44 نتیجه برای سعید
محمد راسخ، سعیدرضا غفاری، علیرضا میلانیفر، فرهاد یغمایی، فائزه عامری، شیرین برومند،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
پیشرفت روشهای جدید درمان ناباروری در دوران معاصر، بحث دسترسی به آنها را مطرح کرده است. تعیین افرادی که میتوانند به این روشها دسترسی داشته باشند و حدود و ثغور این دسترسی تا حد زیادی وابسته به تعریفی است که از ناباروری ارائه میشود. قانونگذار جمهوری اسلامی ایران در قانون نحوهی اهدای جنین، تنها زوجین ناباروری را که «بنا به گواهی معتبر پزشکی، امکان بچهدار شدن نداشته باشند» واجد صلاحیت دریافت جنین دانسته است. بااینحال، در واقع، متقاضیان استفاده از روشهای درمان ناباروری از زوجین نابارور فراتر رفته و زوجینی را در بر میگیرد که میخواهند، مستند به ادلهی پزشکی، با استفاده از این روشها از تولد فرزند بیمار جلوگیری کنند. بدینترتیب، با تقویت رویکرد پیشگیرانه به روشهای کمکباروری، با مفهوم و برداشتی نوین از ناباروری مواجه هستیم. توسعهی این مفهوم به زوجینی که از نگاه متعارف پزشکی بارور هستند اما فرزند آنان بیمار متولد خواهد شد، زمینهی تجدیدنظر در تعریف حقوقی ناباروری را فراهم میآورد. بر این اساس، با تکیه بر استدلالهای اخلاقی، بهرهگیری از قوانین و مقررات و رویهی موجود در دیگر نظامهای حقوقی و نظرات فقهی میتوان تفسیری دیگر از قانون اهدای جنین ایران به دست داد و چارهای برای استفاده از درمانهای ناباروری با مداخلهی ثالث برای زوجین «در حکم نابارور» اندیشید.
امیراحمد شجاعی، میرسعید یکانی نژاد، سیما امینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
اعتماد مهمترین عنصر برقراری روابط بینفردی است و بهخصوص در ارتباط پزشک و بیمار نقشی کلیدی و محوری پیدا میکند. برای شناخت و اندازهگیری اعتماد، لازم است عوامل مؤثر بر آن را که در جوامع گوناگون متفاوت هستند بشناسیم و معیار واحدی برای سنجش آنها فراهم آوریم؛ یعنی به ابزاری نیازمندیم که بتواند این عوامل مختلف را در بستر فرهنگ و شرایط جامعه بسنجد؛ بنابراین، هدف از این مطالعه، تعیین عواملی است که بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان مؤثرند و میتوانند گویههای لازم را برای ساخت ابزاری مناسب جهت اندازهگیری اعتماد عمومی مردم نسبت به پزشکان در ایران فراهم کنند. در گام اول طی مطالعهای کتابخانهای عوامل شناختهشدهای که بر اعتماد بیماران به پزشکان تأثیر میگذارند بررسی شدند؛ سپس با استفاده از اطلاعات کسبشده در طی مصاحبهها و جلسات بحث متعدد، نوزده عامل مؤثر بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان تهیه شد و بیست متخصص اخلاق، این عوامل را از نظر شفافیت و مرتبطبودن و اهمیت ارزیابی کردند ,شاخصهای نسبت روایی محتوا (CVR) و ایندکس روایی محتوا (CVI) استفاده شد. میزان عددی CVR برای هر نوزده مؤلفه بیش از 42/0 بود؛ لذا روایی محتوای ابزار در سطح P<0.05 معنادار بود. مقدار عددی CVI، 944/0 به دست آمد که نشان میدهد روایی محتوای مقیاس تأیید شده است. عوامل اثرگذار بر «اعتماد عمومی مردم به پزشکان» در ایران، شامل نوزده عامل استخراجشده طی این تحقیق است و میتوانند بهعنوان گویههای ابزار سنجش اعتماد عمومی مردم به پزشکان در ایران به کار گرفته شوند.
سعید خاکدال، عارفه کیانی، حسین قمری،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
پرستاران به دلیل فشار روانی بالای کاری همواره در معرض فرسودگی شغلی قرار دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطهی بین نیاز به نمایشگری و محتوای شغلی با فرسودگی شغلی در پرستاران انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعهی آماری پژوهش را همهی پرستاران شهر اردبیل تشکیل دادند که از میان آنها با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس تعداد 247 پرستار بهعنوان نمونه انتخاب شدند. از پرسشنامهی فرسودگی شغلی (ضریب آلفای کرونباخ 76/0)، پرسشنامهی محتوای شغلی (ضریب آلفای کرونباخ 83/0) و مقیاس نیاز به نمایشگری (ضریب آلفای کرونباخ 81/0) برای جمعآوری دادهها استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و آمار استنباطی ضریب همبستگی پیرسون و تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان استفاده شد. یافتهها نشان داد بین محتوای شغلی و مؤلفههای آن با فرسودگی شغلی (01/0>p) رابطهی منفی و معنادار و بین نیاز به نمایشگری و مؤلفههای آن با فرسودگی شغلی (01/0>p) رابطهی مثبت و معنادار وجود دارد. نتایج نشان داد نیاز به نمایشگری و محتوای شغلی دو عامل اثرگذار بر فرسودگی شغلی هستند که توجه بیشتر به این شاخصها میتواند باعث کاهش فرسودگی شغلی در پرستاران شهرستان اردبیل شود.
حامد فدایی، فتاح جعفریزاده، سعید غلامزاده، عبدالرسول ملکپور، محمد زارعنژاد،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
مسئولیت کیفری پزشکان و دستیاران، از مباحث پیچیدهی حقوق پزشکی است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی مسئولیت دستیاران و دانشجویان پزشکی در انجام اقدامات تشخیصی و درمانی، با مطالعهی موردی پروندههای پزشکی قانونی استان فارس از سال 1390تا1395 بوده است. در این مطالعه، 63 پروندهی افراد شاکی بررسی شد که شامل 33 مرد (52.4 درصد) و 30 زن (47.6 درصد) بودند. غالب افراد شاکی، بیسواد و زیر دیپلم بودند و کمترین فراوانی، مربوط به سطح تحصیلات دکترا بود. دربارهی وضعیت جسمانی شاکی (بیمار)، بیشترین فراوانی مربوط به فوت افراد بود (با فراوانی 73 درصد)؛ بیشترین شکایات، از گروه درمانی (با فراوانی 95.2 درصد) و پس از آن، پزشک (با فراوانی 8/4 درصد) انجام شده بود. از نظر رشتهی تحصیلی، رشتهی زنان و زایمان، نسبت به سایر رشتهها، فراوانی بیشتری داشت (44.4 درصد). در کل، در 26 پرونده (41.3 درصد)، نهایتاً، متشاکی تبرئه و 37 پرونده (7/58 درصد) نیز، به محکومیت افراد ختم شده بود. از نظر نوع قصور، فراوانترین نوع قصور، مربوط به بیاحتیاطی (91.9 درصد) بود. در این مطالعه، بیشترین فراوانی سطح تحصیلات متشاکی، مربوط به رزیدنت ارشد (با فراوانی 11.1 درصد) بود. بر اساس نتایج مطالعهی حاضر، در خطاهای پزشکی بهوجودآمده توسط دانشجویان دورهی کارورزی (انترن) و دکترای تخصصی (دستیاری)، مشخصکردن دقیق مسئولیتهای کیفری دانشجویان دورههای عمومی و دستیاران تخصصی، در قبال قصور و خطاهای رخداده و تبیین آنها در آییننامههای آموزشی هر دوره، اهمیتی خاص دارد. در کنار آن، برگزاری دورههای آموزشی پزشکی قانونی و مسئولیت حقوقی و کیفری دانشجویان در قبال امور درمانی، در ارتقای کیفیت درمان، بسیار اثرگذار است.
سعید نظری توکلی، محمدرضا حاجی اسماعیلی، امیدوار رضایی میرقائد، سعیده ناطقینیا،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
بررسی میزان سازگاری فرایند پذیرش بیمار با موازین اخلاقیحرفهای، نقشی بسزا در کاهش رخنههای رفتاری کادر درمانی و افزایش رضایتمندی بیماران دارد؛ ازاینرو، بر آن هستیم تا با واکاوی فرایند پذیرش بیمار در بخش آیسییو و شناسایی رخنههای عملکردی کارکنان آن، زمینهی تعالی هرچه بیشتر خدمترسانی در آن را فراهم کنیم. پژوهش حاضر، مطالعهای کیفی است که با مصاحبهی عمیق با 28 نفر از کارکنان بخش آیسییو جراحی مغز و اعصاب بیمارستان لقمان، در بازهی زمانی زمستان 1396 انجام شده است. اطلاعات مورد نظر، جمعآوری و دادهها با کدگذاری باز، گزینشی و محوری تحلیل شدهاند. پژوهش حاضر نشان میدهد که شش مقولهی «بهکارگیری افراد فاقد صلاحیت حرفهای کافی»، «اثرگذاری سلیقههای شخصی در روابط حرفهای»، «انتظارهای غیرمنطقی»، «نداشتن مهارتهای ارتباطی»، «بیتوجهی به امکان پذیرش بیمار جدید» و «فعالیت در دیگر مراکز درمانی»، وضعیت عملکردی کارکنان بخش آیسییو جراحی مغز و اعصاب را توضیح میدهند. از مجموع آنچه گذشت، چنین به دست میآید که «نبود حساسیت اخلاقی نسبت به حرفه و اهمیت آن» در کارکنان بخش آیسییو، بهعنوان پدیدهی مرکزی ناشی از نادیدهانگاری اهمیت تدوین فرایندهای شفاف برای فعالیتهای مختلف در بخش آیسییو و نداشتن تربیت حرفهای کارکنان است. این امر سبب میشود تا برخی از کارکنان بخش آیسییو بکوشند از اجرای موازین تعریفشده، چشمپوشی و بهشکل غیررسمی و سلیقهای، رفتارشان را تنظیم کنند که مهمترین پیامد آن، کاهش کیفیت خدمات درمانی و مراقبتی در آن بخش است. گفتنی است این ارزیابی را نمیتوان به همهی کارکنان این بخش تعمیم داد.
سعیده خجسته،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
هدف از مقالهی حاضر، بررسی نقش اعضای هیئت علمی دانشگاهها، در اعتلای تربیت اخلاقی در دانشگاههاست؛ همچنین، در این مقاله، سعی شده است ابعاد تربیت اخلاقی (بعد عاطفی و شناختی و رفتاری)، در قالب راهکارهای عملی، به اعضای هیئت علمی دانشگاهها ارائه شود. برای این کار، از همهی منابع موجود داخلی و خارجی، ازجمله کتب و مقالات مرتبط و بهروز، استفاده شده است. روش جمعآوری دادهها، کتابخانهای بوده است. یافتههای این تحقیق، نشاندهندهی این مهم است که وظیفهی اعضای هیئت علمی دانشگاهها، این است که ضمن تحکیم اعتقادات دینی دانشجویان، در ارتقای تربیت اخلاقی آنها نیز، کوشش کنند؛ رشد ابعاد عاطفی و شناختی و رفتاری، موجب اعتلای تربیت اخلاقی در اعضای هیئت علمی و دانشجویان میشود و آنها میتوانند با روشهایی مانند رسیدن به آرامش قلبی و طمأنینه، تقویت انگیزه در خود، طرح شوخیهای مناسب در کلاس و حفظ روحیهی شوخطبعی، دوری از کمالگرایی افراطی و غرور و داشتن اخلاق نیکو در کلاس، برای تربیت و رشد بعد عاطفی تلاش کنند. بعد شناختی تربیت اخلاقی، به تدریس اثربخش و مؤلفههای مرتبط با آن میپردازد که قدرت بیان و وضوح گفتار مدرس، مدیریت بهینهی کلاس و تعامل مؤثر و سازنده با دانشجویان، شیوههایی هستند که بهعنوان راهکار عملی، ارائه شدند. در بعد رفتاری، توجه به حریت اخلاقی، تابآوری، گشودگی اخلاقی و پرورش روحیهی نقدپذیری، از مهمترین راهکارهای رشد محسوب میشوند.
مهدی باصولی، سعیده درخش،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
بشر، طی دهههای اخیر، از طرفی با پدیدههای جوی و تغییرات محیطی و از طرف دیگر، با ظهور بیماریهای نوپدید مواجه بوده است. مدیریت بیماریهای نوپدید، مستلزم درنظرگرفتن رویکرد اخلاقی برای کنترل و مراقبت از این بیماریهاست. معضلات اخلاقی حاصل از پیشرفتهای تشخیصی و درمانی نوین در علم پزشکی، ضرورت پرداختن به اخلاق پزشکی را دوچندان کرده است. یکی از بیماریهای نوپدید در قرن حاضر که تقریباً، همهی جهان با آن روبهرو شدهاند، بیماری کروناویروس است. مطالعهی حاضر، با هدف بررسی ضرورت توجه کادر درمانی، به ملاحظات اخلاقی در مراقبت از بیماران مبتلا به ویروس کووید ۱۹، انجام شده است. در این پژوهش، علاوه بر استفاده از مقالات منتشرشده دربارهی این بیماری که از اواخر سال 2019 میلادی تا اوایل سال 2020 میلادی نگاشته شدهاند و همچنین، بهرهگیری از پژوهشهای داخلی که ابعاد متفاوت این بیماری را بررسی کردهاند، مصاحبههایی نیز، با بهبودیافتگان بیماری کروناویروس انجام شده است. این مصاحبهشوندگان، در بازهی زمانی آغاز فراگیری ویروس، اوایل بهمنماه 1398 تا اواخر مهر 1399، در بیمارستان شهیدصدوقی استان یزد، بستری بودهاند. بررسیها نشان میدهد توجه هر چه بیشتر به ملاحظات اخلاقی در مراقبت از بیماران مبتلا به بیماری کووید 19، نیازمند گنجاندن آموزش اخلاق حرفهای و پزشکی به ارائهدهندگان خدمات درمانی به این بیماران است و برای مدیریت بهینهی این بیماری، ضروری به نظر میرسد.
کامران شیربچه، سعید پورحسن، علی شیربچه،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
با شروع همهگیری ویروس کووید ۱۹، سیل عظیم مراجعهکنندگان به مراکز درمانی سرازیر شد و این مسأله موقعیت کاری کادر درمان را بهشدت تحت تأثیر قرار داد. ازآنجاکه با افزایش عبور و مرور افراد، تجمعات اجتماعی، رعایتنکردن پروتکلهای استفاده از ماسک و فاصلهگذاری فیزیکی، ویروس بیشتر گسترش مییابد و آمار مبتلایان و فوتشدگان آن افزایش پیدا میکند، در این مقاله بر آنیم به بررسی واکنش کادر درمان به بیتفاوتی جامعه بپردازیم. به نظر میرسد این پدیده بهتدریج موجب کاهش کیفیت خدمترسانی پرسنل درمان میشود.
سعیده سعیدی تهرانی، فاطمه بهمنی، مینا فروزنده، اکرم هاشمی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
از آغاز پاندمی کووید 19، پژوهشگران کشورهای مختلف به دنبال تولید واکسن مؤثر برای مواجهه با این پاندمی برآمدند. با توجه به عدم وجود داروی موثر و کارآمد به نظر میرسد که واکسن تنها امید نجات دنیا از پاندمی است. در این مقاله به مرور ملاحظات اخلاقی واکسیناسیون عمومی با عنایت به اصول اساسی اخلاق زیستی خواهیم پرداخت. تولید ایمن و استاندارد، سپریکردن مراحل علمی و اخلاقی، همچنین ارزیابی و پایش ایمنی و اثربخشی، ملاحظهی اصلی در تولید هر واکسنی است. عدالت ایجاب میکند واکسیناسیون با اولویت افراد آسیبپذیر و در معرض خطر صورت گیرد. ممکن است افراد به عللی در مقابل دریافت واکسن مقاومت کنند؛ ازجمله سردرگمی ناشی از انبوه اطلاعات، بیاعتمادی عمومی به حرفهی پزشکی، ارتباط بین واکسیناسیون و ایجاد برخی بیماریها، پایینبودن نرخ مرگ در اثر کووید 19. ممکن است تصور عامه مردم، بویژه افراد جوان و سالم براین باشد که ما با احتمال بسیار بالایی زنده خواهیم ماند , به خطرات کم ولی احتمالی ناشی از واکسن تن در ندهند اما بدلیل مسری بودن بالای بیماری ممکن است نرخ مرگ و میر و ابتلا به بیماری شدیداً بالا برود، همچنین تبعات ناشی از بیماری عمدتا افراد آسیبپذیر را درگیر میکند، در تصمیمسازی اخلاقی باید فواید و ضررهایی که واکسن برای هر فرد دارد، در مقابل فواید و ضررهای عدم واکسیناسیون برای جامعه را در نظر گرفت و با توجه به اهمیت اتونومی، فرهنگسازی و متقاعدسازی افراد بسیار مهم است. لذا در این نوشتار راهکارهای عملی برای اعتمادسازی وپذیرش عمومی این امر نیز بیان خواهد شد.
سعید نظری توکلی، حجت عزیزاللهی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
جرائم دارویی، فارغ از پیامدهای خسارتبار اقتصادی، بهداشت عمومی و سلامت اشخاص را نیز تهدید میکند؛ بنابراین، جامعهی جهانی برای مبارزهی مؤثر با آنها، مصمم شده است. در قوانین، موضوع مصادرهی اموال، بهعنوان کیفر برای مجرمان در جرائم دارویی در نظر گرفته شده است؛ درحالیکه از لحاظ فقهی، این مجازات با چالشهایی روبهروست. یافتههای پژوهش حاضر که به روش توصیفیتحلیلی و با استناد به منابع کتابخانهای انجام شده است، نشان میدهد که قانونگذار، در مادهی ۱۸ قانون مربوط به مقررات امور پزشکی و دارویی و مواد خوردنی و آشامیدنی، مصادرهی اموال را بهعنوان مجازات، در برخی از جرائم دارویی، پذیرفته است. از نظر فقهی هم، انسان نسبت به اموال و داراییهای خود، حق مالکیت دارد؛ اما معنای آن، مالکیت مطلق وی نیست و بنا بر شرایط خاص و در فرض وجود مصالح عمومی، این حق میتواند در قالب مصادرهی اموال، نادیده گرفته شود؛ به شرط آنکه راههای بازدارندهی دیگری برای ارتکاب جرائم دارویی، اجراشدنی نباشد.
مهشاد نوروزی، احسان شمسی گوشکی، سعیده سعیدی طهرانی، فاطمه بهمنی، مینا فروزنده، سعید بیرودیان، نازیلا نیک روان فرد، مهشاد گوهری مهر، اکرم هاشمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
فعالیت پژوهشی کشورهای در حال توسعه در دو دههی گذشته افزایش یافته است. گسترش و تمرکززدایی کمیتههای اخلاق، نیازمند ارزیابی عملکردی مناسب است. مطالعهای مقطعی در سال 2023 میلادی با استفاده از چک لیست "ابزار خودارزیابی کمیتههای اخلاق در پژوهش" بر روی کارگروه/کمیتههای اخلاق در پژوهش کشور اجرا شد. چک لیست به فارسی ترجمه شد. براساس نظر متخصصین اخلاق در پژوهش و بر مبنای دستورالعمل مصوب نحوهی تشکیل و عملکرد کارگروه/کمیتههای اخلاق مورد بازنگری قرار گرفت. چکلیست الکترونیک، برای اعضای ارشد 269 کارگروه/کمیته اخلاق در پژوهش ارسال شد. دادهها با نرمافزار SPSS مورد آنالیز قرار گرفت؛ میزان پاسخدهی 83% بود. میانگین نمرهی کلی 25.173 ± 152.11 بود که 69.14% از حداکثر نمره کلی بهدست آمد، اما در بخش ارزیابی مداوم (نظارت) و منابع کمیته، کمتر از 50% از نمره میانگین کسب شد. نمرات 138 کارگروه/کمیته اخلاق در محدودهی عالی و 85 مورد در محدوده خوب قرار گرفت. نتایج نشان داد که میانگین نمرات با میزان سابقهی فعالیت، تعداد جلسات در ماه، وجود بودجهی مصوب سالانه، وجود یک برنامهی مدون مصوّب ارتقای کیفیت و دارا بودن کارکنان اداری مشخص ارتباط دارد. تکمیل ابزار خودارزیابی، علاوه بر آگاهی کارگروه وزارتی از نحوهی عملکرد کارگروه/کمیتهها و توجه فردی هر کارگروه/کمیته به استانداردهای لازم الاجرا، میتواند آگاهی از نقاط قوت و چالشها را در سطح هر کمیته افزایش دهد. بازنگری در دستورالعمل مصوب نحوه تشکیل و عملکرد کارگروه/کمیتههای اخلاق توسط دبیرخانه کارگروه وزارتی اخلاق در پژوهش و تکرار مجدد خودارزیابی در آینده میتواند روند ارتقاء و بهبود عملکرد کمیتههای اخلاق را تسهیل نماید.
سعید بیرودیان،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
تعارض منافع، ازجمله موضوعات بسیار مهم و بحثبرانگیز در حوزهی اخلاق پزشکی است که میتواند بر کیفیت خدمات درمانی و اعتماد بیماران اثر بگذارد. ازآنجاکه ممکن است منافع مالی یا غیرمالی در مواقعی بر تصمیمات بالینی گروه پزشکی اثر بگذارد، این موضوع نیازمند توجه جدی است. «راهنمای عمومی اخلاق حرفهای سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران»، بهعنوان مرجعی معتبر، به بررسی این چالش و ارائهی راهکارهایی برای مدیریت آن پرداخته است. این مطالعه بهصورت مروری و با تحلیل اسناد و راهنمای اخلاق حرفهای سازمان نظام پزشکی و منشور حقوق جامعهی پزشکی ایران انجام شد؛ همچنین، مقالات علمی و پژوهشهای مرتبط با تعارض منافع نیز بررسی و دادهها از منابع معتبر و بهروز، جمعآوری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد، تعارض منافع میتواند از اعتماد بیماران به پزشکان و کیفیت خدمات درمانی بکاهد. این موضوع بهویژه در مواقعی که بیماران احساس کنند، پزشک بهجای منافع آنها، تنها به منافع شخصی خود توجه دارد، برجستهتر میشود. پزشکان باید با شفافیت در ارتباطهای مالی و حرفهای خود، از بروز این تعارضها جلوگیری کنند. «راهنمای اخلاق حرفهای سازمان نظام پزشکی» و نیز «منشور حقوق جامعهی پزشکی ایران» اصولی را برای مدیریت این تعارضها و ایجاد نوعی تعادل میان حق و تکلیف پزشکان، ازجمله نیاز به افشای اطلاعات مالی و ارتباط با صنایع دارویی ارائه میدهند؛ همچنین، برگزاری دورههای آموزشی برای پزشکان در زمینهی اخلاق حرفهای و تعارض منافع میتواند به افزایش آگاهی و کاهش این مشکلات کمک کند. مدیریت تعارض منافع، از طریق پیروی از مفاد راهنمای عمومی اخلاق حرفهای میتواند به بهبود روابط پزشک و بیمار و در نهایت، ارتقاء کیفیت خدمات درمانی کمک کند. ضروری است که پزشکان و بیماران، به این موضوع توجه و از اصول اخلاقی پیروی کنند تا از بروز تعارضها و مشکلات ناشی از آن جلوگیری شود.
جلال سعیدپور، علیرضا حاجی زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
در قرن حاضر، کشور ایران یکی از سریعترین کشورهای جهان در زمینهی رشد سالمندی جمعیت است و پیشبینی میشود، بیش از ۲۰درصد از کل جمعیت کشور، در سال ۱۴۲۰ سالمند باشند. ازآنجاکه سالمندان، مصرفکنندگان اصلی خدمات سلامت هستند، پرداختن به ملاحظات اخلاقی در ارائهی خدمات سلامت به این قشر جمعیتی، حائز اهمیت است؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف مرور شواهد مربوط به ملاحظات اخلاقی در ارائهی خدمات سلامت به سالمندان در ایران انجام شد. مطالعهی حاضر از نوع مرور حیطهای بود که با استفاده از پروتکل ششمرحلهای و Arksey و O'Malley انجام شد. برای شناسایی شواهد مرتبط، در پایگاه های داده ای انگلیسی زبان Web of Science ، PubMed , Scopus و فارسی زبان SID , Magiran , Iran Medex , Google Scholar بدون محدودیت زمانی جستوجو انجام گرفت. بعد از غربالگری و انتخاب مطالعات، پژوهشگران از فرم استخراج داده برای شناسایی و دستهبندی نتایج استفاده کردند. روش تحلیل روایتی برای تحلیل دادهها به کار گرفته شد. از بین ۶۷۳ مطالعهی شناساییشده، ۱۷ مطالعه برای تحلیل انتخاب شدند. خدمات همهجانبهی پیشگیری، تشخیصی، درمانی و توانبخشی به سالمندان، باید مبتنی بر اصول و ارزشهای انسانیاسلامی مقبول جامعه ارائه شود. حفظ شأن و کرامت سالمندان در تمامی مواقع، رعایت اخلاق در تعامل با سالمندان، خودمختاری و استقلال سالمندان در تصمیمگیریهای مرتبط، توجه به اصول عدالت و سودمندی در مداخلات درمانی، همدلی و خوشرویی در بین ارائهدهندگان، اطمینان از محرمانگی و رازداری و حفاظت از اطلاعات، توجه به حریم خصوصی، کسب رضایت آگاهانه در مراکز سلامت، توجه به آموزههای دینی و اسلامی در مراقبت از سالمندان، مسئولیت نهادهای دولتی و غیردولتی در جلوگیری از انگ و تبعیض بین سالمندان، انجامدادن اقدامات درمانی بهنگام و اخلاقمحور، پایبندی ارائهدهندگان به کار تیمی و رفتار علمی و حرفهای، حمایت از سالمندان بهعنوان قشر جمعیتی آسیبپذیر در اولویتبندی خدمات، جلوگیری از تعارض منافع در مراقبتهای سالمندان و استفاده از خدمات سلامت ایمن، مقرونبهصرفه، معتبر و مبتنی بر شواهد برای سالمندان، از مهمترین ملاحظات اخلاقی لازم برای ارائهی خدمات سلامت به سالمندان هستند. با توجه به قطعیبودن سالمندی در ایران، باید در ارائهی خدمات سلامت به سالمندان، به ملاحظات اخلاقی شناساییشده در پژوهش حاضر، توجه شود؛ بنابراین، توصیه میشود، سیاستگذاران و مدیران و ارائهدهندگان، اقداماتی را در سطوح وزارت بهداشت، دانشـگاههای علوم پزشکی و مراکز ارائهدهندهی خدمات سلامت به سالمندان بهمنظور ترویج اصول و ارزشهای انسانی اسلامی انجام دهند.
سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
حرفهگرایی در حوزهی پزشکی، به معنای پایبندی به اصول و رفتارهایی است که به حفظ کرامت بیماران و تأمین منافع عمومی کمک میکند. در عصر دیجیتال، رعایت این اصول توسط حرفهمندان در فضای مجازی به اندازهای اهمیت دارد که نیازمند توجه به ملاحظات اخلاقی و قانونی است. فضای مجازی میتواند به بهبود ارتباط بین پزشک و بیمار و جامعه، ارتقاء آگاهی عمومی و تسهیل فرایند آموزش کمک کند؛ همچنین، این فضا بستری برای شبکهسازی و تبادل اطلاعات بین حرفهمندان را فراهم میآورد. رشد رسانههای اجتماعی، بر نحوهی تعاملات حرفهای بسیار اثر گذاشته است؛ بهویژه، در دوران پساکرونا که مردم بهطور فزایندهای از این رسانهها برای تبادل اطلاعات بهداشتی استفاده میکنند؛ بهگونهایکه مطالعات نشان میدهند، تعداد کاربران اینترنتی دنیا به بیش از ۳.۷میلیارد نفر و در ایران نیز، این تعداد به بیش از ۷۸میلیون کاربر رسیده است؛ همچنین، مطالعات نشان دادهاند، تأثیر اطلاعاتی که پزشکان در شبکههای اجتماعی یا رسانههای عمومی وارد کردهاند، فراوان و بسیار مهم است؛ چراکه مردم به این قشر از جامعه اعتماد بیشتری دارند و بهدنبال دریافت اطلاعات صحیح از ایشان هستند. توجه به مسائل اخلاقی در حضور حرفهمندان در فضای مجازی، امری ضروری است. این مقاله به بررسی حرفهایگری در این فضا و الزامات آن برای حرفهمندان پزشکی پرداخته است. با توجه به اینکه حفظ منافع بیمار در اولویت تعهدات حرفهای قرار دارد، هرگونه رفتاری که به اعتبار حرفهای آسیب بزند و اعتماد عمومی را کاهش دهد، غیرحرفهای محسوب میشود. رعایت محرمانگی و حفظ حریم خصوصی بیماران، توجه به حسن شهرت خود و حرفه، پرهیز از برچسبزنی و ترویج شایعات، صداقت در ارائهی اطلاعات، مسئولیتپذیری، پرهیز از نگرشهای تبعیضآمیز و اجتناب از تحقیر صلاحیت سایر افراد حرفهای در تبلیغات پزشکی، ازجمله الزامات حرفهای در فضای مجازی است. در نتیجه، پایبندی به این موازین، برای حفظ اعتماد عمومی به حرفهی پزشکی ضروری است و به همین دلیل، آموزش و ارزیابی و نظارت بر رفتار حرفهمندان در این فضا، برای ارتقاء استانداردهای حرفهای و اخلاقی از اهمیتی ویژه برخوردار است.
سعید بیرودیان،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
نظارت بر پژوهشهای علمی، بهویژه در حوزههای پزشکی و سلامت، از یک سو نقشی کلیدی در تضمین رعایت اصول اخلاقی و قانونی در پژوهش و از سوی دیگر، ارتقا و صحت نتایج حاصله دارد؛ نتایجی که مستقیماً با سلامت انسانها مرتبط است. با توجه به افزایش روزافزون طرحهای دانشبنیان و فناورانه و اهمیت اخلاق در پژوهش، کارگروههای اخلاق در پژوهش، بهعنوان نهادهایی مستقل و معتبر، مسئولیت بررسی و نظارت بر این طرحها را بر عهده دارند. این مقاله به بررسی اهمیت، چگونگی و تأثیر این نظارت بر کیفیت و اعتبار پژوهشهای علمی در حوزهی طرحهای دانشبنیان میپردازد. این مطالعه بهصورت مروری و با جمعآوری دادهها از دستورالعملها و آییننامههای اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی موجود در سامانهی کمیتهی ملی اخلاق در پژوهش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی انجام شده است؛ همچنین، اطلاعات از طریق بررسی مقالات علمی و پژوهشهای مرتبط با نظارت کارگروهها بر طرحهای مصوب از منابع معتبر و بهروز جمعآوری و تحلیل شدهاند. نتایج این تحقیق نشان داد، نظارت کارگروههای اخلاق بر طرحهای دانشبنیان، باید با حساسیت بیشتر به سایر طرحها و بر مبنای توجه به ملاحظات اخلاقی مقبول و تعهدشده در طرحنامه صورت گیرد و در این صورت است که بهطور درخور توجهی، به بهبود کیفیت پژوهشها و کاهش تخلفات اخلاقی کمک خواهد کرد. وجود نظارت کارگروههای اخلاق، انگیزهی بیشتری در پژوهشگران برای رعایت اصول اخلاقی در پژوهشها ایجاد میکند؛ همچنین، کارگروهها میتوانند با ارائهی مشاوره و آموزشهای لازم، به پژوهشگران برای طراحی طرحهای پژوهشی دانشبنیان و باکیفیت کمک کنند. نظارت مؤثر کارگروههای اخلاق در پژوهش میتواند به ارتقاء کیفیت و اعتبار پژوهشهای علمی، بهویژه در حوزهی فناوریهای نوین و طرحهای دانشبنیان یاری رساند. این نظارت نهتنها به کاهش تخلفات اخلاقی میانجامد، بلکه باعث افزایش اعتماد عمومی به نتایج پژوهشها نیز میشود. پیشنهاد میشود که کارگروههای اخلاق به تقویت آموزشهای اخلاقی و افزایش آگاهی پژوهشگران ادامه دهند؛ همچنین، سازوکارهای نظارتی خود را بهبود بخشند تا بهبود مستمر در این حوزه حاصل شود.
حانیه کریمی، علی فرهمنداصیل، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
اعتماد بین پزشک وبیمار، یکی از ارکان اساسی در بهبود سلامت و کیفیت مراقبتهای پزشکی است. در دهههای اخیر، این اعتماد به دلایل مختلف کاهش یافته است. شیوع ویروس کووید ۱۹، بهعنوان بحرانی جهانی، فرصتی را برای بررسی و تحلیل تغییرات در سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت فراهم کرده است. این مطالعهی مروری، به بررسی وضعیت اعتماد عمومی مردم به نظام سلامت، قبل و بعد از همهگیری کووید پرداخته و مؤلفههای مؤثر بر این اعتماد را تحلیل کرده؛ همچنین، راهکارهایی را برای حفظ و بازسازی این اعتماد ارائه داده است. اطلاعات در این مطالعهی مروری، از طریق جستوجو در پایگاههای علمی معتبر داخلی وخارجی نظیرPubMed, Science Direct, Springer و Scopus جمعآوری شده است؛ همچنین، مقالات مرتبط از پایگاههای ایرانی نیز مانند Magiran و IranMedex بررسی شدند. در این تحقیق، مؤلفههای اعتماد، عوامل مؤثر بر آن و چالشهای پیش روی نظام سلامت در دوران همهگیری تحلیل شدهاند. مطالعه نشان داد، مؤلفههای اعتماد در ارتباط پزشک و بیمار تحت تأثیر همهگیری کووید ۱۹ تغییراتی شایان توجه را تجربه کردهاند. در دوران پیش از همهگیری، اعتماد عمومی به پزشکان به دلیل عواملی مانند رعایتنکردن عدالت در درمان، خطاهای پزشکی و رفتار غیرحرفهای برخی پزشکان روندی کاهشی داشت؛ برای مثال، نظرسنجیها نشان میدهند، اعتماد عمومی به متخصصان سلامت در ایالات متحده از 73درصد در سال 1966، به 34 درصد در سال 2012 کاهش یافته است. با شیوع کووید 19،این روند کاهش اعتماد، بهطور چشمگیری تشدید شد. بسیاری از مردم به نهادهای دولتی، شرکتهای دارویی و رسانهها اعتماد نداشتند و معتقد بودند، این نهادها اطلاعات نادرست ارائه میدهند. طبق مطالعهای در لهستان، 31درصد از مردم این کشور، همهگیری کرونا را تهدیدی اغراقآمیز و 3درصد از آنان، آن را تخیلی قلمداد کردهاند. بااینحال، طی بحران کووید 19، برخی از نهادها و کادر درمانی با ارائهی خدمات فداکارانه و شفافسازی اطلاعات توانستند اعتماد عمومی را تاحدی بازسازی کنند. این امر به شکلگیری مفهوم اعتماد مضاعف منجر شد که در آن مردم علاوه بر اعتماد به پزشکان، به عملکرد کلی نظام سلامت و دولتها نیز، بیشتر توجه نشان دادند. اعتماد مضاعف، نهتنها بر روی کیفیت خدمات درمانی اثرگذار است، بلکه میتواند بر موفقیت برنامههای پیشگیری و درمان نیز اثر بگذارد. این مطالعه نشان داد، بحران کووید ۱۹ تأثیرات عمیقی بر سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت داشته است. برای حفظ و بازسازی این اعتماد، ضروری است که اقداماتی مؤثر در زمینهی ارتقاء کیفیت خدمات درمانی، پرورش شهروندان آگاه علمی، شفافسازی اطلاعات وتعامل مثبت بین پزشکان و بیماران صورت گیرد.
فاطمه حکمتیان، اکرم هاشمی، سودابه هویدامنش، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
اخذ صحیح رضایت آگاهانه، از حقوق مشارکتکنندگان در پژوهش است. هدف از آن، اطلاعرسانی درست دربارهی نوع پژوهش، نحوهی همکاری، سود و زیان پژوهش و چگونگی جبران خسارت است و به بیمار برای گرفتن بهترین تصمیم، افزایش رضایتمندی و کاهش مداخلات حقوقی کمک میکند. این مطالعه با هدف بررسی میزان آگاهی بیماران از محتوای رضایت آگاهانه در پژوهشهای کارآزمایی بالینی دانشگاه علوم پزشکی ایران طراحی شد. مطالعهی حاضر به بررسی فرم رضایت آگاهانهی کارآزماییهای بالینی ثبتشده و صحت مطالب درجشده در آنها و ارزیابی بیماران دربارهی کیفیت رضایت آگاهانه و چالشهای آن در محیطهای آموزشی و درمانی و پژوهشی پرداخته است. نمونههای پژوهش از بین شرکتکنندگان کارآزماییهای بالینی دانشگاه که در سال ۲۰۲۰ ثبت و اجرا شدهاند، انتخاب شد. پس از رؤیت فرمهای رضایت آگاهانه، بررسی فرمها از طریق چکلیست وزارتی صورت گرفت. شمارهی تماس مشارکتکنندهها یادداشت شد. با توجه به چکلیست با مشارکتکنندهها تماس گرفته شد تا از فهم درست اطلاعات داخل فرم رضایت آگاهانه اطلاع حاصل گردد. بررسی همزمان چکلیست فرمهای رضایت آگاهانه و پرسش از شرکتکنندگان کارآزماییهای بالینی پیرامون درک از محتوای بندهای چکلیست، منتج به این بود که آگاهی از محتوای فرم از دید شرکتکنندگان پایینتر از انتظار ما، پس از ارزیابی آگاهیبخشی فرمها بود و این اهمیت بازنگری و نظارت بر نحوهی انتقال آگاهی را میرساند. اشاره به احتمال تهاجمیبودن مداخلات (25/7 درصد)، تصادفیبودن قرارگیری در مطالعه و امکان استفاده از دارونما (44درصد)، احتمال بهرهمندنشدن شرکتکنندگان از نتایج حاصل از کارآزمایی (44 درصد) و اشاره به حفظ محرمانگی اطلاعات (47/2 درصد) کمترین میزان رعایت و تأکید بر پژوهشیبودن مداخلات (98/2 درصد)، متناسببودن با زبان و گویش افراد (97/2 درصد)، اشاره به فواید اختصاصی (92/7 درصد) و اشاره به عوارض و مضرات اختصاصی (98/9 درصد) بیشترین میزان رعایت را از جانب پژوهشگران داشتند. از دادهها چنین برمیآید، توضیحات تیمهای پژوهشی دربارهی کلیت پژوهش مفهوم و بیشتر معطوف به عوارض و منافع پژوهش بوده است. این توضیحات دربارهی احتمال تهاجمیبودن، تصادفیبودن مطالعه و احتمال بهرهمندنشدن از فواید حاصل، کمتر در کانون توجه بوده است و بیماران آگاهی کافی را کسب نکردهاند. بهطور کلی، نامناسب و ضعیفبودن میزان اطلاعات مشارکتکننده در هنگام تصمیمگیری و رضایتدادن، از چالشهای مهم در فرایند اخذ رضایت آگاهانه محسوب میشود.
امیرمهدی طارمیها، سعیده سعیدی طهرانی، سودابه هویدامنش، مهشاد نوروزی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
امروزه، ارائهی خدمات بیمارمحور که نیازها و ارزشها و ترجیـحات بیمار را در کانون توجه قرار دهد، رکن اساسی در ارائهی خدمات سلامت محسوب میشود. این مطالعه با هدف بررسی نگرش دانشجویان به ارائهی خدمات بیمارمحور در دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. این مطالعهی مقطعی، در تمامی مقاطع تحصیلی پزشکی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی ایران با استفاده از مقیاس جهتگیری بیمار-پزشک (PPOS) انجام گرفت. پرسسشنامه بهصورت آنلاین توزیع و دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی ۲۶ تجزیه و تحلیل شد. از ۳۸۹ شرکتکننده، 48/6 درصد، مرد و 51/4 درصد، زن بودند و میانگین سنی آنان 2/453 ± 24/02 سال بود. از میان شرکتکنندگان، 41/09 درصد آنان در مقطع کارآموزی و 40/9 درصد از آنها، در مقطع کارورزی در حال تحصیل بودند. در 7/14درصد از شرکتکنندگان، یکی از والدین پزشک بود. قلب و عروق، جراحی و چشمپزشکی، بهترتیب بیشترین رشتههای تخصصی محبوب بودند. میانگین نمرات بهدستآمده در بخش نمرهی کلی، نمرهی اشتراک و نمرهی مراقبت، بهترتیب 0/50 ± 3/61، 0/40± 3/93 و 0/56± 3/83 و در محدودهی پزشکمحور قرار داشت. میانگین نمرهی سه حوزه با جنسیت شرکتکنندگان ارتباط معنادار داشت (0.001>P-value) و شرکتکنندگان مؤنث نگرشی بیمارمحورتر در هر سه حوزه داشتند. مقاطع تحصیلی، تنها، با میانگین نمرهی اشتراک ارتباط معنیدار داشتند. نتایج این مطالعه نشان داد، اکثر دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران، عمدتاً رویکرد پزشکمحور در ارتباط با بیمار دارند؛ بنابراین نیاز است تا برنامههای آموزشی در خصوص ارتقاء نگرش بیمارمحور و توسعهی مشارکت بیمار در فرایند تشخیصی و درمانی، برای دانشجویان پزشکی گسترش یابد.
شیوا خالق پرست، سعید باقری فرادنبه، سمانه کریمیان، فهیمه خسروبیگی بزجلوئی، سید ابراهیم حسینی زرگر، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
سامانهی سپاس، یک پروندهی الکترونیک سلامت است که اطلاعات مرتبط با سلامت افراد را در قالب الکترونیکی ذخیره میکند. سامانهی سپاس، مرکز جمعآوری دادهها و اطلاعات سلامت بیماران سرپایی و بستری است. این سامانه، اطلاعات افراد مانند نام کامل، وضعیت تأهل، جنسیت، تاریخ پذیرش، سطح تحصیلات، شغل، نوع پذیرش و سایر دادههای پزشکی مرتبط با آنان را بهدقت ذخیره میکند. از ارزشهای محوری و الزامات اخلاقی سامانهی سپاس میتوان به صیانت از حقوق شهروندی، احترام به افراد، رعایت عدالت و انصاف، شفافیت و جلب مشارکت و پاسخگویی اشاره کرد. در مطالعهی حاضر، برای ارزیابی برنامهی سپاس، از یک مدل پیشنهادی سازمان جهانی بهداشت برای ارزیابی اخلاقی استفاده شد. این مدل بر اصول اخلاقی اساسی، مانند سلامت و رفاه انسانی، احترام به افراد و جوامع، عدالت و انصاف تأکید دارد. از نظر سلامت و رفاه انسانی، سامانهی سپاس میتواند از مداخلات تکراری و بیهوده جلوگیری کند و به پزشکان امکان دسترسی سریع به سابقهی دقیق بیمار را بدهد. از نظر احترام به افراد و جوامع، سامانه حفظ محرمانیت اطلاعات را تضمین میکند. از نظر عدالت و انصاف، سامانه میتواند دسترسی به خدمات سلامت را برای مناطق محروم و دورافتاده بهبود بخشد؛ بهعلاوه، این سامانه از نظر اخلاقی، اصولی مانند حفظ همبستگی، شفافیت، مشارکت و پاسخگویی را رعایت میکند؛ لذا مطالعهیحاضر با بررسی نقادانهی ابعاد اخلاقی سامانهی پروندهی الکترونیکی سلامت، پیشنهادهای ارزشمندی را به سیاستگذاران، کارکنان سلامت و سازمانهای نظارتی ارائه میدهد تا از عملکرد اخلاقی و کارآمدِ سیستمهای پروندههای الکترونیک سلامت در ایران اطمینان حاصل کنند.
سعید نظری توکلی، سعید غدیرزاده طوسی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
درمان جان بیمارانِ در معرض خطر یا ضرر جبرانناپذیر، عملی واجب است؛ باوجوداین، گاه بهواسطهی پیری، شدت بیماری یا نبود درمان تعریفشده، بیمار در وضعیتی است که بنا به تشخیص کادر پزشکی، شروع یا ادامهی درمان اثری در بهبودی او ندارد یا اثر آن، چنان ناچیز است که در عرف پزشکی نادیده انگاشته میشود. در این پژوهش که با روش توصیفی و تحلیلی و به استناد منابع کتابخانهای انجام شده است، بر آن بودیم تا با مطالعهی تطبیقی «درمان بیهوده» در اخلاق پزشکی، با عنوان «اسراف» در فقه اسلامی، نشان دهیم تا چه اندازه میان آنها سازگاری مفهومی وجود دارد؛ همچنین، با توجه به حرمت اسراف در آموزههای فقهی، آیا انجامدادن درمان بیهوده از نظر شرعی حرام است؟ برای این منظور، ابتدا «درمان بیهوده» و شاخصههای آن در متون پزشکی، سپس ملاحظات اخلاقی انجامدادن آن تبیین شد؛ در نهایت، پس از تحلیل واژهی اسراف با استناد به منابع لغوی، فقهی، روایی و تفسیری از نظر مفهومی و موضوعی و حکمی، میزان سازگاری درمان بیهوده با اسراف، بر اساس مطالعهی تطبیقی، بررسی شد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد، درمان بیهوده به این دلیل که موجب هدررفتن اموال شخصی یا عمومی میشود و برای بهبودی یا سلامت بیمار سودمند نیست، غرض عقلایی ندارد و مصداق اسراف است؛ بدینترتیب، انجامدادن درمان بیهوده نهتنها واجب نیست، بلکه چون مصداق اسراف است، حرام شمرده میشود؛ پس، انجامدادن آن، افزون بر عقوبت اخروی، ازآنجاکه مستلزم اتلاف مال دیگری است، مسئولیت مدنی نیز دارد.