چکیده فارسی ندارد#####
اخلاق بیمارستانی بهمعنای اخلاق سازمانی در بیمارستان میباشد. وضعیت اخلاقی بیمارستانهای دانشگاهی چندان مطلوب نیست. تحقق اخلاق سازمانی در بیمارستان امری مدیریتی است و مسؤولیت آن متوجه مدیریت بیمارستان میباشد. مدیریت بیمارستان برای آنکه اخلاق را در سازمان خود تعالی بخشد لاجرم باید برنامهریزی استراتژیک کند. هدف از این برنامه، رسیدن به وضعیت مطلوب اخلاق بیمارستانی است. این وضعیت مطلوب با تدوین سند جامع اخلاقی معلوم میشود. استراتژی لازم برای رسیدن به این هدف، همانا استراتژیهای لازم در حوزههای ساختار، منابع انسانی و تکنولوژی است.
یعنی بیمارستان برای اخلاقیشدن باید بتواند سند اخلاقی تدوین کند و در حوزههای سهگانهی ساختار، منابع انسانی و تکنولوژی، استراتژیهای لازم و برنامههای اجرائی لازم را اعمال کند و برای اخلاقیشدن بیمارستانها نمیتوان تنها به کمیتههای اخلاق بیمارستانی یا ستاد حاکمیت بالینی بیمارستان بسنده کرد
رعایت حقوق بیمار بهعنوان یکی از محورهای اساسی در تعریف استانداردهای خدمات بالینی موجب افزایش رضایت بیمار شده و از جمله مهمترین شاخصهای ارزیابی کیفی ارائهی خدمات سلامت بهشمار میرود. با توجه به اینکه در مراکز بیمارستانی بیشترین مراجعهی بیماران به بخش اورژانس است، این مطالعه با هدف بررسی رعایت منشور حقوق بیماران بخش اورژانس بیمارستان نمازی در سال 1394 انجام شده است. این مطالعهی مقطعی بر روی 100 نفر از بیماران انجام گرفت. انتظارات و میزان رعایت منشور حقوق بیمار از دیدگاه آنها بر اساس پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات توسط نرمافزار SPSS نسخهی 21 و با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری مورد تحلیل قرار گرفت. میانگین سنی بیماران 35/19±4/54 بود. نتایج نشان داد بین میزان رعایت حقوق بیمار و انتظارات آنها در تمامی محورهای منشور بر اساس نتایج آزمون Paired Sample T-Test تفاوت معنیدار است (05/0>P). میزان رعایت کلی حقوق بیمار از سوی کادر بهداشت و درمان، 51 درصد و انتظارات بیماران از میزان رضایت از حقوقشان، 93 درصد بود و عامل سن از عوامل مؤثر بر میزان رعایت منشور حقوق بیمار شناخته شد (05/0>P).
در مجموع بر اساس نتایج مطالعه میزان انتظار بیماران در رعایت منشور حقوقشان بالاتر و میزان رعایت آن در حد متوسط ارزیابی شد که در جهت ارتقای آن با افزایش میزان آگاهی پرسنل و دانشجویان از حقوق بیمار، با تشکیل کارگاههای آموزشی و کاهش زمان انتظار برای دریافت خدمات، افزایش توجه سیستم سفارش بر اساس شرایط بیمار باید کوشید.
دوراهیهای اخلاقی یکی از مهمترین مسائل اخلاقی پزشکان است که در طی فعالیت حرفهای آنان، به کرّات رخ میدهد و در صورتی که پزشک، توانایی و مهارت کافی برای مواجهه با آن را کسب نکرده باشد، ممکن است به سمت رفتارهای غیراخلاقی سوق داده شود. متخصصان اخلاق زیستی، همواره دغدغهی حل دوراهی اخلاقی، در عرصهی فعالیتهای حرفهای پزشکان و تسهیل در امر تصمیمگیریهای اخلاقی را داشتهاند. از اینرو، آنان در اغلب موارد تلاش کردهاند تا با تلفیق مناسبی از مکاتب اخلاقی گوناگون، به یک راهحل کاربردی و مفید دست یابند. ارائهی مدلهای تصمیمگیری، بخشی از این تلاش برای کاربردی کردن اخلاق در پزشکی است. حل دوراهی اخلاقی پزشکان، بدون کسب مهارت، امکانپذیر نیست و تسلط در بهکارگیری یک مدل تصمیمگیری، میتواند جزئی از این مهارتآموزی باشد.
این مدلها با نشان دادن چارچوبهای مختلف درصدد کمک به تصمیمسازی اخلاقی در عرصهی سلامت هستند. این مقاله درصدد معرفی، ارزیابی و مقایسهی مدلهای رایج تصمیمسازی اخلاقی پزشکی است تا با معرفی این رویکرد، به یافتن راهحلهای مناسب در زمان مواجهه با چالشها و دوراهیهای اخلاقی کمک کند. از اینرو، مقاله با برشمردن مزایای استفاده از مدل و معرفی اجمالی مدلهای پرطرفدار، پیشنهاد میکند که در تصمیمگیریها، حل مسائل اخلاقی و تحلیل موارد اخلاقی، رویکرد استفاده از مدل مدنظر قرار گیرد. اگرچه هر مدل معایب و مزایایی دارد، ولی کسب مهارت در کاربرد هریک از این مدلها، تصمیمگیری را تسهیل خواهد کرد
معنویت سازمانی از جمله مباحث نوین حوزهی رفتار سازمانی است که هر روز علاقمندان زیادی را مجذوب خود میکند. از دیگر سو، یکی از عوامل مهم برای داشتن کارکنانی توانمند، فراهم کردن آرامش روانی و جسمی لازم برای کارکنان است که تأثیر زیادی بر کیفیت خدمات ارائهشده توسط آنها دارد. این مطالعه با هدف بررسی رابطهی رهبری معنوی و فرسودگی شغلی در میان کارکنان بیمارستانهای شهر اردبیل انجام شده است. در این مطالعهی مقطعی تعداد 369 نفر از کارکنان بیمارستانهای شهر اردبیل انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامهی محققساخته براساس الگوهای الماس رهبری معنوی و فرسودگی شغلی Maslach بودند.
میانگین نمرهی کلی رهبری معنوی در بیمارستانهای شهر اردبیل نمره 51/3 از 5 بود که وضعیت نسبتاً خوبی را نشان میداد. فرسودگی شغلی با 2/43 درصد در حد متوسط ارزیابی شد. بین رهبری معنوی و گویههای آن با فرسودگی شغلی رابطهی معنیدار و معکوس مشاهده شد. میزان رهبری معنوی و مؤلفههای آن با توجه به اینکه در سطح میانگین و بالاتر از آن قرار دارد، در سطح مورد قبولی است. لازم است مدیران با عنایت به اهمیت این موضوع و ارتباط معکوس آن با فرسودگی شغلی کارکنان در پی تقویت ابعاد رهبری معنوی در بیمارستانهای خود باشند تا از این طریق با ایجاد یک محیط آرام و کاهش سطح فرسودگی شغلی کارکنان باعث بهبود بهرهوری در سازمانهای خود شوند.
چکیده فارسی ندارد###
گسترش استفاده از روشهای مختلف درمان ناباروری، موضوع نسب کودکان متولد از این روشها را به میان آورده و چالشهای نظری جدی ایجاد نموده است. در این خصوص، لازم است در مفهوم نسب مداقه کرده و چیستی آن را دریافت. در اینجا، پرسش اصلی آن است که نسب مفهومی بیولوژیک و طبیعی است یا مفهومی حُکمی و اعتباری؟ این جستار، دو دیدگاه طبیعی و اعتباری را تبیین و نقد میکند. در نتیجه، چنین مینماید که دلایلی قوی در نقد نسب طبیعی و دفاع از نسب حُکمی میتوان ارائه داد.
روش تحقیق در مقالهی حاضر عبارت از روش توصیفی/تحلیلی است که با مطالعه و توصیف ادعاهای مربوط در این زمینه، به تجزیه و تحلیل نظری و فلسفی آنها پرداخته است. تصورات رایج از نسب، که آن را مبتنی بر امور بیولوژیک میدانند، بهویژه با گسترش روشهای نوین درمان ناباروری، مشکلات نظری و نیز اخلاقی و حقوقی متعددی را رقم خواهد زد که نظریهی بیولوژیک قادر به حل آنها نیست. نسب، آنگونه که در بادی امر به نظر میرسد به ضرورت بر اساس بیولوژیک بنا نمیشود و میتوان آن را بر بنیادی اعتباری و تربیتی بنا کرد.
جنینهای منجمد در دو حالت بهعنوان جنینهای رهاشده تلقی میشوند؛ مورد نخست زمانی است که صاحبان جنین، مجهوالالمکان باشند و هیچگونه دستورالعمل کتبی از سوی زوجین در ارتباط با وضعیت جنین وجود نداشته باشد. مورد بعدی زمانی است که صاحبان جنین منجمد، بهطور واضح به مراکز انجماد اعلام کنند که تصمیمگیری دربارهی سرنوشت جنینهای منجمد خویش را به مراکز انجماد تفویض میکنند. هدف ما بررسی این موضوع بود که در صورت رهاکردن جنینهای منجمد از سوی زوجین، چه تصمیمی باید در مورد سرنوشت آنها اتخاذ شود؟ این مطالعه به روش اسنادی - کتابخانهای و تحلیلی بود. از آنجایی که نگهداری از جنینهای منجمد مستلزم صرف هزینه است، شایسته است مسؤولیت مراکز انجماد را نسبت به نگهداری از جنینهای منجمد پس از صرف زمانی معقول و متعارف و تلاشهای ناموفق برای برقراری تماس با صاحبان منتفی بدانیم.
تصمیمگیری در مورد سرنوشت جنین منجمد رهاشده بستگی به این موضوع دارد که چه ماهیتی را برای آنها برگزینیم. در صورتی که جنینهای منجمد رهاشده را انسان تلقی کنیم، با توجه به هزینهی نگهداری و کمبود امکانات پزشکی میتوان بر اساس قاعدهی الضرورات تبیح المحظورات (ناگریزیها حرامها را مباح میکند) آنها را از بین برد. چنانچه جنینهای منجمد را مال یا شبه مال تلقی کنیم، باید جنینهای منجمدی را که به صاحبانشان برای تعیین سرنوشت آنان دسترسی وجود ندارد ، مجهول المالک تلقی کرده و حاکم را جهت اخذ تصمیم به دورریزی یا اهدا برای تحقیقات صالح قلمداد کرد.
با وجود پیشرفت علم پزشکی و تکنولوژیهای مرتبط، شناخت ماهیت و چگونگی مرگ، همچنان در هالهای از ابهام است. شاید چنین بتوان گفت که چون مرگ، پدیدهای دو وجهی است و یکروی آن جسمانی و روی دیگر، نفسانی و روحانی است، شناخت آن، تنها در حیطهی علم پزشکی نیست، بلکه تلاش و همکاری اندیشمندان حوزههای دیگری چون علوم قرآنی، علوم انسانی، فلسفه و مانند آن نیز برای گشودن قفلهای بستهی آن ضروری بهنظر میرسد. چنین همفکریهایی میتواند با توصیف آنچه بر نفس در آستانه و هنگام مرگ میگذرد، دیدگاه دانشمندان علوم پزشکی را که بهحق، مفسران خوبی برای تغییرات جسمانیِ زمان مرگ هستند، وسعت و عمق بیشتری بخشد. بیشک، چنین نگرشی میتواند در گرفتن تصمیمهای اخلاقی پایان حیات و نیز ارائهی مراقبتهای معنوی در این لحظات، تحولآفرین باشد. این مطالعهی مروری بهروش کتابخانهای، ابتدا توصیفی از مراحل مرگ در نگاه علم پزشکی دارد و سپس با کنکاشی قرآنمحور در منابع اسلامی و با تمرکز بر آیاتی که صراحتاً دلالت بر زمان مرگ دارند، توصیف قرآنی از برخی مراحل مرگ ارائه میدهد. سرانجام در بحث نهایی، برخی شباهتها و تفاوتهای دیدگاهها را بیان و سؤالات مهمی را در این حیطه مطرح میکند که عمدتاً برای ارائهی مراقبتهای معنوی در لحظات پایانی حیات در خور اهمیت فراوان هستند. امید است با پژوهشهای متمرکز آینده که در جهت پاسخ به سؤالات اصلی ایجادشده در این مطالعه خواهند بود، راه برای ارائهی مراقبتهای معنوی و قرآنمحور، بیش از پیش تسهیل و عملیاتی شود.
بیانیهی هلسینکی یکی از مهمترین اسناد بینالمللی اخلاق در پژوهش بر روی نمونههای انسانی است که تاکنون 7 بار و آخرین بار در سال 2013 مورد بازنگری قرار گرفتهاست. ویرایش سال 2013 شامل چندین تغییر مهم است و در بخشهای روشنتر و دقیقتری سازمان یافتهاست. آگاهی پژوهشگران و سایر افراد مرتبط با پژوهش از آخرین تغییرات این اصول و دسترسی آسان به ترجمهی صحیحی از آن در رعایت آخرین استانداردهای اخلاقی حائز اهمیت است. لذا در این مطالعه ترجمهی آخرین ویرایش این بیانیه با ترجمهی ویرایش قبلی مقایسه شدهاست تا با بررسی تغییرات و چالشهای موجود در آخرین نسخه در بازبینی کدهای اخلاقی درون کشور نیز کمککننده باشد.
از تغییرات ویرایش 2013 میتوان به تأکید بیشتر بر حمایت از افراد آسیبپذیر اشاره کرد. همچنین، در این ویرایش یک بند مستقل در رابطه با جبران آسیب و درمان صدمات ناشی از پژوهش اضافه شدهاست. کسب رضایت آگاهانه حتی در مورد استفاده از نمونههای موجود در زیستبانک و تمهیدات لازم پس از کارآزمایی از دیگر مواردی است که در نسخهی جدید بر آنها تأکید شدهاست
حفظ رازهای بیمار و محرمانه نگهداشتن اطلاعات خصوصی او و پایبندی به آن، از جمله نام یا تشخیص بیماری، نقش مهمی در برقراری اعتماد بیماران با تیم درمانی دارد. هدف این مطالعه تعیین وضعیت آشکار بودن و افشای نام یا تشخیص بیماری و دیدگاه بیماران نسبت به حفظ این راز در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی مازندران بود. در این پژوهش مقطعی- توصیفی، 216 بیمار از بخشهای داخلی، جراحی و زنان که حداقل 24 ساعت بستری بودند وارد مطالعه شدند. بعد از تعیین روایی و پایایی پرسشنامه، دیدگاه بیماران در دو بخش سؤالات دموگرافیک و اختصاصی بررسی شد. دادهها با نرمافزار SPSS و استفاده از آزمون Chi-Square تحلیل شد. نتایج نشان میدهد از 216 بیمار شرکتکننده در این تحقیق 122 نفر (5/56) درصد) مرد و 94 نفر (5/43 درصد) زن بودند. میانگین سنی بیماران برابر 6/ 18±47 (16- 80) سال بود. نتایج تحقیق در مورد دیدگاه بیماران نشان داد که 49 نفر (7/22درصد) بیماران نسبت به آشکار بودن نام یا تشخیص بیماری در سر تخت خود مخالف هستند. یافتهها نشان میدهد که تفاوت دیدگاه بین بیماران زن و مرد در خصوص نصب نام یا تشخیص بیماری در سر تخت آنان وجود دارد (050 /0>P). همچنین، دیدگاه بیماران نسبت به آگاهی همراهان بیماران دیگر از نام و تشخیص بیماریشان برحسب سطح تحصیلات تفاوتی نداشت (578 /0>P). با توجه به فراوانی مخالفت درصد قابل توجه بیماران در این مطالعه برای افشا و آشکاربودن نام و تشخیص بیماری آنان، احتمال گستردگی این پدیده در بیماران بخشهای خاص یا اورژانس، توجه متولیان امور را به تدبیر فرایند مناسبتری جهت محرمانه باقی ماندن اطلاعات بیماران از جمله نام و تشخیص بیماری معطوف میداریم
«دفاع از خود» در برابر تهدیدات از حقوق اخلاقی هر شخص است. بر مبنای همین حق اخلاقی، شخص میتواند در برابر کسی که جان او را تهدید میکند از خود دفاع کند؛ هر چند که منجر به مرگ آن فرد شود. این اصل یکی از پرکاربردترین اصول اخلاقی در مباحث مربوط به اخلاق جنگ و کشتن است؛ اما با این حال، فیلسوفان اخلاق به مناسبتهای مختلف نیز در موضوعات دیگر از این اصل اخلاقی یاد کردهاند، از جمله جواز سقط جنین در موارد تعارض جان مادر و جنین. Judith Thomson، اولین فیلسوف اخلاقی است که در مقاله معروف و تأثیرگذار خود با عنوان «دفاع از سقط جنین» با تمسک به همین اصل اخلاقی به دفاع از سقط جنین در این مورد میپردازد. Thomson در تقسیمی بیسابقه بارداری را به دو نوع، بارداری خواسته و ناخواسته، تقسیم میکند و در بارداری خواسته در مواردی که جان مادر از سوی جنین در معرض خطر باشد حکم به جواز سقط جنین میکند و در همین رابطه، جواز یا عدم جواز دخالت شخص ثالث در انجام سقط جنین را نیز مطرح کرده است. شیوه استدلال او انتقادات فراوانی را به دنبال داشته است؛ حتی کسانی که موافق اصل ادعای او هستند نیز اشکالاتی به وی وارد کردهاند و تمسک Thomson به اصل «دفاع از خود» را بیربط به این موضوع دانستهاند. در این مقاله به لحاظ اخلاقی، مدعای Thomson درباره جواز سقط جنین در بارداری خواسته، در مواردی که جان مادر در معرض خطر است، با تمسک به اصل «دفاع از خود» و نیز جواز دخالت شخص ثالث بررسی و نقد خواهد شد.
اهمیت توجه به بررسی، تبیین و لحاظ نمودن مباحث اخلاقی در طب در دهههای گذشته موجب شد بیش از بیست سال پیش در کشور ما نیز فعالیتهای منسجمی در این مرحله سامان یابد که تأسیس و گسترش مراکز تحقیقات اخلاق پزشکی و راهاندازی دورههای دکتری تخصصی اخلاق پزشکی در کشور از آن جمله بودهاند. در همین راستا، مجله ایرانی اخلاق و تاریخ پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران که از سال 1387 به مجموعه مجلات علمی- پژوهشی پزشکی کشور پیوسته است تاکنون با انتشار 394 مقاله در مجموع 55 شماره منتشر شده در موضوعات مختلف اخلاق پزشکی، نظیر آغاز و پایان حیات، ملاحظات اخلاقی در به کار گیری فناوریهای جدید پزشکی، رابطه پزشک و بیمار، خطاهای پزشکی و ... ، تلاش نموده است تا گفتمان اخلاق پزشکی را در جامعه پزشکی کشور به یک گفتمان ضروری در ارائه خدمات سلامت مطرح نماید.
در این تلاش جمعی که با همکاری اساتید رشتههای مختلف علوم پزشکی صورت گرفته است، این مجله سعی کرده است تا با طرح مباحث مختلف اخلاق پزشکی در حوزههای بالینی تحقیقات پزشکی، مبانی فقه پزشکی، نظریههای اخلاقی، و نیز تاریخ پزشکی از یک سو، و ارائه راهکارهای مناسب اخلاقی در مواجهه با این مباحث از سوی دیگر، به پرسشهای موجود همکاران محترم گروه پزشکی پاسخ داده و ارائه طریق نماید.
حال با توجه به تحول اساسی در مجلات علمی مبنی بر الکترونیک شدن آنها و نیز اقبال مخاطبین به دسترسی الکترونیک اینگونه منابع علمی، مجله اخلاق و تاریخ پزشکی بعد از این با پیوستن به جمع پایگاه الکترونیک تلاش میکند با به کارگیری فناوریهای جدید ارتباطی، سریعتر و با سهولت بیشتری در اختیار مخاطبین خود قرار گیرد. استفاده از فناوریهای جدید ارتباطی ، این فرصت را برای همکاران به گونهای فراهم می نماید که از این پس، هر یک از مقالات پذیرفته شده بعد از طی مراحل انتشار بلافاصله بر روی سایت مجله در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت. با توجه به رصد مباحث مربوط به اخلاق پزشکی در کشور، هم اکنون مباحثی چون فضای مجازی، حریم خصوصی بیماران، رازداری، رابطه پزشک و بیمار - به ویژه ارتباط مالی با بیماران- ، همگی چالشهای پیش روی جامعه پزشکی میباشند که این مجله در صدد پرداختن به آنها است و امیدواریم که در بررسی این چالشها و راهکارهای مواجهه با آنها از همکاری و همیاری شما فرهیختگان بهرهمند گردیم. امید است انتشار این مجموعه با همت کلیه صاحبنظران و محققان حیطه اخلاق پزشکی، گامی در جهت اعتلای این عرصه در کشور باشد.
بروز خطا در ارائه خدمات سلامت، پدید ه ای آسیب رسان و در بعضی موارد جبران ناپذیر است. خطاهای پزشکی تهدیدی برای رفاه و سلامتی بیمار بوده و تا حد ممکن نباید اتفاق بیفتند. بیشتر خطاهای پزشکی، صدمات کمی به انسان می زنند؛ اما بعضی از آن ها منجر به زیان های جبران ناپذیر می گردند. این گزارش به توصیف یک مورد خطای آزمایشگاهی در نتیجه آمنیوسنتز، طی بررسی ژنتیک در دوران بارداری، می پردازد که نتیجه نامفهوم و نامطلوب تست نگرانی و سر درگمی را برای مراجع و خانواده به همراه داشته است. توجیه نشدن کارکنان و پزشکان در مورد خطاهایی که مرتکب می شوند و رویکرد نامناسب در مواجهه با آن ها باعث ایجاد و تداوم فرآیندهای اشتباه می گردد. مطالعات نشان داده است که گزارش این قبیل موارد و همچنین تغییر رویکرد از سنتی به سیستمی در مواجهه با انواع خطاهای پزشکی می تواند در کاهش تکرار این گونه خطاها مؤثر باشد.
توجه روزافزون به آزادیهای فردی در دهههای اخیر، موجب مطرحشدن اصل اخلاقی احترام به اتونومی بیمار و درک ضرورت مشارکت بیماران در تصمیمگیریهای بالینی شد؛ اما روی دیگر سکهی توجه روزافزون به اتونومی بیماران در عرصهی تصمیمگیریهای درمانی، وجود چالش جدی در تعیین محدودهی پذیرفتنی برای ارزشنهادن به تصمیمات خودمختارانهی بیماران است. این مسأله بهویژه زمانی که تصمیم بیمار، با تأمین بهترین منفعت برای او همسو نباشد، اهمیت بیشتری پیدا میکند. همچنین تأکید بیش از حد بر احترام به اتونومی بیماران میتواند نتایج منفی دیگری مانند کاهش احساس مسئولیت پزشک در قبال تأمین بهترین منفعت برای بیماران و نیز امکان تقابل اتونومی بیمار با منفعت سایر افراد جامعه داشته باشد. بهطور کلی باید گفت دربارهی محدودهی قابل قبول برای ارجنهادن به ترجیحات و تصمیمات بیماران، نظرات مختلفی وجود دارد. درحالیکه گروهی از صاحبنظران محدودسازی دامنهی تأثیر اتونومی بیماران را در عرصهی تصمیمگیریهای پزشکی حمایت میکنند، گروهی دیگر اعمال اتونومی از سوی بیماران را نه بهعنوان یک حق بلکه به مثابه یک وظیفهی اخلاقی قلمداد مینمایند. این مقاله به تحلیل و نقد دلایل مختلف نظریهپردازان هر دو گروه پرداخته و در انتها برای توجه همزمان به حق اتونومی بیماران، در ضمن پیشگیری از پیامدهای ناخواستهی احترام بیقید و شرط به خواستهها و ترجیحات آنان، سازوکار مناسبی پیشنهاد مینماید.
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران میباشد.
طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by: Yektaweb

