جستجو در مقالات منتشر شده


482 نتیجه برای اخلاق

زهره رحیمی، افشین فرهانچی،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده

با توجه به ابلاغیه‌ی سال 1390 وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مبنی بر اختصاص 10 درصد تخت‌های بیمارستان‌های دولتی به افراد خیلی مهم (VIP) و خبر گسترش تدریجی این تخت‌ها در کشور، این موضوع در مراکز دولتی اهمیت خاصی پیدا کرده است و لازم است پیامد‌های مختلف این پدیده به‌دقت مورد بررسی قرار گیرد. بخش‌های ویژه‌ی افراد خیلی مهم به معنای بخش‌هایی است که افراد با توانایی مالی خاص می‌توانند در آن از خدمات سلامت ویژه‌ای بهره‌مند شوند. در این مطالعه بعد از بررسی سیستماتیک این امتیاز ارائه شده به افراد خیلی مهم، ارائه‌ی این خدمات از سه منظر اقتصادی، مدیریتی و اخلاقی مورد بررسی قرار گرفته است. در هر یک از ابعاد مذکور ارائه‌ی خدمات ویژه می‌تواند دارای فواید و مضراتی باشد که مطابق با شرایط درونی و برونی هر سیستمی در حوزه‌ی سلامت می‌توان برای استقرار یا ممانعت از راه‌اندازی آن تصمیم‌گیری کرد. حال که با توجه به شرایط حاکم در عرصه‌ی سلامت لزوم راه‌اندازی بخش‌های افراد خیلی مهم حتی به‌عنوان راه حلی کوتاه‌مدت و رفع بحران احساس شده و توصیه می‌شود، باید این مهم همراه با راهکارهایی برای هر چه اخلاقی‌تر کردن این فرایند از جمله اعمال محدودیت در ارائه‌ی این خدمات در بخش‌ها، توجه به بافت فرهنگی و اجتماعی منطقه، پایش‌های دوره‌ای، واقعی کردن تعرفه‌ها و مواردی دیگر باشد.


فروزان آتش زاده شوریده، طاهره اشک تراب، فریده یغمایی، حمید علوی مجد،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده

تنیدگی­ اخلاقی یکی از مشکلات پرستاران آی­سی­یو است که به‌دلایل مختلفی ایجاد می­شود و پیامدهای گوناگونی دارد. با توجه به این‌که برخی متغیرها می­توانند با تنیدگی اخلاقی و قصد ترک خدمت پرستاران ارتباط داشته باشند، مطالعه­ ی حاضر با هدف تعیین همبستگی ویژگی­های جمعیت­شناسی پرستاران آی­سی­یو با تنیدگی اخلاقی و قصد ترک خدمت آنان انجام گرفت. پژوهش حاضر، یک مطالعه‌ی ­همبستگی است که در آن 159 پرستار شاغل در آی­سی­یو  بیمارستان­های آموزشی - درمانی دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور در سال 1390 انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ها شامل پرسشنامه­‌ی مشخصات جمعیت­شناسی، مقیاس تنیدگی اخلاقی پرستاران آی­سی­یو و مقیاس قصد ترک خدمت Atwood  و  Hinshaw بود. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS17 انجام گرفت. یافته­ ها نشان داد که تنیدگی اخلاقی و قصد ترک خدمت پرستاران آی­سی­یو زیاد بود. بین متغیرهای سن، سابقه‌ی کار پرستاران و نسبت تعداد پرستار به تعداد تخت با تنیدگی اخلاقی همبستگی مثبت معنی‌دار آماری وجود داشت. اما جنس، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات و شیفت کاری پرستاران آی­سی­یو با تنیدگی اخلاقی آنان همبستگی معنی‌دار آماری نداشتند. هم‌چنین، بین تنیدگی اخلاقی پرستاران آی­سی­یو با قصد ترک خدمت آنان همبستگی معنی‌دار آماری وجود نداشت. نتایج پژوهش نشان داد افزایش استخدام پرستاران جوان و نیروی پرستاری و کاهش تنیدگی اخلاقی و قصد ترک خدمت پرستاران آی­سی­یو ضروری است. این مقاله برگرفته از رساله‌ی دکترای پرستاری است.


عباس عباس زاده، فریبا برهانی، محدثه معتمد جهرمی، هما ظاهر،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده

دفاع از بیمار یکی از جنبه‌های ضروری اخلاق حرفه­ای پرستاران است که به افزایش استقلال، ایمنی و رعایت حقوق بیماران می‌انجامد. به‌نظر می­رسد که نگرش پرستار نسبت به نقش دفاع از بیماران می‌تواند بر روی ایفای این نقش و بهبود رابطه‌ی پرستار- بیمار مؤثر باشد. هدف مطالعه‌ی حاضر بررسی نگرش پرستاران در مورد نقش مدافع بیماران در بیمارستان‌های آموزشی کرمان است. داده ­ها­ی این پژوهشِ توصیفی - تحلیلی از طریق پرسشنامه­ی پژوهشگر­ساخته بین 385 پرستار در 4 بیمارستان آموزشی کرمان به‌صورت سهمیه­ای جمع‌آوری و با نرم افزار SPSS به‌صورت آمارتوصیفی و استنباطی تحلیل شد. در مجموع، نگرش پرستاران از نقش مدافع بیمار مثبت ارزیابی شد و ارتباط معنی‌داری بین سن، جنس، تجربه‌‌ی کاری، شرکت در کارگاه­ آموزش اخلاق و نگرش پرستاران مشاهده شد. بین نگرش و تحصیلات پرستاران ارتباط معنی‌دار نبود. نگرش پرستاران بیمارستان اعصاب و روان مناسب­تر ارزیابی شد و اکثر شرکت‌کنندگان به توانایی و وظیفه‌ی اخلاقی‌شان برای ایفای این نقش اطمینان داشتند. جنبه‌ی شناختی نگرش پرستاران نسبت به نقش دفاع از بیماران قوی‌تر از جنبه‌ی رفتاری بود. با وجود عدم تأثیر معنی‌دار تحصیلات، تمایل پرستاران برای ایفای این نقش با افزایش تجربه‌کاری بیش‌تر می­شد. در بیمارستان اعصاب و روان، پرستاران با استقلال بیش‌تر و ارتباط قوی­تر با بیماران به نیازهایشان آشنا­تر بودند و برای دفاع از آن‌ها تلاش بیش‌تری می­کردند. نتایج این مطالعه نشان می­دهد که پرستاران ایرانی سال‌هاست که مدافع بیمارانشان هستند. برای تضمین ایفای این نقش در کشور به تقویت نگرش پرستاران از طریق برگزاری کارگاه‌های آموزش اخلاق نیاز است.


سعید نظری توکلی، نسرین نژادسروری،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده

رازداری یکی از قواعد کهن حرفه‌ی پزشکی است که ضمن تأثیر بر چگونگی رابطه‌ی میان پزشک و بیمار، تأمین کننده‌ی منافع فردی بیمار و پزشک و هم‌چنین مصالح اجتماعی است. در آموزه‌های دینی نیز ضمن تأکید بر وجوب رازداری، افشاکننده‌ی راز به‌دلیل ارتکاب گناه کبیره، سزاوار مجازات اخروی دانسته شده است. امروزه، با ابداع روش‌های نوین تشخیصی و درمانی و گستردگی دامنه‌ی اطلاع‌رسانی، زمینه‌ی افشای راز بیماران بیش از پیش فراهم شده است. این مقاله‌ی مروری حاصل یک مطالعه‌ی توصیفی است. برای جمع‌آوری اطلاعات از مطالعه‌ی کتب معتبر و جست‌وجو در منابع اینترنتی و مقالات مرتبط استفاده شد. پس از توضیح مفاهیم و مبانی رازداری در اخلاق پزشکی، هم‌چنین اخلاق فضیلت‌گرای اسلامی، در بررسی تطبیقی، اشتراک‌ها و تفاوت‌های این دو دستگاه اخلاقی در مسأله‌ی رازداری بررسی و تبیین می‌شود. صرف نظر از تأکید آموزه‌های اخلاق پزشکی و اخلاق اسلامی بر ضرورت حفظ رازداری در جلب اعتماد عمومی، رازداری در اخلاق اسلامی به‌واسطه‌ی در بر گرفتن دو حوزه‌ی راز خود و راز دینی، افزون بر راز دیگری، از گستردگی بیش‌تری برخوردار بوده و فرد رازدار به‌واسطه‌ی امانتداری، از پاداش اخروی هم بهره‌مند خواهد شد. هم‌چنین، در اخلاق پزشکی، تنها رفتار کادر درمانی مورد ارزیابی قرار گرفته و به انگیزه و حالات نفسانی آنان توجهی نمی‌شود، اما در اخلاق اسلامی، از آن جهت که ویژگی‌های نفسانی افراد مورد ارزیابی اخلاقی قرار می‌گیرد، رازداری امری پایدارتر بوده و بدون هیچ‌گونه نظارت خارجی کارایی خود را حفظ خواهد کرد.


فاطمه طرف،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده

پژوهش بر روی فناوری مهندسی سلول­های نطفه­ای با هدف ایجاد تغییرات ژنتیکی قابل توارث در نسل­های گیاهی، جانوری و انسانی انجام می‌شود. قریب‌الوقوع بودن و ضرورت انجام این فناوری در خصوص سوژه­های انسانی باعث مباحثات فراوان بین صاحب‌نظران اخلاق و حقوق شده است. امکان ایجاد تغییر در ژنوم انسان که مطابق با اعلامیه‌ی جهانی ژنوم انسان وحقوق بشر به‌عنوان میراث مشترک بشریت و شالوده­ی وحدت تمامی اعضای جامعه­ ی بشری شناخته می­شود، این فناوری را با پرسش­هایی درباره­ی ارتباط دستاوردهای آن با جریان عادی آفرینش روبه‌رو می‌کند. در نگاه اول، چنین به‌نظر می­رسد که اجرا و اعمال این فناوری می‌تواند به تغییر در رسم جاری خلقت و ایجاد بدعت در سنت دیرپای توالد منجر شود. با ریشه­یابی ایده­های مخالف با اجرای این فناوری که چنین خاستگاهی دارند، می­توان نگرانی عمده‌ای را درباره­ی «تغییر در خلقت» یا به‌عبارتی «دخالت در کار خدا» مشاهده نمود. «تغییر در خلقت» اصطلاحی است که در ادبیات فقهی- اخلاقی اسلام نیز متداول و آشناست و در تعیین احکام فقهی مترتب بر فناوری­های زیستی نقش مهمی ایفا می‌کند، به گونه­ای که اگر عنوان آن بر موضوعی صادق باشد، به حرمت ذاتی آن موضوع در فقه منجر خواهد شد. البته اکثر مفسران اسلامی، خلقت را به معنای فطرت الهی انسان تعبیر می‌کنند که هرگز قابل تبدیل و تغییر نیست. این رویکرد ممکن است سرفصل تغییر خلقت را به‌طور کامل از محورهای تعیین مشروعیت فناوری‌های زیستی خارج کند اما نگارنده می‌پندارد که اتخاذ این دیدگاه نمی‌تواند پایان راه باشد زیرا در این میان سرفصل نوین قصد ایجاد تغییر در فطرت انسان رخ می‌نماید که غفلت از آن دست ما را از محوری قوی در جهت‌دهی به اهداف فناوری‌های زیستی تهی می‌گذارد. بنابراین، در این پژوهش اگرچه نگارنده نیر خلقت را به معنای فطرت غیرقابل تغییر انسان می‌پندارد، با ارائه‌ی تحلیل‌هایی کوشیده است تا پس از معرفی سر فصل قصد تغییر فطرت، به دیدگاهی متعادل در خصوص نحوه‌ی استفاده از این سرفصل در خصوص مشروعیت فناوری مهندسی سلول‌های نطفه‌ای دست یابد.


حسین درگاهی،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده

رفتار سیاسی آن‌دسته از فعالیت‌هایی است که انجام آن‌ها در سازمان ضرورت ندارد، اما در امر توزیع پاداش و تخصیص منابع سازمانی اعمال نفوذ می‌کند. افراد با استفاده از رفتار سیاسی، سعی در به‌دست آوردن و استفاده از قدرت در سازمان را دارند. امروزه، بیش‌ترین تلاش‌ محققان برای مطالعه‌ی ادراک کارکنان از رفتار سیاسی است و این‌که آیا در انجام رفتار سیاسی باید اصول اخلاقی را رعایت کرد یا نه؟ لذا این پژوهش با هدف معرفی، علل، پیامدها و اخلاقی یا غیراخلاقی بودن رفتار سیاسی و قدرت در سازمان انجام شده است. پژوهش حاضر مطالعه‌ای مروری است که اطلاعات مورد نیاز آن از طریق موتورهای جست‌وجوگر Medline، Ovid، Elsevier، Google، Pub Med، Scopus، Springer، Cochran Library و با به‌کارگیری تعداد پنج کلیدواژه و یک‌صدوده منبع و سپس با انتخاب 41 منبع جمع‌آوری و مورد بهره‌برداری قرار گرفت. بیش‌تر رفتارهای سیاسی حاصل تفاوت ادراک فردی و هم‌چنین ویژگی‌های سازمانی هستند. به همین دلیل، بعضی از افراد به‌دنبال رفتارهای سیاسی مشروع هستند و بعضی از افراد رفتارهای نامشروع را ترجیح می‌دهند، اگرچه در رفتارهای سیاسی نمی‌توان به‌طور دقیق مشخص کرد که چه نوع کاری اخلاقی یا غیراخلاقی است. پس، باید گفت رعایت اصول اخلاقی در رفتار سیاسی باید در جهت تأمین منافع سازمان باشد. رفتارهای سیاسی را در سازمان نمی‌توان از بین برد، زیرا آن‌ها پدیده‌ای اجتناب‌ناپذیر هستند. بنابراین، مدیران اثربخش باید ماهیت سیاسی سازمان را بپذیرند، استراتژی‌های سیاسی را تنظیم کنند و از این راه به سازمان خود مزایای زیادی را برسانند.


غلامرضا پورمند،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

روش‌های کمک‌باروری به‌طور گسترده‌ای در سراسر جهان برای درمان تقریباً تمامی اشکال ناباروری انجام می‌شود. بر اساس این تصور غلط که تعالیم اسلامی روش‌های کمک‌باروری را مورد تأیید قرار نمی‌دهد، استفاده از این فناوری در جهان اسلام برای سال‌های زیادی به تعویق افتاده بود. در مقاله‌ای که از احکام اسلامی استخراج شده، تأثیر آن را بر اخلاق در مسائل مربوط به روش‌های کمک باروری بررسی می‌کند. روشن است که اسلام تشکیل خانواده و روش‌های کمک‌باروری را در چارچوب ازدواج تشویق می‌کند؛ تحقیقات بر روی جنین قبل از 14 روزگی از زمان لقاح مجاز است. هم‌چنین، تشخیص ژنتیکی پیش از لانه‌گزینی، ژن‌درمانی و شبیه سازی به‌سود بشریت به لحاظ اخلاقی در اسلام قابل قبول است.

روش‌های کمک‌باروری دخالت شخص ثالث در روند تولیدمثل را با ارائه‌ی تخم، اسپرم، جنین یا رحم امکان‌پذیر ساخته است. روش‌های کمک‌باروری راه را برای روش‌های مختلف دیگر از جمله انتخاب جنسیت، تشخیص ژنتیکی پیش از لانه‌گزینی (PGD)، دستکاری‌های ژنتیکی، انجماد گامت، جنین و گنادها، شبیه‌‌سازی و غیره ... باز کرده است و بحث های اخلاقی زیادی را برانگیخته که از آغاز تا به حال ادامه دارد. نگرش متناقض در بسیاری از کشورها در سرتاسر جهان بدون در نظر گرفتن زمینه‌های سیاسی، مذهبی، فرهنگی و اقتصادی این کشورها ایجاد شده است.

در سنت اسلامی، در مورد تولیدمثل، تقریبا تمام دانشمندان موافق این هستند که زوج‌های نابارور درمان را تا زمانی که هر دو گامت نر و ماده متعلق به یک زوج است و بارداری در رحم زن صورت می‌گیرد، دنبال کنند. پزشکان باید برای باروری زوج‌های نابارور از کلیه‌ی تکنولوژی‌ها در زوج‌های متأهل کمک بگیرند. حقوق جنین قابل احترام است و تشخیص ژنتیکی تا زمانی که به جنین آسیب نمی‌رساند می‌تواند انجام شود. اگر چه قانون برای تشخیص ژنتیکی پیش از لانه‌گزینی در کشورهای اسلامی اجازه داده است، تصمیم‌گیری در مورد سرنوشت جنین را به‌عهده‌ی زوج نمی‌گذارد. اطلاعات لازم باید به پزشکان داده شود تا در ارائه‌ی روش‌های مختلف کمک باروری به زوج نابارور کمک شود.


محمد علی کریم زاده،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

روش‌های نوین باروری در طی چند دهه‌ی گذشته مسائل و ابهامات جدیدی را در زمینه‌ی علوم پزشکی ایجاد کرده است. همان‌طور که می‌دانیم جنین یا امبریو یک موجود بالقوه زنده است که اگر شرایط رشد مناسب را داشته باشد در عرض مدت کوتاهی تبدیل به یک انسان که اعظم مخلوقات است تبدیل می‌شود. حال این جنین چه حقوقی را دارد و آیا از نظر اخلاقی کار کردن با این جنین‌های بالقوه زنده از اصول خاصی برخوردار است؟ در واقع، حمایت از این جنین به حق حیات و حق سلامت او بر می‌گردد و این‌که تا چه حد دانشمندان و محققان می‌توانند در آن مداخله کنند. به‌عبارتی دیگر، موضوع پژوهش‌های جنینی اگر چه می‌توانند نتایج مفیدی را برای آینده‌ی بشریت به‌دنبال داشته باشند ولی تا چه حد این حق را رعایت می‌کند. در این بحث تلاش بر این است تا باورها، نگرش و رفتار حرفه‌ای دانشمندان و پرسنلی که در زمینه‌ی ناباروری و بیومدیکال فعالیت دارند و با جنین انسان در ارتباط هستند و هم‌چنین نظرات مکاتب مختلف به بحث گذاشته شود. در واقع، ما به‌دنبال حمایت از این دیدگاه هستیم که جنین به‌عنوان یک بیمار نقش مهمی را در کلیه‌ی خدمات درمان ناباروری وIVF و PGD یا تحقیقاتی که با استفاده از جنین انجام می‌شود دارد. در این بحث موضوع از منظر اخلاقی و حقوقی بررسی خواهد شد.


محمد راسخ، محمد مهدی آخوندی، زهره بهجتی، ساناز شریفی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

پیشرفت دانش و تکنولوژی در عصر حاضر تأثیر فزاینده­ای بر درمان ناباروری گذاشته ­است، به­طوری‌که امروزه، عمده‌ی بیماران مبتلا به ناباروری با به­کارگیری این روش‌ها درمان­پذیر هستند. روش‌های درمان ناباروری را می‌توان به دو دسته‌ی بزرگ «روش‌های درمانی بدون مداخله‌ی شخص ثالث» و «روش‌های درمانی با مداخله‌ی شخص ثالث» تقسیم­بندی کرد. درمان بدون مداخله‌ی شخص ثالث به­معنای استفاده از روش‌هایی است که در آن برای درمان صرفاً از اجزای سلولی یا بدنی زوجین متقاضی استفاده می‌شود و نیاز به مداخله‌ی شخص دیگری در فرایند درمان نیست، مانند لقاح خارج رحمی (IVF)، IUI، ZIFT و GIFT. حال آن‌که در روش‌های درمانی با مداخله‌ی شخص ثالث، زوجین متقاضی درمان باید از اجزای سلولی یا بدنی فرد یا افراد دیگر بهره­مند شوند. اهدای جنین، اهدای گامت (اسپرم یا تخمک) و رحم جایگزین از این دسته­اند.

از آن‌جا که وظیفه‌ی پدر و مادر در ایجاد محیط امن برای پرورش فرزند یک اصل اخلاقی است، توجه به سلامت جسمی، روانی، توان اقتصادی زوجین و استحکام نهاد خانواده را می‌توان از لوازم آن به‌حساب آورد. بر این اساس، ضروری است برای جلوگیری از مشکلات احتمالی آتی و برقراری تناسب میان خواست زوجین متقاضی درمان و مصلحت نوزاد به‌دنیا آمده، حدود استفاده از این روش‌ها با دقت بیش‌تری بررسی شود. در این مقاله، تلاش می‌شود اهم محدودیت‌های اخلاقی در ارائه‌ی خدمات ناباروری به متقاضیان درمان ناباروری با یا بدون مداخله‌ی شخص ثالث برشمرده شود. زوجینی که دارای حدی از سلامت جسمی نیستند که توان پرورش کودک را داشته­ باشند، اخلاقاً نمی‌توانند خدمات درمان ناباروری را دریافت کنند. بیماری‌های ناتوان­کننده‌ی جسمی و معلولیت­های شدید مانند «اسکلروز مولتیپل» و «بدخیمی­ها با بقای کوتاه‌مدت بیمار» را می‌توان در این دسته گنجاند.

علاوه بر این، سن والدین، به‌خصوص مادر، از مسائل حائز اهمیت در ارائه‌ی خدمات درمان ناباروری است. سازمان بهداشت جهانی حداکثر سن مادران را برای فرزنددار شدن 49 سالگی توصیه کرده­است. بر این اساس، می‌توان ادعا کرد پدر و مادری که در آستانه‌ی میان‌سالی در اندیشه‌ی فرزنددار شدن هستند، احتمالاً توان کافی برای ایفای نقش پدر و مادری را ندارند. این خود دلالتی اخلاقی بر محدودیت ارائه‌ی خدمات به برخی متقاضیان درمان دارد.

اختلالات عمده‌ی روانی و وابستگی زوجین به مواد از دیگر محدودیت­های مهم برای متقاضیان فرزند است. اگر در ارزیابی­های پیش از آغاز درمان، وجود یک اختلال عمده‌ی روانی از قبیل «اسکیزوفرنی»، «اسکیزوافکتیو» یا «اختلال هذیانی» در یکی از زوجین ثابت شود یا یکی از آنان مبتلا به اختلالات شخصیت هم‌چون اختلال شخصیت مرزی یا ضد اجتماعی باشد (این‌گونه افراد عمدتاً دچار وابستگی یا سوء مصرف مواد مخدر و محرک نیز هستند)، صلاحیت اخلاقی لازم را برای فرزند­دار شدن از دست خواهند داد، هرچند خود این حق را برای خود قائل باشند که صاحب فرزند شوند. از لحاظ حقوقی، نمی‌توان محجوران را از فرزندآوری منع کرد اما در موارد درمانی، توجه جدی به مصلحت طفل یا اطفال حاصل از درمان را نباید از نظر دور داشت.

افزون براین، استفاده از روش‌های درمانی با مداخله‌ی شخص ثالث، درست به‌دلیل دخالت شخص ثالث در روند درمان، می‌تواند ابهاماتی را در ایفای نقش پدری و مادری برای متقاضیان ایجاد کند. به همین­دلیل، افزون بر مسائل پیش­گفته محدودیت­های اخلاقی بیش‌تری را در این خصوص باید مدنظر قرار داد.

 تولد و پرورش کودک در نهاد خانواده از محدودیت‌های اخلاقی مهم در درمان ناباروری با مداخله‌ی شخص ثالث است. بی­شک، زوجینی که رابطه‌ی آن‌ها متزلزل و در آستانه‌ی فروپاشی است، شرایط اخلاقی مناسب برای پرورش فرزند حاصل از درمان خود را ندارند.

از دیگر لوازم مهم تقویت نهاد خانواده و ایجاد آرامش برای کودک رعایت اصل «محرمانگی» است. کودکی که از ابتدا با واهمه‌ی شناخت پدر و مادر بیولوژیک خود زندگی ­کند، ممکن است هیچ‌گاه نسبت به والدینی که او را پرورش داده­اند، اطمینان پیدا نکند. از این رو، رعایت محرمانگی یک حد اخلاقی مهم در درمان ناباروری است. علاوه بر این، از آنجا که استفاده از روش درمان با مداخله‌ی شخص ثالث تنها در مواقع ضروری توصیه می­شود. می‌توان با توجه به تعداد فرزندان موجود در خانواده، درمان متقاضیان دارای فرزند را محدود کرد چراکه به‌نظر می‌رسد با وجود فرزندان در خانواده، نیاز به فرزند­دار شدن به کمک روش‌های درمانی پرهزینه، از میان می­رود و می‌توان امکانات موجود را در موارد فوری‌تر برای دیگر متقاضیان به‌کار گرفت.

 منع ارائه‌ی خدمات درمان ناباروری به متقاضیان با اختلالات جنسیتی، اعم از دوجنسیتی حقیقی و دوجنسیتی کاذب نیز از دیگر مسائل حائز اهمیت در حوزه‌ی سلامت جسمی متقاضیان این روش‌هاست، چرا که در این موارد، کودک به‌دنیاآمده از یک خانواده‌ی متعارف برخوردار نخواهد بود، ضمن آن‌که بسیاری از اختلالات جنسیتی، به‌ویژه اختلالات هویت جنسی، امکان زندگی متعارف را در جامعه از مبتلایان سلب یا دست‌کم محدودیت شدیدی بر آنان اعمال می‌کند که این محدودیت به­ناچار بر کودک نیز تحمیل خواهد شد. بنابراین، با توجه به مسائل پیش‌گفته، هر کدام از موانع موجود می‌تواند بنا بر دلایل و مبانی اخلاقی یک محدودیت اخلاقی به شمار آید. توجه به این محدودیت‌ها می‌تواند از مخاطرات احتمالی که ممکن است زندگی کودک را دچار مشکلاتی جدی کنند، جلوگیری کند. بر این اساس، لازم است محدودیت‌های اخلاقی ذکر شده در بالا در مراکز درمانی رعایت شده و در صورت ضرورت، در تدوین کدهای اخلاقی و نیز مقررات ناظر بر درمان ناباوری مورد توجه قرار گیرد.


ربابه طاهری پناه،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

بارداری یک پدیده‌ی فیزیولوژیک است که با در نظر گرفتن آناتومی و شرایط جسمی در زنان و مردان متفاوت است. هر طوری که سن باروری در زنان بین 15 تا 40 سال و در برخی از موارد 45 سال مطرح شده است. زیرا وضعیت جسمی و بیماری‌های داخلی مثل فشار خون و قلبی و دیابت هم پس از این سن مشکلاتی را برای مادر به‌وجود خواهد آورد. لذا بسیاری از این موارد باعث می‌شود به‌طور خودبه‌خود پروسه‌ی باروری محدود شود. امروزه، با زندگی مدرن و به تاخیرافتادن سن ازدواج تمایل زوج‌ها به بارداری در سنین بالا افزایش یافته است. ولی با توجه به مشکلات متعدد در زمینه‌ی باروری این زوج‌ها، لقاح آزمایشگاهی (IVF) را می‌توان یا به‌عنوان یک معجزه‌ی پزشکی یا دستکاری در قانون و مشی الهی در نظر گرفت. پزشکان چه تعهد حرفه‌ای به زنان نابارور و تا چه حد دارند؟ آیا انسان و علم پزشکی مجاز است تا این پدیده‌ی فیزیولوژیک را تغییر دهد. استفاده از IVF نیز مانند دیگر جنبه‌های علم پزشکی، شامل یک‌سری مسائل مختلف اخلاقی است که همه‌ی افراد درگیر در این فرایند باید به آن آگاهی داشته و با درایت کافی آن را به‌کار ببندند. دو نکته‌ی مهم در این زمینه سلامت مادر و سلامت فرزند و حقوق اوست که تا چه حد تیم پزشکی در استفاده از روش‌های کمک‌باروری این حق را برای او قائل شده‌اند. سلامت فرزند متولدشده خود نقش مهمی در این زمینه دارد. با توجه به این‌که با افزایش سن، احتمال ناهنجاری‌ها هم افزایش می‌یابد. یکی از موارد فوق ارتباط بین سن والدین و اوتیسم کودکان است که دیده شده است با افزایش سن مادر یا پدر اوتیسم زیادتر دیده می‌شود. از طرفی آیا این فرزندان نیازهای کودکانه‌ی خود را با داشتن والدین مسن می‌توانند برآورده کنند. آیا این فرزندان از همان حقوق فرزندان والدین جوان برخوردار خواهند بود. این مسائل باعث شده تا در مذاهب مختلف با در نظر گرفتن اخلاق پزشکی و حقوق مادر و فرزند محدودیت‌هایی را برای انجام اقدامات درمانی قائل شوند. در بسیاری از کشورهای اروپایی انجام چنین اقدامات درمانی پس از 40 سال ممنوع است. متأسفانه، در ایران هیچ قانون خاصی وجود ندارد و با توجه به قانون اهدا تخمک و جنین بیماران را بدون محدودیت وارد سیکل درمانی می‌کنند. بروز عوارض مختلف درمانی، ریسک بیهوشی و غیره به‌طور متناوب دیده می‌شود. در این بحث تلاش می‌شود تا با ارائه‌ی نظرات و دیدگاه اسلامی و مقایسه‌ی آن با مکاتب مختلف، پیشنهاد تدوین قانونی در این زمینه ارائه شود.


مسلم بهادری،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

پاتولوژیست به‌عنوان عضوی از خانواده‌ی خادم بهداشتی، مسؤول ارائه‌ی خدمات بالینی بر اساس استفاده از روش‌های آزمایشگاهی است. موضوع اهلیت و اخلاق در مورد پاتولوژی نسبت به سایر شاغلان خدمات بالینی به مراتب پیچیده‌تر و بیش‌تر قابل تأمل است زیرا که پاتولوژیست صرف‌نظر از دانش و مهارت لازم نیازمند ایجاد امکانات و تسهیلات برای خدمت‌دهی بالینی است که اقدام شبه بازرگانی در آن متصور است.

در هر زمینه‌ی اخلاقی پزشکی، انجام دادن کار خوب و عدم انجام کار بد یک اصل مسلم است. بر این اساس، امروزه، چهار اصل در اخلاق پزشکی برای حفظ حقوق بیمار یعنی : 1- اتونومی 2- نیکوکاری 3-عدم تبهکاری 4- عدالت، مورد قبول اکثر جامعه‌ی پزشکی جهانی است و بر اساس اولویت به سلامت بیمار بنا شده است.

در مورد اخلاق در پاتولوژی باید آن را در دوره‌های آموزش رزیدنتی و خدمات آزمایشگاهی تفکیک کرد. شورای اعتباردهی بر آموزش تکمیلی آمریکا (ACGME)، انتظار دارد هر یک از برنامه‌های رزیدنتی حاوی آموزش و نحوه‌ی ارزیابی اخلاق پزشکی برنامه باشد. نکات مهم مد نظر در این برنامه در حیطه‌ی پروفشنالیسم : تعارض منافع، تعامل بین فردی و دانشکده‌ای، صداقت، وظیفه‌شناسی، گزارش و شناخت خطاهای پزشکی و مواجهه رزیدنت با مواد خطرزا از قبیل اتوپسی و بافت آلوده است.

در حیطه‌ی خدمات آزمایشگاهی نیز باید به اصولی از این قبیل توجه خاص شود: مسؤولیت در خدمات به بیمار، سرمایه‌گذاری برای ایجاد خدمات بهتر، مشاوره‌های ضروری، آموزش و به روز کردن اطلاعات، محرمانه بودن، آزمایش انسان و برنامه‌نویسی.

از مسائل مبتلابه در پاتولوژی، business-model در ترکیب‌بندی آزمایشگاه است که در ان استفاده از وسایل و تکنیک‌های تازه ضرورت دارد. استفاده از امکانات فرعی مثل سایتو ژنتیک، آزمون‌های ایمونو هیستو کمیستری و مشاوره‌هاست که همگی در حفظ پروفشنالیسم در پاتولوژی اثرگذار هستند.


ابوطالب صارمی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

غریزه‌ی باروری که در تمام موجودات وجود دارد به طرق متعددی باعث تولیدمثل و بقای نسل آن موجود می‌شود. بعضی موجودات بدون تفکیک جنسیت تکثیر پیدا می‌کنند و بعضی نیز جنس نر را به‌صورت انگل با خود همراه می‌کنند و موقع تولیدمثل از آن استفاده کرده و در پایان جفتگیری موجود نر را از بین می‌برند و در بسیاری از موجودات نیز نر و ماده از هم جدا هستند و برای باروری نیاز به جفت‌گیری دارند.

انسان متمدن برای تولیدمثل قوانینی را وضع کرد تا انسان‌ها دارای هویت شخصی باشند. لذا ازدواج قانونی شد تا فرزندان دارای پدر و مادر مشخص باشند و اگر زوجی مشکلی برای داشتن فرزند می‌داشتند به‌روش‌های سنتی یا طبی درمان‌هایی را انجام می‌دادند و اگر درمان نمی‌شدند یا فرزند‌خوانده انتخاب می‌کردند یا قید فرزند را می‌زدند یا این‌که از هم جدا می‌شدند.

با امکانات وسیعی که اینک برای درمان ناباروری به‌وجود آمده و تقریباً مسأله‌ی عقیمی یا نازایی با روش‌های ART قابل حل شده‌اند تمام معادلات، قوانین، سنت‌ها و به‌طور کلی ملاحظات اخلاقی قابل قبول گذشته باید بازنگری شوند و اندیشمندان و قانون‌گذاران رابطه‌ی جدیدی که بین والدین و فرزند ایجاد می‌شود را قابل قبول برای اجتماع کرده و به عبارت دیگر اخلاقی کنند.

به‌نظر می‌رسد در مورد اهدای جنین، رحم اجاره‌ای، اهدای تخمک و اسپرم هنوز مسائل و نکاتی وجود دارد که نمی تواند به این سادگی از نظر اجتماع قابل قبول باشد. مسأله تنها مربوط به ارتباط ژنتیک یا مسائل ارث نیست که بتوان با وضع قوانین راه حلی برایش متصور شد چون موجودی به نام فرزند در میان است و این موجود نیز دارای حق و حقوقی است که نتوانسته خواسته‌اش را بیان کند ولی آیا 20 سال بعد اگر سوال کرد که چرا بدون نظرخواهی برای او تصمیم گرفته شده آیا جوابی منطقی داریم؟ از سویی دیگر بیماری‌هایی که می‌تواند در اثر حاملگی تشدید یابد و احتمالاً باعث مرگ مادر شود، آیا قانون و عرف برای این مسأله راه حل منطقی می‌تواند داشته باشد؟ آیا این فرزند که قرار است متولد شود و بی مادر باشد حق اعتراض ندارد؟ مسائل مشابه فراوان است که سعی می‌شود در این مقاله به آن‌ها پرداخته شود.


رویا رشیدپورایی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

یکی از مشکلات فراروی پزشکان و کادر درمانی در پروسه‌ی درمان بیماران، شکایت از نحوه‌ی عملکرد آنان در محاکم قضایی است که با توجه به تعدد مراکز رسیدگی به تخلفات پزشکی و نیاز به پاسخگویی کادر درمان در محاکم مختلف یکی از موارد مهمی که می‌تواند باعث کاهش موارد شکایت از جانب بیماران در محاکم مختلف شود، رعایت اصول اخلاق پزشکی در حین انجام هر گونه پروسه‌ی درمانی  توسط کادر درمانی است.

در این مقاله به بررسی مواد قانونی کیفری و انتظامی موجود و ارتباط آن با اخلاق پزشکی پرداخته شده است و این‌که چگونه با رعایت اصول اخلاق پزشکی می‌توان علاوه بر دستیابی به هدف غایی که همان حرفه‌ای‌گرایی ‌است از تبعات قانونی عدم رعایت آن دوری جست.

علاوه بر آن، در این مقاله از موارد  نقض  رعایت اخلاق پزشکی که حمایت قانونی در آن موارد صورت نمی‌پذیرد و علی رغم رعایت آن، کادر درمانی  باید در محاکم قضایی پاسخگو باشد و در نهایت منتج به صدور رأی قصور در درمان می‌شود به‌طور کامل بحث می‌شود.


شیما بهنام منش،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

با وجود پیشرفت‌های اخیر، حفظ باروری زنان در مقایسه با مردان دشوار‌تر است. چرا که اساساً اقدام به این امر خواه از طریق منجمد‌سازی تخمک یا بافت تخمدان عملی تهاجمی محسوب می‌شود که صرف‌نظر از مرحله‌ی مقدماتی آن در فرایند انجماد تخمک که منوط بر تحریک تخمک‌گذاری است خود این اقدامات می‌تواند منتج به خطرات بسیاری شده و به تبع آن چالش‌های اخلاقی بسیاری را مطرح کند. انجماد تخمک به‌دلیل میزان بالای آب در بافت آن و هم‌چنین میزان پایین نفوذ‌پذیری غشای آن و هم‌چنین آسیب‌پذیری بیش‌تر آن نسبت به عدم وجود اکسیژن تا به حال چندان با موفقیت بالایی همراه نبوده است. از این رو، انجام آن در خانم‌های مبتلا به سرطان به‌دلیل وجود علت پزشکی و ضرورت اجتناب از آثار غیر قابل جبران شیمی‌درمانی بر توان باروری، با وجود کارکرد کم آن تنها راه برای بیماران بالغی است که دارای همسر یا شریک جنسی نبوده و هم‌چنین متقاضی اهدای اسپرم نیز برای ایجاد جنین نیستند. هم‌چنین، انجماد بافت تخمدان و در نهایت بالغ‌سازی فولیکول‌های منجمد‌شده تنها راه حفظ باروری دختران نابالغ مبتلا به سرطان است که خود می‌تواند به شیوه‌ی اتوگرفت یا زنو گرفت انجام شود، مخاطرات و چالش­های اخلاقی بسیاری را به همراه دارد. چرا که در روش اول احتمال بازگشت سلول‌های سرطانی و در دومی احتمال انتقال ویروس از بدن حیوان مورد استفاده به بدن فرد بهبود یافته وجود دارد. از این رو، می‌توان دامنه‌ی وسیعی از مسائل اخلاقی را ترسیم نمود.

 نکته‌ی دیگر آن­که با وجود توضیحات فوق انجماد تخمک در زنان سالم که مجرد بوده و کاندید اهدای جنین نیز نیستند با محدودیت‌های اخلاقی بیش‌تری مواجه است. چرا که علت پزشکی که بتواند توجیه‌کننده‌ی انجام این امر با وجود همه‌ی مخاطراتش باشد بر عکس حالت فوق وجود نداشته و بسیاری آن را مغایر با اولین اصل اخلاق پزشکی، عدم آسیب رساندن، دانسته‌اند. از سویی دیگر برخی دیگر انجام آن را مترادف با اعمال اصل دیگر اخلاق پزشکی یعنی اصل عدالت دانسته و بر این عقیده‌اند که انجماد تخمک در بانوان سالم بی‌عدالتی بیولوژیکی میان زن و مرد از نظر سنی برای فرزند دار شدن را مرتفع می‌کند و هم‌چنین زمینه‌ی طرح و حفظ استقلال و آزادی تولیدمثلی و حق حفظ باروری و در نهایت حق داشتن خانواده را که مورد تأیید اکثریت اسناد حقوق بشری است فراهم می‌کند. در حال حاضر، بنا بر جدیدترین گزارش‌ها از انجمن آمریکایی پزشکی، تولید مثل و هم‌چنین انجمن اروپایی تولید مثل، ایمن‌ترین راه برای حفظ باروری زنان، اهدای جنین است که متأسفانه برای زنان مجرد یا دختران نابالغ امکان‌پذیر نیست. از این‌رو، انجماد تخمک یا بافت تخمدانی در صورت رعایت فاکتورهای پزشکی هم‌چون سن و وضعیت پیشروی بیماری و زمان باقی‌مانده برای اقدام جهت حفظ باروری و هم‌چنین تقاضای آگاهانه‌ی بیمار و اعمال ملاحظات اخلاقی در اخذ رضایت آگاهانه، حداقل در سطحی محدود با ارزیابی صحیح مخاطرات و نتایج مثبت حاصل از آن به‌نظر برای بیماران سرطانی با قطعیت بیش‌تری مواجه بوده و برای زنان سالم نیز از دیدگاه فلاسفه‌ی لیبرال و کسانی که قائل بر استقلال تولید مثلی هستند موجه است.


مهرزاد کیانی، شبنم بزمی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

دانش پزشکی در بردارنده‌ی حوزه‌های گوناگون تخصصی است، حوزه‌هایی که گاه خصایص منحصر به‌فردشان آن‌ها را از دیگر حوزه‌ها متمایز می‌کند. مراقبت‌های باروری از این روی منحصر به‌فرد است که به‌صورت هم‌زمان و مستقیم به مراقبت از سلامتی دو موجود زنده یعنی مادر و جنین می‌پردازد. این خصیصه‌ی انحصاری به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ هنگامی که با رویکرد اخلاق حرفه‌ای پزشکی به موضوع بنگریم در می‌یابیم که با حضور یک جزء سوم به‌نام پدر، اضلاع مثلثی شکل می‌گیرد که شامل مادر، پدر و جنین حاصل از باروری است. این مؤلفه‌های سه‌گانه تأثیرات متنوعی بر یکدیگر گذاشته و در هنگام سنجش‌های اخلاق زیست‌پزشکی هر یک به فراخور حال بر دو مؤلفه‌ی دیگر برتری می‌جوید، اگرچه این برتری‌یابی‌ها الزاماً از نظر عددی مساوی نباشند. هنر مراقبان سلامت در حوزه‌ی سلامت باروری باید آن باشد که با اتکاء به دانش تخصصی خود از یک سوی و نیز با شناخت و به‌کار گیری موازین حرفه‌ای‌گرایی و تعهد به الزامات حرفه‌ای از عهده‌ی این مسؤولیت مهم برآمده و با تناسبی متوازن در مواجهه با هر یک از این مؤلفه‌های سه‌گانه مراقبت‌های خویش را ارائه کنند. از این رو، آشنایی با حرفه‌گرایی پزشکی در عرصه‌ی سلامت باروری مهم تلقی شد. و در دهه‌های اخیر مورد اقبال قرارگرفته است. موضوعات اساسی در حرفه‌ای گرایی سلامت باروری شامل تعهد به استاندارد‌های مراقبت، صداقت، پاسخگویی، صلاحیت بالینی، تعهد به آموزش مداوم، حفظ حریم خصوصی و رعایت شأن بیماران، چگونگی مناسبات با همکاران در سپهر حرفه‌ای‌گرایی، رعایت حقوق ذاتی بیماران و مراجعان، تطابق دادن مهارت‌های خویش با مفاهیم و اهداف بنیادی رشته و نهایتا توجه به تولد به‌عنوان یک پدیده‌ی طبیعی و مهم در زندگی مادر است.

به‌نظر می‌رسد همان‌گونه که در سایر زمینه‌های پزشکی بازگشت به فضایل اخلاقی، نهاد حرفه‌ای‌گرایی و خصیصه‌های شخصیتی کنشگران عرصه‌ی سلامت به‌عنوان یک رویکرد کارساز در مراقبت‌های سلامتی شناخته می‌شود، نهادینه کردن این مفاهیم دیرپا که درحال حاضر جنبه‌ای امروزی و منطبق با حقوق بنیادی و کرامت انسانی صاحبان حرف پزشکی و بیماران پیدا کرده‌اند به اعتلای سلامت باروری در عرصه‌های تشخیصی، درمانی و پژوهشی کمکی شایان خواهد کرد. در این مقاله تلاش برآن است که ضمن توصیف کوتاهی از حرفه‌ای‌گریی جایگاه مهم آن در مراقبت‌های سلامت باروری براساس مفاهیم یاد شده تبیین شود.


فاطمه خوانساری،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

یکی از مبانی نظری مورد ملاحظه در سلامت باروری استفاده از طبیعی بودن است. طبیعی بودن، فرامعیار اخلاق باروری به‌شمار می­آید و از این رو پرداختن به این مقوله سبب تلقیات جدیدی از ملاحظات اخلاقی در این خصوص می­شود. چند پرسش در این مبحث قابل طرح و مداقه است: یکم: آیا طبیعی بودن به خودی خود فضیلت اخلاقی محسوب می­شود؟ دوم: اگر بپذیریم که بشر امروز زندگی متمدن خود و تمایز از شاکله بدوی­اش را مدیون فاصله گرفتن از طبیعی بودن باشد، مرز طبیعی نبودن کجاست؟ سوم: تمایز بین طبیعی بودن و طبیعت­گروی چیست و آیا خلط این دو، معنای مورد نظر را مخدوش نمی­کند؟ چهارم: آیا می‌توان مصادیقی برای طبیعی نبودن نیز پیدا کرد که فضیلت اخلاقی یا خوب اخلاقی محسوب شوند؟

به‌نظر می‌رسد در سلامت باروری هنوز استفاده از ابزارهای نوین و شیوه­های فناورانه‌ی تولد فرزند از آن رو که غیر طبیعی به‌شمار می­آید، غیر اصیل، مخدوش و حتی غیر اخلاقی­اند و این تلقی در نزد عموم مردم رایج و گاه موجب شرمساری است. تصحیح این تلقی وظیفه­ای است که بر عهده‌ی حوزه‌ی عمومی گذاشته شده است. از سوی دیگر، یافتن مرزهایی برای اخلاق فناوری ضروری می‌نماید، چرا که لغزش در طریق طبیعی نبودن می‌تواند بسیاری از احساسات، عواطف، غرایز، باورها و اراده­های مبتنی بر سرشت انسانی (مراد سرشت انسانی پسینی است) هم‌چون حس مادرانه را منحل و مضمحل کند.


شبنم بزمی، مهرزاد کیانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

در مقوله‌ی سلامت باروری چالش‌ها و مسائل اخلاقی متعدد و متنوعی وجود دارد و از آن‌جا که در این موارد با دو موجود زنده (مادر و جنین) روبه‌رو هستیم که گاه منافع یکی با منافع دیگری در تعارض و تضاد قرار می‌گیرد، اهمیت تصمیم‌گیری صحیح دو چندان می‌شود. برا ی مثال موارد زیر را در نظر بگیرید:

 مادری باردار با سن جنینی 26 هفته که پزشک متخصص زنان، به‌دلیل دیسترس جنینی به او توصیه به انجام سزارین را می‌کند ولی وی با این توجیه که می‌داند در بیمارستان توانایی رسیدگی به جنین در این سن را ندارند و مرگ وی را قطعی می‌داند از انجام آن سر باز می‌زند و حاضر نمی‌شود ریسک انجام سزارین را بپذیرد.

- مادر 30 ساله که در هفته 20 بارداری متوجه ابتلای جنین به میلو مننگوسل می‌شود و پزشک برای درمان، انجام عمل جراحی داخل رحمی را پیشنهاد می‌کند.

- خانم باردار که در هفته 14 جنینی است و طی انجام تست‌های غربالگری متوجه می‌شود که جنین وی فاقد اندام فوقانی راست از ناحیه‌ی زیر مفصل بازو است و مادر با بیان مشکلات زندگی کنونی خود سعی بر متقاعد کردن پزشک جهت انجام سقط درمانی را دارد.

همان‌گونه که ملاحظه می‌شود مسائلی از این قبیل در طب زنان و زایمان به وفور مشاهده می‌شود و منظور از ارائه‌ی این مقاله اشاره به مواردی است که در اتخاذ تصمیمات اخلاقی باید مد نظر قرار گیرند. برای مثال در مورد اول که اتونومی مادر در تعارض با سودرسانی احتمالی به جنین قرار می‌گیرد با روش‌هایی نظیر انتقال بیمار به یک مرکز مجهز به NICU و انجام یک سزارین استاندارد مراقبت‌های دقیق پس از زایمان به‌طور خلاصه می‌توان تا حدی تعارضات را کنترل کرد.

باید این نکته را همواره مد نظر قرار داد که در اکثر موارد مادر نیز خواهان سودرسانی به جنین است و از این رو اتونومی مادر و سودرسانی به جنین در تعارض قرار نمی‌گیرند. ولی در موارد متعارض نیز با ارائه‌ی راهکار‌های اخلاقی و با توجه به ارزش‌ها، عقاید، فرهنگ و آداب و رسوم و الزامات قانونی می‌توان به راهکارهایی جهت رفع تعارضات دست یافت و این مقاله تلاش دارد تا این راه‌کارها را تبیین کند. شایان ذکر است که در صورت مباحثه و بررسی دقیق این‌گونه مسائل توسط متخصصان مربوطه، اخلاقیون، حقوق‌دانان و سیاست‌گذاران حیطه‌ی سلامت باروری می‌توان به‌دستورالعمل‌هایی دست یافت که مشکل‌گشای این‌گونه چالش‌های اخلاقی باشد.


حمیدرضا نمازی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

سه تلقی بنیادین از گزاره­های ناظر به افعال اخلاقی وجود دارد. اخلاق‌گریز، اخلاق‌پذیر و اخلاق‌ستیز. بعضی افعال مشخصا ضد اخلاقی( اخلاق‌ستیز) اند هم‌چون دروغ­گویی. برخی افعال نیز به‌طور مشخص اخلاقی( اخلاق‌پذیر) اند، هم‌چون وفای به عهد. اما به‌نظر می‌رسد بسیاری از افعال در میانه­ی طیف قرار می­گیرند و اتصاف اخلاق به آن‌ها موجه نیست به تعبیر دیگر اخلاق­گریز­اند. حداکثر‌گرایان البته معتقدند که چتر اخلاق بر سر همه­ی افعال قرار می­گیرد اما اعتدال­گرایان و حداقل­گرایان به منطقه­ی فراغ اخلاقی قائل­اند. از منظری دیگر، دو مؤلفه­ی دیگر یعنی اولویت و شدت را در ارزیابی اخلاق باید لحاظ کرد. مراد از اولویت، بررسی تقدم اتونومی و الزامات اخلاقی است، به دیگر سخن، مرز دست شستن از علایق شخصی به‌خاطر اخلاق کجاست؟ مراد از شدت نیز آن است که آیا اخلاق می‌تواند تقاضاهای شدید و پر هزینه­ای از ما داشته باشد؟ بسته به این‌که در هر کدام از مباحث فوق چه موضعی را اتخاذ کنیم می‌توان بچه­دار شدن را اخلاق­گریز، اخلاق­پذیر و اخلاق‌ستیز دانست. به‌نظر می‌رسد در اخلاق اعتدال­گرا یا رایج بچه­دار شدن امری اخلاق­گریز ( نه اخلاقی و نه ضد اخلاق) باشد و رفتاری دل­بخواهانه به­شمار آید اما بسته به منطق موقعیت می‌توان مواضع دیگری را نیز اتخاذ کرد.


کبری جودکی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

رشد جمعیت و پیامدهای ناشی از آن یکی از مسائل مهم کشورهای جهان در دهه‌های اخیر است. جمعیت جهان با رشد حدوداً 67/1 درصد هر چهل و یک و نیم‌سال دو برابر می‌شود. بدون تردید چنین رشدی، معضلات خاصی را برای تمام مناطق جهان به‌ویژه مناطق با رشد جمعیتی بالا و توان اقتصادی پایین به‌وجود می‌آورد. چنین وضعیتی موجب شده صاحب‌نظران و سیاست‌گذاران کشورهای مختلف به‌دنبال اجرای سیاست‌های کنترل جمعیت و تنظیم خانواده و نگاه‌داشتن رشد جمعیت در یک حد ثابت، متناسب با وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود باشند. موضوع کنترل جمعیت (کنترل موالید) و تنظیم خانواده را می‌توان از یکدیگر تفکیک کرد. کنترل موالید عبارت است از کنترل ارادی تعداد فرزندان و فاصله‌گذاری میان فرزندان یک خانواده که رشته‌ای گسترده از روش‌هایی را در‌برمی‌گیرد که برای تنظیم باروری انسان به‌کار گرفته می‌شود. این اصطلاح به‌طور عمده به معنی کنترل باروری است اما دیگر شیوه‌های اختیاری، مانند: تأخیر در ازدواج، پرهیز از روابط جنسی پس از ازدواج، عقیم‌سازی و سقط را نیز شامل می‌شود.

تنظیم خانواده اتخاذ یک سیاست جمعیتی از سوی خانواده‌هاست که داوطلبانه و بر پایه‌ی آگاهی، بینش و تصمیم‌گیری مسؤولانه توسط والدین، به‌خاطر ارتقاء تندرستی و بهزیستی اعضای آن به مورد اجرا گذارده می‌شود. هدف سیاست تنظیم خانواده ایجاد توازن میان امکانات اقتصادی-اجتماعی و تعداد فرزند، آن هم به‌صورت آگاهانه و ارادی است. در نتیجه، تنظیم خانواده می‌تواند در جهت افزایش، کاهش یا هماهنگی تعداد فرزند با مقتضیات زیستی، اقتصادی و اجتماعی خانواده باشد. تمایل و کوشش برای محدود کردن خانواده‌ها از زمان نخستین مراحل زندگی بشر وجود داشته است. تاریخچه‌ی استفاده از روش‌ها و شیوه‌های گوناگون جلوگیری از بارداری به قدمت مسأله‌ی تشکیل خانواده است و از قدیم الایام تدابیری برای جلوگیری از بارداری اندیشیده شده است. امروزه، بارداری‌های ناخواسته در بین نوجوانان و جوانان نیز به یک معضل بهداشتی و اخلاقی تبدیل شده و روش‌های پیشگیری از بارداری در این گروه ملاحظات اخلاقی خاص خود را دارد. بسیاری از متخصصان اخلاق علیه مصرف گسترده‌ی داروهای باروری صحبت می‌کنند. آن‌ها نگران این هستند که نتیجه‌ی این‌ها از بین بردن کودکان بیش‌تر است. در حالی که بیش‌تر پزشکان عقیده دارند که والدین باید تصمیم بگیرند که چند بچه می‌خواهند. بسیاری از پزشکان عقیده دارند که استفاده یک‌سره از داروهای باروری خطر بی‌ملاحظه شدن و بی‌پرواشدن را به‌دنبال دارد. بسیاری از مردم فکر نمی‌کنند که کنتراسپشن ( جلوگیری از ناباروری) و تعقیم مسأله‌ی اخلاقی باشد. در حقیقت، بسیاری از Ethicists و فیلسوفان اخلاق وقتی این مسائل را بیان می‌کنند که موضوع تعقیم اجباری نظیر تعقیم مجرمین - عقب مانده‌های ذهنی و مادران غیرمسؤول و پیشگیری درنوجوانان و جوانان مطرح شود.


داریوش فرهود،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

پیشرفت‌ها و دستاوردهای علمی در کلیه‌ی زمینه‌ها، از جمله پزشکی، تنها زمانی می‌توانند مورد قبول باشند که برابر موازین و ملاحظات اخلاقی و همراه با احترام به خودمختاری، عدالت فردی و اجتماعی و باورهای فرهنگی و قوانین خاص جوامع مختلف انسانی به‌کار برده شوند.

در سال‌های 1995 و 1998 آیین‌نامه‌های حاکمیت اصول اخلاقی در ژنتیک پزشکی، از طرف سازمان جهانی بهداشت تدوین و ارائه شد که در آن، چهار اصل اولیه‌ی اخلاق، یعنی خودمختاری، سودمندی، نازیانمندی و برابری، اکیداً توصیه شده‌اند.

در آخرین سمپوزیوم جهانی یونسکو در مورد اخلاق در علوم و فناوری (مهرماه 1381) در زمینه‌هایی مانند بیواتیکز (شبیه‌سازی، اندام‌سازی و اهدای اندام، کارهای آزمایشگاهی بر روی انسان، کاربردهای مهندسی ژنتیک،... ) اینفواتیکز (نهادهای اطلاع‌رسانی حقیقی و حقوقی، شبکه‌های جهانی،... ) اکواتیکز (حفاظت از محیط زیست، کره‌ی زمین، صرفه‌جویی در منابع مختلف انرژی و آب شیرین، پاک نگه داشتن هوا، جلوگیری از افزایش دمای کره‌ی زمین،... ) کاسمــو و بیــواسفراتیک (اســتفاده‌ی بجا و صحیح و عادلانه‌ی همه‌ی ملت‌ها از فضای خارج جو،... ) و بالاخره اخلاقیات در علوم و فناوری از منظر فلسفی، گفت‌وگو و توصیه‌های لازم انجام شد.

آیین‌نامه‌ی سازمان جهانی بهداشت، درباره‌ی ملاحظات اخلاقی بر کاربردهای گوناگون ژنتیک پزشکی (مانند مشاوره‌ی ژنتیکی، تشخیص پیش از تولد، بانک DNA،... ) در دوازده جدول (به‌صورت چک‌لیست) تهیه و تنظیم شده که توصیه‌های موکد در منظور کردن اصول اخلاقی در ارائه‌ی خدمات ژنتیک پزشکی دارد که در این مقاله مورد گفت‌وگو قرار گرفته است.



صفحه 6 از 25     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb