482 نتیجه برای اخلاق
محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
توانبخشی در بلایا، بهعنوان بخشی از کل پاسخ پزشکی، با چالشهای بیشتری، بهویژه در مداخلهی اولیهی اثرات پس از بلایا مواجه میشود؛ زیرا این، مفهومی جدید در مدیریت بلایاست. چهار اصل اخلاق زیستی، شامل خودمختاری، سودمندی، آسیبنرساندن و عدالت، دربارهی فعالیتهای امدادی، بلافاصله پس از حوادث و بلایا و فعالیتهای طولانیمدتِ بعدی مانند توانبخشی، هرجا که اجراشدنی باشد، محل بحث قرار میگیرند. در این مطالعهی مروری، جستوجوی هدفمند بر اساس کلیدواژههای تعیینشده در پایگاههای دادهی معتبر، در بازهی زمانی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ انجام شد. در میان مطالعات بررسیشده، دوراهی اخلاقی در ارائهی خدمات توانبخشی پس از بحران و بلایا، به سبب محدودیت منابع، کمتوجهی به توانبخشی در نظام سلامت، کمبود متخصصان توانبخشی، نبودِ امکان پیگیری کامل پس از ترخیص، دانش محدود دربارهی اهمیت توانبخشی، استیگما و انگ اجتماعی بهدنبال ایجاد معلولیت، مطرح هستند. چهار اصل اخلاق زیستپزشکی، باید حتی هنگام کار در مواقع بحرانی رعایت شود تا خدمات توانبخشی ارائهشده با هنجارهای حرفهای، استانداردهای اخلاقی و جنبههای پزشکی فرهنگ محلی همخوانی داشته باشد؛ علاوهبراین، سیاستهای ارتقاء جایگاه و اهمیت توانبخشی، بلافاصله پس از بحران و بلایا، با تأکید بر توزیع عادلانهی منابع باید در کانون توجه ویژه قرار گیرند.
محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
توانبخشی در بلایا، بهعنوان بخشی از کل پاسخ پزشکی، با چالشهای بیشتری، بهویژه در مداخلهی اولیهی اثرات پس از بلایا مواجه میشود؛ زیرا این، مفهومی جدید در مدیریت بلایاست. چهار اصل اخلاق زیستی، شامل خودمختاری، سودمندی، آسیبنرساندن و عدالت، دربارهی فعالیتهای امدادی، بلافاصله پس از حوادث و بلایا و فعالیتهای طولانیمدتِ بعدی مانند توانبخشی، هرجا که اجراشدنی باشد، محل بحث قرار میگیرند. در این مطالعهی مروری، جستوجوی هدفمند بر اساس کلیدواژههای تعیینشده در پایگاههای دادهی معتبر، در بازهی زمانی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ انجام شد. در میان مطالعات بررسیشده، دوراهی اخلاقی در ارائهی خدمات توانبخشی پس از بحران و بلایا، به سبب محدودیت منابع، کمتوجهی به توانبخشی در نظام سلامت، کمبود متخصصان توانبخشی، نبودِ امکان پیگیری کامل پس از ترخیص، دانش محدود دربارهی اهمیت توانبخشی، استیگما و انگ اجتماعی بهدنبال ایجاد معلولیت، مطرح هستند. چهار اصل اخلاق زیستپزشکی، باید حتی هنگام کار در مواقع بحرانی رعایت شود تا خدمات توانبخشی ارائهشده با هنجارهای حرفهای، استانداردهای اخلاقی و جنبههای پزشکی فرهنگ محلی همخوانی داشته باشد؛ علاوهبراین، سیاستهای ارتقاء جایگاه و اهمیت توانبخشی، بلافاصله پس از بحران و بلایا، با تأکید بر توزیع عادلانهی منابع باید در کانون توجه ویژه قرار گیرند.
کبری جودکی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
در تولید مثل انسان، نقش اصلی بر عهدهی زنان بوده و تداوم نسل بشر به بارداری زنان وابسته است. هنگامی که زنان به خاطر بقای نسل بشر، وارد این عملکرد اجتماعی میشوند، اجتماع موظف به محافظت از سلامت زنان باردار است. اگرچه ممکن است، جنین از مراقبتهای بهداشتی منتفع شود، باز هم بهطور کامل وابسته به مادر است و هر درمانی باید از طریق بدن مادر صورت گیرد؛ لذا، بیشترین امید برای افزایش سلامت جنین، با ارتقاء حمایت و مراقبت از مادر باردار میسّر میشود. وضعیت جمعیت و چالشهای آن و ابلاغ سیاستهای کلی جمعیت، سبب تدوین و تصویب قانونی برای اقدام ملی در جهت اجراییشدن سیاستهای کلی مذکور گردید. قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» به بسیاری (و نه به همهی) چالشهای پیش روی جمعیت و فرزندآوری توجه کرده است. تلاش صورتگرفته برای مقابله با پیری جمعیت و تأمین نیازهای جمعیتی کشور، شایستهی تقدیر است. در این قانون مشوقهای اقتصادی متعددی در نظر گرفته شده است؛ ولیکن باید توجه داشت که علل تمایلنداشتن به فرزندآوری، تنها مادی نیست و مسائل فرهنگی و اجتماعی و سیاسی نیز از علل انکارناپذیر هستند که البته در فرازهایی از قانون به آنها توجه شده؛ همچنین، در موادی از قانون، به حمایت از زوجین نابارور، زنان باردار و ارائهی راهکارهایی برای مقابله با سقطهای غیرقانونی، توجهی ویژه صورت گرفته است. متأسفانه در تدوین این مواد، نظرات کارشناسی انجمنهای علمی مرتبط، نادیده گرفته شده است؛ لذا، چالشها و ملاحظات اخلاقی و علمی متعددی در اجرای آنها وجود دارد که دورشدن از اهداف قانون را سبب شده؛ بهویژه در برخی مواد که حقوق اولیهی زنان باردار نیز نادیده گرفته شده است. در این مقاله سعی شد تا ضمن تبیین این چالشها، به راهکار رفع چالشها با الهام از اصول اخلاق پزشکی نیز پرداخته شود.
رسول اسمعلی پور، نرگس دستمالچی، خلیل حاجی اصغرزاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
موضوع و هدف این مقاله، بررسی جدیدترین ملاحظات اخلاق زیستی مرتبط با کاربرد سلولهای بنیادی در پژوهش و بالین است. فناوری سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی، حوزهای میانرشتهای است که با بهرهگیری از علوم مختلف، سعی در تولید و ترمیم بافتها و درمان بیماریها با روشهای مبتنی بر سلولهای بنیادی دارد. با پیشرفتهای اخیر در علم زیستپزشکی و توانمندیهای بینظیر سلولهای بنیادی در درمان بیماریها، توجه به ابعاد اخلاقی این فناوری، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. این تحقیق مروری، پس از معرفی اجمالی فناوری سلولهای بنیادی، چالشهای اخلاقی ازجمله: توجیهات لازم برای استفاده از سلولهای بنیادی، حقایق مربوط به رضایت آگاهانهی بیماران، حفظ کرامت انسانی و تأثیرات اجتماعی و فرهنگی ناشی از استفاده از این سلولها را ارائه داده است. افزایش کاربرد روشهای درمانی که کارآیی برخی از آنها اثبات نشده و مراحل لازم را نیز طی نکردهاند، همچنین، عرضهی مستقیم محصولات تولیدی در مراحل پیشبالینی به مصرفکننده در بازار باعث شده است، ملاحظات اخلاقی استفاده از سلولهای بنیادی اهمیتی روزافزون پیدا کند. از طرفی، استفادهی غیراصولی از این سلولها ممکن است، باعث ایجاد بیماریهایی مانند سرطان یا گرفتگی عروقی شوند و مشکلی به مشکلات بیمار اضافه کنند. یافتهها مؤید این امر است که تطبیق قوانین و مقررات موجود با ملاحظات اخلاقی و پیشنهادهایی برای بهبود استانداردهای اخلاقی در پژوهشهای بالینی، با سلولهای بنیادی مدّنظر پژوهشگران و سازمانهای ذیربط، مرتبط است. نتایج این پژوهش، میتواند به راهنمایی پژوهشگران و سیاستگذاران در برنامهریزی زمینههای اخلاقی تحقیق کمک کند و در پی آن، به ارتقاء کیفیت و ایمنی پژوهشهای بالینی در حیطههای سلولدرمانی و پزشکی بازساختی منجر گردد.
رضا نگارنده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
حمایت از بیمار، اساس عملکرد اخلاقی در مراقبتهای بهداشتی است که حفاظت از حقوق بیمار و استقلال آنها و ارائهی مراقبت باکیفیت را شامل میشود. ادعا میشود که پرستاران بهترین موقعیت را برای ایفای این نقش دارند. هدف این مقاله، ارائهی توصیفی جامع از مفهوم «حمایت از بیمار» و روشهای بهبود آن است. در این مرور جامع، متون علمی شامل مقالات داوریشده، دستورالعملهای حرفهای و سیاستهای مرتبط جستوجو و بررسی شدند. با استفاده از تحلیل محتوای کیفی، دادههای استخراجشده از متون، انواع حمایت از بیمار، شامل حمایت بالینی و سیستمیک (محل کار) و راهکارهای بهبود مهارتهای مربوطه، شناسایی و ارائه شدند. حمایت بالینی، تضمین ایمنی بیمار، حمایت از تصمیمگیری آگاهانه و حمایت از مدیریت مناسب درد است. برای بهبود حمایت بالینی، رویکردی چندوجهی لازم است که از میان آنها میتوان به «تقویت ارتباط مؤثر، اعتماد و تصمیمگیری مشترک»، «تشویق به مشارکت بیمار در مراقبت و حمایت از راهکارهای خودمدیریتی»، «تقویت ارتباط و همکاری مؤثر در تیم مراقبتهای بهداشتی» و «آگاهماندن دربارهی تحولات اخلاقی و حقوقی و سیاستی مرتبط» اشاره کرد. حمایت سیستمی بر مسائل گستردهتر در نظام مراقبتهای بهداشتی که بر مراقبت از بیمار اثر میگذارد، متمرکز است. بهبود حمایت سیستمی نیز مستلزم رویکردی چندوجهی است که میتواند شامل شناسایی و تحلیل مسائل سیستمی مانند نابرابریهای مراقبتهای بهداشتی، محدودیت منابع و موانع سیاستی باشد. حمایت از سیاستهای صحیح، تخصیص کارآمد منابع و ابتکارات بهبود کیفیت، از راهبردهای رسیدگی به این مسائل است. برای بهبود حمایت سیستمی، ایجاد مشارکتهای قوی با سایر متخصصان مراقبتهای بهداشتی، سازمانهای اجتماعی و سیاستگذاران بسیار ضروری است؛ علاوهبراین، ارتقاء آموزش و آگاهی در نیروی کار مراقبتهای بهداشتی و مردم، اهمیت فراوان دارد. استفاده از فناوری نیز میتواند جمعآوری دادهها، ارتباطات و تلاشهای بسیجیافته را افزایش دهد. با اجرای این راهکارها، پرستاران و سایر اعضای تیم مراقبت بهداشتی میتوانند بهطور مؤثری از تغییرات سیستمیک حمایت کنند، کیفیت مراقبت را برای همهی بیماران بهبود بخشند و یک نظام مراقبتهای بهداشتی عادلانهتر ایجاد کنند. حمایت از بیمار نقشی پویا و چندوجهی است که یادگیری و سازگاری مداوم را میطلبد.
سعید بیرودیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
نظارت بر پژوهشهای علمی، بهویژه در حوزههای پزشکی و سلامت، از یک سو نقشی کلیدی در تضمین رعایت اصول اخلاقی و قانونی در پژوهش و از سوی دیگر، ارتقا و صحت نتایج حاصله دارد؛ نتایجی که مستقیماً با سلامت انسانها مرتبط است. با توجه به افزایش روزافزون طرحهای دانشبنیان و فناورانه و اهمیت اخلاق در پژوهش، کارگروههای اخلاق در پژوهش، بهعنوان نهادهایی مستقل و معتبر، مسئولیت بررسی و نظارت بر این طرحها را بر عهده دارند. این مقاله به بررسی اهمیت، چگونگی و تأثیر این نظارت بر کیفیت و اعتبار پژوهشهای علمی در حوزهی طرحهای دانشبنیان میپردازد. این مطالعه بهصورت مروری و با جمعآوری دادهها از دستورالعملها و آییننامههای اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی موجود در سامانهی کمیتهی ملی اخلاق در پژوهش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی انجام شده است؛ همچنین، اطلاعات از طریق بررسی مقالات علمی و پژوهشهای مرتبط با نظارت کارگروهها بر طرحهای مصوب از منابع معتبر و بهروز جمعآوری و تحلیل شدهاند. نتایج این تحقیق نشان داد، نظارت کارگروههای اخلاق بر طرحهای دانشبنیان، باید با حساسیت بیشتر به سایر طرحها و بر مبنای توجه به ملاحظات اخلاقی مقبول و تعهدشده در طرحنامه صورت گیرد و در این صورت است که بهطور درخور توجهی، به بهبود کیفیت پژوهشها و کاهش تخلفات اخلاقی کمک خواهد کرد. وجود نظارت کارگروههای اخلاق، انگیزهی بیشتری در پژوهشگران برای رعایت اصول اخلاقی در پژوهشها ایجاد میکند؛ همچنین، کارگروهها میتوانند با ارائهی مشاوره و آموزشهای لازم، به پژوهشگران برای طراحی طرحهای پژوهشی دانشبنیان و باکیفیت کمک کنند. نظارت مؤثر کارگروههای اخلاق در پژوهش میتواند به ارتقاء کیفیت و اعتبار پژوهشهای علمی، بهویژه در حوزهی فناوریهای نوین و طرحهای دانشبنیان یاری رساند. این نظارت نهتنها به کاهش تخلفات اخلاقی میانجامد، بلکه باعث افزایش اعتماد عمومی به نتایج پژوهشها نیز میشود. پیشنهاد میشود که کارگروههای اخلاق به تقویت آموزشهای اخلاقی و افزایش آگاهی پژوهشگران ادامه دهند؛ همچنین، سازوکارهای نظارتی خود را بهبود بخشند تا بهبود مستمر در این حوزه حاصل شود.
سیدعلی انجو،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اخلاق سازمانی در ادبیاتِ خدمات مراقبتهای سلامت، شامل ترکیبی از موضوعات پیچیدهی شبیه به هم است. اخلاق سازمانی بهعنوان لبهی دانش اخلاق پزشکی یا گام دوم تکامل اخلاق پزشکی معرفی شده است. برای بهتر اجراکردن ملاحظات اخلاق سازمانی در نظام سلامت، شناخت تفاوتها و شباهت مفاهیم رقیب اهمیت دارد. از طرفی، تا مسائل مالی و قراردادی سازمانهای سلامت وجود دارند، ایجاد انگیزه در مدیران برای ارتقاء جو اخلاقی سازمان تحت مدیریت آنان آسان نیست. این مطالعه درصدد است، به درکی جامعتر از اخلاق سازمانی در نظام سلامت دست یابد. در این مطالعهی مروری، جستوجوی جامع ادبیات رشتهی اخلاق نظام سلامت در پایگاههای دادهی PubMed، Scopus، Web of Science وCINAHL انجام شد؛ علاوهبراین، ادبیات خاکستری از کتابهای منتشرشده با موضوع Healthcare Organization Ethics و Healthcare Organizational Ethics و همچنین وبسایتهای نهادهایی همچون: JCAHO و VBN استخراج شد. برای جستوجو، از ترکیبی از کلمات کلیدی اخلاق سلامت، اخلاق سازمانی، سازمانهای سلامت، تصمیمگیری اخلاقی، انگیزهی مدیران، انگیزهی ارتقاء اخلاقی استفاده شد. مقالات و منابع انگلیسی زبانی که متن کامل آنها به دست آمدند، مدنظر قرار گرفتند. تمام نتایج جستوجوها بررسی و نسخههای تکراری حذف شدند. این مطالعه شیوههای کاربردی ایجاد انگیزه و نقشهای جامع از متون مرتبط با اخلاق سازمانی را در مراقبتهای سلامت ارائه میکند.
فروزان اکرمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
سالهاست که پاسخ به سؤال احیاکردن یا نکردن نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیستپذیری، ذهن متخصصان مامایی، طب پیرامون تولد، طب پیرامون نوزادی و اخلاق پزشکی را به خود مشغول کرده است. برخلاف سایر مطالعات که به تبیین ارزش و حرمت حیات انسانی در دوران زندگی داخلِرحمی پرداختهاند، در مطالعهی حاضر، ما ضمن پذیرش فرض ارزش هر لحظه از حیات انسان و مراتب شأن انسانی وی از زمان لقاح، در تلاش برای پاسخگویی به این سؤال بودیم که تصمیم درست دربارهی حمایت از حیات در نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیستپذیری در پرتو آموزههای اخلاقی سنت اسلام چیست؟ این پژوهش چندروشی، در سه بخشِ مرور چهارچوبهای اخلاقی ارائهشده برای حمایت از حیات نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیستپذیری، تبیین اصول اخلاق زیستیاسلامی بر اساس منابع مشترک اهل تسنن و شیعه و تحلیل و ارائهی چهارچوب اخلاق زیستی انجام شده است. مطابق اصول اخلاقی سنت اسلام، برخلاف اخلاق زیستپزشکی سکولار، اول اینکه، باید برای حفظ و تداوم حیات نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیستپذیری صرفنظر از کیفیت آن تلاش کرد؛ دوم اینکه، هنگام تصمیمگیری بین مرگ و زندگی، آنچه در اولویت قرار دارد، خواست والدین نوزاد نیست، بلکه نجات جان نوزاد و حفظ حیات وی توسط پزشک و تیم درمانی است؛ اگرچه مشارکت والدین در تصمیمگیری ضرورت دارد؛ بااینحال، حفظ حیات یک مصلحت مطلق نیست و هدف از اقدامات حمایت از حیات، صرفاً طولانیترکردن حیات نوزاد برای یک مدتزمان محدود نیست، بلکه این اقدامات باید متناسب با پیشآگهی و منفعت مورد انتظار، یعنی احتمال فراوان بقای نوزاد انجام شود. این امر مستلزم ارزیابی خطر برای هر نوزاد، با توجه به وضعیت بالینی اختصاصی وی و منابع و وضعیت منطقهای است. استفاده از چهارچوب اخلاق زیستی پیشنهادی، برای تدوین یک راهنمای بالینی، شامل معیارهای دستهبندی نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیستپذیری مبتنی بر وضعیت بالینی آنها، تصمیم اخلاقی برای مداخله بر اساس وضعیت بالینی، احتمال بقا و منابع موجود منطقهای توصیه میشود.
مرتضی جوانمردی، سیده الهه کریمی پور، زهرا بخشی زاده، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
پرستاران، روزانه با چالشهای اخلاقی زیادی مواجه میشوند که بر استدلال، تصمیمگیری، رفتار و عملکرد آنان و در نتیجه، سایر افراد و سازمان، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم اثر میگذارد. ارتقاء شجاعت اخلاقی در پرستاران میتواند به تصمیمگیریهای بهتر و بهبود کیفیت مراقبتهای بهداشتی منجر شود؛ بنابراین، شناخت عوامل مختلف مرتبط با این ویژگی، بسیار اهمیت دارد؛ لذا، این مرور نظاممند با هدف بررسی عوامل مؤثر بر شجاعت اخلاقی در پرستاران انجام شد. این مطالعه، با جستوجوی گستردهی کلیدواژههای شجاعت اخلاقی، اخلاق، پرستاران و شجاعت در پایگاههای بینالمللیPubMed, Medline, Web of Science Core Collection Scopus,، موتور جستوجوگر Google Scholar و پایگاههای ملی Irandoc و Magiran و SID صورت گرفت. در جستوجوی اولیه ۲۵۷۷ مطالعه به دست آمد. جستوجو به زبان فارسی و انگلیسی و بدون محدودیت زمانی انجام شد و مطالعات اپلیکشنمحور خارج شدند. پس از حذف نمونههای تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، ۲۱ مطالعه تجزیه و تحلیل شدند. با رعایتِ ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقهبندی شواهد، چکیده نیز طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات نشان داد، شجاعت اخلاقی پرستاران تحت تأثیر عوامل مختلف فردی، شغلی، آموزشی و محیطی قرار دارد. تحصیلات تکمیلی، بهویژه داشتن مدرک کارشناسی ارشد یا بیشتر و آموزشهای اخلاق پزشکی، شجاعت اخلاقی را افزایش داد و پرستاران آموزشدیده در این زمینه، تصمیمهای شجاعانهتری گرفتند؛ از سوی دیگر، تجربهی پریشانی اخلاقی، بهویژه در مواقع دشوار، تأثیر منفی داشت. حساسیت اخلاقی، بهعنوان عاملی مثبت، پرستاران را به تعهد بیشتر و شجاعت، در عمل به اصول اخلاقی سوق داد. عوامل فردی مانند سن، جنسیت، تجربهی کاری، نوع استخدام و شیفت کاری نیز نقش داشتند و پرستاران باتجربهتر، مسنتر و دارای استخدام رسمی یا پیمانی شجاعت بیشتری نشان دادند؛ همچنین، تابآوری روانشناختی و محیط کاری حمایتی نیز با شجاعت اخلاقی ارتباط مثبت داشتند و در تقویت توانایی پرستاران برای تصمیمگیریهای شجاعانه نقشی بسزا ایفا کردند. شجاعت اخلاقی پرستاران از عوامل مختلف، مانند تحصیلات، آموزشهای اخلاق پزشکی، پریشانی اخلاقی، حساسیت اخلاقی، سن، جنسیت، نوع استخدام، شیفت کاری و تجربهی کاری اثر میپذیرد. پیشنهاد میشود، بیمارستانها و مراکز آموزشی برنامههای جامع آموزشی و حمایتی را برای ارتقاء شجاعت اخلاقی در پرستاران طراحی و اجرا کنند.
زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین خانی، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
هوش اخلاقی به معنای توانایی ذهنی افراد در درک درست از غلط، داشتن ارزشهای اخلاقی و پایبندی به آنها در عمل، بهصورت نشاندادن رفتار درست است. صلاحیت بالینی نیز، ترکیبی از اصول اخلاقی و ارزشها و نگرشها و نشاندادن آنها در دانش و مهارت عملی است. رعایت معیارهای اخلاقی در عملکرد پرستاری میتواند به ارتقاء کیفیت خدمات منجر شود. در جستوجوی ما، مروری جامع در این زمینه یافت نشد؛ لذا، این مرور نظاممند بهمنظور بررسی ارتباط هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری صورت گرفت. در این مطالعه، جستوجویی گسترده با کلیدواژههای مرتبط با هوش اخلاقی، صلاحیت بالینی، پرستاران، دانشجویان پرستاری، در پایگاههای بینالمللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جستوجوگر Google Scholar و پایگاههای ملی Irandoc و SIDو Magiran صورت گرفت. در جستوجوی اولیه، 15 مطالعه به دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری خارج شد. محدودیت زمانی اعمال نشد. پس از حذف نمونههای تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، پنج مطالعه تجزیه و تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقهبندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات نشان داد، هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی، رابطهی مثبت معناداری دارد. این همبستگی در برخی مطالعات بین تمام ابعاد هوش اخلاقی و شایستگی بالینی نمایان شد. در مطالعهای نشان داده شد، میان هوش اخلاقی و صلاحیت بالینی و استدلال اخلاقی همبستگی مثبت معنادار وجود دارد که این روابط از فاکتورهایی مانند سن، سابقهی کاری، وضعیت شغلیتحصیلی و مقام فرد اثر پذیرفتهاند. در مطالعهای دیگر نیز مشخص شد که هوش اخلاقی میتواند به بهبود احساس خودکارآمدی بالینی دانشجویان کمک کند. از سویی بیان گردید، معدل و هوش اخلاقی دانشجویان در پیشبینی امتیاز شایستگی بالینی، یاریرساننده است؛ همچنین اشاره شد که هوش اخلاقی، توانایی پیشبینی صلاحیت بالینی پرستاران را دارد. با توجه به یافتهها به نظر میرسد، توجه به هوش اخلاقی میتواند صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری را بهبود ببخشد و کیفیت مراقبت از بیماران را ارتقا دهد. پیشنهاد میشود، مطالعات آینده به طراحی برنامههای آموزشی متمرکز بر هوش اخلاقی بپردازند و تأثیر آن را بر شایستگی بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری ارزیابی کنند.
محمد چهکندی، یاسمن صادقی، وجیهه تنومند،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
سالانه حدود ۷۳میلیون سقط جنین القایی در سراسر جهان رخ میدهد. سقطهای القایی به دو دسته تقسیم میشوند: درمانی (یا قانونی) و غیرقانونی. سقطهای غیرقانونی اغلب در موقعیت ناایمن انجام میشوند. کشورهای مختلف بر اساس اصول ایدئولوژیک خود، شرایط خاصی را قانونی و برخی دیگر را غیرقانونی اعلام میکنند. مطالعهی حاضر، با هدف بررسی ابعاد چالشهای اخلاقی سقط جنین و دیدگاههای مرتبط با آن در جوامع اسلامی انجام شده است. مواد استفادهشده در این مطالعه، حاصل جستوجو در پایگاههای دادهی PubMed SID, CINAHL, Cochrane, و Google Scholar است. سه پژوهشگر، این جستوجو را بهطور جداگانه با استفاده از کلمات کلیدی استاندارد Mesh مانند سقط جنین، اسلام، اخلاق و ترکیب آنها با عملگرهای AND و OR انجام دادهاند. انتشار مقاله از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴، داشتن کلمات کلیدی پیشگفته در عنوان، چکیده یا واژگان کلیدی و امکان دسترسی به متن کامل، معیارهای ورودِ مطالعات به پژوهش بودند. پس از بررسی اولیهی چکیدهی مقالات و حذف مقالات تکراری و نامرتبط، دوازده مقاله انتخاب و بررسی شدند. عوامل متعدد، ازجمله: تمایل به بارداری، وضعیت سلامت مادر و جنین، خانواده، انگ اجتماعی و مقررات قانونی و مذهبی بر تصمیمگیری برای سقط جنین اختیاری اثر میگذارند. با وجود موضع قاطع اسلام دربارهی سقط جنین، مباحثات جاری پیرامون این موضوع، ناشی از چالشهای مرتبط با دسترسی به روشهای سقط جنین ایمن و حقوق مادر است. در اسلام، سقط جنین مجاز نیست؛ مگر در مواقعی که عمر جنین کمتر از چهارماه باشد، اختلالات کروموزومی او تشخیص داده شود یا ادامهی بارداری برای مادر خطرناک باشد؛ بااینحال، محدودیتهای دسترسی به خدمات سقط جنین، تعداد بارداریهای ناخواسته را کاهش نمیدهد و در عوض، مادران باردار را به استفاده از روشهای ناایمن سقط جنین سوق میدهد که باعث آسیبهای جسمی و روانی، بهویژه برای اقشار آسیبپذیر جامعه میشود؛ علاوهبراین، محدودیتهای غربالگری قبل از تولد، به تولد نوزادانی با نقصهای ژنتیکی کمک میکند؛ همچنین، دسترسی به خدمات سقط جنین ایمن، بهعنوان یک حق شهروندی تلقی میشود. این مسائل سؤالاتی را دربارهی مزایای ممنوعیت سقط جنین مطرح میکند.
فریبا برهانی، ماریه جنابی قدس، لادن فتاح مقدم، طاهره گیلوری، امیررضا رفیعی جوزم، مهشاد ناصرپور، محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
حساسیت اخلاقی، اولین خصوصیت رعایت اخلاق حرفهای در پرستاری است که تأثیر آن در ارائهی مراقبت به بیماران مشهود است. پژوهش حاضر، مطالعهای کیفی بوده که با هدف تبیین مفهوم حساسیت اخلاقی در روانپرستاران انجام شد. در پژوهش حاضر، از روش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا استفاده شد. مشارکتکنندگان شامل پانزده نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان روانپزشکی رازی در کشور ایران بودند که با روش هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. دادهها پس از کسب مجوز اخلاقی، از طریق مصاحبههای نیمهساختارمند گردآوری شدند. پس از انجامدادن مصاحبه و ضبط و ثبت دادهها، برای مدیریت دادهها از نرمافزار MAXQDA استفاده شد. تحلیل دادهها از طریق روش پنجمرحلهای Granheim & Lundman (۲۰۰۴) انجام شده و صحت و استحکام دادهها نیز با استفاده از معیارهای لینکولن و گوبا مورد بررسی قرار گرفت از معیارهای گوبا و لینکولن استفاده شد. یافتهها شامل سه طبقهی اصلی و شش زیرطبقه، شامل دانش اخلاقی (تجربهی بالینی، آموزش و توسعهی حرفهای)، کشمکش اخلاق و قانون (نبودِ تطابق بین اصول اخلاقی و قوانین و چالشهای تصمیمگیری اخلاقی در شرایط قانونی پیچیده) و جو اخلاقی (اخلاق فردی و اخلاق سازمانی) بودند. توصیه می شود از یافته های این مطالعه آموزش و پژوهش و مدیریت پرستاری در مراقبت از بیماران مبتلا به اختلالات روان استفاده شود.
مهران سعادتمند، ابوالفضل غنی هنر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
یکی از نیازهای اخلاقی پرستاری، ارتقاء فرهنگ اخلاقی پرستاران با هدف دلبستگی شغلی و تضمین مراقبت بالینی شایسته است. فرهنگ اخلاقی، مجموعهای از تفاهمها و دریافتهای مشترک برای ساماندادن به کنشهایی است که برای بیان تفاهمهای مشترک، از آنها استفاده میشود. دلبستگی شغلی، میزان درگیری فرد با شغل خود و میزان علاقهی او به کار است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی ارتباط فرهنگ اخلاقی با دلبستگی شغلی پرستاران شاغل در مراکز آموزشیدرمانی دانشگاه علوم پزشکی شهر همدان بوده است. مطالعهی حاضر، از نوع توصیفی همبستگی و جامعهی پژوهشی آن، همهی پرستاران بیمارستانهای آموزشی شهر همدان بود. از بین پرستاران بیمارستانهای آموزشی شهر همدان، ۱۷۰ پرستار با استفاده از جدول مورگان و بر اساس معیارهای ورود، وارد مطالعه شدند. برای جمعآوری دادهها، از سه پرسشنامهی مشخصات جمعیتشناختی، فرهنگ اخلاقی گوبل و همکاران و دلبستگی شغلی شافلی استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با نرمافزار آماری SPSS نسخهی ۲۲ انجام گرفت. بین فرهنگ اخلاقی با دلبستگی شغلی پرستاران، ارتباطی مستقیم و معنیدار وجود داشت (0/42=r و 0/05=p). فرهنگ اخلاقی در پرستارانِ باسابقهتر و خانم، بهطور معناداری بیشتر از سایر پرستاران بود؛ همچنین، دلبستگی شغلی در پرستاران مرد و با وضعیت استخدامی رسمی بهطور معناداری بالاتر از سایر پرستاران بود (p<0/05). بین فرهنگ اخلاقی با دلبستگی شغلی پرستاران با مشخصات دموگرافیک پرستاران در بیمارستانهای آموزشی شهر همدان همبستگی مثبت و مستقیم وجود داشت. پیشنهاد میشود، برای ایجاد مدیریتی بهتر و مناسبتر و در نتیجه، بهبود فرهنگ اخلاقی و دلبستگی شغلی پرستاران، مدیران به ابعاد فرهنگ اخلاقی، توجهی ویژه داشته باشند.
امیرمحمد آذرخش، محمدرضا دین محمدی، کیان نوروزی تبریزی، کوثر نوری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
در سالهای اخیر، هوش مصنوعی (AI) به نیرویی اثرگذار در انتشار مقالات پژوهشی تبدیل شده و چشمانداز نوشتن علمی و انتشار آثار را متحول کرده است؛ بااینحال، ادغام هوش مصنوعی در این فرایند، چالشهای اخلاقی شایان توجهی را به وجود میآورد که نیازمند بررسی دقیق است. در این مطالعهی مروری، از کلیدواژههایی مانند هوش مصنوعی، اخلاق انتشار، چالشهای اخلاقی، یکپارچگی علمی و انتشار پژوهش برای جستوجو در پایگاههای دادهی علمی شامل PubMed، Scopus، CINAHL و Google Scholar استفاده شد. مقالات منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ به زبانهای انگلیسی و فارسی انتخاب شدند. این مرور بر روی مقالات پژوهشی، مرورهای نظاممند و گزارشهای موردی که کلیدواژههای پیشگفته را در عناوین و چکیدههای خود داشتند، متمرکز بود. در مجموع، پس از بررسی ۱۵۰ مقاله، ۵۰ مطالعهی مرتبط برای تحلیل دقیقتر انتخاب شدند. تحلیل انجامشده چندین چالش اخلاقی مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی در انتشار مقالات پژوهشی را برجسته کرد. مسائل مربوط به یکپارچگی علمی مشهود است؛ زیرا محتوای تولیدی هوش مصنوعی ممکن است مرزهای بین پژوهشهای اصیل و نوشتن خودکار را محو کند و نگرانیهایی را دربارهی نویسندگی و سرقت ادبی ایجاد کند؛ علاوهبراین، اتکا به ابزارهای هوش مصنوعی برای تحلیل دادهها و آمادهسازی دستنوشتهها، میتواند به سؤالاتی دربارهی دقت و اعتبار نتایج پژوهش منجر شود؛ همچنین، نگرانیهایی دربارهی تعصبات احتمالی نهفته در الگوریتمهای هوش مصنوعی وجود دارد که ممکن است بر انتخاب موضوعات، چهارچوبسازی سؤالات پژوهشی و حتی فرایند داوری همتا اثر بگذارد. شفافنبودن فرایندهای ویرایشی مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند اعتماد به نشر علمی را تضعیف کند؛ بنابراین لازم است، دستورالعملهای اخلاقی روشنی برای استفاده از هوش مصنوعی در انتشار پژوهشها ایجاد شود. این مرور بر نیاز فوری به چهارچوبها و مقررات اخلاقی قوی برای مدیریت استفاده از هوش مصنوعی در انتشار مقالات پژوهشی تأکید میکند. در نهایت توصیه میشود، از طریق آموزش، آگاهی پژوهشگران و ویراستاران را دربارهی پیامدهای اخلاقی هوش مصنوعی، افزایش و همکاریهای بینرشتهای را نیز برای رسیدگی مؤثر به این چالشها توسعه دهند.
بتول زیدآبادی، خدیجه احمدزاده، زینب خادمی، رضا صادقی، فرنوش قمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اخلاق در پژوهش، عنصری اساسی در فرایند علمی است و برای اطمینان از یکپارچگی و موثقبودن نتایج تحقیقات، بسیار مهم است. پژوهشگران باید همواره در نظر داشته باشند که نتایج تحقیقاتشان میتواند بر زندگی افراد و جوامع اثر بگذارد؛ بنابراین، مسئولیتپذیری و شفافیت در انجامدادن پژوهشها، از اهمیتی ویژه برخوردار است. پایبندی به اصول اخلاقی، نهتنها اعتبار علمی پژوهشگران را افزایش میدهد، بلکه به پیشرفت علم و فناوری نیز کمک میکند. پژوهش حاضر، با هدف ارزیابی میزان پایبندی پژوهشگران دانشگاههای علوم پزشکی کلانمنطقهی هشت ایران به اصول اخلاق در پژوهش انجام شده است. پژوهشگران دانشگاههای علوم پزشکی ایران، جامعهی آماری این مطالعهی مقطعی از نوع توصیفیتحلیلی را تشکیل دادند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهی پایبندی به اخلاق پژوهش بود که در اختیار پژوهشگران دانشگاههای علوم پزشکی کلانمنطقهی هشت قرار گرفت. این پرسشنامه، دارای چهل گویه و متشکل از نُه بُعدِ احترام به حقوق اخلاقی آزمودنیها، بیغرضی عاطفی، دقت، اصالت، مسئولیتپذیری حرفهای، مسئولیتپذیری اجتماعی، درستکاری، مشروعیت و آزاد اندیشی است. دادهها با نرمافزار SPSS نسخهی ۲۴ تجزیه و تحلیل شدند؛ علاوه بر آمار توصیفی، آزمونهای من ویتنی، کروسکال والیس و همبستگی اسپیرمن نیز، در تجزیه و تحلیل دادهها به کار برده شد. در این مطالعه 230 پژوهشگر شرکت کردند که 193 نفر از آنان، عضو هیئت علمی بودند. نتایج نشان داد، میانگین نمرهی پایبندی به اصول اخلاق در پژوهش 174/3 بود که رعایت چشمگیر اصول اخلاق در پژوهش را نشان میداد؛ همچنین، از نتایج میتوان دریافت، بُعد مشروعیت و بُعد دقت، بهترتیب دارای بالاترین میانگین بودند (21/7 و 22/5). مقایسهی میانگین نمرهی پایبندی به رعایت اصول اخلاق در پژوهش با ویژگیهای جمعیتشناختی نشان داد، میزان پایبندی به اصول اخلاق در پژوهش، بر اساس مدرک تحصیلی، رتبهی علمی، سن و سابقهی کار تفاوتی معنادار دارد (p<0/5). همبستگی اسپیرمن نشان داد، بین متغیر پایبندی به اصول اخلاق در پژوهش و مدرک تحصیلی رابطهای معکوس و معنیدار وجود دارد و هرچه مدرک تحصیلی افراد بیشتر شود، میزان پایبندی آنان به رعایت اخلاق در پژوهش کاهش مییابد. بر اساس نتایج این پژوهش، بیشتر پژوهشگران کلانمنطقهی هشت دانشگاههای علوم پزشکی ایران، اصول اخلاق در پژوهش را بسیار رعایت میکنند.
فاطمه حکمتیان، اکرم هاشمی، سودابه هویدامنش، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اخذ صحیح رضایت آگاهانه، از حقوق مشارکتکنندگان در پژوهش است. هدف از آن، اطلاعرسانی درست دربارهی نوع پژوهش، نحوهی همکاری، سود و زیان پژوهش و چگونگی جبران خسارت است و به بیمار برای گرفتن بهترین تصمیم، افزایش رضایتمندی و کاهش مداخلات حقوقی کمک میکند. این مطالعه با هدف بررسی میزان آگاهی بیماران از محتوای رضایت آگاهانه در پژوهشهای کارآزمایی بالینی دانشگاه علوم پزشکی ایران طراحی شد. مطالعهی حاضر به بررسی فرم رضایت آگاهانهی کارآزماییهای بالینی ثبتشده و صحت مطالب درجشده در آنها و ارزیابی بیماران دربارهی کیفیت رضایت آگاهانه و چالشهای آن در محیطهای آموزشی و درمانی و پژوهشی پرداخته است. نمونههای پژوهش از بین شرکتکنندگان کارآزماییهای بالینی دانشگاه که در سال ۲۰۲۰ ثبت و اجرا شدهاند، انتخاب شد. پس از رؤیت فرمهای رضایت آگاهانه، بررسی فرمها از طریق چکلیست وزارتی صورت گرفت. شمارهی تماس مشارکتکنندهها یادداشت شد. با توجه به چکلیست با مشارکتکنندهها تماس گرفته شد تا از فهم درست اطلاعات داخل فرم رضایت آگاهانه اطلاع حاصل گردد. بررسی همزمان چکلیست فرمهای رضایت آگاهانه و پرسش از شرکتکنندگان کارآزماییهای بالینی پیرامون درک از محتوای بندهای چکلیست، منتج به این بود که آگاهی از محتوای فرم از دید شرکتکنندگان پایینتر از انتظار ما، پس از ارزیابی آگاهیبخشی فرمها بود و این اهمیت بازنگری و نظارت بر نحوهی انتقال آگاهی را میرساند. اشاره به احتمال تهاجمیبودن مداخلات (25/7 درصد)، تصادفیبودن قرارگیری در مطالعه و امکان استفاده از دارونما (44درصد)، احتمال بهرهمندنشدن شرکتکنندگان از نتایج حاصل از کارآزمایی (44 درصد) و اشاره به حفظ محرمانگی اطلاعات (47/2 درصد) کمترین میزان رعایت و تأکید بر پژوهشیبودن مداخلات (98/2 درصد)، متناسببودن با زبان و گویش افراد (97/2 درصد)، اشاره به فواید اختصاصی (92/7 درصد) و اشاره به عوارض و مضرات اختصاصی (98/9 درصد) بیشترین میزان رعایت را از جانب پژوهشگران داشتند. از دادهها چنین برمیآید، توضیحات تیمهای پژوهشی دربارهی کلیت پژوهش مفهوم و بیشتر معطوف به عوارض و منافع پژوهش بوده است. این توضیحات دربارهی احتمال تهاجمیبودن، تصادفیبودن مطالعه و احتمال بهرهمندنشدن از فواید حاصل، کمتر در کانون توجه بوده است و بیماران آگاهی کافی را کسب نکردهاند. بهطور کلی، نامناسب و ضعیفبودن میزان اطلاعات مشارکتکننده در هنگام تصمیمگیری و رضایتدادن، از چالشهای مهم در فرایند اخذ رضایت آگاهانه محسوب میشود.
طاهره شفقت، الهه رحمانی سامانی، الناز حایری، عطیه دهقان نیری، زهرا رئیسی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
یک نظام مراقبت بهداشتی کارآمد، به مشارکت فعال ارائهدهندگان و دریافتکنندگان این خدمات و ارتباط نزدیک بین آنان نیاز دارد؛ بنابراین، رعایت منشور حقوق بیماران، جزئی جداییناپذیر از ارائهی خدمات بهداشتیدرمانی است؛ بااینحال، وجود و تدوین و ابلاغ این منشور نمیتواند تضمینی برای اجرا و رعایت آن باشد؛ بنابراین، ارزیابی میزان رعایت آن ضروری به نظر میرسد؛ لذا، هدف از این مطالعه، بررسی میزان رعایت منشور حقوق بیمار در بیمارستان شهیدرهنمون یزد بود. مطالعهی کاربردی حاضر، از نوع توصیفیتحلیلی بود که به روش مقطعی در بیمارستان شهیدرهنمون یزد در سال 1403 انجام شد. همهی بیماران بستری در این بیمارستان، جامعهی پژوهش بودند. نمونهگیری با روش خوشهای تصادفی و با بهرهگیری از پرسشنامهی استاندارد پارساپور و همکاران، برای سنجش میزان رعایت منشور حقوق بیمار انجام صورت گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای من ویتنی، کروسکال والیس و با کمک نرمافزار SPSS نسخهی 26 انجام گرفت. نتایج مطالعه حاکی از میزان متوسط ادراک بیماران (11/10 ±53/99) از رعایت منشور حقوق بیمار در بیمارستان رهنمون بود. بیشترین میزان رعایت منشور حقوق بیماران از دید ایشان، مربوط به حیطهی احترام به بیمار و حفظ حریم شخصی (2/65±12/78) و کمترینِ آن، مربوط به وجود نظام رسیدگی به شکایات بیمار (1/74±2/97) بود. رﺿﺎﻳﺘﻤﻨﺪی ﺑﻴﻤﺎران، بهعنوان ﻳﻜﻲ از ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻬﻢ در ﻧﻈﺎم ﺳﻼﻣﺖ، در ﮔﺮو رﻋﺎﻳﺖ ﺣﻘﻮق ﺑﻴﻤﺎران اﺳﺖ؛ لذا، راهکارهایی همچون: آگاهسازی کارکنان از اهمیت رعایت حقوق بیمار، آگاهیدادن به بیماران دربارهی حقوق خود از طریق کارکنان و رسانهها، برنامهریزی مدیر بیمارستان در زمینهی حقوقِ کمتر رعایتشده، همکاری بیشتر کارکنان و بیماران با یکدیگر، پیگیری نمونههای نقض حقوق بیماران و تصویب قوانینی برای تضمین رعایت حقوق بیماران و نظارت بر اجرای این حقوق در جهت ارتقاء رضایت بیماران از خدمات بهداشتیدرمانی و افزایش توجه کادر درمانی به رعایت حقوق بیماران، توصیه میشود.
فاطمه رحیمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
ویزیت از راه دور، فناوری نوینی در حوزهی پزشکی است که امکان ارائهی خدمات مراقبتیدرمانی از راه دور را فراهم میکند و پتانسیل فراوانی برای بهبود دسترسی، کاهش هزینهها و افزایش رضایت بیماران دارد. با وجود این مزایا، نگرانیهایی دربارهی پیروینکردن نیروهای درمانی از پروتکلهای ویزیت از راه دور و پیامدهای ناگوار آن در زمینهی ایمنی بیمار، حریم خصوصی و کیفیت خدمات وجود دارد. در این مقاله، به اهمیت ایجاد پروتکلهای ویزیت از راه دور و پایش استفاده از آن پرداخته شده است. برای اجرای مؤثر ویزیت از راه دور، باید ملاحظاتی در سه مرحله، در کانون توجه قرار گیرد: پیش از ویزیت، هنگام ویزیت و پس از آن. اطمینان حاصلکردن از مناسببودن این نوع ویزیت برای بیمار با توجه به وضعیت او، شکلگیری رابطهی پزشک و بیمار بر اساس اعتماد متقابل و احترام، اخذ رضایت آگاهانه از بیمار، هماهنگی میان ارائهدهندگان خدمات مراقبتیدرمانی و توجه به تفاوتهای فرهنگی و زبانی، برخی از مهمترین ملاحظاتی هستند که رعایت آنها در مرحلهی پیش از ویزیت، ضروری است. مدیریت محیط فیزیکی و تجهیزات آن، نظیر اینترنت پرسرعت و دوربین باکیفیت و مستندسازی کامل و شفاف از فرایند ویزیت نیز، از ملاحظات هنگام ویزیت است. پس از ویزیت نیز، ارزیابی تجربهی بیمار و رفع مشکلات احتمالی میتواند به بهبود خدمات کمک کند. چالشهای فنی، مانند تهدیدهای حریم خصوصی و نیاز به ابزارهای رمزگذاری قوی، هزینههای اولیهی بالا و ضرورت شفافیت مالی و بیمهای، از دیگر مسائلی است که باید به آن توجه شود؛ همچنین، آموزش مداوم پزشکان و بیماران و درنظرگرفتن نیازهای افراد دارای معلولیت، از الزامات این فناوری است. در نهایت باید اذعان داشت، تدوین دستورالعملهای جامع، تطبیق با استانداردهای بینالمللی و نظارت مداوم میتواند ویزیت از راه دور را به ابزاری مؤثر و پایدار در نظام مراقبتیدرمانی یک کشور تبدیل سازد و در ارتقاء سلامت عمومی، نقشی مهم ایفا کند.
آذر درویش پور، فاطمه منصوری، شیوا مهدوی فشتمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
آموزش به بیمار، یکی از جنبههای حیاتی مراقبت از بیمار است که میتواند پیامد، رضایت و استقلال بیمار را بهبود بخشد. متخصصان مراقبتهای بهداشتی باید متعهد به ارائهی آموزشهایی به بیمار باشند که ضمن کیفیتداشتن، با نیازها و شرایط منحصربهفرد او نیز متناسب باشند؛ علاوهبراین، پایبندی به اصول اخلاقی و اطمینان از اینکه بیماران اطلاعات دقیق و بیطرفانه دریافت میکنند و استقلال و ظرفیت تصمیمگیری آنها رعایت میشود، در بحث آموزش به بیمار ضروری است. هدف از این مطالعه، شناسایی ابعاد اخلاقی در زمینهی آموزش به بیمار بود. مطالعهی حاضر، مروری نظاممند بود که با جستوجو در پایگاههای دادهی PubMed، Scopus، Web of ScienceوGoogle Scholar و با استفاده از کلمات کلیدی انگلیسی اخلاق، آموزش به بیمار، پایبندی به اصول اخلاقی در بازهی زمانی سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ انجام شد. معیارهای ورود شامل مطالعاتی بود که بر جنبههای اخلاقی آموزش به بیمار و پایبندی به آن متمرکز بودند. دادهها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شدند. از بین ۲۱۶ مقاله، ۲۰ مقالهی مرتبط با موضوع وارد مطالعه شدند. از تحلیل دادهها سه طبقهی اصلی با عناوین تعهد به مراقبت (با دو زیرطبقهی آموزش مبتنی بر نیاز مددجو، حمایت از بیمار و ارائهی اطمینان عاطفی به او)، تعهد به آموزش (با دو زیرطبقهی برنامههای آموزشی ساختارمند و مهارتهای ارتباطی متخصصان مراقبتهای بهداشتی) و پایبندی به اصول اخلاقی (با دو زیرطبقهی احترام به استقلال و خودمختاری بیمار، رازداری و محرمانگی) پدیدار شد. یافتههای این مطالعه اهمیت تعهد متخصصان مراقبتهای بهداشتی را به مراقبت و آموزش در ارائهی آموزش باکیفیت به بیمار نشان میدهد. متخصصان مراقبتهای بهداشتی باید از ابعاد اخلاقی آموزش به بیمار آگاه باشند و برای ارائهی آموزشهای متناسب با نیازها و تواناییهای فرد تلاش کنند. مطالعات آینده باید روی ارتباط بین مراقبت بیمارمحور، استقلال و مهارتهای ارتباطی متخصصان مراقبتهای بهداشتی با پیامدهای آموزش بیمار متمرکز باشند.
هومن حیدری، شکیلا بل کافه، محمدرضا دین محمدی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
سلامت از راه دور (Telehealth) بهعنوان روشی نوین در ارائهی خدمات سلامتی، بهسرعت در حال گسترش است؛ این روش، بهویژه در دوران همهگیری کرونا، امکانات جدیدی را برای دسترسی به مراقبتهای سلامتی فراهم و به کاهش هزینهها کمک کرده است؛ بااینحال، گسترش این پدیده، چالشهای قانونی و اخلاقی بسیاری را به همراه داشته است که به بررسی دقیق نیاز دارند. در این مطالعهی مروری، از کلیدواژههای پزشکی از راه دور، سلامت از راه دور، چالشهای اخلاقی، چالشهای قانونی و نظام سلامت برای جستوجو در پایگاههای علمی PubMed, Scopus, CINAHL و Google Scholar استفاده شد. مقالات فارسی و انگلیسی منتشرشده در بازهی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ انتخاب شدند. مقالات پژوهشی، مرورهای نظاممند و گزارشهای موردی که به بررسی چالشهای قانونی و اخلاقی در حوزهی سلامت از راه دور پرداخته بودند، وارد بررسی شدند. پس از جستوجو و انتخاب اولیه، مقالات با استفاده از معیارهای کیفیت و اعتبار علمی ارزیابی شدند و در نهایت، مقالات منتخب برای تحلیل نهایی جمعآوری شدند. سلامت از راه دور، با چالشهای متعددی مواجه است که به توجه ویژه نیاز دارند. یکی از اصلیترین نگرانیها، حریم خصوصی و حفاظت از دادههاست؛ زیرا تبادل اطلاعات حساس بیماران میتواند تهدیداتی برای محرمانگی ایجاد کند و رعایت قوانین حفاظت از دادهها و تدابیر امنیتی برای حفظ اعتماد بیماران ضروری است؛ همچنین، رضایت آگاهانهی بیماران از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ بیماران باید بهطور کامل، دربارهی خطرات و مزایای این خدمات مطلع شوند و فرایندهای رضایت آگاهانه باید با شیوههای پزشکی از راه دور تطبیق یابند؛ افزونبراین، درحالیکه سلامت از راه دور میتواند دسترسی به خدمات سلامتی را بهبود بخشد، ممکن است نابرابریهای موجود را تشدید کند؛ بنابراین، سرمایهگذاری در زیرساختهای ارتباطی و برنامههای سواد دیجیتال برای اطمینان از دسترسی عادلانه به خدمات، ضروری است. سلامت از راه دور با وجود چالشهای قانونی و اخلاقی، مزایایی چشمگیر مانند راحتی و بهبود هماهنگی مراقبتها را ارائه میدهد. برای افزایش این مزایا، ضروری است که به چالشهای اشارهشده بهطور ویژه توجه شود. همکاری بین سیاستگذاران و ارائهدهندگان خدمات سلامت برای توسعهی دستورالعملها و مقررات جامع، کلید موفقیت در این حوزه است. این مطالعه بر اهمیت پرداختن به چالشهای موجود و بهبود شیوههای سلامت از راه دور تأکید دارد تا از ارائهی خدمات سلامتی ایمن و عادلانه اطمینان حاصل شود.