روشهای کمکباروری دخالت شخص ثالث در روند تولیدمثل را با ارائهی تخم، اسپرم، جنین یا رحم امکانپذیر ساخته است. روشهای کمکباروری راه را برای روشهای مختلف دیگر از جمله انتخاب جنسیت، تشخیص ژنتیکی پیش از لانهگزینی (PGD)، دستکاریهای ژنتیکی، انجماد گامت، جنین و گنادها، شبیهسازی و غیره ... باز کرده است و بحث های اخلاقی زیادی را برانگیخته که از آغاز تا به حال ادامه دارد. نگرش متناقض در بسیاری از کشورها در سرتاسر جهان بدون در نظر گرفتن زمینههای سیاسی، مذهبی، فرهنگی و اقتصادی این کشورها ایجاد شده است.
در سنت اسلامی، در مورد تولیدمثل، تقریبا تمام دانشمندان موافق این هستند که زوجهای نابارور درمان را تا زمانی که هر دو گامت نر و ماده متعلق به یک زوج است و بارداری در رحم زن صورت میگیرد، دنبال کنند. پزشکان باید برای باروری زوجهای نابارور از کلیهی تکنولوژیها در زوجهای متأهل کمک بگیرند. حقوق جنین قابل احترام است و تشخیص ژنتیکی تا زمانی که به جنین آسیب نمیرساند میتواند انجام شود. اگر چه قانون برای تشخیص ژنتیکی پیش از لانهگزینی در کشورهای اسلامی اجازه داده است، تصمیمگیری در مورد سرنوشت جنین را بهعهدهی زوج نمیگذارد. اطلاعات لازم باید به پزشکان داده شود تا در ارائهی روشهای مختلف کمک باروری به زوج نابارور کمک شود.
از آنجا که وظیفهی پدر و مادر در ایجاد محیط امن برای پرورش فرزند یک اصل اخلاقی است، توجه به سلامت جسمی، روانی، توان اقتصادی زوجین و استحکام نهاد خانواده را میتوان از لوازم آن بهحساب آورد. بر این اساس، ضروری است برای جلوگیری از مشکلات احتمالی آتی و برقراری تناسب میان خواست زوجین متقاضی درمان و مصلحت نوزاد بهدنیا آمده، حدود استفاده از این روشها با دقت بیشتری بررسی شود. در این مقاله، تلاش میشود اهم محدودیتهای اخلاقی در ارائهی خدمات ناباروری به متقاضیان درمان ناباروری با یا بدون مداخلهی شخص ثالث برشمرده شود. زوجینی که دارای حدی از سلامت جسمی نیستند که توان پرورش کودک را داشته باشند، اخلاقاً نمیتوانند خدمات درمان ناباروری را دریافت کنند. بیماریهای ناتوانکنندهی جسمی و معلولیتهای شدید مانند «اسکلروز مولتیپل» و «بدخیمیها با بقای کوتاهمدت بیمار» را میتوان در این دسته گنجاند.
علاوه بر این، سن والدین، بهخصوص مادر، از مسائل حائز اهمیت در ارائهی خدمات درمان ناباروری است. سازمان بهداشت جهانی حداکثر سن مادران را برای فرزنددار شدن 49 سالگی توصیه کردهاست. بر این اساس، میتوان ادعا کرد پدر و مادری که در آستانهی میانسالی در اندیشهی فرزنددار شدن هستند، احتمالاً توان کافی برای ایفای نقش پدر و مادری را ندارند. این خود دلالتی اخلاقی بر محدودیت ارائهی خدمات به برخی متقاضیان درمان دارد.
اختلالات عمدهی روانی و وابستگی زوجین به مواد از دیگر محدودیتهای مهم برای متقاضیان فرزند است. اگر در ارزیابیهای پیش از آغاز درمان، وجود یک اختلال عمدهی روانی از قبیل «اسکیزوفرنی»، «اسکیزوافکتیو» یا «اختلال هذیانی» در یکی از زوجین ثابت شود یا یکی از آنان مبتلا به اختلالات شخصیت همچون اختلال شخصیت مرزی یا ضد اجتماعی باشد (اینگونه افراد عمدتاً دچار وابستگی یا سوء مصرف مواد مخدر و محرک نیز هستند)، صلاحیت اخلاقی لازم را برای فرزنددار شدن از دست خواهند داد، هرچند خود این حق را برای خود قائل باشند که صاحب فرزند شوند. از لحاظ حقوقی، نمیتوان محجوران را از فرزندآوری منع کرد اما در موارد درمانی، توجه جدی به مصلحت طفل یا اطفال حاصل از درمان را نباید از نظر دور داشت.
افزون براین، استفاده از روشهای درمانی با مداخلهی شخص ثالث، درست بهدلیل دخالت شخص ثالث در روند درمان، میتواند ابهاماتی را در ایفای نقش پدری و مادری برای متقاضیان ایجاد کند. به همیندلیل، افزون بر مسائل پیشگفته محدودیتهای اخلاقی بیشتری را در این خصوص باید مدنظر قرار داد.
تولد و پرورش کودک در نهاد خانواده از محدودیتهای اخلاقی مهم در درمان ناباروری با مداخلهی شخص ثالث است. بیشک، زوجینی که رابطهی آنها متزلزل و در آستانهی فروپاشی است، شرایط اخلاقی مناسب برای پرورش فرزند حاصل از درمان خود را ندارند.
از دیگر لوازم مهم تقویت نهاد خانواده و ایجاد آرامش برای کودک رعایت اصل «محرمانگی» است. کودکی که از ابتدا با واهمهی شناخت پدر و مادر بیولوژیک خود زندگی کند، ممکن است هیچگاه نسبت به والدینی که او را پرورش دادهاند، اطمینان پیدا نکند. از این رو، رعایت محرمانگی یک حد اخلاقی مهم در درمان ناباروری است. علاوه بر این، از آنجا که استفاده از روش درمان با مداخلهی شخص ثالث تنها در مواقع ضروری توصیه میشود. میتوان با توجه به تعداد فرزندان موجود در خانواده، درمان متقاضیان دارای فرزند را محدود کرد چراکه بهنظر میرسد با وجود فرزندان در خانواده، نیاز به فرزنددار شدن به کمک روشهای درمانی پرهزینه، از میان میرود و میتوان امکانات موجود را در موارد فوریتر برای دیگر متقاضیان بهکار گرفت.
منع ارائهی خدمات درمان ناباروری به متقاضیان با اختلالات جنسیتی، اعم از دوجنسیتی حقیقی و دوجنسیتی کاذب نیز از دیگر مسائل حائز اهمیت در حوزهی سلامت جسمی متقاضیان این روشهاست، چرا که در این موارد، کودک بهدنیاآمده از یک خانوادهی متعارف برخوردار نخواهد بود، ضمن آنکه بسیاری از اختلالات جنسیتی، بهویژه اختلالات هویت جنسی، امکان زندگی متعارف را در جامعه از مبتلایان سلب یا دستکم محدودیت شدیدی بر آنان اعمال میکند که این محدودیت بهناچار بر کودک نیز تحمیل خواهد شد. بنابراین، با توجه به مسائل پیشگفته، هر کدام از موانع موجود میتواند بنا بر دلایل و مبانی اخلاقی یک محدودیت اخلاقی به شمار آید. توجه به این محدودیتها میتواند از مخاطرات احتمالی که ممکن است زندگی کودک را دچار مشکلاتی جدی کنند، جلوگیری کند. بر این اساس، لازم است محدودیتهای اخلاقی ذکر شده در بالا در مراکز درمانی رعایت شده و در صورت ضرورت، در تدوین کدهای اخلاقی و نیز مقررات ناظر بر درمان ناباوری مورد توجه قرار گیرد.
در هر زمینهی اخلاقی پزشکی، انجام دادن کار خوب و عدم انجام کار بد یک اصل مسلم است. بر این اساس، امروزه، چهار اصل در اخلاق پزشکی برای حفظ حقوق بیمار یعنی : 1- اتونومی 2- نیکوکاری 3-عدم تبهکاری 4- عدالت، مورد قبول اکثر جامعهی پزشکی جهانی است و بر اساس اولویت به سلامت بیمار بنا شده است.
در مورد اخلاق در پاتولوژی باید آن را در دورههای آموزش رزیدنتی و خدمات آزمایشگاهی تفکیک کرد. شورای اعتباردهی بر آموزش تکمیلی آمریکا (ACGME)، انتظار دارد هر یک از برنامههای رزیدنتی حاوی آموزش و نحوهی ارزیابی اخلاق پزشکی برنامه باشد. نکات مهم مد نظر در این برنامه در حیطهی پروفشنالیسم : تعارض منافع، تعامل بین فردی و دانشکدهای، صداقت، وظیفهشناسی، گزارش و شناخت خطاهای پزشکی و مواجهه رزیدنت با مواد خطرزا از قبیل اتوپسی و بافت آلوده است.
در حیطهی خدمات آزمایشگاهی نیز باید به اصولی از این قبیل توجه خاص شود: مسؤولیت در خدمات به بیمار، سرمایهگذاری برای ایجاد خدمات بهتر، مشاورههای ضروری، آموزش و به روز کردن اطلاعات، محرمانه بودن، آزمایش انسان و برنامهنویسی.
از مسائل مبتلابه در پاتولوژی، business-model در ترکیببندی آزمایشگاه است که در ان استفاده از وسایل و تکنیکهای تازه ضرورت دارد. استفاده از امکانات فرعی مثل سایتو ژنتیک، آزمونهای ایمونو هیستو کمیستری و مشاورههاست که همگی در حفظ پروفشنالیسم در پاتولوژی اثرگذار هستند.
انسان متمدن برای تولیدمثل قوانینی را وضع کرد تا انسانها دارای هویت شخصی باشند. لذا ازدواج قانونی شد تا فرزندان دارای پدر و مادر مشخص باشند و اگر زوجی مشکلی برای داشتن فرزند میداشتند بهروشهای سنتی یا طبی درمانهایی را انجام میدادند و اگر درمان نمیشدند یا فرزندخوانده انتخاب میکردند یا قید فرزند را میزدند یا اینکه از هم جدا میشدند.
با امکانات وسیعی که اینک برای درمان ناباروری بهوجود آمده و تقریباً مسألهی عقیمی یا نازایی با روشهای ART قابل حل شدهاند تمام معادلات، قوانین، سنتها و بهطور کلی ملاحظات اخلاقی قابل قبول گذشته باید بازنگری شوند و اندیشمندان و قانونگذاران رابطهی جدیدی که بین والدین و فرزند ایجاد میشود را قابل قبول برای اجتماع کرده و به عبارت دیگر اخلاقی کنند.
بهنظر میرسد در مورد اهدای جنین، رحم اجارهای، اهدای تخمک و اسپرم هنوز مسائل و نکاتی وجود دارد که نمی تواند به این سادگی از نظر اجتماع قابل قبول باشد. مسأله تنها مربوط به ارتباط ژنتیک یا مسائل ارث نیست که بتوان با وضع قوانین راه حلی برایش متصور شد چون موجودی به نام فرزند در میان است و این موجود نیز دارای حق و حقوقی است که نتوانسته خواستهاش را بیان کند ولی آیا 20 سال بعد اگر سوال کرد که چرا بدون نظرخواهی برای او تصمیم گرفته شده آیا جوابی منطقی داریم؟ از سویی دیگر بیماریهایی که میتواند در اثر حاملگی تشدید یابد و احتمالاً باعث مرگ مادر شود، آیا قانون و عرف برای این مسأله راه حل منطقی میتواند داشته باشد؟ آیا این فرزند که قرار است متولد شود و بی مادر باشد حق اعتراض ندارد؟ مسائل مشابه فراوان است که سعی میشود در این مقاله به آنها پرداخته شود.
در این مقاله به بررسی مواد قانونی کیفری و انتظامی موجود و ارتباط آن با اخلاق پزشکی پرداخته شده است و اینکه چگونه با رعایت اصول اخلاق پزشکی میتوان علاوه بر دستیابی به هدف غایی که همان حرفهایگرایی است از تبعات قانونی عدم رعایت آن دوری جست.
علاوه بر آن، در این مقاله از موارد نقض رعایت اخلاق پزشکی که حمایت قانونی در آن موارد صورت نمیپذیرد و علی رغم رعایت آن، کادر درمانی باید در محاکم قضایی پاسخگو باشد و در نهایت منتج به صدور رأی قصور در درمان میشود بهطور کامل بحث میشود.
نکتهی دیگر آنکه با وجود توضیحات فوق انجماد تخمک در زنان سالم که مجرد بوده و کاندید اهدای جنین نیز نیستند با محدودیتهای اخلاقی بیشتری مواجه است. چرا که علت پزشکی که بتواند توجیهکنندهی انجام این امر با وجود همهی مخاطراتش باشد بر عکس حالت فوق وجود نداشته و بسیاری آن را مغایر با اولین اصل اخلاق پزشکی، عدم آسیب رساندن، دانستهاند. از سویی دیگر برخی دیگر انجام آن را مترادف با اعمال اصل دیگر اخلاق پزشکی یعنی اصل عدالت دانسته و بر این عقیدهاند که انجماد تخمک در بانوان سالم بیعدالتی بیولوژیکی میان زن و مرد از نظر سنی برای فرزند دار شدن را مرتفع میکند و همچنین زمینهی طرح و حفظ استقلال و آزادی تولیدمثلی و حق حفظ باروری و در نهایت حق داشتن خانواده را که مورد تأیید اکثریت اسناد حقوق بشری است فراهم میکند. در حال حاضر، بنا بر جدیدترین گزارشها از انجمن آمریکایی پزشکی، تولید مثل و همچنین انجمن اروپایی تولید مثل، ایمنترین راه برای حفظ باروری زنان، اهدای جنین است که متأسفانه برای زنان مجرد یا دختران نابالغ امکانپذیر نیست. از اینرو، انجماد تخمک یا بافت تخمدانی در صورت رعایت فاکتورهای پزشکی همچون سن و وضعیت پیشروی بیماری و زمان باقیمانده برای اقدام جهت حفظ باروری و همچنین تقاضای آگاهانهی بیمار و اعمال ملاحظات اخلاقی در اخذ رضایت آگاهانه، حداقل در سطحی محدود با ارزیابی صحیح مخاطرات و نتایج مثبت حاصل از آن بهنظر برای بیماران سرطانی با قطعیت بیشتری مواجه بوده و برای زنان سالم نیز از دیدگاه فلاسفهی لیبرال و کسانی که قائل بر استقلال تولید مثلی هستند موجه است.
بهنظر میرسد همانگونه که در سایر زمینههای پزشکی بازگشت به فضایل اخلاقی، نهاد حرفهایگرایی و خصیصههای شخصیتی کنشگران عرصهی سلامت بهعنوان یک رویکرد کارساز در مراقبتهای سلامتی شناخته میشود، نهادینه کردن این مفاهیم دیرپا که درحال حاضر جنبهای امروزی و منطبق با حقوق بنیادی و کرامت انسانی صاحبان حرف پزشکی و بیماران پیدا کردهاند به اعتلای سلامت باروری در عرصههای تشخیصی، درمانی و پژوهشی کمکی شایان خواهد کرد. در این مقاله تلاش برآن است که ضمن توصیف کوتاهی از حرفهایگریی جایگاه مهم آن در مراقبتهای سلامت باروری براساس مفاهیم یاد شده تبیین شود.
بهنظر میرسد در سلامت باروری هنوز استفاده از ابزارهای نوین و شیوههای فناورانهی تولد فرزند از آن رو که غیر طبیعی بهشمار میآید، غیر اصیل، مخدوش و حتی غیر اخلاقیاند و این تلقی در نزد عموم مردم رایج و گاه موجب شرمساری است. تصحیح این تلقی وظیفهای است که بر عهدهی حوزهی عمومی گذاشته شده است. از سوی دیگر، یافتن مرزهایی برای اخلاق فناوری ضروری مینماید، چرا که لغزش در طریق طبیعی نبودن میتواند بسیاری از احساسات، عواطف، غرایز، باورها و ارادههای مبتنی بر سرشت انسانی (مراد سرشت انسانی پسینی است) همچون حس مادرانه را منحل و مضمحل کند.
مادری باردار با سن جنینی 26 هفته که پزشک متخصص زنان، بهدلیل دیسترس جنینی به او توصیه به انجام سزارین را میکند ولی وی با این توجیه که میداند در بیمارستان توانایی رسیدگی به جنین در این سن را ندارند و مرگ وی را قطعی میداند از انجام آن سر باز میزند و حاضر نمیشود ریسک انجام سزارین را بپذیرد.
- مادر 30 ساله که در هفته 20 بارداری متوجه ابتلای جنین به میلو مننگوسل میشود و پزشک برای درمان، انجام عمل جراحی داخل رحمی را پیشنهاد میکند.
- خانم باردار که در هفته 14 جنینی است و طی انجام تستهای غربالگری متوجه میشود که جنین وی فاقد اندام فوقانی راست از ناحیهی زیر مفصل بازو است و مادر با بیان مشکلات زندگی کنونی خود سعی بر متقاعد کردن پزشک جهت انجام سقط درمانی را دارد.
همانگونه که ملاحظه میشود مسائلی از این قبیل در طب زنان و زایمان به وفور مشاهده میشود و منظور از ارائهی این مقاله اشاره به مواردی است که در اتخاذ تصمیمات اخلاقی باید مد نظر قرار گیرند. برای مثال در مورد اول که اتونومی مادر در تعارض با سودرسانی احتمالی به جنین قرار میگیرد با روشهایی نظیر انتقال بیمار به یک مرکز مجهز به NICU و انجام یک سزارین استاندارد مراقبتهای دقیق پس از زایمان بهطور خلاصه میتوان تا حدی تعارضات را کنترل کرد.
باید این نکته را همواره مد نظر قرار داد که در اکثر موارد مادر نیز خواهان سودرسانی به جنین است و از این رو اتونومی مادر و سودرسانی به جنین در تعارض قرار نمیگیرند. ولی در موارد متعارض نیز با ارائهی راهکارهای اخلاقی و با توجه به ارزشها، عقاید، فرهنگ و آداب و رسوم و الزامات قانونی میتوان به راهکارهایی جهت رفع تعارضات دست یافت و این مقاله تلاش دارد تا این راهکارها را تبیین کند. شایان ذکر است که در صورت مباحثه و بررسی دقیق اینگونه مسائل توسط متخصصان مربوطه، اخلاقیون، حقوقدانان و سیاستگذاران حیطهی سلامت باروری میتوان بهدستورالعملهایی دست یافت که مشکلگشای اینگونه چالشهای اخلاقی باشد.
تنظیم خانواده اتخاذ یک سیاست جمعیتی از سوی خانوادههاست که داوطلبانه و بر پایهی آگاهی، بینش و تصمیمگیری مسؤولانه توسط والدین، بهخاطر ارتقاء تندرستی و بهزیستی اعضای آن به مورد اجرا گذارده میشود. هدف سیاست تنظیم خانواده ایجاد توازن میان امکانات اقتصادی-اجتماعی و تعداد فرزند، آن هم بهصورت آگاهانه و ارادی است. در نتیجه، تنظیم خانواده میتواند در جهت افزایش، کاهش یا هماهنگی تعداد فرزند با مقتضیات زیستی، اقتصادی و اجتماعی خانواده باشد. تمایل و کوشش برای محدود کردن خانوادهها از زمان نخستین مراحل زندگی بشر وجود داشته است. تاریخچهی استفاده از روشها و شیوههای گوناگون جلوگیری از بارداری به قدمت مسألهی تشکیل خانواده است و از قدیم الایام تدابیری برای جلوگیری از بارداری اندیشیده شده است. امروزه، بارداریهای ناخواسته در بین نوجوانان و جوانان نیز به یک معضل بهداشتی و اخلاقی تبدیل شده و روشهای پیشگیری از بارداری در این گروه ملاحظات اخلاقی خاص خود را دارد. بسیاری از متخصصان اخلاق علیه مصرف گستردهی داروهای باروری صحبت میکنند. آنها نگران این هستند که نتیجهی اینها از بین بردن کودکان بیشتر است. در حالی که بیشتر پزشکان عقیده دارند که والدین باید تصمیم بگیرند که چند بچه میخواهند. بسیاری از پزشکان عقیده دارند که استفاده یکسره از داروهای باروری خطر بیملاحظه شدن و بیپرواشدن را بهدنبال دارد. بسیاری از مردم فکر نمیکنند که کنتراسپشن ( جلوگیری از ناباروری) و تعقیم مسألهی اخلاقی باشد. در حقیقت، بسیاری از Ethicists و فیلسوفان اخلاق وقتی این مسائل را بیان میکنند که موضوع تعقیم اجباری نظیر تعقیم مجرمین - عقب ماندههای ذهنی و مادران غیرمسؤول و پیشگیری درنوجوانان و جوانان مطرح شود.
در سالهای 1995 و 1998 آییننامههای حاکمیت اصول اخلاقی در ژنتیک پزشکی، از طرف سازمان جهانی بهداشت تدوین و ارائه شد که در آن، چهار اصل اولیهی اخلاق، یعنی خودمختاری، سودمندی، نازیانمندی و برابری، اکیداً توصیه شدهاند.
در آخرین سمپوزیوم جهانی یونسکو در مورد اخلاق در علوم و فناوری (مهرماه 1381) در زمینههایی مانند بیواتیکز (شبیهسازی، اندامسازی و اهدای اندام، کارهای آزمایشگاهی بر روی انسان، کاربردهای مهندسی ژنتیک،... ) اینفواتیکز (نهادهای اطلاعرسانی حقیقی و حقوقی، شبکههای جهانی،... ) اکواتیکز (حفاظت از محیط زیست، کرهی زمین، صرفهجویی در منابع مختلف انرژی و آب شیرین، پاک نگه داشتن هوا، جلوگیری از افزایش دمای کرهی زمین،... ) کاسمــو و بیــواسفراتیک (اســتفادهی بجا و صحیح و عادلانهی همهی ملتها از فضای خارج جو،... ) و بالاخره اخلاقیات در علوم و فناوری از منظر فلسفی، گفتوگو و توصیههای لازم انجام شد.
آییننامهی سازمان جهانی بهداشت، دربارهی ملاحظات اخلاقی بر کاربردهای گوناگون ژنتیک پزشکی (مانند مشاورهی ژنتیکی، تشخیص پیش از تولد، بانک DNA،... ) در دوازده جدول (بهصورت چکلیست) تهیه و تنظیم شده که توصیههای موکد در منظور کردن اصول اخلاقی در ارائهی خدمات ژنتیک پزشکی دارد که در این مقاله مورد گفتوگو قرار گرفته است.
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران میباشد.
طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by: Yektaweb

