جستجو در مقالات منتشر شده


191 نتیجه برای نوع مطالعه: مروری

سید محمد مهدی هزاوه ای، رستم گلمحمدی، مرتضی مطهری پور، امیرفرهنگ میراسماعیلی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

دانشگاه‌ها در تربیت نیروی انسانی متخصص، کارآمد و متعهد نقش اساسی دارند. گرچه دیگر سازمان‌ها در انجام این مسؤولیت مشارکت دارند، اما دانشگاه‌ها در طی دوره‌‌های آموزشی دانشجویان در مقاطع مختلف مسؤولیت ویژ‌ه‌ای دارند. این مسؤولیت شامل فراهم کردن محیطی مناسب برای پویایی و شکوفایی استعداد‌‌های دانشجویان به تخصص و مهارت‌های حرفه‌ای لازم و آمیخته به اخلاق دینی، انسانی، اجتماعی و وظیفه‌مداری حرفه‌ای است. مقررات آموزشی به‌عنوان مقررات سازمانی محیط آموزشی می‌تواند تضمین‌کننده‌ی برقراری نظم و انظباط باشد. عدم رعایت قوانین یا قانون‌گریزی در جهت منافع شخصی نشان‌دهنده‌ی عدم تعهد به محیط آموزشی و عدم رعایت اصول اخلاق سازمانی است. از مقررات مشهود و لازم در ایفای نقش حرفه‌ای اساتید می‌توان مطالعه‌ی قبل از ورود به کلاس، به‌روز بودن، داشتن طرح درس قابل اجرا، رعایت زمان در ارائه‌ی مطالب، برقراری ارتباط تعاملی با فراگیران، به‌کارگیری روش‌‌های تدریس مؤثر، ارزشیایی اولیه- تکوینی- پایانی، و به‌عبارت دیگر، آمادگی و داشتن قابلیت در انجام هفت مسؤولیت تعیین شده است. در افزایش مهارت‌‌های اساتید و آشنایی آن‌ها به این وظایف و مسؤولیت کارگاه‌‌های متعددی از جمله کارگا‌های دانش‌افزایی توسط مراکز مطالعات آموزش پزشکی دانشگاه‌‌ها تدوین و ارائه می‌شود که در ارتقاء نیز دارای امتیاز است. آن‌چه مهم است، تعهد به همه‌ی این مسؤولیت‌‌هاست که در قالب رفتار از ما اساتید به نمایش در می‌آید. این رفتار‌‌ها که بدون فشار‌‌های مخدوش‌کننده به‌طور عام از ما سر می‌زند اخلاق واقعی ما را تشکیل می‌دهد. در بروز این خصوصیات اخلاقی علاوه بر تعهد فردی، اجتماعی، دینی، تقویت‌کننده‌ها و کنترل‌کننده‌‌های محیطی تأثیر‌گذار است. ضمن این‌که مقررات و ضوابط در جهت‌دهی آن‌ها نیز لازم و ضرروری است. یکی از اثرگذارترین اقدامات در رعایت مقررات آموزشی، درک دلایل در کیفیت آموزشی برای رسیدن به حد لازم و کافی حرفه‌ای شدن است.
سید محمود طباطبایی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

پیشرو بودن ایرانیان در تولید و اشاعه‌ی علوم گوناگون به‌ویژه پزشکی و نجوم و داشتن دانشمندان برجسته‌ای با شهرت جهانی هم‌چون رازی، ابن سینا، فارابی، بیرونی و ده‌ها یا صد‌ها نفر از نظایرشان، به‌انداز‌ه‌ای آشکار و مستند به متون و شواهد قطعی است که نیاز به ارائه‌ی دلیل و برهان ندارد. آن‌چه هویت علمی ایرانیان را افتخارآفرین و ارزشمند جلوه می‌دهد، توام بودن علم و اخلاق است. کم‌تر چهره‌ی برجسته علمی و ادبی ایرانی را در طول تاریخ می‌توان یافت که هم‌زمان با ارائه‌ی آثار علمی خود، کتاب مستقل یا فصل و بخش عمده‌ای از کارش را به اصول و مبانی اخلاقی اختصاص نداده باشد. این نگرش اخلاقی در دوران معاصر به‌ویژه با پدیدآمدن تحولات اجتماعی و تغییر معیار‌های ارزشی، در حالت رکود یا غفلت قرار گرفته بود، زیرا همه‌ی ساختار‌های قلمرو پزشکی در همه ابعاد آن - یعنی آموزش، پژوهش و درمان از آغاز تحصیل دوره‌ی عمومی تا بالاترین مقاطع تخصصی و فوق تخصصی - در حال بازنگری و تدوین مجدد قرار گرفته بودند. گسترش جهشی و بیش از حد پیکره‌ی آموزش عالی ایران از نظر افزایش و تنوع دانشگاه‌‌ها و مراکز آموزش عالی، تأسیس روزافزون رشته‌‌ها از مقطع کاردانی تا مقاطع دکترا، تخصصی، فوق تخصصی و فلوشیپ، گرچه سطح عمومی علمی و آگاهی در جامعه را ظاهراً ارتقاء داده، اما عدم تناسب تعداد اساتید کارآزموده‌ی واجد شرایطی که بتوانند به‌عنوان الگو‌های اخلاقی نظری و عملی شایسته برای جامعه‌ی دانشجویی باشند، باعث شده که معیار‌های انتخاب معلمین و اساتید مراکز آموزش عالی (از مربی تا استاد)، از ضوابط کمال‌گرایانه و اخلاق‌نگر دقیق سنتی به‌سوی «رتبه‌نگر» و «معدل‌گرا» تغییر جهت داده، ردای مقدس معلمی و استادی مراکز آموزش عالی، کسوت افرادی شود که غالباً از کلاس اول ابتدایی تا قرار گرفتن در جایگاه رفیع معلمی، هیچ تجربه‌ای از این جایگاه نداشته، تنها به سلاح «رتبه‌ی برتر» مجهز بوده، به‌عنوان الگوی «تعلیم» برای دانشجویان ظاهر شوند. چنین افرادی، هنگام ارتباط و تعامل، با کمبود‌های شدید و جدی روبه‌رو می‌شوند و برای حل مشکل و خروج از بن بست، غالباً بدون توجه به مقطع تحصیلی دانشجویان و در نتیجه تفاوت در نحوه‌ی کاربرد شیوه‌‌های نوین آموزش (واگذاری ارائه‌ی درس به خود دانشجویان تحت عنوان «ارائه‌ی لکچر»، «کنفرانس دادن»، «ارائه‌ی مقاله»، «ارائه‌ی ترجمه»، «ارائه‌ی تحقیق» و موارد مشابه) از این روش‌‌های نوین آموزش سوء استفاده می‌کنند. بدیهی است که اکثر دانش‌آموختگان این‌چنین کلاس‌‌ها و مراکز آموزشی، همانند معلمان خود یا ضعیف‌تر بارآمده، این «تنزل روبه پیشرفت ویژگی‌‌ها و منش اخلاقی استادی» ادامه خواهد یافت. در چنین فضایی، تعداد الگو‌های اخلاق و اساتید شایسته، روز به روز رو به کاهش و انقراض خواهد رفت و به‌تدریج نشانی از آنان جز در کتاب‌‌ها و متون گذشتگان، پیدا نخواهد شد. یکی از محصولات چنین نظام آموزشی، دگرگونی درشیوه‌‌های پذیرش و ارزشیابی است که متاسفانه آثار آن درچندسال اخیرتحت عنوان «آزمون به شیوه‌ی OSCE» پدیدار شده و با توجه به این اصل که «آزمون، آموزش را شکل و جهت می‌دهد» عامل جدی در ضعف آموزش دوره‌‌های تخصصی پزشکی شده است. طی سه دهه‌ی گذشته، بخش عظیمی از انرژی متولیان آموزش پزشکی و بهداشت و درمان کشور، صرف تجدیدنظر، توسعه و بازنگری برنامه‌‌های آموزشی، اجرای شیوه‌ی جدید آموزش پزشکی به‌صورت آزمایشی در بعضی از دانشگاه‌‌ها به منظور تعمیم آن در سایر دانشگاه‌ها، تأسیس رشته‌‌های متنوع فوق تخصصی و فلوشیپ و موارد متعدد دیگری هم‌چون اجرای آزمون همه‌ی بورد‌های تخصصی و فوق تخصصی به‌صورت OSCE شده و محوریت اخلاق، در اولویت ویژه قرار نداشته است. این مشکل را باید جدی گرفت و برای حل آن چاره‌اندیشی کرد. آیا کیفیت باید فدای کمیت شود؟ یکی از بهترین راه‌‌های درمان این مشکل، همانا بازنگری به منظور حل مشکل بر اساس استفاده از معیار‌های اخلاقی است. اگر معیار‌های اصیل اخلاقی و بدون سوگیری توسط متخصصان و کارشناسان اخلاق در گزینش، آموزش و آزمون به دقت رعایت شوند، بسیاری از معضلات و مشکلات فعلی مرتفع شده، می‌توان به آیند‌ه‌ای روشن و درخشان امیدوار بود و هرچه در این امر تأخیر افتد، ممکن است وسعت عوارض به‌انداز‌ه‌ای شود که جبران آن دشوار یا غیرممکن شود.
محمد مهدی اصفهانی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

در نظام حکیمانه‌ی آفرینش که انسان به زیور عقل، کرامت ذاتی و مسؤولیت‌پذیری مفتخر و به هدایت فطرت و تعلیمات انبیاء الهی و اوصیاء راستین آن‌ها، راه مستقیم رستگاری از کژراهه­‌های گمراهی به او نمایانده شده است، از شأنی ویژه به‌عنوان غایت مقصود آفرینش و اشرف مخلوقات برخوردار است که پاسداشت این جایگاه در گروی اندیشه و عمل شایسته و در مسیر تعالی همسو با هدایت مستقیم و غیرمستقیم پروردگار حرکت کردن و در صراط هدایت تا بیکرانه­‌های خشنودی و قرب آفریدگار بی­چون پیش رفتن است و چنین جایگاه و راست راهی را از پیام حدیث قدسی خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی به‌روشنی می‌توان دریافت. وجوب حفظ جان آدمی و تهیه‌ی مقدمات تحقق این واجب بزرگ، وجوب عینی و کفایی فراهم ساختن آموزش و خدمات شایسته، کارآمد و منطقی پزشکی را برای نظام مدیریت کشور و مردم در پی دارد، مسؤولیتی که خود به‌گونه‌ای از مصادیق بارز احیاء نفس، بسیار با اهمیت و برخوردار از قداست و بایستگی و البته با پاداش متناسب با منزلت این تلاش ستوده و کار خدایی است. دستیابی به ساختاری شایسته برای تأمین سلامت به مفهوم جامع و اسلامی آن هم‌زمان با بهره­گیری از میراث گرانقدر ملتی با فرهنگ و با سابقه‌ی دیرین تمدنی و همنوا با رشد شتابان دانش بشری مستلزم بازیابی راهکار‌ها و تأکید بر اصولی است که ریشه در فرهنگ وحی (ثقل اکبر) و تبیین ثقل اصغر، دو یادگار جاویدان اعطاء شده به پیامبر اکرم (ص) دارد. با چنین پشتوانه‌ای که استوارترین رفتار‌های اخلاقی و خداپروایی را چه در خلوت و چه در جلوت با اعتقاد به نظارت مستمر خدای خبیر حکیم به‌منصه‌ی ظهور می­رساند و دانش و تجربه را به خدمت انسان‌‌ها و همسو با حرکت کمال‌جویانه تا افق­‌های دوردست تکامل مادی و بیکران­‌های بالندگی معنوی به‌کار می‌گیرد دستیابی به ساختار کمال مطلوب در سامانه‌ای جامع، پیشرو، کارآمد و انسانی و اخلاقی و قابل اعتماد، دور از انتظار نیست. بر این پایه، با جست‌وجو در آموزه­‌های دینی و تجربیات فرهنگ ملی، به اصولی بنیادین و متعالی می‌توان دست یافت که به‌نظر می­رسد فطرت سلیم آدمیان در همه‌جا صرف‌نظر از تفاوت­‌های باور‌ها به پذیرش آن‌ها رویکردی مثبت نشان دهد، اگرچه آن‌چه را که در قالب این مقاله و در قالب اصول 14 گانه‌ی یافت شده به طریق استقراء، ارائه می‌شود، باید گامی نخستین و گردآورید‌ه‌ای آغازین در این مسیر متعالی تلقی کرد.
معصومه ایمانی پور،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

پذیرفتن هر نقشی، مسؤولیت‌هایی به‌دنبال دارد و ایفای این مسؤولیت‌ها مستلزم رعایت جنبه‌‌های اخلاقی بسیاری است. تدریس نیز مانند هر نقش و مسؤولیت حرفه‌ای دیگری دارای یکسری اصول و مبانی اخلاق حرفه‌ای است که از سوی شاغلین به آن باید رعایت شود. علاوه بر این خود معلمی، حرفه‌ای است که ماهیت اخلاقی دارد و اخلاق در همه جای آن جاری است. از همین رو، بسیاری از دانشگاه‌های جهان در راستای فراهم کردن یک مجموعه از ضوابط و استاندارد‌های اخلاقی که همه‌ی افراد به آن معتقد باشند و افزایش پایبندی به اصول حرفه‌ای، برای شاغلین حرفه‌ی معلمی یک مجموعه راهنما از کد‌های اخلاقی تدوین کرده‌اند. التزام اساتید به رعایت استاندارد‌های آموزشی، آشنایی با اصول تدریس و کلاس داری، تقید به مسؤولیت‌‌های حرفه‌ای، رعایت انصاف و عدالت، احترام و ادب، دلسوزی و صداقت در برخورد با دانشجویان و همکاران از جمله‌ی این کد‌های اخلاقی هستند. اما آن‌چه مهم است این‌که با مقایسه‌ی این کد‌های اخلاقی جهانی و دستورات دینی اسلام در زمینه‌ی اخلاق آموزش در می‌یابیم که مجموعه‌ی این کد‌ها چیزی بیش از آموزه‌‌های دینی و توصیه‌‌های اخلاقی اسلام در امر تعلیم و تربیت نیست، بلکه گستره و دقت و ظرافتی که در مبانی اخلاق حرفه‌ای معلمی برگرفته از اخلاق اسلامی وجود دارد آن‌چنان وسیع و جهان‌شمول است که می‌تواند به‌عنوان خط مشی و دستورالعمل اخلاق آموزش در هر فرهنگ و هر رشته‌ای مورد ارجاع و استفاده قرار گیرد. غنای فرهنگ و تربیت اسلامی تا بدان‌جاست که تنها رعایت استاندارد‌های اخلاق حرفه‌ای را برای اشتغال به حرفه‌ی معلمی کافی نمی‌داند. دستیابی به وضعیت اخلاقی مطلوب و فضائل اخلاقی نیازمند تربیت است و مراکز آموزشی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ارگان‌های مسؤول در این زمینه شناخته می‌شوند. آموزش عالی نیز به‌عنوان یک نهاد آموزشی مهم، در امر تربیت اخلاقی دانشجویان و جوانان نقش بسزایی دارد. از آنجا که اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها نقش اصلی را در اداره و هدایت امر آموزش بر عهده دارند، به‌عنوان مهم‌ترین گروه مسؤول در تربیت اخلاقی دانشجویان شناخته می‌شوند. انسان‌‌ها برای دست یازیدن به رفتار و فضائل اخلاقی نیاز دارند که تربیت شوند و آموزش ببینند و لازمه‌ی چنین تربیتی، بهره بردن از محضر استادی است که خود آراسته به فضائل اخلاقی باشد. نخستین گام در رشد اخلاقی دانشجو، توجه به خودپیرایی و جان‌آرایی استاد یا همان تخلق به اخلاق فردی و گام دوم تلاش در جهت تبلور عینی اخلاق در بروز رفتارهاست. لذا ضروری است اساتید با تجهیز کردن خود به عنصر تهذیب، آراسته به منش اخلاقی شده و توجه بیش‌تری به جنبه‌‌های رفتاری خود داشته و بدانند که صرف‌نظر از رشته‌ی تخصصی که تدریس می‌کنند یکی از عوامل مؤثر و تعیین‌کننده‌ی رشد فضایل اخلاقی در دانشجویان هستند. از این رو در در اندیشه دینی همواره تعلیم، تهذیب، دانایی و دینداری همزاد و همراهند و پیرایش نفس، اولین و مهم‌ترین اصل اخلاقی است که یک استاد باید به آن عمل کند.
فاطمه شیرازی، شیوا حیدری، مهناز سنجری،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

آموزش الکترونیکی و آموزش مجازی یکی از بخش‌‌های آموزشی است که امروزه بیش‌ترین رشد را در صنعت آموزش به خود اختصاص داده است. این در حالی است که با استفاده‌ی روزافزون از تکنولوژی‌‌های ارتباطی جدید، اهمیت توجه و بحث در رابطه با مسائل اخلاقی نیز افزایش می‌یابد. اگر چه که یادگیری الکترونیکی منجر به راحتی و آزادی فراگیران در دسترسی و مدیریت اطلاعات می‌شود، این امر منجر به مسائل اخلاقی جدیدی در رابطه با اقدامات یادگیری اخلاقی، تمامیت فردی و مسؤولیت و جوابگویی می‌شود. امروزه بیش از 200 نوع محصول یادگیری الکترونیکی در سراسر دنیا موجود است که برخی از طریق پرداخت هزینه و برخی به‌صورت رایگان در دسترس کاربران هستند. وجه شباهت این محصولات در این است که تمامی این محصولات شامل 3 جزء اصلی هستند که عبارتند از تکنولوژی، فرایند‌ها و افراد (آموزش‌دهنده و آموزش‌گیرنده). هر یک از این اجزاء می‌توانند مسائل اخلاقی خاص خود را ایجاد کنند که در این میان مهم‌ترین مسائل اخلاقی مربوط به دو جزء افراد و فرایند‌هاست. از جمله مسائل اخلاقی مربوط به تکنولوژی می‌توان به انواع سیستم‌‌های مدیریت یادگیری و داده (LMS, CMS)، فناوری رمزگزاری و تصدیق داده‌ها، نظارت از راه دور و امنیت شبکه اشاره کرد. با این وجود، تکنولوژی به تنهایی نمی‌تواند در ایجاد جو اخلاقی یادگیری کمک‌کننده باشد. ازجمله مهم‌ترین مسائل اخلاقی مربوط به فرایند‌ها و آموزش‌دهندگان یادگیری الکترونیکی می‌توان به طراحی نامناسب آرایش دوره و دروس، مدیریت نامناسب منابع، عدم توجه و ارتباط مناسب با فراگیران و در کل کیفیت نامناسب آموزش اشاره کرد. در متون مختلف به مسائل اخلاقی زیادی در رابطه با فراگیران یادگیری الکترونیکی اشاره شده که برخی از آن‌ها عبارتند از: تقلب، سرقت ادبی، تعدی به حقوق دیگران و جاسوسی در فضای مجازی. در روش آموزش اینترنتی تقلب بسیار راحت‌تر از آموزش چهره به چهره است. در این روش فراگیران می‌توانند مجموعه‌ای از اطلاعات را از طریق تقلب جمع‌آوری کنند و در تکالیف، پروژه‌‌ها و مقالات خود به‌کار برند. برخی از انگیزه‌‌های مربوط به تقلب و عدم رعایت مسائل اخلاقی در یادگیری الکترونیک شبیه آموزش چهره به چهره است که شامل: فشار برای کسب نمره، اضطراب محیط امتحان، کمبود دانش، خصوصیات فردی و شخصیتی و اختلال رشد استدلال اخلاقی است. با وجود مطرح شدن مسائل اخلاقی مختلف در روش‌های یادگیری و آموزش الکترونیکی، راهکار‌های مؤثر و کمک‌کنند‌ه‌ای نیز در این زمینه وجود دارند که در هر یک از ابعاد ذکر شده می‌توان از آن‌ها کمک گرفت. اگرچه آموزش و یادگیری الکترونیکی تحولات شگرفی را در زمینه‌ی آموزش ایجاد کرده است، منجر به ایجاد مسائل جدیدی در حیطه‌ی اخلاق و مسؤولیت‌پذیری نیز شده است. بنابراین، برای مدنظر قرار دادن و حل این مشکلات باید به کلیه‌ی ابعاد یادگیری الکترونیکی از جمله سیستم‌‌های مدیریت یادگیری، کیفیت محتوا و روش‌‌های اجرا و مدیریت آموزش توجه ویژ‌ه‌ای مبذول داشت.
سیده دلسوز حسینی، ارکان حسامی، کژال حسامی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

آموزش فرایند پیچید‌ه‌ای است که تحت تأثیر عوامل و متغیر‌های متعددی قرار دارد و از عمده‌ترین وظایف استاد محسوب می‌شود. اگرچه شرایط و امکانات آموزشی یکی از عوامل مؤثر بر جریان یادگیری است، ولی بدون شک نیروی انسانی و به‌خصوص مدرس، به‌عنوان یک عنصر بنیادین و اساسی در این فرایند، یکی از مهم‌ترین عوامل تشکیل‌دهنده‌ی محیط‌‌های آموزشی است که در تحقق اهداف آموزشی نقشی مؤثر دارد. در فرایند تدریس تنها علم و مهارت معلم نیست که مؤثر واقع می‌شود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر فراگیران تأثیر می‌گذارد. هدف از این مطالعه مقایسه‌ی خصوصیات یک مدرس خوب از دیدگاه دو گروه از دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه کردستان وعلوم پزشکی کردستان است. این پژوهش یک مطالعه‌ی توصیفی است که بر روی 136 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کردستان (پرستاری، مامایی، اتاق عمل و علوم آزمایشگاهی) و 100 نفر دانشجویان دانشگاه کردستان (علوم تربیتی، مدیریت بازرگانی، تربیت بدنی و کشاورزی) در سال 1391 انجام شد. ابزار گردآوری داده‌‌ها پرسشنامه بود که که شامل مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه‌ی سنجش دیدگاه دانشجویان بود. در این مطالعه دیدگاه دانشجویان نسبت به‌خصوصیات یک مدرس خوب، در 4 حیطه‌ی مختلف بررسی شد که در آن حیطه مقررات آموزشی با 6 سؤال، حیطه‌ی علمی آموزشی با 14 سؤال، حیطه‌ی نظارت و ارزیابی با 4 سؤال و حیطه‌ی اخلاقی و رفتاری با 15 سؤال ارزیابی شد. پاسخ‌ها براساس معیار 4 حالته لیکرت سنجیده شد و برای هر سؤال، شرکت‌کنندگان یکی از گزینه‌‌های پاسخ ( کم/ متوسط/ زیاد/ بسیار زیاد) را انتخاب کردند. نمونه‌گیری به روش تصادفی انجام شد و دانشجویان در صورت تمایل به همکاری انتخاب شدند. یافته‌‌ها با استفاده از نسخه‌ی 17SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و از جداول فراوانی، میانگین و انحراف معیاراستفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که میانگین سن شرکت‌کنندگان 35/2± 6/22 سال (38-18 سال) بود. 80 درصد شرکت‌کنندگان دانشجویان دختر و بقیه پسر بودند. دانشجویان رشته‌‌های علوم تربیتی (1/25 درصد) و مامایی (9/20 درصد) بیش‌ترین تعداد پاسخ دهندگان را تشکیل می دادند. اکثر دانشجویان شرکت‌کننده در مقطع کارشناسی (4/83 درصد) و بقیه کارشناسی ارشد بودند. هم‌چنین، اکثر آنان در سال دوم (6/39 درصد) مشغول به تحصیل بودند. بیش‌تر شرکت‌کنندگان مجرد (1/94 درصد) و ساکن خوابگاه (4/82 درصد) بودند. در مقایسه، دیدگاه هر دو گروه مورد مطالعه (دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه کردستان) میانگین امتیازات به‌دست آمده نشان داد که در حیطه‌ی مقررات آموزشی، از نظر دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی در دسترس بودن استاد (88/0±33/3) و برعکس از دیدگاه دانشجویان دانشگاه کردستان حضور استاد در جلسه امتحانی (8/0±3) مهم‌ترین ویژگی بود اما حضور و غیاب کلاسی از نظر هر دو گروه کم اهمیت‌ترین (6/0±45/2) خصوصیت گزارش شده بود. در حیطه‌ی علمی آموزشی نظرات هر دو گروه مشابه بود به این صورت که تسلط علمی استاد بیش‌ترین میانگین (7/0±32/3) و معرفی منابع لاتین کم‌ترین میانگین (96/0±42/2) را داشت. در حیطه‌ی نظارت و ارزیابی نیز نظرات مشابهی گزارش شده بود و طرح سؤال امتحانی متناسب با کیفیت کلاس و طرح سؤال در هر جلسه به ترتیب بیش‌ترین و کم‌ترین میانگین را در هر دو گروه به خود اختصاص داده بودند (87/0±04/3 و 94/0±38/2 به ترتیب). در حیطه‌ی اخلاقی رفتاری نظرات دو گروه متفاوت بود. به این صورت که احترام گذاشتن به دانشجو (69/0±58/3) مهم‌ترین ویژگی و شوخ‌طبعی استاد (87/0±15/3) کم اهمیت‌ترین ویژگی یک مدرس خوب از دیدگاه دانشجویان علوم پزشکی بود، در حالی‌که در همین حیطه دانشجویان دانشگاه کردستان مودب بودن استاد (7/0±27/3) و اعتقادات مذهبی استاد (9/0±28/2) را به ترتیب به‌عنوان مهم‌ترین و کم اهمیت‌ترین ویژگی استاد خوب گزارش کردند. بر اساس یافته‌‌های پژوهش می‌توان به این نتیجه رسید که علاوه بر توانایی علمی و تخصصی، تمامی ابعاد تدریس از جمله در دسترس بودن، حضور استاد در جلسه‌ی امتحانی، توجه به کیفیت سؤال امتحانی متناسب با مطالب درسی ارائه شده و رعایت ادب و احترام در نظر فراگیران از اهمیت ویژ‌ه‌ای برخوردار است و یک مدرس خوب فردی است که در سایر حیطه‌‌ها و ابعاد هم از دانش و مهارت کافی برخوردار باشد. به‌طوری که دانشجویان دانشگاه‌های مختلف، دیدگاه‌های مشترکی در این زمینه دارند. با این امید که نتایج تحقیق بتواند در رسیدن به هدف‌‌های آموزشی مؤثر باشد.
آرام تیرگر، موسی یمین فیروز، اشرف السادات موسوی، علی نیکخواه،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

استفاده از شیوه‌هایی چون روش به‌کار رفته در قضیه‌ی عکس فیثاغورث به منظور اثبات فرضیه‌ی هندسی یا مهندسی معکوس در حوزه‌ی مسائل فنی جهت دستیابی به فنون پیشرفته و کشف فناوری‌‌های نو نمونه‌هایی هستند که در آن‌ها متخصصان سعی می‌کنند با طی کردن مسیری بر خلاف مسیر اصلی اثبات فرضیات یا دست یافتن به دانش فنی، به اطلاعات مورد نظر و هدف نهایی خود دست یابند. یکی از شیوه‌‌های ردیابی منابع مورد استفاده و ارزشیابی وضعیت بهره‌برداری از آن‌ها، تحلیل استنادی است. این شیوه که در حقیقت شاخه‌ای از علم اطلاع‌رسانی به‌شمار می‌آید، حوزه‌ای‌ است که استناد‌های علمی انجام شده به یک یا چند اثر را مورد مطالعه قرار داده و صرف‌نظر از فواید مختلف مانند تسهیل در امر تحقیق یا توصیف رابطه‌ی فکری و علمی در میان تحقیقات قبلی، قادر به ارزیابی متون مورد استفاده از جنبه‌‌های مختلف است. در این مقاله ضمن ارائه‌ی دستاورد‌های پژوهشی به شیوه‌ی تحلیل استنادی در 511 پایان‌نامه‌ی دانشجویان پزشکی و دندان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل (356 پایان‌نامه رشته‌ی پزشکی و 155 پایان‌نامه‌ی رشته‌ی دندان‌پزشکی) طی یک دوره‌ی پنج‌ساله (از آغاز سال 1385 تا پایان نیمسال اول 1390) از حیث نوع، تعداد، سن و وضعیت توزیع منابع مورد استفاده به تفکیک رشته‌‌های تحصیلی، قصد بر آن است تا از این رهگذر به بررسی وضعیت استفاده از قرآن یا دیگر منابع فقهی به‌عنوان اصلی‌ترین منابع اقتباس اصول اخلاقی در اسلام پرداخته و به‌عبارتی دیگر تصمیم بر آن است که با شیوه‌ی معکوس، به بررسی موضوع اخلاق در آموزش و وضعیت استفاده از آموزه‌‌های الهی در آموزش پزشکی پرداخته شود. نتایج حاصل از مطالعه‌ گویای آن بوده است که از میان بیش از بیست‌هزار و هفتصد استناد به‌عمل آمده در 507 پایان‌نامه، دانشجویان پزشکی و دندان‌پزشکی، تعداد استناد‌ها به قرآن یا منابع فقهی کم‌تر از یک‌درصد و نوع منابع مورد استناد عمدتاً کتاب بوده است. علی‌رغم اذعان به‌احتمال خطا در تعیین دقیق استنادها، وضعیت موجود می‌تواند به‌طور غیر مستقیم گویای نوعی کاستی در بهره‌گیری از آموزه‌های الهی در آموزش پزشکی و از جمله تدوین پایان‌نامه‌ها باشد. ضمناً با توجه به تجربیات موجود، نقص در دسترسی گسترده و آسان به منابع مرتبط را می‌توان یکی از دلایل مهم چنین وضعیتی بر شمرد.
محمد علی چراغی، شهرزاد غیاثوندیان، مریم اسماعیلی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

دانشگاه‌ها نقش مهمی در تعلیم و تربیت متناسب با انتظارات ذی نفعان و جامعه باید داشته باشند. تعلیم و تربیت فرایندی پویاست که نقش مهمی در تربیت افراد برای پذیرش مسؤولیت در آینده و زیر بنایی برای تأمین سبک زندگی سالم در ابعاد زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی در جامعه انسانی فراهم می‌کند. در این میان، اساتید دانشگاه از جایگاه خطیر و ویژه‌ای در تعلیم و تربیت مبتنی بر بایسته‌‌های اخلاقی برای دانشجویان برخوردارند. این مطالعه با هدف تبیین نقطه نظرات دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران در مورد بایسته‌‌های اخلاقی یک استاد نمونه انجام شده است. مطالعه‌ای کیفی با رویکرد آنالیز محتوی از نوع استقرایی-قراردادی به‌کار گرفته شد که به کنکاش در خصوص نقطه‌نظرات دانشجویان مبتنی بر فلسفه طبیعت‌گرایانه می‌پردازد. شرکت‌کنندگان در این مطالعه، 19 نفر دانشجوی مشغول به تحصیل در رشته‌‌های مختلف دانشگاه علوم پزشکی تهران بوده‌اند. جهت جمع‌آوری داده‌‌ها از روش مصاحبه‌‌های فردی عمیق نیمه‌ساختارمند استفاده شده است. یافته‌‌ها با استفاده از رویکرد آنالیز محتوای قراردادی تحلیل شده‌اند. نتایج حاصل از مطالعه منجر به شناسایی سه تم اصلی شامل ادراک جوهره‌‌های اخلاقی در سکنات استاد، ویژگی‌‌های عینی اخلاقی استاد به‌عنوان یک الگو و آموزش اخلاق حرفه‌ای در حین تعلیم و تربیت شد. تم اول شامل دو زیر تم طهارت در قضاوت و لطافت در گفتار بود. تم دوم نیز دارای سه زیر تم با عنوان احترام به زمان دانشجو، احترام به شخصیت دانشجو و تواضع و فروتنی بود. بر اساس یافته‌‌های حاصل از مطالعه می‌توان دریافت که تمامی سکنات اساتید مورد رصد مرتب دانشجویان است. از این رو، اساتید نه تنها وظیفه‌ی آموزش دانشجویان از طریق مهارت‌‌های تدریس را بر عهده دارند، بلکه ویژگی‌‌های اخلاقی و شخصیتی اساتید، به‌عنوان الگو‌های مؤثر بر سبک زندگی و تفکر دانشجویان مؤثر بوده و نقش مهمی را در تربیت نسل کاری آینده ایفا می‌کند.
طاهره چنگیز، اکرم ایزدی خواه، نیکو بمانی، سید ابراهیم میرشاه جعفری،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

موضوع اخلاق در حرفه‌‌های گوناگون بحثی است که امروزه در بسیاری از کشور‌های جهان از جمله ایران، به آن توجه می‌شود. آموزش‌دهندگان پزشکی که گاه با تعارضات حاصل از آمیختگی حرفه‌ی پزشکی با آموزش دانشجویان مواجه می‌شوند، به‌شدت نیازمند آگاهی از مفاهیم اخلاقی و دستورالعمل‌‌های کاربردی برای حل تعارضات و چالش‌های پیش رو هستند. راهنما‌های اخلاقی که یکی از راه‌حل‌های این معضلات است، غالباً مبتنی بر فلسفه‌ی اخلاق و فرهنگ حاکم بر جامعه تدوین می‌شود. در جامعه‌ی ایران توجه به رویکرد‌های دینی و استخراج مفاهیم اخلاقی مرتبط با حرفه‌ی معلم پزشکی، مبنای مناسبی برای تهیه‌ی راهنما‌های اخلاقی است. این پژوهش بر آن است تا با استفاده از منابع ایرانی و اسلامی، مفاهیم اخلاقی مرتبط با حرفه‌ی معلم پزشکی را استخراج و در اختیار صاحبان این حرفه برای آموزش، اجرا و ارزشیابی قرار دهد. این مطالعه به‌صورت بررسی کتابخانه‌ای گسترده در میان کتب و مقالات تألیف شده‌ی داخلی با موضوعات اخلاق اموزش، اخلاق پزشکی و آموزش پزشکی، با استفاده از روش تحلیل محتوای متون انجام پذیرفته است. در این پژوهش بیش از 50 عنوان کتاب و مقاله‌ی داخلی، مورد بررسی قرار گرفت که حاصل این بررسی، مجموعه‌ای از 625 مفهوم اخلاقی مرتبط با پزشکی یا معلمی و یا هر دو بود که پس از دسته‌بندی و حذف موارد تکراری، این مفاهیم در 27 دسته که هر دسته، ذیل یک صفت اخلاقی قرار گرفته بود، منظم شد. عناوین سر فصل‌ها به شرح زیر است: وجدان کاری، مسؤولیت پذیری، عشق به حرفه و هم نوع، نظم و انضباط، آراستگی و متانت، رازداری، خوش‌خلقی، تواضع، احترام به دیگران، صداقت و راستگویی، اخلاص، ایمان به خدا، قناعت، تقوا، عفت و پاکدامنی، تعالی علمی، عدالت، صبر و شکیبایی، سعه‌ی صدر و گذشت، انفاق، پایبندی به احکام شرعی، دلسوزی و مهربانی، عزت نفس، شجاعت، امیدواری و آینده‌نگری، امانت‌داری، احترام به آزادی دیگران. با توجه به گذشته‌ی درخشان طب در ایران و غنای فرهنگ ایرانی- اسلامی و منابع مکتوب آن، استخراج مفاهیم اخلاقی و سرفصل‌های مورد نیاز در آموزش پزشکی موضوعات از این منابع، علاوه بر تحکیم زیربنای این اصول، تناسب ویژ‌ه‌ای برای پذیرش و اجرا در محیط‌های آموزشی درمانی کشور ایجاد می‌کند. بی‌شک، بی‌توجهی به این منابع و استفاده از ترجمه‌ی دستورالعمل‌های سایر کشور‌ها در موضوع اخلاق در آموزش پزشکی، به معنای از دست دادن بسیاری از توصیه‌هایی است که در دین اسلام و فرهنگ ایرانی، به پزشک یا معلم شده است.
فریبا شریفیان،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

پزشکی در دوران ساسانی از سویی بر پایه‌ی طب اوستایی ‌استوار بود، که رد پای آن را می‌توان در برخی متون به‌جا مانده‌ی پهلوی دنبال کرد؛ و از سوی دیگر تحت تأثیر طب در سرزمین‌های هم‌جوار ایران از جمله مصر و یونان بود. امپراتوری ساسانیان نام خاندان شاهنشاهی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی بر ایران فرمانروایی کردند. علم پزشکی در این دوران هم‌چون سایر علوم پیشرفت چشمگیری داشت. مطالب مربوط به پزشکی ساسانیان به‌طور پراکنده‌ای در متون پهلوی آمده است که از آن جمله می‌توان به کتاب‌های سوم و هشتم دینکرد (Dinkard)، بندهشن (Bundahishn)، صدر در نثر در بندهشن و روایات پهلوی اشاره کرد. از این میان ‌کتاب سوم دینکرد بیش‌ترین مطالب‌ را در خصوص پزشکی ایران در زمان ساسانیان در بر دارد. در مقاله‌ی حاضر ضمن بررسی اطلاعات مربوط به پزشکی در متون پهلوی با مراجعه به اسناد و متون تاریخی، به پیشینه‌ی ارزشمند پزشکی در زمان ساسانیان پرداخته می‌شود.
علیرضا باقری چیمه،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

تلاشی که در زمینه‌ی پیوند اعضا در کشور از دو دهه‌ی گذشته صورت گرفته است بدون شک فواید بسیاری را برای کشور و بیماران نیازمند داشته است. مدل فعلی پیوند اعضا از دهندگان زنده‌ی غیرفامیل اگرچه توانسته است به‌خوبی مانع از شکل‌گیری قاچاق اعضای پیوندی شود، لیکن با توجه به این‌که در روند اهدا‌ی عضو فرد دهنده و گیرنده‌ی عضو یکدیگر را ‌خواهندشناخت، امکان انجام معامله بین آن‌ها وجود خواهد داشت. بنابراین، در واقع دهنده‌ی عضو، عضو پیوندی را اهدا نمی‌کند بلکه آن را به فرد نیازمند می‌فروشد. ارزیابی مجدد قوانین در این زمینه و تدوین راهکارهای مناسب می‌تواند در ارتقای سیستم پیوند اعضا بسیار راهگشا باشد. لذا به‌منظور جلوگیری از خرید و فروش اعضای بدن انسان که غیراخلاقی و غیرقانونی است، پیشنهاد می‌شود که روند پیوند اعضا بدین شکل اصلاح شود که براساس آن افراد داوطلب اهدای عضو بتوانند عضو خود را به‌طور ناشناس اهدا کنند و سپس عضو اهدایی به گیرنده‌ی نیازمند پیوند زده شود بدون آن‌که گیرنده‌ی عضو نیز از مشخصات فرد اهداکننده مطلع شود. در این مقاله ضمن تشریح روند پیوند اعضا از منابع جسد و مرگ مغزی، پیوند اعضا از دهنده‌ی زنده‌ی غیرفامیل در کشور مورد نقد و بررسی قرار گرفته و در پایان پیشنهاداتی به منظور اصلاح روند مذکور ارائه می‌شود.
فاطمه طرف،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده

  مهندسی ژنتیک سلول های نطفه ای، نوعی روش درمان و بهسازی ژن در گستره دانش مهندسی ژنتیک است که با هدف اصلاحات قابل توارث در نسل های متوالی به انجام می­رسد. مطابق با مبانی علمی، رویان یکی از اصلی ترین سوژه های پژوهشی و عملیاتی این مهندسی محسوب می شود. بنابراین، نتایج حاصل از پژوهش های علمی این مهندسی در صورتی که سوژه‌ی انسانی را در دستورکار خود قرار داده باشند، ارتباط تنگاتنگی با مبانی فقهی و حقوقی مرتبط با رویان انسان پیدا خواهند نمود. مقاله حاضر کوششی است برای ارائه­ی تحلیلی نو در خصوص شأن رویان انسان و نوع روابط والدین با آن که به‌طور خاص بر فناوری مهندسی ژنتیک سلول­های نطفه­ای انسان متمرکز شده است. در این راستا کوشش شده است تا با اتکا بر ایده­ای که رویان را فاقد روح انسانی می­داند به طرح­ریزی تحلیلی نوین در خصوص ماهیت آن نائل آییم؛ تحلیلی که در بادی امر با چالش­ها و سؤالاتی روبه‌رو خواهد شد که در ورطه­ی رویارویی با آن‌ها جز به مدد پالایش و تدقیق موفق نخواهد بود. در چارچوب پژوهش حاضر جنین پیش از دمیده‌شدن روح، جزئی از اموال مشترک والدین خود تلقی شده است. بنابراین، هسته­ی مرکزی این مقاله به طرح ایده­ی مملوکیت و مالیت رویان پرداخته و در نهایت به ترسیم حدود و ثغور آن اقدام شده است. در تحلیل مورد نظر نگارنده، مالیت داشتن نشانه­ی ارزش و منفعت ذاتی چیزی (در این‌جا رویان) است و هرگز مستلزم رابطه­ی مستقیم بین ارزش آن چیز با قابلیت داد و ستد در بازار نخواهد بود. به علاوه بازخوانی و توجه کافی به مفاد قاعده‌ی تسلیط در خصوص حدود مالکیت والدین بر رویان گامی اساسی در تنقیح و دفاع از این دیدگاه جدید است که در این پژوهش به آن اشاره شده است. بر این اساس، تسلط مالک بر اموال خود که در قاعده‌ی تسلیط بیان و تشریح می­شود، محملی برای انواع تصرفات و مداخلات سلیقه‌ای و بی‌حد و حصر مالک در اموال خود نخواهد بود.


منصوره مدنی،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده

  زمانی که پزشک تشخیص دهد درمان بیمار نتیجه­ای در پی ندارد، موظف است که از درمان بیمار پرهیز کند ولی این کار با مشکلات جدی و پرتنشی همراه است. در مقاله‌ی حاضر، با مرور مقالات و کتب مربوطه و به‌منظور تسهیل در امر تصمیم‌گیری اخلاقی درمانگران، تلاش شده است که ضمن تشریح اشکال بالینی متفاوت اقدامات درمانی بیهوده، ابعاد نظری و عملی این مسأله مورد بررسی قرار گیرد. یکی از این مشکلات، ابهامات موجود در تعریف بیهودگی است. مشکل بعدی تعیین ملاک‌های عملی و قضاوت در انتساب عنوان بیهودگی به یک درمان خاص است. این ابهام تاحدودی ناشی از تفاوت دیدگاه‌ها در باب هدف درمان، اختلاف در ارزش‌های پزشک و بیمار و اختلاف سلیقه درباره­ی کسی است که در نهایت حق تصمیم­گیری دارد؛ هم‌چنین، ممکن است مرتبط با مسائل مالی و انگیزه های غیراخلاقی باشد. تزاحمات عملی، مانند تقاضای درمان بیهوده از سوی بیمار و مسأله‌ی تقدس حیات، به‌ویژه در دیدگاه‌های مذهبی نیز بخش دیگری از این مشکلات را تشکیل می‌دهد. برای درمان بیهوده تعاریف متعددی ارائه شده است که هریک درصدد مشخص کردن مرزی بوده‌اند که بتوان در ورای آن درمان را بیهوده دانست، اما صرف‌نظر از این‌که چه تعریفی پذیرفته شود، بررسی‌ها نشان می‌دهد که تقاضای درمان بیهوده از سوی بیمار است که اغلب ناشی از بی­اعتمادی و مشکلات عاطفی است و برای حل آن نیاز به درایت پزشک و در موارد اندکی نیز دخالت قانون است. مشکل جدی دیگر که بیش‌تر در زمینه­ی مراقبت‌های پایان حیات در دیدگاه‌های مذهبی پیش می‌آید و ارتباط نزدیکی با اتانازی غیرفعال دارد، ضرورت حفظ نفس است. در این مورد با اولویت دادن به موضوعات مهم‌تری چون محدودیت بودجه­ی سلامت، می‌توان به قواعد عملی و راهگشا دست ­یافت.


حنان حاجی محمودی، فرزانه زاهدی،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده

عدالت از مبانی اساسی اخلاق در نظام سلامت محسوب می‌شود و برقراری آن در سطح کلان جامعه در گرو اتخاذ سیاست‌های مناسب از سوی سیاست‌گذاران و متولیان سلامت است. در این میان، سیاست‌های سلامت و نظام‌های دریافت و پرداخت تأثیر بسیار مهمی بر کارآیی نظام سلامت و کنترل مطلوب هزینه‌ها دارند. آنچه در این مقاله خواهد آمد مروری است بر نظام‌های تأمین مالی و بازپرداخت به ارائه‌کنندگان خدمات که اثرات هر یک بر افزایش یا کاهش هزینه‌ها ذکر شده است. هم‌چنین، سیاست‌های مالی در نظام سلامت کشور و چالش‌های مرتبط با آن نیز به اختصار بیان خواهد شد. واضح است که هیچ‌یک از نظام‌های دریافت و پرداخت هزینه‌های سلامت کامل و بدون نقص نیست و هر یک به نحوی خطر مالی را به‌سوی گیرندگان یا ارائه‌کنندگان خدمت سوق خواهد داد. لذا از متولیان سلامت انتظار می‌رود با توجه به شرایط اجتماعی -اقتصادی، ترکیبی از بهترین گزینه‌ها را در راستای پوشش هرچه بیش‌تر خدمات و برقراری عدالت در نظام سلامت انتخاب کنند. بدیهی است نظام‌های دریافت و پرداخت کارآ و مثمرثمر در جامعه باید به‌طور معقول و عادلانه حقوق همه‌ی طرف‌ها را لحاظ کنند. آنچه نظام فعلی کشور نشان می‌دهد درصد بالای سهم مردم در تأمین هزینه‌های سلامت است که باید با اتخاذ سیاست‌های مناسب، در راستای کاهش آن تلاش شود. با توجه به روند پرشتاب اجرایی‌شدن طرح پزشک خانواده در شهرهای بزرگ، این مقاله برای بسیاری از مدیران نظام سلامت، پزشکان و سایر همکاران مفید خواهد بود.
سید مهدی صالحی، فاطمه فرامرزی رزینی، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده

در فقه شیعه در باب مسؤولیت پزشک با عنوان «ضمان طبیب» دو نظریه‌ی عمده مطرح است. اکثر فقها (مشهور) پزشک حاذق و ماهر را اگر چه مرتکب تقصیری نشده باشد، ضامن می‌دانند؛ در مقابل، اقلیت فقها (غیرمشهور) وی را ضامن نمی‌دانند که عمده‌ی دلیل آن‌ها اصل برائت است. قانون مجازات اسلامی نیز به پیروی از نظر مشهور، مسؤولیت مطلق را پذیرفته است. این در حالی است که اصل برائت به‌علت دارا بودن مبانی دینی، اخلاقی و انطباق با سرشت انسان‌ها به‌عنوان یکی از اصول اساسی و بنیادین حقوق جزا پذیرفته شده و به‌دلیل عنایت خاصی که دین مبین اسلام به آن مبذول داشته، در قانون اساسی کشور ما هم‌چون قوانین اساسی و عادی دیگر ملل متمدن دنیا گنجانده شده است. هم‌چنین، امروزه، با ابداع روش‌های جدید درمانی و تخصصی‌شدن اعمال پزشکان برای جزء جزء بیماری‌های مرتبط با جسم و روان افراد، ضمن حساس‌تر شدن اعمال پزشکی، حوادث پزشکی نیز به تبع آن افزایش یافته و مفهوم تقصیر پزشکی جنبه‌ی خاص به خود گرفته است که تأمل بر اصل برائت را ضروری‌تر می‌کند. از این رو، پژوهش حاضر برآن است با تکیه بر اندیشه‌های اندیشمندان حقوقی و تألیفات فقها و اصول و قواعد فقهی، اصل طلایی برائت را در مورد پزشکان که مظهر شفابخشی خدا هستند، بیش از پیش مورد توجه قرار دهد.
لیلی صفائیان، شیوا علوی، علیرضا عابد،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده

تصمیم‌گیری اخلاقی در حرفه‌ی پزشکی به اقتضای حرفه‌ای از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این اهمیت با پیشرفت‌های اخیر در علوم پزشکی و طرح موضوعات اخلاقی جدید در اخلاق پزشکی نوین دوچندان شده و تصمیم‌گیری اخلاقی را با پیچیدگی‌هایی خاص توأم کرده است. در این مقاله برآنیم که در جهت نهادینه‌کردن تصمیم‌گیری اخلاقی در جامعه‌ی پزشکی و ارائه‌ی الگویی اسلامی، از دیدگاه امیرمؤمنان در نهج‌البلاغه، به بسط مؤلفه‌ی تصمیم‌گیری در مبحث اخلاق پزشکی بپردازیم. بدین منظور موضوع تصمیم‌گیری اخلاقی به روش کتابخانه‌ای در کتب و مقالات فارسی و لاتین مورد بررسی قرار گرفت و مصادیق تصمیم‌گیری اخلاقی در طب و پزشکی نوین، مؤلفه‌ها و عوامل مؤثر بر آن در نهج‌البلاغه و تفاسیر مربوطه جست‌وجو و تحلیل شد. در کلام امام، مؤلفه‌های تصمیم‌گیری اخلاقی شامل دانش، بصیرت، توکل، مشورت، پایبندی به ارزش‌های اخلاقی، واقع‌گرایی و بی‌طرفی، امانت‌داری، عدالت‌گرایی، حق‌مداری، انجام وظیفه، رازداری، محرم بودن، قانون‌مداری، نگرش توحیدی و توجه به کرامت انسانی هستند. هم‌چنین، آفات تصمیم‌گیری اخلاقی از منظر نهج‌البلاغه عبارتند از: ناتوانی در پیش‌بینی و ارزیابی پیامدهای احتمالی، شتابزدگی، غلبه‌ی احساسات و منافع مادی. در آموزه‌های علوی، زمانی تصمیم‌گیری پزشک اخلاقی خواهد بود که رعایت عدالت، حقوق الهی و انسانی را در عملکرد حرفه‌ای خود مد نظر قرار دهد و نگرش وی به کار و حرفه نه صرفاً وسیله‌ای جهت کسب منافع اقتصادی بلکه به‌عنوان یک امانت باشد.
مسعود امید، میلاد نوری،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده

در این مقاله در پی آنیم تا مفهومی از مفاهیم بنیادی پزشکی را مورد بررسی و پ‍‍ژوهش فلسفی قرار دهیم. معمولاً هدف از چنین مطالعاتی که در حوزه‌ی مطالعات فلسفه‌ی پزشکی جای می‌گیرند، ایجاد تصوری واضح و متمایز از اصول فلسفی پزشکی است تا عمل پزشک را بر اساس درکی روشن از بنیادهای دانش خویش تنظیم کند. در این مقاله مفهوم علیت در پزشکی را با رویکرد فلسفی و تحلیل تاریخی مورد ارزیابی قرار می‌دهیم و در پی آن هستیم تا محوریت چنین مفهومی را در تصمیم‌گیری‌های بالینی به وضوح برسانیم. پزشکی به‌عنوان یک شاخه‌ی علمی دانشگاهی در پی فهم بیماری‌ها و کشف علت آن‌ها و رفع بیماری و برقراری سلامت فردی و اجتماعی است. به‌طور کلی، در عالم پزشکی با چهار الگوی کلی (پارادایم) و معادل با آن، چهار تعریف و رویکرد درباب مفهوم علیت مواجه‌ایم. هم‌چنین، متناظر با پارادایم‌های چهارگانه، با اندیشه‌های فلسفی فلاسفه‌ی مدرن از عقل‌گرایان و تجربه‌گرایان و فلاسفه‌ی پست‌مدرن مواجه هستیم. پارادایم بقراطی با نمایندگانی چون بقراط، ابن سینا و جالینوس، نخستین پارادایم در دانش پزشکی بود که تفکر واقع‌گرایانه و عقل‌گرایانه-ای را در باب مفهوم علیت پیش‌فرض می‌گرفت. پارادایم زیست‌پزشکی با رویکردی شبیه به موضع پوزیتیویست‌های منطقی علیت را مفهومی واقعی می‌داند که مصادیق آن نه از طریق عقل که از راه تجربه اثبات‌پذیر است. در درون این پارادایم رویکرد ابطال‌گرایانه‌ی مکتب انتقادی بالینی مورد توجه ویژه‌ای است که در آن علیت نه مفهومی واقعی و ضروری در خارج که مفهومی ذهنی و غیرقابل اثبات است که از طریق تجربه‌ی تداعی‌های مبتنی بر تقارن، تکرار و آمار به‌دست می‌آید. در پارادایم پست‌مدرن - هرمنوتیکی بحث از علیت علمی و مباحث زیستی و مکانیکی جای خود را به بحث اخلاقی در باب انسانی که دارای شأن اخلاقی و فهمانی است می‌دهد و به این ترتیب بحث از علیت در حاشیه قرار گرفته و موضوعیت خود را از دست می‌دهد.
انسیه سلیمی، محمد جواد فتحی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده

اتانازی یا مرگ از روی ترحم یکی از مسائل جدید و چالش برانگیز در حوزه‌ی حقوق پزشکی است. مقاله‌ی حاضر با توجه به قانون مجازات 1390 اثبات می‌کند که در میان انواع اتانازی «اتانازی فعال و غیرداوطلبانه» با احراز شرایط قتل عمد، به‌موجب بند «الف» ماده‌ی 291 قانون مزبور مجازات قصاص را به همراه دارد. اما «اتانازی فعال و داوطلبانه» بر مبنای رضایت مجنی‌علیه قتل عمد نبوده و به‌موجب ماده‌ی 366 مجازات کم‌تری نیز درپی خواهد داشت. در مقابل اتانازی «غیرفعال» که عموماً عنصر مادی آن با ترک فعل مسبوق به قانون یا قرارداد همراه است، مشمول ماده‌ی 296 این قانون و ماده‌واحده خودداری از کمک به مصدومین می‌شود. مگر این‌که به‌موجب فعل مثبت مادی واقع شود، که هم چون موارد گذشته از مصادیق بند «الف» ماده‌ی 291 خواهد بود. در پایان نیز پیشنهاد می‌شود؛ قانون‌گذار با رویکردی جدید و عنوانی مستقل قتل از روی ترحم را جرم‌انگاری کرده و باتوجه به مبانی انصاف و عدالت، مجازات کم‌تری را برای این مجرمان نسبت به قاتلان با انگیزه شرارت مدنظر قرار دهد.
شهلا معظمی، مهدی وحدانی، پریسا زاده دباغ،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده

با پیشرفت علوم، پیوند اعضا به‌عنوان یکی از دستاورد‌های نوین علم پزشکی وارد عرصه‌ی جامعه شد. پیوند اعضا نیز مانند همه‌ی علوم جدید در کنار مزیت‌ها، چالش‌هایی را نیز برای افراد جامعه به‌وجود آورد. در همین راستا قانون‌گذار برای حمایت متقابل از حقوق اعضای جامعه، قوانین و مقرراتی را وضع کرده است. در این مقاله پژوهشگران به بررسی قوانین و مقررات موجود در زمینه‌ی پیوند اعضا در ایران می‌پردازند. در همین زمینه به منابع حقوقی پیوند اعضا در ایران به‌ویژه قانون اساسی، قانون مجازات اسلامی، قوانین و مقررات بهداشتی و پزشکی و اصول اخلاقی و ... اشاره خواهیم کرد.در قانون اساسی (به‌عنوان سرلوحه‌ی قوانین کشور) اصول 167، 43، 29 و 14 مورد بررسی قرار می‌گیرد. در قانون مجازات اسلامی به مواد 724، 497، 495، 372 و 158 (به‌عنوان مهم‌ترین مواد موجود در قانون مجازات اسلامی در زمینه‌ی پیوند اعضا) پرداخته می‌شود. در قوانین و مقررات بهداشتی و پزشکی و اصول اخلاقی به « قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم است مصوب 17/1/1379»، «پروتکل تعیین و تأیید مرگ مغزی 1379»، «آیین‌نامه‌ی‌ اجرایی قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم است مصوب 25/2/1381 »، «دستورالعمل اهدا و پیوند کلیه از اهدا‌‌کنندگان زنده‌ مصوب 29/7/1387»، « بخش‌نامه‌ی 13101/س مورخ 9/2/1385 در خصوص اهدا-کنندگان زنده (به‌غیر از بحث پیوند کلیه از اهدا‌کننده‌ی زنده به اتباع بیگانه) »، «منشور حقوق بیماران مصوب 1388» پرداخته‌ایم. در انتها این نکته بیان می‌شود که قوانین و مقرراتی که در زمینه‌ی پیوند اعضا در ایران وجود دارد برای رفع چالش‌ها و مشکلات موجود کافی نیست.
عباس یداللهی باغلویی، سیدمحمد اسدی نژاد،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده

جانشینی در بارداری یکی از طرق درمان ناباروری بوده که به‌موجب آن اسپرم و تخمک زوجین در محیط آزمایشگاه لقاح یافته و به رحم زن دیگری به منظور رشد تا پایان دوره‌ی بارداری منتقل می‌شود که از این زن تعبیر به مادر جانشین می‌شود. طفل متولد از این شیوه نیز مانند هر طفل دیگری به‌موجب ماده‌ی 1168 قانون مدنی باید تحت حضانت ابوین خود قرار گرفته و این حق و تکلیف ابوین است که از او نگه‌داری کنند. حال چنان‌چه مادر جانشین از تحویل کودک به والدین او امتناع کند چه باید کرد؟ به‌نظر می‌رسد از مجموع مقررات قانون مدنی در موارد مختلف و مقررات قانون مجازات و قانون مسؤولیت مدنی، از یک‌طرف مادر جانشین ملزم به تحویل طفل به ابوین بوده و از طرف دیگر در صورت نگه‌داری از طفل، باید از عهده‌ی هر آسیب یا صدمه‌ی وارده برآید.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb