جستجو در مقالات منتشر شده


44 نتیجه برای سعید

فاطمه حکمتیان، اکرم هاشمی، سودابه هویدامنش، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

اخذ صحیح رضایت آگاهانه، از حقوق مشارکت‌کنندگان در پژوهش است. هدف از آن، اطلاع‌رسانی درست درباره‌ی نوع پژوهش، نحوه‌ی همکاری، سود و زیان پژوهش و چگونگی جبران خسارت است و به بیمار برای گرفتن بهترین تصمیم، افزایش رضایتمندی و کاهش مداخلات حقوقی کمک می‌کند. این مطالعه با هدف بررسی میزان آگاهی بیماران از محتوای رضایت آگاهانه در پژوهش‌های کارآزمایی بالینی دانشگاه علوم پزشکی ایران طراحی شد. مطالعه‌ی حاضر به بررسی فرم رضایت آگاهانه‌ی کارآزمایی‌های بالینی ثبت‌شده و صحت مطالب درج‌شده در آن‌ها و ارزیابی بیماران درباره‌ی کیفیت رضایت آگاهانه و چالش‌های آن در محیط‌های آموزشی و درمانی و پژوهشی پرداخته است. نمونه‌های پژوهش از بین شرکت‌کنندگان کارآزمایی‌های بالینی دانشگاه که در سال ۲۰۲۰ ثبت و اجرا شده‌اند، انتخاب شد. پس از رؤیت فرم‌های رضایت آگاهانه، بررسی فرم‌ها از طریق چک‌لیست وزارتی صورت گرفت. شماره‌ی تماس مشارکت‌کننده‌ها یادداشت شد. با توجه به چک‌لیست با مشارکت‌کننده‌ها تماس گرفته شد تا از فهم درست اطلاعات داخل فرم رضایت آگاهانه اطلاع حاصل گردد. بررسی هم‌زمان چک‌لیست فرم‌های رضایت آگاهانه و پرسش از شرکت‌کنندگان کارآزمایی‌های بالینی پیرامون درک از محتوای بند‌های چک‌لیست، منتج به این بود که آگاهی از محتوای فرم از دید شرکت‌کنندگان پایین‌تر از انتظار ما، پس از ارزیابی‌ آگاهی‌بخشی فرم‌ها بود و این اهمیت بازنگری و نظارت بر نحوه‌ی‌ انتقال آگاهی را می‌رساند. اشاره به احتمال تهاجمی‌بودن مداخلات (25/7  درصد)، تصادفی‌بودن قرارگیری در مطالعه و امکان استفاده از دارونما (44درصد)، احتمال بهره‌مندنشدن شرکت‌کنندگان از نتایج حاصل از کارآزمایی (44 درصد) و اشاره به حفظ محرمانگی اطلاعات (47/2 درصد) کمترین میزان رعایت و تأکید بر پژوهشی‌بودن مداخلات (98/2 درصد)، متناسب‌بودن با زبان و گویش افراد (97/2 درصد)، اشاره به فواید اختصاصی (92/7 درصد) و اشاره به عوارض و مضرات اختصاصی (98/9 درصد) بیشترین میزان رعایت را از جانب پژوهشگران داشتند. از داده‌ها چنین برمی‌آید، توضیحات تیم‌های پژوهشی درباره‌ی کلیت پژوهش مفهوم و بیشتر معطوف به عوارض و منافع پژوهش بوده است. این توضیحات درباره‌ی احتمال تهاجمی‌بودن، تصادفی‌بودن مطالعه و احتمال بهره‌مندنشدن از فواید حاصل، کمتر در کانون توجه بوده است و بیماران آگاهی کافی را کسب نکرده‌اند. به‌طور کلی، نامناسب و ضعیف‌بودن میزان اطلاعات مشارکت‌کننده در هنگام تصمیم‌گیری و رضایت‌دادن، از چالش‌های مهم در فرایند اخذ رضایت آگاهانه محسوب می‌شود.

امیرمهدی طارمیها، سعیده سعیدی طهرانی، سودابه هویدامنش، مهشاد نوروزی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 امروزه، ارائه‌ی خدمات بیمارمحور که نیاز‌ها و ارزش‌ها و ترجیـحات بیمار را در کانون توجه قرار ‌دهد، رکن اساسی در ارائه‌ی خدمات سلامت محسوب می‌شود. این مطالعه‌ با هدف بررسی نگرش دانشجویان به ارائه‌ی خدمات بیمارمحور در دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. این مطالعه‌ی مقطعی، در تمامی مقاطع تحصیلی پزشکی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی ایران با استفاده از مقیاس جهت‌گیری بیمار-پزشک (PPOS) انجام گرفت. پرسسش‌نامه به‌صورت آنلاین توزیع و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی ۲۶ تجزیه و تحلیل شد. از ۳۸۹ شرکت‌کننده، 48/6 درصد، مرد و 51/4 درصد، زن بودند و میانگین سنی آنان 2/453 ± 24/02 سال بود. از میان شرکت‌کنندگان، 41/09 درصد آنان در مقطع کارآموزی و 40/9 درصد از آن‌ها، در مقطع کارورزی در حال تحصیل بودند. در 7/14درصد از شرکت‌کنندگان، یکی از والدین پزشک بود. قلب و عروق، جراحی و چشم‌پزشکی، به‌ترتیب بیشترین رشته‌های تخصصی محبوب بودند. میانگین نمرات به‌دست‌آمده در بخش نمره‌ی کلی، نمره‌ی اشتراک و نمره‌ی مراقبت، به‌ترتیب 0/50 ± 3/61، 0/40± 3/93 و 0/56± 3/83 و در محدوده‌ی پزشک‌محور قرار داشت. میانگین نمره‌ی سه حوزه با جنسیت شرکت‌کنندگان ارتباط معنادار داشت (0.001>P-value) و شرکت‌کنندگان مؤنث نگرشی بیمارمحورتر در هر سه حوزه داشتند. مقاطع تحصیلی، تنها، با میانگین نمره‌ی اشتراک ارتباط معنی‌دار داشتند. نتایج این مطالعه نشان داد، اکثر دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران، عمدتاً رویکرد پزشک‌‌محور در ارتباط با بیمار دارند؛ بنابراین نیاز است تا برنامه‌های آموزشی در خصوص ارتقاء نگرش بیمارمحور و توسعه‌ی مشارکت بیمار در فرایند تشخیصی و درمانی، برای دانشجویان پزشکی گسترش یابد.

شیوا خالق پرست، سعید باقری فرادنبه، سمانه کریمیان، فهیمه خسروبیگی بزجلوئی، سید ابراهیم حسینی زرگر، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

سامانه‌ی سپاس، یک پرونده‌ی الکترونیک سلامت است که اطلاعات مرتبط با سلامت افراد را در قالب الکترونیکی ذخیره می‌کند. سامانه‌ی سپاس، مرکز جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات سلامت بیماران سرپایی و بستری است. این سامانه، اطلاعات افراد مانند نام کامل، وضعیت تأهل، جنسیت، تاریخ پذیرش، سطح تحصیلات، شغل، نوع پذیرش و سایر داده‌های پزشکی مرتبط با آنان را به‌دقت ذخیره می‌کند. از ارزش‌های محوری و الزامات اخلاقی سامانه‌ی سپاس می‌توان به صیانت از حقوق شهروندی، احترام به افراد، رعایت عدالت و انصاف، شفافیت و جلب مشارکت و پاسخ‌گویی اشاره کرد. در مطالعه‌ی حاضر، برای ارزیابی برنامه‌ی سپاس، از یک مدل پیشنهادی سازمان جهانی بهداشت برای ارزیابی اخلاقی استفاده ‌شد. این مدل بر اصول اخلاقی اساسی، مانند سلامت و رفاه انسانی، احترام به افراد و جوامع، عدالت و انصاف تأکید دارد. از نظر سلامت و رفاه انسانی، سامانه‌ی سپاس می‌تواند از مداخلات تکراری و بیهوده جلوگیری کند و به پزشکان امکان دسترسی سریع به سابقه‌ی دقیق بیمار را بدهد. از نظر احترام به افراد و جوامع، سامانه حفظ محرمانیت اطلاعات را تضمین می‌کند. از نظر عدالت و انصاف، سامانه می‌تواند دسترسی به خدمات سلامت را برای مناطق محروم و دورافتاده بهبود بخشد؛ به‌علاوه، این سامانه از نظر اخلاقی، اصولی مانند حفظ همبستگی، شفافیت، مشارکت و پاسخ‌گویی را رعایت می‌کند؛ لذا مطالعه‌ی‌حاضر با بررسی نقادانه‌ی ابعاد اخلاقی سامانه‌ی پرونده‌ی الکترونیکی سلامت، پیشنهادهای ارزشمندی را به سیاست‌گذاران، کارکنان سلامت و سازمان‌های نظارتی ارائه می‌دهد تا از عملکرد اخلاقی و کارآمدِ سیستم‌های پرونده‌های الکترونیک سلامت در ایران اطمینان حاصل کنند.

سعید نظری توکلی، سعید غدیرزاده طوسی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 درمان جان بیمارانِ در معرض خطر یا ضرر جبران‌ناپذیر، عملی واجب است؛ باوجوداین، گاه به‌واسطه‌ی پیری، شدت بیماری یا نبود درمان تعریف‌شده، بیمار در وضعیتی است که بنا به تشخیص کادر پزشکی، شروع یا ادامه‌ی درمان اثری در بهبودی او ندارد یا اثر آن، چنان ناچیز است که در عرف پزشکی نادیده انگاشته می‌شود. در این پژوهش که با روش توصیفی و تحلیلی و به استناد منابع کتابخانه‌ای انجام شده است، بر آن بودیم تا با مطالعه‌ی تطبیقی «درمان بیهوده» در اخلاق پزشکی، با عنوان «اسراف» در فقه اسلامی، نشان دهیم تا چه اندازه میان آن‌ها سازگاری مفهومی وجود دارد؛ همچنین، با توجه به حرمت اسراف در آموزه‌های فقهی، آیا انجام‌دادن درمان بیهوده از نظر شرعی حرام است؟ برای این منظور، ابتدا «درمان بیهوده» و شاخصه‌های آن در متون پزشکی، سپس ملاحظات اخلاقی انجام‌دادن آن تبیین شد؛ در نهایت، پس از تحلیل واژه‌ی اسراف با استناد به منابع لغوی، فقهی، روایی و تفسیری از نظر مفهومی و موضوعی و حکمی، میزان سازگاری درمان بیهوده با اسراف، بر اساس مطالعه‌ی تطبیقی، بررسی شد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد، درمان بیهوده به این دلیل که موجب هدررفتن اموال شخصی یا عمومی می‌شود و برای بهبودی یا سلامت بیمار سودمند نیست، غرض عقلایی ندارد و مصداق اسراف است؛ بدین‌ترتیب، انجام‌دادن درمان بیهوده نه‌تنها واجب نیست، بلکه چون مصداق اسراف است، حرام شمرده می‌شود؛ پس، انجام‌دادن آن، افزون بر عقوبت اخروی، ازآنجاکه مستلزم اتلاف مال دیگری است، مسئولیت مدنی نیز دارد.
 


صفحه 3 از 3    
3
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb