191 نتیجه برای نوع مطالعه: مروری
نیره السادات روح اللهی، زهرا مختاری،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
آموزش و یادگیری و الگوهای آن متناسب با طول تاریخ و سیر بستر زمانی دستخوش تغییرات و تحولات بوده است. رواج شیوهی استاد و شاگردی و آموزش حضوری در روزگاران کهن حاکی از محوریترین شیوهها و مهارتهای یادگیری در ایام گذشته است که هنوز در عصر فعلی بی نیاز از آن نیستیم. توسعهی علوم و فنون و در پی آن بروز تحولات چشمگیر در عرصههای گوناگون و انقلاب صنعتی، ایده و اندیشهی نیاکان را با چالشهای جدی مواجه کرد. ظهور فناوری اطلاعات و ارتباطات بر تمامی شؤونات زندگی فردی و اجتماعی بشر سایه افکنده و با فروریختن مرزها و زمانها، جهان را به یک دهکده تبدیل کرد. راحتی استفاده از ابزار بهجای نیروی انسانی، اندیشمندان را در چگونگی بهرهمندی از فناوری در امر آموزش و یادگیری به فکر برد. حاصل این تعمق و تلاش، عرضهی بستههای آموزشی و یادگیری از طریق ابزارهای الکترونیکی بود که بعداً به آموزش الکترونیکی و مجازی موسوم شد. در حقیقت، ابزارهای فناوری در خدمت انتقال دانش و یادگیری بهکار گرفته شدند.
کاتوزیان در تعریف اجمالی از اخلاق مینویسد: مجموعه قواعدی که لازمهی نیکوکاری و رسیدن به کمال است. یعنی بهوسیلهی اخلاق ما معیاری بهدست میآوریم که چه کاری خوب و چه کاری بد است. اخلاق کاربردی حوزههای گوناگون مانند: اخلاق پزشکی، اخلاق خانواده، اخلاق زیستمحیطی، اخلاق مهندسی، اخلاق پژوهش، اخلاق حرفهای، اخلاق آموزش و... دارد. اخلاق آموزش مجازی یکی از جدیدترین مباحثی است که باید در اخلاق کاربردی مورد بررسی قرار گیرد.
آموزش مجازی امروزه تقریباً بهمعنای استفاده از شیوههای پیشرفتهی رایانهای انتقال مواد و مطالب درسی به فراگیران، یادگیران، دانشآموزان و دانشجویان است و بهعبارت دیگر سیستم یا فرایندی از آموزش است که بخش مهمی از آموزش و یادگیری را به همهی افراد در تمامی زمانها و مکانها بدون محدودیت انتقال میدهد. این امر با متدها و رو شهای ویژهای از ارتباطات از طریق ابزار الکترونیکی و فناوری بهویژه شبکهی رایانه انجام میگیرد و بهنظر میرسد در آینده بخش مهمی از راهحلهای آموزشی را تشکیل خواهد داد. آموزش مجازی با مواردی مثل جنبهی انسانی یافتن، نقشها، هنجارها، اخلاق، امور خصوصی و امور روانشناختی- جامعهشناختی و ... مواجه است و فناوری و گسترهی وسیع آن از یکسو و عدم نظارت و کنترل از سوی تولیدکنندگان فناوری با دسترسی آسان همگان به آن از دیگر سوی، مباحث جدیدی را در این حوزه پدید میآورد که قبلاً در آموزش سنتی و حضوری مطرح نبودند. جریان آزاد ارتباطات الکترونیکی و فقدان جامع نظارتی، عدم کنترل در رابطه و تعامل ارتباطات و اطلاعات سوء استفادههای الکترونیکی را موجب شده است .لذا یکی از مباحثی که به واقعیتهای آموزش مجازی ارتباط مییابد مباحث اخلاقی است. در واقع اخلاق از مباحثی است که امروزه در تمامی حوزهها مطرح است و در آموزش مجازی بهعنوان پدیدهی نوین، از جایگاه ویژهای برخوردار است.
اخلاق آموزش مجازی از حوزههای اخلاق حرفهای است. زیرا حرفه عبارت است از برخورداری از دانش، مهارت و توانایی و بهنظر میرسد آموزش در این معنا میتواند حرفه تلقی شود. اگرچه رسالت و هدف آموزش و پرورش، رشد و شکوفایی انسانها و تکامل آنان در کنار تولید علم و نوآوری است اما گسترش فزایندهی مسائل غیراخلاقی نیاز آموزش و پرورش بهویژه در آموزشهای الکترونیکی و مجازی را بهدلیل جریان آزاد و فراخدامنی ارتباطات الکترونیکی، به اخلاق نمایان میسازد. اگر چه اصول و ارزشهای اخلاقی بعضاً کلی و جهانشمولند مثلِ امانتداری، راستگویی، حفظ حریم شخصی،کرامت اصیل و ذاتی، احترام به آزادی، پرهیز از فریبکاری و ... اما ممکن است هر یک از این مفاهیم در حوزههای مختلف مصادیقی متفاوت از دیگر حوزهها پیدا کند، مثلاً امانتداری در داد و ستد، با امانتداری در حوزهی آموزش یکی نیست، فریبکاری در حوزهی بانک و فرهنگگ سازمانی بانک، از فریبکاری در حوزهی آموزش مجازی متفاوت است. وقوع فریبکاری در حیطه و فضای مجازی علاوه بر آثار زیانبار آن، یک تهدید جهانی است. فراغت از دغدغههای اخلاقی و رشد فزایندهی مسائل غیراخلاقی درحوزهی آموزش، مباحث فراوانی را بهوجود آورده و مانع کارآمدی و اثربخشی سازمانهای آموزشی شده است و اساساً توجه به دغدغههای اخلاقی و عزم بر جلوگیری از مسائل غیراخلاقی منشأ نگرش و توجه به اخلاق آموزش است. برخی از مصادیق غیراخلاقی رایج در حوزهی آموزش الکترونیکی و مجازی عبارتند از:
1- سرقت ادبی و نقض حقوق مالکیت فکری
2- ترویج و تبلیغ ضدارزش ها
3- استراق سمع
4-افزایش فریبکاری
5- عدم پایبندی به امانتداری
6- تخریب رقبا از طریق تهمت و شایعه سازی
7- گسترش دروغ و تقلب
آنچه در این پژوهش بهعنوان معیارهای غیر اخلاقی مورد نظرند عبارتند از: فریبکاری، عدم پایبندی به امانتداری و انواع تقلب.
بررسی رعایت اصول اخلاقی توسط شرکت کنندگان در آزمونهای الکترونیک دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 91 است. این پژوهش یک پژوهش توصیفی است که به روش سرشماری انجام گرفته است. نمونههای پژوهش 500 نفر پرسنل شاغل در دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود. پرسشنامه از دو قسمت مشخصات دموگرافیک و سؤالات تخصصی تشکیل شده بود. از لحاظ مشخصات دموگرافیک نمونهها همگی دارای مدرک تحصیلی لیسانس، شاغل و دارای سابقهی کاری 15-5 سال،رسمی یا پیمانی و 85 درصد زن و 15 درصد مرد بودند، حداقل در دو آزمون الکترونیکی در سال90 یا 91 شرکت کردهاند و هیچکدام از نمونهها دارای پستهای مدیریتی نبودند. در قسمت سؤالات، سؤالات مربوط به نحوه امتحان دهی مطرح شده بود.
100 درصد نمونهها بهصورت جزوه باز امتحان دادهاند.67 درصد به همراه یک یا چند نفر از دوستانشان در امتحان شرکت کردهاند.23 درصد خودشان به تنهایی امتحان دادهاند و10 درصد از نمونهها اصلا در هنگام امتحان حضور نداشته و آزمون توسط دوستانشان انجام گرفته است. 100 درصد شرکتکنندگان اصول امانتداری در امتحان را رعایت نکرده و دست به تقلب زدهاند.10 درصد از نمونهها کاملا فریبکارانه گواهینامه کسب کردهاند.
غلامحسین مهدوی نژاد، نعمت ستوده، سجاد صادقی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اخلاق پزشکی یکی از با سابقهترین شاخههای اخلاق کاربردی است که حیطههای اصلی آن عبارت است از: 1- فراگیران آموزش پزشکی 2- پژوهشهای پزشکی 3- درمان و ارائهی خدمات پزشکی. بر اساس ادبیات تخصصی موضوع، آموزش مسائل پزشکی در حد نیاز جامعه، واجب کفایی است. دانشجویی که در این مسیر گام مینهد برای انجام یک تکلیف شرعی و آماده شدن برای خدمت در حرفهای که در ارتباط تنگاتنگ با حفظ جان، مال، اسرار و آبروی مردم قرار دارد، تلاش میکند. از این رو، لازم است اصول اخلاقی ویژهای را فرا گیرد. مسألهی اصلی در این پژوهش آن است که چه آموزشهایی برای دانشجویان پزشکی باید در نظر گرفته شود؟ و اصول اخلاقی مورد نیاز برای آموزش پزشکی چیست؟
روش تحقیق توصیفی – تحلیلی همراه با استفاده از تکنیکهای اقناعی برای پژوهش انتخاب شده است. مقاله با مراجعه به متون دینی و الهام از آیات و کلمات معصومین (ع) به پرسشهای پژوهش پاسخ داده است.
دستاوردهای پژوهش مبین آن است که اصول اخلاقی مربوط به فراگیران در حیطهی آموزش پزشکی عبارت است از:
علاقه به حرفهی پزشکی، عشق به خدمت، آمادگی برای خودسازی، احساس تکلیف، وظیفهشناسی، مراعات مسائل شرعی، رابطهی صحیح با استاد و همکاران آینده، رابطهی صحیح با بیماران و همراهان، تلاش برای فراگیری و تعمق در آن، مراعات حقوق بیماران، سعی در ایجاد اعتماد به جامعهی پزشکی و عبرتآموزی.
دانشجویی که خود را برای کار مهم و خطیر پزشکی آماده میکند، با مراعات اصول فوق توان کافی یافته، و در مراحل کار سست نمیشود و میتواند اصول اخلاقی لازم را رعایت کند.
جمیله مختاری نوری، عباس عبادی، فاطمه الحانی، ناهید رژه،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
یکی از راهبردهای مهم در یادگیری دانشجویان پرستاری، تحت تأثیر الگوها قرار گرفتن است. شناخت راهبردهای معنوی مربیان الگو در شرایطی که دانشجویان پرستاری در معرض تهدیدات و موانع رشد معنوی هستند، میتواند مربیان پرستاری را برای مقابله با آنها تقویت کند. مطالعهی حاضر با هدف درک تجربیات دانشجویان پرستاری از راهبردهای معنوی مربیان الگو در فرایند الگومحوری انجام شد. در این مطالعهی کیفی، 22 دانشجوی پرستاری به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف در سال1390 انتخاب شدند. آنالیز دادهها از طریق تحلیل محتوی انجام شد. داده ها از طریق 3 بحث گروه متمرکز (20n=) و دو مصاحبهی انفرادی با دانشجویان پرستاری از 5 دانشکدهی پرستاری شهر تهران گردآوری شد.
راهبردهای معنوی مربیان الگو در قالب دو طبقهی اصلی: 1. ایجاد باورهای مذهبی و 2. پای بندی به اخلاقیات مشخص شد.بهکارگیری راهبردهای آموزش مبتنی بر معنویت توسط مربیان پرستاری الگو در قالب کوریکولوم پنهان بیانگر اعتقادات مذهبی آنان در مقابله با تهدیدات و موانع رشد معنوی دانشجویان پرستاری بود و با این راهبردها به ارتقای رشد معنوی دانشجویان پرستاری کمک میکردند. از این رو، توصیه میشود که برای توسعهی معنویت در آموزش دانشجویان پرستاری، از راهبردهای معنوی مربیان الگو برای ارتقای معنوی دانشجویان که سلامت افراد جامعه در دست آنهاست، استفاده شود.
سیده فاطمه موسوی نیا، حجت صفار حیدری،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
در دین مبین اسلام تربیت بر تعلیم ارجحیت دارد و بنابراین، مبحث اخلاق در آموزش بسیار حائز اهمیت است. و از طرفی دیگر از این منظر وجود اسوه و الگو در تمامی حوزههای زندگی انسان نقش محوری را ایفا میکند، بالاخص درحوزهی اخلاق و آموزش که از ارکان اصلی در جهت دهی صحیح تربیتی محسوب میشود و نیاز به الگوهای عملی دراین زمینه غیر قابل انکار است.
در تربیت اسلامی نقش و رسالت معلم منحصر به فرد است و سفارشات اکیدی در خصوص ویژگیهای اخلاقی، اهمیت جایگاه و نقش و خطیر بودن وظیفهای که بر عهده دارد شده است و احادیث و روایات و نظریات فراوانی در این باب وجود دارد. از همین رو، در آیات و روایات و همچنین در دیدگاه اندیشمندان اسلامی نقش معلم بهعنوان الگوی اخلاق در امر آموزش مطرح شده و جایگاه ویژهای دارد. در نهادهای آموزشی نقشهای فراوانی وجود دارد و افراد زیادی دستاندرکار در تعلیم و تربیت هستند اما در این میان نقش معلم جلوهای خاص دارد و این بهدلیل ارتباط نزدیک و رودررویی است که معلم در جریان آموزش با شاگردان برقرار میسازد.
معلم تنها یک آموزگار برای انتقال معلومات علمی و دانش نیست بلکه الگویی بانفوذ است که نمیتواند نسبت به اصول اخلاقی خویش بیتفاوت باشد، چون محدودهی اخلاقیاتش فراتر از خود اوست و در واقع اخلاق و عمل معلم در جریان آموزش به مراتب بیشتر از سخن و کلامش بر شاگردان اثر خواهد داشت. از همین رو، در بسیاری از موارد شاگردان در شخصیتپذیری خود نقش معلم را بسیار مؤثر میدانند.
اینجاست که الگوسازی از معلم در درون شاگرد اتفاق میافتد و شاگرد او را سرلوحهی خویش قرار داده و از او سرمشق میگیرد. با توجه به این مطالب میتوان گفت که از دیدگاه اسلام رابطهی معلم با شاگرد یک رابطهی معنوی است، چون معلم با روح و جان کودک در ارتباط است یک معلم با پایبند بودن به اصول و ضوابط اخلاق در جریان و روند آموزشی که بر عهدهی اوست میتواند بزرگترین خدمت را به جامعهی خویش عرضه کند. در این مقاله ما سه هدف را مد نظر قراردادهایم:
الف) وجود الگوی اخلاقی در آموزش از دیدگاه اسلام جه لزوم و اهمیتی دارد؟
ب) چرا در اسلام معلم یک الگوی اخلاقی محسوب میشود و ویژگیهای اخلاقی یک معلم بهعنوان یک الگوی اخلاق در امر آموزش چیست؟
ج) از منظر اسلام چگونه معلم با دارا بودن این ویژگیهای اخلاقی در آموزش میتواند بر روند آموزش تأثیرگذار باشد؟
در این مقاله با بهکارگیری روش کتابخانهای و مراجعه به آیات و روایات و تفحص در دیدگاه اندیشمندان و متفکران اسلامی و بر پایهی روش تحقیق تحلیلی استنتاجی برای نیل به اهداف سه گانه مذکور خواهیم کوشید.
حبیبه یکه تاز، فریبا اصغری، مهدی فرخ نیا،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
آموزش پزشکی و تربیت دانشجویان بهعنوان نسل فردای پزشکان جامعه دارای اهمیت فوق العادهای است. یکی از مهمترین اجزای آموزش پزشکی، آموزش بالینی است که در این دوره دانشجویان مهارتهای لازم برای طبابت در آینده را کسب میکنند. از اساسیترین مسائل در آموزش بالینی، اخلاق پزشکی است. در سالیان اخیر دانشگاههای علوم پزشکی کشور تلاشهای گستردهای در جهت آموزش اخلاق پزشکی به دانشجویان داشته و پیشرفتهای چشمگیری در این زمینه صورت گرفته است. بهنظر میرسد برای نهادینه شدن و کاربردی کردن این آموزشها لازم است راهنمای اخلاقی حقوق بیمار در آموزش پزشکی تدوین شود.
در این مطالعه با بررسی جامع متون، مقالات و راهنماهای مرتبط با رعایت حقوق بیمار در مراکز آموزشی، پیش نویس اولیه راهنمای اخلاقی آموزش بر بالین بیمار در مراکز آموزشی تدوین شد. سپس پیش نویس اولیه در گروههای ذینفع شامل بیماران، اساتید بالینی، دانشجویان مقاطع مختلف بالینی و کارشناسان اخلاق پزشکی به بحث گذاشته و نظرات گروهها گردآوری و طبقهبندی شد. در مرحلهی آخر پیش نویس اولیه و نظرات جمعآوری شده، در جلسهی هم اندیشی با حضور نمایندگانی از گروههای ذینفع ارائه و با اعمال تغییرات، متن نهایی راهنمای اخلاقی آموزش بر بالین بیمار در مراکز آموزشی- درمانی تدوین شد.
یوسف فتحی، آرزو عبداله زاده،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اخلاق در آموزش متوسطه مشخصکنندهی الزامات رفتاری معلمان و مدیران مدارس و تضمینکنندهی سلامت تدریس و معلمی است. بسیاری از کج رفتاری معلمان، افسردگی دانشآموزان، لذت نبردن از زندگی شغلی، خستگی و فرسوده شدن مدیران و معلمان و لطمه به زندگی فردی افراد که نمودهایی از رفتار نامطلوب مدارس است در اکثر موارد ناشی از ضعف رعایت اخلاق در تدریس معلمی است. اخلاق در تدریس معلمان عموماً از چهار بعد آموزشی، پژوهشی، دانشآموزی و مدیریتی مورد بررسی قرار میگیرد که بیشک یکی از مهمترین زمینههای اخلاق در تدریس معلمی مربوط به آموزش و تدریس و رعایت اخلاق حرفهای در آن است که وجود آن باعث افزایش اثربخشی در تدریس و افزایش یادگیری و امنیت روانی دانش آموزان در کلاس و آموزش است. با توجه به اهمیت این موضوع ضروری است که این موضوع از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار گیرد. لذا این مقاله در نظر دارد ضمن مشخص کردن ابعاد اخلاقی تدریس معلمی به بررسی مؤلفههای اخلاقی مربوط به تدریس در مدارس متوسطه بپردازد. برای بررسی این موضوع تأکید اصلی مقاله توجه به مؤلفههای اخلاقی مورد نظر مورای است که در ارتباط با تدریس معلمان بیان شده است.
فرزانه زارعی، محمدصالح واحدی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
محتوای تدریس آن چیزی است که فقط مدرس و دانشجو شاهد حقیقی آن هستند و در محضر عظیم خداوند قادر و متعال به بحث پیرامون سرفصلهای مصوب پرداخته خواهد شد. در بررسی مطالب تدریس شده در کلاسهای درس به لحاظ اینکه حضور یک مشاهدهگر ثالث میتواند عامل مداخله گر مخربی باشد معمولا منطقی جلوه نمیکند. بنابراین، موضوع رعایت اخلاق حرفهای در بعد پوشش تمامی سرفصلهای مصوب و مرتبط بودن تمامی مطالب مطرح شده در کلاسهای درس با این سرفصلها در حیطهی آموزش پزشکی بسیارمهم بهنظر میرسد.
به منظور بررسی اعتبار محتوایی، آزمونهای نیم سال دوم تحصیلی 90 – 89 در دانشکدهی پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی کردستان مورد بررسی قرار گرفت. از مجموع 104 آزمون برگزارشده، 51 آزمون دانشکده به فرمت MCQ بود. 10 درصد آزمونهای فرمت MCQ بهصورت کاملاً تصادفی (آزمونهای ساعت 10 روزهای شنبه و دوشنبه ایام امتحانات) انتخاب شد. هر مجموعه سؤال به همراه اهداف آموزشی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی بهصورت کاملا محرمانه (و کد گذاری شده ) در اختیار اساتید صاحبهنظر و متخصص در آن زمینه قرار داده شد و خواسته شد مشخص کنند که هر سؤال به کدام هدف مربوط میشود و کدامیک از حیطههای شناختی و نگرشی و عملکردی را پوشش میدهند.
از مجموع 50 سرفصل بررسی شده 36 درصد سرفصلها اصلا مورد توجه قرار نگرفته بود و هیج سؤالی را به خود اختصاص نداده بودند. میانگین کل تطابق سؤالات با سرفصلها 5/68 درصد بود. کمترین تطابق 25 درصد و بیشترین 100 درصد بود. از نظر تحلیل گران آزمون، سؤالات هدفهای دانش و فهم را در حیطهی شناختی بیشتر مورد بررسی قرار دادهاند و کمتر به حیطهی نگرشی و عملکردی پرداخته شده بود.
محققان معتقدند همانطور که آزمون وسیله یا روش نظاممندی است برای اندازه گیری نمونهای از رفتار دانشجویان، میتواند به همان اندازهی ابزاری باشد برای ارزیابی مدرس. گاهی بعضی از ویژگیهای ظاهراً غیرقابل اندازهگیری را میتوان از طرق غیرمستقیم مورد سنجش قرار داد. اهتمام مدرس برای پوشش کلیهی سرفصلهای مرتبط و مصوب و ارزیابی کلیهی این سرفصلها و اهداف در پایان ترم نکتهی اخلاقی و بسیار حائز اهمیتی است.
هادی کرامتی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
مدلها عنصر بسیار مهم در تاریخ آموزش هستند. افلاطون (424-350) به نقش آنها در شکلگیری هشیاری اخلاقی اشاره کرده است. در طول قرنها، بومیان نیاز به مدلهای خوب به منظور شکلگیری نگرشهای اخلاقی مطلوب در کودکان را گوشزد کردهاند. افراد پرهیزکار، قهرمانان و سیاستمداران بهعنوان مدلها بودهاند اما ضرورت دارد که در ارتباط با مدلهای کودکان و نوجوانان دانش مورد نیاز وجود داشته باشد، با وجوداین نمونههایی از تاریخچه، در زمان فعلی این دیدگاه وجود دارد که مدلهای ارائه شده توسط والدین و مربیان بهطور کلی ناکار آمد هستند. شخصی در نظر والدین ممکن است بهعنوان الگوی بسیار عالی در نظر گرفته شود در حالیکه ممکن است این شخص در نظر کودکان کاملاً بر عکس لحاظ شود. ماکس چیلر (1957) در پدیدار شناسی مدلها میگوید: یک مدل باید ارزش رقابت را داشته باشد، مدل باید مورد علاقه باشد. دراین پژوهش قصد برآن است نقش مدلها در آموزش بالاخص آموزش اخلاقی با توجه به فرهنگ و موقعیت اجتماعی فرهنگی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.
بهزاد شمس اصفهانی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
ارتقای عملکرد اخلاقی از هدفهای اصلی برای فراگیران (یادگیرندهها) همهی علوم است چه پزشکی و چه سایر علوم، چه در سطح فردی چه جامعه، چه در سطح یک کلاس درس کوچک چه درسطح نوع بشر یعنی کلاس پیامبران و انسان. هدف اصلی این ارتقای عملکرد دستیابی به اخلاق متعالی است که موجب سعادت بشر است. خداوند علیم و رحیم راه رسیدن به این غایت (سعادت) را روی آوردن بهسوی دین حنیف (متعادل) میداند (سورهی روم آیهی 30). همچنین، اقامهی وجه برای دین را امری فطری و خلق شده با خلقت آدم بیان میفرماید (دنبالهی همان آیه). تربیت براساس فطرت امری بسیار مهم و رویکردی مؤثر برای یادگیری است (شهید مطهری). مجموعه تحقیقات و شفافسازی هر چه بیشتر پیرامون این مباحث (بهرهگیری از مبانی فطری در آموزش) بهخصوص در علوم پزشکی میتواند موجب برداشتن گامهای بزرگ برای تعالی اخلاق در علوم پزشکی شود، موضوعی که این روزها پرداختن به آن بسیار ضروریتر شده است. تحقیق حاضر گام کوچکی در این زمینه است که هدف آن ارادهی بازتاب ذهنی دانشجویان پزشکی پیرامون بهرهگیری از آموزههای دینی در تقویت فرایند آموزش بهویژه در حوزهی اخلاق است.در طی دو جلسهی کلاس در کلیات اخلاق در آموزش پزشکی که به روش یادگیری فعال و از طریق مطرح کردن سه سؤال برگزار شد، از دانشجویان خواسته شد که قبل از ارائهی محتوای درس با پاسخ کوتاه به این سه سؤال، نظر خود را بنویسید. سه سؤال عبارت بودند از: 1- باتوجه به آیهی 31 سورهی مائده که قتل یا احیای یک نفر را به منزلهی قتل یا احیای جمیعی میداند، خواسته شد که اهمیت و حساسیت علم پزشکی را بنویسند. 2 - باتوجه به امانت بودن سلامت فرد در دست پزشک و تیم او و اینکه شافی اصلی براساس متون دین خداوند است و با تجلی این صفت در ظرف وجودی خود، ما میتوانیم دست شفای خداوند بشویم، از دانشجویان خواسته شد که ویژگیهای یادگیرندهی علوم پزشکی را در این رابطه بیان کنند. 3- موضوع پاسخگویی به جامعه و شاخص اصلی آن که عدالت است (که در دین اسلام بسیار مورد تأکید است) از آنها خواسته شد در این رابطه، ویژگی تیم پزشکی پاسخگو را بنویسند. سپس نتایج استخراج و با ارجاع آن به کارشنان دینی و آموزش پزشکی تحلیل شد.اکثر قریب به اتفاق دانشجویان در مورد سه سؤال فوق (بیش از 70 در صد) عبارات و اظهارنظرهایی را مطرح کردن که در حوزهی معارف دینی و اخلاق موضوعیت داشت. بهعبارت دیگر، قبل از شروع محتوای آموزشی کلاس پیشزمینههای ذهنی دانشجویان بیانگر دینمداری ذهن آنها بود. این نعمت بزرگ فطری در دانشجویان مسؤولیت ما متولیان آموزش (اساتید و مدیران و ...) را بسیار سنگین میکند، بهویژه اینکه مدت نسبتاً طولانی از حساسترین مقطع سنی آنها در مدت یادگیری رسمیشان را شامل میشود. بهرهگیری از این نعمت بزرگ الهی و فطری (دینمداری) از یکطرف و زمینههای روبه رشد مفاسد بهویژه اجتماعی از طرف دیگر و رشد تکنولوژی و هزینههای مرتبط با علوم سلامت از جهت دیگر، وسیع و مهمتر شدن حوزهی اخلاق در این علوم را موجب شده است که برای تقویت بنیادهای اخلاقی در این علوم، ضرورت تکیه کردن بر مبانی فطری و قوی الهی در فرایندهای آموزشی را میطلبد بهویژه اینکه این نهادهای الهی در دانشجویان زنده است.
علی متولی زاده اردکانی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
تکمیل پروژهی ژنوم انسان در یک دههی گذشته بهعنوان بزرگترین پروژهی علمی تاریخ بشر تحولی بنیادین در حوزههای اخلاق، حقوق، روانشناسی و فلسفه بهوجود آورده است. اثرات کشفیات جدید پروژهی ژنوم انسان محدود به استفادهی تکنولوژیکی در علوم پزشکی نیستند. بهدلیل ماهیت تأثیرگذار کشفیات جدید بر جهانبینی انسان و رابطهی او با دیگر موجودات زیستی بر روی کرهی زمین، آموزش نتایج پروژهی ژنوم انسان در حوزهی تنوع زیستی و کثرتگرایی فرهنگی از اهمیت ویژهای در مراکز تحقیقاتی علوم زیستی و اخلاق زیستی برخوردار شده است. یافتههای جدید پروژهی ژنوم نشاندهندهی شباهتهای 9/99 درصدی بین نژادهای انسانی و شباهتهای 80-90 درصدی بین پستانداران و نوع انسان است. با ارائهی نتایج پروژهی ژنوم و بررسی ارتباط زیستی انسان با دیگر نژادهای انسانی و اقوام مختلف و دیگر موجودات زیستی انتظار میرود در یچهای جدید برای بررسی چالشهای موجود در حوزهی اخلاق زیستی در کشور ایران گشوده شود.
رستم گلمحمدی، مرتضی مطهری پور، امیر فرهنگ میر اسماعیلی، ایرج صالحی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
موضوعات اخلاق در آموزش، امروزه، بهطور محسوس در عرصههای آموزش نظری و عملی برای اساتید مطرح است. اساتید در زمینهی نحوهی تعامل صحیح با دانشجویان در هنگام بروز یک رویداد اخلاقی آموزش کافی نمیبینند و هر یک بنا بر تجربیات شخصی سعی در حل مشکل دارند. این شیوه در بسیاری از موارد موفقیتآمیز نبوده و سبب بروز برخوردهای لفظی و غیر لفظی بین استاد و دانشجو میشود و گاه اثرات غیر قابل جبرانی برای هر دو گروه بهدنبال دارد. هدف این مقاله ارائهی تجربیاتی است که طی چندین سال توسط مؤلفین آزموده شده است. این رویکرد تحلیلی مبتنی بر حل رویداد برای موضوعات اخلاق بهصورت «رویدادمحور» در آموزش است. در این شیوه «موضوع اخلاقی» پیشآمده، پس از کسب اطلاعات مورد نیاز توسط مدرس بهصورت سیستماتیک از دیدگاههای مختلف اعتقادی، فرهنگی، کدهای اخلاق در آموزش و مقررات دانشگاهی بهطور مستند تحلیل میشود و در نهایت روش حل معضل اخلاقی متناسب با آنها انتخاب میشود. یک کمیتهی اخلاق در آموزش نیز باید در دانشگاه موجود باشد که در صورت نیاز به اساتید در این موارد کمک کند. برای کسب مهارت در این شیوه، اساتید بهصورت کارگاهی آموزش میبینند تا برای نحوهی تعامل با موضوعات اخلاقی آماده شوند.این شیوه میتواند در افزایش دانش، نگرش و مهارت اساتید برای کلاسداری و تعامل مؤثر با داشجویان مفید واقع شود. نتایج چند دوره برگزاری کارگاهها و نشستهای تخصصی با موضوع اخلاق و آداب معلمی در دانشگاه علوم پزشکی همدان از سال 1387 تا 1390 حاکی از تأکید شرکتکنندگان از ضرورت برنامه (92-82 درصد) و موفقیت اجرای آموزش این شیوهی مهارتی (95-74 درصد) است. ارائه و توسعهی این رویکرد میتواند به ارتقاء مهارت اساتید در تعامل صحیح با دانشجویان بینجامد و در نگاه بالاتر باعث بهبود سطح اخلاق در آموزش دانشگاهی شود.
منصوره مدنی، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اگرچه هر جامعهای هنجارها و ارزشهای اخلاقی خاص خود را دارد، آموزش و انتقال این ارزشها و تلاش برای اخلاقیتر شدن رفتارهای آحاد مختلف جامعه یکی از دغدغههای مشترک در همهی جوامع است. یکی از راهکارهایی که غالبا برای کنترل رفتارها چه در بعد فردی و چه در بعد حرفهای و سازمانی بهکار گرفته میشود، ابزار بیرونی قانون است. این ابزار اگرچه قدرتمند است، علاوه بر اینکه هزینهی بالایی را میطلبد، از ورود به بسیاری از حوزههای فردی و اجتماعی ناتوان است و نیز ماهیتاً قادر به کنترل بسیاری از رفتارها نیست. یکی از مواردی که فرد در اقدامات خود الزاماً آموزههای درونیشدهی خود را بهکار میگیرد، تصمیمگیریهای لحظهای، شتابزده و سریع است که در واقع عکسالعملهای لحظهای و ناهشیار فرد بوده و مربوط به زمانی میشود که فرد ناگزیر است به سرعت اقدام کند. این امر در مورد پزشکان، حائز اهمیت بیشتری است، زیرا آنها از یکسو با اموری حیاتی و حساس سروکار دارند و از سوی دیگر بسیاری از این تصمیمات، باید به فوریت و در زمان کوتاهی اتخاذ شوند. در این سطح فرد بهطور ناخودآگاه، از الگوهای نهادینه شدهی قبلی تبعیت میکند و کنترل آن بسیار سختتر و پیچیدهتر از سایر سطوح است. در کنترل این مرحله، استدلال اخلاقی دخالت کمتری دارد و آنچه بیشتر تعیینکننده است، ویژگیهای منشی و حساسیت اخلاقی و عواطف فرد است، این عوامل، زمانی بهترین نتیجهی اخلاقی را برای فرد بهبار میآورند که آموزههای اخلاقی، در فرد درونی شده باشد.
درونیشدن و نهادینهشدن آموزههای اخلاقی در پزشکان موجب تسهیل در روند شکلگیری تصمیمات و اقدامات اخلاقی، بهویژه در فوریتها و در شرایط سخت و پیچیده میشود. رفتارهای ما پیامد تصمیمات ما هستند و تصمیمات ما حاصل فرایندهای پیچیدهی تصمیم سازی و در ارتباط با ساحت باورها، احساسات و ارادهی ما هستند. در صورتیکه بخواهیم درچگونگی مواجههی فرد با مسائل اخلاقی، دخالت کنیم، باید کلیهی عواملی را که در فرایند تصمیمسازی، تصمیمگیری و اقدام به یک رفتار مناسب دخالت دارند، شناسایی کنیم. برخی از این عوامل، نقش ناچیزی ایفا میکنند و برخی دیگر، عواملی هستند که حتی با وجود داشتن اهمیت فراوان، غیراکتسابی بوده و اغلب بهسادگی قابل کنترل نیستند. ما برای دخالت و تسهیل بروز رفتارهای اخلاقی تنها میتوانیم بر عواملی تمرکز کنیم که قابل اکتساب و قابل آموزش باشند. به منظور درونی شدن اخلاق راهکارهای مختلفی پیشنهاد میشود، ازجمله: تحکیم یا تغییر نگرش و جهان بینی افراد، تمسک به نظریههای فضیلتمحور، توجه به نقش عواطف اخلاقی و توجه به تأثیرات مثبت و منفی اعمال قدرت و قانون بر درونی شدن اخلاق. در بسیاری از این راهکارها، نقش آموزش میتواند از طریق تغییر در مؤلفههای شناختی آن راهکار ایفا شود. با واکاوی طرحوارههای شناختی و تغییر یا تحکیم برخی از باورهای محوری و بنیادین، میتوان بسیاری از مؤلفههای مؤثر در فرایند تصمیمسازی و اقدام اخلاقی را تحت کنترل قرار داد. این آموزشها همچنین میتواند بهصورت نیمه مستقیم و غیرمستقیم مانند بحثهای گروهی یا معرفی شخصیتهای اخلاقی در قالب داستان یا ارائهی الگوهای عملی باشد.
محسن رضایی آدریانی، علی صابر،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
کمیتههای اخلاق بیمارستانی برای حل و فصل تعارضات زیستپزشکی تشکیل میشوند. حل تعارضاتهای زیستپزشکی، صرفاً با قضاوت علمی امکان پذیر نیست و در بعضی موارد تصمیمگیری فراتر از توان متخصص پزشکی است. سایر وظایف این کمیتهها شامل آموزش اخلاق زیستی برای اعضای خود و کارکنان حوزهی سلامت، مشاورهی اخلاق زیستی، توسعهی راهنماها و سیاستگذاری در حوزهی اخلاق زیستی است. کمیتههای اخلاق بیمارستانی در بیمارستانهای کشور بنا به دلایلی از جمله آموزش ندیدن اعضاء، عملاً کارآیی لازم را ندارند و غیرفعال بهنظر میرسند. برای فعالکردن این کمیتهها، علاوه بر اصلاح ساختار آنها، آموزش کارکنان حوزهی سلامت در مورد ساختار، اهداف، وظایف، ترکیب اعضاء کمیتهها در ایران و سایر کشورها ضرورت دارد. بهنظر میرسد در بعضی از موارد بهعلت عدم آموزش کافی اعضا کمیتهها کارآیی لازم را جهت انجام وظایف ندارند که موجب سرگردانی و بلاتکلیفی پزشکان و کارکنان سلامت میشود. بدین منظور مطالعهای برای بررسی تأثیر آموزش بر روی آگاهی و نگرش اعضای کمیتهها در مورد کلیات اخلاق پزشکی و کمیتههای اخلاق بیمارستانی انجام شد. در جریان برنامهریزی دومین کنگرهی کشوری اخلاق پزشکی در اسفندماه 1390 در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، کارگاهی با عنوان همایش یکروزهی اعضای کمیتههای اخلاق پزشکی بیمارستانهای استان اصفهان در سالن جنبی و همزمان با کنگره برگزار گردید. مهمترین موضوعات شامل کلیات اخلاق پزشکی (فلسفهی اخلاق پزشکی، فلسفهی اخلاق پزشکی اسلامی، رضایت و برائت، آغاز و پایان حیات) و ساختار، اهداف، وظایف، ترکیب اعضای کمیتهها در ایران و سایر کشورها توسط اساتید و دانشجویان PhD اخلاق پزشکی، بهصورت سخنرانی بهمدت 5 ساعت برای اعضای کمیتههای اخلاق پزشکی بیمارستانهای استان ارائه گردید و پیش از شروع جلسه، پرسشنامهای با 16 سؤال بهعنوان پیشآزمون در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفت. پس از پایان همایش مجدداً پرسشنامهی قبلی بهعنوان پسآزمون توزیع گردید. نتایج دو مرحله با هم مقایسه شد. آنالیز واریانس با اندازههای تکراری نشان داد که متغیرهای جنس، سابقهی کار و شغل تأثیری بر نتایج ندارد. اختلاف بین پیشآزمون و پسآزمون ناشی از آموزش ارائهشده در جلسه بود. آموزش مداوم موضوعات مطرح در حوزهی اخلاق پزشکی برای اعضای این کمیتهها برای محافظت از تصمیمات شایستهی بیماران و مسؤولیتهای قانونی مؤسسات و کارکنان سلامت ضرورت دارد. این آموزشها باعث خواهد شد تا کمیتهها در جهت برطرف کردن نیازهای بیماران و کارکنان و مؤسسات سلامت حرکت کنند.
علی حجازی، مهتاب هدایتی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
به منظور تحقق اهداف آموزشی اهمیت برنامههای آموزشی انکارناپذیر است. برنامهی درسی پنهان به تدریس متن غیررسمی و غیر ملموس نظام ارزشها، هنجارها و طرز برداشتها و جنبههای غیرآکادمیک مراکز آموزش عالی و جنبههای غیررسمی مراکز آموزش عالی که متأثر از کل نظام تربیتی به فلسفه حاکم، ساخت و بافت کلی جامعه باشد، اطلاق میشود. اخلاق در آموزش شامل مصادیقی از قبیل، مسؤولیت پذیری، پاسخگوئی، دلسوزی، امانتداری، رازداری، احترام گذاشتن به دانشجویان است که از طریق برنامهی درسی پنهان توسط دانشجویان آموخته میشود. . این مقاله به تأثیر برنامه درسی پنهان براخلاق در آموزش میپردازد.
این مقاله مروری با استفاده از منابع چاپی و دیجیتالی معتبر تدوین شده است.
برنامهی درسی پنهان مبنای احساس ارزش و عزت نفس است و بیش از برنامهی درسی رسمی در سازگاری دانشجویان مؤثر بوده و کل فرآیند تعلیم و تربیت را تحت تأثیر قرار میدهد. برنامهریزی پنهان در بسیاری از جنبهها از برنامهی درسی صریح، مؤثرتر و آموختههای آن پایدارتر و از گستردگی فراگیرتری برخوردار است. اساتید دانشگاه نقش الگویی برای دانشجویان خود دارند و از طریق عملکرد آنها صفات ارزشی و حرفهای آموزش علوم پزشکی منتقل میشود و میتواند بستر مناسبی را برای توسعهی اخلاق در آموزش فراهم نماید. دانشگاهها بهعنوان مهمترین کانون علمی و فرهنگی جامعه با تربیت متخصصان در تعیین سرنوشت آتی کشور نقش اساسی دارند . استفادهی اساتید از برنامهریزی پنهان در آموزش سبب انتقال ارزشها و هنجارهای آموزشی به دانشجویان و توسعهی اخلاق در آموزش میشود.
غلامحسین فلاحی نیا، مهناز یاونگی، امیر فرهنگ میر اسماعیلی، مرتضی مطهری پور،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اساتید و دانشجویان سرمایههای علم و اخلاق در جامعهاند و لازم است تا ساحت قانون و اخلاق را از هم جدا کنیم و مسؤولیتهای قانونی و اخلاقی اساتید، دانشجویان و سیستم آموزشی دانشگاهها را بر مبنای حقوق متقابل آنان تدوین کنیم. موضوع اخلاق حرفهای مدت هاست که در دانشگاههای ایران و جهان مورد توجه قرار گرفته و در گروههای شغلی برای آن تعاریف و مستنداتی ارائه شده است. یکی از شاخههای اخلاق حرفهای اخلاق معلمی است.در دانشگاه علوم پزشکی همدان با هدف ارتقای سطح اخلاق در جامعه دانشگاهی و در جهت نیل به اهداف والای نظام مقدس جمهوری اسلامی و اینکه اساتید و دانشجویان بهعنوان قشری فرهیخته باید مزین به اخلاق و آداب معلمی بر اساس آموزههای دینی باشند، در خردادماه سال 1387، با ابلاغ ریاست محترم وقت دانشگاه کمیتهای تحت عنوان اخلاق در آموزش تشکیل شد. کمیتهی مذکور با بهرهگیری از نظرات صاحبنظران و اساتید رشتههای مختلف علوم پزشکی اقدام به فعالیتهای مختلفی کرده که یکی از آنها برگزاری کارگاههای آموزشی جهت اعضای هیئت علمی بوده است. در طی چند سال اخیر 6 کارگاه آموزشی با هدف افزایش سطح دانش و معرفت اعضای محترم هیئت علمی در حوزهی اخلاق معلمی و اخلاق در محیطهای دانشگاهی برگزار کرده که شیوهی اجرای برنامهی آموزشی ابتدا بهصورت نشستهای علمی بوده اما بر اساس نظرسنجی از فراگیران و بررسی متون شیوه تغییرکرد و چهار کارگاه بعدی به شکل کارگروهی مبتنی بر ارائهی موردهای اخلاقی در موضوعات مختلف آموزشی برگزار شد. موضوع اخلاقی مورد نظر از جهات آداب و وظایف اساتید در آموزههای دینی، آداب و وظایف معلم نسبت به خود، آداب و وظایف معلم در اشتغالات علمی، آداب و وظایف معلم با دانشجو، آداب و وظایف معلم در امر تدریس و جلسهی درس، آداب و وظایف معلم نسبت به جامعه مورد بررسی و سپس در پایان بحث، کدهای اخلاقی درخصوص موضوع تدوین میشد. میانگین رضایت شرکتکنندگان از78 درصد به 92 درصد و نظر آنها در خصوص ضرورت شرکت در کارگاه از 80 درصد به 89 درصد افزایش داشته است. ارائهی کارگاههای آموزشی بهصورت مبتنی بر شاهد و ارائهی موارد اخلاقی مواجههشده و بحث گروهی پیرامون آن و رسیدن به کدهای اخلاقی جهت پیشگیری و هدایت موارد مشابه، اثرات بسیار مثبتی در توسعهی اخلاق در محیطهای آموزشی داشته است.
امیر احمد شجاعی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
یکی از موازین اخلاقی بودن دانشگاه، رعایت حقوق دانشجویان است. دانشجو در دانشگاه حقوق بسیاری دارد که یا قانونی هستند یا اخلاقی. حق یادگیری دانشجو از جمله حقوق دانشجویان است که هم قانونی است و هم اخلاقی، لذا با عنایت به متعدی بودن این حقوق، دانشگاه نسبت به آنها وظیفه دارد یعنی هم قانون و هم اخلاق حکم میکند که دانشگاه نسبت به یادگیری دانشجویان مواجههی اخلاقی داشته باشد یعنی فرایند آموزش به گونهای انجام شود که فراگیری دانشجو به بهترین شکل ممکن انجام پذیرد.مواجههی اخلاقی سه موضع دارد: 1- موضع قبل از وقوع فعل 2- حین انجام فعل 3- پس از انجام فعل. یعنی دانشگاه در سه موضع فوق باید به وظایف اخلاقی خود آگاه باشد یعنی 1- قبل از ارائهی درس 2- هنگام ارائهی درس و حضور دانشجو در کلاس 3- پس از اتمام درس وکلاس. دانشگاهها عموماً برای تحقق یادگیری دانشجو برخی قوانین و مقررات وضع میکنند و با اتکا به آنها در پی ادای حق یادگیری دانشجویان هستند اما سؤالاتی چند باقی میمانند:
1- آیا این قوانین و مقررات برای تحقق امر یادگیری کافی است؟
2- آیا وظایف اخلاقی دانشگاه در قبال یادگیری دانشجو، در لوای همین وظایف قانونی مستتر است؟
3- آیا سیستم آموزشی دانشگاه، خود وظیفهی نظارت بر وظایف خود را دارد یا واحد های دیگری برای نظارت و پایش امر یادگیری باید گمارده شوند؟
4- آیا دانشجو در مقام صاحب حقی که بسیاری از وظایف دانشگاه را رقم میزند، میتواند و لازم است که در احقاق حقوق آموزشی خود دخیل باشد و بر آن نظارت و پایش و اصلاحات انجام دهد؟
5- اگر پاسخ سؤال بالا مثبت است توصیف وضعیت فعلی با آن توافق دارد یا تغایر؟
در این مقاله به سؤالات بالا با توصیف وضعیت کنونی دانشگاههایی که میشناسیم پاسخ داده میشود و چنین نتیجه میگیریم که علیرغم آنکه حق یادگیری دانشجویان از جمله مهمترین رسالات دانشگاه است و وظایف گوناگونی بر آن مترتب است اما به شکل اخلاقی انجام نمیشود.
سید ضیاءالدین تابعی، لیلا افشار،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
خداوند، در ابتدای کتاب تدوینی خویش برای خواندن کتاب تکوینی او که در واقع همان آموزش انسان است، از پایهی اسم خویش تعلیم را آغاز میکند. «بسم الله الرحمن الرحیم» بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم الف: حضرت حق از طریق الوهیت که جامع صفات جلالی و جمالی است، همهی موجودات بهخصوص انسان واله و شیدای علم، قدرت، حیات، اراده و کلام خود قرار میدهد. لذا استاد میبایست قبل از شروع تعلیم و تربیت از نظر علم، قدرت بیان، کلام نافذ آمادگی کامل داشته باشد. ضمناً زمینهی پذیرش دانشجو را بهنحو مطلوب آماده نماید. برای پذیرش ذهن دانشجو علاوه بر تسلط علمی، قدرت بیان، کلام نافذ با نیت خالص خود رحمت عام خود را به دانشجو القا نماید که دانشجو از یکطرف احساس خضوع و خشوع علمی در برابر استاد و از طرف دیگر به رحمت عام او مطمئن باشد. بعد از پایان تدریس با اوصاف فوق میبایست 70 درصد دانشجویان 70 درصد مطالب را یاد گرفته باشند. سپس استاد باید با دانشجویان رفتارهای زیر را داشته باشد:الف) دانشجویان فوقالعاده ساعی را مشمول محبت خاص قرار داده و بهعبارت دیگر شاگردپروری مخصوص آغاز کند.ب) عذر تقصیر دانشجویان با خطای مختصر را که خود معترف بهخطا هستند، بپذیرد و آنها را در سلک دانشجویان گروه الف قرار دهد.ج) دانشجویان با خطای فاحش را برای بار اول و دوم مورد عفو قرار داده تا از این طریق متنبّه گردند. بدینوسیله راه ورود این دانشجویان از طریق رأفت به جرگه اول را فراهم میآورد. د) گروه اندکی از دانشجویان که با تمام مراحل فوق، کماکان به خطای خویش ادامه میدهند، استاد باید عزت و شوکت خود را به آنها نشان داده تا سرانجام اینگونه دانشجویان نیز تائب گردند. ویژگیهای فوق بر اساس اینکه حضرت حق تواب الرحیم، عَفُورالرحیم، رئوف الرحیم، عزیزالرحیم است، بیان گردید
fatemeh mahmani،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
For thousands of years morality has been linked to philosophy. It’s not more than a decade that psychologists began to study the field of morality independently. Nowadays, moral psychology has clarified both theoretically and experimentally that emotions play a significant role in ethical decision making process. While through the long period of medical education, medical students experience a wide range of negative and positive emotions and witness many affective events happening for the patients and their families in everyday practice. But unfortunately as they are not taught how to deal with these feelings and affections, they gradually undergo emotional detachment that lead to difficulties in making professional relationships with their patients and peers. Studies that have compared emotional intelligence between medical students and other university students support this claim. It seems necessary to incorporate proper learning programs to the current educational curriculum to help medical students acquire the skills of managing their emotions.
Aamir Jafari،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
Over the past few years, there has been an exponential increase in people with bioethics related university degrees or diplomas in Pakistan. Whereas there was only one person with formal bioethics education in Pakistan in 1998, there are over a hundred in 2012, a sixteen fold increase. This paper will begin by describing the various bioethics education programs currently available in Pakistan, and their users. A qualitative study was conducted from August 2010 to July 2011 focusing on Pakistanis who had, or were pursuing formal bioethics qualifications like a Postgraduate Diploma or a Masters degree in bioethics. According to the findings of this study, the main reason for people to pursue this degree was because they hoped bioethics would equip them with means to address social evils, inequities and unethical practices they encountered in professional and personal encounters. For most, bioethics was a harbinger of change. This was in contrast to motivations noted in the West where an education in bioethics is regarded as an academic pursuit often aimed towards a career.Bioethics education had also made clear impacts on those who underwent the courses. They noted internal changes in themselves, their attitudes and behavior. They felt more humility with their new knowledge, and felt they were better communicators and were more sensitive individuals now.Respondents also noted changes in the attitudes of their colleagues with them. They observed that after their bioethics qualification, whereas some colleagues acknowledged them for their knowledge and expertise in this field, others felt uncomfortable in their presence and avoided them. There was a general perception of them having assumed the mantle of a Bioethics Police. Bioethics felt like a stigma for many respondents.With increasing numbers bioethicists with no discernable utility within institutions in Pakistan, the apparent laudable growth in this cadre of trained professionals also has its disadvantages. This will probably be true in the context of other developing countries also. There is therefore a need for seamlessly integrating bioethics within academia and the professions rather than developing it as a separate entity with little practical utility and with a holier than thou air about it.
Farah Suleiman al-Mutlak،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
Ethics is an important stepping stone for the life of societies, its establishments, functions , and its professions, as every profession, whatever it was educational or not educational, leans on regulating the ethics of public behavior for members of the profession with each other in one profession, and with the other workers in other professions, and it goes along with the values of the society thus there is the ethics of the legal profession, and ethics for other professions like medicine, pharmacy , nursing , journalism and also the profession of teaching.Ethics of teaching profession is one of the most important inputs of educational system that guide the behavior of educators and control it, because it forms an inside monitor and supplies the educators with self reference guide that helps them in their work, it also forms the emotional dimension of the teacher's character, therefore we have to enable the teacher to learn it well, and enclos it in the matriculation tests in teacher's training institutes and its programs, and he should announce his commitment to ethics since entering the profession. The Ethics of Teaching Profession are:
All good values and behaviors related to work directly that characterize practitioners, whether if they are social, economic , political or religious, and which constitute the content of the moral rules of professional in his actions and his work, so the teacher has an obligation to the teaching profession on the basis of two types of responsibility, one is legal, and the other is moral , and the teacher must be aware of these responsibilities, so that he can play his role properly without falling under any responsibility.There are Some Resources for Ethics in Teaching Profession:
A. Legislations, laws and rules.
B. The religious source.
C. Values, customs and traditions.
D. Educational literature.
The importance of ethics increases in the school environment, because teaching profession has its own additional privacy which increases the importance of teachers 'moral commitment , as the teacher is a model for learners, as well as he is responsible for the moral growth for learners and his work extends beyond the school walls.The Ethics in Teaching are:
1. Mastery of the subject.
2. Good preparation.
3. The Definition of the subject's overall objective,
4. Creating wider opportunities for learning,
5. Mastery of teaching and performance of lessons honestly ,
6. Guiding students for the sources of knowledge,
7. Taking into account individual differences among students,
8. Effective follow up of the performance of his students, and notify those who are concerned,
9. Refrain from giving private lessons,
10. Justice in dealing with students.
There is a need to comply with professional ethics in the field of evaluation and examinations, as well as there is specific ethics for the profession should be taken into consideration in the field of educational administration regarding school's relations with students and parents.In general , we can define the forms of Ethics in Teaching Profession as follow:
Teacher's ethics:
1. Towards his Profession.
2. Towards his students.
3. Towards his colleagues and community.