جستجو در مقالات منتشر شده


482 نتیجه برای اخلاق

مجتبی پارسا،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 اصطلاح خودارجاعی پزشک، بدان معناست که پزشک، بیمار را به تسهیلاتی که خود در آن‌ها نفع مالی دارد، ارجاع دهد و به دو شکلِ در محل طبابت و خارج از محل طبابت صورت می‌گیرد. نوشتار حاضر، مطالعه‌‌ای مروری غیرنظام‌مند است که جنبه‌های اخلاقی خودارجاعی را بررسی می‌کند. درباره‌ی خودارجاعی، نظرات موافق و مخالف وجود دارد. موافقان معتقدند، این امر با ایجاد فضای رقابتی، موجب کاهش هزینه‌ها و افزایش میل به سرمایه‌گذاری در خدمات سلامت، خصوصاً در مناطق محروم می‌شود؛ همچنین، هم برای پزشک و هم برای بیماران (از طریق کاهش هزینه‌ها) منافع مالی به دنبال دارد و موجب دسترسی راحت‌تر و باکیفیت‌تر بیماران به خدمات سلامت می‌شود؛ اما مخالفان خودارجاعی به استناد مطالعات متعدد انجام‌شده معتقدند، این پدیده به استفاده‌ی بیش‌ازحد و غیرضروری از خدمات مراقبت سلامت و در نتیجه افزایش هزینه‌ها، کاهش کیفیت خدمات ارائه‌شده و به‌مخاطره‌افتادن ایمنی و سلامتی بیمار منجر خواهد شد. در برخی کشورها، مثل ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، راهنمای اخلاقی مبنی بر غیراخلاقی‌بودن خودارجاعی پزشکان یا لزوم آشکارسازی درباره‌ی آن و نیز مقررات برای مقابله با آن وجود دارد.

مهشاد نوروزی، احسان شمسی گوشکی، سعیده سعیدی طهرانی، فاطمه بهمنی، مینا فروزنده، سعید بیرودیان، نازیلا نیک روان فرد، مهشاد گوهری مهر، اکرم هاشمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 فعالیت‌ پژوهشی کشورهای در حال توسعه در دو دهه‌ی گذشته افزایش یافته است. گسترش و تمرکززدایی کمیته‌های اخلاق، نیازمند ارزیابی عملکردی مناسب است. مطالعه‌ای مقطعی در سال 2023 میلادی با استفاده از چک لیست "ابزار خودارزیابی کمیته‌های اخلاق در پژوهش" بر روی کارگروه/کمیته‌های اخلاق در پژوهش کشور اجرا شد. چک لیست به فارسی ترجمه شد. براساس نظر متخصصین اخلاق در پژوهش و بر مبنای دستورالعمل مصوب نحوه‌ی تشکیل و عملکرد کارگروه/کمیته‌های اخلاق مورد بازنگری قرار گرفت. چک‌لیست الکترونیک، برای اعضای ارشد 269 کارگروه/کمیته اخلاق در پژوهش‌ ارسال شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS مورد آنالیز قرار گرفت؛ میزان پاسخ‌دهی 83% بود. میانگین نمره‌ی کلی 25.173 ± 152.11 بود که 69.14% از حداکثر نمره کلی به‌دست آمد، اما در بخش ارزیابی مداوم (نظارت) و منابع کمیته، کم‌تر از 50% از نمره میانگین کسب شد. نمرات 138 کارگروه/کمیته اخلاق در محدوده‌ی عالی و 85 مورد در محدوده خوب قرار گرفت. نتایج نشان داد که میانگین نمرات با میزان سابقه‌ی فعالیت، تعداد جلسات در ماه، وجود بودجه‌ی مصوب سالانه، وجود یک برنامه‌ی مدون مصوّب ارتقای کیفیت و دارا بودن کارکنان اداری مشخص ارتباط دارد. تکمیل ابزار خودارزیابی، علاوه بر آگاهی کارگروه وزارتی از نحوه‌ی عملکرد کارگروه/کمیته‌ها و توجه فردی هر کارگروه/کمیته‌ به استانداردهای لازم الاجرا، می‌تواند آگاهی از نقاط قوت و چالش‌ها را در سطح هر کمیته‌ افزایش دهد. بازنگری در دستورالعمل مصوب نحوه تشکیل و عملکرد کارگروه/کمیته‌های اخلاق توسط دبیرخانه کارگروه وزارتی اخلاق در پژوهش و تکرار مجدد خودارزیابی در آینده می‌تواند روند ارتقاء و بهبود عملکرد کمیته‌های اخلاق را تسهیل نماید.

مسعود امن زاده، مهناز حامدان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

با پیشرفت‌های اخیر در حوزه‌ی هوش مصنوعی، استفاده از چت‌بات‌ها در سلامت، بسیار افزایش یافته است. چت‌بات‌های سلامت، ابزارهای نوآورانه‌ای هستند که در زمینه‌هایی چون: آموزش و ارائه‌ی اطلاعات پزشکی به کاربران و ارائه‌ی مشاوره‌های اولیه کاربرد دارند. علی‌رغم قابلیت‌ها و مزایای چت‌بات سلامت، این فناوری با چالش‌ها و ملاحظاتی اخلاقی همراه است که باید در کانون توجه قرار گیرد. هدف از این مطالعه، بررسی چالش‌های اخلاقی چت‌بات‌های سلامت است. این مطالعه که از نوع مروری است، با جست‌وجو و شناسایی مقالات مرتبط در پایگاه‌های اطلاعاتی مختلف، ازجمله PubMed و Scopus و WOS با استفاده از کلیدواژه‌هایی مانند Chatbot و Conversational Agent و Medical Ethic انجام شد. بر اساس معیارهای مشخصشده، چکیده و متن کامل مقالات بررسی و در نهایت، مقالات مرتبط انتخاب شدند. طبق مطالعات انجام‌شده، استفاده از چت‌بات‌های سلامت با چالش‌های اخلاقی متعددی همراه است که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: الف. حریم خصوصی و امنیت داده‌ها: داده‌های جمع‌آوری‌شده‌ی بیماران توسط چت‌بات‌ها، در برابر نقض امنیت و حریم خصوصی آسیب‌پذیر هستند؛ ب. دقت و قابلیت اطمینان: خطاهای احتمالی در پاسخ‌های چت‌بات‌ها، می‌تواند به تشخیص نادرست یا ارائه‌ی توصیه‌های اشتباه منجر شود و به‌طور بالقوه به بیماران آسیب برساند؛ ج. سوگیری و برابری: الگوریتم‌های هوش مصنوعی ممکن است، سوگیری‌های موجود در مجموعه‌داده‌های آموزشی را تداوم بخشند که به مراقبت نابرابر برای گروه‌های جمعیتی خاص منجر می‌شود؛ د. مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی: به دلیل نبود چهارچوب‌های قانونی مشخص، تعیین مسئولیت در صورت بروز خطا یا عواقب ناخواسته‌ی ناشی از به‌کارگیری چت‌بات‌ها، همچنان موضوعی حل‌نشده باقی مانده است؛ ه. استقلال و اعتماد: اتکای بیش‌ازحد به چت‌بات‌ها ممکن است، عنصر انسانی مراقبت را کاهش دهد و بر اعتماد و استقلال بیمار در تصمیم‌گیری تأثیر بگذارد. چت‌بات‌های سلامت در کنار مزایای شایان ‌توجه خود، چالش‌های اخلاقی مهمی نیز به همراه دارند که نیازمند توجه جدی است. تدوین سیاستها و چهارچوبهای اخلاقی، با تأکید بر حریم خصوصی، شفافیت، عدالت و پاسخگویی، از گامهای اساسی و عوامل کلیدی در این زمینه است؛ همچنین، نظارت مستمر، آموزش کاربر و پیروی از قوانینِ درحالتحولِ هوش مصنوعی می‌تواند به کاهش نگرانی‌ها و افزایش اعتماد به این فناوری کمک کند.
 

فرزانه مختاری، فاطمه طالبیان، اکرم ثناگو، لیلا جویباری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

کودک‌انگاری (Infantilization) الگویی رفتاری است که در آن یک فرد صاحب‌اختیار با یک فرد سالمند، همانند یک کودک برخورد می‌کند. این الگوی رفتاری، شامل اَشکالی مختلف ازقبیل به‌کارگیری واژگان نامناسب یا اغراق‌آمیز است؛ به‌طوری‌که طی آن شأن و منزلت اجتماعی سالمند رعایت نمی‌شود. اخلاق شامل شاخه‌ای از فلسفه، با ارزش‌های مربوط به رفتار درست در مقابل رفتار نادرست انسانی است. در این مقاله مفهوم کودک‌انگاری سالمند، با هدف ایجاد آشنایی بیشتر با این مفهوم و به‌تبع آن اجتناب از چنین رفتارهایی، تحلیل شده است. این مطالعه‌ی تحلیل مفهوم، با استفاده از رویکرد هشت‌مرحله‌ای واکر و آوانت انجام شد. ابتدا، کاوش در پایگاه‌های داده‌ای فارسی Magiran و SID و انگلیسی PubMed, Scopus, Web of Science و موتور جست‌وجوگر Google Scholar بدون محدودیت زمانی صورت گرفت. برای جست‌وجوی شواهد، از واژه‌های فارسی کودک‌انگاری و سالمند و واژه‌های انگلیسی Infantilization, Elderspeak, Elderly, Older People استفاده شد. پس از بررسی متن کامل هفت مقاله‌ی منتخب، ویژگی‌ها (Attribute)، پیشایندها (Antecedents) و پسایندهای (Consequence) مربوط به مفهوم کودک‌انگاری سالمند استخراج گردید. پیشایندهای مفهوم کودک‌انگاری سالمند، شامل وجود اختلال عملکردی و ناتوانی‌های مشاهده‌پذیر، اختلال شناختی، سن بالای هفتاد سال، ویژگی‌های غیرمرتبط با سن، مانند تحصیلات کمتر، پیشینه‌ی حرفه‌ای با اعتبار کمتر و ارائه‌ی خدمات از سوی یک مراقب جوان‌تر است. کودک‌انگاری در ارتباط با مبتلایان به دلیریوم و همچنین افرادی که مدت‌زمان طولانی‌تری در مراکز درمانی اقامت دارند، بیشتر دیده می‌شود. در جنبه‌ی محیطی، استفاده از دکور کودکانه در محل نگهداری سالمندان و در حوزه‌ی فعالیتی، مشارکت‌ندادن‌ سالمندان در تصمیم‌گیری، آرایش نامناسب زنان سالمند، ازبین‌بردن حریم خصوصی و استقلال، توبیخ، تنبیه و حبس، سرکوب بیان جنسی، بازی‌های کودکانه و استفاده از نام مستعار برای سالمند مثال‌هایی از این حوزه‌ها هستند. حوزه‌ی زبانی نیز، استفاده از اصطلاحات کودکانه و جملات کوتاه، دستور زبان ساده، صدای آهسته یا بلند و اغراق‌آمیز، خطاب‌کردن با نام کوچک، بدون اجازه‌ی آن‌ها را دربرمی‌گیرد. از پسایندهای کودک‌انگاری سالمند می‌توان به تأثیرات منفی بر رفتار، رفاه، هویت شخصی، شکل‌گیری رابطه و تعامل اجتماعی، ناتوانی در انتزاع، توانایی محدود در حل مشکلات، ایجاد احساسات منفی درباره‌ی عزت نفس و احتمال افزایش مقاومت در برابر مراقبت در سالمندان مبتلا به اختلال شناختی اشاره کرد. تشویق خودمختاری، یک تعهد اخلاقی در مراقبت از سالمندان در تمامی مراکز ارائه‌دهنده‌ی خدمت محسوب می‌شود. بروز رفتارهای کودک‌انگارانه در قبال سالمندان، نتیجه‌ی اتخاذ یک رویکرد غیرشخص‌محور در مراقبت است. لازم است، برای جلوگیری از بروز آن، خدمات مربوط به سالمندی، مناسب سن ارائه شود؛ حتی اگر سالمندان از ناتوانی‌های جسمی و شناختی رنج می‌برند.
 

محمد شجاعی نیا،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) ، رهیافتی تحول‌گرایانه و نوآورانه در مراقبت‌های بهداشتی است که می‌تواند فرایندهای تشخیصی، درمانی، اداری، آموزشی، پژوهشی و مدیریتی را دگرگون سازد. سیستم‌های هوش مصنوعی بر نحوه‌ی استدلال، تصمیم‌گیری و ارائه‌ی مراقبت اثر می‌گذارند؛ لذا، در کاربرد با چالش‌هایی ازجمله ملاحظات اخلاقی مواجه هستند که ریشه در ماهیت منحصربه‌فرد نظام سلامت دارد؛ جایی که رفاه و اعتماد بیماران و استقلال عملکرد مراقبان سلامت، بسیار اهمیت دارد. برای این مطالعه که از نوع کیفی است، منابع اطلاعاتی مختلف، ازجمله مجلات و مقالات و نشریه‌های مرتبط با موضوع مطالعه شدند؛ سپس، با بررسی کاربردهای هوش مصنوعی در محیط‌های بالینی و تأثیر آن بر ارتباط افراد با نظام سلامت، تصمیم‌سازی‌ها و گردش کار بالینی، ملاحظات اخلاقی مرتبط با آن استخراج گردید. نتایج نشان می‌دهد، به‌کارگیری هوش مصنوعی در مراقبت‌های بهداشتی، علی‌رغم مزایای گسترده‌ی آن در پیشگیری،‌ تشخیص، درمان، پیش‌بینی، تصمیم‌سازی، اتوماسیون فرایندها و روتین‌ها، توصیه‌های دارویی و درمانی،‌ هدایت اعمال جراحی، پزشکی شخصی‌سازی‌شده، سیستم‌های پزشکی از راه دور و کاربردهای متنوع دیگر، با مجموعه‌ای از ملاحظات اخلاقی مواجه است که برای تضمین استفاده‌ی مسئولانه و عادلانه از این فناوری‌ها، باید مدنظر قرار گیرد. این ملاحظات، شامل مسائل مربوط به حریم خصوصی (Privacy) بیماران و امنیت داده‌ها، انواع سوگیری‌ها (Bias) ، شفافیت (Transparency) ، توضیح‌پذیری (Explainability)، تفسیرپذیری (Interpretability) ، مسئولیت‌پذیری (Responsibility) ، پاسخ‌گویی (Accountability) ، ‌رضایت آگاهانه (Informed Consent) ،‌ میزان تأثیر بر روابط مراقبان سلامت و بیماران، دسترسی عادلانه و برابری در بهره‌مندی از مزایای هوش مصنوعی، استفاده‌ی مناسب و بجا از فناوری، استفاده‌ی اخلاقی از اتوماسیون، حفظ کرامت انسانی، نظارت و تنظیم­گری صحیح، مسائل قانونی و حقوقی و پیامدهای بلندمدت، ازقبیل جلوگیری از سوءاستفاده‌ی بیمه‌گران یا کارفرمایان از اطلاعات پیش‌بینی‌کننده و سایر موضوعات مرتبط با حقوق بیماران است. استفاده از هوش مصنوعی در مراقبت‌های بهداشتی، مستلزم ایجاد چهارچوب‌های اخلاقی و حقوقی و برقراری تعادل بین نوآوری‌ها با اصول انسانی حاکم بر نظام سلامت است، تا ضمن بهره‌برداری از مزایای این فناوری، از حریم خصوصی، عدالت،‌ برابری و کرامت انسانی محافظت شود. تمرکز بر نظارت مداوم و همسوسازی سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی با ارزش‌های انسانی می‌تواند اعتماد به این فناوری را تقویت کند و این اطمینان را به وجود آورد که ضمن رعایت استانداردهای اخلاقی، هوش مصنوعی می‌تواند به‌طور مسئولانه در خدمت بهبود سلامت عمومی جامعه قرار گیرد.

تهمینه صالحی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

به موضوع اخلاق در سیاست‌گذاری و مدیریت نظام سلامت، آن‌چنان‌که به سایر ابعاد آن همانند اخلاق بالینی، اخلاق در پژوهش‌های زیست‌پزشکی توجه شده، پرداخته نشده است. وجود چهارچوب‌های اخلاقی در تخصیص منابع، برای دستیابی به عالی‌ترین منفعت، ارتقاء عدالت در سلامت و حل تعارض‌ها بین نیاز بخش‌های متفاوت جامعه، الزامی است و بی‌توجهی به آن، تنگناها و چالش‌های جدی را برای نظام سلامت ایجاد می‌کند. نگاهی به عملکرد حوزه‌های مختلف نظام سلامت، در زمینه‌ی سیاست‌گذاری و تصمیم‌سازی‌های کلان، نشانگر بی‌توجهی به تفکر اخلاق‌گرایانه‌ی نظام‌مند است. شاید بتوان گفت، مهم‌ترین تنگنا و چالش اخلاقی در فرایند سیاست‌گذاری نظام سلامت، تعارض منافع و اشتغال کارگزار نظام سلامت، به‌صورت هم‌زمان در حوزه‌ی خصوصی و دولتی است که به اتخاذ سیاست‌هایی منجر می‌گردد که نمی‌توان از آن‌ها انتظار ارائه‌ی اخلاقی خدمات داشت. ارائه‌ی خدمات مازاد بر نیاز، ارائه‌ی خدمات غیراستاندارد یا کمتر از میزان واقعی و کاهش کیفیت ارائه‌ی خدمت از عوارض جدی این مسأله است. مشکلات اقتصادی کشور و افزایش مداوم هزینه‌های بخش درمان، تنگنای دیگری با عنوان سهم پایین سلامت از تولید ناخالص داخلی را موجب شده که بر دسترسی عادلانه به مراقبت‌های بهداشتی اثر گذاشته و به بی‌عدالتی در توزیع منابع و امکانات در کشور و حرکت منابع محدود به سوی نیاز گروه‌های خاص منجر شده است. مصداق اصلی افزایش مداوم هزینه‌های بخش درمان، بی‌توجهی به یکی از موفقیت‌های نظام سلامت کشور، یعنی ساختار نظام شبکه و از سوی دیگر ایجاد و توسعه‌ی مراکز درمانی تخصصی و رویکرد تخصصمحوری بهجای رویکرد جامعنگر است، نظیر ساخت بیمارستانهای متعدد در شهرهای مختلف کشور. یکی دیگر از بنیادی‌ترین تعارض‌های این حوزه، تعیین‌کردن این موضوع است که نظام سلامت از جنس تصدی‌گری است یا حاکمیتی؛ انتخاب هرکدام از این دو، تأثیراتی مهم بر اتخاذ سیاست‌های سلامت خواهد داشت. محدودکردن سلامت به اعمال حاکمیتی ممکن است به ایجاد چالش‌های اخلاقی در آن منتهی گردد و قرارگرفتن صِرف، ذیل قانون عمومی و وظایف تصدی‌گری نیز خالی از مشکل نیست. مشکل دیگر اینکه، سیاست‌گذار هم‌زمان هم ارائه‌کننده و هم خریدار خدمت است. تداوم این وضعیت، تضاد منافع و تقاضای القایی را تشویق کرده و افزایش می‌دهد. تغییر رویکرد و بازگشت به نگاه اخلاقی در حوزه‌ی سیاست‌گذاری نظام سلامت و استفاده از تفکر نظام‌مند و جامع، رعایت ملاحظات اخلاقی در سیاست‌گذاری و مدیریت نظام سلامت و توجه به ویژگی‌های خاص بازار سلامت می‌تواند در ارتقاء نظام سلامت و ازبین‌بردن تنگناها و مشکلات اثرگذار باشد. حاصل اتخاذ این رویکرد، بازگشت سیاست‌ها به سمت نظام سلامت مبتنی بر شبکه، تربیت نیروهای توانمند برای سطح اول خدمات بهداشتی‌درمانی، اصلاح و تقویت نظام ارجاع، ایجاد شرایط ماندگاری بیشتر برای نیروهای صف، کاهش تعارض منافع و سوءاستفاده‌های مختلف از رانت‌های تجهیزات پزشکی و داروهای گران‌قیمت و ارتقاء جایگاه ارزشمند آموزش در نظام سلامت خواهد بود.

مریم کاشانی، منصوره اشلقی فراهانی، فاطمه گلستان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

بخش مراقبت‌های بهداشتی، به‌ویژه واحدهای مراقبت‌های ویژه (ICU)، با مشکلات اخلاقی پیچیده‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کنند که منجر به ناراحتی اخلاقی در میان پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه می‌شود. این ناراحتی هم بر رفاه و هم بر رضایت شغلی آن‌ها تأثیر منفی می‌گذارد. محققان با درک این موضوع، به برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، به‌عنوان راه‌حل‌های بالقوه پرداخته‌اند. هدف این بررسی محدوده، ترکیب جامع ادبیات موجود درباره‌ی این برنامه‌ها و اثربخشی آن‌ها در کاهش ناراحتی اخلاقی در بین پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه است. جست‌وجوی دقیق در پایگاه‌های اطلاعاتی   PubMedو    Scopus  و   CINAHL ، با استفاده از کلماتی کلیدی مانند توانمندسازی اخلاقی، پریشانی اخلاقی و پرستاران واحد مراقبت‌های ویژه انجام شد. پانزده مقاله با معیارهای ورود به مطالعه، ازجمله: انتشار بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ و تمرکز بر برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه، برای تجزیه و تحلیل انتخاب شدند. بررسی محدوده نشان داد، برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، در کاهش پریشانی اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه، پیامدهای مثبتی داشت. این برنامه‌ها، شامل کارگاه‌های آموزشی، بحث‌های مبتنی بر نمونه، تمرین‌های تأملی و شبیه‌سازی‌های ایفای نقش با هدف تقویت استدلال اخلاقی، تصمیم‌گیری اخلاقی و انعطاف‌پذیری اخلاقی انجام شد. مشارکت در این برنامه‌ها، به‌طور مداوم، با کاهش شایان توجه ناراحتی اخلاقی مرتبط است. پرستاران افزایش اعتمادبه‌نفس در راهیابی معضلات اخلاقی، تصمیم‌گیری صحیح و دفاع از حقوق بیماران را گزارش کردند؛ علاوه‌براین، برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، حس عاملیت اخلاقی را تقویت کرد و پرستاران را برای رسیدگی مؤثر به چالش‌های اخلاقی توانمند کرد. اجرای برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی می‌تواند پریشانی اخلاقی را کاهش و رفاه و رضایت شغلی پرستاران را افزایش دهد. رهبران و مربیان پرستار، در همکاری با کمیته‌های اخلاقی برای طراحی مداخلات مناسب، ادغام آن‌ها در جهت‌گیری‌های پرستاری جدید و آموزش مداوم نقش اساسی دارند. ایجاد یک محیط کاری حمایتی و مساعد برای گفت‌وگوی باز و بازتاب اخلاقی، ضروری است. حمایت مستمر از طریق جلسات پیگیری، راهنمایی و گفت‌وگو، مزایای برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی را حفظ می‌کند. خدمات مشاوره‌ی اخلاقی و همکاری بین‌حرفه‌ای، بیشتر به رفاه اخلاقی پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه یاری می‌رساند. پریشانی اخلاقی، چالشی مهم برای پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه است که بر رفاه و کیفیت مراقبت از بیمار نیز تأثیر می‌گذارد. برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، راهی امیدوارکننده برای کاهش این ناراحتی و افزایش تصمیم‌گیری اخلاقی ارائه می‌دهد. اجرا، همراه با یک محیط کاری حمایتی، می‌تواند به‌شکلی چشمگیر به رفاه اخلاقی پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه کمک کند؛ بااین‌حال، تحقیقات بیشتر برای آشکارکردن اثرات بلندمدت و پیامدهای گسترده‌تر توانمندسازی اخلاقی در محیط بخش مراقبت‌های ویژه ضروری است.

مامک طهماسبی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

رنجِ اجتناب‌پذیر در پایان زندگی، به درد و عذابی غیرضروری اشاره دارد که افراد مبتلا به بیماریهای لاعلاج تجربه میکنند و میتوان آن را از طریق روشهای مؤثر مراقبت تسکینی کاهش داد. این مسأله برای بهبود کیفیت زندگی بیماران و خانوادههایشان در این دوران، سخت اهمیت دارد. شناخت از مراقبت جامع و کل‌نگر که نیازهای جسمی، عاطفی، معنوی و اجتماعی را دربرمیگیرد، به بهبود مراقبتهای پایان زندگی برای کاهش رنج و احترام به خودمختاری بیمار، منجر شده است. بسیاری از مطالعات نشان میدهند، بیماران اغلب درد و رنج جسمی و عاطفی غیرضروری را در نزدیکی مرگ تجربه میکنند که نشان‌دهنده‌ی کاستی در ارائه‌ی خدمات بهداشتی است. بر اساس نتایج مطالعات، تعدادی چشمگیر از بیماران علی‌رغم مداخلات موجود، همچنان از درد مدیریت‌نشده شکایت دارند. مشکلات روانی، مانند اضطراب و افسردگی در میان بیماران لاعلاج شایع است که نیاز به مراقبت جامع و کل‌نگر، شامل حمایت از سلامت روان را برجسته میکند. از طرفی، نادیده‌گرفتن نیازهای معنوی و اجتماعی نیز میتواند به احساس انزوا و ناامیدی در بیماران منجر شود. چالشهای پیرامون پیامدهای اخلاقی در روشهای مدیریت درد در پایان زندگی، به‌ویژه درباره‌ی اصول سودرسانی و ضررنرساندن، بحث‌برانگیز است. اصل اثر دوگانه، شامل اقداماتی که رنج را تسکین میدهند، حتی اگر بهطور ناخواسته مرگ را تسریع کنند را توجیه میکند. این اصل، همچنان محل اختلاف ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی، بیماران و خانوادههاست. برنامه‌ریزی مراقبتهای پیشرفته و احترام به خودمختاری بیمار نیز، معضلات اخلاقی پیچیده‌ای را درباره‌ی احترام به خواسته‌های افراد در این مرحله بحرانی از زندگی مطرح می‌کند. پرداختن به رنج اجتناب‌پذیر در پایان زندگی، از طریق رویکردی چندرشته‌ای که به ارزش‌ها و ترجیحات بیماران احترام می‌گذارد و درعین‌حال تلاش می‌کند تا ناراحتی غیرضروری را کاهش دهد، ضروری است. با پیشرفت تحقیقات بالینی، نظام‌های بهداشتی باید یافتن راهکارهایی را برای کاهش رنج اجتناب‌پذیر و افزایش کرامت بیماران در روزهای پایانی زندگی، در اولویت قرار دهند.

عبدالله صلواتی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

زمانی که واژه‌ی سلامت عمومی به میان می‌آید، واژه‌های مراجع، پزشک، پرستار، کادر درمان و مراکز درمانی نیز به ذهن خطور می‌کند؛ اما این همه‌ی ماجرا نیست. سلامت عمومی در محیطی ۳۶۰ درجه قرار دارد که افراد یادشده (مراجع و پزشک و...)، تنها بخشی از آن را به خود اختصاص می‌دهند. برخی از مصادیقی که کمتر به چشم می‌آیند، عبارت‌اند از: سیاست‌گذاری و حکمرانی سلامت، قوانین، ابعاد اجتماعی، محیط زیست، فناوری و داده‌ها، جامعه و فرهنگ، انسان، مشارکت، آموزش، امنیت. دورشدن از این محیط ۳۶۰ درجه می‌تواند سلامت عمومی را دستخوش اختلال کند؛ البته می‌توان سلامت را در این محیط دید اما سلامت در معرض تهدید باشد؛ زیرا این محیط ۳۶۰ درجه، استعداد آن را دارد که بدون انسان لحاظ شود و در غیبت انسان برنامه بریزد و چرخ‌دنده‌های بزرگ آن، «دیگری» را در خود هضم و از میدان به ‌در کند. زمانی که من، «دیگری» را به‌شکل «شیء»، «بیمار»، «مشتری»، «فرصت مالی» یا «فرصت برون‌شد از مشکلات» ببینم، آنچه حاضر کرده‌ام، مجموعه‌ای از تقلیل‌هاست، نه «دیگری» و نه «انسان». در این حالت، اخلاق سلامت عمومی، زمینی برای ایستادن ندارد. در این پژوهش، برای تحلیل و توصیف این نوع نگاه به اخلاق سلامت و این تقلیل‌ها، از نگرش «دیگری»مدارِ فیلسوف بزرگ جهان اسلام، ابن‌سینا و متفکر برجسته‌ی فرانسوی، ایمانوئل لویناس کمک گرفتیم. این پژوهش، بر اساس رویکرد پدیدارشناسانه به توصیف تجربه‌های زیسته از سلامت عمومی و رابطه‌ی آن با اخلاق، به مدد آرای ابن‌سینا و لویناس پرداخته است. امکانات درونی‌ فلسفه‌ی ابن‌سینا ازجمله: «شهرت، موقعیت، رفتارهای ظاهری و سن و سال، حجاب راه دیدن دیگری است»، «انسان‌ها گاهی به باطل اشتغال دارند» و «دیدن حق و ابتهاج به او» و ظرفیت‌های فلسفه‌ی لویناس ازجمله: «دیگری به‌مثابه نامتناهی»، «دیگری به‌مثابه امری که باید حمل شود» و «مسئولیت در قبال مسئولیت دیگری» کارت دعوتی برای خروج از «من» و دیدن و تکریم «دیگری» در محیطی ۳۶۰ درجه است. امری که از لحاظ متافیزیکی می‌تواند مبنای برون‌شد از وضعیت نامطلوب و نامتعارف در سلامت عمومی و خروج از «من» و نگریستن به «دیگری» در پرتو بیکران باشد. سیاست‌ها، برنامه‌ریزی‌ها، مدیریت‌ها و عملکردهایی که «دیگری» را به هزینه‌های اقتصادی تقلیل می‌دهند، بی‌تردید به حاشیه‌نشینی گروه‌های خاص (مانند نادیده‌گرفتن مناطق روستایی یا محروم) منتهی می‌شود و توانش در فقره‌ی عدالت توزیعی، همانند تأمین داروها و خدمات بهداشتی اساسی برای همه، تضعیف می‌شود و در مجموع، سلامت عمومی و اخلاق سلامت عمومی را دستخوش بحران می‌کند و در قبضی ناخواسته «عموم» را در «سلامت عمومی»، به «عموم کسانی که توان تأمین هزینه‌ی سلامت را دارند» فروکاست می‌دهد. در سنت ما «دیگری» فارغ از رنگ و نژاد و مذهب و موقعیت اجتماعی، «خانواده‌ی خدا»ست. در حدیث آمده است: «اَلْخَلْقُ عِیَالُ اَللَّهِ فَأَحَبُّ اَلْخَلْقِ إِلَی اَللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِیَالَ اَللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَی أَهْلِ بَیْتٍ سُرُوراً» (کافی، ج۲: ص۱۶۴) و مادامی‌که پزشک، کادر درمان، مراکز درمانی و سیاست‌گذاری‌ها، «دیگری» را به رسمیت نشناسند و تمرین شناختی برای کسب مهارت خروج از «من» به سمت و سوی «بی‌کران» پیدا نکنند، سلامت عمومی بر مدار ۳۶۰ درجه رخ نمی‌نماید و آفتاب بی‌منت سلامت بر همه نمی‌تابد و بهبود و امیدواری جایشان را به شوره‌زار رنج و یأس می‌سپارند. در این فضا، «منِ» پزشک، «منِ» کادر درمان، «منِ» مراکز درمانی، «منِ»سیاست‌گذاری، و «منِ» فرایندها، رویه‌ها، برنامه‌ها و مدیریت‌ها، با فرورفتن در باتلاق تقلیل‌های رنگارنگ، «دیگری» را دستخوش تحقیر یا سرکوب یا حذف می‌کند و پشتوانه‌ی اخلاقی سلامت عمومی بر باد می‌رود.
 

محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

همواره، چالش‌های اخلاقی و نگرانی‌های مختلفی، در ارائه‌ی خدمات سلامت مطرح بوده که عمدتاً بر مسائل پزشکی مراقبت‌های حاد یا مسائلی مانند تصمیم‌گیری درباره‌ی مراحل انتهایی زندگی متمرکز بوده است؛ بااینحال، با افزایش جمعیت سالمندان و تأکیدی که جامعه‌ی کنونی بر بازگرداندن بیماران به بالاترین سطح ممکن عملکرد دارد، توجه بیشتری به معضلات اخلاقی که به مراقبتهای توانبخشی مربوط هستند، معطوف شده است. تصمیم‌گیری‌های اخلاقی، به‌طور معمول انجام می‌گیرند که برخی از آن‌ها ساده‌اند و صرفاً به اخذ رضایت آگاهانه برای انجام‌دادن برخی پروسیجرهای درمانی و توان‌بخشی منتهی می‌شوند و برخی دیگر، بسیار پیچیده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها، تخصیص منابع و انتخاب بیماران برای دریافت خدمات توان‌بخشی است. انتخاب بیماران برای پذیرش در مراکز توان‌بخشی، معمولاً با تشخیص پزشک متخصص انجام می‌شود؛ اما با توجه به اینکه در بسیاری از مراکز، تقاضا برای پذیرش بیشتر از تعداد تخت‌های موجود است، اغلب باید تصمیم‌های دشواری اتخاذ شود. در برخی مواقع ممکن است، مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های واضح و مشخص در دسترس باشد؛ اما انتخاب بیماران اغلب بیشتر جنبه‌ی ذهنی دارد. برای انتخاب بیماران، عواملی همچون: تشخیص بیماری، پیش‌آگهی، عوارض ثانویه، توانایی یادگیری و عوامل اجتماعی، شغلی، شخصی و مالی در نظر گرفته می‌شود. انتخاب بیماران برای توان‌بخشی می‌تواند نگرانی‌های اخلاقی مختلفی را ایجاد کند. به حقوق، وظایف و مسئولیت‌های بیماران و پزشکان باید توجه شود. همان‌طورکه ذکر شد، این ظرفیت وجود دارد که این فرایند بیش‌ازحد ذهنی باشد؛ بنابراین، امکان بی‌عدالتی وجود دارد. اصول سودرسانی و عدالت باید در نظر گرفته شوند؛ البته گاهی ممکن است در تضاد باشند؛ ازاین‌رو، اعضای تیم توان‌بخشی، بالاخص پزشک باید تلاش کنند تا بین اصول سودرسانی و عدالت تعادلی برقرار کنند؛ بااین‌حال، انتخاب، اغلب جنبه‌ای ذهنی دارد؛ همچنین، به نظر می‌رسد معقول باشد که برای پیگیری بیمارانی که ابتدا پذیرش نشده‌اند، تلاشی صورت گیرد تا اطمینان حاصل شود که وضعیت آن‌ها تغییر نکرده است؛ علاوه‌براین، متخصصان اخلاق پزشکی و توان‌بخشی باید دستورالعمل‌هایی واضح و روشن را برای انتخاب و بستری بیماران نیازمند خدمات توان‌بخشی تدوین کنند و در دسترس تیم ارائه‌ی خدمات توان‌بخشی قرار دهند.

شیما شیراوژن،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

افزایش آمار ناتوانی‌ها، توجهات جهانی را به‌سوی اجرای اقدامات مؤثر برای پیشگیری از بروز ناتوانی‌ها، مدیریت ناتوانی‌های رخ‌داده و توان‌بخشی افراد ناتوان جلب کرده است. این اقدامات در صورتی مؤثر خواهند بود که مبتنی بر شواهد حاصل از تحقیقات باکیفیت باشند. یکی از اصول اساسی در تضمین کیفیت تحقیقات توان‌بخشی، رعایت اصول اخلاقی است که ضمن افزایش کیفیت یک مطالعه، پاسخ‌گوی نیازهای افراد ناتوان و حامی حقوق آن‌ها باشد. باوجوداین، در مطالعات صورت‌گرفته، اصول اخلاقی در تحقیقات توان‌بخشی، کمتر در کانون توجه قرار گرفته و دیدگاه جامعی درباره‌ی چالش‌ها و اصول اخلاقی ارائه نشده است. این مطالعه، با هدف مروری بر نگرانی‌ها، چالش‌ها و اصول اخلاقی مرتبط با تحقیقات توان‌بخشی صورت گرفته است. این مرور روایتی، با هدف دستیابی به شواهد موجود در زمینه‌ی اخلاق در تحقیقات توان‌بخشی انجام شده است؛ ازاین‌رو، کلیدواژه‌های فارسی و انگلیسی شامل اخلاق، اصول اخلاقی، چالش، نگرانی، تحقیق، توان‌بخشی، افراد ناتوان، Ethic، Rehabilitation، People with Disability، Disability، Research، Study، Code of Conduct، Challenge، Issue، Concern در پایگاه‌های داده‌ی PubMed و Embase و Web of Science تا سال 2024 جست‌وجو شدند. جست‌وجوی دستی از طریق موتور جست‌وجوگر Google Scholar و لیست منابع مقالات بسیار مرتبط و مجلات کلیدی انجام شد. از میان 150 مطالعه‌ی استخراج‌شده، در غربالگری اولیه 21 مقاله برای مطالعه‌ی تمام متن انتخاب شدند. در نهایت، نُه مطالعه بر اساس معیارهای ورود، اعم از مرتبط‌بودن با موضوع تحقیق، فارسی‌زبان یا انگلیسی‌زبان‌بودن و امکان دسترسی به تمام متن مقاله، در گزارش نهایی وارد شدند. یافته‌ها بیانگر آن بود که اصول و قواعد اخلاقی در تحقیقات توان‌بخشی، نسبت به سایر تحقیقاتی که در گروه‌های آسیب‌پذیر صورت گرفته، کمتر در کانون توجه بوده است. در کنار چهار اصل اخلاقی، این حیطه از تحقیقات، نیازمند توجه بیشتر به حیطه‌های مختلف نظیر نحوه‌ی ارزیابی توانایی قدرت تصمیم‌گیری افراد ناتوان برای شرکت داوطلبانه در تحقیق و اخذ رضایت آگاهانه است. مشکلاتی مانند اختلالات شناختی، اختلالات تکلم و گستردگی علائم و عوارض می‌تواند محققان را در طراحی و اجرای تحقیقات با چالش مواجه کند و کیفیت مطالعات را تحت تأثیر قرار دهد. مهم‌ترین نگرانی اخلاقی در انجام‌دادن تحقیقات توان‌بخشی، کاهش کیفیت تحقیقات توان‌بخشی به دلیل دشواری‌هایی است که در اجرای این شکل از مطالعات وجود دارد. محققان باید قبل از شروع تحقیقات، با این چالش‌ها آشنا و با تعهد اخلاقی در اجرای اصولی، وارد عرصه‌ی تحقیقات توان‌بخشی شوند. تدوین استانداردها و قواعد اخلاقی برای این گروه از افراد آسیب‌پذیر و نظارت کمیته‌های اخلاق می‌تواند گامی مؤثر برای ارتقاء اصول اخلاقی و کیفیت تحقیقات توان‌بخشی باشد. نتایج این تحقیق می‌تواند به محققان و مدیران و سیاست‌گذاران، در این باره یاری رساند. پیشنهاد می‌شود محققان در آینده، به تدوین چهارچوب‌های اخلاقی بیشتر توجه کنند.

عبدالحسن کاظمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

مجله‌ها شروع به انتشار مقالاتی کرده‌اند که در آن‌ها از ربات‌های چت مانند Bard و Bing وChatGPT  استفاده شده است؛ به‌طوری‌که برخی مجلات، چت‌بات‌ها را به‌عنوان نویسندگان مشترک، فهرست می‌کنند؛ اما خروجی چت‌بات‌ها، در حال حاضر، خطراتی چون: سوگیری‌ها، تحریف‌ها، مطالب غیرمرتبط، ارائه‌ی نادرست و سرقت ادبی دارند که بسیاری از آن‌ها، ناشی از الگوریتم‌های حاکم بر تولید آن‌ها هستند و به‌شدت به محتوای مواد استفاده‌شده در آموزش آن نرم‌افزار هوش مصنوعی وابسته‌اند. مجموع نظرات و بیانیه‌های مراجع بین‌المللی چون: کمیته‌ی اخلاق نشر (COPE)، کمیته‌ی بین‌المللی ویراستاران مجلات پزشکی (ICMJE)، انجمن جهانی سردبیران پزشکی (WAME)، شورای سازمان‌های بین‌المللی علوم پزشکی (CIOMS) حاوی نکات مشترک ذیل هستند:
- فقط انسان‌ها می‌توانند نویسنده باشند.
- نویسندگان باید منابع مطالب خود را بدانند.
- نویسندگان باید مسئولیت عمومی کار خود را بپذیرند.
- ویراستاران و داوران باید برای نویسندگان و یکدیگر، هرگونه استفاده از ربات‌های گفت‌وگو را در ارزیابی نسخه‌ی خطی و تولید نقدها و مکاتبات مشخص کنند.
- ویراستاران برای مقابله با تأثیرات چت‌بات‌ها بر انتشار، به ابزارهای دیجیتالی مناسب نیازمندند.
علاوه‌براین، این ویرایش تصدیق می‌کند که چت‌بات‌ها برای انجام‌دادن عملکردهای مختلف در نشریات علمی استفاده می‌شوند. چت‌ربات‌ها نمی‌توانند نویسنده باشند. اگرچه وضعیت حقوقی یک نویسنده از کشوری به کشور دیگر متفاوت است، در اکثر حوزه‌های قضایی، نویسنده باید شخصی حقوقی باشد. چت‌بات‌ها معیارهای تألیف کمیته‌ی بین‌المللی ویراستاران مجلات پزشکی را برآورده نمی‌کنند، به‌ویژه اینکه نمی‌توانند بعضی امور را ارزیابی کنند؛ اموری چون: تأیید نهایی نسخه‌ای که باید منتشر شود؛ مسئولبودن برای تمام جنبه‌های کار در حصول اطمینان از اینکه سؤالات مرتبط هستند، بهدقت یا یکپارچگی هر بخشی از کار بهطور مناسب بررسی و حل میشود.هیچ ابزار هوش مصنوعی نمی‌تواند بیانیه‌ی تضاد منافع را درک کند و وجهه‌ی قانونی امضای بیانیه را ندارد. چت‌بات‌ها مستقل از توسعه‌دهندگان خود، وابستگی ندارند. ازآنجاکه نویسندگانی که یک سخه‌ی خطی را ارسال می‌کنند، باید اطمینان حاصل کنند، همه‌ی کسانی که به‌عنوان نویسنده نام‌گذاری شده‌اند، معیارهای تألیف را دارند، ربات‌های گفت‌وگو نمی‌توانند به‌عنوان نویسنده گنجانده شوند. نویسندگان باید هنگام استفاده از چت‌بات‌ها شفاف باشند و اطلاعاتی را درباره‌ی نحوه‌ی استفاده از آ‌ن‌ها ارائه دهند. میزان و نوع استفاده از چت‌بات‌ها در نشریات و مجلات باید مشخص شود. این درخواست با توصیه‌ی کمیته‌ی بین‌المللی ویراستاران مجلات پزشکی، مبنی بر تأیید کمک نوشتاری و ارائه‌ی اطلاعات دقیق درباره‌ی نحوه‌ی انجام‌دادن مطالعه و نتایج تولیدشده در روش‌ها مطابقت دارد. نویسندگانی که مقاله‌ای را ارسال می‌کنند که در آن از یک ربات چت/ AIبرای پیش‌نویس متن جدید استفاده شده است، باید در قدردانی، به چنین استفاده‌ای اشاره کنند. همه‌ی اعلان‌های استفاده‌شده برای تولید متن جدید یا تبدیل متن یا درخواست‌های متنی به جداول یا تصاویر باید مشخص شوند. هنگامی که برای انجام‌دادن یا تولید کار تحلیلی، کمک به گزارش نتایج (مانند تولید جدول‌ها یا شکل‌ها) یا نوشتن کدهای کامپیوتری، از یک ابزار هوش مصنوعی مانند ربات چت استفاده می‌شود، باید در متن مقاله ذکر شود. در هر دو بخش چکیده و روش، به‌منظور فراهم‌کردن امکان بررسی دقیق علمی نظیر تکرار و شناسایی جعل، باید اعلان کامل استفاده‌شده برای تولید نتایج تحقیق، زمان و تاریخ پرس‌وجو و ابزار هوش مصنوعی به‌کاررفته و نسخه‌ی آن ارائه شود. ویراستاران و داوران همتا باید برای نویسندگان و یکدیگر، هرگونه استفاده از ربات‌های گفت‌وگو را در ارزیابی نسخه‌های خطی و تولید نظرات و مکاتبات مشخص کنند. اگر آن‌ها از چت‌بات‌ها در ارتباطات خود با نویسندگان و یکدیگر استفاده می‌کنند، باید نحوه‌ی استفاده از آن‌ها را توضیح دهند. ویراستاران و داوران، مسئول هرگونه محتوا و نقل‌قول تولیدشده توسط ربات/ چت هستند. آنان باید توجه داشته باشند که چت‌بات‌ها درخواست‌هایی را که به آن‌ها داده می‌شود، ازجمله محتوای دست‌نوشته را حفظ می‌کنند و ارائه‌ی دست‌نوشته‌ی نویسنده به یک ربات چت، محرمانه‌بودن دست‌نوشته‌ی ارسال‌شده را نقض می‌کند. ویراستاران به ابزارهای مناسب برای کمک به شناسایی محتوای تولیدشده یا تغییریافته توسط هوش مصنوعی نیاز دارند. چنین ابزارهایی باید بدون توجه به توانایی پرداخت هزینه برای آن‌ها، به نفع علم و عموم مردم و برای کمک به اطمینان از یکپارچگی اطلاعات مراقبت‌های بهداشتی و کاهش خطر پیامدهای نامطلوب سلامت، در دسترس ویراستاران قرار گیرد. بسیاری از سردبیران مجلات پزشکی از رویکردهای ارزیابی دست‌نوشته استفاده می‌کنند که برای مقابله با هوش مصنوعی طراحی نشده‌اند. در حال حاضر، افراد در انتشارات علمی می‌توانند از چت‌بات‌ها برای اموری چون: کارهای ساده‌ی پردازش کلمه (مشابه با نرم‌افزار واژه‌پردازی و بررسی دستور زبان و توسعه‌ی آن)، تولید ایده‌ها و متن و محتوای اساسی پژوهش استفاده کنند.

اعظم خورشیدیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

پرستاران نگران محافظت از حقوق بیماران خود هستند؛ ولی در برخی مواقع، در ارتباط‌های خود با پزشکان و بیماران، با وضعیت کاری دشوار و چالش‌هایی در خور توجه مواجه می‌شوند که به روابط نامتقارن و به‌تبع آن، ارائه‌نکردن مراقبت‌های مناسب پرستاری منجر می‌شود. موقعیت‌هایی وجود دارد که پرستاران احساس می‌کنند، اتونومی بیماران نادیده گرفته می‌شود و اطلاعات کافی به بیماران و خانواده‌هایشان ارائه نمی‌شود. این موقعیت‌ها، به‌ویژه در زمینه‌ی پرستاری کودکان دشوارتر است؛ زیرا کودکان بیمار، اغلب نمی‌توانند نیازهای خود را به‌شکل مناسب بیان کنند. پرستاران کودکان، باید به آسیب‌پذیری کودکان و خانواده‌های آن‌ها حساس‌تر باشند و فعالانه از رفاه و منفعت آن‌ها حمایت کنند. در مواقعی که کودک به بیماری جدی مبتلاست یا در مراحل پایان حیات به سر می‌برد، چالش‌های اخلاقی پررنگ‌تر می‌شود. در این مقاله، ابعاد چالش‌های تصمیم‌سازی اخلاقی در پرستاری کودکان با بیماری‌های جدی، بررسی شد. روش اجرای این مقاله، به‌صورت مرور حیطه‌ای بود. در حوزه‌ی اخلاق پرستاری کودکان با بیماری‌های جدی، چندین چالش اخلاقی جدی مطرح است که عبارت‌اند از:
•   تصمیم‌سازی درباره‌ی مراقبت‌های سلامت برای این کودکان چگونه باید اتخاذ شود؟
•   چه کسی باید این تصمیمات را بگیرد؟
•   استاندارد بهترین منفعت برای این کودکان چگونه تعیین می‌شود؟
•   چه کسی می‌تواند مدعی بهترین دفاع از منافع کودکان باشد؟
•   هنگامی که تصمیم درمانی شامل درمان‌های حفظ حیات (SVT) است، آیا حفظ زندگی مهم‌تر از کیفیت زندگی است؟
 • چه کسی می‌تواند مجوز تغییر اهداف درمانی و حفظ حیات را به اهداف تسکین‌دهنده صادر کند؟
برای کمک به یافتن راه‌حل برای این گونه چالش‌ها، منشور اخلاقی انجمن‌های پرستاری در کشورهای مختلف تدوین شده است؛ اما برای چگونگی برخورد با این موقعیت‌های بالینی توافق‌نظر و پاسخ قطعی وجود ندارد. استفاده از نظرات متخصصان امر در رشته‌های مختلف و تدوین کدهای اخلاق حرفه‌ای می‌تواند راهنمای تصمیم‌سازی بالینی درست و اخلاقی برای پرستاران کودکان در مواقع ابتلا به بیماری‌های جدی باشد.

علی اصغر پیشداد، سولماز موسوی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

تحولات علمی و فناوری‌های نوین در حوزه‌ی بهداشت و درمان، مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و پزشکی از راه دور، فرصت‌های بی‌نظیری برای ارتقاء کیفیت مراقبت فراهم کرده‌اند. این فناوری‌ها به پزشکان و بیماران امکان داده‌اند تا در زمینه‌های مختلف، ازجمله: تشخیص و درمان و نظارت بر بیماران به روش‌هایی سریع‌تر و دقیق‌تر دست یابند؛ بااین‌حال، این روش‌ها چالش‌های اخلاقی جدیدی را نیز به وجود آورده‌اند که نیازمند تحلیل دقیق و ایجاد راهکارهای مناسب است. برای انجام‌دادن این مطالعه‌ی مرور دامنه‌ای، با هدف بررسی و تبیین جنبه‌های مختلف مراقبت مدرن، از چهارچوب Arksey & O'Malley  استفاده شد. مراحل اصلی این مطالعه شامل موارد زیر بود:
۱. تعیین سؤالات پژوهش: سؤالات اصلی این مرور عبارت بودند از:
مراقبت مدرن چیست و چه جنبه‌هایی دارد؟
چه عوامل و شواهدی در طراحی و ارائه‌ی مراقبت مدرن اثرگذارند؟
چه چالش‌هایی در ارتباط با مراقبت مدرن وجود دارد؟
راهکارهای مناسب برای این منعطف‌کردن چالش‌ها چیست؟
۲. توسعه‌ی راهکار جست‌وجو: برای یافتن مطالعات مرتبط، کلماتی کلیدی مانند Modern Care، Contemporary Healthcare، Innovative Care و Advanced Patient Care  در پایگاه‌های اطلاعاتی علمی معتبر شامل PubMed، Scopus، Web of Science و Google Scholar  بررسی شدند. راهکار جست‌وجو شامل ترکیبی از کلمات کلیدی، اصطلاحات Boolean بود.
۳. انتخاب مطالعات: معیار ورود شامل مقالات مرتبط با مراقبت مدرن، چالش‌ها، راهبردها یا نوآوری‌های مراقبتی بود که در ده سال اخیر، به زبان انگلیسی یا فارسی منتشر شده‌اند. معیار خروج شامل مطالعاتی بود که صرفاً بر مراقبت‌های سنتی تمرکز داشتند یا امکان دسترسی کامل به متن اصلی آن‌ها نبود. انتخاب اولیه بر اساس عناوین و چکیده‌ها انجام شد و سپس مقالات کامل بررسی قرار شدند.
۴. استخراج و تحلیل داده‌ها: داده‌های کلیدی شامل مشخصات مطالعه (سال و مکان)، تعریف مراقبت مدرن، حوزه‌های تمرکز و یافته‌های اصلی با استفاده از فرم‌های استاندارد استخراج شد. تحلیل داده‌ها به‌صورت کیفی انجام شد.
یافته‌ها در سه سطح انواع فناوری پیشرفته و کاربردی در مراقبت، چالش‌های اخلاقی در فناوری مدرن و راهکارهای پیشنهادی برای مواجهه با چالش‌های اخلاقی طبقه‌بندی شده است.
فناوری‌های پیشرفته و کاربردی در مراقبت عبارت‌اند از:
الف. هوش: الگوریتم‌های هوش مصنوعی به تحلیل داده‌های پیچیده، تشخیص الگوها و پیش‌بینی نتایج درمان کمک می‌کنند. این فناوری در تصویربرداری پزشکی، تجزیه و تحلیل داده‌های ژنتیکی و پیش‌بینی وضعیت بیماران کاربرد فراوان دارد.
ب. اینترنت اشیا (IoT) در بهداشت و درمان: استفاده از دستگاه‌های متصل به اینترنت برای نظارت بر بیماران و دریافت داده‌ها به‌صورت لحظه‌ای از کاربردهای مهم اینترنت اشیاست. این فناوری در مانیتورینگ از راه دور و مدیریت بیماری‌های مزمن به کار می‌رود.
ج. پرینت سه‌بعدی و پزشکی بازساختی: از این فناوری برای ساخت پروتزها، مدل‌های جراحی و حتی بافت‌های زنده استفاده می‌شود و امکان درمان بهتر بیماران را فراهم می‌آورد.
د. پزشکی از راه دور (Telemedicine): پزشکی از راه دور، برای بیماران امکان دسترسی به خدمات پزشکی را، در نقاط دورافتاده و حتی در منزل فراهم می‌آورد و با کاهش نیاز به مراجعه‌ی حضوری، راحتی بیماران را افزایش می‌دهد.
چالش‌های اخلاقی در مراقبت مدرن نیز عبارت‌اند از:
الف. حفظ حریم خصوصی و امنیت داده‌ها: فناوری‌های مدرن در مراقبت بهداشتی، به‌ویژه اینترنت اشیا و هوش مصنوعی، نیازمند جمع‌آوری و تحلیل حجمی عظیم از داده‌های حساس بیماران هستند. این مسأله می‌تواند حریم خصوصی افراد را به خطر بیندازد و زمینه‌ساز دسترسی غیرمجاز به اطلاعات شخصی شود. استفاده از سیستم‌های امنیتی پیشرفته، رمزگذاری داده‌ها و همچنین رعایت مقررات حریم خصوصی مانند مقررات حفاظت از داده‌های عمومی (GDPR) از راهکارهای حفظ حریم خصوصی و امنیت داده‌هاست.
ب. تصمیم‌گیری خودکار توسط هوش مصنوعی: برخی از سیستم‌های هوش مصنوعی قادر به پیشنهاددادن روش درمانی و حتی تصمیم‌گیری درباره‌ی آن هستند؛ اما این تصمیم‌ها همواره بدون دخالت انسان نیستند. چنین سیستمی ممکن است با بی‌توجهی به جوانب انسانی و احساسی، تصمیماتی بگیرد که از نظر اخلاقی نادرست باشند. نظارت پزشکان متخصص و درنظرگرفتن جنبه‌های انسانی، می‌تواند تضمینی برای به‌کارگیری تصمیمات مبتنی بر هوش مصنوعی باشد.
ج. مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی: در صورت وقوع اشتباهات در تصمیم‌گیری یا خطاهای فناوری، مسئولیت این اتفاق بر عهده‌ی کیست؟ این سؤال، یکی از چالش‌های اصلی در استفاده از فناوری‌های مدرن است. آیا مسئولیت بر عهده‌ی تیم پزشکی است یا تولیدکنندگان فناوری؟ تنظیم دستورالعمل‌هایی واضح درباره‌ی مسئولیت‌ها و نظارت بر کاربرد فناوری‌های نوین و تعریف چهارچوب‌های قانونی برای پاسخ‌گویی، می‌تواند راهکاری مناسب برای حل این چالش‌ها باشد.
د. عدالت در دسترسی به خدمات پیشرفته: بهره‌مندی از مراقبت‌های مدرن ممکن است برای همه‌ی افراد در دسترس نباشد؛ به‌ویژه در مناطق کم‌درآمد یا کشورهای درحال‌توسعه. این مسأله می‌تواند به نابرابری‌های درمانی و اجتماعی منجر شود. برنامه‌ریزی برای دسترسی برابر و ارائه‌ی تسهیلاتی برای جوامع کم‌درآمد تا همگان بتوانند از این خدمات بهره‌مند شوند، به اجرای این برابری یاری می‌رساند.
ه. استفاده از داده‌های ژنتیکی و پزشکی شخصی‌سازی‌شده: فناوری‌های مدرن امکان شناسایی خصوصیات ژنتیکی افراد و ارائه‌ی درمان‌های شخصی‌سازی‌شده را فراهم کرده‌اند؛ اما این امر می‌تواند به تبعیض ژنتیکی یا نقض حریم خصوصی افراد منجر شود؛ ازاین‌رو، تعیین قوانین سخت‌گیرانه و پایبندی به اصول اخلاقی در استفاده از داده‌های ژنتیکی می‌تواند از این پیامد‌ها جلوگیری کند.
و. تغییر نقش پزشکان و اعتماد بیمار: با ورود فناوری‌های خودکار به حوزه‌ی پزشکی، نقش پزشکان به‌عنوان تصمیم‌گیرندگان اصلی ممکن است کم‌رنگ شود و این می‌تواند بر اعتماد بیماران به مراقبت‌های پزشکی اثر بگذارد. تأکید بر حفظ نقش انسانی در فرایند درمان و تضمین اینکه پزشکان به‌عنوان متخصصان اصلی در کنار فناوری‌ها عمل می‌کنند، از چنین آسیب‌هایی می‌کاهد.
راهکارهای پیشنهادی برای مواجهه با چالش‌های اخلاقی نیز عبارت‌اند از:
الف. آموزش و توانمندسازی تیم‌های پزشکی و بیماران: آشنایی با فناوری‌های نوین و پیامدهای اخلاقی آن‌ها می‌تواند به تیم‌های درمانی کمک کند تا تصمیم‌های اخلاقی‌تری بگیرند؛ همچنین، بیماران باید به حقوق و حریم خصوصی خود در استفاده از این فناوری‌ها آگاه شوند.
ب. تدوین قوانین و مقررات مناسب: تنظیم مقررات جامع و دقیق که به رعایت اصول اخلاقی و حفاظت از حریم خصوصی بیماران کمک کند، می‌تواند چالش‌های زیادی را کاهش دهد. این قوانین باید شفاف و اجراشدنی باشند.
ج. مشارکت بین‌المللی و تبادل دانش: توسعه‌ی استانداردهای جهانی و اشتراک تجارب کشورها در استفاده از فناوری‌های پزشکی می‌تواند به ایجاد راهکارهای بهتر برای حل چالش‌های اخلاقی کمک کند.
د. ایجاد کمیته‌های اخلاقی و نظارتی: کمیته‌های اخلاقی در مراکز درمانی و تحقیقاتی می‌توانند به ارزیابی و مدیریت چالش‌های اخلاقی کمک کنند؛ همچنین، نظارت دقیق بر کاربرد فناوری‌های نوین در حوزه‌ی سلامت ضروری است.
ه. بررسی پیامدهای طولانی‌مدت فناوری‌ها: استفاده از روش‌های مدرن در مراقبت بهداشتی، نیازمند تحلیل دقیق پیامدهای طولانی‌مدت آن‌هاست؛ بنابراین، انجام‌دادن مطالعات گسترده و پیگیری اثرات این فناوری‌ها می‌تواند در بهبود تصمیم‌گیری‌ها مؤثر باشد.
فناوری‌های مدرن مراقبت بهداشتی، قابلیت‌های بسیاری برای بهبود کیفیت زندگی افراد ایجاد کرده‌اند؛ اما چالش‌های اخلاقی جدیدی نیز با خود به همراه آورده‌اند. برای مواجهه با این چالش‌ها، لازم است که اصول اخلاقی در کنار نوآوری‌های علمی قرار گیرد و برنامه‌ریزی دقیقی برای مواجهه با مسائل ایجاد شود. این مقاله نشان می‌دهد، با تدوین قوانین جامع، آموزش و آگاهی‌بخشی و حفظ نقش انسانی در فرایندهای درمانی می‌توان به کاهش این چالش‌ها و افزایش اعتماد بیماران به مراقبت‌های مدرن کمک کرد.

سولماز موسوی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

جمعیت سالمندان، به‌سرعت در حال افزایش است؛ در نتیجه، نیاز به خدمات اورژانسی برای این گروه سنی نیز، رو به رشد است. سالمندان به دلیل وضعیت جسمانی و روانی خاص خود، هنگام دریافت خدمات اورژانسی، در معرض مسائل اخلاقی و چالش‌های متعدد قرار می‌گیرند. اهمیت این مسائل به این دلیل است که وضعیت جسمانی و روحی آن‌ها می‌تواند مانع از استقلال در تصمیم‌گیری و دستیابی به رضایت آگاهانه شود. هدف این مقاله، بررسی چالش‌های اخلاقی مرتبط با مراقبت از سالمندان در اورژانس و ارائه‌ی پیشنهاداتی برای بهبود این مراقبت است. این مقاله‌ی مروری‌نقلی‌آموزشی، با استفاده از منابع و مقالات معتبر بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۴ به بررسی و تحلیل چالش‌های اخلاقی در مراقبت از سالمندان در اورژانس پرداخته است. منابع با جست‌وجوی واژگان کلیدی اخلاق پزشکی، مراقبت از سالمندان و اورژانس در پایگاه‌های داده‌ی علمی معتبر مانند  PubMedو Scopus وGoogle Scholar  استخراج شدند. حفظ استقلال سالمند، رضایت آگاهانه، حفظ حریم خصوصی و محرمانگی اطلاعات، تصمیم‌گیری در پایان زندگی، رعایت عدالت و انصاف و صداقت، حمایت روانی و عاطفی، شفقت و همدلی، رعایت اصول حرفه‌ای آموزش و آگاهی، ارتباط مؤثر با خانواده، مدیریت درد و راحتی بیمار، از چالش‌های اخلاقی مراقبت از سالمندان در اورژانس هستند. کشورهای توسعه‌یافته از دیرباز با مسأله‌ی سالمندی مواجه بوده‌اند؛ اما در سال‌های اخیر نرخ رشد سالمندی در کشورهای درحال‌توسعه نیز شتاب بیشتری گرفته است. این کشورها به دلیل نداشتن زیرساخت‌های کافی و تغییرات سریع جمعیتی، با چالش‌های بزرگی در مراقبت از سالمندان مواجه می‌شوند. چالش‌های اخلاقی در مراقبت از بیماران سالمند در اورژانس، از مهم‌ترین مسائلی است که تیم‌های درمانی با آن روبه‌رو هستند. این چالش‌ها به دلیل حساسیت جسمی و روحی سالمندان، پیچیدگی‌های درمانی و نیاز به تصمیم‌گیری سریع، تشدید می‌شوند. رعایت این اصول در کنار آموزش مداوم مراقبان، می‌تواند کیفیت مراقبت از سالمندان را در مواقع اورژانسی بهبود بخشد و از بروز صدمات جسمی و روانی به آنان جلوگیری کند؛ بنابراین، مراقبت از سالمندان، علاوه بر دانش و مهارت، به رعایت اصول اخلاقی و رفتار انسانی نیز نیاز دارد. با پایبندی به این اصول، می‌توان علاوه بر ارائه‌ی مراقبت‌های مؤثر، حس اعتماد و آرامش را در سالمندان ایجاد کرد. آموزش و آگاهی‌بخشی به تیم‌های درمانی، تقویت ارتباط با خانواده و نمایندگان قانونی، استفاده از دستورالعمل‌های استاندارد اخلاقی، تشویق سالمندان به تهیه‌ی وصیت‌نامه‌ی پزشکی، استفاده از ارزیابی‌های روان‌شناختی و فیزیکی، برخی از راهکارهای پیشنهادی هستند.

نفیسه رضائی، رشا اطلسی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اخلاق هوش مصنوعی، مجموعه‌ای از اصول و استانداردهایی است که متخصصان و کاربران در طراحی و استفاده از هوش مصنوعی به آن‌ها توجه می‌کنند و احترام به حریم کاربران، امنیت و عدالت در استفاده از هوش مصنوعی را در بر می‌گیرد. هدف از این پژوهش، تحلیل علم‌سنجی مطالعات انجام‌شده در این حوزه، تا زمان کنونی و یافتن ویژگی‌ها و موضوعات ترند در آن‌ها بوده است؛ ازاین‌رو، نخست، با استفاده از سرعنوان‌های موضوعی پزشکی مش (MESH) که هوش مصنوعی و اخلاق بودند، در پایگاه PubMed جست‌وجو صورت گرفت؛ سپس، تمام مدارک نمایه‌شده از ابتدا تا تاریخ اول سپتامبر ۲۰۲۴، بازیابی و ذخیره شدند. در مرحله‌ی بعد، تحلیل علم‌سنجی و مصورسازی داده‌ها با استفاده از برنامه‌ی R انجام گرفت و نتایج در قالب جدول‌ها و نمودار‌ها و نقشه‌های علمی، ارائه شدند. 534 مدرک از سال 1986 تا 2024 در این حوزه وجود داشت که بیشترینِ آن‌ها (n=70)، در سال 2024 منتشر شده بودند. مجله‌ی The American Journal of Bioethics بیشترین مطالعه را در این زمینه منتشر کرده بود (n=30) و Melissa D McCradden ) از گروه اخلاق زیستی دانشگاه تورنتو کانادا( با پنج مقاله، پرکارترین نویسنده در این حوزه بوده است. University of Oxford با ۲۴ مقاله و Stanford University School of Medicine با ۲۱ مقاله، به‌ترتیب، بیشترین مقاله را در این حوزه، منتشر کرده بودند؛ همچنین، ایالات متحده آمریکا (n=236)، آلمان (n=91) و فرانسه (n=52) به‌ترتیب، فعال‌ترین کشورها در حوزه‌ی اخلاق و هوش مصنوعی بوده‌اند. Research Personnel، Informed Consent / Ethics و Artificial Intelligence / Ethics /Trends هر سه، بیشترین ترند موضوعی در سال ۲۰۲۴ بوده‌اند و در سال ۲۰۲۳ نیز Privacy Biomedical Research, و Education, Medical به‌ترتیب، بیشترین ترند موضوعی، در این حوزه بوده‌اند. در طی سال‌های اخیر، تولیدات علمی حوزه‌ی اخلاق و هوش مصنوعی، رشد صعودی داشته‌اند. به نظر می‌رسد این رشد، بهمنظور توسعه‌ی روزافزون طراحی و نیز کاربرد هوش مصنوعی در حوزه‌های مختلف علمی و نیز زندگی روزمره است؛ ازاین‌رو، توجه به جنبه‌های مختلف اخلاقی و نکات مهم نوظهور در این حوزه و نیز افزایش همکاری‌های بین‌المللی در پژوهش و آموزش، می‌تواند به استفاده‌ی مؤثرتر از هوش مصنوعی و چالش‌های کمتر در این حوزه منجر شود.
 

پوریا صمدزاده شهری، رضا محمدپورهدکی، زهرا دلیر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

دانشجویان پرستاری که پرستاران آینده هستند، باید برای ارائه‌ی مراقبت مناسب و حرفه‌ای، در کنار شایستگی‌های بالینی، شایستگی‌های اخلاقی هم داشته باشند. حساسیت اخلاقی، معیاری ضروری برای صلاحیت حرفه‌ای پرستاران است که آن‌ها موقعیت‌های اخلاقی را به‌عنوان حامیان بیمار با حساسیت درک کنند؛ لذا، برای ارائه‌ی مراقبت باکیفیت باید حساسیت اخلاقی از ابتدای آموزش پرستاری مدِّنظر قرار گیرد. این مطالعه، با هدف بررسی ویژگی‌ها و تأثیر مداخلات آموزشی در بهبود حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری انجام شد. در این مرور نظام‌مند، مقالات منتشرشده، با استفاده از واژگان کلیدی فارسی و انگلیسی در پایگاه‌های اطلاعاتی بین‌المللی شامل PubMed و Web of Science و Scopus، همچنین پایگاه‌های فارسی‌زبانِ SID و Magiran از ابتدا تا اکتبر۲۰۲۴ بازیابی شدند. اخلاق، حساسیت اخلاقی، دانشجویان پرستاری، Moral Sensitivity،Ethical Sensitivity ،Nursing Students  از کلمات کلیدی جست‌وجو بودند. در جست‌وجوی اولیه، در مجموع ۲۳۲۱ مقاله یافت شد. مراجع برای هر مطالعه، به‌صورت دستی نیز بررسی شد. با توجه به معیارهای ورود، مطالعات تجربی و نیمه‌تجربی منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی که بر مداخلات مؤثر در بهبود حساسیت اخلاقی دانشجویان کارشناسی پرستاری تمرکز داشتند، مطالعه و تحلیل شدند. در نهایت، شش مقاله به‌طور کامل مطالعه و داده‌های مربوطه استخراج شدند. دو محقق، به‌طور مستقل، استخراج داده‌ها و ارزیابی کیفیت را بر اساس چک‌لیست مؤسسه‌ی جوانا بریگز (JBI) انجام دادند. در مجموع، ۱۹۰ دانشجوی پرستاری در شش مطالعه‌ی منتخب وارد این مطالعه شدند که ۶۰درصد از آنان در گروه مداخله بودند. شش مداخله‌ی آموزشی، شامل دو مطالعه‌ی کارگاه اخلاق پرستاری و کارگاه اخلاق پرستاری با استفاده از سمینار، برنامه‌ی آموزشی انگیزشی اخلاقی، کارگاه اخلاق روایت مجازی و یادگیری بر اساس مشکل بود؛ اما کارگاه آموزشی اخلاق پرستاری با استفاده از سمینار، در مدیریت حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری مؤثر نبود. شواهد نشان‌دهنده‌ی اثرات مثبت مداخلات آموزشی بر حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری، اندک اما دلگرم‌کننده بود. این مرور، مطالعاتی متفاوت را در آموزش اخلاق و ایجاد حساسیت اخلاقی شناسایی کرد. یافته‌ها می‌توانند برای توسعه‌ی آمادگی و قابلیت‌های دانشجویان در تشخیص و همچنین واکنش مناسب به موقعیت‌های کاری مشکل‌ساز اخلاقی، به کار گرفته شوند؛ بااین‌حال، نیاز به مطالعات بیشتر برای تأیید اثربخشی این مداخلات بر حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری وجود دارد.

سپیده قویدل، ساجده قاآنی، سیده قدسیه بحرینی طوسی، محدثه محسن پور،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

دیسترس اخلاقی، یکی از موضوعات شایع مطرح‌شده در زمینه‌ی اخلاق پزشکی است و به حالتی اطلاق می‌شود که فرد در آن، علی‌رغم داشتن آگاهی و توانایی برای عملکرد اخلاقی، متأثر از وضعیت موجود، از انجام‌دادن عمل صحیح اخلاقی ناتوان است. شجاعت اخلاقی نیز، فضیلتی ضروری برای عملکرد باوجدان همه‌ی ارائه‌دهندگان خدمات سلامت، به‌ویژه پرستاران و دانشجویان پرستاری است و به نحوه‌ی انجام‌دادن مراقبت پرستاری کمک می‌کند؛ ازاین‌رو، برخورداری چشمگیر از این فضیلت، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا در عصر حاضر، با افزایش آگاهی مددجویان، تغییر در نیازهای سلامتی افراد، عدالت اجتماعی و دسترسی به خدمات سلامتی، دیسترس اخلاقی پرستاران و دانشجویان پرستاری در سازمان‌های ارائه‌دهنده‌ی خدمات افزایش یافته است؛ لذا، این پژوهش توصیفی‌مقطعی، با هدف ارتباط بین شجاعت اخلاقی و دیسترس اخلاقی پرستاران، در سال 1403 در مشهد انجام شد. جامعه‌ی آماری این مطالعه، چهل نفر از دانشجویان دختر و پسرِ ترم سوم پرستاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد بودند. داده‌ها با استفاده از دو پرسش‌نامه‌ی دیسترس اخلاقی Corley و شجاعت اخلاقیSekerka  و همکاران جمع‌آوری و با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 25 و با آزمون‌های آمار توصیفی و هم‌بستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد، بیشتر دانشجویان (2/51درصد) زن و 6/36درصد از آنان، مرد بودند. میانگین سن دانشجویان شرکت‌کننده در پژوهش 14/21 بود. 6/75درصد از شرکت‌کنندگان، مجرد و 9/4درصد از آنان متأهل بودند (0/055 - = r ,  0/05 میانگین نمره‌ی دیسترس اخلاقی 10/81 ± 75/34 دامنه‌ی ۱۲ تا ۱۶) و میانگین نمرات شجاعت اخلاقی 9/33 ± 85  (دامنه‌ی ۶۰ تا ۱۰۳) بوده است. ازآنجاکه بین دیسترس اخلاقی و شجاعت اخلاقی ارتباط غیرمعنی‌دار منفی وجود دارد، برگزاری کارگاه‌های انگیزش اخلاقی و برنامه‌های آموزشی، به‌منظور کاهش دیسترس اخلاقی و افزایش شجاعت اخلاقی دانشجویان پرستارانی پیشنهاد می‌شود؛ همچنین، ارتباط غیرمعنی‌دار ممکن است، با حجم نمونه‌ی کم، ارتباط داشته باشد؛ بنابراین توصیه می‌شود پژوهش با تعداد نمونه‌ی بیشتر تکرار شود.

نگین فرید، نازنین نظری، نرگس جعفرملک،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

طب‌ روایتی، الگویی تحول‌آفرین در حوزه‌ی مراقبت‌های بهداشتی به شمار می‌رود که بر اهمیت داستان‌های بیماران در فرایند مراقبت- درمان تأکید دارد. این رویکرد اذعان دارد، هر بیمار حامل روایتی منحصربه‌فرد است که از تجربیات و زمینه‌های فرهنگی او شکل گرفته است و می‌تواند تأثیری چشمگیر بر رابطه‌ی مراقب- بیمار داشته باشد؛ بااین‌حال، ادغام رویکرد روایتی در عملکرد پرستاری، کمتر بررسی شده است. فقدان بررسی‌های جامع در این حوزه، شکافی اساسی را نمایان می‌کند؛ جایی که ابعاد روانی‌احساسی مراقبت از بیمار، اغلب نادیده گرفته می‌شود؛ لذا، این مطالعه با هدف مرور تحقیقات موجود درباره‌ی کاربرد طب‌ روایتی در پرستاری، ظرفیت آن را برای غنی‌سازی عملکرد بالینی- چهارچوب‌های آموزشی بررسی می‌کند. در این مرور نظام‌مند، راهکار جست‌وجو با استفاده از اپراتورهای بولین و کلیدواژه‌های طب‌ روایتی، پرستاری روایتی، پرستاری و سایر معادل‌های فارسی و انگلیسی آنان تنظیم شد؛ سپس، پایگاه‌های بین‌المللی PubMed/Medline، Scopus، Web of Science Core Collection، CENTRAL و موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی جهاد دانشگاهی، نور، مگ‌ایران و ایرانداک بررسی شدند. مطالعات کارآزمایی بالینی و مقالات منتشرشده به زبان‌های انگلیسی یا فارسی، معیارهای ورود بودند. ادبیات خاکستری خارج شد و محدودیت زمانی اعمال ‌نشد. پس از حذف نمونه‌های تکراری و ارزیابی با ابزارهای نقد، در نهایت، هشت مطالعه تحلیل شد. دو پژوهشگر با رعایت ملاحظات اخلاقی کاهش سوگیری در انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد، پژوهش را انجام دادند و پژوهشگر سوم، اختلاف‌نظر‌ها را حل کرد. گزارش بر اساسPRISMA  تنظیم ‌شد. مروری بر مطالعات، تمرکز آن‌ها در بازه‌ی زمانی سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ و بر گروه‌های مختلف را نشان ‌داد. این گروه‌ها شامل دانشجویان پرستاری با میانگین سنی ۹۶/۱۷ تا ۵/۲۱، بیماران مبتلا به تومورهای ریه با میانگین سنی ۳۱/۴۹ و سالمندان 6۱ تا 89ساله با شکستگی‌های پیچیده بود. نتایج در سه حوزه دسته‌بندی شد. اولاً، این رویکرد به‌طور معناداری، همدلی و موفقیت تحصیلی دانشجویان پرستاری را ارتقا داد. در یک مطالعه، آموزش‌های طب‌ روایتی، همدلی و عملکرد علمی دانشجویان را بهبود بخشید و در مطالعه‌ای دیگر، آموزش نگارش روایتی، مهارت‌های حرفه‌ای و همدلی دانشجویان را ارتقا داد. ثانیاً، مداخلات ‌روایتی منجر به کاهش اضطراب و افسردگی شد؛ به‌طوری‌که در یک مطالعه، مداخلات پرستاری روایتی باعث کاهش نمرات اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به تومورهای ریه شد و به‌طور مشابه، مطالعات دیگر، کاهش اضطراب و افزایش رضایت بیماران تحت شیمی‌درمانی را نشان ‌دادند. ثالثاً، این رویکرد تأثیری شایان توجه بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانی بیماران داشت. در یک مطالعه، پرستاری ‌روایتی، درد و اضطراب بیماران مبتلا به سرطان ریه را کاهش داد. مطالعات دیگر نشان دادند، مدل پرستاری روایتی، عملکرد شناختی و سلامت روانی سالمندان را بهبود بخشید. بینش‌های جمعی مطالعات، نقش حیاتی آموزش رویکرد روایتی را در تحول نتایج بالینی و روان‌شناختی تأیید می‌کند. برنامه‌های آموزشی مبتنی بر روایات، نه‌تنها کیفیت انسانی مراقبت را غنی‌تر می‌کنند، بلکه به‌طور در خور ‌توجهی، مهارت همدلی پرستاران را ارتقا داده‌اند. با نگاه به آینده، باید از رویکرد روایتی، به‌عنوان یکی از ارکان مراقبت جامع، حمایت شود تا نسلی جدید از ارائه‌دهندگان مراقبت شکل ‌گیرد؛ نسلی که به ایجاد تغییر معنادار در زندگی بیماران، متعهد باشند.

مهران سیف فرشد،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

مراقبت‎های سلامتی، علاوه بر اینکه از حقوق تصریح‌شده در بیانیه‎ها و اعلامیه‎های مختلف جهانی در حقوق بشر هستند، کارکرد دیگری نیز برای توسعه‌ی جوامع بشری دارند. چهار اصل اخلاقی زیست‌پزشکی ارائه‌شده‌ی بوشامپ و چیلدرس، در تحلیل و تصمیم‎گیری‎های اخلاقی نقشی بسزا دارند؛ جنبه‎هایی دیگر نیز وجود دارند که در این اصول کمتر خودنمایی می‎کنند، اما خود به‌عنوان اصول و قواعد ضروری در سیاست‌گذاری و برنامه‎ریزی‎های کلان و خُرد حوزه‌ی سلامت باید مدنظر قرار گیرند. دو نمونه از این قواعد اساسی که جایگاهی ویژه‎ دارند، اصل هم‌بستگی یا انسجام اجتماعی و اصل پایداری و تداوم خدمات است. اصل هم‌بستگی اجتماعی، به چگونگی اتحاد و پیوستگی و همکاری جامعه اطلاق می‌شود. جامعه‌ی‎ اجتماعی منسجم، جامعه‎ای است که تنوع فرهنگی را دربرمی‌گیرد، به حقوق بشر و حاکمیت قانون احترام می‎گذارد و تعهد مشترک به نظم اجتماعی و مسئولیت جمعی را نشان می‌دهد. هم‌بستگی (Solidarity)  اجتماعی می‎تواند خطرات سلامتی را در محیطی که در آن روابط قوی جامعه، در نتیجهی همکاری برای به‌اجرادرآوردن شرایط شکوفایی و زندگی عاری از ناتوانی و بیماری شکل گرفته است، کاهش دهد. از سوی دیگر، نظام سلامت، متعهد به ایجاد و حفظ محیط مراقبتی پایدار و باکیفیت است. پایداری و تداوم خدمات، زمانی تحقق پیدا خواهد کرد که قوانین مرتبط با وظایف اخلاقی مطلوب، همچون: به‌حداکثررساندن منافع ممکن، موازنه‌ی مزایا در برابر خطرات، رفتار عادلانه با دیگران (حتی نسل‌های آینده) و احترام به حقوق عامه‌ی جامعه لحاظ شده باشد. تداوم در مراقبت‎های سلامتی بدان معناست که مردم از این طریق، هماهنگی میان خدمات سلامت و توجه بیشتر به آن را به دست خواهند آورد. نبود تداوم و استمرار در سیاست‌های سلامت و ارائه‌نشدن مداوم خدمات بهداشتی‌درمانی می‌تواند بزرگ‌ترین آسیب را به حس اعتماد عمومی مردم برساند. درک مفهومی از تداوم و پایداری خدمات سلامت در اخلاقیات سلامت عمومی ضروری است؛ به‌خصوص اگر بتواند نشان دهد که در کنار سایر اصول، موقعیتی را فراهم می‌سازد تا سیاست‌ها و برنامه‌ها و خدمات سلامتی به دور از تنش‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، دسترسی به بالاترین سطح سلامتی را ممکن می‌سازند؛ البته تداوم و پایداری خدمات، به معنای سکون خدمات و پاسخ‌ندادن به نیازهای به‌روز مردم و جوامع نیست. فراموشی این دو اصل یا قاعده در سیاست‌گذاری و طراحی برنامه‎های سلامت، به اعتماد عمومی جامعه و در نهایت، به شاخص‎های سلامتی فردی و اجتماعی، آسیب جدی وارد می‎سازد. نوشته‌ی حاضر بر اهمیت ادغام اصول انسجام اجتماعی و پایداری در چهارچوب‌های سیاست سلامت، برای ایجاد اعتماد، اطمینان از دسترسی و توسعه‌ی نتایج بلندمدت سلامت عمومی تأکید دارد.


صفحه 20 از 25     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb