جستجو در مقالات منتشر شده


76 نتیجه برای سلامت

عبدالله صلواتی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

زمانی که واژه‌ی سلامت عمومی به میان می‌آید، واژه‌های مراجع، پزشک، پرستار، کادر درمان و مراکز درمانی نیز به ذهن خطور می‌کند؛ اما این همه‌ی ماجرا نیست. سلامت عمومی در محیطی ۳۶۰ درجه قرار دارد که افراد یادشده (مراجع و پزشک و...)، تنها بخشی از آن را به خود اختصاص می‌دهند. برخی از مصادیقی که کمتر به چشم می‌آیند، عبارت‌اند از: سیاست‌گذاری و حکمرانی سلامت، قوانین، ابعاد اجتماعی، محیط زیست، فناوری و داده‌ها، جامعه و فرهنگ، انسان، مشارکت، آموزش، امنیت. دورشدن از این محیط ۳۶۰ درجه می‌تواند سلامت عمومی را دستخوش اختلال کند؛ البته می‌توان سلامت را در این محیط دید اما سلامت در معرض تهدید باشد؛ زیرا این محیط ۳۶۰ درجه، استعداد آن را دارد که بدون انسان لحاظ شود و در غیبت انسان برنامه بریزد و چرخ‌دنده‌های بزرگ آن، «دیگری» را در خود هضم و از میدان به ‌در کند. زمانی که من، «دیگری» را به‌شکل «شیء»، «بیمار»، «مشتری»، «فرصت مالی» یا «فرصت برون‌شد از مشکلات» ببینم، آنچه حاضر کرده‌ام، مجموعه‌ای از تقلیل‌هاست، نه «دیگری» و نه «انسان». در این حالت، اخلاق سلامت عمومی، زمینی برای ایستادن ندارد. در این پژوهش، برای تحلیل و توصیف این نوع نگاه به اخلاق سلامت و این تقلیل‌ها، از نگرش «دیگری»مدارِ فیلسوف بزرگ جهان اسلام، ابن‌سینا و متفکر برجسته‌ی فرانسوی، ایمانوئل لویناس کمک گرفتیم. این پژوهش، بر اساس رویکرد پدیدارشناسانه به توصیف تجربه‌های زیسته از سلامت عمومی و رابطه‌ی آن با اخلاق، به مدد آرای ابن‌سینا و لویناس پرداخته است. امکانات درونی‌ فلسفه‌ی ابن‌سینا ازجمله: «شهرت، موقعیت، رفتارهای ظاهری و سن و سال، حجاب راه دیدن دیگری است»، «انسان‌ها گاهی به باطل اشتغال دارند» و «دیدن حق و ابتهاج به او» و ظرفیت‌های فلسفه‌ی لویناس ازجمله: «دیگری به‌مثابه نامتناهی»، «دیگری به‌مثابه امری که باید حمل شود» و «مسئولیت در قبال مسئولیت دیگری» کارت دعوتی برای خروج از «من» و دیدن و تکریم «دیگری» در محیطی ۳۶۰ درجه است. امری که از لحاظ متافیزیکی می‌تواند مبنای برون‌شد از وضعیت نامطلوب و نامتعارف در سلامت عمومی و خروج از «من» و نگریستن به «دیگری» در پرتو بیکران باشد. سیاست‌ها، برنامه‌ریزی‌ها، مدیریت‌ها و عملکردهایی که «دیگری» را به هزینه‌های اقتصادی تقلیل می‌دهند، بی‌تردید به حاشیه‌نشینی گروه‌های خاص (مانند نادیده‌گرفتن مناطق روستایی یا محروم) منتهی می‌شود و توانش در فقره‌ی عدالت توزیعی، همانند تأمین داروها و خدمات بهداشتی اساسی برای همه، تضعیف می‌شود و در مجموع، سلامت عمومی و اخلاق سلامت عمومی را دستخوش بحران می‌کند و در قبضی ناخواسته «عموم» را در «سلامت عمومی»، به «عموم کسانی که توان تأمین هزینه‌ی سلامت را دارند» فروکاست می‌دهد. در سنت ما «دیگری» فارغ از رنگ و نژاد و مذهب و موقعیت اجتماعی، «خانواده‌ی خدا»ست. در حدیث آمده است: «اَلْخَلْقُ عِیَالُ اَللَّهِ فَأَحَبُّ اَلْخَلْقِ إِلَی اَللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِیَالَ اَللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَی أَهْلِ بَیْتٍ سُرُوراً» (کافی، ج۲: ص۱۶۴) و مادامی‌که پزشک، کادر درمان، مراکز درمانی و سیاست‌گذاری‌ها، «دیگری» را به رسمیت نشناسند و تمرین شناختی برای کسب مهارت خروج از «من» به سمت و سوی «بی‌کران» پیدا نکنند، سلامت عمومی بر مدار ۳۶۰ درجه رخ نمی‌نماید و آفتاب بی‌منت سلامت بر همه نمی‌تابد و بهبود و امیدواری جایشان را به شوره‌زار رنج و یأس می‌سپارند. در این فضا، «منِ» پزشک، «منِ» کادر درمان، «منِ» مراکز درمانی، «منِ»سیاست‌گذاری، و «منِ» فرایندها، رویه‌ها، برنامه‌ها و مدیریت‌ها، با فرورفتن در باتلاق تقلیل‌های رنگارنگ، «دیگری» را دستخوش تحقیر یا سرکوب یا حذف می‌کند و پشتوانه‌ی اخلاقی سلامت عمومی بر باد می‌رود.
 

حانیه کریمی، علی فرهمنداصیل، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اعتماد بین پزشک وبیمار، یکی از ارکان اساسی در بهبود سلامت و کیفیت مراقبت‌های پزشکی است. در دهه‌های اخیر، این اعتماد به دلایل مختلف کاهش یافته است. شیوع ویروس کووید ۱۹، به‌عنوان بحرانی جهانی، فرصتی را برای بررسی و تحلیل تغییرات در سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت فراهم کرده است. این مطالعه‌ی مروری، به بررسی وضعیت اعتماد عمومی مردم به نظام سلامت، قبل و بعد از همه‌گیری کووید پرداخته و مؤلفه‌های مؤثر بر این اعتماد را تحلیل کرده؛ همچنین، راهکارهایی را برای حفظ و بازسازی این اعتماد ارائه داده است. اطلاعات در این مطالعه‌ی مروری، از طریق جست‌وجو در پایگاه‌های علمی معتبر داخلی وخارجی نظیرPubMed, Science Direct, Springer  و Scopus جمع‌آوری شده است؛ همچنین، مقالات مرتبط از پایگاه‌های ایرانی نیز مانند Magiran و IranMedex بررسی شدند. در این تحقیق، مؤلفه‌های اعتماد، عوامل مؤثر بر آن و چالش‌های پیش روی نظام سلامت در دوران همه‌گیری تحلیل شده‌اند. مطالعه نشان داد، مؤلفه‌های اعتماد در ارتباط پزشک و بیمار تحت تأثیر همه‌گیری کووید ۱۹ تغییراتی شایان توجه را تجربه کرده‌اند. در دوران پیش از همه‌گیری، اعتماد عمومی به پزشکان به دلیل عواملی مانند رعایت‌نکردن عدالت در درمان، خطاهای پزشکی و رفتار غیرحرفه‌ای برخی پزشکان روندی کاهشی داشت؛ برای مثال، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند، اعتماد عمومی به متخصصان سلامت در ایالات متحده از 73درصد در سال 1966، به 34 درصد در سال 2012 کاهش یافته است. با شیوع کووید 19،این روند کاهش اعتماد، بهطور چشمگیری تشدید شد. بسیاری از مردم به نهادهای دولتی، شرکت‌های دارویی و رسانه‌ها اعتماد نداشتند و معتقد بودند، این نهادها اطلاعات نادرست ارائه می‌دهند. طبق مطالعه‌ای در لهستان، 31درصد از مردم این کشور، همه‌گیری کرونا را تهدیدی اغراق‌آمیز و 3درصد از آنان، آن را تخیلی قلمداد کرده‌اند. بااین‌حال، طی بحران کووید 19، برخی از نهادها و کادر درمانی با ارائه‌ی خدمات فداکارانه و شفاف‌سازی اطلاعات توانستند اعتماد عمومی را تاحدی بازسازی کنند. این امر به شکل‌گیری مفهوم اعتماد مضاعف منجر شد که در آن مردم علاوه بر اعتماد به پزشکان، به عملکرد کلی نظام سلامت و دولت‌ها نیز، بیشتر توجه نشان دادند. اعتماد مضاعف، نه‌تنها بر روی کیفیت خدمات درمانی اثرگذار است، بلکه می‌تواند بر موفقیت برنامه‌های پیشگیری و درمان نیز اثر بگذارد. این مطالعه نشان داد، بحران کووید ۱۹ تأثیرات عمیقی بر سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت داشته است. برای حفظ و بازسازی این اعتماد، ضروری است که اقداماتی مؤثر در زمینه‌ی ارتقاء کیفیت خدمات درمانی، پرورش شهروندان آگاه علمی، شفاف‌سازی اطلاعات وتعامل مثبت بین پزشکان و بیماران صورت گیرد.

کوروش دلپسند،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

همه‌ی نظام‌های سلامت از یک طرف، به دلیل کمبود منابع، امکان ارائه‌ی همه‌ی خدمات ضروری به همه‌ی افراد جامعه را ندارند و از طرف دیگر، بهدنبال افزایش عدالت در دسترسی مردم به خدمات و مراقبت‌های سلامت هستند. اولویت‌بندی و تخصیص منابع از مهم‌ترین موضوعات بخش سلامت است و عادلانه‌بودن آن‌ها، نیازمند درنظرگرفتن معیارهای مختلف است. این مطالعه با هدف بررسی روش‌های تخصیص منابع نیروی انسانی بخش سلامت و تبیین چالش‌های تخصیص نیروی انسانی ماهر در کشور انجام شد. پژوهش حاضر از حیث روش‌‌شناسی، مطالعه‌ای کیفی بود و برخی از اعضای هیئت علمی که سابقه‌ی مسئولیت در دانشگاه را داشته‌اند، جامعه‌ی آماری آن را تشکیل دادند. جمع‌آوری داده‌ها به این صورت انجام شد که مشارکت‌کنندگان طبق توافق با محقق، در زمان و مکان توافق‌شده برای انجام‌دادن مصاحبه حاضر شدند و محقق مصاحبه را تا رسیدن به اشباع ادامه داد؛ ازاین‌رو، مصاحبه زمانی پایان یافت که مصاحبهشوندگان حرفی برای گفتن نداشتند و مصاحبهکننده نیز، پرسشی برای دستیابی به اهداف پژوهش نداشت. نتایج مستخرج را می‌توان در پنج دسته طبقه‌بندی کرد:
۱. اولویت کاری ما با بخش‌های تازه‌تأسیس و بیمارستان‌های جدیدالاحداث است؛ تعریف و اختصاص نیرو به شاخه‌های جدیدتر برای راه‌اندازی رشته‌ای جدید؛ فرایندهایی که به دلیل شرایط خاص استان که حتی ممکن است در لیست موارد حائز اهمیت برای وزارت بهداشت نباشد، تعریف می‌شوند؛ اولویت‌ها باید بر اساس شاخص‌ها و عملکرد نیروها تعیین شوند.
۲. به‌روزنبودن چارت‌ها؛ چارت‌های سازمانی غیرجواب‌گو؛ نیروگیری بر اساس چارت‌های قدیمی؛ تناسب‌نداشتن پست‌های ایجادشده با نیروی انسانی جذب‌شده؛ سیاست، سیاسی‌کاری، دروغ، تزویر و ریا.
۳. مسأله‌ی جمعیت شناور هر استان باید در کانون توجه قرار گیرد؛ حضور دوره‌ای و مقطعی عده‌ای به‌عنوان همراهان و تیم نیروی قرارداد به‌صورت شرکتی یا تبصری در کنار هر رئیس دانشگاه یکی از مشکلات در این خصوص است؛ باید طی پنج سال و با مدیریت اصولی و هدف‌گذاری‌های کوچک‌تر و منطقی آرام‌آرام به سمت جلو گام برداریم.
۴. مدیران منابع انسانی در دانشگاه‌ها تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیرنده نیستند؛ باید یک تیم کشوری از مدیران و متخصصان و صاحب‌نظران باتجربه در حوزه‌ی منابع انسانی تشکیل شود؛ باید بر اساس برآورد نیاز رشته‌های موجود بهدنبال نیروی انسانی رفت؛ طرحی تحت عنوان سنجش کارآمدی بگذاریم و همه‌ی بررسی‌های این‌گونه بر اساس روابط است؛ وزارت بهداشت ابلاغیه‌ی مخصوصی در این باره ندارد؛ سنجش کارآمدی باید بر اساس عملکرد نیروها و شاخص‌های تعریف‌شده‌ی مناسب صورت گیرد.
۵. مهاجرت نیروهای متخصص در انواع رشته‌ها از یک سو و استقبال‌نکردن پزشکان از ادامه‌ی تحصیل در مقطع تخصص در بعضی رشته‌ها مانند طب اورژانس و اطفال، افزودن کارشناسان متخصص، ارزیابی نیروها قبل از استخدام؛ انحلال وزارت بهداشت و تقسیم‌شدن این نهاد به زیرواحدهای جدا از هم، با سازوکار مالی و مدیریتی جداگانه.
در نهایت اینکه به نظر می‌رسد، صاحبنظران و سیاستگذاران شاغل در سازمان‌های بهداشتی و درمانی، باید برای اولویت‌بندی و تخصیص منابع انسانی، در کنار استفاده از معیارهای قدیمی، معیارهای دیگری را نیز مدّنظر قرار دهند.

مهران سیف فرشد،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

مراقبت‎های سلامتی، علاوه بر اینکه از حقوق تصریح‌شده در بیانیه‎ها و اعلامیه‎های مختلف جهانی در حقوق بشر هستند، کارکرد دیگری نیز برای توسعه‌ی جوامع بشری دارند. چهار اصل اخلاقی زیست‌پزشکی ارائه‌شده‌ی بوشامپ و چیلدرس، در تحلیل و تصمیم‎گیری‎های اخلاقی نقشی بسزا دارند؛ جنبه‎هایی دیگر نیز وجود دارند که در این اصول کمتر خودنمایی می‎کنند، اما خود به‌عنوان اصول و قواعد ضروری در سیاست‌گذاری و برنامه‎ریزی‎های کلان و خُرد حوزه‌ی سلامت باید مدنظر قرار گیرند. دو نمونه از این قواعد اساسی که جایگاهی ویژه‎ دارند، اصل هم‌بستگی یا انسجام اجتماعی و اصل پایداری و تداوم خدمات است. اصل هم‌بستگی اجتماعی، به چگونگی اتحاد و پیوستگی و همکاری جامعه اطلاق می‌شود. جامعه‌ی‎ اجتماعی منسجم، جامعه‎ای است که تنوع فرهنگی را دربرمی‌گیرد، به حقوق بشر و حاکمیت قانون احترام می‎گذارد و تعهد مشترک به نظم اجتماعی و مسئولیت جمعی را نشان می‌دهد. هم‌بستگی (Solidarity)  اجتماعی می‎تواند خطرات سلامتی را در محیطی که در آن روابط قوی جامعه، در نتیجهی همکاری برای به‌اجرادرآوردن شرایط شکوفایی و زندگی عاری از ناتوانی و بیماری شکل گرفته است، کاهش دهد. از سوی دیگر، نظام سلامت، متعهد به ایجاد و حفظ محیط مراقبتی پایدار و باکیفیت است. پایداری و تداوم خدمات، زمانی تحقق پیدا خواهد کرد که قوانین مرتبط با وظایف اخلاقی مطلوب، همچون: به‌حداکثررساندن منافع ممکن، موازنه‌ی مزایا در برابر خطرات، رفتار عادلانه با دیگران (حتی نسل‌های آینده) و احترام به حقوق عامه‌ی جامعه لحاظ شده باشد. تداوم در مراقبت‎های سلامتی بدان معناست که مردم از این طریق، هماهنگی میان خدمات سلامت و توجه بیشتر به آن را به دست خواهند آورد. نبود تداوم و استمرار در سیاست‌های سلامت و ارائه‌نشدن مداوم خدمات بهداشتی‌درمانی می‌تواند بزرگ‌ترین آسیب را به حس اعتماد عمومی مردم برساند. درک مفهومی از تداوم و پایداری خدمات سلامت در اخلاقیات سلامت عمومی ضروری است؛ به‌خصوص اگر بتواند نشان دهد که در کنار سایر اصول، موقعیتی را فراهم می‌سازد تا سیاست‌ها و برنامه‌ها و خدمات سلامتی به دور از تنش‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، دسترسی به بالاترین سطح سلامتی را ممکن می‌سازند؛ البته تداوم و پایداری خدمات، به معنای سکون خدمات و پاسخ‌ندادن به نیازهای به‌روز مردم و جوامع نیست. فراموشی این دو اصل یا قاعده در سیاست‌گذاری و طراحی برنامه‎های سلامت، به اعتماد عمومی جامعه و در نهایت، به شاخص‎های سلامتی فردی و اجتماعی، آسیب جدی وارد می‎سازد. نوشته‌ی حاضر بر اهمیت ادغام اصول انسجام اجتماعی و پایداری در چهارچوب‌های سیاست سلامت، برای ایجاد اعتماد، اطمینان از دسترسی و توسعه‌ی نتایج بلندمدت سلامت عمومی تأکید دارد.

پیمان پرویزراد،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

سیاستگذاری و برنامهریزی ملی مراقبتهای بهداشتیدرمانی تلاشهایی پیچیده هستند که به توجه دقیق به اصول اخلاقی نیاز دارند. این مطالعه‌ی کیفی با هدف بررسی آن دسته از ملاحظات اخلاقی انجام شد که باید در هنگام تدوین و اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های حوزه‌ی سلامت کشور در کانون توجه قرار گیرند. در این مطالعه‌ی کیفی با کسانی که در بخش بهداشت و درمان نقشی کلیدی دارند، ازجمله: سیاست‌گذاران، ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی‌درمانی و نمایندگان بیماران، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته انجام شد. پانزده مصاحبه‌، تا مرحله‌ی اشباع داده‌ها، به‌صورت کلمه به کلمه پیاده و با استفاده از تحلیل موضوعی، تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها، هفت ملاحظه‌ی اخلاقی کلیدی را که از مصاحبه‌ها پدید آمدند، آشکار کرد. این ملاحظات اخلاقی عبارت بودند از: · برابری و عدالت: تضمین دسترسی عادلانه به خدمات مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی برای همه‌ی افراد جامعه، صرف‌نظر از وضعیت اجتماعی‌اقتصادی، نژاد، قومیت، یا سایر عوامل جمعیتی؛ · خودمختاری و رضایت آگاهانه: احترام به استقلال افراد و کسب رضایت آگاهانه برای مداخلات بهداشتی‌درمانی؛ · سودمندی: به‌حداکثررساندن منافع و به‌حداقل‌رساندن آسیب در تصمیم‌گیری مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی؛ · سوء‌استفاده‌نکردن: جلوگیری از آسیب‌رساندن به بیماران؛ · محرمانگی و حریم خصوصی: حفاظت از محرمانه‌بودن و حریم خصوصی اطلاعات بیمار؛ · تخصیص منابع: اتخاذ تصمیم‌های منصفانه و عادلانه درباره‌ی تخصیص منابع کمیاب مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی؛ · شفافیت و پاسخ‌گویی: تضمین شفافیت در فرایندهای تصمیم‌گیری و پاسخ‌گویی درباره‌ی نتایج سیاست‌ها و برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی. ملاحظات اخلاقی برای تضمین تدوین و اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی مؤثر و عادلانه، بسیار مهم است. سیاست‌گذاران و ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی، با درنظرگرفتن دقیق این اصول اخلاقی می‌توانند تصمیماتی اتخاذ کنند که سلامت افراد و جامعه را به‌طور کلی ارتقا دهد.

حمید مقدسی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

ملاحظات اخلاقی تعریف‌شده برای ارائه‌کنندگان مراقبت در استفاده از پرونده‌ی پزشکی بیماران، کاملاً بر پایه‌ی منشور حقوق بیمار، به‌ویژه حق حریم خصوصی و محرمانگی اطلاعات است. کاربران پرونده‌ی پزشکی بیماران، به دو دسته‌ی مجاز( Authorized) و غیرمجاز (Unauthorized ) تقسیم می‌شوند و
بر همین اساس، سیاست‌های افشای (Information Disclosure Policy)
داخلی و خارجی اطلاعات پرونده‌ی بیماران مشخص می‌شود. ارائه‌کنندگان مراقبت بر اساس اصل نیاز به‌دانستن (Need to Know) مجاز به استفاده از محتویات پرونده‌ی پزشکی، با رعایت حق محرمانگی و تبعیت از سیاست‌های افشای داخلی اطلاعات هستند و کاربران غیرمجاز که متشکل از کارکنان اداری و افراد خارج از سازمان مراقبت بهداشتی هستند، به دلیل نداشتن دسترسی به پرونده‌ی بیماران، صرفاً مشمول اجرای سیاست‌های افشای خارجی اطلاعات هستند که قطعاً امکان دسترسی به اطلاعات هویتی بیماران را ندارند. نکته‌ی شایسته‌ی تأمل این است که تغییر شکل پرونده‌ی پزشکی از کاغذی به الکترونیک، بر ملاحظات اخلاقی ارائه‌کنندگان مراقبت در استفاده از آن، اثری چشمگیر می‌گذارد که پرداختن به آن اهمیت دارد. پرونده‌ها‌ی پزشکی کاغذی، صرفاً از حیث امنیتِ مکانِ نگهداری، می‌توانست محل بحث‌های اخلاقی قرار گیرد؛ ولی پرونده‌ی الکترونیک پزشکی، از جنبه ها‌ی اخلاقیِ شامل: رعایت احترام بیمار با تأکید بر استفاده از اطلاعات او، حریم خصوصی و محرمانگی، امنیت، همچنین تمامیت و دردسترس‌بودن اطلاعات، ممکن است در معرض خطر باشد. اعضای تیم مراقبت، به‌ویژه پزشکان و پرستاران که سطح دسترسی‌شان به پرونده‌ی پزشکی از سایر اعضا بیشتر است، باید با توجه به حریم خصوصی بیمار و حق محرمانه‌ماندن اطلاعات پزشکی او، در هنگام به‌کارگیری فناوری اطلاعات برای مراقبت، از بروز تهدیدهایی که محرمانگی و امنیت اطلاعات را به خطر می‌اندازند، جلوگیری کنند.

جلال سعیدپور، علیرضا حاجی زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

در قرن حاضر، کشور ایران یکی از سریع‌ترین کشورهای جهان در زمینه‌ی رشد سالمندی جمعیت است و پیش‌بینی می‌شود، بیش از ۲۰درصد از کل جمعیت کشور، در سال ۱۴۲۰ سالمند باشند. ازآنجاکه سالمندان، مصرف‌کنندگان اصلی خدمات سلامت هستند، پرداختن به ملاحظات اخلاقی در ارائه‌ی خدمات سلامت به این قشر جمعیتی، حائز اهمیت است؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف مرور شواهد مربوط به ملاحظات اخلاقی در ارائه‌ی خدمات سلامت به سالمندان در ایران انجام شد. مطالعه‌ی حاضر از نوع مرور حیطه‌ای بود که با استفاده از پروتکل شش‌مرحله‌ای و Arksey و O'Malley انجام شد. برای شناسایی شواهد مرتبط، در پایگاه های داده ای انگلیسی زبان Web of Science ، PubMed , Scopus و فارسی زبان SID , Magiran , Iran Medex , Google Scholar بدون محدودیت زمانی  جست‌وجو انجام گرفت. بعد از غربالگری و انتخاب مطالعات، پژوهشگران از فرم استخراج داده برای شناسایی و دسته‌بندی نتایج استفاده کردند. روش تحلیل روایتی برای تحلیل داده‌ها به کار گرفته شد. از بین ۶۷۳ مطالعه‌ی شناسایی‌‌شده، ۱۷ مطالعه برای تحلیل انتخاب شدند. خدمات همه‌جانبه‌ی پیشگیری، تشخیصی، درمانی و توان‌بخشی به سالمندان، باید مبتنی بر اصول و ارزش‌های انسانی‌اسلامی مقبول جامعه ارائه شود. حفظ شأن و کرامت سالمندان در تمامی مواقع، رعایت اخلاق در تعامل با سالمندان، خودمختاری و استقلال سالمندان در تصمیم‌گیری‌های مرتبط، توجه به اصول عدالت و سودمندی در مداخلات درمانی، همدلی و خوش‌رویی در بین ارائه‌دهندگان، اطمینان از محرمانگی و رازداری و حفاظت از اطلاعات، توجه به حریم خصوصی، کسب رضایت آگاهانه در مراکز سلامت، توجه به آموزه‌های دینی و اسلامی در مراقبت از سالمندان، مسئولیت‌ نهادهای دولتی و غیردولتی در جلوگیری از انگ و تبعیض بین سالمندان، انجام‌دادن اقدامات درمانی بهنگام و اخلاق‌محور، پایبندی ارائه‌دهندگان به کار تیمی و رفتار علمی و حرفه‌ای، حمایت از سالمندان به‌عنوان قشر جمعیتی آسیب‌پذیر در اولویت‌بندی خدمات، جلوگیری از تعارض منافع در مراقبت‌های سالمندان و استفاده از خدمات سلامت ایمن، مقرون‌به‌صرفه، معتبر و مبتنی بر شواهد برای سالمندان، از مهم‌ترین ملاحظات اخلاقی لازم برای ارائه‌ی خدمات سلامت به سالمندان هستند. با توجه به قطعی‌بودن سالمندی در ایران، باید در ارائه‌ی خدمات سلامت به سالمندان، به ملاحظات اخلاقی شناسایی‌شده در پژوهش حاضر، توجه شود؛ بنابراین، توصیه می‌شود، سیاست‌گذاران و مدیران و ارائه‌دهندگان، اقداماتی را در سطوح وزارت بهداشت، دانشـگاه‌های علوم پزشکی و مراکز ارائه‌دهنده‌ی خدمات سلامت به سالمندان به‌منظور ترویج اصول و ارزش‌های انسانی‌ اسلامی  انجام دهند.

رضا صالحی نیا، مرضیه نصیری سنگری، حسین عباسیان، سجاد صالحیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

هوش مصنوعی، یکی از پیشرفت‌های بزرگ بشری است که با توسعه‌ی فناوری‌های هوش مصنوعی در زمینه‌ی سلامت، تأثیرات مثبت آن بر ارتقاء شاخص‌های بهداشتی و درمانی، به‌طور چشمگیری افزایش یافته است؛ اما کاربرد آن با چالش‌های اخلاقی بسیاری نیز همراه است؛ ازاین‌رو، هدف از این مطالعه، بررسی ملاحظات اخلاقی در استفاده از هوش مصنوعی در حوزه‌ی سلامت است. در این مطالعه‌ی مروری، مقاله‌های منتشرشده بین فوریه ۲۰۱۹ تا نوامبر۲۰۲۴ بررسی شدند. برای جمع‌آوری مقاله‌ها، از پایگاه‌های اطلاعاتی داخلی مانند Magiran, SID و از پایگاه‌های منابع علمی خارجی نظیر PubMed, web of Science Medlib, Science Direct و موتور جست‌وجوی Google Scholar استفاده شد. برای جست‌وجو در منابع فارسی و انگلیسی، از کلمات کلیدی اخلاق، هوش مصنوعی، سلامت، Ethics, Artificial Intelligence, Healt استفاده شد. پس از ارزیابی معیارهای ورود و کیفیت مقالات، نُه پژوهش واجد شرایط، شناخته و به مطالعه‌ی حاضر وارد شدند. نتایج مطالعات پیشین نشان داده‌اند، استفاده از هوش مصنوعی در حوزه‌ی سلامت مزایایی چشمگیر همچون: تشخیص دقیق‌تر بیماری‌ها، پیش‌بینی‌های بالینی مؤثرتر، مدیریت کارآمدتر بیمارستان‌ها، بهینه‌سازی منابع، بهبود مراقبت از بیماران، بهینه‌سازی گردش کار بالینی و پیشرفت تحقیقات پزشکی را به همراه داشته است. این فناوری موجب افزایش کارایی و ارتقاء کیفیت خدمات بهداشتی شده است؛ بااین‌حال، چالش‌های اخلاقی مانند حریم خصوصی و امنیت داده‌ها، سوگیری الگوریتمی، شفافیت، اعتبارسنجی بالینی و مسئولیت حرفه‌ای همچنان وجود دارد. رعایت اصولی چون: شفافیت، انصاف، حفاظت از حریم خصوصی و تضمین دسترسی برابر برای توسعه و استفاده‌ی مسئولانه از هوش مصنوعی ضروری است. در نهایت، ایجاد تعادل میان منافع فناوری و ارزش‌های انسانی، مسیر بهره‌برداری پایدار و اخلاقی را از این فناوری هموار خواهد کرد. نتایج حاصل از مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد، هوش مصنوعی با ارائه‌ی راهکارهای نوآورانه، تأثیری چشمگیر در بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء خدمات در حوزه‌های مختلف، به‌ویژه سلامت، داشته است؛ بااین‌حال، بهره‌گیری بهینه از این فناوری نیازمند توجه جدی به ملاحظات اخلاقی، نظارت دقیق بر فرایندها، و رفع چالش‌های موجود است.

فرزانه سلیمانی، لیلا افشار،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، واکسیناسیون بار بیماری‌های عفونی را بسیار کاهش داده است؛ بااین‌حال، نرخ اندک بیماری، به معنی نبودِ نظارت مداوم بر تهدید شیوع نیست. وجود افراد غیرایمن می‌تواند هر منطقه‌ای را در معرض خطر شیوع احتمالی بیماری قرار دهد. این مطالعه‌ی مروری، با هدف ارائه‌ی بینشی درباره‌ی چالش‌های اخلاقی امتناع والدین از واکسیناسیون اجباری کودکان و شناسایی شکاف‌های دانش در این حوزه برای تحقیقات بیشتر در کشور انجام گرفت. نخست، جست‌وجو در پایگاه‌های داده‌ی PubMed و ScienceDirect انجام شد. مجموعه‌ی نهایی، شامل 35 مقاله‌ی دانشگاهی، ۱ کتاب و ۱ پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد بود. جنبش‌های ضد واکسن در ایران نیز، همانند بسیاری از کشورهای دیگر، در سال‌های اخیر (به‌خصوص بعد از واکسیناسیون علیه بیماری کووید ۱۹) رشد کرده است. این جنبش‌ها عمدتاً به دلایلی ازجمله: مکتب فکری و اعتقادات مذهبی، سواد بهداشتی ضعیف، نداشتن اعتماد به نظام‌های بهداشتی، تجربیات شخصی یا اجتماعی به مخالفت با واکسیناسیون می‌پردازند. از دیرباز، واکسیناسیون اجباری اغلب به دلیل نگرانی‌های اخلاقی درباره‌ی اجبار، محل بحث بوده است. یکی از عمده‌ترین چالش‌های اخلاقی، تقابل اتونومی والدین با سلامت عمومی است. میزان احترام به اتونومی والدین، یکی از موضوعات کلیدی در اخلاق واکسیناسیون است. مسائلی همچون: اطلاعات نادرست یا اندک یا درک نامناسب اطلاعات می‌تواند اتونومی والدین را محدود کند. از طرفی، دولت نیز وظیفه و منافعی در محافظت از کودک در برابر آسیب دارد و می‌تواند در موقعیت‌هایی که کودک در معرض خطر قرار می‌گیرد، اتونومی والدین را به چالش بکشد. به‌عنوان نتیجه‌گیری کلی می‌توان بیان کرد که میزان اتونومی والدین در مداخلات برنامه‌ریزی‌شده همانند واکسیناسیون، بستگی به نسبت بین منفعت و بار آن مداخله دارد (با درنظرگرفتن اصول سودرسانی و ضرررساندن)؛ هرچقدر میزان منفعت بیشتر باشد، اتونومی والدین کمتر تعیین‌کننده است و بالعکس. در مطالعات متعددی که به این موضوع پرداخته‌اند، راهکارهایی همچون: آموزش عمومی، آموزش والدین امتناع‌کننده از واکسن و ارائه‌ی اطلاعات مبتنی بر شواهد، دراختیارگذاشتن منابع معتبر برای جست‌وجو و مطالعه، شناسایی اثرات کنترل‌گر بر اتونومی والدین، انجام‌دادن ویزیت‌های مکرر و در نهایت، استفاده از سیاست‌های منفی، همچون: اعمال قانون و جریمه و منع ورود به مهدکودک‌ها و مدارس پیشنهاد شده است.

سیدعلی انجو،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اخلاق سازمانی در ادبیاتِ خدمات مراقبت‌های سلامت، شامل ترکیبی از موضوعات پیچیده‌ی شبیه به هم است. اخلاق سازمانی به‌عنوان لبه‌ی دانش اخلاق پزشکی یا گام دوم تکامل اخلاق پزشکی معرفی شده است. برای بهتر اجراکردن ملاحظات اخلاق سازمانی در نظام سلامت، شناخت تفاوت‌ها و شباهت مفاهیم رقیب اهمیت دارد. از طرفی، تا مسائل مالی و قراردادی سازمان‌های سلامت وجود دارند، ایجاد انگیزه در مدیران برای ارتقاء جو اخلاقی سازمان تحت مدیریت آنان آسان نیست. این مطالعه درصدد است، به درکی جامع‌تر از اخلاق سازمانی در نظام سلامت دست یابد. در این مطالعه‌ی مروری، جست‌وجوی جامع ادبیات رشته‌ی اخلاق نظام سلامت در پایگاه‌های داده‌ی PubMed، Scopus، Web of Science وCINAHL  انجام شد؛ علاوه‌براین، ادبیات خاکستری از کتاب‌های منتشرشده با موضوع Healthcare Organization Ethics و  Healthcare Organizational Ethics و همچنین وب‌سایت‌های نهادهایی همچون: JCAHO و VBN استخراج شد. برای جست‌وجو، از ترکیبی از کلمات کلیدی اخلاق سلامت، اخلاق سازمانی، سازمان‌های سلامت، تصمیم‌گیری اخلاقی، انگیزه‌ی مدیران، انگیزه‌ی ارتقاء اخلاقی استفاده شد. مقالات و منابع انگلیسی زبانی که متن کامل آن‌ها به دست آمدند، مدنظر قرار گرفتند. تمام نتایج جست‌وجوها بررسی و نسخه‌های تکراری حذف شدند. این مطالعه شیوه‌های کاربردی ایجاد انگیزه و نقشه‌‌ای جامع از متون مرتبط با اخلاق سازمانی را در مراقبت‌های سلامت ارائه می‌کند.
 

حشمت اله حیدری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

ایدز سندرمی است که در مراحل انتهایی آلوده‌شدن انسان به ویروس نقص سیستم ایمنی بروز می‌کند. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، تا انتهای سال 2023، حدود 39/9 میلیون نفر با HIV زندگی می‌کنند و میزان بروز آن، 1/3 میلیون نفر و مرگ‌ومیر ناشی از آن، 630هزار نفر گزارش شده است. در ایران، میزان شیوع و بروز این بیماری، به‌ترتیب 54000 و 2400 نفر و میزان مرگ‌ومیر سالانه‌ی مرتبط با آن، 3200 نفر گزارش شده است. یکی از اهداف نظام سلامت، تسهیل دسترسی مردم به خدمات سلامت است. حق دسترسی به خدمات سلامت، به‌عنوان یک حق ذاتی که در ماده‌ی 25 اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد در کانون توجه قرار گرفته، از اهمیتی ویژه برخوردار است. با توجه به آسیب‌پذیربودن بیماران مبتلا به HIV، این افراد ممکن است در دسترسی به خدمات سلامت دچار مشکل شوند؛ لذا، هدف از این مطالعه، تبیین چالش‌های افراد مبتلا به HIV، در دسترسی برابر به خدمات سلامت بود. تحقیق کیفی حاضر، با استفاده از روش تحلیل محتوای قراردادی، از فروردین تا شهریور1403، در ایران انجام شد. شرکت‌کنندگان در مطالعه، شامل بیماران مبتلا به HIV و ارائه‌کنندگان خدمات سلامت بودند که به شیوه‌ی مبتنی بر هدف انتخاب شدند. داده‌ها با انجام‌دادن ده مصاحبه‌ی رودررو، گردآوری و بر اساس روش پیشنهادی Lundman و Graneheim تحلیل شدند. با تحلیل داده‌ها، 406 کد اولیه استخراج شد و یافته‌ها در سه‌ طبقه‌ی اصلی، شامل عوامل مربوط به مددجو (با زیرطبقاتِ ترس از انتقال بیماری به دیگران، محدودیت‌های مالی، مشکلات جسمی، آشنایی‌نداشتن با حق و حقوق و تبعیت‌نکردن از رژیم درمانی)، عوامل مربوط به نظام سلامت (با زیرطبقاتِ تبعیض در دسترسی به خدمات، نگاه تحقیرآمیز کادر سلامت، آگاهی اندک ارائه‌کنندگان خدمات سلامت از مدیریت بیماری، ترس از آلوده‌شدن به بیماری، افشای اطلاعات بیماران، نبود غربالگری وسیع، اهمال‌کاری مراکز درمانی در شناسایی افراد مبتلا، انجام‌دادن آزمایش قبل از ازدواج) و عوامل فرهنگی (با زیرطبقاتِ طردشدن افراد مبتلا در فرهنگ عمومی، برچسب‌زدن به بیماران، تبعیض در ازدواج و فرزندآوری) قرار گرفتند؛ همچنین، باید حق تسهیل دسترسی به خدمات سلامت، محرمانه‌ماندن اطلاعات، تشکیل خانواده، حمایت مالی و فعالیت در اجتماع، برای بیماران و مبتلایان به ایدز به رسمیت شناخته شود.

هومن حیدری، شکیلا بل کافه، محمدرضا دین محمدی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

سلامت از راه دور (Telehealth) به‌عنوان روشی نوین در ارائه‌ی خدمات سلامتی، به‌سرعت در حال گسترش است؛ این روش، به‌ویژه در دوران همه‌گیری کرونا، امکانات جدیدی را برای دسترسی به مراقبت‌های سلامتی فراهم و به کاهش هزینه‌ها کمک کرده است؛ بااین‌حال، گسترش این پدیده، چالش‌های قانونی و اخلاقی بسیاری را به همراه داشته است که به بررسی دقیق نیاز دارند. در این مطالعه‌ی مروری، از کلیدواژه‌های پزشکی از راه دور، سلامت از راه دور، چالش‌های اخلاقی، چالش‌های قانونی و نظام سلامت برای جست‌وجو در پایگاه‌های علمی  PubMed, Scopus, CINAHL و Google Scholar استفاده شد. مقالات فارسی و انگلیسی منتشرشده در بازه‌ی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ انتخاب شدند. مقالات پژوهشی، مرورهای نظام‌مند و گزارش‌های موردی که به بررسی چالش‌های قانونی و اخلاقی در حوزه‌ی سلامت از راه دور پرداخته بودند، وارد بررسی شدند. پس از جست‌وجو و انتخاب اولیه، مقالات با استفاده از معیارهای کیفیت و اعتبار علمی ارزیابی شدند و در نهایت، مقالات منتخب برای تحلیل نهایی جمع‌آوری شدند. سلامت از راه دور، با چالش‌های متعددی مواجه است که به توجه ویژه نیاز دارند. یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌ها، حریم خصوصی و حفاظت از داده‌هاست؛ زیرا تبادل اطلاعات حساس بیماران می‌تواند تهدیداتی برای محرمانگی ایجاد کند و رعایت قوانین حفاظت از داده‌ها و تدابیر امنیتی برای حفظ اعتماد بیماران ضروری است؛ همچنین، رضایت آگاهانه‌ی بیماران از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ بیماران باید به‌طور کامل، درباره‌ی خطرات و مزایای این خدمات مطلع شوند و فرایندهای رضایت آگاهانه باید با شیوه‌های پزشکی از راه دور تطبیق یابند؛ افزون‌براین، درحالی‌که سلامت از راه دور می‌تواند دسترسی به خدمات سلامتی را بهبود بخشد، ممکن است نابرابری‌های موجود را تشدید کند؛ بنابراین، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ارتباطی و برنامه‌های سواد دیجیتال برای اطمینان از دسترسی عادلانه به خدمات، ضروری است. سلامت از راه دور با وجود چالش‌های قانونی و اخلاقی، مزایایی چشمگیر مانند راحتی و بهبود هماهنگی مراقبت‌ها را ارائه می‌دهد. برای افزایش این مزایا، ضروری است که به چالش‌های اشاره‌شده به‌طور ویژه توجه شود. همکاری بین سیاست‌گذاران و ارائه‌دهندگان خدمات سلامت برای توسعه‌ی دستورالعمل‌ها و مقررات جامع، کلید موفقیت در این حوزه است. این مطالعه بر اهمیت پرداختن به چالش‌های موجود و بهبود شیوه‌های سلامت از راه دور تأکید دارد تا از ارائه‌ی خدمات سلامتی ایمن و عادلانه اطمینان حاصل شود.

حشمت‌اله حیدری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

ایدز سندرمی است که در مراحل انتهایی آلوده‌شدن انسان به ویروس نقص سیستم ایمنی بروز می‌کند. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، تا انتهای سال ۲۰۲۳، حدود ۹/۳۹ میلیون نفر در دنیا با ایدز زندگی می‌کنند که میزان بروز این بیماری ۳/۱میلیون نفر و مرگ‌ومیر ناشی از آن ۶۳۰ هزار نفر گزارش شده است. در ایران، میزان شیوع و بروز این بیماری به‌ترتیب ۵۴۰۰۰ و ۲۴۰۰ نفر و میزان مرگ‌ومیر سالانه‌ی مرتبط با آن ۳۲۰۰ نفر گزارش شده است. یکی از اهداف اصلی نظام سلامت، تسهیل دسترسی مردم به خدمات سلامت است. حق دسترسی به خدمات سلامت، به‌عنوان حقی ذاتی که در ماده‌ی ۲۵ اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد در کانون توجه قرار گرفته، از اهمیتی ویژه برخوردار است. با توجه به آسیب‌پذیربودن بیماران مبتلا به ایدز، این افراد ممکن است در دسترسی به خدمات سلامت دچار مشکل شوند؛ لذا، هدف از انجام این مطالعه، تبیین چالش‌های افراد مبتلا به ایدز، در دسترسی برابر به خدمات سلامت بود. تحقیق کیفی حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای قراردادی، از فروردین تا شهریورماه سال ۱۴۰۳ در ایران انجام شد. شرکت‌کنندگان در مطالعه، شامل بیماران مبتلا به ایدز و ارائه‌‌کنندگان خدمات سلامت بودند که با شیوه‌ی مبتنی بر هدف انتخاب شدند. داده‌ها با انجام‌دادن ده مصاحبه‌ی رودررو، گردآوری و بر اساس روش پیشنهادی گرانهایم و لاندمن (Graneheim & Lundman) تحلیل شدند. با تحلیل داده‌ها، ۴۰۶ کد اولیه استخراج شد. یافته‌ها در سه طبقه‌ی اصلی شامل عوامل مربوط به مددجو (با زیرطبقات ترس از انتقال بیماری به دیگران، محدودیت‌های مالی، مشکلات جسمی، ناآشنایی با حقوق خود و پیروی‌نکردن از رژیم درمانی)، عوامل مربوط به نظام سلامت (با زیرطبقات تبعیض در دسترسی به خدمات، نگاه تحقیرآمیز کادر سلامت، آگاهی اندک ارائه‌کنندگان خدمات سلامت از مدیریت بیماری، ترس از آلوده‌شدن به بیماری، افشای اطلاعات بیماران، نبود غربالگری وسیع، اهمال‌کاری مراکز درمانی در شناسایی افراد مبتلا، انجام‌ندادن آزمایش قبل از ازدواج) و عوامل فرهنگی (با زیرطبقات عدم پذیرش افراد مبتلا در فرهنگ عمومی، برچسب‌زدن به بیماران، تبعیض در ازدواج و فرزندآوری) قرار گرفتند. حق تسهیل دسترسی به خدمات سلامت، محرمانه‌ماندن اطلاعات، تشکیل خانواده، تحت حمایت مالی قرار گرفتن و فعالیت در اجتماع باید برای افراد مبتلا به ایدز به رسمیت شناخته شود.

حکیمه مصطفوی، عفت محمدی، امیرحسین تکیان، علیرضا اولیایی منش،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 نابرابری‌های سلامت در گروه‌های جمعیتی، به‌عنوان چالش اساسی نظام‌های سلامت مطرح است و توجه به عدالت در سلامت، در سیاست‌های تدوین‌شده ضروری به نظر می‌رسد. هدف این مطالعه، بررسی مطالعات مربوط به ابزارها و مدل‌های ارزیابی تأثیر سیاست‌ها بر عدالت در سلامت بود. مطالعه به‌صورت مرور نظام‌مند انجام شد و شواهد موجود در زمینه‌ی ابزارها و مدل‌های ارزیابی تأثیر سیاست‌ها بر عدالت در سلامت و فرایند ارزیابی پیامدهای سلامت، از ابتدای سال 2005 تا انتهای سپتامبر 2022، به زبان انگلیسی و فارسی در پایگاه‌های اطلاعاتی داخلی و بین‌المللی مانند اسکوپوس، پابمد و موتور جست‌وجوی گوگل اسکالر بررسی گردید. در جست‌وجوی اولیه، 16901 مقاله به دست آمد. پس از غربالگری اولیه، چکیده‌ی 243 مقاله بررسی شد. با مطالعه‌ی چکیده‌ی مقالات، 99 مقاله وارد فاز مطالعه‌ی متن مقاله و در نهایت، 53 مقاله وارد فاز نهایی تحلیل شدند. بررسی مطالعات نشان داد، در اغلب مدل‌های ارزیابی، چهار مرحله شامل غربالگری، شناسایی محدوده‌ی ارزیابی تصمیم‌گیری، ارزیابی و پیگیری در نظر گرفته شده بود. بر اساس نتایج مطالعه، انتخاب ابزار مناسب برای ارزیابی تأثیر سیاست‌ها بر عدالت در سلامت، مستلزم توجه به عوامل مختلف، همچون: زمان ارزیابی، سطح سیاست، منابع و امکانات موجود و جمعیت متأثر از سیاست مدنظر است.

شیوا خالق پرست، سعید باقری فرادنبه، سمانه کریمیان، فهیمه خسروبیگی بزجلوئی، سید ابراهیم حسینی زرگر، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

سامانه‌ی سپاس، یک پرونده‌ی الکترونیک سلامت است که اطلاعات مرتبط با سلامت افراد را در قالب الکترونیکی ذخیره می‌کند. سامانه‌ی سپاس، مرکز جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات سلامت بیماران سرپایی و بستری است. این سامانه، اطلاعات افراد مانند نام کامل، وضعیت تأهل، جنسیت، تاریخ پذیرش، سطح تحصیلات، شغل، نوع پذیرش و سایر داده‌های پزشکی مرتبط با آنان را به‌دقت ذخیره می‌کند. از ارزش‌های محوری و الزامات اخلاقی سامانه‌ی سپاس می‌توان به صیانت از حقوق شهروندی، احترام به افراد، رعایت عدالت و انصاف، شفافیت و جلب مشارکت و پاسخ‌گویی اشاره کرد. در مطالعه‌ی حاضر، برای ارزیابی برنامه‌ی سپاس، از یک مدل پیشنهادی سازمان جهانی بهداشت برای ارزیابی اخلاقی استفاده ‌شد. این مدل بر اصول اخلاقی اساسی، مانند سلامت و رفاه انسانی، احترام به افراد و جوامع، عدالت و انصاف تأکید دارد. از نظر سلامت و رفاه انسانی، سامانه‌ی سپاس می‌تواند از مداخلات تکراری و بیهوده جلوگیری کند و به پزشکان امکان دسترسی سریع به سابقه‌ی دقیق بیمار را بدهد. از نظر احترام به افراد و جوامع، سامانه حفظ محرمانیت اطلاعات را تضمین می‌کند. از نظر عدالت و انصاف، سامانه می‌تواند دسترسی به خدمات سلامت را برای مناطق محروم و دورافتاده بهبود بخشد؛ به‌علاوه، این سامانه از نظر اخلاقی، اصولی مانند حفظ همبستگی، شفافیت، مشارکت و پاسخ‌گویی را رعایت می‌کند؛ لذا مطالعه‌ی‌حاضر با بررسی نقادانه‌ی ابعاد اخلاقی سامانه‌ی پرونده‌ی الکترونیکی سلامت، پیشنهادهای ارزشمندی را به سیاست‌گذاران، کارکنان سلامت و سازمان‌های نظارتی ارائه می‌دهد تا از عملکرد اخلاقی و کارآمدِ سیستم‌های پرونده‌های الکترونیک سلامت در ایران اطمینان حاصل کنند.

امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

ازآنجاکه سوءرفتار پژوهشی می‌تواند به‌عنوان واکنشی انطباقی در برابر محدودیت‌‌ها و فشارها و خواسته‌های برآمده از کارکردهای نامناسب نظام پژوهش تلقی شود، برای مدیریت آن، باید فعالیت‏های نظام پژوهش را در مسیر انتقال سیاست‏های پژوهشی (سطح کلان) به برنامه‏های توسعه‌ی پژوهش در مؤسسه‌ها (سطح میانی) و اجرای پژوهش توسط پژوهشگران (سطح خرد) رصد و بررسی کرد. این مطالعه با اتخاذ چهارچوب تحلیلی کلان- میانی- خرد، وظایف و راهبردها و فعالیت‌های شکل‌گرفته در سطوح سه‌گانه‌ی نظام پژوهش علوم پزشکی کشور را روشن می‌سازد؛ ازاین‌رو، سیاست‌گذاری‌های کلان پژوهش (سطح کلان) تا برنامه‌های عملیاتی برای توسعه‌ی پژوهش در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی (سطح میانی) و پژوهشگران به‌منزله‌ی انجام‌دهندگان پژوهش (سطح خرد) را در کانون توجه قرار می‌دهد. برای این منظور، سه سطح تحلیلی نظام پژوهش با توجه به مفروضه‏های این چهارچوب، تبیین و تعریف شدند. با تحلیل محتوای کیفی متون مربوطه، فعالیت‌هایی که در این سطوح می‏توانستند برای تأمین سلامت پژوهش مفید باشند، شناسایی و در قالب راهبردهایی مختلف ارائه شدند. یافته‌ها نشان داد، نظام پژوهش بر اساس چهارچوب تحلیلی موجود، یک نظام کلانِ صرف، بدون توجه به میان‌کنشِ بخش‌های آن نیست، بلکه نظامی است که تعامل و اثرگذاری میان‌بخشی اجزاء در آن وجود دارد. این رویکرد می‏تواند تمرکز و وضوح و توانمندی بررسی سوءرفتارهای پژوهشی را ارتقا دهد و با به‏کارگیری سطوح خُرد و میانی و کلان می‌تواند چالش‏های موجود در جریان تعامل فعالیت‏ها و عملکردهای مختلف نظام پژوهش و درهم‌تنیدگی آن‌ها را دنبال کند.

سوره خاکی، مسعود فلاحی خشکناب، فرحناز محمدی شاهبلاغی، گل بیاض جان، محمدعلی حسینی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 فرایند انتقال خبر بد به بیمار و خانواده، نیازمند مشارکت جمعی است. در کشورهای مختلف، برای این فرایند، راهکارهایی متناسب ارائه شده است. این مطالعه با هدف ارائه‌ی راهنمای عمل، مبتنی بر تجربیات بیماران و خانواده‌ها و کارکنان درمان در بخش‌های مراقبت ویژه، در سه مرحله انجام گرفته است. در مرحله‌ی اول با 31 مشارکت‌کننده، نمونه‌گیری هدفمند، مصاحبه‌ی عمیق انجام گرفت و پیش‌نویس اولیه‌ی راهنمای عمل تدوین شد. در مرحله‌ی دوم، متخصصان در دو جلسه بحث گروهی، پیش‌نویس اولیه را بررسی و پیش‌نویس ثانویه طراحی شد. در مرحله‌ی سوم، 43 متخصص حوزه‌ی سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری، راهنمای عمل تدوین‌شده را با روش دلفی اعتبارسنجی کردند. راهنمای عمل در 8 گام اصلی و 43 گام فرعی برای اعلام خبر ناگوار به بیمار و خانواده تدوین شد. برای این فرایند، سه مرحله‌ی قبل از اعلام خبر (بررسی، برنامه‌ریزی و آماده‌سازی، هماهنگی) حین اعلام خبر (اعلام خبر بد، حمایت عاطفی، جمع‌بندی و مستندسازی) و بعد از اعلام خبر (ارجاع و پیگیری) شناسایی شد. امید است با استفاده از این راهنمای عمل، فرایند اعلام خبر ناگوار در بخش‌های مراقبت ویژه تا حصول نتیجه‌ی مطلوب، تسهیل شود و پیامدها و آسیب‌های ناشی از آن کاهش یابد. در نهایت، ارائه‌دهندگان مراقبت سلامت به کمک این راهنما می‌توانند، با درنظرگرفتن ترجیحات بیمار و خانواده، ضرورت روش‌های علمی و استاندارد اعلام خبر ناگوار و رعایت اصول اخلاق حرفه‌ای را در کانون توجه قرار دهند.

علیرضا حیدری، سید حامد آتشی، فریده کوچک، زهرا خطیرنامنی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 پاسخ‌گویی به نیازهای غیرطبی بیماران، بیانگر خواست بیماران و خانواده‌ها برای مشارکت فعالانه‌تر در تصمیم‌ها و برنامه‌های درمانی است. هدف این مطالعه، تعیین سطح پاسخ‌گویی به نیازهای غیرطبی بیماران بستری بود. این مطالعه، مقطعی و به روش توصیفی‌تحلیلی انجام شد. تعداد 392 بیمار بستری از مراکز آموزشی‌درمانی شهیدصیاد شیرازی و پنج آذر گرگان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گلستان در مطالعه شرکت کردند. روش نمونه‌گیری، تصادفی نظام‌مند بود. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ی روا و پایاشده‌ی پاسخ‌گویی سازمان جهانی بهداشت بود. میانگین سنی (±انحراف معیار) بیماران برابر با (92/16 ±17/45) سال بود. 1/55 درصد از بیماران مرد و مابقی زن بودند. میانگین نمره‌ی کلی اهمیت پاسخ‌گویی (±انحراف معیار) برابر با (45/4 ± 37/33) محاسبه شد که در سطحی بالاتر از متوسط قرار داشت. اغلب بیماران (بیشتر از 65 درصد)، همه‌ی ابعاد پاسخ‌گویی را خیلی مهم یا بی‌اندازه مهم ارزیابی کردند. مهم‌ترین بُعد از دیدگاه بیماران، مناسب‌بودن کیفیت محیط اطراف (9/95درصد) و کم‌اهمیت‌ترین بُعد، محرمانه نگهداشتن اطلاعات فردی (7/34درصد) بود. میانگین نمره‌ی کلی عملکرد پاسخ‌گویی (±انحراف معیار) برابر با (0.7 ± 8) 54/54 محاسبه شد و در سطحی بالاتر از متوسط ارزیابی گردید. نمره‌ی کلی اهمیت و عملکرد پاسخ‌گویی در بیمارستان‌های آموزشی شهیدصیاد شیرازی و پنج آذر گرگان در سطحی بالاتر از متوسط قرار داشت. ضروری است، به ابعادی که از نظر بیماران مهم تلقی شدند و از نظر عملکرد پاسخ‌گویی ضعیف‌ بودند، اولویت داده شود و مراکز آموزشی‌درمانی در پاسخ‌گویی به بیماران در خصوص جنبه‌های غیربالینی توجه بیشتری نشان دهند.

اکرم حیدری، مرتضی حیدری، باقر لاریجانی، علی محمد مصدق راد،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

سلامت معنوی، داشتن هدف و معنا در زندگی و احساس تعلق به چیزی فراتر از خود است که آرامش درونی، رضایت و شادی را تقویت می‌کند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری در سال ۱۴۰۳ انجام شد. با مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۴۷ نفر از سیاست‌گذاران، مدیران، استادان، کارکنان و دانشجویان، ۱۸۳ منفعت آموزش سلامت معنوی در دانشگاه‌های علوم پزشکی شناسایی و در شش گروه منفعت برای استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه دسته‌بندی شدند. برای استادان، آموزش معنویت موجب ارتقاء آگاهی اخلاقی، افزایش انگیزه، رضایت شغلی، تعهد و بهبود کیفیت آموزش می‌شود. تقویت معنویت در دانشجویان نیز به کسب مهارت‌های ارتباطی و همدلی بیشتر، کاهش استرس و اضطراب و ارتقاء توانایی‌های حرفه‌ای‌ آنان یاری می‌رساند. کارکنان سلامت نیز از کاهش خطاهای پزشکی، افزایش تاب‌آوری، بهبود روابط اجتماعی و ارتقاء کیفیت مراقبت‌ها بهره‌مند می‌شوند؛ همچنین، بیماران با مراقبت معنوی، استرس و افسردگی کمتری را تجربه کرده، سلامت روان و کیفیت زندگی‌شان بهبود یافته و روند درمانشان سریع‌تر پیش می‌رود. آموزش سلامت معنوی در سطح جامعه نیز، به رفتارهای اجتماعی مثبت‌تر و جامعه‌ای سالم‌تر منجر می‌شود؛ افزون‌براین، دانشگاه‌ها با اجرای این آموزش‌ها می‌توانند برنامه‌های جامع‌تر، پژوهش‌های بین‌رشته‌ای، اخلاق حرفه‌ای و تربیت نیروهای سلامت جامع‌نگر را توسعه دهند و بر اعتبار و بهره‌وری خود بیفزایند. آموزش سلامت معنوی در دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران با اثرگذاری مثبت بر استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه، موجب بهبود سلامت روانی و حرفه‌ای، ارتقاء کیفیت آموزش، افزایش بهره‌وری و اعتبار نظام آموزش عالی سلامت کشور می‌شود.

پارسا فرمهین فراهانی، زهرا ترکاشوند،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 یکی از مسائل اخلاقی‌حقوقی کلیدی در حرفه‌ی پزشکی، اعتماد بیماران به کیفیت مراقبت و رعایت استانداردهای حرفه‌ای است. این دیدگاه به بررسی ابعاد اخلاقی‌حقوقی استفاده از دوربین‌های مداربسته در واحد مراقبت‌های ویژه (ICU)  با تمرکز بر یک نمونه‌ی حقوقی‌اخلاقی پرداخته است. در این منظر، همراهان بیمار درباره‌ی کیفیت مراقبت‌ها تردید داشته و درخواست بررسی تصاویر ضبط‌شده را مطرح کردند. از نظر اخلاقی‌حقوقی، ثبت وقایع توسط تیم درمان، مشروط به رعایت حریم خصوصی، ضوابط حفظ داده‌ها و مقررات نظارت تصویری، می‌تواند به حفظ حقوق بیماران، شفاف‌سازی عملکرد کادر درمان و پیشگیری از سوءتفاهم‌های حقوقی کمک کند. این مقاله، ضمن مدنظر قراردادن مزایا، به تبیین ملاحظات قانونی مانند اطلاع‌رسانی به بیماران، محدودیت‌های دسترسی و مدیریت داده‌ها نیز پرداخته است. در نهایت، می‌توان چنین نتیجه گرفت که استفاده از دوربین‌ها درICU، به شرط تطبیق با الزامات قانونی و نهادی می‌تواند به تقویت اعتماد، اثبات رعایت اصول اخلاقی و کاهش شکایات حقوقی یاری رساند.


صفحه 3 از 4     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb