191 نتیجه برای نوع مطالعه: مروری
Sumith Parakramawansa،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
In order to reflect on some ethical improprieties which I had committed during the implementation phase of the Programme on School Improvement (PSI), I conducted an heuristic and management-oriented study. The PSI has been implemented in all government schools in Sri Lanka by 2010 and it is desired to confirm the quality improvement and sustainable development of the schools by devolution of decision-making power and the autonomy to the school. The key concept of the PSI is the school based management (SBM) and devolution has become the most prominent feature of public school management systems in most countries around the world. According to the presenter’s experience, there is a gap between expected and real situation of the implementation of the programme. The future success of SBM will be largely determined by the ethical consideration of the programme. The following is a rough and general points of some ethical principles which has been underpinning the school based management: Honesty, Objectivity, Integrity, Carefulness, Openness, Confidentiality, Responsible Mentoring, Strengthen child participation, mutual Respect, Social Responsibility, Non-Discrimination, Competence, Legality and Academic freedom and Respect for Intellectual Property. It also can be identified different aspects of the ethical consideration of the programme. There are the leadership, professionals, students, community relationship, teaching-learning process and the school culture. In examine the ethical consideration has an important effect on performance of the Programme and also revealed that the issues of the programme are the lack of professional qualities among school and administrative personnel and insufficient attention and awareness of the stakeholders. These findings suggested that the establishment of a separate institution for school professionals to making professional decisions, monitoring and evaluation of them and awareness of all stakeholders of the school.
Mehrez M Jadaon،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
It is not well known to what extent the students of Kuwait University are aware of Ethics and ethical issues especially in the fields of education and medicine. This study was conducted to explore this point and recommend the necessary actions accordingly.A total of 400 students in the Faculty of Pharmacy and Faculty of Allied Health Sciences (5 different majors) were included in this project. Each student was asked to fill in a survey, anonymously, that contained questions on his/her knowledge of Ethics and Ethics in Education and in Medicine, as well as his/her opinions and beliefs on the importance of ethics and teaching ethics to students. The results were analyzed statistically and were compared between Allied Health students and Pharmacy students, between males and females, among years of study and among different majors of study. There were variations in the answers of the students. Generally, students in the their last year of study were aware of ethical issues, but students in earlier years were not. Also, there were variations in the different majors of study, but there were no differences between male and female students. It appears that there is a general lack of knowledge on ethics and ethical issues among many students in Kuwait University, at least in the two colleges studied. It was noted that ethics teaching was practiced in only few departments and usually to the last year students before they graduate. In addition, there was dissimilarity in understanding and appreciation of the importance of ethics among the students.This study will present details on the results of this study and possible reasons for such results. It will also suggest some corrective steps to be followed to overcome deficiencies in teaching ethics to our students.This study should be extended to include students in the other colleges in Kuwait University to see any difference present according to differences in the major of study. It will be interesting to conduct similar studies in the other countries of the Persian Gulf region and recognize the differences in knowledge and attitude towards ethical issues.
حسین درگاهی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
رفتارهای غیراخلاقی را در سازمان بهعنوان رفتار سیاسی مینامند؛ یعنی رفتارهایی که انجام آنها در سازمان بهطور رسمی ضرورت ندارند، اما در امر توزیع پاداش و تخصیص منابع اعمال نفوذ میکنند و برای کسب قدرت یک فرد یا گروه قدرتطلب بهکار می روند. به عبارت سادهتر، رفتار سیاسی، رفتارهایی غیررسمی، تنگ نظرانه و غیرقانونی هستند که اقتدار رسمی و ایدئولوژی سازمان آن را مجاز نمیداند. پژوهشهای اخیر نشان میدهد بعضی عوامل مانند ویژگیهای فردی، فرهنگ سازمانی و/ یا شرایط محیطی و جو سازمانی در بروز رفتارهای سیاسی نقش مهمی را ایفا میکنند. مقالهی حاضر یک پژوهش مروری است که با استفاده از موتورهای جستوجوگر و انتخاب منابع مرتبط، قصد دارد تا ضمن معرفی رفتارهای سیاسی که غیراخلاقی هستند به مدیریت و کنترل این رفتارها در سازمان توسط مدیر نیز بپردازد. بعضی از رفتارهای سیاسی مشروع و برخی نامشروع هستند. شکایت کارکنان از سازمان بهطور رسمی، رفتار سیاسی مشروع نامیده میشود، اما رفتارهایی مانند خرابکاری، شورش، سهل انگاری، وظیفه ناشناسی، کارگریزی، کش دادن کارها، سرزنش کردن و تقصیر را به گردن دیگران انداختن، جلوگیری از تغییر و تحول، ایجاد تنش و فشار عصبی در محیط کار، ایجاد نگرانی و دلواپسی در کار، مته به خشخاش گذاشتن، توپ را به زمین دیگران انداختن، خود را به هالوبازی زدن یا اصطلاحاً به کوچه علی چپ زدن، طفره رفتن، با عذرخواهی از دیگران و ابراز پشیمانی کردن از میزان مسؤولیت خود کاستن، دیگران را سپر بلا قراردادن، تحریف و مخدوش کردن اطلاعات و پافشاری بر تصمیمات نابهجا و اشتباهات گذشته، جزو رفتارهای سیاسی نامشروع بهحساب می آیند.
وظیفهی مدیران کنترل رفتارهای سیاسی در سازمان است تا در محدودهی منطقی و سازنده از آنها برای نیل به اهداف سازمانی بهره ببرند. سرانجام اینکه یک مدیر اثربخش باید ماهیت سیاسی سازمان خود را بپذیرد و راهبردهای مناسبی را برای پیش بینی و کنترل رفتارهای سیاسی تدوین و تنظیم کند و از این راه به سازمان خود مزایای زیادی را برساند. بنابراین، امروزه، سازمانها نیازمند مدلی هستند تا بتوانند بر مبنای رعایت اصول اخلاقی، ضمن اجرای نظریههای عدالت سازمانی و ارائهی خدمات رفاهی، نحوهی کنترل و در عین حال بهرهبرداری مناسب را از رفتارهای سیاسی تعیین و معرفی کنند.
حسن فرسام، عباس شفیعی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
فناوری نانو با عرضهی داروهایی با ساختار ذرهای در راستای هموار کردن دشواریهای سامانهی سلامت مانند بیماریهای دشدرمان چشمانداز نوینی را وعده میدهد. برخی بر آن باورند که این فناوری نوپا زندگی را دگرگون خواهد ساخت و چه بسا جهان را تغییر خواهد داد و فرآوردههایی نوساختار عرضه خواهد کرد که دارورسانی بسیاری از بیماریهای سخت را ساده خواهد کرد. در کشورهای غربی فرآوردههای نانو در بیشتر فروشگاهها، قفسهخانهها، در داروخانهها به گونهای گسترده دیده میشود. در کنار این فرآوردهها و ادعاهای بسیار دربارهی کارآیی آنها نگرانی از آسیبها، زیانها و خطر آنها بر تن و روان انسان، محیط زیست و آلوده کردن افرادی که در تولید این ریزذرهها کار میکنند بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از کشورهای صنعتی جهان در کنار بررسی این ناهنجاریها خواستار آن شدهاند تا برای نگهداری سلامت شهروندان و محیط زیست معیارهای حقوقی، اخلاقی و اجتماعی برای این فرآوردهها فراهم شود. دریغا که هنوز دربارهی اخلاق نانو یک نظر واحد یا یک رهنمود اخلاقی جامعه فراهم نیامده است. البته مؤسسهی فورسایت رهنمودی در هشت بند پیشنهاد کرده که چندان مورد توجه همگانی قرار نگرفته است. در پایگاههای علمی از آسیب این ریزذرههای ریزبینی بر ریه، قلب، مغز، ایمنی انسان و جاندارهای دیگر بسیار سخن گفته شده است و هراس خود را از یک فاجعهی هولناک گفتهاند. با این همه، هنوز در مورد اخلاق بهنظر و شیوهای واحد دست نیافتهاند. در کشورهای روبهرشد مانند ایران فرآوردههای نانو بهصورت دارویی، بهداشتی، پوشاکی و جز اینها بهدور از آگاهی در مورد ایمنی، کیفیت و کارایی و خطرات آنها به بازار آمده است. مردم حق دارند که دربارهی این فرآورده اطلاعرسانی شود. با توجه به گسترش سریع این فناوری در تمام زمینهها بهویژه آموزش و پژوهش در دانشگاهها و مراکز تولید صنعتی آنها، شایسته است در کنار استادان، دانشجویان نیز از این آسیبها آگاهی بسنده داشته باشند. تا مرز آگاهی نگارنده از سوی دولت و دانشگاهها در ایران تاکنون نوشتهای یا سندی اخلاقی انتشار نیافته است. با توجه به گسترش دامنهی پژوهش و آموزش در دانشگاهها لازم است استادانی که در آموزش، پژوهش و تولید این فناوری فعالیت دارند از اخلاق این فناوری آگاهی یابند و به دانشجویان بیاموزند. در پایان، پیشنهاد میشود که یک گروه کاری از متخصصان این فناوری و آشنایان به اخلاق حرفهای تشکیل شود تا هر چه زودتر برای آموزش آسیبهای این فناوری به دانشجویان، پژوهشگران، تولیدکنندگان و مصرفکنندگان احکام و مقررات حقوقی و اخلاقی مورد نیاز را فراهم آورند.
رهبر مژدهی آذر،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
آیا با تدوین پرتکلی برای اخلاق پزشکی و ارائهی دستورالعملی در جهت رعایت امور اخلاقی ما به هدف خود خواهیم رسید؟ این است سؤال امروز ما در رابطه با نگرانیمان. ما نگرانیم از اینکه در حالی که جامعه رو بهسوی بداخلاقی دارد، چگونه خواهیم توانست جامعهی پزشکی را از این سقوط اخلاقی جامعه محفوظ بداریم و آنها را موظف به رعایت اصول اخلاقی کنیم.
بحث امروز ما حول چند محور خواهد بود: عدالت، عدالت توزیعی، عدالت اقتصادی و عدالت اجتماعی. در محور عدالت اجتماعی مسألهی توزیع منافع و درآمدها از یکسو و مسألهی هزینهها مطرح میشود؛ عدالت در توزیع منافع و عدالت در توزیع هزینهها. در موضوع عدالت اجتماعی تصمیماتی که بر توزیع منافع و توزیع هزینهها اثرگذار هستند مورد بحث است، در حالی که در اثر بعضی اقدامات، گروهی از جامعه ثروتهای هنگفتی را یکشبه صاحب میشوند و گروهی دیگر بار هزینهها را به دوش میکشند؛ چه اتفاقی میافتد؟ هدف عدالت چیست؟ هدف عدالت که حفظ عزت نفس و کرامت انسانی است، با دو قطبی شدن جامعه و کمرنگ شدن عدالت، دیگر عزت نفس و کرامتی برای جامعه قابل تصور نخواهد بود. سیاستهای اخیر منجر به بیعدالتی در جامعه و در نتیجه بروز توقف در توسعه در زمان حال و آینده شده است. نابرابری و دوقطبی شدن جامعه تبعات منفی بسیاری را بهدنبال خواهد داشت که از مهمترین آنها سقوط معیارهای اخلاقی است که همچون سیلی خروشان کل جامعه را در خواهد نوردید، از جمله جامعهی پزشکی را آسیب خواهد رساند. عدم پایبندی به رعایت قوانین بهخصوص از سوی مسؤولان و صاحبان قدرت از موضوعاتی است که بهدنبال سقوط معیارهای اخلاقی رواج پیدا کرده است و روزبهروز بر شدت آن افزوده خواهد شد. پایمال کردن قوانینی که رفته رفته بهصورت یک رویهی عادی و معمولی از سوی مسؤولان و افراد صاحبقدرت در میآید از تبعات نبودن عدالت اجتماعی و گسترش بیعدالتی است. در چنین شرایطی صحبت از اخلاق پزشکی کمی بحثبرانگیز خواهد بود. در حقیقت، ما در حالی بحث اخلاق پزشکی را مطرح کردهایم که بستر مناسب آن کاملاً به فراموشی سپرده شده است. سازمانی دولتی باید تعهدات خود را دو ماهه به جامعهی پزشکی بپردازد. از قدرت و نیروی دولتی استفاده کرده، به تعهدات خود عمل نکرده، به بیقانونی دامن میزند، برای تغییر شمارهی اتومبیل مبلغی را وصول میکند و سالها نه شماره تغییر میکند نه از وجه آن خبری میشود. شهرداری املاک واقع در طرحهای توسعهی شهری را با قیمت بسیار نازلی از مالکان آنها خریداری و موجب نارضایتی مالکان آنها میشوند. با تغییر قیمت ارز و طلا هزاران نفر صاحب میلیاردها ثروت و هزاران نفر از هست و نیست ساقط میشوند. در اثر دلالی و بساز بفروشی هزاران کارمند و خریدار واحدهای ساختمانی اندوختهی سالهای سال خود را به واسطهها و بساز و بفروشها دو دستی تقدیم میکنند. در چنین فضایی چه میشود کرد؟ نیازمند اقدامات چندگانهای هستیم، نیازمند یک عزم سیاسی و یک عزم اجتماعی هستیم که در عزم اجتماعی بحث اخلاق پزشکی مطرح میشود که باید به موازات عزم سیاسی بهسوی هدف متعالی حرکت کرد.
غضنفر میرزابیگی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
افزایش چشمگیر هزینههای بهداشتی و کمبود نیروی پرستاری از چالشهای جهانی پیش روی تمامی نظامهای بهداشتی است. تدوین و طراحی قوانین مرتبط با سیاستگذاریهای پرستاری میتواند بهطور مستقیم و غیرمستقیم بر پیامدهای اخلاقی مراقبت از بیمار اثرات مطلوب و نامطلوبی را اعمال کند. در کشور ما نیز تأسیس سازمان نظام پرستاری بهعنوان یکی از متولیان اصلی سیاستگذاریهای حرفهی پرستاری پیامدهای نوینی را در عملکرد اخلاقی پرستاران ایجاد کرد که شاید کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
با تأسیس سازمان نظام پرستاری در سال 1381 بهعنوان یک نهاد صنفی، فعالیتها برای سازماندهی و جامعیت بخشیدن به حرفهی پرستاری بهطور جدی آغاز شد. در این دهه شکلگیری هیأت مدیرهها و شورایعالی دستاوردهای حرفهای متعددی را به همراه داشت که در کاهش چالشهای اخلاقی پرستاری نقش بسزایی داشته است. از جملهی این قوانین میتوان بهصورت نمونه به افزایش حقوق پرستاران، تصویب چهار قانون ارتقاء مسیر شغلی، استخدام نیروی پرستاری، تعرفهگذاری خدمات پرستاری و ارتقاء بهرهوری کارکنان بالینی نظام سلامت در مجلس شورای اسلامی، بازنگری و ابلاغ شرح وظایف عمومی و تخصصی پرستاری، طراحی و تدوین استانداردهای خدمات برای۵۱۷ خدمت پرستاری به تفکیک بخشها وسطوح سه گانه نظام سلامت، تدوین کدهای اخلاق پرستاری، تصویب قانون مشاغل سخت و زیان آور و مستثنی کردن زنان از مادهی ۷۵ قانون کار اشاره کرد.
قوانین پرستاری با درنظر گرفتن حقوق و مسؤولیتهای ارائه دهنگان خدمت و دریافتکنندگان آن سعی در پاسخگویی به چالشهای تصمیمگیریهای پرستاری از جمله مراقبت در مراحل انتهایی زندگی، مراقبت بیفایده، مراقبت در بحران، مراقبت از گروههای خاص نظیر کودکان و سالمندان، اهدا عضو، پیوند اعضا و دیگر ملاحظات اخلاقی دارد. حضور در کارگروه اصلاح ساختار و مدیریت مجلس شورای اسلامی برای قوانین پرستاری، عضویت در تیم تدوین برنامهی پنجم توسعه و حضور کارشناسان پرستاری در هیأتهای انتظامی و کارشناسی همچنان نشان دهنده تلاشهای حرفهای برای ارائه چارچوبهای قانونی و اخلاقی در تصمیمگیریهای بالینی است. طراحی یک نظام ارزشیابی میتواند به خوبی تأثیرات محدودکننده یا تسهیلکننده قوانین پرستاری کشور را در تصمیمگیریهای اخلاق مورد بررسی قرار دهد.
غضنفر میرزابیگی
جواد سعید تهرانی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اگر چه در فرهنگ اسلامی دانش بهصورت مطلق فضیلت بهحساب می آید اما دانشی مورد تایید است که در مسیر صلاح و سعادت جامعه از آن استفاده شود. در روایات اسلامی در نکوهش عالمان بی عمل تعبیرات تکان دهندهای آمده است.
بنابراین، دانش اگر مطلق در نظر گرفته شود نه تنها موجب هدایت فرد و جامعه نمیشود چه بسا ابزاری در دست انسانهای ناپاک و دشمن بشریت بوده و موجب گسترش ظلم و فساد در روی زمین شود. اما علم قادر است توانمندی ایمان را ارتقاء دهد و انسان و جامعهی بشری را با دو بال علم و ایمان به کمال مطلوبش برساند.
صاحبـــدلی به مدرسه آمد زخانقـــــــاه بشکست عهد صحبت اهل طــــریق را
گفتــم میان عالم و عابـــــد چه فرق بود تا اختیار کردی از آن این فریـــــق را
گفت آن گلیم خویش برون می برد ز موج وین سعی می کند که بگیرد غریـق را
سعدی
امام سجاد (ع) در یکی از فرازهای صحیفهی سجادیه به خدا عرض میکند:
«واجعلنی من ادله الرشاد بارالها» مرا از دلایل رشاد و هدایت قرار ده.
رشاد و رشید از ریشه رشد است، یکی از نامهای خداوند رشید است، در توضیح کلمهی رشید در نهایه ابن اثیر آمده است که الرشید هو الذی ارشد الخلق الی مصالحهم. او خداوندی است که ارشاد می کند مردم را به آنچه مصلحت آنان است یعنی هدایت کننده و دلالت کننده مردم به خیر و صلاحشان.
هدایت جامعه و ارشاد مردم به عهدهی کیست ؟
این وظیفهی مقدس در درجهی اول به عهدهی انبیاء الهی و در نهایت به عهدهی رسول گرامی اسلام (ص) و جانشینان او محول شده است و کسی که در راه آموزش مردم قدم بر می دارد در واقع خط مشی رسول اکرم (ص) و ائمهی معصومین صلوات الله علیهم را می پیماید. در این مقاله ده ویژگی که برازندهی اساتید و مربیان است بیان میشود.
محمود عباسی، جلال عربلو،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
ارزیابی فناوری سلامت (HTA) فرایندی چند رشتهای است که اطلاعات مربوط به مسائل پزشکی، اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی کاربرد فناوریهای سلامت را به شیوهای نظاممند، شفاف، بدون سوگیری و نیرومند خلاصه میسازد. هدف از انجام آن ایجاد آگاهی و ارائهی اطلاعات به منظور تدوین سیاستهای سلامت صحیح و اثربخش است که بیمارمحور و بهدنبال دستیابی به بهترین ارزش باشند. اگرچه ارزیابی جنبههای اخلاقی فناوری سلامت بهعنوان یکی از اهداف فرایند HTA مطرح است، در عمل، ادغام این جنبه به گزارش فرایند مورد اشاره همچنان بهصورت محدود صورت میگیرد. ترکیب ملاحظات اخلاقی در HTA میتواند منجر به بهبود ارتباط بین ارزیابیهای فناوری مراقبت سلامت و سیاستگذاری سلامت در هر دو گروه کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه شود. از این رو، مقالهی حاضر بر چند نکته تمرکز یافته است: مفهوم HTA؛ رابطهی HTA و اخلاق؛ مسائل اخلاقی در HTA؛ تحلیل اخلاقی و روشهای مورد استفاده آن جهت یکپارچهسازی تجزیه و تحلیل اخلاقی در HTA.
سپیده محمدی، رضا نگارنده، تاج محمد آرازی قجق، سهیلا زابلی پور،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
کیفیت مراقبتهای پرستاری خصوصاً رعایت اخلاق پرستاری و ارتباط با بیمار از دغدغههای اصلی مدیران در آموزش پرستاری است. دانشجویان پرستاری در دورهی کارآموزی آماده میشوند تا مسؤولیتهای پرستار شایسته را آموخته و انجام دهند. اما از میان رفتارهای مراقبتی دانشجویان پرستاری مسألهی اخلاق و ارتباط با بیمار از مسائل چالشبرانگیزی بوده که بر اساس مطالعات مختلف بیماران رضایت کافی از آن نداشتند. لذا، لزوم بررسی کیفیت مراقبت ارائهشده در این حیطهها و کشف نقاط ضعف و قوت آن ضروری بوده و پژوهشگر بر آن شد تا مطالعهای با هدف تعیین کیفیت مهارتهای اخلاقی و ارتباطی در دانشجویان پرستاری انجام دهد.
این مطالعه از نوع مقطعی- توصیفی است. دانشجویان مورد بررسی دانشجویان پرستاری دانشکدهی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند که حداقل 3 روز از بیماران تحت پژوهش مراقبت به عمل آورده بودند. 200 بیمار بستری در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران که واجد شرایط معیارهای ورود به پژوهش بودند به روش در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامههای دموگرافیک و کیفیت مهارتهای اخلاقی و ارتباطی را تکمیل کردند. برای تعیین روایی پرسشنامه از روایی محتوا و به منظور تعیین پایایی انسجام درونی پرسشنامه بررسی شد. دادهها پس از جمعآوری با نرمافزار SPSS v.16 در قسمت توصیفی تجزیه و تحلیل شد.
دانشجویان از نظر کیفیت مراقبت هم در زمینهی اخلاق پرستاری و هم ارتباط با بیمار در سطح متوسط بودند. بیشترین ضعف در ارتباط با اخلاق پرستاری در زیر مقیاسهای ارائهی آموزش مناسب به بیمار و خانوادهی وی، احترام به فرهنگ و آداب و رسوم بیمار و فرصت دادن به بیمار در ابراز احساسات و صحبت در مورد بیماری اش بوده است. در راستای ارتباط با بیمار نیز بیشترین ضعف در زیر مقیاس ارتباط با خانواده و همراهان بیمار، معرفی خود به بیمار در شروع شیفت کاری و توضیح رویهها قبل از اجرا بر روی بیمار بوده است.
براساس یافتههای پژوهش، از دیدگاه بیماران، دانشجویان از سطح مطلوبی در زمینهی اخلاق و ارتباط با بیمار برخوردار نبودند. لذا پیشنهاد میشود تا نظام آموزش پرستاری کشور ضمن توجه به مهارت بالینی در رشته پرستاری، به جنبههای اخلاق و ارتباط با بیمار که از مهمترین ارکان مراقبت شایسته و جامعنگر است توجه به عمل آورند. همچنین، دروسی در این راستا در برنامهی آموزشی دانشجویان قرار دهند تا منجر به نهادینه شدن این موارد در دانشجویان شود.
مجتبی پارسا،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
مسألهی تعارض ریشهی دیرینه در علم اخلاق دارد و از دیر باز از اهمیت زیادی برخوردار بوده است. افلاطون مدعی بود که اخلاق برای کنترل تعارض بهوجود آمد. درمتون انگلیسی، تعارض به معنی ناسازگاری جدی بین دو یا چند نظر (opinion)، اصل (principle) ویا منفعت (interest) است. پرواضح است که تعارض منافع نوعی تعارض بین منفعتهاست. هر چند وضعیتهایی که موجب تعارض منافع میشوند قدمتی در حد ارتباطات بشری دارد، اما کاربرد این واژه بهطور خاص در مبانی اخلاقی در 60 سال اخیر شناخته شده است. در متون انگلیسی واژهی تعارض واژهای عام است که برای هر دو یا چند چیزی که بین آنها ناسازگاری وجود داشته باشد به کار می رود ولی در فقه شیعه و در بین علمای اصول تعارض معنای خاصی دارد که بیشتر در مورد تعارض بین احادیث و روایات است که راه حلهایی هم برای آن در نظر گرفته شده است. از طرف دیگر، در اصطلاح اصول واژهی دیگری هم وجود دارد که تزاحم نامیده میشود. در این مقاله به مقایسهی مفاهیم و تزاحم منافع در اصطلاح فقهی و در متون انگلیسی خواهیم پرداخت.
مهناز سنجری، فاطمه خوشنوا، صدیقه سالمی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اخلاق یکی از مبانی اصولی در ارزشیابی است و استانداردهای اخلاقی نظیر صداقت، رازداری، سودرسانی و عدم آسیب در ارزشیابی آموزشی دانشجویان علوم پزشکی حائز اهمیت بسیاری است که توجه به این اصول و استانداردهای مورد نظر در آزمونسازی میتواند ملاحظات اخلاقی در این زمینه را برآورده سازد. یکی از وظایف اساتید گروه پزشکی توجه به این ملاحظات در ارزشیابی دانشجویان است. رعایت اصول ارزشیابی عادلانه در کل مراحل آزمون از قبیل طراحی، آمادهسازی دانشجویان، اجرا و گزارشدهی نتایج ضروری است. در دستیابی به اهداف آموزشی هیچگاه توجه به ملاحظات اخلاقی نباید نادیده گرفته شود. لازم است سؤالات برگرفته از اهداف آموزشی بوده و آزمون با توجه به محتوای ارائه شده عادلانه باشد. همچنین، آزمون باید از روایی و پایایی مناسب برخوردار بوده و به خوبی بین گروه بالا و پایین افتراق ایجاد کند. آمادهسازی آزمون شامل ارائهی اطلاعات، مهارتها و نگرشهایی است که به دانشجو کمک میکند حداکثر عملکرد خود را در آزمون نشان دهد. دانشجویان باید مطلع باشند که چه محتوایی آزمون میشود و هر عنوان چه تعداد سؤال دارد و چه سطح شناختی را پوشش میدهد. عدم ارائهی اطلاعات به دانشجویان در مورد محتوای آزمون میتواند از جانب دانشجو به معنای تهدید یا تنبیه بهدلیل عدم توجه در کلاس، اشکال در تکالیف درسی و عدم دستیابی به انتظارات معلم باشد که در این صورت غیر اخلاقی است. در نهایت، اساتید باید دانشجویان را آماده کنند تا نسبت به آزمون نگرش مثبت داشته باشند. احساسات و افکار منفی موجب میشوند دانشجویان از انجام فعالیتهای آماده سازی آزمون پرهیز کنند. یکی دیگر از مسؤولیتهای اخلاقی اساتید فراهم آوردن شرایط مساوی و عادلانه در اجرای آزمون است؛ بهگونهای که تمامی دانشجویان حداکثر میزان و شانس مساوی در ارائهی توانمندیهای خود داشته باشند. همچنین، طول آزمون باید بهصورتی باشد که تمامی دانشجویان امکان پاسخگویی داشته باشند. دانشجویان باید در مورد شرایط آزمون آگاهی کافی داشته باشند. مثلاً مدت زمان آزمون چقدر است، از چه منابعی لازم است استفاده کنند و چه وسیلهی خاصی باید همراه داشته باشند. گرفتن آزمون بدون برنامه و اطلاع قبلی از دانشجویان، میتواند حالت تنبیهی یا تهدیدکننده داشته باشد و غیراخلاقی محسوب میشود. از دیگر ملاحظات اخلاقی آزمون توجه به اثرات منفی نتایج آزمون در دانشجو است. لازم است استاد پس از آزمون بازخورد سریع و دقیق به دانشجو ارائه دهد و اثرات نتایج را در دانشجو بررسی کند. در مواردی که نتایج رضایتبخش نیست استاد و دانشجو با مشارکت یکدیگر فرایند یادگیری را مرور کرده و به برطرف کردن نقاط ضعف میپردازند. در دهههای اخیر رویکرد ویژهای به ملاحظات اخلاقی در ارزشیابی شده است و کدهای آزمون سازی و ارزشیابی عادلانه یکی از اسنادی است که به مفهوم عدالت در ارزشیابی میپردازد. توجه به این ملاحظات موجب ارتقاء کیفیت ارزشیابی، ترغیب دانشجویان و بهبود فرایند آموزش خواهد شد.
داود نظم الاسلامی، فاطمه موحدی راد،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
بهطور کلی، ماهیت وجودی هوش به مفهوم جمعآوری اطلاعات، استقرا و تحلیل تجربیات به منظور رسیدن به دانش یا ارائهی تصمیم است. سیستمهایی که تصمیمهای مستقل میگیرند ممکن است حتی در موقعیتهای به ظاهر روزمره با دوراهیهای اخلاقی روبهرو شوند. یک راه برای تضمین رفتار اخلاقی سیستمهایی که با انسانها مراوده میکنند آن است که این سیستمها با اصول همگانی اخلاقی برنامهریزی شوند و به آنها اجازه داده شود تا بر اساس آن اصول مورد به مورد تصمیم بگیرند. روشهای هوش مصنوعی خود میتواند از طریق منطق و با انتزاعی کردن اصول از موردهای خاص اخلاقی، رفتارهایی که مورد پذیرش آن اصول است را تولید کند. با استفاده از این روش میتوان سیستمی را برنامهریزی کرد که بر اساس آن اصول اخلاقی حرکت کند. بررسی و تحلیل این تغییرات و پیامدهای آن موضوع اصلی حوزهی اخلاق کامپیوتر و اطلاعات است. کاربرد نظریههای اخلاقی و فلسفی مانند سودانگاری، اخلاق کانتی و اخلاق ارزشگرا در مسائلی که با کامپیوتر و شبکه درگیر هستند، بخش عمدهای از مباحث این شاخه از اخلاق عملی را تشکیل میدهند.
حدود 30 سال از آغاز کار بر روی هوش مصنوعی در پزشکی میگذرد. سیستمهای هوش مصنوعی در پزشکی (AIM) برای حمایت از پرسنل حوزهی سلامت در انجام مداخلات مدیکال، کلینیکال و پاراکلینیکال ایجاد شدهاند.
براساس نتایج پژوهشهای منتشرشده کاربران بالقوهی سیستمهای انفورماتیکی عبارتند از: پزشکان، پرستاران، دستیاران پزشکان، پرسنل پیراپزشکی، دانشجویان علوم بهداشتی، بیماران، بازرسان بیمه و دولت، داروسازان، مدیران، محققان، متخصصان کاربرد کامپیوتر، پرسنل جنبی مراقبت بهداشتی و کارفرمایان که همین مسأله، اخلاقی کردن پیشفرضهای برنامههای انفورماتیک مبتنی بر هوش مصنوعی را توجیه می کند. با توجه به افزایش اعتماد روز افزون پزشکان و جامعه پزشکی به ارزش نرمافزار و سختافزارهای انفورماتیکی مرتبط با حوزهی سلامت و تمایل استفادهی هرچه بیشتر از ظرفیتهای هوش مصنوعی در سیستمهای پردازش اطلاعات از سوی جامعهی پزشکی ضرورت بازخوانی چالشهای اخلاقی این بخش و تدوین کدهای اخلاقی مربوط به آن از طرف دست اندرکاران امر ضروری بهنظر میرسد.
احد فرامرز قراملکی، سیده مریم حسینی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اخلاق ارتباط دو سویه با آموزش دارد. اولاً آموزش نیازمند اخلاق است و یکی از رسالتهای آن ترویج اخلاق است. اخلاقِ آموزش برحسب تصوری که از آموزش داریم تعریف میشود: اخلاق تدریس که آموزش را در یاددهی منحصر میکند اما اخلاقِ آموزش آن را به منزلهی فرایند تعاملی یاددهی و یادگیری طرح میکند. اخلاق آموزش در این تصور بر مسؤولیتهای اخلاقی عناصر دارای نقش در فرایند یاددهی و یادگیری در محیط سیصد و شصت درجهی آموزش اعم از مسؤولیت اخلاقی مؤسسههای آموزشی (مانند گروه، دانشکده و دانشگاه) و مسؤولیتهای اخلاقی اشخاص حقیقی مانند استادان و دانشجویان، تأکید میکند. رعایت اخلاق در آموزشِ حرفهی پزشکی باعث افزایش اثربخشی و سهولت در فرایند یاددهی-یادگیری و نیز امنیت روانی در یادگیرندگان میشود. بهدلیل پژوهشمحور بودن نظامهای آموزشی این مسؤولیتها شامل روابط حرفهای بین استاد راهنما، مشاور و دانشجو نیز میشود. مسؤولیتهای اخلاقی در آموزش را میتوان بر حسب رهیافت اخلاق حقوقمحور براساس وظایف اخلاقی در قبال حقوق افراد تدوین کرد. پایبندی به اخلاق در امر مقدس آموزشِ حرفهی پزشکی یک وظیفهی اخلاقی است. ثانیاً، اخلاق در ترویج و تحقق یافتن در محیط حرفهای محتاج آموزش مؤثر و نظاممند است. امروزه، اخلاق آموزش در مفهوم تربیت منش اخلاقی در همهی حرفهها بهویژه حرفهی پزشکی اهمیت یافته است. ترویج و تحقق اخلاق در محیط عینی حرفهی پزشکی، چه در رهیافت سازمانی مانند اخلاقِ بیمارستان و مراکز درمان و چه در رهیافت فردی در مناسبات گروه درمان و بیمار محتاج اصول، مبانی، فرایندها و فنونی است که باید با رهیافت علمی بهدست آیند. تولید و توسعهی مدیریت و برنامهریزی آموزش اخلاق پزشکی برای ترویج اخلاق در حرفهی پزشکی ضروری است. در مدیریت و برنامهریزی آموزشی دو مسألهی عمده وجود دارد: اثربخشی و کارایی. آموزش اخلاق در حرفهی پزشکی شامل آموزش آشکار و رسمی برای دانشجویان پزشکی و آموزشهای غیرمستقیم برای حرفهمندهای پزشکی میشود. مهمترین مسأله در آموزشِ اخلاق افزایش کارایی و اثربخشی آن در هر دو محیط یادشده است. اگر در آموزش اخلاق فرایندها، مبانی و فنون اثربخش و کارا باشد، بهرهوری افزایش یافته و موجب توسعه و تعالی آموزش میشود، و اگر چنین نباشد، ممکن است ترویج بداخلاقی را درپی داشته باشد. در این مقاله اصول افزایش اثربخشی و کارایی را به تفصیل میآوریم.
مصطفی معین،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
ارزشهای اخلاقی و اجتماعی شالوده و اساس شاخههای مختلف علوم را تشکیل میدهد و دانش پزشکی بهطور خاص از دیر باز با علم اخلاق، ارزشهای اخلاقی و اخلاق حرفهای در همآمیخته است. اگرچه قدمت طولانی طب و اخلاق پزشکی در شکل سنتی آن با تاریخ جامعهی بشری برابری میکند، ولی سابقهی اخلاق زیستی و بهکار گیری اصول آن در برخورد با مسائل جدید و پیچیده و چند بعدی بهداشتی- درمانی در جنبههای گوناگون اخلاقی، حقوقی، فلسفی، علمی، فرهنگی و اجتماعی به چند دهه اخیر بر میشود. در پزشکی مدرن، طبیب نه تنها حفظ سلامتی بیمار و کاهش آلام او را در کانون توجه خود قرار میدهد، بلکه در ارتقای سلامت و نشاط جامعه از نظر جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی نیز پاسخگوست و آن را از وظایف و مسؤولیتهای حرفهای و اخلاقی خود میداند.
تحولات و پیشرفتهای سریع در علوم و فناوریهای زیستی و ارتباط تنگاتنگی که با شیوههای تشخیصی، درمانی و پیشگیری از بیماریها پیدا کرده و نیز نقش تعیینکنندهی عوامل گوناگون اجتماعی (SDH) در ارتقای سلامت یا بروز و تشدید بیماری ایجاب میکند که پزشکان و سایر کادرهای پزشکی نیز از جامعیت و توانمندی بیشتر علمی، تجربی، اجتماعی و اخلاقی برخوردار باشند. شناخت زمینههای آسیب پذیری جامعه و آگاهی نسبت به موضوعاتی چون برابری و عدالت و رفع محرومیت و تبعیض در همه ابعاد آموزشی- پژوهشی، بهداشتی- درمانی و اجتماعی آن از جمله وظایف پزشک بهعنوان یک فرد حرفهمند ارائهکنندهی خدمات بهداشتی است.
محمود متوسل آرانی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
دانشمندان اسلامی در زمینهی آداب تعلیم و تربیت، کتب متعددی تألیف کردهاند که از جملهی آنها میتوان آداب المتعلمین خواجه نصیر الدین طوسی را نام برد. این مقاله در صدد است با نگاهی دوباره به متون اصیل دین، آموزههایی را که میتواند بر اخلاق در آموزش مؤثر باشد، استخراج و ارائه کند. در سخن پیشوایان دین، آموزشی که به هدایت بینجامد، عامل حیات و اگر موجب انحراف و ضلالت شود، اسباب ممات فرد و جامعه شمرده شده است. با این نگاه، حیات فکری و معنوی جوامع بهدست معلمان است و طبیعی است که این امر مهم بدون شناخت، باور و عمل به اصول اخلاقی امکانپذیر نیست. بر اساس آیات و روایات، دانشی ارزش آموختن دارد که مایهی رشد انسان باشد؛ فروتنی آورد، نه آنکه مایهی عجب و غرور شود. در جهت خدمت به مردم باشد، نه ابزاری برای کسب ثروت و شهرت. معلم و متعلمش، دانش را برای دنیا نخواهند، گرچه بهواسطهی آن از دنیا بهرهمند شوند. نان بخورند تا بتوانند تحقیق کنند، نه آنکه تحقیق کنند تا نان بخورند. قرآن دانشمند دنیاپرست را به سگ حریص تشبیه میکند که همیشه دهانش باز است و هرگز آرامش و سیری ندارد، و ماجرای بلعم باعورا را بهعنوان نمونه معرفی میکند.
بدانند کسی که برای فخرفروشی و مباهات به سراغ دانش برود تا در رقابت با دانشمندان مباهات کند یا در جدال با نابخردان پیروز شود، جایگاهش دوزخ است. سخن استوار گوید و از حدس و گمان بپرهیزد. از کتمان دانش دوری کند و آنچه را آموخته، بیهیچ منتی به فراگیران بیاموزد. دانش، چراغ راه او باشد، نه حجاب دیدهی او. سخن مخالف را با حفظ امانت نقل کند و اگر توانست با استدلال و برهان نفی کند.
گفتن «نمیدانم» را نشانهی ضعف نداند، بلکه نشان شجاعت، سعهی صدر و تواضع بداند و آنچه را نمیداند به کسی که میداند یا بهتر میداند ارجاع دهد که این نشان بزرگمنشی است.
غلامحسین فلاحی نیا، مهناز یاونگی، امیرفرهنگ میراسماعیلی، مرتضی مطهری پور،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اساتید و دانشجویان سرمایههای علم و اخلاق در جامعهاند لازم است تا ساحت قانون و اخلاق را از هم جدا کنیم و مسؤولیتهای قانونی و اخلاقی اساتید، دانشجویان و سیستم آموزشی دانشگاهها را بر مبنای حقوق متقابل آنان تدوین کنیم. موضوع اخلاق حرفهای مدتهاست که در دانشگاههای ایران و جهان مورد توجه قرار گرفته و در گروههای شغلی برای آن تعاریف و مستنداتی ارائه شده است. یکی از شاخههای اخلاق حرفهای اخلاق معلمی است.
دردانشگاه علوم پزشکی همدان با هدف ارتقای سطح اخلاق در جامعهی دانشگاهی و در جهت نیل به اهداف والای نظام مقدس جمهوری اسلامی و اینکه اساتید و دانشجویان بهعنوان قشری فرهیخته باید مزین به اخلاق و آداب معلمی بر اساس آموزههای دینی باشند، در خرداد ماه سال 1387، با ابلاغ ریاست محترم وقت دانشگاه کمیتههایی با عنوان اخلاق در آموزش تشکیل شد.کمیتهی مذکور با بهرهگیری از نظرات صاحبهنظران و اساتید رشتههای مختلف علوم پزشکی اقدام به فعالیتهای مختلفی کرده که یکی از آنها برگزاری کارگاههای آموزشی برای اعضای هیأت علمی بوده است. در طی چند سال اخیر 6 کارگاه آموزشی با هدف افزایش سطح دانش و معرفت اعضای محترم هیأت علمی در حوزهی اخلاق معلمی و اخلاق در محیطهای دانشگاهی برگزار شده که شیوهی اجرای برنامهی آموزشی ابتدا بهصورت نشستهای علمی بود اما بر اساس نظرسنجی از فراگیران و بررسی متون شیوه تغییرکرد و چهار کارگاه بعدی به شکل کارگروهی مبتنی بر ارائهی موردهای اخلاقی در موضوعات مختلف آموزشی برگزار شد. موضوع اخلاقی مورد نظر از جهات آداب و وظایف اساتید در آموزههای دینی،آداب و وظایف معلم نسبت به خود، آداب و وظایف معلم در اشتغالات علمی، آداب و وظایف معلم با دانشجو، آداب و وظایف معلم در امر تدریس و جلسهی درس، آداب و وظایف معلم نسبت به جامعه مورد بررسی قرار میگرفت و سپس در پایان بحث، کدهای اخلاقی در خصوص موضوع تدوین میشد. میانگین رضابت شرکتکنندگان از78 به 92 درصد و نظر آنها در خصوص ضرورت شرکت در کارگاه از 80 درصد به89 افزایش داشت.
خورشید وسکویی، نوشین کهن،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
افراد تیم مراقبت بهداشتی - درمانی در محیطی پویا در حال فعالیت هستند که لازمهی آن برقراری ارتباطات با بیماران، دانشجویان و سایر اعضاء تیم بهداشتی درمانی است. آنها بهصورت مداوم در حال مناقشه با پیچیدگیهای مشارکت در تیمهای چندحرفهای و سازمانهای درمانی هستند. درتمام این روابط و فعالیتها درک از اخلاق و اصول اخلاقی اساسی است و بهصورت بالقوه احتمال تضاد در ارزشهای اخلاقی وجود خواهد داشت. بیماران، دانشجویان و افراد تیم ارائهی مراقبت ممکن است دیدگاه کاملاً متفاوتی در مورد آنچه بهترین منافع برای بیمار قلمداد میشود داشته باشند. همچنین، ارزشهای حرفهای و اخلاقی ممکن است با ارزشهای مدیریتی و سازمانی در مؤسساتی مانند دانشگاهها و بیمارستانها در تضاد باشند. لذا امروزه، به منظور حصول اطمینان از اینکه ارزشهای افراد، تیمها و سازمانهای آموزشی و درمانی بهدرستی درک، بررسی و در نظر گرفته شده است و مطابق با ارزشهای حرفهای، حرفهایگری و هم راستا با حمایت از کرامت و عزت و شکوفایی افراد است، به مقولهای تحت عنوان رهبری اخلاقی توجه ویژهای میشود. استراتژیهایی در خصوص آموزش رهبری اخلاقی در ادبیات و متون ارائه شده است که به دانش، نگرش و مهارتهای لازم در زمینهی این مقولهی دارای اهمیت اشاره دارند. همچنین، به اهمیت آموزش مدیران و رهبران آموزشی در زمینهی مهارتهای رهبری اخلاقی توجه ویژهای شده است.
در این گفتار ضمن تبیین جایگاه رهبری اخلاقی در مؤسسات آموزشی و تمایز رهبری اخلاقی و غیر اخلاقی به استراتژیهای آموزشی و عملیاتی در زمینهی ارتقاء رهبری اخلاقی خواهیم پرداخت.
سید محمد مهدی هزاوه ای، رستم گلمحمدی، مرتضی مطهری پور، امیرفرهنگ میراسماعیلی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
دانشگاهها در تربیت نیروی انسانی متخصص، کارآمد و متعهد نقش اساسی دارند. گرچه دیگر سازمانها در انجام این مسؤولیت مشارکت دارند، اما دانشگاهها در طی دورههای آموزشی دانشجویان در مقاطع مختلف مسؤولیت ویژهای دارند. این مسؤولیت شامل فراهم کردن محیطی مناسب برای پویایی و شکوفایی استعدادهای دانشجویان به تخصص و مهارتهای حرفهای لازم و آمیخته به اخلاق دینی، انسانی، اجتماعی و وظیفهمداری حرفهای است. مقررات آموزشی بهعنوان مقررات سازمانی محیط آموزشی میتواند تضمینکنندهی برقراری نظم و انظباط باشد. عدم رعایت قوانین یا قانونگریزی در جهت منافع شخصی نشاندهندهی عدم تعهد به محیط آموزشی و عدم رعایت اصول اخلاق سازمانی است. از مقررات مشهود و لازم در ایفای نقش حرفهای اساتید میتوان مطالعهی قبل از ورود به کلاس، بهروز بودن، داشتن طرح درس قابل اجرا، رعایت زمان در ارائهی مطالب، برقراری ارتباط تعاملی با فراگیران، بهکارگیری روشهای تدریس مؤثر، ارزشیایی اولیه- تکوینی- پایانی، و بهعبارت دیگر، آمادگی و داشتن قابلیت در انجام هفت مسؤولیت تعیین شده است. در افزایش مهارتهای اساتید و آشنایی آنها به این وظایف و مسؤولیت کارگاههای متعددی از جمله کارگاهای دانشافزایی توسط مراکز مطالعات آموزش پزشکی دانشگاهها تدوین و ارائه میشود که در ارتقاء نیز دارای امتیاز است. آنچه مهم است، تعهد به همهی این مسؤولیتهاست که در قالب رفتار از ما اساتید به نمایش در میآید. این رفتارها که بدون فشارهای مخدوشکننده بهطور عام از ما سر میزند اخلاق واقعی ما را تشکیل میدهد. در بروز این خصوصیات اخلاقی علاوه بر تعهد فردی، اجتماعی، دینی، تقویتکنندهها و کنترلکنندههای محیطی تأثیرگذار است. ضمن اینکه مقررات و ضوابط در جهتدهی آنها نیز لازم و ضرروری است. یکی از اثرگذارترین اقدامات در رعایت مقررات آموزشی، درک دلایل در کیفیت آموزشی برای رسیدن به حد لازم و کافی حرفهای شدن است.
مرتضی علیخانی، صابره بذرافشان،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
این مطالعه به منظور وارسی حوزهی اخلاق در آموزش مجازی و تبیین معنا و اهمیت آن انجام پذیرفته است. فناوری اطلاعات نه تنها در شیوهی افعال و اقدامات روزمرهی ما تأثیر میگذارد، بلکه علاوه بر آن تلقی ما از آنها را نیز تغییر داده است. برخی از مفاهیمی که در حوزهی فلسفهی اخلاق و فلسفهی سیاسی کاربردی خاص داشتهاند با پیشرفت فناوری اطلاعات دچار چالشهایی شدهاند که از آن جمله میتوان به مفهوم مالکیت، مفهوم حریم خصوصی، مفهوم توزیع قدرت، مفهوم آزادیهای اساسی و مفهوم مسؤولیت اخلاقی اشاره کرد. در این پژوهش حوزههای اخلاق، رشد اخلاقی، اخلاق کاربردی و فرا اخلاق مورد بررسی قرار گرفته و نظریههای پر نفوذ در خصوص اخلاق آموزش مجازی مورد مطالعه قرار گرفته و حوزه ی دقیق اخلاق در آموزش مجازی مشخص شده است. نتایج مطالعهی کنونی در نهایت اهمیت اخلاق در آموزش مجازی را روشن ساخته و الگویی مناسب برای رعایت اخلاق در آموزش مجازی ارائه میدهد.
سید محمود طباطبایی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
پیشرو بودن ایرانیان در تولید و اشاعهی علوم گوناگون بهویژه پزشکی و نجوم و داشتن دانشمندان برجستهای با شهرت جهانی همچون رازی، ابن سینا، فارابی، بیرونی و دهها یا صدها نفر از نظایرشان، بهاندازهای آشکار و مستند به متون و شواهد قطعی است که نیاز به ارائهی دلیل و برهان ندارد. آنچه هویت علمی ایرانیان را افتخارآفرین و ارزشمند جلوه میدهد، توام بودن علم و اخلاق است. کمتر چهرهی برجسته علمی و ادبی ایرانی را در طول تاریخ میتوان یافت که همزمان با ارائهی آثار علمی خود، کتاب مستقل یا فصل و بخش عمدهای از کارش را به اصول و مبانی اخلاقی اختصاص نداده باشد. این نگرش اخلاقی در دوران معاصر بهویژه با پدیدآمدن تحولات اجتماعی و تغییر معیارهای ارزشی، در حالت رکود یا غفلت قرار گرفته بود، زیرا همهی ساختارهای قلمرو پزشکی در همه ابعاد آن - یعنی آموزش، پژوهش و درمان از آغاز تحصیل دورهی عمومی تا بالاترین مقاطع تخصصی و فوق تخصصی - در حال بازنگری و تدوین مجدد قرار گرفته بودند.
گسترش جهشی و بیش از حد پیکرهی آموزش عالی ایران از نظر افزایش و تنوع دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، تأسیس روزافزون رشتهها از مقطع کاردانی تا مقاطع دکترا، تخصصی، فوق تخصصی و فلوشیپ، گرچه سطح عمومی علمی و آگاهی در جامعه را ظاهراً ارتقاء داده، اما عدم تناسب تعداد اساتید کارآزمودهی واجد شرایطی که بتوانند بهعنوان الگوهای اخلاقی نظری و عملی شایسته برای جامعهی دانشجویی باشند، باعث شده که معیارهای انتخاب معلمین و اساتید مراکز آموزش عالی (از مربی تا استاد)، از ضوابط کمالگرایانه و اخلاقنگر دقیق سنتی بهسوی «رتبهنگر» و «معدلگرا» تغییر جهت داده، ردای مقدس معلمی و استادی مراکز آموزش عالی، کسوت افرادی شود که غالباً از کلاس اول ابتدایی تا قرار گرفتن در جایگاه رفیع معلمی، هیچ تجربهای از این جایگاه نداشته، تنها به سلاح «رتبهی برتر» مجهز بوده، بهعنوان الگوی «تعلیم» برای دانشجویان ظاهر شوند. چنین افرادی، هنگام ارتباط و تعامل، با کمبودهای شدید و جدی روبهرو میشوند و برای حل مشکل و خروج از بن بست، غالباً بدون توجه به مقطع تحصیلی دانشجویان و در نتیجه تفاوت در نحوهی کاربرد شیوههای نوین آموزش (واگذاری ارائهی درس به خود دانشجویان تحت عنوان «ارائهی لکچر»، «کنفرانس دادن»، «ارائهی مقاله»، «ارائهی ترجمه»، «ارائهی تحقیق» و موارد مشابه) از این روشهای نوین آموزش سوء استفاده میکنند. بدیهی است که اکثر دانشآموختگان اینچنین کلاسها و مراکز آموزشی، همانند معلمان خود یا ضعیفتر بارآمده، این «تنزل روبه پیشرفت ویژگیها و منش اخلاقی استادی» ادامه خواهد یافت. در چنین فضایی، تعداد الگوهای اخلاق و اساتید شایسته، روز به روز رو به کاهش و انقراض خواهد رفت و بهتدریج نشانی از آنان جز در کتابها و متون گذشتگان، پیدا نخواهد شد. یکی از محصولات چنین نظام آموزشی، دگرگونی درشیوههای پذیرش و ارزشیابی است که متاسفانه آثار آن درچندسال اخیرتحت عنوان «آزمون به شیوهی OSCE» پدیدار شده و با توجه به این اصل که «آزمون، آموزش را شکل و جهت میدهد» عامل جدی در ضعف آموزش دورههای تخصصی پزشکی شده است.
طی سه دههی گذشته، بخش عظیمی از انرژی متولیان آموزش پزشکی و بهداشت و درمان کشور، صرف تجدیدنظر، توسعه و بازنگری برنامههای آموزشی، اجرای شیوهی جدید آموزش پزشکی بهصورت آزمایشی در بعضی از دانشگاهها به منظور تعمیم آن در سایر دانشگاهها، تأسیس رشتههای متنوع فوق تخصصی و فلوشیپ و موارد متعدد دیگری همچون اجرای آزمون همهی بوردهای تخصصی و فوق تخصصی بهصورت OSCE شده و محوریت اخلاق، در اولویت ویژه قرار نداشته است. این مشکل را باید جدی گرفت و برای حل آن چارهاندیشی کرد. آیا کیفیت باید فدای کمیت شود؟ یکی از بهترین راههای درمان این مشکل، همانا بازنگری به منظور حل مشکل بر اساس استفاده از معیارهای اخلاقی است. اگر معیارهای اصیل اخلاقی و بدون سوگیری توسط متخصصان و کارشناسان اخلاق در گزینش، آموزش و آزمون به دقت رعایت شوند، بسیاری از معضلات و مشکلات فعلی مرتفع شده، میتوان به آیندهای روشن و درخشان امیدوار بود و هرچه در این امر تأخیر افتد، ممکن است وسعت عوارض بهاندازهای شود که جبران آن دشوار یا غیرممکن شود.