23 نتیجه برای درمانی
علی محمدپور، یوسف مهدیپور، افسانه کریمی، زهرا عبداللهی،
دوره 3، شماره 5 - ( 9-1389 )
چکیده
بیماری که در اثر آسیبهای جسمی و روحی به یک مرکز فوریتهای پزشکی مراجعه می کند دارای حقوق رسمی و قانونی است؛ لذا کشورهای توسعهیافته در استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانی خود بسیاری از جنبههای حقوق بیمار و خانواده را در نظر میگیرند. در کشور ما در این مورد مهمترین سند قانونی که به مؤسسات بهداشتی درمانی ابلاغ و ارزیابی میشود، استانداردهای بیمارستانی وزارت بهداشت است. در این مطالعه توصیفی - تطبیقی، با هدف تعیین کاستیهای استانداردهای ملی، استانداردهای بیمارستانی وزارت بهداشت (مربوط به حقوق بیمار- 38 گزاره ) با استانداردهای بینالمللی حقوق بیمار و خانواده کمیسیون مشترک اعتباربخشی مراکز بهداشتی- درمانی آمریکا (36 گزاره) مقایسه شد. روش گردآوری دادهها استفاده از اطلاعات موجود و ابزار مورد استفاده چکلیستی بود که بر اساس استانداردهای بینالمللی حقوق بیمار و خانواده کمیسیون مشترک تهیه شد؛ تحلیل دادهها با استفاده از جداول تطبیقی و روشهای آمار توصیفی انجام گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد استانداردهای بیمارستانی وزارت بهداشت از مجموع 36 گزاره استانداردهای حقوق بیمار و خانواده کمیسیون مشترک 8 مورد (2/22درصد) را بهصورت کامل و 7 مورد (5/19 درصد) را بهصورت نسبی پوشش دادهاند و 21 مورد باقیمانده (3/58 درصد) را اصلاً پوشش ندادهاند. با توجه به میزان تطابق استانداردهای مورد مطالعه میتوان گفت که وزارت بهداشت بسیاری از استانداردهای حقوق بیمار و خانواده را در برنامهی ملی ارزشیابی بیمارستانها درج نکرده است؛ این بدان معنی است که در کشور ما در ارائهی خدمات بهداشتی و درمانی بسیاری از حقوق مسلم بیماران و مددجویان نادیده گرفته میشود. با توجه به تأثیر عمدهای که این استانداردها در فرآیند ارائهی مراقبتهای بهداشتی - درمانی با کیفیت دارند، تدوین استانداردهای حقوق بیمار و خانواده ضروری است.
فریبا حاجی علی، محدثه معینیفر،
دوره 4، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده
هر یک از ادیان الهی دربارهی شبیهسازی دیدگاههای مختلفی را ارائه دادهاند. دین یهود نیز به مسألهی شبیهسازی پرداخته و هر دو نوع آن را مورد بررسی قرار داده است. مقالهی حاضر بهطور موردی دیدگاه عالمان یهود را دربارهی شبیهسازی درمانی و مولد بررسی کرده است.
نتایج بهدست آمده نشان میدهد که آنان در شبیهسازی درمانی، سه دیدگاه متفاوت حرمت، جواز و وجوب را طرح نمودهاند. اما در شبیهسازی مولد انسان دو دیدگاه حرمت و جواز را مطرح نموده و دلایلی را برای دیدگاههای خود بیان میدارند. پژوهش حاضر به روش کتابخانهای و با استفاده از کتب و مقالات فارسی و لاتین و نیز بهرهگیری از پایگاههای اینترنتی مربوط صورت گرفته است.
امیر اشکان نصیری پور، محمد علی حسینی، حسن فضایلی راد، عباس کامیابی،
دوره 4، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
بررسی علل شکایت از کادر درمانی و تلاش در جهت کاهش آن گامی جهت رضایت هر چه بیشتر بیماران و کارکنان پزشکی میباشد. هدف از این مطالعه بررسی رابطهی علل شکایت بیماران علیه پزشکان با رأی صادره متعاقب آن از سوی سازمان نظام پزشکی کرمان بود. این پژوهش از نوع مقطعی (توصیفی - تحلیلی) بود که با بررسی 205 پروندهی مربوط به شکایت از پزشکان در سازمان نظام پزشکی کرمان طی سالهای 88-1383 انجام شد.
بیشترین علت شکایت (2/73 درصد) سهلانگاری و عدم رعایت موازین علمی، شرعی و قانونی و بعد از آن 3/9 درصد بهدلیل اخذ وجه یا مال خارج از ضوابط قانونی بود. بیشترین رأی صادره شامل 7/31 درصد برائت و بعد از آن 9 /22 درصد موقوفی و منع تعقیب بود. بیشترین شکایت از چشم پزشکان بود و در بین بیمارستانها، بیمارستانهای خصوصی بیشترین شکایت را داشتند. بین علت شکایت و رأی صادره ( 706/53 = c2 و 001/0(P< ، همچنین بین علت شکایت و تخصص پزشکان رابطهی معنیدار وجود داشت (270/49= c2و 026/0 (P =، ولی بین رأی صادره و نوع بیمارستان رابطهی معنیداری مشاهده نشد.
با توجه به علل شکایات، رعایت موازین علمی، شرعی و قانونی و کاهش روابط مالی پزشک و بیمار میتواند در کاهش شکایت بیماران از پزشکان مؤثر باشد. اکثر شکایاتی که در اغلب موارد منجر به رأی برائت، موقوفی و منع تعقیب شده بود، بیمورد بوده و توجیه مناسب بیمار در مورد عوارض و ریسک بیماری قبل از درمان و بهبود مناسبات پزشک- بیمار در مهار این معضل راهگشاست.
محدثه معینی فر،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
مقالهی حاضر، بهطور موردی، بهدنبال بررسی دیدگاههای دو آیین دین مسیحیت یعنی ارتدوکس و پروتستان دربارهی موضوع شبیهسازی و بررسی دلایل هر یک از این گروهها در ممنوعیت یا عدم ممنوعیت آن است. هر دو آیین، شبیهسازی اعم از مولد و درمانی، را ممنوع اعلام کرده و دلایلی نیز برای نظر خویش اقامه نمودهاند. تنها فرقهی لیبرال از آیین پروتستان است که شبیهسازی درمانی را جایز دانسته و در مورد شبیه-سازی مولد هم نظر صریح و بیپردهای را اعلام نکرده است. در یک جمعبندی کلی، باید اذعان نمود که هرچند نمیتوان با استناد به تمامی این دلایل شبیهسازی مولد را ممنوع دانست، اما شبیهسازی درمانی با استناد به همان دلیل حفاظت از حق حیات ممنوع است و اتخاذ چنین استراتژیای از دیدگاه این دو آیین، نشاندهندهی انسجام درونی در آموزههای دین مسیحیت نسبت به هر دو نوع شبیهسازی است، زیرا هر دو گونه را ممنوع شمرده است.
سیمین مهدی پور، افسر فرود، محمدرضا امینی،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
پیشرفتهای اخیر در کلونسازی، امیدهایی را در درمان بیماریها و حل برخی مشکلات دیگر مرتبط با سلامتی ایجاد کرده است. اما این تکنولوژی با سؤالات اجتماعی، حقوقی، اخلاقی، مذهبی و غیره همراه است که واکنشهای مختلفی را در سطح جهانی موجب شده است. تعدادی از کشورها قوانینی را در زمینهی کلونسازی تصویب کردهاند و برخی، قانون مشخصی ندارند. بسیاری از کشورها و سازمان ها، به دلایل مختلف از جمله نگرانیهای اخلاقی مخالفت شدیدی با کلونسازی زایشی، و برخی حتی با کلونسازی تحقیقی، نشان دادهاند. تعدادی، به نتایج مثبت کلونسازی پرداخته، و نظر موافق دارند. نظر غالب، طرفداری از کلونسازی سلولها و بافتها به دلایل درمانی و مخالفت با کلونسازی زایشی است. بهطور کلی کلونسازی، یک پیشرفت مهم در ژنتیک و زیست فناوری است که میتواند نجات دهنده و از سویی مخرب باشد. لذا تصمیمگیران باید ازجنبههای مثبت آن برای ارتقای سلامتی انسان بهره برند و با قوانین مناسب، از مشکلات اخلاقی و اجتماعی احتمالی، پیشگیری کنند. در این مقاله نظرات گروههای موافق و مخالف در زمینهی کلونسازی را ارائه کرده، و بهطور اجمالی به موضع کشورها و سازمانها درزمینهی کلونسازی انسان میپردازیم.
آروین حقیقت فرد، هانا حقیقت فرد،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
براساس آمارهای سازمان بهداشت جهانی بالاترین درصد ازدواجهای فامیلی و درون قبیلهای جهان در خاورمیانه صورت میگیرد و بیشترین میزان بروز بیماریهای ژنتیک در نسل بعد همین ازدواجها دیده میشود. بیماریهای ژنتیک جنین دلیل عمدهی موارد سقط درمانی است. آموزشهای عمومی در دوران نوجوانی و مشاورهی ژنتیک پیش از ازدواج و پیش از بارداری اهمیت بسزایی در کاهش نرخ موالید مبتلا به بیماریهای لاعلاج ژنتیک دارد. نحوه و شرایط بهینهسازی و افزایش اثربخشی مشاورهی ژنتیک به شرایط فرهنگی، ارزشهای اخلاقی و قوانین هر جامعه بستگی داشته و نیاز به همکاری پژوهشگران علوم پزشکی و انسانی آن جامعه دارد.
مشاورهی ژنتیک بر اساس تعریف انجمن ژنتیک انسانی آمریکا در سال ۱۹۷۵ اینگونه تعریف شده است: فرایندی ارتباطی که به مشکلات انسانی ناشی از رخ دادن یا احتمال رخ دادن یک بیماری ژنتیکی در خانواده میپردازد. این فرایند شامل تلاش فرد یا افراد آموزش دیده در جهات زیر است:
۱)تفهیم واقعیتهای پزشکی شامل تشخیص، سیر بیماری و درمانهای در دسترس
2) تعیین نقش توارث در ایجاد بیماری و تعیین احتمال بروز مجدد آن
۳) فهم راههای مختلف برخورد با احتمال بروز بیماری
۴) اخذ تصمیم مناسب با در نظر گرفتن احتمال بروز بیماری، ارزشها و معیارهای اخلاقی خانواده
۵) کمک به تطابق با مسأله در اعضای خانوادهی درگیر بیماری یا تحت خطر
مشاور ژنتیک باید با حفظ بیطرفی و غیر جهتدار بودن به توصیف دقیق و ساده فهم سناریوهای محتمل بپردازد. با توجه به این تعریف میتوان درک کرد که مشاور ژنتیک باید با حفظ بیطرفی و غیر جهتدار بودن به توصیف دقیق و سادهی فهم سناریوهای محتمل بپردازد. بهعنوان مثال تصوری رایج در میان زوجها در خصوص موارد پر خطر بروز بیماریهای ژنتیک آن است که: میتوان بچهدار شد و پیش از تولد در صورت بیمار بودن فرزند آن را سقط کرد. تصوری که به افزایش موارد سقط درمانی و گاه سقط غیرقانونی و عموماً غیربهداشتی میانجامد. این در حالی است که با توجه به بندهای یک و سه تعریف، مشاور باید با ارائهی دادههای آماری و ذکر موارد گذشته برای زوج شرح دهد که برای سقط درمانی محدودیتهای قانونی از جنبهی ماه حاملگی و نوع بیماری جنین یا مادر وجود دارد. از طرف دیگر سقط درمانی میتواند منجر به بروز فشارهای روانی شدیدی برای زوجین شود و حتی احتمال حاملگی طبیعی نوبت بعد را کاهش دهد. علاوه بر این، در جوامعی که آموزههای سنتی از آموزشهای عمومی قویتر بوده و خانوادههای بزرگ مهمترین هستههای اجتماعی به حساب میآیند، ارتباط با زوجین در یک جلسه نمیتواند به اندازهی کافی مؤثر باشد. در این جوامع مشاوران ژنتیک باید با برگزاری جلساتی با بستگان دورتر زوجین و کسانی که عرفاً بر تصمیم زوجین اثر گذارند، به فرایند پذیرش مشکل در خانواده کمک نمایند. همچنین معرفی انجمنهای حمایتی بیمارانی که خطر بروز آن بیماری در فرزندان زوجین وجود دارد در افزایش آگاهی آنان مؤثر است. بهعنوان مثال زوجینی که بیماری فنیل کتونوری را بیماری بسیار خطرناکی میدانستند درک میکنند که با اتخاذ رژیم غذایی خاص میتوان جلوی بروز بیماری را گرفت و زوجینی که هموفیلی را بیماری قابل تحملی میدانستند با مشاهدهی بیماران هموفیل و مشکلات آنان از واقعیت این بیماری مطلع میشوند. در خصوص نقش آموزشهای عمومی باید توجه داشت که آموزش در مورد سقط درمانی باید در دوران نوجوانی و اواسط دوران بلوغ آغاز شود. اطلاع از خطرات، مشکلات و آثار جانبی اجتنابناپذیر عمل تهاجمی سقط جنین میتواند بسیاری از نوجوانان را متقاعد سازد که حتی الامکان از انجام آن پرهیز نمایند و این طرز فکر در این سنین به خوبی درونی میشود.
بهطور کل سقط درمانی یکی از جنجالیترین مباحث اخلاق پزشکی در سراسر جهان است. بحثی که در هر جامعه با شرایط اجتماعی و فرهنگی آن جامعه در هم تنیده است. بیشک کاهش موارد سقط درمانی با توجه به مخارج عمل و تبعاتی که برای زوجین دارد از اولویتهای نظامهای سلامت است. ژنتیک پزشکی بهطور سریع در حال پیشرفت است و امید است که در آیندهی نه چندان دور بسیاری از اختلالات ژنتیکی قابل پیشگیری باشند. بنابراین، آموزش کافی در این زمینه به زوجین لازم بهنظر میرسد. بیشتر مشکلات مشاوران در تخمین خطرات یک بیماری است و تمایل آنها عموماً به بزرگ نشان دادن خطر است که گاه منجر به افزایش میزان سقط درمانی و حتی در مواردی سقطهای غیر قانونی میشود. مشاوران ژنتیک برای بیماران تصمیم نمیگیرند و انتخاب راهی را به آنها دستور نمیدهند. این بدان معنی است که مشاورهی ژنتیک یک مشاورهی غیرمستقیم است. اما مصاحبهی نگارندگان با مشاوران نشان میدهد که اکثر پزشکان مشاور، دستوری را بهطور مستقیم به بیماران میدهند که همان انجام سقط درمانی جنین است. این در حالی است که در صورت اطلاع زوجین از پیشرفتهای ژنتیک در زمینهی درمان بیماریها ممکن است تصمیم به عدم سقط بگیرند. به نظر میرسد استفاده از کسانی به جز متخصصان ژنتیک برای امر مشاوره با توجه به عدم اطلاع کافی از آیندهی درمانهای ژنتیک و نیز عادت تجویز به جای مشاوره منجر به افزیش بیرویهی موارد سقط درمانی خواهد شد که آسیبهای اجتماعی زیادی را به همراه خواهد داشت.
محمد راسخ، محمد مهدی آخوندی، زهره بهجتی، ساناز شریفی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
پیشرفت دانش و تکنولوژی در عصر حاضر تأثیر فزایندهای بر درمان ناباروری گذاشته است، بهطوریکه امروزه، عمدهی بیماران مبتلا به ناباروری با بهکارگیری این روشها درمانپذیر هستند. روشهای درمان ناباروری را میتوان به دو دستهی بزرگ «روشهای درمانی بدون مداخلهی شخص ثالث» و «روشهای درمانی با مداخلهی شخص ثالث» تقسیمبندی کرد. درمان بدون مداخلهی شخص ثالث بهمعنای استفاده از روشهایی است که در آن برای درمان صرفاً از اجزای سلولی یا بدنی زوجین متقاضی استفاده میشود و نیاز به مداخلهی شخص دیگری در فرایند درمان نیست، مانند لقاح خارج رحمی (IVF)، IUI، ZIFT و GIFT. حال آنکه در روشهای درمانی با مداخلهی شخص ثالث، زوجین متقاضی درمان باید از اجزای سلولی یا بدنی فرد یا افراد دیگر بهرهمند شوند. اهدای جنین، اهدای گامت (اسپرم یا تخمک) و رحم جایگزین از این دستهاند.
از آنجا که وظیفهی پدر و مادر در ایجاد محیط امن برای پرورش فرزند یک اصل اخلاقی است، توجه به سلامت جسمی، روانی، توان اقتصادی زوجین و استحکام نهاد خانواده را میتوان از لوازم آن بهحساب آورد. بر این اساس، ضروری است برای جلوگیری از مشکلات احتمالی آتی و برقراری تناسب میان خواست زوجین متقاضی درمان و مصلحت نوزاد بهدنیا آمده، حدود استفاده از این روشها با دقت بیشتری بررسی شود. در این مقاله، تلاش میشود اهم محدودیتهای اخلاقی در ارائهی خدمات ناباروری به متقاضیان درمان ناباروری با یا بدون مداخلهی شخص ثالث برشمرده شود. زوجینی که دارای حدی از سلامت جسمی نیستند که توان پرورش کودک را داشته باشند، اخلاقاً نمیتوانند خدمات درمان ناباروری را دریافت کنند. بیماریهای ناتوانکنندهی جسمی و معلولیتهای شدید مانند «اسکلروز مولتیپل» و «بدخیمیها با بقای کوتاهمدت بیمار» را میتوان در این دسته گنجاند.
علاوه بر این، سن والدین، بهخصوص مادر، از مسائل حائز اهمیت در ارائهی خدمات درمان ناباروری است. سازمان بهداشت جهانی حداکثر سن مادران را برای فرزنددار شدن 49 سالگی توصیه کردهاست. بر این اساس، میتوان ادعا کرد پدر و مادری که در آستانهی میانسالی در اندیشهی فرزنددار شدن هستند، احتمالاً توان کافی برای ایفای نقش پدر و مادری را ندارند. این خود دلالتی اخلاقی بر محدودیت ارائهی خدمات به برخی متقاضیان درمان دارد.
اختلالات عمدهی روانی و وابستگی زوجین به مواد از دیگر محدودیتهای مهم برای متقاضیان فرزند است. اگر در ارزیابیهای پیش از آغاز درمان، وجود یک اختلال عمدهی روانی از قبیل «اسکیزوفرنی»، «اسکیزوافکتیو» یا «اختلال هذیانی» در یکی از زوجین ثابت شود یا یکی از آنان مبتلا به اختلالات شخصیت همچون اختلال شخصیت مرزی یا ضد اجتماعی باشد (اینگونه افراد عمدتاً دچار وابستگی یا سوء مصرف مواد مخدر و محرک نیز هستند)، صلاحیت اخلاقی لازم را برای فرزنددار شدن از دست خواهند داد، هرچند خود این حق را برای خود قائل باشند که صاحب فرزند شوند. از لحاظ حقوقی، نمیتوان محجوران را از فرزندآوری منع کرد اما در موارد درمانی، توجه جدی به مصلحت طفل یا اطفال حاصل از درمان را نباید از نظر دور داشت.
افزون براین، استفاده از روشهای درمانی با مداخلهی شخص ثالث، درست بهدلیل دخالت شخص ثالث در روند درمان، میتواند ابهاماتی را در ایفای نقش پدری و مادری برای متقاضیان ایجاد کند. به همیندلیل، افزون بر مسائل پیشگفته محدودیتهای اخلاقی بیشتری را در این خصوص باید مدنظر قرار داد.
تولد و پرورش کودک در نهاد خانواده از محدودیتهای اخلاقی مهم در درمان ناباروری با مداخلهی شخص ثالث است. بیشک، زوجینی که رابطهی آنها متزلزل و در آستانهی فروپاشی است، شرایط اخلاقی مناسب برای پرورش فرزند حاصل از درمان خود را ندارند.
از دیگر لوازم مهم تقویت نهاد خانواده و ایجاد آرامش برای کودک رعایت اصل «محرمانگی» است. کودکی که از ابتدا با واهمهی شناخت پدر و مادر بیولوژیک خود زندگی کند، ممکن است هیچگاه نسبت به والدینی که او را پرورش دادهاند، اطمینان پیدا نکند. از این رو، رعایت محرمانگی یک حد اخلاقی مهم در درمان ناباروری است. علاوه بر این، از آنجا که استفاده از روش درمان با مداخلهی شخص ثالث تنها در مواقع ضروری توصیه میشود. میتوان با توجه به تعداد فرزندان موجود در خانواده، درمان متقاضیان دارای فرزند را محدود کرد چراکه بهنظر میرسد با وجود فرزندان در خانواده، نیاز به فرزنددار شدن به کمک روشهای درمانی پرهزینه، از میان میرود و میتوان امکانات موجود را در موارد فوریتر برای دیگر متقاضیان بهکار گرفت.
منع ارائهی خدمات درمان ناباروری به متقاضیان با اختلالات جنسیتی، اعم از دوجنسیتی حقیقی و دوجنسیتی کاذب نیز از دیگر مسائل حائز اهمیت در حوزهی سلامت جسمی متقاضیان این روشهاست، چرا که در این موارد، کودک بهدنیاآمده از یک خانوادهی متعارف برخوردار نخواهد بود، ضمن آنکه بسیاری از اختلالات جنسیتی، بهویژه اختلالات هویت جنسی، امکان زندگی متعارف را در جامعه از مبتلایان سلب یا دستکم محدودیت شدیدی بر آنان اعمال میکند که این محدودیت بهناچار بر کودک نیز تحمیل خواهد شد. بنابراین، با توجه به مسائل پیشگفته، هر کدام از موانع موجود میتواند بنا بر دلایل و مبانی اخلاقی یک محدودیت اخلاقی به شمار آید. توجه به این محدودیتها میتواند از مخاطرات احتمالی که ممکن است زندگی کودک را دچار مشکلاتی جدی کنند، جلوگیری کند. بر این اساس، لازم است محدودیتهای اخلاقی ذکر شده در بالا در مراکز درمانی رعایت شده و در صورت ضرورت، در تدوین کدهای اخلاقی و نیز مقررات ناظر بر درمان ناباوری مورد توجه قرار گیرد.
سیده زهرا نعمتی، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
قانون سقط درمانی سال 1384 بهصورت ماده واحده تصویب شد. در متن ماده واحده آمده است: « سقط درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تأیید پزشکی قانونی مبنی بر بیماری جنین که بهعلت عقبافتادگی یا ناقصالخلقه بودن موجب حرج مادر است یا بیماری مادر که با تهدید جانی مادر توأم باشد قبل از ولوج روح (چهارماه) با رضایت زن مجاز است و مجازات و مسؤولیتی متوجه پزشک مباشر نخواهد بود.»
قید ولوج روح و ممنوعیت سقط درمانی پس از این زمان این سؤال را پدید میآورد که اگر جان مادر در خطر قرار گیرد و جنین سنی بیش از 120 روز داشته باشد آیا نمی توان مجوز سقط جنین صادر کرد؟ براساس گزارش سقط جنین که توسط سازمان بهداشت جهانی منتشر شده است هیچ کشوری وجود ندارد که در شرایط تهدید خطر جانی برای مادر، سقط را نپذیرد. در این مقاله ما لزوم قید ولوج روح را برای سقط درمانی، در شرایط خطر جانی برای مادر، به بحث گذاردهایم. بعد از چهارماهگی و حلول روح مطابق نظر همهی علما (آیات بهجت، صانعی، زنجانی، تبریزی، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی و موسوی اردبیلی) بهجز آیت الله تبریزی و موسوی اردبیلی، به هیچ وجه اسقاط جنین جایز نیست.
حضرات آیات تبریزی و موسوی اردبیلی قائلند که در صورت خطر جانی برای مادر، اسقاط جنین حتی بعد از دمیده شدن روح نیز بلا اشکال است. همینطور آیت الله خامنهای سقط جنین پس از چهارماهگی را در صورت خطر مرگ هر دوی مادر و جنین و با امکان نجات مادر، جایز می دانند. علت این اختلاف نظر را میتوان از فحوای کلام امام خمینی استنباط کرد که فرمودند: بعد از دمیدن روح در جنین، حفظ جان یکی بر دیگری ارجحیتی ندارد و اگر علم به تلف شدن هر دو باشد و تنها امکان حفظ یکی از آنهاست، مورد باید با قرعه مشخص شود. در شرایط سقط درمانی که جان مادر در خطر است، نه امکان حفظ هر دو موجود است و نه انتخابی در کار است، چون حیات جنین، متوقف بر بقای مادر است و اگر جنین را انتخاب کنیم نمیتوانیم جانش را حفظ کنیم. بنابراین، هرچند ترجیحی بین زندگی مادر و جنین نباشد، تنها امکان حفظ زندگی مادر هست و در چنین شرایطی حفظ جان مادر بهتر از مرگ هردو است. اگر جنین در موقعیتی باشد که بتواند پس از مرگ مادر زنده بماند و به اصطلاح قابلیت زندگی را داشته باشد (Variable) نیز، ختم بارداری زندگی را به هر دو میبخشد و منعی ندارد. لذا بهنظر میرسد که مطرح کردن ولوج روح و چهارماهگی در فرض وجود خطر جانی برای مادر، لزومی ندارد و اکثر قریب به اتفاق مکاتب و مذاهب دنیا در چنین شرایطی سقط را میپذیرند بدون اینکه سن جنین مطرح باشد.
منیژه سرشتی، احمد ایزدی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده
افشای خبر بد موضوعی عاطفی برای پرسنل بهداشتی و درمانی و بیماران است. دیدگاه کلی نسبت به یک تجربهی مثبت یا منفی در مورد خبرهای بد میتواند در سازگاری و تطبیق بعدی بیمار مؤثر باشد. این مطالعه با هدف تعیین نگرش پرسنل بهداشتی و درمانی نسبت به مهارت انتقال خبر بد در بخشهای زنان و زایمان و نوزادان انجام شده است. این مطالعهی توصیفی – مقطعی در سال 1391 در شهرکرد انجام شد. نمونهی پژوهش شامل 70 پرسنل شاغل در بخشهای زایمان و مراقبت ویژهی نوزادان و پرسنل دانشکدهی پرستاری و مامایی با حداقل یکسال سابقهی کار بالینی بود. نمونهگیری به روش سرشماری انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی محقق ساخته در دو بخش مشخصات دموگرافیک و نگرشسنجی پرسنل بهداشتی و درمانی در مورد افشای خبر بد بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد. 2/63 درصد واحدهای پژوهش در زمینه انتقال خبر بد به والدین نگرش مثبت داشتند. 6/77 درصد افراد مورد مطالعه در هنگام انتقال خبر بد با مشکل مواجه شده و 6/92 درصد افراد برگزاری کارگاه در این زمینه را ضروری دانستند. بین محل خدمت و تحصیلات با نگرش پرسنل ارتباط آماری معنیدار وجود داشت (P<0.0001). بدین مفهوم که افراد شاغل در دانشکده و افراد دارای تحصیلات بالاتر در مقایسه با سایر پرسنل بیشتر نگرش مثبت داشتند. بین وضعیت تأهل، سابقهی مشکل در انتقال خبر بد، شرکت در کارگاه آموزشی، سابقهی کار، جنس و سن واحدهای پژوهش و نگرش، ارتباط آماری معنیدار وجود نداشت (P>0.05). اکثر پرسنل نسبت به انتقال سریع اطلاعات (5/76 درصد)، تماس مادر با نوزاد فوت شده (4/57 درصد)، اتاق اختصاصی برای مادران دچار فقدان (4/54 درصد)، ممانعت از تماس سایر بیماران و همراهان با مادر دچار فقدان (6/70 درصد) نگرش منفی داشتند. بیشتر واحدهای پژوهش نسبت به گرفتن تاریخچه بلافاصله بعد از وقوع حادثه (5/51 درصد)، ارتباط بیشتر از معمول با مادر دچار فقدان (4/57 درصد)، اطلاع خبر بد ابتدا به فامیل و اعضای خانوادهی مددجو (3/60 درصد) نگرش مثبت داشتند. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهاد میشود، آموزش مهارتهای ارتباطی در زمینهی انتقال خبر بد، برای آمادگی هر چه بیشتر پرسنل شاغل در بخشهای زنان و نوزادان، در برنامههای آتی آموزش مداوم پزشکی در اولویت قرار گیرد.
سیده فاطمه واثق رحیمپرور ، لیلا نصیریانی، تهمینه فرج خدا، ناصر بحرانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
عملکرد اخلاقی یکی از مولفههای اصلی ارائهی مراقبت با کیفیت و شایسته به زنان و مادران است. این مطالعه با هدف تعیین میزان رعایت کدهای اخلاق حرفهای در ماماهای مراکز بهداشتی - درمانی شهر تهران طراحی شد. این مطالعه توصیفی- مقطعی، در سال 1392 انجام شد. 125 نفر از ماماهای مراکز بهداشتی - درمانی شهر تهران بهروش طبقهای سهمیهای بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی خود گزارش دهی شامل دو بخش بود: مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه روا و پایای کدهای اخلاق ارائهدهندگان خدمات سلامت باروری. در پژوهش حاضر 10 حیطه از این پرسشنامه (شامل 43 سؤال در مقیاس لیکرت 5 قسمتی از خیلی کم تا خیلی زیاد) مورد استفاده قرار گرفت. جهت تحلیل دادهها از آمار توصیفی در نرمافزار SPSS استفاده شد. میزان رعایت کدهای اخلاق حرفهای در ماماهای مراکز بهداشتی - درمانی شهر تهران 522/0±866/3 بود. لازم به ذکر است که حداقل نمرهی 1 و حداکثر 5 بوده است. میزان رعایت هر حیطه به تفکیک عبارت بود از: رعایت حق کرامت انسانی مددجو 676/0±77/3، حق تصمیمگیری مددجو 58/0±61/3، اخذ رضایت آگاهانه از مددجو 889/0±48/3، آشکار سازی اطلاعات برای مددجو 74/0±4، رعایت حق محرمانه نگه داشتن اطلاعات مددجو 844/0±83/3، افشاء اطلاعات مددجو 723/0±47/3، رعایت حق حریم خصوصی مددجو 709/0±08/4، سودرسانی و عدم ضرررسانی به مددجو 698/0±97/3، رعایت عدالت نسبت به مددجو 802/0±14/4 و ارتباط حرفهای با همکار 709/0±23/4. پیشنهاد میشود جهت ارتقاء هر چه بیشتر کیفیت خدمات مامایی، به آموزش اخلاق حرفهای (تئوری و بالینی( بیشتر از قبل توجه گردد و کدهای اخلاق مامایی پس از اطلاعرسانی گسترده، بهکار گرفته و پایش شود.
داود دهقان، محمد مزیدی، بابک شمشیری، سعید رحیمیان، محمدرضا تقوی،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
ارزششناسی یکی از مهمترین قلمروهای مکاتب فلسفی است که به مقولات زیباییشناسی و اخلاق میپردازد. ارزششناسی با اخلاق بهطور عام و اخلاق حرفهای بهطور خاص در ارتباط است. امروزه، نظامهای اخلاقی بهدنبال پاسخگویی به نیازهای انسان در زمینههای مختلف هستند؛ یکی از حوزههایی که اخلاق به آن وارد شده، اخلاق حرفهای رواندرمانگران است. در این نوشتار با مبنا قرار دادن ارزششناسی حکمت اشراق به مثابهی یکی از فلسفههای اصلی اسلامی، بهدنبال استخراج اصول و روشهای اخلاق حرفهای آن برای روانشناسان و رواندرمانگران هستیم. شیخ اشراق برای دستیابی سالک به تزکیهی نفس و تصفیهی دل بر اساس مبانی ارزششناسانهی حکمت اشراق، دستورالعملهایی را توصیه کردهاست. هدف این مقاله استخراج تلویحاتی از این نظام ارزشی جهت رواندرمانگران است. روش این پژوهش از نوع توصیفی - تفسیری است. اهلیت داشتن، صداقت، پرهیز از ظلم، خیرخواهی، امانتداری، مسؤولیتپذیری، توجه به کرامت انسانی و سکوت از جمله مفاهیم اخلاقی در حکمت اشراق هستند که اگر رواندرمانگران بتوانند حتی بعضی از این ویژگیها را در خود تحقق بخشند، توانایی آنها در فرایند مشاوره و رواندرمانی به مراتب افزونتر خواهد شد
سمانه السادات ملک ثابت، حمید کاویانی پویا، محمدحسن نجفی، اعظم سیامک دستجردی،
دوره 8، شماره 5 - ( 11-1394 )
چکیده
امروزه، رایحهدرمانی بهعنوان یکی از روشهای طب مکمل بسیار پرکاربرد است. مطالعهی تاریخ پزشکی نشان از سابقهی تاریخی این روش درمانی در تمدنهای باستانی از جمله تمدن باستانی ایران بهعنوان یکی از قدیمیترین روشهای ضدعفونی و درمانی دارد.
در این مقالهی مروری سعی شد با مطالعهی متون مذهبی و آثار مکتوب باقیمانده از ایران باستان که بیشتر به زبان پهلوی هستند و در تاریخ ایران شواهدی مبنی بر استفاده از این روش درمانی ارائه شدهاست، به این پرسش که رایحهدرمانی چه جایگاهی در پزشکی ایران باستان دارد پاسخ داده شود.
طبق باورهای ایرانیان، بیماری فراوردهای اهریمنی بود و اهریمن و دیوان گناک مینو در ایجاد بیماری عامل اصلی بهشمار میرفتند که یکی از ویژگیهای این موجودات پلید، بوی بد و پلشتی آنها بود. بر این اساس، ایرانیان نیز با توسل به گیاهان و رعایت برخی اصول بهداشتی سعی در زدودن بیماریها داشتند. آنها بهدلیل اینکه عوامل انتقال بیماری را پلشتیها و بوی بد و هوای نامطبوع میدانستند، با توجه به آموزهای دینی که نیروهای اهورایی را خوشبوی میپنداشت، در همگامی با نیروهای اهورایی از رایحهی خوش استفاده کرده و از مواد و گیاهان و چوبهای خوشبو به گونههای مختلف برای از بین بردن عوامل بیماری (در پیشگیری) و درمان برخی بیماریهای جسمی و روانی بهره میبردند.
هاجر یعقوبی، محسن صفایی، علی شجاعیان، سمیرا صنمی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
ژندرمانی شامل ورود ژنهای اختصاصی و عملکردی به درون سلولها با هدف پیشگیری و درمان است. این فرایند ممکن است بهصورت خارج بدنی (آزمایشگاهی) یا بهصورت مستقیم از طریق داخل بدنی انجام شود. یکی از روشهای نوین ژندرمانی و ویرایش ژنوم که در چند سال اخیر معرفی شده و در حوزهی مهندسی ژنتیک و زیستفناوری تحولات بزرگی ایجاد کرده، سیستم ویرایش ژنی CRISPR-Cas است. این سیستم سریعتر و ارزانتر و دقیقتر از شیوههای رایج ویرایش ژن مانند روشهای TALENو ZFNs است. در ارتباط با سیستم ویرایش ژنی، همانند هر فرایند نوظهور دیگری، چالشهای اخلاقی و نگرانیهایی مطرح شده است؛ برای مثال، میتوان از بهکارگیری احتمالی این تکنیک برای اهداف هنجارشکن مانند بیوتروریسم، جهشهای زیانبار وارده به موجود زنده، بههمخوردن تعادل اکولوژیک نام برد. در مقالهی مروری حاضر، از پایگاه دادههای Science Direct، Pub-Med، SID، Scopus و Web of Science استفاده و پس از انتخاب و مطالعهی کامل مقالات مورد نیاز، اطلاعات لازم استخراج و خلاصه شد. با توجه به ملاحظات اخلاقی و حقوقی موجود در خصوص فرایندهای ژندرمانی، انتظار میرود شرایط مناسبی برای بهرهگیری هرچهبهتر از ژندرمانی فراهم آمده و از نگرانیها، لغزشهای ممکن و سوءاستفادههای احتمالی کاسته شود. مقالهی حاضر مباحث اخلاقی پیرامون ویرایش ژنوم و ژندرمانی را با تأکید بر سیستم CRISPR-Cas شرح میدهد.
شهریار درگاهی، بهروز براتیمقدم، سلیمان احمدبوکانی، نادر اعیادی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
عوامل خانوادگی در کیفیت زندگی کاری افراد نقشی مهم دارند؛ همچنین، ارتباط عاطفی صحیح اعضای کادر درمانی با بیماران، در افزایش رضایت و روحیهی آنان، بسیار اهمیت دارد. با توجه به این موضوع، هدف این تحقیق، بررسی ارتباط صمیمیت ادراکشده از خانوادهی اصلی و تعارض کار- خانواده با همدلی و اعتیاد به کار، در اعضای کادر درمانی است. پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعهی آماری این پژوهش، همهی اعضای کادر درمانی مراکز پزشکی شهر بجنورد، در سال ۱۳۹۷-۹۸ بودند که از بین آنها، 250 نفر، بهشیوهی نمونهگیری در دسترس، انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی سلامت خانوادهی اصلی، پرسشنامهی تعارض کار- خانواده، مقیاس همدلی لامونیکا و پرسشنامهی اعتیاد به کار، استفاده شد. برای تحلیل دادههای این پژوهش، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون بهره برده شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادها نیز، نسخهی 25 نرمافزار SPSS به کار گرفته شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون، نشان داد که صمیمیت خانوادهی اصلی، با همدلی و اعتیاد به کار در اعضای کادر درمانی، بهترتیب، همبستگی مثبت و منفی معنیداری دارد؛ همچنین، نتایج نشان داد که بین تعارض کار- خانواده با همدلی، همبستگی منفی معنیداری وجود دارد؛ اما بین تعارض کار- خانواده با اعتیاد به کار، همبستگی معنیداری دیده نشد. نتایج حاصل از تحقیق حاضر، بیانگر نقش نظام خانواده و تعارضات درون آن، بر همدلی با بیماران و اعتیاد به کار، در کادر درمانی است که لزوم توجه هرچه بیشتر به ارتقای کیفیت زندگی خانوادگی کادر درمانی را نشان میدهد.
زینب کریمی، مصطفی ندیم، فاطمه بینشیفر،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
در دورهی قاجار، کشورهای اروپایی در جهت اهداف سیاسی و منافع خود، همراه با هیئتهای نظامی، مذهبی و سیاسیشان، پزشکان بسیاری را به ایران روانه کردند. در این میان، حضور فرانسه بیشتر و پررنگتر از بقیهی کشورها بود. این پژوهش بر آن است تا به معرفی پزشکان فرانسوی، بیان عملکرد آنها در ایران عهد قاجار، معرفی فعالیتها و میزان اثرگذاری آنها در طب این دوره و بررسی عناصر پیشبرندهی حضور این طبیبان در ایران عصر قاجار بپردازد. پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانهای و به روش توصیفیتحلیلی صورت گرفته است. در زمینهی یافتههای این تحقیق، میتوان گفت که تأثیر پزشکی فرانسه در تحولات طب نوین ایران بسیار چشمگیر بوده است، تاجاییکه طب جدید را پزشکان فرانسوی در ایران پایهگذاری کردند. ازجمله اقدامات مهم و برجستهی پزشکان فرانسوی در ایران عهد قاجار، میتوان به تأسیس بیمارستانها، درمانگاهها و تشکیل شورای صحی اشاره کرد. علاوهبراین، طبیبان فرانسوی در زمینهی آموزشهای پزشکی، نظیرِ چشمپزشکی، جراحی، میکروبشناسی و...، واکسیناسیون و قرنطینهها برای جلوگیری از بیماریهای واگیردار، نگارش کتابهای طبی و...، اقداماتی مهم انجام دادند. پزشکان فرانسوی برخلاف دیگر کشورهای اروپایی که فقط موجب بهبود وضعیت بهداشتی شدند، در تاریخ پزشکی ایران دورهی قاجار تحول به وجود آوردند. در نهایت، باید گفت جامعهی عهد قاجار، بهخوبی، پذیرای طب و طبیبان فرانسوی بود؛ زیرا هم دربار قاجار و هم جامعه، به خدمات درمانی نیاز مبرم داشتند و هم دولت فرانسه، برای دستیابی به مقاصد سیاسی و اقتصادی خود، به حضور همهجانبه و پزشکی در ایران نیازمند بود.
مرجان قندی، رضا دهنویه، رضا گودرزی، مصطفی الماسی دوغایی، ملاحت اکبرفهیمی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
دمانس به دلیل هزینههای هنگفت درمانی، شیوع بالا در سالمندان، پیامدهای شدید و تحمیل فشارهای جسمی و روانی ناشی از شدت بیماری به خانوادههای بیماران، در ردیف مشکلات مهم بهداشتی قرار دارد و برای کمک به بیمار و کاهش بار مراقبت از بیماران، از فناوریهای بسیاری استفاده میشود که مهمترین آن، کاردرمانی است. این مطالعه از نوع کاربردی است و با هدف بررسی جنبههای اخلاقی و قانونی فناوری کاردرمانی در سالمندان مبتلا به دمانس، با استفاده از روش کیفی انجام شده است. جامعهی مورد پژوهش، دوازده نفر از متخصصان و دستاندرکاران حوزهی دمانس و خدمات سالمندی کشور هستند و ابزار گردآوری دادهها مصاحبه بوده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که منفعت داشتن و مضر نبودن، حفظ استقلال و موافقت آگاهانه، حفظ کرامت و احترام به فرد، نگرانی برابری و عدالت در دسترسی به خدمت، پشتوانهی قانونی برای استفاده از فناوری، ضرورت اصل اختیار و رعایت حفظ اسرار بیمار و بسترسازی مناسب بهرهبرداری از فناوری، هفت چالش اصلی فناوری کاردرمانی از منظر اخلاقی و قانونی در کشور است. بر اساس نتایج حاصل، فقدان پوشش بیمهای فناوری کاردرمانی و دسترسینداشتن سالمندان به این خدمت، از موانع مهم استفادهنکردن ازآن به حساب میآید که وزارت بهداشت باید، مقدمات پیادهسازی آن را در اقصا نقاط کشور فراهم کرده و در بستهی خدمت سالمندان کشور قرار دهد.
محمود متوسل آرانی، مجتبی پارسا، سیدحسامالدین سیدین، نیکزاد عیسیزاده، عبدالرحمان رستمیان، محسن پرویز، حسین درگاهی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
فرهنگ سازمانی ارزشهای غالب و مجموعهای از ویژگیهای کلیدی حاکم بر سازمان است. توجه به اهمیت فرهنگ سازمانی موجب افزایش بهرهوری و رضایت شغلی کارکنان میشود. هدف از این مطالعه، شناسایی و احصا و طبقهبندی مؤلفههای فرهنگ سازمانی بر اساس ارزشهای ایرانیاسلامی با رویکرد فراترکیب و با نگاه به سازمانهای بهداشتیدرمانی است. با استفاده از پایگاه دادههای فارسی و انگلیسی و کلیدواژههای فرهنگ سازمانی، فرهنگ ایرانیاسلامی، شاخص، مؤلفه و سازمانهای بهداشتیدرمانی و رعایت ملاکهای ورود و خروج منابع و با انجام مطالعهی مروری حیطهای و ورود دادهها به نرمافزار Excel، ابتدا تعداد 892 شاخص شناسایی و احصا گردید؛ در ادامه با بهکارگیری روش دلفی و بهرهمندی از تعداد هفت نفر از نخبگان فرهنگی در دانشگاه علوم پزشکی تهران و پس از انجام یازده مرحله، شاخصهای تکراری و مشابه از نظر معانی، مفاهیم و مصادیق با یکدیگر ادغام و در قالب 39 مؤلفه گروهبندی شدند. علاوهبراین مؤلفههای استخراجشده در سه سطح فرهنگ سازمانی، تقسیمبندی شدند و کاربرد مؤلفههای هر یک از سطوح در سازمانها ارائه شد؛ لذا پیشنهاد میشود از مؤلفههای نهایی و کاربرد هر یک از آنها در عملکرد سازمانهای بهداشتیدرمانی، بهویژه دانشگاه علوم پزشکی تهران، بهعنوان یک منشور فرهنگ سازمانی بهره گرفته شود.
سمیرا رضایی، مهرنوش پازارگادی، محمدمهدی سالاری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
نظام سلامت، به مدیران پرستاری دارای توانایی استدلال اخلاقی نیاز دارد تا با اتخاذ سبک رهبری مؤثر، منجر به افزایش کیفیت ارائهی خدمات در این نظام شوند. هدف مطالعه، بررسی رابطهی توانایی استدلال اخلاقی و سبک رهبری مدیران پرستاری مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی جیرفت بود. پژوهش حاضر، توصیفیهمبستگی، از نوع مقطعی بود که در سال 1399 انجام شد. جامعهی پژوهش، همهی مدیران پرستاری شاغل بودند که از بین آنها، افراد دارای مدرک کارشناسی پرستاری و بالاتر، به روش نمونهگیری سرشماری، به تعداد 124 نفر، وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای اطلاعات دموگرافیک، «استدلال اخلاقی چریشام» و «سبک رهبری هرسی و بلانچارد» بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها، از روش آمار توصیفی و استنباطی و نسخهی 19 نرمافزار SPSS استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد میانگین نمرهی استدلال اخلاقی مدیران پرستاری (04/7 ± 10/48) است که بالاتر از میانگین نمرهی آزمون است؛ همچنین، سبک رهبری غالب مدیران، سبک رهبری استدلالی بود (68/59 درصد). بیشترین میانگین استدلال اخلاقی مدیران پرستاری، مربوط به سبک رهبری مشارکتی بود (35/7 ± 44/48). بین توانایی استدلال اخلاقی و سبک رهبری مدیران پرستاری، ارتباطی معنیدار وجود نداشت (05/0<P). با توجه به نتایج مطالعه، به منظور ارتقای اثربخشی رهبری و افزایش رضایت شغلی پرستاران و رعایت تصمیمگیری اخلاقی، توصیه میشود مدیران پرستاری، برای تقویت سبکهای رهبری تحولآفرین در رفتارهای مدیریتی خود، تلاش کنند.
کامران شیربچه، سعید پورحسن، علی شیربچه،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
با شروع همهگیری ویروس کووید ۱۹، سیل عظیم مراجعهکنندگان به مراکز درمانی سرازیر شد و این مسأله موقعیت کاری کادر درمان را بهشدت تحت تأثیر قرار داد. ازآنجاکه با افزایش عبور و مرور افراد، تجمعات اجتماعی، رعایتنکردن پروتکلهای استفاده از ماسک و فاصلهگذاری فیزیکی، ویروس بیشتر گسترش مییابد و آمار مبتلایان و فوتشدگان آن افزایش پیدا میکند، در این مقاله بر آنیم به بررسی واکنش کادر درمان به بیتفاوتی جامعه بپردازیم. به نظر میرسد این پدیده بهتدریج موجب کاهش کیفیت خدمترسانی پرسنل درمان میشود.
نگین فرید، نازنین نظری، نرگس جعفرملک،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
طب روایتی، الگویی تحولآفرین در حوزهی مراقبتهای بهداشتی به شمار میرود که بر اهمیت داستانهای بیماران در فرایند مراقبت- درمان تأکید دارد. این رویکرد اذعان دارد، هر بیمار حامل روایتی منحصربهفرد است که از تجربیات و زمینههای فرهنگی او شکل گرفته است و میتواند تأثیری چشمگیر بر رابطهی مراقب- بیمار داشته باشد؛ بااینحال، ادغام رویکرد روایتی در عملکرد پرستاری، کمتر بررسی شده است. فقدان بررسیهای جامع در این حوزه، شکافی اساسی را نمایان میکند؛ جایی که ابعاد روانیاحساسی مراقبت از بیمار، اغلب نادیده گرفته میشود؛ لذا، این مطالعه با هدف مرور تحقیقات موجود دربارهی کاربرد طب روایتی در پرستاری، ظرفیت آن را برای غنیسازی عملکرد بالینی- چهارچوبهای آموزشی بررسی میکند. در این مرور نظاممند، راهکار جستوجو با استفاده از اپراتورهای بولین و کلیدواژههای طب روایتی، پرستاری روایتی، پرستاری و سایر معادلهای فارسی و انگلیسی آنان تنظیم شد؛ سپس، پایگاههای بینالمللی PubMed/Medline، Scopus، Web of Science Core Collection، CENTRAL و موتور جستوجوگر Google Scholar و پایگاههای ملی جهاد دانشگاهی، نور، مگایران و ایرانداک بررسی شدند. مطالعات کارآزمایی بالینی و مقالات منتشرشده به زبانهای انگلیسی یا فارسی، معیارهای ورود بودند. ادبیات خاکستری خارج شد و محدودیت زمانی اعمال نشد. پس از حذف نمونههای تکراری و ارزیابی با ابزارهای نقد، در نهایت، هشت مطالعه تحلیل شد. دو پژوهشگر با رعایت ملاحظات اخلاقی کاهش سوگیری در انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقهبندی شواهد، پژوهش را انجام دادند و پژوهشگر سوم، اختلافنظرها را حل کرد. گزارش بر اساسPRISMA تنظیم شد. مروری بر مطالعات، تمرکز آنها در بازهی زمانی سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ و بر گروههای مختلف را نشان داد. این گروهها شامل دانشجویان پرستاری با میانگین سنی ۹۶/۱۷ تا ۵/۲۱، بیماران مبتلا به تومورهای ریه با میانگین سنی ۳۱/۴۹ و سالمندان 6۱ تا 89ساله با شکستگیهای پیچیده بود. نتایج در سه حوزه دستهبندی شد. اولاً، این رویکرد بهطور معناداری، همدلی و موفقیت تحصیلی دانشجویان پرستاری را ارتقا داد. در یک مطالعه، آموزشهای طب روایتی، همدلی و عملکرد علمی دانشجویان را بهبود بخشید و در مطالعهای دیگر، آموزش نگارش روایتی، مهارتهای حرفهای و همدلی دانشجویان را ارتقا داد. ثانیاً، مداخلات روایتی منجر به کاهش اضطراب و افسردگی شد؛ بهطوریکه در یک مطالعه، مداخلات پرستاری روایتی باعث کاهش نمرات اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به تومورهای ریه شد و بهطور مشابه، مطالعات دیگر، کاهش اضطراب و افزایش رضایت بیماران تحت شیمیدرمانی را نشان دادند. ثالثاً، این رویکرد تأثیری شایان توجه بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانی بیماران داشت. در یک مطالعه، پرستاری روایتی، درد و اضطراب بیماران مبتلا به سرطان ریه را کاهش داد. مطالعات دیگر نشان دادند، مدل پرستاری روایتی، عملکرد شناختی و سلامت روانی سالمندان را بهبود بخشید. بینشهای جمعی مطالعات، نقش حیاتی آموزش رویکرد روایتی را در تحول نتایج بالینی و روانشناختی تأیید میکند. برنامههای آموزشی مبتنی بر روایات، نهتنها کیفیت انسانی مراقبت را غنیتر میکنند، بلکه بهطور در خور توجهی، مهارت همدلی پرستاران را ارتقا دادهاند. با نگاه به آینده، باید از رویکرد روایتی، بهعنوان یکی از ارکان مراقبت جامع، حمایت شود تا نسلی جدید از ارائهدهندگان مراقبت شکل گیرد؛ نسلی که به ایجاد تغییر معنادار در زندگی بیماران، متعهد باشند.