40 نتیجه برای دانشجویان
فرزان عضدی، سیدهمریم موسوینسب، نیلوفر دوانی، پریسا میرزایی، فائزه جهانپور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
حقوق بیمار از اساسیترین حقوقی است که باید کادر درمانی به آن توجه کند. در این میان، بررسی و مقایسهی دیدگاه دانشجویان پزشکی سال اول و آخر، برای آگاهی دانشجویان از نکات اخلاقی ارائهی خدمات از اهمیتی ویژه برخوردار است؛ لذا این طرح با هدف مقایسهی دیدگاه دانشجویان پزشکی سال اول و آخر دربارهی میزان رعایت منشور حقوق بیمار در دانشگاه علوم پزشکی بوشهر انجام شد. این مطالعه، پژوهشی توصیفیتحلیلی و مقطعی است که 113 نفر از دانشجویان پزشکی سال اول و آخر دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، به روش نمونهگیری سرشماری، در آن شرکت داشتند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای برگرفته از منشور حقوق بیمار بود که روایی و پایایی آن در مطالعات پیشین تأیید شده بود. آنالیز دادهها ازطریق آزمونهای تی مستقل و همبستگی پیرسون با نرمافزار SPSS v 19 انجام گرفت. میانگین نمرهی دیدگاه دانشجویان دربارهی میزان رعایت حقوق بیمار در بین دانشجویان سال اول 90/13±36.76 و در میان دانشجویان سال آخر 08.8±63.71 بود که از نظر آماری معنیدار است (p<0.05). در بین دانشجویان سال اول و آخر، اکثر دانشجویان، بهترتیب 52% و 84%، دیدگاهی نسبتاً مطلوب دربارهی رعایت حقوق بیمار داشتند. بین فاکتورهای دموگرافیک با دیدگاه دانشجویان، ارتباط آماری معنیداری مشاهده نشد. نمرهی دیدگاه دانشجویان در رابطه با رعایت حقوق بیمار، در بین دانشجویان سال آخر کمتر از دانشجویان سال اول بود؛ لذا پیشنهاد میشود برای ارتقای دیدگاه دانشجویان در این باره، در طی سالهای تحصیل، تلاش و برنامهریزی شود.
افروز کرزبر، کبری رشیدی، رضوان مرادی، شیرین پیرزاد، مهدی بیرجندی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
توانمندی نگرش مثبت و عملکرد مناسب پرستاران در رویارویی با واقعهی مرگ، به میزانی زیاد، از اعتقادات مذهبی آنها اثر میپذیرد. یک متغیر مهم مذهبی، نوع جهتگیری مذهبی درونی (عملیکردن باورهای دینی در همهی رفتارها و اعمال) و بیرونی (استفادهی ابزاری از بهجاآوردن باورهای دینی، برای کسب منافع مادی) آنهاست. هدف این مطالعه، بررسی رابطهی جهتگیری مذهبی و نگرش به مرگ دانشجویان پرستاری بود. نوع پژوهش، مقطعیهمبستگی بود. 202 نفر دانشجوی پرستاری دانشکدههای پرستاری دانشگاه علوم پزشکی لرستان، در سال تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۷، با روش نمونهگیری طبقهای تصادفی، انتخاب شدند. ابزارهای مطالعه، شامل پرسشنامههای جهتگیری مذهبی آلپورت و مقیاس استاندارد نگرش به مرگ (DAP-R) بودند. بعد از کسب رضایتنامهی کتبی، مشارکتکنندگان، پرسشنامهها را تکمیل کردند. دادهها، با نرمافزار SPSS 18 و آزمونهای آماری تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل شدند. مشخصات دموگرافیک مشارکتکنندگان عبارت بود از: 51.5 درصد زن، میانگین سنی 21.7 سال، 89.6 درصد مجرد، 95.5 درصد دانشجوی مقطع کارشناسی، 53 درصد مقیم خوابگاه، 94.6 درصد شیعه و 50.5 درصد دارای تجربهی دیدن مرگ. میانگین نمرهی جهتگیری مذهبی درونی، بیشتر از بیرونی و در دو جنس، یکسان بود. تفاوت میانگین نمرهی جهتگیری درونی با پذیرش فعالانهی مرگ، همبستگی مثبت (0.001P<) و با اجتناب از مرگ، همبستگی معکوس منفی معناداری داشت (0.17-/0.01p=). جهتگیری بیرونی، با ترس از مرگ و پذیرش با گریز، همبستگی مثبت معناداری نشان داد (0.001P<). تفاوت میانگین نمرهی هر دو جهتگیری مذهبی، برحسب جنسیت، وضعیت ﺗﺄهل و مذهب، معنادار نبود (0.001P>). بین ترس از مرگ و اجتناب از آن و پذیرش با گریز، برحسب جنسیت و از نظر پذیرش یا گریز با داشتن تجربهی دیدن مرگ، ارتباطی معنادار دیده شد (0.01p=). بین نگرش به مرگ و تجربهی مرگ خانواده، ارتباطی معنادار وجود نداشت (0.001p>). یافتهها نشان دادند که نوع جهتگیری مذهبی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با نگرش به مرگ و پذیرش یا گریز از آن، عاملی ﻣﺆثر بر سلامت افراد و کیفیت ارائهی مراقبت از بیماران محتضر، است.
فیروزه دادرس، عصمت نوحی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
رعایت اخلاق حرفهای مبتنی بر هوش معنوی، زمینهساز رفاه و رضایتمندی بیماران است. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط اخلاق حرفهای و هوش معنوی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1397 انجام شده است. در این مطالعهی توصیفیهمبستگی، 150 نفر از دانشجویان مشغول به تحصیل در سال آخر پزشکی، بهصورت سرشماری، وارد مطالعه شدند. ابزار استفادهشده، پرسشنامههای هوش معنوی و اخلاق حرفهای بود. دادهها با SPSSنسخهی 22 و با استفاده از آزمون تی مستقل، تحلیل واریانس یکطرفه و ضریب همبستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل شد. میانگین و انحراف معیار نمرهی اخلاق حرفهای 2/6± 72/57 و هوش معنوی دانشجویان 3/12±97/73 بود. کمترین نمرهی اخلاق حرفهای، در حیطهی مسئولیتپذیری و بیشترین آن، همدردی با دیگران بود؛ همچنین، رابطهی مثبت معنیداری بین نمرهی اخلاق حرفهای با هوش معنوی دانشجویان وجود داشت (001/0=P). این بدان معناست که با آموزش و تقویت هوش معنوی دانشجویان در طول تحصیل، میتوان انتظار داشت اخلاق حرفهای آنها در طی کار بالینی و ارتباط حرفهای با بیمار افزایش یابد. به این منظور، تأکید استادان بر جنبههای آموزشهای کاربردی اخلاقی، خصوصاً، طی آموزش بالینی و همچنین، تکریم الگوهای معنوی، بهعنوان شالودهی آموزش اخلاق، در طی تحصیل دانشجویان، امری ضروری به نظر میرسد.
حامد فدایی، فتاح جعفریزاده، سعید غلامزاده، عبدالرسول ملکپور، محمد زارعنژاد،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
مسئولیت کیفری پزشکان و دستیاران، از مباحث پیچیدهی حقوق پزشکی است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی مسئولیت دستیاران و دانشجویان پزشکی در انجام اقدامات تشخیصی و درمانی، با مطالعهی موردی پروندههای پزشکی قانونی استان فارس از سال 1390تا1395 بوده است. در این مطالعه، 63 پروندهی افراد شاکی بررسی شد که شامل 33 مرد (52.4 درصد) و 30 زن (47.6 درصد) بودند. غالب افراد شاکی، بیسواد و زیر دیپلم بودند و کمترین فراوانی، مربوط به سطح تحصیلات دکترا بود. دربارهی وضعیت جسمانی شاکی (بیمار)، بیشترین فراوانی مربوط به فوت افراد بود (با فراوانی 73 درصد)؛ بیشترین شکایات، از گروه درمانی (با فراوانی 95.2 درصد) و پس از آن، پزشک (با فراوانی 8/4 درصد) انجام شده بود. از نظر رشتهی تحصیلی، رشتهی زنان و زایمان، نسبت به سایر رشتهها، فراوانی بیشتری داشت (44.4 درصد). در کل، در 26 پرونده (41.3 درصد)، نهایتاً، متشاکی تبرئه و 37 پرونده (7/58 درصد) نیز، به محکومیت افراد ختم شده بود. از نظر نوع قصور، فراوانترین نوع قصور، مربوط به بیاحتیاطی (91.9 درصد) بود. در این مطالعه، بیشترین فراوانی سطح تحصیلات متشاکی، مربوط به رزیدنت ارشد (با فراوانی 11.1 درصد) بود. بر اساس نتایج مطالعهی حاضر، در خطاهای پزشکی بهوجودآمده توسط دانشجویان دورهی کارورزی (انترن) و دکترای تخصصی (دستیاری)، مشخصکردن دقیق مسئولیتهای کیفری دانشجویان دورههای عمومی و دستیاران تخصصی، در قبال قصور و خطاهای رخداده و تبیین آنها در آییننامههای آموزشی هر دوره، اهمیتی خاص دارد. در کنار آن، برگزاری دورههای آموزشی پزشکی قانونی و مسئولیت حقوقی و کیفری دانشجویان در قبال امور درمانی، در ارتقای کیفیت درمان، بسیار اثرگذار است.
عارفه مرزوقی، حسین محمودیان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان مهارت و رفتارهای «اخلاق سایبری» دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، با روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعهی آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، متشکل از سه رشتهی پزشکی و دندانپزشکی و کارشناسی پرستاری و مامایی که در سال تحصیلی 1395-1396 مشغول به تحصیل بودهاند، تشکیل داد. روش نمونهگیری تصادفی ساده بود که براساس آن، دویست نفر از دانشجویان بهعنوان نمونه انتخاب شدند. دادههای پژوهش با استفاده از نرمافزار SPSS و با بهکارگیری آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. نتایج نشان داد میزان مهارت و رفتارهای اخلاقی سایبری دانشجویان از سطح قابلقبول پایینتر است؛ همچنین تفاوت بین دانشجویان براساس ویژگیهای جمعیتشناختی مانند جنسیت و رشته و مقطع تحصیلی، در زمینهی برخورداری آنان از مهارتها و رفتارهای اخلاقی سایبری معنادار نیست.
سجاد نعمتی، داریوش رخافروز، نسرین الهی، محمدحسین حقیقیزاده،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
سنجش عملکرد بالینی دانشجویان پرستاری، بهعنوان منبعی برای تعیین نیازهای آموزشی و تصمیمگیری برای ایجاد تحول در محیطهای آموزشی و ارتقاء کیفیت آموزش، امری ضروری است. این مطالعه با هدف ارزشیابی رفتار حرفهای دانشجویان پرستاری در محیط بالینی، با ابزار ارزشیابی حرفهای در مقیاس کوچک (P-MEX) انجام شد. این مطالعهی توصیفیتحلیلی مقطعی با مشارکت 86 نفر از کارورزهای پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اهواز در سال 1398 صورت گرفت. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک و فرم ارزشیابی P-MEX کروز بود. روایی و پایایی این ابزار از طریق سنجش بین مشاهدهگران انجام و با ضریب آلفای کرونباخ 76% تعیین شد. برای تحلیل دادهها از SPSS نسخهی 20 و آزمونهای آماری توصیفی، تیتست مستقل، آنالیز واریانس و آزمونهای تعقیبی Post Hoc استفاده گردید. در مجموع مهارتهای حرفهای، اکثر شرکتکنندگان در مرحلهی اول 51.2% در سطح متوسط و قابل انتظار و 48.8% بالاتر از حد انتظار و در مرحلهی دوم اکثراً 84.9% در سطح متوسط و در حد انتظار و 15.1% بالاتر از حد انتظار قرار گرفتند. در این پژوهش بر اساس نمرات ارزشیابی در طی دو مرحله، گرچه میانگین کل نمرات مهارتهای بالینی اکثر دانشجویان در محدودهی در حد انتظار از مقیاس لیکرت چهار درجهای قرار گرفت؛ اما نمرهی مهارتها در بخشهای ویژه پایینتر بود؛ لذا به منظور ارتقاء همهجانبهی مهارتهای حرفهای، تدوین برنامهریزیها و روشهای آموزشی مناسب در حیطهی رفتارهای حرفهای الزامی است.
فرهاد خرمائی، خاتون محمودنژاد،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
بیصداقتی تحصیلی یکی از چالشهای مهم مراکز آموزشی است. در پژوهش حاضر، نقش واسطهای عدم درگیری اخلاقی در رابطهی بین منشهای اخلاقی با بیصداقتی تحصیلی بررسی شد. پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعهی آماری شامل همهی دانشجویان دانشگاه شیراز بود؛ شرکتکنندگان پژوهش شامل 246 دانشجو، به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از مقیاسهای عدم درگیری اخلاقی، رفتار غیرمولد تحصیلی و پرسشنامهی منشهای اخلاقی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش، از روش مدلیابی معادلات ساختاری با نرمافزار AMOS استفاده شد. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد منشهای مثبت اخلاقی، بهصورت مستقیم با بیصداقتی تحصیلی رابطه دارد؛ همچنین منشهای منفی اخلاقی، هم بهصورت مستقیم و هم با واسطهگری عدم درگیری اخلاقی، با بیصداقتی تحصیلی رابطهی معنادار دارد. عدم درگیری اخلاقی نیز، بهصورت مستقیم، پیشبینیکنندهی بیصداقتی تحصیلی در دانشجویان بود. با توجه به یافتهها میتوان نتیجه گرفت منشهای مثبت اخلاقی، بهصورت مستقیم و منشهای منفی اخلاقی، بهتنهایی یا با واسطهی عدم درگیری اخلاقی، بیصداقتی تحصیلی را پیشبینی میکنند. عدم درگیری اخلاقی نیز، پیشبینیکنندهی بیصداقتی تحصیلی دانشجویان بود.
معصومه برخورداریشریفآباد، سیده زهرا کاکا تفتی، پرنیا باستانی، فریده محمودی هاشمی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی برای ارائه مراقبت های اخلاقی موثر ، نیاز به حساسیت اخلاقی دارند. از آنجاییکه معنویت بخش جدایی ناپذیر از اخلاق است و هوش معنوی زیربنای باورهای فرد است که بر عملکرد وی تأثیر می گذارد، این مطالعه با هدف تعیین نقش هوش معنوی در میزان حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری انجام شد. این پژوهش، یک پژوهش توصیفی مقطعی می باشد که در سال 1400 انجام شد. جامعه هدف را دانشجویان پرستاری شاغل به تحصیل در نیمسال اول 1401-1400 در شهر یزد بودند که 153 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه های هوش معنوی کینگ، حساسیت اخلاقی لوتزن استفاده شد. روایی و پایایی ابزار ها در تحقیقات پیشین تعیین شده است. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار، توزیع فراوانی) و استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون) توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شد. نتایج نشان داد که میانگین حساسیت اخلاقی (46/10±24/64) و میانگین هوش معنوی دانشجویان پرستاری (13/34±90/53) و در حد متوسط قرار داشت. ارتباط آماری معناداری بین هوش معنوی و حساسیت اخلاقی مشاهده نشد (245/0 = P). لذا نیاز است برای درک بهتر و عمیقتر، مطالعاتی جهت بررسی عوامل میانجی که ممکن است بر این متغیرها تأثیرگذار باشد، انجام شود
لیلا رازقیان جهرمی، صفورا صادقی مزیدی، علی فرهنگ دوست،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
افزایش ابتلا به بیماریهای مزمن و صعب العلاج و کمبود امکانات جهت رسیدگی به بیماران موجب مطرح شدن بحث اولویت بندی در تخصیص امکانات و انتخاب بیماران در استفاده از امکانات و انتخاب بین مرگ و زندگی میشود. بحث خاتمه حیات و قطع درمان از جمله چالشهای حوزه پزشکی و اخلاق می باشد. در سالهای اخیر درخواست اتانازی افزایش یافته است و پزشکان آینده قطعا با این موضوع رو به رو خواهند شد. این مطالعه مقطعی بر روی 200 تن از دانشجویان و دستیاران پزشکی در سال 1400 انجام شد. تمامی شرکتکنندگان پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، افسردگی بک و نگرش به اتانازی را با رضایت خود تکمیل کردند . در مطالعه حاضر67/5 % شرکت کنندگان با اتانازی موافق بودند. نگرش مثبت به اتانازی در مردان بیشتر از زنان بود (0.22 = P) و در افراد مجرد بیشتر از متاهلین بود (0.045 = P) . با افزایش اعتقادات مذهبی در افراد میانگین نمره نگرش به اتانازی در آن ها کاهش میافت و مخالفت با آن بیشتر می شد (0/001 نگرش مثبت به اتانازی با افسردگی و شدت آن مرتبط بود. این مقاله حاصل پایان نامه دکترای عمومی دانشگاه علوم پزشکی شیراز است. در طول فرایند پژوهش اصول اخلاقی در پژوهشهای دارای آزمودنی انسانی در براساس راهنمای جمهوری اسلامی ایران ، از جمله اخذ رضایت آگاهانه جهت شرکت در پژوهش رعایت شد. افسردگی و شدت آن با تمایل بیشتر پزشکان برای اتانازی ارتباط معنادار دارد. از سوی دیگر هرچه اعتقادات مذهبی قویتر باشد میزان مخالف با اتانازی نیز افزایش مییابد. حمایت از اتانازی در مردان و افراد مجرد نیز بیشتر از گروه های دیگر بود.
سمیره عابدینی، الهام ایمانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
آموزش بالینی بخشی مهم از برنامهی درسی دانشجویان علوم پزشکی است و دانشجویان در طول این دوره، با چالشهای اخلاقی متعدد مواجه میشوند. ازآنجاکه اخلاق، عاملی مهمی در ارائهی صحیح خدمات سلامت به مددجویان محسوب میشود، این مطالعه با هدف تبیین چالشهای اخلاقی کارآموزی، از نظر دانشجویان علوم پزشکی طراحی شد. این مطالعهی کیفی با رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. نمونهگیری هدفمند بود و دادهها با استفاده از مصاحبهی عمیق، چهره به چهره و نیمهساختاریافتهی فردی جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها همزمان با جمعآوری دادهها، با روش تحلیل محتوای کیفی، با رویکرد استقرایی، مطابق روش الو و کینگاز (2008) انجام شد. در این مطالعه، پس از انجامدادن مصاحبه با چهل نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، اطلاعات به اشباع رسید. میانگین سنی مشارکتکنندگان در پژوهش 22/1±67/22 سال بود. پس از تحلیل متن مصاحبهها، در نهایت دو مضمون و هفت طبقه حاصل شد. مضامین حاصل، تحت عناوین چالشهای اخلاقی در محیط بالین و چالشهای اخلاقی در متصدیان آموزش بالینی نامگذاری شدند. با توجه به نتایج بهدستآمده از مصاحبههای دانشجویان مختلف ضرورت دارد، معاونان آموزشی و استادان دانشگاه به چالشهای اخلاقی در محیط بیمارستانها و درمانگاهها توجهی خاص مبذول داشته و اقدامات لازم را در زمینهی آشناسازی دانشجویان با مسائل اخلاقی، چگونگی مواجهه با این مسائل و نحوهی تصمیمگیری در موقعیتهای اخلاقی در نظر داشته باشند.
خدیجه نصیریانی، نجمه زمانی، عهدیه بحری، سیده الهام فضل جو،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
با توجه به اهمیت فراگیری هوش اخلاقی در دانشجویان پرستاری بعنوان آینده سازان این رشته و همچنین با توجه به کاربردی بودن آموزش مجازی در تمام رشتهها به ویژه علوم پزشکی؛ برآن شدیم تا مطالعهای با هدف تعیین اثربخشی آموزش مجازی اصول اخلاقی به شیوه روایتگری بر هوش اخلاقی دانشجویان پرستاری انجام دهیم. پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی بوده که 40 دانشجوی پرستاری به روش در دسترس وارد مطالعه شدند. قبل از اجرای مداخله، بلافاصله بعد، و دوماه بعد از مداخله شرکت کنندگان پرسشنامه هوش اخلاقی لینک و کیل (2005) را کامل نمودند. جلسات آموزش مجازی در 16 جلسه آموزشی برگزار شد. دادهها با نرم افزار SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد در مطالعه حاضر 40 دانشجوی پرستاری با دامنه سنی 18-23 سال شرکت کردند. مقایسه میانگین نمره کلی هوش اخلاقی قبل از مداخله (17/81±155/45، بلافاصله بعد از مداخله 17/89±161/50 و دوماه بعد از مداخله 15/41±162/97 نشان دهندهی افزایش این نمره در طول مطالعه است و این تفاوت از نظر آماری معنی دار بود(P=0/02). براساس نتایج میانگین نمره کلی هوش اخلاقی در دانشجویان بلافاصله و دو ماه بعد از مداخله افزایش یافته است. هوش اخلاقی مطلوب میتواند چشمانداز مناسبی را از موفقیت و پیشرفت افراد ترسیم نماید. بنظر می رسد لازم است مدیران دانشگاهها به طور مستمر در کنار آموزش بالینی، به آموزشاخلاق، به ویژه با روشهای نوین، توجه ویژه داشته باشند.
آرمان لطیفی، سید صادق حسینی، سارا رحیمی، وحید رحمانی، دکتر عاطفه اسفندیاری، هدایت سالاری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
تعهد حرفهای، مجموعهای از نگرشها، ارزشها، رفتارها و روابطی است که بهعنوان پایه و اساس قرارداد یک متخصص سلامت با جامعه عمل میکند. مطالعهی حاضر، با هدف تعیین نگرش دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر به تعهد حرفهای، در سال 1401 انجام شد. جامعهی پژوهش این مطالعهی توصیفی، شامل 254 نفر از دانشجویان سه سال آخر دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر بود که با سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار بررسی، پرسشنامهی استاندارد نگرش به تعهد حرفهای پزشکان بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 25 تجزیه و تحلیل شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای توصیفی، آزمون همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی و آزمون من ویتنی استفاده شد. میانگین و انحراف معیار سن دانشجویان شرکتکننده در مطالعه برابر با 25/2±69/24 سال بود. میانگین و انحراف معیار نمرهی نگرش به تعهد حرفهای در دانشجویان شرکتکننده در پژوهش برابر با 72/12±12/67 از 100 به دست آمد. بین متغیرهای سن و ترم تحصیلی و سابقهی شرکت در دورههای آموزشی مرتبط با اخلاق حرفهای با میانگین نمرهی نگرش، ارتباط آماری معنیدار وجود داشت (01/0P=)؛ اما بین جنسیت و نمرهی نگرش به تعهد حرفهای ارتباط معنادار آماری وجود نداشت (05/0P>). مراکز آموزشی و استادان آن، بهعنوان اثرگذارترین نیروها بر شکلدهی اخلاق دانشجویان، باید برنامهی آموزشی را بر اساس آموزش و الگوسازی در زمینهی حرفهایگری پزشکی، با درنظرگرفتن نیازهای حرفهای، بازنگری و بهخوبی اجرا کنند.
هما صادقی اول شهر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
آموزش مؤثر پزشکی، مستلزم پرورش حرفهایگرایی، استدلال اخلاقی، مهارتهای ارتباطی و همدلی است. روشهای سنتی، اغلب نمیتوانند به اندازهی کافی به این موضوع بپردازند؛ ازاینرو، به رویکردهای ساختارمندتر برای توسعهی حرفهای نیاز است. یادگیری مبتنی بر بازاندیشی، با تأکید بر خودتحلیلی و تفکر نقاد، راهبردی امیدوارکننده را ارائه میدهد. این مطالعه از نوع مروری است و برای جمعآوری اطلاعات، شواهد مرتبط با واژگان کلیدی آموزش، بازاندیشی، حرفهایگرایی، رفتار حرفهای و دانشجویان پزشکی، در فاصلهی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴، در پایگاههای اطلاعاتی Web of Science, PubMed, Scopusو Google Scolar جستوجو و در نهایت، هجده مقالهی مرتبط انتخاب شدند. پس از بررسی مقالات از لحاظ نوع، تمرکز و پیامدهای مفهومی، رویکردهای مختلف به بازاندیشی در آموزش حرفهگرایی، تحلیل و طبقهبندی شدند. متون بررسیشده، با ترسیم رویکردی چندوجهی به بازاندیشی در آموزش پزشکی، بر اهمیت ادغام بازاندیشی در محیط یادگیری بالینی و برنامهی درسی تأکید میکنند. بهطور خلاصه، این رویکردها عبارتاند از: بازاندیشی متنی، پیوند بازاندیشیها به تجربیات بالینی خاص، استفاده از چهارچوبهای ساختاریافته مانند چرخهی گیبس برای هدایت بازاندیشی، بحثهای تسهیلشده و بازخورد همتایان از طریق ایجاد محیطهایی برای یادگیری مشترک، نقد همتایان و راهنمایی و ادغام بازاندیشی در برنامهی درسی، بهنحویکه آن را بهعنوان جنبهای مداوم و ارزیابیشده از یادگیری تبدیل کند. یافتهها حاکی از آن است که رویکرد آموزشی مبتنی بر کاربرد عملی و یادگیری تجربی، با فرصتهایی برای تعامل با همسالان و بازاندیشی ساختاریافته و ادغام بازاندیشی در برنامهی درسی، به بهبود درک دانشجویان از رفتار حرفهای منجر میشود. بهبود مهارتهای ارتباطی، استدلال اخلاقی، همدلی و خودآگاهی از نتایج پیشبینیشده است که در نهایت، به بهبود کیفیت مراقبت از بیمار و قویترشدن نیروی کار پزشکی منتج میشود. روش توصیفشده، برای یادگیری مبتنی بر بازاندیشی در آموزش پزشکی، راهبردی جامع برای توسعهی رفتار حرفهای ارائه میدهد. این رویکرد از گنجاندن فعال بازاندیشی در فعالیتهای یادگیری بالینی، استفاده از چهارچوبهای ساختاریافته و ارائهی فرصتهایی برای پشتیبانی همتایان و استادان حمایت میکند. در آینده، برای ارزیابی دقیق تأثیر این راهکارهای ترکیبی بر رشد حرفهای دانشجویان پزشکی، بررسی پیوندهای بین فعالیتهای بازاندیشی خاص و پیشرفتهای ملموس در مهارتها و رفتارهای بالینی، به تحقیقات بیشتری نیاز است.
مریم سینا، زهرا کشتکاران، زینت محبی، نعیمه سادات اثماریان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
پرستاران بهعنوان بزرگترین گروه ارائهدهندهی خدمات بهداشتی، در تیمهای درمانی و مراقبت از بیماران، نقش حیاتی دارند. دانشجویان پرستاری که پرستاران آینده خواهند بود، به شایستگیهای بالینی و اخلاقی نیاز دارند تا بتوانند مراقبتهای حرفهای و مناسبی ارائه دهند. حساسیت اخلاقی، بهعنوان توانایی درک و تشخیص موقعیتهای اخلاقی، بسیار اهمیت دارد و ارتباط پرستاران با بیماران را بر پایهی اعتماد و پاسخگویی به نیازهای فردی تقویت میکند که در مواجهه با چالشهای اخلاقی محیطهای بالینی کمککننده است؛ لذا، این مطالعه با هدف تعیین حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با ویژگیهای جمعیتشناختی انجام شد. در این مطالعهی توصیفیمقطعی، 112 دانشجوی سال سوم و چهارم پرستاری شرکت کردند. پرسشنامههای مشخصات جمعیتشناختی و حساسیت اخلاقی لوتزن، ابزارهای استفادهشده بودند. دادهها پس از جمعآوری، از طریق نرمافزارSPSS نسخهی 23 و با استفاده از آزمونهای آمار توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. حساسیت اخلاقی مشارکتکنندگان در حیطهی صداقت در تصمیمگیری، با بالاترین میانگین (5/62 ±14/71) و در حیطه دانش حرفه ای، با کمترین میانگین (2/12 ± 3/70) مشاهده شد. میانگین نمرهی کلی حساسیت اخلاقی 15/854 ± 59/87 و در سطح متوسط بود. بررسی ارتباط متغیرهای جمعیتشناختی، شامل سن، معدل، جنس، وضعیت تأهل، وضعیت سکونت، ترم در حال تحصیل، وضعیت مالی خانواده و وضعیت تحصیلی والدین نشان داد، تنها در حیطهی تجربهی مشکلات اخلاقی، حساسیت اخلاقی با وضعیت اقتصادی خانوادهی دانشجویان، رابطهی مثبت و معنادار (0.046 >P) داشت. با توجه به یافتههای حاصل از این مطالعه، طراحی و اجرای برنامههای مدون برای ارتقاء سطح حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری امری ضروری به نظر میرسد؛ همچنین، این مطالعه بر توجه به عوامل اجتماعی اثرگذار، ازجمله موقعیت اقتصادی بر کسب تجارب اخلاقی و تقویت حساسیت اخلاقی تأکید میکند.
مینا گائینی، حمید آسایش، احمد پریزاد، زهرا عابدینی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
آموزش بالینی، مهمترین و اصلیترین بخش آموزش پرستاری است. افزایش دانش نظری و عملی دانشجویان در بخش روانپزشکی برای بهبود نگرش و قبول مراقبت و انجامدادن آن، ضرورت دارد. از طرفی پیامد یادگیری در آموزش بالینی، میتواند شکلگیری و ارتقاء صلاحیتهای حرفهای ازجمله: ارتباط و اخلاق حرفهای، توسعهی تفکر انتقادی برای قضاوت و تصمیمگیری بالینی، ایجاد حساسیت اخلاقی، همکاری تیمی و عملکرد گروهی را به همراه داشته باشد. با توجه به ضرورت مطرح شده، این مطالعه با هدف تبیین تجارب دانشجویان پرستاری مبتنی بر روایتنویسی- بازاندیشی در اولین مواجهه با مددجویان روانپزشکی انجام شد. این مطالعهی کیفی، در دورهی کارآموزی روانپرستاری در دانشکدهی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی قم در دو نیمسال متوالی انجام شد. نمونهگیری بهشکل هدفمند و داده ها از طریق ده مصاحبهی فردی نیمه ساختارمند و دو گروه متمرکز حضوری و مجازی (گروه پنجنفره) گردآوری شد. جمعآوری دادهها تا مرحلهی اشباع داده ها ادامه پیدا کرد. تحلیل دادهها بر اساس رویکرد تحلیل محتوای کیفی و در بستر نرمافزار MAXQDA 20، صورت گرفت. تجربیات بالینی دانشجویان از اولین دورهی آموزش بالینی روانپرستاری، بر اساس روایت نویسی- بازاندیشی یک درونمایهی اصلی، مشوقی برای ارتباط اخلاقی و معنوی در پرستاری و چهار درونمایهی فرعی تقویت ارتباط همدلانه، تقویت حساسیت اخلاقی، احترام به شأن و کرامت مددجویان و شنیدن صدای احساس مددجویان را دربرداشت. تجارب حاصل از روش بازاندیشی در آموزش بالینی، بهویژه در محیطهای بالینی تخصصی، همچون: بخش روانپزشکی و در اولین مواجهه با مددجویان در این بخشها، میتواند انعکاسی از نگرش و دیدگاه دانشجویان را در ارتباط با این مددجویان و خانوادهی آنها فراهم آورد؛ بهطوریکه میتوان از این تجارب غنی در پرورش و تقویت ارتباط و اخلاق حرفهای دانشجویان گروه علوم پزشکی بهره جست.
زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین خانی، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
هوش اخلاقی به معنای توانایی ذهنی افراد در درک درست از غلط، داشتن ارزشهای اخلاقی و پایبندی به آنها در عمل، بهصورت نشاندادن رفتار درست است. صلاحیت بالینی نیز، ترکیبی از اصول اخلاقی و ارزشها و نگرشها و نشاندادن آنها در دانش و مهارت عملی است. رعایت معیارهای اخلاقی در عملکرد پرستاری میتواند به ارتقاء کیفیت خدمات منجر شود. در جستوجوی ما، مروری جامع در این زمینه یافت نشد؛ لذا، این مرور نظاممند بهمنظور بررسی ارتباط هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری صورت گرفت. در این مطالعه، جستوجویی گسترده با کلیدواژههای مرتبط با هوش اخلاقی، صلاحیت بالینی، پرستاران، دانشجویان پرستاری، در پایگاههای بینالمللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جستوجوگر Google Scholar و پایگاههای ملی Irandoc و SIDو Magiran صورت گرفت. در جستوجوی اولیه، 15 مطالعه به دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری خارج شد. محدودیت زمانی اعمال نشد. پس از حذف نمونههای تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، پنج مطالعه تجزیه و تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقهبندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات نشان داد، هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی، رابطهی مثبت معناداری دارد. این همبستگی در برخی مطالعات بین تمام ابعاد هوش اخلاقی و شایستگی بالینی نمایان شد. در مطالعهای نشان داده شد، میان هوش اخلاقی و صلاحیت بالینی و استدلال اخلاقی همبستگی مثبت معنادار وجود دارد که این روابط از فاکتورهایی مانند سن، سابقهی کاری، وضعیت شغلیتحصیلی و مقام فرد اثر پذیرفتهاند. در مطالعهای دیگر نیز مشخص شد که هوش اخلاقی میتواند به بهبود احساس خودکارآمدی بالینی دانشجویان کمک کند. از سویی بیان گردید، معدل و هوش اخلاقی دانشجویان در پیشبینی امتیاز شایستگی بالینی، یاریرساننده است؛ همچنین اشاره شد که هوش اخلاقی، توانایی پیشبینی صلاحیت بالینی پرستاران را دارد. با توجه به یافتهها به نظر میرسد، توجه به هوش اخلاقی میتواند صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری را بهبود ببخشد و کیفیت مراقبت از بیماران را ارتقا دهد. پیشنهاد میشود، مطالعات آینده به طراحی برنامههای آموزشی متمرکز بر هوش اخلاقی بپردازند و تأثیر آن را بر شایستگی بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری ارزیابی کنند.
پوریا صمدزاده شهری، رضا محمدپورهدکی، زهرا دلیر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
دانشجویان پرستاری که پرستاران آینده هستند، باید برای ارائهی مراقبت مناسب و حرفهای، در کنار شایستگیهای بالینی، شایستگیهای اخلاقی هم داشته باشند. حساسیت اخلاقی، معیاری ضروری برای صلاحیت حرفهای پرستاران است که آنها موقعیتهای اخلاقی را بهعنوان حامیان بیمار با حساسیت درک کنند؛ لذا، برای ارائهی مراقبت باکیفیت باید حساسیت اخلاقی از ابتدای آموزش پرستاری مدِّنظر قرار گیرد. این مطالعه، با هدف بررسی ویژگیها و تأثیر مداخلات آموزشی در بهبود حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری انجام شد. در این مرور نظاممند، مقالات منتشرشده، با استفاده از واژگان کلیدی فارسی و انگلیسی در پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی شامل PubMed و Web of Science و Scopus، همچنین پایگاههای فارسیزبانِ SID و Magiran از ابتدا تا اکتبر۲۰۲۴ بازیابی شدند. اخلاق، حساسیت اخلاقی، دانشجویان پرستاری، Moral Sensitivity،Ethical Sensitivity ،Nursing Students از کلمات کلیدی جستوجو بودند. در جستوجوی اولیه، در مجموع ۲۳۲۱ مقاله یافت شد. مراجع برای هر مطالعه، بهصورت دستی نیز بررسی شد. با توجه به معیارهای ورود، مطالعات تجربی و نیمهتجربی منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی که بر مداخلات مؤثر در بهبود حساسیت اخلاقی دانشجویان کارشناسی پرستاری تمرکز داشتند، مطالعه و تحلیل شدند. در نهایت، شش مقاله بهطور کامل مطالعه و دادههای مربوطه استخراج شدند. دو محقق، بهطور مستقل، استخراج دادهها و ارزیابی کیفیت را بر اساس چکلیست مؤسسهی جوانا بریگز (JBI) انجام دادند. در مجموع، ۱۹۰ دانشجوی پرستاری در شش مطالعهی منتخب وارد این مطالعه شدند که ۶۰درصد از آنان در گروه مداخله بودند. شش مداخلهی آموزشی، شامل دو مطالعهی کارگاه اخلاق پرستاری و کارگاه اخلاق پرستاری با استفاده از سمینار، برنامهی آموزشی انگیزشی اخلاقی، کارگاه اخلاق روایت مجازی و یادگیری بر اساس مشکل بود؛ اما کارگاه آموزشی اخلاق پرستاری با استفاده از سمینار، در مدیریت حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری مؤثر نبود. شواهد نشاندهندهی اثرات مثبت مداخلات آموزشی بر حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری، اندک اما دلگرمکننده بود. این مرور، مطالعاتی متفاوت را در آموزش اخلاق و ایجاد حساسیت اخلاقی شناسایی کرد. یافتهها میتوانند برای توسعهی آمادگی و قابلیتهای دانشجویان در تشخیص و همچنین واکنش مناسب به موقعیتهای کاری مشکلساز اخلاقی، به کار گرفته شوند؛ بااینحال، نیاز به مطالعات بیشتر برای تأیید اثربخشی این مداخلات بر حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری وجود دارد.
سپیده قویدل، ساجده قاآنی، سیده قدسیه بحرینی طوسی، محدثه محسن پور،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
دیسترس اخلاقی، یکی از موضوعات شایع مطرحشده در زمینهی اخلاق پزشکی است و به حالتی اطلاق میشود که فرد در آن، علیرغم داشتن آگاهی و توانایی برای عملکرد اخلاقی، متأثر از وضعیت موجود، از انجامدادن عمل صحیح اخلاقی ناتوان است. شجاعت اخلاقی نیز، فضیلتی ضروری برای عملکرد باوجدان همهی ارائهدهندگان خدمات سلامت، بهویژه پرستاران و دانشجویان پرستاری است و به نحوهی انجامدادن مراقبت پرستاری کمک میکند؛ ازاینرو، برخورداری چشمگیر از این فضیلت، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا در عصر حاضر، با افزایش آگاهی مددجویان، تغییر در نیازهای سلامتی افراد، عدالت اجتماعی و دسترسی به خدمات سلامتی، دیسترس اخلاقی پرستاران و دانشجویان پرستاری در سازمانهای ارائهدهندهی خدمات افزایش یافته است؛ لذا، این پژوهش توصیفیمقطعی، با هدف ارتباط بین شجاعت اخلاقی و دیسترس اخلاقی پرستاران، در سال 1403 در مشهد انجام شد. جامعهی آماری این مطالعه، چهل نفر از دانشجویان دختر و پسرِ ترم سوم پرستاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد بودند. دادهها با استفاده از دو پرسشنامهی دیسترس اخلاقی Corley و شجاعت اخلاقیSekerka و همکاران جمعآوری و با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 25 و با آزمونهای آمار توصیفی و همبستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد، بیشتر دانشجویان (2/51درصد) زن و 6/36درصد از آنان، مرد بودند. میانگین سن دانشجویان شرکتکننده در پژوهش 14/21 بود. 6/75درصد از شرکتکنندگان، مجرد و 9/4درصد از آنان متأهل بودند (0/055 - = r , 0/05 میانگین نمرهی دیسترس اخلاقی 10/81 ± 75/34 دامنهی ۱۲ تا ۱۶) و میانگین نمرات شجاعت اخلاقی 9/33 ± 85 (دامنهی ۶۰ تا ۱۰۳) بوده است. ازآنجاکه بین دیسترس اخلاقی و شجاعت اخلاقی ارتباط غیرمعنیدار منفی وجود دارد، برگزاری کارگاههای انگیزش اخلاقی و برنامههای آموزشی، بهمنظور کاهش دیسترس اخلاقی و افزایش شجاعت اخلاقی دانشجویان پرستارانی پیشنهاد میشود؛ همچنین، ارتباط غیرمعنیدار ممکن است، با حجم نمونهی کم، ارتباط داشته باشد؛ بنابراین توصیه میشود پژوهش با تعداد نمونهی بیشتر تکرار شود.
ماندانا آرش، نادر قلی قورچیان، پریوش جعفری، اختر جمالی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
از شاخصهای مهم میزان موفقیت در حرفهی پرستاری، وجود نیروهای انسانی متعهد به حرفه است؛ ازاینرو، یکی از وظایف دانشکدههای پرستاری، ایجاد توانمندی در پذیرش تعهدات حرفهای در دانشجویان و عمل به آنهاست تا فرهنگ تعهد را بهصورت تکلیف پذیرفته و بهعنوان ارزشی اجتماعی در بروز رفتارهای حرفهای به کار بندند؛ لذا، این پژوهش با هدف تعیین راهبردهای ارتقاء و توسعهی شاخصهای فرهنگیاجتماعی مؤثر بر تعهد حرفهای در دانشجویان پرستاری انجام شده است. پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی بود که مشارکتکنندگان در بخش کیفی، بیست نفر از صاحبنظران حرفه بودند که به روش هدفمند در سال ۱۴۰۰ انتخاب شدند. دادهها بر اساس اصل اشباع نظری، از طریق مصاحبهی نیمهساختاریافته جمعآوری و با روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شدند. شش مؤلفهی مشارکت رسانههای ارتباطی در ارتقاء فرهنگی و علمی حرفه، توجه به تفاوتهای فرهنگی بین دانشگاه و مراکز درمانی، ارائهی فرهنگ تعهد در دانشگاه و مراکز بالینی، توجه به همسویی فرهنگ فرد و فرهنگ حرفه، توجه به برخورداری حرفه از حمایت اجتماعی، توجه به اشاعهی فرهنگ کار و تلاش در جامعه در قالب بیست شاخصِ آگاهیبخشی، ایجاد احساس نیاز، دغدغهمندکردن جامعهی دانشگاهی، شناخت از دانش پرستار، وجود تعارضات فرهنگی، ایجاد زمینههای مناسب آموزش با توجه به اصول فرهنگی، بهکارگیری استادان متعهد، تبدیل تعهد به فرهنگ، تبدیل تعهد بهعنوان تکلیف، تلاش برای اشاعهی تعهد در دانشگاهها و مراکز بالینی، نبود تداخل فرهنگی فرد با حرفه، توجه به فرهنگ بومی، ماهیت جنسیتی حرفه، اعتبار اجتماعی حرفه، جایگاه اجتماعی حرفه، حمایت جامعه از حرفه، شناساندن حرفه به جامعه، انعطافپذیری در روابط اجتماعی، ایجاد فرهنگ مشارکت و ایجاد فرهنگ نیاز به تعهد استخراج شدند. ترویج فرهنگ تعهد بین اعضای حرفه با تکیه بر ضرورت آموزش اصول اخلاقی و حرفهای و ارتقاء فرهنگ حرفه از طریق ایجاد حساسیت و دعوت به تفکر در بین دانشجویان میتواند با ایجاد زمینههای اجتماعی برای تمرین مسئولیتپذیری و پاسخگوبودن دانشجویان در قبال وظایف محوله سبب ارتقاء و پایداری تعهد حرفهای شود.
میترا بهرامی، محدثه شایگان جمال، مریم افشاری، امید نجم روشن،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
اخلاق در پژوهش، شاخهای از اخلاق حرفهای است و به آن دسته از اصول اخلاقی که پژوهش را از آغاز تا پایان کار هدایت میکنند، میپردازد. نادیدهگرفتن مسائل اخلاقی در پژوهش گاهی بدون تعمد و صرفاً به سبب بیاطلاعی از اخلاق حرفهای پژوهشگری صورت میپذیرد؛ بنابراین، مطالعهی حاضر با هدف تعیین عوامل تسهیلگر و بازدارنده بر رعایت اخلاق در تحقیقاتِ دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد. این مطالعهی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای استقرایی صورت گرفت. جامعهی هدف، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی همدان بود و ۲۹ دانشجو در مصاحبههای نیمهساختاریافته شرکت کردند. شرکتکنندگان با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. تحلیل دادهها با استفاده از روش Diekelmann و همکاران انجام شد. برای اعتبارسنجی دادهها، از روش استراوس و کوربین استفاده شد. عوامل مؤثر بر رعایت اخلاق در پژوهش، شامل دو بخش عوامل فردی و شخصیتی (دقیقبودن و اخلاقمداربودن دانشجو و استادان و داشتن اطلاعات کافی دربارهی اخلاق در پژوهش) و عوامل محیطی (اطلاعرسانی و آشنایی با روش تحقیق، نحوهی برخورد استادان با دانشجو، محرمانهبودن اطلاعات، سختگیری استادان، داشتن چهارچوب مشخص از طرف دانشگاه، رعایت حق دانشجو و وضع قوانین بازدارنده) است. تقویت عوامل تسهیلگر و پیشگیری از عوامل بازدارنده در رعایت اخلاق در پژوهش، به تلاش مشترک دانشجویان و استادان و دانشگاه نیاز دارد. دانشجویان باید دقت و آگاهی کافی را در خود توسعه دهند و استادان باید بهعنوان الگوی اخلاقی عمل کنند. مسئولان در دانشگاهها باید چهارچوبهای مشخصی برای رعایت اخلاق تدوین و ارائه کنند و همه افراد درگیر در امر پژوهش باید به عملیکردن آن پایبند باشند.