جستجو در مقالات منتشر شده



امید آسمانی، مریم شبانی آباده، صدیقه ابراهیمی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

اخذ رضایت آگاهانه، از حقوق بیماران است. هدف از آن، کاهش مسئولیت پزشک نیست؛ بلکه کمک به بیمار برای گرفتن بهترین تصمیم، افزایش رضایتمندی او و کاهش مداخلات حقوقی است. این مطالعه، نظر بیماران را درباره‌ی کیفیت رضایت آگاهانه و چالش‌های آن در محیط‌های آموزشی‌درمانی بررسی می‌کند. پانزده مصاحبه‌ی انجام‌شده، با روش تحلیل محتوای ساده، تجزیه و تحلیل شدند. نمونه‌گیری هدفمند و با درنظرگرفتن تنوع در نوع و شدت بیماری، جنسیت، سن و رضایت به درمان یا نارضایتی از آن صورت گرفت. یافته‌ها، با استفاده از نرم‌افزارMAXQDA 2007 ، در قالب کدها و طبقات اولیه، طبقات اصلی و طبقه‌ی مرکزی، دسته‌بندی و ارائه شدند. مقوله‌های اصلی استخراج‌شده، عبارت بودند از: «مفهوم، اهمیت و جایگاه رضایت به درمان»، «آثار اخذ رضایت»، «نقش‌آفرینی‌های بیمار و درمانگر در فرایند رضایت آگاهانه»، «چالش‌های اخذ رضایت» و «عوامل تسهیل‌کننده در فرایند رضایت آگاهانه». این مقوله‌ها، همگی، در راستای تدوین متغیر مرکزی، یعنی «درمانگر، بیمار و عوامل فرایندی، سه رکن رضایت آگاهانه» بودند. کافی‌نبودن توضیحات ارائه‌شده به بیماران، امضای رضایت‌نامه بدون خوانده‌شدن، کم‌رنگ‌بودن اعتماد به پزشک، درنظرنگرفتن وضعیت روحی بیمار و اخذ رضایت توسط غیردرمانگر، از مهم‌ترین چالش‌های بیان‌شده‌اند. اصلاح و استانداردسازی فرهنگ اخذ رضایت از بیمار، مستلزم شناخت وضعیت موجود و به‌دنبال آن، به‌کارگیری مؤلفه‌های آموزش، قانون‌گذاری، نظارت، تشویق و تنبیه است. جلب همکاری کادر درمان نیز، به درک ضرورت و اهمیت موضوع و آشنایی با آثار و تبعات آن نیاز دارد.

 

سعید نظری توکلی، محمدرضا حاجی اسماعیلی، امیدوار رضایی میرقائد، سعیده ناطقی‌نیا،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

بررسی میزان سازگاری فرایند پذیرش بیمار با موازین اخلاقی‌حرفه‌ای، نقشی بسزا در کاهش رخنه‌های رفتاری کادر درمانی و افزایش رضایتمندی بیماران دارد؛ ازاین‌رو، بر آن هستیم تا با واکاوی فرایند پذیرش بیمار در بخش آی‌سی‌یو و شناسایی رخنه‌های عملکردی کارکنان آن، زمینه‌ی تعالی هرچه بیشتر خدمت‌رسانی در آن را فراهم کنیم. پژوهش حاضر، مطالعه‌ای کیفی است که با مصاحبه‌ی عمیق با 28 نفر از کارکنان بخش آی‌سی‌یو جراحی مغز و اعصاب بیمارستان لقمان، در بازه‌ی زمانی زمستان 1396 انجام شده است. اطلاعات مورد نظر، جمع‌آوری و داده‌ها با کدگذاری باز، گزینشی و محوری تحلیل شده‌اند. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که شش مقوله‌ی «به‌کارگیری افراد فاقد صلاحیت حرفه‌ای کافی»، «اثرگذاری سلیقه‌های شخصی در روابط حرفه‌ای»، «انتظارهای غیرمنطقی»، «نداشتن مهارت‌های ارتباطی»، «بی‌توجهی به امکان پذیرش بیمار جدید» و «فعالیت در دیگر مراکز درمانی»، وضعیت عملکردی کارکنان بخش آی‌سی‌یو جراحی مغز و اعصاب را توضیح می‌دهند. از مجموع آنچه گذشت، چنین به ‌دست می‌آید که «نبود حساسیت اخلاقی نسبت به حرفه و اهمیت آن» در کارکنان بخش آی‌سی‌یو، به‌عنوان پدیده‌ی مرکزی ناشی از نادیده‌انگاری اهمیت تدوین فرایندهای شفاف برای فعالیت‌های مختلف در بخش آی‌سی‌یو و نداشتن تربیت حرفه‌ای کارکنان است. این امر سبب می‌شود تا برخی از کارکنان بخش آی‌سی‌یو بکوشند از اجرای موازین تعریف‌شده، چشم‌پوشی و به‌شکل غیررسمی و سلیقه‌ای، رفتارشان را تنظیم کنند که مهم‌ترین پیامد آن، کاهش کیفیت خدمات درمانی و مراقبتی در آن بخش است. گفتنی است این ارزیابی را نمی‌توان به همه‌ی کارکنان این بخش تعمیم داد.

خدیجه محمدی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

یکی از موضوعات اساسی در بیمارستان‌ها، بررسی میزان کارایی و اثربخشی است. به این منظور، شاخص‌هایی متعدد ارائه شده است که به شاخص‌های عملکردی، معروف‌اند. اگر عملکرد بیمارستان‌ها، از لحاظ رعایت حقوق بیمار، به مشخصات دموگرافیک او وابسته باشد، نادیده‌گرفتن اثر شاخص‌های بیمارستانی، به‌عنوان عامل مؤثر سطح بالاتر بر میزان رعایت حقوق بیمار، ممکن است موجب نتیجه‌گیری‌هایی نادرست درباره‌ی این روابط شود. در چنین مواردی که داده‌های مورد مطالعه، به‌طور ذاتی، چندسطحی است، استفاده از مدل‌های آماری چندسطحی برای بررسی این نوع داده‌ها، مفید خواهد بود. نمونه‌ها، در طی سال 1394، از هشت بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران، به‌صورت خوشه‌ای دومرحله‌ای، جمع‌آوری شده‌اند. اطلاعات مربوط به میزان رعایت حقوق بیمار و اطلاعات دموگرافیک، از طریق پرسش‌نامه، از 375 بیمار جمع‌آوری گردید. میزان رعایت حقوق بیمار، توسط روش آماری چندمتغیره‌ی تحلیل عاملی، اندازه‌گیری شد. برای بررسی رابطه‌ی بین رعایت حقوق بیمار با برخی اطلاعات دموگرافیک، از مدل‌های رگرسیون خطی دوسطحی استفاده شد که سطح اول آن را عوامل دموگرافیک بیمار و سطح دوم را عوامل بیمارستانی تشکیل می‌دهند. میزان رعایت حقوق بیمار در بیمارستان‌ها، در سطح متوسط، رعایت شده بود. حدود شانزده درصد از واریانس متغیر وابسته‌ی میزان رعایت حقوق بیمار که مقداری زیاد است، به دلیل تغییرات در سطح بیمارستان است و بقیه‌‌ی تغییرات، در سطح فردی است؛ همچنین، متغیرهای درصد اشغال تخت، درصد شکایت و درصد فرار از بیمارستان، در سطح بیمارستان، آثاری شایسته‌ی توجه بر میزان رعایت حقوق بیماران دارند.

عارفه مرزوقی، حسین محمودیان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی میزان مهارت و رفتارهای «اخلاق سایبری» دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، با روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعه‌ی آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، متشکل از سه رشته‌ی پزشکی و دندان‌پزشکی و کارشناسی پرستاری و مامایی که در سال تحصیلی 1395-1396 مشغول به تحصیل بوده‌اند، تشکیل داد. روش نمونه‌گیری تصادفی ساده بود که براساس آن، دویست نفر از دانشجویان به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌های پژوهش با استفاده از نرم‌افزار SPSS و با به‌کارگیری آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. نتایج نشان داد میزان مهارت و رفتارهای اخلاقی سایبری دانشجویان از سطح قابل‌قبول پایین‌تر است؛ همچنین تفاوت بین دانشجویان براساس ویژگی‌های جمعیت‌شناختی مانند جنسیت و رشته و مقطع تحصیلی، در زمینه‌ی برخورداری آنان از مهارت‌ها و رفتارهای اخلاقی سایبری معنادار نیست.

محمد نادر شریفی، پونه سالاری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

یکی از موقعیت‌های چالش‌برانگیز در اقدامات درمانی، زمانی است که بیمار، به‌طور جدی و مصرّانه، از درما‌ن‌های مدِّنظر پزشکان معالج، امتناع می‌کند. امتناع از درمان، به شرط آگاهانه‌بودن، حق بیمار است؛ اما اینکه چنین حقی تکلیفی اخلاقی را هم متوجه پزشک معالج می‌کند یا خیر، مسأله‌ای است که در این مقاله، به‌صورت موردی، در بیماری با تشخیص لوپوس سیستمیک، درباره‌ی آن بحث می‌شود. در این مقاله سعی شده است بر ملاحظات اخلاقی در اخذ رضایت آگاهانه، با وجود امتناع بیمار از درمان، مروری اجمالی شود. در این گزارش، با توجه به سن بیمار، این‌گونه می‌توان نتیجه گرفت که هرچند بیمار ظرفیت تصمیم‌گیری دارد، ازآنجاکه سن او کمتر از سن قانونی است و صلاحیت تصمیم‌گیری ندارد، نمی‌توان امتناع او را از درمان پذیرفت و باید بر اساس مصالح عالیه‌ی او و با کسب نظر قیم قانونی واجد صلاحیت، دراین خصوص، با درنظرگرفتن جوانب علمی تصمیم‌گیری کرد.

فاطمه مکی‌زاده، آرزو دهقان، اسماعیل مصطفوی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

پژوهش حاضر در نظر دارد رابطه‌ی نفوذ اجتماعی، بهره‌وری و کارایی پژوهشگران حوزه‌ی اخلاق پزشکی و همچنین، تحلیل و ترسیم شبکه‌های ‏اجتماعی نویسندگان این حوزه را بررسی کند. این پژوهش، با استفاده از روش‌های رایج در مطالعات علم‏سنجی و با شیوه‌ی هم‌نویسندگی و تحلیل شبکه انجام شده است. جامعه‌ی آماری پژوهش را همه‌ی مقاله‌های چاپ‏شده در مجله‌های حوزه‌ی اخلاق پزشکی تشکیل می‌دهند که در بازه‌ی زمانی 1978تا2017، در پایگاه‏Web of Science‏ ‏نمایه شده‌اند؛ به‌طور کلی، تعداد 14231 مقاله و 20845 پژوهشگر، بررسی شده‌اند. در تجزیه و تحلیل ‏داده‌ها از نرم‌افزارهای  SPSSو UciNet ‏استفاده شد. بررسی رابطه‌ی شاخص‌های نفوذ اجتماعی (مرکزیت رتبه، بینابینی و نزدیکی) و کارایی (تعداد استناد) نشان داد بین کارایی و مرکزیت، درجه‌ی هم‌بستگی مثبت وجود دارد؛ اما کارایی مرکزیت نزدیکی و بینابینی، هم‌بستگی منفی دارند؛ همچنین، بین شاخص‌های نفوذ اجتماعی و بهره‌وری، هم‌بستگی مثبت و معناداری دیده شد. نتایج نشان داد پژوهشگرانی که از نظر بهره‌وری و کارایی، وضعیتی مطلوب دارند، از نفوذ اجتماعی بالایی برخوردارند؛ همچنین، پژوهشگرانی که دارای مرکزیت درجه‌ی بالایی هستند، از نظر بهره‌وری و کارایی، در وضعیتی خوب قرار گرفته‌اند.

رامین سپهوند، امیرمحسن راه‌نجات، هاله شاهد حق‌قدم، وحید دنیوی، ارسیا تقوا،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

روان‌شناسان نظامی و دیگر متخصصان مشاغل سلامت روان نظامی به‌طور منظم در مجاورت با بیماران بالقوه‌ی خود زندگی و کار می‌کنند. مهم‌ترین نگرانی‌های روان‌شناسان نظامی به‌طور مشترک، روابط چندگانه، مسائل محرمانه، افشاء و اجتناب از آسیب است. این مطالعه با هدف بررسی طیفی از چالش‌های اخلاقی تجربه‌شده توسط تعدادی از روان‌شناسان نظامی شاغل در مراکز مشاوره یکی از نیروهای نظامی ایران انجام شد. این مطالعه به روش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا، در یکی از نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۹۸ انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل ۳۱ نفر از روان‌شناسان نظامی شاغل در مراکز مشاوره‌ی نیروی مذکور در کل کشور بودند که دارای مدرک کارشناسی‌ارشد یکی از گرایش‌های روان‌شناسی بودند و پنج تا پانزده سال سابقه‌ی فعالیت داشتند. به دلیل دشواری دسترسی، داده‌ها با پرسش‌نامه‌ی الکترونیکی گردآوری شد. مفاهیمی که مشارکت‌کنندگان به‌عنوان چالش‌های اخلاق حرفه‌ای از آن یاد می‌کردند، به‌ترتیب در دسته‌های مرزهای صلاحیت، رازداری، روابط چندگانه و تغییر ناگهانی نقش طبقه‌بندی شدند. نتایج این مطالعه حاکی از آن بود که یکی از دغدغه‌های تأثیرگذار بر عملکرد روان‌شناسان نظامی، موضوع اخلاق و چالش‌های مربوط به آن در یگان خدمتی‌شان است؛ بنابراین به روان‌شناسان نظامی پیشنهاد می‌شود که از طریق شرکت در کارگاه‌های آموزشی با تصمیم‌گیری‌های اخلاقی مهم و تعارض‌های اخلاقی ذاتی در محیط‌های نظامی آشنا گردند؛ همچنین در کسب مشورت و نظارت، فعال باشند و خودشان را در برنامه‌های خودپایشی درگیر کنند تا بتوانند به‌طور مداوم در تصمیم‌گیری اخلاقی اثربخش مشارکت نمایند.

افسانه سعادتی، محسن محمدی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

در میان روابط انسانی، رابطه‌ی پزشک و بیمار، یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات است. این ارتباط، اهمیت ویژه‌ای در اخلاق پزشکی دارد و سنگ بنای اقدامات طبی را تشکیل می‌دهد. ارتباط بین پزشک و بیمار موجب ایجاد اطمینان میان آنان می‌شود تا به‌حدی ‌که برخی مواقع حذاقت پزشک را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. یک طبیب حاذق افزون بر آگاهی از علوم پزشکی باید هنر برقراری ارتباط با بیمار را نیز داشته باشد؛ خدشه‌دارشدن این ارتباط منجر به بی‌اعتمادی، نارضایتی و ناکارآمدی در درمان می‌شود. نگارندگان این مقاله در پی واکاوی عمده‌‌ترین مسا‌ئل اخلاق پزشکی در قصه‌های طبیب‌محور مثنوی هستند. مولوی تحت لوای مطالب طبی مطروحه در قصه‌ها نظیر نبض‌شناسی، مزاج‌شناسی، گیاه‌درمانی، روال درمان و... به مسئولیت‌ها و وظایف اخلاقی پزشکان نیز اشاره‌هایی ویژه‌ داشته است؛ برای مثال، در قصه‌ی «پادشاه و کنیزک» رازداری، گوش‌سپاری، شفقت و مهربانی و مجرب‌بودن طبیب غیبی در برابر کنیزک ازجمله مواردی است که در اخلاق پزشکی مطرح می‌شود؛ در پایان این داستان، مخاطبان، ناباورانه عملکرد طبیب غیبی (کشته‌شدن زرگر توسط او) را مغایر با روح سوگندنامه‌ی بقراط ارزیابی می‌کنند. در قصه‌ی «طبیب و پیرمرد» نیز ناکارآمدی ارتباط میان پزشک و بیمار بسیار محرز است؛ همدلی‌نداشتن و ارتباط غیرعاطفی پزشک با بیمار، به‌ویژه در نخستین برخورد که بدون سیمولوژی صورت پذیرفته است، زمینه‌ای را فراهم ساخته تا بیمار به پزشک بی‌اعتماد شود و از شیوه‌ی درمان او ناخرسند باشد. در حکایت «آن رنجور که طبیب در او اومید صحت ندید» طبیب با کتمان راز و بیان ناکافی و ناواضح تجویز، زندگی بیمار را به مخاطره افکنده است.

مرجان قندی، رضا دهنویه، رضا گودرزی، مصطفی الماسی دوغایی، ملاحت اکبرفهیمی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

دمانس به دلیل هزینه‌های هنگفت درمانی، شیوع بالا در سالمندان، پیامد‌های شدید و تحمیل فشارهای جسمی و روانی ناشی از شدت بیماری به خانواده‌های بیماران، در ردیف مشکلات مهم بهداشتی قرار دارد و برای کمک به بیمار و کاهش بار مراقبت از بیماران، از فناوری‌های بسیاری استفاده ‌می‌شود که مهم‌ترین آن، کاردرمانی است. این مطالعه از نوع کاربردی است و با هدف بررسی جنبه‌های اخلاقی و قانونی فناوری کاردرمانی در سالمندان مبتلا به دمانس، با استفاده از روش کیفی انجام شده است. جامعه‌ی مورد پژوهش، دوازده نفر از متخصصان و دست‌‌اندرکاران حوزه‌ی دمانس و خدمات سالمندی کشور هستند و ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه بوده است. نتایج این پژوهش نشان ‌می‌دهد که منفعت داشتن و مضر نبودن، حفظ استقلال و موافقت آگاهانه، حفظ کرامت و احترام به فرد، نگرانی برابری و عدالت در دسترسی به خدمت، پشتوانه‌ی قانونی برای استفاده از فناوری، ضرورت اصل اختیار و رعایت حفظ اسرار بیمار و بسترسازی مناسب بهره‌برداری از فناوری، هفت چالش اصلی فناوری کاردرمانی از منظر اخلاقی و قانونی در کشور است. بر اساس نتایج حاصل، فقدان پوشش بیمه‌ای فناوری کاردرمانی و دسترسی‌نداشتن سالمندان به این خدمت، از موانع مهم استفاده‌نکردن ازآن به حساب ‌می‌آید که وزارت بهداشت باید، مقدمات پیاده‌سازی آن را در اقصا نقاط کشور فراهم کرده و در بسته‌ی خدمت سالمندان کشور قرار دهد.

عاطفه رومی، فرخنده جمشیدی، امین مرادی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

اخلاق حرفه‌ای یکی از مطرح‌ترین عناوین در پزشکی است که آموزش‌دهندگان یا اساتید نقشی بسزا در آموزش و سنجش آن ایفا می‌کنند. مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی رعایت اخلاق حرفه‌ای بین دستیاران جراحی بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز در سال 1398، به شیوه‌ی خودسنجی طراحی و اجرا شد. این مطالعه، پژوهشی مقطعی بود. هر کدام از دستیاران، پرسش‌نامه‌ی استاندارد را که شامل متغیرهای مورد نیاز پژوهش بود، تکمیل کردند. ۴۷ نمونه‌‌ی بررسی‌شده، با توجه به تعداد جامعه‌ی دستیاران جراحی بخش‌های عمومی و ارتوپدی، به روش نمونه‌گیری سرشماری انتخاب و به مطالعه وارد شدند. از 47 نفر، 29 نفر دستیار جراحی بخش عمومی و 18 نفر دستیار جراحی بخش ارتوپدی بودند. رعایت اخلاق حرفه‌ای در حد قابل‌قبول بود. بین حیطه‌ی دانش و مهارت ارتباطی و دستیاران در دو بخش عمومی و ارتوپدی ارتباط معنادار وجود داشت (P<0.05). بین رعایت اخلاق حرفه‌ای و دستیاران در دو بخش عمومی و ارتوپدی نیز ارتباط معنادار وجود داشت (P<0.05). شاخص احترام به دیگران، با میانگین 08/6±66/1 بیشترین میانگین را به خود اختصاص داد و شاخص مهارت‌های بین‌فردی و اجتماعی با میانگین 48/4±17/2 کمترین میانگین را داشت. با توجه به آنکه قرارگیری اخلاق حرفه‌ای در قوانین و مقررات ازجمله عوامل مهم و حیاتی در رشد و توسعه‌ی اخلاق است؛ در نهایت، باید نهادینه‌سازی اخلاق حرفه‌ای در برنامه‌ی استراتژیک و راهبردی در کانون توجه سیاست‌گذران قرار گیرد و ساختار، نحوه‌ی آموزش و ارزشیابی اخلاق حرفه‌ای بازنگری شود.

محمود متوسل آرانی، مجتبی پارسا، سیدحسام‌الدین سیدین، نیکزاد عیسی‌زاده، عبدالرحمان رستمیان، محسن پرویز، حسین درگاهی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

فرهنگ سازمانی ارزش‌های غالب و مجموعه‌ای از ویژگی‌های کلیدی حاکم بر سازمان است. توجه به اهمیت فرهنگ سازمانی موجب افزایش بهره‌وری و رضایت شغلی کارکنان می‌شود. هدف از این مطالعه، شناسایی و احصا و طبقه‌بندی مؤلفه‌های فرهنگ سازمانی بر اساس ارزش‌های ایرانی‌اسلامی با رویکرد فراترکیب و با نگاه به سازمان‌های بهداشتی‌درمانی است. با استفاده از پایگاه داده‌های فارسی و انگلیسی و کلیدواژه‌های فرهنگ سازمانی، فرهنگ ایرانی‌اسلامی، شاخص، مؤلفه و سازمان‌های بهداشتی‌درمانی و رعایت ملاک‌های ورود و خروج منابع و با انجام مطالعه‌ی مروری حیطه‌ای و ورود داده‌ها به نرم‌افزار Excel، ابتدا تعداد 892 شاخص شناسایی و احصا گردید؛ در ادامه با به‌کارگیری روش دلفی و بهره‌مندی از تعداد هفت نفر از نخبگان فرهنگی در دانشگاه علوم پزشکی تهران و پس از انجام یازده مرحله، شاخص‌های تکراری و مشابه از نظر معانی، مفاهیم و مصادیق با یکدیگر ادغام و در قالب 39 مؤلفه گروه‌بندی شدند. علاوه‌براین مؤلفه‌های استخراج‌شده در سه سطح فرهنگ سازمانی، تقسیم‌بندی شدند و کاربرد مؤلفه‌های هر یک از سطوح در سازمان‌ها ارائه شد؛ لذا پیشنهاد می‌شود از مؤلفه‌های نهایی و کاربرد هر یک از آن‌ها در عملکرد سازمان‌های بهداشتی‌درمانی، به‌ویژه دانشگاه علوم پزشکی تهران، به‌عنوان یک منشور فرهنگ سازمانی بهره گرفته شود.

ساسان موگهی، دکتر معصومه تاجیک، ماریا چراغی، فرخنده جمشیدی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

حریم خصوصی، اصل اساسی انسانیت و یکی از حقوق بنیادین مهم هر انسان است که رعایت آن، به‌ویژه در سازمان‌های مراقبت بهداشتی و ‌درمانی الزامی شناخته شده است. هدف از این مطالعه، تعیین میزان رعایت حریم خصوصی بیماران سالمند در مراکز آموزشی و درمانی دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز در سال ١٣٩8 بود. این پژوهش مقطعی روی 230 نفر از بیماران سالمند بستری در دو بخش داخلی و جراحی در مراکز آموزشی و درمانی دانشگاه علوم پزشکی اهواز انجام شد. اطلاعات به وسیله‌ی پرسش‌نامه‌ی محقق‌ساخته جمع‌آوری شد. این پرسش‌نامه در دو بعد روانی با یازده سؤال و بعد فیزیکی با هجده سؤال تهیه شد؛ همچنین، خبرگان و استادان روایی پرسش‌نامه را بررسی کردند. نتایج نشان داد که 2/62 درصد (143 نفر) از بیماران زن و مابقی مرد بودند. به لحاظ میزان رعایت حریم خصوصی 13/47 درصد از زنان و 75/51 از مردان، میزان رعایت حریم خصوصی را بالا ارزیابی کردند و 79/13 درصد از زنان و 28/۲۰ درصد از مردان آن را ضعیف ارزیابی کردند. میزان رعایت حریم خصوصی بر حسب جنسیت بیمار و پرستار و پزشک مسئول به لحاظ آماری متفاوت بود (P-value<0.05)؛ اما بین میزان رعایت حریم خصوصی با رده‌ی سنی و شغل بیمار قبل از بازنشستگی، وضعیت تأهل پرستار و پزشک مسئول تفاوت معناداری مشاهده نشد (P-value>0.05). آموزش پرستاران، پزشکان، پرسنل و مراقبین سلامت در جهت ارتقاء حریم خصوصی بیماران سالمند و تقویت عملکرد نظارتی مدیران و مسئولان در این زمینه ضرورت دارد.

امید آسمانی، زهرا جوادی، صدیقه ابراهیمی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

در رابطه با چگونگی تصمیم‌گیری درباره‌ی افشای خطای پزشکی دیگران، بررسی دیدگاه پزشکان خصوصاً در بخش‌های آموزشی، می‌تواند به بهبود شرایط برخورد با خطای پزشکی با هدف تحقق حقوق بیماران کمک نماید. این پژوهش توصیفی‌مقطعی به کمک پرسش‌نامه‌ی محقق‌ساخته پس از تعیین روایی صوری و محتوایی و تأیید پایایی درونی و بیرونی، انجام شد. دیدگاه چهل استاد و 112 دستیار از رشته‌های تخصصی مختلف درباره‌ی تمایل به افشای خطا، عوامل مؤثر در افشای خطا، نتایج افشا و عوامل مؤثر در کاهش خطاهای پزشکی گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 21 انجام شد. اختلاف میانگین نمره‌ی اساتید (3/1±2/15) و دستیاران (05/2±56/12) در بعد «تمایل به ابراز خطای پزشکی دیگران» و اختلاف میانگین نمره­ی اساتید (677/0±55/7) و دستیاران (01/2±09/9) در بعد «تمایل به عدم افشای خطای پزشکی» معنادار بود. شرکت‌کنندگان بهترین مرجع برای مدیریت و رسیدگی به خطاهای پزشکی را استاد مسئول بخش و بهترین شیوه‌ی اعلام خطای پزشکی را از طریق پزشک ارشد در حضور پزشک خطاکننده می‌دانستند. پزشکان عمومی سطح شهر، پرستاران و دستیاران سال اول، بیشترین فراوانی انجام خطا را داشتند. از نتایج به‌دست‌آمده می‌توان برای برنامه‌ریزی جهت ارتقاء حقوق بیماران و اصلاح دیدگاه و روش برخورد تیم درمان با خطای پزشکی همکاران به شکل حق‌مدار و حمایتی استفاده کرد. زمینه‌سازی‌های فرهنگی و قانونی و اجتماعی با هدف فراهم‌شدن امکان اظهار خطای پزشکی به شکل علمی و مهارتی از رسالت‌های مراکز آموزشی‌درمانی خواهد بود.


محمد کیاسالار، حمیدرضا نمازی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

جشنواره‌ی ملی فیلم و عکس اخلاق پزشکی، در بهمن 98، برگزار شد و با ثبت 487 اثر در سامانه‌ی جشنواره، به کار خود پایان داد. پس از بررسی همه‌ی آثار، در نهایت، هشتاد فیلم و 36 عکس‌ انتخاب شد و برای داوری نهایی در اختیار هیئت داوران قرار گرفت. مقاله‌ی حاضر، بر فیلم‌های این جشنواره متمرکز شده و کوشیده است با استفاده از روش اقدام‌پژوهی، به تبیین تجربه‌ی جذب، انتخاب و داوری فیلم‌ها، ازطریق طراحی و برگزاری جشنواره، بپردازد و هشتاد فیلم منتخب این جشنواره (پنجاه فیلم مستند، بیست فیلم کوتاه و ده فیلم جنبی) را از منظر اخلاق پزشکی، تحلیل کند. در این مسیر، از تطبیق موضوعی فیلم‌های منتخب با شانزده محوری که در متن فراخوان، به‌عنوان «موضوع‌های جشنواره»، اعلام شده بود، استفاده شده است. تفاوت نگاه فیلم‌سازان و پزشکان در زمینه‌ی اخلاق پزشکی، یکی از یافته‌های مشهود این گزارش است. این تفاوت، وقتی چشمگیرتر می‌شود که می‌بینیم مجموع فیلم‌های مرتبط با شانزده موضوعی که پزشکان در متن فراخوان گنجانده‌اند، یکی کمتر از مجموع فیلم‌هایی است که فیلم‌سازان، صرفاً، پیرامون هفت موضوع مغفول‌مانده در متن فراخوان ساخته‌ و به جشنواره تحویل داده‌اند. این مطالعه، همچنین، نشان می‌دهد دوربین سینماگران در حوزه‌ی اخلاق پزشکی، عمدتاً، بر تعهد حرفه‌مندان و آسیب‌پذیری بیماران تمرکز می‌کند. از سوی دیگر،‌ با توجه به تعدد و تنوع فیلم‌هایی که در این جشنواره گردآوری شده است، می‌توان یکی دیگر از یافته‌های این اقدام‌پژوهی را امکان استفاده از فیلم‌های کوتاه و مستند، برای آموزش برخی مفاهیم اخلاق پزشکی به فراگیران طب، دانست.

مریم زاهدی، صدیقه محمداسماعیل، سیدمحسن بنی‌هاشمی، منصور شریفی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

ارتباط خوب و سالم بین پزشک و بیمار، سنگ بنای یک مراقبت پزشکی کامل است که از گذشته، در کانون توجه جامعه‌شناسی قرار گرفته است. از دیدگاه کلاسیک، رابطه‌ی پزشک و بیمار، بهعنوان رابطه‌ای منحصربه‌فرد، طیفی گسترده از تأثیرات فرهنگی و اجتماعی را دربردارد. پرونده‌ی الکترونیکی سلامت، با سازماندهی پروندههای بیماران، ضمن ارتقای نظام مراقبت سلامت، فرایند درمان و تشخیص را آسان ساخته است؛ اما از نظر فرهنگی، تغییراتی در فرایند ارتباطی بین پزشک و بیمار به وجود آورده و چالش‌هایی جدید را از جنبه‌ی اخلاق به همراه خواهد داشت. یافتههای این پژوهش که به تحلیل نظرات متخصصان حوزه‌ی سلامت درخصوص ابعاد فرهنگی و ارتباطی این تکنولوژی پرداخته است، نشان داد پرونده‌ی الکترونیکی سلامت، با وجود کارآیی بالا، تشخیص آسان و راحت، آگاهی از تشخیص سایر پزشکان و کمک به درمان زودتر و بهتر، از لحاظ فرهنگی، دارای موانعی است که امنیت، کاهش کنشهای عاطفی و رودررو و هراس از انگ اجتماعی، از آن جمله است. ازآنجاکه داشتن بستر فرهنگی مناسب و برخورداری از اطلاعات و آگاهی، میتواند بر توسعه‌ی فناوریهای سلامت اثر بگذارد، نتایج این تحقیق که به شناسایی نقش فرهنگ بر روابط پزشک و بیمار در استفاده از پرونده‌ی الکترونیکی سلامت پرداخته است، نشان داد که جذب اعتماد بیماران و تغییر شرایط فرهنگی، از طریق آموزش و همچنین، ارتقای امنیت سیستم، میتواند میزان کارآیی این سیستم را در حوزه‌ی بهداشت و درمان افزایش دهد.

محمد خمرنیا، مصطفی پیوند، فاطمه ستوده‌زاده،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

این نامه به سردبیر، فاقد چکیده می باشد.
خدیجه نصیریانی، عباسعلی دهقان تفتی، سیده الهام فضل‌جو،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

این نامه به سردبیر، فاقد چکیده است. 
کامران شیربچه، سعید پورحسن، علی شیربچه،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

با شروع همه‌گیری ویروس کووید ۱۹، سیل عظیم مراجعه‌کنندگان به مراکز درمانی سرازیر شد و این مسأله موقعیت کاری کادر درمان را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. ازآنجاکه با افزایش عبور و مرور افراد، تجمعات اجتماعی، رعایت‌نکردن پروتکل‌های استفاده از ماسک و فاصله‌گذاری فیزیکی، ویروس بیشتر گسترش می‌یابد و آمار مبتلایان و فوت‌شدگان آن افزایش پیدا می‌کند، در این مقاله بر آنیم به بررسی واکنش کادر درمان به بی‌تفاوتی جامعه بپردازیم. به نظر می‌رسد این پدیده به‌تدریج موجب کاهش کیفیت خدمت‌رسانی پرسنل درمان می‌شود.

نسرین سیستانی‌پور، محمدجواد اصغری ابراهیم‌آباد، فائزه صلایانی، مجید معینی‌زاده،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

پزشکی حرفه‌ای است که در آن هوش هیجانی و اخلاقی، در بهبود کیفیت مراقبت‌های پزشکی از بیماران، سلامت روان و افزایش رضایت شغلی نقشی مؤثر دارد. هدف از این پژوهش، بررسی هوش هیجانی و هوش اخلاقی در پزشکان مختلف بود. روش تحقیق، توصیفی بود. جامعه‌ی آماری این پژوهش را همه‌ی پزشکان شهر مشهد در سال 1398 تشکیل می‌دادند که از میان آن‌ها نمونه‌ای به تعداد 213 پزشک، به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسش‌نامه‌ها را تکمیل کردند. برای جمع‌آوری داده‌ها، از پرسش‌نامه‌ی هوش هیجانی بار-آن و هوش اخلاقی لنیک و کیل استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه (آنوا) و آزمون تی مستقل بهره گرفتیم. نتایج تحقیق نشان داد پزشکان زن، متأهل، بالاتر از شصت سال و با سابقه‌ی شغلی سی سال یا بیشتر، از هوش هیجانی بیشتری برخوردار هستند؛ همچنین نتایج، حاکی از آن بود که پزشکان بالاتر از شصت سال و با سابقه‌ی شغلی سی سال هوش اخلاقی بالاتری دارند؛ بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که آموزش و گزینش دانشجویان پزشکی و پزشکان بر مبنای سنجش هوش هیجانی و اخلاقی می‌تواند موجب شود آن‌ها در مواجهه با بحران‌ها و شرایط دشوار بهتر بتوانند مشکلات را حل‌وفصل کنند و مقاوم‌تر باشند.

سیده محبوبه رضائیان، زهرا کاظمی گلیان، قاسم کاظمی گلیان، زهره عباسی، الهه سالاری، محبوبه طباطبایی چهر،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

رعایت‌نشدن اخلاق حرفه‌ای در مامایی، خطراتی زیان‌بار، ازجمله افزایش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان را به دنبال خواهد داشت. مطالعه‌ی حاضر، با هدف بررسی موانع رعایت اخلاق حرفه‌ای در مراقبت‌های بالینی مامایی، از دیدگاه ماماهای بیمارستان‌های استان خراسان شمالی، در سال 1397، انجام شد. این مطالعه‌ی توصیفی‌مقطعی، با مشارکت 141 مامای شاغل در بیمارستان‌های تخصصی زنان و زایمان استان خراسان شمالی، با استفاده از نمونه‌گیری طبقه‌بندی‌شده، صورت گرفت. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پرسش‌نامه‌ای شامل دو بخش بود: اطلاعات دموگرافیک و موانع رعایت اخلاق حرفه‌ای، در سه حیطه‌ی محیطی و مدیریتی و فردی‌مراقبتی. داده‌ها، با استفاده از نرم‌افزار SPSS، نسخه‌ی 22 و آمار توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شد. از دیدگاه ماماها، هر سه دسته‌ی عوامل محیطی (73.94 %)، فردی‌مراقبتی (64.66 %) و مدیریتی (64.97 %)، ازجمله موانع رعایت اخلاق حرفه‌ای بودند. مهم‌ترین موانع رعایت اخلاق حرفه‌ای در بعد مدیریتی، کمبود پرسنل (80 % در بعد محیطی، تغییرات بیولوژیکی بدن در شیفت کاری (85.2 %) و در بعد فردی‌مراقبتی، رضایت‌نداشتن از نیازهای پایه، مانند مکفی‌بودن درآمد یا استراحت کافی در پرسنل مامایی (80.9 %)، بود. با توجه به اهمیت رعایت اخلاق حرفه‌ای و مسائل و مشکلات ناشی از رعایت‌نشدن آن، پیشنهاد می‌شود مدیران و مسئولان، برنامه‌ریزی‌های لازم و ضروری را توسط بیمارستان‌ها، برای رفع موانع ذکرشده از سوی ماماها انجام دهند.


صفحه 9 از 12     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb