انسانی تاحدی آن را میپذیرد؛ اما هیچیک خالی از نقد نیست و نقدهای وارد بر هر تئوری، همه در جای خود،تأملبرانگیزند؛ ازاینرو، این مقاله ضمن مرور برخی از نظرات سکولار و ادیان و مکاتب در زمینهی جایگاه جنین و پرداختن به نقد برخی از آنها، نظریهی غالب کرامت انسانی جنین را بر مبنای تفکر شیعی ارائه میدهد. پیداکردن ریشهی کرامت انسان با تکیه بر اندیشهی بشری و بدون بهرهگیری از منبع ماورای بشری و وحی، با چالشهای جدی روبهروست. جنین انسانی، به علت استعداد تبدیلشدن به انسان، از همان ابتدای وجود، دارای جایگاهی ارزشمند است که با افزایش سن جنینی، بر ارزش آن افزوده میشود؛ تاآنکه با ولوج روح از سوی خداوند، کرامت انسانی مییابد. بر مبنای برداشت از معارف دینی، این ارزشمندی به دلیل صفات انسانی نیست؛ بلکه به خاطر اعطای آن در مقطع ولوج روح از سوی خداوند است؛ گرچه حتی سلول تخم نیز، به دلیل بالقوگی تبدیلشدن به انسان، نهتنها نباید از میان برده شود، بلکه باید مراقبت و حفاظت گردد.
محمدحسین عسگردون، سپهر عزیزی، آذین ابراهیمی، محمدحسین احمدیان،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
تعاریفی متعدد از بیهودگی در پزشکی ارائه شده است. بیهودگی در پزشکی در مراقبت از بیمار، به حالتی گفته میشود که در آن هر نوع مداخلهای، اعم از اقداماتی که به قصد تشخیص، پیشگیری، درمان، توانبخشی یا سایر اهداف پزشکی به انجام میرسند، فایدهای برای آن بیمار نداشته باشد. این مطالعهی مروریتحلیلی، با هدف افزایش درک پزشکان و دیگر ارائهدهندگان خدمات سلامت از مسألهی بیهودگی در طب مکمل و جایگزین، انجام شد. طی جستوجوی گسترده، بیش از هزار مقاله یافت شد که با بررسی عنوان و خلاصهی آنها، پژوهشهای نامرتبط حذف و متن ۲۱۹ مقاله، کامل خوانده شد. در نهایت نیز، ۱۱۸ مقاله، برای مرور، انتخاب و مطالعه شدند. نتیجهگیری دربارهی پسندیدهبودن اخلاقی ارائهی درمانی بیهوده در طب مکمل، بنا بر رویکردهای گوناگون متفاوت است؛ بنا بر رویکرد وظیفهگرایی و اصل عدالت از رویکرد اصولگرایی، هیچکس مجاز به کاربست درمانهای بیهوده نیست؛ درحالیکه در رویکرد موردی و اصل اتونومی بیمار، چنین نظری پذیرفتهشده نیست . بر اساس رویکرد سودگرایی، تنها، درمانهای مبتنی بر شواهد را میتوان از لحاظ اخلاقی بررسی کرد و آن دسته از درمانهای مکمل که بیهودهبودنشان نشان داده شده است، باید منع شوند و ارائهدهندگان خدمات مراقبت سلامت، نباید آنها را به بیماران ارائه دهند؛ چراکه نوعی کلاهبرداری و فریب بیمار است. پیشنهاد میشود در زمینهی روشنسازی مرز میان اثر پلاسبو و نوسبو و بیهودگی مطالعاتی بیشتر انجام گیرد.
احسان مصطفوی، مرضیه طاهری،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
وقف سابقهای دیرینه در تاریخ بشریت دارد و میتواند آثار اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی فراوانی در جامعه داشته باشد. یکی از زمینههای اثرگذار وقف، حوزهی سلامت است. این مطالعه، پژوهشی توصیفی است که پس از بررسی سنت وقف و خیرات در طول تاریخ و تجربیات وقف در سایر کشورها، ازجمله در انستیتو پاستور پاریس، به بررسی نقش وقف در پیشبرد و اعتلای انستیتو پاستور ایران و معرفی واقفین این مؤسسهی عامالمنفعه پرداخته شده است. دفتر مرکزی انستیتو پاستور ایران در تهران و شعب آن در شمیران، خیابان خالد اسلامبولی، آمل (شمال) و اکنلو همدان (غرب) توسط خیران وقف شده است تا بتوانند خدمات خود را در حوزههای تشخیص، تولید واکسن و تحقیقات با هدف کنترل و پیشگیری از بیماریهای واگیردار انجام دهند. با اینکه اکثر نمونههای وقف سلامت کشور در حوزهی درمان بوده است، انستیتو پاستور ایران یک نمونهی موفق وقف در حوزهی بهداشت و خدمات تخصصی سلامت محسوب میشود. یکی از راهکارهای گسترش وقف، تبیین تأثیرات این موقوفات در جامعه است. بررسی نقش و تأثیر انستیتو پاستور ایران در ارتقای سلامت و بهداشت جامعه، میتواند تبیینکنندهای مناسب برای تأثیر موقوفات در حوزهی بهداشت باشد. به نظر میرسد با تشریح و تبیین الگوی وقف انستیتو پاستور ایران و آثار ماندگار آن برای خیران کشور، تا حدودی میتوان وقفهای صورتگرفته در آینده را به حوزههایی نظیر بهداشت و خدمات تشخیصی نیز تسری داد.
جواد علیپور سیلاب، ناصر صدقی، حسین نامدار، علیرضا غفاری، محمدرضا دشتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
نظام طب ایران در عصر قاجار تداوم نظام مبتنی بر طرز تفکر اخلاطی بود. بر این اساس، بروز اغلب بیماریها با دیدگاهی کلنگر به برهمخوردن تعادل اخلاط چهارگانهی «خون، سودا، صفرا، بلغم» نسبت داده میشد. شیوههای پیشگیری و درمانی نیز در همین فضای شناختی و معرفتی انجام میشد. نمونهی بیماری «آبله» بیانگر چنین دیدگاهی در عصر قاجار است. مطابق با یافتههای پژوهش حاضر، در ادبیات طبی عصر قاجار، دانههای چرکی در پوست بدن با حالت سخت بهصورت تک یا بههمپیوسته با رنگهای مختلف، جُدَری یا آبله نامیده شده است. به لحاظ شناختی، طبیبان عصر قاجار به تأسی از طبیبان سابق، بیماری آبله را بر حسب خِلط در زمرهی بیماریهای گرم و تر (دموی) دستهبندی کرده و جوشش خون در بدن را علت بهوجودآمدن بیماری برشمردهاند. مواجهه با بیماری آبله به دو صورت روشهای پیشگیرانه و درمانی عملی میشد؛ برای پیشگیری از ابتلا به بیماری، سفارشهای لازم در قالب سته ضروریه و بهویژه مراعات انواع پرهیز ارائه میشده است. در کنار مراعات انواع پرهیز، برای درمان نیز، نمونههای مختلفی از انواع دارو با منشأهای مختلف جهت رفع نشانهها و عوارض بیماری در سطح اعضای بدن، به کار برده میشد. پژوهش حاضر مطالعهای مروری است و در آن تلاش شده تا با روش توصیفیتحلیلی، ماهیت، چیستی و شیوههای پیشگیری و درمانی بیماری آبله در نظام طبی ایران عصر قاجار بررسی شود. اطلاعات و دادههای لازم به شیوهی کتابخانهای گردآوری شده است.
محدثه معینی فر،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
بهطور عمده، در پیوند با موضوع سقطِجنین، چهار نوع سیاستگذاری در کشورهای جهان وجود دارد که بر پنج رویکرد اساسی اجتماعی، فمینیسم، لیبرال، وابسته به شمارش نفوس و مذهبی مبتنی است. هر یک از این رویکردها راهکاری را برای حل تزاحم میان حقوق مادر و حق حیات جنین ارائه میدهند؛ بر اساس مبانی سه دیدگاه نخست، سقطِجنین جایز و بر اساس دیدگاه چهارم، بسته به شرایط سقط عمدی جنین، مجاز یا غیرمجاز و بر اساس دیدگاه مذهبی (اسلام و مسیحیت)، سقط عمدی جنین غیرمجاز است. در پژوهش پیشِ رو کوشیده شده است با استفاده از روش توصیفیتحلیلی به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که چرا در برخی رویکردهای فوق حق مادر مقدم است، درحالیکه در برخی دیگر حق حیات جنین مقدم است؟ به نظر میرسد راهکار نظام حقوقی اسلام منطقیتر است؛ زیرا در قوانین کشورهای غربی، در تزاحم حقوق کودکان و والدینشان، همیشه حقوق والدین مقدم شده است. این در حالی است که در نظام حقوقی اسلام علاوه بر دستورات اخلاقی، اصولی پیشبینیشده که مانع از تزاحم حقوق این دو گروه و مقدمشدن بیجهت یکی بر دیگری شده است.
نرجس حشمتیفر، لیلا ربیعینسب، احمد مظفری، محسن ولایتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
ناباروری، یکی از مشکلات اساسی برخی زوجها در طول تاریخ بوده است؛ اما پیشرفتهای علمی دهههای اخیر و ارائهی روشهای نوین، تا حدی زیاد، این مشکل را حل کرده است. یکی از این روشها، اهدای جنین به زوجهای نابارور است که در آن، اسپرم و تخمک زوجهای قانونی و شرعی، در محیط آزمایشگاه، تلقیح شده و جنینِ حاصل، به زوجهای قانونی و شرعی دیگر اهدا میشود. نظرات موافق و مخالف فقهای معاصر درخصوص مسائل شرعی اهدای جنین، مردم و پزشکان را با تردید مواجه ساخت؛ تاجاییکه قوهی مقننه، قانون نحوهی اهدای جنین به زوجهای نابارور را در سال ۱۳۸۲ به تصویب رساند. این قانون در زمان خود بسیار راهگشا بود؛ اما با توجه به نگارش مختصر آن، نواقصی هم دارد؛ برای مثال، وضعیت محرمیت کودک تولدیافته از اهدای جنین، مشخص نشده است. در این مقاله، با استفاده از کتب طراز اول فقه و حقوق شیعه و مقالات این حوزه و همچنین، با استناد به مواد قانونی و تطبیق آن با آرای فقها، به بررسی فقهی محرمیت در اهدای جنین پرداخته شده است. با جمعبندی نظرات موافقان و مخالفان حوزهی اخلاق پزشکی و آرای فقها و قوانین کشور، محرمیت مادر صاحب رحم به طفل ثابت شد؛ همچنین، معلوم شد در چنین نمونههایی، همهی احکام رضاع اجرا میشود و پدر (شوهر زن صاحب رحم) نیز، با رعایت شروطی، محرم خواهد شد.
هاجر یعقوبی، محسن صفایی، علی شجاعیان، سمیرا صنمی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
ژندرمانی شامل ورود ژنهای اختصاصی و عملکردی به درون سلولها با هدف پیشگیری و درمان است. این فرایند ممکن است بهصورت خارج بدنی (آزمایشگاهی) یا بهصورت مستقیم از طریق داخل بدنی انجام شود. یکی از روشهای نوین ژندرمانی و ویرایش ژنوم که در چند سال اخیر معرفی شده و در حوزهی مهندسی ژنتیک و زیستفناوری تحولات بزرگی ایجاد کرده، سیستم ویرایش ژنی CRISPR-Cas است. این سیستم سریعتر و ارزانتر و دقیقتر از شیوههای رایج ویرایش ژن مانند روشهای TALENو ZFNs است. در ارتباط با سیستم ویرایش ژنی، همانند هر فرایند نوظهور دیگری، چالشهای اخلاقی و نگرانیهایی مطرح شده است؛ برای مثال، میتوان از بهکارگیری احتمالی این تکنیک برای اهداف هنجارشکن مانند بیوتروریسم، جهشهای زیانبار وارده به موجود زنده، بههمخوردن تعادل اکولوژیک نام برد. در مقالهی مروری حاضر، از پایگاه دادههای Science Direct، Pub-Med، SID، Scopus و Web of Science استفاده و پس از انتخاب و مطالعهی کامل مقالات مورد نیاز، اطلاعات لازم استخراج و خلاصه شد. با توجه به ملاحظات اخلاقی و حقوقی موجود در خصوص فرایندهای ژندرمانی، انتظار میرود شرایط مناسبی برای بهرهگیری هرچهبهتر از ژندرمانی فراهم آمده و از نگرانیها، لغزشهای ممکن و سوءاستفادههای احتمالی کاسته شود. مقالهی حاضر مباحث اخلاقی پیرامون ویرایش ژنوم و ژندرمانی را با تأکید بر سیستم CRISPR-Cas شرح میدهد.