482 نتیجه برای اخلاق
شیما بهناممنش، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 1 - ( 9-1390 )
چکیده
یکی از مهمترین کارکردهایی که در همانندسازی حیوانات، بهویژه به روش انتقال هستهی سلول بالغ، برشمرده شده است، موضوع تکثیر حیوانات دارای خصایص ممتاز ژنتیکی یا حیوانات دستکاری شدهی ژنتیکی برای تولید مواد غذایی با کیفیت بالاتر و در مقیاسی وسیعتر است. به همین دلیل، امروزه، کشورهای پیشرفته بهویژه آمریکا ادعا کردهاند که در آیندهای نه چندان دور، مواد غذایی حاصل از حیوانات همانندسازی شدهی زراعی در دسترس مصرفکنندگان قرار خواهد گرفت.این امر باعث بروز نگرانیهای بسیاری در جوامع مختلف، بهویژه در میان اخلاقگرایان، شده است. نقطهی مشترک تمامی این نگرانیها خطرات احتمالی همراه با مصرف این مواد غذایی بر روی سلامت انسان است. در این راستا، این انتقادات بهطور خاص در چهارچوب اخلاق غذا و اصول آن و همچنین اصل احتیاط مطرح شده است.از آنجا که ماهیت این مقاله مروری - تحلیلی است، براساس روش تحلیلی - توصیفی و با بررسی اسناد موجود دربارهی مواد غذایی حاصل از حیوانات همانندسازی شده، سعی شده است تا ضمن ارائهی تصویری کلی از اخلاق غذا و اصول آن، انتقادات اخلاقی مطرح شده دربارهی این موضوع بررسی شود.در حال حاضر، عرضهی این محصولات بهدلیل عدم وجود قطعیتهای علمی لازم و همچنین طرح ابهامات بسیار پیرامون عواقب احتمالی بلندمدت آن بر سلامت انسان، مغایر با اصل احتیاط و اصول اخلاق غذاست و از نظر اخلاقی موجه نمیباشد.
مهناز سنجری، فرزانه زاهدی، مریم اعلاء، مریم پیمانی، علیرضا پارساپور، کیارش آرامش، سادات سید باقر مداح، محمد علی چراغی، غضنفر میرزابیگی، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 1 - ( 9-1390 )
چکیده
پرستاری یکی از ارکان مهم سیستمهای خدمات بهداشتی - درمانی در هر کشور است. خدمات پرستاری میتواند بهطور مستقیم بر پیامد سلامت و بیماری و شاخصهای مرتبط با آن مؤثر باشد. تدوین کدهای اخلاقی متناسب با فرهنگ و مذهب جامعه راهکار مناسبی جهت بهبود کیفیت خدمات پرستاری مورد انتظار ذینفعان میباشد. در دهههای اخیر پرداختن به مقولات اخلاق و تدوین راهنماهای اخلاقی از مهمترین اولویتهای حوزهی سلامت در کشور ماست و آیین اخلاق پرستاری نیز در این راستا و با هدف ارائهی چارچوب و راهنمای تصمیمگیریهای مبتنی بر اخلاقیات در پرستاری تدوین شده است.با توجه به نیاز کشور در این زمینه، با بهرهگیری از نظرات صاحبنظران حوزهی پرستاری و اخلاق پزشکی و تشکیل کارگروههای مختلف، این آیین در سال 89 تدوین شد. آیین اخلاق پرستاری ایران با 12 ارزش و 71 آیین اخلاقی - حرفهای در دومین نشست شورای عالی اخلاق پزشکی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مورخ 16 اسفند 89 به تصویب نهایی رسید. این آیین در 12 مورد به مفاهیم ارزشی نظیر حفظ شأن و کرامت انسانی، پایبندی به تعهدات حرفهای، پاسخگویی، حفظ حریم خصوصی بیماران، ارتقاء صلاحیت علمی و عملی و احترام به استقلال فردی میپردازد. همچنین، در این مجموعه «پرستار و جامعه» با 9 بند، به پرستاری مبتنی بر جامعه، سلامت افراد و نقش پرستار در بحران میپردازد؛ «پرستار و تعهدات حرفهای» با 14 بند، پرستار را در تیم حرفهای و وظایف حرفهای وی ترسیم میکند؛ «پرستار و خدمات بالینی» با 23 بند ، پرستار را در عرصهی ارائهی خدمات بالینی و تصمیمگیریهای مراقبتی یاری میدهد؛ «پرستار و همکاران تیم درمانی» با 15 بند ، ارتباط پرستاران با همکاران، مدیران و مسؤولیتهای مدیران را بازگو میکند؛ «پرستار، آموزش و پژوهش» با 10 بند دستورالعملهای اخلاقی در حوزهی آموزش و پژوهش، ارتباط استاد و دانشجو را ارائه میدهد.
علی بیکمرادی، سمیه ربیعی، مهناز خطیبان، محمد علی چراغی،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
توجه به مسائل اخلاقی و موضوعات حقوقی در حرفهی پرستاری با پیشرفتهای فزاینده در فناوری، تجهیزات پزشکی، افزایش هزینهها و جمعیت سالمندی اهمیت بسیاری یافته است. مطالعهی حاضر با هدف بررسی شدت دیسترس اخلاقی در پرستاران بخش مراقبتهای ویژه در مراکز درمانی و آموزشی شهر همدان طراحی و اجرا گردیده است.
مطالعهای توصیفی- مقطعی با استفاده از پرسشنامهی استاندارد کورلی و تعدیل شده بر اساس شرایط فرهنگی و اجتماعی کشور اجرا گردید. این پرسشنامه ویژگیهای فردی، رعایت کدهای اخلاقی، آشنایی با منشور حقوق بیمار و شدت دیسترس اخلاقی را مورد سنجش قرار میداد.
رعایت کدهای اخلاقی در پرستاران شاغل در بخش مراقبتهای ویژه در ابعاد مسؤولیتپذیری (1/95 درصد)، پاسخگویی (1/95 درصد)، حمایت از بیمار (3/77 درصد )، حفظ اسرار بیمار (4/83 درصد) و صداقت در بیان حقیقت به بیماران (5/78 درصد) بوده است. این پرستاران منشور حقوق بیمار را 86/2 بار با انحراف معیار 47/2 بار مطالعه و تنها 3/50 درصد در مورد اخلاق حرفهای آموزش دیده بودند. شدت دیسترس اخلاقی در آنان (با میانگین نمره 61/46 ± 34/99) در سطح متوسط ارزیابی گردید.
دیسترس اخلاقی به میزان متوسط برای پرستاران بخش مراقبتهای ویژه زیاد بوده و بر روی عملکرد حرفهای آنان تأثیر بسیار منفی میگذارد. افراد مورد بررسی بهطور یکسانی شدت دیسترس اخلاقی را تجربه کرده و مشخصات فردی تأثیری بر شدت دیسترس اخلاقی نداشت. در مورد اثرات دیسترس اخلاقی و علل و عوامل مؤثر بر آن به بررسیهای بیشتری نیاز است.
مرتضی خاقانی زاده، حسن ملکی، محمود عباسی، عباس عباس پور، مهدی مصری،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
اخلاق پزشکی دانشی میان رشتهای است و طی 30 سال اخیر رشد فزایندهای داشته است و امروزه بهعنوان جزئی از برنامههای درسی دانشجویان در بسیاری از دانشکدههای پزشکی به شمار میرود. در ایران هرچند بهبود کیفیت آموزش پزشکی عمومی، مورد عنایت قرار گرفته است، در زمینهی آموزش اخلاق پزشکی هنوز اصلاحات مؤثری صورت نگرفته است. بهمنظور شناخت عمیقتر و واقعیتر مشکلات و چالشهای برنامهی درسی اخلاق پزشکی، با اساتید اخلاق پزشکی مصاحبه شد و تجارب آنان در این زمینه تبیین گردید. این مطالعه یک پژوهش کیفی است که دادههای آن از طریق مصاحبهی نیمهساختارمند با 14 نفر از اساتید اخلاق پزشکی دانشگاههای علوم پزشکی تهران در سال 1389 جمعآوری و با رویکرد تحلیل محتوای Mayring ، تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج این تحقیق بیانگر ضعفها و چالشهایی در برنامهی درسی اخلاق پزشکی است که تحت عنوان 5 درونمایه معرفی گردید: جامعیت اهداف، سازماندهی تلفیقی، تناسب محتوا، روش تدریس فعال، و نظام جامع ارزشیابی. ضعفها و چالشهای موجود در برنامهی درسی اخلاق پزشکی میتواند یک مانع مهم در ارتقا و رشد اخلاقی دانشجویان محسوب شود که با ارائهی راهکارها و مدلهای مناسب و جدید میتوان به توسعهی برنامهی درسی اخلاق پزشکی و آموزش آن کمک کرد.
مژگان رهنما، مسعود فلاحی خشکناب، سادات سید باقر مداح، فضلاله احمدی،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
مراقبت معنوی شامل کمک به انجام اعمال مذهبی و فعالیتهایی است که موجب حمایت و راحتی اشخاصی میشوند که شدیداً بیمارند و در جستوجوی معنی و اتصال به ماوراء میباشند. این مراقبت یک بخش ضروری، حیاتی و جنبهای منحصر به فرد از مراقبت بوده و به سؤالاتی اساسی، نظیر معنای زندگی، درد، رنج و مرگ پاسخ میدهد. هدف از این مقاله شناسایی ادراک بیماران مبتلا به سرطان از مراقبت معنوی است. مطالعهی حاضر با رویکرد کیفی با استفاده از تحلیل محتوی بهروش مرسوم برای آنالیز دادهها انجام شده است. نمونهگیری به روش آسان و در دسترس با انتخاب 17 بیمار و خانوادههایشان، مراجعه کننده به یکی از بیمارستانهای تهران و مرکز خیریهی بهنام دهشپور انجام شد. روش جمعآوری دادهها مصاحبهی نیمهساختار یافته بود. مصاحبههای ضبط شده کلمه به کلمه پیاده گردید. برای کاهش دادهها، نامگذاری دادهها، بهدست آوردن کدهای تحلیلی و در نهایت تشخیص موضوعات از روش تحلیل محتوی استفاده شد. یافتههای حاصل از تحلیل دادهها بهدستهبندیهای زیر ختم گردید: خصایص و وظایف پرستار با رویکرد معنوی در دو حیطهی مذهبی و غیرمذهبی، مراقبت با رویکرد معنوی در دو حیطهی مذهبی و غیرمذهبی (روحی- روانی، ارتباطی، عملکردی) و موانع مراقبت معنوی. بر اساس یافتهها تمامی نیازهای معنوی مراقبتی مشارکتکنندگان توسط پرستاران برطرف نمیگردد. بهطوری که، خصوصیات و عملکرد پرستاران با انتظارات بیماران و خانوادههایشان از یک پرستار با رویکرد معنوی کاملاً تطبیق نداشته و شرایط حاکم بر بخش نیز برای این امر مناسب نیست. در پایان با توجه به نتایج پیشنهاداتی برای بهبود ارائهی این مراقبتها مطرح گردید.
مونا عودی، رضا عمانی سامانی، لیلا علیزاده،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
در مواقعی یک زوج نابارور برای درمان خود راهی جز استفاده از گامت اهدایی ندارند. اشتراکگذاشتن یا تسهیم تخمک روشی است که در آن بیمار نابارور، تحت درمان و تحریک تخمک گذاری، نیمی از تخمکهای خود را در ازای گرفتن تخفیف در هزینهی درمان به بیمار نابارور دیگری که دچار اختلال تخمکگذاری است اهدا میکند. ایران تنها کشور اسلامی است که در آن نه تنها برنامهی اهدای تخمک رایج است، بلکه برای اهدای تخمک هزینه نیز پرداخت میشود. هدف از این بررسی، مقایسهی اشتراکگذاشتن و اهدای تخمک از نظر اخلاقی، حقوقی و فقهی و بررسی مزایا و معایب این روش درمانی در چهارچوب ضوابط اهدا در ایران است. در این مقاله، بررسی از نظر اخلاقی دربارهی موضوع اهدا و اشتراکگذاری تخمک انجام شده است و مسائل فقهی نیز از متون اسلامی و فتاوی فقها جمعآوری شده است. مسائل اجتماعی و حقوقی با مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان ارزیابی شده و مقالات، دستورالعملها و مطالب موجود در این زمینه مورد بررسی قرارگرفته است. در ایران اهدای تخمک مورد قبول مراجع شیعه است. از آنجاییکه اشتراک تخمک نیز شباهت کاملی با روند اشتراکگذاری دارد این روش نیز پذیرفته شده است. اشتراک تخمک نسبت به اهدا، از نظر اسلامی ( نگاه و لمس)، از نظر اجتماعی (جلوگیری از اهدا تکراری)، مسائل مربوط به هزینه و تبادل پول، عوارض درمان و مشکلات مربوط به تبلیغات و واسطهها دارای مزیتهایی است هرچند این روش معایبی نیز دارد. مثلا کاهش شانس حاملگی فرد با اهدا نیمی از تخمکهایش، چالش در رابطه با سلامت اهداکننده و همچنین فشار روانی موفقیت درمان گیرنده در برابر شکست درمان اهداکنندهی تخمک نیز وجود دارد. معایب اشتراک تخمک با انجام مشاورهی کامل، اعمال ناشناسی و تدوین دستورالعمل حاوی معیارهای دقیق انتخاب به اشتراک گذارنده قابل برطرف شدن است.
امید آسمانی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
پزشکی تلفیقی از علم و هنر است. یک پزشک خوب علاوه بر آگاهی از علوم پزشکی، باید هنر برقراری ارتباط با بیمار را نیز داشته باشد. کلید ارتباط کارآمد در رابطهی پزشک و بیمار، اعتماد است. خدشهدار شدن این اعتماد، منجر به برقراری یک رابطهی ناکارآمد و مبتنی بر نیاز صرف از طرف بیمار میگردد. برقراری یک رابطهی خوب بین پزشک و بیمار، نتایج درمانی مثبتی نیز در بر خواهد داشت. در دو دههی گذشته، تغییرات عمدهای در روابط پزشک و بیمار رخ داده است؛ بهگونهای که محوریت در تصمیمگیریهای پزشکی، به سمت بیمار و ارزشهای او متمایل شده است. در مراقبتهای بیمارمحور، پزشک، بیمار را بهعنوان انسانی مانند خودش، در نظر گرفته و طرز تلقیها، باورها و نگرانیهای او را در کنار تشخیص بالینی خود مد نظر قرار میدهد. در این مقاله تلاش شده است تا ضمن ارائهی معرفی کوتاهی از مفهوم ارتباط پزشک - بیمار و چگونگی شکلگیری آن در بستر زمان، به معرفی و مقایسهی مدلهای مطرح در روابط پزشک - بیمار (مانند مدل پدرسالاری و ...) پرداخته شود و بارزترین نقاط قوت و ضعف هر یک از مدلهای ارتباطی معرفی گردد. در پایان، به تحلیل اجمالی مدل ارتباط پزشک - بیمار در مراکز درمانی ایران پرداخته شده و ضرورت تدوین یک مدل ارتباطی بر اساس ارزشهای اسلامی پیشنهاد گردیده است.
اکرم السادات سادات حسینی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
تحقیق بر روی کودکان موضوعی پیچیده و حساس با جنبههای خاص است، لذا راهنماهای خاص خود را دارد و چون همواره نیاز به بازنگری طرحها و دستورالعملها وجود دارد، مطالعهی حاضر با هدف نقد اخلاقی راهنمای کشوری اخلاق در پژوهش بر روی کودکان با روش جستوجوی کتابخانهای انجام شد. در بحث دریافت رضایت آگاهانه از کودکان در مقاطع مختلف سنی با توجه به مطالعات اخیر نیاز به بازنگری و تهیهی دستورالعملهای خاص برای هر مقطع سنی وجود دارد. اصل ممنوعیت تشویق مالی در تحقیق بر روی کودکان، دیدگاههای موافق و مخالف خود را دارد که ممنوعیت آن را زیر سوال میبرد. از مباحثی که در کدهای اخلاقی مطرح است اصل سودمندی و عدم ضرر تحقیق برای کودکان است که دیدگاه فلسفی حاکم بر آن در مواردی تحقیقات بر روی کودکان را با چالشهای بزرگی روبهرو ساخته است. بهطوری که تحقیقات بر روی کودکان بهصورت تحقیقاتی بیکیفیت درآمده است و محققان اغلب، حتی در موارد ضروری از تحقیق بر روی کودکان طفره میروند. در مبحث اطلاعرسانی و رازداری نیز امروزه مباحث متعددی در مورد توجه به سن کودک وجود دارد و این دستورالعملها باید با توجه به سن کودک تغییر نماید. لذا پیشنهاد میشود راهنمای اخلاقی موجود درجهت ارتقا مباحث اخلاقی آن مورد بازنگری قرار گیرد و با توجه به تجربهی گذشته در این مسیر از گروههای تخصصی حقوقی، کلامی، فلسفی و اخلاقی نیز همچون گذشته کمک گرفته شود.
علی احسان حیدری، حسین کشاورز، محمد نوری سپهر،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
از زمان شکلگیری علم پزشکی، اخلاق جزیی لاینفک از آن بهشمار میآمده است؛ ازاینرو انتظار میرود ابنسینا پزشک سرآمد و مؤلف کتاب
قانون در طب با اخلاق پزشکی مأنوس بوده و در این عرصه، مبانی و اصول اخلاقی را مطرح کرده باشد. به منظور دستیابی به اطلاعات لازم در خصوص مبانی اخلاق پزشکی در کتاب قانون در طب این موضوع، در سه محور عملکرد پزشکی ابنسینا، پژوهشها و نگرش فلسفی وی به اسلام و اصول اخلاقی آن مورد بررسی قرار گرفته است. اطلاعات این مقاله از جستوجوی جلدهای مختلف کتاب قانون و کتب و مقالات گوناگون نگاشتهشده در زمینهی اخلاق در پزشکی و ابنسینا بهدست آمده است. در این کتاب ابن سینا اولین شرط لازم برای طبابت را آگاهی و تسلط پزشک برعلم طب و بخشهای مختلف آن، اعم از تشخیص، درمان، پیشآگهی، پیشگیری و توانبخشی بیان کرده است تا از این طریق، آسیب و ضرری به بیمار نرسد. از نکات اخلاقی دیگر که در تألیف کتاب قانون مشهود است، استفاده از منابع علمی و اطلاعات موثق مختلف با ذکر منابع است. از سوی دیگر، این طبیب با اعتقاد قلبی به موازین اخلاقی و شرعی اسلام، در قبال حکیم مطلق و بندگان وی از جمله بیماران، احساس تعهد و مسؤولیت میکرده است. علیرغم عدم اختصاص بخشی از کتاب
قانون به اخلاق پزشکی، متن و محتوای آن، سرشار از توصیههای اخلاقی و مطالبی است که انسان را محور اصلی فعالیتهای پزشکی قرار داده است.
راضیه زاهدی، فرزانه زاهدی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
آگاهی و اطلاعرسانی کافی به بیماران و سایر دریافتکنندگان خدمات سلامت از ملزومات اساسی حفظ حقوق آنها در نظام سلامت میباشد. در این میان کتابداران و اطلاعرسانان پزشکی، خصوصاً در کتابخانههای بیمارستانی، میتوانند نقش مهمی را در جهت حمایت از حقوق بیمار برعهده بگیرند. انجمنها و گروههای حرفهای بینالمللی و ملی در برخی کشورها دستورالعملهایی را در این حوزه تدوین و اجرا کردهاند؛ اما کمبودهای فراوانی در این زمینه در کشور ما وجود دارد. هدف از تدوین این مقاله، مرور کلی بر جایگاه حقوق بیمار و گیرندگان خدمات سلامت در کدهای اخلاقی کتابداری و اطلاعرسانی بینالمللی و استانداردهای حرفهای کتابخانههای بیمارستانی است. در این پژوهش، کدهای اخلاقی مرتبط با حقوق بیماران و گیرندگان خدمات سلامت در منشورهای اخلاقی کتابداری و اطلاعرسانی نهادهای بینالمللی و استانداردهای حرفهای کتابخانههای بیمارستانی مورد جستوجو و مطالعه قرار گرفته است. سپس ضمن واکاوی این کدها، پیشنهادهای راهبردی مبتنی بر فرهنگ بومی ارائه شده است یافتههای این مقاله بیانگر این مطلب است که اطلاعرسانی به بیمار، اصلی مهم و مورد توجه در حقوق بیمار است که در کدهای اخلاقی کتابداری و اطلاعرسانی و نیز استانداردهای کتابخانههای بیمارستانی به آن توجه شده است. ارائهی خدمات اطلاعرسانی دانشمدار و تعاملی که بر بهبود عملکرد و یافتن راه حل بالینی استوار است (نه صرف آموزش کلی بدون توجه به تأثیر آن بر عمل)، کتابداری بالینی را در عرصهی حمایت از حقوق بیمار در برخی کشورها موفق ساخته است. با توجه به نقش کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی در فراهمآوری، سازماندهی و دسترسپذیر ساختن اطلاعات برای کاربران، کتابداران و اطلاعرسانان، باید با آگاهی از نیازهای ویژهی گیرندگان خدمات سلامت بهعنوان کاربران خاص خود، امکان بهرهگیری مؤثر از اطلاعات را برای آنان فرآهم آورند. لذا لزوم تدوین کدهای اخلاق حرفهای با رویکرد مناسب به امر اطلاعرسانی بیماران و سایر دریافتکنندگان خدمات سلامت در کشور و تعریف جایگاه کتابداری بالینی در بیمارستانها و مراکز درمانی احساس میشود.
امید آسمانی، حکیمه پارسایی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
تولد نوزادی نارس یا دچار عیوب مادرزادی شدید و با پیشآگهی ضعیف، میتواند خانواده و جامعه را با چالشهای متعدد اخلاقی، اجتماعی، حقوقی و ... مواجه کند. غالب معیارهایی (ناتوانی، کیفیت زندگی و ...) که در تصمیمگیری برای مراقبت از این نوزادان، ملاک عمل قرار میگیرند، چندبعدی بوده و بهشدت بار اخلاقی دارند. در این مطالعه تلاش شده است تا ضمن معرفی دیدگاهها و چالشهای موجود در انطباق این معیارها با وضعیت نوزادان بهشدت بیمار، نقاط ضعف هر مفهوم نیز معرفی گردد. در پایان نیز دیدگاه کلی مکتب اسلام در رویارویی با چنین شرایطی، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نقطهی پایان غالب مباحثات اخلاقی در رابطه با یک نوزاد بهشدت ناتوان، به چند سؤال بنیادی و بدون پاسخی قطعی در مورد مجاز بودن انسان برای تصمیمگیری در مورد زندگی و مرگ یک نوزاد، معیارهای تصمیمگیری و اعتبار آنها و غیره ختم میشود. به هر روی، با وجود نظریهپردازیهای دانشمندان مختلف، تاکنون تبیین همهجانبهای از معیارهای زندگی و مرگ، برای تصمیمگیریهای اخلاقی پایان حیات ارائه نشده است. آنچه مسلم است اینکه علم امروز بشر هنوز در حدی نیست که پاسخ مشخصی برای سؤالات کلیدی این موضوع داشته باشد. همچنین، نگارندگان تلاش کردهاند تا نشان دهند بر خلاف دیدگاههای غربی در آموزههای اسلامی تصمیمگیری در مورد حق حیات این نوزادان جایگاهی ندارد؛ چرا که میتواند نوعی حذف غیر مجاز صورت مسأله باشد؛ بلکه بحث پیرامون چگونگی حل منطقی و اخلاقی موضوعی است که باید متناسب با علم و امکانات روز و در محدودهی جواز الهی آن صورت بگیرد.
مریم پیمانی، فرزانه زاهدی، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
در اواخر دهه 1960 برخی از مقالات پزشکی به بیان زجر شدید بیماران بدحال مبتلا به بیماریهای لاعلاج، بهدلیل انجام مکرر فرایند احیای قلبی - ریوی (CPR) پرداختند. این موضوع حاکی از آن بود که با وجود اثربخشی فرایند احیا در نجات جان بیماران مبتلا به ایست قلبی - تنفسی، لیکن کاربرد معمول آن برای همهی بیماران، مشکلاتی را بهوجود آورده بود. مروری بر مطالعات نشان میدهند که طرز برخورد با بیمارانی که در روزها و ساعات پایانی عمر خود بهسر میبرند همواره برای کادر درمانی از جمله پزشکان و پرستاران، یک معضل محسوب شده و تصمیمگیری در مورد ادامهی اقدامات درمانی در این بیماران، یکی از مهارتهای اساسی مورد نیاز کادر سلامت است. چالشهای علمی، اخلاقی، دینی و حقوقی متعددی در این حیطه وجود دارد که گاه تصمیمگیری را دشوار میسازند. در این مطالعه، ضمن مرور کلی مطالعات منتشرشده در زمینهی عدم احیا در جوامع مختلف در 30 سال اخیر که طی آنها دیدگاههای کادر درمانی بهداشتی اعم از پزشک و پرستار با یکدیگر مقایسه شدهاند، سعی شده است با نگاهی جدید موضوع از دیدگاه اسلامی بررسی شود. همچنین، راهنماهای بالینی که در زمینهی عدم احیا توسط کشورهای مختلف مانند آمریکا، انگلستان و عربستان سعودی تهیه شده است نیز مورد کنکاش قرار گرفتند. برای جستوجوی این مطالعات، منابع اطلاعات کتابشناسی الکترونیکی و پایگاههای معتبر اینترنتی متعدد استفاده شد و نیز جستوجوی دستی از منابع ذکر شده در برخی مقالات حاصله صورت پذیرفت. نتایج مطالعه نشان میدهد علیرغم مطالعات متعددی که در نقاط مختلف دنیا در زمینهی DNR صورت پذیرفته است، کماکان پزشکان و کادر پزشکی در این امر با چالش مواجهند. در کشور ما، حسب ارزشها و اعتقادات دینی، این امر نیازمند تبیین دقیقتری است تا از سردرگمی تیم مراقبت در بالین بکاهد. ارزشها و عقاید پزشک و بیمار، ما را از متابعت صرف از راهنماهای سایر کشورها بازمیدارد و ضرورت تدوین دستورالعملی مبتنی بر فرهنگ ایرانی - اسلامی را واضح میسازد. آموزش و افزایش آگاهی گروههای مختلف ازجمله بیماران و عموم جامعه، شاغلان حرف پزشکی و مسؤولان و سیاستگذاران سلامت در تمام جوامع و بهطور خاص در کشور ما امری ضروری است.
لیلا افشار، علیرضا باقری،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
بازخوانی روایی در اخلاق روش و رویکردی است که در آن با استفاده از داستان یا وقایع نقل شده و اجزای تشکیلدهندهی آن، از جمله شخصیتهایی که درآن به ایفای نقش میپردازند، به آموزش مفاهیم و قواعد اخلاقی پرداخته میشود. از این شیوه در اخلاق پزشکی مدرن هم برای آموزش مفاهیم و هم برای حل تعارضات اخلاقی استفاده میشود. برای آموزش اخلاق، توجه به پرورش احساس اخلاقی فرد در کنار استدلال عقلانی او مورد توجه بوده تا بدینوسیله انگیزهی خیر و خوبی در فرد ایجاد شود و حساسیت اخلاقی او تقویت گردد. بدین ترتیب، فرد بهنوعی خود آگاهی دستیافته و با قرار دادن خود در جایگاه دیگران در معرض تجربیاتی قرار میگیرد که در حالت عادی آن تجربیات در حیطهی آگاهی او نبودهاند. چنین شیوه مواجههای گرچه نه در آموزش اخلاق پزشکی، اما در آموزش اخلاق به شکل عام آن، در تاریخ ادبیات ایران نیز سابقه دارد. بسیاری از متون کهن فارسی همچون مثنوی مولوی، مثالهای زنده و بارزی از ذکر نکات اخلاقی در دل داستانها هستند. در این روش هم میتوان از داستان زندگی بیمار و تجربهی او از بیماری بهعنوان مثالی مناسب برای آموزش مفاهیم اخلاق پزشکی استفاده کرد و هم میتوان با کمک شیوههای نقد ادبی به تحلیل چالشهای اخلاقی پرداخت و بدینوسیله با بازسازی مفهوم و مبانی اخلاق پزشکی، پارادایم متفاوتی را در مقابل اصولگرایی قرار داد. این مقاله ضمن تأکید بر ضرورت استفاده از این روش در آموزش اخلاق پزشکی به کاربرد آن در کمک به تصمیمسازی اخلاقی میپردازد.
سیدمحمود طباطبایی، سیدحسن علم الهدی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
باتوجه به اینکه در کشور ما، رعایت قوانین اسلامی در عرصههای مختلف زندگی - از جمله انجام اعمال پزشکی - ضروری است و عملکردها نباید مخالف با مبانی فقه و اخلاق اسلامی باشند، بهنظر میرسد که پزشکان، علاوه بر داشتن صلاحیتهای علمی و قانونی، میباید با احکام فقهی و ضوابط اخلاقی مرتبط با حرفهی خود، بر اساس این مبانی آشنایی پیدا کنند که اولاً: دانش فقه، مجموعهی فراگیری از احکام را ارائه میکند که از قرآن، احادیث پیامبر و معصومان، اجماع فقها و عقل استنباط شده و پاسخگوی نیازهای فردی و اجتماعی در شرایط و موقعیتهای گوناگون هستند و ثانیاً: اصول اخلاقی در قرآن، روایات و اظهارات اندیشمندان و علمای دین، به تفصیل بیان شده و میتوان ضوابط اخلاق پزشکی را درحد تخصصی از آنها استخراج کرد. در این مقاله، به مرور متون معتبر فقهی، اخلاقی و پزشکی به منظور استخراج مطالب مرتبط با فقه و اخلاق پرداخته شده، اظهارات و تحلیلهای فقیهان و اندیشمندان گذشته و معاصر دربارهی قلمرو فقه پزشکی و اخلاق پزشکی و وجوه اشتراک و اختلاف آنها، شناسایی و بررسی شده اند. بر اساس نتایج به دست آمده، فقه پزشکی برای هر رویداد و پدیدهای در حیطه ی پزشکی که معمولاً جنبه ی بیرونی دارد، به تعیین حکم میپردازد و مکلفان وظیفه دارند آنها را به عنوان حکم خداوند، اجرا نمایند. اما اخلاق پزشکی، شامل ضوابط و مقررات بسیار وسیع و متنوع مرتبط با هرگونه عملکرد و رویداد بیرونی و درونی در حوزهی پزشکی است که عموماً باعث ارتقای کیفی گردیده، ممکن است همسان یا متفاوت با احکام فقهی باشند و علیرغم مطرحشدن آنها بهصورت دستورالعمل، تأکید به پیروی از آنها همانند الزام به اجرای احکام فقهی نیست.
محمدامین بهرامی، مریم اصمی، آزاده فاتحپناه، عارفه دهقانی تفتی، غلامرضا احمدی تهرانی،
دوره 5، شماره 6 - ( 9-1391 )
چکیده
هوش اخلاقی عبارت است از توانایی تشخیص درست از غلط، انتخاب درست و در نهایت رفتار مبتنی بر اخلاق. هدف پژوهش حاضر تعیین و مقایسهی سطح هوش اخلاقی اعضای هیأت علمی و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد بود. پژوهش حاضر پژوهشی توصیفی- تحلیلی است که بهصورت مقطعی در سالهای 90-1389 انجام شده است. جامعهی پژوهش شامل اعضای هیأت علمی و کارکنان دانشکدههای بهداشت و پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد بود که تعداد 100 نفر از آنها به روش تصادفی طبقهبندی شده، نمونهگیری و وارد پژوهش شدند. دادههای مورد نیاز توسط پرسشنامهی معتبر Lennick و Kiel جمعآوری و با بهکارگیری نرمافزار SPSS نسخهی 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بر اساس یافتههای پژوهش اعضای هیأت علمی و کارکنان در 3 مؤلفهی درستکاری، بخشش و مسؤولیتپذیری دارای وضعیت خیلی خوب بودند. در مؤلفهی دلسوزی نیز اعضای هیأت علمی و کارکنان، بهترتیب دارای وضعیت خیلی خوب و خوب بودند. متغیر سن رابطهی معنیدار آماری با سطح هوش اخلاقی داشت (
P=0.04)، بهطوری که با افزایش سن، میانگین امتیاز هوش اخلاقی افراد کمتر از 50 سال افزایش یافته و در افراد بالای 50 سال مجدداً کاهش یافته است. سایر متغیرهای دموگرافیک (جنس، مدرک تحصیلی، سمت، سابقهی کار، سابقه مدیریت و دو شغله بودن) نیز رابطهی معنیداری با سطح هوش اخلاقی نداشتند. سطح مطلوب هوش اخلاقی اعضای هیأت علمی و کارکنان میتواند منجر به ایفای مؤثر نقش دانشگاه در توسعهی اخلاقی دانشجویان گردد. در عین حال میتوان از طریق رهیافتهایی نظیر تشویق رفتار مبتنی بر اخلاق، وضعیت موجود را ارتقاء داد.
فریده بحرانی، میترا فرزین، لیلا نوذری،
دوره 5، شماره 6 - ( 9-1391 )
چکیده
در جامعهی پزشکی بحث اخلاق، بهدلیل اهمیت این حرفه از جایگاه ویژهای برخوردار است و دندانپزشکی نیز همانند سایر شاخههای علوم پزشکی نیازمند چنین توجهی است. این پژوهش به منظور بررسی میزان آگاهی دندانپزشکان شهر شیراز از اصول اخلاق حرفهای که در کدهای اخلاقی انجمن دندانپزشکی آمریکا به آنها توصیه شده است بهخصوص اصول مربوط به حقوق بیماران انجام شد.
پژوهش حاضر مطالعهای توصیفی - مشاهدهای و مقطعی میباشد. جامعهی مورد مطالعه، دندانپزشکان شهر شیراز بودند که دارای مطب میباشند. نمونهی مورد مطالعه، 97 نفر از این دندانپزشکان بودند که به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری دادهها از پرسشنامهای حاوی 20 سؤال استفاده گردید. پایایی و روایی این پرسشنامه قبلاً تأیید شده بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS انجام شد
. برای بهدست آوردن همبستگی سن با میزان آگاهی از آزمون ANOVA و جنس با میزان آگاهی از آزمون T استفاده شد.
نتایج نشان داد که میزان آگاهی دندانپزشکان شیراز از رعایت منشور حقوق بیمار 61 درصد میباشد(بیشترین امتیاز 94 درصد و کمترین امتیاز 17 درصد) با امتیاز 11 از 18. ارتباط آماری معنیداری بین سطح آگاهی دندان پزشکان با متغییرهای سن (67/0=
P) و جنس (68/0=
P) مشاهده نشد. ارائهدهندگان خدمات دندانپزشکی باید از مفاد حقوق بیمار آگاهی داشته و ضروری است که آموزش اخلاق در دانشکدهی دندانپزشکی بازنگری شود و نیل به این هدف نیازمند مشارکت همگانی و برنامهریزی صحیح برای آموزش در این زمینه در سطح کشور میباشد.
حسن رهنما،
دوره 5، شماره 6 - ( 9-1391 )
چکیده
در سالهای اخیر، با پیشرفت زیستشناسی مولکولی و بیوتکنولوژی، برنامههای واکسیناسیون پیشرفتهای قابل ملاحظهای داشته است. در این میان، تحقیق در زمینهی واکسنهای گیاهی به موضوعی بسیار وسوسهانگیز تبدیل شده و فناوری استفاده از گیاهان تراریخته برای تولید واکسنهای انسانی یا حیوانی توجه زیادی را به خود جلب کرده است. مزایای زیادی برای تولید واکسن در گیاهان تراریخته مطرح شده است که از آن جمله میتوان به هزینهی پایین، سهولت نگهداری، عدم انتقال آلودگی، و سازگاری بالا با سیستم ایمنی بدن اشاره نمود. تاکنون، تعداد زیادی از این واکسنها در سیستمهای مختلف گیاهی تولید شدهاند. پژوهش حاضر به روش کتابخانهای و با استفاده از کتب و مقالات فارسی و لاتین و بهرهگیری از پایگاههای اینترنتی صورت گرفته است.
در این مقاله ضمن معرفی واکسنهای گیاهی، جنبههای اخلاقی مربوط به تولید و آزمونهای بالینی آنها از سه جنبه (تولید واکسنهای خوراکی در گیاهان تراریخته، آزمونهای بالینی واکسنهای گیاهی، واکسنهای گیاهی و بهداشت جهانی) مورد بحث قرار گرفته است. مطالعهی حاضر نشان میدهد که هرچند بسیاری از جنبههای اخلاقی مربوط به واکسنهای گیاهی مواردی آشنا هستند ولی مسائل جدید اخلاقی را هم برای اخلاقیون و سیاستگذاران مطرح کردهاند. بهعلاوه، امید به استفادهی گسترده از واکسنهای گیاهی در کشورهای در حال توسعه بدون توجه به امکانسنجی آن بسیار خام است. به همین دلیل امکانسنجی تجاری واکسنهای گیاهی بهعنوان راه حلی برای مشکل بهداشت جهانی با هدف گسترش آن در کشورهای در حال توسعه بسیار حایز اهمیت است.
معصومه ایمانیپور،
دوره 5، شماره 6 - ( 9-1391 )
چکیده
هر مجموعهی سازمانی دارای کدهای اخلاقی متناسب با ساختار حرفهای خود است که اخلاق حرفهای نام دارد. آموزش عالی نیز نظامی حرفهای است و اساتید دانشگاهها بهعنوان افرادی که مسؤولیت تعلیم و تربیت دانشجویان را بر عهده دارند باید از اصول اخلاق حرفهای معلمی آگاهی داشته و به آن پایبند باشند. رعایت اخلاق آموزشی تضمینکنندهی سلامت فرایند یاددهی- یادگیری در دانشگاه است و موجب افزایش تعهد پاسخگویی مدرسان نسبت به نیازهای دانشجویان میشود. هدف این مقالهی مروری که به کمک مطالعهی کتابخانهای و بررسی کتب و مقالات مرتبط تدوین شده است، تبیین اخلاق حرفهای اساتید دانشگاهها بهعنوان یک معلم بوده و در آن استانداردهای اخلاقی اساتید در دو نقش آموزشی و تربیتی مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور گزیدهای از دستورات اخلاقی اسلام در ارتباط با موضوع تشریح شده و به قوانین برخی از کشورها در زمینهی اخلاق حرفهای تدریس نیز اشاراتی شده است. بر اساس مبانی اخلاق حرفهای معلمی، یک استاد در دو بعد باید خود را ملزم به رعایت اصول اخلاقی بداند؛ اول، به جهت جایگاه تأثیرگذاری که بر رفتار و افکار فراگیران دارد، باید خود را آراسته به فضایل اخلاقی نماید و بداند موثرترین روش در انتقال ارزشهای اخلاقی مثبت، آشکار شدن آنها در رفتار واقعی مدرس است. دوم، به جهت وظیفهای که در قبال برآوردن نیازهای آموزشی دانشجویان دارد، باید با رعایت حداکثری اصول اخلاقی در انجام وظایف حرفهای، مسؤولیتهای آموزشی خود را به بهترین نحو به انجام رساند.
سیده بهاره کامرانپور، مونا عودی، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 6 - ( 9-1391 )
چکیده
در سالهای اخیر مراجعهی زنان مسن به مراکز درمان ناباروری افزایش یافته است. برای استفاده از تکنولوژیهای کمکباروری (ART) در زنان با سن بالا کلیهی مسائل پزشکی و اخلاقی حل نشده و همواره این سؤال مطرح میشود که آیا باید محدودیت سنی برای ارائهی درمان کمکباروری قائل شد یا خیر؟
این مطالعه از نوع اسنادی و کتابخانهای است. مطالب و مقالات در پنج بخش پزشکی، اخلاقی، زوج، جامعه و فرزند حاصل بررسی و ارائه شده است. همچنین قوانین، دستورالعملها و مطالب موجود در این زمینه مورد ارزیابی قرارگرفته است. در ایران دستورالعمل جامعی برای محدودیت سنی زنان جهت انجام درمان کمکباروری تدوین نشده است. در اینباره کلینیکها و مراکز درمان ناباروری باتوجه به سیاست مرکز و شرایط موجود، براساس آئیننامههای غیررسمی و داخلی خودشان عمل میکنند. بررسی پروتکلهای درمانی در بیشتر مراکز نشان میدهد که زنان تا سن 45 سال در سیکل درمان نازایی قرار میگیرند و پذیرش زنان بالای 45 سال تنها با تأیید پزشک و وجود شرایط بالینی مناسب بیمار انجام میشود. از نظر فقهی و حقوقی نیز منعی برای درمان ناباروری زنان مسن در کشورمان وجود ندارد. اما همواره سلامت مادر و فرزند از دیدگاه پزشک اولویت اول را دارد و اعمال درمانی باید در همین راستا صورت گیرد. از آنجایی که نباید سن را تنها معیار پذیرش زن نابارور جهت درمان کمکباروری قرار دهیم، لازم است در اینباره دستورالعمل جامعی تدوین شود.
امیراحمد شجاعی، فرشته ابوالحسنی نیارکی،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
در رابطهی میان پزشک و بیمار اعتماد سرمایهی اجتماعی بزرگی محسوب میشود. اعتماد میان پزشک و بیمار عاملی مؤثر در بهبود بیمار و رضایت پزشک است. اما تا از چیستی اعتماد و شناخت آن سخن نگوییم نمیتوان به تحقق آن امیدوار باشیم. به معنای دیگر، تحقق خارجی و تقویت اعتماد در رابطهی میان پزشک و بیمار مستلزم شناخت دقیق اعتماد و مؤلفههای آن است که این پژوهش آن را انجام داده است. لذا قبل از هر کار لازم است که ابتدا اعتماد را از منظر لفظ و مفهوم بشناسیم و مورد تحلیل قرار دهیم. در این مقاله که با استفاده از مرور مقالات و روش تحلیل محتوا و همچنین تحلیل منطقی نوشته شده است، پس از بر شمردن نظرات اندیشمندان در باب اعتماد و بیان مایهی اصلی آنها به استخراج 23 مؤلفه از اعتماد پرداختهایم وسپس این مؤلفهها را در رابطهی میان پزشک و بیمار مصداق بخشیدهایم. نتیجه آنکه اعتماد میان پزشک و بیمار را از سه منظر میتوان مورد تحلیل قرار داد: یکی ناظر به بیمار با 5 مؤلفه، دیگری ناظر به پزشک با 2 مؤلفه و سومی ناظر به رابطهی پزشک و بیمار با 9 مؤلفه و بدون شناخت این مؤلفهها و تفکیک آنها نمیتوان به تحلیل و کنکاش در تحقق خارجی اعتماد پرداخت.