جستجو در مقالات منتشر شده


51 نتیجه برای درمان

سیده افروز حسینی، فریده الهی‌منش، نمامعلی آزادی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

رضایت بیماران از مراکز درمانی، یکی از شاخص‌های مهم کیفیت مراقبت و ارائه‌ی خدمات درمانی است. توجه به سطح رضایت مراجعان، در برنامه‌ریزی‌های مدیریتی در نظام‌‌های خدمات سلامتی، نقشی مؤثر ایفا می‌کند. هدف از این مطالعه، بررسی میزان رضایت بیماران از کیفیت خدمات ارائه‌شده در بیمارستان شهیدبهشتی شهرستان قروه، در سال ۱۳۹۴ بود. این پژوهش از نوع مقطعی: توصیفیتحلیلی بود. جامعه‌ی آماری ۳۸۴ بیمار بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، در یک مرحله، از بخش‌های مختلف بیمارستان انتخاب شدند. رضایت بیماران، به کمک پرسش‌نامه که روایی و پایایی آن تأیید شده بود، بررسی شد. اطلاعات به‌دست‌آمده، با نرم‌افزار آماری SPSS20 و t-test تحلیل شد. نتایج نشان داد که بیشترین رضایت بیماران، از بین بخش‌ها، مربوط به بخش اورژانس و کمترین میزان رضایت، مربوط به بخش آی‌سی‌یو بود. رضایت کلی از خدمات بهداشتی‌درمانی بیمارستان شهیدبهشتی قروه ۷۲ درصد بود. در این مطالعه، میزان رضایت با محل زندگی، رابطه‌ی معنی‌دار داشت؛ ولی درباره‌ی دیگر عوامل اثرگذار بر انتظارات بیماران، رابطه‌ی معنی‌دار مشاهده نشد. با توجه به پیشرفت‌های چشمگیر نظام سلامت در سال‌های اخیر، رضایت بیماران از سطحی پذیرفتنی برخوردار بوده است؛ البته باید مشکلات و ضعف‌ها در حوزه‌ی خدمات درمانی را نیز در نظر داشت و برای رفع نارضایتی‌ها و بهبود کیفیت خدمات ارائه‌شده تلاش‌ کرد.

جواد علیپور سیلاب، ناصر صدقی، حسین نامدار، علیرضا غفاری، محمدرضا دشتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

نظام طب ایران در عصر قاجار تداوم نظام مبتنی بر طرز تفکر اخلاطی بود. بر این اساس، بروز اغلب بیماری‌ها با دیدگاهی کل‌نگر به برهم‌خوردن تعادل اخلاط چهارگانه‌ی «خون، سودا، صفرا، بلغم» نسبت داده می‌شد. شیوه‌های پیشگیری و درمانی نیز در همین فضای شناختی و معرفتی انجام می‌شد. نمونه‌ی بیماری «آبله» بیانگر چنین دیدگاهی در عصر قاجار است. مطابق با یافته‌های پژوهش حاضر، در ادبیات طبی عصر قاجار، دانه‌های چرکی در پوست بدن با حالت سخت به‌صورت تک یا به‌هم‌پیوسته با رنگ‌های مختلف، جُدَری یا آبله نامیده شده است. به لحاظ شناختی، طبیبان عصر قاجار به تأسی از طبیبان سابق، بیماری آبله را بر حسب خِلط در زمره‌ی بیماری‌های گرم و تر (دموی) دسته‌بندی کرده و جوشش خون در بدن را علت به‌وجودآمدن بیماری برشمرده‌اند. مواجهه با بیماری آبله به دو صورت روش‌های پیشگیرانه و درمانی عملی می‌شد؛ برای پیشگیری از ابتلا به بیماری، سفارش‌های لازم در قالب سته ضروریه و به‌ویژه مراعات انواع پرهیز ارائه می‌شده است. در کنار مراعات انواع پرهیز، برای درمان نیز، نمونه‌های مختلفی از انواع دارو با منشأهای مختلف جهت رفع نشانه‌ها و عوارض بیماری در سطح اعضای بدن، به کار برده می‌شد. پژوهش حاضر مطالعه‌ای مروری است و در آن تلاش شده تا با روش توصیفی‌تحلیلی، ماهیت، چیستی و شیوه‌های پیشگیری و درمانی بیماری آبله در نظام طبی ایران عصر قاجار بررسی شود. اطلاعات و داده‌های لازم به شیوه‌ی کتابخانه‌ای گردآوری ‌شده است.

هاجر یعقوبی، محسن صفایی، علی شجاعیان، سمیرا صنمی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

ژن‌درمانی شامل ورود ژن‌های اختصاصی و عملکردی به درون سلول‌ها با هدف پیشگیری و درمان است. این فرایند ممکن است به‌صورت خارج بدنی (آزمایشگاهی) یا به‌صورت مستقیم از طریق داخل بدنی انجام شود. یکی از روش‌های نوین ژن‌درمانی و ویرایش ژنوم که در چند سال اخیر معرفی‌ شده و در حوزه‌ی مهندسی ژنتیک و زیست‌فناوری تحولات بزرگی ایجاد کرده، سیستم ویرایش ژنی CRISPR-Cas است. این سیستم سریع‌تر و ارزان‌تر و دقیق‌تر از شیوه‌های رایج ویرایش ژن مانند روش‌های TALENو ZFNs است. در ارتباط با سیستم ویرایش ژنی، همانند هر فرایند نوظهور دیگری، چالش‌های اخلاقی و نگرانی‌هایی مطرح شده است؛ برای مثال، می‌توان از به‌کارگیری احتمالی این تکنیک برای اهداف هنجارشکن مانند بیوتروریسم، جهش‌های زیان‌بار وارده به موجود زنده، به‌هم‌خوردن تعادل اکولوژیک نام برد. در مقاله‌ی مروری حاضر، از پایگاه داده‌های Science Direct، Pub-Med، SID، Scopus و Web of Science استفاده و پس از انتخاب و مطالعه‌ی کامل مقالات مورد نیاز، اطلاعات لازم استخراج و خلاصه شد. با توجه به ملاحظات اخلاقی و حقوقی موجود در خصوص فرایندهای ژن‌درمانی، انتظار می‌رود شرایط مناسبی برای بهره‌گیری هرچه‌بهتر از ژن‌درمانی فراهم آمده و از نگرانی‌ها، لغزش‌های ممکن و سوءاستفاده‌های احتمالی کاسته شود. مقاله‌ی حاضر مباحث اخلاقی پیرامون ویرایش ژنوم و ژن‌درمانی را با تأکید بر سیستم CRISPR-Cas شرح می‌دهد.

شهریار درگاهی، بهروز براتی‌مقدم، سلیمان احمدبوکانی، نادر اعیادی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

عوامل خانوادگی در کیفیت زندگی کاری افراد نقشی مهم دارند؛ همچنین، ارتباط عاطفی صحیح اعضای کادر درمانی با بیماران، در افزایش رضایت و روحیه‌ی آنان، بسیار اهمیت دارد. با توجه به این موضوع، هدف این تحقیق، بررسی ارتباط صمیمیت ادراک‌شده از خانواده‌ی اصلی و تعارض کار- خانواده با همدلی و اعتیاد به کار، در اعضای کادر درمانی است. پژوهش حاضر، توصیفی از نوع هم‌بستگی است. جامعه‌ی آماری این پژوهش، همه‌ی اعضای کادر درمانی مراکز پزشکی شهر بجنورد، در سال ۱۳۹۷-۹۸ بودند که از بین آن‌ها، 250 نفر، به‌شیوه‌ی نمونه‌گیری در دسترس، انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌ی سلامت خانواده‌ی اصلی، پرسش‌نامه‌ی تعارض کار- خانواده، مقیاس همدلی لامونیکا و پرسش‌نامه‌ی اعتیاد به کار، استفاده شد. برای تحلیل داده‌های این پژوهش، ضریب هم‌بستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون بهره برده شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادها نیز، نسخه‌ی 25 نرم‌افزار SPSS به کار گرفته شد. نتایج ضریب هم‌بستگی پیرسون، نشان داد که صمیمیت خانواده‌ی اصلی، با همدلی و اعتیاد به کار در اعضای کادر درمانی، به‌ترتیب، هم‌بستگی مثبت و منفی معنی‌داری دارد؛ همچنین، نتایج نشان داد که بین تعارض کار- خانواده با همدلی، هم‌بستگی منفی معنی‌داری وجود دارد؛ اما بین تعارض کار- خانواده با اعتیاد به کار، هم‌بستگی معنی‌داری دیده نشد. نتایج حاصل از تحقیق حاضر، بیانگر نقش نظام خانواده و تعارضات درون آن، بر همدلی با بیماران و اعتیاد به کار، در کادر درمانی است که لزوم توجه هرچه بیشتر به ارتقای کیفیت زندگی خانوادگی کادر درمانی را نشان می‌دهد.
 

زینب کریمی، مصطفی ندیم، فاطمه بینشی‌فر،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

در دوره‌ی قاجار، کشور‌های اروپایی در جهت اهداف سیاسی و منافع خود، همراه با هیئت‌های نظامی، مذهبی و سیاسی‌شان، پزشکان بسیاری را به ایران روانه کردند. در این میان، حضور فرانسه بیشتر و پررنگ‌تر از بقیه‌ی کشورها بود. این پژوهش بر آن است تا به معرفی پزشکان فرانسوی، بیان عملکرد آن‌ها در ایران عهد قاجار، معرفی فعالیت‌ها و میزان اثرگذاری آن‌ها در طب این دوره‌ و بررسی عناصر پیش‌برنده‌ی حضور این طبیبان در ایران عصر قاجار بپردازد. پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و به روش توصیفی‌تحلیلی صورت گرفته است. در زمینه‌ی یافته‌های این تحقیق، می‌توان گفت که تأثیر پزشکی فرانسه در تحولات طب نوین ایران بسیار چشمگیر بوده است، تاجایی‌که طب جدید را پزشکان فرانسوی در ایران پایه‌گذاری کردند. ازجمله اقدامات مهم و برجسته‌ی پزشکان فرانسوی در ایران عهد قاجار، می‌توان به تأسیس بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها و تشکیل شورای صحی اشاره کرد. علاوه‌براین، طبیبان فرانسوی در زمینه‌ی آموزش‌های پزشکی، نظیرِ چشم‌پزشکی، جراحی، میکروب‌شناسی و...، واکسیناسیون و قرنطینه‌ها برای جلوگیری از بیماری‌های واگیر‌دار، نگارش کتاب‌های طبی و...، اقداماتی مهم انجام دادند. پزشکان فرانسوی برخلاف دیگر کشو‌رهای اروپایی که فقط موجب بهبود وضعیت بهداشتی شدند، در تاریخ پزشکی ایران دوره‌ی قاجار تحول به وجود آوردند. در نهایت، باید گفت جامعه‌ی عهد قاجار، به‌خوبی، پذیرای طب و طبیبان فرانسوی بود؛ زیرا هم دربار قاجار و هم‌ جامعه، به خدمات درمانی نیاز مبرم داشتند و هم دولت فرانسه، برای دستیابی به مقاصد سیاسی و اقتصادی خود، به حضور همه‌جانبه و پزشکی در ایران نیازمند بود.
 

علیرضا مشیراحمدی، عبدالرضا جوان جعفری بجنوردی، سیدآریا حجازی، حسام قپانچی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

احتمال بروز خطا و ایجاد آسیب در فعالیت‌های پزشکی وجود دارد؛ موضوعی که می‌تواند زمینه‌ساز طرح شکایت از پزشک شود. پس از مفتوح‌شدن چنین پرونده‌هایی، با توجه به جنبه‌ی تخصصی این امور، لازم است تا برای اخذ نظر کارشناسی اقدام گردد. سازمان پزشکی قانونی، یکی از مراجعی‌ است که در این زمینه، نقشی اساسی دارد؛ بنابراین، اطلاع از معیارهایی که از نظر کارشناسان این سازمان، در محکومیت کادر درمانی حائز اهمیت تلقی می‌شود، علاوه بر آگاهی‌بخشی به پزشکان، می‌تواند در کاهش میزان تقصیرات شغلی این رشته نیز، تأثیری بسزا داشته ‌باشد. مطالعه‌ی پیشِ ‌رو، به لحاظ هدف، کاربردی، از نظر شیوه‌ی تجزیه و تحلیل، توصیفی‌تحلیلی و به لحاظ جمع‌آوری داده‌ها، اسنادی و کتابخانه‌ای است. تلاش پزشکان، این ‌است که با تشخیص صحیح بیماری و انتخاب فرایندی مناسب و علمی، به درمان بیماران بپردارند و ضمن کاستن از آلام و دردها، سلامتی را به آنان بازگردانند؛ اما همیشه، نمی‌توان به چنین هدفی نایل شد؛ چه‌بسا پزشک در هر یک از مراحل تشخیص، انتخاب درمان و انجام آن، مرتکب اشتباه شود؛ لذا، اگرچه از هیچ پزشکی انتظار نمی‌رود که نتیجه‌ای خاص را برای بیمار تضمین کند و الزاماً، به درمان قطعی بیماری نایل آید، از ایشان این توقع وجود دارد که در مداوای بیماران، مطابق استاندارد‌های متعارف رفتار کنند و در این زمینه، مرتکب بی‌احتیاطی و بی‌مبالاتی نشوند. با دقت در استدلال‌های منعکس در پرونده‌های قصور پزشکی، می‌توان شاخص‌های مؤثر محکومیت پزشکان را در دو دسته‌ی اقدامات پیشا و پسادرمانی طبقه‌بندی کرد. شاخص پیشادرمانی شامل مجموعه‌اشتباهاتی ‌است که مرتبط با تشخیص بیماری یا انتخاب نوع درمان ‌است.
محمد نادر شریفی، پونه سالاری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

یکی از موقعیت‌های چالش‌برانگیز در اقدامات درمانی، زمانی است که بیمار، به‌طور جدی و مصرّانه، از درما‌ن‌های مدِّنظر پزشکان معالج، امتناع می‌کند. امتناع از درمان، به شرط آگاهانه‌بودن، حق بیمار است؛ اما اینکه چنین حقی تکلیفی اخلاقی را هم متوجه پزشک معالج می‌کند یا خیر، مسأله‌ای است که در این مقاله، به‌صورت موردی، در بیماری با تشخیص لوپوس سیستمیک، درباره‌ی آن بحث می‌شود. در این مقاله سعی شده است بر ملاحظات اخلاقی در اخذ رضایت آگاهانه، با وجود امتناع بیمار از درمان، مروری اجمالی شود. در این گزارش، با توجه به سن بیمار، این‌گونه می‌توان نتیجه گرفت که هرچند بیمار ظرفیت تصمیم‌گیری دارد، ازآنجاکه سن او کمتر از سن قانونی است و صلاحیت تصمیم‌گیری ندارد، نمی‌توان امتناع او را از درمان پذیرفت و باید بر اساس مصالح عالیه‌ی او و با کسب نظر قیم قانونی واجد صلاحیت، دراین خصوص، با درنظرگرفتن جوانب علمی تصمیم‌گیری کرد.

مرجان قندی، رضا دهنویه، رضا گودرزی، مصطفی الماسی دوغایی، ملاحت اکبرفهیمی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

دمانس به دلیل هزینه‌های هنگفت درمانی، شیوع بالا در سالمندان، پیامد‌های شدید و تحمیل فشارهای جسمی و روانی ناشی از شدت بیماری به خانواده‌های بیماران، در ردیف مشکلات مهم بهداشتی قرار دارد و برای کمک به بیمار و کاهش بار مراقبت از بیماران، از فناوری‌های بسیاری استفاده ‌می‌شود که مهم‌ترین آن، کاردرمانی است. این مطالعه از نوع کاربردی است و با هدف بررسی جنبه‌های اخلاقی و قانونی فناوری کاردرمانی در سالمندان مبتلا به دمانس، با استفاده از روش کیفی انجام شده است. جامعه‌ی مورد پژوهش، دوازده نفر از متخصصان و دست‌‌اندرکاران حوزه‌ی دمانس و خدمات سالمندی کشور هستند و ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه بوده است. نتایج این پژوهش نشان ‌می‌دهد که منفعت داشتن و مضر نبودن، حفظ استقلال و موافقت آگاهانه، حفظ کرامت و احترام به فرد، نگرانی برابری و عدالت در دسترسی به خدمت، پشتوانه‌ی قانونی برای استفاده از فناوری، ضرورت اصل اختیار و رعایت حفظ اسرار بیمار و بسترسازی مناسب بهره‌برداری از فناوری، هفت چالش اصلی فناوری کاردرمانی از منظر اخلاقی و قانونی در کشور است. بر اساس نتایج حاصل، فقدان پوشش بیمه‌ای فناوری کاردرمانی و دسترسی‌نداشتن سالمندان به این خدمت، از موانع مهم استفاده‌نکردن ازآن به حساب ‌می‌آید که وزارت بهداشت باید، مقدمات پیاده‌سازی آن را در اقصا نقاط کشور فراهم کرده و در بسته‌ی خدمت سالمندان کشور قرار دهد.

محمود متوسل آرانی، مجتبی پارسا، سیدحسام‌الدین سیدین، نیکزاد عیسی‌زاده، عبدالرحمان رستمیان، محسن پرویز، حسین درگاهی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

فرهنگ سازمانی ارزش‌های غالب و مجموعه‌ای از ویژگی‌های کلیدی حاکم بر سازمان است. توجه به اهمیت فرهنگ سازمانی موجب افزایش بهره‌وری و رضایت شغلی کارکنان می‌شود. هدف از این مطالعه، شناسایی و احصا و طبقه‌بندی مؤلفه‌های فرهنگ سازمانی بر اساس ارزش‌های ایرانی‌اسلامی با رویکرد فراترکیب و با نگاه به سازمان‌های بهداشتی‌درمانی است. با استفاده از پایگاه داده‌های فارسی و انگلیسی و کلیدواژه‌های فرهنگ سازمانی، فرهنگ ایرانی‌اسلامی، شاخص، مؤلفه و سازمان‌های بهداشتی‌درمانی و رعایت ملاک‌های ورود و خروج منابع و با انجام مطالعه‌ی مروری حیطه‌ای و ورود داده‌ها به نرم‌افزار Excel، ابتدا تعداد 892 شاخص شناسایی و احصا گردید؛ در ادامه با به‌کارگیری روش دلفی و بهره‌مندی از تعداد هفت نفر از نخبگان فرهنگی در دانشگاه علوم پزشکی تهران و پس از انجام یازده مرحله، شاخص‌های تکراری و مشابه از نظر معانی، مفاهیم و مصادیق با یکدیگر ادغام و در قالب 39 مؤلفه گروه‌بندی شدند. علاوه‌براین مؤلفه‌های استخراج‌شده در سه سطح فرهنگ سازمانی، تقسیم‌بندی شدند و کاربرد مؤلفه‌های هر یک از سطوح در سازمان‌ها ارائه شد؛ لذا پیشنهاد می‌شود از مؤلفه‌های نهایی و کاربرد هر یک از آن‌ها در عملکرد سازمان‌های بهداشتی‌درمانی، به‌ویژه دانشگاه علوم پزشکی تهران، به‌عنوان یک منشور فرهنگ سازمانی بهره گرفته شود.

عبدالرضا جوان جعفری بجنوردی، علیرضا مشیراحمدی، سیدآریا حجازی، حسام قپانچی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

صاحبان حِرَف پزشکی می‌کوشند خدمات درمانی را به‌صورت کارآمد، مطلوب و باکیفیت به بیماران ارائه دهند؛ بااین‌حال، درمان‌های پزشکی، مصون از خطا و اشتباه نیستند؛ بنابراین، حدوث آسیب متعاقب درمان‌های پزشکی، امری اجتناب‌ناپذیر است؛ موضوعی که می‌تواند منتهی به شکایت علیه کادر درمان شود. با به‌جریان‌افتادن پرونده‌های این‌چنینی، اخذ نظریه‌ی کارشناسی ضرورت می‌یابد؛ ازهمین‌رو، وقوف به شاخص‌های مؤثر در محکومیت، ضمن اثربخشی در تقلیل رفتارهای آسیب‌زا، می‌تواند در افزایش بینش کادر درمان نیز، مفید باشد. مداقه در پرونده‌های تخلفات پزشکی، گویای آن است که شاخص‌های محکومیت، در دو دسته‌ی پیشا و پسادرمانی جای می‌گیرند. خطاهای حادث‌شده پس از ورود به اجرای مراحل درمان، گویای معیار پسادرمانی‌ ‌است. نقص در خاتمه‌ی فرایند درمان، انجام‌ندادن اقدامات درمانی در محل مناسب، عدم تناسب یا اشتباه در روش به‌کاررفته و تقصیر یا اشتباه فاحش، اهم موارد مسئولیت‌زای مرتبط با این شاخص ‌است. پژوهش حاضر بر آن است تا به‌ شیوه‌ی توصیفی‌‌تحلیلی و با استناد به نظریات کارشناسی نوشته‌شده در پرونده‌های قصور و تقصیر پزشکی، معیارهای مؤثر در محکومیت کارکنان درمانی را بررسی کند.

سمیرا رضایی، مهرنوش پازارگادی، محمدمهدی سالاری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

نظام سلامت، به مدیران پرستاری دارای توانایی استدلال اخلاقی نیاز دارد تا با اتخاذ سبک رهبری مؤثر، منجر به افزایش کیفیت ارائه‌ی خدمات در این نظام شوند. هدف مطالعه، بررسی رابطه‌ی توانایی استدلال اخلاقی و سبک رهبری مدیران پرستاری مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی جیرفت بود. پژوهش حاضر، توصیفی‌هم‌بستگی، از نوع مقطعی بود که در سال 1399 انجام شد. جامعه‌ی پژوهش، همه‌ی مدیران پرستاری شاغل بودند که از بین آن‌ها، افراد دارای مدرک کارشناسی پرستاری و بالاتر، به روش نمونه‌گیری سرشماری، به تعداد 124 نفر، وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌های اطلاعات دموگرافیک، «استدلال اخلاقی چریشام» و «سبک رهبری هرسی و بلانچارد» بود. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از روش آمار توصیفی و استنباطی و نسخه‌ی 19 نرم‌افزار SPSS استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد میانگین نمره‌ی استدلال اخلاقی مدیران پرستاری (04/7 ± 10/48) است که بالاتر از میانگین نمره‌ی آزمون است؛ همچنین، سبک رهبری غالب مدیران، سبک رهبری استدلالی بود (68/59 درصد). بیشترین میانگین استدلال اخلاقی مدیران پرستاری، مربوط به سبک رهبری مشارکتی بود (35/7 ± 44/48). بین توانایی استدلال اخلاقی و سبک رهبری مدیران پرستاری، ارتباطی معنی‌دار وجود نداشت (05/0<P). با توجه به نتایج مطالعه، به منظور ارتقای اثربخشی رهبری و افزایش رضایت شغلی پرستاران و رعایت تصمیم‌گیری اخلاقی، توصیه می‌شود مدیران پرستاری، برای تقویت سبکهای رهبری تحولآفرین در رفتارهای مدیریتی خود، تلاش کنند.

کامران شیربچه، سعید پورحسن، علی شیربچه،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

با شروع همه‌گیری ویروس کووید ۱۹، سیل عظیم مراجعه‌کنندگان به مراکز درمانی سرازیر شد و این مسأله موقعیت کاری کادر درمان را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. ازآنجاکه با افزایش عبور و مرور افراد، تجمعات اجتماعی، رعایت‌نکردن پروتکل‌های استفاده از ماسک و فاصله‌گذاری فیزیکی، ویروس بیشتر گسترش می‌یابد و آمار مبتلایان و فوت‌شدگان آن افزایش پیدا می‌کند، در این مقاله بر آنیم به بررسی واکنش کادر درمان به بی‌تفاوتی جامعه بپردازیم. به نظر می‌رسد این پدیده به‌تدریج موجب کاهش کیفیت خدمت‌رسانی پرسنل درمان می‌شود.

کتایون فکری پور، آزاده حیدرپور،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

با پدیدارشدن جامعه شهری استرس و مشکلات روانی پیامد آن نیز پدیدار گشت. پیشینیان به‌طورکلی بیماری را نتیجه تعامل با عوامل بیرونی از قبیل خدایان، شیاطین و ارواح می‌پنداشتند. ایرانیان بیماری را آفریده اهریمن و میانرودانیان‌ بیماری را ناشی از خشم خدایان بر شخص بیمار به دلایل مختلف می‌دانستند. این پژوهش سعی بر آن دارد تا دانش ایرانیان و میانرودانیان را نسبت به بیماریهای مرتبط با روان نشان دهد و تلاش میکند به این پرسشها پاسخ دهد که ایرانیان باستان و میانرودانیان تا چه حد از اهمیت روان و بیماری‌های مرتبط با آن آگاهی داشتند و چه اطلاعاتی از نحوه درمان این بیماری‎ها از طریق متون کهن به دست ما رسیده است؟ چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی در متون کهن ایرانی و الواح میانرودانی دیده می‌شود؟ با مطالعه متون ایرانی کهن مانند دینکرد و وندیداد و الواح میانرودانی متوجه می‌شویم که آنان بین تخصص تن­پزشکی و روان­درمانگری تفاوت قائل بودند. در متون ایرانی تا حدودی با مبحث روان­درمانگری و جایگاه آن آشنا می‌شویم، ولی الواح میان­رودانی جزئیات بیشتری از بیماری‌های مرتبط با روان در اختیار ما قرار می‌دهند. باید اذعان داشت که هر دو گروه از بیماری‌های مرتبط با روان، بهدلیل عدم آشنایی با عملکرد مغز، از اطلاعات کافی برخوردار نبودند و در نتیجه همواره به جادو و افسون برای درمان این بیماری­ها متوسل می‌شدند. روان­درمانگران در جامعه ایرانی و میان‌رودانی از جایگاه بالایی برخوردار بودند و جزء طبقه روحانیون محسوب می‌شدند.
آن‌ها در درمان بسیاری از بیماری‌ها با  تن­پزشکان همکاری می­ کردند. لازم به ذکر است که ماهیت این تحقیق تاریخی- توصیفی و گردآوری مطالب به شیوه کتابخانه‌ای است.

زهرا خیری، ایرج نبی پور، ندا مهرداد، آبتین حیدرزاده، افشین استوار،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

 دانشگاه به‌عنوان نهادی دانش‌محور، بعد از دوره‌ی ناپلئون ظهور کرد. در ابتدا، آموزش تنها هدف دانشگاه بود؛ ولی با پیشرفت‌های قرن بیستم، پژوهش نیز به مأموریت‌های دانشگاه اضافه شد. به‌کارگیری فناوری‌های دانش‌بنیان در بخش صنعت، مأموریت سومی را به دانشگاه‌ها اضافه و دانشگاه را وارد عرصه‌هایی نوین کرد. دانشگاه‌های نسل چهارم، با نگاه به چهار عنصر دانشگاه، صنعت، دولت و جامعه‌ی مدنی دیدگاهی جامع‌تر را ارائه کردند؛ ازاین‌رو، در نسل بعدی (نسل پنجم)، علاوه بر این عناصر، محیط زیست نیز مدنظر قرار می‌گیرد. مستند حاضر، به بررسی شرایط مطلوب و الزامات مورد نیاز برای حرکت به سمت دانشگاه‌های نسل نوین (شامل دانشگاه‌های نسل سوم تا پنجم) پرداخته است. این مطالعه، مطالعه‌ای مروری است که در آن ۱۸۷ مستند علمی از پایگاه‌های داده‌ی داخلی و خارجی، استخراج و پس از طی مراحل غربالگری، ۵۶ مستند برای انجام‌دادن مطالعه انتخاب شدند. در نهایت، با روش تحلیل محتوا، گزاره‌های مرتبط با هدف مطالعه، استخراج و دسته‌بندی گشتند. در این مطالعه، هفده مؤلفه‌ی شرایط مطلوب برای حرکت به سمت دانشگاه‌های نسل نوین استخراج شد؛ همچنین، ۴۱ نمونه از الزامات دستیابی به این شرایط نیز استخراج و در ذیل هریک درج گردید. دانشگاه‌های نسل نوین، به‌عنوان دانشگاه‌های بدون مرز و پاسخ‌گو شناخته می‌شوند؛ لذا ارتباط و تبادل دانش و سرمایه و ارزش، با تمامی نهادهای خارج از دانشگاه در سطح محلی و ملی و بین‌المللی و همچنین پاسخ‌گویی به نیازهای ایجادشده در این سطوح، اصول اساسی دانشگاه‌های نسل نوین هستند. با توجه به ساختار ویژه‌ی نظام سلامت کشور و زیرساخت‌هایی که برای ارتباط با جامعه در این ساختار فراهم شده است، در صورت مهیا‌شدن سایر الزامات، این ساختار می‌تواند تسهیل‌کننده‌ی حرکت به سمت دانشگاه‌های علوم پزشکی نسل نوین باشد

آیدن فیضی، امیرعلی سهیلی، سمیرا چایبخش، فیدان شبانی، شیوا خالق‌پرست،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

دستورالعمل‌های ‌پیشرو، اسنادی قانونی هستند که به افراد امکان می‌دهند، ترجیحات مراقبت‌های بهداشتی خود را برای زمانی که توانایی تصمیم‌گیری را از دست می‌دهند، مشخص کنند. دستورالعمل‌های ‌پیشرو، نقشی مهم در حفظ استقلال بیماران ایفا می‌کنند؛ به‌ویژه در بیماری‌های مزمن، مانند نارسایی قلبی که با وخامت تدریجی و بحران‌های ‌بهداشتی پیش‌بینی‌ناپذیر همراه است. این مرور نظام‌مند با رعایت دستورالعمل‌های PRISMA انجام‌ شد و  مطالعات تا مارس ۲۰۲۴، برای بررسی ترجیحات بیماران  HF درباره‌ی درمان‌های نگه‌دارنده‌ی ‌زندگی و تصمیمات پایان ‌عمر تحلیل شدند. کلیدواژه‌های دستورالعمل‌های ‌پیشرو، برنامه‌ریزی ‌مراقبت ‌پیشرفته، نارسایی‌قلبی و تصمیم‌گیری ‌پایان ‌عمر در پایگاه‌های داده‌ی PubMed, Scopus , Web of Science جست‌وجو شدند. معیارهای ورود، شامل مطالعات اصلی و دارای‌ متن ‌کامل درباره‌ی بیماران HF بالای هجده سال بود؛ درحالی‌که معیارهای‌ حذف، محتواهای غیرپژوهشی و مقالات دسترسی‌ناپذیر را شامل می‌شد. این مرور شامل ۲۵ مطالعه بود که با استفاده از ابزار NIH از نظر کیفیت، ارزیابی و متغیرهایی مانند عوامل‌ جمعیتی، تصمیم‌گیری‌ نیابتی و ترجیحات‌ درمانی تحلیل ‌شدند. مطالعات متعددی که در این مطالعه گنجانده شده‌اند، سطوح پایین آگاهی را درباره‌ی دستورالعمل‌های ‌پیشرو، در میان بیماران نارسایی قلبی برجسته می‌کنند. نرخ تکمیل دستورالعمل‌های ‌پیشرو در مطالعات‌ گوناگون، متفاوت ‌است که به تفاوت‌های‌ فرهنگی مربوط می‌شود. داده‌ها نشان‌ داد، ترجیحات برای تصمیم‌گیری ‌نیابتی، بیشتر به ‌سمت اعضای خانواده است تا پزشکان. بنا بر یافته‌های جواهری (۲۰۱۶)، آموزش‌ ویدیویی بر ترجیحات، بسیار اثر می‌گذارد؛ در واقع، بیمارانی که یک ویدیو را تماشا ‌می‌کنند، در مقایسه با افرادی که اطلاعات شفاهی دریافت می‌کنند، به احیای قلبی‌ریوی یا لوله‌گذاری کمتر تمایل دارند. فرمیگا (۲۰۰۴) بینش‌هایی را درباره‌ی اولویت‌های گسترده‌تر بیماران، مانند حفظ خودکنترلی و بهینه‌سازی روابط با عزیزان ارائه ‌کرد. این یافته‌ها بر نیاز به همسویی مداخلات‌ پزشکی با اهداف کل‌نگر بیماران، به‌جای تمرکز صرف بر نتایج‌ بالینی تأکید کرده‌اند. در مجموع ۴۰۹۱ شرکت‌کننده با میانگین سنی 68/22 سال بررسی شدند. مطالعات، ترجیحاتی متنوع را درباره‌ی درمان‌های‌ نگه‌دارنده‌ی ‌زندگی نشان ‌دادند. حدود 53/73% از بیماران، مداخلات نگه‌دارنده‌ی ‌زندگی را ترجیح‌ دادند؛ درحالی‌که 48/37% از آنان با احیای قلبی‌ریوی مخالف‌ بودند. بیماران نارسایی قلبی، ترجیحاتی متنوع برای مراقبت‌های ‌پایان ‌عمر نشان می‌دهند که از عوامل فرهنگی و فردی اثر می‌پذیرند. با وجود اهمیت دستورالعمل‌های ‌پیشرو در هماهنگی مراقبت‌ها با ارزش‌های ‌بیمار، شکاف‌هایی چشمگیر در آگاهی و ثبت این ترجیحات باقی‌ مانده ‌است. ابزارهای آموزشی هدفمند، بهبود ارتباطات و رویکردهای متناسب با فرهنگ بیمار ضروری‌ هستند تا نرخ تکمیل دستورالعمل‌های ‌پیشرو را بهبود ‌بخشند و مراقبت‌های ‌بیمارمحور را تضمین ‌کنند. مطالعات‌ آینده باید بر توسعه و اجرای ابزارهای استاندارد تسهیل‌کننده‌ی دستورالعمل‌های ‌پیشرو متمرکز شوند.

نگین فرید، نازنین نظری، نرگس جعفرملک،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

طب‌ روایتی، الگویی تحول‌آفرین در حوزه‌ی مراقبت‌های بهداشتی به شمار می‌رود که بر اهمیت داستان‌های بیماران در فرایند مراقبت- درمان تأکید دارد. این رویکرد اذعان دارد، هر بیمار حامل روایتی منحصربه‌فرد است که از تجربیات و زمینه‌های فرهنگی او شکل گرفته است و می‌تواند تأثیری چشمگیر بر رابطه‌ی مراقب- بیمار داشته باشد؛ بااین‌حال، ادغام رویکرد روایتی در عملکرد پرستاری، کمتر بررسی شده است. فقدان بررسی‌های جامع در این حوزه، شکافی اساسی را نمایان می‌کند؛ جایی که ابعاد روانی‌احساسی مراقبت از بیمار، اغلب نادیده گرفته می‌شود؛ لذا، این مطالعه با هدف مرور تحقیقات موجود درباره‌ی کاربرد طب‌ روایتی در پرستاری، ظرفیت آن را برای غنی‌سازی عملکرد بالینی- چهارچوب‌های آموزشی بررسی می‌کند. در این مرور نظام‌مند، راهکار جست‌وجو با استفاده از اپراتورهای بولین و کلیدواژه‌های طب‌ روایتی، پرستاری روایتی، پرستاری و سایر معادل‌های فارسی و انگلیسی آنان تنظیم شد؛ سپس، پایگاه‌های بین‌المللی PubMed/Medline، Scopus، Web of Science Core Collection، CENTRAL و موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی جهاد دانشگاهی، نور، مگ‌ایران و ایرانداک بررسی شدند. مطالعات کارآزمایی بالینی و مقالات منتشرشده به زبان‌های انگلیسی یا فارسی، معیارهای ورود بودند. ادبیات خاکستری خارج شد و محدودیت زمانی اعمال ‌نشد. پس از حذف نمونه‌های تکراری و ارزیابی با ابزارهای نقد، در نهایت، هشت مطالعه تحلیل شد. دو پژوهشگر با رعایت ملاحظات اخلاقی کاهش سوگیری در انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد، پژوهش را انجام دادند و پژوهشگر سوم، اختلاف‌نظر‌ها را حل کرد. گزارش بر اساسPRISMA  تنظیم ‌شد. مروری بر مطالعات، تمرکز آن‌ها در بازه‌ی زمانی سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ و بر گروه‌های مختلف را نشان ‌داد. این گروه‌ها شامل دانشجویان پرستاری با میانگین سنی ۹۶/۱۷ تا ۵/۲۱، بیماران مبتلا به تومورهای ریه با میانگین سنی ۳۱/۴۹ و سالمندان 6۱ تا 89ساله با شکستگی‌های پیچیده بود. نتایج در سه حوزه دسته‌بندی شد. اولاً، این رویکرد به‌طور معناداری، همدلی و موفقیت تحصیلی دانشجویان پرستاری را ارتقا داد. در یک مطالعه، آموزش‌های طب‌ روایتی، همدلی و عملکرد علمی دانشجویان را بهبود بخشید و در مطالعه‌ای دیگر، آموزش نگارش روایتی، مهارت‌های حرفه‌ای و همدلی دانشجویان را ارتقا داد. ثانیاً، مداخلات ‌روایتی منجر به کاهش اضطراب و افسردگی شد؛ به‌طوری‌که در یک مطالعه، مداخلات پرستاری روایتی باعث کاهش نمرات اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به تومورهای ریه شد و به‌طور مشابه، مطالعات دیگر، کاهش اضطراب و افزایش رضایت بیماران تحت شیمی‌درمانی را نشان ‌دادند. ثالثاً، این رویکرد تأثیری شایان توجه بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانی بیماران داشت. در یک مطالعه، پرستاری ‌روایتی، درد و اضطراب بیماران مبتلا به سرطان ریه را کاهش داد. مطالعات دیگر نشان دادند، مدل پرستاری روایتی، عملکرد شناختی و سلامت روانی سالمندان را بهبود بخشید. بینش‌های جمعی مطالعات، نقش حیاتی آموزش رویکرد روایتی را در تحول نتایج بالینی و روان‌شناختی تأیید می‌کند. برنامه‌های آموزشی مبتنی بر روایات، نه‌تنها کیفیت انسانی مراقبت را غنی‌تر می‌کنند، بلکه به‌طور در خور ‌توجهی، مهارت همدلی پرستاران را ارتقا داده‌اند. با نگاه به آینده، باید از رویکرد روایتی، به‌عنوان یکی از ارکان مراقبت جامع، حمایت شود تا نسلی جدید از ارائه‌دهندگان مراقبت شکل ‌گیرد؛ نسلی که به ایجاد تغییر معنادار در زندگی بیماران، متعهد باشند.

طاهره شفقت، الهه رحمانی سامانی، الناز حایری، عطیه دهقان نیری، زهرا رئیسی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

یک نظام مراقبت‌ بهداشتی کارآمد، به مشارکت فعال ارائه‌دهندگان و دریافت‌کنندگان این خدمات و ارتباط نزدیک بین آنان نیاز دارد؛ بنابراین، رعایت منشور حقوق بیماران، جزئی جدایی‌ناپذیر از ارائه‌ی خدمات بهداشتی‌درمانی است؛ بااین‌حال، وجود و تدوین و ابلاغ این منشور نمی‌تواند تضمینی برای اجرا و رعایت آن باشد؛ بنابراین، ارزیابی میزان رعایت آن ضروری به نظر می‌رسد؛ لذا، هدف از این مطالعه، بررسی میزان رعایت منشور حقوق بیمار در بیمارستان شهیدرهنمون یزد بود. مطالعه‌ی کاربردی حاضر، از نوع توصیفی‌تحلیلی بود که به روش مقطعی در بیمارستان شهیدرهنمون یزد در سال 1403 انجام شد. همه‌ی بیماران بستری در این بیمارستان، جامعه‌ی پژوهش بودند. نمونه‌گیری با روش خوشه‌ای تصادفی و با بهره‌گیری از پرسش‌نامه‌ی استاندارد پارساپور و همکاران، برای سنجش میزان رعایت منشور حقوق بیمار انجام صورت گرفت. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های من ویتنی، کروسکال والیس و با کمک نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 26 انجام گرفت. نتایج مطالعه حاکی از میزان متوسط ادراک بیماران (11/10 ±53/99) از رعایت منشور حقوق بیمار در بیمارستان رهنمون بود. بیشترین میزان رعایت منشور حقوق بیماران از دید ایشان، مربوط به حیطه‌ی احترام به بیمار و حفظ حریم شخصی (2/65±12/78) و کمترینِ آن، مربوط به وجود نظام رسیدگی به شکایات بیمار (1/74±2/97) بود. رﺿﺎﻳﺘﻤﻨﺪی ﺑﻴﻤﺎران، به‌عنوان ﻳﻜﻲ از ﺷﺎﺧﺺ‌ﻫﺎی ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻬﻢ در ﻧﻈﺎم ﺳﻼﻣﺖ، در ﮔﺮو رﻋﺎﻳﺖ ﺣﻘﻮق ﺑﻴﻤﺎران اﺳﺖ؛ لذا، راهکارهایی همچون: آگاه‌سازی کارکنان از اهمیت رعایت حقوق بیمار، آگاهی‌دادن به بیماران درباره‌ی حقوق خود از طریق کارکنان و رسانه‌ها، برنامه‌ریزی مدیر بیمارستان در زمینه‌ی حقوقِ کمتر رعایت‌شده، همکاری بیشتر کارکنان و بیماران با یکدیگر، پیگیری نمونه‌های نقض حقوق بیماران و تصویب قوانینی برای تضمین رعایت حقوق بیماران و نظارت بر اجرای این حقوق در جهت ارتقاء رضایت بیماران از خدمات بهداشتی‌درمانی و افزایش توجه کادر درمانی به رعایت حقوق بیماران، توصیه می‌شود.

مه سیما عبدلی، حمیدرضا نمازی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

شناخت بیماری‌ها و علل ایجاد آن‌ها از مسائل کلیدی علم پزشکی به شمار می‌آید و پایه و اساس درمان را تشکیل می‌دهد. واکنش‌ها و عوارض بیماری‌ها در اشخاص گوناگون ممکن است متفاوت باشد؛ برخی افراد به دلیل عوامل ژنتیکی یا شرایط محیطی نسبت به بیماری‌ها، مقاومت بیشتری دارند. از طرفی دیگر، در دنیای امروز، شاهد بروز بیماری‌های نوظهوری هستیم که تاکنون درمان قطعی برای آن‌ها ارائه نشده است. این موضوع به‌روشنی نشان می‌دهد، اهمیت بررسی علل اصلی بروز بیماری‌ها را نمی‌توان نادیده گرفت. پزشکی تکاملی کمتر از نیم‌قرن است در گفتمان‌های پزشکی غربی مطرح شده است. این نظریه بر مبنای اصول داروینیسم، به طرح و بررسی موضوعاتی می‌پردازد که بشر در طی تاریخ طولانی حیات به‌طور طبیعی یا متأثر از شرایط اجتماعی با آن‌ها مواجه بوده است. بنا بر دستاوردهای تحقیقات صورت‌گرفته در حوزه‌ی پزشکی تکاملی، عوامل مؤثر در وضعیت سلامت و بیماری انسان، تنها به شرایط زیستی و محیطی فرد محدود نمی‌شود، بلکه به دوره‌های طولانی تاریخ تکامل بشر و تغییر و تحولاتی که با آن مواجه بوده است، بازمی‌گردد. این مطالعه ضمن معرفی سیزده محور اصلی در پزشکی تکاملی، بر اهمیت و کاربرد آن در زمینه‌ی پزشکی و سلامت، تمرکز می‌کند؛ همچنین، بر ضرورت توجه بیشتر به این مفهوم از سوی پژوهشگران علوم پزشکی و برخی رشته‌های میان‌رشته‌ای تأکید می‌نماید.


سعید نظری توکلی، سعید غدیرزاده طوسی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 درمان جان بیمارانِ در معرض خطر یا ضرر جبران‌ناپذیر، عملی واجب است؛ باوجوداین، گاه به‌واسطه‌ی پیری، شدت بیماری یا نبود درمان تعریف‌شده، بیمار در وضعیتی است که بنا به تشخیص کادر پزشکی، شروع یا ادامه‌ی درمان اثری در بهبودی او ندارد یا اثر آن، چنان ناچیز است که در عرف پزشکی نادیده انگاشته می‌شود. در این پژوهش که با روش توصیفی و تحلیلی و به استناد منابع کتابخانه‌ای انجام شده است، بر آن بودیم تا با مطالعه‌ی تطبیقی «درمان بیهوده» در اخلاق پزشکی، با عنوان «اسراف» در فقه اسلامی، نشان دهیم تا چه اندازه میان آن‌ها سازگاری مفهومی وجود دارد؛ همچنین، با توجه به حرمت اسراف در آموزه‌های فقهی، آیا انجام‌دادن درمان بیهوده از نظر شرعی حرام است؟ برای این منظور، ابتدا «درمان بیهوده» و شاخصه‌های آن در متون پزشکی، سپس ملاحظات اخلاقی انجام‌دادن آن تبیین شد؛ در نهایت، پس از تحلیل واژه‌ی اسراف با استناد به منابع لغوی، فقهی، روایی و تفسیری از نظر مفهومی و موضوعی و حکمی، میزان سازگاری درمان بیهوده با اسراف، بر اساس مطالعه‌ی تطبیقی، بررسی شد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد، درمان بیهوده به این دلیل که موجب هدررفتن اموال شخصی یا عمومی می‌شود و برای بهبودی یا سلامت بیمار سودمند نیست، غرض عقلایی ندارد و مصداق اسراف است؛ بدین‌ترتیب، انجام‌دادن درمان بیهوده نه‌تنها واجب نیست، بلکه چون مصداق اسراف است، حرام شمرده می‌شود؛ پس، انجام‌دادن آن، افزون بر عقوبت اخروی، ازآنجاکه مستلزم اتلاف مال دیگری است، مسئولیت مدنی نیز دارد.
 

حسین متعارفی، شهریار سخائی، امین سهیلی، حسن ابراهیم پور صدقیانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 درک بیماران از کیفیت خدمات درمانی و رضایتمندی آن‌ها از حقوق قانونی‌شان، هدف اصلی تیم مراقبتی است و باید به‌عنوان معیاری برای ارزشیابی اعتباربخشی در نظر گرفته شود؛ ازاین‌رو، بررسی دقیق ادراکات، احساسات و تجربیات کادر درمانی و بیماران در خصوص دلایل «ترخیص با رضایت شخصی» به‌عنوان حق قانونی بیماران می‌تواند به شناسایی عوامل پنهان متأثر از وضعیت زمانی و مکانی کمک کند. این مطالعه‌ی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی، با مشارکت ۲۴ نفر از کادر درمان و بیماران، به‌صورت هدفمند و از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته انجام شد. پژوهشگران با بازخوانی مکرر محتوای ضبط‌شده و یادداشت‌ها به کدگذاری داده‌ها پرداختند. در مراحل بعدی، کدها و مضامین کلیدی، خوشه‌بندی و در قالب موضوعات مشخص، دسته‌بندی و نام‌گذاری شدند. در نهایت، تفسیری از داده‌های به‌دست‌آمده که رویکرد مطالعه را بازتاب می‌داد، ارائه شد. در این پژوهش، ۲۰۳ کد از تحلیل محتوای قراردادی استخراج و پس از دسته‌بندی، چهار مضمون فرعی «عوامل انسانی»، «فرایندها»، «تسهیلات» و «محیط» با مضمون اصلی «بلاتکلیفی و بی‌اعتمادی» به‌عنوان دلایل ترخیص با رضایت شخصی شناسایی شد. ترخیص با رضایت شخصی، به‌عنوان چالشی برای اعتباربخشی بیمارستان‌ها و پیامد نامطلوب برای بیماران شناخته می‌شود. با رفع مشکلات ناشی از بلاتکلیفی و ایجاد اعتماد عمومی از طریق همکاری تیمی و اجرای خط‌مشی‌های نوین، می‌توان میزان ترخیص‌های مغایر با نظر پزشک را کاهش داد.


صفحه 2 از 3     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb