575 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
لیلا مسعودی یکتا، احسان حسن پور پازواری، علیرضا پارساپور، احسان شمسی کوشکی، محمد جلیلی، امیراحمد شجاعی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
تنشهای اخلاقی یکی از چالشهای عمدهای است که کادر درمان با آن مواجه میشوند. این تنشها به معنای ناتوانی فرد در عمل، بر اساس ارزشهای درونی و حرفهای خود، به دلیل فشارهای داخلی و خارجی است. متخصصان بهداشت و درمان ممکن است با موقعیتی روبهرو شوند که در آن، دربارهی درستی یا نادرستی تصمیمات و اقدامات درمانی دچار تردید شوند و در برابر تغییراتی که آنها را غیراخلاقی میدانند، احساس ناتوانی کنند. مطالعهی حاضر، با هدف تبیین تجربهی تنشهای اخلاقی پزشکان طب اورژانس و پرستاران در بخش اورژانس انجام شد. مطالعه، کیفی و به روش تحلیل محتوا بود و در آن با ۲۵ نفر از کادر درمان که با روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شده بودند، مصاحبهی نیمهساختاریافته انجام گرفت. دادهها با نرمافزار MAXQDA 2018 تجزیه و تحلیل شدند. یافتههای این پژوهش نشاندهندهی این است که تجربهی تنشهای اخلاقی پزشکان طب اورژانس و پرستاران بخش اورژانس در چهار زمینهی اصلی تنشهای مرتبط با حقوق بیمار، تنشهای مرتبط با رابطهی کادر درمان و همکاران، تنشهای مرتبط با مدیریت و تنشهای مرتبط با حرفهمندان بود؛ بنابراین، ازدحام جمعیت، کمبود کادر درمانی، نبود تناسب میان حقوق و مزایا و حجم کاری و سوءمدیریت در منابع، اعم از انسانی و فیزیکی از مهمترین علل ایجادکنندهی تنش در بخش اورژانس بیمارستان امامخمینی(ره) است. برنامهریزی برای بهبود تریاژ، توجه شایسته به منابع انسانی، متناسبسازی منابع با نیازها، پایش جمعیت مجاز به حضور و تدوین پروتکل جامع و شامل برای کارکنان، میتواند به بهبود ارائهی خدمات مراقبتی به بیماران بیانجامد.
حمید کاویانی پویا،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
آموزش در ایران و جهان، تاریخی طولانی را پشت سر گذارده است. موضوع آموزش و نهادها و مراکز آموزشی، از روزگار بنیاد حکومتهای ملّی فراگیر، به سبب برخورد تمدنها و اقتباس از دستاوردهای علمی یکدیگر، دچار تغییر و تحولات عمدهای شدهاند. در این پژوهش که از نوع کتابخانهای است، سعی شده تا با بررسی روشهای مختلف تدریسِ پزشکی، شیوههای انتقال دستاوردهای طبی به دانشپژوهان و علاقهمندان این حرفه در تاریخ ایران تا پایان عصر صفوی بررسی شود؛ ازاینرو، نگارنده با تکیه بر روش تاریخی، در وهلهی نخست، دادهها را از میان مطالب مندرج در منابع اصیل طبی، سفرنامهها و اسناد و شواهد موثقِ تاریخی که به زبانهای عربی و فارسی و انگلیسی نگاشته شدهاند، استخراج و گردآوری کرد؛ سپس، با رجوع به بانکهای اطلاعاتی داخلی، به توصیف و تحلیل دادههای بهدستآمده پرداخت. شواهد موجود حاکی از آناند که در طول تاریخ ایران، بهویژه در تمدن اسلامی، انتقال علوم طبی و آموزش طب بهصورت نظری و عملی، یا به اصطلاح امروزی تدریس بهصورت صحبت و سخنرانی (نظری) و بالینی (سریری، کلینیکی) رایج بوده است؛ البته در اهمیت هریک از روشها و اولویت در بهرهبری از آنها و نحوهی آموزش، اختلافنظرهایی وجود داشته و در طول دوران مزبور، در انتقال بهتر مفاهیم طبی به دانشپژوهان، تحول و تغییراتی رخ داده است.
رضا تقی زاده نائینی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
طاعون سال 1896م/ 1314ق یکی از مرگبارترین همهگیریهای تاریخ بود که در شهر بمبئی هند رخ داد. این بیماری بر زندگی جوامع بشری، بهخصوص جوامع اسلامی و حجگزاری مسلمانان در بازهی زمانی بین سالهای 1896 تا 1899م. تأثیراتی عمیق داشته است. پژوهش حاضر بهعنوان مطالعهای تاریخی مروری، به تحلیل پیامدهای شیوع طاعون در شهر بمبئی هند، تأثیر آن بر روند حجگزاری مسلمانان در این سال و سالهای پس از آن، نوع مواجههی مسلمانان با این بیماری و محدودیتهای اعمالشده توسط دولتهای وقت پرداخته است. دادهها از طریق مراجعه به منابع تاریخی، مانند گزارشهای موجود در سفرنامههای حج، اسناد تاریخی، اخبار مطبوعات عربی، تحقیقات جدید پژوهشگران غربی و مقالات علمی گردآوری شده است. یافتههای پژوهش نشان داد، دولتهای حاکم با ایجاد و توسعهی مکانهای قرنطینه، اعزام گروههای پزشکی، کاهش مدت حضور زائران در عربستان و مجابکردن مسلمانان به لغو سفر حج کوشیدهاند، از گسترش بیماری و افزایش تلفات ناشی از آن جلوگیری کنند. دو عامل اصلی در موفقیت اقدامات پیشگیرانه، دخیل بوده است: اول، قدرت اجرایی لازم برای اعمال محدودیتها و دوم، جلوگیری از بهخطرافتادن امنیت اقتصادی جوامعی که همزمان درگیر بیماری و حجگزاری هستند؛ دیدگاه مسلمانان نسبت به محدودیتها و پسزمینههای فرهنگی و مذهبی آنها نیز، در پذیرش این محدودیتها نقشی مهم ایفا کرده است.
رسول اسمعلی پور، ندا مهرداد، پونه سالاری،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
چالشهای اخلاقی مرتبط با قوانین و مقررات امور دارویی، یکی از جدیترین چالشهای پیشِ روی داروسازان در انجامدادن وظایف حرفهای است؛ لذا، شناسایی این چالشها و ممیزی اخلاقیکردن آنها، یکی از راهکارهای جدید و کارساز در حوزهی اصلاح قوانین و مقررات محسوب میشود. چالشهای اخلاقی داروسازان در خدمات دارویی، با انجامدادن مطالعهای کیفی از نوع تحلیل محتوای کیفی تحت عنوان «تبیین چالشهای اخلاقی در ارائهی خدمات دارویی» تبیین شدند. چالشهای استخراجشده در طبقات مختلف قرار گرفتند که یکی از این طبقات، چالشهای مرتبط با قوانین و مقررات امور دارویی بودند. این چالشها بر اساس قوانین و مقررات امور دارویی که در کتاب «قوانین و مقررات امور دارویی کشور» گردآوری شدهاند، بررسی و به سه دستهی قوانین و مقررات کهنه و بهروزرسانینشده، اجرانشدن صحیح و کامل آنها و نبود کنترل و نظارت درست بر حسن اجرای آنها تقسیمبندی شدند. این قوانین و مقررات، بهشکل مطالعهای تطبیقی با سند جامع اخلاقی نظام دارویی کشور، بررسی و تحلیل و ممیزی اخلاقی شدند. آشنایی مسئولان و سیاستگذاران حوزهی سلامت و بهخصوص امور دارویی کشور با این چالش و اقدامات لازم در جهت بهبود قوانین و مقررات میتواند در نهایت منجر به ارتقاء کیفیت خدمات درمانی و دارویی شود؛ همچنین، باعث خواهد شد که بیماران مراقبت دارویی و درمانی باکیفیت دریافت کنند.
فرشید محمدموسایی، زینب رئیسی فر، آق سید علی موسوی، خا نسترن خرسندی بهار، فاطمه اسماعیل زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
حفظ حریم خصوصی بیماران، یکی از مهمترین حقوقهای اولیهی بیماران و از وظایف اخلاقی کارکنان نظام سلامت است. این مطالعهی توصیفیمقطعی در سال 1401 با هدف مقایسهی دیدگاه بیماران و کارکنان اتاق عملهای جراحی زنان و زایمان شهر مشهد دربارهی میزان رعایت حریم خصوصی بیماران انجام گرفت. نمونهگیری از بیماران بهصورت تصادفی در اتاق عملهای مذکور بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی اطلاعات جمعیتشناختی و پرسشنامهی استاندارد بررسی حریم خصوصی بیماران بستری و برای تحلیل دادهها، از نرمافزار SPSS 22 و آزمون های توصیفی و استنباطی استفاده شد و سطح معنیداری 0.5 >P در نظر گرفته شد. میانگین سن (± انحراف معیار) بیماران و کارکنان شرکتکننده در پژوهش بهترتیب (12/56 ± 39/07) و (8/42 ± 31/65) بود. میانگین نمرهی رعایت حریم خصوصی از دیدگاه بیماران (22/41 ± 38/92) و از دیدگاه کارکنان (8/02 ± 64/26) و تفاوت این دو دیدگاه به لحاظ آماری معنیدار بود(0.0001 = P). کمترین نمره در هر دو گروه، بعُد حریم خصوصی شخصی (77/97 ± 8/4) بیمار و (2/66± 13/37) کارکنان بوده است. نتایج نشان داد، میزان رعایت حریم خصوصی از دیدگاه کارکنان، بیشتر از متوسط و از دیدگاه بیماران، کمتر از متوسط بود؛ لذا با توجه به موقعیت خاص بیماران، استرس فراوان بیمار و محدودیتهای جسمی و روانی در حمایت از خود، لازم است آموزش و اقدامات ضروری برای توجه بیشتر کارکنان به موارد رعایت حریم خصوصی و نیز آگاهیبخشی به بیماران در این زمینه انجام شود.
زهرا آقابیگلویی، روشنک ثاقبی، جمال رضایی اوریمی، مرتضی مجاهدی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
تاریخ پزشکی دورهی صفویه (۹۰۷ تا ۱۱۳۵ هجری) در ایران، بهعنوان یکی از مقاطع مهم، همواره در کانون توجه پژوهشگران بوده است. هدف اصلی این مطالعه، ارزیابی کمّی مقالات «تاریخ پزشکی دورهی صفویه» در ایران است. این پژوهش توصیفیتحلیلی و کاربردی، با رویکرد کمّی انجام شد. جامعهی آماری پژوهش، شامل همهی تولیدات علمی با موضوع «تاریخ پزشکی دورهی صفویه» در پایگاههای اطلاعات علمی داخلی و خارجی، در یک دورهی ۲۲ ساله و در بازهی زمانی سال ۱۳۸۰ تا پایان سال ۱۴۰۲ است. در طی دورهی بررسیشده، ۲۴۷ عنوان مقاله در حوزهی تاریخ پزشکی دورهی صفویه با مشارکت ۵۴۲ نویسنده، منتشر شده بود. از نظر گرایش موضوعی، ۱۸/۲ درصد از آثار منتشرشده به زندگینامهی پزشکان تعلق داشت و تحقیق و ترجمه و تصحیح نسخ خطی طبی، با ۱۶/۱ درصد، در ردهی بعدی قرار گرفت. در بین دانشگاهها و مراکز علمی، دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه آزاد اسلامی، در رتبههای نخست پژوهش در این باب، قرار داشتند. مشارکت مردان حدود ۶۰ درصد و بیش از زنان بود؛ همچنین، حدود ۶۸ درصد آثار، حاصل کار گروهی بود. مجلهی طب سنتی اسلام و ایران بیشترین تعداد مقالات منتشرشده را به خود اختصاص داده بود. مقالات پژوهشی، بیشترین نوع مقالات بودند. تحلیل محتوای مقالات علمی تاریخ پزشکی دورهی صفویه نشان داد، این حوزهی پژوهشی با وجود رشد چشمگیر، با تمرکز بیشازحد بر موضوعاتی خاص، مانند زندگینامهی پزشکان، از توجه به سایر جنبههای تاریخ پزشکی این دوره غافل مانده است.
رضا عبدالهی، هاله قوامی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
پرستاران به دلیل ماهیت حرفهی خود، با استرس شغلی فراوانی روبهرو هستند که میتواند تأثیراتی نامطلوب بر زندگی آنها و همچنین، کیفیت مراقبتهای پرستاری داشته باشد. به نظر میرسد، شجاعت اخلاقی میتواند یکی از عوامل اثرگذار بر استرس شغلی پرستاران باشد؛ لذا مطالعهی حاضر با هدف تعیین ارتباط بین شجاعت اخلاقی و استرس شغلی در پرستاران انجام گرفت. این مطالعهی مقطعی توصیفیتحلیلی در سال 1403 با شرکت 120 نفر از پرستاران بخشهای اورژانس بیمارستانهای آموزشیدرمانی شهر ارومیه بهصورت نمونهگیری دومرحلهای انجام گرفت. ابزارهای جمعآوری دادهها، شامل فرم مشخصات دموگرافیک، پرسشنامهی شجاعت اخلاقی سکرکا و پرسشنامهی استرس شغلی گری تافت و اندرسون بود. تحلیل دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانهی خطی، تی مستقل و آنالیز واریانس یکطرفه در نرمافزار آماری SPSS نسخه 23 انجام شد. میانگین نمرات شجاعت اخلاقی حرفهای، 85/93 ± 15/68 و استرس شغلی 0.23 ± 77/10 بود. یافتهها نشان داد، بین شجاعت اخلاقی و استرس شغلی در پرستاران، ارتبـاط معکوس و معنیدار وجود دارد (0.33-=r و 0.05 >P)؛ همچنین، برخی ابعاد شجاعت اخلاقی مانند عامل اخلاقی، تحمل تهدید و هدف اخلاقی، اثر معکوس و معنیدار آماری بر استرس شغلی داشتند (0.05 >P). نتایج مطالعه نشان داد، شجاعت اخلاقی در تعدیل استرس شغلی پرستاران، نقشی مهم داشت که این امر میتواند بر عملکرد پرستاران و در نتیجه، کیفیت مراقبتهای پرستاری اثرگذار باشد؛ لذا، مدیران پرستاری میتوانند با ایجاد زمینهی مناسب برای ارتقاء شجاعت اخلاقی در پرستاران، نقشی مهم در کاهش و تعدیل استرس شغلی تجربهشده توسط آنها و ارتقاء مراقبتهای باکیفیت داشته باشند.
داوود رسولی، الهام رمضان پور، سهراب نصرتی، خانم اکرم ژیانی فر، زهرا نوری خانقاه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
اخلاق حرفهای، بهعنوان یکی از مباحث تأملبرانگیز در اخلاق پزشکی، در حرفههای پزشکی که مستقیماً با جان انسان سروکار دارند، حائز اهمیت است؛ بنابراین، مطالعهی حاضر با هدف مقایسهی پایبندی به اصول اخلاق حرفهای در میان دانشجویان عرصه و کارکنان اتاق عمل بیمارستانهای آموزشیدرمانی منتخب دانشگاه علوم پزشکی ایران در طی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱ انجام پذیرفت. این مطالعه، از نوع توصیفیمقطعی است. دویست نفر از کارکنان اتاق عمل شش بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی ایران، بهصورت تصادفی طبقهای سهمیهای و شصت نفر از دانشجویان عرصهی اتاق عمل، بهصورت در دسترس وارد مطالعه شدند. دادهها با پرسشنامهی جمعیتشناختی و اخلاق حرفهای کادوزیر (۲۰۰۲) جمعآوری و با نرمافزار SPSS نسخهی ۲۴ با آمار توصیفی (میانه و دامنهی میانچارکی) و آزمونهای آماری کای اسکوئر و آزمون منویتنی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد، اخلاق حرفهای 98.4% دانشجویان و 75% کارکنان اتاق عمل در وضعیت قوی و مناسبی قرار دارد. در بُعد وفاداری و مسئولیتپذیری، بهصورت معناداری نمرهی میانهی دانشجویان (0.0001 > P) و در بُعد صداقت نمرهی میانهی کارکنان (0.003 = P) بیشتر بود؛ همچنین، در سایر ابعاد، تفاوت معناداری گزارش نشد. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر نشان داد، اخلاق حرفهای هر دو گروه (دانشجویان و کارکنان اتاق عمل) در وضعیت مطلوبی قرار دارد. این یافتهها میتواند راهنمایی برای برنامهریزی مداخلات آموزشی و توسعهای با هدف ارتقاء اخلاق حرفهای در بین این دو گروه باشد.
رویا ملک زاده، ناهید نیکزاد قادیکلائی، مریم خزایی پول،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
رعایت اصول اخلاقی در دانشگاههای علوم پزشکی که در تربیت نسل آیندهی متخصصان حوزهی سلامت نقشی مهم دارند، از اهمیتی ویژه برخوردار است. این اصول میتوانند بهعنوان راهنمایی برای دستیابی به اهداف آموزشی و بهبود عملکرد در حوزههای مختلف دانشگاهی عمل کنند. این مطالعه بهمنظور تبیین مؤلفههای اخلاق در آموزش دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. پژوهش به روش کیفی، از نوع تحلیل مضمون ترکیبی در سال 1402 انجام گرفت. شرکتکنندگان هفده نفر از مدیران آموزشی، اعضای هیئت علمی و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران بودند. مطالعه در سه فاز مرور جامع متون، مصاحبه با خبرگان و تشکیل پانل تخصصی انجام شد. دادهها با مصاحبهی نیمهساختاریافته و به روش هدفمند و سپس گلولهی برفی جمعآوری شد و تا اشباع دادهها ادامه یافت؛ همچنین، پس از رونویسی مصاحبهها، کدگذاری، طبقهبندی و شناسایی مضامین، دادهها با روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شدند. از تحلیل دادهها، ۸ درونمایهی اصلی، شامل اخلاقمداری، عدالتمحوری، مسئولیتپذیری، وظیفهشناسی، احترام به دیگران، رعایت پوشش، پاسخگویی و سلامت معنوی و 55 درونمایهی فرعی استخراج شد. توجه به مؤلفههای اخلاقی میتواند به افزایش شفافیت، ایجاد محیط آموزشی عادلانه، تقویت مسئولیتپذیری در اعضای هیئت علمی و دانشجویان و ارتقاء کیفیت یادگیری منجر شود و نقشی مهم در برقراری تعاملات بین استادان ودانشجویان ایفا کند. رعایت مؤلفههای اخلاقی در آموزش دانشگاهی، نهتنها به درک مفاهیم اخلاقی نیاز دارد، بلکه باید با سازوکارهای مناسب اجرایی همسو شود؛ لذا، برگزاری کارگاههای آموزشی برای افزایش آگاهی اعضای هیئت علمی و دانشجویان و کارکنان، استفاده از شاخصهای اخلاقی در فرایندهای جذب و ارتقاء اعضای هیئت علمی پیشنهاد میشود.
سودابه مهدی زاده، احسان شمسی گوشکی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
بیانیهی هلسینکی بهعنوان یکی از اسناد بنیادین اخلاق در پژوهشهای پزشکی دارای شرکتکنندهی انسانی، با توجه به پیشرفتهای علمی و نظری، مسائل اخلاقی نوظهور در پژوهش و تجربههای بهدستآمده، از زمان تصویب آن تاکنون بهصورت دورهای، بازنگری شده است. در آخرین بازنگری انجامشدهی آن در سال ۲۰۲۴، تغییرات و اصلاحات مهمی در این سند صورت گرفته است. در این مقاله، تغییرات و اصلاحات انجامشده در ویرایش جدید این بیانیه و تفاوتهای آن با ویرایش قبلی آن در سال ۲۰۱۳، بررسی و تحلیل شده است. ازجمله اصلاحات اساسی در بازنگری اخیر، لزوم رعایت اصول اخلاقی در پژوهش توسط پزشکان و سایر پژوهشگران، جایگزینی اصطلاح شرکتکننده با آزمودنی و تأکید بر آزادانهبودن رضایت آگاهانه است. توجه به پایداری زیستمحیطی، طراحی دقیق پژوهش برای جلوگیری از هدررفت آن و تأکید بر سلامت علمی، از دیگر اصلاحات انجامشده در بازنگری جدید این بیانیه است؛ همچنین، ارتقاء سلامت فردی و عمومی بهعنوان هدف نهایی پژوهش، تأمین منابع کافی برای کمیتههای اخلاق در پژوهش و تقویت استقلال آنها، اهمیت بررسی اخلاقی محلی، توجه به ترجیحات و ارزشهای اعلامشدهی شرکتکنندگانی که قادر به ارائهی رضایت آزادانه و آگاهانه نیستند، لزوم رعایت اصول اخلاقی بیانیه در مواقع اضطراری و بحرانهای بهداشت عمومی نیز، از دیگر تغییرات و اصلاحات انجامشده در ویرایش اخیر است. با توجه به تغییرات صورتگرفته پیشنهاد میشود، راهنماهای ملی اخلاق در پژوهشهای پزشکی با شرکتکنندگان انسانی در کشور ما نیز، بر اساس این تغییرات و اصلاحات، بازنگری شوند.
محسن شهریاری، مریمالسادات هاشمی، آرش نجیمی، محمد زارع رشکوییه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
ماهیت اساسی مراقبت در پرستاری، حفظ کرامت انسانی بیمار است. صیانت از مقام و ارزش والای انسانی، محور اصلی حرفهی پرستاری را تشکیل میدهد. هدف مطالعهی حاضر، مقایسهی تأثیر آموزش اخلاق حرفهای از طریق برنامهی کاربردی تلفن همراه و وبینار بر حفظ کرامت بیماران در دانشجویان پرستاری بود. این مطالعه از نوع نیمهتجربی دو گروهی، از نوع قبل و بعد بود که بر روی نود دانشجوی کارشناسی پرستاری انجام گرفت. برای یک گروه، آموزش اخلاق حرفهای به روش وبینار صورت گرفت و در گروه دیگر، برنامهی کاربردی تلفن همراه، طراحی و ساخته و استفاده شد. فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی دیدگاه دانشجویان پرستاری در زمینهی حفظ کرامت بیمار، ابزار گردآوری دادهها بودند. نتایج نشان داد، میانگین نمرهی کل کرامت انسانی قبل از آموزش، در گروه وبینار 17/43±99/96 و در گروه برنامهی کاربردی 59/28±99/16 بود و از لحاظ آماری معنادار نبود (0.62 = p). میانگین نمرهی کرامت پس از آموزش، در گروه برنامهی کاربردی 96/14 ± 111/15 بهطور معناداری بالاتر از گروه وبینار 15/38 ± 104/34 بود (0.02 = p). بر اساس یافتهها، آموزش اخلاق حرفهای با استفاده از برنامهی کاربردی تلفن همراه، در مقایسه با وبینار، همراه با ارتقاء بیشتر دیدگاه دانشجویان پرستاری در زمینهی کرامت بیمار بود. آموزش با تلفن همراه میتواند بهعنوان یک روش یادگیری خودگردان و انعطافپذیر در دسترس دانشجویان قرار گیرد و این امکان را بدهد که بهصورت مداوم و بدون محدودیت زمانی و مکانی از محتوای آموزشی بهرهمند شوند. پیشنهاد میشود، دانشگاههای علوم پزشکی کشور توسعه و بهکارگیری برنامههای کاربردی آموزشی را در برنامههای درسی در کانون توجه قرار دهند.
زهرا آقابیگلویی، جمال رضایی اوریمی، سید محمد هاشمی مهر، روشنک ثاقبی، مرتضی مجاهدی، سید امیرحسین لطیفی، مهدی صالحی، سید عبدالله محمودی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
ارزیابی و تحلیل تولیدات علمی، نقشی مهم در بهبود کیفیت پژوهشها و مدیریت منابع پژوهشی ایفا میکند. هدف این پژوهش، ارزیابی کمّی محتوای پایاننامههای رشتهی تاریخ علوم پزشکی در دانشگاههای ایران از سال ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱ بوده است. مطالعهی حاضر از نوع کاربردی بوده و با استفاده از روش تحلیل کمّی محتوا صورت گرفته است. یافتههای پژوهش نشان داد، بیشترین میزان نگارش پایاننامهها در سال ۱۴۰۱ (19/2 درصد) ثبت شده و موضوعات مرتبط با طب سنتی و داروسازی سنتی، بیشترین فراوانی را داشته است. مطالعات توصیفی و توصیفیتحلیلی، شایعترین روش تحقیق بودند. متداولترین کلیدواژههای فارسی شامل تاریخ پزشکی، طب سنتی و طب ایرانی و پرکاربردترین کلیدواژههای انگلیسی شامل Medical History, Traditional Medicine, Iranian Medicine بودهاند. پایاننامهها در پرداختن به دورههای تاریخی، به دورهی اسلامی (از ظهور اسلام تا ابتدای دورهی صفویه)، بیشترین توجه و به دورهی معاصر، کمترین توجه را داشتهاند. نتایج نشان داد، پژوهشها در زمینهی طب سنتی و دورهی اسلامی متمرکز شدهاند و نیاز به توجه بیشتر به دورههای دیگر و همچنین استفاده از روشهای تحلیل کیفی برای درک بهتر پیچیدگیهای تاریخی وجود دارد.
حسین متعارفی، شهریار سخائی، امین سهیلی، حسن ابراهیم پور صدقیانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
درک بیماران از کیفیت خدمات درمانی و رضایتمندی آنها از حقوق قانونیشان، هدف اصلی تیم مراقبتی است و باید بهعنوان معیاری برای ارزشیابی اعتباربخشی در نظر گرفته شود؛ ازاینرو، بررسی دقیق ادراکات، احساسات و تجربیات کادر درمانی و بیماران در خصوص دلایل «ترخیص با رضایت شخصی» بهعنوان حق قانونی بیماران میتواند به شناسایی عوامل پنهان متأثر از وضعیت زمانی و مکانی کمک کند. این مطالعهی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی، با مشارکت ۲۴ نفر از کادر درمان و بیماران، بهصورت هدفمند و از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام شد. پژوهشگران با بازخوانی مکرر محتوای ضبطشده و یادداشتها به کدگذاری دادهها پرداختند. در مراحل بعدی، کدها و مضامین کلیدی، خوشهبندی و در قالب موضوعات مشخص، دستهبندی و نامگذاری شدند. در نهایت، تفسیری از دادههای بهدستآمده که رویکرد مطالعه را بازتاب میداد، ارائه شد. در این پژوهش، ۲۰۳ کد از تحلیل محتوای قراردادی استخراج و پس از دستهبندی، چهار مضمون فرعی «عوامل انسانی»، «فرایندها»، «تسهیلات» و «محیط» با مضمون اصلی «بلاتکلیفی و بیاعتمادی» بهعنوان دلایل ترخیص با رضایت شخصی شناسایی شد. ترخیص با رضایت شخصی، بهعنوان چالشی برای اعتباربخشی بیمارستانها و پیامد نامطلوب برای بیماران شناخته میشود. با رفع مشکلات ناشی از بلاتکلیفی و ایجاد اعتماد عمومی از طریق همکاری تیمی و اجرای خطمشیهای نوین، میتوان میزان ترخیصهای مغایر با نظر پزشک را کاهش داد.
زهرا دهقانی، فرهاد خرمائی، سید مهدی پورسید،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش منش بر خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعهپسند دانشجویان بود. این پژوهش، طرحی شبهآزمایشی با گروه کنترل و پسآزمون بود. مشارکتکنندگان در پژوهش، دو گروه از دانشجویان دانشگاه شیراز بودند که با تخصیص تصادفی به گروههای آزمایش و کنترل تقسیم شدند؛ سپس، گروه آزمایش، دوازده جلسه در برنامهی آموزش تکوینی صفت منشی آدابگرایانه شرکت کردند و در پایان، هر دو گروه به پرسشنامههای خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعهپسند پاسخ دادند. شایان ذکر است که روایی و پایایی این ابزارها برای فرهنگ ایرانی در سطح رضایتبخش بوده است. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد، آموزش منش آدابگرا بر هر سه متغیر خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعهپسند تأثیری معنادار داشته است. تلویح ضمنی این نتایج، توجه به آموزش منش در موقعیتهای تحصیلی است.
راحله سموعی، شکوفه سموعی، نرگس مشکینه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
اعضای هیئت علمی و پژوهشگران دانشگاهها، طبق رسالت و ماهیت شغلی، بیشترین سهم تولیدات علمی را از طریق پژوهش، عهدهدار هستند. با توجه به نقش اصول اخلاقی در مبتنی بر شواهد بودن تولیدات و اثرگذاری در بهرهبرداری جامعه از پژوهشها و توجه به اهمیت ارزیابیهای علمی، مطالعه با هدف طراحی و روانسنجی پرسشنامهی عوامل مرتبط با عملکرد غیراخلاقی پژوهشی پژوهشگران انجام شد. مطالعه از نوع مقطعی است و بر روی اعضای هیئت علمی و پژوهشگران دانشگاههای علوم پزشکی کشور در سال 1403 صورت گرفت. بر اساس مطالعهی کیفی انجامشده، چهل گویه در قالب اولیهی پرسشنامه استخراج شد. روایی صوری، محتوایی (CVI ، CVR) ملاکی (واگرا و همگرا)، تحلیل عامل اکتشافی پرسشنامه و همچنین، پایایی آن به روش آلفای کرونباخ سنجش شد. برای گزارش دادهها از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t استودنت استفاده شد. در مرحلهی سنجش روایی محتوایی، با توجه به مشارکت یازده پژوهشگر و نمرهی برش 0/59 برایCVR و برای CVI نمرهی 0/79 و بیشتر، 16 گویه از 40 گویه حذف و 24 گویه باقی ماند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، شکلگیری پنج عامل را ازجمله: رفتار و باورهای غیرمسئولانه و غیرحرفهای پژوهشگران، مبنای ناکارآمد رقابت و پیشرفت پژوهشگران، آگاه و روزآمد نبودن پژوهشگران، سیاستها و فرهنگ سازمانی ناکارآمد و نبود نظارت بر پژوهشگر و پژوهش نشان داد. یافتههای توصیفی نشان داد، بین میانگین نمرهی عوامل مرتبط با عملکرد غیراخلاقی پژوهشی پژوهشگران به تفکیک جنس (0.002 = P) و سمت سازمانی (0.004 =P) برخلاف درجهی تحصیلی، تفاوت معنادار وجود داشت. یافتههای مطالعه از تأیید ویژگیهای روانسنجی پرسشنامهی عوامل مرتبط با عملکرد غیراخلاقی پژوهشی حکایت دارد.
محمدمهدی پژاوند، معصومه برخورداری شریف آباد، خدیجه نصیریانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
شناسایی راهکار مقابلهای مؤثر برای دیسترس اخلاقی، بهعنوان پدیدهای مهم و شایع در پرستاران بخش مراقبتهای ویژه، ضروری به نظر میرسد. مدل دانش تا عمل، با هدف شناسایی روشهای مؤثر برای پیادهسازی شواهد در عمل بالینی است. مطالعهی حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخلهی مبتنی بر مدل دانش تا عمل، بر دیسترس اخلاقی پرستاران شاغل در بخش مراقبت ویژه انجام شد. این پژوهش از نوع تجربی بود و پرستاران شاغل در بخش مراقبت ویژهی بیمارستان نمازی شهر شیراز، جامعهی آماری آن را تشکیل دادند. تعداد صد پرستار واجد شرایط، بهشیوهی در دسترس انتخاب شدند؛ سپس، بهطورتصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. برای گروه مداخله، مدل دانش تا عمل اجرا شد. دادهها با استفاده از پرسشنامهی دیسترس اخلاقی هامریک، قبل و یک ماه بعد از مداخله، توسط هر دو گروه گردآوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS 19 تحلیل شد. بر اساس یافتهها، هر دو گروه، قبل از مداخله، از نظر ویژگیهای جمعیتشناختی و میانگین نمرهی دیسترس اخلاقی یکسان بودند. بعد از مداخله، میانگین نمرهی دیسترس اخلاقی در گروه مداخله، در بعد فراوانی (0/34±2/12) و در بعد شدت (0/46±2/32) در مقایسه با گروه کنترل بعد فـراوانی: (0/43 ± 2/510) ، بعد شدت: (0/55±2/57) بهطور معناداری کاهش یافته بود (0/001>p). یـافتهها نشان داد، اجرای مدل دانش تا عمل، موجب کاهش دیسترس اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه میشود؛ لذا اجراکردن این مدل، برای ارتقاء کیفیت مراقبت، به مدیران پرستاری پیشنهاد میشود.
اکرم حیدری، مرتضی حیدری، باقر لاریجانی، علی محمد مصدق راد،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
سلامت معنوی، داشتن هدف و معنا در زندگی و احساس تعلق به چیزی فراتر از خود است که آرامش درونی، رضایت و شادی را تقویت میکند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری در سال ۱۴۰۳ انجام شد. با مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۴۷ نفر از سیاستگذاران، مدیران، استادان، کارکنان و دانشجویان، ۱۸۳ منفعت آموزش سلامت معنوی در دانشگاههای علوم پزشکی شناسایی و در شش گروه منفعت برای استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه دستهبندی شدند. برای استادان، آموزش معنویت موجب ارتقاء آگاهی اخلاقی، افزایش انگیزه، رضایت شغلی، تعهد و بهبود کیفیت آموزش میشود. تقویت معنویت در دانشجویان نیز به کسب مهارتهای ارتباطی و همدلی بیشتر، کاهش استرس و اضطراب و ارتقاء تواناییهای حرفهای آنان یاری میرساند. کارکنان سلامت نیز از کاهش خطاهای پزشکی، افزایش تابآوری، بهبود روابط اجتماعی و ارتقاء کیفیت مراقبتها بهرهمند میشوند؛ همچنین، بیماران با مراقبت معنوی، استرس و افسردگی کمتری را تجربه کرده، سلامت روان و کیفیت زندگیشان بهبود یافته و روند درمانشان سریعتر پیش میرود. آموزش سلامت معنوی در سطح جامعه نیز، به رفتارهای اجتماعی مثبتتر و جامعهای سالمتر منجر میشود؛ افزونبراین، دانشگاهها با اجرای این آموزشها میتوانند برنامههای جامعتر، پژوهشهای بینرشتهای، اخلاق حرفهای و تربیت نیروهای سلامت جامعنگر را توسعه دهند و بر اعتبار و بهرهوری خود بیفزایند. آموزش سلامت معنوی در دانشگاههای علوم پزشکی ایران با اثرگذاری مثبت بر استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه، موجب بهبود سلامت روانی و حرفهای، ارتقاء کیفیت آموزش، افزایش بهرهوری و اعتبار نظام آموزش عالی سلامت کشور میشود.
سمانه فلاح کریمی، زهرا خلیل زاده فرسنگی، عزیزاله اربابی سرجو، فاطمه اعتمادی نیا،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
پرستاران بخشهای مراقبت ویژه به دلیل مواجههی مداوم با موقعیتهای پیچیدهی اخلاقی و تصمیمگیریهای دشوار، در معرض آسیب اخلاقی زیادی هستند. این آسیب میتواند بر عملکرد حرفهای و سلامت روان آنان تأثیر منفی بگذارد. این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین آسیب اخلاقی و شهامت اخلاقی در پرستاران شاغل در بخشهای مراقبت ویژه انجام شده است. این مطالعهی توصیفیمقطعی در سال 1۴۰۳ انجام گرفته است. جامعهی آماری مطالعه را ۱۵۰ پرستار شاغل در بخشهای مراقبت ویژه تشکیل دادند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی شهامت اخلاقی سکرسا و مقیاس علائم اخلاقی برای متخصصان سلامت استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تی مستقل در نرمافزار آماری SPSS نسخه 22 تجزیه و تحلیل شدند. یافتههای این مطالعه نشان داد، بین آسیب اخلاقی و شهامت اخلاقی رابطهی معکوس و معناداری وجود دارد (r=-0.64, p<0.001)؛ همچنین، سطح شهامت اخلاقی در پرستاران رسمی بالاتر از پرستاران طرحی بود؛ علاوهبراین، بین سن و شهامت اخلاقی، رابطهی مستقیم مشاهده شد؛ بهطوریکه با افزایش سن، سطح شهامت اخلاقی نیز افزایش یافت. یافتههای مطالعه، ضرورت طراحی و اجرای دورههای آموزشی مؤثر را برای کاهش آسیب اخلاقی و ارتقاء شهامت اخلاقی در این گروه از پرستاران نشان داد.
امیر راستین طرقی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
در دهههای اخیر، کاهش تمایل به فرزندآوری و گسترش سیاستهای بیفرزندی داوطلبانه، در نظریههای فلسفهی اخلاق، بازتابی جدی یافته است؛ ازجمله در دیدگاههای تولدستیزانه. مقالهی حاضر به بررسی انتقادی استدلال بروس بلکشا پرداخته که در مقالهای با عنوان «کاربست شرطبندی پاسکال در فرزندآوری»، با بهرهگیری از ساختار شرطی پاسکال و اصل عدم تقارن مکماهان، مدعی است احتمال گرفتارشدن فرزند در عذاب ابدی، حتی احتمال بسیار اندک، فرزندآوری را از حیث اخلاقی به چالش میکشد. با ناموجهشدن فرزندآوری، افراد از نظر اخلاقی، موظف به تجرد یا عقیمسازی هستند. این مقاله با روش تحلیلی، استدلال بلکشا را از سه منظر نقد میکند: اول، پیامدهای ناپذیرفتنی، همچون: تعمیمپذیری به تمام تصمیمهای اخلاقی و اختلال در زیست روزمره، دوم، مخالفتهای مبنایی فیلسوفان اخلاق با اصولی چون اصل عدم تقارن و سوم، ناسازگاری با مبانی الهیاتی، بهویژه در سنت اسلامی، مانند نادیدهگرفتن اموری همچون: مسئولیت اخلاقی فرزندان، نقش تربیتی والدین و وجود تفسیرهای متفاوت از خلود در عذاب. از دیدگاه اسلام، فرزندآوری نه یک خطر، بلکه بخشی از سنت انبیا، فطرت انسان و طرح حکیمانهی خلقت است و تولد، فرصتی برای رشد و انتخاب و تقرب الهی تلقی میشود.
سیدمحمدتقی حسینی وردنجانی، احمد سلامی، سیدمرتضی حسینی، جنت مشایخی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
وضعیت نباتی، حالتی در پزشکی معاصر است که چالشهای اخلاقی و فقهی و حقوقی متعددی به همراه داشته است. اساسیترین پرسش در مواجهه با این وضعیت، زنده یا مردهبودن این اشخاص است که احکام و آثار دیگر، معمولاً متأثر از پاسخ به این سؤال است. برخی فقیهان معاصر با تکیه بر تقسیم حیات به مستقر و غیرمستقر در فقه و با توجه به فقدان اراده و آگاهی شخص در وضعیت نباتی، این اشخاص را در حکم میت دانستهاند. به نظر میرسد، با توجه به امکان بازگشت هوشیاری این افراد هرچند با احتمال بسیار کم در نوع پایدار و مزمن این بیماری، مفهوم حیات غیرمستقر بر این افراد تطبیق نمیکند؛ علاوهبراین، فعالبودن ساقهی مغز و محققنشدن معیار مرگ مغزی از نظر پزشکی و حقوقی در بسیاری از نظامها، مؤید صدقنکردن عنوان «موت» براین وضعیت است؛ همچنین، از منظر اسلامی، احراز انفصال کامل روح از بدن که شرط تحقق مرگ است، در وضعیت نباتی ممکن نیست. در نهایت، در فرض تردید نسبت به حیات یا ممات شخص در وضعیت نباتی، این شک از نوع شبههی مصداقی بوده و با تمسک به اصل استصحاب حیات، حکم به زندهبودن وی و ترتب آثار شرعی حیات بر او میشود.