61 نتیجه برای مراقبت
سمیه رستمی، روانبخش اسماعیلی، هدایت جعفری، جمشید یزدانی چراتی، سیدافشین شروفی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
مراقبتهای درمانی با اثرات درمانی، اما بدون فایده برای بیمار، «مراقبت بیهوده» نامیده میشود. با توجه به اهمیت درک اعضای تیم درمان از مفهوم مراقبت بیهوده و همچنین تأثیر حاصل از این درک، بر کیفیت مراقبتهای پرستاری و سلامت جسمی و روانی تیم درمان، این تحقیق با هدف بررسی درک پرستاران از مراقبت بیهوده در بخشهای مراقبت ویژه انجام گرفته است. مطالعهی حاضر یک مطالعهی تحلیلی از نوع همبستگی است. ۱۸۱ نفر از پرستاران شاغل در بخشهای ICU مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مازندران بهصورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار بررسی، پرسشنامهای دو قسمتی شامل فرم مشخصات دموگرافیک و پرسشنامهی درک از مراقبت بیهوده بود. همچنین دادهها با نرمافزار آماری SPSS نسخهی ۱۹ و آزمونهای آماری توصیفی و شاخصهای مرکزی و پراکندگی، بررسی و تجزیه و تحلیل شدند. برای بررسی رابطهی بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی جزئی و تی تست و آنالیز واریانس استفاده شد. یافتهها نشان داد اکثر پرستاران (۷/۶۵ درصد) درک متوسطی از مراقبت بیهوده داشتند. از میان متغیرهای دموگرافیک تنها بین میانگین ساعت کار در هفته، با درک از مراقبت بیهوده ارتباط آماری معنیداری وجود داشت (0/05>p). با توجه به سطح متوسط درک پرستاران از مراقبت بیهوده، لازم است مداخلات مناسبی برای به حداقل رساندن تناوب مواجهه با مراقبت بیهوده و تنش حاصل از آن صورت گیرد. آموزش مکانیسمهای سازگاری و افزایش شناخت پرستاران از موقعیتهای منتج به مراقبت بیهوده، کاملاً ضروری به نظر میرسد.
محمد امینیزاده، منصور عرب، رقیه مهدیپور،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
پرستاران در بخشهای مراقبتهای ویژه با مسائل اخلاقی گوناگونی مواجه میشوند که در آنان تنش اخلاقی ایجاد میکنند. پرستاران برای عملکرد صحیح اخلاقی، در شرایط تنش اخلاقی به شجاعت اخلاقی نیاز دارند؛ لذا این مطالعه با هدف بررسی ارتباط شجاعت اخلاقی و تنش اخلاقی در پرستاران صورت گرفت. این پژوهش توصیفیتحلیلی از نوع همبستگی بود که در آن ۳۱۰ نفر از پرستاران بخشهای مراقبتهای ویژه بیمارستانهای آموزشی شهر کرمان به روش سرشماری انتخاب شدند. همچنین برای جمعآوری دادهها، از ابزار شجاعت اخلاقی Sekerka و تنش اخلاقی Corley استفاده شد. دادهها نیز با آزمونهای آماری توصیفی و تحلیلی در نرمافزار SPSS نسخهی ۲۴ تجزیه و تحلیل شدند. میانگین نمرهی شجاعت اخلاقی پرستاران ۶۷/۹±۷۱/۴۲و بیشترین شجاعت اخلاقی در بُعد عامل اخلاقی بود. میانگین نمرهی تنش اخلاقی ۲۱/۱۸±۰۳/۵۶و بیشترین تنش اخلاقی در بعد خطاها بود. بین شجاعت اخلاقی و تنش اخلاقی رابطهی معنیدار و منفی وجود داشت (۰۰۳/۰ =p، ۱۶۶/۰- =R). شجاعت اخلاقی براساس سمت، نوع بخش، وضعیت تأهل و تنش اخلاقی فقط در نوع بخش متفاوت بود. نتایج مطالعه حاکی از ارتباط معنیدار و منفی بین شجاعت اخلاقی و تنش اخلاقی است. تقویت شجاعت اخلاقی پرستاران، در کنترل و کاهش تنش اخلاقی نقشی مهم دارد؛ لذا پرستاران میتوانند با تقویت شجاعت اخلاقی، از تنش اخلاقی خود بکاهند و در مقابل، کیفیت مراقبت از بیماران را افزایش دهند.
سعید رهایی، فاطمه حیدری،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
بیماران مبتلا به یک بیماری پیشرفته، پیشرونده و لاعلاج یا صعبالعلاج، بهتدریج در وضعیتی قرار میگیرند که اقدامات درمانی، نتیجهای در بهبود وضعیت و تجدید سلامتی آنها ندارد و بهتدریج، در آستانهی مرگ قرار میگیرند. در این دوران، مراقبتهایی به بیمار ارائه میشود که به مراقبتهای پایان حیات معروفاند. این مراقبتها شامل درمانهای طولانیکننده و نگهدارندهی حیات بیمار و مراقبتهای تسکینی میشوند. درمانهای نگهدارندهی حیات، زندگی بیمار را معمولاً، قدری طولانیتر میکنند؛ اما رنجی بسیار بر او تحمیل میشود؛ درحالیکه، در مراقبتهای تسکینی، بیمار احتمالاً مدتی کوتاهتر زنده میماند؛ اما کمتر رنج میکشد. اکنون این سؤال مطرح است که آیا بیمار میتواند بین این دو شیوه، یکی را برگزیند؟ بیشتر فقها با توجه به قاعدهی «لزوم حفظ نفس»، معتقدند بیمار نمیتواند شیوهی نخست یعنی درمانهای نگهدارندهی حیات را رد کند. این مقاله ابتدا به بررسی ادلهی قاعدهی لزوم حفظ نفس پرداخته و با تبیین دیدگاه فقها دربارهی انتخاب میان این مراقبتها، اثبات میکند علیرغم پذیرفتن قاعدهی لزوم حفظ نفس، این قاعده محکوم به ادلهی «لاضرر و لاحرج» بوده و همچنین، بهواسطهی قاعدهی «سلطنت» تخصیصپذیر است؛ هرچند میتوان قائل شد که با توجه به ادلهی قاعدهی لزوم حفظ نفس، بیمارانی که در این مرحله قرار میگیرند، تخصصاً از موضوع قاعده خارجاند.
زهرا محمودزاده، طاهره اشکتراب، سیدمحمدکاظم نایینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
یکی از معضلات اخلاقی شایع در حرفهی پرستاری، تنیدگی اخلاقی است که باعث ناراحتی و مانع از عملکرد صحیح اخلاقی پرستاران، علیرغم داشتن دانش کافی و لازم، میشود. از یک سو، تنیدگی اخلاقی، موجب اختلال در ارتباط پرستار و بیمار و کیفیت ارائهی مراقبت میگردد و از سوی دیگر، رفتارهای مراقبتی در بهبود کیفیت مراقبت و احساس امنیت در بیماران نقش دارد. مطالعهی حاضر با هدف تعیین همبستگی تنیدگی اخلاقی با رفتار مراقبتی پرستاران بخشهای مراقبت ویژهی بیمارستانهای شهر بندرعباس در سال ۱۳۹۶تا۱۳۹۷ انجام گرفت. این پژوهش، مطالعهای توصیفی از نوع همبستگی است که بر روی 173 پرستار شاغل در بخشهای مراقبت ویژهی (آیسییو و اِنآیسییو) بیمارستانهای شهر بندرعباس، به روش تمامشماری، انجام شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامهی اطلاعات جمعیتشناسی، مقیاس تنیدگی اخلاقی پرستاران بخش مراقبت ویژه و سیاههی رفتار مراقبتی پرستار بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخهی 20 استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان تنیدگی اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه، در محدودهی متوسط قرار داشت (81/0±75/1 از 4 نمره)؛ همچنین، میانگین نمرهی رفتار مراقبتی پرستاران 48/0±28/5 از 6 نمره بود که در سطحی پذیرفتنی است. بین تنیدگی اخلاقی و رفتار مراقبتی، ارتباط منفی معنیدار وجود داشت (150/0 - =r و 049/0P=). با توجه به اهمیت تنیدگی اخلاقی در پرستاران، به دلیل پیامدهای آن در آنان و بیماران و همچنین، نقش رفتار مراقبتی در بهبود کیفیت مراقبت و رضایتمندی بیماران، آشنایی بیشتر و ارائهی راهکارهایی برای مقابله و کاهش تنیدگی اخلاقی و بهبود رفتار مراقبتی پرستاران، ضروری به نظر میرسد.
مهری دوستی ایرانی، بتول علیدوست، لیلا رفیعی وردنجانی، زهرا طیبی، کبری نوریان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
بستریشدن در بخشهای مراقبت ویژه تجربهای بسیار استرسزا برای بیمار و خانوادهی آنان است و جداکردن آنها از یکدیگر هم چندان به تأیید نرسیده است. در حال حاضر ملاقات در ICU بهصورت محدود اجرا میشود و چالشهایی را ایجاد میکند؛ لذا در این مطالعهی توصیفیاکتشافی به تبیین راهکارهای رفع چالشهای ملاقات پرداخته شد. این مطالعه، کیفی از نوع توصیفیاکتشافی است که از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با 35 مشارکتکننده در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد شامل )شش بیمار، نُه همراه بیمار و بیست پرستار( در سال 1396 انجام شد. انجام مصاحبهها تا رسیدن به اشباع اطلاعات ادامه یافت؛ سپس تجزیه و تحلیل اطلاعات با رویکرد تحلیل تماتیک استقرایی انجام شد. راهکارهای رفع چالش ملاقات از دیدگاه مشارکتکنندگان در دو سابتم «کاهش نیاز به ملاقات» (از طریق آموزش قوانین، ارتقای محیط و تعامل با خانواده) و «تعدیل ملاقات» (از طریق ارتقای ملاقات پشت شیشه، استفاده از مانیتور دائم و ملاقات منعطف) طبقهبندی شد. ملاقات در ICU بیمارستانهای آموزشی شهرکرد، مانند سایر نقاط کشور بهصورت محدود اجرا میشود. بااینحال امید است با عملیاتیکردن راهکارهای استخراجشده در بخشهای مراقبت ویژه بسیاری مسائل مرتبط با ملاقات حل شود و تجربهی تعارض در بیماران، همراهان و پرسنل از بین برود.
سیده محبوبه رضائیان، زهرا کاظمی گلیان، قاسم کاظمی گلیان، زهره عباسی، الهه سالاری، محبوبه طباطبایی چهر،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
رعایتنشدن اخلاق حرفهای در مامایی، خطراتی زیانبار، ازجمله افزایش مرگومیر مادران و نوزادان را به دنبال خواهد داشت. مطالعهی حاضر، با هدف بررسی موانع رعایت اخلاق حرفهای در مراقبتهای بالینی مامایی، از دیدگاه ماماهای بیمارستانهای استان خراسان شمالی، در سال 1397، انجام شد. این مطالعهی توصیفیمقطعی، با مشارکت 141 مامای شاغل در بیمارستانهای تخصصی زنان و زایمان استان خراسان شمالی، با استفاده از نمونهگیری طبقهبندیشده، صورت گرفت. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامهای شامل دو بخش بود: اطلاعات دموگرافیک و موانع رعایت اخلاق حرفهای، در سه حیطهی محیطی و مدیریتی و فردیمراقبتی. دادهها، با استفاده از نرمافزار SPSS، نسخهی 22 و آمار توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شد. از دیدگاه ماماها، هر سه دستهی عوامل محیطی (73.94 %)، فردیمراقبتی (64.66 %) و مدیریتی (64.97 %)، ازجمله موانع رعایت اخلاق حرفهای بودند. مهمترین موانع رعایت اخلاق حرفهای در بعد مدیریتی، کمبود پرسنل (80 %)، در بعد محیطی، تغییرات بیولوژیکی بدن در شیفت کاری (85.2 %) و در بعد فردیمراقبتی، رضایتنداشتن از نیازهای پایه، مانند مکفیبودن درآمد یا استراحت کافی در پرسنل مامایی (80.9 %)، بود. با توجه به اهمیت رعایت اخلاق حرفهای و مسائل و مشکلات ناشی از رعایتنشدن آن، پیشنهاد میشود مدیران و مسئولان، برنامهریزیهای لازم و ضروری را توسط بیمارستانها، برای رفع موانع ذکرشده از سوی ماماها انجام دهند.
محمد ترابی، مهسا اسلامیپناه،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
پرستاران ازجمله اعضای تیم درمان هستند که بیشترین ارتباط را با بیماران کووید 19 دارند و از تصمیمگیری اخلاقی، در مراقبت از آنها ناگزیرند. از سوی دیگر، انگیزهی پرستاران در اجرای مراقبت پایان زندگی، تحت تأثیر نگرش و آگاهی و استدلال اخلاقی آنهاست. پژوهش حاضر، با هدف بررسی سطح تصمیمگیری اخلاقی پرستاران و ارتباط آن با نگرش آنان به مراقبتهای پایان زندگی بیماران مبتلا به کووید 19 در بیمارستانهای منتخب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی استان همدان، در سال 1399 انجام گرفت. در این مطالعه، 180 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان، با روش نمونهگیری در دسترس، انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامهی آزمون معمای اخلاقی پرستاری (Nursing Dilemma Test) و پرسشنامهی نگرش پرستاران نسبت به مراقبتهای پایان زندگی بود. مطابق با نتایج، بین تصمیمگیری اخلاقی پرستاران و نگرش آنان به مراقبتهای پایان زندگی، رابطهای مثبت و معنادار وجود دارد (0.05>P و 0.819=r) . میانگین نمرهی تصمیمگیری اخلاقی پرستاران (3/5 ± 19/39) بر پایینبودن سطح تصمیمگیری اخلاقی دلالت دارد و میانگین نمرهی ملاحظات عملی (2/4 ± 62/20) نشاندهندهی تأثیر نسبی عوامل محیطی بر روند تصمیمگیری اخلاقی پرستاران است؛ درحالیکه میانگین نمرهی نگرش مراقبتهای پایان زندگی پرستاران، در سطحی نامطلوب گزارش شد (8/7 ± 58/81). شناسایی عوامل مؤثر بر تصمیمگیری اخلاقی پرستاران و برنامهریزی آموزشی میتواند نگرش پرستاران به مراقبتهای پایان زندگی را بهبود بخشد و کیفیت مراقبت از بیماران را نیز افزایش دهد.
مظفر غفاری، لطفعلی خانی، اعظم محمودی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
مراقبت دلسوزانه، از عناصر مهم مراقبت بیمار محور تلقی میشود که سلامتی را به بیماران اهداء می کند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل مراقبت دلسوزانه پرستاران برپایه هویت اخلاقی و دلسوزی نسبت به زندگی دیگران انجام گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع تحلیل مسیر بود. نمونه آماری شامل 250 بیمار مبتلا به کووید 19 و 250 پرستار شاغل در بخش کرونای بیمارستان های استان آذربایجان غربی در سال 1399 بودند که به روش نمونه گیری در دسترسانتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه مراقبت دلسوزانه رودریگز؛ پرسشنامه هویت اخلاقی بلک و رینولدز و مقیاس دلسوزی نسبت به زندگی دیگران چانگ استفاده شد. داده¬ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، بوت استراپ و سوبل و از طریق برنامه نرم افزار اس پی اس اس و آموس نسخه 24 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاکی از این بود که متغیر هویت اخلاقی در تعامل با نقش واسطه ای دلسوزی نسبت به زندگی در تبیین مراقبت دلسوزانه پرستاران نقش دارد. در مجموع 41 درصد از واریانس مراقبت دلسوزانه پرستاران، از طریق متغیرهای مدل تبیین شدند. اثر مستقیم هویت اخلاقی (47/0) و دلسوزی نسبت به زندگی دیگران (36/0) در تبیین مدل مراقبت دلسوزانه معنیدار مشاهده شد. اثر غیر مستقیم هویت اخلاقی با واسطه گری دلسوزی نسبت به زندگی دیگران (96/2) معنیدار بهدست آمد. با توجه به اثر واسطه ای متغیر دلسوزی نسبت به زندگی دیگران در ارتباط بین هویت اخلاقی و مراقبت دلسوزانه پرستاران، به نظر می رسد با تقویت دلسوزی به نسبت به زندگی دیگران و هویت اخلاقی می توان مراقبت دلسوزانه پرستاران را ارتقا داد.
حمید مقدسی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
ملاحظات اخلاقی تعریفشده برای ارائهکنندگان مراقبت در استفاده از پروندهی پزشکی بیماران، کاملاً بر پایهی منشور حقوق بیمار، بهویژه حق حریم خصوصی و محرمانگی اطلاعات است. کاربران پروندهی پزشکی بیماران، به دو دستهی مجاز( Authorized) و غیرمجاز (Unauthorized ) تقسیم میشوند و
بر همین اساس، سیاستهای افشای (Information Disclosure Policy) داخلی و خارجی اطلاعات پروندهی بیماران مشخص میشود. ارائهکنندگان مراقبت بر اساس اصل نیاز بهدانستن (Need to Know) مجاز به استفاده از محتویات پروندهی پزشکی، با رعایت حق محرمانگی و تبعیت از سیاستهای افشای داخلی اطلاعات هستند و کاربران غیرمجاز که متشکل از کارکنان اداری و افراد خارج از سازمان مراقبت بهداشتی هستند، به دلیل نداشتن دسترسی به پروندهی بیماران، صرفاً مشمول اجرای سیاستهای افشای خارجی اطلاعات هستند که قطعاً امکان دسترسی به اطلاعات هویتی بیماران را ندارند. نکتهی شایستهی تأمل این است که تغییر شکل پروندهی پزشکی از کاغذی به الکترونیک، بر ملاحظات اخلاقی ارائهکنندگان مراقبت در استفاده از آن، اثری چشمگیر میگذارد که پرداختن به آن اهمیت دارد. پروندههای پزشکی کاغذی، صرفاً از حیث امنیتِ مکانِ نگهداری، میتوانست محل بحثهای اخلاقی قرار گیرد؛ ولی پروندهی الکترونیک پزشکی، از جنبه های اخلاقیِ شامل: رعایت احترام بیمار با تأکید بر استفاده از اطلاعات او، حریم خصوصی و محرمانگی، امنیت، همچنین تمامیت و دردسترسبودن اطلاعات، ممکن است در معرض خطر باشد. اعضای تیم مراقبت، بهویژه پزشکان و پرستاران که سطح دسترسیشان به پروندهی پزشکی از سایر اعضا بیشتر است، باید با توجه به حریم خصوصی بیمار و حق محرمانهماندن اطلاعات پزشکی او، در هنگام بهکارگیری فناوری اطلاعات برای مراقبت، از بروز تهدیدهایی که محرمانگی و امنیت اطلاعات را به خطر میاندازند، جلوگیری کنند.
محمد شجاعی نیا،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) ، رهیافتی تحولگرایانه و نوآورانه در مراقبتهای بهداشتی است که میتواند فرایندهای تشخیصی، درمانی، اداری، آموزشی، پژوهشی و مدیریتی را دگرگون سازد. سیستمهای هوش مصنوعی بر نحوهی استدلال، تصمیمگیری و ارائهی مراقبت اثر میگذارند؛ لذا، در کاربرد با چالشهایی ازجمله ملاحظات اخلاقی مواجه هستند که ریشه در ماهیت منحصربهفرد نظام سلامت دارد؛ جایی که رفاه و اعتماد بیماران و استقلال عملکرد مراقبان سلامت، بسیار اهمیت دارد. برای این مطالعه که از نوع کیفی است، منابع اطلاعاتی مختلف، ازجمله مجلات و مقالات و نشریههای مرتبط با موضوع مطالعه شدند؛ سپس، با بررسی کاربردهای هوش مصنوعی در محیطهای بالینی و تأثیر آن بر ارتباط افراد با نظام سلامت، تصمیمسازیها و گردش کار بالینی، ملاحظات اخلاقی مرتبط با آن استخراج گردید. نتایج نشان میدهد، بهکارگیری هوش مصنوعی در مراقبتهای بهداشتی، علیرغم مزایای گستردهی آن در پیشگیری، تشخیص، درمان، پیشبینی، تصمیمسازی، اتوماسیون فرایندها و روتینها، توصیههای دارویی و درمانی، هدایت اعمال جراحی، پزشکی شخصیسازیشده، سیستمهای پزشکی از راه دور و کاربردهای متنوع دیگر، با مجموعهای از ملاحظات اخلاقی مواجه است که برای تضمین استفادهی مسئولانه و عادلانه از این فناوریها، باید مدنظر قرار گیرد. این ملاحظات، شامل مسائل مربوط به حریم خصوصی (Privacy) بیماران و امنیت دادهها، انواع سوگیریها (Bias) ، شفافیت (Transparency) ، توضیحپذیری (Explainability)، تفسیرپذیری (Interpretability) ، مسئولیتپذیری (Responsibility) ، پاسخگویی (Accountability) ، رضایت آگاهانه (Informed Consent) ، میزان تأثیر بر روابط مراقبان سلامت و بیماران، دسترسی عادلانه و برابری در بهرهمندی از مزایای هوش مصنوعی، استفادهی مناسب و بجا از فناوری، استفادهی اخلاقی از اتوماسیون، حفظ کرامت انسانی، نظارت و تنظیمگری صحیح، مسائل قانونی و حقوقی و پیامدهای بلندمدت، ازقبیل جلوگیری از سوءاستفادهی بیمهگران یا کارفرمایان از اطلاعات پیشبینیکننده و سایر موضوعات مرتبط با حقوق بیماران است. استفاده از هوش مصنوعی در مراقبتهای بهداشتی، مستلزم ایجاد چهارچوبهای اخلاقی و حقوقی و برقراری تعادل بین نوآوریها با اصول انسانی حاکم بر نظام سلامت است، تا ضمن بهرهبرداری از مزایای این فناوری، از حریم خصوصی، عدالت، برابری و کرامت انسانی محافظت شود. تمرکز بر نظارت مداوم و همسوسازی سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی با ارزشهای انسانی میتواند اعتماد به این فناوری را تقویت کند و این اطمینان را به وجود آورد که ضمن رعایت استانداردهای اخلاقی، هوش مصنوعی میتواند بهطور مسئولانه در خدمت بهبود سلامت عمومی جامعه قرار گیرد.
شبنم رسول پور، رضا نعمت الهی ملکی، ندا تقی زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اتانازی، بهعنوان پایاندادن عمدی به زندگی بیمار برای تسکین درد و رنج طاقتفرسا، چالشهای اخلاقی و قانونی و عاطفی پیچیدهای را برای متخصصان مراقبتهای بهداشتی، بهویژه پرستاران ایجاد میکند. پرستاران در مراقبتهای پایان زندگی، نقشی محوری ایفا میکنند؛ ازاینرو، نگرش آنها دربارهی اتانازی، برای درک پیامدهای آن در عمل بالینی ضروری است. هدف این بررسی، ترکیب ادبیات موجود پیرامون نگرشهای پرستاران دربارهی اتانازی، برای شناسایی عوامل کلیدی اثرگذار و زمینههایی است که به کاوش بیشتر نیاز دارند. این مطالعه با استفاده از دستورالعمل PRISMA 2020 بدون محدودیت زمانی (تا دسامبر۲۰۲۴) انجام شد. مقالات واجد شرایط پس از جستوجو در پایگاههای مختلف Google Scholar و Scopus و Web of Science و PubMed و Science Direct و Embase با استفاده از کلمات کلیدی OR , AND انتخاب شدند. راهبرد جستوجو شامل ادراکات، نگرشها، پرستار و اتانازی بود. دو بازبین (SR و NT) استخراج دادهها و ارزیابی ریسک سوگیری را بهطور مستقل انجام دادند. مطالعات با ابزار ارزیابی برای مطالعات مقطعی (ابزار AXIS) ارزیابی شدند. در مجموع، ۲۱ مطالعه در مرور وارد شدند. این بررسی نشان داد، نگرش پرستاران به اتانازی، بسته به چهارچوبهای قانونی، هنجارهای فرهنگی، باورهای مذهبی و ارزشهای شخصی بسیار متفاوت است. در کشورهایی مانند بلژیک و هلند که اتانازی قانونی است، پرستاران اغلب پذیرش و تمایل بیشتری برای مشارکت در این فرایند را گزارش میدهند و بر نقش خود در تضمین استقلال و کرامت بیمار تأکید میکنند. برعکس، در مناطقی که اتانازی غیرقانونی است، پرستاران اغلب نگرانیهای اخلاقی، ناراحتی اخلاقی و بیمیلی برای حمایت از این عمل را ابراز میکنند. موضوعات رایج، شامل نیاز به دستورالعملهای روشن، آموزش اخلاقی و نظامهای حمایت عاطفی برای پرستارانی است که با موقعیتهای مربوط به اتانازی سروکار دارند. نگرش پرستاران دربارهی اتانازی، تحت تأثیر یک تعامل پیچیده از عوامل فرهنگی و قانونی و شخصی است؛ درحالیکه برخی پرستاران، اتانازی را گسترش مراقبت دلسوزانه میبینند، برخی دیگر، با دوراهیهای اخلاقی و درگیری حرفهای مواجه میشوند. این امر، نیاز به چهارچوبهای اخلاقی قوی، آموزشهای تخصصی و منابع حمایتی را برای کمک به پرستاران در جهتیابی چالشهای مرتبط با اتانازی در عمل خود برجسته میکند.
عاطفه سلیمی اکین آبادی، مریم جهانگیری، میترا زندی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
بخش مراقبت ویژه، واحدی پیچیده است و گروههایی متنوع از متخصصان مراقبتهای بهداشتی را دربرمیگیرد که بهمنظور ارائهی خدمات به نیازهای بیماران بدحال فعالیت میکنند. شواهد حاکی از آن است که مسائل یا تعارضات اخلاقی در بخش مراقبت ویژه رایج است. این پژوهش با هدف بررسی چالشهای اخلاقی در عملکرد بالینی پرستاران بخش مراقبت ویژه انجام شد. با استفاده از دستورالعمل PRISMA مطالعات مرتبط با کلیدواژههای اخلاق، چالشهای اخلاقی، پرستاری و واحد مراقبت ویژه، با جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی Scopus, PubMed, Web of Scienceدر سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ یافت شدند. مقالات انگلیسیزبان وارد مطالعه شدند. چالشهای اخلاقی در بخش مراقبت ویژه عبارتاند از:
الف. محدودیتهای درونی (نداشتن اعتمادبهنفس، ترس، سازگاری غیرمؤثر، تعارضات مذهبی و معنوی)،
ب. محدودیتهای خارجی (همکارینکردن، ساختارهای سلسلهمراتبی، ارتباط ضعیف، کارکنان ناکافی، سیاستهای محدودکننده، کمبود پزشک و پرستار ماهر)،
ج. موقعیتهای بالینی (درمان بیفایده و ناکافی، ناتوانی در تسکین درد، امید کاذب، مراقبتهای پایان عمر و تصمیمگیری دربارهی درمان، استفاده از محدودکنندههای فیزیکی).
شناخت چالشهای اخلاقی بخش مراقبت ویژه میتواند مفید باشد؛ زیرا امکان طراحی راهکارهای مناسب برای جلوگیری از تعارضات اخلاقی و بهبود محیط کار پرستاران را فراهم میکند.
مریم کاشانی، منصوره اشلقی فراهانی، فاطمه گلستان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
بخش مراقبتهای بهداشتی، بهویژه واحدهای مراقبتهای ویژه (ICU)، با مشکلات اخلاقی پیچیدهای دستوپنجه نرم میکنند که منجر به ناراحتی اخلاقی در میان پرستاران بخش مراقبتهای ویژه میشود. این ناراحتی هم بر رفاه و هم بر رضایت شغلی آنها تأثیر منفی میگذارد. محققان با درک این موضوع، به برنامههای توانمندسازی اخلاقی، بهعنوان راهحلهای بالقوه پرداختهاند. هدف این بررسی محدوده، ترکیب جامع ادبیات موجود دربارهی این برنامهها و اثربخشی آنها در کاهش ناراحتی اخلاقی در بین پرستاران بخش مراقبتهای ویژه است. جستوجوی دقیق در پایگاههای اطلاعاتی PubMedو Scopus و CINAHL ، با استفاده از کلماتی کلیدی مانند توانمندسازی اخلاقی، پریشانی اخلاقی و پرستاران واحد مراقبتهای ویژه انجام شد. پانزده مقاله با معیارهای ورود به مطالعه، ازجمله: انتشار بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ و تمرکز بر برنامههای توانمندسازی اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه، برای تجزیه و تحلیل انتخاب شدند. بررسی محدوده نشان داد، برنامههای توانمندسازی اخلاقی، در کاهش پریشانی اخلاقی در پرستاران بخش مراقبتهای ویژه، پیامدهای مثبتی داشت. این برنامهها، شامل کارگاههای آموزشی، بحثهای مبتنی بر نمونه، تمرینهای تأملی و شبیهسازیهای ایفای نقش با هدف تقویت استدلال اخلاقی، تصمیمگیری اخلاقی و انعطافپذیری اخلاقی انجام شد. مشارکت در این برنامهها، بهطور مداوم، با کاهش شایان توجه ناراحتی اخلاقی مرتبط است. پرستاران افزایش اعتمادبهنفس در راهیابی معضلات اخلاقی، تصمیمگیری صحیح و دفاع از حقوق بیماران را گزارش کردند؛ علاوهبراین، برنامههای توانمندسازی اخلاقی، حس عاملیت اخلاقی را تقویت کرد و پرستاران را برای رسیدگی مؤثر به چالشهای اخلاقی توانمند کرد. اجرای برنامههای توانمندسازی اخلاقی میتواند پریشانی اخلاقی را کاهش و رفاه و رضایت شغلی پرستاران را افزایش دهد. رهبران و مربیان پرستار، در همکاری با کمیتههای اخلاقی برای طراحی مداخلات مناسب، ادغام آنها در جهتگیریهای پرستاری جدید و آموزش مداوم نقش اساسی دارند. ایجاد یک محیط کاری حمایتی و مساعد برای گفتوگوی باز و بازتاب اخلاقی، ضروری است. حمایت مستمر از طریق جلسات پیگیری، راهنمایی و گفتوگو، مزایای برنامههای توانمندسازی اخلاقی را حفظ میکند. خدمات مشاورهی اخلاقی و همکاری بینحرفهای، بیشتر به رفاه اخلاقی پرستاران بخش مراقبتهای ویژه یاری میرساند. پریشانی اخلاقی، چالشی مهم برای پرستاران بخش مراقبتهای ویژه است که بر رفاه و کیفیت مراقبت از بیمار نیز تأثیر میگذارد. برنامههای توانمندسازی اخلاقی، راهی امیدوارکننده برای کاهش این ناراحتی و افزایش تصمیمگیری اخلاقی ارائه میدهد. اجرا، همراه با یک محیط کاری حمایتی، میتواند بهشکلی چشمگیر به رفاه اخلاقی پرستاران بخش مراقبتهای ویژه کمک کند؛ بااینحال، تحقیقات بیشتر برای آشکارکردن اثرات بلندمدت و پیامدهای گستردهتر توانمندسازی اخلاقی در محیط بخش مراقبتهای ویژه ضروری است.
آیدن فیضی، امیرعلی سهیلی، سمیرا چایبخش، فیدان شبانی، شیوا خالقپرست،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
دستورالعملهای پیشرو، اسنادی قانونی هستند که به افراد امکان میدهند، ترجیحات مراقبتهای بهداشتی خود را برای زمانی که توانایی تصمیمگیری را از دست میدهند، مشخص کنند. دستورالعملهای پیشرو، نقشی مهم در حفظ استقلال بیماران ایفا میکنند؛ بهویژه در بیماریهای مزمن، مانند نارسایی قلبی که با وخامت تدریجی و بحرانهای بهداشتی پیشبینیناپذیر همراه است. این مرور نظاممند با رعایت دستورالعملهای PRISMA انجام شد و مطالعات تا مارس ۲۰۲۴، برای بررسی ترجیحات بیماران HF دربارهی درمانهای نگهدارندهی زندگی و تصمیمات پایان عمر تحلیل شدند. کلیدواژههای دستورالعملهای پیشرو، برنامهریزی مراقبت پیشرفته، نارساییقلبی و تصمیمگیری پایان عمر در پایگاههای دادهی PubMed, Scopus , Web of Science جستوجو شدند. معیارهای ورود، شامل مطالعات اصلی و دارای متن کامل دربارهی بیماران HF بالای هجده سال بود؛ درحالیکه معیارهای حذف، محتواهای غیرپژوهشی و مقالات دسترسیناپذیر را شامل میشد. این مرور شامل ۲۵ مطالعه بود که با استفاده از ابزار NIH از نظر کیفیت، ارزیابی و متغیرهایی مانند عوامل جمعیتی، تصمیمگیری نیابتی و ترجیحات درمانی تحلیل شدند. مطالعات متعددی که در این مطالعه گنجانده شدهاند، سطوح پایین آگاهی را دربارهی دستورالعملهای پیشرو، در میان بیماران نارسایی قلبی برجسته میکنند. نرخ تکمیل دستورالعملهای پیشرو در مطالعات گوناگون، متفاوت است که به تفاوتهای فرهنگی مربوط میشود. دادهها نشان داد، ترجیحات برای تصمیمگیری نیابتی، بیشتر به سمت اعضای خانواده است تا پزشکان. بنا بر یافتههای جواهری (۲۰۱۶)، آموزش ویدیویی بر ترجیحات، بسیار اثر میگذارد؛ در واقع، بیمارانی که یک ویدیو را تماشا میکنند، در مقایسه با افرادی که اطلاعات شفاهی دریافت میکنند، به احیای قلبیریوی یا لولهگذاری کمتر تمایل دارند. فرمیگا (۲۰۰۴) بینشهایی را دربارهی اولویتهای گستردهتر بیماران، مانند حفظ خودکنترلی و بهینهسازی روابط با عزیزان ارائه کرد. این یافتهها بر نیاز به همسویی مداخلات پزشکی با اهداف کلنگر بیماران، بهجای تمرکز صرف بر نتایج بالینی تأکید کردهاند. در مجموع ۴۰۹۱ شرکتکننده با میانگین سنی 68/22 سال بررسی شدند. مطالعات، ترجیحاتی متنوع را دربارهی درمانهای نگهدارندهی زندگی نشان دادند. حدود 53/73% از بیماران، مداخلات نگهدارندهی زندگی را ترجیح دادند؛ درحالیکه 48/37% از آنان با احیای قلبیریوی مخالف بودند. بیماران نارسایی قلبی، ترجیحاتی متنوع برای مراقبتهای پایان عمر نشان میدهند که از عوامل فرهنگی و فردی اثر میپذیرند. با وجود اهمیت دستورالعملهای پیشرو در هماهنگی مراقبتها با ارزشهای بیمار، شکافهایی چشمگیر در آگاهی و ثبت این ترجیحات باقی مانده است. ابزارهای آموزشی هدفمند، بهبود ارتباطات و رویکردهای متناسب با فرهنگ بیمار ضروری هستند تا نرخ تکمیل دستورالعملهای پیشرو را بهبود بخشند و مراقبتهای بیمارمحور را تضمین کنند. مطالعات آینده باید بر توسعه و اجرای ابزارهای استاندارد تسهیلکنندهی دستورالعملهای پیشرو متمرکز شوند.
رضا نگارنده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
حمایت از بیمار، اساس عملکرد اخلاقی در مراقبتهای بهداشتی است که حفاظت از حقوق بیمار و استقلال آنها و ارائهی مراقبت باکیفیت را شامل میشود. ادعا میشود که پرستاران بهترین موقعیت را برای ایفای این نقش دارند. هدف این مقاله، ارائهی توصیفی جامع از مفهوم «حمایت از بیمار» و روشهای بهبود آن است. در این مرور جامع، متون علمی شامل مقالات داوریشده، دستورالعملهای حرفهای و سیاستهای مرتبط جستوجو و بررسی شدند. با استفاده از تحلیل محتوای کیفی، دادههای استخراجشده از متون، انواع حمایت از بیمار، شامل حمایت بالینی و سیستمیک (محل کار) و راهکارهای بهبود مهارتهای مربوطه، شناسایی و ارائه شدند. حمایت بالینی، تضمین ایمنی بیمار، حمایت از تصمیمگیری آگاهانه و حمایت از مدیریت مناسب درد است. برای بهبود حمایت بالینی، رویکردی چندوجهی لازم است که از میان آنها میتوان به «تقویت ارتباط مؤثر، اعتماد و تصمیمگیری مشترک»، «تشویق به مشارکت بیمار در مراقبت و حمایت از راهکارهای خودمدیریتی»، «تقویت ارتباط و همکاری مؤثر در تیم مراقبتهای بهداشتی» و «آگاهماندن دربارهی تحولات اخلاقی و حقوقی و سیاستی مرتبط» اشاره کرد. حمایت سیستمی بر مسائل گستردهتر در نظام مراقبتهای بهداشتی که بر مراقبت از بیمار اثر میگذارد، متمرکز است. بهبود حمایت سیستمی نیز مستلزم رویکردی چندوجهی است که میتواند شامل شناسایی و تحلیل مسائل سیستمی مانند نابرابریهای مراقبتهای بهداشتی، محدودیت منابع و موانع سیاستی باشد. حمایت از سیاستهای صحیح، تخصیص کارآمد منابع و ابتکارات بهبود کیفیت، از راهبردهای رسیدگی به این مسائل است. برای بهبود حمایت سیستمی، ایجاد مشارکتهای قوی با سایر متخصصان مراقبتهای بهداشتی، سازمانهای اجتماعی و سیاستگذاران بسیار ضروری است؛ علاوهبراین، ارتقاء آموزش و آگاهی در نیروی کار مراقبتهای بهداشتی و مردم، اهمیت فراوان دارد. استفاده از فناوری نیز میتواند جمعآوری دادهها، ارتباطات و تلاشهای بسیجیافته را افزایش دهد. با اجرای این راهکارها، پرستاران و سایر اعضای تیم مراقبت بهداشتی میتوانند بهطور مؤثری از تغییرات سیستمیک حمایت کنند، کیفیت مراقبت را برای همهی بیماران بهبود بخشند و یک نظام مراقبتهای بهداشتی عادلانهتر ایجاد کنند. حمایت از بیمار نقشی پویا و چندوجهی است که یادگیری و سازگاری مداوم را میطلبد.
علی اصغر پیشداد، سولماز موسوی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
تحولات علمی و فناوریهای نوین در حوزهی بهداشت و درمان، مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و پزشکی از راه دور، فرصتهای بینظیری برای ارتقاء کیفیت مراقبت فراهم کردهاند. این فناوریها به پزشکان و بیماران امکان دادهاند تا در زمینههای مختلف، ازجمله: تشخیص و درمان و نظارت بر بیماران به روشهایی سریعتر و دقیقتر دست یابند؛ بااینحال، این روشها چالشهای اخلاقی جدیدی را نیز به وجود آوردهاند که نیازمند تحلیل دقیق و ایجاد راهکارهای مناسب است. برای انجامدادن این مطالعهی مرور دامنهای، با هدف بررسی و تبیین جنبههای مختلف مراقبت مدرن، از چهارچوب Arksey & O'Malley استفاده شد. مراحل اصلی این مطالعه شامل موارد زیر بود:
۱. تعیین سؤالات پژوهش: سؤالات اصلی این مرور عبارت بودند از:
مراقبت مدرن چیست و چه جنبههایی دارد؟
چه عوامل و شواهدی در طراحی و ارائهی مراقبت مدرن اثرگذارند؟
چه چالشهایی در ارتباط با مراقبت مدرن وجود دارد؟
راهکارهای مناسب برای این منعطفکردن چالشها چیست؟
۲. توسعهی راهکار جستوجو: برای یافتن مطالعات مرتبط، کلماتی کلیدی مانند Modern Care، Contemporary Healthcare، Innovative Care و Advanced Patient Care در پایگاههای اطلاعاتی علمی معتبر شامل PubMed، Scopus، Web of Science و Google Scholar بررسی شدند. راهکار جستوجو شامل ترکیبی از کلمات کلیدی، اصطلاحات Boolean بود.
۳. انتخاب مطالعات: معیار ورود شامل مقالات مرتبط با مراقبت مدرن، چالشها، راهبردها یا نوآوریهای مراقبتی بود که در ده سال اخیر، به زبان انگلیسی یا فارسی منتشر شدهاند. معیار خروج شامل مطالعاتی بود که صرفاً بر مراقبتهای سنتی تمرکز داشتند یا امکان دسترسی کامل به متن اصلی آنها نبود. انتخاب اولیه بر اساس عناوین و چکیدهها انجام شد و سپس مقالات کامل بررسی قرار شدند.
۴. استخراج و تحلیل دادهها: دادههای کلیدی شامل مشخصات مطالعه (سال و مکان)، تعریف مراقبت مدرن، حوزههای تمرکز و یافتههای اصلی با استفاده از فرمهای استاندارد استخراج شد. تحلیل دادهها بهصورت کیفی انجام شد.
یافتهها در سه سطح انواع فناوری پیشرفته و کاربردی در مراقبت، چالشهای اخلاقی در فناوری مدرن و راهکارهای پیشنهادی برای مواجهه با چالشهای اخلاقی طبقهبندی شده است.
فناوریهای پیشرفته و کاربردی در مراقبت عبارتاند از:
الف. هوش: الگوریتمهای هوش مصنوعی به تحلیل دادههای پیچیده، تشخیص الگوها و پیشبینی نتایج درمان کمک میکنند. این فناوری در تصویربرداری پزشکی، تجزیه و تحلیل دادههای ژنتیکی و پیشبینی وضعیت بیماران کاربرد فراوان دارد.
ب. اینترنت اشیا (IoT) در بهداشت و درمان: استفاده از دستگاههای متصل به اینترنت برای نظارت بر بیماران و دریافت دادهها بهصورت لحظهای از کاربردهای مهم اینترنت اشیاست. این فناوری در مانیتورینگ از راه دور و مدیریت بیماریهای مزمن به کار میرود.
ج. پرینت سهبعدی و پزشکی بازساختی: از این فناوری برای ساخت پروتزها، مدلهای جراحی و حتی بافتهای زنده استفاده میشود و امکان درمان بهتر بیماران را فراهم میآورد.
د. پزشکی از راه دور (Telemedicine): پزشکی از راه دور، برای بیماران امکان دسترسی به خدمات پزشکی را، در نقاط دورافتاده و حتی در منزل فراهم میآورد و با کاهش نیاز به مراجعهی حضوری، راحتی بیماران را افزایش میدهد.
چالشهای اخلاقی در مراقبت مدرن نیز عبارتاند از:
الف. حفظ حریم خصوصی و امنیت دادهها: فناوریهای مدرن در مراقبت بهداشتی، بهویژه اینترنت اشیا و هوش مصنوعی، نیازمند جمعآوری و تحلیل حجمی عظیم از دادههای حساس بیماران هستند. این مسأله میتواند حریم خصوصی افراد را به خطر بیندازد و زمینهساز دسترسی غیرمجاز به اطلاعات شخصی شود. استفاده از سیستمهای امنیتی پیشرفته، رمزگذاری دادهها و همچنین رعایت مقررات حریم خصوصی مانند مقررات حفاظت از دادههای عمومی (GDPR) از راهکارهای حفظ حریم خصوصی و امنیت دادههاست.
ب. تصمیمگیری خودکار توسط هوش مصنوعی: برخی از سیستمهای هوش مصنوعی قادر به پیشنهاددادن روش درمانی و حتی تصمیمگیری دربارهی آن هستند؛ اما این تصمیمها همواره بدون دخالت انسان نیستند. چنین سیستمی ممکن است با بیتوجهی به جوانب انسانی و احساسی، تصمیماتی بگیرد که از نظر اخلاقی نادرست باشند. نظارت پزشکان متخصص و درنظرگرفتن جنبههای انسانی، میتواند تضمینی برای بهکارگیری تصمیمات مبتنی بر هوش مصنوعی باشد.
ج. مسئولیتپذیری و پاسخگویی: در صورت وقوع اشتباهات در تصمیمگیری یا خطاهای فناوری، مسئولیت این اتفاق بر عهدهی کیست؟ این سؤال، یکی از چالشهای اصلی در استفاده از فناوریهای مدرن است. آیا مسئولیت بر عهدهی تیم پزشکی است یا تولیدکنندگان فناوری؟ تنظیم دستورالعملهایی واضح دربارهی مسئولیتها و نظارت بر کاربرد فناوریهای نوین و تعریف چهارچوبهای قانونی برای پاسخگویی، میتواند راهکاری مناسب برای حل این چالشها باشد.
د. عدالت در دسترسی به خدمات پیشرفته: بهرهمندی از مراقبتهای مدرن ممکن است برای همهی افراد در دسترس نباشد؛ بهویژه در مناطق کمدرآمد یا کشورهای درحالتوسعه. این مسأله میتواند به نابرابریهای درمانی و اجتماعی منجر شود. برنامهریزی برای دسترسی برابر و ارائهی تسهیلاتی برای جوامع کمدرآمد تا همگان بتوانند از این خدمات بهرهمند شوند، به اجرای این برابری یاری میرساند.
ه. استفاده از دادههای ژنتیکی و پزشکی شخصیسازیشده: فناوریهای مدرن امکان شناسایی خصوصیات ژنتیکی افراد و ارائهی درمانهای شخصیسازیشده را فراهم کردهاند؛ اما این امر میتواند به تبعیض ژنتیکی یا نقض حریم خصوصی افراد منجر شود؛ ازاینرو، تعیین قوانین سختگیرانه و پایبندی به اصول اخلاقی در استفاده از دادههای ژنتیکی میتواند از این پیامدها جلوگیری کند.
و. تغییر نقش پزشکان و اعتماد بیمار: با ورود فناوریهای خودکار به حوزهی پزشکی، نقش پزشکان بهعنوان تصمیمگیرندگان اصلی ممکن است کمرنگ شود و این میتواند بر اعتماد بیماران به مراقبتهای پزشکی اثر بگذارد. تأکید بر حفظ نقش انسانی در فرایند درمان و تضمین اینکه پزشکان بهعنوان متخصصان اصلی در کنار فناوریها عمل میکنند، از چنین آسیبهایی میکاهد.
راهکارهای پیشنهادی برای مواجهه با چالشهای اخلاقی نیز عبارتاند از:
الف. آموزش و توانمندسازی تیمهای پزشکی و بیماران: آشنایی با فناوریهای نوین و پیامدهای اخلاقی آنها میتواند به تیمهای درمانی کمک کند تا تصمیمهای اخلاقیتری بگیرند؛ همچنین، بیماران باید به حقوق و حریم خصوصی خود در استفاده از این فناوریها آگاه شوند.
ب. تدوین قوانین و مقررات مناسب: تنظیم مقررات جامع و دقیق که به رعایت اصول اخلاقی و حفاظت از حریم خصوصی بیماران کمک کند، میتواند چالشهای زیادی را کاهش دهد. این قوانین باید شفاف و اجراشدنی باشند.
ج. مشارکت بینالمللی و تبادل دانش: توسعهی استانداردهای جهانی و اشتراک تجارب کشورها در استفاده از فناوریهای پزشکی میتواند به ایجاد راهکارهای بهتر برای حل چالشهای اخلاقی کمک کند.
د. ایجاد کمیتههای اخلاقی و نظارتی: کمیتههای اخلاقی در مراکز درمانی و تحقیقاتی میتوانند به ارزیابی و مدیریت چالشهای اخلاقی کمک کنند؛ همچنین، نظارت دقیق بر کاربرد فناوریهای نوین در حوزهی سلامت ضروری است.
ه. بررسی پیامدهای طولانیمدت فناوریها: استفاده از روشهای مدرن در مراقبت بهداشتی، نیازمند تحلیل دقیق پیامدهای طولانیمدت آنهاست؛ بنابراین، انجامدادن مطالعات گسترده و پیگیری اثرات این فناوریها میتواند در بهبود تصمیمگیریها مؤثر باشد.
فناوریهای مدرن مراقبت بهداشتی، قابلیتهای بسیاری برای بهبود کیفیت زندگی افراد ایجاد کردهاند؛ اما چالشهای اخلاقی جدیدی نیز با خود به همراه آوردهاند. برای مواجهه با این چالشها، لازم است که اصول اخلاقی در کنار نوآوریهای علمی قرار گیرد و برنامهریزی دقیقی برای مواجهه با مسائل ایجاد شود. این مقاله نشان میدهد، با تدوین قوانین جامع، آموزش و آگاهیبخشی و حفظ نقش انسانی در فرایندهای درمانی میتوان به کاهش این چالشها و افزایش اعتماد بیماران به مراقبتهای مدرن کمک کرد.
سولماز موسوی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
جمعیت سالمندان، بهسرعت در حال افزایش است؛ در نتیجه، نیاز به خدمات اورژانسی برای این گروه سنی نیز، رو به رشد است. سالمندان به دلیل وضعیت جسمانی و روانی خاص خود، هنگام دریافت خدمات اورژانسی، در معرض مسائل اخلاقی و چالشهای متعدد قرار میگیرند. اهمیت این مسائل به این دلیل است که وضعیت جسمانی و روحی آنها میتواند مانع از استقلال در تصمیمگیری و دستیابی به رضایت آگاهانه شود. هدف این مقاله، بررسی چالشهای اخلاقی مرتبط با مراقبت از سالمندان در اورژانس و ارائهی پیشنهاداتی برای بهبود این مراقبت است. این مقالهی مرورینقلیآموزشی، با استفاده از منابع و مقالات معتبر بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۴ به بررسی و تحلیل چالشهای اخلاقی در مراقبت از سالمندان در اورژانس پرداخته است. منابع با جستوجوی واژگان کلیدی اخلاق پزشکی، مراقبت از سالمندان و اورژانس در پایگاههای دادهی علمی معتبر مانند PubMedو Scopus وGoogle Scholar استخراج شدند. حفظ استقلال سالمند، رضایت آگاهانه، حفظ حریم خصوصی و محرمانگی اطلاعات، تصمیمگیری در پایان زندگی، رعایت عدالت و انصاف و صداقت، حمایت روانی و عاطفی، شفقت و همدلی، رعایت اصول حرفهای آموزش و آگاهی، ارتباط مؤثر با خانواده، مدیریت درد و راحتی بیمار، از چالشهای اخلاقی مراقبت از سالمندان در اورژانس هستند. کشورهای توسعهیافته از دیرباز با مسألهی سالمندی مواجه بودهاند؛ اما در سالهای اخیر نرخ رشد سالمندی در کشورهای درحالتوسعه نیز شتاب بیشتری گرفته است. این کشورها به دلیل نداشتن زیرساختهای کافی و تغییرات سریع جمعیتی، با چالشهای بزرگی در مراقبت از سالمندان مواجه میشوند. چالشهای اخلاقی در مراقبت از بیماران سالمند در اورژانس، از مهمترین مسائلی است که تیمهای درمانی با آن روبهرو هستند. این چالشها به دلیل حساسیت جسمی و روحی سالمندان، پیچیدگیهای درمانی و نیاز به تصمیمگیری سریع، تشدید میشوند. رعایت این اصول در کنار آموزش مداوم مراقبان، میتواند کیفیت مراقبت از سالمندان را در مواقع اورژانسی بهبود بخشد و از بروز صدمات جسمی و روانی به آنان جلوگیری کند؛ بنابراین، مراقبت از سالمندان، علاوه بر دانش و مهارت، به رعایت اصول اخلاقی و رفتار انسانی نیز نیاز دارد. با پایبندی به این اصول، میتوان علاوه بر ارائهی مراقبتهای مؤثر، حس اعتماد و آرامش را در سالمندان ایجاد کرد. آموزش و آگاهیبخشی به تیمهای درمانی، تقویت ارتباط با خانواده و نمایندگان قانونی، استفاده از دستورالعملهای استاندارد اخلاقی، تشویق سالمندان به تهیهی وصیتنامهی پزشکی، استفاده از ارزیابیهای روانشناختی و فیزیکی، برخی از راهکارهای پیشنهادی هستند.
محمد حسین خانی، زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اضطراب مرگ که بهصورت اضطرابی واقعی شناخته میشود، یکی از مهمترین عوامل در سلامت روان افراد است. از طرفی، مراقبت معنوی، شامل مهارتهای ارتباط بینفردی مانند گوشدادن، اعتمادسازی، ارتباط غیرکلامی، خودآگاهی، صداقت و توجه به نیازهای دینی، بخشی جداییناپذیر از مراقبت پرستاری به شمار میرود. به نظر میرسد، مراقبت معنوی میتواند به کاهش اضطراب مرگ منجر شود. ازآنجاکه در این زمینه مروری جامع یافت نشد، این مرور نظاممند بهمنظور بررسی آثار مراقبت معنوی بر اضطراب مرگ بیماری صورت گرفت. در این مطالعه، جستوجویی گسترده با کلیدواژههای مرتبط با مراقبت معنوی و اضطراب مرگ، در پایگاههای بینالمللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جستوجوگر Google Scholar و پایگاههای ملی Irandoc و SID و Magiran صورت گرفت. در جستوجوی اولیه، ۳۲ مطالعه به دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری، مطالعات کیفی و مطالعات انجامشده بر گروههای غیر از بیماران خارج شدند. محدودیت زمانی نیز اعمال نشد. پس از حذف نمونههای تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، هشت مطالعه تجزیه و تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقهبندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات، تجمع مطالعات در چهار سال اخیر و بالینیبودن کارآزمایی را نشان داد. مطالعات انجامشده بر بیماران، طی همهگیری کووید ۱۹ نشان دادند، بیماران در این دوران سطوح بالایی از اضطراب مرگ را تجربه میکنند و به مراقبت معنوی، بیشتر نیاز دارند. بنا بر نتایج یک مطالعه، اجرای برنامهی مراقبت معنوی، اضطراب مرگ بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیهی تحت همودیالیز را کاهش داد. این یافته در مطالعهای دیگر که بر بیماران مولتیپل اسکلروزیس انجام شده بود نیز، نشان داده شد؛ همچنین، در مطالعهای دیگر که بر بیماران سکتهی مغزی صورت گرفت، به اثرات مثبت مراقبت معنوی در کاهش اضطراب، اشاره شد. این در حالی است که برخی مطالعات انجامشده بر روی بیماران قلبی و بیماران مبتلا به سرطان گوارشی، کاهش معناداری را در میزان اضطراب مرگ نشان ندادند. یک مطالعه نیز بیان کرد، آموزش خودمراقبتی معنوی از طریق تلهنرسینگ میتواند به کاهش اضطراب مرگ سالمندان در طی همهگیری کووید ۱۹ کمک کند. با توجه به یافتهها به نظر میرسد، مراقبت معنوی میتواند بهعنوان روشی مؤثر در کاهش اضطراب مرگ گروهی از بیماران به کار گرفته شود. پیشنهاد میشود، مطالعات آینده به بررسی جامعتر این موضوع در گروههای مختلف بیماران، خصوصاً بیماریهای مزمن بپردازند.
هدایت جعفری، فاطمه احمدی، مبینا عابدین پور،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
خستگی شفقت به حالت خستگی فیزیکی و عاطفی اطلاق میشود که متخصصان مراقبتهای بهداشتی، به دلیل قرارگرفتن طولانیمدت در معرض استرسهای شغلی و عوارض عاطفی مراقبت از دیگران تجربه میکنند. مراقبت دلسوزانه برای نتایج بالینی بهتر بیمار ضروری است؛ اما، در طول ارائهی مراقبتهای بهداشتی میتواند با عوامل متعدد به خطر بیفتد. این مطالعه به بررسی عناصر مؤثر بر خستگی شفقت در پرستاران بخش مراقبت ویژه میپردازد. این بررسی نظاممند با جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی SID, Magiran Irandoc, Iranmedex, Civilica, Science Direct, Web of Science, Embase, PubMed, Scopus, ProQuest, و Google Scholar با استفاده از کلیدواژههای خستگی شفقت، مراقبتهای ویژه، پرستاران، رضایت از شفقت و فرسودگی انجام شد. پس از حذف نمونههای تکراری، ابتدا مطالعات بر اساس معیارهای ورود و خروج غربالگری شدند؛ سپس، کیفیت آنها، با استفاده از چکلیست ارزیابی انتقادی برای مطالعات مقطعیتحلیلی ارزیابی شد. در نهایت، ۲۳ مطالعهی انجامگرفته در بازهی زمانی ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴ وارد این مرور نظاممند (سنتزکیفی) شدند. تعداد کل شرکتکنندگان در تمام مطالعاتی که در این مرور بررسی شدند، ۵۸۲۰ نفر بود. این بررسی نشان داد، عناصر ساختاری محل کار و ویژگیهای جمعیتشناختی پرستاران، مانند سن، جنس، وضعیت تأهل، ملیت، سطح تحصیلات، تابآوری، طول شیفت، سابقهی کار در بخش مراقبت ویژه، محل کار، سمت در واحد و نسبت پرستار به بیمار، علل و پیشبینیکنندههای خستگی شفقت هستند. رهبری و حمایت اداری در محیط بالینی و راهبردهای مقابلهای بهکارگرفتهشده بهوسیلهی پرستاران، عواملی بودند که تأثیر خستگی شفقت را در میان پرستاران مراقبتهای ویژه کاهش دادند. این بررسی نظاممند، با برجستهکردن تأثیر شایان توجه خستگی شفقت بر پرستاران نشان داد، هم محیط کار و هم عوامل جمعیتشناختی، در بروز خستگی شفقت نقشی مهم دارند. یافتهها بر اهمیت رهبری حمایتی و همچنین راهبردهای مقابلهای مؤثر، در کاهش اثرات خستگی از شفقت در میان پرستاران مراقبتهای ویژه تأکید میکند. با پرداختن به این عوامل، سازمانهای مراقبتهای بهداشتی میتوانند رضایت شفقت را افزایش داده و فرسودگی شغلی را کاهش دهند؛ این اصلاحات، در نهایت، به بهبود مراقبت از بیمار و پیامدهای بالینی منجر میشوند.
مهران سیف فرشد،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
مراقبتهای سلامتی، علاوه بر اینکه از حقوق تصریحشده در بیانیهها و اعلامیههای مختلف جهانی در حقوق بشر هستند، کارکرد دیگری نیز برای توسعهی جوامع بشری دارند. چهار اصل اخلاقی زیستپزشکی ارائهشدهی بوشامپ و چیلدرس، در تحلیل و تصمیمگیریهای اخلاقی نقشی بسزا دارند؛ جنبههایی دیگر نیز وجود دارند که در این اصول کمتر خودنمایی میکنند، اما خود بهعنوان اصول و قواعد ضروری در سیاستگذاری و برنامهریزیهای کلان و خُرد حوزهی سلامت باید مدنظر قرار گیرند. دو نمونه از این قواعد اساسی که جایگاهی ویژه دارند، اصل همبستگی یا انسجام اجتماعی و اصل پایداری و تداوم خدمات است. اصل همبستگی اجتماعی، به چگونگی اتحاد و پیوستگی و همکاری جامعه اطلاق میشود. جامعهی اجتماعی منسجم، جامعهای است که تنوع فرهنگی را دربرمیگیرد، به حقوق بشر و حاکمیت قانون احترام میگذارد و تعهد مشترک به نظم اجتماعی و مسئولیت جمعی را نشان میدهد. همبستگی (Solidarity) اجتماعی میتواند خطرات سلامتی را در محیطی که در آن روابط قوی جامعه، در نتیجهی همکاری برای بهاجرادرآوردن شرایط شکوفایی و زندگی عاری از ناتوانی و بیماری شکل گرفته است، کاهش دهد. از سوی دیگر، نظام سلامت، متعهد به ایجاد و حفظ محیط مراقبتی پایدار و باکیفیت است. پایداری و تداوم خدمات، زمانی تحقق پیدا خواهد کرد که قوانین مرتبط با وظایف اخلاقی مطلوب، همچون: بهحداکثررساندن منافع ممکن، موازنهی مزایا در برابر خطرات، رفتار عادلانه با دیگران (حتی نسلهای آینده) و احترام به حقوق عامهی جامعه لحاظ شده باشد. تداوم در مراقبتهای سلامتی بدان معناست که مردم از این طریق، هماهنگی میان خدمات سلامت و توجه بیشتر به آن را به دست خواهند آورد. نبود تداوم و استمرار در سیاستهای سلامت و ارائهنشدن مداوم خدمات بهداشتیدرمانی میتواند بزرگترین آسیب را به حس اعتماد عمومی مردم برساند. درک مفهومی از تداوم و پایداری خدمات سلامت در اخلاقیات سلامت عمومی ضروری است؛ بهخصوص اگر بتواند نشان دهد که در کنار سایر اصول، موقعیتی را فراهم میسازد تا سیاستها و برنامهها و خدمات سلامتی به دور از تنشهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، دسترسی به بالاترین سطح سلامتی را ممکن میسازند؛ البته تداوم و پایداری خدمات، به معنای سکون خدمات و پاسخندادن به نیازهای بهروز مردم و جوامع نیست. فراموشی این دو اصل یا قاعده در سیاستگذاری و طراحی برنامههای سلامت، به اعتماد عمومی جامعه و در نهایت، به شاخصهای سلامتی فردی و اجتماعی، آسیب جدی وارد میسازد. نوشتهی حاضر بر اهمیت ادغام اصول انسجام اجتماعی و پایداری در چهارچوبهای سیاست سلامت، برای ایجاد اعتماد، اطمینان از دسترسی و توسعهی نتایج بلندمدت سلامت عمومی تأکید دارد.