ساسان موگهی، فرخنده جمشیدی، نگار پرویزی، علی محمدی سپهوندی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
در مراکز درمانی و پزشکی، انطباق رفتارهای فردی و اجتماعی با اخلاق و موازین شرعی بسیار مهم و نیازمند ارزیابیهای پیوسته است. بر همین اساس، مطالعه حاضر با هدف تعیین انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس از دیدگاه بیماران و کارورزان در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور شهر اهواز در سال 1399 انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفیمقطعی بود و جامعهی آماری آن شامل کارورزان (204 نفر) و بیماران (385 نفر) مراجعهکننده به بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور شهر اهواز بود. نمونهگیری نیز بهصورت تصادفی انجام شده است. همچنین، پژوهشگر دادهها را به وسیلهی فرم جمعآوری اطلاعات و پرسشنامهای متشکل از هفده سؤال از بیماران و کارورزان جمعآوری کرد. دادهها توسط نرمافزار SPSS 20 و آمار توصیفی و استنباطی بررسی شد. از دیدگاه کارورزان، بین انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس در بیمارستانهای مختلف و جنسیت ارتباط معنادار وجود داشت (0.05>P)؛ ولی با سن و وضعیت تأهل ارتباط معناداری دیده نشد (0.05، سن، تحصیلات، وضعیت تأهل و بیمارستان تفاوت معنادار وجود نداشت (0.05>P). از دیدگاه کارورزان، انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس برابر با 1/45% و از دیدگاه بیماران برابر با 40.5% بود. بر اساس نتایج مطالعهی حاضر، برای رعایت کامل انطباق امور پزشکی با قوانین شرع مقدس، در تمامی بیمارستانهای بررسیشده، به فضای فیزیکی و کادر درمانی همگن با جنسیت بیماران بیشتری نیاز است.
مهدی باصولی، سعیده درخش،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
بشر، طی دهههای اخیر، از طرفی با پدیدههای جوی و تغییرات محیطی و از طرف دیگر، با ظهور بیماریهای نوپدید مواجه بوده است. مدیریت بیماریهای نوپدید، مستلزم درنظرگرفتن رویکرد اخلاقی برای کنترل و مراقبت از این بیماریهاست. معضلات اخلاقی حاصل از پیشرفتهای تشخیصی و درمانی نوین در علم پزشکی، ضرورت پرداختن به اخلاق پزشکی را دوچندان کرده است. یکی از بیماریهای نوپدید در قرن حاضر که تقریباً، همهی جهان با آن روبهرو شدهاند، بیماری کروناویروس است. مطالعهی حاضر، با هدف بررسی ضرورت توجه کادر درمانی، به ملاحظات اخلاقی در مراقبت از بیماران مبتلا به ویروس کووید ۱۹، انجام شده است. در این پژوهش، علاوه بر استفاده از مقالات منتشرشده دربارهی این بیماری که از اواخر سال 2019 میلادی تا اوایل سال 2020 میلادی نگاشته شدهاند و همچنین، بهرهگیری از پژوهشهای داخلی که ابعاد متفاوت این بیماری را بررسی کردهاند، مصاحبههایی نیز، با بهبودیافتگان بیماری کروناویروس انجام شده است. این مصاحبهشوندگان، در بازهی زمانی آغاز فراگیری ویروس، اوایل بهمنماه 1398 تا اواخر مهر 1399، در بیمارستان شهیدصدوقی استان یزد، بستری بودهاند. بررسیها نشان میدهد توجه هر چه بیشتر به ملاحظات اخلاقی در مراقبت از بیماران مبتلا به بیماری کووید 19، نیازمند گنجاندن آموزش اخلاق حرفهای و پزشکی به ارائهدهندگان خدمات درمانی به این بیماران است و برای مدیریت بهینهی این بیماری، ضروری به نظر میرسد.
رویا ملکزاده، افشین امیرخانلو، قاسم عابدی، فرشته عراقیان مجرد،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
گسترش سریع کووید 19، نبود درمان استاندارد، محدودیت زمانی و کمبود منابع از چالشهای جدی در سراسر دنیاست. با توجه به اهمیت اخلاق در ارائهی مراقبت به بیماران مبتلا به بیماریهای نوپدید، این مطالعه با هدف تبیین چالشهای اخلاقی در مراقبت از بیماران کووید 19 و درمان آنان انجام شد. پژوهش حاضر به روش تحلیل محتوای کیفی در سال 1399 انجام شد. مشارکتکنندگان 22 نفر از پزشکان متخصص عفونی و پرستاران بخشهای مراقبت بیماران کووید 19 با حداقل پنج سال سابقهی کار در بیمارستانهای استان مازندران بودند. دادهها از طریق مصاحبهی نیمهساختاریافتهی مبتنی بر هدف و روش گلولهی برفی، پس از کسب رضایت آگاهانه از شرکتکنندگان جمعآوری شد و تا اشباع دادهها ادامه یافت. ﺗﺤﻠﯿﻞ دادههای ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش گرانهیم لوندمن انجام شد. برای صحت و استحکام مطالعه از معیارهای پیشنهادی گوبا و لینکلن استفاده شد.از تحلیل تجربیات مشارکتکنندگان، چهار درونمایهی اصلی و سیزده درونمایهی فرعی درخصوص چالشهای اخلاقی در مراقبت از بیماران مبتلا به کووید 19 استخراج شد. رعایت حقوق بیماران، انگ و تبعیض اجتماعی، وظیفهی مراقبت از بیماران و حمایت و پاسخگویی مسئولان از چالشهای اصلی اخلاقی در مراقبت از بیماران در دوران کرونا ﺑود. با توجه به یافتههای مطالعه، حمایت از حقوق بیماران و ارائهی مراقبت با کیفیت خوب از طریق تصمیمگیری آگاهانه و اخلاقی برای افزایش رضایتمندی بیماران و ارتقاء سلامت آنان، بهعنوان راهکارهای رفع چالشهای اخلاقی، توصیه میشود.
سعیده سعیدی تهرانی، فاطمه بهمنی، مینا فروزنده، اکرم هاشمی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
از آغاز پاندمی کووید 19، پژوهشگران کشورهای مختلف به دنبال تولید واکسن مؤثر برای مواجهه با این پاندمی برآمدند. با توجه به عدم وجود داروی موثر و کارآمد به نظر میرسد که واکسن تنها امید نجات دنیا از پاندمی است. در این مقاله به مرور ملاحظات اخلاقی واکسیناسیون عمومی با عنایت به اصول اساسی اخلاق زیستی خواهیم پرداخت. تولید ایمن و استاندارد، سپریکردن مراحل علمی و اخلاقی، همچنین ارزیابی و پایش ایمنی و اثربخشی، ملاحظهی اصلی در تولید هر واکسنی است. عدالت ایجاب میکند واکسیناسیون با اولویت افراد آسیبپذیر و در معرض خطر صورت گیرد. ممکن است افراد به عللی در مقابل دریافت واکسن مقاومت کنند؛ ازجمله سردرگمی ناشی از انبوه اطلاعات، بیاعتمادی عمومی به حرفهی پزشکی، ارتباط بین واکسیناسیون و ایجاد برخی بیماریها، پایینبودن نرخ مرگ در اثر کووید 19. ممکن است تصور عامه مردم، بویژه افراد جوان و سالم براین باشد که ما با احتمال بسیار بالایی زنده خواهیم ماند , به خطرات کم ولی احتمالی ناشی از واکسن تن در ندهند اما بدلیل مسری بودن بالای بیماری ممکن است نرخ مرگ و میر و ابتلا به بیماری شدیداً بالا برود، همچنین تبعات ناشی از بیماری عمدتا افراد آسیبپذیر را درگیر میکند، در تصمیمسازی اخلاقی باید فواید و ضررهایی که واکسن برای هر فرد دارد، در مقابل فواید و ضررهای عدم واکسیناسیون برای جامعه را در نظر گرفت و با توجه به اهمیت اتونومی، فرهنگسازی و متقاعدسازی افراد بسیار مهم است. لذا در این نوشتار راهکارهای عملی برای اعتمادسازی وپذیرش عمومی این امر نیز بیان خواهد شد.
سمانه عزیزی، احمدرضا مهتدی، مهدی بیژن زاده،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
ارتباط بین پزشک و همکاران، شامل تعامل آنها در امر مراقبت از بیمار، برای دستیابی به هدفی مشترک، یعنی ارتقاء وضعیت بیمار است. مطالعهی توصیفیتحلیلی حاضر، با هدف شناخت دیدگاه پزشکان و کارکنان اتاق عمل در خصوص رعایت اخلاق در ارتباط حرفهای بین آنان، بهصورت مقطعی در سال 1398 صورت گرفت. نمونههای پژوهش، کارکنان اتاق عمل و پزشکان شاغل در سه بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز بودند که به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار بررسی، پرسشنامهای دو قسمتی، شامل متغیرهای فردیاجتماعی و سؤالات مربوط به ارتباط حرفهای پزشک و کارکنان اتاق عمل بود. نتایج نشان داد بیشتر پزشکان و کارکنان اتاق عمل معتقدند که رعایت اخلاق در ارتباط بین آنها، در مجموع، خوب بوده است. در گروه پزشکان 1/18 درصد دیدگاه متوسط و 9/81 درصد از آنان دیدگاه خوب و در گروه کارکنان اتاق عمل نیز، 8/4 درصد دیدگاه ضعیف، 3/27 درصد دیدگاه متوسط و 9/67 درصد دیدگاه خوبی نسبت به ارتباطشان با یکدیگر داشتند؛ ازاینرو، تلاش برای بهبود ارتباط بین پزشک و کارکنان و انجامدادن اقدامات مناسب در این مسیر، تا زمان رعایتشدن اصول اخلاق حرفهای در سطح عالی، شایسته است و ارتقاء سطح خدمات درمانی را به دنبال خواهد داشت.
صدیقه محمداسماعیل، مصطفی پهلوان زاده،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر راهبردهای دانش بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی صورت پذیرفت. این پژوهش، پیمایشیتحلیلی، از نوع همبستگی و از لحاظ هدف، کاربردی است. حجم نمونهی آماری 196 نفر است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از معادلات ساختاری، از طریق نرمافزارSmartPLS ، نسخهی ۳، صورت گرفته است. یافتههای پژوهش نشان داد که راهبردهای دانش بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی، اثر دارد. با توجه به خروجی نرمافزار، آمارهی احتمال برای متغیر میانجی رهبری اخلاقی، برابر با 8/475 به دست آمده است که از مقدار بحرانی قدر مطلق 1/96 بزرگتر است. راهبردهای نظاممحور بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی، اثر دارد. با توجه به خروجی نرمافزار، آمارهی احتمال برای متغیر میانجی رهبری اخلاقی، برابر با 7/729 به دست آمده است. راهبردهای انسانمحور بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی، اثر دارد. با توجه به خروجی نرمافزار، آمارهی احتمال برای متغیر میانجی رهبری اخلاقی، برابر با 9/075 به دست آمده است. در نظام سلامت، بهعنوان سازمانی دانشمحور، مدیران باید برای پیادهسازی نظام ارزیابی عملکرد دانشی مطلوب، برنامهریزی کنند. از طرفی، رهبران اخلاقی، ازطریق برقراری ارتباط دوسویه با کارکنان، ایجاد انگیزه در آنان و قراردادن پاداشها و تنبیههایی برای انجام وظایف و فعالیتهای سازمانی، از ظرفیتها و تواناییهای بالقوهی موجود در کارکنان برای رسیدن به اهداف سازمانی استفاده میکنند و از این طریق، موجب کاربرد دانش در میان آنان میشوند.
ناهید خادمی، فریبا اصغری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
رازداری در افراد مبتلا به اچ آی وی یکی از ضروریات اخلاق پزشکی است که در چند دهه اخیر مورد توجه سیاستگزاران در حوزه سلامت قرار گرفته است. زیرا از یک سو باعث افزایش اعتماد بین بیماران و پزشکان میشود و از سوی دیگر باعث تشویق آنها به پایبندی به درمان و انجام مراقبتهای لازم در بیماران میگردد تا از انتقال بیماری به دیگران پیشگیری به عمل آید. با این همه رعایت رازداری در برخی موارد در تعارض با سودرسانی و حق بر سلامت سایر افراد قرار میگیرد و چالشهایی در عمل ایجاد خواهد کرد. ما با ارائه یک مورد بالینی به راهکار عملی این تعارض میپردازیم.
فریبا اصغری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
این یک سرمقاله است و فاقد چکیده فارسی است.
مظفر غفاری، لطفعلی خانی، اعظم محمودی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
مراقبت دلسوزانه، از عناصر مهم مراقبت بیمار محور تلقی میشود که سلامتی را به بیماران اهداء می کند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل مراقبت دلسوزانه پرستاران برپایه هویت اخلاقی و دلسوزی نسبت به زندگی دیگران انجام گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع تحلیل مسیر بود. نمونه آماری شامل 250 بیمار مبتلا به کووید 19 و 250 پرستار شاغل در بخش کرونای بیمارستان های استان آذربایجان غربی در سال 1399 بودند که به روش نمونه گیری در دسترسانتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه مراقبت دلسوزانه رودریگز؛ پرسشنامه هویت اخلاقی بلک و رینولدز و مقیاس دلسوزی نسبت به زندگی دیگران چانگ استفاده شد. داده¬ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، بوت استراپ و سوبل و از طریق برنامه نرم افزار اس پی اس اس و آموس نسخه 24 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاکی از این بود که متغیر هویت اخلاقی در تعامل با نقش واسطه ای دلسوزی نسبت به زندگی در تبیین مراقبت دلسوزانه پرستاران نقش دارد. در مجموع 41 درصد از واریانس مراقبت دلسوزانه پرستاران، از طریق متغیرهای مدل تبیین شدند. اثر مستقیم هویت اخلاقی (47/0) و دلسوزی نسبت به زندگی دیگران (36/0) در تبیین مدل مراقبت دلسوزانه معنیدار مشاهده شد. اثر غیر مستقیم هویت اخلاقی با واسطه گری دلسوزی نسبت به زندگی دیگران (96/2) معنیدار بهدست آمد. با توجه به اثر واسطه ای متغیر دلسوزی نسبت به زندگی دیگران در ارتباط بین هویت اخلاقی و مراقبت دلسوزانه پرستاران، به نظر می رسد با تقویت دلسوزی به نسبت به زندگی دیگران و هویت اخلاقی می توان مراقبت دلسوزانه پرستاران را ارتقا داد.
علیرضا منجمی، امیرحسن موسوی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
«طبیسازی»، در ادبیات رایج آن، مفهومی انتقادی به پزشکی مدرن است؛ به معنای پیشروی و نفوذ پزشکی در ساحتها و حوزههای جدیدی از زندگی انسان و در نهایت، تبدیلشدن پزشکی به نوعی ابزار کنترل و تسلط اجتماعی. در این مقاله نشان دادهایم، اگرچه ادبیات رایج طبیسازی از ابتدای شکلگیری آن در اواسط قرن بیستم، نقدی منحصر به پزشکی مدرن است، کاستیهای مفهومی همین تلقی و فروکاستن طبیسازی به پزشکی مدرن که مبتنی بر زیستپزشکی است، خطایی معرفتشناسانه است. این خطا منجر به حالتهایی جدید از طبیسازی در لباس طبیزدایی و با سویههایی آسیبزاتر میشود. به ادبیات رایج طبیسازی، انتقادی دوسویه وارد است؛ پژوهشگران طبیسازی با تمرکز بر پارادایم زیستپزشکی، از طبیسازیهای رویکردهای دیگر پزشکی، مانند طبهای مکمل و جایگزین غفلت کردهاند. این خلأ مفهومی در ادبیات رایج، منجر به ایجاد فضا برای شکلگیری اَشکالی جدید از طبیسازی توسط طبهای مکمل و جایگزین شده است؛ روندهایی که در ظاهر، به طبیزدایی از پزشکی مدرن میپردازند؛ اما خود انواعی جدید از طبیسازی را بازتولید میکنند؛ فرایندهایی که ذیل دو مفهوم «پیراطبیسازی» و «کمیزیشن» (CAMization) توصیف شده است. مقصود از کمیزیشن رویههایی است که در آن مسائل روزمرهی زندگی انسانی، به مسائل سلامت در ادبیات طب مکمل و جایگزین منتقل میشود. در این مقال به طب سنتی ایران هم اشارهای شده است و نشان دادهایم که قرائت رایج بسیاری از جامعهشناسان پزشکی از طبیسازی که این پدیده را موضوعی منحصر به جوامع غربی و یکصد سال اخیر میدانند، محل مناقشه است.
معصومه برخورداریشریفآباد، سیده زهرا کاکا تفتی، پرنیا باستانی، فریده محمودی هاشمی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی برای ارائه مراقبت های اخلاقی موثر ، نیاز به حساسیت اخلاقی دارند. از آنجاییکه معنویت بخش جدایی ناپذیر از اخلاق است و هوش معنوی زیربنای باورهای فرد است که بر عملکرد وی تأثیر می گذارد، این مطالعه با هدف تعیین نقش هوش معنوی در میزان حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری انجام شد. این پژوهش، یک پژوهش توصیفی مقطعی می باشد که در سال 1400 انجام شد. جامعه هدف را دانشجویان پرستاری شاغل به تحصیل در نیمسال اول 1401-1400 در شهر یزد بودند که 153 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه های هوش معنوی کینگ، حساسیت اخلاقی لوتزن استفاده شد. روایی و پایایی ابزار ها در تحقیقات پیشین تعیین شده است. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار، توزیع فراوانی) و استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون) توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شد. نتایج نشان داد که میانگین حساسیت اخلاقی (46/10±24/64) و میانگین هوش معنوی دانشجویان پرستاری (13/34±90/53) و در حد متوسط قرار داشت. ارتباط آماری معناداری بین هوش معنوی و حساسیت اخلاقی مشاهده نشد (245/0 = P). لذا نیاز است برای درک بهتر و عمیقتر، مطالعاتی جهت بررسی عوامل میانجی که ممکن است بر این متغیرها تأثیرگذار باشد، انجام شود
معصومه منگلی، زهرا رضاحسینی، حسین سبزعلیانی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
ارائه مراقبت پرستاری بر اساس ارزشهای اخلاقی مستلزم برخورداری پرستاران از حساسیت اخلاقی است. تعیین عوامل مرتبط با حساسیت اخلاقی می تواند به شناخت راهکارهای ارتقای این توانمندی کمک نماید. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط حساسیت اخلاقی پرستاران با شاخصهای محیط کاری بوده است. این مطالعه توصیفی- همبستگی با حضور 135 نفر از پرستاران بیمارستان ولی عصر شهربابک (استان کرمان) در سال 1400 انجام شده است. انتخاب نمونه ها به روش تمام شماری بوده و برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه حساسیت اخلاقی لوتزن و پرسشنامه شاخص محیط کار استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با تعیین ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون، با استفاده از SPSS نسخه 26 انجام شده و آزمونهای تی و آنووا برای بررسی تفاوت میانگین نمرات بر اساس متغیرهای جمعیت شناختی و حرفه ای استفاده گردیده است. یافته های پژوهش نشان داد وضعیت حساسیت اخلاقی و شاخصهای محیط کار پرستاران شرکت کننده در این مطالعه در سطح متوسط قرار داشته و همبستگی معناداری بین حساسیت اخلاقی پرستاران با شاخصهای محیط کاری وجود دارد (0.212 = R ) (P=0.049) . همچنین میانگین نمره شاخص محیط کار، تفاوت معناداری را بر اساس متغیرهای سمت (P=0.08 ) و نوبت کاری (P=0.012) نشان داد. وجود ارتباط معنادار حساسیت اخلاقی پرستاران با شاخصهای محیط کاری آنان، اهمیت وضعیت محیط کاری و پیامدهای مرتبط با آن را مورد تایید قرار می دهد. با توجه به نتایج مطالعه حاضر، با مطلوب ساختن شرایط محیط کاری پرستاران می توان انتظار داشت حساسیت اخلاقی آنها نیز ارتقاء یابد.
مهشید صفایی، مقصود فراستخواه، احسان شمسی گوشکی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
در ساختار نظام سلامت مسائل حرفه ای و بازدارنده های سازمانی موجب خستگی بیمار، فرسودگی پزشک و در نهایت مسائل میان فردی میان بیمار و پزشک از جمله عدم درک متقابل و فرسایش اعتماد می شود. از این رو، اعتماد بهعنوان هسته مرکزی سرمایه اجتماعی نقش بسزایی در کیفیت روابط میان فردی میان بیمار و پزشک دارد. اعتماد میان بیمار و پزشک و گسترش عمومی آن مستلزم مجموعهای از ملاحظات سازمانی و اصول حرفه ای در نظام سلامت است. در این پژوهش سعی شد عوامل سازمانی و حرفهای مؤثر بر اعتماد میان پزشکان و بیماران واکاوی شود. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته در مراکز ارائه خدمات سلامت شهر تهران گردآوری شد. با روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی مصاحبه ها با 39 نفر و تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. با بهره گیری از استراتژی دادهبنیاد و نرمافزار اطلس تی آی، داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی دسته بندی و تحلیل شدند. پایایی در مرحله کدگذاری با استفاده از روش بازآزمون انجام گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد، مؤلفههای «حرفهای - سازمانی» مؤثر مشتمل بر سه مؤلفه «مدیریت حرفهای سازگارشونده»، «بیمه سازگارشونده»، «سیاست سازگارشونده»، و نُه مقوله است. این مؤلفه ها عناصر تشکیل دهنده ساختار و زیرساخت های توسعه حرفهای در نظام سلامت هستند که می تواند ارتباط و تعامل مبتنی بر اعتماد میان بیمار و پزشک را در نظام سلامت احیا کنند. در خصوص تدوین راهبردها و سیاستهای اجرایی برای افزایش اعتماد بین بیمار و پزشک به پژوهش های راهبردی دیگری نیاز است.
لیلا رازقیان جهرمی، صفورا صادقی مزیدی، علی فرهنگ دوست،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
افزایش ابتلا به بیماریهای مزمن و صعب العلاج و کمبود امکانات جهت رسیدگی به بیماران موجب مطرح شدن بحث اولویت بندی در تخصیص امکانات و انتخاب بیماران در استفاده از امکانات و انتخاب بین مرگ و زندگی میشود. بحث خاتمه حیات و قطع درمان از جمله چالشهای حوزه پزشکی و اخلاق می باشد. در سالهای اخیر درخواست اتانازی افزایش یافته است و پزشکان آینده قطعا با این موضوع رو به رو خواهند شد. این مطالعه مقطعی بر روی 200 تن از دانشجویان و دستیاران پزشکی در سال 1400 انجام شد. تمامی شرکتکنندگان پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، افسردگی بک و نگرش به اتانازی را با رضایت خود تکمیل کردند . در مطالعه حاضر67/5 % شرکت کنندگان با اتانازی موافق بودند. نگرش مثبت به اتانازی در مردان بیشتر از زنان بود (0.22 = P) و در افراد مجرد بیشتر از متاهلین بود (0.045 = P) . با افزایش اعتقادات مذهبی در افراد میانگین نمره نگرش به اتانازی در آن ها کاهش میافت و مخالفت با آن بیشتر می شد (0/001 نگرش مثبت به اتانازی با افسردگی و شدت آن مرتبط بود. این مقاله حاصل پایان نامه دکترای عمومی دانشگاه علوم پزشکی شیراز است. در طول فرایند پژوهش اصول اخلاقی در پژوهشهای دارای آزمودنی انسانی در براساس راهنمای جمهوری اسلامی ایران ، از جمله اخذ رضایت آگاهانه جهت شرکت در پژوهش رعایت شد. افسردگی و شدت آن با تمایل بیشتر پزشکان برای اتانازی ارتباط معنادار دارد. از سوی دیگر هرچه اعتقادات مذهبی قویتر باشد میزان مخالف با اتانازی نیز افزایش مییابد. حمایت از اتانازی در مردان و افراد مجرد نیز بیشتر از گروه های دیگر بود.
محمدحسین افتخاری، علیرضا پارساپور، آیت احمدی، باقر لاریجانی، ندا یاوری، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
پزشکی تدافعی، انجامدادن اقداماتی است که اندیکاسیون پزشکی و منفعتی برای بیمار ندارد (پزشکی تدافعی مثبت) یا خودداری از انجامدادن اقداماتی پرخطر است که دارای اندیکاسیون پزشکی و منفعت برای بیمار است (پزشکی تدافعی منفی). پزشک این اقدامات را، صرفاً با انگیزهی محافظت از خود در برابر شکایتها یا تنشهایی مانند اعتراض بیمار یا همکاران انجام میدهد و معمولاً موجب واردشدن آسیب جسمی، روانی یا اقتصادی به بیمار یا نهاد پرداختکنندهی هزینهی درمانی مانند سازمانهای بیمهگر میشود که میتواند عواقبی را به لحاظ کیفیت مراقبت افراد و بهرهوری از منابع محدود سلامت در پی داشته باشد. عواملی، ازجمله نگرانی پزشک از شکایت و دادرسی، ممکن است به رفتارهای تدافعی منجر شود. این مقاله به ارائهی پیشنهاداتی برای مدیریت اینگونه رفتارها و پیشگیری از آنها، شامل سه دستهی کلی راهکارهای مرتبط با اصلاح سیستم رسیدگی به شکایت بیماران، راهکارهای اجتماعی مدیریت و پیشگیری از پزشکی تدافعی و راهکارهای مدیریتیسازمانی پرداخته است. این راهکارها بر اساس یافتههای منتج از تحقیقی ترکیبی، شامل مرور غیرنظاممند منابع و مطالعهی کیفی با روش برگزاری مصاحبههای نیمهساختاریافته تنظیم شدهاند؛ همچنین، گروه اخلاق پزشکی فرهنگستان علوم پزشکی ایران، نتایج آن را بررسی کردهاند.
لیلا جویباری، زهرا طالبی، اکرم ثناگو،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
این مقاله نامه به سردبیر و فاقد چکیده است.
رضا شهرآبادی، رقیه جوان، رقیه زردشت، مژگان انصاری، مهدی ربیعی، حمیده یزدی مقدم،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
تیم سلامت، در عملکرد روزانه خود با مسایل اخلاقی متعددی روبه رو هستند که ناچار به حل آنها هستند. دانش اخلاقی شامل مواجهه و حل دوباره تقابلات، ارزشها، هنجارها، علایق یا قوانین است. آموزش اخلاق حرفه ای بخش مهمی از برنامه های آموزشی فراگیران گروههای علوم پزشکی است. شناسایی چالش های اخلاقی سیستم درمانی، می تواند به کارآمدی برنامه های آموزشی، درمانی و بهداشتی دانشگاههای علوم پزشکی کمک نماید. هدف این مطالعه تبیین مولفه های اخلاق حرفه ای در تعاملات درمانی و بهداشتی با بیماران می باشد. در این پژوهش کیفی جهت تعیین مولفه های اخلاق حرفه ای از روش دلفی استفاده گردید. مشارکت کنندگان شامل سه گروه از اعضای هیات علمی، دانشجویان و کارکنان بالین بودند که به روش مبتنی بر هدف انتخاب شدند. ابتدا با مرور متون، پرسشنامه ایی شامل انواع مولفه های اخلاق حرفه ای به صورت نیمه ساختاریافته تدوین شد. سپس با روش دلفی در چهار راند مولفه های اخلاقی، انتخاب شدند و با بررسی شاخص های روایی محتوایی (CVR و CVI)، نسخه نهایی مولفه های اخلاق حرفه ای بر اساس تعاملات درمانی و بهداشتی با بیماران و مددجویان در ایران تبیین گردید. نتایج حاصل از پژوهش کیفی و مدل دلفی منجر به استخراج 12 مورد از رایج ترین مولفههای اخلاقی گردید که شامل افشای اسرار بیماران، عدم رعایت عدالت در ارائه خدمات، عدم رعایت اختیار بیمار، خطاهای پزشکی و کادر درمان، عدم رعایت مقررات و استانداردهای درمانی و مراقبتی، عدم رعایت مقررات قانونی در بیان خبر ناگوار توسط پزشک، عدم رعایت حقوق بیمار در حال مرگ، عدم رعایت حریم شخصی بیمار، عدم آموزش صحیح اصول مراقبت و نکات جدید درمانی و به روز به دانشجویان و پرسنل و در نهایت عدم رعایت ارتباطات حرفه ای بودندکه بر اساس آن مولفههای نهایی بصورت پرسشنامه، تدوین گردید. دستیابی به صلاحیت اخلاقی مستلزم شناسایی مولفه های اخلاقی در محیط های آموزشی، درمانی و مراقبتی به ویژه در تعامل با بیماران است. تدوین مولفه های اخلاقی حاصل از مطالعه حاضر می تواند به شناخت چالش های اخلاقی در مراکز درمانی و بهداشتی کمک نماید تا توسط مسئولین مربوطه نسبت به رفع این چالش ها اقدام نمایند
سیده نفیسه مومنی، مژگان علاءالدینی، شهرو اعتماد مقدم،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
دوراهه های تصمیم گیری مختلفی در طول دوره طبابت برای بالینـگران رخ می دهد که یکی از آنها مواجهه با خطای پزشکی است. حرفه مندان دندانپزشکی تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا خطا را در ارائه خدمات سلامت به کمترین میزان خود برسانند و از ایجاد آسیب به بیماران جلوگیری کنند. اما با همه تمـهیداتی که اتخاذ می شود گاهی در طی تشخیص و درمان بیماری ها خطایی رخ می دهد که عوارض ناشی از آن غیر قابل برگشت است. در مدیریت چنین شرایطی، علاوه بر جستجوی دلیل وقوع خطا، مواجهه اخلاقی دندانپزشکان با بیمار بسیار اهمیت دارد. در این مقاله با استفاده از مدل تصمیم گیری اخلاقی فدراسیون جهانی دندانپزشکی، راهکاری برای مواجهه اخلاقی در مدیریت خطای تشخیصی در بررسی آسیب شناسی ضایعات پیشنهاد می شود.
سمیره عابدینی، الهام ایمانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
آموزش بالینی بخشی مهم از برنامهی درسی دانشجویان علوم پزشکی است و دانشجویان در طول این دوره، با چالشهای اخلاقی متعدد مواجه میشوند. ازآنجاکه اخلاق، عاملی مهمی در ارائهی صحیح خدمات سلامت به مددجویان محسوب میشود، این مطالعه با هدف تبیین چالشهای اخلاقی کارآموزی، از نظر دانشجویان علوم پزشکی طراحی شد. این مطالعهی کیفی با رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. نمونهگیری هدفمند بود و دادهها با استفاده از مصاحبهی عمیق، چهره به چهره و نیمهساختاریافتهی فردی جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها همزمان با جمعآوری دادهها، با روش تحلیل محتوای کیفی، با رویکرد استقرایی، مطابق روش الو و کینگاز (2008) انجام شد. در این مطالعه، پس از انجامدادن مصاحبه با چهل نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، اطلاعات به اشباع رسید. میانگین سنی مشارکتکنندگان در پژوهش 22/1±67/22 سال بود. پس از تحلیل متن مصاحبهها، در نهایت دو مضمون و هفت طبقه حاصل شد. مضامین حاصل، تحت عناوین چالشهای اخلاقی در محیط بالین و چالشهای اخلاقی در متصدیان آموزش بالینی نامگذاری شدند. با توجه به نتایج بهدستآمده از مصاحبههای دانشجویان مختلف ضرورت دارد، معاونان آموزشی و استادان دانشگاه به چالشهای اخلاقی در محیط بیمارستانها و درمانگاهها توجهی خاص مبذول داشته و اقدامات لازم را در زمینهی آشناسازی دانشجویان با مسائل اخلاقی، چگونگی مواجهه با این مسائل و نحوهی تصمیمگیری در موقعیتهای اخلاقی در نظر داشته باشند.
کبری رشیدی، پونه سالاری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
یکی از مهمترین حقوق بیمار، احترام به خودآیینی وی و مشارکت ایشان در فرایند تصمیمگیری درمانی خویش است؛ بهویژه بیمار مراجعهکننده به اورژانس که به دقت بیشتری برای تشخیصهای افتراقی منجر به ناخوشی و مرگ نیازمند است؛ اما مسأله زمانی ایجاد میشود که این حق با سهلانگاری نادیده گرفته شود و گاهی با وجود اینکه ماجرا ساده به نظر میرسد، مدیریت و کنترل آن دشوار باشد. دربارهی این موضوع در مقالهی حاضر، بهصورت نمونه، در بیماری با تشخیص درد شکمی حاد بحث خواهد شد؛ همچنین سعی شده است چگونگی بروز سهلانگاری، علل و پیامدهای ناشی از آن و راهکارهای مدیریت آن، بهطور اجمالی، مرور شود. نتایج این گزارش بر اهمیت مشارکت بیمار و اخذ رضایت آگاهانه از وی در تمام فرایند درمان (تشخیص، درمان، توانبخشی و پیشگیری) و حفظ حریم خصوصی و رازداری دربارهی تمام اطلاعات پزشکی و غیرپزشکی بیمار که به هر طریقی (شفاهی، کتبی، جزئی و حتی الکترونیکی) در اختیار کادر درمان قرار میگیرد، بهویژه در موارد حساس و انگزا تأکید دارد. به نظر میرسد آشکارسازی بهموقع، بررسی عوامل ایجادکننده، پیامدها، جبران خسارت وارده، افزایش صلاحیت فرهنگی کادر درمان، تدوین راهنماها و دستورالعملهای بومی مرتبط، وجود نظام کارآمد رسیدگی سیستمی با حمایت سازمانی، تقویت مهارتهای ارتباطی و کار تیمی در پیشگیری از بروز نمونههای مشابه، از راهکارهای مدیریت چنین سهلانگاریهایی باشند.