جستجو در مقالات منتشر شده


44 نتیجه برای سعید

مجتبی پارسا، باقر لاریجانی، کیارش آرامش، سحرناز نجات، اکبر فتوحی، میر سعید یکانی نژاد، نجات ا.. ابراهیمیان،
دوره 9، شماره 6 - ( اسفند ماه 1395 )
چکیده

پرداخت‌های غیر رسمی یا زیرمیزی پدیده‌ای است که اهمیت اخلاقی ویژه‌ای دارد و به‌نظر می‌رسد در برخی از تخصص‌های پزشکی رایج باشد. این مطالعه‌ با هدف بررسی شیوع و عوامل موثر بر آن انجام شده است.  این پژوهش مطالعه‌ای مقطعی است که بین پزشکان متخصص عمدتاً جراح با تخصص‌های مختلف شرکت‌کننده در کنگره‌ها و برنامه‌های آموزش مداوم توسط پرسشنامه در سال 1392 و قبل از اجرای طرح تحول نظام سلامت انجام شده است. در این تحقیق 257 پرسشنامه وارد مطالعه شد. شیوع دریافت زیرمیزی در بین پزشکان مورد مطالعه که امکان دریافت زیرمیزی را داشتند نسبتاً زیاد (63/8 درصد) بود. پزشکان شاغل در بخش خصوصی و نیز پزشکان شاغل در شهر تهران و کسانی که نگرش مثبت به زیرمیزی داشتند بیش‌تر زیرمیزی دریافت می‌کردند. به باور پرسش شوندگان، شایع‌ترین علت، تعرفه‌های غیر واقعی و شایع‌ترین پیامد، بالا رفتن هزینه‌های بیماران بود.  متأسفانه، بیش از نیمی از پزشکان یا اعتقاد به غیراخلاقی نبودن زیرمیزی نداشتند یا نظر قاطعی نسبت به این‌که این عمل غیراخلاقی است ندادند. با توجه به رابطه‌ی مستقیم بین نگرش پزشکان و دریافت زیرمیزی به‌نظر می‌رسد در زمینه‌ی نشان دادن قبح زیرمیزی به پزشکان نیاز به آموزش وجود دارد. علت شیوع کم‌تر زیرمیزی در بخش دولتی شاید نظارت بیش‌تر در این بخش باشد.  به‌نظر می‌رسد با وضع راهنمای اخلاقی در جهت نشان دادن قبح دریافت زیرمیزی بین پزشکان و اصلاح ساختارهای نظام سلامت از جمله واقعی نمودن تعرفه‌ها بتوان تا حدود زیادی از بروز این پدیده جلوگیری کرد.

محسن رضائی آدریانی، سعید نظری توکلی، مهرزاد کیانی، محمود عباسی، محسن جوادی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده

اخلاق پزشکی، دانشی کهن است. برخی از موضوعات مطرح در آن، سابقه‌ای تاریخی دارد و برخی دیگر از چالش‌های آن، نوین است و با پیشرفتهای فناوری پدید آمده است. یکی از این چالشها که سابقه‌ای تاریخی دارد اما به‌تازگی نمودی بیشتر یافته، «بی‌نتیجه­‌بودن درمان» است. در تعریف آن گفته شده است، درمانی که نتواند به هدف تعیین‌شده‌ی خود برسد، بی‌نتیجه‌ خواهد بود. این موضوع در اواخر دهه‌ی هشتاد میلادی، تحت عنوان واژه‌ی Medical Futility وارد متون پزشکی شد. براساس این بررسی، میتوان نتیجه‌ گرفت که این واژه را زمانی باید به کار ببریم که احتمالاً، اقدام درمانی، نتیجه‌‌ی مطلوب و آن «نتیجه‌»ای را که تیم سلامت و بیمار/خانواده به دنبال آن هستند (سلامت بیمار)، محقق نخواهد کرد. در کشور ما برای این عبارت، معادل‌هایی گوناگون ارائه شده است؛ «بیفایدگی پزشکی»، «بیهودگی در پزشکی» و حتی «درمان نابه‌جا» از آن جمله‌اند. این مقاله در جست‌وجوی معادل فارسی مناسب برای این مفهوم است. ازآنجاکه ممکن است استفاده از تعابیری مانند «بیهوده» یا «بیفایده»، باعث برداشت نادرست و پدیدآمدن سوءتفاهم میان بیمار/خانواده و تیم پزشکی شود و اعتماد بین بیمار/خانواده و تیم پزشکی را در معرض آسیب قرار دهد، بهترین تعبیری که به نظر می‌رسد می‌توان جایگزین این واژه‌ی انگلیسی کرد، تعبیر «درمان بی‌نتیجه» است.

سعید رهایی، فاطمه حیدری،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده

بیماران مبتلا به یک بیماری پیشرفته، پیش‌رونده و لاعلاج یا صعب‌العلاج، به‌تدریج در وضعیتی قرار می‌گیرند که اقدامات درمانی، نتیجه‌ای در بهبود وضعیت و تجدید سلامتی آن‌ها ندارد و به‌تدریج، در آستانه‌ی مرگ قرار می‌گیرند. در این دوران، مراقبت‌هایی به بیمار ارائه می‌شود که به مراقبت‌های پایان حیات معروف‌اند. این مراقبت‌ها شامل درمان‌های طولانی‌کننده و نگه‌دارنده‌ی حیات بیمار و مراقبت‌های تسکینی می‌شوند. درمان‌های نگه‌دارنده‌ی حیات، زندگی بیمار را معمولاً، قدری طولانی‌تر می‌کنند؛ اما رنجی بسیار بر او تحمیل می‌شود؛ درحالی‌که، در مراقبت‌های تسکینی، بیمار احتمالاً مدتی کوتاه‌تر زنده می‌ماند؛ اما کمتر رنج می‌کشد. اکنون این سؤال مطرح است که آیا بیمار می‌تواند بین این دو شیوه، یکی را برگزیند؟ بیشتر فقها با توجه به قاعده‌ی «لزوم حفظ نفس»، معتقدند بیمار نمی‌تواند شیوه‌ی نخست یعنی درمان‌های نگه‌دارنده‌ی حیات را رد کند. این مقاله ابتدا به بررسی ادله‌ی قاعده‌ی لزوم حفظ نفس پرداخته و با تبیین دیدگاه فقها درباره‌ی انتخاب میان این مراقبت‌ها، اثبات می‌کند علی‌رغم پذیرفتن قاعده‌ی لزوم حفظ نفس، این قاعده محکوم به ادله‌ی «لاضرر و لاحرج» بوده و همچنین، به‌واسطه‌ی قاعده‌ی «سلطنت» تخصیص‌پذیر است؛ هرچند می‌توان قائل شد که با توجه به ادله‌ی قاعده‌ی لزوم حفظ نفس، بیمارانی که در این مرحله قرار می‌گیرند، تخصصاً از موضوع قاعده خارج‌اند.

سیدسعید سیدمرتاض، پروین دلاور، نفیسه ظفرقندی، محمدرضا یکتایی، غلامرضا معارفی، علی دواتی، شیوا رفعتی، سیامک افشین مجد، احیاء گرشاسبی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

 مردی ۶۲ ساله با شکایت استفراغ خونی مکرر، ۴۸ ساعت قبل به اورژانس مراجعه کرده است. بیمار بستری و اقدامات لازم انجام‌ شده و در مدت ۲۴ ساعت شش واحد خون دریافت کرده است. بیمار تحت آندوسکوپی قرار گرفته اما تلاش آندوسکوپیک برای توقف خونریزی موفق نبوده است. جراح مشاور، بیمار را ویزیت و لاپاراتومی اورژانس را ضروری دانسته است. بیمار هوشیار است و از انجام عمل جراحی امتناع می‌ورزد. وضعیت همودینامیک بیمار پایدار نیست و خونریزی گوارشی ادامه دارد. برای کادر پزشکی و مسئولان بیمارستان این سؤال مطرح است که وظیفه‌ی آنان چیست؟ آیا باید با احترام به انتخاب بیمار، شاهد پیشرفت بیماری و تشدید وخامت حال بیمار باشند؟ آیا می‌توانند با استناد به ممانعت بیمار از انجام اقدامات درمانی، او را از بیمارستان ترخیص نمایند؟ یا اینکه می‌توانند با استفاده از ظرفیت‌ها و حمایت‌های قانونی، اقدامات تشخیصی‌درمانی صحیح را علی‌رغم مخالفت بیمار انجام دهند؟ در این شرایط چگونه می‌توان اصل اتونومی و اصول سودرسانی و عدم اضرار را به‌طور همزمان رعایت کرد؟ در این مقاله با بررسی این موضوع که از معضل‌های حوزه‌ی اخلاق پزشکی است، درباره‌ی ملاحظات اخلاقی، قانونی و جنبه‌های مرتبط با آن‌ها بحث و بررسی شده است. 

محمد راسخ، سعیدرضا غفاری، علیرضا میلانی‌فر، فرهاد یغمایی، فائزه عامری، شیرین برومند،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

پیشرفت روشهای جدید درمان ناباروری در دوران معاصر، بحث دسترسی به آن‌ها را مطرح کرده است. تعیین افرادی که میتوانند به این روشها دسترسی داشته باشند و حدود و ثغور این دسترسی تا حد زیادی وابسته به تعریفی است که از ناباروری ارائه میشود. قانونگذار جمهوری اسلامی ایران در قانون نحوه‌ی اهدای جنین، تنها زوجین ناباروری را که «بنا به گواهی معتبر پزشکی، امکان بچهدار شدن نداشته باشند» واجد صلاحیت دریافت جنین دانسته است. بااین‌حال، در واقع، متقاضیان استفاده از روش‌های درمان ناباروری از زوجین نابارور فراتر رفته و زوجینی را در بر میگیرد که میخواهند، مستند به ادله‌ی پزشکی، با استفاده از این روشها از تولد فرزند بیمار جلوگیری کنند. بدین‌ترتیب، با تقویت رویکرد پیشگیرانه به روشهای کمکباروری، با مفهوم و برداشتی نوین از ناباروری مواجه هستیم. توسعه‌ی این مفهوم به زوجینی که از نگاه متعارف پزشکی بارور هستند اما فرزند آنان بیمار متولد خواهد شد، زمینه‌ی تجدیدنظر در تعریف حقوقی ناباروری را فراهم میآورد. بر این اساس، با تکیه بر استدلالهای اخلاقی، بهرهگیری از قوانین و مقررات و رویه‌ی موجود در دیگر نظامهای حقوقی و نظرات فقهی می‌توان تفسیری دیگر از قانون اهدای جنین ایران به دست داد و چارهای برای استفاده از درمانهای ناباروری با مداخله‌ی ثالث برای زوجین «در حکم نابارور» اندیشید.

امیراحمد شجاعی، میرسعید یکانی نژاد، سیما امینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

اعتماد مهم‌ترین عنصر برقراری روابط بین‌فردی است و به‌خصوص در ارتباط پزشک و بیمار نقشی کلیدی و محوری پیدا می‌کند‌. برای شناخت و اندازه‌گیری اعتماد، لازم است عوامل مؤثر بر آن را که در جوامع گوناگون متفاوت هستند بشناسیم و معیار واحدی برای سنجش آن‌ها فراهم آوریم؛ یعنی به ابزاری نیازمندیم که بتواند این عوامل مختلف را در بستر فرهنگ و شرایط جامعه بسنجد؛ بنابراین، هدف از این مطالعه، تعیین عواملی است که بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان مؤثرند و می‌‌توانند گویه‌های لازم را برای ساخت ابزاری مناسب جهت اندازهگیری اعتماد عمومی مردم نسبت به پزشکان در ایران فراهم کنند. در گام اول طی مطالعه‌ای کتابخانه‌ای عوامل شناخته‌شده‌ای که بر اعتماد بیماران به پزشکان تأثیر می‌گذارند بررسی شدند؛ سپس با استفاده از اطلاعات کسب‌شده در طی مصاحبه‌ها و جلسات بحث متعدد، نوزده عامل مؤثر بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان تهیه شد و بیست متخصص اخلاق، این عوامل را از نظر شفافیت و مرتبط‌بودن و اهمیت ارزیابی کردند ,شاخص‌های نسبت روایی محتوا (CVR) و ایندکس روایی محتوا (CVI) استفاده شد. میزان عددی CVR برای هر نوزده مؤلفه بیش از 42/0 بود؛ لذا روایی محتوای ابزار در سطح P<0.05 معنادار بود. مقدار عددی CVI، 944/0 به دست آمد که نشان می‌دهد روایی محتوای مقیاس تأیید ‌شده است. عوامل اثرگذار بر «اعتماد عمومی مردم به پزشکان» در ایران، شامل نوزده عامل استخراج‌شده طی این تحقیق است و می‌توانند به‌عنوان گویه‌های ابزار سنجش اعتماد عمومی مردم به پزشکان در ایران به کار گرفته شوند.
 

سعید خاکدال، عارفه کیانی، حسین قمری،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

پرستاران به دلیل فشار روانی بالای کاری همواره در معرض فرسودگی شغلی قرار دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه‌ی بین نیاز به نمایشگری و محتوای شغلی با فرسودگی شغلی در پرستاران انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه‌ی آماری پژوهش را همه‌ی پرستاران شهر اردبیل تشکیل ‌دادند که از میان آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس تعداد 247 پرستار به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. از پرسش‌نامه‌ی فرسودگی شغلی (ضریب آلفای کرونباخ 76/0)، پرسش‌نامه‌ی محتوای شغلی (ضریب آلفای کرونباخ 83/0) و مقیاس نیاز به نمایشگری (ضریب آلفای کرونباخ 81/0) برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. برای تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی ضریب همبستگی پیرسون و تجزیه‌ و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش هم‌زمان استفاده شد. یافته‌ها نشان داد بین محتوای شغلی و مؤلفه‌های آن با فرسودگی شغلی (01/0>p) رابطه‌ی منفی و معنادار و بین نیاز به نمایشگری و مؤلفه‌های آن با فرسودگی شغلی (01/0>p) رابطهی مثبت و معنادار وجود دارد. نتایج نشان داد نیاز به نمایشگری و محتوای شغلی دو عامل اثرگذار بر فرسودگی شغلی هستند که توجه بیشتر به این شاخص‌ها می‌تواند باعث کاهش فرسودگی شغلی در پرستاران شهرستان اردبیل شود.
 

حامد فدایی، فتاح جعفری‌زاده، سعید غلامزاده، عبدالرسول ملک‌پور، محمد زارع‌نژاد،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

مسئولیت کیفری پزشکان و دستیاران، از مباحث پیچیده‌ی حقوق پزشکی است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی مسئولیت دستیاران و دانشجویان پزشکی در انجام اقدامات تشخیصی و درمانی، با مطالعه‌ی موردی پرونده‌های پزشکی قانونی استان فارس از سال 1390تا1395 بوده است. در این مطالعه، 63 پرونده‌ی افراد شاکی بررسی شد که شامل 33 مرد (52.4 درصد) و 30 زن (47.6 درصد) بودند. غالب افراد شاکی، بی‌سواد و زیر دیپلم بودند و کمترین فراوانی، مربوط به سطح تحصیلات دکترا بود. درباره‌ی وضعیت جسمانی شاکی (بیمار)، بیشترین فراوانی مربوط به فوت افراد بود (با فراوانی 73 درصد)؛ بیشترین شکایات، از گروه درمانی (با فراوانی 95.2 درصد) و پس از آن، پزشک (با فراوانی 8/4 درصد) انجام شده بود. از نظر رشته‌ی تحصیلی، رشته‌ی زنان و زایمان، نسبت به سایر رشته‌ها، فراوانی بیشتری داشت (44.4 درصد). در کل، در 26 پرونده‌ (41.3 درصد)، نهایتاً، متشاکی تبرئه و 37 پرونده (7/58 درصد) نیز، به محکومیت افراد ختم شده بود. از نظر نوع قصور، فراوان‌ترین نوع قصور، مربوط به بی‌احتیاطی (91.9 درصد) بود. در این مطالعه، بیشترین فراوانی سطح تحصیلات متشاکی، مربوط به رزیدنت ارشد (با فراوانی 11.1 درصد) بود. بر اساس نتایج مطالعه‌ی حاضر، در خطاهای پزشکی به‌وجودآمده توسط دانشجویان دوره‌ی کارورزی (انترن) و دکترای تخصصی (دستیاری)، مشخص‌کردن دقیق مسئولیت‌های کیفری دانشجویان دوره‌های عمومی و دستیاران تخصصی، در قبال قصور و خطاهای رخ‌داده و تبیین آن‌ها در آیین‌نامه‌های آموزشی هر دوره، اهمیتی خاص دارد. در کنار آن، برگزاری دوره‌های آموزشی پزشکی قانونی و مسئولیت حقوقی و کیفری دانشجویان در قبال امور درمانی، در ارتقای کیفیت درمان، بسیار اثرگذار است.

سعید نظری توکلی، محمدرضا حاجی اسماعیلی، امیدوار رضایی میرقائد، سعیده ناطقی‌نیا،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

بررسی میزان سازگاری فرایند پذیرش بیمار با موازین اخلاقی‌حرفه‌ای، نقشی بسزا در کاهش رخنه‌های رفتاری کادر درمانی و افزایش رضایتمندی بیماران دارد؛ ازاین‌رو، بر آن هستیم تا با واکاوی فرایند پذیرش بیمار در بخش آی‌سی‌یو و شناسایی رخنه‌های عملکردی کارکنان آن، زمینه‌ی تعالی هرچه بیشتر خدمت‌رسانی در آن را فراهم کنیم. پژوهش حاضر، مطالعه‌ای کیفی است که با مصاحبه‌ی عمیق با 28 نفر از کارکنان بخش آی‌سی‌یو جراحی مغز و اعصاب بیمارستان لقمان، در بازه‌ی زمانی زمستان 1396 انجام شده است. اطلاعات مورد نظر، جمع‌آوری و داده‌ها با کدگذاری باز، گزینشی و محوری تحلیل شده‌اند. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که شش مقوله‌ی «به‌کارگیری افراد فاقد صلاحیت حرفه‌ای کافی»، «اثرگذاری سلیقه‌های شخصی در روابط حرفه‌ای»، «انتظارهای غیرمنطقی»، «نداشتن مهارت‌های ارتباطی»، «بی‌توجهی به امکان پذیرش بیمار جدید» و «فعالیت در دیگر مراکز درمانی»، وضعیت عملکردی کارکنان بخش آی‌سی‌یو جراحی مغز و اعصاب را توضیح می‌دهند. از مجموع آنچه گذشت، چنین به ‌دست می‌آید که «نبود حساسیت اخلاقی نسبت به حرفه و اهمیت آن» در کارکنان بخش آی‌سی‌یو، به‌عنوان پدیده‌ی مرکزی ناشی از نادیده‌انگاری اهمیت تدوین فرایندهای شفاف برای فعالیت‌های مختلف در بخش آی‌سی‌یو و نداشتن تربیت حرفه‌ای کارکنان است. این امر سبب می‌شود تا برخی از کارکنان بخش آی‌سی‌یو بکوشند از اجرای موازین تعریف‌شده، چشم‌پوشی و به‌شکل غیررسمی و سلیقه‌ای، رفتارشان را تنظیم کنند که مهم‌ترین پیامد آن، کاهش کیفیت خدمات درمانی و مراقبتی در آن بخش است. گفتنی است این ارزیابی را نمی‌توان به همه‌ی کارکنان این بخش تعمیم داد.

سعیده خجسته،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

هدف از مقاله‌‌ی حاضر، بررسی نقش اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها، در اعتلای تربیت اخلاقی در دانشگاه‌هاست؛ همچنین، در این مقاله، سعی شده است ابعاد تربیت اخلاقی (بعد عاطفی و شناختی و رفتاری)، در قالب راهکارهای عملی، به اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها ارائه شود. برای این کار، از همه‌ی منابع موجود داخلی و خارجی، ازجمله کتب و مقالات مرتبط و به‌روز، استفاده شده است. روش جمع‌آوری داده‌ها، کتابخانه‌ای بوده است. یافته‌های این تحقیق، نشان‌دهنده‌ی این مهم است که وظیفه‌ی اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها، این است که ضمن تحکیم اعتقادات دینی دانشجویان، در ارتقای تربیت اخلاقی آن‌ها نیز، کوشش کنند؛ رشد ابعاد عاطفی و شناختی و رفتاری، موجب اعتلای تربیت اخلاقی در اعضای هیئت علمی و دانشجویان می‌شود و آن‌ها می‌توانند با روش‌هایی مانند رسیدن به آرامش قلبی و طمأنینه، تقویت انگیزه در خود، طرح شوخی‌های مناسب در کلاس و حفظ روحیه‌ی شوخ‌طبعی، دوری از کمال‌گرایی افراطی و غرور و داشتن اخلاق نیکو در کلاس، برای تربیت و رشد بعد عاطفی تلاش کنند. بعد شناختی تربیت اخلاقی، به تدریس اثربخش و مؤلفه‌های مرتبط با آن می‌پردازد که قدرت بیان و وضوح گفتار مدرس، مدیریت بهینه‌ی کلاس و تعامل مؤثر و سازنده با دانشجویان، شیوه‌هایی هستند که به‌عنوان راهکار عملی، ارائه شدند. در بعد رفتاری، توجه به حریت اخلاقی، تاب‌آوری، گشودگی اخلاقی و پرورش روحیه‌ی نقدپذیری، از مهم‌ترین راهکارهای رشد محسوب می‌شوند.

مهدی باصولی، سعیده درخش،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

بشر، طی دهه‌های اخیر، از طرفی با پدیده‌های جوی و تغییرات محیطی و از طرف دیگر، با ظهور بیماری‌های نوپدید مواجه بوده است. مدیریت بیماری‌های نوپدید، مستلزم درنظرگرفتن رویکرد اخلاقی برای کنترل و مراقبت از این بیماری‌هاست. معضلات اخلاقی حاصل از پیشرفت‌های تشخیصی و درمانی نوین در علم پزشکی، ضرورت پرداختن به اخلاق پزشکی را دوچندان کرده است. یکی از بیماری‌های نوپدید در قرن حاضر که تقریباً، همه‌ی جهان با آن روبه‌رو شده‌اند، بیماری کروناویروس است. مطالعه‌ی حاضر، با هدف بررسی ضرورت توجه کادر درمانی، به ملاحظات اخلاقی در مراقبت از بیماران مبتلا به ویروس کووید ۱۹، انجام شده است. در این پژوهش، علاوه بر استفاده از مقالات منتشرشده درباره‌ی این بیماری که از اواخر سال 2019 میلادی تا اوایل سال 2020 میلادی نگاشته شده‌اند و همچنین، بهره‌گیری از پژوهش‌های داخلی که ابعاد متفاوت این بیماری را بررسی کرده‌اند، مصاحبه‌هایی نیز، با بهبودیافتگان بیماری کروناویروس انجام شده است. این مصاحبه‌شوندگان، در بازه‌ی زمانی آغاز فراگیری ویروس، اوایل بهمن‌ماه 1398 تا اواخر مهر 1399، در بیمارستان شهیدصدوقی استان یزد، بستری بوده‌اند. بررسی‌ها نشان می‌دهد توجه هر چه بیشتر به ملاحظات اخلاقی در مراقبت از بیماران مبتلا به بیماری کووید 19، نیازمند گنجاندن آموزش اخلاق حرفه‌ای و پزشکی به ارائه‌دهندگان خدمات درمانی به این بیماران است و برای مدیریت بهینه‌ی این بیماری، ضروری به نظر می‌رسد.

کامران شیربچه، سعید پورحسن، علی شیربچه،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

با شروع همه‌گیری ویروس کووید ۱۹، سیل عظیم مراجعه‌کنندگان به مراکز درمانی سرازیر شد و این مسأله موقعیت کاری کادر درمان را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. ازآنجاکه با افزایش عبور و مرور افراد، تجمعات اجتماعی، رعایت‌نکردن پروتکل‌های استفاده از ماسک و فاصله‌گذاری فیزیکی، ویروس بیشتر گسترش می‌یابد و آمار مبتلایان و فوت‌شدگان آن افزایش پیدا می‌کند، در این مقاله بر آنیم به بررسی واکنش کادر درمان به بی‌تفاوتی جامعه بپردازیم. به نظر می‌رسد این پدیده به‌تدریج موجب کاهش کیفیت خدمت‌رسانی پرسنل درمان می‌شود.

سعیده سعیدی تهرانی، فاطمه بهمنی، مینا فروزنده، اکرم هاشمی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

از آغاز پاندمی کووید 19، پژوهشگران کشورهای مختلف به دنبال تولید واکسن مؤثر برای مواجهه با این پاندمی برآمدند. با توجه به عدم وجود داروی موثر و کارآمد به نظر می­رسد که واکسن تنها امید نجات دنیا از پاندمی است. در این مقاله به مرور ملاحظات اخلاقی واکسیناسیون عمومی با عنایت به اصول اساسی اخلاق زیستی خواهیم پرداخت. تولید ایمن و استاندارد، سپری­کردن مراحل علمی و اخلاقی، همچنین ارزیابی و پایش ایمنی و اثربخشی، ملاحظه‌ی اصلی در تولید هر واکسنی است. عدالت ایجاب می­کند واکسیناسیون با اولویت افراد آسیبپذیر و در معرض خطر صورت گیرد. ممکن است افراد به عللی در مقابل دریافت واکسن مقاومت کنند؛ ازجمله سردرگمی ناشی از انبوه اطلاعات، بی­اعتمادی عمومی به حرفه‌ی پزشکی، ارتباط بین واکسیناسیون و ایجاد برخی بیماری­ها، پایین­بودن نرخ مرگ در اثر کووید 19. ممکن است تصور عامه مردم، بویژه افراد جوان و سالم براین باشد که ما با احتمال بسیار بالایی زنده خواهیم ماند , به خطرات کم ولی احتمالی ناشی از واکسن تن در ندهند اما بدلیل مسری بودن بالای بیماری ممکن است نرخ مرگ و میر و ابتلا به بیماری شدیداً بالا برود، همچنین تبعات ناشی از بیماری عمدتا افراد آسیب­پذیر را درگیر می­کند، در تصمیم­سازی اخلاقی باید فواید و ضررهایی که واکسن برای هر فرد دارد، در مقابل فواید و ضررهای عدم واکسیناسیون برای جامعه را در نظر گرفت و با توجه به اهمیت اتونومی، فرهنگ­سازی و متقاعدسازی افراد بسیار مهم است. لذا در این نوشتار راهکارهای عملی برای اعتماد­سازی وپذیرش عمومی این امر نیز بیان خواهد شد.

سعید نظری توکلی، حجت عزیزاللهی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

جرائم دارویی، فارغ از پیامدهای خسارت‌بار اقتصادی، بهداشت عمومی و سلامت اشخاص را نیز تهدید می‌کند؛ بنابراین، جامعه‌ی جهانی برای مبارزه‌ی مؤثر با آن‌ها، مصمم شده است. در قوانین، موضوع مصادره‌ی اموال، به‌عنوان کیفر برای مجرمان در جرائم دارویی در نظر گرفته شده است؛ درحالی‌که از لحاظ فقهی، این مجازات با چالش‌هایی روبه‌روست. یافته‌های پژوهش حاضر که به روش توصیفی‌تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه‌ای انجام شده است، نشان می‌دهد که قانون‌گذار، در ماده‌ی ۱۸ قانون مربوط به مقررات امور پزشکی و دارویی و مواد خوردنی و آشامیدنی، مصادره‌ی اموال را به‌عنوان مجازات، در برخی از جرائم دارویی، پذیرفته است. از نظر فقهی هم، انسان نسبت به اموال و دارایی‌های خود، حق مالکیت دارد؛ اما معنای آن، مالکیت مطلق وی نیست و بنا بر شرایط خاص و در فرض وجود مصالح عمومی، این حق می‌تواند در قالب مصادره‌ی اموال، نادیده گرفته شود؛ به شرط آنکه راه‌های بازدارنده‌ی دیگری برای ارتکاب جرائم دارویی، اجراشدنی نباشد.

مهشاد نوروزی، احسان شمسی گوشکی، سعیده سعیدی طهرانی، فاطمه بهمنی، مینا فروزنده، سعید بیرودیان، نازیلا نیک روان فرد، مهشاد گوهری مهر، اکرم هاشمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 فعالیت‌ پژوهشی کشورهای در حال توسعه در دو دهه‌ی گذشته افزایش یافته است. گسترش و تمرکززدایی کمیته‌های اخلاق، نیازمند ارزیابی عملکردی مناسب است. مطالعه‌ای مقطعی در سال 2023 میلادی با استفاده از چک لیست "ابزار خودارزیابی کمیته‌های اخلاق در پژوهش" بر روی کارگروه/کمیته‌های اخلاق در پژوهش کشور اجرا شد. چک لیست به فارسی ترجمه شد. براساس نظر متخصصین اخلاق در پژوهش و بر مبنای دستورالعمل مصوب نحوه‌ی تشکیل و عملکرد کارگروه/کمیته‌های اخلاق مورد بازنگری قرار گرفت. چک‌لیست الکترونیک، برای اعضای ارشد 269 کارگروه/کمیته اخلاق در پژوهش‌ ارسال شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS مورد آنالیز قرار گرفت؛ میزان پاسخ‌دهی 83% بود. میانگین نمره‌ی کلی 25.173 ± 152.11 بود که 69.14% از حداکثر نمره کلی به‌دست آمد، اما در بخش ارزیابی مداوم (نظارت) و منابع کمیته، کم‌تر از 50% از نمره میانگین کسب شد. نمرات 138 کارگروه/کمیته اخلاق در محدوده‌ی عالی و 85 مورد در محدوده خوب قرار گرفت. نتایج نشان داد که میانگین نمرات با میزان سابقه‌ی فعالیت، تعداد جلسات در ماه، وجود بودجه‌ی مصوب سالانه، وجود یک برنامه‌ی مدون مصوّب ارتقای کیفیت و دارا بودن کارکنان اداری مشخص ارتباط دارد. تکمیل ابزار خودارزیابی، علاوه بر آگاهی کارگروه وزارتی از نحوه‌ی عملکرد کارگروه/کمیته‌ها و توجه فردی هر کارگروه/کمیته‌ به استانداردهای لازم الاجرا، می‌تواند آگاهی از نقاط قوت و چالش‌ها را در سطح هر کمیته‌ افزایش دهد. بازنگری در دستورالعمل مصوب نحوه تشکیل و عملکرد کارگروه/کمیته‌های اخلاق توسط دبیرخانه کارگروه وزارتی اخلاق در پژوهش و تکرار مجدد خودارزیابی در آینده می‌تواند روند ارتقاء و بهبود عملکرد کمیته‌های اخلاق را تسهیل نماید.

سعید بیرودیان،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

تعارض منافع، ازجمله موضوعات بسیار مهم و بحث‌برانگیز در حوزه‌ی اخلاق پزشکی است که می‌تواند بر کیفیت خدمات درمانی و اعتماد بیماران اثر بگذارد. ازآنجاکه ممکن است منافع مالی یا غیرمالی در مواقعی بر تصمیمات بالینی گروه پزشکی اثر بگذارد، این موضوع نیازمند توجه جدی است. «راهنمای عمومی اخلاق حرفه‌ای سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران»، به‌عنوان مرجعی معتبر، به بررسی این چالش و ارائه‌ی راهکارهایی برای مدیریت آن پرداخته است. این مطالعه به‌صورت مروری و با تحلیل اسناد و راهنمای اخلاق حرفه‌ای سازمان نظام پزشکی و منشور حقوق جامعه‌ی پزشکی ایران انجام شد؛ همچنین، مقالات علمی و پژوهش‌های مرتبط با تعارض منافع نیز بررسی و داده‌ها از منابع معتبر و به‌روز، جمع‌آوری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد، تعارض منافع می‌تواند از اعتماد بیماران به پزشکان و کیفیت خدمات درمانی بکاهد. این موضوع به‌ویژه در مواقعی که بیماران احساس کنند، پزشک به‌جای منافع آن‌ها، تنها به منافع شخصی خود توجه دارد، برجسته‌تر می‌شود. پزشکان باید با شفافیت در ارتباط‌های مالی و حرفه‌ای خود، از بروز این تعارض‌ها جلوگیری کنند. «راهنمای اخلاق حرفه‌ای سازمان نظام پزشکی» و نیز «منشور حقوق جامعه‌ی پزشکی ایران» اصولی را برای مدیریت این تعارض‌ها و ایجاد نوعی تعادل میان حق و تکلیف پزشکان، ازجمله نیاز به افشای اطلاعات مالی و ارتباط با صنایع دارویی ارائه می‌دهند؛ همچنین، برگزاری دوره‌های آموزشی برای پزشکان در زمینه‌ی اخلاق حرفه‌ای و تعارض منافع می‌تواند به افزایش آگاهی و کاهش این مشکلات کمک کند. مدیریت تعارض منافع، از طریق پیروی از مفاد راهنمای عمومی اخلاق حرفه‌ای می‌تواند به بهبود روابط پزشک و بیمار و در نهایت، ارتقاء کیفیت خدمات درمانی کمک کند. ضروری است که پزشکان و بیماران، به این موضوع توجه و از اصول اخلاقی پیروی کنند تا از بروز تعارض‌ها و مشکلات ناشی از آن جلوگیری شود.

جلال سعیدپور، علیرضا حاجی زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

در قرن حاضر، کشور ایران یکی از سریع‌ترین کشورهای جهان در زمینه‌ی رشد سالمندی جمعیت است و پیش‌بینی می‌شود، بیش از ۲۰درصد از کل جمعیت کشور، در سال ۱۴۲۰ سالمند باشند. ازآنجاکه سالمندان، مصرف‌کنندگان اصلی خدمات سلامت هستند، پرداختن به ملاحظات اخلاقی در ارائه‌ی خدمات سلامت به این قشر جمعیتی، حائز اهمیت است؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف مرور شواهد مربوط به ملاحظات اخلاقی در ارائه‌ی خدمات سلامت به سالمندان در ایران انجام شد. مطالعه‌ی حاضر از نوع مرور حیطه‌ای بود که با استفاده از پروتکل شش‌مرحله‌ای و Arksey و O'Malley انجام شد. برای شناسایی شواهد مرتبط، در پایگاه های داده ای انگلیسی زبان Web of Science ، PubMed , Scopus و فارسی زبان SID , Magiran , Iran Medex , Google Scholar بدون محدودیت زمانی  جست‌وجو انجام گرفت. بعد از غربالگری و انتخاب مطالعات، پژوهشگران از فرم استخراج داده برای شناسایی و دسته‌بندی نتایج استفاده کردند. روش تحلیل روایتی برای تحلیل داده‌ها به کار گرفته شد. از بین ۶۷۳ مطالعه‌ی شناسایی‌‌شده، ۱۷ مطالعه برای تحلیل انتخاب شدند. خدمات همه‌جانبه‌ی پیشگیری، تشخیصی، درمانی و توان‌بخشی به سالمندان، باید مبتنی بر اصول و ارزش‌های انسانی‌اسلامی مقبول جامعه ارائه شود. حفظ شأن و کرامت سالمندان در تمامی مواقع، رعایت اخلاق در تعامل با سالمندان، خودمختاری و استقلال سالمندان در تصمیم‌گیری‌های مرتبط، توجه به اصول عدالت و سودمندی در مداخلات درمانی، همدلی و خوش‌رویی در بین ارائه‌دهندگان، اطمینان از محرمانگی و رازداری و حفاظت از اطلاعات، توجه به حریم خصوصی، کسب رضایت آگاهانه در مراکز سلامت، توجه به آموزه‌های دینی و اسلامی در مراقبت از سالمندان، مسئولیت‌ نهادهای دولتی و غیردولتی در جلوگیری از انگ و تبعیض بین سالمندان، انجام‌دادن اقدامات درمانی بهنگام و اخلاق‌محور، پایبندی ارائه‌دهندگان به کار تیمی و رفتار علمی و حرفه‌ای، حمایت از سالمندان به‌عنوان قشر جمعیتی آسیب‌پذیر در اولویت‌بندی خدمات، جلوگیری از تعارض منافع در مراقبت‌های سالمندان و استفاده از خدمات سلامت ایمن، مقرون‌به‌صرفه، معتبر و مبتنی بر شواهد برای سالمندان، از مهم‌ترین ملاحظات اخلاقی لازم برای ارائه‌ی خدمات سلامت به سالمندان هستند. با توجه به قطعی‌بودن سالمندی در ایران، باید در ارائه‌ی خدمات سلامت به سالمندان، به ملاحظات اخلاقی شناسایی‌شده در پژوهش حاضر، توجه شود؛ بنابراین، توصیه می‌شود، سیاست‌گذاران و مدیران و ارائه‌دهندگان، اقداماتی را در سطوح وزارت بهداشت، دانشـگاه‌های علوم پزشکی و مراکز ارائه‌دهنده‌ی خدمات سلامت به سالمندان به‌منظور ترویج اصول و ارزش‌های انسانی‌ اسلامی  انجام دهند.

سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

حرفه‌گرایی در حوزه‌ی پزشکی، به معنای پایبندی به اصول و رفتارهایی است که به حفظ کرامت بیماران و تأمین منافع عمومی کمک می‌کند. در عصر دیجیتال، رعایت این اصول توسط حرفه‌مندان در فضای مجازی به اندازه‌ای اهمیت دارد که نیازمند توجه به ملاحظات اخلاقی و قانونی است. فضای مجازی می‌تواند به بهبود ارتباط بین پزشک و بیمار و جامعه، ارتقاء آگاهی عمومی و تسهیل فرایند آموزش کمک کند؛ همچنین، این فضا بستری برای شبکه‌سازی و تبادل اطلاعات بین حرفه‌مندان را فراهم می‌آورد. رشد رسانه‌های اجتماعی، بر نحوه‌ی تعاملات حرفه‌ای بسیار اثر گذاشته است؛ به‌ویژه، در دوران پساکرونا که مردم به‌طور فزاینده‌ای از این رسانه‌ها برای تبادل اطلاعات بهداشتی استفاده می‌کنند؛ به‌گونه‌ای‌که مطالعات نشان می‌دهند، تعداد کاربران اینترنتی دنیا به بیش از ۳.۷میلیارد نفر و در ایران نیز، این تعداد به بیش از ۷۸میلیون کاربر رسیده است؛ همچنین، مطالعات نشان داده‌اند، تأثیر اطلاعاتی که پزشکان در شبکه‌های اجتماعی یا رسانه‌های عمومی وارد کرده‌اند، فراوان و بسیار مهم است؛ چراکه مردم به این قشر از جامعه اعتماد بیشتری دارند و به‌دنبال دریافت اطلاعات صحیح از ایشان هستند. توجه به مسائل اخلاقی در حضور حرفه‌مندان در فضای مجازی، امری ضروری است. این مقاله به بررسی حرفه‌ای‌گری در این فضا و الزامات آن برای حرفه‌مندان پزشکی ‌پرداخته است. با توجه به اینکه حفظ منافع بیمار در اولویت تعهدات حرفه‌ای قرار دارد، هرگونه رفتاری که به اعتبار حرفه‌ای آسیب بزند و اعتماد عمومی را کاهش دهد، غیرحرفه‌ای محسوب می‌شود. رعایت محرمانگی و حفظ حریم خصوصی بیماران، توجه به حسن شهرت خود و حرفه، پرهیز از برچسب‌زنی و ترویج شایعات، صداقت در ارائه‌ی اطلاعات، مسئولیت‌پذیری، پرهیز از نگرش‌های تبعیض‌آمیز و اجتناب از تحقیر صلاحیت سایر افراد حرفه‌ای در تبلیغات پزشکی، ازجمله الزامات حرفه‌ای در فضای مجازی است. در نتیجه، پایبندی به این موازین، برای حفظ اعتماد عمومی به حرفه‌ی پزشکی ضروری است و به همین دلیل، آموزش و ارزیابی و نظارت بر رفتار حرفه‌مندان در این فضا، برای ارتقاء استانداردهای حرفه‌ای و اخلاقی از اهمیتی ویژه‌ برخوردار است.
 

سعید بیرودیان،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

نظارت بر پژوهش‌های علمی، به‌ویژه در حوزه‌های پزشکی و سلامت، از یک‌ سو نقشی کلیدی در تضمین رعایت اصول اخلاقی و قانونی در پژوهش و از سوی دیگر، ارتقا و صحت نتایج حاصله دارد؛ نتایجی که مستقیماً با سلامت انسان‌ها مرتبط است. با توجه به افزایش روزافزون طرح‌های دانش‌بنیان و فناورانه و اهمیت اخلاق در پژوهش، کارگروه‌های اخلاق در پژوهش، به‌عنوان نهادهایی مستقل و معتبر، مسئولیت بررسی و نظارت بر این طرح‌ها را بر عهده دارند. این مقاله به بررسی اهمیت، چگونگی و تأثیر این نظارت بر کیفیت و اعتبار پژوهش‌های علمی در حوزه‌ی طرح‌های دانش‌بنیان می‌پردازد. این مطالعه به‌صورت مروری و با جمع‌آوری داده‌ها از دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌های اخلاق در پژوهش‌های زیست‌پزشکی موجود در سامانه‌ی کمیته‌ی ملی اخلاق در پژوهش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی انجام شده است؛ همچنین، اطلاعات از طریق بررسی مقالات علمی و پژوهش‌های مرتبط با نظارت کارگروه‌ها بر طرح‌های مصوب از منابع معتبر و به‌روز جمع‌آوری و تحلیل شده‌اند. نتایج این تحقیق نشان داد، نظارت کارگروه‌های اخلاق بر طرح‌های دانش‌بنیان، باید با حساسیت بیشتر به سایر طرح‌ها و بر مبنای توجه به ملاحظات اخلاقی مقبول و تعهدشده در طرح‌نامه صورت گیرد و در این صورت است که به‌طور درخور توجهی، به بهبود کیفیت پژوهش‌ها و کاهش تخلفات اخلاقی کمک خواهد کرد. وجود نظارت کارگروه‌های اخلاق، انگیزه‌ی بیشتری در پژوهشگران برای رعایت اصول اخلاقی در پژوهش‌ها ایجاد می‌کند؛ همچنین، کارگروه‌ها می‌توانند با ارائه‌ی مشاوره و آموزش‌های لازم، به پژوهشگران برای طراحی طرح‌های پژوهشی دانش‌بنیان و باکیفیت کمک کنند. نظارت مؤثر کارگروه‌های اخلاق در پژوهش می‌تواند به ارتقاء کیفیت و اعتبار پژوهش‌های علمی، به‌ویژه در حوزه‌ی فناوری‌های نوین و طرح‌های دانش‌بنیان یاری رساند. این نظارت نه‌تنها به کاهش تخلفات اخلاقی می‌انجامد، بلکه باعث افزایش اعتماد عمومی به نتایج پژوهش‌ها نیز می‌شود. پیشنهاد می‌شود که کارگروه‌های اخلاق به تقویت آموزش‌های اخلاقی و افزایش آگاهی پژوهشگران ادامه دهند؛ همچنین، سازوکارهای نظارتی خود را بهبود بخشند تا بهبود مستمر در این حوزه حاصل شود.

حانیه کریمی، علی فرهمنداصیل، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

اعتماد بین پزشک وبیمار، یکی از ارکان اساسی در بهبود سلامت و کیفیت مراقبت‌های پزشکی است. در دهه‌های اخیر، این اعتماد به دلایل مختلف کاهش یافته است. شیوع ویروس کووید ۱۹، به‌عنوان بحرانی جهانی، فرصتی را برای بررسی و تحلیل تغییرات در سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت فراهم کرده است. این مطالعه‌ی مروری، به بررسی وضعیت اعتماد عمومی مردم به نظام سلامت، قبل و بعد از همه‌گیری کووید پرداخته و مؤلفه‌های مؤثر بر این اعتماد را تحلیل کرده؛ همچنین، راهکارهایی را برای حفظ و بازسازی این اعتماد ارائه داده است. اطلاعات در این مطالعه‌ی مروری، از طریق جست‌وجو در پایگاه‌های علمی معتبر داخلی وخارجی نظیرPubMed, Science Direct, Springer  و Scopus جمع‌آوری شده است؛ همچنین، مقالات مرتبط از پایگاه‌های ایرانی نیز مانند Magiran و IranMedex بررسی شدند. در این تحقیق، مؤلفه‌های اعتماد، عوامل مؤثر بر آن و چالش‌های پیش روی نظام سلامت در دوران همه‌گیری تحلیل شده‌اند. مطالعه نشان داد، مؤلفه‌های اعتماد در ارتباط پزشک و بیمار تحت تأثیر همه‌گیری کووید ۱۹ تغییراتی شایان توجه را تجربه کرده‌اند. در دوران پیش از همه‌گیری، اعتماد عمومی به پزشکان به دلیل عواملی مانند رعایت‌نکردن عدالت در درمان، خطاهای پزشکی و رفتار غیرحرفه‌ای برخی پزشکان روندی کاهشی داشت؛ برای مثال، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند، اعتماد عمومی به متخصصان سلامت در ایالات متحده از 73درصد در سال 1966، به 34 درصد در سال 2012 کاهش یافته است. با شیوع کووید 19،این روند کاهش اعتماد، بهطور چشمگیری تشدید شد. بسیاری از مردم به نهادهای دولتی، شرکت‌های دارویی و رسانه‌ها اعتماد نداشتند و معتقد بودند، این نهادها اطلاعات نادرست ارائه می‌دهند. طبق مطالعه‌ای در لهستان، 31درصد از مردم این کشور، همه‌گیری کرونا را تهدیدی اغراق‌آمیز و 3درصد از آنان، آن را تخیلی قلمداد کرده‌اند. بااین‌حال، طی بحران کووید 19، برخی از نهادها و کادر درمانی با ارائه‌ی خدمات فداکارانه و شفاف‌سازی اطلاعات توانستند اعتماد عمومی را تاحدی بازسازی کنند. این امر به شکل‌گیری مفهوم اعتماد مضاعف منجر شد که در آن مردم علاوه بر اعتماد به پزشکان، به عملکرد کلی نظام سلامت و دولت‌ها نیز، بیشتر توجه نشان دادند. اعتماد مضاعف، نه‌تنها بر روی کیفیت خدمات درمانی اثرگذار است، بلکه می‌تواند بر موفقیت برنامه‌های پیشگیری و درمان نیز اثر بگذارد. این مطالعه نشان داد، بحران کووید ۱۹ تأثیرات عمیقی بر سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت داشته است. برای حفظ و بازسازی این اعتماد، ضروری است که اقداماتی مؤثر در زمینه‌ی ارتقاء کیفیت خدمات درمانی، پرورش شهروندان آگاه علمی، شفاف‌سازی اطلاعات وتعامل مثبت بین پزشکان و بیماران صورت گیرد.


صفحه 2 از 3     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb