85 نتیجه برای پرستاری
نگین فرید، نازنین نظری، نرگس جعفرملک،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
طب روایتی، الگویی تحولآفرین در حوزهی مراقبتهای بهداشتی به شمار میرود که بر اهمیت داستانهای بیماران در فرایند مراقبت- درمان تأکید دارد. این رویکرد اذعان دارد، هر بیمار حامل روایتی منحصربهفرد است که از تجربیات و زمینههای فرهنگی او شکل گرفته است و میتواند تأثیری چشمگیر بر رابطهی مراقب- بیمار داشته باشد؛ بااینحال، ادغام رویکرد روایتی در عملکرد پرستاری، کمتر بررسی شده است. فقدان بررسیهای جامع در این حوزه، شکافی اساسی را نمایان میکند؛ جایی که ابعاد روانیاحساسی مراقبت از بیمار، اغلب نادیده گرفته میشود؛ لذا، این مطالعه با هدف مرور تحقیقات موجود دربارهی کاربرد طب روایتی در پرستاری، ظرفیت آن را برای غنیسازی عملکرد بالینی- چهارچوبهای آموزشی بررسی میکند. در این مرور نظاممند، راهکار جستوجو با استفاده از اپراتورهای بولین و کلیدواژههای طب روایتی، پرستاری روایتی، پرستاری و سایر معادلهای فارسی و انگلیسی آنان تنظیم شد؛ سپس، پایگاههای بینالمللی PubMed/Medline، Scopus، Web of Science Core Collection، CENTRAL و موتور جستوجوگر Google Scholar و پایگاههای ملی جهاد دانشگاهی، نور، مگایران و ایرانداک بررسی شدند. مطالعات کارآزمایی بالینی و مقالات منتشرشده به زبانهای انگلیسی یا فارسی، معیارهای ورود بودند. ادبیات خاکستری خارج شد و محدودیت زمانی اعمال نشد. پس از حذف نمونههای تکراری و ارزیابی با ابزارهای نقد، در نهایت، هشت مطالعه تحلیل شد. دو پژوهشگر با رعایت ملاحظات اخلاقی کاهش سوگیری در انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقهبندی شواهد، پژوهش را انجام دادند و پژوهشگر سوم، اختلافنظرها را حل کرد. گزارش بر اساسPRISMA تنظیم شد. مروری بر مطالعات، تمرکز آنها در بازهی زمانی سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ و بر گروههای مختلف را نشان داد. این گروهها شامل دانشجویان پرستاری با میانگین سنی ۹۶/۱۷ تا ۵/۲۱، بیماران مبتلا به تومورهای ریه با میانگین سنی ۳۱/۴۹ و سالمندان 6۱ تا 89ساله با شکستگیهای پیچیده بود. نتایج در سه حوزه دستهبندی شد. اولاً، این رویکرد بهطور معناداری، همدلی و موفقیت تحصیلی دانشجویان پرستاری را ارتقا داد. در یک مطالعه، آموزشهای طب روایتی، همدلی و عملکرد علمی دانشجویان را بهبود بخشید و در مطالعهای دیگر، آموزش نگارش روایتی، مهارتهای حرفهای و همدلی دانشجویان را ارتقا داد. ثانیاً، مداخلات روایتی منجر به کاهش اضطراب و افسردگی شد؛ بهطوریکه در یک مطالعه، مداخلات پرستاری روایتی باعث کاهش نمرات اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به تومورهای ریه شد و بهطور مشابه، مطالعات دیگر، کاهش اضطراب و افزایش رضایت بیماران تحت شیمیدرمانی را نشان دادند. ثالثاً، این رویکرد تأثیری شایان توجه بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانی بیماران داشت. در یک مطالعه، پرستاری روایتی، درد و اضطراب بیماران مبتلا به سرطان ریه را کاهش داد. مطالعات دیگر نشان دادند، مدل پرستاری روایتی، عملکرد شناختی و سلامت روانی سالمندان را بهبود بخشید. بینشهای جمعی مطالعات، نقش حیاتی آموزش رویکرد روایتی را در تحول نتایج بالینی و روانشناختی تأیید میکند. برنامههای آموزشی مبتنی بر روایات، نهتنها کیفیت انسانی مراقبت را غنیتر میکنند، بلکه بهطور در خور توجهی، مهارت همدلی پرستاران را ارتقا دادهاند. با نگاه به آینده، باید از رویکرد روایتی، بهعنوان یکی از ارکان مراقبت جامع، حمایت شود تا نسلی جدید از ارائهدهندگان مراقبت شکل گیرد؛ نسلی که به ایجاد تغییر معنادار در زندگی بیماران، متعهد باشند.
هما صادقی اول شهر، کوثر علیزاده، لیلا امینی، شیما حقانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
برقراری ارتباط مؤثر با بیمار، علاوه بر اینکه جزئی مهم از حرفهایگرایی و رفتار حرفهای محسوب میشود و جلب اعتماد بیشتر جامعه به حِرَف سلامت را در پی دارد، تأثیری بسزا در دستیابی به اهداف مراقبتی و درمانی نیز خواهد داشت. نظر به اهمیت تأکید بر روشهای فعال و دانشجومحور در یادگیری و اهمیت بازاندیشی در آموزش، مطالعهی حاضر با هدف ارزیابی اثر بازاندیشی هدایتشده بر مهارتهای ارتباطی دانشجویان کارشناسی پرستاری و مامایی انجام شده است. پژوهش حاضر، یک مطالعهی نیمهتجربی یکگروهی همراه با پیشآزمون و پسآزمون و محیط پژوهش دانشکدهی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود. پنجاه دانشجوی سالهای دوم تا چهارم کارشناسی مامایی و پرستاری، بهشکل داوطلبی و بر اساس فراخوان در این مطالعه شرکت کردند. ابزار گردآوری دادهها، شامل پرسشنامهی مشخصات فردی و پرسشنامهی مهارتهای ارتباط با بیمار جواهر و همکاران بود. مداخله شامل برگزاری چهار جلسه کلاس آموزشی با رویکرد تعاملی نوددقیقهای (هفتهای یک بار)، بهصورت آنلاین و در بستر گوگلمیت بود. دو جلسهی اول به آموزش مؤلفههای حرفهگرایی با تأکید بر مهارتهای ارتباط با بیمار و آموزش و تمرین بازاندیشی و دو جلسهی بعد به ارائهی سناریو و پخش فیلم و ارائهی فرصتهایی برای بازاندیشی و بهاشتراکگذاری تجارب دانشجویان و جمعبندی اختصاص یافت. دادههای حاصل از مطالعه، پس از ورود به نرمافزار SPSS نسخهی ۲۴ با استفاده از تستهای آمار توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها نشان داد، نمرهی مربوط به مهارتهای ارتباطی بلافاصله بعد از آموزش و یک ماه بعد، نسبت به قبل از مداخله، تغییری مثبت داشته؛ ولی این تغییر معنادار نبوده است. نتایج تحلیلهای آماری دربارهی حیطههای مهارتهای ارتباطی نشان داد، حیطهی شروع آگاهانه قبل از آموزش بهطور معناداری پایینتر از بلافاصله پس از آموزش (0/005 = P) و یک ماه بعد ازآن (0/011 = P) بود و در حیطهی پذیرش غیرمشروط مددجو، مقایسهی دو به دو نشان داد، مهارتهای ارتباطی در این حیطه قبل از مداخله بهطور معناداری، کمتر از یک ماه بعد بود (0/02 =P). با توجه به یافتههای این پژوهش، برای اظهارنظر دربارهی تأثیر بازاندیشی هدایتشده در ارتقاء مهارتهای ارتباطی دانشجویان پرستاری و مامایی، کماکان به پژوهشهای بیشتری نیاز است.
محمدرضا جلیلفر، هدایت جعفری، فاطمه رودی، سیدتوحید حسینی، سودابه اسلامی، سیدمحمد میرشفیعی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
با توجه به نیاز روزافزون به مراقبتهای پرستاری در منزل، استقلال بیمار به عنوان یک اصل اخلاقی مهم در ارائه خدمات مراقبتی مطرح میشود. بنابراین هدف از این مطالعه، بررسی اهمیت خودمختاری و استقلال فردی در مراقبت از بیماران در منزل بوده است. در این مقاله مروری سیستماتیک، از پایگاههای اطلاعاتی PubMed،Scopus، sciencedirect،magiran و موتور جستجوگرGoogle scholar برای جستجوی مقالات مرتبط با موضوع خودمختاری واستقلال در 10 سال اخیر مرتبط با مراقبت پرستاری در منزل استفاده شده است. کلمات کلیدی مورد استفاده درجستجو عبارت بودند از:"خودمختاری بیمار"،"مراقبت پرستاری در منزل"،"اخلاق پرستاری"،"autonomy in nursing home care". پس از بررسی مقالات و فرایند جستجو و حذف مقالات نامتناسب با اهداف مطالعه، 20 مقاله مرتبط با موضوع خودمختاری در مراقبت پرستاری درمنزل در این مطالعه مروری سیستماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. یافتههای این مطالعات نشان داد که عوامل مختلفی میتوانند بر خودمختاری بیمار درمنزل تأثیرگذار باشند، از جمله به موارد ذیل اشاره نمود: · عوامل فردی: سن، جنس، وضعیت سلامت جسمی و روانی بیمار؛ · عوامل خانوادگی: حمایت خانواده، روابط خانوادگی، فرهنگ خانواده؛ · عوامل اجتماعی: حمایت اجتماعی، دسترسی به منابع اجتماعی؛ · عوامل سازمانی: سیاستهای مراقبتی، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی. با توجه به این یافتهها ومقایسه آنها، میتوان نتیجه گرفت که برای ارتقای خودمختاری بیمار درمنزل، باید به تمام عوامل ذکرشده توجه شود. برخی از راهکارهای پیشنهادی برای ارتقای خودمختاری بیمار عبارتند از: · آموزش بیمار و خانواده در مورد خودمختاری بیمار؛ · تقویت حمایت خانواده از بیمار، · ارائه خدمات حمایتی اجتماعی به بیمار؛ · توسعه سیاستهای مراقبتی حمایتی از خودمختاری بیمار؛ · بهبود ساختار و فرهنگ سازمانی. خودمختاری بیمار یکی از اصول اخلاقی مهم در مراقبت پرستاری در منزل است. با توجه به عوامل موثر بر خودمختاری بیمار، باید راهکارهای جامعی برای ارتقای آن در نظر گرفته شود. آموزش بیمار و خانواده، تقویت حمایت خانواده، ارائه خدمات حمایتی اجتماعی و بهبود ساختار و فرهنگ سازمانی از جمله راهکارهای موثر دراین زمینه هستند.
ابراهیم فلاحتی، موسی علوی، محسن شهریاری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اگرچه تعارض اخلاقی، مسألهای درونی و فردی است، بهشدت از عوامل و متغیرهای محیطی اثر میپذیرد. این مفهوم موقعیتی را توصیف میکند که در آن، تفاوت و تناقض ارزشهای اخلاقی بین خود مراقبتکنندگان یا بین مراقبتکنندگان و بیماران به وجود میآید؛ تفاوت و تناقضهایی دربارهی اینکه چه اقدامی از نظر اخلاقی درست است یا بهعنوان موقعیتی با وظایف و تعهدات نامشخص، تعریف شده است؛ لذا، پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل مرتبط با تعارض اخلاقی در بستر پرستاری انجام شد. این مطالعهی کیفی با استفاده از روش تحلیل محتوای مرسوم انجام شد. بیستوهفت پرستار شاغل در بخشهای مختلف بالینی ازجمله اورژانس، مراقبتهای ویژه، داخلی و جراحی، شرکتکنندگانِ در این مرحله بودند. دادهها پس از اخذ رضایتنامهی آگاهانهی کتبی، از طریق مصاحبههای فردی نیمهساختاریافتهی عمیق به دست آمد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار MAXQDA نسخهی ۲۰ بر اساس رویکرد گرانهایم و لوندمن انجام شد. بهمنظور افزایش صحت و استحکام دادهها، از چهار معیار اعتبارپذیری، تأییدپذیری، اعتمادپذیری و انتقالپذیری پیشنهادشدهی لینکلن و گوبا استفاده شد. اختلال تصمیمگیری در بستر مراقبت، یکی از سه طبقهی پدیدارشده در این مطالعه بود. در این باره، عوامل مرتبط با تعارض اخلاقی در بستر مراقبت پرستاری، شامل ارتباط مختلشده، بیعدالتی درکشده، سیستم مدیریتی ناکارآمد، پزشکسالاری، تضاد منافع، نابسامانی قانونی، جو اخلاقی منفی و منابع ناکافی شناسایی شدند. پرستاران بهعنوان مدافعان اصلی بیماران، همواره در این مسیر در معرض انواع تعارضات اخلاقی قرار دارند. نتایج این مطالعه میتواند اختلالات تصمیمگیری در بستر مراقبت را، بهعنوان مسأله و مشکلی حائز اهمیت برای سیاستگذاران سیستم سلامت مطرح کند؛ کاهش این تعارضها میتواند باعث ارتقاء کیفیت مراقبتهای پرستاری شود.
عاطفه سلیمی اکین آبادی، مریم جهانگیری، میترا زندی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
بخش مراقبت ویژه، واحدی پیچیده است و گروههایی متنوع از متخصصان مراقبتهای بهداشتی را دربرمیگیرد که بهمنظور ارائهی خدمات به نیازهای بیماران بدحال فعالیت میکنند. شواهد حاکی از آن است که مسائل یا تعارضات اخلاقی در بخش مراقبت ویژه رایج است. این پژوهش با هدف بررسی چالشهای اخلاقی در عملکرد بالینی پرستاران بخش مراقبت ویژه انجام شد. با استفاده از دستورالعمل PRISMA مطالعات مرتبط با کلیدواژههای اخلاق، چالشهای اخلاقی، پرستاری و واحد مراقبت ویژه، با جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی Scopus, PubMed, Web of Scienceدر سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ یافت شدند. مقالات انگلیسیزبان وارد مطالعه شدند. چالشهای اخلاقی در بخش مراقبت ویژه عبارتاند از:
الف. محدودیتهای درونی (نداشتن اعتمادبهنفس، ترس، سازگاری غیرمؤثر، تعارضات مذهبی و معنوی)،
ب. محدودیتهای خارجی (همکارینکردن، ساختارهای سلسلهمراتبی، ارتباط ضعیف، کارکنان ناکافی، سیاستهای محدودکننده، کمبود پزشک و پرستار ماهر)،
ج. موقعیتهای بالینی (درمان بیفایده و ناکافی، ناتوانی در تسکین درد، امید کاذب، مراقبتهای پایان عمر و تصمیمگیری دربارهی درمان، استفاده از محدودکنندههای فیزیکی).
شناخت چالشهای اخلاقی بخش مراقبت ویژه میتواند مفید باشد؛ زیرا امکان طراحی راهکارهای مناسب برای جلوگیری از تعارضات اخلاقی و بهبود محیط کار پرستاران را فراهم میکند.
ماهرخ کشوری، نگار فرج زاده، محسن شهریاری، محمد آزادمنش، علی اصغر جمالی نسب،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
از جمله نقشهای استادان و مربیان پرستاری، انتقال هنجارهای جامعه، فراهمکردن تجربههای فرهنگی، شکلدادن به رفتار و عقاید و نگرشهای دانشجویان و پرورش فضایل اخلاقی در آنان است. استادان، یکی از عوامل مهم و اثرگذار بر شخصیت اخلاقی دانشجویان هستند؛ لذا، ضروری است به این موضوع توجهی ویژه شود. هدف از این مطالعه، تبیین چالشهای اخلاقی در دانشکدهی پرستاری و مامایی از دیدگاه استادان است. در این بررسی که از نوع کیفی است و به شیوهی تحلیل محتوا انجام شده، ۲۳ استاد در مدت هشت ماه، به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف در دانشکدهی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انتخاب و بررسی شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و همزمان با استفاده از آنالیز محتوای کیفی قراردادی تجزیه و تحلیل گردیدند. تجزیهی مستمر و مقایسهای دادهها نشان داد، ادراک استادان از چالشهای اخلاقی، در سه طبقهی اصلی وجود تبعیض و بیعدالتی، تعهد حرفهای پایین و رفتار غیرحرفهای قرار گرفته است. تبعیض و بیعدالتی، شامل سه زیرطبقهی وجود تفاوت در اجرای قوانین بین دانشکدهها و گروهها، پرداختهای ناعادلانهی مالی و توزیع ناعادلانهی واحدها و امتیازات بود؛ اما طبقهی تعهد حرفهای، پایینتر از دو زیرطبقهی کمفروشی آموزشی و رعایتنکردن قوانین از سوی استادان تشکیل شده بود. رفتار غیرحرفهای نیز، شامل دو زیرطبقهی رقابت ناسالم بین استادان و ارزشیابی نامناسب دانشجویان بود. تجارب استادان در این مطالعه نشان داد، آنان با چالشهایی گسترده مواجه هستند که چالشهای اخلاقی یکی از موضوعاتی است که بر عملکرد و انگیزهی آنان اثر میگذارد. با توجه به نقش مهم استادان در آموزش مسائل اخلاقی یا مشارکت فعال در حل چالشهای اخلاقی، مدیران و مسئولان باید به این عوامل چالشبرانگیز توجه کرده و با تعدیل آنها به بهبود وضعیت کمک کنند.
مریم سینا، زهرا کشتکاران، زینت محبی، نعیمه سادات اثماریان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
پرستاران بهعنوان بزرگترین گروه ارائهدهندهی خدمات بهداشتی، در تیمهای درمانی و مراقبت از بیماران، نقش حیاتی دارند. دانشجویان پرستاری که پرستاران آینده خواهند بود، به شایستگیهای بالینی و اخلاقی نیاز دارند تا بتوانند مراقبتهای حرفهای و مناسبی ارائه دهند. حساسیت اخلاقی، بهعنوان توانایی درک و تشخیص موقعیتهای اخلاقی، بسیار اهمیت دارد و ارتباط پرستاران با بیماران را بر پایهی اعتماد و پاسخگویی به نیازهای فردی تقویت میکند که در مواجهه با چالشهای اخلاقی محیطهای بالینی کمککننده است؛ لذا، این مطالعه با هدف تعیین حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با ویژگیهای جمعیتشناختی انجام شد. در این مطالعهی توصیفیمقطعی، 112 دانشجوی سال سوم و چهارم پرستاری شرکت کردند. پرسشنامههای مشخصات جمعیتشناختی و حساسیت اخلاقی لوتزن، ابزارهای استفادهشده بودند. دادهها پس از جمعآوری، از طریق نرمافزارSPSS نسخهی 23 و با استفاده از آزمونهای آمار توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. حساسیت اخلاقی مشارکتکنندگان در حیطهی صداقت در تصمیمگیری، با بالاترین میانگین (5/62 ±14/71) و در حیطه دانش حرفه ای، با کمترین میانگین (2/12 ± 3/70) مشاهده شد. میانگین نمرهی کلی حساسیت اخلاقی 15/854 ± 59/87 و در سطح متوسط بود. بررسی ارتباط متغیرهای جمعیتشناختی، شامل سن، معدل، جنس، وضعیت تأهل، وضعیت سکونت، ترم در حال تحصیل، وضعیت مالی خانواده و وضعیت تحصیلی والدین نشان داد، تنها در حیطهی تجربهی مشکلات اخلاقی، حساسیت اخلاقی با وضعیت اقتصادی خانوادهی دانشجویان، رابطهی مثبت و معنادار (0.046 >P) داشت. با توجه به یافتههای حاصل از این مطالعه، طراحی و اجرای برنامههای مدون برای ارتقاء سطح حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری امری ضروری به نظر میرسد؛ همچنین، این مطالعه بر توجه به عوامل اجتماعی اثرگذار، ازجمله موقعیت اقتصادی بر کسب تجارب اخلاقی و تقویت حساسیت اخلاقی تأکید میکند.
مینا گائینی، حمید آسایش، احمد پریزاد، زهرا عابدینی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
آموزش بالینی، مهمترین و اصلیترین بخش آموزش پرستاری است. افزایش دانش نظری و عملی دانشجویان در بخش روانپزشکی برای بهبود نگرش و قبول مراقبت و انجامدادن آن، ضرورت دارد. از طرفی پیامد یادگیری در آموزش بالینی، میتواند شکلگیری و ارتقاء صلاحیتهای حرفهای ازجمله: ارتباط و اخلاق حرفهای، توسعهی تفکر انتقادی برای قضاوت و تصمیمگیری بالینی، ایجاد حساسیت اخلاقی، همکاری تیمی و عملکرد گروهی را به همراه داشته باشد. با توجه به ضرورت مطرح شده، این مطالعه با هدف تبیین تجارب دانشجویان پرستاری مبتنی بر روایتنویسی- بازاندیشی در اولین مواجهه با مددجویان روانپزشکی انجام شد. این مطالعهی کیفی، در دورهی کارآموزی روانپرستاری در دانشکدهی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی قم در دو نیمسال متوالی انجام شد. نمونهگیری بهشکل هدفمند و داده ها از طریق ده مصاحبهی فردی نیمه ساختارمند و دو گروه متمرکز حضوری و مجازی (گروه پنجنفره) گردآوری شد. جمعآوری دادهها تا مرحلهی اشباع داده ها ادامه پیدا کرد. تحلیل دادهها بر اساس رویکرد تحلیل محتوای کیفی و در بستر نرمافزار MAXQDA 20، صورت گرفت. تجربیات بالینی دانشجویان از اولین دورهی آموزش بالینی روانپرستاری، بر اساس روایت نویسی- بازاندیشی یک درونمایهی اصلی، مشوقی برای ارتباط اخلاقی و معنوی در پرستاری و چهار درونمایهی فرعی تقویت ارتباط همدلانه، تقویت حساسیت اخلاقی، احترام به شأن و کرامت مددجویان و شنیدن صدای احساس مددجویان را دربرداشت. تجارب حاصل از روش بازاندیشی در آموزش بالینی، بهویژه در محیطهای بالینی تخصصی، همچون: بخش روانپزشکی و در اولین مواجهه با مددجویان در این بخشها، میتواند انعکاسی از نگرش و دیدگاه دانشجویان را در ارتباط با این مددجویان و خانوادهی آنها فراهم آورد؛ بهطوریکه میتوان از این تجارب غنی در پرورش و تقویت ارتباط و اخلاق حرفهای دانشجویان گروه علوم پزشکی بهره جست.
زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین خانی، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
هوش اخلاقی به معنای توانایی ذهنی افراد در درک درست از غلط، داشتن ارزشهای اخلاقی و پایبندی به آنها در عمل، بهصورت نشاندادن رفتار درست است. صلاحیت بالینی نیز، ترکیبی از اصول اخلاقی و ارزشها و نگرشها و نشاندادن آنها در دانش و مهارت عملی است. رعایت معیارهای اخلاقی در عملکرد پرستاری میتواند به ارتقاء کیفیت خدمات منجر شود. در جستوجوی ما، مروری جامع در این زمینه یافت نشد؛ لذا، این مرور نظاممند بهمنظور بررسی ارتباط هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری صورت گرفت. در این مطالعه، جستوجویی گسترده با کلیدواژههای مرتبط با هوش اخلاقی، صلاحیت بالینی، پرستاران، دانشجویان پرستاری، در پایگاههای بینالمللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جستوجوگر Google Scholar و پایگاههای ملی Irandoc و SIDو Magiran صورت گرفت. در جستوجوی اولیه، 15 مطالعه به دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری خارج شد. محدودیت زمانی اعمال نشد. پس از حذف نمونههای تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، پنج مطالعه تجزیه و تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقهبندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات نشان داد، هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی، رابطهی مثبت معناداری دارد. این همبستگی در برخی مطالعات بین تمام ابعاد هوش اخلاقی و شایستگی بالینی نمایان شد. در مطالعهای نشان داده شد، میان هوش اخلاقی و صلاحیت بالینی و استدلال اخلاقی همبستگی مثبت معنادار وجود دارد که این روابط از فاکتورهایی مانند سن، سابقهی کاری، وضعیت شغلیتحصیلی و مقام فرد اثر پذیرفتهاند. در مطالعهای دیگر نیز مشخص شد که هوش اخلاقی میتواند به بهبود احساس خودکارآمدی بالینی دانشجویان کمک کند. از سویی بیان گردید، معدل و هوش اخلاقی دانشجویان در پیشبینی امتیاز شایستگی بالینی، یاریرساننده است؛ همچنین اشاره شد که هوش اخلاقی، توانایی پیشبینی صلاحیت بالینی پرستاران را دارد. با توجه به یافتهها به نظر میرسد، توجه به هوش اخلاقی میتواند صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری را بهبود ببخشد و کیفیت مراقبت از بیماران را ارتقا دهد. پیشنهاد میشود، مطالعات آینده به طراحی برنامههای آموزشی متمرکز بر هوش اخلاقی بپردازند و تأثیر آن را بر شایستگی بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری ارزیابی کنند.
نیره باغچقی، زهرا مداح،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
با افزایش جمعیت سالمندان، به دلیل تقاضا برای دریافت خدمات مراقبتهای بهداشتی در منزل و مراقبتهای پایان زندگی، وظایف و مسئولیتهای پرستاران نسبت به قبل افزایش یافته است که این خود میتواند پرستاران را در معرض چالشهای اخلاقی قرار دهد؛ لذا، این مطالعه با هدف بررسی چالشهای پرستاران دربارهی مشکلات اخلاقی در مراقبتهای پایان زندگی در منزل بیماران سالمند انجام شد. مطالعهی حاضر از نوع مروری بود که در محدودهی زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ در بانکهای اطلاعاتیPubMed (Medline), Google Scholar, ISI Scopus, ProQuest, Science Direct , SID Iran Doc, Iran Medex, Magiran, و با استفاده از کلمات کلیدی Nursing Ethics, Ethical Challenges, End of Life Care, Home Care و معادل فارسی آنها انجام شد. بیتوجهی به حقوق بیماران در پایان زندگی، بیتوجهی به استقلال بیماران در منزل، احترامنگذاشتن به حقوق سالمند، فقدان مراقبت همدلانه، فقدان برقراری ارتباط مناسب با سالمند، امننبودن محیط منزل برای پرستار، خود میتواند از رایجترین معضلات اخلاقی باشد که به آسیب اخلاقی، تبعات روانیعاطفی برای فرد ارائهدهندهی مراقبت و بیمار سالمند در منزل منجر گردد. ازآنجاکه پرستاران در امر مراقبتهای پایان زندگی در منزل سالمند، با چالشهای جدی اخلاقی مواجه میشوند، باید با مسائل و اصول اخلاقی مربوط به مراقبت از سالمندان در منزل آشنا باشند. این امر سبب میشود تا پرستاران به حقوق بیماران سالمند و استقلال آنان احترام بگذارند و ضمن برقراری ارتباط مناسب، حمایت بهتری از این افراد داشته باشند.
ماندانا آرش، نادر قلی قورچیان، پریوش جعفری، اختر جمالی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
از شاخصهای مهم میزان موفقیت در حرفهی پرستاری، وجود نیروهای انسانی متعهد به حرفه است؛ ازاینرو، یکی از وظایف دانشکدههای پرستاری، ایجاد توانمندی در پذیرش تعهدات حرفهای در دانشجویان و عمل به آنهاست تا فرهنگ تعهد را بهصورت تکلیف پذیرفته و بهعنوان ارزشی اجتماعی در بروز رفتارهای حرفهای به کار بندند؛ لذا، این پژوهش با هدف تعیین راهبردهای ارتقاء و توسعهی شاخصهای فرهنگیاجتماعی مؤثر بر تعهد حرفهای در دانشجویان پرستاری انجام شده است. پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی بود که مشارکتکنندگان در بخش کیفی، بیست نفر از صاحبنظران حرفه بودند که به روش هدفمند در سال ۱۴۰۰ انتخاب شدند. دادهها بر اساس اصل اشباع نظری، از طریق مصاحبهی نیمهساختاریافته جمعآوری و با روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شدند. شش مؤلفهی مشارکت رسانههای ارتباطی در ارتقاء فرهنگی و علمی حرفه، توجه به تفاوتهای فرهنگی بین دانشگاه و مراکز درمانی، ارائهی فرهنگ تعهد در دانشگاه و مراکز بالینی، توجه به همسویی فرهنگ فرد و فرهنگ حرفه، توجه به برخورداری حرفه از حمایت اجتماعی، توجه به اشاعهی فرهنگ کار و تلاش در جامعه در قالب بیست شاخصِ آگاهیبخشی، ایجاد احساس نیاز، دغدغهمندکردن جامعهی دانشگاهی، شناخت از دانش پرستار، وجود تعارضات فرهنگی، ایجاد زمینههای مناسب آموزش با توجه به اصول فرهنگی، بهکارگیری استادان متعهد، تبدیل تعهد به فرهنگ، تبدیل تعهد بهعنوان تکلیف، تلاش برای اشاعهی تعهد در دانشگاهها و مراکز بالینی، نبود تداخل فرهنگی فرد با حرفه، توجه به فرهنگ بومی، ماهیت جنسیتی حرفه، اعتبار اجتماعی حرفه، جایگاه اجتماعی حرفه، حمایت جامعه از حرفه، شناساندن حرفه به جامعه، انعطافپذیری در روابط اجتماعی، ایجاد فرهنگ مشارکت و ایجاد فرهنگ نیاز به تعهد استخراج شدند. ترویج فرهنگ تعهد بین اعضای حرفه با تکیه بر ضرورت آموزش اصول اخلاقی و حرفهای و ارتقاء فرهنگ حرفه از طریق ایجاد حساسیت و دعوت به تفکر در بین دانشجویان میتواند با ایجاد زمینههای اجتماعی برای تمرین مسئولیتپذیری و پاسخگوبودن دانشجویان در قبال وظایف محوله سبب ارتقاء و پایداری تعهد حرفهای شود.
علیرضا زارع، محمد حسین تکلیف، علیرضا جاوید، زهرا آماده، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
پرستاران، بهعنوان یکی از اعضای کلیدی تیم درمانی در مراقبت از افراد مبتلا به بیماریهای روانی مزمن، با مسائل پیچیدهی اخلاقی مواجه هستند. رعایت محرمانگی، اخذ رضایت آگاهانه از بیمارانی با توانایی شناختی محدود، مدیریت تعارضات بین حقوق بیمار و الزامات ایمنی و مقابله با انگ اجتماعی، از چالشهای آنان هستند. کمتوجهی به این چالشها میتواند موجب کاهش کیفیت مراقبت و افزایش فشارهای روانی بر پرستاران شود؛ ازاینرو، درک بهتر این چالشها و ارائهی راهکارهای مناسب، ضروری است. این مطالعه به روش مرور ساده انجام شد. ابتدا جستوجویی جامع در پایگاههای دادهی PubMed، Scopus، PsycINFO و Google Scholar انجام گرفت. برای جستوجو، از کلیدواژههای ترکیبی مانند چالشهای اخلاقی، پرستاری، بیماران روانی مزمن و مراقبت اخلاقی استفاده شد. معیارهای ورود، شامل مطالعات منتشرشده به زبان انگلیسی و فارسی از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳، مقالات پژوهشی، مروری و کیفی مرتبط با موضوع بودند. پس از ارزیابی دقیق کیفیت و ارتباط ۱۵۰ مقالهی شناساییشده، سی مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. دادهها به روش تحلیل موضوعی و مقایسهای، بررسی شدند. یافتهها نشان داد، پرستاران با چالشهای متعدد ازجمله: حفظ محرمانگی در مواجهه با خانوادهها، گرفتن رضایت آگاهانه از بیماران با اختلالات شناختی و مدیریت تعارضات اخلاقی بین ایمنی بیمار و آزادی فردی مواجه هستند؛ علاوهبراین، کمبود آموزشهای اخلاقی تخصصی، نبود پروتکلهای شفاف و فشارهای ناشی از انگ اجتماعی بیماران، از چالشهای اصلی بودند. چالشهای اخلاقی پرستاران در مراقبت از بیماران روانی مزمن، نیازمند توجه ویژه از سوی سازمانهای مرتبط است. تأمین آموزشهای مستمر، تدوین دستورالعملهای اخلاقی و ایجاد حمایتهای روانی و قانونی میتواند به کاهش این چالشها کمک کند. مطالعات بیشتر در زمینهی راهکارهای عملی و تجربهمحور برای حل این مشکلات پیشنهاد میشود.
علیرضا زارع، محمد حسین تکلیف، علیرضا جاوید، زهرا آماده، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
افزایش جمعیت سالمندان، چالشهای اخلاقی فراوانی را در مراقبت پرستاری ایجاد کرده است. سالمندان به دلیل آسیبپذیری جسمی و روانی و اجتماعی، به مراقبتهایی خاص نیاز دارند که اغلب با تعارضات اخلاقی همراه است. موضوعاتی مانند حفظ استقلال، عدالت در تخصیص منابع، رضایت آگاهانه و مدیریت تعارضات میان خانواده و بیمار، از مسائل مهم در این حوزه به شمار میآیند. این مطالعهی مروری با هدف شناسایی چالشهای اخلاقی پرستاران در مراقبت از سالمندان و ارائهی راهحلهایی برای بهبود کیفیت مراقبت انجامشده است. این مطالعه به روش مرور نظاممند انجام شد. با استفاده از کلیدواژههای اخلاق پرستاری، سالمندان، چالشهای اخلاقی و مراقبت اخلاقی، جستوجوی مقالات علمی در پایگاههای دادهی معتبر مانند PubMed، Scopus، CINAHL و Google Scholar صورت گرفت. پس از غربالگری اولیهی مقالات مرتبطی که بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳ به زبانهای انگلیسی و فارسی منتشر شده بودند، چهل مقالهی واجد شرایط برای تحلیل نهایی در نظر گرفته شدند. بررسی دادهها با استفاده از روش تحلیل موضوعی صورت گرفت. چالشهای اخلاقی پرستاران در مراقبت از سالمندان، شامل رعایت استقلال بیمار، مدیریت تصمیمگیری در مواقع کاهش توانایی شناختی، حفظ محرمانگی و برخورد با فشارهای خانواده بود؛ علاوهبراین، پرستاران با مشکلاتی همچون: کمبود منابع، فشار کاری بسیار و نداشتن دسترسی به آموزشهای اخلاقی مواجه هستند. آموزشهای مستمر اخلاقی، تقویت پروتکلهای اخلاقی و ایجاد تیمهای بینرشتهای برای تصمیمگیری بهتر، از راهکارهای پیشنهادی هستند. چالشهای اخلاقی در مراقبت از سالمندان، نیازمند برنامهریزی جدی از سوی نظامهای بهداشتی است. با تدوین دستورالعملهای شفاف، ارتقاء آموزشهای اخلاقی و فراهمکردن محیط حمایتی برای پرستاران، میتوان کیفیت مراقبت از سالمندان را بهبود بخشید. مطالعات آینده باید بر ارزیابی تأثیر این راهکارها بر کاهش مشکلات اخلاقی متمرکز شوند.
فاطمه رودی، هدایت جعفری، محمدرضا جلیلفر، سیدمحمد میرشفیعی، سید توحید حسینی، سودابه اسلامی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
پرستاران در موقعیتهای بحرانی، در خط مقدم ارائهی خدمات بهداشتی و درمانی قرار دارند و با مسئولیتها و چالشهای اخلاقی پیچیدهای روبهرو هستند که نیازمند تصمیمگیریهای دشوار و لحظهای در چنین مواقعی است. هدف از این مطالعه، بررسی جامع چالشهای اخلاقی پیش روی پرستاران در زمان بحرانهای جهانی، بهویژه درگیریهای مسلحانه و جنگهاست. در این مقالهی مروری نظاممند، برای جستوجوی مقالات مرتبط با موضوع چالشهای اخلاقی پرستاران در بحرانها بهویژه جنگ، از پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Scopus،ScienceDirect ، Magiran و موتور جستوجوگر Google Scholar استفاده شد. اخلاق پرستاری، جنگ، بحرانهای جهانی، ملاحظات اخلاقی پرستاری در جنگ، Ethical Considerations in Nursing During War و Nursing Ethics in Armed Conflicts از واژگان کلیدی جستوجوشده بودند. پس از بررسی مقالات و حذف مقالات نامتناسب با اهداف مطالعه، در مجموع، هفت مقالهی مرتبط با موضوع چالشهای اخلاقی پیش روی پرستاران در زمان بحرانهای جهانی، بهویژه درگیریهای مسلحانه و جنگها بررسی شدند. یافتههای این مطالعات نشان داد، پرستاران در زمان جنگ با چالشهای اخلاقی پیچیدهای مواجه میشوند. ازجملهی این چالشها میتوان به تخصیص منابع محدود در مواقع بحرانی، درمان مجروحان جنگی و غیرنظامیان بدون تبعیض، حفظ رازداری بیمار درعین همکاری با مقامات نظامی و مراقبت از بیماران در مواقع خطرناک اشاره کرد. چالشهای اخلاقی پرستاران در زمان بحرانهای جهانی، بهویژه جنگ عبارتاند از: تضاد بین وظیفهی حرفهای و وابستگیهای سیاسی و نظامی و تعهد آنها به کشور خود، تخصیص منابع محدود در مواقع بحران، تصمیمگیری دربارهی اولویتبندی بیماران برای دریافت خدمات درمانی و مواجهه با خطرات جانی فراوان درحین مراقبت از بیمار. آموزش اخلاق پرستاری در زمان جنگ و حمایت از پرستاران، در مواجهه با این چالشها امری ضروری است.
مصطفی روشن زاده، علی تاج، سمیه محمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
در وضعیت کنونی سیستم بهداشتی، راهبردی که مدیران پرستاری در تصمیمگیری اخلاقیشان مدنظر قرار میدهند، میتواند نتایج مختلفی را برای بیماران و پرستاران و سیستمهای بهداشتی به دنبال داشته باشد؛ لذا، مطالعهی حاضر با هدف تبیین راهبردهای تصمیمگیری اخلاقی در مدیران پرستاری انجام شد. تحلیل محتوای کیفی قراردادی حاضر در سال ۱۴۰۱ در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. هجده مدیر پرستاری، به روش هدفمند انتخاب شدند؛ سپس، با استفاده از مصاحبههای بدون ساختار عمیق انفرادی، از آنان مصاحبه شد و دادهها با بهرهگیری از رویکرد گرانهایم و لاندمن، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج شامل یک طبقه (انسانمداری) و سه زیرطبقه (مشتریمداری، ارزشگذاری نسبت به شأن کارکنان و تعارض رعایت حقوق بیمار و کارکنان با پیروی از خطمشیهای سازمانی) بود. مدیران پرستاری سعی کردند، با استفاده از راهبردهای مشتریمداری، ارزشگذاری نسبت به کارکنان و اولویت حقوق بیمار و کارکنان بر ضوابط سازمانی، تصمیمهای اخلاقیشان را بر اساس اصل انسانمداری اتخاذ کنند. نتایج مطالعهی حاضر نشان میدهد، مدیران پرستاری همسو با رعایت حقوق بیماران و کارکنانشان تصمیمگیری میکنند؛ ولی گاهی این تصمیمها با منافع سازمانها تعارض دارد؛ ازاینرو، باید موانع موجود را که موجب فراهمشدن موقعیت برای این گونه تعارضات میشوند، شناسایی کرد. افزایش تعهد سازمانی در مدیران نیز میتواند در کاهش تصمیماتی که منافع گروههای مختلف مشتریان و کارکنان و سازمانهای بهداشتی باشد، مؤثر باشد.
رضا عبداللهی، آیناز باقرزادی، میرحسین احمدی، یوسف احمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
یکی از عواملی که به نظر میرسد بر خستگی از شفقت در پرستاران نقش دارد و موجب تعدیل آن میشود، حمایت سازمانی است؛ لذا، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین حمایت سازمانی و خستگی ناشی از شفقت در پرستاران بخش اورژانس انجام شد. این پژوهش، مطالعهای توصیفیتحلیلی است. جامعهی پژوهشی این پژوهش، تمامی پرستاران بخشهای اورژانس بیمارستانهای آموزشیدرمانی شهر ارومیه، در سال 1403 بودند. تعداد 150 پرستار بر اساس معیارهای ورود به مطالعه و به روش تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش، از سه پرسشنامهی مشخصات دموگرافیک، حمایت سازمانی آیزنبرگر و خستگی شفقت فیگلی، برای جمعآوری اطلاعات استفاده شد. دادهها نیز با نرمافزار spss15 تحلیل شدند. (0.45- = r و 0.05 >P) نتایج نشان داد، بین حمایت سازمانی و خستگی از شفقت، ارتباط معکوس و معنیدار وجود دارد. میانگین نمرهی حمایت سازمانی در پرستاران بخشهای اورژانس، 54/0± 13/21 بود؛ همچنین، میانگین نمرهی خستگی شفقت 54/8 ± 73/27 ، رضایت شفقت 81/1 ± 73/38 و استرس ترومای ثانویه 82/4 ± 45/28 بود. میانگین نمرهی کل پرسشنامهی کیفیت کاری پرستاران 32/4 ± 93/31 بود. با توجه به نتایج مطالعهی حاضر و تأثیر حمایت سازمانی در کاهش خستگی از شفقت در پرستاران، مدیران و سیاستگذاران پرستاری باید با انجامدادن اقداماتی مانند بهبود اوضاع کاری و توجه به نیازهای پرستاران، زمینه را برای ارتقاء حمایت سازمانی از آنها فراهم آورند تا موجب کاهش و تعدیل خستگی از شفقت در پرستاران شوند.
سمیرا اروجلو، آرزو قوی، لیلا ولیزاده، وحید زمانزاده، سادات سیدباقر مداح، پروانه آقاجری،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
ارتقاء کیفیت خدمات پرستاری و بهبود تصمیمگیریهای اخلاقی در محیطهای بالینی، نیازمند توجه فزاینده به اخلاق حرفهای است. هدف این مطالعه، مرور و ترکیب مطالعات انجامشده دربارهی اخلاق حرفهای در پرستاری ایران، بهمنظور سازماندهی، برنامهریزی و زیرساخت دانش و تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و ارائهی راهبردهایی با هدف پرستاری مبتنی بر اخلاق حرفهای در ایران بود. مطالعات ایرانی در زمینهی اخلاق، بدون محدودیت زمانی تا پایان خرداد ۱۴۰۲، با کلیدواژههای فارسی پرستار، پرستاری، اخلاق (اخلاقیات)، اخلاق حرفهای، مراقبت پرستاری، کدهای اخلاقی، حقوق بیمار، وجدان و ایران و کلیدواژههای انگلیسی Nurse، Ethics, Nursing، Professional، Nursing Care، Codes of Ethics، Patient Rights، Conscience و Iran، با استفاده از «و / یا» (OR / AND) در پایگاههای داده جستوجو شدند. با استفاده از روش بررسی تلفیقی پنجمرحلهای ویتمور و نالف، ۱۰۳ مقالهی فارسی و ۵۹ مقالهی انگلیسی، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج مطالعات در دو طبقهی دستاوردهای اخلاق حرفهای (شامل زیرطبقات دانش و نگرش و عملکرد حرفهای پرستاران، تجارب پرستاران از مراقبت اخلاقی، پیامدهای مثبت آموزش اخلاق حرفهای پرستاری و همگرایی سلامت معنوی با رعایت اخلاق حرفهای و لزوم توجه به رویکرد اسلامی) و عوامل مؤثر بر عملکرد اخلاقی (با زیرطبقات تسهیلگرهای عملکرد اخلاقی و بازدارندههای رعایت اخلاق حرفهای) استخراج گردید. با توجه به نتایج مطالعه پیشنهاد میشود، پروتکلها و استانداردهای مراقبت پرستاری تدوین و دورههای مختلف آموزشی ازجمله: مراقبت اخلاقی در فوریت و بلایا، هوش هیجانی و معنوی، آموزش مدیران بالینی پرستاری و کاربرد راهکارهای خلاقانه برای آموزش اخلاق حرفهای بالینی برگزار گردد.
محسن شهریاری، مریمالسادات هاشمی، آرش نجیمی، محمد زارع رشکوییه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
ماهیت اساسی مراقبت در پرستاری، حفظ کرامت انسانی بیمار است. صیانت از مقام و ارزش والای انسانی، محور اصلی حرفهی پرستاری را تشکیل میدهد. هدف مطالعهی حاضر، مقایسهی تأثیر آموزش اخلاق حرفهای از طریق برنامهی کاربردی تلفن همراه و وبینار بر حفظ کرامت بیماران در دانشجویان پرستاری بود. این مطالعه از نوع نیمهتجربی دو گروهی، از نوع قبل و بعد بود که بر روی نود دانشجوی کارشناسی پرستاری انجام گرفت. برای یک گروه، آموزش اخلاق حرفهای به روش وبینار صورت گرفت و در گروه دیگر، برنامهی کاربردی تلفن همراه، طراحی و ساخته و استفاده شد. فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی دیدگاه دانشجویان پرستاری در زمینهی حفظ کرامت بیمار، ابزار گردآوری دادهها بودند. نتایج نشان داد، میانگین نمرهی کل کرامت انسانی قبل از آموزش، در گروه وبینار 17/43±99/96 و در گروه برنامهی کاربردی 59/28±99/16 بود و از لحاظ آماری معنادار نبود (0.62 = p). میانگین نمرهی کرامت پس از آموزش، در گروه برنامهی کاربردی 96/14 ± 111/15 بهطور معناداری بالاتر از گروه وبینار 15/38 ± 104/34 بود (0.02 = p). بر اساس یافتهها، آموزش اخلاق حرفهای با استفاده از برنامهی کاربردی تلفن همراه، در مقایسه با وبینار، همراه با ارتقاء بیشتر دیدگاه دانشجویان پرستاری در زمینهی کرامت بیمار بود. آموزش با تلفن همراه میتواند بهعنوان یک روش یادگیری خودگردان و انعطافپذیر در دسترس دانشجویان قرار گیرد و این امکان را بدهد که بهصورت مداوم و بدون محدودیت زمانی و مکانی از محتوای آموزشی بهرهمند شوند. پیشنهاد میشود، دانشگاههای علوم پزشکی کشور توسعه و بهکارگیری برنامههای کاربردی آموزشی را در برنامههای درسی در کانون توجه قرار دهند.
محمدمهدی پژاوند، معصومه برخورداری شریف آباد، خدیجه نصیریانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
شناسایی راهکار مقابلهای مؤثر برای دیسترس اخلاقی، بهعنوان پدیدهای مهم و شایع در پرستاران بخش مراقبتهای ویژه، ضروری به نظر میرسد. مدل دانش تا عمل، با هدف شناسایی روشهای مؤثر برای پیادهسازی شواهد در عمل بالینی است. مطالعهی حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخلهی مبتنی بر مدل دانش تا عمل، بر دیسترس اخلاقی پرستاران شاغل در بخش مراقبت ویژه انجام شد. این پژوهش از نوع تجربی بود و پرستاران شاغل در بخش مراقبت ویژهی بیمارستان نمازی شهر شیراز، جامعهی آماری آن را تشکیل دادند. تعداد صد پرستار واجد شرایط، بهشیوهی در دسترس انتخاب شدند؛ سپس، بهطورتصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. برای گروه مداخله، مدل دانش تا عمل اجرا شد. دادهها با استفاده از پرسشنامهی دیسترس اخلاقی هامریک، قبل و یک ماه بعد از مداخله، توسط هر دو گروه گردآوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS 19 تحلیل شد. بر اساس یافتهها، هر دو گروه، قبل از مداخله، از نظر ویژگیهای جمعیتشناختی و میانگین نمرهی دیسترس اخلاقی یکسان بودند. بعد از مداخله، میانگین نمرهی دیسترس اخلاقی در گروه مداخله، در بعد فراوانی (0/34±2/12) و در بعد شدت (0/46±2/32) در مقایسه با گروه کنترل بعد فـراوانی: (0/43 ± 2/510) ، بعد شدت: (0/55±2/57) بهطور معناداری کاهش یافته بود (0/001>p). یـافتهها نشان داد، اجرای مدل دانش تا عمل، موجب کاهش دیسترس اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه میشود؛ لذا اجراکردن این مدل، برای ارتقاء کیفیت مراقبت، به مدیران پرستاری پیشنهاد میشود.
سمانه فلاح کریمی، زهرا خلیل زاده فرسنگی، عزیزاله اربابی سرجو، فاطمه اعتمادی نیا،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
پرستاران بخشهای مراقبت ویژه به دلیل مواجههی مداوم با موقعیتهای پیچیدهی اخلاقی و تصمیمگیریهای دشوار، در معرض آسیب اخلاقی زیادی هستند. این آسیب میتواند بر عملکرد حرفهای و سلامت روان آنان تأثیر منفی بگذارد. این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین آسیب اخلاقی و شهامت اخلاقی در پرستاران شاغل در بخشهای مراقبت ویژه انجام شده است. این مطالعهی توصیفیمقطعی در سال 1۴۰۳ انجام گرفته است. جامعهی آماری مطالعه را ۱۵۰ پرستار شاغل در بخشهای مراقبت ویژه تشکیل دادند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی شهامت اخلاقی سکرسا و مقیاس علائم اخلاقی برای متخصصان سلامت استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تی مستقل در نرمافزار آماری SPSS نسخه 22 تجزیه و تحلیل شدند. یافتههای این مطالعه نشان داد، بین آسیب اخلاقی و شهامت اخلاقی رابطهی معکوس و معناداری وجود دارد (r=-0.64, p<0.001)؛ همچنین، سطح شهامت اخلاقی در پرستاران رسمی بالاتر از پرستاران طرحی بود؛ علاوهبراین، بین سن و شهامت اخلاقی، رابطهی مستقیم مشاهده شد؛ بهطوریکه با افزایش سن، سطح شهامت اخلاقی نیز افزایش یافت. یافتههای مطالعه، ضرورت طراحی و اجرای دورههای آموزشی مؤثر را برای کاهش آسیب اخلاقی و ارتقاء شهامت اخلاقی در این گروه از پرستاران نشان داد.