جستجو در مقالات منتشر شده



امیراحمد شجاعی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

اخلاق فضیلت‌مدار در ارتباط پزشک و بیمار، یعنی ابتدا اخلاق پزشکی را به اخلاق پزشکان فروکاهیم و سپس پزشک اخلاقی را پزشکی بدانیم که به فضائل اخلاقی متصف باشد. فضائل اخلاقی در آموزه‌های شیعی قریب ۱۵۰ عددند که بسیاری از آن‌ها به حوزه‌ی درمان ارتباط پیدا نمی‌کنند. حدود هشتاد فضیلت به حرفه‌ی پزشکی مرتبط می‌شوند؛ اما این تعداد هم زیاد است و نمی‌توان با استفاده از آیات و روایات، به تحلیل آن‌ها پرداخت؛ ازاین‌رو، لزوماً دو کار باید صورت پذیرد: ۱. فضائل مرتبط با حرفه‌ی پزشکی محدودتر شوند؛ ۲. فضائل محدودشده، در ارتباط با حرفه‌ی پزشکی تحلیل شوند. باور و عمل به فضائل تأکیدشده در آموزه‌های شیعی به نگاه توحیدی در طبابت منتهی می‌شود و جهان‌بینی‌ای متفاوت و متعالی به پزشکان اهدا می‌کند. این بینش که بر پایه‌ی آموزه‌های قرآن و احادیث معصومان(س) است، طبابت را ابتدا رابطه‌ای الهی می‌داند و سپس، به ارتباط پزشک با دیگران می‌پردازد. این مقاله، رابطه‌ی الهی طبیب و نقش آن بر طبابت را تحلیل می‌کند. با استفاده از مطالعه‌ی کتابخانه‌ای ۱۳۷ فضیلت اخلاقی جمع‌آوری شدند و سپس، با استفاده از روش آنالیز عاملی (Factor Analysis)، فضائل مرتبط با حوزه‌ی درمان به سیزده فضیلت محدود و با استفاده از مطالعه‌ی کتابخانه‌ای و بحث تمرکز گروهی، این فضائل در ارتباط با حوزه‌ی درمان تحلیل شدند. نتیجه آنکه، چنانچه اخلاق پزشکی را مبتنی بر فضیلت بدانیم و فضائل را مبتنی بر آموزه‌های شیعی تفسیر و تعبیر کنیم، آنگاه به نگاه توحیدی در طبابت خواهیم رسید. این نگاه توحیدی، وجه متمایز اخلاق پزشکی شیعی و سکولار خواهد بود و به پیوند ایمان و اخلاق کمکی شایان می‌کند.

حسین محمودیان، حمیده برزگر،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

بیماران حق دارند درباره‌ی مراقبت پزشکی خود تصمیم بگیرند؛ بنابراین باید تمامی اطلاعات مرتبط با تصمیم‌گیری در اختیارشان قرار گیرد. رضایت آگاهانه مبنای رابطه‌ی درمانی بیمار و جراح است و باعث برقراری اعتماد و پیشبرد مسئولیت مشترک برای تصمیم‌گیری می‌شود. لذا باید اطلاعات لازم و کافی درباره‌ی بیماری، روش‌های درمانی در دسترس، فواید و مضرات هر کدام در اختیار بیمار قرار گیرد تا بتواند تصمیم درستی اتخاذ کند. در این پژوهش توصیفی‌تحلیلی، دویست نفر از بیماران تحت عمل جراحی زنان در یکی از بیمارستان‌های شیراز در سال ۱۳۹۳ به‌صورت مقطعی مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسش‌نامه‌ استفاده شد؛ همچنین اعتبار علمی پرسش‌نامه با استفاده از روش روایی صوری و پایایی آن با استفاده از آزمون تعیین میزان پایایی نرم‌افزارspss  ارزیابی شد. بررسی و تحلیل داده‌ها نیز با استفاده از نرم‌افزار آماریspss ویراست ۱۶ انجام گرفت. بین سن، تأهل، شغل، محل سکونت، اورژانسی یا غیراورژانسی‌بودن عمل جراحی با میزان آگاهانه‌بودن رضایت، رابطه‌ی معنادار وجود نداشت. در بین گروه‌های مختلف تحصیلی بین تحصیلات ابتدایی و افراد تحصیل‌کرده با مدرک دیپلم و بالاتر تفاوتی معناداری دیده می‌شد. مشارکت بیماران در تصمیم‌گیری بالینی ۵۷٪ بود. همچنین، اطلاعات بیمار درباره‌ی حقوق خود در بیمارستان و میزان خواندن فرم رضایت‌نامه در نامناسب‌ترین وضعیت قرار داشتند. یافته‌های این پژوهش نشان‌دهنده‌ی وضعیت نامناسب و میزان اندک آگاهانه‌بودن رضایت کسب‌شده از بیماران است.
 
سیدعلی انجو، زهرا کاوسی، سیدضیاءالدین تابعی، عبدالعلی محقق‌زاده،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

فرهنگ سازمانی تعیین‌کننده‌ی رفتار سازمان، ارزش‌ها، سنت‌ها و هنجارهای آن است. اخلاق کسب‌وکار مجموعه‌ای از ارزش‌هاست که تعیین می‌کند سازمان چقدر اخلاقی است. فضای فرهنگی سازمان، جوّ اخلاقی و رفتارهای سازمانی را شکل می‌دهد. بررسی روش‌های ارزشیابی و اعتباربخشی بیمارستان‌ها بیانگر جای خالی استانداردهای اخلاق کار و فرهنگ سازمانی است. هدف از این مطالعه شناخت ابعاد مختلف اعتباربخشی فرهنگی و ارزیابی بیمارستان‌ها براساس آن بود و در دو بخش انجام شد. ابتدا، در یک مطالعه‌ی کیفی ازطریق مصاحبه با خبرگانی که به شیوه‌ی هدفمند انتخاب شدند، جلسات بحث گروهی متمرکز، برای شناخت ابعاد اعتباربخشی فرهنگی و تدوین کتابچه‌ی اعتباربخشی فرهنگی بیمارستان‌ها، برگزار شد. پس از نهایی‌شدن ابعاد و شاخص‌ها در مرحله‌ی دوم، بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی شیراز، براساس شاخص‌های تدوین‌شده، ارزیابی شدند. در مرحله‌ی دوم، از میان هفده بیمارستانِ هدف که دوره‌ی آموزش و آشنایی با شاخص‌ها را گذرانده و برای همکاری با طرح اعلام آمادگی کرده بودند، یازده بیمارستان که سازمان بیمارستان خود را براساس شاخص‌های کتابچه،‌ «خودارزیابی» کرده بودند، وارد مطالعه شدند. از مطالعه‌ی کیفی، هفت موضوع اصلی و هفده زیرموضوع استخراج شد. موضوعات عبارت بودند از: توجه به موازین شرعی مورد درخواست بیماران، رضایتمندی بیماران و همراهان، رضایتمندی کارکنان، مراعات قواعد اخلاقی، قوانین پوشش، فعالیت‌های فرهنگی بیمارستان و آراستگی محیطی بیمارستان. امتیازات از صفر تا یک و نمرات کلی بیمارستان‌ها بین ۶۸/۰ تا ۷۸/۰ بود. یافته‌ها بیانگر قابلیت استفاده‌ی ابزار در ارزشیابی فرهنگی بیمارستان‌هاست و ابعاد استخراج‌شده تفاوت‌های بیمارستان‌ها را به‌خوبی نشان می‌دهد.
امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی، علیرضا نوروزی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

دغدغه‌‌ها و نگرانی‌‌های اساسی در پیوند با سلامت پژوهش سبب شده است تا سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران به‌عنوان موضوعی در خور ‌بررسی، در مطالعات مطرح شوند؛ اما لازمه‌ی داشتن سیاست عینی و خط‌‌‌‌مشی روشن برای مدیریت سوءرفتارهای پژوهشی و تمهید سلامت پژوهش در تحقیقات کشور، ‌‌داشتن آگاهی و شناخت کافی درباره‌ی عوامل ایجادکننده‌ی آن‌هاست. در مطالعه‌ی حاضر تلاش شده تا شواهد گزارش‌شده در مطالعات داخل کشور درباره‌ی سوءرفتارهای پژوهشی و عوامل مؤثر بر آن‌ها بررسی شوند. به این منظور، سی مطالعه‌ی انجام‌شده درباره‌ی سوءرفتارهای پژوهشی ایران شناسایی و برای مطالعه‌ی اسنادی انتخاب شدند. عوامل شناسایی‌شده از شواهد مربوط به سوءرفتارهای پژوهشی گزارش‌شده در ذیل سه مجموعه‌ی ۱. عوامل ساختاری شامل فشار نشر، سیاست‌های ارتقای علمی، تأمین بودجه‌ی پژوهش و حفظ موقعیت شغلی؛ ۲. عوامل سازمانی شامل محیط پژوهش، فعالیت‌های نظارتی کنترلی بر پژوهش و آموزش فعالیت‌های پژوهشی؛ ۳. عوامل فردی شامل مهارت‌های پژوهشی، مدرک‌گرایی، منافع مالی حاصل از پژوهش، درک و قضاوت اخلاقی فرد تعیین و تعریف شدند. بر این اساس، الگوی تحلیلی عوامل مؤثر برای سوءرفتارهای پژوهشی گزارش‌شده در مطالعات ایران تدوین شد. همچنین نتایج این مطالعه نشان دادند که مطالعات انجام‌شده در کشور آن‌چنان که باید، به بررسی متغیرهای مربوط به عوامل فرهنگی و عوامل موقعیتی، نپرداخته‌اند و عمدتاً به مصادیق بارز سوءرفتارهای پژوهشی مانند داده‌سازی و تحریف داده‌ها، به‌ویژه سرقت علمی، توجه کرده‌اند.

محسن رضائی آدریانی، سعید نظری توکلی، مهرزاد کیانی، محمود عباسی، محسن جوادی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

اخلاق پزشکی، دانشی کهن است. برخی از موضوعات مطرح در آن، سابقه‌ای تاریخی دارد و برخی دیگر از چالش‌های آن، نوین است و با پیشرفتهای فناوری پدید آمده است. یکی از این چالشها که سابقه‌ای تاریخی دارد اما به‌تازگی نمودی بیشتر یافته، «بی‌نتیجه­‌بودن درمان» است. در تعریف آن گفته شده است، درمانی که نتواند به هدف تعیین‌شده‌ی خود برسد، بی‌نتیجه‌ خواهد بود. این موضوع در اواخر دهه‌ی هشتاد میلادی، تحت عنوان واژه‌ی Medical Futility وارد متون پزشکی شد. براساس این بررسی، میتوان نتیجه‌ گرفت که این واژه را زمانی باید به کار ببریم که احتمالاً، اقدام درمانی، نتیجه‌‌ی مطلوب و آن «نتیجه‌»ای را که تیم سلامت و بیمار/خانواده به دنبال آن هستند (سلامت بیمار)، محقق نخواهد کرد. در کشور ما برای این عبارت، معادل‌هایی گوناگون ارائه شده است؛ «بیفایدگی پزشکی»، «بیهودگی در پزشکی» و حتی «درمان نابه‌جا» از آن جمله‌اند. این مقاله در جست‌وجوی معادل فارسی مناسب برای این مفهوم است. ازآنجاکه ممکن است استفاده از تعابیری مانند «بیهوده» یا «بیفایده»، باعث برداشت نادرست و پدیدآمدن سوءتفاهم میان بیمار/خانواده و تیم پزشکی شود و اعتماد بین بیمار/خانواده و تیم پزشکی را در معرض آسیب قرار دهد، بهترین تعبیری که به نظر می‌رسد می‌توان جایگزین این واژه‌ی انگلیسی کرد، تعبیر «درمان بی‌نتیجه» است.

محمد حسنی، افسانه عباسخانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

امروزه نقش رهبران معنوی تحریک کارکنان با به‌کارگیری چشم‌انداز معنوی و ایجاد زمینه‌های فرهنگی براساس ارزش‌های انسانی است تا کارکنانی توانمند پرورش دهند؛ از سوی دیگر، اخلاق حرفه‌ای نیز از متغیرهای است که بر فعالیت‌ها و عملکرد فردی و گروهی و نتایج سازمان تأثیری چشمگیر دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه‌ی بین رهبری معنوی و اخلاق حرفه‌ای با عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی کاری با نقش واسطه‌ای یادگیری سازمانی در بین کارکنان بیمارستان امام­رضا(ع) در شهرستان ارومیه انجام گرفته است. طرح این پژوهش، طرح مقطعی توصیفی‌همبستگی از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری است. جامعه‌ی آماری این پژوهش شامل ۷۵۹ نفر از کارکنان که از بین آن‌ها ۲۴۰ نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده­ها از پرسشنامه ­های استاندارد استفاده شد. همچنین برای تحلیل فرضیه‌ها و بررسی روابط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و روش مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین متغیرهای رهبری معنوی و اخلاق حرفه­ای با عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی (51/0 =r، 42/0 =r، 01/0>P)، (75/0 =r، 36/0 =r، 01/0>P) کارکنان رابطه‌ای معنی‌دار وجود دارد. علاوه‌براین نتایج نشان داد که نقش واسطه‌ای یادگیری سازمانی در رابطه‌ی رهبری معنوی و اخلاق حرفه‌ای با عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی کاری (17/0 =β، 16/0 =, β 18/0 =β، 17/0 =β) تأیید می‌شود. با توجه به یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که توجه به رهبری معنوی و اخلاق حرفه‌ای می‌تواند در افزایش عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی کاری و همچنین ارتقای یادگیری سازمانی در بین کارکنان بیمارستان امام رضا(ع)، از اهمیتی چشمگیر برخوردار باشد.

صادق یوسف‌نژاد،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

این سرمقاله فاقد چکیده است.
ایرج شاکری‌نیا، رضا قاسمی جوبنه،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

هدف از این پژوهش، بررسی نقش سلامت سازمانی و رضایت شغلی در پیش‌بینی اخلاق کار کارکنان دانشگاه بوده است. روش پژوهش توصیفی‌همبستگی بود و جامعه‌ی آماری تحقیق را کلیه‌ی کارکنان دانشگاه گیلان تشکیل دادند. در پژوهش حاضر ۱۳۴ نفر به شیوه‌ی نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل سه پرسش‌نامه‌ی اخلاق کار، سلامت سازمانی و رضایت شغلی بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد بین سلامت سازمانی و اخلاق کار رابطه‌ی مثبت و معنی‌دار وجود دارد (01/0 p<). بین رضایت شغلی و اخلاق کار نیز رابطه‌ی مثبت و معنی‌دار وجود دارد (01/0 p<). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد سلامت سازمانی و رضایت شغلی می‌توانند ۳۹ درصد پراکندگی را در اخلاق کار تبیین کنند (01/0 p<). یافته‌های پژوهش حاضر نشانگر اهمیت سلامت سازمانی و رضایت شغلی در تبیین اخلاق کار در کارکنان دانشگاه است.

سمانه رازقی، رضا یزدانی، امیر راعی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

با توجه به قابلیت ارتقای هوش هیجانی در تمام طول عمر، در صورت اثبات رابطه‌ی معنی‌دار بین هوش هیجانی و مهارت‌های اخلاقی، می‌توان با برنامه‌ریزی‌های لازم، گام‌های مثبتی را برای ارتقای مهارت‌های اخلاقی دانشجویان برداشت. هدف از مطالعه‌ی حاضر بررسی ارتباط هوش هیجانی با مهارت‌های اخلاقی دانشجویان سال سوم و آخر دانشکده‌ی دندان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. در این مطالعه‌ی مقطعی، همه‌ی دانشجویان سال سوم و آخر دانشکده‌ی دندان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. از شرکت‌کنندگان در مطالعه در یکی از کلاس‌های درسی خواسته شد که پرسش‌نامه‌ی فارسی‌شده و استانداردشده‌ی هوش هیجانی بار-اون (Bar-On Emotional Quotient Inventory: EQI) و پرسش‌نامه‌ی استانداردشده‌ی مهارت‌های اخلاقی (Moral Skills Inventory) را پر کنند. در نهایت، اطلاعات به‌دست‌آمده از نظر آماری تجزیه و تحلیل شد. نتایج بررسی‌های آماری نشان‌دهنده‌ی وجود رابطه‌ی معنی‌دار بین برخی مؤلفه‌های هوش هیجانی با برخی حوزه‌های مهارت‌های اخلاقی است. بااین‌حال بین نمره‌ی کل هوش هیجانی و نمره‌ی کل مهارت‌های اخلاقی رابطه‌ی معنی‌دار دیده نشد. نمره‌ی کل مهارت‌های اخلاقی دانشجویان با هیچ‌یک از ویژگی‌های دموگرافیک رابطه‌ی معنی‌داری نداشت. دانشجویان متأهل به‌طور معنی‌داری در حوزه‌ی شجاعت اخلاقی امتیاز بهتری داشتند (۰۳/۰=P). یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که نمره‌ی کلی هوش هیجانی و مهارت‌های اخلاقی در دانشجویان دندان‌پزشکی رابطه‌ی معنی‌داری با یکدیگر ندارند.
 

زهرا تذکری، زهرا اعتباری اصل، زهرا محمدی، خاطره نعمتی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

حساسیت اخلاقی از عوامل مهم در بهبود کیفیت مراقبت‌های پرستاری و ارتقای کارایی پرستاران است. پژوهش پیش رو، با هدف بررسی رابطه‌ی حساسیت اخلاقی پرستاران اتاق عمل با خودکارآمدی آن‌ها در مراکز آموزشی‌درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل طراحی شد. این پژوهشِ توصیفی‌هم‌بستگی در سال ۱۳۹۶ روی ۱۴۴ نفر از پرستاران اتاق عمل به روش سرشماری صورت گرفت. اطلاعات، با کمک پرسش‌نامه‌ی استاندارد حساسیت اخلاقی و خودکارآمدی عملکرد بالینی جمع‌آوری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری ضریب هم‌بستگی پیرسون، آزمون تی مستقل و آنوا تحت نرم‌افزار Spss 15 تجزیه و تحلیل شد. میانگین سنی افراد 07/6±30 سال به دست آمد. اکثر پرستاران زن (۵۴%) دارای مدرک اتاق عمل (۵۹%) بودند. میانگین و انحراف معیار نمره‌ی حساسیت اخلاقی 00/11± 87 و خودکارآمدی کلی نیز، 00/13±129 به دست آمد. ضریب هم‌بستگی پیرسون، بیانگر ارتباط آماری معنادار، بین نمره‌ی خودکارآمدی و حساسیت اخلاقی پرستاران بود (۰۰۰۱P، 882/0r=). نتایج مطالعه‌ی حاضر نشان داد حساسیت اخلاقی و خودکارآمدی پرستاران اتاق عمل، در حد بالایی قرار دارد؛ همچنین به نظر می‌رسد حساسیت اخلاقی بالا، موجب افزایش خودکارآمدی می‌شود. با وجود این، برگزاری کارگاه‌های اخلاقی و حرفه‌ای می‌تواند حساسیت اخلاقی و به دنبال آن، خودکارآمدی پرستاران را بهبود بخشد.

بنت‌الهدی شیرازی صدر، سیامک افشین مجد، شیوا رفعتی، زهرا پشت چمن، ناهید رژه،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

با توجه به شیوع روزافزون بیماری‌های بدخیم و تأثیر چشمگیر این نوع بیماری‌ها بر جنبه‌های مختلف زندگی بیمار و خانواده‌‌اش، افشای تشخیص سرطان و حقیقت‌گویی به بیمار به یکی از چالش‌ها در حیطه‌ی اخلاق پزشکی تبدیل شده است؛ بنابراین مطالعه‌ی حاضر، با هدف ارزیابی تمایل بیماران و همراهان به آگاه‌شدن از بیماری بدخیم انجام شده است. این پژوهش، مطالعه‏ای توصیفی‌مقطعی است که روی 270  مراجعه‌کننده به بیمارستان مصطفی خمینی انجام شد. این تعداد که با روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند شامل صد بیمار غیرمبتلا به سرطان، صد همراه بیمار غیرمبتلا به سرطان و هفتاد بیمار مبتلا به سرطان بودند. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه جمع‌آوری و با نرم‌افزار 16 spss تجزیه و تحلیل شد. 74% از بیماران مبتلا به سرطان، 85% از بیماران غیرمبتلا به سرطان و 50% از همراهان بیمار، به آگاه‌شدن فرد مبتلا از تشخیص بیماری بدخیم تمایل داشتند. درباره‌ی پیش‌آگهی نیز 39% از بیماران مبتلا به سرطان و 75% از بیماران غیرمبتلا به سرطان موافق آگاهی کامل و 4۲% از بیماران مبتلا به سرطان و 2۲% از بیماران غیرمبتلا به سرطان، موافق آگاهی نسبی بودند. با توجه به نتایج مطالعه، اکثر بیماران و خانواده‌هایشان تمایل دارند از تشخیص و پیش‌آگهی بیماری خود آگاهی داشته باشند. همچنین باید برای ارتقای سطح روابط بین پزشک وبیمار رویکردهایی اتخاذ گردد تا پزشکان مهارت‌های ارتباطی لازم را برای بازگوکردن وقایع پیش‌آمده به بیمار خود داشته باشند.

سیدسعید سیدمرتاض، پروین دلاور، نفیسه ظفرقندی، محمدرضا یکتایی، غلامرضا معارفی، علی دواتی، شیوا رفعتی، سیامک افشین مجد، احیاء گرشاسبی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

 مردی ۶۲ ساله با شکایت استفراغ خونی مکرر، ۴۸ ساعت قبل به اورژانس مراجعه کرده است. بیمار بستری و اقدامات لازم انجام‌ شده و در مدت ۲۴ ساعت شش واحد خون دریافت کرده است. بیمار تحت آندوسکوپی قرار گرفته اما تلاش آندوسکوپیک برای توقف خونریزی موفق نبوده است. جراح مشاور، بیمار را ویزیت و لاپاراتومی اورژانس را ضروری دانسته است. بیمار هوشیار است و از انجام عمل جراحی امتناع می‌ورزد. وضعیت همودینامیک بیمار پایدار نیست و خونریزی گوارشی ادامه دارد. برای کادر پزشکی و مسئولان بیمارستان این سؤال مطرح است که وظیفه‌ی آنان چیست؟ آیا باید با احترام به انتخاب بیمار، شاهد پیشرفت بیماری و تشدید وخامت حال بیمار باشند؟ آیا می‌توانند با استناد به ممانعت بیمار از انجام اقدامات درمانی، او را از بیمارستان ترخیص نمایند؟ یا اینکه می‌توانند با استفاده از ظرفیت‌ها و حمایت‌های قانونی، اقدامات تشخیصی‌درمانی صحیح را علی‌رغم مخالفت بیمار انجام دهند؟ در این شرایط چگونه می‌توان اصل اتونومی و اصول سودرسانی و عدم اضرار را به‌طور همزمان رعایت کرد؟ در این مقاله با بررسی این موضوع که از معضل‌های حوزه‌ی اخلاق پزشکی است، درباره‌ی ملاحظات اخلاقی، قانونی و جنبه‌های مرتبط با آن‌ها بحث و بررسی شده است. 

مرضیه کریمی بهزاد، لیلا نیکویی‌نژاد،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

سقط جنین همواره به‌عنوان یکی از مسائل پرجنجال و حاشیه‌برانگیز در طول تاریخ بشری مطرح بوده است. عده‌ای از فیلسوفان اخلاق با تکیه بر نظریه‌های هنجاری، با هدف بیان مستدل‌تر مسأله، سقط جنین را به شکل دیگری طرح کرده‌اند و آن را در قالب نظریه‌ی وظیفه‌گرایی، سودگرایی و اخلاق فضیلت بررسی کرده‌اند. هدف پژوهش حاضر، بررسی دیدگاه پیتر سینگر از فیلسوفان اخلاق استرالیایی است که مسأله‌ی سقط جنین را از منظر سودگرایی ترجیحی در کانون توجه قرار داده است. او علاوه بر سقط جنین به بحث اتانازی، حقوق حیوانات و کودک‌کشی نیز پرداخته است. در این نوشتار، سعی شده است تا با روش توصیفی‌تحلیلی حکم اخلاقی سقط جنین از دیدگاه پیترسینگر تبیین شود؛ اما با توجه به ناکافی‌بودن ادله‌ی توجیهی سودگرایانی مثل سینگر درباره‌ی جواز سقط جنین و حتی اذعان وی به ناکارآمدی این نظریه در برخی مواقع، به نظر می‌رسد یادگیری و به‌کارگیری دیگر نظریه‌های هنجاری در مواقع خاص می‌تواند در ارائه‌ی راهکارهای مناسب برای حل معضلات اخلاقی مرتبط با این مسأله مؤثر باشد.

اکبر آقایانی چاوشی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

بازخوانی تاریخ اخلاق پزشکی، تحلیل و بررسی سیره و آثار پزشکان پرآوازه دوره‌ی اسلامی و بهره‌برداری از این میراث گرانبها ضرورتی انکارناپذیر است؛ ازاین‌رو در پژوهش حاضر با روش توصیفی‌تحلیلی، کتاب‌های طب الفقراء و المساکین اثر ابن‌الجزار، کامل الصناعه الطبیه اثر اهوازی، القانون فی الطب اثر ابن‌سینا و ذخیره‌ی خوارزمشاهی اثر جرجانی بررسی و واکاوی شده است. از تحلیل دستورالعمل‌ها و توصیه‌های اخلاقی مندرج در آن‌ها در تعامل پزشک و بیمار و نیز سیره‌ی عملی آنان در این زمینه، شش اصل از اصول مهم اخلاق پزشکی اسلامی به‌ دست آمده که عبارت‌اند از: توکل به خدا، سودرسانی، آسیب‌نرساندن، امانت‌داری، شفقت و احسان. از اصول مذکور، دو اصل سودرسانی و آسیب‌نرساندن، بیش از اصول دیگر در کانون توجه و تأکید بوده است که می‌تواند حاکی از اهمیت این دو اصل اخلاقی در آموزه‌های اسلامی باشد. موضوعات اخلاقی در حیطه‌ی امور پزشکی دوره‌ی اسلامی، تنوع و گستردگی و ضرورت‌های کنونی را نداشته است؛ ازاین‌رو در مباحث مربوط به پیش از ولادت و آغاز حیات انسان، تنها به ممنوعیت سقط جنین اشاره شده و از مراقبت‌های پایان حیات بیمار بحثی به ‌میان نیامده است.

علی لباف، فریبا اصغری، طلایه میرکریمی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

اعتماد بیمار به پزشک، از ارکان مهم یک رابطه‌ی درمانی است و از نظر پذیرش و پیگیری درمان بسیار اهمیت دارد. اعتماد بیمار به پزشک اورژانس، با توجه به شرایط متفاوت مراجعه‌ی بیمار و ناممکن‌بودن انتخاب پزشک از پیش، با اعتماد به سایر پزشکان تفاوت دارد. در این پژوهش کیفی تلاش شده است تا از طریق مصاحبه با بیماران مراجعه‌کننده به اورژانس، مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده‌ی اعتماد به پزشک اورژانس شناسایی شود. برای رسیدن به این هدف، با ۲۷ بیمار که سابقه‌ی بستری در اورژانس بیمارستان امام‌خمینی(ره) را داشتند در قالب گروه‌های متمرکز سه تا شش‌نفره (نوزده بیمار) و مصاحبه‌ی انفرادی (هشت بیمار) مصاحبه شد. گفت‌وگوها تا زمان رسیدن به اشباع ادامه یافت و سه محقق، همزمان با روند مصاحبه‌ها، گفت‌وگوهای انجام‌شده را تحلیل و طبقه‌بندی کردند. مؤلفه‌های اعتماد بیمار به پزشک اورژانس به دو دسته‌ی اصلی عوامل مرتبط با پزشک اورژانس (رفتار حرفه‌ای، مهارت بالینی و ویژگی‌های فردی) و عوامل غیرمرتبط با پزشک اورژانس (باور قبلی بیماران، عوامل مرتبط با بیمارستان و عوامل مرتبط با بیمار) تقسیم‌بندی شد. به نظر می‌رسد بسیاری از مؤلفه‌های اعتماد به پزشک اورژانس مانند عوامل مرتبط به خود پزشک، با سایر پزشکان مشترک است؛ البته اعتماد به پزشک اورژانس در مقایسه با سایر پزشکان، تحت تأثیر شرایط محیطی، به‌ویژه عوامل مرتبط با بیمارستان قرار می‌گیرد و بهتر است در قالب یک مجموعه، و نه صرفاً اعتماد فرد به فرد بررسی شود.
 

محمد راسخ، سعیدرضا غفاری، علیرضا میلانی‌فر، فرهاد یغمایی، فائزه عامری، شیرین برومند،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

پیشرفت روشهای جدید درمان ناباروری در دوران معاصر، بحث دسترسی به آن‌ها را مطرح کرده است. تعیین افرادی که میتوانند به این روشها دسترسی داشته باشند و حدود و ثغور این دسترسی تا حد زیادی وابسته به تعریفی است که از ناباروری ارائه میشود. قانونگذار جمهوری اسلامی ایران در قانون نحوه‌ی اهدای جنین، تنها زوجین ناباروری را که «بنا به گواهی معتبر پزشکی، امکان بچهدار شدن نداشته باشند» واجد صلاحیت دریافت جنین دانسته است. بااین‌حال، در واقع، متقاضیان استفاده از روش‌های درمان ناباروری از زوجین نابارور فراتر رفته و زوجینی را در بر میگیرد که میخواهند، مستند به ادله‌ی پزشکی، با استفاده از این روشها از تولد فرزند بیمار جلوگیری کنند. بدین‌ترتیب، با تقویت رویکرد پیشگیرانه به روشهای کمکباروری، با مفهوم و برداشتی نوین از ناباروری مواجه هستیم. توسعه‌ی این مفهوم به زوجینی که از نگاه متعارف پزشکی بارور هستند اما فرزند آنان بیمار متولد خواهد شد، زمینه‌ی تجدیدنظر در تعریف حقوقی ناباروری را فراهم میآورد. بر این اساس، با تکیه بر استدلالهای اخلاقی، بهرهگیری از قوانین و مقررات و رویه‌ی موجود در دیگر نظامهای حقوقی و نظرات فقهی می‌توان تفسیری دیگر از قانون اهدای جنین ایران به دست داد و چارهای برای استفاده از درمانهای ناباروری با مداخله‌ی ثالث برای زوجین «در حکم نابارور» اندیشید.

احمد شه گلی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

علم طب با اینکه مسائل و موضوعات خود را با روش‌های تجربی اثبات می‌کند، از مبانی فراتجربی و متافیزیکی به‌گونه‌های مختلف اثر می‌پذیرد. امروزه، برای اثبات تأثیر پیش‌فرض‌های فراتجربی در علوم تجربی، از جمله علم پزشکی، شواهدی فراوان ارائه شده است. این پیش‌فرض‌ها با اینکه از جنس گزاره‌های تجربی نیستند، در تعیین روش، ساختار و جهت علم، تأثیری سازنده دارند. تأثیر مبانی فراتجربی در علم طب، بیش از علوم دیگر است؛ زیرا موضوع علم طب یکی از ابعاد انسان (بدن) است. هر مکتب طبی، خواسته یا ناخواسته، دیدگاهی ویژه به انسان دارد و وقتی به مطالعه‌ی بدن می‌پردازد، درباره‌ی مسائلی نظیر وجود روح در انسان، جنبه‌ی الهی انسان و مسائل مرتبط با آن موضعی خاص دارد و باعث تغییر جهت و روش برخی از مباحث طبی می‌شود. بر این اساس، بحث درباره‌ی مبانی متافیزیکی در علم پزشکی ضرورت دارد. از بین مبانی مختلف طب مدرن، در این مقاله، به مبانی انسان‌شناختی پرداخته شده است. این مبانی عبارت‌اند از: ۱. نگرش حسی به انسان؛ ۲. تلقی زیست‌شناختی از هویت انسان؛ ۳. غفلت از ساحت معنوی انسان؛ ۴. روایت مکانیکی از انسان؛ ۵. جزءنگری؛ ۶. تلقی صرفاً مادی از مرگ. این مبانی، پس از تبیین، نقد و بررسی شده است. بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت که پزشکی مدرن مبانی متافیزیکی مخدوشی دارد که بازنگری در آن ضروری است. ازآنجاکه این مبانی در جهت و روش این طب اثر گذاشته است، ضرورت بازنگری ابعاد اثرگذاری این مبانی بر علم طب نیز، اثبات می‌شود.


رقیه زارع، صدیقه ابراهیمی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

درگیرکردن کودکان در تصمیم‌گیری‌های درمانی مربوط به آن‌ها، توانایی‌هایشان را ارتقا می‌بخشد. عواملی مانند توانایی استدلال، تجربه‌های قبلی کودکان در ارتباط با موضوع و همچنین، اطلاعات، شناخت و درک کلی آن‌ها از موضوع، بر توانایی‌هایشان در تصمیم‌گیری اثر می‌گذارند. قوانین کنونی رضایت آگاهانه در کودکان، به تصمیم‌گیرندگان جایگزین اجازه می‌دهد تا به جای آنان تصمیم بگیرند. هدف ما از این مطالعه، بررسی وضعیت کنونی اخذ رضایت آگاهانه از کودکان، به منظور ارائه‌ی رهنمودهایی مناسب در این زمینه بود. در این مطالعه‌ی کیفی، شرکت‌کنندگان به ‌صورت نمونه‌گیری هدفمند، انتخاب شدند. داده‌ها با مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته با سؤالات باز، جمع‌آوری شد و کدگذاری و طبقه‌بندی بر اساس تکنیک تحلیل مقایسه‌ای مداوم صورت گرفت. شرکت‌کنندگان، شامل شش کودک بستری، پانزده نفر از والدین کودکان و چهار پزشک کودکان بودند. سه مقوله‌ی کلی، شامل «فرهنگ رضایت»، «وضعیت محیط درمانی» و «جهان کودک» از داده‌ها استخراج شد. والدین و کودکان درباره‌ی هدف از اخذ رضایت و مفهوم آن درکی روشن ندارند. جنسیت کودکان در فرایند اخذ رضایت رسمی در محیط‌های درمانی، چندان اثرگذار نیست. وضعیت موجود، باعث ایجاد تعادل معیوب در انتظارات والدین به اعمالِ‌نظر در تصمیمات درمانی، بسنده‌کردن پزشکان به دادن اطلاعات حیاتی و رفتار با کودک، بی‌توجه به میزان قدرت تشخیص او، شده است. این تعادل معیوب می‌تواند در عین حفظ ثبات ظاهری، موجب ناپایداری و آسیب به ﺷﺄن اﻧﺴﺎﻧﻲ و استقلال والدین و کودک، هدررفتن منابع، کم‌اعتمادشدن جامعه به پزشکان و رشدنیافتن قدرت تصمیم‌گیری در کودکان شود.

رضا یزدانی، مجتبی آصفی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

هوش اخلاقی، به‌عنوان یکی از ابعاد هوش می‌تواند چارچوبی برای عملکرد صحیح انسان‌ها فراهم آورد و این عملکرد در محیط‌های بالینی از جمله دندان‌پزشکی می‌تواند بسیار مهم و ضروری باشد؛ لذا مطالعه‌ی حاضر به بررسی هوش اخلاقی در دانشجویان سال اول و ششم دندان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می‌پردازد. مطالعه‌ی توصیفی حاضر، در سال ۱۳۹۷ به صورت مقطعی بر روی ۱۰۶ نفر از دانشجویان سال اول و ششم دندان‌پزشکی انجام پذیرفته است. افراد بررسی‌شده به صورت سرشماری انتخاب و اطلاعات بر اساس پرسش‌نامه‌ی هوش اخلاقی لنیک و کیل جمع‌آوری شدند. بررسی داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS 22 و تست‌های آماری توصیفی و تحلیلی صورت گرفت. میانگین هوش اخلاقی در دانشجویان دندان‌پزشکی سال اول و ششم مشابه بود و تفاوت آماری نداشت (P-value= 0/64). در بررسی نتایج دانشجویان سال اول، فقط بین هوش اخلاقی و تحصیلات مادر  (P-value= 0/026) و سطح وضعیت اقتصادی خانواده‌ی آنان  (P-value= 0/009)ارتباط غیرمستقیم یافت شد؛ اما در دانشجویان سال ششم، تنها ارتباط بین هوش اخلاقی و سطح وضعیت اقتصادی خانواده‌ به صورت مستقیم بود (P-value= 0/015) . یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد هوش اخلاقی دانشجویان دندان‌پزشکی، حین تحصیل تغییرات معناداری نداشته که این نتیجه بیانگر عدم تأثیرگذاری سیستم آموزشی، بر هوش اخلاقی دانشجویان دندان‌پزشکی، در حین تحصیل است.
 

مریم خوشدل روحانی، رحیم دهقان سیمکانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

دیوید بناتار، به تأثیر از نیچه و شوپنهاور، زندگی این دنیا را پر از رنج و زحمت دانسته و معتقد است وجودنیافتن، بر وجودیافتن در این دنیا، ارجحیت دارد. هدف از نگارش این مقاله، به‌چالش‌کشیدن رهیافت بناتار، با روشی تحلیلی و استنادی است. بناتار دو استدلال برای ادعای خود بیان می‌کند؛ یکی استدلال نبود تقارن و دیگری، استدلال کیفیت زندگی است. در این مقاله، هر دو استدلال وی، تبیین، تحلیل و نقد شده است. در استدلال اول، بناتار شواهد کافی برای اثبات ادعای خود ارائه نداده است؛ ادعایی مبنی بر اینکه درد و رنجی را که نوع انسان در این دنیا تجربه می‌کند، موجب ترجیحِ نبودن است. در استدلال دوم نیز، او عنصر رضایت فردی و استقلال شخصیت انسان‌ها را نادیده ‌گرفته و قضاوت آن‌ها در رابطه با زندگی‌شان را ناشی از خوش‌خیالی دانسته است. بناتار معتقد است ازآنجاکه انسان‌ها از توانایی عادت‌دادنِ خود با شرایط برخوردارند، بر این باورند که بودن آن‌ها بر نبودن ترجیح دارد. او با این بیان، به جای حل مسأله‌ی رنج، اصل صورت‌مسأله را پاک کرده و نبودن را بر بودن ترجیح داده است. اخلاقی‌بودن سقط جنین، غیراخلاقی‌بودن ازدواج و تولید مثل و روادانستنِ اتانازی غیرداوطلبانه و انقراض نسل بشر، ازجمله پیامدهای رهیافت بناتار است که هیچ‌یک دفاع‌کردنی نیست.
 


صفحه 7 از 12     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb