جستجو در مقالات منتشر شده


40 نتیجه برای نوع مطالعه: سخنرانی

مهران سیف فرشد،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

مراقبت‎های سلامتی، علاوه بر اینکه از حقوق تصریح‌شده در بیانیه‎ها و اعلامیه‎های مختلف جهانی در حقوق بشر هستند، کارکرد دیگری نیز برای توسعه‌ی جوامع بشری دارند. چهار اصل اخلاقی زیست‌پزشکی ارائه‌شده‌ی بوشامپ و چیلدرس، در تحلیل و تصمیم‎گیری‎های اخلاقی نقشی بسزا دارند؛ جنبه‎هایی دیگر نیز وجود دارند که در این اصول کمتر خودنمایی می‎کنند، اما خود به‌عنوان اصول و قواعد ضروری در سیاست‌گذاری و برنامه‎ریزی‎های کلان و خُرد حوزه‌ی سلامت باید مدنظر قرار گیرند. دو نمونه از این قواعد اساسی که جایگاهی ویژه‎ دارند، اصل هم‌بستگی یا انسجام اجتماعی و اصل پایداری و تداوم خدمات است. اصل هم‌بستگی اجتماعی، به چگونگی اتحاد و پیوستگی و همکاری جامعه اطلاق می‌شود. جامعه‌ی‎ اجتماعی منسجم، جامعه‎ای است که تنوع فرهنگی را دربرمی‌گیرد، به حقوق بشر و حاکمیت قانون احترام می‎گذارد و تعهد مشترک به نظم اجتماعی و مسئولیت جمعی را نشان می‌دهد. هم‌بستگی (Solidarity)  اجتماعی می‎تواند خطرات سلامتی را در محیطی که در آن روابط قوی جامعه، در نتیجهی همکاری برای به‌اجرادرآوردن شرایط شکوفایی و زندگی عاری از ناتوانی و بیماری شکل گرفته است، کاهش دهد. از سوی دیگر، نظام سلامت، متعهد به ایجاد و حفظ محیط مراقبتی پایدار و باکیفیت است. پایداری و تداوم خدمات، زمانی تحقق پیدا خواهد کرد که قوانین مرتبط با وظایف اخلاقی مطلوب، همچون: به‌حداکثررساندن منافع ممکن، موازنه‌ی مزایا در برابر خطرات، رفتار عادلانه با دیگران (حتی نسل‌های آینده) و احترام به حقوق عامه‌ی جامعه لحاظ شده باشد. تداوم در مراقبت‎های سلامتی بدان معناست که مردم از این طریق، هماهنگی میان خدمات سلامت و توجه بیشتر به آن را به دست خواهند آورد. نبود تداوم و استمرار در سیاست‌های سلامت و ارائه‌نشدن مداوم خدمات بهداشتی‌درمانی می‌تواند بزرگ‌ترین آسیب را به حس اعتماد عمومی مردم برساند. درک مفهومی از تداوم و پایداری خدمات سلامت در اخلاقیات سلامت عمومی ضروری است؛ به‌خصوص اگر بتواند نشان دهد که در کنار سایر اصول، موقعیتی را فراهم می‌سازد تا سیاست‌ها و برنامه‌ها و خدمات سلامتی به دور از تنش‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، دسترسی به بالاترین سطح سلامتی را ممکن می‌سازند؛ البته تداوم و پایداری خدمات، به معنای سکون خدمات و پاسخ‌ندادن به نیازهای به‌روز مردم و جوامع نیست. فراموشی این دو اصل یا قاعده در سیاست‌گذاری و طراحی برنامه‎های سلامت، به اعتماد عمومی جامعه و در نهایت، به شاخص‎های سلامتی فردی و اجتماعی، آسیب جدی وارد می‎سازد. نوشته‌ی حاضر بر اهمیت ادغام اصول انسجام اجتماعی و پایداری در چهارچوب‌های سیاست سلامت، برای ایجاد اعتماد، اطمینان از دسترسی و توسعه‌ی نتایج بلندمدت سلامت عمومی تأکید دارد.

لیلا افشار،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

شواهد متعدد نشان می‌دهند، در عمل هر روزه‌ی پزشکی و در سال‌های پس از فراغت از تحصیل رسمی، شکاف‌ها و نقصان‌هایی را از جنس‌های متفاوت می‌توان یافت. این موضوع را که نهادهای ملی و بین‌المللی پزشکی گزارش کرده‌اند، می‌توان ناتوانی در عمل مبتنی بر بهترین شواهد در زمان ارائه‌ی مراقبت نامید. چنین پدیده‌ای با تمام پیچیدگی خود، محصول تعامل میان عوامل متعدد ازجمله: اطلاعات اندک، ارتباط نامناسب با بیمار، بی‌توجهی به درک او از موضوع بیماری و راه‌های درمان و به‌دنبال آن، پیروی او از دستورات پزشکی و سایر عوامل محیطی و اجتماعی است. بخشی عمده از این شکاف، ناشی از رفتار بالینگران و آن چیزی است که آن را رفتار حرفه‌ای و پایبندی به اصول اخلاقی حرفه مینامیم؛ ازاینرو، همزمان با گسترش برنامههای آموزش مداوم جامعه‌ی پزشکی برای حوزههای دانشی و مهارتهای عملی برای دستیابی به مراقبت مناسب و مؤثر از بیماران، نیازمند توجه به رشد و توسعه‌ی حرفهای و اخلاق حرفهای در میان ارائهکنندگان خدمات سلامت و در قالب برنامههای آموزش مداوم بهصورتی مؤثر هستیم. این مقاله، به چالش‌های مطرح‌شده در آموزش اخلاق حرفه‌ای از دریچه‌ی برنامه‌های آموزش مداوم پرداخته و در این مسیر، ضمن پرداختن به شکاف موجود میان دانش و عمل، بایدها و نبایدهای طراحی برنامه‌های آموزش مداوم در حوزه‌ی اخلاق حرفه‌ای را طرح کرده است.

ندا یاوری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

گفتن حقیقت درباره‌ی تشخیص و پیش‌آگهی بیماری در بیماران مراحل پایانی حیات، همواره یکی از چالش‌های اساسی در اخلاق پزشکی بوده است. بر اساس اصل اخلاقی احترام به اتونومی بیماران، آن‌ها حق دارند در مراحل پایانی حیات درباره‌ی تشخیص و پیش‌آگهی خود اطلاعات کافی داشته باشند؛ اما نگرانی تیم درمان از القای ناامیدی و مختل‌کردن آرامش روانی بیماران، اغلب منجر به اتخاذ رویکردی قیم‌مآبانه، مبتنی بر مخفی‌کردن یا دست‌کاری اطلاعات در زمان ارائه به بیماران می‌شود. مطالعات انجام‌شده درباره‌ی حقیقت‌گویی به بیماران در مراحل پایانی حیات، در باب بهترین رویکرد درباره‌ی زمان آن، چگونگی و میزان اطلاعاتی که باید به این بیماران ارائه شود، اتفاق‌نظر ندارند. پیچیدگی این مسأله به دلیل وجود باورهای فرهنگی مختلف درباره‌ی مرگ و نیز الگوی روابط اجتماعی و خانوادگی در جوامع مختلف دوچندان می‌شود. این مقاله به بررسی تجربیات، نگرش‌ها و ادراکات ارائه‌دهندگان و دریافت‌کنندگان خدمات سلامت پیرامون چالش‌های اخلاقی حقیقت‌گویی به بیماران مراحل پایانی حیات پرداخته است. در این مطالعه‌ی کیفی، مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۲۷ نفر از ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی، ۲۰ بیمار و ۱۵ همراه بیمار انجام شد. انتخاب مصاحبه‌شوندگان با روش نمونه‌گیری هدفمند صورت گرفت و مصاحبه‌ها تا زمان اشباع داده‌ها ادامه پیدا کرد. برای تحلیل نتایج از روش تحلیل محتوای مرسوم استفاده شد. نتایج این مطالعه را می‌توان در چهار طبقه‌ی اصلی خلاصه کرد: الف. تنوع در رویکردهای ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی به بیان حقیقت به دلیل تأثیر ارزش‌های شخصی پزشک، سیاست‌های سازمانی و عوامل فرهنگی؛ ب. ترجیح غالب بیماران و اعضای خانواده برای دریافت اطلاعات که اغلب با تصور ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی در تضاد بود؛ ج. تأثیر شایان توجه چگونگی و موقعیت زمانی و مکانی بیان حقیقت بر به‌زیستی عاطفی بیماران و خانواده‌ی آن‌ها؛ د. نیاز به رویکرد بیمارمحور در ارتباط با درنظرگرفتن موقعیت فردی، ارزش‌ها و ترجیحات بیماران و خانواده‌ی آن‌ها. این مطالعه بر پیچیدگی‌های اخلاقی پیرامون حقیقت‌گویی در پایان زندگی تأکید می‌کند. علی‌رغم اهمیت توجه به اصل اتونومی بیماران لازم است رویکردی محتاطانه در زمینه‌ی حقیقت‌گویی به بیماران اتخاذ شود تا ضمن احترام به اتونومی بیمار و تحکیم ارتباط صادقانه‌ی پزشک با او، از القای ناامیدی و آسیب به سلامت روان بیمار و خانواده‌ی او پرهیز شود؛ ازاین‌رو، انجام‌دادن مطالعات بیشتر با تمرکز بر توسعه‌ی راهکار‌های ارتباطی مؤثر و ارائه‌ی پشتیبانی جامع برای متخصصان مراقبت‌های بهداشتی درگیر در مراقبت‌های پایان حیات توصیه می‌گردد؛ همچنین، طراحی برنامه‌های آموزشی با تأکید بر مهارت‌های ارتباطی، حساسیت فرهنگی و تصمیم‌گیری اخلاقی برای ترویج بهترین شیوه‌ها و کاهش بار عاطفی بر پزشکان و درعین‌حال، حمایت از حقوق بیماران، ضروری است.

محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

توان‌بخشی در بلایا، به‌عنوان بخشی از کل پاسخ پزشکی، با چالش‌های بیشتری، به‌ویژه در مداخله‌ی اولیه‌ی اثرات پس از بلایا مواجه می‌شود؛ زیرا این، مفهومی جدید در مدیریت بلایاست. چهار اصل اخلاق زیستی، شامل خودمختاری، سودمندی، آسیب‌نرساندن و عدالت، درباره‌ی فعالیت‌های امدادی، بلافاصله پس از حوادث و بلایا و فعالیت‌های طولانی‌مدتِ بعدی مانند توان‌بخشی، هرجا که اجراشدنی باشد، محل بحث قرار می‌گیرند. در این مطالعه‌ی مروری، جست‌وجوی هدفمند بر اساس کلیدواژه‌های تعیین‌شده در پایگاه‌های داده‌ی معتبر، در بازه‌ی زمانی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ انجام شد. در میان مطالعات بررسی‌شده، دوراهی اخلاقی در ارائه‌ی خدمات توان‌بخشی پس از بحران و بلایا، به سبب محدودیت منابع، کم‌توجهی به توان‌بخشی در نظام سلامت، کمبود متخصصان توان‌بخشی، نبودِ امکان پیگیری کامل پس از ترخیص، دانش محدود درباره‌ی اهمیت توان‌بخشی، استیگما و انگ اجتماعی به‌دنبال ایجاد معلولیت، مطرح هستند. چهار اصل اخلاق زیست‌پزشکی، باید حتی هنگام کار در مواقع بحرانی رعایت شود تا خدمات توان‌بخشی ارائه‌شده با هنجارهای حرفه‌ای، استانداردهای اخلاقی و جنبه‌های پزشکی فرهنگ محلی همخوانی داشته باشد؛ علاوه‌براین، سیاست‌های ارتقاء جایگاه و اهمیت توان‌بخشی، بلافاصله پس از بحران و بلایا، با تأکید بر توزیع عادلانه‌ی منابع باید در کانون توجه ویژه قرار گیرند.

محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

توان‌بخشی در بلایا، به‌عنوان بخشی از کل پاسخ پزشکی، با چالش‌های بیشتری، به‌ویژه در مداخله‌ی اولیه‌ی اثرات پس از بلایا مواجه می‌شود؛ زیرا این، مفهومی جدید در مدیریت بلایاست. چهار اصل اخلاق زیستی، شامل خودمختاری، سودمندی، آسیب‌نرساندن و عدالت، درباره‌ی فعالیت‌های امدادی، بلافاصله پس از حوادث و بلایا و فعالیت‌های طولانی‌مدتِ بعدی مانند توان‌بخشی، هرجا که اجراشدنی باشد، محل بحث قرار می‌گیرند. در این مطالعه‌ی مروری، جست‌وجوی هدفمند بر اساس کلیدواژه‌های تعیین‌شده در پایگاه‌های داده‌ی معتبر، در بازه‌ی زمانی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ انجام شد. در میان مطالعات بررسی‌شده، دوراهی اخلاقی در ارائه‌ی خدمات توان‌بخشی پس از بحران و بلایا، به سبب محدودیت منابع، کم‌توجهی به توان‌بخشی در نظام سلامت، کمبود متخصصان توان‌بخشی، نبودِ امکان پیگیری کامل پس از ترخیص، دانش محدود درباره‌ی اهمیت توان‌بخشی، استیگما و انگ اجتماعی به‌دنبال ایجاد معلولیت، مطرح هستند. چهار اصل اخلاق زیست‌پزشکی، باید حتی هنگام کار در مواقع بحرانی رعایت شود تا خدمات توان‌بخشی ارائه‌شده با هنجارهای حرفه‌ای، استانداردهای اخلاقی و جنبه‌های پزشکی فرهنگ محلی همخوانی داشته باشد؛ علاوه‌براین، سیاست‌های ارتقاء جایگاه و اهمیت توان‌بخشی، بلافاصله پس از بحران و بلایا، با تأکید بر توزیع عادلانه‌ی منابع باید در کانون توجه ویژه قرار گیرند.

کبری جودکی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

در تولید مثل انسان، نقش اصلی بر عهده‌ی زنان بوده و تداوم نسل بشر به بارداری زنان وابسته است. هنگامی‌ که زنان به خاطر بقای نسل بشر، وارد این عملکرد اجتماعی می‌شوند، اجتماع موظف به محافظت از سلامت زنان باردار است. اگرچه ممکن است، جنین از مراقبت‌های بهداشتی منتفع شود، باز هم به‌طور کامل وابسته به مادر است و هر درمانی باید از طریق بدن مادر صورت گیرد؛ لذا، بیشترین امید برای افزایش سلامت جنین، با ارتقا‌ء حمایت و مراقبت از مادر باردار میسّر می‌شود. وضعیت جمعیت و چالش‌های آن و ابلاغ سیاست‌های کلی جمعیت، سبب تدوین و تصویب قانونی برای اقدام ملی در جهت اجرایی‌شدن سیاست‌های کلی مذکور گردید. قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» به بسیاری (و نه به همه‌ی) چالش‌های پیش روی جمعیت و فرزندآوری توجه کرده است. تلاش صورت‌گرفته برای مقابله با پیری جمعیت و تأمین نیازهای جمعیتی کشور، شایسته‌ی تقدیر است. در این قانون مشوق‌های اقتصادی متعددی در نظر گرفته شده است؛ ولیکن باید توجه داشت که علل تمایل‌نداشتن به فرزندآوری، تنها مادی نیست و مسائل فرهنگی و اجتماعی و سیاسی نیز از علل انکارناپذیر هستند که البته در فرازهایی از قانون به آن‌ها توجه شده؛ همچنین، در موادی از قانون، به حمایت از زوجین نابارور، زنان باردار و ارائه‌ی راهکارهایی برای مقابله با سقط‌های غیرقانونی، توجهی ویژه صورت گرفته است. متأسفانه در تدوین این مواد، نظرات کارشناسی انجمن‌های علمی مرتبط، نادیده گرفته شده است؛ لذا، چالش‌ها و ملاحظات اخلاقی و علمی متعددی در اجرای آن‌ها وجود دارد که دورشدن از اهداف قانون را سبب شده؛ به‌ویژه در برخی مواد که حقوق اولیه‌ی زنان باردار نیز نادیده گرفته شده است. در این مقاله سعی شد تا ضمن تبیین این چالش‌ها، به راهکار رفع چالش‌ها با الهام از اصول اخلاق پزشکی نیز پرداخته شود.

رسول اسمعلی پور، نرگس دستمالچی، خلیل حاجی اصغرزاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

موضوع و هدف این مقاله، بررسی جدید‌ترین ملاحظات اخلاق زیستی مرتبط با کاربرد سلول‌های بنیادی در پژوهش‌ و بالین است. فناوری سلول‌های بنیادی و پزشکی بازساختی، حوزه‌ای میان‌رشته‌ای است که با بهره‌گیری از علوم مختلف، سعی در تولید و ترمیم بافت‌ها و درمان بیماری‌ها با روش‌های مبتنی بر سلول‌های بنیادی دارد. با پیشرفت‌های اخیر در علم زیست‌پزشکی و توانمندی‌های بی‌نظیر سلول‌های بنیادی در درمان بیماری‌ها، توجه به ابعاد اخلاقی این فناوری، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. این تحقیق مروری، پس از معرفی اجمالی فناوری سلول‌های بنیادی، چالش‌های اخلاقی ازجمله: توجیهات لازم برای استفاده از سلول‌های بنیادی، حقایق مربوط به رضایت آگاهانه‌ی بیماران، حفظ کرامت انسانی و تأثیرات اجتماعی و فرهنگی ناشی از استفاده از این سلول‌ها را ارائه داده است. افزایش کاربرد روش‌های درمانی که کارآیی برخی از آن‌ها اثبات نشده و مراحل لازم را نیز طی نکرده‌اند، همچنین، عرضه‌ی مستقیم محصولات تولیدی در مراحل پیش‌بالینی به مصرف‌کننده در بازار باعث شده است، ملاحظات اخلاقی استفاده از سلول‌های بنیادی اهمیتی روزافزون پیدا کند. از طرفی، استفاده‌ی غیراصولی از این سلول‌ها ممکن است، باعث ایجاد بیماری‌هایی مانند سرطان یا گرفتگی عروقی شوند و مشکلی به مشکلات بیمار اضافه کنند. یافته‌ها مؤید این امر است که تطبیق قوانین و مقررات موجود با ملاحظات اخلاقی و پیشنهادهایی برای بهبود استانداردهای اخلاقی در پژوهش‌های بالینی، با سلول‌های بنیادی مدّنظر پژوهشگران و سازمان‌های ذی‌ربط، مرتبط است. نتایج این پژوهش، می‌تواند به راهنمایی پژوهشگران و سیاست‌گذاران در برنامه‌ریزی زمینه‌های اخلاقی تحقیق کمک کند و در پی آن، به ارتقاء کیفیت و ایمنی پژوهش‌های بالینی در حیطه‌های سلول‌درمانی و پزشکی بازساختی منجر گردد.

رضا نگارنده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

حمایت از بیمار، اساس عملکرد اخلاقی در مراقبت‌های بهداشتی است که حفاظت از حقوق بیمار و استقلال آن‌ها و ارائه‌ی مراقبت باکیفیت را شامل می‌شود. ادعا می‌شود که پرستاران بهترین موقعیت را برای ایفای این نقش دارند. هدف این مقاله، ارائه‌ی توصیفی جامع از مفهوم «حمایت از بیمار» و روش‌های بهبود آن است. در این مرور جامع، متون علمی شامل مقالات داوری‌شده، دستورالعمل‌های حرفه‌ای و سیاست‌های مرتبط جست‌وجو و بررسی شدند. با استفاده از تحلیل محتوای کیفی، داده‌های استخراج‌شده از متون، انواع حمایت از بیمار، شامل حمایت بالینی و سیستمیک (محل کار) و راهکارهای بهبود مهارت‌های مربوطه، شناسایی و ارائه شدند. حمایت بالینی، تضمین ایمنی بیمار، حمایت از تصمیم‌گیری آگاهانه و حمایت از مدیریت مناسب درد است. برای بهبود حمایت بالینی، رویکردی چندوجهی لازم است که از میان آن‌ها می‌توان به «تقویت ارتباط مؤثر، اعتماد و تصمیم‌گیری مشترک»، «تشویق به مشارکت بیمار در مراقبت و حمایت از راهکارهای خودمدیریتی»، «تقویت ارتباط و همکاری مؤثر در تیم مراقبت‌های بهداشتی» و «آگاه‌ماندن درباره‌ی تحولات اخلاقی و حقوقی و سیاستی مرتبط» اشاره کرد. حمایت سیستمی بر مسائل گسترده‌تر در نظام مراقبت‌های بهداشتی که بر مراقبت از بیمار اثر می‌گذارد، متمرکز است. بهبود حمایت سیستمی نیز مستلزم رویکردی چندوجهی است که می‌تواند شامل شناسایی و تحلیل مسائل سیستمی مانند نابرابری‌های مراقبت‌های بهداشتی، محدودیت منابع و موانع سیاستی باشد. حمایت از سیاست‌های صحیح، تخصیص کارآمد منابع و ابتکارات بهبود کیفیت، از راهبردهای رسیدگی به این مسائل است. برای بهبود حمایت سیستمی، ایجاد مشارکت‌های قوی با سایر متخصصان مراقبت‌های بهداشتی، سازمان‌های اجتماعی و سیاست‌گذاران بسیار ضروری است؛ علاوه‌براین، ارتقاء آموزش و آگاهی در نیروی کار مراقبت‌های بهداشتی و مردم، اهمیت فراوان دارد. استفاده از فناوری نیز می‌تواند جمع‌آوری داده‌ها، ارتباطات و تلاش‌های بسیج‌یافته را افزایش دهد. با اجرای این راهکارها، پرستاران و سایر اعضای تیم مراقبت بهداشتی می‌توانند به‌طور مؤثری از تغییرات سیستمیک حمایت کنند، کیفیت مراقبت را برای همه‌ی بیماران بهبود بخشند و یک نظام مراقبت‌های بهداشتی عادلانه‌تر ایجاد کنند. حمایت از بیمار نقشی پویا و چندوجهی است که یادگیری و سازگاری مداوم را می‌طلبد.

سعید بیرودیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

نظارت بر پژوهش‌های علمی، به‌ویژه در حوزه‌های پزشکی و سلامت، از یک‌ سو نقشی کلیدی در تضمین رعایت اصول اخلاقی و قانونی در پژوهش و از سوی دیگر، ارتقا و صحت نتایج حاصله دارد؛ نتایجی که مستقیماً با سلامت انسان‌ها مرتبط است. با توجه به افزایش روزافزون طرح‌های دانش‌بنیان و فناورانه و اهمیت اخلاق در پژوهش، کارگروه‌های اخلاق در پژوهش، به‌عنوان نهادهایی مستقل و معتبر، مسئولیت بررسی و نظارت بر این طرح‌ها را بر عهده دارند. این مقاله به بررسی اهمیت، چگونگی و تأثیر این نظارت بر کیفیت و اعتبار پژوهش‌های علمی در حوزه‌ی طرح‌های دانش‌بنیان می‌پردازد. این مطالعه به‌صورت مروری و با جمع‌آوری داده‌ها از دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌های اخلاق در پژوهش‌های زیست‌پزشکی موجود در سامانه‌ی کمیته‌ی ملی اخلاق در پژوهش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی انجام شده است؛ همچنین، اطلاعات از طریق بررسی مقالات علمی و پژوهش‌های مرتبط با نظارت کارگروه‌ها بر طرح‌های مصوب از منابع معتبر و به‌روز جمع‌آوری و تحلیل شده‌اند. نتایج این تحقیق نشان داد، نظارت کارگروه‌های اخلاق بر طرح‌های دانش‌بنیان، باید با حساسیت بیشتر به سایر طرح‌ها و بر مبنای توجه به ملاحظات اخلاقی مقبول و تعهدشده در طرح‌نامه صورت گیرد و در این صورت است که به‌طور درخور توجهی، به بهبود کیفیت پژوهش‌ها و کاهش تخلفات اخلاقی کمک خواهد کرد. وجود نظارت کارگروه‌های اخلاق، انگیزه‌ی بیشتری در پژوهشگران برای رعایت اصول اخلاقی در پژوهش‌ها ایجاد می‌کند؛ همچنین، کارگروه‌ها می‌توانند با ارائه‌ی مشاوره و آموزش‌های لازم، به پژوهشگران برای طراحی طرح‌های پژوهشی دانش‌بنیان و باکیفیت کمک کنند. نظارت مؤثر کارگروه‌های اخلاق در پژوهش می‌تواند به ارتقاء کیفیت و اعتبار پژوهش‌های علمی، به‌ویژه در حوزه‌ی فناوری‌های نوین و طرح‌های دانش‌بنیان یاری رساند. این نظارت نه‌تنها به کاهش تخلفات اخلاقی می‌انجامد، بلکه باعث افزایش اعتماد عمومی به نتایج پژوهش‌ها نیز می‌شود. پیشنهاد می‌شود که کارگروه‌های اخلاق به تقویت آموزش‌های اخلاقی و افزایش آگاهی پژوهشگران ادامه دهند؛ همچنین، سازوکارهای نظارتی خود را بهبود بخشند تا بهبود مستمر در این حوزه حاصل شود.

فاطمه سادات عسگریان، علی صابر، ساره باقری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اعتماد، یکی از مهم‌ترین جنبه‌های روابط انسانی است که زمینه‌ساز مشارکت و همکاری میان اعضاست؛ همچنین‌، اعتماد یکی از ارزشمندترین سرمایه‌های اجتماعی در نظام سلامت است که در صورت مخدوش‌شدن، هزینه‌ای سنگین به نظام سلامت تحمیل خواهد کرد. هدف از این مطالعه، بررسی سنجش میزان اعتماد بیماران به پزشکان و تأثیر آن بر روند درمان بیماران در بیمارستان شهیدبهشتی کاشان بود. در این مطالعه 325 نفر از بیماران مراجعه‌کننده به اورژانس بیمارستان شهیدبهشتی کاشان انتخاب شدند و بعد از اعمال معیارهای ورود و خروج، 310 نفر از آن‌ها در مطالعه باقی ماندند. در این بررسی از ابزار اعتماد عمومی استفاده شد. این پرسش‌نامه از 33 سؤال تشکیل شده که شامل شش بُعدِ مراقبت‌های بیمارمحور (شش سؤال)، سیاست‌های مراقبت از بیمار در سطح کلان (شش سؤال)، تخصص ارائه‌دهندگان (چهار سؤال)، کیفیت مراقبت‌ها (نُه سؤال)، ارتباطات و ارائه‌ی اطلاعات (شش سؤال) و کیفیت همکاری میان ارائه‌دهندگان (دو سؤال) است. بازه‌ی نمرات بین 0 تا 100 در نظر گرفته شده بود و اگر نمرات 0 تا 20 بود، اعتماد بسیار کم، بین 20 تا 40، اعتماد کم، 40 تا 60، اعتماد متوسط، 60 تا 80، اعتماد زیاد و 80 تا 100 اعتماد بسیار زیاد به مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی را نشان می‌داد. از 310 بیمار، 157 نفر (50.6درصد) مذکر و 153 نفر (49.4درصد) مؤنث بودند و میانگین و انحراف معیار سنی بیماران در زمان مطالعه 20.6±56.6 سال بود. در بین بیماران 178 نفر (57.4درصد) به بیماری حاد و 132 نفر (42.6درصد) به بیماری مزمن مبتلا بودند. میانگین و انحراف معیار نمره‌ی کلی پرسش‌نامه‌ی اعتماد عمومی 13.8±95.59 گزارش شد. این مطالعه نشان داد، نمره‌ی اعتماد عمومی بیماران به پزشکان در این مرکز زیاد است. در ارائه‌ی مراقبت‌های بهداشت و درمان، مداخلات به‌تنهایی کافی نیست و باید کیفیت خدمات، برای افزایش اعتماد و رضایت بیماران، ارتقا یابد.

فرزانه سلیمانی، لیلا افشار،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، واکسیناسیون بار بیماری‌های عفونی را بسیار کاهش داده است؛ بااین‌حال، نرخ اندک بیماری، به معنی نبودِ نظارت مداوم بر تهدید شیوع نیست. وجود افراد غیرایمن می‌تواند هر منطقه‌ای را در معرض خطر شیوع احتمالی بیماری قرار دهد. این مطالعه‌ی مروری، با هدف ارائه‌ی بینشی درباره‌ی چالش‌های اخلاقی امتناع والدین از واکسیناسیون اجباری کودکان و شناسایی شکاف‌های دانش در این حوزه برای تحقیقات بیشتر در کشور انجام گرفت. نخست، جست‌وجو در پایگاه‌های داده‌ی PubMed و ScienceDirect انجام شد. مجموعه‌ی نهایی، شامل 35 مقاله‌ی دانشگاهی، ۱ کتاب و ۱ پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد بود. جنبش‌های ضد واکسن در ایران نیز، همانند بسیاری از کشورهای دیگر، در سال‌های اخیر (به‌خصوص بعد از واکسیناسیون علیه بیماری کووید ۱۹) رشد کرده است. این جنبش‌ها عمدتاً به دلایلی ازجمله: مکتب فکری و اعتقادات مذهبی، سواد بهداشتی ضعیف، نداشتن اعتماد به نظام‌های بهداشتی، تجربیات شخصی یا اجتماعی به مخالفت با واکسیناسیون می‌پردازند. از دیرباز، واکسیناسیون اجباری اغلب به دلیل نگرانی‌های اخلاقی درباره‌ی اجبار، محل بحث بوده است. یکی از عمده‌ترین چالش‌های اخلاقی، تقابل اتونومی والدین با سلامت عمومی است. میزان احترام به اتونومی والدین، یکی از موضوعات کلیدی در اخلاق واکسیناسیون است. مسائلی همچون: اطلاعات نادرست یا اندک یا درک نامناسب اطلاعات می‌تواند اتونومی والدین را محدود کند. از طرفی، دولت نیز وظیفه و منافعی در محافظت از کودک در برابر آسیب دارد و می‌تواند در موقعیت‌هایی که کودک در معرض خطر قرار می‌گیرد، اتونومی والدین را به چالش بکشد. به‌عنوان نتیجه‌گیری کلی می‌توان بیان کرد که میزان اتونومی والدین در مداخلات برنامه‌ریزی‌شده همانند واکسیناسیون، بستگی به نسبت بین منفعت و بار آن مداخله دارد (با درنظرگرفتن اصول سودرسانی و ضرررساندن)؛ هرچقدر میزان منفعت بیشتر باشد، اتونومی والدین کمتر تعیین‌کننده است و بالعکس. در مطالعات متعددی که به این موضوع پرداخته‌اند، راهکارهایی همچون: آموزش عمومی، آموزش والدین امتناع‌کننده از واکسن و ارائه‌ی اطلاعات مبتنی بر شواهد، دراختیارگذاشتن منابع معتبر برای جست‌وجو و مطالعه، شناسایی اثرات کنترل‌گر بر اتونومی والدین، انجام‌دادن ویزیت‌های مکرر و در نهایت، استفاده از سیاست‌های منفی، همچون: اعمال قانون و جریمه و منع ورود به مهدکودک‌ها و مدارس پیشنهاد شده است.

سیدعلی انجو،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اخلاق سازمانی در ادبیاتِ خدمات مراقبت‌های سلامت، شامل ترکیبی از موضوعات پیچیده‌ی شبیه به هم است. اخلاق سازمانی به‌عنوان لبه‌ی دانش اخلاق پزشکی یا گام دوم تکامل اخلاق پزشکی معرفی شده است. برای بهتر اجراکردن ملاحظات اخلاق سازمانی در نظام سلامت، شناخت تفاوت‌ها و شباهت مفاهیم رقیب اهمیت دارد. از طرفی، تا مسائل مالی و قراردادی سازمان‌های سلامت وجود دارند، ایجاد انگیزه در مدیران برای ارتقاء جو اخلاقی سازمان تحت مدیریت آنان آسان نیست. این مطالعه درصدد است، به درکی جامع‌تر از اخلاق سازمانی در نظام سلامت دست یابد. در این مطالعه‌ی مروری، جست‌وجوی جامع ادبیات رشته‌ی اخلاق نظام سلامت در پایگاه‌های داده‌ی PubMed، Scopus، Web of Science وCINAHL  انجام شد؛ علاوه‌براین، ادبیات خاکستری از کتاب‌های منتشرشده با موضوع Healthcare Organization Ethics و  Healthcare Organizational Ethics و همچنین وب‌سایت‌های نهادهایی همچون: JCAHO و VBN استخراج شد. برای جست‌وجو، از ترکیبی از کلمات کلیدی اخلاق سلامت، اخلاق سازمانی، سازمان‌های سلامت، تصمیم‌گیری اخلاقی، انگیزه‌ی مدیران، انگیزه‌ی ارتقاء اخلاقی استفاده شد. مقالات و منابع انگلیسی زبانی که متن کامل آن‌ها به دست آمدند، مدنظر قرار گرفتند. تمام نتایج جست‌وجوها بررسی و نسخه‌های تکراری حذف شدند. این مطالعه شیوه‌های کاربردی ایجاد انگیزه و نقشه‌‌ای جامع از متون مرتبط با اخلاق سازمانی را در مراقبت‌های سلامت ارائه می‌کند.
 

فروزان اکرمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

سال‌هاست که پاسخ به سؤال احیاکردن یا نکردن نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری، ذهن متخصصان مامایی، طب پیرامون تولد، طب پیرامون نوزادی و اخلاق پزشکی را به خود مشغول کرده است. برخلاف سایر مطالعات که به تبیین ارزش و حرمت حیات انسانی در دوران زندگی داخلِ‌‌رحمی پرداختهاند، در مطالعه‌ی حاضر، ما ضمن پذیرش فرض ارزش هر لحظه از حیات انسان و مراتب شأن انسانی وی از زمان لقاح، در تلاش برای پاسخ‌گویی به این سؤال بودیم که تصمیم درست درباره‌ی حمایت از حیات در نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری در پرتو آموزه‌های اخلاقی سنت اسلام چیست؟ این پژوهش چندروشی، در سه بخشِ مرور چهارچوب‌های اخلاقی ارائه‌شده برای حمایت از حیات نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری، تبیین اصول اخلاق زیستی‌اسلامی بر اساس منابع مشترک اهل تسنن و شیعه و تحلیل و ارائه‌ی چهارچوب اخلاق زیستی انجام شده است. مطابق اصول اخلاقی سنت اسلام، برخلاف اخلاق زیست‌پزشکی سکولار، اول اینکه، باید برای حفظ و تداوم حیات نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری صرف‌نظر از کیفیت آن تلاش کرد؛ دوم اینکه، هنگام تصمیم‌گیری بین مرگ و زندگی، آنچه در اولویت قرار دارد، خواست والدین نوزاد نیست، بلکه نجات جان نوزاد و حفظ حیات وی توسط پزشک و تیم درمانی است؛ اگرچه مشارکت والدین در تصمیم‌گیری ضرورت دارد؛ بااین‌حال، حفظ حیات یک مصلحت مطلق نیست و هدف از اقدامات حمایت از حیات، صرفاً طولانی‌ترکردن حیات نوزاد برای یک مدت‌زمان محدود نیست، بلکه این اقدامات باید متناسب با پیش‌آگهی و منفعت مورد انتظار، یعنی احتمال فراوان بقای نوزاد انجام شود. این امر مستلزم ارزیابی خطر برای هر نوزاد، با توجه به وضعیت بالینی اختصاصی وی و منابع و وضعیت منطقه‌ای است. استفاده از چهارچوب اخلاق زیستی پیشنهادی، برای تدوین یک راهنمای بالینی، شامل معیارهای دستهبندی نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیستپذیری مبتنی بر وضعیت بالینی آنها، تصمیم اخلاقی برای مداخله بر اساس وضعیت بالینی، احتمال بقا و منابع موجود منطقهای توصیه میشود.

محسن رضائی آدریانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

یکی از چالش‌های مهم در ارتباط گیرنده و ارائه‌کننده‌ی خدمت سلامت، مسائل و ارتباط مالی است. این ارتباط به دو گونه‌ی مستقیم یا غیرمستقیم است. در ارتباط مستقیم مالی گیرنده و ارائه‌کننده‌ی خدمت سلامت، معضلات اخلاقی متعددی پدید می‌آید که دریافت وجه خارج از تعرفه (زیرمیزی)، سهم‌خواهی، ارجاع به خود، ارجاع بیجا، تقاضای القایی، بستری و جراحی غیرضروری، از آن جمله هستند. در شیوه‌ی ارتباط غیرمستقیم، بخشی اندک از هزینه‌ی خدمات سلامت بر عهده‌ی گیرنده‌ی خدمت است و نهاد واسط (بیمه یا وزارت بهداشت) عمده‌ی این هزینه را پرداخت می‌کند. وجود نظام پزشک خانواده، همراه با سطح‌بندی و ارجاع دقیق و صحیح، تکمیل‌کننده‌ی شیوه‌ی ارتباط غیرمستقیم مالی است. در چنین حالتی این امکان وجود خواهد داشت که تعرفه‌ی خدمات، مطابق با هزینه‌ی تمام‌شده باشد و تعرفه‌ها به اصطلاح «واقعی» شوند. در این صورت، برای بسیاری از معضلات اخلاقی پیش‌گفته، زمینه‌ای برای بروز و ظهور وجود نخواهد داشت. در نظام سلامت کنونی، نمونه‌های موجود قطع ارتباط مستقیم مالی و نظام ارجاع، گویای چنین امکانی‌ است. قانون بیمه‌ی تصادفی (ماده‌ی ۹۲ برنامه‌ی چهارم توسعه)، پزشک خانواده‌ی کمیته‌ی امداد امام(ره)، ازجمله‌ی این نمونه‌ها هستند. در مراکز درمانی که محل ارجاع بیماران مصدوم هستند، کارکنان باسابقه که قبل و بعد از اجرای قانون بیمه‌ی تصادفی را در تجربه‌ی زیسته‌ی خود دارند، به‌روشنی به تفاوت آشکار قبل و بعد از اجرای این قانون اذعان دارند. مطالعات انجام‌شده هم به این موضوع اشاره دارند.

فریبا برهانی، ماریه جنابی قدس، لادن فتاح مقدم، طاهره گیلوری، امیررضا رفیعی جوزم، مهشاد ناصرپور، محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

حساسیت اخلاقی، اولین خصوصیت رعایت اخلاق حرفه‌ای در پرستاری است که تأثیر آن در ارائه‌ی مراقبت به بیماران مشهود است. پژوهش حاضر، مطالعه‌ای کیفی بوده که با هدف تبیین مفهوم حساسیت اخلاقی در روان‌پرستاران انجام شد. در پژوهش حاضر، از روش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا استفاده شد. مشارکت‌کنندگان شامل پانزده نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان روان‌پزشکی رازی در کشور ایران بودند که با روش هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. داده‌ها پس از کسب مجوز اخلاقی، از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند گردآوری شدند. پس از انجام‌دادن مصاحبه و ضبط و ثبت داده‌ها، برای مدیریت داده‌ها از نرم‌افزار MAXQDA استفاده شد.  تحلیل داده‌ها از طریق روش پنج‌مرحله‌ای Granheim & Lundman (۲۰۰۴) انجام شده و صحت و استحکام داده‌ها نیز با استفاده از معیارهای لینکولن و گوبا  مورد بررسی قرار گرفت از معیارهای گوبا و لینکولن استفاده شد. یافته‌ها شامل سه طبقه‌ی اصلی و شش زیرطبقه، شامل دانش اخلاقی (تجربه‌ی بالینی، آموزش و توسعه‌ی حرفه‌ای)، کشمکش اخلاق و قانون (نبودِ تطابق بین اصول اخلاقی و قوانین و چالش‌های تصمیم‌گیری اخلاقی در شرایط قانونی پیچیده) و جو اخلاقی (اخلاق فردی و اخلاق سازمانی) بودند. توصیه می شود از یافته های این مطالعه آموزش و پژوهش و مدیریت پرستاری در مراقبت از بیماران مبتلا به اختلالات روان استفاده شود.

هدی احمری طهران، احمد مشکوری، طیبه ایلاقی نژاد، مریم،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

تحقیقات نشان می‏دهد، استرس در دانشجویان پزشکی به فرسودگی شغلی و ازبین‌رفتن حقوق بیماران منجر می‏شود. کاهش خلق‌وخو و بدرفتاری دانشجویان در دوره‌ی کارآموزی بدتر می‌شود. از سوی دیگر، مرور ادبیات به اهمیت روایت‌نویسی تأملی در آموزش بالینی اشاره دارد. این مطالعه، به بررسی اثربخشی روایت‏نویسی تأملی دانشجویان بر رعایت شأن بیماران و احترام به حقوق آنان در آموزش بالینی پرداخته است. این پژوهش ترکیبی، مبتنی بر نظریه‌ی یادگیری بازتابی گیبس، طی ۱۲ ماه بر روی 48 دانشجوی کارورز در بخش داخلی و جراحی و ارتوپدی انجام شد. دانشجویان پزشکی، به‌طور تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله، دانشجویان اجازه داشتند با بیماران صحبت کنند و از آن‌ها بپرسند که آیا حق و شأن بیمار به‌درستی رعایت شده است یا خیر؟ دانشجویان به‌شیوه‌ی روایت‌نویسی، عملکرد خود را به‌صورت کتبی، درباره‌ی رعایت شأن و حقوق بیمار منعکس می‌کردند. در هفته‌ی اول، پیش‌آزمون در هر دو گروه انجام شد. گروه مداخله در هفته‌ی دوم و سوم، آموزش تأملی و روایت‌نویسی تأملی را دریافت کردند. در هفته‌ی چهارم، پس‌آزمون در هر دو گروه انجام شد. برای تبیین درک دانشجویان از اثربخشی روایت‌نویسی تأملی بر عملکردشان، تحلیل محتوای کیفی صورت گرفت که شامل 12 مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته و 144 یادداشت روایت‌نویسی تأملی بود. میانگین نمرات عملکرد دانشجویان در احترام به بیمار، در گروه مداخله در پس‌آزمون (32/21±12/1) نسبت به پیش‌آزمون (85/39±9/1) به‌طور معنی‌داری بهبود یافت (0/05 = P ). آزمون تی مستقل نشان داد، تفاوت نمرات پس‌آزمون در دو گروه معنی‌دار است (0/05=P). از مصاحبه‌ها، چهار موضوع اصلی پدیدار شد: بهبود همدلی و درک احساسات بیماران، توجه به ابعاد انسانی بیماران، احترام به استقلال و حقوق بیماران و ارتقاء مهارت‌های ارتباط بین‌فردی. این مطالعه، آثار مثبت و معنی‌دار مداخلات روایت‌نویسی تأملی را بر عملکرد دانشجویان پزشکی برای رعایت شأن بیماران و احترام به حقوق آنان نشان داد. استفاده از روایات بازتابی دانشجویان پزشکی در این زمینه توصیه می‌شود.

فاطمه حکمتیان، اکرم هاشمی، سودابه هویدامنش، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اخذ صحیح رضایت آگاهانه، از حقوق مشارکت‌کنندگان در پژوهش است. هدف از آن، اطلاع‌رسانی درست درباره‌ی نوع پژوهش، نحوه‌ی همکاری، سود و زیان پژوهش و چگونگی جبران خسارت است و به بیمار برای گرفتن بهترین تصمیم، افزایش رضایتمندی و کاهش مداخلات حقوقی کمک می‌کند. این مطالعه با هدف بررسی میزان آگاهی بیماران از محتوای رضایت آگاهانه در پژوهش‌های کارآزمایی بالینی دانشگاه علوم پزشکی ایران طراحی شد. مطالعه‌ی حاضر به بررسی فرم رضایت آگاهانه‌ی کارآزمایی‌های بالینی ثبت‌شده و صحت مطالب درج‌شده در آن‌ها و ارزیابی بیماران درباره‌ی کیفیت رضایت آگاهانه و چالش‌های آن در محیط‌های آموزشی و درمانی و پژوهشی پرداخته است. نمونه‌های پژوهش از بین شرکت‌کنندگان کارآزمایی‌های بالینی دانشگاه که در سال ۲۰۲۰ ثبت و اجرا شده‌اند، انتخاب شد. پس از رؤیت فرم‌های رضایت آگاهانه، بررسی فرم‌ها از طریق چک‌لیست وزارتی صورت گرفت. شماره‌ی تماس مشارکت‌کننده‌ها یادداشت شد. با توجه به چک‌لیست با مشارکت‌کننده‌ها تماس گرفته شد تا از فهم درست اطلاعات داخل فرم رضایت آگاهانه اطلاع حاصل گردد. بررسی هم‌زمان چک‌لیست فرم‌های رضایت آگاهانه و پرسش از شرکت‌کنندگان کارآزمایی‌های بالینی پیرامون درک از محتوای بند‌های چک‌لیست، منتج به این بود که آگاهی از محتوای فرم از دید شرکت‌کنندگان پایین‌تر از انتظار ما، پس از ارزیابی‌ آگاهی‌بخشی فرم‌ها بود و این اهمیت بازنگری و نظارت بر نحوه‌ی‌ انتقال آگاهی را می‌رساند. اشاره به احتمال تهاجمی‌بودن مداخلات (25/7  درصد)، تصادفی‌بودن قرارگیری در مطالعه و امکان استفاده از دارونما (44درصد)، احتمال بهره‌مندنشدن شرکت‌کنندگان از نتایج حاصل از کارآزمایی (44 درصد) و اشاره به حفظ محرمانگی اطلاعات (47/2 درصد) کمترین میزان رعایت و تأکید بر پژوهشی‌بودن مداخلات (98/2 درصد)، متناسب‌بودن با زبان و گویش افراد (97/2 درصد)، اشاره به فواید اختصاصی (92/7 درصد) و اشاره به عوارض و مضرات اختصاصی (98/9 درصد) بیشترین میزان رعایت را از جانب پژوهشگران داشتند. از داده‌ها چنین برمی‌آید، توضیحات تیم‌های پژوهشی درباره‌ی کلیت پژوهش مفهوم و بیشتر معطوف به عوارض و منافع پژوهش بوده است. این توضیحات درباره‌ی احتمال تهاجمی‌بودن، تصادفی‌بودن مطالعه و احتمال بهره‌مندنشدن از فواید حاصل، کمتر در کانون توجه بوده است و بیماران آگاهی کافی را کسب نکرده‌اند. به‌طور کلی، نامناسب و ضعیف‌بودن میزان اطلاعات مشارکت‌کننده در هنگام تصمیم‌گیری و رضایت‌دادن، از چالش‌های مهم در فرایند اخذ رضایت آگاهانه محسوب می‌شود.

طاهره شفقت، الهه رحمانی سامانی، الناز حایری، عطیه دهقان نیری، زهرا رئیسی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

یک نظام مراقبت‌ بهداشتی کارآمد، به مشارکت فعال ارائه‌دهندگان و دریافت‌کنندگان این خدمات و ارتباط نزدیک بین آنان نیاز دارد؛ بنابراین، رعایت منشور حقوق بیماران، جزئی جدایی‌ناپذیر از ارائه‌ی خدمات بهداشتی‌درمانی است؛ بااین‌حال، وجود و تدوین و ابلاغ این منشور نمی‌تواند تضمینی برای اجرا و رعایت آن باشد؛ بنابراین، ارزیابی میزان رعایت آن ضروری به نظر می‌رسد؛ لذا، هدف از این مطالعه، بررسی میزان رعایت منشور حقوق بیمار در بیمارستان شهیدرهنمون یزد بود. مطالعه‌ی کاربردی حاضر، از نوع توصیفی‌تحلیلی بود که به روش مقطعی در بیمارستان شهیدرهنمون یزد در سال 1403 انجام شد. همه‌ی بیماران بستری در این بیمارستان، جامعه‌ی پژوهش بودند. نمونه‌گیری با روش خوشه‌ای تصادفی و با بهره‌گیری از پرسش‌نامه‌ی استاندارد پارساپور و همکاران، برای سنجش میزان رعایت منشور حقوق بیمار انجام صورت گرفت. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های من ویتنی، کروسکال والیس و با کمک نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 26 انجام گرفت. نتایج مطالعه حاکی از میزان متوسط ادراک بیماران (11/10 ±53/99) از رعایت منشور حقوق بیمار در بیمارستان رهنمون بود. بیشترین میزان رعایت منشور حقوق بیماران از دید ایشان، مربوط به حیطه‌ی احترام به بیمار و حفظ حریم شخصی (2/65±12/78) و کمترینِ آن، مربوط به وجود نظام رسیدگی به شکایات بیمار (1/74±2/97) بود. رﺿﺎﻳﺘﻤﻨﺪی ﺑﻴﻤﺎران، به‌عنوان ﻳﻜﻲ از ﺷﺎﺧﺺ‌ﻫﺎی ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻬﻢ در ﻧﻈﺎم ﺳﻼﻣﺖ، در ﮔﺮو رﻋﺎﻳﺖ ﺣﻘﻮق ﺑﻴﻤﺎران اﺳﺖ؛ لذا، راهکارهایی همچون: آگاه‌سازی کارکنان از اهمیت رعایت حقوق بیمار، آگاهی‌دادن به بیماران درباره‌ی حقوق خود از طریق کارکنان و رسانه‌ها، برنامه‌ریزی مدیر بیمارستان در زمینه‌ی حقوقِ کمتر رعایت‌شده، همکاری بیشتر کارکنان و بیماران با یکدیگر، پیگیری نمونه‌های نقض حقوق بیماران و تصویب قوانینی برای تضمین رعایت حقوق بیماران و نظارت بر اجرای این حقوق در جهت ارتقاء رضایت بیماران از خدمات بهداشتی‌درمانی و افزایش توجه کادر درمانی به رعایت حقوق بیماران، توصیه می‌شود.

فاطمه رحیمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

ویزیت از راه دور، فناوری نوینی در حوزه‌ی پزشکی است که امکان ارائه‌ی خدمات مراقبتی‌درمانی از راه دور را فراهم می‌کند و پتانسیل فراوانی برای بهبود دسترسی، کاهش هزینه‌ها و افزایش رضایت بیماران دارد. با وجود این مزایا، نگرانی‌هایی درباره‌ی پیروی‌نکردن نیروهای درمانی از پروتکل‌های ویزیت از راه دور و پیامدهای ناگوار آن در زمینه‌ی ایمنی بیمار، حریم خصوصی و کیفیت خدمات وجود دارد. در این مقاله، به اهمیت ایجاد پروتکل‌های ویزیت از راه دور و پایش استفاده از آن پرداخته شده است. برای اجرای مؤثر ویزیت از راه دور، باید ملاحظاتی در سه مرحله، در کانون توجه قرار گیرد: پیش از ویزیت، هنگام ویزیت و پس از آن. اطمینان حاصل‌کردن از مناسب‌بودن این نوع ویزیت برای بیمار با توجه به وضعیت او، شکل‌گیری رابطه‌ی پزشک و بیمار بر اساس اعتماد متقابل و احترام، اخذ رضایت آگاهانه از بیمار، هماهنگی میان ارائه‌دهندگان خدمات مراقبتی‌درمانی و توجه به تفاوت‌های فرهنگی و زبانی، برخی از مهم‌ترین ملاحظاتی هستند که رعایت آن‌ها در مرحله‌ی پیش از ویزیت، ضروری است. مدیریت محیط فیزیکی و تجهیزات آن، نظیر اینترنت پرسرعت و دوربین باکیفیت و مستندسازی کامل و شفاف از فرایند ویزیت نیز، از ملاحظات هنگام ویزیت است. پس از ویزیت نیز، ارزیابی تجربه‌ی بیمار و رفع مشکلات احتمالی می‌تواند به بهبود خدمات کمک کند. چالش‌های فنی، مانند تهدیدهای حریم خصوصی و نیاز به ابزارهای رمزگذاری قوی، هزینه‌های اولیه‌ی بالا و ضرورت شفافیت مالی و بیمه‌ای، از دیگر مسائلی است که باید به آن توجه شود؛ همچنین، آموزش مداوم پزشکان و بیماران و درنظرگرفتن نیازهای افراد دارای معلولیت، از الزامات این فناوری است. در نهایت باید اذعان داشت، تدوین دستورالعمل‌های جامع، تطبیق با استانداردهای بین‌المللی و نظارت مداوم می‌تواند ویزیت از راه دور را به ابزاری مؤثر و پایدار در نظام مراقبتی‌درمانی یک کشور تبدیل سازد و در ارتقاء سلامت عمومی، نقشی مهم ایفا کند.

میلاد کاظمی نجم، طاهره طولابی، عباس عباس زاده، رسول محمدی، نسرین ایمانی فر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

مراقبت معنوی، حلقه‌ی گمشده‌ی مراقبت کل‌نگر است. نتایج مطالعات، حاکی از صلاحیت اندک مراقبت معنوی پرستاران مخصوصاً در وضعیت اورژانس است؛ ازاین‌رو، پرستاران اغلب در وضعیت اورژانس از مراقبت معنوی غفلت می‌کنند. مطالعه‌ی حاضر، به‌منظور تعیین تأثیر آموزش اخلاق حرفه‌ای بر صلاحیت مراقبت معنوی پرستاران بخش اورژانس انجام شد. این پژوهش، یک مطالعه‌ی کارآزمایی تصادفی‌سازی‌شده‌ی کنترل‌دار دوگروهی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون است که روی 84 پرستار شاغل در بخش اورژانس مراکز آموزشی‌درمانی دانشگاه علوم پزشکی لرستان، به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انجام شد. در گروه مداخله، چهار جلسه کارگاه آموزشی برگزار شد و پرسش‌نامه‌ی صلاحیت مراقبت معنوی، ابزار مطالعه بود. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS، آمار توصیفی (میانگین و میانه و درصد) و آزمون‌های آماری استنباطی (آنالیز واریانس تکرارشونده، تی مستقل و تست دقیق فیشر) استفاده شد. این مطالعه در دو گروه مداخله (42 نفر) و کنترل (42 نفر) صورت گرفت. بیشتر افراد شرکت‌کننده در هر دو گروه مداخله و کنترل، زن بودند. میانگین (انحراف معیار) نمره‌ی صلاحیت مراقبت معنوی قبل و بعد از مداخله و یک ماه بعد از آن، به‌ترتیب 57 (6/89)، 85/61 (7/47) و 83/41 (16/58) بود. آزمون آنالیز واریانس اندازه‌گیری‌های مکرر نشان داد، تغییرات میانگین صلاحیت مراقبت معنوی کل و همچنین، خرده‌مقیاس‌های آن، شامل ارزش‌های انسانی، آگاهی، ارزیابی، اجرا و نگرش در طول زمان‌های پیش‌گفته در دو گروه کنترل و مداخله معنادار بود (0/001 > P). در خرده‌مقیاس خودشناسی، میانگین نمره‌ی کسب‌شده در دو گروه کنترل و مداخله، در زمان‌های متفاوت، تفاوت معناداری نداشت. نتایج این مطالعه نشان داد، آموزش اخلاق حرفه‌ای باعث ارتقاء صلاحیت مراقبت معنوی پرستاران می‌شود. با برگزاری کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی، همچنین، دوره‌های ضمن خدمت اخلاق حرفه‌ای و مراقبت معنوی برای پرستاران می‌توان صلاحیت مراقبت معنوی پرستاران را ارتقا داد؛ بنابراین، به قانون‌گذاران حوزه‌ی سلامت و مدیران پرستاری توصیه می‌شود، به اخلاق حرفه‌ای، به‌عنوان پایه و اساس تمام اقدامات پرستاری، نگاه و توجهی ویژه داشته باشند و از روش‌های نوین و جذاب، مانند روش مطالعه‌ی حاضر، یعنی سناریو در دوره‌های ارتقاء اخلاق حرفه‌ای استفاده کنند.


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb