جستجو در مقالات منتشر شده


482 نتیجه برای اخلاق

علی اکبری، علیرضا آرمان، علیرضا نیکبخت نصرآبادی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

شجاعت اخلاقی برای پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه  (ICU)در رویارویی با چالش‌های اخلاقی و حمایت از بیماران، حیاتی است؛ با این‌حال، عوامل اثرگذار بر بروز این ویژگی، به‌خوبی درک نشده‌اند. این مرور به شناسایی پیش‌بینی‌کننده‌های کلیدی شجاعت اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه پرداخته و بینش‌هایی برای بهبود تصمیم‌گیری اخلاقی و مراقبت از بیماران در محیط‌های بحرانی ارائه داده است. این مطالعه بر اساس اصول مرور نظام‌مند کاکرین و دستورالعمل‌های PRISMA انجام شده است. با استفاده از کلیدواژه‌های انگلیسی و فارسی مرتبط با شجاعت اخلاقی، پرستاران بخش مراقبت ویژه و پیش‌بینی‌کننده‌ها در پایگاه‌های داده‌ی بین‌المللی PubMed Scopus, و Web of Science جست‌وجویی جامع انجام گرفت و منابع خاکستری از طریق Google Scholar بررسی شدند. هیچ محدودیت زمانی برای جست‌وجو اعمال نشد. معیارهای ورود، شامل مطالعات مشاهده‌ای متمرکز بر پیش‌بینی‌کننده‌های شجاعت اخلاقی در پرستاران ICU بود. معیارهای خروج، شامل مقالات تکراری، مرورها، کارآزمایی‌های بالینی، دیدگاه‌ها و مقالات فاقد داده‌های اولیه یا روش‌شناسی شفاف بود. دو نویسنده، غربالگری و استخراج داده‌ها را به‌صورت مستقل انجام دادند و اختلافات از طریق توافق با نویسنده‌ی سوم حل شد. برای ارزیابی کیفیت از مقیاس نیوکاسل‌اتاوا (NOS) استفاده شد و داده‌های مطالعات انتخاب‌شده به‌صورت نظام‌مند در یک جدول استخراج سازمان‌دهی شدند. در مجموع، ۱۳۶ مقاله شناسایی شد که پس از غربالگری، ۲۴ مطالعه‌ی مشاهده‌ای شامل ۴ مطالعه‌ی مقطعی و ۸ مطالعه‌ی کوهورت انتخاب شدند. این مطالعات، عوامل کلیدی اثرگذار را بر شجاعت اخلاقی در پرستاران ICU  شناسایی کردند که شامل سن، جنسیت، تجربه‌ی حرفه‌ای، آموزش اخلاقی و حمایت محیط کار بود. پرستاران مسن‌تر و زنان، تمایل بیشتری به بروز شجاعت اخلاقی داشتند؛ همچنین، پرستارانی که تجربه‌ی کاری بیشتری داشتند و آموزش رسمی اخلاقی دریافت کرده بودند، توانایی بیشتری برای مقابله با چالش‌های اخلاقی نشان دادند؛ علاوه‌براین، محیط کار حمایتی و باورهای اخلاقی شخصی در تشویق پرستاران به حمایت از بیماران و مقابله با رفتارهای غیراخلاقی، نقشی مهم ایفا کردند. این یافته‌ها، اهمیت عوامل فردی و سازمانی را در تقویت شجاعت اخلاقی برجسته می‌کند. این مرور نشان می‌دهد، سن، جنسیت، تجربه، آموزش اخلاقی و حمایت محیط کار از پیش‌بینی‌کننده‌های کلیدی شجاعت اخلاقی در پرستاران ICU  هستند و اهمیت عوامل فردی و سازمانی را در ارتقاء رفتار اخلاقی نشان می‌دهد.

پیمان پرویزراد،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

سیاستگذاری و برنامهریزی ملی مراقبتهای بهداشتیدرمانی تلاشهایی پیچیده هستند که به توجه دقیق به اصول اخلاقی نیاز دارند. این مطالعه‌ی کیفی با هدف بررسی آن دسته از ملاحظات اخلاقی انجام شد که باید در هنگام تدوین و اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های حوزه‌ی سلامت کشور در کانون توجه قرار گیرند. در این مطالعه‌ی کیفی با کسانی که در بخش بهداشت و درمان نقشی کلیدی دارند، ازجمله: سیاست‌گذاران، ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی‌درمانی و نمایندگان بیماران، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته انجام شد. پانزده مصاحبه‌، تا مرحله‌ی اشباع داده‌ها، به‌صورت کلمه به کلمه پیاده و با استفاده از تحلیل موضوعی، تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها، هفت ملاحظه‌ی اخلاقی کلیدی را که از مصاحبه‌ها پدید آمدند، آشکار کرد. این ملاحظات اخلاقی عبارت بودند از: · برابری و عدالت: تضمین دسترسی عادلانه به خدمات مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی برای همه‌ی افراد جامعه، صرف‌نظر از وضعیت اجتماعی‌اقتصادی، نژاد، قومیت، یا سایر عوامل جمعیتی؛ · خودمختاری و رضایت آگاهانه: احترام به استقلال افراد و کسب رضایت آگاهانه برای مداخلات بهداشتی‌درمانی؛ · سودمندی: به‌حداکثررساندن منافع و به‌حداقل‌رساندن آسیب در تصمیم‌گیری مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی؛ · سوء‌استفاده‌نکردن: جلوگیری از آسیب‌رساندن به بیماران؛ · محرمانگی و حریم خصوصی: حفاظت از محرمانه‌بودن و حریم خصوصی اطلاعات بیمار؛ · تخصیص منابع: اتخاذ تصمیم‌های منصفانه و عادلانه درباره‌ی تخصیص منابع کمیاب مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی؛ · شفافیت و پاسخ‌گویی: تضمین شفافیت در فرایندهای تصمیم‌گیری و پاسخ‌گویی درباره‌ی نتایج سیاست‌ها و برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی. ملاحظات اخلاقی برای تضمین تدوین و اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی مؤثر و عادلانه، بسیار مهم است. سیاست‌گذاران و ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی، با درنظرگرفتن دقیق این اصول اخلاقی می‌توانند تصمیماتی اتخاذ کنند که سلامت افراد و جامعه را به‌طور کلی ارتقا دهد.

میلاد امیری، سیمین کوکبی‌اصل، ابوالفضل دهبانی‌زاده، ملیحه رضایی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

حرفه‌ی پرستاری دارای ماهیت اخلاقی است. تبیین و شفاف‌سازی نقشِ سطحِ استدلال اخلاقی در کیفیت مراقبت پرستاری در پرستاران، به ارتقاء کیفیت خدمات در نظام درمان و در نتیجه، افزایش رضایتمندی بیماران کمک می‌کند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط استدلال اخلاقی و کیفیت مراقبت پرستاری در پرستاران وابسته به دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در سال 1403 انجام شد. مطالعه‌ی حاضر، از نوع مقطعی‌هم‌بستگی بود که بر روی 187 پرستار شاغل در بخش‌های بالینی بیمارستان‌های شهیدجلیل، شهیدبهشتی و امام‌سجاد (ع) شهر یاسوج در سال 1403 انجام گردید. شرکت‌کنندگان با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی نظام‌مند انتخاب شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات، از پرسش‌نامه‌های آزمون معضلات اخلاقی پرستاری و کیفیت مراقبت پرستاری استفاده شد. از آزمون‌های تی‌تست، آنالیز واریانس یک‌طرفه (آزمون تعقیبی بونفرونی) و رگرسیون خطی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها، با استفاده از نرم‌افزار اس پی اس اس نسخه‌ی 26 انجام شد. در این مطالعه، میانگین و انحراف معیار استدلال اخلاقی و کیفیت مراقبت پرستاران به‌ترتیب 5.39 ± 38.86 و 18.83 ± 199.34 به دست آمد. این نتایج نشان‌دهنده‌ی سطح متوسط استدلال اخلاقی و سطح مطلوب کیفیت مراقبت پرستاری است؛ همچنین، نتایج مطالعه نشان داد بین استدلال اخلاقی و کیفیت مراقبت پرستاران ارتباط معنی‌دار و مثبت وجود دارد (0.01 = P و 0.188 = r).  از طرفی، با افزایش میزان آشنایی با چالش‎‌ها و معضلات اخلاقی کیفیت مراقبت پرستاری کاهش می‌یابد (0.007 = r و 0.195 = P). یافته‌های این مطالعه نشان داد، استدلال اخلاقی پرستاران به‌طور مثبت و معناداری با کیفیت مراقبت پرستاری ارتباط دارد. این نشان می‌دهد، توانایی پرستاران در تحلیل و حل مسائل اخلاقی می‌تواند به ارائه‌ی مراقبت بهتر و مسئولانه‌تر منجر شود؛ بااین‌حال، کاهش کیفیت مراقبت با افزایش آگاهی پرستاران از معضلات اخلاقی، یک چالش مهم را برجسته می‌کند. این امر ممکن است به دلیل پیچیدگی‌های موجود در تصمیم‌گیری‌های اخلاقی، تعارضات در محیط کار یا فشارهای ناشی از برخورد با موقعیت‌های دشوارِ اخلاقی باشد. بر این اساس پیشنهاد می‌شود، برنامه‌های آموزشی و حمایتی برای تقویت مهارت‌های اخلاقی و روانی پرستاران طراحی و اجرا شود تا بتوان از تأثیرات منفی آگاهی از معضلات اخلاقی بر کیفیت مراقبت جلوگیری کرد و درعین‌حال، استدلال اخلاقی آن‌ها را تقویت کرد.

شیما یادگار تیرانداز، اعظم شیرین‌آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

ارائه‌ی مراقبت، طی دهه‌های گذشته، به دلایل متعدد ازجمله: افزایش جمعیت سالمندان، کنترل هزینه، ترجیحات بیمار و توسعه‌ی فناوری، از بیمارستان‌ها به محیط‌های مبتنی بر جامعه و منزل تغییر کرده است. مراقبت در منزل، علی‌رغم مزایای فراوان، چون: استقلال بیمار، مراقبت مطابق با ارزش‌ها و ترجیحات بیمار، با چالش‌هایی همراه است؛ زیرا محیط خانه اغلب برای مراقبت طراحی نشده و ممکن است هنجارها یا ارزش‌های بیمار و ارائه‌دهندگان مراقبت با هم برخورد ‌کنند یا بین اصول اخلاقی تعارض ایجاد شود؛ لذا، این مطالعه با هدف بررسی چالش‌های اخلاقی مراقبت در منزل و ارائه‌ی راهکار برای آن انجام ‌شده است. مطالعه‌ی مروری حاضر، با بررسی مقالات اصیل پژوهشی در پایگاه‌های اطلاعاتی  PubMed, Scopus, WOS, Google Scholar با کلیدواژه‌های مراقبت مبتنی بر منزل و چالش‌های اخلاق تا نوامبر ۲۰۲۴ انجام شد. در مجموع، ده مطالعه‌ی مرتبط با هدف، وارد مطالعه شدند. چالش‌های اخلاقی مراقبت مبتنی بر منزل شناسایی‌شده در مطالعات، شامل چالش احترام‌گذاشتن به استقلال بیمار، سختی ایجاد اعتماد، خطر تنش، امتناع و مقاومت در برابر مراقبت و درمان، مشکل تعادل بین استقلال بیمار با اصول خیرخواهی، چالش ضررنرساندن، نگرانی عدالت، منابع محدود، چالش پاسخ‌گویی به انتظارات متعدد بیماران، چالش اتونومی و ظرفیت تصمیم‌گیری بیماران، نداشتن توافق درباره‌ی درمان، چالش دسترسی به مراقبان بهداشتی، چالش تعارض نقش مراقبان، چالش روابط حرفه‌ای با بیماران، چالش ارائه‌ی اطلاعات و صداقت، مخالفت خانواده با خواسته‌های بیمار، چالش خوددرمانی، نگرانی دسترسی به دارو و تجهیزات، تغییر ناگهانی وضعیت، سختی هماهنگی مراقبت، مراقبت و درمان ناکافی به دلیل کمبود منابع، مراقبت‌های روانی‌اجتماعی ناکافی، تصمیمات مربوط به حفظ زندگی، ارتباط اندک، ارائه‌ی مراقبت و درمان غیرمفید، تعارض خواسته‌های تیم مراقبتی و بیمار/ خانواده، نگرانی درباره‌ی مدیریت صحیح علائم، مسائل فرهنگی. راهکارها شامل: احترام به ارزش‌ها، باورها و ترجیحات بیمار، حمایت از حقوق بیماران در مواقع تعارض با خانواده، احترام به استقلال، ایجاد اعتماد در طول زمان (بیان محترمانه، همدلی و تشویق)، ایجاد حس امنیت برای اعتمادسازی و ایجاد رابطه‌ی مراقبتی، حفظ کرامت بیماران، تعهد اخلاقی مراقبان بهداشتی، نبود اجبار، درنظرگرفتن قانون و اصول اخلاقی در مراقبت، تسهیل مشارکت افراد مبتلا به بیماری، کاهش بار مراقبان، تأمین منابع، آموزش و راهنمایی بیماران بود. مسائل اخلاقی در مراقبت‌های مبتنی بر منزل، اجتناب‌ناپذیر است و اگر این چالش‌های اخلاقی به‌درستی شناسایی و مدیریت نشود، بر کیفیت مراقبت اثر منفی می‌گذارد. برای سازمان‌ها و ارائه‌دهندگان مراقبت در منزل ضروری است که راهکار‌های اخلاقی را در جهت‌ حفظ استقلال و منزلت بیماران در محیط خانه‌ی خود به کار گیرند.

محمدرضا جلیل‌فر، هدایت جعفری، فاطمه رودی، سیدتوحید حسینی، سودابه اسلامی، سیدمحمد میرشفیعی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

با توجه به نیاز روزافزون به مراقبت‌های پرستاری در منزل، استقلال بیمار به عنوان یک اصل اخلاقی مهم در ارائه خدمات مراقبتی مطرح می‌شود. بنابراین هدف از این مطالعه، بررسی اهمیت خودمختاری و استقلال فردی در مراقبت از بیماران در منزل بوده است. در این مقاله مروری سیستماتیک، از پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed،Scopus، sciencedirect،magiran و موتور جستجوگرGoogle scholar برای جستجوی مقالات مرتبط با موضوع خودمختاری واستقلال در 10 سال اخیر مرتبط با مراقبت پرستاری در منزل استفاده شده است. کلمات کلیدی مورد استفاده درجستجو عبارت بودند از:"خودمختاری بیمار"،"مراقبت پرستاری در منزل"،"اخلاق پرستاری"،"autonomy in nursing home care". پس از بررسی مقالات و فرایند جستجو و حذف مقالات نامتناسب با اهداف مطالعه، 20 مقاله مرتبط با موضوع خودمختاری در مراقبت پرستاری درمنزل در این مطالعه مروری سیستماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌های این مطالعات نشان داد که عوامل مختلفی می‌توانند بر خودمختاری بیمار درمنزل تأثیرگذار باشند، از جمله به موارد ذیل اشاره نمود: · عوامل فردی: سن، جنس، وضعیت سلامت جسمی و روانی بیمار؛  · عوامل خانوادگی: حمایت خانواده، روابط خانوادگی، فرهنگ خانواده؛ · عوامل اجتماعی: حمایت اجتماعی، دسترسی به منابع اجتماعی؛  ·  عوامل سازمانی: سیاست‌های مراقبتی، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی. با توجه به این یافته‌ها ومقایسه آنها، می‌توان نتیجه گرفت که برای ارتقای خودمختاری بیمار درمنزل، باید به تمام عوامل ذکرشده توجه شود. برخی از راهکارهای پیشنهادی برای ارتقای خودمختاری بیمار عبارتند از: · آموزش بیمار و خانواده در مورد خودمختاری بیمار؛  ·  تقویت حمایت خانواده از بیمار،  · ارائه خدمات حمایتی اجتماعی به بیمار؛  · توسعه سیاست‌های مراقبتی حمایتی از خودمختاری بیمار؛  ·  بهبود ساختار و فرهنگ سازمانی. خودمختاری بیمار یکی از اصول اخلاقی مهم در مراقبت پرستاری در منزل است. با توجه به عوامل موثر بر خودمختاری بیمار، باید راهکارهای جامعی برای ارتقای آن در نظر گرفته شود. آموزش بیمار و خانواده، تقویت حمایت خانواده، ارائه خدمات حمایتی اجتماعی و بهبود ساختار و فرهنگ سازمانی از جمله راهکارهای موثر دراین زمینه هستند.

صفورا دری، سید علی رسولی، حمیده حکیمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

حساسیت اخلاقی، تشخیص و ارزیابی پیچیدگی‌های اخلاقی در موقعیت‌های بالینی و اتخاذ تصمیم‌های اخلاقی مناسب است و ازجمله مهارت‌های ضروری پرستاران محسوب می‌شود؛ بااین‌حال، مطالعات گوناگون، سطوحی متفاوت از حساسیت اخلاقی را در بین پرستاران گزارش کرده‌اند که وجود شکاف‌هایی را در این حوزه نشان می‌دهد. مواجهه‌ی مداوم با تعارضات اخلاقی می‌تواند پیامدهایی نظیر افزایش استرس، کاهش رضایت شغلی و افت کیفیت مراقبت را به همراه داشته باشد. با توجه به اینکه حساسیت اخلاقی در محیط‌های گوناگون، متفاوت است و البته ممکن است در طول زمان هم تغییر کند، انجام‌دادن مطالعاتی که میزان حساسیت اخلاقی را در سال‌های مختلف بررسی کنند، ضروری است. این مطالعه با هدف تعیین میزان حساسیت اخلاقی در پرستاران بیمارستان‌های منتخب دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال ۱۴۰۳ ه.ش انجام شده است. این مطالعه‌ی مقطعی و توصیفی، بر روی دویست نفر از پرستاران بخش‌های ویژه‌ی قلب چهار بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به روش نمونه‌گیری تصادفی انجام شد. داده‌ها با استفاده از فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسش‌نامه‌ی استاندارد حساسیت اخلاقی لاتژن گردآوری شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی ۲۶ و آمار‌های توصیفی میانگین و انحراف معیار انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد، میانگین نمره‌ی حساسیت اخلاقی در بین پرستاران شرکت‌کننده، در سطح متوسط (13/4±60/17) قرار دارد. تحلیل ابعاد مختلف حساسیت اخلاقی نیز حاکی از آن است که پرستاران بیشترین میزان حساسیت را در بعد صداقت و خیرخواهی ( 4/48±15/3015) و کمترین میزان را در بعد دانش حرفه‌ای (1/88±3/254) نشان داده‌اند؛ همچنین، میانگین نمرات در ابعاد احترام به استقلال مددجو 2/13±7/44، آگاهی از نحوه‌ی ارتباط با بیمار 3/41±15/18، تجربه‌ی مشکلات و کشمکش‌های اخلاقی 23/03±7/74 و به‌کارگیری مفاهیم اخلاقی در تصمیم‌گیری‌های اخلاقی 3/53±11/95 به دست آمد. بنا بر یافته‌های این پژوهش، سطح حساسیت اخلاقی پرستاران در حد متوسط بوده و کمترین امتیاز مربوط به بعد دانش حرفه‌ای حساسیت اخلاقی است. این امر نشان‌دهنده‌ی این است که پرستاران به اندازه‌ی کافی بیماران را در تصمیم‌گیری‌های درمانی و مراقبتی مشارکت نمی‌دهند. با توجه به این یافته‌ها، ضرورت دارد سیاست‌گذاران حوزه‌ی سلامت و مدیران پرستاری، با طراحی و اجرای سیستم‌های ارزیابی و بازخورد مستمر، به سنجش دقیق سطح حساسیت اخلاقی و دانش حرفه‌ای پرستاران بپردازند. شناسایی دقیق ضعف‌ها و نیازهای آموزشی پرستاران در این زمینه، امکان تدوین برنامه‌های آموزشی اثربخش را فراهم می‌کند که در نهایت به ارتقاء سطح حساسیت اخلاقی پرستاران منجر خواهد شد.
 

ابراهیم فلاحتی، موسی علوی، محسن شهریاری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اگرچه تعارض اخلاقی، مسأله‌ای درونی و فردی است، به‌شدت از عوامل و متغیرهای محیطی اثر می‌پذیرد. این مفهوم موقعیتی را توصیف می‌کند که در آن، تفاوت و تناقض ارزش‌های اخلاقی بین خود مراقبتکنندگان یا بین مراقبتکنندگان و بیماران به وجود می‌آید؛ تفاوت و تناقض‌هایی درباره‌ی اینکه چه اقدامی از نظر اخلاقی درست است یا بهعنوان موقعیتی با وظایف و تعهدات نامشخص، تعریف شده است؛ لذا، پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل مرتبط با تعارض اخلاقی در بستر پرستاری انجام شد. این مطالعه‌ی کیفی با استفاده از روش تحلیل محتوای مرسوم انجام شد. بیست‌وهفت پرستار شاغل در بخش‌های مختلف بالینی ازجمله اورژانس، مراقبت‌های ویژه، داخلی و جراحی، شرکت‌کنندگانِ در این مرحله بودند. داده‌ها پس از اخذ رضایت‌نامه‌ی آگاهانه‌ی کتبی، از طریق مصاحبه‌های فردی نیمه‌ساختاریافته‌ی عمیق به دست آمد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA نسخه‌ی ۲۰ بر اساس رویکرد گرانهایم و لوندمن انجام شد. به‌منظور افزایش صحت و استحکام داده‌ها، از چهار معیار اعتبارپذیری، تأییدپذیری، اعتمادپذیری و انتقال‌پذیری پیشنهادشده‌ی لینکلن و گوبا استفاده شد. اختلال تصمیم‌گیری در بستر مراقبت، یکی از سه طبقه‌ی پدیدارشده در این مطالعه بود. در این باره، عوامل مرتبط با تعارض اخلاقی در بستر مراقبت پرستاری، شامل ارتباط مختل‌شده، بی‌عدالتی درک‌شده، سیستم مدیریتی ناکارآمد، پزشک‌سالاری، تضاد منافع، نابسامانی قانونی، جو اخلاقی منفی و منابع ناکافی شناسایی شدند. پرستاران به‌عنوان مدافعان اصلی بیماران، همواره در این مسیر در معرض انواع تعارضات اخلاقی قرار دارند. نتایج این مطالعه می‌تواند اختلالات تصمیم‌گیری در بستر مراقبت را، به‌عنوان مسأله و مشکلی حائز اهمیت برای سیاست‌گذاران سیستم سلامت مطرح کند؛ کاهش این تعارض‌ها می‌تواند باعث ارتقاء کیفیت مراقبت‌های پرستاری شود.

حمید مقدسی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

ملاحظات اخلاقی تعریف‌شده برای ارائه‌کنندگان مراقبت در استفاده از پرونده‌ی پزشکی بیماران، کاملاً بر پایه‌ی منشور حقوق بیمار، به‌ویژه حق حریم خصوصی و محرمانگی اطلاعات است. کاربران پرونده‌ی پزشکی بیماران، به دو دسته‌ی مجاز( Authorized) و غیرمجاز (Unauthorized ) تقسیم می‌شوند و
بر همین اساس، سیاست‌های افشای (Information Disclosure Policy)
داخلی و خارجی اطلاعات پرونده‌ی بیماران مشخص می‌شود. ارائه‌کنندگان مراقبت بر اساس اصل نیاز به‌دانستن (Need to Know) مجاز به استفاده از محتویات پرونده‌ی پزشکی، با رعایت حق محرمانگی و تبعیت از سیاست‌های افشای داخلی اطلاعات هستند و کاربران غیرمجاز که متشکل از کارکنان اداری و افراد خارج از سازمان مراقبت بهداشتی هستند، به دلیل نداشتن دسترسی به پرونده‌ی بیماران، صرفاً مشمول اجرای سیاست‌های افشای خارجی اطلاعات هستند که قطعاً امکان دسترسی به اطلاعات هویتی بیماران را ندارند. نکته‌ی شایسته‌ی تأمل این است که تغییر شکل پرونده‌ی پزشکی از کاغذی به الکترونیک، بر ملاحظات اخلاقی ارائه‌کنندگان مراقبت در استفاده از آن، اثری چشمگیر می‌گذارد که پرداختن به آن اهمیت دارد. پرونده‌ها‌ی پزشکی کاغذی، صرفاً از حیث امنیتِ مکانِ نگهداری، می‌توانست محل بحث‌های اخلاقی قرار گیرد؛ ولی پرونده‌ی الکترونیک پزشکی، از جنبه ها‌ی اخلاقیِ شامل: رعایت احترام بیمار با تأکید بر استفاده از اطلاعات او، حریم خصوصی و محرمانگی، امنیت، همچنین تمامیت و دردسترس‌بودن اطلاعات، ممکن است در معرض خطر باشد. اعضای تیم مراقبت، به‌ویژه پزشکان و پرستاران که سطح دسترسی‌شان به پرونده‌ی پزشکی از سایر اعضا بیشتر است، باید با توجه به حریم خصوصی بیمار و حق محرمانه‌ماندن اطلاعات پزشکی او، در هنگام به‌کارگیری فناوری اطلاعات برای مراقبت، از بروز تهدیدهایی که محرمانگی و امنیت اطلاعات را به خطر می‌اندازند، جلوگیری کنند.

سعید بیرودیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

تعارض منافع، ازجمله موضوعات بسیار مهم و بحث‌برانگیز در حوزه‌ی اخلاق پزشکی است که می‌تواند بر کیفیت خدمات درمانی و اعتماد بیماران اثر بگذارد. ازآنجاکه ممکن است منافع مالی یا غیرمالی در مواقعی بر تصمیمات بالینی گروه پزشکی اثر بگذارد، این موضوع نیازمند توجه جدی است. «راهنمای عمومی اخلاق حرفه‌ای سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران»، به‌عنوان مرجعی معتبر، به بررسی این چالش و ارائه‌ی راهکارهایی برای مدیریت آن پرداخته است. این مطالعه به‌صورت مروری و با تحلیل اسناد و راهنمای اخلاق حرفه‌ای سازمان نظام پزشکی و منشور حقوق جامعه‌ی پزشکی ایران انجام شد؛ همچنین، مقالات علمی و پژوهش‌های مرتبط با تعارض منافع نیز بررسی و داده‌ها از منابع معتبر و به‌روز، جمع‌آوری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد، تعارض منافع می‌تواند از اعتماد بیماران به پزشکان و کیفیت خدمات درمانی بکاهد. این موضوع به‌ویژه در مواقعی که بیماران احساس کنند، پزشک به‌جای منافع آن‌ها، تنها به منافع شخصی خود توجه دارد، برجسته‌تر می‌شود. پزشکان باید با شفافیت در ارتباط‌های مالی و حرفه‌ای خود، از بروز این تعارض‌ها جلوگیری کنند. «راهنمای اخلاق حرفه‌ای سازمان نظام پزشکی» و نیز «منشور حقوق جامعه‌ی پزشکی ایران» اصولی را برای مدیریت این تعارض‌ها و ایجاد نوعی تعادل میان حق و تکلیف پزشکان، ازجمله نیاز به افشای اطلاعات مالی و ارتباط با صنایع دارویی ارائه می‌دهند؛ همچنین، برگزاری دوره‌های آموزشی برای پزشکان در زمینه‌ی اخلاق حرفه‌ای و تعارض منافع می‌تواند به افزایش آگاهی و کاهش این مشکلات کمک کند. مدیریت تعارض منافع، از طریق پیروی از مفاد راهنمای عمومی اخلاق حرفه‌ای می‌تواند به بهبود روابط پزشک و بیمار و در نهایت، ارتقاء کیفیت خدمات درمانی کمک کند. ضروری است که پزشکان و بیماران، به این موضوع توجه و از اصول اخلاقی پیروی کنند تا از بروز تعارض‌ها و مشکلات ناشی از آن جلوگیری شود.

مصطفی قاسم پور، عباس داداش زاده، مجید پورعبدالله، فضه حسینی لیلاب،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

حساسیت اخلاقی، یکی از ویژگی‌های حیاتی برای کارکنان اورژانس پیش‌بیمارستانی است که بر روی فرایندهای تصمیم‌گیری اخلاقی آن‌ها و مراقبتی که در مواقع اضطراری و اغلب پیچیده، به بیماران ارائه می‌دهند، اثر می‌گذارد. حساسیت اخلاقی، به‌عنوان توانایی افراد در شناسایی معضلات اخلاقی و درک پیامدهای آن‌ها تعریف می‌شود. حساسیت اخلاقی می‌تواند کارکنان را قادر سازد تا در چالش‌هایی مانند منابع محدود و وضعیت حاد بیمار، سریع و مستقل تصمیم‌گیری کنند. این مطالعه با هدف ارزیابی سطح حساسیت اخلاقی در بین تکنسین‌های فوریت‌های پزشکی (EMTs) و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آن، طراحی و انجام شد. این مطالعه‌ی مقطعی در سال 1402، با شرکت 245 نفر از تکنسین‌های فوریت‌های پزشکی (EMTs) که به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شده بودند، انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ی حساسیت اخلاقی (MSQ) جمع‌آوری و با استفاده از آزمون‌های هم‌بستگی و تحلیل رگرسیون، تجزیه و تحلیل شدند. این مطالعه نشان داد، میانگین نمره‌ی حساسیت اخلاقی در بین شرکت‌کنندگان (39.45±7.13) در سطح متوسط تا بالا قرار داشت؛ همچنین نتایج نشان داد، بین حساسیت اخلاقی و برخی مشخصات فردی‌اجتماعی و حرفه‌ای، با سابقه‌ی کار، به‌عنوان عاملی تعیین‌کننده، هم‌بستگی معنی‌داری وجود دارد (P<0.001). تجزیه و تحلیل رگرسیون، تجربه‌ی کاری (B=0.08 , P<0.001)  را به‌عنوان یک پیش‌بینی قوی برجسته کرد که نشان می‌دهد، افزایش مواجهه با چالش‌های بالینی و اخلاقی در طول زمان، حساسیت اخلاقی را افزایش می‌دهد. بهبود حساسیت اخلاقی در بین کارکنان اورژانس پیش‌بیمارستانی، گامی حیاتی به‌منظور افزایش توانایی آن‌ها در شناسایی چالش‌های اخلاقی پیچیده و ارائه‌ی مراقبت‌های باکیفیت برای بیمار است. با توجه به نیازهای منحصربه‌فرد کارکنان در موقعیت‌های اضطراری، مانند زمان محدود برای تصمیم‌گیری، محدودیت منابع و نیاز به اقدام فوری، تجهیز آنان به ابزارهایی برای تشخیص و رسیدگی به معضلات اخلاقی ضروری است. اجرای برنامه‌های آموزشی جامع، با تمرکز بر آگاهی اخلاقی و استدلال اخلاقی، می‌تواند تکنسین‌های فوریت‌های پزشکی را برای تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر و همدلانه‌تر توانمندتر کند؛ علاوه‌براین، پرورش فرهنگ سازمانی حمایتی که عملکرد اخلاقی را در اولویت قرار می‌دهد و آموزش مداوم را ارائه می‌دهد، می‌تواند اعتماد و شایستگی آن‌ها را در مدیریت موقعیت‌های حساس اخلاقی بیشتر تقویت کند.

عاطفه سلیمی اکین آبادی، مریم جهانگیری، میترا زندی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

بخش مراقبت ویژه، واحدی پیچیده است و گروه‌هایی متنوع از متخصصان مراقبت‌های بهداشتی را دربرمی‌گیرد که به‌منظور ارائه‌ی خدمات به نیازهای بیماران بدحال فعالیت می‌کنند. شواهد حاکی از آن است که مسائل یا تعارضات اخلاقی در بخش مراقبت ویژه رایج است. این پژوهش با هدف بررسی چالش‌های اخلاقی در عملکرد بالینی پرستاران بخش مراقبت ویژه انجام شد. با استفاده از دستورالعمل PRISMA مطالعات مرتبط با کلیدواژه‌های اخلاق، چالش‌های اخلاقی، پرستاری و واحد مراقبت ویژه، با جست‌و‌جو در پایگاه‌های اطلاعاتی  Scopus, PubMed, Web of Scienceدر سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ یافت شدند. مقالات انگلیسی‌زبان وارد مطالعه شدند. چالش‌های اخلاقی در بخش مراقبت ویژه عبارت‌اند از:
الف. محدودیت‌های درونی (نداشتن اعتمادبه‌نفس، ترس، سازگاری غیرمؤثر، تعارضات مذهبی و معنوی)،
ب. محدودیت‌های خارجی (همکاری‌نکردن، ساختارهای سلسله‌مراتبی، ارتباط ضعیف، کارکنان ناکافی، سیاست‌های محدودکننده، کمبود پزشک و پرستار ماهر)،
ج. موقعیت‌های بالینی (درمان بی‌فایده و ناکافی، ناتوانی در تسکین درد، امید کاذب، مراقبت‌های پایان عمر و تصمیم‌گیری درباره‌ی درمان، استفاده از محدودکننده‌های فیزیکی).
شناخت چالش‌های اخلاقی بخش مراقبت ویژه می‌تواند مفید باشد؛ زیرا امکان طراحی راهکارهای مناسب برای جلوگیری از تعارضات اخلاقی و بهبود محیط کار پرستاران را فراهم می‌کند.

جلال سعیدپور، علیرضا حاجی زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

در قرن حاضر، کشور ایران یکی از سریع‌ترین کشورهای جهان در زمینه‌ی رشد سالمندی جمعیت است و پیش‌بینی می‌شود، بیش از ۲۰درصد از کل جمعیت کشور، در سال ۱۴۲۰ سالمند باشند. ازآنجاکه سالمندان، مصرف‌کنندگان اصلی خدمات سلامت هستند، پرداختن به ملاحظات اخلاقی در ارائه‌ی خدمات سلامت به این قشر جمعیتی، حائز اهمیت است؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف مرور شواهد مربوط به ملاحظات اخلاقی در ارائه‌ی خدمات سلامت به سالمندان در ایران انجام شد. مطالعه‌ی حاضر از نوع مرور حیطه‌ای بود که با استفاده از پروتکل شش‌مرحله‌ای و Arksey و O'Malley انجام شد. برای شناسایی شواهد مرتبط، در پایگاه های داده ای انگلیسی زبان Web of Science ، PubMed , Scopus و فارسی زبان SID , Magiran , Iran Medex , Google Scholar بدون محدودیت زمانی  جست‌وجو انجام گرفت. بعد از غربالگری و انتخاب مطالعات، پژوهشگران از فرم استخراج داده برای شناسایی و دسته‌بندی نتایج استفاده کردند. روش تحلیل روایتی برای تحلیل داده‌ها به کار گرفته شد. از بین ۶۷۳ مطالعه‌ی شناسایی‌‌شده، ۱۷ مطالعه برای تحلیل انتخاب شدند. خدمات همه‌جانبه‌ی پیشگیری، تشخیصی، درمانی و توان‌بخشی به سالمندان، باید مبتنی بر اصول و ارزش‌های انسانی‌اسلامی مقبول جامعه ارائه شود. حفظ شأن و کرامت سالمندان در تمامی مواقع، رعایت اخلاق در تعامل با سالمندان، خودمختاری و استقلال سالمندان در تصمیم‌گیری‌های مرتبط، توجه به اصول عدالت و سودمندی در مداخلات درمانی، همدلی و خوش‌رویی در بین ارائه‌دهندگان، اطمینان از محرمانگی و رازداری و حفاظت از اطلاعات، توجه به حریم خصوصی، کسب رضایت آگاهانه در مراکز سلامت، توجه به آموزه‌های دینی و اسلامی در مراقبت از سالمندان، مسئولیت‌ نهادهای دولتی و غیردولتی در جلوگیری از انگ و تبعیض بین سالمندان، انجام‌دادن اقدامات درمانی بهنگام و اخلاق‌محور، پایبندی ارائه‌دهندگان به کار تیمی و رفتار علمی و حرفه‌ای، حمایت از سالمندان به‌عنوان قشر جمعیتی آسیب‌پذیر در اولویت‌بندی خدمات، جلوگیری از تعارض منافع در مراقبت‌های سالمندان و استفاده از خدمات سلامت ایمن، مقرون‌به‌صرفه، معتبر و مبتنی بر شواهد برای سالمندان، از مهم‌ترین ملاحظات اخلاقی لازم برای ارائه‌ی خدمات سلامت به سالمندان هستند. با توجه به قطعی‌بودن سالمندی در ایران، باید در ارائه‌ی خدمات سلامت به سالمندان، به ملاحظات اخلاقی شناسایی‌شده در پژوهش حاضر، توجه شود؛ بنابراین، توصیه می‌شود، سیاست‌گذاران و مدیران و ارائه‌دهندگان، اقداماتی را در سطوح وزارت بهداشت، دانشـگاه‌های علوم پزشکی و مراکز ارائه‌دهنده‌ی خدمات سلامت به سالمندان به‌منظور ترویج اصول و ارزش‌های انسانی‌ اسلامی  انجام دهند.

ماهرخ کشوری، نگار فرج زاده، محسن شهریاری، محمد آزادمنش، علی اصغر جمالی نسب،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

از جمله نقش‌های استادان و مربیان پرستاری، انتقال هنجارهای جامعه، فراهم‌کردن تجربه‌های فرهنگی، شکل‌دادن به رفتار و عقاید و نگرش‌های دانشجویان و پرورش فضایل اخلاقی در آنان است. استادان، یکی از عوامل مهم و اثرگذار بر شخصیت اخلاقی دانشجویان هستند؛ لذا، ضروری است به این موضوع توجهی ویژه شود. هدف از این مطالعه، تبیین چالش‌های اخلاقی در دانشکده‌ی پرستاری و مامایی از دیدگاه استادان است. در این بررسی که از نوع کیفی است و به شیوه‌ی تحلیل محتوا انجام شده، ۲۳ استاد در مدت هشت ماه، به روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف در دانشکده‌ی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انتخاب و بررسی شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و هم‌زمان با استفاده از آنالیز محتوای کیفی قراردادی تجزیه ‌و تحلیل گردیدند. تجزیه‌ی مستمر و مقایسه‌ای داده‌ها نشان داد، ادراک استادان از چالش‌های اخلاقی، در سه طبقه‌ی اصلی وجود تبعیض و بی‌عدالتی، تعهد حرفه‌ای پایین و رفتار غیرحرفه‌ای قرار گرفته است. تبعیض و بی‌عدالتی، شامل سه زیرطبقه‌ی وجود تفاوت در اجرای قوانین بین دانشکده‌ها و گروه‌ها، پرداخت‌های ناعادلانه‌ی مالی و توزیع ناعادلانه‌ی واحدها و امتیازات بود؛ اما طبقه‌ی تعهد حرفه‌ای، پایین‌تر از دو زیرطبقه‌ی کم‌فروشی آموزشی و رعایت‌نکردن قوانین از سوی استادان تشکیل شده بود. رفتار غیرحرفه‌ای نیز، شامل دو زیرطبقه‌ی رقابت ناسالم بین استادان و ارزشیابی نامناسب دانشجویان بود. تجارب استادان در این مطالعه نشان داد، آنان با چالش‌هایی گسترده مواجه هستند که چالش‌های اخلاقی یکی از موضوعاتی است که بر عملکرد و انگیزه‌ی آنان اثر می‌گذارد. با توجه ‌به نقش مهم استادان در آموزش مسائل اخلاقی یا مشارکت فعال در حل چالش‌های اخلاقی، مدیران و مسئولان باید به این عوامل چالش‌برانگیز توجه کرده و با تعدیل آن‌ها به بهبود وضعیت کمک کنند.

مریم سینا، زهرا کشتکاران، زینت محبی، نعیمه سادات اثماریان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

پرستاران به‌عنوان بزرگ‌ترین گروه ارائه‌دهنده‌ی خدمات بهداشتی، در تیم‌های درمانی و مراقبت از بیماران، نقش حیاتی دارند. دانشجویان پرستاری که پرستاران آینده خواهند بود، به شایستگی‌های بالینی و اخلاقی نیاز دارند تا بتوانند مراقبت‌های حرفه‌ای و مناسبی ارائه دهند. حساسیت اخلاقی، به‌عنوان توانایی درک و تشخیص موقعیت‌های اخلاقی، بسیار اهمیت دارد و ارتباط پرستاران با بیماران را بر پایه‌ی اعتماد و پاسخ‌گویی به نیازهای فردی تقویت می‌کند که در مواجهه با چالش‌های اخلاقی محیط‌های بالینی کمک‌کننده است؛ لذا، این مطالعه با هدف تعیین حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با ویژگی‌های جمعیت‌شناختی انجام شد. در این مطالعه‌ی توصیفی‌مقطعی، 112 دانشجوی سال سوم و چهارم پرستاری شرکت کردند. پرسش‌نامه‌های مشخصات جمعیت‌شناختی و حساسیت اخلاقی لوتزن، ابزارهای استفاده‌شده بودند. داده‌ها پس از جمع‌آوری، از طریق نرم‌افزارSPSS  نسخه‌ی 23 و با استفاده از آزمون‌های آمار توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. حساسیت اخلاقی مشارکت‌کنندگان در حیطه‌ی صداقت در تصمیم‌گیری، با بالاترین میانگین (5/62 ±14/71) و در حیطه دانش حرفه ای، با کمترین میانگین (2/12 ± 3/70) مشاهده شد. میانگین نمره‌ی کلی حساسیت اخلاقی 15/854 ± 59/87 و  در سطح متوسط بود. بررسی ارتباط متغیرهای جمعیت‌شناختی، شامل سن، معدل، جنس، وضعیت تأهل، وضعیت سکونت، ترم در حال تحصیل، وضعیت مالی خانواده و وضعیت تحصیلی والدین نشان داد،  تنها در حیطه‌ی تجربه‌ی مشکلات اخلاقی، حساسیت اخلاقی با وضعیت اقتصادی خانواده‌ی دانشجویان، رابطه‌ی مثبت و معنادار (0.046 >P) داشت. با توجه به یافته‌های حاصل از این مطالعه، طراحی و اجرای برنامه‌های مدون برای ارتقاء سطح حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری امری ضروری به نظر می‌رسد؛ همچنین، این مطالعه بر توجه به عوامل اجتماعی اثرگذار، ازجمله موقعیت اقتصادی بر کسب تجارب اخلاقی و تقویت حساسیت اخلاقی تأکید می‌کند. 

مینا گائینی، حمید آسایش، احمد پریزاد، زهرا عابدینی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

آموزش بالینی، مهم‌ترین و اصلی‌ترین بخش آموزش پرستاری است. افزایش دانش نظری و عملی دانشجویان در بخش روان‌پزشکی برای بهبود نگرش و قبول مراقبت و انجام‌دادن آن، ضرورت دارد. از طرفی پیامد یادگیری در آموزش بالینی، می‌تواند شکل‌گیری و ارتقاء صلاحیت‌های حرفه‌ای ازجمله: ارتباط و اخلاق حرفه‌ای، توسعه‌ی تفکر انتقادی برای قضاوت و تصمیم‌گیری بالینی، ایجاد حساسیت اخلاقی، همکاری تیمی و عملکرد گروهی را به همراه داشته باشد. با توجه به ضرورت مطرح‌ شده، این مطالعه با هدف تبیین تجارب دانشجویان پرستاری مبتنی بر روایت‌نویسی- بازاندیشی در اولین مواجهه با مددجویان روان‌پزشکی انجام شد. این مطالعه‌ی کیفی، در دوره‌ی کارآموزی روان‌پرستاری در دانشکده‌ی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی قم در دو نیم‌سال متوالی انجام شد. نمونه‌گیری به‌شکل هدفمند و داده‌ ها از طریق ده مصاحبه‌ی فردی نیمه‌ ساختارمند و دو گروه متمرکز حضوری و مجازی (گروه پنج‌نفره) گردآوری شد. جمع‌آوری داده‌ها تا مرحله‌ی اشباع داده‌ ها ادامه پیدا کرد. تحلیل داده‌ها بر اساس رویکرد تحلیل محتوای کیفی و در بستر نرم‌افزار MAXQDA 20، صورت گرفت.  تجربیات بالینی دانشجویان از اولین دوره‌ی آموزش بالینی روان‌پرستاری، بر اساس روایت‌ نویسی- بازاندیشی یک درون‌مایه‌ی اصلی، مشوقی برای ارتباط اخلاقی و معنوی در پرستاری و چهار درون‌مایه‌ی فرعی تقویت ارتباط همدلانه، تقویت حساسیت اخلاقی، احترام به شأن و کرامت مددجویان و شنیدن صدای احساس مددجویان را دربرداشت. تجارب حاصل از روش بازاندیشی در آموزش بالینی، به‌ویژه در محیط‌های بالینی تخصصی، همچون: بخش روان‌پزشکی و در اولین مواجهه با مددجویان در این بخش‌ها، می‌تواند انعکاسی از نگرش و دیدگاه دانشجویان را در ارتباط با این مددجویان و خانواده‌ی آن‌ها فراهم آورد؛ به‌طوری‌که می‌توان از این تجارب غنی در پرورش و تقویت ارتباط و اخلاق حرفه‌ای دانشجویان گروه علوم پزشکی بهره جست.

معصومه صالحی، بهزاد ایمنی، شیردل زندی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

تنوع محیط‌های کار و قوانین و جو حاکم بر آن‌ها، به‌شکلی منحصربه‌فرد بر هوش اخلاقی افراد اثر می‌گذارد؛ ازاین‌رو، با توجه به اهمیت ارتباط پرستاران اتاق عمل با امر مراقبت از بیمار و اهمیت هوش اخلاقی در ارتقاء کیفیت این خدمات، مطالعه‌ی حاضر با هدف تبیین تجارب پرستاران اتاق عمل از هوش اخلاقی در دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد. این مطالعه، به‌صورت یک پدیدارشناسی هرمنوتیک در بیمارستان‌های تحت‌نظر دانشگاه علوم پزشکی (همدان) ایران از اردیبهشت تا مهر۱۴۰۳ انجام شد. دوازده پرستار اتاق عمل، به‌طور هدفمند وارد مطالعه شدند. داده‌ها به روش مصاحبه‌ی عمیق و نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری ‌و به روش ون منن آنالیز شد و برای اعتبار و پایایی مطالعه از چهار معیار قابلیت اعتبار، قابلیت ثبات، تأییدپذیری و قابلیت انتقال‌پذیری استفاده شد. با بررسی تجارب پرستاران اتاق عمل، سه مضمون اصلی در ارتباط با هوش اخلاقی شناسایی شد. مضامین عبارت‌اند از: حساسیت اخلاقی (هدایت درونی، شناخت ماهیت صحیح و غلط اقدامات، داشتن تعهد کاری)، توانایی تصمیم‌گیری صحیح (توانایی قضاوت صحیح، شجاعت اخلاقی) و رفتار اخلاقی در جهت منافع بیمار (انجام‌دادن مراقبت اخلاقی، حفظ کرامت بیمار، توانایی انجام‌دادن کار تیمی). پرستاران اتاق عمل با هوش اخلاقی بیشتر، با شناخت ماهیت صحیح و غلط اقدامات و هدایت‌شدن با آرمان‌های درونی و تعهد حرفه‌ای، به انجام‌دادن کارهای درست حساس شده و با قضاوت صحیح، هنگام بروز چالش و دفاع شجاعانه از آن، به تصمیم‌گیری صحیح اقدام می‌کنند و با انجام‌دادن مراقبت اخلاقی، کار تیمی و با حفاظت از کرامت انسانی، رفتار اخلاقی را در جهت منافع بیمار در پیش می‌گیرند.

رضا صالحی نیا، مرضیه نصیری سنگری، حسین عباسیان، سجاد صالحیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

هوش مصنوعی، یکی از پیشرفت‌های بزرگ بشری است که با توسعه‌ی فناوری‌های هوش مصنوعی در زمینه‌ی سلامت، تأثیرات مثبت آن بر ارتقاء شاخص‌های بهداشتی و درمانی، به‌طور چشمگیری افزایش یافته است؛ اما کاربرد آن با چالش‌های اخلاقی بسیاری نیز همراه است؛ ازاین‌رو، هدف از این مطالعه، بررسی ملاحظات اخلاقی در استفاده از هوش مصنوعی در حوزه‌ی سلامت است. در این مطالعه‌ی مروری، مقاله‌های منتشرشده بین فوریه ۲۰۱۹ تا نوامبر۲۰۲۴ بررسی شدند. برای جمع‌آوری مقاله‌ها، از پایگاه‌های اطلاعاتی داخلی مانند Magiran, SID و از پایگاه‌های منابع علمی خارجی نظیر PubMed, web of Science Medlib, Science Direct و موتور جست‌وجوی Google Scholar استفاده شد. برای جست‌وجو در منابع فارسی و انگلیسی، از کلمات کلیدی اخلاق، هوش مصنوعی، سلامت، Ethics, Artificial Intelligence, Healt استفاده شد. پس از ارزیابی معیارهای ورود و کیفیت مقالات، نُه پژوهش واجد شرایط، شناخته و به مطالعه‌ی حاضر وارد شدند. نتایج مطالعات پیشین نشان داده‌اند، استفاده از هوش مصنوعی در حوزه‌ی سلامت مزایایی چشمگیر همچون: تشخیص دقیق‌تر بیماری‌ها، پیش‌بینی‌های بالینی مؤثرتر، مدیریت کارآمدتر بیمارستان‌ها، بهینه‌سازی منابع، بهبود مراقبت از بیماران، بهینه‌سازی گردش کار بالینی و پیشرفت تحقیقات پزشکی را به همراه داشته است. این فناوری موجب افزایش کارایی و ارتقاء کیفیت خدمات بهداشتی شده است؛ بااین‌حال، چالش‌های اخلاقی مانند حریم خصوصی و امنیت داده‌ها، سوگیری الگوریتمی، شفافیت، اعتبارسنجی بالینی و مسئولیت حرفه‌ای همچنان وجود دارد. رعایت اصولی چون: شفافیت، انصاف، حفاظت از حریم خصوصی و تضمین دسترسی برابر برای توسعه و استفاده‌ی مسئولانه از هوش مصنوعی ضروری است. در نهایت، ایجاد تعادل میان منافع فناوری و ارزش‌های انسانی، مسیر بهره‌برداری پایدار و اخلاقی را از این فناوری هموار خواهد کرد. نتایج حاصل از مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد، هوش مصنوعی با ارائه‌ی راهکارهای نوآورانه، تأثیری چشمگیر در بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء خدمات در حوزه‌های مختلف، به‌ویژه سلامت، داشته است؛ بااین‌حال، بهره‌گیری بهینه از این فناوری نیازمند توجه جدی به ملاحظات اخلاقی، نظارت دقیق بر فرایندها، و رفع چالش‌های موجود است.

مینا مبشر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

با توسعه‌ی تولید علم و علاقه‌ی پژوهشگران به ارائه‌ی نتایج آثار پژوهشی خود، میزان استرداد و سلب اعتبار مقالات نیز افزایش یافته است. سلب اعتبار مقالات با اظهار خود نویسندگان، مبنی بر وجود اشتباهی در ارائه‌ی نتایج یا شناسایی نوعی سوء‌رفتار پژوهشی یا شک به اصالت پژوهش از طریق داوران یا خوانندگان مقالات رخ می‌دهد. استرداد مقالات می‌تواند موجب کاهش اعتماد جامعه به یافته‌های علمی شود؛ علاوه‌براین، انگ‌گذاری و کاهش اعتبار دانشگاه‌ها و مراکز و مؤسسات تحقیقاتی که این‌ گونه مقالات را منتشر کرده‌اند، از دیگر نتایج سوءِ این موضوع در جامعه‌ی دانشگاهی است. در این مطالعه با استناد به راهنماهای بین‌المللی و مقالات معتبر، علل و عوامل و نتایج سلب اعتبار آثار پژوهشی چاپ‌شده، بررسی شد؛ از‌این‌رو، عوامل و سوءرفتارهای پژوهشی که منجر به استرداد مقالات می‌شود، مطرح شد. عواملی که باعث استرداد مقالات نویسندگان ایرانی شده است، طبق سایت Retraction Watch تحلیل شد. دستورالعمل کمیته‌ی اخلاق نشر (COPE)، هشت عامل را برای سلب اعتبار آثار پژوهشی چاپ‌شده از سوی سردبیران مجلات مطرح کرده است. طبق این دستورالعمل، درصورتی‌که سردبیران به شواهدی واضح درباره‌ی معتبرنبودن یافته‌ها، مانند دست‌کاری داده‌ها یا تصاویر دست یابند، می‌توانند با بررسی موضوع، مقاله را مسترد کنند؛ علاوه‌براین، سردبیران در صورت شناسایی سرقت ادبی، ارائه و چاپ مقاله در جایی دیگر بدون آشکارسازی و دریافت مجوزهای لازم، نظارت نامناسب بر جمع‌آوری داده‌ها، رعایت‌نکردن قوانینی مانند حق نشر یا تکثیر، انجام‌دادن پژوهش غیراخلاقی، درست انجام‌ندادن مرور همتا و آشکارنساختن تعارضات منافع نیز، می‌توانند اقدام به استرداد مقالات چاپ‌شده کنند. در مطالعات دیگر نیز، به علل استرداد مقالات، مانند فشار روی پژوهشگران برای انتشار آثار علمی، نبود توانمندی‌های لازم برای پژوهش‌های اصیل و معتبر و نبودن آموزش‌های لازم در حوزه‌ی اخلاق پژوهش اشاره شده است؛ از جمله علل استرداد مقالات داخلی، نویسندگی‌های نادرست و سرقت ادبی بوده است. به نظر می‌رسد با توسعه‌ی پژوهش و تولید علم در مراکز تحقیقاتی و دانشگاه‌ها نیاز به بحث و بررسی استرداد مقالات داخلی وجود دارد تا بتوان با شناسایی علل و عوامل آن‌ها، ضمن تدوین آیین‌نامه‌ها و راهکارهای مناسب نظارتی، آموزش‌های لازم در این خصوص برای پژوهشگران انجام شود.

مجتبی پارسا،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

زیرمیزی پولی است که پزشک، خارج از تعرفه‌ی مصوب و تعیین‌شده برای ارائه‌ی خدمات پزشکی (معمولاً عمل جراحی) از بیمار مطالبه و دریافت می‌کند. در این مطالعه جنبه‌های اخلاقی و حقوقی و فقهی این پدیده که در بین برخی پزشکان رواج یافته، بررسی شده است. این مطالعه‌ی کیفی، ماحصل مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با هفده نفر از صاحب‌نظران رشته‌های فقه، حقوق، اخلاق حرفه‌ای، فلسفه‌ی اخلاق، اخلاق پزشکی، اقتصاد سلامت و روان‌شناسی اجتماعی است که با روش تحلیل محتوای مرسوم تحلیل و بررسی شده؛ همچنین، از یازده نفر از مراجع عظام، شامل حضرات آیات خامنه‌ای، نوری همدانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، شبیری زنجانی، موسوی اردبیلی، سیستانی، شاهرودی، علوی گرگانی، جعفر سبحانی و یثربی استفتا شده است. در نتایج به‌دست‌آمده از مصاحبه‌ها با صاحب‌نظران، به دریافت زیرمیزی از جنبه‌هایی مانند درنظرنگرفتن مصالح بیماران و ضرررساندن به آن‌ها، به‌خصوص به بیماران فقیر، خدشه در عنصر اعتماد بین پزشک و بیمار، خلاف قوانین و مصالح جاری کشور بودن، ترویج بی‌قانونی، خلاف تعهدات پزشکی و اخلاقی پزشک بودن، اجبار یا اکراه بیمار در پرداخت زیرمیزی، نبودن دریافت یا پرداخت زیرمیزی تحت لوای عقود شرعی، خدشه وارد شده است. به‌علاوه ذکر شد، پزشکی حرفه‌ای (Profession) است که در آن باید منافع بیماران بر پزشکان اولویت داده شود که در اینجا، این موضوع نقض شده است؛ همچنین، در استفتا از مراجع عظام، اکثر قریب به اتفاق آنان، به‌خصوص مراجعی که دیدگاه حکومتی داشتند، این امر را جایز ندانستند و بعضاً دریافت چنین پولی را حرام دانستند. دریافت زیرمیزی به لحاظ اخلاقی و حقوقی و فقهی محل اشکال جدی و بعضاً حرام است. ممکن است، پرداخت زیرمیزی از جانب بیمار به خاطر اجبار به پرداخت آن، اشکالی نداشته باشد، اما دریافت آن از جانب پزشک حتماً اشکال دارد.

لیلا افشار،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

شواهد متعدد نشان می‌دهند، در عمل هر روزه‌ی پزشکی و در سال‌های پس از فراغت از تحصیل رسمی، شکاف‌ها و نقصان‌هایی را از جنس‌های متفاوت می‌توان یافت. این موضوع را که نهادهای ملی و بین‌المللی پزشکی گزارش کرده‌اند، می‌توان ناتوانی در عمل مبتنی بر بهترین شواهد در زمان ارائه‌ی مراقبت نامید. چنین پدیده‌ای با تمام پیچیدگی خود، محصول تعامل میان عوامل متعدد ازجمله: اطلاعات اندک، ارتباط نامناسب با بیمار، بی‌توجهی به درک او از موضوع بیماری و راه‌های درمان و به‌دنبال آن، پیروی او از دستورات پزشکی و سایر عوامل محیطی و اجتماعی است. بخشی عمده از این شکاف، ناشی از رفتار بالینگران و آن چیزی است که آن را رفتار حرفه‌ای و پایبندی به اصول اخلاقی حرفه مینامیم؛ ازاینرو، همزمان با گسترش برنامههای آموزش مداوم جامعه‌ی پزشکی برای حوزههای دانشی و مهارتهای عملی برای دستیابی به مراقبت مناسب و مؤثر از بیماران، نیازمند توجه به رشد و توسعه‌ی حرفهای و اخلاق حرفهای در میان ارائهکنندگان خدمات سلامت و در قالب برنامههای آموزش مداوم بهصورتی مؤثر هستیم. این مقاله، به چالش‌های مطرح‌شده در آموزش اخلاق حرفه‌ای از دریچه‌ی برنامه‌های آموزش مداوم پرداخته و در این مسیر، ضمن پرداختن به شکاف موجود میان دانش و عمل، بایدها و نبایدهای طراحی برنامه‌های آموزش مداوم در حوزه‌ی اخلاق حرفه‌ای را طرح کرده است.


صفحه 21 از 25     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb