جستجو در مقالات منتشر شده


47 نتیجه برای مریم

مهری سیدجوادی، راحله محمدی، آرزو میرزایی، مریم میرزایی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

اخلاق پرستاری یکی از زیربنایی‌ترین موضوعات حرفه‌ی پرستاری است که پرستاران را موظف به رعایت اصولی می‌نماید تا در کنار آن مددجو با اطمینان و اعتماد بیشتری مراقبت‌های پرستاری را دریافت کند. این مطالعه به منظور تعیین سطح تکامل اخلاقی پرستاران و عوامل مؤثر بر آن صورت گرفت. این مطالعه به روش توصیفی‌تحلیلی، در سال 1396 بر روی 310 پرستار شاغل در بیمارستان‌های آموزشی‌درمانی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل انجام شد. نمونه‌گیری به روش در دسترس انجام شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌ی تکامل اخلاقی کلبرگ استفاده شد. این پرسش‌نامه شامل شش سناریو با موضوع نوزاد با آنومالی‌های شدید، اجبار دارویی، تقاضای بالغان نسبت به مرگ، آشناسازی پرستار جدید، اشتباه دارویی و افراد بیمار در مراحل آخر بیماری است. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری  SPSSنسخه‌ی 18 و آزمون‌های آماری توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. در این مطالعه، 51 پرستار (45/16%) در سطح پیش‌عرفی، 101 پرستار (58/32%) در سطح عرفی، 132 پرستار (58/42%) در سطح پس‌عرفی و 26 پرستار (38/8%) در سطح ملاحظات بالینی قرار داشتند. همچنین میانگین نمره‌ی تفکر اخلاقی شرکت‌کنندگان در مطالعه 6/5±58/42 و میانگین نمره‌ی ملاحظات بالینی 3/4±53/21 به دست آمد. مطالعه‌ی حاضر نشان داد اکثریت پرستاران از نظر سطوح تکامل اخلاقی کلبرگ در سطح عرفی و پس‌عرفی قرار دارند؛ با این ‌حال، این مقدار کمتر از پنجاه درصد کل پرستاران است که نشان می‌دهد سطح تکامل اخلاقی پرستاران در سطح متوسط است و به بررسی بیشتر علل و عوامل مرتبط با آن و تلاش برای ارتقای آن نیاز دارد.
 

امید آسمانی، مریم شبانی آباده، صدیقه ابراهیمی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

اخذ رضایت آگاهانه، از حقوق بیماران است. هدف از آن، کاهش مسئولیت پزشک نیست؛ بلکه کمک به بیمار برای گرفتن بهترین تصمیم، افزایش رضایتمندی او و کاهش مداخلات حقوقی است. این مطالعه، نظر بیماران را درباره‌ی کیفیت رضایت آگاهانه و چالش‌های آن در محیط‌های آموزشی‌درمانی بررسی می‌کند. پانزده مصاحبه‌ی انجام‌شده، با روش تحلیل محتوای ساده، تجزیه و تحلیل شدند. نمونه‌گیری هدفمند و با درنظرگرفتن تنوع در نوع و شدت بیماری، جنسیت، سن و رضایت به درمان یا نارضایتی از آن صورت گرفت. یافته‌ها، با استفاده از نرم‌افزارMAXQDA 2007 ، در قالب کدها و طبقات اولیه، طبقات اصلی و طبقه‌ی مرکزی، دسته‌بندی و ارائه شدند. مقوله‌های اصلی استخراج‌شده، عبارت بودند از: «مفهوم، اهمیت و جایگاه رضایت به درمان»، «آثار اخذ رضایت»، «نقش‌آفرینی‌های بیمار و درمانگر در فرایند رضایت آگاهانه»، «چالش‌های اخذ رضایت» و «عوامل تسهیل‌کننده در فرایند رضایت آگاهانه». این مقوله‌ها، همگی، در راستای تدوین متغیر مرکزی، یعنی «درمانگر، بیمار و عوامل فرایندی، سه رکن رضایت آگاهانه» بودند. کافی‌نبودن توضیحات ارائه‌شده به بیماران، امضای رضایت‌نامه بدون خوانده‌شدن، کم‌رنگ‌بودن اعتماد به پزشک، درنظرنگرفتن وضعیت روحی بیمار و اخذ رضایت توسط غیردرمانگر، از مهم‌ترین چالش‌های بیان‌شده‌اند. اصلاح و استانداردسازی فرهنگ اخذ رضایت از بیمار، مستلزم شناخت وضعیت موجود و به‌دنبال آن، به‌کارگیری مؤلفه‌های آموزش، قانون‌گذاری، نظارت، تشویق و تنبیه است. جلب همکاری کادر درمان نیز، به درک ضرورت و اهمیت موضوع و آشنایی با آثار و تبعات آن نیاز دارد.

 

مریم دارابی، محمد رحیم ربانی‌زاده،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

پزشکان خاندان بختیشوع، ابتدا، با هدف طبابت وارد دربار عباسی شدند؛ اما اندکی بعد، در سایه‌ی دانش پزشکی و تبحر خود، قدرت و ثروتی زیاد به دست آوردند و درگیر مناسبات قدرت در دربار شدند. آنان توانستند جایگاه و موقعیتی والا در دربار عباسی کسب کنند؛ اما پیوسته جایگاهی متزلزل داشتند و گاه، در اوج قدرت و گاه، در حضیض ذلت بودند؛ بنابراین، پژوهش حاضر به روش تاریخی و با رویکردی توصیفی‌تحلیلی، در پی پاسخ به این پرسش است که چه عواملی بر مناسبات پزشکان خاندان بختیشوع با دستگاه خلافت عباسی مؤثر بوده است. مدعای پژوهش این است که نیاز خلفا به درمان، زمینه‌ی ورود پزشکان خاندان بختیشوع را به دستگاه خلافت فراهم کرد و به حضور آنان در دربار قوّت بخشید. عواملی مانند موفقیت این پزشکان در طبابت، قدرت خلفا در حمایت از آنان و تهدید درباریان دیگر، جایگاه این پزشکان را دچار نوسان می‌کرد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که پزشکان، با بهره‌مندی از دانش پزشکی، چنان در خلفا اثر داشتند که به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی عرصه‌ی سیاست مطرح می‌شدند؛ به‌گونه‌ای‌که در عزل و نصب خلفا، مسمومیت و قتل آنان نقشی بسزا داشتند و می‌توانستند با فروگذاشتن مداوای آنان، زمینه را برای به ‌قدرت‌ رسیدن فرد مطبوع خود فراهم کنند؛ همچنین، با تنزل جایگاه، زندانی و گاه، تبعید می‌شدند و یا حتی به قتل می‌رسیدند.

مریم زاهدی، صدیقه محمداسماعیل، سیدمحسن بنی‌هاشمی، منصور شریفی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

ارتباط خوب و سالم بین پزشک و بیمار، سنگ بنای یک مراقبت پزشکی کامل است که از گذشته، در کانون توجه جامعه‌شناسی قرار گرفته است. از دیدگاه کلاسیک، رابطه‌ی پزشک و بیمار، بهعنوان رابطه‌ای منحصربه‌فرد، طیفی گسترده از تأثیرات فرهنگی و اجتماعی را دربردارد. پرونده‌ی الکترونیکی سلامت، با سازماندهی پروندههای بیماران، ضمن ارتقای نظام مراقبت سلامت، فرایند درمان و تشخیص را آسان ساخته است؛ اما از نظر فرهنگی، تغییراتی در فرایند ارتباطی بین پزشک و بیمار به وجود آورده و چالش‌هایی جدید را از جنبه‌ی اخلاق به همراه خواهد داشت. یافتههای این پژوهش که به تحلیل نظرات متخصصان حوزه‌ی سلامت درخصوص ابعاد فرهنگی و ارتباطی این تکنولوژی پرداخته است، نشان داد پرونده‌ی الکترونیکی سلامت، با وجود کارآیی بالا، تشخیص آسان و راحت، آگاهی از تشخیص سایر پزشکان و کمک به درمان زودتر و بهتر، از لحاظ فرهنگی، دارای موانعی است که امنیت، کاهش کنشهای عاطفی و رودررو و هراس از انگ اجتماعی، از آن جمله است. ازآنجاکه داشتن بستر فرهنگی مناسب و برخورداری از اطلاعات و آگاهی، میتواند بر توسعه‌ی فناوریهای سلامت اثر بگذارد، نتایج این تحقیق که به شناسایی نقش فرهنگ بر روابط پزشک و بیمار در استفاده از پرونده‌ی الکترونیکی سلامت پرداخته است، نشان داد که جذب اعتماد بیماران و تغییر شرایط فرهنگی، از طریق آموزش و همچنین، ارتقای امنیت سیستم، میتواند میزان کارآیی این سیستم را در حوزه‌ی بهداشت و درمان افزایش دهد.

فریبا اسدی، مریم دنیایی، مصطفی کریم‌زاده، مهدی حیدری،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

به‌کارگیری اصول اخلاق حرفه‌ای از سوی پرستاران، موجب ایجاد محیط اجتماعی و روانی مناسب برای بیماران می‌شود. هدف از این مطالعه، تعیین میزان آگاهی پرستاران، از اصول اخلاق حرفه‌ای و موانع رعایت آن در بیمارستان‌های دولتی استان خراسان جنوبی، در سال 1398، بود. پژوهش حاضر، مطالعه‌ای توصیفی‌مقطعی است که روی 230 نفر از پرستاران استان خراسان جنوبی، به روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای، انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها، فهرست اطلاعات فردی و پرسش‌نامه‌ی موانع رعایت معیارهای اخلاق حرفه‌ای و آگاهی از اصول اخلاق حرفه‌ای بود. اطلاعات، توسط نرم‌افزار spss، نسخه‌ی ۲۲ و با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شدند. در این مطالعه، میانگین سنی شرکت‌کنندگان، 73/5± 34/32 به دست آمد. میانگین نمره‌ی آگاهی شرکت‌کنندگان، در سطحی متوسط قرار داشت و حیطه‌ی محیطی، اولین مانع رعایت اخلاق حرفه‌ای از دیدگاه پرستاران بود. نتایج نشان داد مهم‌ترین موانع رعایت اخلاق حرفه‌ای، به‌ترتیب، تأمین‌نشدن نیازهای پایه، توقعات نابه‌جای بیماران و همراهانشان و کمبود پرسنل پرستاری است. با توجه به اینکه آگاهی پرستاران از اصول اخلاق حرفه‌ای در سطحی متوسط است، برگزاری کارگاه‌های اخلاق حرفه‌ای، رفع موانع محیطی و فراهم‌کردن وضعیت مطلوب برای پرستاران، ازجمله، بهبود وضعیت بخش‌ها و افزایش نیرو و برآوردن انتظارات آن‌ها در زمینه‌های مختلف، مانند استراحت کافی، مکفی‌بودن درآمد و تدوین شیفت‌های مناسب، توصیه می‌شود.

معصومه جرجانی، میترا امینی، نوشین کهن، سید صمد سجادی، نیکزاد عیسی زاده، امین حبیبی، مریم سوهانکی، پوریا کنعانی، رضا مرتضوی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

دروس عمومی در توانمندسازی و رشد شخصیت حرفه‌ای و اجتماعی دانش آموختگان موثر بوده و ارزیابی  مستمر اثربخشی و وضعیت ارائه  و به روز رسانی این دروس ضرورت دارد. هدف این مطالعه تبیین عوامل موثر در اثربخشی آموزش دروس عمومی در برنامه‌های آموزشی علوم پزشکی ایران می باشد. مطالعه شامل دو بخش کیفی و کمی است.  پس از انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحب‌نظران، مدرسین دروس عمومی و فراگیران رشته‌های علوم پزشکی و تحلیل تماتیک اولیه به روش  براون وکلارک ، تعداد 528 کد از متون مصاحبه استخراج  که در قالب 4 مضمون، 11 طبقه و 33 زیرطبقه قرار گرفت . مضامین اصلی مورد توجه شرکت کنندگان شامل  بروز رسانی برنامه های آموزشی، تمرکز بر یادگیری موثرو هدفمند، مشارکت و نیاز سنجی از ذینفعان و همگام سازی دروس عمومی با مهارتهای کاربردی بود. در مطالعه دلفی،  بر مبنای نتایج مرحله کیفی، الگوی آموزش اثربخش دروس عمومی پیشنهاد وبا پرسشنامه از خبرگان موضوعی  نظر سنجی  شد که اعتبار الگو طی دو راند دلفی تایید گردید. مولفه هایی چون حذف دروس غیر ضروری یا با محتوای تکراری، طراحی محتوا بر اساس نیازسنجی، مشارکت متخصصین در بازنگری ، کاربرد روش های آموزشی مبتنی بر مهارت آموزی ، افزایش دروس مهارت محور و کاربردی، انعطاف پذیری در ارزشیابی واستفاده  از فناوری های نوین آموزشی دارای بالاترین میانگین و شاخص اجماع بودند. نتایج  مطالعه بیانگر ضرورت  ایجاد تحول در نظام آموزش سنتی، بازاندیشی، بازنگری در عناوین ومحتوا ،  مهارت  محوری مبتنی بر نیاز های جدید، ارتقا مدلهای ارزشیابی و  بکارگیری ابزار و فناوری های نوین آموزشی در دروس عمومی میباشد.

مریم اعلاء، ریتا مجتهدزاده، آیین محمدی، ندا مهرداد، مولود پیاب، سنور بایزیدی، مهین نوملی، محمد اقبال حیدری، علیرضا اولیائی منش، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

همه­گیری کووید-19 برای آموزش و پژوهش به عنوان دو فعالیت اصلی دانشگاهی در رشته­های علوم پزشکی فرصت­ها و چالش­هایی ایجاد کرد که با توجه به تاثیر متقابل پژوهش و آموزش می­توانند مبنای راهکارهایی برای ارتقای این دو حوزه باشند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو مقاله مروری که هر کدام به یکی از این دو مقوله پرداخته­اند، انجام شد. این مطالعه مقایسه­ای از نوع کیفی توضیحی در سه گام انجام شد. ابتدا دو مقاله مروری که به بررسی فرصت­ها و چالش­های ناشی از پاندمی کرونا برای ارائه راهکار در دوران پساکرونا پرداخته بودند، انتخاب شدند. سپس هر دو مطالعه به دقت مطالعه و توصیف شدند. دو نفر از محققین به طور جداگانه موارد شباهت و تفاوت­های دو مطالعه را استخراج کرده و با هم مقایسه کردند تا عدم تطابق­ها رفع شود. پانلی از متخصصین یافته­ها را تایید کردند. فرصت­های و چالش­های ذکر شده استخراج و به تفکیک موارد مشابه و متفاوت بین دو حوزه دسته­بندی شد. راهکارهایی که برای دوران پساکرونا به طور مشترک پیشنهاد شد عبارتند از: ادامه استفاده از امکانات فضای مجازی، تنوع در راه­های ارتباطی با دانشجویان و شرکت­کنندگان در تحقیق و توسعه و آماده­سازی زیرساخت­های الکترونیکی مناسب. مقایسه دو مطالعه مروری انجام شده و تعیین شباهت­ها و تفاوت­های فرصت­ها و چالش­های ناشی از پاندمی کرونا و راهکارهای دوران پساکرونا در دو حوزه آموزش پزشکی و پژوهش­های بالینی، منجر به امکان استخراج راهکارهایی شد که می­تواند این دو حوزه مرتبط با هم را به طور منسجم ارتقا دهد.

محمدعلی محققی، سیدمحمود طباطبایی، نرگس تبریزچی، سیدجمال الدین سجادی، باقر لاریجانی، سیدمهدی سیدی، ناصر سیم فروش، مریم خیام زاده، نازآفرین قاسم زاده، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

 اعضای هیئت علمی، در تحقق اهداف و آرمان‌های آموزش عالی و سلامت جامعه تأثیرگذارترین نقش را بر عهده دارند. در دوره معاصر، ایفای نقش فرهنگی و تربیتی استادان در مورد دانشجویان، در سرنوشت سازترین مأموریت آموزش عالی، به اندازه اهمیت و ضرورت مورد توجه قرار نگرفته است، و غفلت از آن خسارت‌ها و عواقب ناگوار و جبران‌ناپذیری بدنبال داشته است. در این مطالعه، ضمن تبیین ضرورت و اهمیت، نسبت به شناسایی نقش‌های فرهنگی برجسته استادان نسبت به دانشجویان (با تأکید بر آموزش عالی سلامت)، اهتمام و راهکارهای نافذ بررسی و پیشنهاد شده است. مطالعه با تلفیقی از  روش توصیفی – تحلیلی و بحث متمرکز گروهی انجام شد. از دیدگاه های منتخبی از استادان صاحبنظر و داده‌های حاصل از مقالات علمی‌ معتبر بومی و موضوعات مرتبط در اسناد بالادستی استفاده شده است.  یافته های مطالعه در پنج حوزه کلان و چهل موضوع تنظیم شد. "اهداف و آرمانهای فرهنگی"؛ "رسالت عمومی استادان برای تربیت فرهنگی عموم دانشجویان" و "رسالت اختصاصی استادان آموزش عالی سلامت"؛ " شیوه‌های معتبر" و "الزامات" تربیت فرهنگی دانشجویان" در ذیل هشت موضوع برگزیده در هر محور به ترتیب اولویت شناسایی و توصیه شد. استادان نقش محوری را در تربیت فرهنگی و ارزشی دانشجویان برعهده دارند. شایسته است این مسئولیت، بصورت عینی و شیوه‌های علمی مناسب طراحی و تحقق  آن در نظام آموزشی رصد و تعالی آن تدبیر گردد

امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

پرونده‌های سوءرفتار پژوهشی رسیدگی‌شده در کمیته‌های اخلاق در پژوهش، منابعی ارزشمند از داده‌هایی هستند که می‌توانند برای مدیریت نمونه‌های احتمالی سوءرفتارها در آینده استفاده شوند. در این مطالعه، به بررسی نمونه‌های گزارش‌شده در پرونده‌های سوءرفتار پژوهشی مختوم‌شده در کمیته‌ی ملی اخلاق در پژوهش‌های زیست‌پزشکی ایران پرداخته شد تا مصادیق شایع سوءرفتارها و عوامل زمینه‌ساز آن‌ها، با توجه به فعالیت‌های مختلف درون نظام پژوهش شناسایی شوند. مستندات صد پرونده‌ی خاتمه‌یافته در کمیته‌ی ملی اخلاق در پژوهش‌های زیست‌پزشکی مربوط به سال‌های ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ بررسی شدند. برای بررسی این مستندات، از روش پژوهش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. با اتخاذ یک رویکرد تحلیل جهت‌دار، مصادیق و همه‌ی عوامل گزارش‌شده در هر پرونده‌ی سوءرفتار، استخراج و دسته‌بندی، سپس، برای عوامل گزارش‌شده، روابط علت و معلولی تعریف شدند. در این پرونده‌ها، ۲۱ مصداق سوءرفتار پژوهشی شناسایی شد که بیشتر آن‌ها مربوط به فعالیت‌های نامطلوب سطح خرد، به‌ویژه رعایت‌نشدن ملاحظات اخلاقی در فعالیت‌های انتشار پژوهش بودند. در این پرونده‌ها به اثرگذاری فعالیت‌های نامطلوب سطح مزو در حوزه‌هایی مانند نظارت بر پژوهش، آموزش استانداردها و مهارت‌های پژوهشی، ساختار و فعالیت مدیریت مجله‌ها و فعالیت‌های ساختار اداری و مالی پژوهش در دانشگاه‌ها اشاره شده‌؛ اما به فعالیت‌های سطح ماکرو و عملکرد نامطلوب نظام پژوهش در سرمایه‌گذاری و تخصیص منابع مالی برای پژوهش‌ها پرداخته نشده است. میان عوامل شناسایی‌شده در پرونده‌ها، دوازده رابطه‌ی علت و معلولی برای وقوع سوءرفتارهای پژوهشی تبیین شد که نشان می‌داد، عملکرد نامناسب عوامل موجود در سطوح مختلف نظام پژوهش، مانند ساختار اداری تصویب و پرداخت مالی پژوهش، زیرساخت‌های پژوهش، ارزیابی و آموزش پژوهش، مدیریت مجله‌ها و نظارت بر سوءرفتار پژوهشی و برخورد با آن می‌توانند بر یکدیگر یا مسائل سطوح دیگر در نظام پژوهش اثر بگذارند و وقوع سوءرفتارها را تسریع کنند. یافته‌ی تأمل‌برانگیز و مشهود در این پرونده‌ها، فقدان گزارش اطلاعات کافی درباره‌ی دلایل بروز سوءرفتار پژوهشی در مستندات و شواهد پرونده‌ها بود.به نظر می‌رسد، تلاش کمیته‌های اخلاق در پژوهش، برای رسیدگی به این سوءرفتارها، چندان بر آسیب‌شناسی و چرایی وقوع آن‌ها متمرکز نیست. گزارش دلایل جزئی و دقیق ارتکاب چنین سوءرفتارهایی، در کنار مطالعات مستقل دیگر، اطلاعاتی مفید و مؤثر را برای تصمیم‌گیرندگان فراهم خواهد کرد.

عاطفه سلیمی اکین آبادی، مریم جهانگیری، میترا زندی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

بخش مراقبت ویژه، واحدی پیچیده است و گروه‌هایی متنوع از متخصصان مراقبت‌های بهداشتی را دربرمی‌گیرد که به‌منظور ارائه‌ی خدمات به نیازهای بیماران بدحال فعالیت می‌کنند. شواهد حاکی از آن است که مسائل یا تعارضات اخلاقی در بخش مراقبت ویژه رایج است. این پژوهش با هدف بررسی چالش‌های اخلاقی در عملکرد بالینی پرستاران بخش مراقبت ویژه انجام شد. با استفاده از دستورالعمل PRISMA مطالعات مرتبط با کلیدواژه‌های اخلاق، چالش‌های اخلاقی، پرستاری و واحد مراقبت ویژه، با جست‌و‌جو در پایگاه‌های اطلاعاتی  Scopus, PubMed, Web of Scienceدر سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ یافت شدند. مقالات انگلیسی‌زبان وارد مطالعه شدند. چالش‌های اخلاقی در بخش مراقبت ویژه عبارت‌اند از:
الف. محدودیت‌های درونی (نداشتن اعتمادبه‌نفس، ترس، سازگاری غیرمؤثر، تعارضات مذهبی و معنوی)،
ب. محدودیت‌های خارجی (همکاری‌نکردن، ساختارهای سلسله‌مراتبی، ارتباط ضعیف، کارکنان ناکافی، سیاست‌های محدودکننده، کمبود پزشک و پرستار ماهر)،
ج. موقعیت‌های بالینی (درمان بی‌فایده و ناکافی، ناتوانی در تسکین درد، امید کاذب، مراقبت‌های پایان عمر و تصمیم‌گیری درباره‌ی درمان، استفاده از محدودکننده‌های فیزیکی).
شناخت چالش‌های اخلاقی بخش مراقبت ویژه می‌تواند مفید باشد؛ زیرا امکان طراحی راهکارهای مناسب برای جلوگیری از تعارضات اخلاقی و بهبود محیط کار پرستاران را فراهم می‌کند.

مریم سینا، زهرا کشتکاران، زینت محبی، نعیمه سادات اثماریان،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

پرستاران به‌عنوان بزرگ‌ترین گروه ارائه‌دهنده‌ی خدمات بهداشتی، در تیم‌های درمانی و مراقبت از بیماران، نقش حیاتی دارند. دانشجویان پرستاری که پرستاران آینده خواهند بود، به شایستگی‌های بالینی و اخلاقی نیاز دارند تا بتوانند مراقبت‌های حرفه‌ای و مناسبی ارائه دهند. حساسیت اخلاقی، به‌عنوان توانایی درک و تشخیص موقعیت‌های اخلاقی، بسیار اهمیت دارد و ارتباط پرستاران با بیماران را بر پایه‌ی اعتماد و پاسخ‌گویی به نیازهای فردی تقویت می‌کند که در مواجهه با چالش‌های اخلاقی محیط‌های بالینی کمک‌کننده است؛ لذا، این مطالعه با هدف تعیین حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با ویژگی‌های جمعیت‌شناختی انجام شد. در این مطالعه‌ی توصیفی‌مقطعی، 112 دانشجوی سال سوم و چهارم پرستاری شرکت کردند. پرسش‌نامه‌های مشخصات جمعیت‌شناختی و حساسیت اخلاقی لوتزن، ابزارهای استفاده‌شده بودند. داده‌ها پس از جمع‌آوری، از طریق نرم‌افزارSPSS  نسخه‌ی 23 و با استفاده از آزمون‌های آمار توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. حساسیت اخلاقی مشارکت‌کنندگان در حیطه‌ی صداقت در تصمیم‌گیری، با بالاترین میانگین (5/62 ±14/71) و در حیطه دانش حرفه ای، با کمترین میانگین (2/12 ± 3/70) مشاهده شد. میانگین نمره‌ی کلی حساسیت اخلاقی 15/854 ± 59/87 و  در سطح متوسط بود. بررسی ارتباط متغیرهای جمعیت‌شناختی، شامل سن، معدل، جنس، وضعیت تأهل، وضعیت سکونت، ترم در حال تحصیل، وضعیت مالی خانواده و وضعیت تحصیلی والدین نشان داد،  تنها در حیطه‌ی تجربه‌ی مشکلات اخلاقی، حساسیت اخلاقی با وضعیت اقتصادی خانواده‌ی دانشجویان، رابطه‌ی مثبت و معنادار (0.046 >P) داشت. با توجه به یافته‌های حاصل از این مطالعه، طراحی و اجرای برنامه‌های مدون برای ارتقاء سطح حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری امری ضروری به نظر می‌رسد؛ همچنین، این مطالعه بر توجه به عوامل اجتماعی اثرگذار، ازجمله موقعیت اقتصادی بر کسب تجارب اخلاقی و تقویت حساسیت اخلاقی تأکید می‌کند. 

مریم کاشانی، منصوره اشلقی فراهانی، فاطمه گلستان،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

بخش مراقبت‌های بهداشتی، به‌ویژه واحدهای مراقبت‌های ویژه (ICU)، با مشکلات اخلاقی پیچیده‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کنند که منجر به ناراحتی اخلاقی در میان پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه می‌شود. این ناراحتی هم بر رفاه و هم بر رضایت شغلی آن‌ها تأثیر منفی می‌گذارد. محققان با درک این موضوع، به برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، به‌عنوان راه‌حل‌های بالقوه پرداخته‌اند. هدف این بررسی محدوده، ترکیب جامع ادبیات موجود درباره‌ی این برنامه‌ها و اثربخشی آن‌ها در کاهش ناراحتی اخلاقی در بین پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه است. جست‌وجوی دقیق در پایگاه‌های اطلاعاتی   PubMedو    Scopus  و   CINAHL ، با استفاده از کلماتی کلیدی مانند توانمندسازی اخلاقی، پریشانی اخلاقی و پرستاران واحد مراقبت‌های ویژه انجام شد. پانزده مقاله با معیارهای ورود به مطالعه، ازجمله: انتشار بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ و تمرکز بر برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه، برای تجزیه و تحلیل انتخاب شدند. بررسی محدوده نشان داد، برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، در کاهش پریشانی اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه، پیامدهای مثبتی داشت. این برنامه‌ها، شامل کارگاه‌های آموزشی، بحث‌های مبتنی بر نمونه، تمرین‌های تأملی و شبیه‌سازی‌های ایفای نقش با هدف تقویت استدلال اخلاقی، تصمیم‌گیری اخلاقی و انعطاف‌پذیری اخلاقی انجام شد. مشارکت در این برنامه‌ها، به‌طور مداوم، با کاهش شایان توجه ناراحتی اخلاقی مرتبط است. پرستاران افزایش اعتمادبه‌نفس در راهیابی معضلات اخلاقی، تصمیم‌گیری صحیح و دفاع از حقوق بیماران را گزارش کردند؛ علاوه‌براین، برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، حس عاملیت اخلاقی را تقویت کرد و پرستاران را برای رسیدگی مؤثر به چالش‌های اخلاقی توانمند کرد. اجرای برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی می‌تواند پریشانی اخلاقی را کاهش و رفاه و رضایت شغلی پرستاران را افزایش دهد. رهبران و مربیان پرستار، در همکاری با کمیته‌های اخلاقی برای طراحی مداخلات مناسب، ادغام آن‌ها در جهت‌گیری‌های پرستاری جدید و آموزش مداوم نقش اساسی دارند. ایجاد یک محیط کاری حمایتی و مساعد برای گفت‌وگوی باز و بازتاب اخلاقی، ضروری است. حمایت مستمر از طریق جلسات پیگیری، راهنمایی و گفت‌وگو، مزایای برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی را حفظ می‌کند. خدمات مشاوره‌ی اخلاقی و همکاری بین‌حرفه‌ای، بیشتر به رفاه اخلاقی پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه یاری می‌رساند. پریشانی اخلاقی، چالشی مهم برای پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه است که بر رفاه و کیفیت مراقبت از بیمار نیز تأثیر می‌گذارد. برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، راهی امیدوارکننده برای کاهش این ناراحتی و افزایش تصمیم‌گیری اخلاقی ارائه می‌دهد. اجرا، همراه با یک محیط کاری حمایتی، می‌تواند به‌شکلی چشمگیر به رفاه اخلاقی پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه کمک کند؛ بااین‌حال، تحقیقات بیشتر برای آشکارکردن اثرات بلندمدت و پیامدهای گسترده‌تر توانمندسازی اخلاقی در محیط بخش مراقبت‌های ویژه ضروری است.

هدی احمری طهران، احمد مشکوری، طیبه ایلاقی نژاد، مریم،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

تحقیقات نشان می‏دهد، استرس در دانشجویان پزشکی به فرسودگی شغلی و ازبین‌رفتن حقوق بیماران منجر می‏شود. کاهش خلق‌وخو و بدرفتاری دانشجویان در دوره‌ی کارآموزی بدتر می‌شود. از سوی دیگر، مرور ادبیات به اهمیت روایت‌نویسی تأملی در آموزش بالینی اشاره دارد. این مطالعه، به بررسی اثربخشی روایت‏نویسی تأملی دانشجویان بر رعایت شأن بیماران و احترام به حقوق آنان در آموزش بالینی پرداخته است. این پژوهش ترکیبی، مبتنی بر نظریه‌ی یادگیری بازتابی گیبس، طی ۱۲ ماه بر روی 48 دانشجوی کارورز در بخش داخلی و جراحی و ارتوپدی انجام شد. دانشجویان پزشکی، به‌طور تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله، دانشجویان اجازه داشتند با بیماران صحبت کنند و از آن‌ها بپرسند که آیا حق و شأن بیمار به‌درستی رعایت شده است یا خیر؟ دانشجویان به‌شیوه‌ی روایت‌نویسی، عملکرد خود را به‌صورت کتبی، درباره‌ی رعایت شأن و حقوق بیمار منعکس می‌کردند. در هفته‌ی اول، پیش‌آزمون در هر دو گروه انجام شد. گروه مداخله در هفته‌ی دوم و سوم، آموزش تأملی و روایت‌نویسی تأملی را دریافت کردند. در هفته‌ی چهارم، پس‌آزمون در هر دو گروه انجام شد. برای تبیین درک دانشجویان از اثربخشی روایت‌نویسی تأملی بر عملکردشان، تحلیل محتوای کیفی صورت گرفت که شامل 12 مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته و 144 یادداشت روایت‌نویسی تأملی بود. میانگین نمرات عملکرد دانشجویان در احترام به بیمار، در گروه مداخله در پس‌آزمون (32/21±12/1) نسبت به پیش‌آزمون (85/39±9/1) به‌طور معنی‌داری بهبود یافت (0/05 = P ). آزمون تی مستقل نشان داد، تفاوت نمرات پس‌آزمون در دو گروه معنی‌دار است (0/05=P). از مصاحبه‌ها، چهار موضوع اصلی پدیدار شد: بهبود همدلی و درک احساسات بیماران، توجه به ابعاد انسانی بیماران، احترام به استقلال و حقوق بیماران و ارتقاء مهارت‌های ارتباط بین‌فردی. این مطالعه، آثار مثبت و معنی‌دار مداخلات روایت‌نویسی تأملی را بر عملکرد دانشجویان پزشکی برای رعایت شأن بیماران و احترام به حقوق آنان نشان داد. استفاده از روایات بازتابی دانشجویان پزشکی در این زمینه توصیه می‌شود.

مریم غفاری، رضا شبانلویی، مژگان بهشید،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

اتانازی به معنای مرگ راحت یا قتل از روی ترحم است. پرستاران بخش‌های مراقبت‌های ویژه، به علت ماهیت شغلی و نقش بسیار مهمشان در امر مراقبت از بیماران بدحال و مشرف به مرگ، بیشتر از سایر مراقبان، با اتانازی مواجه می‌شوند؛ لذا، نگرش آن‌ها به اتانازی از اهمیتی ویژه‌ برخوردار است. ازآنجاکه اتانازی در کشورهای اسلامی ممنوع و حرام تلقی می‌شود، تحقیق حاضر با هدف بررسی نگرش پرستاران شاغل در بخش‌های ویژه به اتانازی انجام شد. این پژوهش، مطالعه‌ای توصیفی‌تحلیلی است که بر روی 194 پرستار مراقبت‌های ویژه در بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌های دموگرافیک و نگرش به اتانازی هالووی جمع‌آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های توصیفی وآماری آنوا و تی‌تست استفاده گردید. نتایج نشان داد، نمره‌ی کل اتانازی 4/99±71/95 بود. 74% از پرستاران، نمره‌ی کمتر از 75 (از ۱۲۰ امتیاز) را کسب کردند که نشان‌دهنده‌ی نگرش منفی به انجام‌دادن اتانازی است. در مقابل، 26% از پرستاران، نمره‌ی بالاتر از ۷۵ را کسب کردند که نشان‌دهنده‌ی نگرش مثبت به اتانازی است. بین نگرش به اتانازی با هیچ‌یک از متغیرهای دموگرافیک، ارتباط معنی‌دار یافت نشد (0/05p≥). با اینکه اتانازی در کشورهای اسلامی، ازجمله ایران، ممنوع و غیرقانونی است، نگرش پرستاران به این موضوع متفاوت بود و برخی از آن‌ها، به اتانازی نگرش مثبت داشتند. ازآنجاکه نگرش پرستاران به اتانازی می‌تواند روند مراقبت را تحت تأثیر قرار دهد، مسئولان آموزش و مدیران پرستاری باید حتی کمترین نگرش مثبت و موافق به اتانازی را در ایران، جدی بگیرند و با تدوین برنامه‌های آموزشی، برای کمک به ایمنی بیمارانی که اتانازی درباره‌ی آن‌ها مطرح است، گام‌هایی مؤثرتر بردارند.
 

امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

ازآنجاکه سوءرفتار پژوهشی می‌تواند به‌عنوان واکنشی انطباقی در برابر محدودیت‌‌ها و فشارها و خواسته‌های برآمده از کارکردهای نامناسب نظام پژوهش تلقی شود، برای مدیریت آن، باید فعالیت‏های نظام پژوهش را در مسیر انتقال سیاست‏های پژوهشی (سطح کلان) به برنامه‏های توسعه‌ی پژوهش در مؤسسه‌ها (سطح میانی) و اجرای پژوهش توسط پژوهشگران (سطح خرد) رصد و بررسی کرد. این مطالعه با اتخاذ چهارچوب تحلیلی کلان- میانی- خرد، وظایف و راهبردها و فعالیت‌های شکل‌گرفته در سطوح سه‌گانه‌ی نظام پژوهش علوم پزشکی کشور را روشن می‌سازد؛ ازاین‌رو، سیاست‌گذاری‌های کلان پژوهش (سطح کلان) تا برنامه‌های عملیاتی برای توسعه‌ی پژوهش در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی (سطح میانی) و پژوهشگران به‌منزله‌ی انجام‌دهندگان پژوهش (سطح خرد) را در کانون توجه قرار می‌دهد. برای این منظور، سه سطح تحلیلی نظام پژوهش با توجه به مفروضه‏های این چهارچوب، تبیین و تعریف شدند. با تحلیل محتوای کیفی متون مربوطه، فعالیت‌هایی که در این سطوح می‏توانستند برای تأمین سلامت پژوهش مفید باشند، شناسایی و در قالب راهبردهایی مختلف ارائه شدند. یافته‌ها نشان داد، نظام پژوهش بر اساس چهارچوب تحلیلی موجود، یک نظام کلانِ صرف، بدون توجه به میان‌کنشِ بخش‌های آن نیست، بلکه نظامی است که تعامل و اثرگذاری میان‌بخشی اجزاء در آن وجود دارد. این رویکرد می‏تواند تمرکز و وضوح و توانمندی بررسی سوءرفتارهای پژوهشی را ارتقا دهد و با به‏کارگیری سطوح خُرد و میانی و کلان می‌تواند چالش‏های موجود در جریان تعامل فعالیت‏ها و عملکردهای مختلف نظام پژوهش و درهم‌تنیدگی آن‌ها را دنبال کند.

میترا بهرامی، محدثه شایگان جمال، مریم افشاری، امید نجم روشن،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 اخلاق در پژوهش، شاخه‌ای از اخلاق حرفه‌ای است و به آن دسته از اصول اخلاقی که پژوهش را از آغاز تا پایان کار هدایت می‌کنند، می‌پردازد. نادیده‌گرفتن مسائل اخلاقی در پژوهش گاهی بدون تعمد و صرفاً به سبب بی‌اطلاعی از اخلاق حرفه‌ای پژوهشگری صورت می‌پذیرد؛ بنابراین، مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین عوامل تسهیل‌گر و بازدارنده بر رعایت اخلاق در تحقیقاتِ دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد. این مطالعه‌ی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای استقرایی صورت گرفت. جامعه‌ی هدف، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی همدان بود و ۲۹ دانشجو در مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته شرکت کردند. شرکت‌کنندگان با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش  Diekelmann و همکاران انجام شد. برای اعتبارسنجی داده‌ها، از روش استراوس و کوربین استفاده شد. عوامل مؤثر بر رعایت اخلاق در پژوهش، شامل دو بخش عوامل فردی و شخصیتی (دقیق‌بودن و اخلاق‌مداربودن دانشجو و استادان و داشتن اطلاعات کافی درباره‌ی اخلاق در پژوهش) و عوامل محیطی (اطلاع‌رسانی و آشنایی با روش تحقیق، نحوه‌ی برخورد استادان با دانشجو، محرمانه‌بودن اطلاعات، سخت‌گیری استادان، داشتن چهارچوب مشخص از طرف دانشگاه، رعایت حق دانشجو و وضع قوانین بازدارنده) است. تقویت عوامل تسهیل‌گر و پیشگیری از عوامل بازدارنده در رعایت اخلاق در پژوهش، به تلاش مشترک دانشجویان و استادان و دانشگاه نیاز دارد. دانشجویان باید دقت و آگاهی کافی را در خود توسعه دهند و استادان باید به‌عنوان الگوی اخلاقی عمل کنند. مسئولان در دانشگاه‌ها باید چهارچوب‌های مشخصی برای رعایت اخلاق تدوین و ارائه کنند و همه افراد درگیر در امر پژوهش باید به عملی‌کردن آن پایبند باشند.

مریم کبیریان، سیده محبوبه رضائیان، رسول علیمی، نیره خادم، رباب لطیف نژاد رودسری،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

حقوق مادری ایمن، مشتمل بر اهداف دستیابی به کاهش مرگ‌ومیر مادران، تجربه‌ی بارداری و زایمان ایمن و به‌دنیاآمدن فرزندان سالم است. مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین میزان رعایت حقوق مربوط به مادری ایمن و عوامل مستعدکننده، تقویت‌کننده و توانمندساز آن بر اساس مدل پرسید-پروسید از دیدگاه دانشجویان مامایی انجام شد. این مطالعه به روش مقطعی، بر روی 151 دانشجوی مامایی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال ۱۴۰۰-۱۴۰۱ که به روش سرشماری انتخاب شدند، صورت گرفت. گردآوری داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ی دموگرافیک مقیاس پژوهشگرساخته‌ی ارزیابی میزان رعایت حقوق مادری ایمن و پرسش‌نامه‌ی سنجش عوامل مستعدکننده، تقویت‌کننده و توانمندساز آن که به روش خودگزارشی تکمیل می‌شد، صورت گرفت. برای تحلیل داده‌ها از روش‌های آماری ضریب هم‌بستگی پیرسون و اسپیرمن استفاده شد. میانگین نمره‌ی کلی رعایت حقوق مادری ایمن 8/ 38±6/ 116 با دامنه‌ی ۱۳-۱۸۷ بود. در بررسی عوامل مستعدکننده، 58/6 درصد دانشجویان از سطح آگاهی متوسط به بالا و 80/15 درصد دانشجویان از نگرش مثبت و 56/7 درصد ارزش‌ بسیار زیاد برای رعایت حقوق مادری ایمن قائل بودند. در بررسی عوامل تقویت‌کننده‌، تشویق استادان بالینی (94/8 درصد) و حمایت‌های قانونی (94/6 درصد) و در بررسی عوامل توانمندساز، تبحر و تخصص نیروی انسانی (71/9 درصد) به‌عنوان مؤثرترین عوامل در ارتقاء رعایت حقوق مادری ایمن تعیین شدند. بین عوامل توانمندساز با رعایت حقوق مادری ایمن همبستگی بالای مثبت مشاهده شد (0.488=r، 0.950=p). نتایج بیانگر آن است که رعایت حقوق مادری ایمن از دیدگاه دانشجویان مامایی در حد متوسط است. با توجه به ارتباط عوامل توانمندساز با رعایت حقوق مادری ایمن پیشنهاد می‌شود، مسئولان آموزشی و اجرایی حرفه‌ی مامایی، نقش این عوامل را در ارتقاء میزان رعایت حقوق مادری ایمن در نظر بگیرند تا کیفیت ارائه‌ی خدمات مامایی افزایش یابد.

مجتبی پارسا، مریم مدبر، شیوا خالق پرست،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 در عصر حاضر، افزایش نگران‌کننده‌ی میزان مبتلایان به بیماری آلزایمر، باعث توجه بیشتر به مباحث مربوط به مراقبت و تصمیم‌گیری جایگزین برای این گروه ویژه از جامعه شده است. چهار اصل اخلاقی «سودرسانی»، «ضررنرساندن»، «احترام به خودمختاری» و «عدالت» از اصول مبنایی هستند که در تصمیم‌گیری‌های پزشکی، ملاک عمل قرار می‌گیرند. در این مقاله، یـک گزارش موردی از بیمار سالمند مبتلا به آلزایمر و مسائل اخلاقی مرتبط با تصمیم‌گیری‌های درمانی در صورت نبود تصمیم‌گیرنده‌ی جایگزین مطرح شده است. معمولاً در افراد فاقد ظرفیت تصمیم‌گیری، از تصمیم‌گیرنده‌ی جایگزین و علاوه ‌بر آن، در برخی از کشورها از راهنمای پیشینی مراقبت استفاده می‌شود. در صورت نبود آن‌ها، کارکنان پزشکی می‌توانند با درنظرگرفتن اصول اخلاقی پیش‌گفته، در جهت حصول بهترین منافع بیمار با لحاظ‌کردن وضعیت فرهنگی و اجتماعی فرد، تصمیم‌گیری کنند.

رویا ملک زاده، ناهید نیکزاد قادیکلائی، مریم خزایی پول،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

رعایت اصول اخلاقی در دانشگاه‌های علوم پزشکی که در تربیت نسل آینده‌ی متخصصان حوزه‌ی سلامت نقشی مهم دارند، از اهمیتی ویژه‌ برخوردار است. این اصول می‌توانند به‌عنوان راهنمایی برای دستیابی به اهداف آموزشی و بهبود عملکرد در حوزه‌های مختلف دانشگاهی عمل کنند. این مطالعه به‌منظور تبیین مؤلفه‌های اخلاق در آموزش دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. پژوهش به روش کیفی، از نوع تحلیل مضمون ترکیبی در سال 1402 انجام گرفت. شرکت‌کنندگان هفده نفر از مدیران آموزشی، اعضای هیئت علمی و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران بودند. مطالعه در سه فاز مرور جامع متون، مصاحبه با خبرگان و تشکیل پانل تخصصی انجام شد. داده‌ها با مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته‌ و به روش هدفمند و سپس گلوله‌ی برفی جمع‌آوری شد و تا اشباع داده‌ها ادامه یافت؛ همچنین، پس از رونویسی مصاحبه‌ها، کدگذاری، طبقه‌بندی و شناسایی مضامین، داده‌ها با روش تحلیل مضمون تجزیه‌ و تحلیل شدند. از تحلیل داده‌ها، ۸ درون‌مایه‌ی اصلی، شامل اخلاق‌مداری، عدالت‌محوری، مسئولیت‌پذیری، وظیفه‌شناسی، احترام به دیگران، رعایت پوشش، پاسخ‌گویی و سلامت معنوی و 55 درون‌مایه‌ی فرعی استخراج شد. توجه به مؤلفه‌های اخلاقی می‌تواند به افزایش شفافیت، ایجاد محیط آموزشی عادلانه، تقویت مسئولیت‌پذیری در اعضای هیئت علمی و دانشجویان و ارتقاء کیفیت یادگیری منجر شود و نقشی مهم در برقراری تعاملات بین استادان ودانشجویان ایفا کند. رعایت مؤلفه‌های اخلاقی در آموزش دانشگاهی، نه‌تنها به درک مفاهیم اخلاقی نیاز دارد، بلکه باید با سازوکارهای مناسب اجرایی همسو شود؛ لذا، برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای افزایش آگاهی اعضای هیئت علمی و دانشجویان و کارکنان، استفاده از شاخص‌های اخلاقی در فرایندهای جذب و ارتقاء اعضای هیئت علمی پیشنهاد می‌شود.


محسن شهریاری، مریم‌السادات هاشمی، آرش نجیمی، محمد زارع رشکوییه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

ماهیت اساسی مراقبت در پرستاری، حفظ کرامت انسانی بیمار است. صیانت از مقام و ارزش والای انسانی، محور اصلی حرفه‌ی پرستاری را تشکیل می‌دهد. هدف مطالعه‌ی حاضر، مقایسه‌ی تأثیر آموزش اخلاق حرفه‌ای از طریق برنامه‌ی کاربردی تلفن همراه و وبینار بر حفظ کرامت بیماران در دانشجویان پرستاری بود. این مطالعه از نوع نیمه‌تجربی دو ‌گروهی، از نوع قبل و بعد بود که بر روی نود دانشجوی کارشناسی پرستاری انجام گرفت. برای یک گروه، آموزش اخلاق حرفه‌ای به روش وبینار صورت گرفت و در گروه دیگر، برنامه‌ی کاربردی تلفن همراه، طراحی و ساخته و استفاده شد. فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسش‌نامه‌ی دیدگاه دانشجویان پرستاری در زمینه‌ی حفظ کرامت بیمار، ابزار گردآوری داده‌ها بودند. نتایج نشان داد، میانگین نمره‌ی کل کرامت انسانی قبل از آموزش، در گروه وبینار 17/43±99/96 و در گروه برنامه‌ی کاربردی 59/28±99/16 بود و از لحاظ آماری معنادار نبود (0.62 = p). میانگین نمره‌ی کرامت پس از آموزش، در گروه برنامه‌ی کاربردی 96/14 ± 111/15 به‌طور معناداری بالاتر از گروه وبینار 15/38 ± 104/34 بود (0.02 = p). بر اساس یافته‌‌ها، آموزش اخلاق حرفه‌ای با استفاده از برنامه‌ی کاربردی تلفن همراه، در مقایسه با وبینار، همراه با ارتقاء بیشتر دیدگاه دانشجویان پرستاری در زمینه‌ی کرامت بیمار بود. آموزش با تلفن همراه می‌تواند به‌عنوان یک روش یادگیری خودگردان و انعطاف‌پذیر در دسترس دانشجویان قرار گیرد و این امکان را بدهد که به‌صورت مداوم و بدون محدودیت زمانی و مکانی از محتوای آموزشی بهره‌مند شوند. پیشنهاد می‌شود، دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور توسعه و به‌کارگیری برنامه‌های کاربردی آموزشی را در برنامه‌های درسی در کانون توجه قرار دهند.



صفحه 2 از 3     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb