جستجو در مقالات منتشر شده



سیده افروز حسینی، فریده الهی‌منش، نمامعلی آزادی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

رضایت بیماران از مراکز درمانی، یکی از شاخص‌های مهم کیفیت مراقبت و ارائه‌ی خدمات درمانی است. توجه به سطح رضایت مراجعان، در برنامه‌ریزی‌های مدیریتی در نظام‌‌های خدمات سلامتی، نقشی مؤثر ایفا می‌کند. هدف از این مطالعه، بررسی میزان رضایت بیماران از کیفیت خدمات ارائه‌شده در بیمارستان شهیدبهشتی شهرستان قروه، در سال ۱۳۹۴ بود. این پژوهش از نوع مقطعی: توصیفیتحلیلی بود. جامعه‌ی آماری ۳۸۴ بیمار بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، در یک مرحله، از بخش‌های مختلف بیمارستان انتخاب شدند. رضایت بیماران، به کمک پرسش‌نامه که روایی و پایایی آن تأیید شده بود، بررسی شد. اطلاعات به‌دست‌آمده، با نرم‌افزار آماری SPSS20 و t-test تحلیل شد. نتایج نشان داد که بیشترین رضایت بیماران، از بین بخش‌ها، مربوط به بخش اورژانس و کمترین میزان رضایت، مربوط به بخش آی‌سی‌یو بود. رضایت کلی از خدمات بهداشتی‌درمانی بیمارستان شهیدبهشتی قروه ۷۲ درصد بود. در این مطالعه، میزان رضایت با محل زندگی، رابطه‌ی معنی‌دار داشت؛ ولی درباره‌ی دیگر عوامل اثرگذار بر انتظارات بیماران، رابطه‌ی معنی‌دار مشاهده نشد. با توجه به پیشرفت‌های چشمگیر نظام سلامت در سال‌های اخیر، رضایت بیماران از سطحی پذیرفتنی برخوردار بوده است؛ البته باید مشکلات و ضعف‌ها در حوزه‌ی خدمات درمانی را نیز در نظر داشت و برای رفع نارضایتی‌ها و بهبود کیفیت خدمات ارائه‌شده تلاش‌ کرد.

فائزه عزتی آراسته‌پور، حسین‌ علی احمدی جشفقانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

پیشرفت‌های اخیر در حوزه‌ی دیجیتال و نفوذ آن در بخش سلامت، به توسعه‌ی فناوری‌های سلامت دیجیتال منجر شده است. توسعه‌ی این نوع از فناوری‌ها، علاوه بر مزایایی چون: کاهش هزینه‌های مراقبت پزشکی و افزایش کیفیت مراقبت از بیماران، چالش‌های جدید اخلاقی را به ادبیات حوزه‌ی پزشکی وارد کرده است. در این پژوهش با استفاده از مرور ادبیات، ۲۵ مقاله در زمینه‌ی چالش‌های اخلاقی در فناوری‌های سلامت دیجیتال به تفکیک فناوری‌های مبتنی بر تلفن همراه، پرونده‌های سلامت الکترونیک، پزشکی از راه دور، سلامت الکترونیک، فناوری‌های پوشیدنی و کلان‌داده بررسی شد. چالش‌های حفظ حریم خصوصی به دلیل ایجاد منابع عظیم داده در این نوع فناوری‌ها، نحوه‌ی تأمین عدالت دسترسی، چالش‌های تعیین مسئولیت اعضای جراحی و فنی در فناوری‌های پزشکی از راه دور، تغییر نقش بیمار به دلیل توسعه‌ی این نوع فناوری‌ها، چالش‌های مربوط به مالکیت داده‌ها و میزان دسترسی بیمار به داده‌های خام، چالش ایجاد تعادل بین حفظ حریم خصوصی اطلاعات بیماران و اشتراک‌گذاری داده‌ها در پیشبرد علم و سلامت جامعه در کلان داده‌ها و تضمین کیفیت اطلاعات بهداشتی ارائه‌شده، ازجمله چالش‌های اخلاقی یافت‌شده در مقالات بررسی‌شده در حوزه‌ی سلامت دیجیتال است. این بررسی‌ها می‌تواند در شناخت هر چه ‌بهتر چالش‌ها و در نتیجه تدوین دستورالعمل‌های اخلاقی، قبل از توسعه و به‌کارگیری این نوع فناوری‌ها ثمربخش باشد.

مرجان شمس‌پور، سیدمحمود طباطبائی، سیدحمیدرضا نقوی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

برخورداری از استطاعت مالی، توانایی بدنی و ظرفیت روانی، مهم‌ترین شرایط وجوب حج تمتع هستند؛ اما اکثر مکلفان، به ظرفیت روانی توجهی نداشته، هر سال، تعدادی افراد فاقد ظرفیت روانی با رفتن به حج، آسیب دیده و تحت درمان قرار می‌گیرند یا به کشور بازگردانده می‌شوند. در نتیجه، شماری از واجدین شرایط از فریضه‌ی حج محروم می­شوند. درباره‌ی ظرفیت روانی مکلفان، پژوهشی انجام نگرفته و هدف این مطالعه، نشان‌دادن اهمیت اخلاقی ظرفیت روانی برای انجام حج است. در بخش کمّی این مطالعه کاربردی‌-تحلیلی، نخست اطلاعات پرونده‌های موجود در سیستم ثبت اطلاعات مرکز پزشکی حج و زیارت از سال ۱۳۹۱تا ۱۳۹۳ شمسی استخراج شده و پس از ارزیابی با رعایت معیارهای DSM-IV-TR توسط دستیار روان‌پزشکی زیر نظر متخصص و پزشکان کاروان‌،اطلاعات بدست‌آمده تحلیل شدند. در بخش کیفی، از مدیران ستادی سازمان حج و زیارت و اعضای کارگروه سلامت، اطلاعات سازمان‌یافته‌ی جامعی گردآوری شد. در این مطالعه معلوم شد 16.7% (17 نفر) از حجاجی که طی سال­های 91 تا 93 به­علت  اختلالات روانی به بیمارستان­های مکه و مدینه مراجعه کرده­اند (جمعاً 102 نفر)، به اختلالات طیف اسکیزوفرنیا و سایکوتیک مبتلا و فاقد ظرفیت روانی و شرط استطاعت بوده‌اند. نتایج مطالعه علاوه بر یاری سیاست‌گذاران سلامت برای نظارت بر اعزام حجاج، میتواند شاخصی شرعی و راهنمایی اخلاقی برای شناسایی مصادیق افرادی که فریضه‌ی حج از آنان ساقط است تلقی شود و به جلوگیری از اتلاف هزینه، تضییع وقت حجاج و کارکنان و مخدوش‌شدن اعتبار ملی بینجامد؛ همچنین، نتایج این پژوهش می‌تواند به جایگزین‌کردن افراد واجد شرایط به جای افراد فاقد شرایط، کمک کند.

مجید رمضان، محمدابراهیم سنجقی، حسین تاج‌آبادی، زهرا سجادی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

در دنیای امروز، با وجود مطالعات فراوان و صرف بودجه‌های کلان برای کنترل استرس شغلی، نیاز به تولید الگویی کارآمد برای مدیریت این استرس، به‌شدت، احساس می‌شود. آمار روزافزون معضلات اجتماعی و فردی برخاسته از استرس شغلی، از نشانه‌های ناکارآمدی مدل‌های پیشین، با وجود تلاش‌های فراوان، بوده است. این مقاله، با هدف سنجش وضعیت موجود سازمان‌ها، به منظور اصلاح و کاهش استرس شغلی کارکنان شکل گرفت. پس از بهدستآوردن پایایی و روایی مدل برگرفته از مرور ادبیات و مصاحبهها و پرسشنامه‌ی خبرگی، آزمون مدل، نیازمند پژوهشی میدانی بود؛ لذا پرسش‌نامه‌ای محقق‌ساخته با تخصیص نود گویه برای توزیع در بخش‌های پراسترس شش بیمارستان دولتی آموزشی، نظامی و خصوصی، آماده شد. پس از دریافت نظرهای شاغلان در بخش‌های پراسترس،یافته‌های جامعه‌ی آماری توصیف و تحلیل شدند؛ همچنین، با به‌دست‌آمدن مدل مفهومی مدیریت استرس شغلی از دیدگاه اسلام، مبتنی بر خداباوری، تداوم زندگی پس از مرگ و اخلاق‌محوری و با توجه به اینکه بیمارستان‌ها یکی از مهم‌ترین سازمان‌های پراسترس شغلی قلمداد می‌شوند، آزمون مدل نیز در بخش‌های پراسترس بیمارستان‌ها، فرضیه‌ی پژوهشگر را اثبات کرد؛ سپس، بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، الزام تقویت باورهای دینی در این سازمان‌ها تبیین و مدل مدیریت استرس شغلی کارکنان از دیدگاه اسلام، از طریق سنجش وضعیت موجود سازمان‌های پراسترس، تأیید شد. نهادهای سیاست‌گذار در امر سلامت، همچون: سازمان نظام پزشکی، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دانشگاه‌های علوم پزشکی می‌توانند از شاخص‌ها، مؤلفه‌ها و ابعاد مدل فوق بهره‌برداری کنند.

اعظم راستی، رضا بهنام‌فر، جواد توکلی بزاز،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

Direct-to-consumer genetic testing تست‌های تجاری ژنتیک هستند که به‌طور مستقیم در اختیار متقاضیان قرار گرفته و اطلاعات ژنتیک افراد را بدون دخالت سیستم‌های بهداشتی و بیمه‌ای در اختیار آنان قرار می‌دهد. اینگونه تستها می توانند در رابطه با مدیریت و نظارت بر سلامت افراد کمک­کننده باشند، اما مسائل اخلاقی و قانونی اینگونه آزمایش‌ها کاملأ نوپا و نیازمند توجه و مطالعه‌ی ویژه است. مقاله‌ی حاضر به بررسی چالش‌های این‌گونه آزمایش‌ها از طریق تحلیل اطلاعاتی که به روش کتابخانه‌ای گردآوری شده، پرداخته است. به نظر می­رسد با گسترش دامنه چنین آزمایش‌‌هایی نیاز به آموزش پیرامون این‌گونه تست‌ها،  ایجاد یک زیرساخت مناسب برای ارائه‌ی آنها و شکل‌‌گرفتن سیستم‌های قانونگذار و نظارتی و طراحی چارچوبی که شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ی DTC-GT در قالب آن فعالیت کنند،از همیشه مهم‌تر به نظر می‌رسد.

جنت مشایخی، زینب درخشان، علیرضا پارساپور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

شأن اخلاقی انسان یا به‌عبارت دیگر، کرامت انسانی او، از دیرباز در کانون بحث و گفت‌وگوی متفکران مختلف قرار داشته است. تقریباً، همه‌ی نظریه‌هایی که به این موضوع پرداخته‌اند، در اصل کرامت‌داشتن انسان و برتری جایگاه او نسبت به همه‌ی موجودات هستی هم‌نوا هستند؛ ولی در چرایی و ملاک‌های این کرامت و برتری تفاوت‌هایی وجود دارد. تصمیم‌گیری در خصوص سرنوشت جنین، اعم از حفظ یا سقط او، در گرو تعیین تکلیف صاحب‌نظران درباره‌ی مبنا و ملاک کرامت و جایگاه انسانی و شأن اخلاقی جنین است. دو گروه نظریه به مبحث کرامت جنین پرداخته‌اند: نظریات سکولار و نظریات مبتنی بر ادیان و مکاتب. نظریات سکولار واجد جاذبه‌هایی است که شهود انسانی تاحدی آن را می‌پذیرد؛ اما هیچ‌یک خالی از نقد نیست و نقدهای وارد بر هر تئوری، همه در جای خود،‌تأمل‌برانگیزند؛ ازاین‌رو، این مقاله ضمن مرور برخی از نظرات سکولار و ادیان و مکاتب در زمینه‌ی جایگاه جنین و پرداختن به نقد برخی از آن‌ها، نظریه‌ی غالب کرامت انسانی جنین را بر مبنای تفکر شیعی ارائه می‌دهد. پیداکردن ریشه‌ی کرامت انسان با تکیه بر اندیشه‌ی بشری و بدون بهره‌گیری از منبع ماورای بشری و وحی، با چالش‌های جدی روبه‌روست. جنین انسانی، به علت استعداد تبدیل‌شدن به انسان، از همان ابتدای وجود، دارای جایگاهی ارزشمند است که با افزایش سن جنینی، بر ارزش آن افزوده می‌شود؛ تاآنکه با ولوج روح از سوی خداوند، کرامت انسانی می‌یابد. بر مبنای برداشت از معارف دینی، این ارزشمندی به دلیل صفات انسانی نیست؛ بلکه به خاطر اعطای آن در مقطع ولوج روح از سوی خداوند است؛ گرچه حتی سلول تخم نیز، به دلیل بالقوگی تبدیل‌شدن به انسان، نه‌تنها نباید از میان برده شود، بلکه باید مراقبت و حفاظت گردد.

محمدحسین عسگردون، سپهر عزیزی، آذین ابراهیمی، محمدحسین احمدیان،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

تعاریفی متعدد از بیهودگی در پزشکی ارائه شده است. بیهودگی در پزشکی در مراقبت از بیمار، به حالتی گفته می‌شود که در آن هر نوع مداخله‌ای، اعم از اقداماتی که به ‌قصد تشخیص، پیشگیری، درمان، توان‌بخشی یا سایر اهداف پزشکی به انجام می‌رسند، فایده‌ای برای آن بیمار نداشته باشد. این مطالعه‌ی مروری‌تحلیلی، با هدف افزایش درک پزشکان و دیگر ارائه‌دهندگان خدمات سلامت از مسأله‌ی بیهودگی در طب مکمل و جایگزین، انجام شد. طی جست‌وجوی گسترده، بیش از هزار مقاله یافت شد که با بررسی عنوان و خلاصه‌ی آن‌ها، پژوهش‌های نامرتبط حذف و متن ۲۱۹ مقاله، کامل خوانده شد. در نهایت نیز، ۱۱۸ مقاله، برای مرور، انتخاب و مطالعه شدند. نتیجه‌گیری درباره‌ی پسندیده‌بودن اخلاقی ارائه‌ی درمانی بیهوده در طب مکمل، بنا بر رویکردهای گوناگون متفاوت است؛ بنا بر رویکرد وظیفه‌گرایی و اصل عدالت از رویکرد اصول‌گرایی، هیچ‌کس مجاز به کاربست درمان‌های بیهوده نیست؛ درحالی‌که در رویکرد موردی و اصل اتونومی بیمار، چنین نظری پذیرفته‌شده نیست . بر اساس رویکرد سودگرایی، تنها، درمان‌های مبتنی بر شواهد را می‌توان از لحاظ اخلاقی بررسی کرد و آن دسته از درمان‌های مکمل که بیهوده‌بودنشان نشان داده شده است، باید منع شوند و ارائه‌دهندگان خدمات مراقبت سلامت، نباید آن‌ها را به بیماران ارائه دهند؛ چراکه نوعی کلاهبرداری و فریب بیمار است. پیشنهاد می‌شود در زمینه‌ی روشن‌سازی مرز میان اثر پلاسبو و نوسبو و بیهودگی مطالعاتی بیشتر انجام گیرد.
 

فرزان عضدی، سیده‌مریم موسوی‌نسب، نیلوفر دوانی، پریسا میرزایی، فائزه جهان‌پور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

حقوق بیمار از اساسی‌ترین حقوقی است که باید کادر درمانی به آن توجه کند. در این میان، بررسی و مقایسه‌ی دیدگاه دانشجویان پزشکی سال اول و آخر، برای آگاهی دانشجویان از نکات اخلاقی ارائه‌ی خدمات از اهمیتی ویژه برخوردار است؛ لذا این طرح با هدف مقایسه‌ی دیدگاه دانشجویان پزشکی سال اول و آخر درباره‌ی میزان رعایت منشور حقوق بیمار در دانشگاه علوم پزشکی بوشهر انجام شد. این مطالعه، پژوهشی توصیفی‌تحلیلی و مقطعی است که 113 نفر از دانشجویان پزشکی سال اول و آخر دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، به روش نمونه‌گیری سرشماری، در آن شرکت داشتند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ای برگرفته از منشور حقوق بیمار بود که روایی و پایایی آن در مطالعات پیشین تأیید شده بود. آنالیز داده‌ها ازطریق آزمون‌های تی مستقل و هم‌بستگی پیرسون با نرم‌افزار SPSS v 19 انجام گرفت. میانگین نمره‌ی دیدگاه دانشجویان درباره‌ی میزان رعایت حقوق بیمار در بین دانشجویان سال اول 90/13±36.76 و در میان دانشجویان سال آخر 08.8±63.71 بود که از نظر آماری معنی‌دار است (p<0.05). در بین دانشجویان سال اول و آخر، اکثر دانشجویان، به‌ترتیب 52% و 84%، دیدگاهی نسبتاً مطلوب درباره‌ی رعایت حقوق بیمار داشتند. بین فاکتورهای دموگرافیک با دیدگاه دانشجویان، ارتباط آماری معنی‌داری مشاهده نشد. نمره‌ی دیدگاه دانشجویان در رابطه با رعایت حقوق بیمار، در بین دانشجویان سال آخر کمتر از دانشجویان سال اول بود؛ لذا پیشنهاد می‌شود برای ارتقای دیدگاه دانشجویان در این باره،‌ در طی سال‌های تحصیل، تلاش و برنامه‌ریزی شود.
 

احسان علی اکبری بابوکانی، امین امیرحسینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

یکی از مسائلی که امروزه در نظام اخلاقی و فقه امامیه از مسائل مستحدثه به شمار می‌رود، باروری پس از مرگ است که اگر بتوان آن را با استناد به اطلاق و عموم ادله‌ی مشروعیت تلقیح مصنوعی مشروع دانست، آثار بسیاری را به دنبال دارد. این موضوع ازجمله موضوعات اختلافی بین فقها و علمای اخلاق محسوب می‌شود. بدین‌منظور، با بررسی ادلّهی موجود و با رویکردی اخلاقی به موضوع مزبور، می‌توان باروری پس از مرگ را مشروع دانست؛ ازاین‌رو، در مقاله‌ی حاضر با مبنای مشروعیت این باروری، به بررسی آثار آن میپردازیم. هرچند زوایای این روش از منظر علم پزشکی واکاوی شده و با ابهام و ایراد اساسی مواجه نیست، از نقطه‌نظر اخلاقی و فقهی با پیچیدگی‌ها و ابهاماتی روبه‌روست که نیازمند پاسخ‌گویی مناسب با توجّه به مقتضیات فعلی جوامع بشری است؛ لذا موضع مزبور، از حیث کاربردی نیز مقوله‌ای شایان توجه است. طبعاً ازآنجایی‌که علم فقه عهده‌دار برقراری نظم عمومی و سامان‌دادن به مناسبات خصوصی افراد است، پردازش علمی موضوع مذکور ضروری به نظر می‌رسد. در این پژوهش، به تبیین رویکرد اخلاق حسنه و فقه امامیه به آثار باروری پس از مرگ نظیر مالکیت بر گامت بر اساس عنصر رضایت (صریح یا ضمنی)، حضانت (مبتنی بر اصول هم‌بستگی خانوادگی و رعایت مصالح طفل) و وصیت (اعلام رضایت و وصیت تملیکی گامت منجمدشده از سوی صاحب گامت) میپردازیم.
 

فریبا سهیلی، آزاده طاهری، سیمین حسینیان، رقیه نوری پورلیاولی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

در پژوهش حاضر، مقایسه‌ای میان‌فرهنگی بین دانشجویان ایران و انگلستان، برای شناسایی تأثیرات احتمالی فرهنگ بر همدلی پزشک با بیمار و بررسی رابطه‌ی‌ میان همدلی و ترتیب تولد در خانواده، صورت گرفت. پژوهش پیش رو از نوع هم‌بستگی و مقایسه‌ای است. جامعه‌ی آماری پژوهش، شامل همه‌ی دانشجویان پزشکی مشغول به تحصیل دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی لندن و شفیلد بود. با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، 182 دانشجو، شامل 88 دانشجو از ایران و 94 دانشجو از انگلیس، به پرسش‌نامه‌ی مقیاس همدلی با بیمار، در دانشجویان ارائه‌دهنده‌ی خدمات سلامتی جفرسون و پرسش‌نامه‌ی مشخصات جمعیت‌شناختی محقق‌ساخته پاسخ دادند. برای دستیابی به یافته‌های پژوهش، شاخص‌های توصیفی و استنباطی (T استودنت، تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی شفه) به کار گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که همدلی پزشک با بیمار در دانشجویان ایرانی به‌طوری معنادار بالاتر از دانشجویان انگلیسی است (P<0.01)؛ همچنین، میان ترتیب تولد و همدلی پزشک با بیمار، ارتباطی معنادار وجود دارد  .(P<0.05)نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که در متغیر همدلی، مراقبت همدلانه و خود را به ‌جای بیمار نهادن دانشجویان ایرانی، بیشتر از دانشجویان انگلیسی است؛ اما در مؤلفه‌ی اتخاذ دیدگاه، میان دانشجویان دو کشور، تفاوتی دیده نشد. براساس نتایج این پژوهش، می‌توان به اهمیت تفاوت‌های فرهنگی و عوامل خانوادگی، همچون ترتیب تولد بر عوامل شخصیتی، مانند توانایی پزشک در همدلی با بیماران، پی برد.
 

صدیقه ابراهیمی، رضا محمدی، سیدضیاء‌الدین تابعی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

جشن روپوش سفید، به‌صورت پدیده‌ای در آموزش پزشکی، نمادی برای تأکیدکردن بر دانشجویان پزشکی برای اخلاق‌گرایی در حرفه‌ی پزشکی است. این جشن، به‌عنوان یکی از اولین آماده‌‌سازی‌های لازم برای ورود دانشجویان پزشکی به مقطع بالینی، دانسته شده است. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر جشن روپوش سفید بر اخلاق حرفه‌ای و آشنایی دانشجویان با شرح وظایف حرفه‌ای ایشان برای حضور در بخش‌های بالینی است. پژوهش حاضر، مطالعه‌ای کیفی در زمینه‌ی نظر دانشجویان درباره‌ی جشن روپوش است و طبق نمونه‌گیری مبتنی بر هدف، انجام شده است. جامعه‌ی آماری، شامل دانشجویان پزشکی سال چهارم دانشگاه علوم پزشکی شیراز، در سال ۱۳۹۴، بود. جمع‌آوری اطلاعات، به روش مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته، همراه با سؤالات تشریحی انجام شد و تا رسیدن به مرحله‌ی اشباع، ادامه پیدا کرد. داده‌ها نیز، با روش تحلیل محتوا، با توجه به دستورالعمل‌ها، تجزیه و تحلیل شد. بیشتر شرکت‌کنندگان در این مطالعه، برگزاری مراسم قبل از ورود به بیمارستان را رویدادی مهم برای ایجاد آمادگی دانشجویان برای ورود به مقطع بالینی دانستند. مهم‌ترین آثار مثبت جشن بر دانشجویان، افزایش تعهد و مسئولیت‌پذیری، بهبود آمادگی برای برخورد با بیمار، افزایش انگیزه و اعتماد‌به‌نفس در آن‌ها و آشنایی با برخی اصول ابتدایی اخلاق حرفه‌ای است. جشن روپوش سفید، می‌تواند موجب افزایش آشنایی دانشجویان با وظایف حرفه‌ای و انگیزه‌ی ایشان شود؛ ولی تحقیقات و مطالعاتی بیشتر برای شناخت دقیق‌تر نقاط قوت و ضعف و کاستی‌ها نیاز است.
 

امیراحمد شجاعی، میرسعید یکانی نژاد، سیما امینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

اعتماد مهم‌ترین عنصر برقراری روابط بین‌فردی است و به‌خصوص در ارتباط پزشک و بیمار نقشی کلیدی و محوری پیدا می‌کند‌. برای شناخت و اندازه‌گیری اعتماد، لازم است عوامل مؤثر بر آن را که در جوامع گوناگون متفاوت هستند بشناسیم و معیار واحدی برای سنجش آن‌ها فراهم آوریم؛ یعنی به ابزاری نیازمندیم که بتواند این عوامل مختلف را در بستر فرهنگ و شرایط جامعه بسنجد؛ بنابراین، هدف از این مطالعه، تعیین عواملی است که بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان مؤثرند و می‌‌توانند گویه‌های لازم را برای ساخت ابزاری مناسب جهت اندازهگیری اعتماد عمومی مردم نسبت به پزشکان در ایران فراهم کنند. در گام اول طی مطالعه‌ای کتابخانه‌ای عوامل شناخته‌شده‌ای که بر اعتماد بیماران به پزشکان تأثیر می‌گذارند بررسی شدند؛ سپس با استفاده از اطلاعات کسب‌شده در طی مصاحبه‌ها و جلسات بحث متعدد، نوزده عامل مؤثر بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان تهیه شد و بیست متخصص اخلاق، این عوامل را از نظر شفافیت و مرتبط‌بودن و اهمیت ارزیابی کردند ,شاخص‌های نسبت روایی محتوا (CVR) و ایندکس روایی محتوا (CVI) استفاده شد. میزان عددی CVR برای هر نوزده مؤلفه بیش از 42/0 بود؛ لذا روایی محتوای ابزار در سطح P<0.05 معنادار بود. مقدار عددی CVI، 944/0 به دست آمد که نشان می‌دهد روایی محتوای مقیاس تأیید ‌شده است. عوامل اثرگذار بر «اعتماد عمومی مردم به پزشکان» در ایران، شامل نوزده عامل استخراج‌شده طی این تحقیق است و می‌توانند به‌عنوان گویه‌های ابزار سنجش اعتماد عمومی مردم به پزشکان در ایران به کار گرفته شوند.
 

هاجر یعقوبی، محسن صفایی، علی شجاعیان، سمیرا صنمی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

ژن‌درمانی شامل ورود ژن‌های اختصاصی و عملکردی به درون سلول‌ها با هدف پیشگیری و درمان است. این فرایند ممکن است به‌صورت خارج بدنی (آزمایشگاهی) یا به‌صورت مستقیم از طریق داخل بدنی انجام شود. یکی از روش‌های نوین ژن‌درمانی و ویرایش ژنوم که در چند سال اخیر معرفی‌ شده و در حوزه‌ی مهندسی ژنتیک و زیست‌فناوری تحولات بزرگی ایجاد کرده، سیستم ویرایش ژنی CRISPR-Cas است. این سیستم سریع‌تر و ارزان‌تر و دقیق‌تر از شیوه‌های رایج ویرایش ژن مانند روش‌های TALENو ZFNs است. در ارتباط با سیستم ویرایش ژنی، همانند هر فرایند نوظهور دیگری، چالش‌های اخلاقی و نگرانی‌هایی مطرح شده است؛ برای مثال، می‌توان از به‌کارگیری احتمالی این تکنیک برای اهداف هنجارشکن مانند بیوتروریسم، جهش‌های زیان‌بار وارده به موجود زنده، به‌هم‌خوردن تعادل اکولوژیک نام برد. در مقاله‌ی مروری حاضر، از پایگاه داده‌های Science Direct، Pub-Med، SID، Scopus و Web of Science استفاده و پس از انتخاب و مطالعه‌ی کامل مقالات مورد نیاز، اطلاعات لازم استخراج و خلاصه شد. با توجه به ملاحظات اخلاقی و حقوقی موجود در خصوص فرایندهای ژن‌درمانی، انتظار می‌رود شرایط مناسبی برای بهره‌گیری هرچه‌بهتر از ژن‌درمانی فراهم آمده و از نگرانی‌ها، لغزش‌های ممکن و سوءاستفاده‌های احتمالی کاسته شود. مقاله‌ی حاضر مباحث اخلاقی پیرامون ویرایش ژنوم و ژن‌درمانی را با تأکید بر سیستم CRISPR-Cas شرح می‌دهد.

محمدتقی اسلامی، حسن بوسلیکی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

مفهوم طب اسلامی که با مفهوم طب سنتی و حتی طب مسلمانان تفاوت دارد، سال‌‌‌های اخیر در ایران، به‌ویژه در شهرهای مذهبی مطرح شده و رو به رواج است. در نوشتار حاضر به رویکرد افراطی مدعیان طب اسلامی (که خود را رقیب طب مدرن و طب سنتی می‌داند) پرداخته‌ایم. مبنای نظری نقد اخلاقی این رویکرد، اصل‌گرایی (بوچامپ و چیلدرس) بوده است، یعنی تلاش کرده‌ایم وضعیت بالینی و اقدامات درمانی‌بهداشتی داعیه‌داران افراطی طب اسلامی را بر مبنای چهار اصلِ «عدالت، استقلال، نیکوکاری و پرهیز از صدمه» به چالش بکشیم. در نوشتار حاضر نشان داده‌ایم که جریان مدعی طب اسلامی، نمی‌تواند در شرایط کنونی اصل عدالت توزیعی را تأمین کند. همچنین با قضاوت غیرمنصفانه و هراس‌افکنی درباره‌ی طب مدرن، خودمختاری بیماران را نقض می‌کند و نیز با تقید‌نداشتن به سنجش علمی داروها و روش‌های درمانی و همچنین فقدان نظام اعطای گواهی‌نامه‌ی معتبر، بسیار مستعد آسیب به مراجعان است. در همین زمینه، به‌صورت ویژه انتساب این جریان به اسلام را به چالش کشیده‌ایم. این مسأله زمینه‌ساز آسیب جدی به باورهای دینی مراجعان این جریان است.
 

اطهر معین، علی دواتی، زهرا جهانگرد،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

ارتباط پزشک با بیمار، اساس فعالیت خوب پزشکی و باعث رضایتمندی بیمار و به‌تبع آن، افزایش پیروی او از درمان‌های تجویزشده است و به ارتقای سلامتی می‌انجامد. درباره‌ی رضایتمندی بیماران از ارتباط پزشک با آن‌ها، در ایران مطالعاتی محدود صورت گرفته است. امید می‌رود این مطالعه که هدف آن بررسی میزان رضایتمندی بیماران از ارتباط پزشک با بیمار است، اطلاعاتی مفید را برای تصمیم‌گیران قلمرو خدمات سلامت فراهم آورد. در این پژوهش کاربردی‌میدانی، با طرح ۲۲ سؤال، میزان رضایتمندی مراجعان به درمانگاه‌های سرپایی بیمارستان‌های منتخب شهر تهران سنجیده شد. این کار، پس از شرح روش و هدف مطالعه برای مراجعان و با رضایت شخصی آن‌ها انجام گرفت. در مجموع، از 1200 بیمار بررسی‌شده، میزان رضایتمندی بیماران از ارتباط پزشک با بیمار، به‌ترتیب اولویت، متوسط (4/63 درصد)، زیاد (1/15 درصد)، کم (4/14 درصد)، بسیار زیاد (7/4 درصد) و بسیار کم (5/2 درصد) بود. میانگین رضایتمندی بیماران 99/13±35/76، حداکثر رضایتمندی آنان 110 و حداقل آن 30 بود. ارتباط آماری معنی‌داری بین رضایتمندی بیماران، با ویژگی‌های دموگرافیک آن‌ها و ویژگی‌های دموگرافیک پزشکان وجود داشت. ویژگی‌های دموگرافیک بیماران شامل جنس، گروه سنی، تأهل و شغل بود و ویژگی‌های دموگرافیک پزشکان عبارت بود از: سن و جنس و به‌موقع‌آمدن پزشک و رفتار خوب منشی. براساس یافته‌های این مطالعه، میزان رضایتمندی بیماران از ارتباط پزشک با بیمار، در مجموع، «متوسط» است که خیلی مطلوب نیست. با توجه به نقش مهم مهارت‌های ارتباطی در رضایتمندی بیماران، لازم است آموزش و ارزیابی این مهارت‌ها، به‌طور جدی، در برنامه‌ی آموزشی دانشجویان گروه پزشکی و آموزش مدون و مداوم پزشکان و کادر پزشکی گنجانده شود.
 

صدیقه ابراهیمی، زهرا همتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

خطای پزشکی یکی از مباحث بسیار مهم اخلاقی و حقوقی است که گاه در انجام‌دادن مهارت‌های حرفه‌ای کارکنان تیم مراقبت درمانی و سلامت رخ می‌دهد. با توجه به ضرورت افشای خطای پزشکی و نبود حمایت‌های فردی و سازمانی کافی در این زمینه، در این مطالعه به بررسی راهکارهای تسهیل افشای خطا و همچنین افزایش انواع تمهیدات حمایتی از دیدگاه دستیاران پرداخته شده است. این مطالعه از نوع توصیفی‌مقطعی با جامعه‌ی آماری شامل همه‌ی دستیاران رشته‌های تخصصی دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان ۲۴۸ نفر به دست آمد. اطلاعات با استفاده از پرسش‌نامه‌ی محقق‌ساخته (با روایی و پایایی مطلوب) جمع‌آوری و با نرم‌افزار آماری SPSS و آمار توصیفی و آمار استنباطی تحلیل شد. در این مطالعه افزایش امکانات حمایتی در جهت افشای خطای پزشکی (میانگین 4.38) مهم‌ترین و افزایش قانونمندی و شفاف‌سازی فعالیت‌ها در محیط درمانی (میانگین 4.32) دومین عامل مؤثر بر ارتقای افشای خطای پزشکی ذکر شد. همچنین، بیمه‌ی مسئولیت پزشکی (میانگین 4.80) بیشترین اهمیت را در میان تمهیدات حمایتی داشت. ترس از عواقب حقوقی و قضایی مهم‌ترین عامل مؤثر بر کتمان خطا و داشتن وکیل مجرب و فرهنگ‌سازی در رسانه‌های عمومی به‌عنوان راه برون‌رفت از آن اعلام شد. در مطالعه‌ی حاضر اگرچه اغلب دستیاران با افشای خطای پزشکی موافق بودند، ایجاد یک سیستم حمایتی را ضروری دانستند. با توجه به عملکرد تیمی در درمان بیماران، حمایت‌ها باید از تمامی اعضای گروه صورت گیرد.

دکتر صدیقه ابراهیمی، آزاده محمدرضایی، امید آسمانی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

خطاهای پزشکی درباره‌ی کودکان، می‌تواند متفاوت با بزرگ‌سالان باشد. هدف از این مطالعه، بررسی نوع و فراوانی خطاهای پزشکی در گروه کودکان و عوامل مؤثر بر آن، از دیدگاه دستیاران اطفال، است. این پژوهش توصیفی‌، تحلیلی و مقطعی، در سال 1395، با پرسش‌نامه‌ای محقق‌ساخته انجام شد. پس از تعیین روایی و پایایی پرسش‌نامه، نسخه‌ی نهایی آن با هفده سؤال در شش بخش مورد استفاده قرار گرفت. داده‌ها با کمک نرم‌افزار 22 SPSS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان می‌دهد بیشترین میانگین وزنی، مربوط به فراوانی خطای «تشخیص یا تأخیر در تشخیص بیماری» (6/8)، «انتخاب دوز مناسب دارو» (3/8) و «انتخاب نوع داروی مناسب» (2/8) بوده است. دستیاران فوق تخصصی (6/12) و اتندینگ اطفال (1/12)، با بیشترین میانگین وزنی، بالاترین نقش را در پیشگیری و تشخیص خطا داشته‌اند. بیشترین میانگین وزنی خطا (11) مربوط به پزشکان عمومی شهری و کمترین آن (1/6)، مربوط به اتندینگ گروه اطفال بوده است. اکثر دستیاران، بیشترین میزان احتمال وقوع خطا را از 2تا8 بامداد و بیشترین خطاها را مربوط به سال اول دستیاری اعلام کرده‌اند. بیشترین میزان اشتباهات صورت‌گرفته، در گروه کودکان (6/70درصد) و بعد از آن، گروه نوزادان (4/29 درصد) بیان شده است. بازسازی و تقویت نقش آموزشی و نظارتی دستیاران فوق تخصصی و اساتید کودکان، با هدف تشخیص و پیشگیری از خطاها، در بیمارستان‌های آموزشی لازم به نظر می‌رسد. برگزاری دوره‌های آموزشی هدفمند و کنترل بهینه‌ی عوامل مؤثر در بروز خطا، ازجمله بار کاری، خستگی، کم‌تجربگی و...، از وظایف مدیران و مسئولان آموزشی و اجرایی خواهد بود.
 

شهریار درگاهی، بهروز براتی‌مقدم، سلیمان احمدبوکانی، نادر اعیادی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

عوامل خانوادگی در کیفیت زندگی کاری افراد نقشی مهم دارند؛ همچنین، ارتباط عاطفی صحیح اعضای کادر درمانی با بیماران، در افزایش رضایت و روحیه‌ی آنان، بسیار اهمیت دارد. با توجه به این موضوع، هدف این تحقیق، بررسی ارتباط صمیمیت ادراک‌شده از خانواده‌ی اصلی و تعارض کار- خانواده با همدلی و اعتیاد به کار، در اعضای کادر درمانی است. پژوهش حاضر، توصیفی از نوع هم‌بستگی است. جامعه‌ی آماری این پژوهش، همه‌ی اعضای کادر درمانی مراکز پزشکی شهر بجنورد، در سال ۱۳۹۷-۹۸ بودند که از بین آن‌ها، 250 نفر، به‌شیوه‌ی نمونه‌گیری در دسترس، انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌ی سلامت خانواده‌ی اصلی، پرسش‌نامه‌ی تعارض کار- خانواده، مقیاس همدلی لامونیکا و پرسش‌نامه‌ی اعتیاد به کار، استفاده شد. برای تحلیل داده‌های این پژوهش، ضریب هم‌بستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون بهره برده شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادها نیز، نسخه‌ی 25 نرم‌افزار SPSS به کار گرفته شد. نتایج ضریب هم‌بستگی پیرسون، نشان داد که صمیمیت خانواده‌ی اصلی، با همدلی و اعتیاد به کار در اعضای کادر درمانی، به‌ترتیب، هم‌بستگی مثبت و منفی معنی‌داری دارد؛ همچنین، نتایج نشان داد که بین تعارض کار- خانواده با همدلی، هم‌بستگی منفی معنی‌داری وجود دارد؛ اما بین تعارض کار- خانواده با اعتیاد به کار، هم‌بستگی معنی‌داری دیده نشد. نتایج حاصل از تحقیق حاضر، بیانگر نقش نظام خانواده و تعارضات درون آن، بر همدلی با بیماران و اعتیاد به کار، در کادر درمانی است که لزوم توجه هرچه بیشتر به ارتقای کیفیت زندگی خانوادگی کادر درمانی را نشان می‌دهد.
 

حمیدرضا نمازی، سیده ‌نفیسه مومنی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

در سال‌های اخیر، در ادبیات اخلاق پزشکی و در خصوص رابطه‌ی پزشک و بیمار، به‌طوری گسترده، به حقوق بیمار پرداخته شده است؛ اما حقوق طرف دیگر این رابطه، کمتر در کانون توجه قرار گرفته و بیشتر، تکالیف او مطرح بوده است. از حقوق پزشک، دو تلقی می‌توان در نظر گرفت؛ حقوقی که در تقابل با حقوق بیماران قرار می‌گیرد و حقِ تعالی و بهبود نفس. در این نوشتار که به‌صورت مقاله‌ای نظری ارائه شده، سعی بر این بوده است تا دلایل این کم‌توجهی و عوارض ناشی از آن، بیان شود. عقیده‌ی سنتی بر وجود قدرت نامتوازن در رابطه‌ی پزشک و بیمار، تأکیدنکردن اصول اخلاق پزشکی به خود پزشک، نبود ساختارهای حمایتی، رواج مشتری‌مداری در پزشکی و رویکرد حرفه­مندی افراطی را می‌توان از دلایل بی‌توجهی به حقوق پزشکان در ادبیات اخلاق پزشکی دانست. ادامه‌ی این امر، عوارضی گوناگون در پی دارد؛ عوارضی مانند برهم‌خوردن توازن در کار و زندگی پزشک، شکل‌گیری خشونت نمادین در جامعه‌ی آن‌ها، فرسودگی شغلی و نادیده‌انگاشتن اصل سپاس و قدردانی و درنهایت، رعایت‌نشدن حقوق بیماران. نتیجه اینکه در کنار لحاظ کردن اولویت حقوق بیماران، توجه به حقوق پزشک، به‌نحوی مقوم رعایت حقوق بیمار است که از اهداف اولیه‌ی اخلاق پزشکی به شمار می‌رود و بدین سبب  باید مد نظر قرار گیرد.

 

صفحه 8 از 12     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb