51 نتیجه برای درمان
منصوره مدنی،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمانی که پزشک تشخیص دهد درمان بیمار نتیجهای در پی ندارد، موظف است که از درمان بیمار پرهیز کند ولی این کار با مشکلات جدی و پرتنشی همراه است. در مقالهی حاضر، با مرور مقالات و کتب مربوطه و بهمنظور تسهیل در امر تصمیمگیری اخلاقی درمانگران، تلاش شده است که ضمن تشریح اشکال بالینی متفاوت اقدامات درمانی بیهوده، ابعاد نظری و عملی این مسأله مورد بررسی قرار گیرد. یکی از این مشکلات، ابهامات موجود در تعریف بیهودگی است. مشکل بعدی تعیین ملاکهای عملی و قضاوت در انتساب عنوان بیهودگی به یک درمان خاص است. این ابهام تاحدودی ناشی از تفاوت دیدگاهها در باب هدف درمان، اختلاف در ارزشهای پزشک و بیمار و اختلاف سلیقه دربارهی کسی است که در نهایت حق تصمیمگیری دارد؛ همچنین، ممکن است مرتبط با مسائل مالی و انگیزه های غیراخلاقی باشد. تزاحمات عملی، مانند تقاضای درمان بیهوده از سوی بیمار و مسألهی تقدس حیات، بهویژه در دیدگاههای مذهبی نیز بخش دیگری از این مشکلات را تشکیل میدهد. برای درمان بیهوده تعاریف متعددی ارائه شده است که هریک درصدد مشخص کردن مرزی بودهاند که بتوان در ورای آن درمان را بیهوده دانست، اما صرفنظر از اینکه چه تعریفی پذیرفته شود، بررسیها نشان میدهد که تقاضای درمان بیهوده از سوی بیمار است که اغلب ناشی از بیاعتمادی و مشکلات عاطفی است و برای حل آن نیاز به درایت پزشک و در موارد اندکی نیز دخالت قانون است. مشکل جدی دیگر که بیشتر در زمینهی مراقبتهای پایان حیات در دیدگاههای مذهبی پیش میآید و ارتباط نزدیکی با اتانازی غیرفعال دارد، ضرورت حفظ نفس است. در این مورد با اولویت دادن به موضوعات مهمتری چون محدودیت بودجهی سلامت، میتوان به قواعد عملی و راهگشا دست یافت.
منیژه سرشتی، احمد ایزدی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده
افشای خبر بد موضوعی عاطفی برای پرسنل بهداشتی و درمانی و بیماران است. دیدگاه کلی نسبت به یک تجربهی مثبت یا منفی در مورد خبرهای بد میتواند در سازگاری و تطبیق بعدی بیمار مؤثر باشد. این مطالعه با هدف تعیین نگرش پرسنل بهداشتی و درمانی نسبت به مهارت انتقال خبر بد در بخشهای زنان و زایمان و نوزادان انجام شده است. این مطالعهی توصیفی – مقطعی در سال 1391 در شهرکرد انجام شد. نمونهی پژوهش شامل 70 پرسنل شاغل در بخشهای زایمان و مراقبت ویژهی نوزادان و پرسنل دانشکدهی پرستاری و مامایی با حداقل یکسال سابقهی کار بالینی بود. نمونهگیری به روش سرشماری انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی محقق ساخته در دو بخش مشخصات دموگرافیک و نگرشسنجی پرسنل بهداشتی و درمانی در مورد افشای خبر بد بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد. 2/63 درصد واحدهای پژوهش در زمینه انتقال خبر بد به والدین نگرش مثبت داشتند. 6/77 درصد افراد مورد مطالعه در هنگام انتقال خبر بد با مشکل مواجه شده و 6/92 درصد افراد برگزاری کارگاه در این زمینه را ضروری دانستند. بین محل خدمت و تحصیلات با نگرش پرسنل ارتباط آماری معنیدار وجود داشت (P<0.0001). بدین مفهوم که افراد شاغل در دانشکده و افراد دارای تحصیلات بالاتر در مقایسه با سایر پرسنل بیشتر نگرش مثبت داشتند. بین وضعیت تأهل، سابقهی مشکل در انتقال خبر بد، شرکت در کارگاه آموزشی، سابقهی کار، جنس و سن واحدهای پژوهش و نگرش، ارتباط آماری معنیدار وجود نداشت (P>0.05). اکثر پرسنل نسبت به انتقال سریع اطلاعات (5/76 درصد)، تماس مادر با نوزاد فوت شده (4/57 درصد)، اتاق اختصاصی برای مادران دچار فقدان (4/54 درصد)، ممانعت از تماس سایر بیماران و همراهان با مادر دچار فقدان (6/70 درصد) نگرش منفی داشتند. بیشتر واحدهای پژوهش نسبت به گرفتن تاریخچه بلافاصله بعد از وقوع حادثه (5/51 درصد)، ارتباط بیشتر از معمول با مادر دچار فقدان (4/57 درصد)، اطلاع خبر بد ابتدا به فامیل و اعضای خانوادهی مددجو (3/60 درصد) نگرش مثبت داشتند. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهاد میشود، آموزش مهارتهای ارتباطی در زمینهی انتقال خبر بد، برای آمادگی هر چه بیشتر پرسنل شاغل در بخشهای زنان و نوزادان، در برنامههای آتی آموزش مداوم پزشکی در اولویت قرار گیرد.
سیده فاطمه واثق رحیمپرور ، لیلا نصیریانی، تهمینه فرج خدا، ناصر بحرانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
عملکرد اخلاقی یکی از مولفههای اصلی ارائهی مراقبت با کیفیت و شایسته به زنان و مادران است. این مطالعه با هدف تعیین میزان رعایت کدهای اخلاق حرفهای در ماماهای مراکز بهداشتی - درمانی شهر تهران طراحی شد. این مطالعه توصیفی- مقطعی، در سال 1392 انجام شد. 125 نفر از ماماهای مراکز بهداشتی - درمانی شهر تهران بهروش طبقهای سهمیهای بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی خود گزارش دهی شامل دو بخش بود: مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه روا و پایای کدهای اخلاق ارائهدهندگان خدمات سلامت باروری. در پژوهش حاضر 10 حیطه از این پرسشنامه (شامل 43 سؤال در مقیاس لیکرت 5 قسمتی از خیلی کم تا خیلی زیاد) مورد استفاده قرار گرفت. جهت تحلیل دادهها از آمار توصیفی در نرمافزار SPSS استفاده شد. میزان رعایت کدهای اخلاق حرفهای در ماماهای مراکز بهداشتی - درمانی شهر تهران 522/0±866/3 بود. لازم به ذکر است که حداقل نمرهی 1 و حداکثر 5 بوده است. میزان رعایت هر حیطه به تفکیک عبارت بود از: رعایت حق کرامت انسانی مددجو 676/0±77/3، حق تصمیمگیری مددجو 58/0±61/3، اخذ رضایت آگاهانه از مددجو 889/0±48/3، آشکار سازی اطلاعات برای مددجو 74/0±4، رعایت حق محرمانه نگه داشتن اطلاعات مددجو 844/0±83/3، افشاء اطلاعات مددجو 723/0±47/3، رعایت حق حریم خصوصی مددجو 709/0±08/4، سودرسانی و عدم ضرررسانی به مددجو 698/0±97/3، رعایت عدالت نسبت به مددجو 802/0±14/4 و ارتباط حرفهای با همکار 709/0±23/4. پیشنهاد میشود جهت ارتقاء هر چه بیشتر کیفیت خدمات مامایی، به آموزش اخلاق حرفهای (تئوری و بالینی( بیشتر از قبل توجه گردد و کدهای اخلاق مامایی پس از اطلاعرسانی گسترده، بهکار گرفته و پایش شود.
منصوره مدنی، انسیه مدنی،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1393 )
چکیده
امتناع بیمار از درمان، از نتایج منطقی اخذ رضایت از بیمار است و یکی از حقوق او بهشمار میرود، ولی میتواند منجر به آسیب بیمار یا اطرافیان او و نیز خسارت به نظام سلامت شود. در این مقاله مسائل اخلاقی مربوط به مواجههی عملی با امتناع بیماران مد نظر قرار گرفته است.
امتناع از درمان اشکال بالینی گوناگونی دارد و مواجههی صحیح با آن مستلزم درک و افتراق این اشکال است. برخی از اشکال امتناع از درمان مانند احتمال آسیب به شخص سوم، بیشتر ابعاد قانونی دارد و برخی حالات مانند بیمار فاقد ظرفیت تصمیم-گیری، دستورالعمل مشخصی دارد. عمدهترین چالشهای اخلاقی در زمینهی امتناع بیماران دارای ظرفیت رخ میدهد که این مقاله عمدتاً به مباحث کاربردی مرتبط به این گروه اختصاص یافته است. بیشترین مشکلات این بیماران ناشی از ارتباط نامناسب با درمانگران و هیجانات زودگذر است. درمانگران باید ضمن آمادگی قبلی با این مواجهه، بهجز موارد اورژانس حیاتی که درمان بدون رضایت انجام میشود، تا حد امکان موانع امتناع را برطرف کرده و در کسب رضایت بیمار تلاش کنند. در صورتی که موفق به این امر نشدند، ضمن مستندکردن امتناع بیمار، سایر اقدامات درمانی را به او ارائه دهند.
داود دهقان، محمد مزیدی، بابک شمشیری، سعید رحیمیان، محمدرضا تقوی،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
ارزششناسی یکی از مهمترین قلمروهای مکاتب فلسفی است که به مقولات زیباییشناسی و اخلاق میپردازد. ارزششناسی با اخلاق بهطور عام و اخلاق حرفهای بهطور خاص در ارتباط است. امروزه، نظامهای اخلاقی بهدنبال پاسخگویی به نیازهای انسان در زمینههای مختلف هستند؛ یکی از حوزههایی که اخلاق به آن وارد شده، اخلاق حرفهای رواندرمانگران است. در این نوشتار با مبنا قرار دادن ارزششناسی حکمت اشراق به مثابهی یکی از فلسفههای اصلی اسلامی، بهدنبال استخراج اصول و روشهای اخلاق حرفهای آن برای روانشناسان و رواندرمانگران هستیم. شیخ اشراق برای دستیابی سالک به تزکیهی نفس و تصفیهی دل بر اساس مبانی ارزششناسانهی حکمت اشراق، دستورالعملهایی را توصیه کردهاست. هدف این مقاله استخراج تلویحاتی از این نظام ارزشی جهت رواندرمانگران است. روش این پژوهش از نوع توصیفی - تفسیری است. اهلیت داشتن، صداقت، پرهیز از ظلم، خیرخواهی، امانتداری، مسؤولیتپذیری، توجه به کرامت انسانی و سکوت از جمله مفاهیم اخلاقی در حکمت اشراق هستند که اگر رواندرمانگران بتوانند حتی بعضی از این ویژگیها را در خود تحقق بخشند، توانایی آنها در فرایند مشاوره و رواندرمانی به مراتب افزونتر خواهد شد
سمانه السادات ملک ثابت، حمید کاویانی پویا، محمدحسن نجفی، اعظم سیامک دستجردی،
دوره 8، شماره 5 - ( 11-1394 )
چکیده
امروزه، رایحهدرمانی بهعنوان یکی از روشهای طب مکمل بسیار پرکاربرد است. مطالعهی تاریخ پزشکی نشان از سابقهی تاریخی این روش درمانی در تمدنهای باستانی از جمله تمدن باستانی ایران بهعنوان یکی از قدیمیترین روشهای ضدعفونی و درمانی دارد.
در این مقالهی مروری سعی شد با مطالعهی متون مذهبی و آثار مکتوب باقیمانده از ایران باستان که بیشتر به زبان پهلوی هستند و در تاریخ ایران شواهدی مبنی بر استفاده از این روش درمانی ارائه شدهاست، به این پرسش که رایحهدرمانی چه جایگاهی در پزشکی ایران باستان دارد پاسخ داده شود.
طبق باورهای ایرانیان، بیماری فراوردهای اهریمنی بود و اهریمن و دیوان گناک مینو در ایجاد بیماری عامل اصلی بهشمار میرفتند که یکی از ویژگیهای این موجودات پلید، بوی بد و پلشتی آنها بود. بر این اساس، ایرانیان نیز با توسل به گیاهان و رعایت برخی اصول بهداشتی سعی در زدودن بیماریها داشتند. آنها بهدلیل اینکه عوامل انتقال بیماری را پلشتیها و بوی بد و هوای نامطبوع میدانستند، با توجه به آموزهای دینی که نیروهای اهورایی را خوشبوی میپنداشت، در همگامی با نیروهای اهورایی از رایحهی خوش استفاده کرده و از مواد و گیاهان و چوبهای خوشبو به گونههای مختلف برای از بین بردن عوامل بیماری (در پیشگیری) و درمان برخی بیماریهای جسمی و روانی بهره میبردند.
مصطفی همدانی،
دوره 8، شماره 5 - ( 11-1394 )
چکیده
مقدمه و بیان مسئله: نگرش رسول گرامی خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به درمان جسم دارای ابعاد مختلف اعتقادی، هستیشناختی، اخلاقی، فقهی و طبی است. این مقاله به مطالعۀ نگرش عرفانی و اخلاقی ایشان به درمان میپردازد تا ماهیت درمان را از منظر عرفانی و نیز رفتار اخلاقی طبیب دینورز در فرایند درمان را تبیین کند.
روش پژوهش: این تحقیق، با استناد به آیات قرآن کریم و تفاسیر مرتبط و نیز روایات نبوی در جوامع روایی شیعه و سنی و طبق روش اسنادی – کتابخانهای انجام گرفته است.
نتایج: نتایج این تحقیق نشان داده است پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) درمان را با نگرشی توحیدی صرفاً مستند به خدای متعال دانسته و بلکه نام «طبیب» را نیز مخصوص حضرت پروردگار معرفی فرموده که شفا تنها در دست اوست. آن حضرت، پزشکان را افرادی «رفیق» که با رفق و مدارا به بیمار خدمت میکنند دانسته است. البته ایشان پزشک را نه برکنار از فرایند درمان بلکه به عنوان مجرای فیض پروردگار معرفی فرموده است و با این نگرش، اصحاب خود را به پیروی از فرایندهای درمانی توصیه نموده است. آن حضرت دارو را نازل شده از ناحیۀ خدای متعال دانسته و فرمودند خدای متعال برای هر دردی دارویی را نازل فرموده است. همچنین طبق آموزههای اخلاقی رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) سه وظیفۀ محوری در فرایند درمان برای پزشک وجود دارد: لزوم تخصص پزشک، تلاش او در کشف درمان، دوری از مداوا جستن از محرمات.
کاربرد و آثار: آموزۀ هستیشناسانۀ عرفانی نبوی دربارۀ درمان که «خدای متعال برای هر دردی دارویی را نازل فرموده است»، یک انگارۀ بسیار مهم است که میتواند به عنوان یک گزارۀ فراروشی، طب را از بحرانهای پارادایمی مرتبط با موضوع نجات دهد. همچنین دیگر نگرشهای عرفانی آن حضرت به درمان، میتواند با ایجاد صبغۀ توحیدی در فرایند درمان، مبادی اخلاقی درمان را تبیین کند. اصول اخلاقی مطرح شده در ارتباط پزشک و درمان نیز میتواند با رهیافتی نو یعنی با ابتنا بر مسئولیت در برابر حرفه پزشکی (فعلاً با تاکید بر حرفه و بس و بدون توجه به مسئولیت در برابر بیمار) به عنوان مسئولیتی الاهی به ارتقای مسئولیت حرفهای پزشک بیانجامد.
امیراحمد شجاعی،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1395 )
چکیده
پزشکان گرچه وظیفه دارند برای سلامت بیمار خود از هیچ تلاشی فروگذار نکنند، اما گاهی اوقات علاج بیمار آنها در توان حرفهپزشکی نیست و عملا برای درمان ایشان نمیتوان کاری کرد. در این جا با دوگونه بیمار مواجه هستیم: یکی بیماران هوشیار که قادرندچند صباحی را در هوشیاری بگذرانند و طبعا پزشکان برای تداوم حیات و بهبود کیفیت زندگی آنها همه اقدامات لازم را انجام میدهند و دسته دیگر بیمارانی که ناهوشیار بوده و از منظر دانش و تجارب پزشکی نه تنها امکان علاج آنها نیست، بلکه امکان هوشیاری مجدد آنها نیز نمیباشد. این دسته دوم موضوع مقاله پیش رو هستند و میدانیم که این بیماران معمولا مدت طولانی با کمک دستگاه تنفس مصنوعی و خدمات بخش مراقبت ویژه بقا مییابند و هزینههای زیادی بردوش بیمارستان و خانواده میگذارند وبه دلیل کم بودن تختهای آی سی یو، مانع از درمان سایر بیماران نیازمند میشوند و سؤال مقاله این است که بیمارستان اخلاقی در برخورد با این بیماران چه باید بکند؟ وآیا قطع درمان ایشان فعلی اخلاقی است یا خیر؟
پاسخ این سؤال که در لابهلای مسائل و بحثهای مقاله میآید به شکل خلاصه ایناست که بیمارستان اخلاقی باید خطمشی درمانی این بیماران را با نگاهی جامعه محور و مبتنی بر آموزههای اسلام و رعایت عدالت و انصاف، تدوین کرده و به اطلاع عموم برساند و نسبت به آنها اعلام پایبندی کند و بیماران و همراهان را به رعایت این خطمشیها ترغیب و تشویق نماید.
محسن رضائی آدریانی، سعید نظری توکلی، مهرزاد کیانی، محمود عباسی، محسن جوادی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
اخلاق پزشکی، دانشی کهن است. برخی از موضوعات مطرح در آن، سابقهای تاریخی دارد و برخی دیگر از چالشهای آن، نوین است و با پیشرفتهای فناوری پدید آمده است. یکی از این چالشها که سابقهای تاریخی دارد اما بهتازگی نمودی بیشتر یافته، «بینتیجهبودن درمان» است. در تعریف آن گفته شده است، درمانی که نتواند به هدف تعیینشدهی خود برسد، بینتیجه خواهد بود. این موضوع در اواخر دههی هشتاد میلادی، تحت عنوان واژهی Medical Futility وارد متون پزشکی شد. براساس این بررسی، میتوان نتیجه گرفت که این واژه را زمانی باید به کار ببریم که احتمالاً، اقدام درمانی، نتیجهی مطلوب و آن «نتیجه»ای را که تیم سلامت و بیمار/خانواده به دنبال آن هستند (سلامت بیمار)، محقق نخواهد کرد. در کشور ما برای این عبارت، معادلهایی گوناگون ارائه شده است؛ «بیفایدگی پزشکی»، «بیهودگی در پزشکی» و حتی «درمان نابهجا» از آن جملهاند. این مقاله در جستوجوی معادل فارسی مناسب برای این مفهوم است. ازآنجاکه ممکن است استفاده از تعابیری مانند «بیهوده» یا «بیفایده»، باعث برداشت نادرست و پدیدآمدن سوءتفاهم میان بیمار/خانواده و تیم پزشکی شود و اعتماد بین بیمار/خانواده و تیم پزشکی را در معرض آسیب قرار دهد، بهترین تعبیری که به نظر میرسد میتوان جایگزین این واژهی انگلیسی کرد، تعبیر «درمان بینتیجه» است.
سعید رهایی، فاطمه حیدری،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
بیماران مبتلا به یک بیماری پیشرفته، پیشرونده و لاعلاج یا صعبالعلاج، بهتدریج در وضعیتی قرار میگیرند که اقدامات درمانی، نتیجهای در بهبود وضعیت و تجدید سلامتی آنها ندارد و بهتدریج، در آستانهی مرگ قرار میگیرند. در این دوران، مراقبتهایی به بیمار ارائه میشود که به مراقبتهای پایان حیات معروفاند. این مراقبتها شامل درمانهای طولانیکننده و نگهدارندهی حیات بیمار و مراقبتهای تسکینی میشوند. درمانهای نگهدارندهی حیات، زندگی بیمار را معمولاً، قدری طولانیتر میکنند؛ اما رنجی بسیار بر او تحمیل میشود؛ درحالیکه، در مراقبتهای تسکینی، بیمار احتمالاً مدتی کوتاهتر زنده میماند؛ اما کمتر رنج میکشد. اکنون این سؤال مطرح است که آیا بیمار میتواند بین این دو شیوه، یکی را برگزیند؟ بیشتر فقها با توجه به قاعدهی «لزوم حفظ نفس»، معتقدند بیمار نمیتواند شیوهی نخست یعنی درمانهای نگهدارندهی حیات را رد کند. این مقاله ابتدا به بررسی ادلهی قاعدهی لزوم حفظ نفس پرداخته و با تبیین دیدگاه فقها دربارهی انتخاب میان این مراقبتها، اثبات میکند علیرغم پذیرفتن قاعدهی لزوم حفظ نفس، این قاعده محکوم به ادلهی «لاضرر و لاحرج» بوده و همچنین، بهواسطهی قاعدهی «سلطنت» تخصیصپذیر است؛ هرچند میتوان قائل شد که با توجه به ادلهی قاعدهی لزوم حفظ نفس، بیمارانی که در این مرحله قرار میگیرند، تخصصاً از موضوع قاعده خارجاند.
محمد راسخ، سعیدرضا غفاری، علیرضا میلانیفر، فرهاد یغمایی، فائزه عامری، شیرین برومند،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
پیشرفت روشهای جدید درمان ناباروری در دوران معاصر، بحث دسترسی به آنها را مطرح کرده است. تعیین افرادی که میتوانند به این روشها دسترسی داشته باشند و حدود و ثغور این دسترسی تا حد زیادی وابسته به تعریفی است که از ناباروری ارائه میشود. قانونگذار جمهوری اسلامی ایران در قانون نحوهی اهدای جنین، تنها زوجین ناباروری را که «بنا به گواهی معتبر پزشکی، امکان بچهدار شدن نداشته باشند» واجد صلاحیت دریافت جنین دانسته است. بااینحال، در واقع، متقاضیان استفاده از روشهای درمان ناباروری از زوجین نابارور فراتر رفته و زوجینی را در بر میگیرد که میخواهند، مستند به ادلهی پزشکی، با استفاده از این روشها از تولد فرزند بیمار جلوگیری کنند. بدینترتیب، با تقویت رویکرد پیشگیرانه به روشهای کمکباروری، با مفهوم و برداشتی نوین از ناباروری مواجه هستیم. توسعهی این مفهوم به زوجینی که از نگاه متعارف پزشکی بارور هستند اما فرزند آنان بیمار متولد خواهد شد، زمینهی تجدیدنظر در تعریف حقوقی ناباروری را فراهم میآورد. بر این اساس، با تکیه بر استدلالهای اخلاقی، بهرهگیری از قوانین و مقررات و رویهی موجود در دیگر نظامهای حقوقی و نظرات فقهی میتوان تفسیری دیگر از قانون اهدای جنین ایران به دست داد و چارهای برای استفاده از درمانهای ناباروری با مداخلهی ثالث برای زوجین «در حکم نابارور» اندیشید.
سیده افروز حسینی، فریده الهیمنش، نمامعلی آزادی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
رضایت بیماران از مراکز درمانی، یکی از شاخصهای مهم کیفیت مراقبت و ارائهی خدمات درمانی است. توجه به سطح رضایت مراجعان، در برنامهریزیهای مدیریتی در نظامهای خدمات سلامتی، نقشی مؤثر ایفا میکند. هدف از این مطالعه، بررسی میزان رضایت بیماران از کیفیت خدمات ارائهشده در بیمارستان شهیدبهشتی شهرستان قروه، در سال ۱۳۹۴ بود. این پژوهش از نوع مقطعی: توصیفیتحلیلی بود. جامعهی آماری ۳۸۴ بیمار بود که به روش نمونهگیری خوشهای، در یک مرحله، از بخشهای مختلف بیمارستان انتخاب شدند. رضایت بیماران، به کمک پرسشنامه که روایی و پایایی آن تأیید شده بود، بررسی شد. اطلاعات بهدستآمده، با نرمافزار آماری SPSS20 و t-test تحلیل شد. نتایج نشان داد که بیشترین رضایت بیماران، از بین بخشها، مربوط به بخش اورژانس و کمترین میزان رضایت، مربوط به بخش آیسییو بود. رضایت کلی از خدمات بهداشتیدرمانی بیمارستان شهیدبهشتی قروه ۷۲ درصد بود. در این مطالعه، میزان رضایت با محل زندگی، رابطهی معنیدار داشت؛ ولی دربارهی دیگر عوامل اثرگذار بر انتظارات بیماران، رابطهی معنیدار مشاهده نشد. با توجه به پیشرفتهای چشمگیر نظام سلامت در سالهای اخیر، رضایت بیماران از سطحی پذیرفتنی برخوردار بوده است؛ البته باید مشکلات و ضعفها در حوزهی خدمات درمانی را نیز در نظر داشت و برای رفع نارضایتیها و بهبود کیفیت خدمات ارائهشده تلاش کرد.
جواد علیپور سیلاب، ناصر صدقی، حسین نامدار، علیرضا غفاری، محمدرضا دشتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
نظام طب ایران در عصر قاجار تداوم نظام مبتنی بر طرز تفکر اخلاطی بود. بر این اساس، بروز اغلب بیماریها با دیدگاهی کلنگر به برهمخوردن تعادل اخلاط چهارگانهی «خون، سودا، صفرا، بلغم» نسبت داده میشد. شیوههای پیشگیری و درمانی نیز در همین فضای شناختی و معرفتی انجام میشد. نمونهی بیماری «آبله» بیانگر چنین دیدگاهی در عصر قاجار است. مطابق با یافتههای پژوهش حاضر، در ادبیات طبی عصر قاجار، دانههای چرکی در پوست بدن با حالت سخت بهصورت تک یا بههمپیوسته با رنگهای مختلف، جُدَری یا آبله نامیده شده است. به لحاظ شناختی، طبیبان عصر قاجار به تأسی از طبیبان سابق، بیماری آبله را بر حسب خِلط در زمرهی بیماریهای گرم و تر (دموی) دستهبندی کرده و جوشش خون در بدن را علت بهوجودآمدن بیماری برشمردهاند. مواجهه با بیماری آبله به دو صورت روشهای پیشگیرانه و درمانی عملی میشد؛ برای پیشگیری از ابتلا به بیماری، سفارشهای لازم در قالب سته ضروریه و بهویژه مراعات انواع پرهیز ارائه میشده است. در کنار مراعات انواع پرهیز، برای درمان نیز، نمونههای مختلفی از انواع دارو با منشأهای مختلف جهت رفع نشانهها و عوارض بیماری در سطح اعضای بدن، به کار برده میشد. پژوهش حاضر مطالعهای مروری است و در آن تلاش شده تا با روش توصیفیتحلیلی، ماهیت، چیستی و شیوههای پیشگیری و درمانی بیماری آبله در نظام طبی ایران عصر قاجار بررسی شود. اطلاعات و دادههای لازم به شیوهی کتابخانهای گردآوری شده است.
هاجر یعقوبی، محسن صفایی، علی شجاعیان، سمیرا صنمی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
ژندرمانی شامل ورود ژنهای اختصاصی و عملکردی به درون سلولها با هدف پیشگیری و درمان است. این فرایند ممکن است بهصورت خارج بدنی (آزمایشگاهی) یا بهصورت مستقیم از طریق داخل بدنی انجام شود. یکی از روشهای نوین ژندرمانی و ویرایش ژنوم که در چند سال اخیر معرفی شده و در حوزهی مهندسی ژنتیک و زیستفناوری تحولات بزرگی ایجاد کرده، سیستم ویرایش ژنی CRISPR-Cas است. این سیستم سریعتر و ارزانتر و دقیقتر از شیوههای رایج ویرایش ژن مانند روشهای TALENو ZFNs است. در ارتباط با سیستم ویرایش ژنی، همانند هر فرایند نوظهور دیگری، چالشهای اخلاقی و نگرانیهایی مطرح شده است؛ برای مثال، میتوان از بهکارگیری احتمالی این تکنیک برای اهداف هنجارشکن مانند بیوتروریسم، جهشهای زیانبار وارده به موجود زنده، بههمخوردن تعادل اکولوژیک نام برد. در مقالهی مروری حاضر، از پایگاه دادههای Science Direct، Pub-Med، SID، Scopus و Web of Science استفاده و پس از انتخاب و مطالعهی کامل مقالات مورد نیاز، اطلاعات لازم استخراج و خلاصه شد. با توجه به ملاحظات اخلاقی و حقوقی موجود در خصوص فرایندهای ژندرمانی، انتظار میرود شرایط مناسبی برای بهرهگیری هرچهبهتر از ژندرمانی فراهم آمده و از نگرانیها، لغزشهای ممکن و سوءاستفادههای احتمالی کاسته شود. مقالهی حاضر مباحث اخلاقی پیرامون ویرایش ژنوم و ژندرمانی را با تأکید بر سیستم CRISPR-Cas شرح میدهد.
شهریار درگاهی، بهروز براتیمقدم، سلیمان احمدبوکانی، نادر اعیادی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
عوامل خانوادگی در کیفیت زندگی کاری افراد نقشی مهم دارند؛ همچنین، ارتباط عاطفی صحیح اعضای کادر درمانی با بیماران، در افزایش رضایت و روحیهی آنان، بسیار اهمیت دارد. با توجه به این موضوع، هدف این تحقیق، بررسی ارتباط صمیمیت ادراکشده از خانوادهی اصلی و تعارض کار- خانواده با همدلی و اعتیاد به کار، در اعضای کادر درمانی است. پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعهی آماری این پژوهش، همهی اعضای کادر درمانی مراکز پزشکی شهر بجنورد، در سال ۱۳۹۷-۹۸ بودند که از بین آنها، 250 نفر، بهشیوهی نمونهگیری در دسترس، انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی سلامت خانوادهی اصلی، پرسشنامهی تعارض کار- خانواده، مقیاس همدلی لامونیکا و پرسشنامهی اعتیاد به کار، استفاده شد. برای تحلیل دادههای این پژوهش، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون بهره برده شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادها نیز، نسخهی 25 نرمافزار SPSS به کار گرفته شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون، نشان داد که صمیمیت خانوادهی اصلی، با همدلی و اعتیاد به کار در اعضای کادر درمانی، بهترتیب، همبستگی مثبت و منفی معنیداری دارد؛ همچنین، نتایج نشان داد که بین تعارض کار- خانواده با همدلی، همبستگی منفی معنیداری وجود دارد؛ اما بین تعارض کار- خانواده با اعتیاد به کار، همبستگی معنیداری دیده نشد. نتایج حاصل از تحقیق حاضر، بیانگر نقش نظام خانواده و تعارضات درون آن، بر همدلی با بیماران و اعتیاد به کار، در کادر درمانی است که لزوم توجه هرچه بیشتر به ارتقای کیفیت زندگی خانوادگی کادر درمانی را نشان میدهد.
زینب کریمی، مصطفی ندیم، فاطمه بینشیفر،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
در دورهی قاجار، کشورهای اروپایی در جهت اهداف سیاسی و منافع خود، همراه با هیئتهای نظامی، مذهبی و سیاسیشان، پزشکان بسیاری را به ایران روانه کردند. در این میان، حضور فرانسه بیشتر و پررنگتر از بقیهی کشورها بود. این پژوهش بر آن است تا به معرفی پزشکان فرانسوی، بیان عملکرد آنها در ایران عهد قاجار، معرفی فعالیتها و میزان اثرگذاری آنها در طب این دوره و بررسی عناصر پیشبرندهی حضور این طبیبان در ایران عصر قاجار بپردازد. پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانهای و به روش توصیفیتحلیلی صورت گرفته است. در زمینهی یافتههای این تحقیق، میتوان گفت که تأثیر پزشکی فرانسه در تحولات طب نوین ایران بسیار چشمگیر بوده است، تاجاییکه طب جدید را پزشکان فرانسوی در ایران پایهگذاری کردند. ازجمله اقدامات مهم و برجستهی پزشکان فرانسوی در ایران عهد قاجار، میتوان به تأسیس بیمارستانها، درمانگاهها و تشکیل شورای صحی اشاره کرد. علاوهبراین، طبیبان فرانسوی در زمینهی آموزشهای پزشکی، نظیرِ چشمپزشکی، جراحی، میکروبشناسی و...، واکسیناسیون و قرنطینهها برای جلوگیری از بیماریهای واگیردار، نگارش کتابهای طبی و...، اقداماتی مهم انجام دادند. پزشکان فرانسوی برخلاف دیگر کشورهای اروپایی که فقط موجب بهبود وضعیت بهداشتی شدند، در تاریخ پزشکی ایران دورهی قاجار تحول به وجود آوردند. در نهایت، باید گفت جامعهی عهد قاجار، بهخوبی، پذیرای طب و طبیبان فرانسوی بود؛ زیرا هم دربار قاجار و هم جامعه، به خدمات درمانی نیاز مبرم داشتند و هم دولت فرانسه، برای دستیابی به مقاصد سیاسی و اقتصادی خود، به حضور همهجانبه و پزشکی در ایران نیازمند بود.
علیرضا مشیراحمدی، عبدالرضا جوان جعفری بجنوردی، سیدآریا حجازی، حسام قپانچی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
احتمال بروز خطا و ایجاد آسیب در فعالیتهای پزشکی وجود دارد؛ موضوعی که میتواند زمینهساز طرح شکایت از پزشک شود. پس از مفتوحشدن چنین پروندههایی، با توجه به جنبهی تخصصی این امور، لازم است تا برای اخذ نظر کارشناسی اقدام گردد. سازمان پزشکی قانونی، یکی از مراجعی است که در این زمینه، نقشی اساسی دارد؛ بنابراین، اطلاع از معیارهایی که از نظر کارشناسان این سازمان، در محکومیت کادر درمانی حائز اهمیت تلقی میشود، علاوه بر آگاهیبخشی به پزشکان، میتواند در کاهش میزان تقصیرات شغلی این رشته نیز، تأثیری بسزا داشته باشد. مطالعهی پیشِ رو، به لحاظ هدف، کاربردی، از نظر شیوهی تجزیه و تحلیل، توصیفیتحلیلی و به لحاظ جمعآوری دادهها، اسنادی و کتابخانهای است. تلاش پزشکان، این است که با تشخیص صحیح بیماری و انتخاب فرایندی مناسب و علمی، به درمان بیماران بپردارند و ضمن کاستن از آلام و دردها، سلامتی را به آنان بازگردانند؛ اما همیشه، نمیتوان به چنین هدفی نایل شد؛ چهبسا پزشک در هر یک از مراحل تشخیص، انتخاب درمان و انجام آن، مرتکب اشتباه شود؛ لذا، اگرچه از هیچ پزشکی انتظار نمیرود که نتیجهای خاص را برای بیمار تضمین کند و الزاماً، به درمان قطعی بیماری نایل آید، از ایشان این توقع وجود دارد که در مداوای بیماران، مطابق استانداردهای متعارف رفتار کنند و در این زمینه، مرتکب بیاحتیاطی و بیمبالاتی نشوند. با دقت در استدلالهای منعکس در پروندههای قصور پزشکی، میتوان شاخصهای مؤثر محکومیت پزشکان را در دو دستهی اقدامات پیشا و پسادرمانی طبقهبندی کرد. شاخص پیشادرمانی شامل مجموعهاشتباهاتی است که مرتبط با تشخیص بیماری یا انتخاب نوع درمان است.
محمد نادر شریفی، پونه سالاری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
یکی از موقعیتهای چالشبرانگیز در اقدامات درمانی، زمانی است که بیمار، بهطور جدی و مصرّانه، از درمانهای مدِّنظر پزشکان معالج، امتناع میکند. امتناع از درمان، به شرط آگاهانهبودن، حق بیمار است؛ اما اینکه چنین حقی تکلیفی اخلاقی را هم متوجه پزشک معالج میکند یا خیر، مسألهای است که در این مقاله، بهصورت موردی، در بیماری با تشخیص لوپوس سیستمیک، دربارهی آن بحث میشود. در این مقاله سعی شده است بر ملاحظات اخلاقی در اخذ رضایت آگاهانه، با وجود امتناع بیمار از درمان، مروری اجمالی شود. در این گزارش، با توجه به سن بیمار، اینگونه میتوان نتیجه گرفت که هرچند بیمار ظرفیت تصمیمگیری دارد، ازآنجاکه سن او کمتر از سن قانونی است و صلاحیت تصمیمگیری ندارد، نمیتوان امتناع او را از درمان پذیرفت و باید بر اساس مصالح عالیهی او و با کسب نظر قیم قانونی واجد صلاحیت، دراین خصوص، با درنظرگرفتن جوانب علمی تصمیمگیری کرد.
مرجان قندی، رضا دهنویه، رضا گودرزی، مصطفی الماسی دوغایی، ملاحت اکبرفهیمی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
دمانس به دلیل هزینههای هنگفت درمانی، شیوع بالا در سالمندان، پیامدهای شدید و تحمیل فشارهای جسمی و روانی ناشی از شدت بیماری به خانوادههای بیماران، در ردیف مشکلات مهم بهداشتی قرار دارد و برای کمک به بیمار و کاهش بار مراقبت از بیماران، از فناوریهای بسیاری استفاده میشود که مهمترین آن، کاردرمانی است. این مطالعه از نوع کاربردی است و با هدف بررسی جنبههای اخلاقی و قانونی فناوری کاردرمانی در سالمندان مبتلا به دمانس، با استفاده از روش کیفی انجام شده است. جامعهی مورد پژوهش، دوازده نفر از متخصصان و دستاندرکاران حوزهی دمانس و خدمات سالمندی کشور هستند و ابزار گردآوری دادهها مصاحبه بوده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که منفعت داشتن و مضر نبودن، حفظ استقلال و موافقت آگاهانه، حفظ کرامت و احترام به فرد، نگرانی برابری و عدالت در دسترسی به خدمت، پشتوانهی قانونی برای استفاده از فناوری، ضرورت اصل اختیار و رعایت حفظ اسرار بیمار و بسترسازی مناسب بهرهبرداری از فناوری، هفت چالش اصلی فناوری کاردرمانی از منظر اخلاقی و قانونی در کشور است. بر اساس نتایج حاصل، فقدان پوشش بیمهای فناوری کاردرمانی و دسترسینداشتن سالمندان به این خدمت، از موانع مهم استفادهنکردن ازآن به حساب میآید که وزارت بهداشت باید، مقدمات پیادهسازی آن را در اقصا نقاط کشور فراهم کرده و در بستهی خدمت سالمندان کشور قرار دهد.
محمود متوسل آرانی، مجتبی پارسا، سیدحسامالدین سیدین، نیکزاد عیسیزاده، عبدالرحمان رستمیان، محسن پرویز، حسین درگاهی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
فرهنگ سازمانی ارزشهای غالب و مجموعهای از ویژگیهای کلیدی حاکم بر سازمان است. توجه به اهمیت فرهنگ سازمانی موجب افزایش بهرهوری و رضایت شغلی کارکنان میشود. هدف از این مطالعه، شناسایی و احصا و طبقهبندی مؤلفههای فرهنگ سازمانی بر اساس ارزشهای ایرانیاسلامی با رویکرد فراترکیب و با نگاه به سازمانهای بهداشتیدرمانی است. با استفاده از پایگاه دادههای فارسی و انگلیسی و کلیدواژههای فرهنگ سازمانی، فرهنگ ایرانیاسلامی، شاخص، مؤلفه و سازمانهای بهداشتیدرمانی و رعایت ملاکهای ورود و خروج منابع و با انجام مطالعهی مروری حیطهای و ورود دادهها به نرمافزار Excel، ابتدا تعداد 892 شاخص شناسایی و احصا گردید؛ در ادامه با بهکارگیری روش دلفی و بهرهمندی از تعداد هفت نفر از نخبگان فرهنگی در دانشگاه علوم پزشکی تهران و پس از انجام یازده مرحله، شاخصهای تکراری و مشابه از نظر معانی، مفاهیم و مصادیق با یکدیگر ادغام و در قالب 39 مؤلفه گروهبندی شدند. علاوهبراین مؤلفههای استخراجشده در سه سطح فرهنگ سازمانی، تقسیمبندی شدند و کاربرد مؤلفههای هر یک از سطوح در سازمانها ارائه شد؛ لذا پیشنهاد میشود از مؤلفههای نهایی و کاربرد هر یک از آنها در عملکرد سازمانهای بهداشتیدرمانی، بهویژه دانشگاه علوم پزشکی تهران، بهعنوان یک منشور فرهنگ سازمانی بهره گرفته شود.