جستجو در مقالات منتشر شده



سیداسماعیل مناقب، معصومه حسین‌پور، فاطمه محرابی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده

انتقال اخبار ناگوار یک بخش اجتناب ناپذیر حرفه طبابت است. پزشک و بیمار دو طرف این طیف هستند. دیدگاه‌های متفاوتی در مورد حقیقت‌گویی و انتقال خبر بد به بیمار در فرهنگ‌ها و جوامع مختلف وجود دارد. این مطالعه به منظور بررسی دیدگاه بیماران بستری در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی جهرم در مورد چگونگی انتقال خبر بد انجام شده است. این مطالعه از نوع مقطعی - توصیفی بود که در سال 1390 در دانشگاه علوم پزشکی جهرم انجام شد. حجم نمونه برابر با 110 بیمار محاسبه گردید و روش نمونه‌گیری به روش آسان بود. جامعه‌ی پژوهش بیماران بخش‌های داخلی، جراحی، زنان و اتفاقات بستری در بیمارستان مطهری و پیمانیه‌ی جهرم بودند. معیار‌ ورود بستری بودن در بیمارستان‌های پیمانیه و مطهری جهرم بود و معیارهای خروج شامل بیماران شدیداً بدحال و بیماران مبتلا به اختلالات روانی- ذهنی بود. پرسشنامه محقق‌ساخته روا و پایا توسط کارشناس همکار طرح در اختیار بیماران قرار گرفت اطلاعات پس از جمع‌آوری با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 16 در سطح آمار توصیفی و تحلیل عاملی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.تعداد 110 بیمار در این مطالعه شرکت داشتند. بر اساس تحلیل عاملی سه عامل شامل روش انتقال خبر بد، افراد درگیر در انتقال خبر بد و عامل مکان و زمان به‌دست آمد. 87 درصد از بیماران با این‌که همراه بیمار در جریان خبر بد قرار گیرد موافق بودند و 2/63 درصد از بیماران برای انتقال خبر بد بر لزوم انجام این کار در یک اتاق خصوصی و خلوت تأکید داشتند. به ترتیب 2/77 درصد و 5/62 درصد از بیماران بر لزوم وجود مشاور روانپزشکی و مشاور مذهبی تأکید داشتند. 6/91 درصد از بیماران می‌خواستند تا در مورد علت بیماری اطلاعات کامل به آن‌ها داده شود. طبق نظر 8/74 درصد از افراد تحت مطالعه، بیماران سرطانی بهتر است نسبت به ابتلا به بیماری سرطان مطلع باشند. این مطالعه نشان داد که در برخی موارد خواسته‌های بیماران برای چگونگی انتقال با سایر جوامع تفاوت چشم‌گیر دارد. در انتقال خبر بد باید به تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی توجه کرد. در کشور ما، خانواده می‌تواند نقش حمایتی برجسته‌ای در هنگام انتقال خبر بد به بیمار بازی کند.
منیژه سرشتی، احمد ایزدی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده

افشای خبر بد موضوعی عاطفی برای پرسنل بهداشتی و درمانی و بیماران است. دیدگاه کلی نسبت به یک تجربه‌ی مثبت یا منفی در مورد خبرهای بد می‌تواند در سازگاری و تطبیق بعدی بیمار مؤثر باشد. این مطالعه با هدف تعیین نگرش پرسنل بهداشتی و درمانی نسبت به مهارت‌ انتقال خبر بد در بخش‌های زنان و زایمان و نوزادان انجام شده است. این مطالعه‌ی توصیفی – مقطعی در سال 1391 در شهرکرد انجام شد. نمونه‌ی پژوهش شامل 70 پرسنل شاغل در بخش‌های زایمان و مراقبت ویژه‌ی نوزادان و پرسنل دانشکده‌ی پرستاری و مامایی با حداقل یک‌سال سابقه‌ی کار بالینی بود. نمونه‌گیری به روش سرشماری انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ی محقق ساخته در دو بخش مشخصات دموگرافیک و نگرش‌سنجی پرسنل بهداشتی و درمانی در مورد افشای خبر بد بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شد. 2/63 درصد واحدهای پژوهش در زمینه انتقال خبر بد به والدین نگرش مثبت داشتند. 6/77 درصد افراد مورد مطالعه در هنگام انتقال خبر بد با مشکل مواجه شده و 6/92 درصد افراد برگزاری کارگاه در این زمینه را ضروری دانستند. بین محل خدمت و تحصیلات با نگرش پرسنل ارتباط آماری معنی‌دار وجود داشت (P<0.0001). بدین مفهوم که افراد شاغل در دانشکده و افراد دارای تحصیلات بالاتر در مقایسه با سایر پرسنل بیش‌تر نگرش مثبت داشتند. بین وضعیت تأهل، سابقه‌ی مشکل در انتقال خبر بد، شرکت در کارگاه آموزشی، سابقه‌ی کار، جنس و سن واحدهای پژوهش و نگرش، ارتباط آماری معنی‌دار وجود نداشت (P>0.05). اکثر پرسنل نسبت به انتقال سریع اطلاعات (5/76 درصد)، تماس مادر با نوزاد فوت شده (4/57 درصد)، اتاق اختصاصی برای مادران دچار فقدان (4/54 درصد)، ممانعت از تماس سایر بیماران و همراهان با مادر دچار فقدان (6/70 درصد) نگرش منفی داشتند. بیش‌تر واحدهای پژوهش نسبت به گرفتن تاریخچه بلافاصله بعد از وقوع حادثه (5/51 درصد)، ارتباط بیش‌تر از معمول با مادر دچار فقدان (4/57 درصد)، اطلاع خبر بد ابتدا به فامیل و اعضای خانواده‌ی مددجو (3/60 درصد) نگرش مثبت داشتند. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهاد می‌شود، آموزش مهارت‌های ارتباطی در زمینه‌ی انتقال خبر بد، برای آمادگی هر چه بیش‌تر پرسنل شاغل در بخش‌های زنان و نوزادان، در برنامه‌های آتی آموزش مداوم پزشکی در اولویت قرار گیرد.
منصوره مدنی، انسیه مدنی،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده

امتناع بیمار از درمان، از نتایج منطقی اخذ رضایت از بیمار است و از حقوق بیمار به‌شمار می‌رود، ولی تن دادن به خواسته‌ی بیمار، می‌تواند منجر به آسیب دیدن بیمار یا اطرافیان او و نیز خسارت به نظام سلامت شود. عمده‌ترین چالش‌های اخلاقی در زمینه‌ی امتناع بیماران دارای ظرفیت رخ می‌دهد. این مقاله با بررسی کتب فقهی، فلسفی و اخلاق زیستی، به‌ویژه کتاب‌های مرجع، به مباحث نظری مرتبط به این گروه پرداخته است که شامل دیدگاه‌‌های فلاسفه‌ی اخلاق، متخصصان اخلاق زیستی و مباحث فقهی مرتبط با این مسأله است. این دیدگاه‌ها گاهی بسیار متفاوت یا در تقابل با یکدیگر است. بر اساس مکاتب فلسفی و اخلاقی مختلف، مواجهه‌ی ما با امتناع بیماران از درمان می‌تواند طیف وسیعی را در بر بگیرد که از رها کردن بیمار، در یک‌سو، تا درمان بیمار به هر قیمتی، حتی با اجبار یا با فریب در سوی دیگر متغیر باشد. براساس مبانی اسلامی، فرد حق آسیب‌رساندن به خود را ندارد، ولی به‌دلیل حق و سلطه‌ای که هر فرد بر بدن خود دارد، این مسأله‌ مجوز درمان اجباری به‌شمار نمی‌آید، بلکه تنها درمانگر را ملزم می‌کند که برای منصرف کردن بیمار از تصمیم خود در حد توان تلاش کند و از سوی دیگر، با بیمار در آسیب‌رساندن به خود مشارکت نکند و به‌ویژه در قطع درمان با بیمار همکاری نکند.
سعید نظری توکلی، نسرین نژادسروری،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده

معضلات اخلاقی حاصل از پیشرفت‌های تشخیصی و درمانی نوین در علم پزشکی، ضرورت پرداختن به اخلاق پزشکی را صد چندان کرده است. اخلاق پزشکی یک «علم» است، از این‌رو، با روش‌ و معیار علمی سروکار دارد. لازمه‌ی محقق شدن اهداف هر علم تعریف دقیق و رفع ابهامات پیرامون آن است. با وجود تعریف‌های مختلف ارائه شده در ارتباط با علم اخلاق پزشکی هنوز پاره‌ای از مسائل هم‌چنان در هاله‌ای از ابهام مانده است. بخش مهمی از دانش ما، پاسخ به چیستی‌هاست و این پاسخ چیزی جز تعریف نیست. تعاریف، قسمت عمده‌‌ی ادراکات ما را شامل می‌شوند و نمی‌توان از به‌کارگیری آن خودداری کرد. این مقاله‌ی مروری حاصل یک پژوهش توصیفی است. برای جمع‌آوری اطلاعات از مطالعه‌ی کتب معتبر و جست‌وجو در منابع اینترنتی و مقالات مرتبط خارجی استفاده شد. این نوشتار ضمن تأکید بر لزوم تبیین تعریف علم و ویژگی‌های تعریف منطقی، برخی از تعاریف علم اخلاق پزشکی را ارزیابی کرده و با اشاره به نقاط ضعف موجود در آن‌ها، ضرورت ارائه‌ی تعریف منطقی از این علم و ملاحظات لازم را متذکر می‌شود.
علی خاجی، سهیل سعادت،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده

خوداستنادی رفتاری است که به درجات مختلف در میان پژوهشگران مراکز تحقیقاتی و مجلات علوم پزشکی مشاهده می‌شود. سؤال مطرح این است که آیا خوداستنادی عملی اخلاقی به شمار می‌رود یا خیر. این مطالعه به روش تحلیلی و توصیفی (اسنادی کتابخانه‌ای) انجام گرفته است. از کلید واژه‌های خوداستنادی (self-citation) و اخلاق (ethics)، جهت جمع‌آوری مقالات و مطالب مرتبط استفاده گردید. به‌علاوه تلاش شده با بررسی مقالات به‌دست آمده از پایگاه‌های اطلاعاتی و هم‌چنین کدهای اخلاقی و دستورالعمل‌های مرتبط، پدیده‌ی خوداستنادی مورد ارزیابی اخلاقی قرار گیرد.زمانی‌که خوداستنادی به منظور درک بهتر و آسا‌ن‌تر مطلب نگاشته‌شده توسط خوانندگان انجام شود امری طبیعی و پسندیده و حتی ضروری است اما وقتی که تنها به‌دلیل افزایش ارجاع به مقالات خود باشد، غیرضروری است. از آن‌جایی که خوداسنتنادی غیرضروری باعث فریب محققان و سیاستگزاران، هم‌چنین ابزاری برای کسب جایگاه غیر واقعی برای افراد و مؤسسات یا مجلات بوده و رقابت ناسالم ایجاد می‌کند؛ غیراخلاقی به‌شمار می‌رود. به‌علاوه اجبار نویسندگان به استفاده از مقالاتی که دلیل علمی برای ذکر آن‌ها در منابع نیست عملی ناصحیح و غیراخلاقی است.بازنگری در روش ارزشیابی افراد، مجلات و مراکز تحقیقاتی به منظور حذف نمودن خوداستنادی غیرضروری و هم‌چنین اطلاع‌رسانی مناسب می‌تواند در کاستن از خوداستنادی غیرضروری مؤثر واقع شود. درصد میزان خوداستنادی و گزارش آن پیشنهاد می‌شود.
سیما مقدسیان، فرحناز عبداله زاده، آزاد رحمانی، فرمیسک پاکانزاد، حمید حمیدزاده،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده

دستور عدم احیا یکی از چالش‌های مهم در مراقبت‌های انتهایی است. نگرش پرسنل ‌درمانی به دستور عدم احیا می‌تواند در قانونی شدن این رویه نقش مهمی داشته باشد. هدف این مطالعه بررسی نگرش دانشجویان پرستاری دانشگاه‌های علوم پزشکی تبریز و کردستان در رابطه با دستور عدم احیا بود. 186 دانشجوی سال سوم و چهارم پرستاری در دانشکده‌های پرستاری و مامایی تبریز و کردستان در این مطالعه شرکت کردند. جمع‌آوری داده‌ها با پرسشنامه‌ی نگرش به دستور عدم احیا انجام شد که شامل 25 گویه است. نتایج این مطالعه نشان داد که در بیش‌تر گویه‌ها دانشجویان نگرش منفی به دستور عدم احیا داشتند؛ سوء برداشت‌های زیادی در مورد روش انجام این رویه داشتند و متمایل به کسب اطلاعات بیش‌تر در مورد جنبه‌های مختلف این رویه بودند. هم‌چنین، مشخص شد که دانشجویان در مورد اتانازی غیرفعال نیز نگرش منفی داشتند و اعتقاد داشتند که مسائل فرهنگی و مذهبی در دیدگاه آنان نسبت به دستور عدم احیا تأثیرگذار است. اگرچه نگرش دانشجویان پرستاری دو دانشگاه که دارای زمینه‌ی فرهنگی و مذهبی متفاوتی بودند در مورد تک‌تک گویه‌های پرسشنامه تفاوت معنی‌دار آماری نشان نداد (05/0P>).با توجه به کمبود آگاهی دانشجویان در مورد دستور عدم احیا پیشنهاد می‌شود در مورد جنبه‌های مختلف این دستور آموزش‌های لازم به آنان ارائه شود. با توجه به کمبود متون پژوهشی و محدودیت‌های این مطالعه انجام مطالعات بیش‌تری در این زمینه توصیه می‌شود.
مهسا شکور، علیرضا یوسفی، لیلا بذرافکن، زهرا جوهری، صفورا طاهری، اطهر امید،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده

سقط جنین یکی از مباحث بحث‌برانگیزی است که در تمام متون فلسفه‌ی طب و اخلاق پزشکی از آن به‌عنوان نمونه‌ای از معضلات فلسفی و اخلاق پزشکی یاد شده است که فارغ‌التحصیلان علوم پزشکی ممکن است در مواجهه با آن تحت تأثیر شرایط مختلف یا وجدان خود تصمیماتی بگیرند و این در حالی است که لازم است در طول دوران تحصیل خود رشد اخلاقی لازم را برای مواجهه با این موضوعات یافته باشند تا بتوانند به‌درستی تصمیم بگیرند. آن‌چه در آموزش چگونگی مواجهه با سقط جنین مهم به‌نظر می‌رسد، آموزش قانون، انواع توجیهات اخلاقی شرع، توجیهات اخلاقی افراد متقاضی سقط عمدی و فلسفه‌های اخلاقی در این رابطه است. برای آن‌که کادر درمان بتواند تصمیم درستی بگیرد و مراجعه‌کننده‌ی خود را به‌خوبی اداره کند باید با توجیهات اخلاقی از دیدگاه اشخاص متقاضی سقط که بسیار متنوع هستند، دلایل اخلاقی دین که در ادیان مختلف متفاوت هستند، مباحث قانونی و فلسفه‌ی اخلاقی درست و غلط سقط عمدی آشنا باشد تا بتواند درست‌ترین رفتار را در مقابله با درخواست سقط عمدی از خود بروز دهد که چه بسا مواردی وجود دارد که سقط از نظر فرد متقاضی و حتی درمانگر عملی اخلاقی است، حال آن‌که از نظر شرع و فلسفه‌ی اخلاق، اخلاقی نیست. بنابراین، شاید با آموزش ابعاد اخلاقی سقط در کنار قوانین شرعی و حقوقی به دانشجویان علوم پزشکی ضمانت بیش‌تری در حفظ سلامت روحی و جسمی بیماران به‌دست آید.
صغری انجرانی، پریسا داهیم، نوش آفرین صفا دل، سعید مهدوی،
دوره 6، شماره 6 - ( 11-1392 )
چکیده

با توجه به این‌که سیستم ارائه‌ی خدمات و روند مناسبات با مراجعان آزمایشگاه تا حدودی با بخش‌های دیگر بهداشتی و درمانی تفاوت دارد، با وجود جامعیت منشور حقوق بیمار ابلاغ شده توسط وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، پرداختن به ابعاد اختصاصی این حوزه می‌تواند تعهد و تعلق افراد را به حیطه‌ی کار تخصصی خود افزایش دهد. لذا تدوین منشور حقوق مراجعان به آزمایشگاه‌های تشخیص پزشکی در دستور کار قرار گرفت.بعد از مرور جامع منابع موجود، با تشکیل کمیته‌ی تدوین، متشکل از نمایندگان انجمن‌های صنفی و صاحب‌نظران این حوزه پیش‌نویس تهیه شد. از سازمان‌های حقوقی ذینفع، مسؤولان فنی و کارکنان آزمایشگاه‌ها و صاحب‌نظران حوزه‌ی اخلاق پزشکی طی جلسات و کارگاه‌های متعدد نظرسنجی صورت گرفت و براساس نظرات ارائه شده، اصلاحات انجام شد. منشور فوق در مرداد‌ماه سال 1391 به تصویب شورای سیاست‌گذاری وزارت متبوع رسید و در مهرماه همان سال توسط وزیر محترم ابلاغ شد.جهت هماهنگی با متن منشور حقوق بیمار در ایران، محورهای اصلی این منشور نیز بر پایه‌ی 5 محور، دریافت شایسته‌ی خدمات آزمایشگاهی، دریافت اطلاعات به‌نحو مطلوب و میزان کافی، حق انتخاب و تصمیم‌گیری آزادانه‌ی مراجعان، احترام به حریم خصوصی مراجعان و رعایت اصل رازداری و امانتداری و دسترسی به نظام کارآمد رسیدگی به شکایات و پیشنهادات است.تدوین و ابلاغ منشور در حوزه‌ی حقوق گیرندگان خدمات سلامت یکی از اولین و اساسی‌ترین امور است. ولی اجرایی کردن مفاد منشور و نظارت و پایش اجرای آن مهم‌ترین هدف پیش رو است. بدیهی است راهکارهای مؤثر به منظور عملی کردن استقرار منشور حقوق مراجعان به آزمایشگاه‌های تشخیص پزشکی باید طراحی و اجرا شود.
حسین باقری، فریده یغمایی، طاهره اشکتراب، فرید زایری،
دوره 6، شماره 6 - ( 11-1392 )
چکیده

نارسایی قلبی نه تنها بیماران بلکه خانواده‌ی آنان و شبکه‌ی اجتماع را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. پژوهش حاضر با هدف طراحی و روانسنجی پرسشنامه‌ی شأن اجتماعی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی صورت گرفته است. پژوهش حاضر یک پژوهش اکتشافی از نوع طراحی ابزار است. با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند با 22 نفر از بیماران نارسایی قلبی بیمارستان‌های منتخب شهر تهران به صورت نیمه ساختار یافته مصاحبه صورت گرفت و با روش تحلیل محتوا تحلیل شد. بر اساس یافته‌های مصاحبه‌ها، متون و پرسشنامه‌های طراحی شده‌ی موجود در زمینه‌ی شأن اجتماعی، عبارات اولیه طراحی شد و روایی محتوا و سازه‌ی آن، بر روی 130 بیمار نارسایی قلبی تعیین شد. تحلیل داده ها با نرم‌افزار SPSS19 انجام شد.با انجام روایی صوری و محتوا، از 101 عبارت اولیه، 16 عبارت حذف شد و با انجام تحلیل عاملی اکتشافی، 2 عبارت به‌دلیل بارعاملی کم‌تر از 5/0 و 6 عبارت به‌دلیل قرارگرفتن در سایر عوامل حذف شد. پنج عامل ارتباط و حمایت خانواده، ارتباط و حمایت جامعه، ارتباط و حمایت کارکنان مراقبتی، تحمیل‌شدن به دیگران (جسمی- روانی- اجتماعی) و تحمیل‌شدن به دیگران (اقتصادی)، شناسایی شدند. پایایی پرسشنامه‌ی شأن اجتماعی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 97/0=α و با استفاده از روش دونیمه‌کردن 99/0r= برآورد شد. با توجه به اعتبار و پایایی قابل قبول پرسشنامه‌ی پژوهش حاضر، به‌کارگیری آن در برنامه‌ریزی جهت حمایت و بهبود درمان و مراقبت از بیماران و هدایت پژوهش‌های بعدی مرتبط با شأن اجتماعی می‌تواند سودمند باشد.
حسین باقری، فریده یغمایی، طاهره اشکتراب، فرید زایری،
دوره 6، شماره 6 - ( 11-1392 )
چکیده

احترام به شأن ذاتی انسان‌ها به‌معنای احترام به حقوق پایه‌ی آن‌ها در محیط‌های مختلف است و دارای نقش برجسته و اهمیت ویژه در پژوهش‌ها و بحث‌های مربوط به مراقبت و سلامت است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و روانسنجی پرسشنامه‌ی شأن ذاتی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی صورت‌گرفته است. پژوهش حاضر یک پژوهش روش‌شناسی جهت طراحی پرسشنامه است. ابتدا، با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و با توجه به اشباع داده‌ها، با 22 نفر از بیماران مبتلا به نارسایی قلبی مراجعه‌کننده به بیمارستان‌های حضرت رسول (ص)، امام حسین (ع) و شریعتی تهران، به‌صورت نیمه ساختار یافته مصاحبه‌ صورت گرفت و با روش تحلیل محتوای تراکمی تجزیه و تحلیل شد. سپس بر اساس یافته‌های به‌دست آمده از مصاحبه‌ها و داده‌های به‌دست آمده از متون، مقالات و پرسشنامه‌های طراحی‌شده‌ی موجود در زمینه‌ی شأن ذاتی، عبارات اولیه‌ی مربوط به پرسشنامه‌ی شأن ذاتی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی طراحی شد. سپس، روایی صوری پرسشنامه تعیین شد. برای اندازه‌گیری روایی محتوای عبارات پرسشنامه از نظر 12 متخصص با توجه به شاخص روایی محتوای Waltz & Bausell و نسبت روایی محتوا طبق جدول Lawshe استفاده شد. جهت تعیین روایی سازه‌ی پرسشنامه‌ی شأن ذاتی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی، از تحلیل عاملی اکتشافی و جهت تعیین پایایی، از روش همسانی درونی به روش آلفای کرونباخ و روش دونیمه‌کردن پرسشنامه بر روی 130 بیمار مبتلا به نارسایی قلبی استفاده شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم‌افزارهای بسته‌ی آماری برای علوم اجتماعی نسخه‌ی 19 انجام شد. با توجه به یافته‌های به‌دست آمده از بخش کیفی پژوهش، مروری بر متون، مقالات و پرسشنامه‌های طراحی‌شده‌ی موجود، 39 عبارت اولیه مربوط به پرسشنامه‌ی شأن ذاتی تدوین شد. با انجام روایی صوری و روایی محتوا، از مجموع 39 عبارت اولیه، تعداد 4 عبارت حذف شد و تعداد عبارات‌ به 35 عبارت رسید. با انجام تحلیل عاملی اکتشافی، 11 عبارت به‌دلیل بار عاملی کم‌تر از 5/0 حذف شدند و پرسشنامه‌ی شأن ذاتی با 24 عبارت و سه عامل (9 عبارت در عامل اول، 8 عبارت در عامل دوم و 7 عبارت در عامل سوم) ساخته شد. این ابعاد به‌ترتیب تحت عناوین: شأن ذاتی در خانواده، شأن ذاتی در جامعه و شأن ذاتی در محیط‌های درمانی نام‌گذاری شد. پایایی پرسشنامه‌ی شأن ذاتی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 94/0=α و با استفاده از روش دونیمه‌کردن 96/0r= برآورد شد. نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که پرسشنامه‌ی شأن ذاتی از درجه‌ی قابل قبول و بالایی از اعتبار و پایایی برخوردار است. لذا، استفاده از پرسشنامه‌ی پژوهش حاضر می‌تواند در برنامه‌ریزی جهت حمایت و بهبود درمان و مراقبت از بیماران و هدایت پژوهش‌های بعدی مرتبط با شأن بیماران مختلف سودمند باشد.
ملیحه کدیور، زینب جنت مکان،
دوره 6، شماره 6 - ( 11-1392 )
چکیده

رازداری به‌عنوان یکی از ضروریات حرفه‌ی پزشکی و مطرح در بین بیماران و پزشکان است که در کدهای اخلاقی، تأکید فراوانی بر آن شده است. مقاله‌ی حاضر، گزارشی موردی بر اساس یک نمونه‌ی واقعی در گراند راند اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان است که با نگاهی دقیق به بررسی حد و مرزها و چالش‌های رازداری و افشای راز در حوزه‌ی پزشکی می‌پردازد.در این گزارش نوزادی با علایم سندرم محرومیت از مواد معرفی می‌شود که پس از معاینات پزشکی معمول، تیم درمان متوجه اعتیاد مادر و پنهان کردن آن از همسر و خانواده شده و جهت تسریع در درمان موضوع را با مادر در میان می‌گذارند. انکار مادر از سویی، و نیاز تیم درمان به اطلاعات جامع و دقیق از سوی دیگر، چالشی را در حفظ یا افشای راز برای تیم پزشکی به‌وجود می‌آورد.در این‌جا تیم درمان برای کمک به درمان نوزاد، خود را موظف به کسب اطلاعات دقیق‌‌تر، جلب اعتماد و همکاری و در نهایت در میان گذاشتن راز مادر با همسر وی می‌بیند. اگرچه حفظ اسرار بیماران توسط پزشکان و کارکنان بهداشتی درمانی واجب است، ولی امری مطلق نیست و لازم است تا بر اساس دلایل عقلی و شرعی و به‌صورت موردی، تصمیمی را که مصلحت قوی‌تری دارد و کم‌ترین ضرر را متوجه بیمار و خانواده‌ی وی می‌کند اتخاذ کرد و حتی پس از درمان هم به آن پایبند بود.
امید آسمانی، صدیقه ابراهیمی،
دوره 6، شماره 6 - ( 11-1392 )
چکیده

رازداری یکی از ارکان اجتناب‌ناپذیر تاریخچه‌ی روابط پزشک و بیمار است. درک نادرست از این اصل نه‌تنها می‌تواند به قداست حرفه‌ی پزشکی آسیب بزند، بلکه بر کیفیت رابطه‌ی درمانی و در سطحی وسیع‌تر، بر سلامت عموم جامعه نیز تأثیر‌گذار باشد. زیر‌بنای این تأثیر‌گذاری نیز آسیبی است که به حس اطمینان و اعتماد بیماران وارد می‌شود. مکاتب فلسفی غرب اساساً موافق مطلوبیت اصل رازداری هستند. چنان‌که آموزه‌های اسلام نیز توصیه‌های عام و بعضاً خاصی در باب اهمیت رازداری و کتمان اسرار از افراد ناشایست دارد. در مجموع، علی‌رغم اجماعی که در خصوص اهمیت اصل رازداری وجود دارد، برخی اصرار بر آن را در هر شرایطی مجاز نمی‌دانند. در این مقاله تلاش شده است تا ضمن معرفی نقش و اهمیت رازداری در حرفه‌ی پزشکی، دلایل مطلق‌گرایان و نسبی‌گرایان در باب رازداری مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.مطلق‌گرایان معتقدند که مطلوبیت ذاتی رازداری در مواردی که اجرای این اصل نتیجه‌ی مطلوبی ندارد تخصیص نمی‌خورد؛ بلکه اشتباه افراد در انتخاب نکردن اصلی که در آن شرایط نسبت به اصل رازداری اولویت بالاتری داشته است، این تخصیص ظاهری را القاء می‌کند. به‌علاوه، بسیاری از مطلق‌گرایان باور دارند که شکستن این اصل در عمل نیز به‌دلیل عوارض بلندمدت، مهم و غالباً نهفته و پنهان، مجاز نیست. عدم یا تأخیر در مراجعه به پزشک، پرهیز یا خودداری بیمار از ارائه‌ی اطلاعات ضروری بعضی از مهم‌ترین این عوارض هستند. در کل، با عنایت به تأیید شواهد تجربی و عقلی، پایبندی به اطلاق در رازداری، پسندیده‌تر می‌نماید. اما بر خلاف مطلق‌گرایان، قائلین به نسبی بودن رازداری، در موارد خاصی، پایداری بر اصل رازداری را جائز نشمرده و آن موارد را از این اصل استثناء می‌کنند. از مهم‌ترین دلایل به اشتباه افتادن افراد در گرایش به رازداری نسبی، می‌توان به مواردی هم‌چون تعجیل در حصول نتیجه‌ی دلخواه، ضعف در مهارت‌های ارتباطی، ناآگاهی از عواقب و خودرأیی اشاره کرد.
مدینه جاسمی، لیلا ولیزاده، وحید زمان زاده، فریبا طالقانی،
دوره 6، شماره 6 - ( 11-1392 )
چکیده

مراقبت برگرفته از دید کل‌نگر شیوه‌ی مراقبت جامعی است که نقش اساسی در تسریع روند بهبودی دارد. باتوجه به نقش کلیدی این شیوه‌ی مراقبتی در سلامتی، شناسایی عوامل انگیزشی و تسهیل کننده در ارائه‌ی آن از دید پرستارانی که ارائه‌کننده‌ی اصلی مراقبت‌ها هستند مفاهیمی واقعی و ارزشمند به‌دنبال خواهد داشت. این مطالعه جهت تبیین عوامل مؤثر بر ارائه‌ی مراقبت برگرفته از دید کل‌نگر، به بررسی تجارب پرستاران پرداخت. این مطالعه به‌صورت کیفی با رویکرد تحلیل محتوای مرسوم Conventional و با مشارکت 18 پرستار بر اساس نمونه‌گیری هدفمند انجام شد. داده‌های مطالعه از طریق مصاحبه‌های جامع، مشاهده در بخش‌های مختلف مراکز آموزشی درمانی شهرهای ارومیه، تبریز، اردبیل و تهران در ایران انجام شد. یافته‌ها از طریق تحلیل محتوای کیفی و به روش استقرایی و با کمک نرم‌افزار MAXQDA مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. از تجزیه و تحلیل مصاحبه‌ها، ویژگی‌های شخصیتی و نیز تجارب بستری به‌عنوان عوامل انگیزشی و تسهیل‌کننده در ارائه‌ی مراقبت برگرفته از دید کل‌نگر شناسایی شدند.با توجه به نقش ویژگی‌های شخصیتی پرستاران و تجربه‌ی بیماری ایشان و خانواده در گسترش ارتباط با بیمار و افزایش دانش نسبت به نیازهای مختلف بیمار، شکل‌گیری دید کل‌نگر در پرستاران و ارائه‌ی مراقبت برگرفته از این دید در ایشان، توجه به تناسب ویژگی‌های شخصیتی پرستاران با حرفه، آموزش مهارت‌های ارتباطی و نیز افزایش دانش ایشان جهت غلبه بر موانع موجود و گسترش دید همه‌جانبه در پرستاران و ارائه‌ی مراقبت بر‌گرفته از دید کل‌نگر درخور توجه است
شیما بهنام منش، رضا عمانی سامانی، شایان بهنام منش،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده

تأمین باروری عبارت از روش‌هایی است که با حفظ توان فعلی فرد در باروری، نوید داشتن فرزندی با ارتباط ژنتیکی در آینده را می‌دهد. امروزه این روش‌ها با استقبال بسیاری مواجه شده‌اند. تا آن‌جا که، می‌توان موارد کاربردشان را به دو قسمت پزشکی و اجتماعی تقسیم نمود. در گروه اول، بیمار به‌دلیل بیماری یا به تبع روش درمانی در خطر از دست دادن باروری است. در حالی که، در حالت دوم متقاضی تأمین باروری با وجود سلامتی، به دلایل اجتماعی و شخصی در حال حاضر قصد و امکان فرزنددار شدن را ندارد. با توجه به آن‌که روش‌های تأمین باروری بدواً نسبت به بدن تهاجمی هستند، سؤالات و انتقادات اخلاقی بسیاری پیرامون استفاده‌ی آن‌ها در مورد افراد بیمار و هم‌چنین، تعمیم آن به بانوان سالمی که تنها به‌دلیل بالا رفتن سن تمایل به استفاده از آن‌ها دارند مطرح‌شده است. در این مقاله هدف آن است تا با اتخاذ روشی تحلیلی و توصیفی و مطالعه‌ی کتب و مقالات اخلاقی و دستور‌العمل‌های بین‌المللی معتبر پاسخی مناسب به این سؤالات داده شود. در حال حاضر، انجام روش‌های تأمین باروری در موارد ضرورت پزشکی مورد تأیید همگان بوده و منطبق با اصل سودرسانی دانسته شده است. در موارد اجتماعی نیز با وجود مخالفت‌هایی که انجام آن را مغایر با اصل ضررنرساندن دانسته‌اند، بسیاری از فمنیست‌ها و قائلان بر خودآیینی تولیدمثلی زنان انجام آن را با رعایت شرایطی اخلاقی هم‌چون رعایت رضایت آگاهانه پذیرفته‌اند.
الهام فضل جو، فریبا برهانی، عباس عباس زاده، فریده زربان،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده

در دنیای امروز با توجه به پیشرفت روز به روز علم، پیچیدگی بیماری‌ها و افزایش طول عمر، شاهد تجربه‌ی دیسترس اخلاقی در پرستاران هستیم. یکی از عواملی که احتمال می‌رود در ایجاد دیسترس اخلاقی درک‌شده نقش داشته باشد جو اخلاقی حاکم بر بیمارستان‌ها است. لذا مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی درک پرستاران از دیسترس اخلاقی درک‌شده و ارتباط آن با جو اخلاقی در بیمارستان‌های شهر یزد انجام شد. در این مطالعه‌ی توصیفی، همبستگی با بهره‌گیری از پرسشنامه‌ی دیسترس اخلاقی درک‌شده (MDS) و پرسشنامه‌ی جو اخلاقی بیمارستان (HECS)، در 370 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان‌های آموزشی شهر یزد شامل بیمارستان شهید صدوقی، بیمارستان شهید رهنمون، بیمارستان شهید افشار و بیمارستان سوانح سوختگی، مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از SPSS نسخه‌ی 18 و آمار توصیفی و تحلیلی انجام شد. در این مطالعه میانگین شدت دیسترس اخلاقی درک‌شده در میان پرستاران 28/1±41/3 و میانگین درک آنان از جو اخلاقی 78/0±22/3 بوده است. نتایج نشان داد که بین دیسترس اخلاقی درک‌شده در پرستاران و درک آنان از جو اخلاقی رابطه‌ی منفی معنی‌داری وجود داشته است (00/0=P). لذا با اجرای منشورهای اخلاقی و تدوین برنامه‌هایی به منظور ارتقاء جو اخلاقی ممکن است بتوان شدت دیسترس اخلاقی درک‌شده در پرستاران را کاهش داد.
باقر لاریجانی، فرزانه زاهدی، زینب پور ذهبی، سمانه تیرگر، فاطمه میرزایی ،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

از طرح موضوع سلامت معنوی (spiritual health) در مجامع علمی حدود پنج دهه می‌گذرد و با وجود مطالعات زیادی که تاکنون در این زمینه انجام شدهاست، هم‌چنان اتفاق‌نظری روی تعریف و مؤلفههای آن وجود ندارد. این در حالی است که یکی از ویژگیهای بارز معارف اسلامی - با قدمتی چند صد ساله- پرداختن به سلامت معنوی می‌باشد. گرچه توجه به ابعاد مختلفی که امروزه در سلامت معنوی بیان می‌شود، می‌تواند ارزشمند بوده و اندکی فراتر از نگاه محدود مادی باشد، لکن پرداختن به سلامت معنوی از نگاه معارف اصیل اسلامی و سیره‌ی عالمان بزرگ، افقی جدید را در این حیطه باز خواهد نمود. در این راستا، این مقاله به‌صورت یک مطالعه‌ی کتابخانه‌ای و با مرور برخی از کتب علامه حسنزاده آملی، تلاشی است برای ارائهی تعریفی ساده و کاربردی از سلامت معنوی و مؤلفههای آن از منظر ایشان. رهآورد این مطالعه، سلامت معنوی را همان سلامت نفس (مصطلح در متون فلسفه وعرفان اسلامی) میداند که عمدتاً رابطهی متقابلی با سلامت مراتبی از روح (روح بخاری) و نیز جسم سالم دارد. هم‌چنین، سبک زندگی را به‌عنوان عامل اصلی در سلامت این مراتب روح و در نتیجه سلامت معنوی مورد توجه قرار میدهد. بیان مصادیقی از سیره‌ی علمی و عملی علامه حسنزاده آملی، مؤلفههای تأثیرگذار بر سلامت معنوی را ملموستر نمودهاست
نوید ابوالفتح زاده، سحرناز نجات، فریبا اصغری،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

برای ارزیابی حساسیت اخلاقی دانشجویان پزشکی در جوامع مختلف نمی‌توان از یک ابزار و محتوای واحد استفاده کرد. در مطالعه‌ی حاضر برای ارزیابی حساسیت اخلاقی دانشجویان پزشکی در ایران، یک پرسش‌نامه‌ی بومی با محتوای منطبق بر اصول اخلاقی و ارزش‌های حرفه‌ای پزشکی و فرهنگ و قوانین اخلاق پزشکی کشورمان تدوین شده است. برای تدوین سؤالات از سناریوهای ارزیابی رفتار حرفه‌ای منتشر شده در مقالات و کتاب‌ها، راهنمای رفتار حرفه‌ای دانشگاه علوم پزشکی تهران و لاگ‌بوک‌های دوره‌ی درسی اخلاق پزشکی دانشجویان دانشکده‌ی پزشکی استفاده شده است. 7 مورد سؤالات اولیه در مطالعه‌ی پایلوت از نظر شفافیت و مناسب بودن بررسی شدند. سپس 38 سؤال اولیه در اختیار 7 نفر از اساتید خبره و 4 نفر از دانشجویان پزشکی خبره در زمینه‌ی اخلاق پزشکی برای ارزیابی محتوا قرار داده شد که همگی در مورد تمامی سؤالات نظر دادند. در مجموع پایایی 35 سؤال به روش آزمون مجدد ارزیابی شد که سؤالات در طی دو مرحله و با فاصله 2 هفته در اختیار 30 نفر از دانشجویان پزشکی قرار گرفت. در مرحله‌ی ارزیابی پایایی 24 سؤال به‌عنوان سؤالات نهایی تعیین شدند. میانه‌ی شاخص‌های همبستگی ICC (Intraclass Correlation Coefficient) و Spearman و Kappa برای سؤالات نهایی شده به ترتیب 81/0، 65/0 و 53/0 محاسبه شد. هم‌چنین، شاخص آلفای کرونباخ 67/0 بود. پرسش‌نامه‌‌ی نهایی شامل 24 سؤال با محتوای بالینی است که هر کدام یک چالش اخلاقی را مطرح کرده است. ابزار طراحی شده می‌تواند به‌عنوان یک ابزار پژوهشی روا و پایا جهت بررسی سیر تغییرات حساسیت اخلاقی دانشجویان پزشکی در مقاطع مختلف تحصیلی مورد استفاده قرار گیرد. ارزیابی اثربخشی اصلاحات کوریکولوم آموزشی در موضوع اخلاق پزشکی می‌تواند مورد استفاده‌ی دیگر چنین ابزاری باشد. ابزار طراحی‌شده در این مطالعه نخستین ابزار بومی برای ارزیابی حساسیت اخلاقی دانشجویان پزشکی در ایران است.
سمیه محمدی، فریبا برهانی، مصطفی روشن زاده،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

دیسترس اخلاقی در پرستاران، چالشی است که می‌تواند عواقب مختلفی ایجاد کند. در این میان، شجاعت پرستاران برای انجام تصمیم درست اخلاقی، می‌تواند در پیشگیری از دیسترس اخلاقی و در نتیجه راحتی اخلاقی آن‌ها نقش مهمی ایفا ‌کند. مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی ارتباط بین دیسترس اخلاقی و شجاعت اخلاقی در پرستاران صورت گرفته است. در این مطالعه‌ 313 پرستار از بیمارستان‌های آموزشی استان خراسان جنوبی به‌طور سهمیه‌ای انتخاب شده و از ابزار دیسترس اخلاقی C‏orley و شجاعت اخلاقی Sekerka برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. داده‌ها پس از جمع‌آوری توسط آزمون‌های آماری توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.در زمینه‌ی ارتباط بین شدت دیسترس اخلاقی و شجاعت اخلاقی، نتایج حاکی از وجود ارتباط منفی معنی‌دار، بین شدت دیسترس اخلاقی و شجاعت اخلاقی است (44/0-, r= 03/0P=). میانگین دیسترس اخلاقی، در بعد شدت 5/0±7/3 و در بعد تکرار 86/0±55/3 از دامنه‌ی (5-0) بوده است. میانگین شجاعت اخلاقی نیز در دامنه (5-1) 46/0±33/3 بوده است. ارتباط معنی‌دار بین شدت دیسترس اخلاقی و شجاعت اخلاقی، حاکی از آن است که ایجاد سطوح بالای شجاعت اخلاقی در پرستاران، نقش مهمی در کنترل شدت دیسترس اخلاقی دارد. تعیین عوامل مؤثر در شجاعت اخلاقی، و یافتن راهکارها و فراهم کردن زمینه‌ی مناسب برای ایجاد جو کاری اخلاقی، می‌تواند، نقش مهمی در افزایش رفتارهای شجاعانه و کنترل سطح دیسترس اخلاقی داشته باشد.
فریبا کیقبادی، هاجر صادقی، فرزانه کیقبادی، یاسر تبرایی،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

اساس حرفه‌ی پرستاری بر رعایت اخلاق است. تصمیم‌گیری‌های بالینی که پرستاران بیش‌تر با آن سروکار دارند، دربردارنده‌ی مواردی شامل بروز تعارضات در موضوعات اخلاقی است. آشفتگی اخلاقی‌ از جمله پدیده‌های ‌اخلاقی بوده و عامل درد، رنج، اضطراب، غم، آسیب و نگرانی روحی است. فرسودگی هیجانی به‌عنوان یکی از علل احتمالی ایجاد کننده پریشانی اخلاقی، همواره از پیامدهای مطرح برای استرس شغلی است که حتی یکی از علل مطرح برای کناره‌گیری پرستاران از شغلشان است. بدین جهت مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی ارتباط آشفتگی اخلاقی و فرسودگی هیجانی پرستاران انجام شد.در این مطالعه‌ی توصیفی - تحلیلی 265 پرستار شاغل در بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهر سبزوار با روش نمونه‌گیری در دسترس شرکت داشتند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مشخصات فردی، آشفتگی اخلاقی (در مطالعات دیگر روایی و پایایی آن ارزیابی شده است (آلفا کرونباخ 86/0)) و فرسودگی‌ هیجانی بود که اعتبار آن از طریق اعتبار محتوا و پایایی آن با آزمون مجدد (84/0= r) تعیین شد. تجزیه و تحلیل داد‌ها با استفاده از SPSS نسخه‌ی 18 انجام شد. میانگین و انحراف معیار آشفتگی اخلاقی و فرسودگی هیجانی پرستاران به ترتیب 99/4 (91/0) و 17/4 (58/1) بود. همبستگی معنی‌داری بین آشفتگی اخلاقی با زمینه‌ی ‌کاری پرستاری (بخش محل‌ کار) دیده شد (338/0 rho= ، 000/0 P=). هم‌چنین، بین فرسودگی هیجانی با نوبت‌های کاری در گردش (385/0 rho= ، 000/0 P=) و بخش‌کاری (173/0- rho= ، 03/0 P=) و بین آشفتگی اخلاقی و ابعاد هیجانی و روانی فرسودگی رابطه‌ی مثبت معنی‌دار وجود داشت (255/0 rho= ، 001/0 P=). یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد آشفتگی اخلاقی و فرسودگی هیجانی پرستاران بالاتر از سطح متوسط است وآموزش، مشاوره و آشنایی پرستاران با این مؤلفه‌ها جهت توانمندی آن‌ها برای مواجهه با موقعیت‌های اخلاقی ضرورت دارد.
فرهاد خرمائی، فرشته زارعی، منصوره مهدی‌یار، اعظم فرمانی،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

صبر فضیلتی اخلاقی است و به استقامت، شکیبایی، خویشتن‌داری، رضایت و متعالی شدن فرد در موقعیت‌هایی اشاره دارد که برای او دشوار و ناخوشایند است. صبر مقوله‌ای است که در حوزه‌ی اخلاق پزشکی قابل بحث است و به‌عنوان یک فضیلت اخلاقی با متغیرهای فراوانی در این حوزه در ارتباط قرار می‌گیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش صبر و مؤلفه‌های آن (متعالی شدن، شکیبایی، رضایت، استقامت و درنگ) به‌عنوان فضایل اخلاقی در پیش‌بینی امید در دانشجویان بود. جامعه‌ی پژوهش حاضر کلیه‌ی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز بودند. از میان این افراد، تعداد 390 نفر به‌روش نمونه‌گیری خوشه‌ای به‌عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و با تکمیل مقیاس صبر و پرسش‌نامه‌ی امید به زندگی در این پژوهش شرکت کردند. براساس نتایج آزمون Pearson correlation ، صبر و مؤلفه‌های آن با نمره‌ی کل امید به زندگی و هر دو مؤلفه‌ی آن (تفکر راهبردی و تفکر عاملی) همبستگی مثبت معنی‌دار نشان داد (01/0P<). هم‌چنین، صبر، نمره‌ی کل امید به زندگی (001/0P< ؛ 58/0β= )، و مؤلفه‌های تفکر راهبردی (001/0P< ؛ 52/0β= ) و تفکر عاملی (001/0P< ؛ 52/0β= ) را پیش‌بینی نمود. مؤلفه‌های متعالی شدن، استقامت و رضایت صبر نیز از عوامل مهم پیش‌بینی‌کننده‌ی امید و مؤلفه‌های آن بودند. به‌طور کلی می‌توان این‌گونه نتیجه‌گیری کرد که با تقویت صبر که یکی از مهم ترین و ارزشمندترین فضایل اخلاقی است، می‌توان امید در افراد را به‌منظور دستیابی به هدف و در نتیجه موفقیت بیش‌تر در زندگی افزایش داد. بنابراین، به روان‌شناسان، مشاوران و متخصصان در حوزه‌های سلامت و اخلاق پزشکی توصیه می‌شود که به‌منظور کاهش ناامیدی و تقویت امید در مراجعان و بیماران، از راهبردهای آموزشی صبر استفاده کنند.

صفحه 2 از 12     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb