جستجو در مقالات منتشر شده


47 نتیجه برای مریم

حافظ ستوده، ایرج شاکری نیا، مریم خیراتی، شهریار درگاهی، رضا قاسمی جوبنه،
دوره 9، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1395 )
چکیده

پرستاران نقش مهمی در ارائه‌ی خدمات بهداشتی دارند. بهزیستی روان‌شناختی پرستاران با بهبود عملکرد شغلی آن­ها همراه است. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه­ی بین هوش معنوی و هوش اخلاقی با بهزیستی روان‌شناختی پرستاران بود.

این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است. تعداد 128 پرستار از بیمارستان‌های شهر بجنورد در سال 1393 به شیوه‌ی نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان به پرسشنامه‌ی هوش معنوی King، مقیاس هوش اخلاقی Lennick & Kiel و مقیاس بهزیستی روان‌شناختی Ryff پاسخ دادند. داده‌های جمع­آوری شده با ضریب همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون و با استفاده از نرم­افزار SPSS نسخه‌ی 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین هوش معنوی و هوش اخلاقی با بهزیستی روان‌شناختی ارتباط مثبت و معنی‌دار وجود دارد(01/0>P). هم‌چنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که هوش معنوی و هوش اخلاقی می‌توانند 26 درصد از واریانس بهزیستی روان‌شناختی را به‌طور معنی‌داری پیش بینی کنند (01/0>P).

با توجه به رابطه‌ی مثبت و معنی‌دار بین هوش معنوی و هوش اخلاقی با بهزیستی روان‌شناختی پرستاران، پیشنهاد می‌شود که در برنامه‌های مبتنی بر ارتقای سلامت روان پرستاران، به این عوامل توجه ویژه شود.


مریم غلامی، مرضیه خجسته فر، حسین مروج، زهرا کاووسی،
دوره 9، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1395 )
چکیده

رعایت حقوق بیمار به‌عنوان یکی از محورهای اساسی در تعریف استانداردهای خدمات بالینی موجب افزایش رضایت بیمار شده و از جمله مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی کیفی ارائه‌ی خدمات سلامت به­شمار می‌رود. با توجه به این­که در مراکز بیمارستانی بیش‌ترین مراجعه‌ی بیماران به بخش اورژانس است، این مطالعه با هدف بررسی رعایت منشور حقوق بیماران بخش اورژانس بیمارستان نمازی در سال 1394 انجام شده است. این مطالعه‌ی مقطعی بر روی 100 نفر از بیماران انجام گرفت. انتظارات و میزان رعایت منشور حقوق بیمار از دیدگاه آن­ها بر اساس پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات توسط نرم­افزار SPSS نسخه‌ی 21 و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون‌های آماری مورد تحلیل قرار گرفت. میانگین سنی بیماران 35/19±4/54 بود. نتایج نشان داد بین میزان رعایت حقوق بیمار و انتظارات آن­ها در تمامی محورهای منشور بر اساس نتایج آزمون Paired Sample T-Test تفاوت معنی‌دار است (05/0>P). میزان رعایت کلی حقوق بیمار از سوی کادر بهداشت و درمان، 51 درصد و انتظارات بیماران از میزان رضایت از حقوق­شان، 93 درصد بود و عامل سن از عوامل مؤثر بر میزان رعایت منشور حقوق بیمار شناخته شد (05/0>P).

در مجموع بر اساس نتایج مطالعه میزان انتظار بیماران در رعایت منشور حقوق­شان بالاتر و میزان رعایت آن در حد متوسط ارزیابی شد که در جهت ارتقای آن با افزایش میزان آگاهی پرسنل و دانشجویان از حقوق بیمار، با تشکیل کارگاه­های آموزشی و کاهش زمان انتظار برای دریافت خدمات، افزایش توجه سیستم سفارش بر اساس شرایط بیمار باید کوشید.


حکیمه اسکندری سبزی، مریم حیدری، شهرزاد نظارات، مهسا موسوی، محمد امین حریزاوی، عاطفه زاهدی،
دوره 9، شماره 3 - ( مهر ماه 1395 )
چکیده

اخلاق در مراقبت، هسته‌ی مرکزی ارزش‌های پرستاری است و مفهومی مبنایی در حرفه‌ی پرستاری به‌شمار می‌رود و از آن‌جا که نوع نگرش نسبت به آن می‌تواند کیفیت مراقبت از بیمار را تحت تأثیر قرار دهد، این پژوهش توصیفی-تحلیلی با هدف تعیین نگرش دانشجویان پرستاری نسبت به کدهای اخلاق پرستاری، التزام به اخلاق در مراقبت و عدم صداقت علمی طی نمونه‌گیری سرشماری میان 150 دانشجوی پرستاری دانشکده‌ی علوم پزشکی آبادان در سال 1395 انجام شده‌است. پس از اخذ رضایت آگاهانه، پرسشنامه‌ی طراحی‌شده توسط McCrink  در سه بخش: 1) اطلاعات دموگرافیک 2) نگرش نسبت به کدهای اخلاق، التزام به اخلاق و رفتارهای خنثی کننده، 3) نگرش نسبت به عدم صداقت علمی توسط دانشجویان تکمیل شد. آمار توصیفی، آزمون Chi-Square و ضریب همبستگی Pearson در نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 21 جهت آنالیز داده‌ها استفاده شد. نتایج نشان داد که بیش‌ترین نگرش مثبت دانشجویان نسبت به کدهای اخلاق پرستاری و التزام به اخلاق در مراقبت بود و بیش‌ترین نگرش منفی نسبت به رفتارهای خنثی‌کننده بود. کم‌تر از نیمی از شرکت‌کنندگان نسبت به عدم صداقت علمی نگرش منفی داشتند و حدود 40 درصد از دانشجویان وجود عدم صداقت علمی در همکلاسی‌ها را گزارش کردند. کدهای اخلاق که از ارزش‌های اخلاقی در کلاس درس و بالین است باید به‌عنوان اجزا اصلی برنامه‌های آموزشی مورد توجه قرار گیرد و از بدو ورود آموزش داده


اصغر سلیمی نوه، رضا سلیمی، نیکزاد عیسی‌زاده، فاطمه سلیمی، مریم پوررضاقلی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده

اخلاق حرفه‌ای به‌عنوان بخشی از مبحث اخلاق، جزء لاینفک هر رشته‌ای است. نگارندگان مقاله‌ی حاضر به دنبال یافتن پاسخ این پرسش بوده‌اند که آیا در قرآن و روایات، به اخلاق حرفه‌ای در حوزهی پزشکی توجه شده است؟ همچنین نحوهی مواجههی این منابع را با بحث اخلاق حرفه‌ای در پزشکی در کانون توجه قرار داده‌اند. سپس، با ذکر مهم‌ترین مبانی و اصول حاکم بر نظام آموزش پزشکی، درصدد تبیین اصول اخلاقی آن برآمده‌اند. روش پژوهش، تحلیلیتوصیفی و با رویکرد قرآنیروایی بوده است که ضمن مرور برخی آیات قرآن، به مطالعه و شناسایی مواردی که بهعنوان اصول و مبانی اخلاق حرفهای، در ارتباط با حرفهی پزشکی  بیشترین اهمیت را داشت پرداخته‌اند؛ البته موارد مهم دیگری نیز وجود دارد که در قالب کارهای پژوهشی دیگر می‌توان به آن‌ها پرداخت. توجه به مقالات و منابعی که در پیوند با این بحث نوشته شده‌اند و راه را برای تحقیقات بعدی فراهم می‌کنند، همواره مد نظر نگارندگان بوده ست. به منظور بررسی اصول اخلاقی حاکم بر روابط میان دانشجو و استاد در حوزه‌ی پزشکی، ابتدا با نگاه تفسیری به هر آیه، گزاره‌های اخلاقی تشکیل‌دهنده‌ی مضامین و جهت‌گیری‌های هر آیه استخراج و سپس نقش هدایتی هر کدام درج شده است؛ همچنین مفاهیم، جهت‌گیری‌ها و نقش هدایتی هر کدام از آیات استخراج شده است. مهم‌ترین مواردی که در کانون توجه قرار داشته عبارت‌اند از: استخراج آیات اخلاقی براساس مطالعه‌ی تفاسیر معاصر، استخراج مفاهیم و مضامین اخلاقی بیان‌شده در تفاسیر، یافتن ارتباط میان مفاهیم اخلاقی، پرداختن به نقش هدایتی هر کدام از مفاهیم اخلاقی، مقوله‌بندی مضامین و موضوعات اصلی و فرعی مشترک آیات.

امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی، علیرضا نوروزی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده

دغدغه‌‌ها و نگرانی‌‌های اساسی در پیوند با سلامت پژوهش سبب شده است تا سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران به‌عنوان موضوعی در خور ‌بررسی، در مطالعات مطرح شوند؛ اما لازمه‌ی داشتن سیاست عینی و خط‌‌‌‌مشی روشن برای مدیریت سوءرفتارهای پژوهشی و تمهید سلامت پژوهش در تحقیقات کشور، ‌‌داشتن آگاهی و شناخت کافی درباره‌ی عوامل ایجادکننده‌ی آن‌هاست. در مطالعه‌ی حاضر تلاش شده تا شواهد گزارش‌شده در مطالعات داخل کشور درباره‌ی سوءرفتارهای پژوهشی و عوامل مؤثر بر آن‌ها بررسی شوند. به این منظور، سی مطالعه‌ی انجام‌شده درباره‌ی سوءرفتارهای پژوهشی ایران شناسایی و برای مطالعه‌ی اسنادی انتخاب شدند. عوامل شناسایی‌شده از شواهد مربوط به سوءرفتارهای پژوهشی گزارش‌شده در ذیل سه مجموعه‌ی ۱. عوامل ساختاری شامل فشار نشر، سیاست‌های ارتقای علمی، تأمین بودجه‌ی پژوهش و حفظ موقعیت شغلی؛ ۲. عوامل سازمانی شامل محیط پژوهش، فعالیت‌های نظارتی کنترلی بر پژوهش و آموزش فعالیت‌های پژوهشی؛ ۳. عوامل فردی شامل مهارت‌های پژوهشی، مدرک‌گرایی، منافع مالی حاصل از پژوهش، درک و قضاوت اخلاقی فرد تعیین و تعریف شدند. بر این اساس، الگوی تحلیلی عوامل مؤثر برای سوءرفتارهای پژوهشی گزارش‌شده در مطالعات ایران تدوین شد. همچنین نتایج این مطالعه نشان دادند که مطالعات انجام‌شده در کشور آن‌چنان که باید، به بررسی متغیرهای مربوط به عوامل فرهنگی و عوامل موقعیتی، نپرداخته‌اند و عمدتاً به مصادیق بارز سوءرفتارهای پژوهشی مانند داده‌سازی و تحریف داده‌ها، به‌ویژه سرقت علمی، توجه کرده‌اند.

مریم خوشدل روحانی، رحیم دهقان سیمکانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

دیوید بناتار، به تأثیر از نیچه و شوپنهاور، زندگی این دنیا را پر از رنج و زحمت دانسته و معتقد است وجودنیافتن، بر وجودیافتن در این دنیا، ارجحیت دارد. هدف از نگارش این مقاله، به‌چالش‌کشیدن رهیافت بناتار، با روشی تحلیلی و استنادی است. بناتار دو استدلال برای ادعای خود بیان می‌کند؛ یکی استدلال نبود تقارن و دیگری، استدلال کیفیت زندگی است. در این مقاله، هر دو استدلال وی، تبیین، تحلیل و نقد شده است. در استدلال اول، بناتار شواهد کافی برای اثبات ادعای خود ارائه نداده است؛ ادعایی مبنی بر اینکه درد و رنجی را که نوع انسان در این دنیا تجربه می‌کند، موجب ترجیحِ نبودن است. در استدلال دوم نیز، او عنصر رضایت فردی و استقلال شخصیت انسان‌ها را نادیده ‌گرفته و قضاوت آن‌ها در رابطه با زندگی‌شان را ناشی از خوش‌خیالی دانسته است. بناتار معتقد است ازآنجاکه انسان‌ها از توانایی عادت‌دادنِ خود با شرایط برخوردارند، بر این باورند که بودن آن‌ها بر نبودن ترجیح دارد. او با این بیان، به جای حل مسأله‌ی رنج، اصل صورت‌مسأله را پاک کرده و نبودن را بر بودن ترجیح داده است. اخلاقی‌بودن سقط جنین، غیراخلاقی‌بودن ازدواج و تولید مثل و روادانستنِ اتانازی غیرداوطلبانه و انقراض نسل بشر، ازجمله پیامدهای رهیافت بناتار است که هیچ‌یک دفاع‌کردنی نیست.
 

فرزان عضدی، سیده‌مریم موسوی‌نسب، نیلوفر دوانی، پریسا میرزایی، فائزه جهان‌پور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

حقوق بیمار از اساسی‌ترین حقوقی است که باید کادر درمانی به آن توجه کند. در این میان، بررسی و مقایسه‌ی دیدگاه دانشجویان پزشکی سال اول و آخر، برای آگاهی دانشجویان از نکات اخلاقی ارائه‌ی خدمات از اهمیتی ویژه برخوردار است؛ لذا این طرح با هدف مقایسه‌ی دیدگاه دانشجویان پزشکی سال اول و آخر درباره‌ی میزان رعایت منشور حقوق بیمار در دانشگاه علوم پزشکی بوشهر انجام شد. این مطالعه، پژوهشی توصیفی‌تحلیلی و مقطعی است که 113 نفر از دانشجویان پزشکی سال اول و آخر دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، به روش نمونه‌گیری سرشماری، در آن شرکت داشتند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ای برگرفته از منشور حقوق بیمار بود که روایی و پایایی آن در مطالعات پیشین تأیید شده بود. آنالیز داده‌ها ازطریق آزمون‌های تی مستقل و هم‌بستگی پیرسون با نرم‌افزار SPSS v 19 انجام گرفت. میانگین نمره‌ی دیدگاه دانشجویان درباره‌ی میزان رعایت حقوق بیمار در بین دانشجویان سال اول 90/13±36.76 و در میان دانشجویان سال آخر 08.8±63.71 بود که از نظر آماری معنی‌دار است (p<0.05). در بین دانشجویان سال اول و آخر، اکثر دانشجویان، به‌ترتیب 52% و 84%، دیدگاهی نسبتاً مطلوب درباره‌ی رعایت حقوق بیمار داشتند. بین فاکتورهای دموگرافیک با دیدگاه دانشجویان، ارتباط آماری معنی‌داری مشاهده نشد. نمره‌ی دیدگاه دانشجویان در رابطه با رعایت حقوق بیمار، در بین دانشجویان سال آخر کمتر از دانشجویان سال اول بود؛ لذا پیشنهاد می‌شود برای ارتقای دیدگاه دانشجویان در این باره،‌ در طی سال‌های تحصیل، تلاش و برنامه‌ریزی شود.
 

مهری سیدجوادی، راحله محمدی، آرزو میرزایی، مریم میرزایی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

اخلاق پرستاری یکی از زیربنایی‌ترین موضوعات حرفه‌ی پرستاری است که پرستاران را موظف به رعایت اصولی می‌نماید تا در کنار آن مددجو با اطمینان و اعتماد بیشتری مراقبت‌های پرستاری را دریافت کند. این مطالعه به منظور تعیین سطح تکامل اخلاقی پرستاران و عوامل مؤثر بر آن صورت گرفت. این مطالعه به روش توصیفی‌تحلیلی، در سال 1396 بر روی 310 پرستار شاغل در بیمارستان‌های آموزشی‌درمانی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل انجام شد. نمونه‌گیری به روش در دسترس انجام شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌ی تکامل اخلاقی کلبرگ استفاده شد. این پرسش‌نامه شامل شش سناریو با موضوع نوزاد با آنومالی‌های شدید، اجبار دارویی، تقاضای بالغان نسبت به مرگ، آشناسازی پرستار جدید، اشتباه دارویی و افراد بیمار در مراحل آخر بیماری است. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری  SPSSنسخه‌ی 18 و آزمون‌های آماری توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. در این مطالعه، 51 پرستار (45/16%) در سطح پیش‌عرفی، 101 پرستار (58/32%) در سطح عرفی، 132 پرستار (58/42%) در سطح پس‌عرفی و 26 پرستار (38/8%) در سطح ملاحظات بالینی قرار داشتند. همچنین میانگین نمره‌ی تفکر اخلاقی شرکت‌کنندگان در مطالعه 6/5±58/42 و میانگین نمره‌ی ملاحظات بالینی 3/4±53/21 به دست آمد. مطالعه‌ی حاضر نشان داد اکثریت پرستاران از نظر سطوح تکامل اخلاقی کلبرگ در سطح عرفی و پس‌عرفی قرار دارند؛ با این ‌حال، این مقدار کمتر از پنجاه درصد کل پرستاران است که نشان می‌دهد سطح تکامل اخلاقی پرستاران در سطح متوسط است و به بررسی بیشتر علل و عوامل مرتبط با آن و تلاش برای ارتقای آن نیاز دارد.
 

امید آسمانی، مریم شبانی آباده، صدیقه ابراهیمی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

اخذ رضایت آگاهانه، از حقوق بیماران است. هدف از آن، کاهش مسئولیت پزشک نیست؛ بلکه کمک به بیمار برای گرفتن بهترین تصمیم، افزایش رضایتمندی او و کاهش مداخلات حقوقی است. این مطالعه، نظر بیماران را درباره‌ی کیفیت رضایت آگاهانه و چالش‌های آن در محیط‌های آموزشی‌درمانی بررسی می‌کند. پانزده مصاحبه‌ی انجام‌شده، با روش تحلیل محتوای ساده، تجزیه و تحلیل شدند. نمونه‌گیری هدفمند و با درنظرگرفتن تنوع در نوع و شدت بیماری، جنسیت، سن و رضایت به درمان یا نارضایتی از آن صورت گرفت. یافته‌ها، با استفاده از نرم‌افزارMAXQDA 2007 ، در قالب کدها و طبقات اولیه، طبقات اصلی و طبقه‌ی مرکزی، دسته‌بندی و ارائه شدند. مقوله‌های اصلی استخراج‌شده، عبارت بودند از: «مفهوم، اهمیت و جایگاه رضایت به درمان»، «آثار اخذ رضایت»، «نقش‌آفرینی‌های بیمار و درمانگر در فرایند رضایت آگاهانه»، «چالش‌های اخذ رضایت» و «عوامل تسهیل‌کننده در فرایند رضایت آگاهانه». این مقوله‌ها، همگی، در راستای تدوین متغیر مرکزی، یعنی «درمانگر، بیمار و عوامل فرایندی، سه رکن رضایت آگاهانه» بودند. کافی‌نبودن توضیحات ارائه‌شده به بیماران، امضای رضایت‌نامه بدون خوانده‌شدن، کم‌رنگ‌بودن اعتماد به پزشک، درنظرنگرفتن وضعیت روحی بیمار و اخذ رضایت توسط غیردرمانگر، از مهم‌ترین چالش‌های بیان‌شده‌اند. اصلاح و استانداردسازی فرهنگ اخذ رضایت از بیمار، مستلزم شناخت وضعیت موجود و به‌دنبال آن، به‌کارگیری مؤلفه‌های آموزش، قانون‌گذاری، نظارت، تشویق و تنبیه است. جلب همکاری کادر درمان نیز، به درک ضرورت و اهمیت موضوع و آشنایی با آثار و تبعات آن نیاز دارد.

 

مریم دارابی، محمد رحیم ربانی‌زاده،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

پزشکان خاندان بختیشوع، ابتدا، با هدف طبابت وارد دربار عباسی شدند؛ اما اندکی بعد، در سایه‌ی دانش پزشکی و تبحر خود، قدرت و ثروتی زیاد به دست آوردند و درگیر مناسبات قدرت در دربار شدند. آنان توانستند جایگاه و موقعیتی والا در دربار عباسی کسب کنند؛ اما پیوسته جایگاهی متزلزل داشتند و گاه، در اوج قدرت و گاه، در حضیض ذلت بودند؛ بنابراین، پژوهش حاضر به روش تاریخی و با رویکردی توصیفی‌تحلیلی، در پی پاسخ به این پرسش است که چه عواملی بر مناسبات پزشکان خاندان بختیشوع با دستگاه خلافت عباسی مؤثر بوده است. مدعای پژوهش این است که نیاز خلفا به درمان، زمینه‌ی ورود پزشکان خاندان بختیشوع را به دستگاه خلافت فراهم کرد و به حضور آنان در دربار قوّت بخشید. عواملی مانند موفقیت این پزشکان در طبابت، قدرت خلفا در حمایت از آنان و تهدید درباریان دیگر، جایگاه این پزشکان را دچار نوسان می‌کرد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که پزشکان، با بهره‌مندی از دانش پزشکی، چنان در خلفا اثر داشتند که به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی عرصه‌ی سیاست مطرح می‌شدند؛ به‌گونه‌ای‌که در عزل و نصب خلفا، مسمومیت و قتل آنان نقشی بسزا داشتند و می‌توانستند با فروگذاشتن مداوای آنان، زمینه را برای به ‌قدرت‌ رسیدن فرد مطبوع خود فراهم کنند؛ همچنین، با تنزل جایگاه، زندانی و گاه، تبعید می‌شدند و یا حتی به قتل می‌رسیدند.

مریم زاهدی، صدیقه محمداسماعیل، سیدمحسن بنی‌هاشمی، منصور شریفی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

ارتباط خوب و سالم بین پزشک و بیمار، سنگ بنای یک مراقبت پزشکی کامل است که از گذشته، در کانون توجه جامعه‌شناسی قرار گرفته است. از دیدگاه کلاسیک، رابطه‌ی پزشک و بیمار، بهعنوان رابطه‌ای منحصربه‌فرد، طیفی گسترده از تأثیرات فرهنگی و اجتماعی را دربردارد. پرونده‌ی الکترونیکی سلامت، با سازماندهی پروندههای بیماران، ضمن ارتقای نظام مراقبت سلامت، فرایند درمان و تشخیص را آسان ساخته است؛ اما از نظر فرهنگی، تغییراتی در فرایند ارتباطی بین پزشک و بیمار به وجود آورده و چالش‌هایی جدید را از جنبه‌ی اخلاق به همراه خواهد داشت. یافتههای این پژوهش که به تحلیل نظرات متخصصان حوزه‌ی سلامت درخصوص ابعاد فرهنگی و ارتباطی این تکنولوژی پرداخته است، نشان داد پرونده‌ی الکترونیکی سلامت، با وجود کارآیی بالا، تشخیص آسان و راحت، آگاهی از تشخیص سایر پزشکان و کمک به درمان زودتر و بهتر، از لحاظ فرهنگی، دارای موانعی است که امنیت، کاهش کنشهای عاطفی و رودررو و هراس از انگ اجتماعی، از آن جمله است. ازآنجاکه داشتن بستر فرهنگی مناسب و برخورداری از اطلاعات و آگاهی، میتواند بر توسعه‌ی فناوریهای سلامت اثر بگذارد، نتایج این تحقیق که به شناسایی نقش فرهنگ بر روابط پزشک و بیمار در استفاده از پرونده‌ی الکترونیکی سلامت پرداخته است، نشان داد که جذب اعتماد بیماران و تغییر شرایط فرهنگی، از طریق آموزش و همچنین، ارتقای امنیت سیستم، میتواند میزان کارآیی این سیستم را در حوزه‌ی بهداشت و درمان افزایش دهد.

فریبا اسدی، مریم دنیایی، مصطفی کریم‌زاده، مهدی حیدری،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

به‌کارگیری اصول اخلاق حرفه‌ای از سوی پرستاران، موجب ایجاد محیط اجتماعی و روانی مناسب برای بیماران می‌شود. هدف از این مطالعه، تعیین میزان آگاهی پرستاران، از اصول اخلاق حرفه‌ای و موانع رعایت آن در بیمارستان‌های دولتی استان خراسان جنوبی، در سال 1398، بود. پژوهش حاضر، مطالعه‌ای توصیفی‌مقطعی است که روی 230 نفر از پرستاران استان خراسان جنوبی، به روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای، انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها، فهرست اطلاعات فردی و پرسش‌نامه‌ی موانع رعایت معیارهای اخلاق حرفه‌ای و آگاهی از اصول اخلاق حرفه‌ای بود. اطلاعات، توسط نرم‌افزار spss، نسخه‌ی ۲۲ و با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شدند. در این مطالعه، میانگین سنی شرکت‌کنندگان، 73/5± 34/32 به دست آمد. میانگین نمره‌ی آگاهی شرکت‌کنندگان، در سطحی متوسط قرار داشت و حیطه‌ی محیطی، اولین مانع رعایت اخلاق حرفه‌ای از دیدگاه پرستاران بود. نتایج نشان داد مهم‌ترین موانع رعایت اخلاق حرفه‌ای، به‌ترتیب، تأمین‌نشدن نیازهای پایه، توقعات نابه‌جای بیماران و همراهانشان و کمبود پرسنل پرستاری است. با توجه به اینکه آگاهی پرستاران از اصول اخلاق حرفه‌ای در سطحی متوسط است، برگزاری کارگاه‌های اخلاق حرفه‌ای، رفع موانع محیطی و فراهم‌کردن وضعیت مطلوب برای پرستاران، ازجمله، بهبود وضعیت بخش‌ها و افزایش نیرو و برآوردن انتظارات آن‌ها در زمینه‌های مختلف، مانند استراحت کافی، مکفی‌بودن درآمد و تدوین شیفت‌های مناسب، توصیه می‌شود.

معصومه جرجانی، میترا امینی، نوشین کهن، سید صمد سجادی، نیکزاد عیسی زاده، امین حبیبی، مریم سوهانکی، پوریا کنعانی، رضا مرتضوی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

دروس عمومی در توانمندسازی و رشد شخصیت حرفه‌ای و اجتماعی دانش آموختگان موثر بوده و ارزیابی  مستمر اثربخشی و وضعیت ارائه  و به روز رسانی این دروس ضرورت دارد. هدف این مطالعه تبیین عوامل موثر در اثربخشی آموزش دروس عمومی در برنامه‌های آموزشی علوم پزشکی ایران می باشد. مطالعه شامل دو بخش کیفی و کمی است.  پس از انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحب‌نظران، مدرسین دروس عمومی و فراگیران رشته‌های علوم پزشکی و تحلیل تماتیک اولیه به روش  براون وکلارک ، تعداد 528 کد از متون مصاحبه استخراج  که در قالب 4 مضمون، 11 طبقه و 33 زیرطبقه قرار گرفت . مضامین اصلی مورد توجه شرکت کنندگان شامل  بروز رسانی برنامه های آموزشی، تمرکز بر یادگیری موثرو هدفمند، مشارکت و نیاز سنجی از ذینفعان و همگام سازی دروس عمومی با مهارتهای کاربردی بود. در مطالعه دلفی،  بر مبنای نتایج مرحله کیفی، الگوی آموزش اثربخش دروس عمومی پیشنهاد وبا پرسشنامه از خبرگان موضوعی  نظر سنجی  شد که اعتبار الگو طی دو راند دلفی تایید گردید. مولفه هایی چون حذف دروس غیر ضروری یا با محتوای تکراری، طراحی محتوا بر اساس نیازسنجی، مشارکت متخصصین در بازنگری ، کاربرد روش های آموزشی مبتنی بر مهارت آموزی ، افزایش دروس مهارت محور و کاربردی، انعطاف پذیری در ارزشیابی واستفاده  از فناوری های نوین آموزشی دارای بالاترین میانگین و شاخص اجماع بودند. نتایج  مطالعه بیانگر ضرورت  ایجاد تحول در نظام آموزش سنتی، بازاندیشی، بازنگری در عناوین ومحتوا ،  مهارت  محوری مبتنی بر نیاز های جدید، ارتقا مدلهای ارزشیابی و  بکارگیری ابزار و فناوری های نوین آموزشی در دروس عمومی میباشد.

مریم اعلاء، ریتا مجتهدزاده، آیین محمدی، ندا مهرداد، مولود پیاب، سنور بایزیدی، مهین نوملی، محمد اقبال حیدری، علیرضا اولیائی منش، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

همه­گیری کووید-19 برای آموزش و پژوهش به عنوان دو فعالیت اصلی دانشگاهی در رشته­های علوم پزشکی فرصت­ها و چالش­هایی ایجاد کرد که با توجه به تاثیر متقابل پژوهش و آموزش می­توانند مبنای راهکارهایی برای ارتقای این دو حوزه باشند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو مقاله مروری که هر کدام به یکی از این دو مقوله پرداخته­اند، انجام شد. این مطالعه مقایسه­ای از نوع کیفی توضیحی در سه گام انجام شد. ابتدا دو مقاله مروری که به بررسی فرصت­ها و چالش­های ناشی از پاندمی کرونا برای ارائه راهکار در دوران پساکرونا پرداخته بودند، انتخاب شدند. سپس هر دو مطالعه به دقت مطالعه و توصیف شدند. دو نفر از محققین به طور جداگانه موارد شباهت و تفاوت­های دو مطالعه را استخراج کرده و با هم مقایسه کردند تا عدم تطابق­ها رفع شود. پانلی از متخصصین یافته­ها را تایید کردند. فرصت­های و چالش­های ذکر شده استخراج و به تفکیک موارد مشابه و متفاوت بین دو حوزه دسته­بندی شد. راهکارهایی که برای دوران پساکرونا به طور مشترک پیشنهاد شد عبارتند از: ادامه استفاده از امکانات فضای مجازی، تنوع در راه­های ارتباطی با دانشجویان و شرکت­کنندگان در تحقیق و توسعه و آماده­سازی زیرساخت­های الکترونیکی مناسب. مقایسه دو مطالعه مروری انجام شده و تعیین شباهت­ها و تفاوت­های فرصت­ها و چالش­های ناشی از پاندمی کرونا و راهکارهای دوران پساکرونا در دو حوزه آموزش پزشکی و پژوهش­های بالینی، منجر به امکان استخراج راهکارهایی شد که می­تواند این دو حوزه مرتبط با هم را به طور منسجم ارتقا دهد.

محمدعلی محققی، سیدمحمود طباطبایی، نرگس تبریزچی، سیدجمال الدین سجادی، باقر لاریجانی، سیدمهدی سیدی، ناصر سیم فروش، مریم خیام زاده، نازآفرین قاسم زاده، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

 اعضای هیئت علمی، در تحقق اهداف و آرمان‌های آموزش عالی و سلامت جامعه تأثیرگذارترین نقش را بر عهده دارند. در دوره معاصر، ایفای نقش فرهنگی و تربیتی استادان در مورد دانشجویان، در سرنوشت سازترین مأموریت آموزش عالی، به اندازه اهمیت و ضرورت مورد توجه قرار نگرفته است، و غفلت از آن خسارت‌ها و عواقب ناگوار و جبران‌ناپذیری بدنبال داشته است. در این مطالعه، ضمن تبیین ضرورت و اهمیت، نسبت به شناسایی نقش‌های فرهنگی برجسته استادان نسبت به دانشجویان (با تأکید بر آموزش عالی سلامت)، اهتمام و راهکارهای نافذ بررسی و پیشنهاد شده است. مطالعه با تلفیقی از  روش توصیفی – تحلیلی و بحث متمرکز گروهی انجام شد. از دیدگاه های منتخبی از استادان صاحبنظر و داده‌های حاصل از مقالات علمی‌ معتبر بومی و موضوعات مرتبط در اسناد بالادستی استفاده شده است.  یافته های مطالعه در پنج حوزه کلان و چهل موضوع تنظیم شد. "اهداف و آرمانهای فرهنگی"؛ "رسالت عمومی استادان برای تربیت فرهنگی عموم دانشجویان" و "رسالت اختصاصی استادان آموزش عالی سلامت"؛ " شیوه‌های معتبر" و "الزامات" تربیت فرهنگی دانشجویان" در ذیل هشت موضوع برگزیده در هر محور به ترتیب اولویت شناسایی و توصیه شد. استادان نقش محوری را در تربیت فرهنگی و ارزشی دانشجویان برعهده دارند. شایسته است این مسئولیت، بصورت عینی و شیوه‌های علمی مناسب طراحی و تحقق  آن در نظام آموزشی رصد و تعالی آن تدبیر گردد

امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

پرونده‌های سوءرفتار پژوهشی رسیدگی‌شده در کمیته‌های اخلاق در پژوهش، منابعی ارزشمند از داده‌هایی هستند که می‌توانند برای مدیریت نمونه‌های احتمالی سوءرفتارها در آینده استفاده شوند. در این مطالعه، به بررسی نمونه‌های گزارش‌شده در پرونده‌های سوءرفتار پژوهشی مختوم‌شده در کمیته‌ی ملی اخلاق در پژوهش‌های زیست‌پزشکی ایران پرداخته شد تا مصادیق شایع سوءرفتارها و عوامل زمینه‌ساز آن‌ها، با توجه به فعالیت‌های مختلف درون نظام پژوهش شناسایی شوند. مستندات صد پرونده‌ی خاتمه‌یافته در کمیته‌ی ملی اخلاق در پژوهش‌های زیست‌پزشکی مربوط به سال‌های ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ بررسی شدند. برای بررسی این مستندات، از روش پژوهش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. با اتخاذ یک رویکرد تحلیل جهت‌دار، مصادیق و همه‌ی عوامل گزارش‌شده در هر پرونده‌ی سوءرفتار، استخراج و دسته‌بندی، سپس، برای عوامل گزارش‌شده، روابط علت و معلولی تعریف شدند. در این پرونده‌ها، ۲۱ مصداق سوءرفتار پژوهشی شناسایی شد که بیشتر آن‌ها مربوط به فعالیت‌های نامطلوب سطح خرد، به‌ویژه رعایت‌نشدن ملاحظات اخلاقی در فعالیت‌های انتشار پژوهش بودند. در این پرونده‌ها به اثرگذاری فعالیت‌های نامطلوب سطح مزو در حوزه‌هایی مانند نظارت بر پژوهش، آموزش استانداردها و مهارت‌های پژوهشی، ساختار و فعالیت مدیریت مجله‌ها و فعالیت‌های ساختار اداری و مالی پژوهش در دانشگاه‌ها اشاره شده‌؛ اما به فعالیت‌های سطح ماکرو و عملکرد نامطلوب نظام پژوهش در سرمایه‌گذاری و تخصیص منابع مالی برای پژوهش‌ها پرداخته نشده است. میان عوامل شناسایی‌شده در پرونده‌ها، دوازده رابطه‌ی علت و معلولی برای وقوع سوءرفتارهای پژوهشی تبیین شد که نشان می‌داد، عملکرد نامناسب عوامل موجود در سطوح مختلف نظام پژوهش، مانند ساختار اداری تصویب و پرداخت مالی پژوهش، زیرساخت‌های پژوهش، ارزیابی و آموزش پژوهش، مدیریت مجله‌ها و نظارت بر سوءرفتار پژوهشی و برخورد با آن می‌توانند بر یکدیگر یا مسائل سطوح دیگر در نظام پژوهش اثر بگذارند و وقوع سوءرفتارها را تسریع کنند. یافته‌ی تأمل‌برانگیز و مشهود در این پرونده‌ها، فقدان گزارش اطلاعات کافی درباره‌ی دلایل بروز سوءرفتار پژوهشی در مستندات و شواهد پرونده‌ها بود.به نظر می‌رسد، تلاش کمیته‌های اخلاق در پژوهش، برای رسیدگی به این سوءرفتارها، چندان بر آسیب‌شناسی و چرایی وقوع آن‌ها متمرکز نیست. گزارش دلایل جزئی و دقیق ارتکاب چنین سوءرفتارهایی، در کنار مطالعات مستقل دیگر، اطلاعاتی مفید و مؤثر را برای تصمیم‌گیرندگان فراهم خواهد کرد.

عاطفه سلیمی اکین آبادی، مریم جهانگیری، میترا زندی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

بخش مراقبت ویژه، واحدی پیچیده است و گروه‌هایی متنوع از متخصصان مراقبت‌های بهداشتی را دربرمی‌گیرد که به‌منظور ارائه‌ی خدمات به نیازهای بیماران بدحال فعالیت می‌کنند. شواهد حاکی از آن است که مسائل یا تعارضات اخلاقی در بخش مراقبت ویژه رایج است. این پژوهش با هدف بررسی چالش‌های اخلاقی در عملکرد بالینی پرستاران بخش مراقبت ویژه انجام شد. با استفاده از دستورالعمل PRISMA مطالعات مرتبط با کلیدواژه‌های اخلاق، چالش‌های اخلاقی، پرستاری و واحد مراقبت ویژه، با جست‌و‌جو در پایگاه‌های اطلاعاتی  Scopus, PubMed, Web of Scienceدر سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ یافت شدند. مقالات انگلیسی‌زبان وارد مطالعه شدند. چالش‌های اخلاقی در بخش مراقبت ویژه عبارت‌اند از:
الف. محدودیت‌های درونی (نداشتن اعتمادبه‌نفس، ترس، سازگاری غیرمؤثر، تعارضات مذهبی و معنوی)،
ب. محدودیت‌های خارجی (همکاری‌نکردن، ساختارهای سلسله‌مراتبی، ارتباط ضعیف، کارکنان ناکافی، سیاست‌های محدودکننده، کمبود پزشک و پرستار ماهر)،
ج. موقعیت‌های بالینی (درمان بی‌فایده و ناکافی، ناتوانی در تسکین درد، امید کاذب، مراقبت‌های پایان عمر و تصمیم‌گیری درباره‌ی درمان، استفاده از محدودکننده‌های فیزیکی).
شناخت چالش‌های اخلاقی بخش مراقبت ویژه می‌تواند مفید باشد؛ زیرا امکان طراحی راهکارهای مناسب برای جلوگیری از تعارضات اخلاقی و بهبود محیط کار پرستاران را فراهم می‌کند.

مریم سینا، زهرا کشتکاران، زینت محبی، نعیمه سادات اثماریان،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

پرستاران به‌عنوان بزرگ‌ترین گروه ارائه‌دهنده‌ی خدمات بهداشتی، در تیم‌های درمانی و مراقبت از بیماران، نقش حیاتی دارند. دانشجویان پرستاری که پرستاران آینده خواهند بود، به شایستگی‌های بالینی و اخلاقی نیاز دارند تا بتوانند مراقبت‌های حرفه‌ای و مناسبی ارائه دهند. حساسیت اخلاقی، به‌عنوان توانایی درک و تشخیص موقعیت‌های اخلاقی، بسیار اهمیت دارد و ارتباط پرستاران با بیماران را بر پایه‌ی اعتماد و پاسخ‌گویی به نیازهای فردی تقویت می‌کند که در مواجهه با چالش‌های اخلاقی محیط‌های بالینی کمک‌کننده است؛ لذا، این مطالعه با هدف تعیین حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با ویژگی‌های جمعیت‌شناختی انجام شد. در این مطالعه‌ی توصیفی‌مقطعی، 112 دانشجوی سال سوم و چهارم پرستاری شرکت کردند. پرسش‌نامه‌های مشخصات جمعیت‌شناختی و حساسیت اخلاقی لوتزن، ابزارهای استفاده‌شده بودند. داده‌ها پس از جمع‌آوری، از طریق نرم‌افزارSPSS  نسخه‌ی 23 و با استفاده از آزمون‌های آمار توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. حساسیت اخلاقی مشارکت‌کنندگان در حیطه‌ی صداقت در تصمیم‌گیری، با بالاترین میانگین (5/62 ±14/71) و در حیطه دانش حرفه ای، با کمترین میانگین (2/12 ± 3/70) مشاهده شد. میانگین نمره‌ی کلی حساسیت اخلاقی 15/854 ± 59/87 و  در سطح متوسط بود. بررسی ارتباط متغیرهای جمعیت‌شناختی، شامل سن، معدل، جنس، وضعیت تأهل، وضعیت سکونت، ترم در حال تحصیل، وضعیت مالی خانواده و وضعیت تحصیلی والدین نشان داد،  تنها در حیطه‌ی تجربه‌ی مشکلات اخلاقی، حساسیت اخلاقی با وضعیت اقتصادی خانواده‌ی دانشجویان، رابطه‌ی مثبت و معنادار (0.046 >P) داشت. با توجه به یافته‌های حاصل از این مطالعه، طراحی و اجرای برنامه‌های مدون برای ارتقاء سطح حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری امری ضروری به نظر می‌رسد؛ همچنین، این مطالعه بر توجه به عوامل اجتماعی اثرگذار، ازجمله موقعیت اقتصادی بر کسب تجارب اخلاقی و تقویت حساسیت اخلاقی تأکید می‌کند. 

مریم کاشانی، منصوره اشلقی فراهانی، فاطمه گلستان،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

بخش مراقبت‌های بهداشتی، به‌ویژه واحدهای مراقبت‌های ویژه (ICU)، با مشکلات اخلاقی پیچیده‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کنند که منجر به ناراحتی اخلاقی در میان پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه می‌شود. این ناراحتی هم بر رفاه و هم بر رضایت شغلی آن‌ها تأثیر منفی می‌گذارد. محققان با درک این موضوع، به برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، به‌عنوان راه‌حل‌های بالقوه پرداخته‌اند. هدف این بررسی محدوده، ترکیب جامع ادبیات موجود درباره‌ی این برنامه‌ها و اثربخشی آن‌ها در کاهش ناراحتی اخلاقی در بین پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه است. جست‌وجوی دقیق در پایگاه‌های اطلاعاتی   PubMedو    Scopus  و   CINAHL ، با استفاده از کلماتی کلیدی مانند توانمندسازی اخلاقی، پریشانی اخلاقی و پرستاران واحد مراقبت‌های ویژه انجام شد. پانزده مقاله با معیارهای ورود به مطالعه، ازجمله: انتشار بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ و تمرکز بر برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه، برای تجزیه و تحلیل انتخاب شدند. بررسی محدوده نشان داد، برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، در کاهش پریشانی اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه، پیامدهای مثبتی داشت. این برنامه‌ها، شامل کارگاه‌های آموزشی، بحث‌های مبتنی بر نمونه، تمرین‌های تأملی و شبیه‌سازی‌های ایفای نقش با هدف تقویت استدلال اخلاقی، تصمیم‌گیری اخلاقی و انعطاف‌پذیری اخلاقی انجام شد. مشارکت در این برنامه‌ها، به‌طور مداوم، با کاهش شایان توجه ناراحتی اخلاقی مرتبط است. پرستاران افزایش اعتمادبه‌نفس در راهیابی معضلات اخلاقی، تصمیم‌گیری صحیح و دفاع از حقوق بیماران را گزارش کردند؛ علاوه‌براین، برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، حس عاملیت اخلاقی را تقویت کرد و پرستاران را برای رسیدگی مؤثر به چالش‌های اخلاقی توانمند کرد. اجرای برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی می‌تواند پریشانی اخلاقی را کاهش و رفاه و رضایت شغلی پرستاران را افزایش دهد. رهبران و مربیان پرستار، در همکاری با کمیته‌های اخلاقی برای طراحی مداخلات مناسب، ادغام آن‌ها در جهت‌گیری‌های پرستاری جدید و آموزش مداوم نقش اساسی دارند. ایجاد یک محیط کاری حمایتی و مساعد برای گفت‌وگوی باز و بازتاب اخلاقی، ضروری است. حمایت مستمر از طریق جلسات پیگیری، راهنمایی و گفت‌وگو، مزایای برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی را حفظ می‌کند. خدمات مشاوره‌ی اخلاقی و همکاری بین‌حرفه‌ای، بیشتر به رفاه اخلاقی پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه یاری می‌رساند. پریشانی اخلاقی، چالشی مهم برای پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه است که بر رفاه و کیفیت مراقبت از بیمار نیز تأثیر می‌گذارد. برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، راهی امیدوارکننده برای کاهش این ناراحتی و افزایش تصمیم‌گیری اخلاقی ارائه می‌دهد. اجرا، همراه با یک محیط کاری حمایتی، می‌تواند به‌شکلی چشمگیر به رفاه اخلاقی پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه کمک کند؛ بااین‌حال، تحقیقات بیشتر برای آشکارکردن اثرات بلندمدت و پیامدهای گسترده‌تر توانمندسازی اخلاقی در محیط بخش مراقبت‌های ویژه ضروری است.

هدی احمری طهران، احمد مشکوری، طیبه ایلاقی نژاد، مریم،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

تحقیقات نشان می‏دهد، استرس در دانشجویان پزشکی به فرسودگی شغلی و ازبین‌رفتن حقوق بیماران منجر می‏شود. کاهش خلق‌وخو و بدرفتاری دانشجویان در دوره‌ی کارآموزی بدتر می‌شود. از سوی دیگر، مرور ادبیات به اهمیت روایت‌نویسی تأملی در آموزش بالینی اشاره دارد. این مطالعه، به بررسی اثربخشی روایت‏نویسی تأملی دانشجویان بر رعایت شأن بیماران و احترام به حقوق آنان در آموزش بالینی پرداخته است. این پژوهش ترکیبی، مبتنی بر نظریه‌ی یادگیری بازتابی گیبس، طی ۱۲ ماه بر روی 48 دانشجوی کارورز در بخش داخلی و جراحی و ارتوپدی انجام شد. دانشجویان پزشکی، به‌طور تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله، دانشجویان اجازه داشتند با بیماران صحبت کنند و از آن‌ها بپرسند که آیا حق و شأن بیمار به‌درستی رعایت شده است یا خیر؟ دانشجویان به‌شیوه‌ی روایت‌نویسی، عملکرد خود را به‌صورت کتبی، درباره‌ی رعایت شأن و حقوق بیمار منعکس می‌کردند. در هفته‌ی اول، پیش‌آزمون در هر دو گروه انجام شد. گروه مداخله در هفته‌ی دوم و سوم، آموزش تأملی و روایت‌نویسی تأملی را دریافت کردند. در هفته‌ی چهارم، پس‌آزمون در هر دو گروه انجام شد. برای تبیین درک دانشجویان از اثربخشی روایت‌نویسی تأملی بر عملکردشان، تحلیل محتوای کیفی صورت گرفت که شامل 12 مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته و 144 یادداشت روایت‌نویسی تأملی بود. میانگین نمرات عملکرد دانشجویان در احترام به بیمار، در گروه مداخله در پس‌آزمون (32/21±12/1) نسبت به پیش‌آزمون (85/39±9/1) به‌طور معنی‌داری بهبود یافت (0/05 = P ). آزمون تی مستقل نشان داد، تفاوت نمرات پس‌آزمون در دو گروه معنی‌دار است (0/05=P). از مصاحبه‌ها، چهار موضوع اصلی پدیدار شد: بهبود همدلی و درک احساسات بیماران، توجه به ابعاد انسانی بیماران، احترام به استقلال و حقوق بیماران و ارتقاء مهارت‌های ارتباط بین‌فردی. این مطالعه، آثار مثبت و معنی‌دار مداخلات روایت‌نویسی تأملی را بر عملکرد دانشجویان پزشکی برای رعایت شأن بیماران و احترام به حقوق آنان نشان داد. استفاده از روایات بازتابی دانشجویان پزشکی در این زمینه توصیه می‌شود.


صفحه 2 از 3     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb