جستجو در مقالات منتشر شده



سعیده سعیدی تهرانی، منصوره مدنی،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده

به‌طور کلی، منظور از بیهودگی در پزشکی وضعیتی است که برای بیمار اقدامی (تشخیصی، درمانی، بازتوانی) انجام می‌شود که برای او نتیجه‌ای در پی ندارد. پزشک با توجه به تعهدات حرفه‌ای نباید دست به چنین اقدامی بزند، اگرچه در تعریف بیهودگی ابهامات زیادی وجود دارد و در مطالعات بسیاری به آن اشاره شده است. در مقاله‌ی حاضر، با مرور مقالات و کتب مربوطه، تلاش شده است تا این‌بار اقدام بیهوده از منظر چهار اصل اخلاق زیستی دیده شود.تصمیم‌گیری درباره‌ی بیهوده بودن یک اقدام، صرف‌نظر از این‌که خواست بیمار یا خانواده‌ی او باشد یا از طرف ارائه‌دهندگان خدمت پیشنهاد شود، از موارد بسیار حساسی است که می‌تواند منجر به اتخاذ تصمیمات غیراخلاقی وغیر اصولی در حیطه‌ی طبابت شود.در رابطه با اتونومی، تفاوت دیدگاه‌ها در باب هدف درمان، اختلاف در ارزش‌های پزشک و بیمار و اختلاف نظر افراد درگیر بررسی شده است. هم‌چنین، ضمن تبیین مفهوم مراقبت‌های تسکینی، به تفاوت آن با اقدامات درمانی بیهوده و تعیین مرز مشخص آن اشاره می‌شود. هم‌چنین، به بررسی مواردی پرداخته می‌شود که اقدام بیهوده با اهداف متفاوتی از سوی پزشک و سایر ارائه‌دهندگان خدمات سلامت انجام می‌پذیرد. این موارد به‌دلیل عواملی که ممکن است قضاوت پزشک را تحت تأثیر قرار دهد و حتی به‌دلیل انگیزه‌های غیراخلاقی مانند مسائل مالی رخ می‌دهد. در نهایت این‌که تصمیم‌سازی اخلاقی در این زمینه نیازمند روشن شدن ابعاد موضوع توسط کارشناسان و اولویت‌بخشی درست و کارشناسانه، با ملاحظه‌ی تمام شرایط، از جمله مسأله‌ی مهم تخصیص منابع محدود سلامت و عدالت در نظام سلامت و قرار دادن اطلاعات لازم در اختیار کادر درمانی است.
محمد زیرک، هادی حسنخانی، ناصر پریزاد،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده

حرفه‌ی پرستاری درصدد ارائه‌ی مراقبت‌های مبتنی بر شواهد و شایسته و به‌ویژه بر اساس اصول انسانی و اخلاقی است. ارائه‌ی مراقبت اخلاقی نیازمند برخورداری از سطح مناسبی از استدلال اخلاقی است. استدلال اخلاقی در سه سطح پیش‌عرفی، عرفی و پس‌عرفی دسته‌بندی می‌شود. در سطح پیش‌عرفی افراد بیش‌تر خودمحور بوده و اطاعت محض را برای جلوگیری از سرزنش ترجیح می‌دهند. در سطح عرفی افراد بیش‌تر از قوانین و اصول حاکم اجتماعی در تصمیم‌گیری‌های خود استفاده می‌‌کنند و در سطح پس‌عرفی افراد سعی دارند با توجه به اصول اخلاقی، اعمال و رفتار خود را هدایت کرده و برطبق این اصول تصمیمی انسانی و اخلاقی اتخاذ کنند. هدف این مطالعه‌ی مروری ارائه‌ی تحلیلی کلی درباره‌ی متون مرتبط با استدلال اخلاقی به منظور بررسی سطح استدلال اخلاقی پرستاران و دانشجویان پرستاری است. جست‌وجوی گسترده‌ای در پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر بین‌المللی شامل ,Scopus Google scholar Science Direct, Pubmed, Proqust, Elsevier, برای مقاله‌هایی که بعد از سال 1980 تا انتهای 2014 میلادی منتشر شده‌اند و پایگاه‌های اطلاعاتی فارسی Sid, Magiran, Iran medex برای مقاله‌هایی که بعد از سال 1365 تا پاییز 1393 منتشر شده‌اند انجام گرفت. از کلیدواژه‌های متنوعی هم‌چون «رشد اخلاقی، تکامل اخلاقی، استدلال اخلاقی، پرستار و دانشجوی پرستاری» برای جست‌وجوی منابع مرتبط استفاده شد. در مجموع، 35 مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند.نتایج نشان داد که در اکثر مطالعات بررسی شده، دانشجویان پرستاری و پرستاران در سطح عرفی و پس‌عرفی استدلال می‌کنند و دانشجویان پرستاری از نظر اخلاقی در مقایسه با پرستاران در سطح بالاتری از پرستاران استدلال می‌کنند. مشخص شد که آموزش مفاهیم اخلاقی منجر به رشد استدلال اخلاقی می‌شود و بین تجارب بالینی و توانایی استدلال اخلاقی رابطه‌ی معکوسی وجود دارد.اگر چه در اکثر مطالعات، دانشجویان پرستاری و پرستاران در سطح عرفی و پس عرفی استدلال می‌کنند، هنوز برای مراقبت مطلوب و حرفه‌ای کافی نیست. بنابراین، ضروری است که اقدامات لازم مانند به‌سازی محیط‌های بالینی و آموزش مسائل اخلاقی برای ارتقا بیش‌تر توانایی استدلال اخلاقی پرستاران و دانشجویان پرستاری به‌کار بسته شود تا تصمیمات خود را بر اساس اصول اخلاقی و در سطح پس‌عرفی اتخاذ کنند.
سید عبدالصالح جعفری کرمانشاه، بهین آرامی نیا، احمد فیاض بخش،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده

از فرازهایی که در جستار کرامت انسانی باید پرداخته شود، ملاک یا سنجه‌ی آن است. سخن آن است که چه چیز انسان را سزاوار چنین گرامیداشتی کرده است؟ مردم چه ویژگی دارد که دیگر جانوران ندارند و از این رو گرامی‌تر از آنان است؟ اگرچه دانش زیست‌شناسی نیز بر جدایی گونه‌ها تلاش می‌کند و از این نگاه در پژوهش‌های انسانی نیز شایان نگریستن است، در پژوهش‌های کرامت در جست‌وجوی آن‌دسته از جدایی‌ها هستیم که دگرگونی چیستاری با دیگر جانداران بسازد و بتواند پایه‌ای برای پیوند کرامت شود. در این راه، دگری‌های ریخت‌شناسی، توده‌ای و ساختار ژنتیکی نمی‌تواند دارای چنین ویژگی باشد و رفتارها نیز بازگشت به اندیشه‌ی مردم دارد. این جست‌وجو دانشمندان را به شناسه‌ی انسان بر پایه‌ی خرد رسانید. نگاه نویسندگان بر آن است که خرد نیز نمی‌تواند پایه‌ی کرامت باشد. اندازه‌ای از هوش و خرد در دیگر جانداران و دستگاه‌ها هست و نمی‌تواند سازنده‌ی جدایی چیستاری شود. هم‌چنین، خرد می‌تواند در جایگاه ابزاری برای بهتر زیستن، همانند دیگر توانایی‌ها شمرده شود. در نگاه نویسندگان، توان گزینش یا اختیار، ویژگی جداگر مردم از دیگر جانوران است که رفتارهای آن‌ها تنها بر پایه‌ی ساختار آفرینشی یا نیاز برپا می‌شود. این گزینش چون به برگزیدن آزادانه‌ی چیزهایی می‌انجامد که خوب و بد، زشت و زیبا و مفاهیم ارزشی از آن‌ها بر می‌آید، می‌توانند به مردم نسبت ارزشی هماهنگ با خود را بپیوندند. از این رو، گزینش، زمینه‌ی کرامت را آفریده و گونه‌ی گزینش، ارزش هماهنگ با خود را به گزیننده خواهد بخشید.
بتول نحریر، یاسر سعید، عباس عبادی، محمد نجفلو، هادی خوشاب، حسین محمودی، اکبر مظفر پور،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده

امروزه، اخلاق یکی از عوامل مؤثر در فرایند کسب صلاحیت بالینی پرستاران محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه‌ی وضعیت هوش اخلاقی پرستاران در بیمارستان‌های نظامی و غیر نظامی انجام شد. در این مطالعه‌ی توصیفی - مقایسه ای، 315 پرستار از بیمارستان‌های شهر تهران و کرمان به روش نمونه‌گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. جهت جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه‌ی استاندارد هوش اخلاقی Lennick & Kiel استفاده شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 17، آمار توصیفی و استنباطی، T- test, ANOVA, Chi-square مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از میان نمونه‌ها، 149 پرستار شاغل نظامی و 166 پرستار شاغل غیر نظامی بودند. به‌طور کلی، هوش اخلاقی بیش‌تر پرستاران در سطح متوسط بود. از طرفی، بین سطح هوش اخلاقی پرستاران نظامی و غیر نظامی تفاوت معنی‌دار آماری وجود داشت (P<0.001). نتایج پژوهش حاضر بر اهمیت آموزه‌های اخلاقی در پرستاری تأکید دارد. بنابراین، استفاده از برنامه‌های آموزشی مناسب در بحث اخلاق به خصوص در آموزش‌های ضمن خدمت پیشنهاد می‌شود. علاوه بر این، روند آموزش‌های دوره‌ای در بحث اخلاق در بیمارستان‌های نظامی نیز می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.
نسرین ایمانی فر، سید ابوالفضل وقار سیدین،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده

حمایت از بیمار یکی از عناصر ذاتی اخلاق حرفه‌ای در پرستاری است که به حفظ حقوق بیمار کمک می‌کند. در این راستا، تعداد زیادی از کدهای اخلاقی حرفه‌ی پرستاری به این نقش پرستاران اختصاص دارد. مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی میزان باورها و اقدامات حمایتی- حفاظتی پرستاران از بیماران مراجعه‌کننده به بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در سال 1393 انجام شد. داده‌های این مطالعه‌ی توصیفی- مقطعی توسط پرسشنامه‌ی مشخصات فردسنجی و پرسشنامه‌ی حمایتی- حفاظتی Hanks از 248 پرستار شاغل در شش بیمارستان واقع در استان خراسان جنوبی که به روش طبقه‌ای تصادفی شده انتخاب شده بودند، جمع‌آوری شد. پایایی پرسشنامه با محاسبه‌ی ضریب آلفای کرونباخ 74/0 محاسبه شد. داده‌های به‌دست آمده در نرم‌افزار SPSS ویرایش 16 با استفاده از آزمون‌های توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. اکثر پرستاران شرکت‌کننده در این مطالعه (6/80 درصد) دارای سطح حمایت متوسط با میانگین نمره‌ی کلی 65/13±39/137 بودند. هم‌چنین، بعضی از مؤلفه‌های حمایت با متغیرهای سابقه‌ی شرکت در برنامه‌های آموزش اخلاق به‌عنوان فراگیر، سن، سابقه‌ی ‌کاری، بخش محل خدمت و وضعیت استخدامی ارتباط آماری معنی‌داری داشتند (05/0>P). به‌عبارتی، میانگین نمره‌ی کلی حمایت پرستار از بیمار و برخی از مؤلفه‌های آن در پرستاران دارای سابقه‌ی شرکت در برنامه‌های آموزش اخلاق به‌طور معنی‌داری بیش‌تر از پرستارانی بود که این سری از برنامه‌ها را نگذرانده بودند. هم‌چنین، حمایت از بیماران در پرستاران دارای سن و سابقه‌ی ‌کاری بالا، شاغل در بخش‌ اورژانس و دارای استخدام رسمی بیش‌تر بود. بر اساس یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که حمایت پرستاران از بیماران نسبتاً مناسب است. با این حال، برای ارتقاء آن نیاز به اتخاذ راهکارهای مناسب است. در این راستا، شرکت پرستاران در دوره‌های آموزش اخلاق می‌تواند منجر به افزایش حمایت از بیمار شود. از سویی، تلاش مدیران جهت تبدیل وضعیت استخدامی پرستاران به استخدام رسمی و ایجاد امنیت شغلی احتمالاً خواهد توانست باورها و اقدامات حمایتی- حفاظتی آنان از بیماران را ارتقا دهد.
اعظم پوراعما، منصوره عزیززاده فروزی، آذر اسدآبادی،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده

ارزش‌های حرفه‌ای پرستاری منجر به افزایش کیفیت مراقبت از بیمار و رضایت شغلی بین پرستاران می‌شود. با توجه به این‌که ارتقا ارزش‌های حرفه‌ای یک جنبه‌ی مهم در آموزش پرستاری است؛ هدف از این مطالعه بررسی ارزش‌های حرفه‌ای دانشجویان نیم‌سال آخر کارشناسی دانشکده‌های پرستاری استان کرمان است. در این مطالعه‌ی توصیفی – مقطعی 152 نفر از دانشجویان نیم‌سال آخر کارشناسی پرستاری (93-92) پنج دانشکده‌ی پرستاری استان کرمان (کرمان، بم، جیرفت، زرند و رفسنجان) در مطالعه‌ شرکت کردند. با استفاده از پرسشنامه‌ای دو قسمتی ویژگی‌های دموگرافیک دانشجویان و دیدگاه آن‌ها نسبت به ارزش‌های حرفه‌ای پرستاری توسط مقیاس بازنگری شده‌ی ارزش‌های حرفه‌ای پرستاری در پنج بعد (مراقبت، ‌عمل‌گرایی، حرفه‌ای شدن، اعتماد و عدالت) جمع‌آوری شد. پایایی اندازه‌گیری شده برای این پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 91/0 است. اطلاعات با آزمون‌های توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، استنباطی ناپارامتریک Mann-Withney U و ضریب همبستگیSpearman و در نرم‌افزار SPSS ویرایش 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از بین پنج بعد ارزش حرفه‌ای، دانشجویان بیش‌ترین میانگین نمره (6/4±8/37) را به بعد مراقبت و پایین‌ترین میانگین نمره (92/1±68/12) را به بعد عدالت اختصاص داده بودند. بین سن و ارزش حرفه‌ای همبستگی منفی معنی‌دار وجود داشت (02/0-=r، 01/0=P). آزمون Mann-Withney U نشان‌دهنده‌ی ارتباط معنی‌داری بین جنسیت و ابعاد عمل‌گرایی، اعتماد، حرفه‌ای شدن و عدالت (05/0>P) و هم‌چنین، بین میانگین کل نمره‌ی ارزش حرفه‎ای و شهر محل تحصیل بود (003/0 P=). اولویت‌بندی ابعاد ارزش حرفه‌ای از دیدگاه دانشجویان به‌ترتیب شامل بعد مراقبت، اعتماد، عمل‌گرایی، حرفه‌ای شدن و عدالت بود؛ اما دانشجویان در آستانه‌ی فارغ‌التحصیلی از اهمیت برخی از ابعاد آگاهی کافی نداشتند؛ بنابراین، نیاز است تدبیری به کار رود که دانشجویان با بهره‌گیری از برنامه‌ریزی مناسب و استفاده از روش‌ها و استراتژی‌های مؤثر آموزشی در ارزش‌گذاری تمامی ابعاد توانمند شوند.
زهرا نیکخواه فرخانی، فریبرز رحیم‌نیا، مصطفی کاظمی، علی شیرازی،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های رفتار اخلاقی پرستاران و ارائه‌ی مدل مربوطه، در شبکه‌ی خدمات درمانی دولتی است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، روش آمیخته است. طرح تحقیق نیز از نوع طرح تحقیق آمیخته‌ی اکتشافی است چراکه ابتدا روش کیفی انجام پذیرفته و سپس با توجه به نتایج به‌دست آمده روش کمی انجام می‌پذیرد. از آن‌جا که فرضیه‌های تئوری فضیلت‌محور بر روند انجام این پژوهش حاکم است، جامعه‌ی آماری در بخش کیفی کلیه‌ی پرستاران نمونه کشوری بیمارستان‌های دولتی شهر مشهد بودند که با توجه به کفایت داده‌ها 14 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تحلیل مصاحبه‌ها از روش تحلیل محتوا استفاده شده و در نتیجه مدل اولیه‌ی رفتار اخلاقی در سه سطح استخراج شد. در سطح نخست، سه حوزه‌ی رفتار اخلاقی با بیماران، رفتار اخلاقی با همراهان بیمار و رفتار اخلاقی با گروه درمان قرار گرفت. در سطح دوم، 13 بعد و در سطح سوم، 51 مؤلفه (مضمون) انتزاع شد. سپس در قسمت کمی تحقیق جهت سنجش و برازش مدل، پرسشنامه‌ای در میان 176 نفر از پرستاران با سابقه‌ی بیمارستان‌های دولتی شهر مشهد توزیع شد. جهت تحلیل داده‌های بخش کمی از روش تحلیل عاملی تأییدی و نرم‌افزار AMOS بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی گویای آن بود که تمامی ابعاد و مؤلفه‌ها به‌جز مؤلفه-ی «آموزش بیمار» مورد تأیید قرارگرفتند. شاخص برازش تطبیقی مدل (CFI= Comparative Fit Index) نیز با استفاده از نرم‌افزار AMOS 9/0 برآورد شد که نشان از برازش مدل ارائه‌شده دارد. نتایج حاصل از این پژوهش می‌تواند راهنمای عمل مدیران ‌منابع‌ انسانی بیمارستان‌های دولتی باشد تا در بستری فضیلت‌مندانه به اشاعه‌ی فضایل اخلاقی پرستاران بکوشند.
ملیحه کدیور، مرجان مردانی‌حموله،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده

بایسته‌های اخلاقی در زمینه‌ی سرطان‌های کودکان، یکی از مهم‌ترین مسائل مطرح در خدمات پزشکی است. هدف این مطالعه، واکاوی این مسأله بود. مطالعه‌ی حاضر، بر مبنای یک نمونه در گراند راند اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شده است. نمونه‌ی معرفی شده، یک دختر 13 ساله است که 5 سال پیش برای وی تشخیص سرطان تخمدان چپ داده شده بود. بیمار اظهار کرد که از طرف خانواده، پزشکان و سایر کارکنان درمانی در جریان بیماری و نوع عمل جراحی قرار نگرفته است. هم‌چنین، خانواده خبر بیماری فرزندشان را انکار می‌کردند. با این حال، بیمار برای سازگار شدن با شرایط پیش آمده تلاش می‌کرد. در نهایت، وی پس از شیمی‌درمانی و جراحی بهبود یافت. یافته‌های مطالعه نشان داد که کارکنان درمانی می‌توانند در جهت سازگاری بهتر کودک مبتلا به سرطان و خانواده‌ی وی با در نظر داشتن بایسته‌های اخلاقی مرتبط با بیماری، همکاری کنند. این امر با فراهم کردن منابع حمایتی برای کودکان مبتلا به سرطان و خانواده‌های ایشان میسر می‌شود


عباس یدالهی باغلویی، سید محمد آذین، رضا عمانی سامانی،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده

هر قراردادی در نظام حقوقی ایران دارای یک‌سری ویژگی‌هایی است که تبیین این ویژگی‌ها در فهم دقیق آن عقد بسیار مؤثر است. از جمله‌ی این ویژگی‌ها می‌توان به لازم یا جایز بودن، معوض یا مجانی بودن، منجز و معلق بودن، تشریفاتی و رضایی بودن و... اشاره داشت. قرارداد جانشینی در بارداری که به موجب آن اسپرم و تخمک لقاح یافته‌ی زن و شوهر نابارور به رحم زن دیگر به منظور نگه‌داری و رشد منتقل شده که طفل پس از تولد به صاحبان اسپرم و تخمک تحویل داده شود نیز واجد یک‌سری ویژگی‌هایی است که جایگاه این عقد را با توجه به غیر معین بودن ماهیت آن در بین سایر عقود مشخص می‌کند. در این مقاله به بررسی این نکته می‌پردازیم که قرارداد جانشینی در بارداری دارای چه ویژگی‌هایی است


علی ایمان زاده‌،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده

تئوری‌های پرستاری همواره ریشه در مکتب‌های فلسفی دارند. پذیرش یک مکتب فکری در جهت دهی به فعالیت‌های نظری، عملی و بالینی یک پرستار نقش ایفا می‌کند. در این مقاله‌ی مروری ضمن بررسی ویژگی‌های عمومی پساساختارگرایی و اخلاق مبتنی بر پساساختارگرایی، فرصت‌ها و چالش‌های پساساختارگرایی و اخلاقیات آن برای پرستاری مورد بحث و بررسی واقع شد. حیطه‌ی اخلاق در پرستاری یکی از حیطه‌هایی است که با ورود پساساختارگرایی تحت تأثیر قرار گرفته است. اخلاق در این مکتب از ویژگی‌هایی هم‌چون محلی و کوچ گرایانه، گفتمانی، دموکراتیک، نسبی، ریزومی و غیر مرجعیتی بودن برخوردار است. با وجود پیامدهای مثبت این مکتب فکری برای پرستاری، هریک از ویژگی‌های مذکور در جوامع دینی چالش‌هایی برای حوزه‌ی اخلاقیات پرستاری به‌دنبال دارد که از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به نسبیت‌گرایی ارزشی، نفی سلسله‌مراتب، نفی الگوگرایی و نفی فضای بازنمایی در حوزه‌ی اخلاق اشاره کرد که در مقابل آموزه‌های اخلاق پرستاری تدوین شده در کشورمان قرار دارد.


محمد زیرک، منصور غفوری فرد، علی آقاجانلو، حمیدرضا حریریان،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده

از جمله عوامل مهم در ایجاد رضایت خاطر بیماران بستری، احترام به حریم خصوصی بیماران است که رعایت آن باعث تسریع در بهبودی آن‌ها شده و دوران بستری را کاهش می‌دهد. لذا این مطالعه با هدف تعیین میزان رعایت حریم بیماران در بیمارستان‌های آموزشی درمانی شهر زنجان در سال 1390 انجام شده است. در این پژوهش توصیفی مقطعی تعداد 256 نفر از بیماران بستری بر اساس نمونه‌گیری چندمرحله‌ای انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. پرسشنامه مشتمل بر دو بخش بود که در بخش اول مشخصات فردی، در بخش دوم جنبه‌های مختلف حریم جسمی و فیزیکی مورد سنجش قرار گرفت. داده‌ها توسط نرم افزار SPSS ویرایش 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج مطالعه نشان داد که بیش‌ترین نسبت نمونه‌ها (2/76 درصد)، از منشور حقوق بیماران اطلاع نداشتند. بر اساس یافته‌ها، قلمرو جسمی و فیزیکی بیماران در اغلب اوقات (2/49 درصد) رعایت شده است. با این وجود، بیش‌ترین نسبت نمونه‌ها (3/56 درصد) اعلام کردند که پرسنل بخش در هنگام معاینه یا انجام مراقبت هرگز در اطراف تخت پرده نمی کشند. میانگین احترام به حریم بیماران در افراد مجرد (14±23/51) کم‌تر از افراد متأهل (13±88/58) بود (035/0=P). بر اساس این مطالعه اکثر بیماران از حقوق بیمار آگاهی نداشتند و برخی از معیار‌های حریم فیزیکی رعایت نشده بود. بنابراین، توجه بیش‌تر مسؤولین جهت برنامه‌ریزی اصولی برای رعایت حریم بیماران در تمامی زمینه‌های درمانی و آموزشی ضروری به‌نظر می‌رسد.


نادر حاجلو، مظفر غفاری، منصور موقر،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده

هوش اخلاقی و اجتماعی در محیط‌های درمانی که از نظر تفاوت‌های فردی و شخصیتی از تنوع بسیاری برخوردار هستند، باعث افزایش سازگاری پرستاران شده و عملکرد شغلی آنان را تحت تاثیر قرار می‏دهد. هدف این مطالعه بررسی ارتباط هوش اخلاقی و اجتماعی با میزان نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و نمونه‌ی آماری این تحقیق شامل 200 نفر از پرستاران استان آذربایجان غربی در سال 1393 بودند که با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌ی هوش اخلاقی Lennick و Kiel، مقیاس هوش اجتماعی Thet و مقیاس محقق ساخته‌ی نگرش پرستار نسبت به آموزش بیمار استفاده شد. سپس داده‌ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند. بین نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران با متغیر هوش اجتماعی (442/0 =r و001/0=P)، خرده مقیاس درستکاری هوش اخلاقی (554/0 =r و 001/0= P)، خرده مقیاس بخشش هوش اخلاقی (283/0 =r و002/0=P)، خرده مقیاس مسؤولیت‌پذیری هوش اخلاقی (292/0 =r و 001/0=P) و خرده مقیاس دلسوزی هوش اخلاقی (353/0 =r و001/0= P) رابطه‌ی مثبت و معنی‌دار به‌دست آمد. نتایج ضریب همبستگی چند متغیری به روش Enter نشان داد که متغیر هوش اجتماعی و خرده مقیاس‌های هوش اخلاقی در تبیین متغیر نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران (426/0=R2) سهیم بودند. آموزش به بیمار از مسؤولیت‌های اصلی پرستاران است. از آن‌جا که نتایج به‌دست آمده نشان داد بین هوش اجتماعی و خرده مقیاس‌های هوش اخلاقی با نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران رابطه‌ی مثبت و معنی‌دار وجود دارد، بنابراین، برای افزایش عملکرد آموزشی پرستاران لازم است هوش اخلاقی و اجتماعی آنان از طریق آموزش گروهی تقویت شود.


داود دهقان، محمد مزیدی، بابک شمشیری، سعید رحیمیان، محمدرضا تقوی،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده

ارزش‌شناسی یکی از مهم‌ترین قلمروهای مکاتب فلسفی است که به مقولات زیبایی‌شناسی و اخلاق می‌پردازد. ارزش‌شناسی با اخلاق به‌طور عام و اخلاق حرفه‌ای به‌طور خاص در ارتباط است. امروزه، نظام‌های اخلاقی به‌دنبال پاسخ‌گویی به نیازهای انسان در زمینه‌های مختلف هستند؛ یکی از حوزه‌هایی که اخلاق به آن وارد شده، اخلاق حرفه‌ای روان‌درمانگران است. در این نوشتار با مبنا قرار دادن ارزش‌شناسی حکمت اشراق به مثابه‌ی یکی از فلسفه‌های اصلی اسلامی، به‌دنبال استخراج اصول و روش‌های اخلاق حرفه‌ای آن برای روان‌شناسان و روان‌درمانگران هستیم. شیخ اشراق برای دست‌یابی سالک به تزکیه‌ی نفس و تصفیه‌ی دل بر اساس مبانی ارزش‌شناسانه‌ی حکمت اشراق، دستورالعمل‌هایی را توصیه کرده‌است. هدف این مقاله استخراج تلویحاتی از این نظام ارزشی جهت روان‌درمانگران است. روش این پژوهش از نوع توصیفی - تفسیری است. اهلیت داشتن، صداقت، پرهیز از ظلم، خیرخواهی، امانت‌داری، مسؤولیت‌پذیری، توجه به کرامت انسانی و سکوت از جمله مفاهیم اخلاقی در حکمت اشراق هستند که اگر روان‌درمانگران بتوانند حتی بعضی از این ویژگی‌ها را در خود تحقق بخشند، توانایی آن‌ها در فرایند مشاوره و روان‌درمانی به مراتب افزون‌تر خواهد شد


لیلا خواست خدایی، حسین غلامی، محمد رهنماییان،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده

یوژنیک یا علم اصلاح نژاد انسان، جنبشی مبتنی بر مفاهیم زیست‌شناسی است که از کاربرد اقداماتی در جهت بهبود ساختار ژنتیک جمعیت‌های انسانی حمایت می‌کند و در برهه‌ای از زمان در شؤون متعددی از اجتماع از جمله حقوق و مجازات مورد استناد قرار می‌گرفته است. در واقع، تحت سیاست‌های یوژنیکی که مبانی آن از سوی زیست‌شناسان، متخصصان بهداشت عمومی و پزشکان مورد تأیید قرار گرفته بود، حکم به حذف افرادی خاص از مجموعه‌ی ژنی جوامع انسانی داده می‌شد و از این قِبَل شمار زیادی از انسان‌ها تحت عقیم‌سازی واقع می‌شدند. این مبانی، البته از سوی دیگر، مورد تأیید اقتصاددانان و حقوق‌دانانی بود که دستی در طراحی و اجرای سیاست‌های دولتی در کشورهای مختلف داشتند. چاپ دو مجله‌ی مستقل در حوزه‌ی یوژنیک و ارائه‌ی تحقیقات مختلفی که تأثیر ژنتیک بر رفتار و درستی سیاست‌های یوژنیکی را تأیید می‌کرده‌اند، خود نشان‌دهنده‌ی اوج مقبولیت علمی این جنبش زیستی‌- اجتماعی است. البته اقبال به این علم و سیاست‌های مرتبط با آن، پس از اقدامات لجام‌گسیخته‌ی آلمان نازی در عقیم‌سازی ده‌ها هزار نفر از معلولان ذهنی/حرکتی تحت تأثیر قرار گرفت و آرام آرام زمزمه‌ی انتقادهای اخلاقی و علمی در زیر سؤال بردن مبانی یوژنیک به گوش رسید تا این‌که در دهه‌ی 1970 میلادی دیگر کم‌تر کسی از یوژنیک سخنی بر زبان می‌راند. در مقاله‌ی حاضر، مفهوم یوژنیک، سیاست‌های مبتنی بر آن و دوره‌های اوج و افول و احیای مجدد آن، مورد بحث قرار می‌گیرد تا با نگاهی آگاهانه‌تر به این مقوله، اتخاذ سیاست‌های کارآمدتر بهداشتی- اخلاقی در حوزه‌ی سلامت جامعه با حساسیت بیش‌تری انجام شود


علی واشقانی فراهانی، مجید ملکی، رضا گل پیرا، هومن بخشنده، مجتبی پارسا، مهناز مایل افشار، سیما کاشانیان فرد، شیوا خالق پرست، محسن رضایی، سید احمد رضایی،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده

در طی دو دهه‌ی اخیر، تعاریف پروفشنالیسم به مرور تکامل یافته و ابزارهای متعددی برای سنجش آن طراحی و به اجرا گذاشته شده است. هدف از این مطالعه ارزیابی میزان رعایت پروفشنالیسم از دیدگاه پزشکان، پرستاران و بیماران با استفاده از پرسشنامه در یک بیمارستان تخصصی بوده است. از بین 8 شاخص تعهد حرفه‌ای بالاترین نمره به ارتقای توانمندی حرفه‌ای و رازداری اختصاص یافت. در مورد 2 شاخص «ارتقا توانمندی» و «رازداری بیمار» بین نظر بیماران و نظر گروه پرستار و پزشک اختلاف معنی‌داری مشاهده شد (P<0.0001). این اختلاف برای 3 محور «حفظ رابطه‌ی مناسب با بیماران»، «بهبود دسترسی به خدمات» و «توزیع عادلانه‌ی منابع محدود» بین گروه پرستاران با بیماران و پزشکان معنی‌دار بود.در 3 محور «تولید دانش»، «اعتماد از طریق مدیریت تعارضات منافع» و «مسؤولیت‌های حرفه‌ای» تنها اختلاف بین گروه پرستاران و بیماران معنی‌دار بود (P<0.0001). با توجه به اختلافات معنی‌دار آماری بین گروه پرستاران و 2 گروه دیگر، به‌نظر می‌رسد نظرات گروه پرستاری با شناخت عمقی‌تر و تماس طولانی‌تری که از عملکرد پزشکان دارند، در زمینه‌ی ارتقا توانمندی حرفه‌ای پزشکان منطقی‌تر باشد.


مهشاد نوروزی، پونه سالاری،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده

چکیده فارسی ندارد#####


محمد قائنی، محدثه معینی فر،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده

حق تولیدمثل و باروری انسان، یکی از حق‌هایی است که در حقوق کشورهایی چون آمریکا و انگلیس مورد توجه واقع شده است. توجه به این حق با توسعه‌ی روش‌های کمک باروری و هم‌چنین روش‌های جلوگیری از بارداری روز به روز رو به افزایش است و نیز جنبه‌های مختلفی یافته است. شاید بتوان ادعا کرد که طرح این مباحث از سوی حقوقدانان مذکور به جهت چالش‌هایی است که ورود روش‌های نوین به عرصه‌ی فرزندآوری به‌وجود آورده‌اند. جدال میان افراد یا افراد و دولت در این موضوع و قوانین مناسب که توانایی کنترل و هدایت فعالیت‌های این عرصه را داشته باشد، همیشه مورد توجه دولت‌ها، قانون‌گذاران ملی و بین المللی و ادیان بوده است.این پژوهش به روش اسنادی و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است. در نهایت، می‌توان چنین نتیجه گرفت که در حوزه‌ی اخلاق زیستی و حقوق کشورهای غربی همواره از این موضوع با عنوان حق و نه تکلیف و وظیفه یاد می‌شود، در حالی که در ادیان مسیحیت و یهودیت از آن به‌عنوان یک الزام و وظیفه یاد می‌شود، اما اسلام برخلاف این دو دین، اختیار فرزندآوری و عدم آن را به دست زوجین داده است، البته این موضوع تعارضی با تعالیم و آموزه‌های اسلام در توجه به نسل و زادآوری ندارد.


نیکزاد عیسی زاده، رضا سلیمی، کاظم صادقی آبی سفلی،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده

دین اسلام با نگرشی الهی‌گونه به انسان و فلسفه‌ی حیات، هندسه‌ی تعلیم و تربیت خویش را بر اساس نظامی کارآمد و جامع بنا کرده است و تمام ابعاد وجودی انسان را مبتنی بر آموزه‌های وحیانی (قرآن و روایات) به رشد و بلوغ می‌رساند. بنابراین، شخص «انسان» به‌عنوان محور نظام تربیتی اسلام جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده و در جغرافیای شریعت از قداست خاصی برخوردار است.در این میان، پیگیری آیین تعلیم و تربیت اسلامی در عرصه‌ی آموزش پزشکی که یکی از دو بعد اصلی انسان یعنی «بعد جسمانی» را هدف تلاش خویش قرار داده است، موضوع حائز اهمیتی است که رد پای آن را باید در متون اولیه‌ی دینی یعنی آیات و روایات جست‌وجو کرد. استادان و دانشجویان اصلی ترین زیربناهای علم و دانش هستند و تهذب و توانمندی آن‌هاست که سعادت و شکوه معنوی، اخلاقی و علمی یک جامعه را رقم می‌زند. البته نقش دانشگاه‌های علوم پزشکی را در آموزش جوانان مستعد و تربیت متخصصان برای نظام سلامت جامعه، به‌عنوان مقدمه‌ی ضروری توسعه‌ی پایدار کشور، نباید فراموش کرد و این در صورتی محقق می‌شود که استاد توانمند و با انگیزه، حضور و کوشش کافی در امر پرورش و آموزش داشته باشد. آن‌چه پژوهش حاضر وجه همت خود ساخته است، مروری بر اصول و آیین ویژه‌ای است که معلمان مشتاق برای تربیت انسان‌های کارآمد و شاگردان این عرصه به آن‌ها نیازمند بوده و توفیق ایشان در نیل به اهداف بلند و مقدس تعلیم و تربیت، در گرو آشنایی، رعایت و مراقبت همیشگی از آن‌هاست.


انسیه مدنی، زهرا خزاعی،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده

اخلاق فضیلت دیدگاهی فاعل‌محور است که به‌جای پرداختن به عمل صواب و خطا، به شخصیت خوب و بد می پردازد و بر فضایل و منش اخلاقی فاعل استوار است، از این رو با حرفه‌ی پزشکی قرابت بسیار دارد. چرا که این حرفه بسیار متأثر از رابطه‌ی پزشک و بیمار است، و وجود یک منش اخلاقی در پزشک، تأثیر بسیار مثبتی بر این رابطه دارد. در عین حال، این مسأله در مباحث اخلاق کاربردی و از جمله اخلاق پزشکی مطرح است که نظریه‌ی اخلاقی باید با گفتن این‌که «چه باید انجام دهیم؟» معیاری برای تصمیم‌گیری اخلاقی ارائه دهد، چیزی که به نظر برخی فیلسوفان، با مبانی اخلاق فضیلت ناسازگار است. ادعای این مقاله آن است که اخلاق فضیلت می‌تواند با تمسک به فاعل فضیلت‌مند و تأکید بر فضایل، قواعد و دستورالعمل‌هایی ارائه دهد که به تصمیم‌گیری در معماهای دشوار پزشکی کمک کند. این ادعا با ارائه‌ی نمونه‌هایی درباره‌ی سقط جنین و فروش کلیه برای پیوند عینیت می‌یابد. از مهم‌ترین مزایای اخلاق فضیلت، سیاق‌محوری و توجه به واقعیات مرتبط، اهمیت عواطف و انگیزه‌های احتمالی افراد درگیر، و بالاخره الگومحوری با ابتناء بر حساسیت و حکمت عملی فاعل فضیلت‌مند است که سبب می‌شود این نظریه در حل مسائل اخلاق پزشکی، جایگاه بهتری نسبت به سایر رویکردها داشته‌باشد.


شهرام صمدی، محمد صادق خباز، فریبا اصغری، امید نبویان، قاسمعلی خراسانی، جلیل مکارم،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده

هدف از انجام این مطالعه، بررسی علل شکایات مردمی از پزشکان و پرسنل مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) و دستیابی به راهکاری مناسب جهت کاهش این شکایات است. جهت اجرای آن، از فرم ثبت شکایات مردمی موجود در واحد حاکمیت بالینی مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) استفاده شد که در آن سن و جنس شاکیان، میزان سواد، بخش مربوطه، نوع شکایت و... درج شده است. اطلاعات مربوطه از فروردین 1391 تا اسفند 1392 استخراج شد. از 309 مورد شکایت ثبت شده، 174 مورد در سال 1391 و 135 مورد در سال 1392 ثبت شده بود. شاکیان با میانگین سن 5/50 سال و بیش‌تر مرد بودند. 6/69 درصد از شاکیان میزان سواد دیپلم یا کم‌تر داشتند. بیش‌ترین میزان شکایت از بخش اورژانس با 2/16 درصد ثبت شده بود. 5/48 درصد شکایات از پزشکان و 7/22 درصد آن از پرستاران بود. در 5/62 درصد از موارد، شخص شکایت شونده مورد برائت قرار گرفته و در 34 درصد از موارد محکوم شده است. مهم‌ترین علل شکایت، عدم رضایت از خدمات درمانی با 1/40 درصد و برخورد نامناسب با 6/36 درصد بودند. در کل، مهم‌ترین علت شکایت از پزشکان، عدم رضایت از خدمات درمانی و شایع‌ترین علت شکایت در کادر بیمارستانی به استثنا پزشکان، برخورد نامناسب بود. از این رو، با تأکید بیش‌تر بر آموزش مستمر دانشجویان و دستیاران درجهت افزایش دانش و مهارت‌های علمی و فنی، ارائه‌ی اطلاعات کافی به بیمار قبل از انجام فرآیندهای تشخیصی یا درمانی، ارتقای سطح فنی و تجهیزاتی مراکز درمانی، آموزش جامعه و بالا بردن سطح آگاهی مردم از روند درمان، ارائه‌ی توضیحات لازم حین درمان، اخذ رضایت آگاهانه و برائت، انتخاب صحیح افراد کادر درمان، قرار دادن افراد در محل مناسب و برگزاری کارگاه مهارت‌های ارتباطی، می‌توان شکایات را کاهش داد.



صفحه 4 از 12     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb