جستجو در مقالات منتشر شده



پیمان پرویزراد،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

سیاستگذاری و برنامهریزی ملی مراقبتهای بهداشتیدرمانی تلاشهایی پیچیده هستند که به توجه دقیق به اصول اخلاقی نیاز دارند. این مطالعه‌ی کیفی با هدف بررسی آن دسته از ملاحظات اخلاقی انجام شد که باید در هنگام تدوین و اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های حوزه‌ی سلامت کشور در کانون توجه قرار گیرند. در این مطالعه‌ی کیفی با کسانی که در بخش بهداشت و درمان نقشی کلیدی دارند، ازجمله: سیاست‌گذاران، ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی‌درمانی و نمایندگان بیماران، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته انجام شد. پانزده مصاحبه‌، تا مرحله‌ی اشباع داده‌ها، به‌صورت کلمه به کلمه پیاده و با استفاده از تحلیل موضوعی، تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها، هفت ملاحظه‌ی اخلاقی کلیدی را که از مصاحبه‌ها پدید آمدند، آشکار کرد. این ملاحظات اخلاقی عبارت بودند از: · برابری و عدالت: تضمین دسترسی عادلانه به خدمات مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی برای همه‌ی افراد جامعه، صرف‌نظر از وضعیت اجتماعی‌اقتصادی، نژاد، قومیت، یا سایر عوامل جمعیتی؛ · خودمختاری و رضایت آگاهانه: احترام به استقلال افراد و کسب رضایت آگاهانه برای مداخلات بهداشتی‌درمانی؛ · سودمندی: به‌حداکثررساندن منافع و به‌حداقل‌رساندن آسیب در تصمیم‌گیری مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی؛ · سوء‌استفاده‌نکردن: جلوگیری از آسیب‌رساندن به بیماران؛ · محرمانگی و حریم خصوصی: حفاظت از محرمانه‌بودن و حریم خصوصی اطلاعات بیمار؛ · تخصیص منابع: اتخاذ تصمیم‌های منصفانه و عادلانه درباره‌ی تخصیص منابع کمیاب مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی؛ · شفافیت و پاسخ‌گویی: تضمین شفافیت در فرایندهای تصمیم‌گیری و پاسخ‌گویی درباره‌ی نتایج سیاست‌ها و برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی. ملاحظات اخلاقی برای تضمین تدوین و اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی مؤثر و عادلانه، بسیار مهم است. سیاست‌گذاران و ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی، با درنظرگرفتن دقیق این اصول اخلاقی می‌توانند تصمیماتی اتخاذ کنند که سلامت افراد و جامعه را به‌طور کلی ارتقا دهد.

مریم سینا، زهرا کشتکاران، زینت محبی، نعیمه سادات اثماریان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

پرستاران به‌عنوان بزرگ‌ترین گروه ارائه‌دهنده‌ی خدمات بهداشتی، در تیم‌های درمانی و مراقبت از بیماران، نقش حیاتی دارند. دانشجویان پرستاری که پرستاران آینده خواهند بود، به شایستگی‌های بالینی و اخلاقی نیاز دارند تا بتوانند مراقبت‌های حرفه‌ای و مناسبی ارائه دهند. حساسیت اخلاقی، به‌عنوان توانایی درک و تشخیص موقعیت‌های اخلاقی، بسیار اهمیت دارد و ارتباط پرستاران با بیماران را بر پایه‌ی اعتماد و پاسخ‌گویی به نیازهای فردی تقویت می‌کند که در مواجهه با چالش‌های اخلاقی محیط‌های بالینی کمک‌کننده است؛ لذا، این مطالعه با هدف تعیین حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با ویژگی‌های جمعیت‌شناختی انجام شد. در این مطالعه‌ی توصیفی‌مقطعی، 112 دانشجوی سال سوم و چهارم پرستاری شرکت کردند. پرسش‌نامه‌های مشخصات جمعیت‌شناختی و حساسیت اخلاقی لوتزن، ابزارهای استفاده‌شده بودند. داده‌ها پس از جمع‌آوری، از طریق نرم‌افزارSPSS  نسخه‌ی 23 و با استفاده از آزمون‌های آمار توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. حساسیت اخلاقی مشارکت‌کنندگان در حیطه‌ی صداقت در تصمیم‌گیری، با بالاترین میانگین (5/62 ±14/71) و در حیطه دانش حرفه ای، با کمترین میانگین (2/12 ± 3/70) مشاهده شد. میانگین نمره‌ی کلی حساسیت اخلاقی 15/854 ± 59/87 و  در سطح متوسط بود. بررسی ارتباط متغیرهای جمعیت‌شناختی، شامل سن، معدل، جنس، وضعیت تأهل، وضعیت سکونت، ترم در حال تحصیل، وضعیت مالی خانواده و وضعیت تحصیلی والدین نشان داد،  تنها در حیطه‌ی تجربه‌ی مشکلات اخلاقی، حساسیت اخلاقی با وضعیت اقتصادی خانواده‌ی دانشجویان، رابطه‌ی مثبت و معنادار (0.046 >P) داشت. با توجه به یافته‌های حاصل از این مطالعه، طراحی و اجرای برنامه‌های مدون برای ارتقاء سطح حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری امری ضروری به نظر می‌رسد؛ همچنین، این مطالعه بر توجه به عوامل اجتماعی اثرگذار، ازجمله موقعیت اقتصادی بر کسب تجارب اخلاقی و تقویت حساسیت اخلاقی تأکید می‌کند. 

میلاد امیری، سیمین کوکبی‌اصل، ابوالفضل دهبانی‌زاده، ملیحه رضایی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

حرفه‌ی پرستاری دارای ماهیت اخلاقی است. تبیین و شفاف‌سازی نقشِ سطحِ استدلال اخلاقی در کیفیت مراقبت پرستاری در پرستاران، به ارتقاء کیفیت خدمات در نظام درمان و در نتیجه، افزایش رضایتمندی بیماران کمک می‌کند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط استدلال اخلاقی و کیفیت مراقبت پرستاری در پرستاران وابسته به دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در سال 1403 انجام شد. مطالعه‌ی حاضر، از نوع مقطعی‌هم‌بستگی بود که بر روی 187 پرستار شاغل در بخش‌های بالینی بیمارستان‌های شهیدجلیل، شهیدبهشتی و امام‌سجاد (ع) شهر یاسوج در سال 1403 انجام گردید. شرکت‌کنندگان با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی نظام‌مند انتخاب شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات، از پرسش‌نامه‌های آزمون معضلات اخلاقی پرستاری و کیفیت مراقبت پرستاری استفاده شد. از آزمون‌های تی‌تست، آنالیز واریانس یک‌طرفه (آزمون تعقیبی بونفرونی) و رگرسیون خطی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها، با استفاده از نرم‌افزار اس پی اس اس نسخه‌ی 26 انجام شد. در این مطالعه، میانگین و انحراف معیار استدلال اخلاقی و کیفیت مراقبت پرستاران به‌ترتیب 5.39 ± 38.86 و 18.83 ± 199.34 به دست آمد. این نتایج نشان‌دهنده‌ی سطح متوسط استدلال اخلاقی و سطح مطلوب کیفیت مراقبت پرستاری است؛ همچنین، نتایج مطالعه نشان داد بین استدلال اخلاقی و کیفیت مراقبت پرستاران ارتباط معنی‌دار و مثبت وجود دارد (0.01 = P و 0.188 = r).  از طرفی، با افزایش میزان آشنایی با چالش‎‌ها و معضلات اخلاقی کیفیت مراقبت پرستاری کاهش می‌یابد (0.007 = r و 0.195 = P). یافته‌های این مطالعه نشان داد، استدلال اخلاقی پرستاران به‌طور مثبت و معناداری با کیفیت مراقبت پرستاری ارتباط دارد. این نشان می‌دهد، توانایی پرستاران در تحلیل و حل مسائل اخلاقی می‌تواند به ارائه‌ی مراقبت بهتر و مسئولانه‌تر منجر شود؛ بااین‌حال، کاهش کیفیت مراقبت با افزایش آگاهی پرستاران از معضلات اخلاقی، یک چالش مهم را برجسته می‌کند. این امر ممکن است به دلیل پیچیدگی‌های موجود در تصمیم‌گیری‌های اخلاقی، تعارضات در محیط کار یا فشارهای ناشی از برخورد با موقعیت‌های دشوارِ اخلاقی باشد. بر این اساس پیشنهاد می‌شود، برنامه‌های آموزشی و حمایتی برای تقویت مهارت‌های اخلاقی و روانی پرستاران طراحی و اجرا شود تا بتوان از تأثیرات منفی آگاهی از معضلات اخلاقی بر کیفیت مراقبت جلوگیری کرد و درعین‌حال، استدلال اخلاقی آن‌ها را تقویت کرد.

شیما یادگار تیرانداز، اعظم شیرین‌آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

ارائه‌ی مراقبت، طی دهه‌های گذشته، به دلایل متعدد ازجمله: افزایش جمعیت سالمندان، کنترل هزینه، ترجیحات بیمار و توسعه‌ی فناوری، از بیمارستان‌ها به محیط‌های مبتنی بر جامعه و منزل تغییر کرده است. مراقبت در منزل، علی‌رغم مزایای فراوان، چون: استقلال بیمار، مراقبت مطابق با ارزش‌ها و ترجیحات بیمار، با چالش‌هایی همراه است؛ زیرا محیط خانه اغلب برای مراقبت طراحی نشده و ممکن است هنجارها یا ارزش‌های بیمار و ارائه‌دهندگان مراقبت با هم برخورد ‌کنند یا بین اصول اخلاقی تعارض ایجاد شود؛ لذا، این مطالعه با هدف بررسی چالش‌های اخلاقی مراقبت در منزل و ارائه‌ی راهکار برای آن انجام ‌شده است. مطالعه‌ی مروری حاضر، با بررسی مقالات اصیل پژوهشی در پایگاه‌های اطلاعاتی  PubMed, Scopus, WOS, Google Scholar با کلیدواژه‌های مراقبت مبتنی بر منزل و چالش‌های اخلاق تا نوامبر ۲۰۲۴ انجام شد. در مجموع، ده مطالعه‌ی مرتبط با هدف، وارد مطالعه شدند. چالش‌های اخلاقی مراقبت مبتنی بر منزل شناسایی‌شده در مطالعات، شامل چالش احترام‌گذاشتن به استقلال بیمار، سختی ایجاد اعتماد، خطر تنش، امتناع و مقاومت در برابر مراقبت و درمان، مشکل تعادل بین استقلال بیمار با اصول خیرخواهی، چالش ضررنرساندن، نگرانی عدالت، منابع محدود، چالش پاسخ‌گویی به انتظارات متعدد بیماران، چالش اتونومی و ظرفیت تصمیم‌گیری بیماران، نداشتن توافق درباره‌ی درمان، چالش دسترسی به مراقبان بهداشتی، چالش تعارض نقش مراقبان، چالش روابط حرفه‌ای با بیماران، چالش ارائه‌ی اطلاعات و صداقت، مخالفت خانواده با خواسته‌های بیمار، چالش خوددرمانی، نگرانی دسترسی به دارو و تجهیزات، تغییر ناگهانی وضعیت، سختی هماهنگی مراقبت، مراقبت و درمان ناکافی به دلیل کمبود منابع، مراقبت‌های روانی‌اجتماعی ناکافی، تصمیمات مربوط به حفظ زندگی، ارتباط اندک، ارائه‌ی مراقبت و درمان غیرمفید، تعارض خواسته‌های تیم مراقبتی و بیمار/ خانواده، نگرانی درباره‌ی مدیریت صحیح علائم، مسائل فرهنگی. راهکارها شامل: احترام به ارزش‌ها، باورها و ترجیحات بیمار، حمایت از حقوق بیماران در مواقع تعارض با خانواده، احترام به استقلال، ایجاد اعتماد در طول زمان (بیان محترمانه، همدلی و تشویق)، ایجاد حس امنیت برای اعتمادسازی و ایجاد رابطه‌ی مراقبتی، حفظ کرامت بیماران، تعهد اخلاقی مراقبان بهداشتی، نبود اجبار، درنظرگرفتن قانون و اصول اخلاقی در مراقبت، تسهیل مشارکت افراد مبتلا به بیماری، کاهش بار مراقبان، تأمین منابع، آموزش و راهنمایی بیماران بود. مسائل اخلاقی در مراقبت‌های مبتنی بر منزل، اجتناب‌ناپذیر است و اگر این چالش‌های اخلاقی به‌درستی شناسایی و مدیریت نشود، بر کیفیت مراقبت اثر منفی می‌گذارد. برای سازمان‌ها و ارائه‌دهندگان مراقبت در منزل ضروری است که راهکار‌های اخلاقی را در جهت‌ حفظ استقلال و منزلت بیماران در محیط خانه‌ی خود به کار گیرند.

مینا گائینی، حمید آسایش، احمد پریزاد، زهرا عابدینی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

آموزش بالینی، مهم‌ترین و اصلی‌ترین بخش آموزش پرستاری است. افزایش دانش نظری و عملی دانشجویان در بخش روان‌پزشکی برای بهبود نگرش و قبول مراقبت و انجام‌دادن آن، ضرورت دارد. از طرفی پیامد یادگیری در آموزش بالینی، می‌تواند شکل‌گیری و ارتقاء صلاحیت‌های حرفه‌ای ازجمله: ارتباط و اخلاق حرفه‌ای، توسعه‌ی تفکر انتقادی برای قضاوت و تصمیم‌گیری بالینی، ایجاد حساسیت اخلاقی، همکاری تیمی و عملکرد گروهی را به همراه داشته باشد. با توجه به ضرورت مطرح‌ شده، این مطالعه با هدف تبیین تجارب دانشجویان پرستاری مبتنی بر روایت‌نویسی- بازاندیشی در اولین مواجهه با مددجویان روان‌پزشکی انجام شد. این مطالعه‌ی کیفی، در دوره‌ی کارآموزی روان‌پرستاری در دانشکده‌ی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی قم در دو نیم‌سال متوالی انجام شد. نمونه‌گیری به‌شکل هدفمند و داده‌ ها از طریق ده مصاحبه‌ی فردی نیمه‌ ساختارمند و دو گروه متمرکز حضوری و مجازی (گروه پنج‌نفره) گردآوری شد. جمع‌آوری داده‌ها تا مرحله‌ی اشباع داده‌ ها ادامه پیدا کرد. تحلیل داده‌ها بر اساس رویکرد تحلیل محتوای کیفی و در بستر نرم‌افزار MAXQDA 20، صورت گرفت.  تجربیات بالینی دانشجویان از اولین دوره‌ی آموزش بالینی روان‌پرستاری، بر اساس روایت‌ نویسی- بازاندیشی یک درون‌مایه‌ی اصلی، مشوقی برای ارتباط اخلاقی و معنوی در پرستاری و چهار درون‌مایه‌ی فرعی تقویت ارتباط همدلانه، تقویت حساسیت اخلاقی، احترام به شأن و کرامت مددجویان و شنیدن صدای احساس مددجویان را دربرداشت. تجارب حاصل از روش بازاندیشی در آموزش بالینی، به‌ویژه در محیط‌های بالینی تخصصی، همچون: بخش روان‌پزشکی و در اولین مواجهه با مددجویان در این بخش‌ها، می‌تواند انعکاسی از نگرش و دیدگاه دانشجویان را در ارتباط با این مددجویان و خانواده‌ی آن‌ها فراهم آورد؛ به‌طوری‌که می‌توان از این تجارب غنی در پرورش و تقویت ارتباط و اخلاق حرفه‌ای دانشجویان گروه علوم پزشکی بهره جست.

فائزه رستمیان، فاطمه خسروی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

گزارش‌دهی خطاهای دارویی، در ارتقاء ایمنی بیمار و بهبود کیفیت مراقبت‌های پرستاری، بسیار اهمیت دارد. این گزارش‌دهی می‌تواند به شناسایی و کاهش اشتباهات پزشکی و درمانی منجر شود و در نتیجه، کیفیت مراقبت‌ها را بهبود بخشد؛ بااین‌حال، موانعی متعدد در مسیر گزارش این خطاها وجود دارد که می‌تواند مانع گزارش‌دهی و موجب تداوم اشتباهات در محیط‌های بالینی گردد. این مطالعه با هدف تعیین موانع گزارش‌دهی خطاهای دارویی در پرستاران ایران از طریق مرور روایتی انجام شد. در این مطالعه‌ی مرور روایتی، کلیدواژه‌های پرستاران، موانع گزارش‌دهی، علل گزارش‌ندادن، خطاهای دارویی، اشتباهات دارویی، ایران و معادل‌های انگلیسی آن‌ها در پایگاه‌های داده‌ی Science Direct، PubMed، SID، Scopus، CINAHL، Magiran و موتور جست‌وجوگر Google Scholar  جست‌وجو شدند. مقالات تحقیقی به زبان فارسی و انگلیسی که بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ در زمینه‌ی موانع گزارش‌دهی خطاهای دارویی در پرستاران ایران منتشر شده بودند و امکان دسترسی به متن کامل آن‌ها فراهم بود، برای بررسی انتخاب شدند. در مجموع، ۶۷ مقاله در جست‌وجوی ابتدایی شناسایی شد که پس از بررسی عنوان و چکیده و در برخی نمونه‌ها، مطالعه‌ی متن کامل مقالات، ۲۳ مقاله که با هدف پژوهشی این مطالعه همخوانی داشتند، انتخاب و بررسی شدند. نتایج بررسی مقالات نشان داد، موانع گزارش‌دهی خطاهای دارویی در پرستاران ایران شامل عوامل فردی و سازمانی و فرهنگی متعدد است. مهم‌ترین موانع فردی عبارت‌اند از: ترس از پیامدهای قانونی و شغلی، نگرانی از تأثیر منفی بر ارزیابی عملکرد و ترس از برچسب‌گذاری بی‌لیاقتی. از سوی دیگر، موانع سازمانی شامل فشار کاری، کمبود زمان، نبود سیستم گزارش‌دهی کارآمد و فقدان پشتیبانی از سوی مدیران و همکاران است؛ همچنین، فرهنگ ایمنی ضعیف در بیمارستان‌ها و آموزش اندک در زمینه‌ی اهمیت گزارش‌دهی خطاها از دیگر عوامل محدودکننده‌ی گزارش‌دهی است. برای کاهش این موانع، ضروری است که مدیران بیمارستان‌ها و مسئولان سیستم‌های بهداشتی با فراهم‌کردن آموزش‌های مناسب و ایجاد فضای حمایتی، پرستاران را به گزارش‌دهی تشویق کنند. ایجاد جلسات آموزشی منظم و اعلام نتایج گزارش‌دهی به‌صورت مثبت و بدون قضاوت می‌تواند اعتماد پرستاران را به سیستم گزارش‌دهی افزایش دهد؛ همچنین، تقویت سیستم‌های گزارش‌دهی و ارتقاء فرهنگ ایمنی با مشارکت فعال پرستاران و مدیران، به بهبود کیفیت مراقبت‌های پرستاری و کاهش خطاهای دارویی کمک می‌کند.
 

محمدرضا جلیل‌فر، هدایت جعفری، فاطمه رودی، سیدتوحید حسینی، سودابه اسلامی، سیدمحمد میرشفیعی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

با توجه به نیاز روزافزون به مراقبت‌های پرستاری در منزل، استقلال بیمار به عنوان یک اصل اخلاقی مهم در ارائه خدمات مراقبتی مطرح می‌شود. بنابراین هدف از این مطالعه، بررسی اهمیت خودمختاری و استقلال فردی در مراقبت از بیماران در منزل بوده است. در این مقاله مروری سیستماتیک، از پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed،Scopus، sciencedirect،magiran و موتور جستجوگرGoogle scholar برای جستجوی مقالات مرتبط با موضوع خودمختاری واستقلال در 10 سال اخیر مرتبط با مراقبت پرستاری در منزل استفاده شده است. کلمات کلیدی مورد استفاده درجستجو عبارت بودند از:"خودمختاری بیمار"،"مراقبت پرستاری در منزل"،"اخلاق پرستاری"،"autonomy in nursing home care". پس از بررسی مقالات و فرایند جستجو و حذف مقالات نامتناسب با اهداف مطالعه، 20 مقاله مرتبط با موضوع خودمختاری در مراقبت پرستاری درمنزل در این مطالعه مروری سیستماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌های این مطالعات نشان داد که عوامل مختلفی می‌توانند بر خودمختاری بیمار درمنزل تأثیرگذار باشند، از جمله به موارد ذیل اشاره نمود: · عوامل فردی: سن، جنس، وضعیت سلامت جسمی و روانی بیمار؛  · عوامل خانوادگی: حمایت خانواده، روابط خانوادگی، فرهنگ خانواده؛ · عوامل اجتماعی: حمایت اجتماعی، دسترسی به منابع اجتماعی؛  ·  عوامل سازمانی: سیاست‌های مراقبتی، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی. با توجه به این یافته‌ها ومقایسه آنها، می‌توان نتیجه گرفت که برای ارتقای خودمختاری بیمار درمنزل، باید به تمام عوامل ذکرشده توجه شود. برخی از راهکارهای پیشنهادی برای ارتقای خودمختاری بیمار عبارتند از: · آموزش بیمار و خانواده در مورد خودمختاری بیمار؛  ·  تقویت حمایت خانواده از بیمار،  · ارائه خدمات حمایتی اجتماعی به بیمار؛  · توسعه سیاست‌های مراقبتی حمایتی از خودمختاری بیمار؛  ·  بهبود ساختار و فرهنگ سازمانی. خودمختاری بیمار یکی از اصول اخلاقی مهم در مراقبت پرستاری در منزل است. با توجه به عوامل موثر بر خودمختاری بیمار، باید راهکارهای جامعی برای ارتقای آن در نظر گرفته شود. آموزش بیمار و خانواده، تقویت حمایت خانواده، ارائه خدمات حمایتی اجتماعی و بهبود ساختار و فرهنگ سازمانی از جمله راهکارهای موثر دراین زمینه هستند.

معصومه صالحی، بهزاد ایمنی، شیردل زندی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

تنوع محیط‌های کار و قوانین و جو حاکم بر آن‌ها، به‌شکلی منحصربه‌فرد بر هوش اخلاقی افراد اثر می‌گذارد؛ ازاین‌رو، با توجه به اهمیت ارتباط پرستاران اتاق عمل با امر مراقبت از بیمار و اهمیت هوش اخلاقی در ارتقاء کیفیت این خدمات، مطالعه‌ی حاضر با هدف تبیین تجارب پرستاران اتاق عمل از هوش اخلاقی در دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد. این مطالعه، به‌صورت یک پدیدارشناسی هرمنوتیک در بیمارستان‌های تحت‌نظر دانشگاه علوم پزشکی (همدان) ایران از اردیبهشت تا مهر۱۴۰۳ انجام شد. دوازده پرستار اتاق عمل، به‌طور هدفمند وارد مطالعه شدند. داده‌ها به روش مصاحبه‌ی عمیق و نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری ‌و به روش ون منن آنالیز شد و برای اعتبار و پایایی مطالعه از چهار معیار قابلیت اعتبار، قابلیت ثبات، تأییدپذیری و قابلیت انتقال‌پذیری استفاده شد. با بررسی تجارب پرستاران اتاق عمل، سه مضمون اصلی در ارتباط با هوش اخلاقی شناسایی شد. مضامین عبارت‌اند از: حساسیت اخلاقی (هدایت درونی، شناخت ماهیت صحیح و غلط اقدامات، داشتن تعهد کاری)، توانایی تصمیم‌گیری صحیح (توانایی قضاوت صحیح، شجاعت اخلاقی) و رفتار اخلاقی در جهت منافع بیمار (انجام‌دادن مراقبت اخلاقی، حفظ کرامت بیمار، توانایی انجام‌دادن کار تیمی). پرستاران اتاق عمل با هوش اخلاقی بیشتر، با شناخت ماهیت صحیح و غلط اقدامات و هدایت‌شدن با آرمان‌های درونی و تعهد حرفه‌ای، به انجام‌دادن کارهای درست حساس شده و با قضاوت صحیح، هنگام بروز چالش و دفاع شجاعانه از آن، به تصمیم‌گیری صحیح اقدام می‌کنند و با انجام‌دادن مراقبت اخلاقی، کار تیمی و با حفاظت از کرامت انسانی، رفتار اخلاقی را در جهت منافع بیمار در پیش می‌گیرند.

صفورا دری، سید علی رسولی، حمیده حکیمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

حساسیت اخلاقی، تشخیص و ارزیابی پیچیدگی‌های اخلاقی در موقعیت‌های بالینی و اتخاذ تصمیم‌های اخلاقی مناسب است و ازجمله مهارت‌های ضروری پرستاران محسوب می‌شود؛ بااین‌حال، مطالعات گوناگون، سطوحی متفاوت از حساسیت اخلاقی را در بین پرستاران گزارش کرده‌اند که وجود شکاف‌هایی را در این حوزه نشان می‌دهد. مواجهه‌ی مداوم با تعارضات اخلاقی می‌تواند پیامدهایی نظیر افزایش استرس، کاهش رضایت شغلی و افت کیفیت مراقبت را به همراه داشته باشد. با توجه به اینکه حساسیت اخلاقی در محیط‌های گوناگون، متفاوت است و البته ممکن است در طول زمان هم تغییر کند، انجام‌دادن مطالعاتی که میزان حساسیت اخلاقی را در سال‌های مختلف بررسی کنند، ضروری است. این مطالعه با هدف تعیین میزان حساسیت اخلاقی در پرستاران بیمارستان‌های منتخب دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال ۱۴۰۳ ه.ش انجام شده است. این مطالعه‌ی مقطعی و توصیفی، بر روی دویست نفر از پرستاران بخش‌های ویژه‌ی قلب چهار بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به روش نمونه‌گیری تصادفی انجام شد. داده‌ها با استفاده از فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسش‌نامه‌ی استاندارد حساسیت اخلاقی لاتژن گردآوری شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی ۲۶ و آمار‌های توصیفی میانگین و انحراف معیار انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد، میانگین نمره‌ی حساسیت اخلاقی در بین پرستاران شرکت‌کننده، در سطح متوسط (13/4±60/17) قرار دارد. تحلیل ابعاد مختلف حساسیت اخلاقی نیز حاکی از آن است که پرستاران بیشترین میزان حساسیت را در بعد صداقت و خیرخواهی ( 4/48±15/3015) و کمترین میزان را در بعد دانش حرفه‌ای (1/88±3/254) نشان داده‌اند؛ همچنین، میانگین نمرات در ابعاد احترام به استقلال مددجو 2/13±7/44، آگاهی از نحوه‌ی ارتباط با بیمار 3/41±15/18، تجربه‌ی مشکلات و کشمکش‌های اخلاقی 23/03±7/74 و به‌کارگیری مفاهیم اخلاقی در تصمیم‌گیری‌های اخلاقی 3/53±11/95 به دست آمد. بنا بر یافته‌های این پژوهش، سطح حساسیت اخلاقی پرستاران در حد متوسط بوده و کمترین امتیاز مربوط به بعد دانش حرفه‌ای حساسیت اخلاقی است. این امر نشان‌دهنده‌ی این است که پرستاران به اندازه‌ی کافی بیماران را در تصمیم‌گیری‌های درمانی و مراقبتی مشارکت نمی‌دهند. با توجه به این یافته‌ها، ضرورت دارد سیاست‌گذاران حوزه‌ی سلامت و مدیران پرستاری، با طراحی و اجرای سیستم‌های ارزیابی و بازخورد مستمر، به سنجش دقیق سطح حساسیت اخلاقی و دانش حرفه‌ای پرستاران بپردازند. شناسایی دقیق ضعف‌ها و نیازهای آموزشی پرستاران در این زمینه، امکان تدوین برنامه‌های آموزشی اثربخش را فراهم می‌کند که در نهایت به ارتقاء سطح حساسیت اخلاقی پرستاران منجر خواهد شد.
 

رضا صالحی نیا، مرضیه نصیری سنگری، حسین عباسیان، سجاد صالحیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

هوش مصنوعی، یکی از پیشرفت‌های بزرگ بشری است که با توسعه‌ی فناوری‌های هوش مصنوعی در زمینه‌ی سلامت، تأثیرات مثبت آن بر ارتقاء شاخص‌های بهداشتی و درمانی، به‌طور چشمگیری افزایش یافته است؛ اما کاربرد آن با چالش‌های اخلاقی بسیاری نیز همراه است؛ ازاین‌رو، هدف از این مطالعه، بررسی ملاحظات اخلاقی در استفاده از هوش مصنوعی در حوزه‌ی سلامت است. در این مطالعه‌ی مروری، مقاله‌های منتشرشده بین فوریه ۲۰۱۹ تا نوامبر۲۰۲۴ بررسی شدند. برای جمع‌آوری مقاله‌ها، از پایگاه‌های اطلاعاتی داخلی مانند Magiran, SID و از پایگاه‌های منابع علمی خارجی نظیر PubMed, web of Science Medlib, Science Direct و موتور جست‌وجوی Google Scholar استفاده شد. برای جست‌وجو در منابع فارسی و انگلیسی، از کلمات کلیدی اخلاق، هوش مصنوعی، سلامت، Ethics, Artificial Intelligence, Healt استفاده شد. پس از ارزیابی معیارهای ورود و کیفیت مقالات، نُه پژوهش واجد شرایط، شناخته و به مطالعه‌ی حاضر وارد شدند. نتایج مطالعات پیشین نشان داده‌اند، استفاده از هوش مصنوعی در حوزه‌ی سلامت مزایایی چشمگیر همچون: تشخیص دقیق‌تر بیماری‌ها، پیش‌بینی‌های بالینی مؤثرتر، مدیریت کارآمدتر بیمارستان‌ها، بهینه‌سازی منابع، بهبود مراقبت از بیماران، بهینه‌سازی گردش کار بالینی و پیشرفت تحقیقات پزشکی را به همراه داشته است. این فناوری موجب افزایش کارایی و ارتقاء کیفیت خدمات بهداشتی شده است؛ بااین‌حال، چالش‌های اخلاقی مانند حریم خصوصی و امنیت داده‌ها، سوگیری الگوریتمی، شفافیت، اعتبارسنجی بالینی و مسئولیت حرفه‌ای همچنان وجود دارد. رعایت اصولی چون: شفافیت، انصاف، حفاظت از حریم خصوصی و تضمین دسترسی برابر برای توسعه و استفاده‌ی مسئولانه از هوش مصنوعی ضروری است. در نهایت، ایجاد تعادل میان منافع فناوری و ارزش‌های انسانی، مسیر بهره‌برداری پایدار و اخلاقی را از این فناوری هموار خواهد کرد. نتایج حاصل از مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد، هوش مصنوعی با ارائه‌ی راهکارهای نوآورانه، تأثیری چشمگیر در بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء خدمات در حوزه‌های مختلف، به‌ویژه سلامت، داشته است؛ بااین‌حال، بهره‌گیری بهینه از این فناوری نیازمند توجه جدی به ملاحظات اخلاقی، نظارت دقیق بر فرایندها، و رفع چالش‌های موجود است.

مرتضی جوانمردی، سیده الهه کریمی پور، زهرا بخشی زاده، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

پرستاران، روزانه با چالش‌های اخلاقی زیادی مواجه می‌شوند که بر استدلال، تصمیم‌گیری، رفتار و عملکرد آنان و در نتیجه، سایر افراد و سازمان، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم اثر می‌گذارد. ارتقاء شجاعت اخلاقی در پرستاران می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های بهتر و بهبود کیفیت مراقبت‌های بهداشتی منجر شود؛ بنابراین، شناخت عوامل مختلف مرتبط با این ویژگی، بسیار اهمیت دارد؛ لذا، این مرور نظام‌مند با هدف بررسی عوامل مؤثر بر شجاعت اخلاقی در پرستاران انجام شد. این مطالعه، با جست‌وجوی گسترده‌ی کلیدواژه‌های شجاعت اخلاقی، اخلاق، پرستاران و شجاعت در پایگاه‌های بین‌المللیPubMed, Medline, Web of Science Core Collection Scopus,، موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی Irandoc و Magiran و SID صورت گرفت. در جست‌وجوی اولیه ۲۵۷۷ مطالعه به دست آمد. جست‌وجو به زبان فارسی و انگلیسی و بدون محدودیت زمانی انجام شد و مطالعات اپلیکشن‌محور خارج شدند. پس از حذف نمونه‌های تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، ۲۱ مطالعه تجزیه و تحلیل شدند. با رعایتِ ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد، چکیده نیز طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات نشان داد، شجاعت اخلاقی پرستاران تحت تأثیر عوامل مختلف فردی، شغلی، آموزشی و محیطی قرار دارد. تحصیلات تکمیلی، به‌ویژه داشتن مدرک کارشناسی ارشد یا بیشتر و آموزش‌‌های اخلاق پزشکی، شجاعت اخلاقی را افزایش داد و پرستاران آموزش‌‌دیده در این زمینه، تصمیم‌های شجاعانه‌تری گرفتند؛ از سوی دیگر، تجربه‌ی پریشانی اخلاقی، به‌‌ویژه در مواقع دشوار، تأثیر منفی داشت. حساسیت اخلاقی، به‌عنوان عاملی مثبت، پرستاران را به تعهد بیشتر و شجاعت، در عمل به اصول اخلاقی سوق داد. عوامل فردی مانند سن، جنسیت، تجربه‌ی کاری، نوع استخدام و شیفت کاری نیز نقش داشتند و پرستاران باتجربه‌تر، مسن‌‌تر و دارای استخدام رسمی یا پیمانی شجاعت بیشتری نشان دادند؛ همچنین، تاب‌‌آوری روان‌‌شناختی و محیط کاری حمایتی نیز با شجاعت اخلاقی ارتباط مثبت داشتند و در تقویت توانایی پرستاران برای تصمیم‌‌گیری‌‌های شجاعانه نقشی بسزا ایفا کردند. شجاعت اخلاقی پرستاران از عوامل مختلف، مانند تحصیلات، آموزش‌های اخلاق پزشکی، پریشانی اخلاقی، حساسیت اخلاقی، سن، جنسیت، نوع استخدام، شیفت کاری و تجربه‌ی کاری اثر می‌پذیرد. پیشنهاد می‌شود، بیمارستان‌ها و مراکز آموزشی برنامه‌های جامع آموزشی و حمایتی را برای ارتقاء شجاعت اخلاقی در پرستاران طراحی و اجرا کنند.

زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین خانی، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

هوش اخلاقی به معنای توانایی ذهنی افراد در درک درست از غلط، داشتن ارزش‌های اخلاقی و پایبندی به آن‌ها در عمل، به‌صورت نشان‌دادن رفتار درست است. صلاحیت بالینی نیز، ترکیبی از اصول اخلاقی و ارزش‌ها و نگرش‌ها و نشان‌دادن آن‌ها در دانش و مهارت عملی است. رعایت معیارهای اخلاقی در عملکرد پرستاری می‌تواند به ارتقاء کیفیت خدمات منجر شود. در جست‌وجوی ما، مروری جامع در این زمینه یافت نشد؛ لذا، این مرور نظام‌مند به‌منظور بررسی ارتباط هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری صورت گرفت. در این مطالعه، جست‌وجویی گسترده با کلیدواژه‌های مرتبط با هوش اخلاقی، صلاحیت بالینی، پرستاران، دانشجویان پرستاری، در پایگاه‌های بین‌المللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی Irandoc و  SIDو Magiran صورت گرفت. در جست‌وجوی اولیه، 15 مطالعه به ‌دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری خارج شد. محدودیت زمانی اعمال نشد. پس از حذف نمونه‌های تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، پنج مطالعه تجزیه ‌و ‌تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات نشان داد، هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی، رابطه‌ی مثبت معناداری دارد. این هم‌بستگی در برخی مطالعات بین تمام ابعاد هوش اخلاقی و شایستگی بالینی نمایان شد. در مطالعه‌ای نشان داده شد، میان هوش اخلاقی و صلاحیت بالینی و استدلال اخلاقی هم‌بستگی مثبت معنادار وجود دارد که این روابط از فاکتورهایی مانند سن، سابقه‌ی کاری، وضعیت شغلی‌تحصیلی و مقام فرد اثر پذیرفته‌اند. در مطالعه‌ای دیگر نیز مشخص شد که هوش اخلاقی می‌تواند به بهبود احساس خودکارآمدی بالینی دانشجویان کمک کند. از سویی بیان گردید، معدل و هوش اخلاقی دانشجویان در پیش‌بینی امتیاز شایستگی بالینی، یاری‌رساننده است؛ همچنین اشاره شد که هوش اخلاقی، توانایی پیش‌بینی صلاحیت بالینی پرستاران را دارد. با توجه به یافته‌ها به نظر می‌رسد، توجه به هوش اخلاقی می‌تواند صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری را بهبود ببخشد و کیفیت مراقبت از بیماران را ارتقا دهد. پیشنهاد می‌شود، مطالعات آینده به طراحی برنامه‌های آموزشی متمرکز بر هوش اخلاقی بپردازند و تأثیر آن را بر شایستگی بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری ارزیابی کنند.

محمد حسین خانی، زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اضطراب مرگ که به‌صورت اضطرابی واقعی شناخته می‌شود، یکی از مهم‌ترین عوامل در سلامت روان افراد است. از طرفی، مراقبت معنوی، شامل مهارت‌های ارتباط بین‌فردی مانند گوش‌دادن، اعتمادسازی، ارتباط غیرکلامی، خودآگاهی، صداقت و توجه به نیازهای دینی، بخشی جدایی‌ناپذیر از مراقبت پرستاری به شمار می‌رود. به نظر می‌رسد، مراقبت معنوی می‌تواند به کاهش اضطراب مرگ منجر شود. ازآنجاکه در این زمینه مروری جامع یافت نشد، این مرور نظام‌مند به‌منظور بررسی آثار مراقبت معنوی بر اضطراب مرگ بیماری صورت گرفت. در این مطالعه، جست‌وجویی گسترده با کلیدواژه‌های مرتبط با مراقبت معنوی و اضطراب مرگ، در پایگاه‌های بین‌المللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی Irandoc و SID و Magiran صورت گرفت. در جست‌وجوی اولیه، ۳۲ مطالعه به دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری، مطالعات کیفی و مطالعات انجام‌شده بر گروه‌های غیر از بیماران خارج شدند. محدودیت زمانی نیز اعمال نشد. پس از حذف نمونه‌های تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، هشت مطالعه تجزیه ‌و تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات، تجمع مطالعات در چهار سال اخیر و بالینی‌بودن کارآزمایی را نشان داد. مطالعات انجام‌شده بر بیماران، طی همه‌گیری کووید ۱۹ نشان دادند، بیماران در این دوران سطوح بالایی از اضطراب مرگ را تجربه می‌کنند و به مراقبت معنوی، بیشتر نیاز دارند. بنا بر نتایج یک مطالعه، اجرای برنامه‌ی مراقبت معنوی، اضطراب مرگ بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه‌ی تحت همودیالیز را کاهش داد. این یافته در مطالعه‌ای دیگر که بر بیماران مولتیپل اسکلروزیس انجام‌ شده بود نیز، نشان داده شد؛ همچنین، در مطالعه‌ای دیگر که بر بیماران سکته‌ی مغزی صورت گرفت، به اثرات مثبت مراقبت معنوی در کاهش اضطراب، اشاره شد. این در حالی است که برخی مطالعات انجام‌شده بر روی بیماران قلبی و بیماران مبتلا به سرطان گوارشی، کاهش معناداری را در میزان اضطراب مرگ نشان ندادند. یک مطالعه نیز بیان کرد، آموزش خودمراقبتی معنوی از طریق تله‌نرسینگ می‌تواند به کاهش اضطراب مرگ سالمندان در طی همه‌گیری کووید ۱۹ کمک کند. با توجه به یافته‌ها به نظر می‌رسد، مراقبت معنوی می‌تواند به‌عنوان روشی مؤثر در کاهش اضطراب مرگ گروهی از بیماران به کار گرفته شود. پیشنهاد می‌شود، مطالعات آینده به بررسی جامع‌تر این موضوع در گروه‌های مختلف بیماران، خصوصاً بیماری‌های مزمن بپردازند.

محمد چهکندی، یاسمن صادقی، وجیهه تنومند،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

سالانه حدود ۷۳میلیون سقط جنین القایی در سراسر جهان رخ می‌دهد. سقط‌های القایی به دو دسته تقسیم می‌شوند: درمانی (یا قانونی) و غیرقانونی. سقط‌های غیرقانونی اغلب در موقعیت ناایمن انجام می‌شوند. کشورهای مختلف بر اساس اصول ایدئولوژیک خود، شرایط خاصی را قانونی و برخی دیگر را غیرقانونی اعلام می‌کنند. مطالعه‌ی حاضر، با هدف بررسی ابعاد چالش‌های اخلاقی سقط جنین و دیدگاه‌های مرتبط با آن در جوامع اسلامی انجام شده است. مواد استفاده‌شده در این مطالعه، حاصل جست‌وجو در پایگاه‌های داده‌ی PubMed SID, CINAHL, Cochrane, و Google Scholar است. سه پژوهشگر، این جست‌وجو را به‌طور جداگانه با استفاده از کلمات کلیدی استاندارد Mesh مانند سقط جنین، اسلام، اخلاق و ترکیب آن‌ها با عملگرهای AND و OR انجام داده‌اند. انتشار مقاله از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴، داشتن کلمات کلیدی پیش‌گفته در عنوان، چکیده یا واژگان کلیدی و امکان دسترسی به متن کامل، معیارهای ورودِ مطالعات به پژوهش بودند. پس از بررسی اولیه‌ی چکیده‌ی مقالات و حذف مقالات تکراری و نامرتبط، دوازده مقاله انتخاب و بررسی شدند. عوامل متعدد، ازجمله: تمایل به بارداری، وضعیت سلامت مادر و جنین، خانواده، انگ اجتماعی و مقررات قانونی و مذهبی بر تصمیم‌گیری برای سقط جنین اختیاری اثر می‌گذارند. با وجود موضع قاطع اسلام درباره‌ی سقط جنین، مباحثات جاری پیرامون این موضوع، ناشی از چالش‌های مرتبط با دسترسی به روش‌های سقط جنین ایمن و حقوق مادر است. در اسلام، سقط جنین مجاز نیست؛ مگر در مواقعی که عمر جنین کمتر از چهارماه باشد، اختلالات کروموزومی او تشخیص داده شود یا ادامه‌ی بارداری برای مادر خطرناک باشد؛ بااین‌حال، محدودیت‌های دسترسی به خدمات سقط جنین، تعداد بارداری‌های ناخواسته را کاهش نمی‌دهد و در عوض، مادران باردار را به استفاده از روش‌های ناایمن سقط جنین سوق می‌دهد که باعث آسیب‌های جسمی و روانی، به‌ویژه برای اقشار آسیب‌پذیر جامعه می‌شود؛ علاوه‌براین، محدودیت‌های غربالگری قبل از تولد، به تولد نوزادانی با نقص‌های ژنتیکی کمک می‌کند؛ همچنین، دسترسی به خدمات سقط جنین ایمن، به‌عنوان یک حق شهروندی تلقی می‌شود. این مسائل سؤالاتی را درباره‌ی مزایای ممنوعیت سقط جنین مطرح می‌کند.

هدایت جعفری، فاطمه احمدی، مبینا عابدین پور،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

خستگی شفقت به حالت خستگی فیزیکی و عاطفی اطلاق می‌شود که متخصصان مراقبت‌های بهداشتی، به دلیل قرارگرفتن طولانی‌مدت در معرض استرس‌های شغلی و عوارض عاطفی مراقبت از دیگران تجربه می‌کنند. مراقبت دلسوزانه برای نتایج بالینی بهتر بیمار ضروری است؛ اما، در طول ارائه‌ی مراقبت‌های بهداشتی می‌تواند با عوامل متعدد به خطر بیفتد. این مطالعه به بررسی عناصر مؤثر بر خستگی شفقت در پرستاران بخش مراقبت ویژه می‌پردازد. این بررسی نظام‌مند با جست‌وجو در پایگاه‌های اطلاعاتی SID, Magiran Irandoc, Iranmedex, Civilica, Science Direct, Web of Science, Embase, PubMed, Scopus, ProQuest, و Google Scholar با استفاده از کلیدواژه‌های خستگی شفقت، مراقبت‌های ویژه، پرستاران، رضایت از شفقت و فرسودگی انجام شد. پس از حذف نمونه‌های تکراری، ابتدا مطالعات بر اساس معیارهای ورود و خروج غربالگری شدند؛ سپس، کیفیت آن‌ها، با استفاده از چک‌لیست ارزیابی انتقادی برای مطالعات مقطعی‌تحلیلی ارزیابی شد. در نهایت، ۲۳ مطالعه‌ی انجام‌گرفته در بازه‌ی زمانی ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴ وارد این مرور نظام‌مند (سنتزکیفی) شدند. تعداد کل شرکت‌کنندگان در تمام مطالعاتی که در این مرور بررسی شدند، ۵۸۲۰ نفر بود. این بررسی نشان داد، عناصر ساختاری محل کار و ویژگی‌های جمعیت‌شناختی پرستاران، مانند سن، جنس، وضعیت تأهل، ملیت، سطح تحصیلات، تاب‌آوری، طول شیفت، سابقه‌ی کار در بخش مراقبت ویژه، محل کار، سمت در واحد و نسبت پرستار به بیمار، علل و پیش‌بینی‌کننده‌های خستگی شفقت هستند. رهبری و حمایت اداری در محیط بالینی و راهبردهای مقابله‌ای به‌کارگرفته‌شده به‌وسیله‌ی پرستاران، عواملی بودند که تأثیر خستگی شفقت را در میان پرستاران مراقبت‌های ویژه کاهش دادند. این بررسی نظام‌مند، با برجسته‌کردن تأثیر شایان توجه خستگی شفقت بر پرستاران نشان داد، هم محیط کار و هم عوامل جمعیت‌شناختی، در بروز خستگی شفقت نقشی مهم دارند. یافته‌ها بر اهمیت رهبری حمایتی و همچنین راهبردهای مقابله‌ای مؤثر، در کاهش اثرات خستگی از شفقت در میان پرستاران مراقبت‌های ویژه تأکید می‌کند. با پرداختن به این عوامل، سازمان‌های مراقبت‌های بهداشتی می‌توانند رضایت شفقت را افزایش داده و فرسودگی شغلی را کاهش دهند؛ این اصلاحات، در نهایت، به بهبود مراقبت از بیمار و پیامدهای بالینی منجر می‌شوند.
 

حشمت اله حیدری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

ایدز سندرمی است که در مراحل انتهایی آلوده‌شدن انسان به ویروس نقص سیستم ایمنی بروز می‌کند. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، تا انتهای سال 2023، حدود 39/9 میلیون نفر با HIV زندگی می‌کنند و میزان بروز آن، 1/3 میلیون نفر و مرگ‌ومیر ناشی از آن، 630هزار نفر گزارش شده است. در ایران، میزان شیوع و بروز این بیماری، به‌ترتیب 54000 و 2400 نفر و میزان مرگ‌ومیر سالانه‌ی مرتبط با آن، 3200 نفر گزارش شده است. یکی از اهداف نظام سلامت، تسهیل دسترسی مردم به خدمات سلامت است. حق دسترسی به خدمات سلامت، به‌عنوان یک حق ذاتی که در ماده‌ی 25 اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد در کانون توجه قرار گرفته، از اهمیتی ویژه برخوردار است. با توجه به آسیب‌پذیربودن بیماران مبتلا به HIV، این افراد ممکن است در دسترسی به خدمات سلامت دچار مشکل شوند؛ لذا، هدف از این مطالعه، تبیین چالش‌های افراد مبتلا به HIV، در دسترسی برابر به خدمات سلامت بود. تحقیق کیفی حاضر، با استفاده از روش تحلیل محتوای قراردادی، از فروردین تا شهریور1403، در ایران انجام شد. شرکت‌کنندگان در مطالعه، شامل بیماران مبتلا به HIV و ارائه‌کنندگان خدمات سلامت بودند که به شیوه‌ی مبتنی بر هدف انتخاب شدند. داده‌ها با انجام‌دادن ده مصاحبه‌ی رودررو، گردآوری و بر اساس روش پیشنهادی Lundman و Graneheim تحلیل شدند. با تحلیل داده‌ها، 406 کد اولیه استخراج شد و یافته‌ها در سه‌ طبقه‌ی اصلی، شامل عوامل مربوط به مددجو (با زیرطبقاتِ ترس از انتقال بیماری به دیگران، محدودیت‌های مالی، مشکلات جسمی، آشنایی‌نداشتن با حق و حقوق و تبعیت‌نکردن از رژیم درمانی)، عوامل مربوط به نظام سلامت (با زیرطبقاتِ تبعیض در دسترسی به خدمات، نگاه تحقیرآمیز کادر سلامت، آگاهی اندک ارائه‌کنندگان خدمات سلامت از مدیریت بیماری، ترس از آلوده‌شدن به بیماری، افشای اطلاعات بیماران، نبود غربالگری وسیع، اهمال‌کاری مراکز درمانی در شناسایی افراد مبتلا، انجام‌دادن آزمایش قبل از ازدواج) و عوامل فرهنگی (با زیرطبقاتِ طردشدن افراد مبتلا در فرهنگ عمومی، برچسب‌زدن به بیماران، تبعیض در ازدواج و فرزندآوری) قرار گرفتند؛ همچنین، باید حق تسهیل دسترسی به خدمات سلامت، محرمانه‌ماندن اطلاعات، تشکیل خانواده، حمایت مالی و فعالیت در اجتماع، برای بیماران و مبتلایان به ایدز به رسمیت شناخته شود.

مهران سعادتمند، ابوالفضل غنی هنر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

یکی از نیازهای اخلاقی پرستاری، ارتقاء فرهنگ اخلاقی پرستاران با هدف دل‌بستگی شغلی و تضمین مراقبت بالینی شایسته است. فرهنگ اخلاقی، مجموعه‌ای از تفاهم‌ها و دریافت‌های مشترک برای سامان‌دادن به کنش‌هایی‌ است که برای بیان تفاهم‌های مشترک، از آن‌ها استفاده می‌شود. دل‌بستگی شغلی، میزان درگیری فرد با شغل خود و میزان علاقه‌ی او به کار است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی ارتباط فرهنگ اخلاقی با دل‌بستگی شغلی پرستاران شاغل در مراکز آموزشی‌درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهر همدان بوده است. مطالعه‌ی حاضر، از نوع توصیفی هم‌بستگی و جامعه‌ی پژوهشی آن، همه‌ی پرستاران بیمارستان‌های آموزشی شهر همدان بود. از بین پرستاران بیمارستان‌های آموزشی شهر همدان، ۱۷۰ پرستار با استفاده از جدول مورگان و بر اساس معیارهای ورود، وارد مطالعه شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها، از سه پرسش‌نامه‌ی مشخصات جمعیت‌شناختی، فرهنگ اخلاقی گوبل و همکاران و دل‌بستگی شغلی شافلی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار آماری SPSS نسخه‌ی ۲۲ انجام گرفت. بین فرهنگ اخلاقی با دل‌بستگی شغلی پرستاران، ارتباطی مستقیم و معنی‌دار وجود داشت (0/42=r و 0/05=p). فرهنگ اخلاقی در پرستارانِ باسابقهتر و خانم، بهطور معناداری بیشتر از سایر پرستاران بود؛ همچنین، دلبستگی شغلی در پرستاران مرد و با وضعیت استخدامی رسمی بهطور معناداری بالاتر از سایر پرستاران بود (p<0/05). بین فرهنگ اخلاقی با دل‌بستگی شغلی پرستاران با مشخصات دموگرافیک پرستاران در بیمارستان‌های آموزشی شهر همدان هم‌بستگی مثبت و مستقیم وجود داشت. پیشنهاد می‌شود، برای ایجاد مدیریتی بهتر و مناسب‌تر و در نتیجه، بهبود فرهنگ اخلاقی و دل‌بستگی شغلی پرستاران، مدیران به ابعاد فرهنگ اخلاقی، توجهی ویژه داشته باشند.
 

امیرمحمد آذرخش، محمدرضا دین محمدی، کیان نوروزی تبریزی، کوثر نوری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

در سال‌های اخیر، هوش مصنوعی (AI) به نیرویی اثرگذار در انتشار مقالات پژوهشی تبدیل شده و چشم‌انداز نوشتن علمی و انتشار آثار را متحول کرده است؛ بااین‌حال، ادغام هوش مصنوعی در این فرایند، چالش‌های اخلاقی شایان توجهی را به وجود می‌آورد که نیازمند بررسی دقیق است. در این مطالعه‌ی مروری، از کلیدواژه‌هایی مانند هوش مصنوعی، اخلاق انتشار، چالش‌های اخلاقی، یکپارچگی علمی و انتشار پژوهش برای جست‌وجو در پایگاه‌های داده‌ی علمی شامل PubMed، Scopus، CINAHL و Google Scholar استفاده شد. مقالات منتشرشده بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ به زبان‌های انگلیسی و فارسی انتخاب شدند. این مرور بر روی مقالات پژوهشی، مرورهای نظام‌مند و گزارش‌های موردی که کلیدواژه‌های پیش‌گفته را در عناوین و چکیده‌های خود داشتند، متمرکز بود. در مجموع، پس از بررسی ۱۵۰ مقاله، ۵۰ مطالعه‌ی مرتبط برای تحلیل دقیق‌تر انتخاب شدند. تحلیل انجام‌شده چندین چالش اخلاقی مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی در انتشار مقالات پژوهشی را برجسته کرد. مسائل مربوط به یکپارچگی علمی مشهود است؛ زیرا محتوای تولیدی هوش مصنوعی ممکن است مرزهای بین پژوهش‌های اصیل و نوشتن خودکار را محو کند و نگرانی‌هایی را درباره‌ی نویسندگی و سرقت ادبی ایجاد کند؛ علاوه‌براین، اتکا به ابزارهای هوش مصنوعی برای تحلیل داده‌ها و آماده‌سازی دست‌نوشته‌ها، می‌تواند به سؤالاتی درباره‌ی دقت و اعتبار نتایج پژوهش منجر شود؛ همچنین، نگرانی‌هایی درباره‌ی تعصبات احتمالی نهفته در الگوریتم‌های هوش مصنوعی وجود دارد که ممکن است بر انتخاب موضوعات، چهارچوب‌سازی سؤالات پژوهشی و حتی فرایند داوری همتا اثر بگذارد. شفاف‌نبودن فرایندهای ویرایشی مبتنی بر هوش مصنوعی می‌تواند اعتماد به نشر علمی را تضعیف کند؛ بنابراین لازم است، دستورالعمل‌های اخلاقی روشنی برای استفاده از هوش مصنوعی در انتشار پژوهش‌ها ایجاد شود. این مرور بر نیاز فوری به چهارچوب‌ها و مقررات اخلاقی قوی برای مدیریت استفاده از هوش مصنوعی در انتشار مقالات پژوهشی تأکید می‌کند. در نهایت توصیه می‌شود، از طریق آموزش، آگاهی پژوهشگران و ویراستاران را درباره‌ی پیامدهای اخلاقی هوش مصنوعی، افزایش و همکاری‌های بین‌رشته‌ای را نیز برای رسیدگی مؤثر به این چالش‌ها توسعه دهند.

بتول زیدآبادی، خدیجه احمدزاده، زینب خادمی، رضا صادقی، فرنوش قمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اخلاق در پژوهش، عنصری اساسی در فرایند علمی است و برای اطمینان از یکپارچگی و موثق‌بودن نتایج تحقیقات، بسیار مهم است. پژوهشگران باید همواره در نظر داشته باشند که نتایج تحقیقاتشان می‌تواند بر زندگی افراد و جوامع اثر بگذارد؛ بنابراین، مسئولیت‌پذیری و شفافیت در انجام‌دادن پژوهش‌ها، از اهمیتی ویژه‌ برخوردار است. پایبندی به اصول اخلاقی، نه‌تنها اعتبار علمی پژوهشگران را افزایش می‌دهد، بلکه به پیشرفت علم و فناوری نیز کمک می‌کند. پژوهش حاضر، با هدف ارزیابی میزان پایبندی پژوهشگران دانشگاه‌های علوم پزشکی کلان‌منطقه‌ی هشت ایران به اصول اخلاق در پژوهش انجام شده است. پژوهشگران دانشگاههای علوم پزشکی ایران، جامعه‌ی آماری این مطالعه‌ی مقطعی از نوع توصیفیتحلیلی را تشکیل ‌دادند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ی پایبندی به اخلاق پژوهش بود که در اختیار پژوهشگران دانشگاه‌های علوم پزشکی کلان‌منطقه‌ی هشت قرار گرفت. این پرسش‌نامه، دارای چهل گویه و متشکل از نُه بُعدِ احترام به حقوق اخلاقی آزمودنی‌ها، بی‌غرضی عاطفی، دقت، اصالت، مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، درستکاری، مشروعیت و آزاد اندیشی است. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی ۲۴ تجزیه و تحلیل شدند؛ علاوه بر آمار توصیفی، آزمون‌های من ویتنی، کروسکال والیس و هم‌بستگی اسپیرمن نیز، در تجزیه و تحلیل داده‌ها به کار برده شد. در این مطالعه 230 پژوهشگر شرکت کردند که 193 نفر از آنان، عضو هیئت علمی بودند. نتایج نشان داد، میانگین نمره‌ی پایبندی به اصول اخلاق در پژوهش 174/3 بود که رعایت چشمگیر اصول اخلاق در پژوهش را نشان می‌داد؛ همچنین، از نتایج می‌توان دریافت، بُعد مشروعیت و بُعد دقت، به‌ترتیب دارای بالاترین میانگین بودند (21/7 و 22/5). مقایسه‌ی میانگین نمره‌ی پایبندی به رعایت اصول اخلاق در پژوهش با ویژگی‌های جمعیت‌شناختی نشان داد، میزان پایبندی به اصول اخلاق در پژوهش، بر اساس مدرک تحصیلی، رتبه‌ی علمی، سن و سابقه‌ی کار تفاوتی معنادار دارد (p<0/5). هم‌بستگی اسپیرمن نشان داد، بین متغیر پایبندی به اصول اخلاق در پژوهش و مدرک تحصیلی رابطه‌ای معکوس و معنی‌دار وجود دارد و هرچه مدرک تحصیلی افراد بیشتر شود، میزان پایبندی آنان به رعایت اخلاق در پژوهش کاهش می‌یابد. بر اساس نتایج این پژوهش، بیشتر پژوهشگران کلان‌منطقه‌ی هشت دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران، اصول اخلاق در پژوهش را بسیار رعایت می‌کنند.


آذر درویش پور، فاطمه منصوری، شیوا مهدوی فشتمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

آموزش به بیمار، یکی از جنبههای حیاتی مراقبت از بیمار است که میتواند پیامد، رضایت و استقلال بیمار را بهبود بخشد. متخصصان مراقبت‌های بهداشتی باید متعهد به ارائه‌ی آموزشهایی به بیمار باشند که ضمن کیفیت‌داشتن، با نیازها و شرایط منحصربه‌فرد او نیز متناسب باشند؛ علاوه‌براین، پایبندی به اصول اخلاقی و اطمینان از اینکه بیماران اطلاعات دقیق و بی‌طرفانه دریافت می‌کنند و استقلال و ظرفیت تصمیم‌گیری آن‌ها رعایت می‌شود، در بحث آموزش به بیمار ضروری است. هدف از این مطالعه، شناسایی ابعاد اخلاقی در زمینه‌ی آموزش به بیمار بود. مطالعه‌ی حاضر، مروری نظام‌مند بود که با جست‌وجو در پایگاه‌های داده‌ی PubMed، Scopus،  Web of ScienceوGoogle Scholar  و با استفاده از کلمات کلیدی انگلیسی اخلاق، آموزش به بیمار، پایبندی به اصول اخلاقی در بازه‌ی زمانی سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ انجام شد. معیارهای ورود شامل مطالعاتی بود که بر جنبه‌های اخلاقی آموزش به بیمار و پایبندی به آن متمرکز بودند. داده‌ها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شدند. از بین ۲۱۶ مقاله، ۲۰ مقاله‌ی مرتبط با موضوع وارد مطالعه شدند. از تحلیل داده‌ها سه طبقه‌ی اصلی با عناوین تعهد به مراقبت (با دو زیرطبقه‌ی آموزش مبتنی بر نیاز مددجو، حمایت از بیمار و ارائه‌ی اطمینان عاطفی به او)، تعهد به آموزش (با دو زیرطبقه‌ی برنامه‌های آموزشی ساختارمند و مهارت‌های ارتباطی متخصصان مراقبت‌های بهداشتی) و پایبندی به اصول اخلاقی (با دو زیرطبقه‌ی احترام به استقلال و خودمختاری بیمار، رازداری و محرمانگی) پدیدار شد. یافته‌های این مطالعه اهمیت تعهد متخصصان مراقبت‌های بهداشتی را به مراقبت و آموزش در ارائه‌ی آموزش باکیفیت به بیمار نشان می‌دهد. متخصصان مراقبت‌های بهداشتی باید از ابعاد اخلاقی آموزش به بیمار آگاه باشند و برای ارائه‌ی آموزش‌های متناسب با نیازها و توانایی‌های فرد تلاش کنند. مطالعات آینده باید روی ارتباط بین مراقبت بیمارمحور، استقلال و مهارت‌های ارتباطی متخصصان مراقبت‌های بهداشتی با پیامدهای آموزش بیمار متمرکز باشند.


صفحه 2 از 3     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb