جستجو در مقالات منتشر شده



مهدی ناطق پور، علی کاظمیان، نیکزاد عیسی زاده،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

فرهنگ اسلامی، مجموعه‌ای درخشان و جامع‌نگر در تمدن انسانی است. تفکر اسلامی، تن و روان و جان را در ارتباطی تنگاتنگ می‌بیند و سلامت هر کدام را در گرو سلامت دیگری می‌داند. در بسیاری از آیات و روایات، بر توجه توأمان به روح و جسم تأکید شده است. از سوی دیگر با مراجعه به آثار فقهی علما و فقهای بزرگ می‌بینیم شرط صحت بسیاری از عبادات متوقف بر طهارت و نظافت است و در نتیجه، بسیاری از دوره‌های فقهی و رسائل عملیه با بحث طهارت و لوازم آن شروع می‌شوند. در حدیثی از رسول خدا(ص) آمده است:  «الطُّهورُ نِصف الایمان»؛ پاکیزگی نیمی از ایمان است. پس تلاش در حفظ سلامت روحی و جسمی از لوازم دینی برای هر مسلمان دانسته شده است.
در دوران شکوفایی طب در میان مسلمانان، بهداشت و درمان در کنار یکدیگر بررسی می‌شدند. با ظهور حکیمان و طبیبان بزرگ اسلامی، این رشته از علوم از استحکام، غنا، نظم و ترتیبی شایسته برخوردار شد. طب در نزد اکثر حکما و اطبای مسلمان به سه بخش کلی تقسیم می‌شد: بهداشت (پیشگیری)، شناخت بیماری‌ها و درمان آن‌ها. در میان کشورهای اسلامی، ایران در علم طب از جایگاهی ویژه برخوردار بود: قبل از انتشار اسلام در ایران، مرکز علمی «جندی‌شاپور» از مهم‌ترین مراکز طبی در زمان خود بود و طبیبان آن به عالم طب خدماتی ارزنده ارائه کردند؛ پس از تشرف ایرانیان به اسلام نیز، اطبای مسلمان ایرانی جزء پرکارترین و حاذق‌ترین طبیبان زمان خود بودند. به منظور مروری اجمالی بر جایگاه بهداشت و طب در دوران شکوفایی طب اسلامی، با استفاده از روش مطالعات توصیفی و با مراجعه به آثار و شواهد تاریخی به‌جامانده از مورخان و حکیمان ادوار گذشته، این بررسی انجام پذیرفت.

رضا محمدی نسب، عبدالرسول عمادی، سید محمد رحیم ربانی زاده،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

نگارش رساله‌های اصلاح ادویه (دفع عوارض جانبی داورها) از مهم‌ترین مباحث داروشناسی و پزشکی دوره‌ی اسلامی است. در طول چند قرن اول تمدن اسلامی، چهار رساله‌ی مهم در این خصوص نگاشته شد که سنت علمی را پایه‌گذاری کرد و پیکره‌ی اصلی داروشناسی بعد، براساس آن‌ها شکل گرفت. در مقاله‌ی حاضر، سنت نگارش اصلاح ادویه‌ی مسهله بررسی شده است. این بررسی با تکیه بر نظریات سه دانشمند برجسته (حبیش‌بن‌اعصم دمشقی، قسطابن‌لوقا بعلبکی و محمدبن‌زکریا رازی) و با استفاده از نسخه‌های باقی‌مانده و موجود انجام گرفته است. بررسی و تحلیل داروهای مسهل و نحوه‌ی مقابله با عوارض جانبی آن‌ها، به‌عنوان مهم‌ترین گروه دارویی در کتاب‌های پزشکی و داروشناسی دوره‌ی اسلامی، از اهداف این پژوهش بوده است.
اصلاح داروهای مسهل، به‌عنوان مهم‌ترین بخش پیکره‌ی داروشناسی دوره‌ی اسلامی، در آثار داروشناسان و پزشکان دوره‌های بعد نیز متبلور بوده و از کتاب‌های مستقل در این خصوص، بهره‌گیری و به‌عنوان منبع بلافصل استفاده ‌شده است. تقریباً در همه‌ی کتاب‌های پزشکی و داروشناسی، بخش یا فصلی مفصل، به معرفی داروهای مسهل و نحوه‌ی اصلاح آن‌ها اختصاص‌ یافته است. این بخش‌ها به دنبال شاکله‌ی اصلی یک سنت پژوهشی که طی قرن‌های متمادی کم‌وبیش ادامه یافته، شکل گرفته‌اند. در این مقاله به تفاوت و مشابهت هر کدام پرداخته‌ شده است تا بتوان چشم‌اندازی مناسب از تاریخ داروشناسی عرضه کرد.
داروشناسان و پزشکان، دارویی را استفاده می‌کرده‌اند که ضمن برطرف‌کردن خلط و مزاج و فضولات زیادشده، باعث تغییر مزاج اصلی بدن نیز می‌شده است؛ همچنین آنان برای مقابله با این عوارض جانبی ضمن احصاء این دسته‌ی مهم دارویی، به انواع مضرات، نوع خوب مورد استفاده و به‌صورت مفصل به روش دفع عوارض جانبی آن‌ اشاره می‌کرده‌اند.
 

معصومه قره‌داغی، غلامرضا دوست‌زاده،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

گندی‌شاپور از بزرگترین مراکز پزشکی اواخر ساسانیان و اوایل دوره‌ی اسلامی بود که اطبای آن به بغداد فراخوانده شدند. این پزشکان که اغلب، در گندی‌شاپور تدریس می‌کردند، در زمان انتقال به بغداد، حوزه‌ی‌ درسی خود را هم به آن شهر منتقل کردند و از این راه به پایتخت حکومت اسلامی جدید، نوعی مرکزیت علمی بخشیدند. ازجمله پزشکان این مرکز علمی، خاندان بختیشوع‌اند که در این تحقیق، نقش این آن‌ها در علم طب بررسی شده است. این پژوهش نشان می‌دهد که دانشگاه جندی‌شاپور میزبان بسیاری از علما و دانشمندان یونانی و هندی و نسطوری بوده که در این مرکز کار می‌کرده‌اند و ریاست دانشکده‌ی طب بر عهده‌ی خاندان بختیشوع بوده است. تمایل خلفای عباسی به رونق ‌بخشیدن به شهر بغداد و تبدیل‌کردن آن به مرکز علوم و فنون و شهری همانند شهرهای ساسانی و همچنین، موفقیت‌های آن‌ها در این زمینه، ازجمله عواملی بود که باعث دعوت دانشمندان از جندی‌شاپور و پشتیبانی از آن‌ها شد. احضار جورجیس‌بن‌بختیشوع مقدمه‌ای برای انتقال فعّالیت‌های علمی از جندی‌شاپور به بغداد و تأثیر فرهنگ ایرانی بر اسلامی بود که زمینه‌ی افول ستاره‌ی حیات علمی این مرکز را فراهم کرد. عواملی متعدد چون: نیاز علمی و توجه و حمایت خلفا از دانشمندان و تبدیل شهر بغداد به‌ مرکز علوم عقلی و در کنار آن، بیماری خلفا و اطمینان‌نداشتن به پزشکان دربار، سبب دعوت‌کردن خلفای عباسی از پزشکان خاندان بختیشوع به بغداد بوده است. در این پژوهش، تلاش می‌شود تا اقدامات پزشکان خاندان بختیشوع در دستگاه خلافت عباسی تجزیه و تحلیل شود.

 

جمشید روستا، سحر پورمهدی‌زاده،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

با تأملی در تاریخ حکومت قراختائیان کرمان (از ۶۱۹تا۷۰۴ق/ ۱۲۲۳تا۱۳۰۵م) می‌توان دریافت که هم‌زمان با حاکمیت این سلسله، برخی از بانوان قراختائی، با کاردانی و لیاقت وارد عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی شده و حتی بر تخت حکومت کرمان نیز تکیه زده‌اند. ازجمله‌ی این بانوان می‌توان به قتلغ‌تَرکان (ترکان‌خاتون) اشاره کرد که بیش از چهل سال، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم در کار حکومت کرمان دخالت داشته است. پژوهش حاضر با کاربرد روش استدلال و منطق تاریخی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای بر آن است تا ضمن معرفی کوتاه حکومت قراختاییان کرمان و به‌ویژه ترکان‌خاتون قراختایی، اقدامات این ملکه را در راستای احیای پزشکی کرمان و احقاق حقوق بیماران واکاوی کند. از همین رو، پرسش اصلی این نوشتار عبارت است از: اقدامات ترکان‌خاتون قراختایی در راستای ارتقای وضعیت پزشکی کرمان و رسیدگی بیشتر به حقوق بیماران، چه بود؟ ازجمله نتایج پژوهش حاضر آن است که ترکان‌خاتون، نه‌تنها به ساخت بیمارستان در کرمان پرداخت و آن را با بهترین امکانات روز، مجهز ساخت، بلکه حدود هشتصد سال پیش، با احداث مدرسه‌ای پیشرفته، به تربیت نسلی جدید از اندیشمندان حوزه‌های مختلف و از آن جمله پزشکان، پرداخت.

احسان مصطفوی، مرضیه طاهری،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

وقف سابقه‌ای دیرینه در تاریخ بشریت دارد و می‌تواند آثار اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی فراوانی در جامعه داشته باشد. یکی از زمینه‌های اثرگذار وقف، حوزه‌ی سلامت است. این مطالعه، پژوهشی توصیفی است که پس از بررسی سنت وقف و خیرات در طول تاریخ و تجربیات وقف در سایر کشورها، ازجمله در انستیتو پاستور پاریس، به بررسی نقش وقف در پیشبرد و اعتلای انستیتو پاستور ایران و معرفی واقفین این مؤسسه‌ی عام‌المنفعه پرداخته شده است. دفتر مرکزی انستیتو پاستور ایران در تهران و شعب آن در شمیران، خیابان خالد اسلامبولی، آمل (شمال) و اکنلو همدان (غرب) توسط خیران وقف شده است تا بتوانند خدمات خود را در حوزه‌های تشخیص، تولید واکسن و تحقیقات با هدف کنترل و پیشگیری از بیماری‌های واگیردار انجام دهند. با اینکه اکثر نمونه‌های وقف سلامت کشور در حوزه‌ی درمان بوده است، انستیتو پاستور ایران یک نمونه‌ی موفق وقف در حوزه‌ی بهداشت و خدمات تخصصی سلامت محسوب می‌شود. یکی از راهکارهای گسترش وقف، تبیین تأثیرات این موقوفات در جامعه است. بررسی نقش و تأثیر انستیتو پاستور ایران در ارتقای سلامت و بهداشت جامعه، می‌تواند تبیین‌کننده‌‌ای مناسب برای تأثیر موقوفات در حوزه‌ی بهداشت باشد. به نظر می‌رسد با تشریح و تبیین الگوی وقف انستیتو پاستور ایران و آثار ماندگار آن برای خیران کشور، تا حدودی می‌توان وقف‌های صورت‌گرفته در آینده را به حوزه‌هایی نظیر بهداشت و خدمات تشخیصی نیز تسری داد.

جواد علیپور سیلاب، ناصر صدقی، حسین نامدار، علیرضا غفاری، محمدرضا دشتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

نظام طب ایران در عصر قاجار تداوم نظام مبتنی بر طرز تفکر اخلاطی بود. بر این اساس، بروز اغلب بیماری‌ها با دیدگاهی کل‌نگر به برهم‌خوردن تعادل اخلاط چهارگانه‌ی «خون، سودا، صفرا، بلغم» نسبت داده می‌شد. شیوه‌های پیشگیری و درمانی نیز در همین فضای شناختی و معرفتی انجام می‌شد. نمونه‌ی بیماری «آبله» بیانگر چنین دیدگاهی در عصر قاجار است. مطابق با یافته‌های پژوهش حاضر، در ادبیات طبی عصر قاجار، دانه‌های چرکی در پوست بدن با حالت سخت به‌صورت تک یا به‌هم‌پیوسته با رنگ‌های مختلف، جُدَری یا آبله نامیده شده است. به لحاظ شناختی، طبیبان عصر قاجار به تأسی از طبیبان سابق، بیماری آبله را بر حسب خِلط در زمره‌ی بیماری‌های گرم و تر (دموی) دسته‌بندی کرده و جوشش خون در بدن را علت به‌وجودآمدن بیماری برشمرده‌اند. مواجهه با بیماری آبله به دو صورت روش‌های پیشگیرانه و درمانی عملی می‌شد؛ برای پیشگیری از ابتلا به بیماری، سفارش‌های لازم در قالب سته ضروریه و به‌ویژه مراعات انواع پرهیز ارائه می‌شده است. در کنار مراعات انواع پرهیز، برای درمان نیز، نمونه‌های مختلفی از انواع دارو با منشأهای مختلف جهت رفع نشانه‌ها و عوارض بیماری در سطح اعضای بدن، به کار برده می‌شد. پژوهش حاضر مطالعه‌ای مروری است و در آن تلاش شده تا با روش توصیفی‌تحلیلی، ماهیت، چیستی و شیوه‌های پیشگیری و درمانی بیماری آبله در نظام طبی ایران عصر قاجار بررسی شود. اطلاعات و داده‌های لازم به شیوه‌ی کتابخانه‌ای گردآوری ‌شده است.

فیروزه دادرس، عصمت نوحی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

رعایت اخلاق حرفه‌ای مبتنی بر هوش معنوی، زمینه‌ساز رفاه و رضایتمندی بیماران است. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط اخلاق حرفه‌ای و هوش معنوی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1397 انجام شده است. در این مطالعه‌ی توصیفی‌هم‌بستگی، 150 نفر از دانشجویان مشغول به تحصیل در سال آخر پزشکی، به‌صورت سرشماری، وارد مطالعه شدند. ابزار استفاده‌شده، پرسش‌نامه‌های هوش معنوی و اخلاق حرفه‌ای بود. داده‌ها با SPSSنسخه‌ی 22 و با استفاده از آزمون تی مستقل، تحلیل واریانس یک‌طرفه و ضریب هم‌بستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل شد. میانگین و انحراف معیار نمره‌ی اخلاق حرفه‌ای 2/6± 72/57 و هوش معنوی دانشجویان 3/12±97/73 بود. کمترین نمره‌ی اخلاق حرفه‌ای، در حیطه‌ی مسئولیت‌پذیری و بیشترین آن، همدردی با دیگران بود؛ همچنین، رابطه‌ی مثبت معنی‌داری بین نمره‌ی اخلاق حرفه‌ای با هوش معنوی دانشجویان وجود داشت (001/0=P). این بدان معناست که با آموزش و تقویت هوش معنوی دانشجویان در طول تحصیل، می‌توان انتظار داشت اخلاق حرفه‌ای آن‌ها در طی کار بالینی و ارتباط حرفه‌ای با بیمار افزایش یابد. به این منظور، تأکید استادان بر جنبه‌های آموزش‌های کاربردی اخلاقی، خصوصاً، طی آموزش بالینی و همچنین، تکریم الگوهای معنوی، به‌عنوان شالوده‌ی آموزش اخلاق، در طی تحصیل دانشجویان، امری ضروری به نظر می‌رسد.

اسماعیل سنگاری، فاطمه رنجبر،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

تمدن‌های باستانی، هر یک به فراخور وسعت و تأثیرات فرهنگی خویش بر گستره‌ی قلمروی حاکمیتشان، روش‌هایی را در زمینه‌ی بهداشت شخصی و جلوگیری از بروز بیماری‌های عمومی و عفونی به کار می‌گرفتند. بررسی شاخص‌های بهداشت شخصی در سرزمین‌های وسیع ساسانیان، رفتار بهداشتی مردمان این امپراتوری را به فراخور جغرافیای زیست‌بومشان نشان می‌دهد. با توجه به اینکه بهداشت شخصی در عصر ساسانی (224-651م.)، بیشتر تحت تأثیر تعالیم دیانت زردشتی و رویکرد مغان زردشتی به این مقوله بوده است، برای پژوهش در این زمینه، بررسی و تحلیل دیدگاه شواهد مکتوب برجای‌مانده از دیانت زردشتی در این موضوع، بیشترین اهمیت را داراست. بدین‌سان، با توجه به شواهد مکتوب متون فقهی‌حقوقی برجای‌مانده از عصر ساسانی و پساساسانی، شاخص‌های بهداشت شخصی در دوران ساسانیان، عبارت‌ بوده‌اند از: شست‌وشو و تطهیر با آب و خاک و گمیز، استفاده از مکان‌هایی به نام آبدان و پادیاو برای شست‌وشو، استفاده از دستمال، استعمال بوی خوش، شانه‌کردن، چیدن ناخن که هر یک به نوبه‌ی خویش در جلوگیری از بیماری نقشی مهم ایفا می‌کردند؛ البته وجهه‌ی دینی سخت‌گیرانه‌ای که برای بسیاری از این امور وجود داشت، تاحدی بود که برخی از بزرگان زردشتی، برای تغییر این روش‌ها تلاش می‌کردند. این پژوهش بر آن است تا به شیوه‌ی توصیفی‌تحلیلی، با تکیه بر شواهد مکتوب برجای‌مانده، شاخص‌های بهداشت شخصی و اهداف و روش‌های به‌کارگیری آن را در طول بیش از چهار سده حضور ساسانیان، بررسی و واکاوی کند.

شهناز خواجه، فریدون اله‌یاری، علی‌اکبر کجباف،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

آبله بیماری خطرناکی بود که تا دوره‌ی پهلوی دوم، از عوامل مهم مرگ‌ومیر و معلولیت در ایران به شمار می‌رفت؛ ازاین‌رو، مبارزه با این بیماری ضرورت داشت. در آغاز برنامه‌ی عمرانی دوم (۱۳۳۴ش/ ۱۹۵۵م) و با تأسیس سرویس مبارزه با آبله، تلاش برای حذف آن سازمان‌یافته‌تر شد. این سازمان توانست بسیاری از مشکلات گوناگون جغرافیایی و انسانی را از پیش پا بردارد و هرساله، شماری فراوان از مردم را آبله‌کوبی و تا پایان دوره‌ی مدنظر، آبله را تا حدی زیاد مهار کند. در این مقاله، مبارزه با آبله را در سال‌های ۱۳۲۷تا۱۳۴۶ش/ ۱۹۴۸تا۱۹۶۷م بررسی کرده و به موانع، راهکارها و نتایج آن پرداخته‌ایم. با این‌ هدف، تلاش کرده‌ایم از طریق تحلیل ‌و توصیف داده‌ها، به پرسش‌های پژوهش پاسخ دهیم. منابع عمده‌ی مقاله، گزارش‌های دولتی، به‌ویژه گزارش‌های سازمان برنامه و وزارت بهداری و نیز، مجلات تاریخ پزشکی است.

سلیمان حیدری، سمیه بیاتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

عصر قاجار در تاریخ پزشکی ایران بعد از اسلام، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا در آن عصر به‌تدریج پزشکان از طب سینایی فاصله گرفتند و تلاش کردند از طب نوین غربی استفاده کنند. یکی از نکات حائز اهمیت درباره‌ی پزشکی عصر قاجار، تأثیرپذیری آن از باورها و اعتقادات عامیانه است. پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی‌تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه‌ی کتابخانه‌ای درصدد پاسخ به این سؤال است که تأثیرپذیری طبابت از باورها و اعتقادات عامیانه، در پزشکی و درمان عصر قاجار چه پیامدهایی داشته است؟ دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که مهم‌ترین پیامد اثرگذاری این باورها، پذیرفته‌نشدن طبابت و درمان به شکل نوین توسط بسیاری از مردم بوده است؛ چنان‌که ترجیح می‌داده‌اند به‌جای استفاده از داروها و سبک‌های درمانی نوین، طبق باورهای عامیانه درمان شوند.

زینب کریمی، مصطفی ندیم، فاطمه بینشی‌فر،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

در دوره‌ی قاجار، کشور‌های اروپایی در جهت اهداف سیاسی و منافع خود، همراه با هیئت‌های نظامی، مذهبی و سیاسی‌شان، پزشکان بسیاری را به ایران روانه کردند. در این میان، حضور فرانسه بیشتر و پررنگ‌تر از بقیه‌ی کشورها بود. این پژوهش بر آن است تا به معرفی پزشکان فرانسوی، بیان عملکرد آن‌ها در ایران عهد قاجار، معرفی فعالیت‌ها و میزان اثرگذاری آن‌ها در طب این دوره‌ و بررسی عناصر پیش‌برنده‌ی حضور این طبیبان در ایران عصر قاجار بپردازد. پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و به روش توصیفی‌تحلیلی صورت گرفته است. در زمینه‌ی یافته‌های این تحقیق، می‌توان گفت که تأثیر پزشکی فرانسه در تحولات طب نوین ایران بسیار چشمگیر بوده است، تاجایی‌که طب جدید را پزشکان فرانسوی در ایران پایه‌گذاری کردند. ازجمله اقدامات مهم و برجسته‌ی پزشکان فرانسوی در ایران عهد قاجار، می‌توان به تأسیس بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها و تشکیل شورای صحی اشاره کرد. علاوه‌براین، طبیبان فرانسوی در زمینه‌ی آموزش‌های پزشکی، نظیرِ چشم‌پزشکی، جراحی، میکروب‌شناسی و...، واکسیناسیون و قرنطینه‌ها برای جلوگیری از بیماری‌های واگیر‌دار، نگارش کتاب‌های طبی و...، اقداماتی مهم انجام دادند. پزشکان فرانسوی برخلاف دیگر کشو‌رهای اروپایی که فقط موجب بهبود وضعیت بهداشتی شدند، در تاریخ پزشکی ایران دوره‌ی قاجار تحول به وجود آوردند. در نهایت، باید گفت جامعه‌ی عهد قاجار، به‌خوبی، پذیرای طب و طبیبان فرانسوی بود؛ زیرا هم دربار قاجار و هم‌ جامعه، به خدمات درمانی نیاز مبرم داشتند و هم دولت فرانسه، برای دستیابی به مقاصد سیاسی و اقتصادی خود، به حضور همه‌جانبه و پزشکی در ایران نیازمند بود.
 

ثریا فرجی، سیدمحسن سیدی، مجید خلیلی، مهران سیف فرشد،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

در سراسر تاریخ پزشکی، نگارش رساله و کتاب‌های اخلاقی، در کنار علم‌آموزی، به‌عنوان یکی از مباحث مهم مطرح بوده و در قرون طلایی علوم در اسلام نیز، رواج داشته است. دانشمندان این دوره، از بیان نکات اخلاقی که رعایت آن در پزشکی ضروری می‌نمود، غافل نبودند. مقاله‌ی حاضر درباره‌ی رفتار و اخلاق پزشکان از دیدگاه دانشمند برجسته‌ی دوره‌ی اسلامی‌، اسحاق‌بن‌علی رهاوی و مؤلف نخستین اثر مستقل در این زمینه، ادب الطبیب است. هدف از این مطالعه، تحلیل و بررسی رفتار و اخلاق پزشکان در این کتاب ارزشمند است. در این مطالعه، به دلیل حجم گسترده و جامعیت کتاب یادشده که شاید بتوان آن را دایره‌المعارف اخلاق پزشکی نامید، تنها چند جستار، مانند مختصری از زندگی و تبار رهاوی، ضرورت و مفهوم ادب، رفتار و تعهد پزشکان به خود، بیماران و جامعه و همچنین، رفتار پرستاران، عیادت‌کنندگان و نکاتی درباره‌ی چگونگی آزمون و آموزش پزشکی و داروسازی بررسی شده است. رهاوی، نخستین شرط طبابت را ایمان و اعتقاد راستین به خداوند دانسته و پزشکان را نگهبانان جسم و تن معرفی می‌کند. حفظ تعهد به آموزش پزشکی، نقش پرستاران و داروسازان در روند درمان، مهارت‌های ارتباطی پزشک و توصیه به آموختن سایر علوم، همچون فلسفه و از همه مهم‌تر، رابطه‌ی محکم بین جسم و روح، از نقاط قوت ادب الطبیب است که رهاوی با بیان این نکات، خواستار بهبود کیفیت خدمات پزشکی در جامعه بوده است.

غلامحسین مقدم حیدری،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

تصور رایج آن است که «مراقبت از سلامت»، مفهومی قدیمی است که بشر، همواره، با آن درگیر بوده و بیمارستان، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای مرتبط با این موضوع، در طول تمدن بشری، به کار درمان انسان‌ها می‌پرداخته است؛ اما مطالعات تاریخی نشان می‌دهند که در دوره‌ی پیشامدرن، بیمارستان محلی برای درمان بیماران نبوده؛ بلکه کارکردی همچون نوانخانه برای فقرا و بیماران داشته است. در این مقاله می‌کوشیم تا دلایل این موضوع را از دو وجه بررسی کنیم؛ ابتدا، به بررسی وضعیت اجتماعی و اقتصادی می‌پردازیم که سبب چنین کارکردی برای بیمارستان در قرون وسطای میانه شد؛ سپس نشان می‌دهیم که از وجه پزشکی نیز، شیوه‌ی درمان بیماران در آن زمان، مبتنی بر پزشکی‌ اخلاطی و رده‌بندی بود که نه‌تنها بیمارستان را محلی برای درمان نمی‌دانست، بلکه حتی آن را مانع درمان بیماری تلقی می‌کرد؛ ازاین‌رو، بیمارستان، به‌عنوان نوانخانه‌ای برای سالمندان، ازکارافتادگان و معلولان جنگی بود.

محمد بختیاری، مهشیدسادات اصلاحی، متین سادات اصلاحی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

آبله یکی از بیماری‌های واگیردار و خطرناکی است که در طول تاریخ، انسان‌های زیادی را به کام مرگ کشانده است. تلاش برای پیشگیری از این بیماری و درمان آن همواره یکی از دغدغه‌های اطبا و برخی از حکومتگران بوده است. در دوره‌ی قاجار تلاش‌هایی برای آبله‌کوبی به سبک نوین انجام شد؛ اما به خاطر ناسازگاری با فرهنگ و باورهای عمومی جامعه و مبانی طب سنتی به نتیجه‌ای مطلوب نرسید. در دوره‌ی پهلوی اول نیز علی‌رغم تصویب قوانینی برای آبله‌کوبی رایگان، عمومی و اجباری، به خاطر وجود برخی مشکلات، نتیجه‌ی دلخواه حاصل نشد. پژوهش حاضر درصدد است با تکیه بر اسناد و منابع موجود و با استفاده از روش توصیفی‌تحلیلی، موانع و مشکلات آبله‌کوبی در ایران عصر پهلوی اول و اقدامات دولت برای تلقیح واکسن آبله را با تمرکز بر شهر اصفهان و توابع آن بررسی کند و به این سؤال پاسخ دهد که چه عواملی باعث شد دولت علی‌رغم تلاش فراوان نتواند در مقابله با بیماری آبله کاملاً موفق عمل کند؟ نتایج این پژوهش نشان می‌دهد اگرچه در اثر اقدامات دولت مبنی بر تصویب قوانین آبله‌کوبی عمومی رایگان و اجباری، استخدام پزشکان آبله‌کوب و تهدید و جریمه‌ی متخلفان، از تعداد مبتلایان به بیماری آبله در اصفهان کاسته شد، وجود مشکلاتی همچون ناآگاهی مردم و خودداری آن‌ها از آبله‌کوبی، همکاری‌نکردن عده‌ای از کدخدایان با مأموران آبله‌کوب، تخلف و سهل‌انگاری برخی از آبله‌کوبان و فقدان بودجه و امکانات بهداشتی کافی موجب شد بیماری آبله همچنان رواج داشته باشد و باعث مرگ‌ومیر کودکان شود.

فرهاد رشنوپور، نصرالله پورمحمدی املشی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

جندی‌شاپور در عهد شاپور ساسانی برای اسکان اسرای رومی بنا شد و مدرسه‌ای علمی خصوصاً در زمینه‌ی پزشکی در آن پدید آمد. هویت شهری و علمی جندی‌شاپور با سه مفهوم دانش پزشکی، زبان سریانی و مسیحیان نسطوری پیوند خورده است. در این پژوهش، نحوه‌ی استقرار سریانی‌نسطوریان در جندی‌شاپور و همچنین جایگاه ممتاز این پزشکان در شکوفایی تمدن اسلامی، واکاوی و بازشناسی شده است؛ از این‌رو، موضوع پژوهش، به روش توصیفی‌تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه‌ای تبیین و برجسته شده است. بعد از ظهور اسلام و فتح ایران، نخبگان پزشکی سریانی‌نسطوری جندی‌شاپور، به‌خصوص خاندان‌های بختیشوع و ماسویه و ماسرجویه، سنت‌های پزشکی ملل مختلف را تلفیق و سنت ترجمه‌ی متون پزشکی از یونانی به زبان‌های دیگر را در بیمارستان جندی‌شاپور حفظ کردند. با به‌ خدمت‌ گرفته‌ شدن افراد برجسته‌ی این دودمان‌ها در دستگاه خلافت عباسی بغداد، سرمایه‌های انسانی، دستاوردهای دانشگاهی و بالینی و نتایج قرن‌ها تجربه‌ی مرکز طبی بیمارستان جندی‌شاپور در تألیف و ترجمه‌ی متون پزشکی، به وسیله‌ی ایشان به تمدن اسلامی انتقال داده شد.

آفرین توکلی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری قمری، ایران درگیر بیماری‌هایی همه‌گیر، مانند طاعون و وبا بود که بر میزان جمعیت و اقتصاد کشور اثر گذاشت. گسترش این بیماری‌ها، حاصل ناتوانی دولت در سازمان‌دهی مراکز بهداشتی و پیشگیری از این بیماری‌ها با قرنطینه‌ی مرزها بود. مرزهای جنوبی کشور یکی از مهم‌ترین راه‌های انتقال بیماری‌ها بود. ایران، از طریق خلیج فارس، در معرض ورود این بیماری‌ها قرار داشت؛ همچنین، این امکان وجود داشت که بیماری‌هایی که منشأ آن‌ها ایران بود، از این آبراه، به کشورهای همسایه منتقل شود. این بیماری‌ها، بیشتر، از دو طریق منتقل می‌شدند: یکی، ازطریق کشتی‌های تجاری که از هند، به‌ویژه شهرهای کلکته و بمبئی، وارد بندرهای ایران می‌شدند و دیگر، مسیر دریایی کاروان‌های حج. در انتهای قرن سیزدهم، گشایش کانال سوئز رفت‌وآمد کشتی‌های بخار را در خلیج فارس افزایش داد و باعث رونق تجارت در بندرهای جنوبی کشور و انتقال فراوان‌تر و راحت‌تر حاجیان شد. این عامل نیز، در گسترش بیماری‌ها در این گستره‌ی زمانی، نقشی مهم ایفا کرد.

رضا دشتی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

مسلمانان ساختن بیمارستان را با استفاده از تجارب پزشکان سایر ملل، خصوصاً ایرانیان و با الگوبرداری از بیمارستان جندی‌شاپور آموختند و بیمارستان‌های فراوانی دایر نمودند. مسلمانان ضمن ساخت انواع بیمارستان، ساختار و تشکیلاتی کارآمد مبتنی بر رئیس، معاونان، مباشران، ناظران، پرستاران، خدمه و... که در بخش‌های مختلف و مجزای بیمارستان‌ها خدمت ارائه می‌کردند، به وجود آوردند. در بیمارستان‌های اسلامی، پزشکان مرد و زن با تخصص‌های مختلف، بدون توجه به دین و نژاد بیماران، به معالجه‌ی آنان می‌پرداختند. این تحقیق با استفاده از روش توصیفی‌تحلیلی مبتنی بر اطلاعات کتابخانه‌ای درصدد پاسخ به این سؤال است که ساختار و تشکیلات بیمارستان‌ها در تمدن اسلامی چگونه بوده است؟ نتیجه اینکه بیمارستان‌ها در تمدن اسلامی، ساختاری منظم و تشکیلاتی کارآمد داشته و دارای بخش‌های درمانی مختلفی بوده‌اند. همچنین ساختار و تشکیلات بیمارستان‌های اسلامی به‌مرور زمان تکامل‌یافته‌تر شده است.

علیرضا منجمی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

انگاره‌ی متداول و نیازموده در رابطه‌ی فلسفه و پزشکی چنین است: ازآنجاکه پزشکان به‌نامی همچون رازی و ابن‌سینا، فیلسوف هم بوده‌اند، پس ارتباطی وثیق میان فلسفه و پزشکی وجود دارد. این مقاله، بر مبنای مدل‌سازی فلسفی، در پی آن است که نشان دهد رابطه‌ی فلسفه و پزشکی بر چه بنیان‌هایی استوار است. بر این اساس، ابتدا، دو الگوی جالینوس و ابن‌سینا از رابطه‌ی فلسفه و پزشکی به‌اجمال تبیین خواهد شد و سپس، نشان داده می‌شود الگوی فخر رازی از تعامل پزشکی و فلسفه، نسبت به دو الگوی سینوی و جالینوسی، بسیار متمایز و بدیع است و تا به امروز از آن غفلت شده است. الگوی جالینوسی، بیشتر، بر تأثیر فلسفه (غالباً منطق و اخلاق) بر طبابت متمرکز است. منطق، یاری‌رسان پزشک برای رسیدن به تشخیص دقیق و اخلاق، سامان‌دهنده‌ی رابطه‌ی پزشک و بیمار است. در مقابل، ابن‌سینا جایگاه فلسفه را تقویم مبانی معرفت‌شناختی پزشکی می‌داند؛ ازاین‌رو، جایگاه پزشکی در طبقه‌بندی علوم و نظریه‌ی پزشکی اهمیت می‌یابند. او بر این باور است که بحث و مجادله‌ی فلسفی در مفاهیم بنیادین پزشکی، نه ثمره‌ای برای پزشکی دارد و نه فلسفه. الگوی فخر رازی از رابطه‌ی فلسفه و پزشکی را، در آثار پزشکی او (شرح مشکلات قانون و حفظ ‌البدن)، می‌توان فهم بر پایه‌ی گفت‌وگوی مبتنی بر پرسش و پاسخ (سقراطی) دانست. کتاب شرح مشکلات قانون، فلسفه‌ورزی او در مفاهیم پایه‌ی پزشکی است که می‌توان آن را یکی از متون دستِ‌اول فلسفه‌ی پزشکی به‌حساب آورد. به نظر می‌رسد فخر رازی در هر دو اثر تلاش می‌کند با برهان‌های فلسفه، راهی برای فهم عمیق‌تر و کاربست آن در عمل بیابد.

عباس پناهی، مهشید قنبری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

سیاحان اروپایی در گزارش‌های خود از گیلانِ عصر قاجار علاوه بر اشاره به مصیبت‌های متعدد اجتماعی، به مسأله‌ی بهداشت و بیماری‌های مهلک و اثرگذار بر زندگی مردم این پهنه نظیر تب ِشالیزار، مالاریا، وبا و طاعون نیز پرداخته‌اند. از منظر این سیاحان، شرایط آب ‌و هوایی، موقعیت جغرافیایی، معیشت و برخی عادات و رفتارهای معیشتی و اجتماعی مردم این سرزمین با شیوع و فراگیری این بیماری‌ها رابطه‌ای مستقیم داشته است. همه‌گیری بیماری‌های مالاریا و وبا و طاعون بر گسترش فقر، نارضایتی عمومی و ترکیب جمعیتی این ایالت در عصر قاجار بسیار اثرگذار بوده است. نگارندگان در پی پاسخ به این پرسش‌اند که از دیدگاه جهانگردان و بازدیدکنندگان خارجی چه عواملی موجب گسترش بیماری‌های همه‌گیر در گیلانِ عصر قاجار بوده است؟ و پیامدهای ناشی از بیماری‌های فراگیر بر اوضاع انسانی و اقتصادی گیلان تا چه میزان بوده است؟ یافته‏های تحقیق نشان می‏دهد وفور رودها، مرداب‏ها، فرهنگ خوراک و برخی عوامل طبیعی دیگر در اقلیم گیلان موجب می‌شد تا برخی بیماریهای عفونی نظیر مالاریا و تب شالیزار در این ولایت بسیار بیشتر از سایر نقاط ایران باشد. علاوه بر مالاریا، برخی بیماری‌های اپیدمی نظیر وبا و طاعون نقشی مؤثر بر اقتصاد و جمعیت گیلان داشت. با توجه به گزارش‌های محدود و پراکنده‌ی جهانگردان به نظر می‌رسد، علاوه بر عامل جغرافیا در شیوع این بیماری‌ها، شیوه‌های زندگی مردم و بی‌توجهی حکومت به مسأله‌ی بهداشت و رفاه عمومی نیز در گسترش و همه‌گیری این بیماری‌ها اثرگذار بوده است. ورشکستگی اقتصادی و اجتماعی و ناکارآمدی حکومت در حمایت از مردم در جنبش‌های اجتماعی گیلان نظیر مشروطیت و جنگل، چهره‌ی خود را آشکار ساخت. روش پژوهش در مطالعه‌ی حاضر با استفاده از روش تاریخی و به شیوه‌ی مطالعات توصیفی‌تحلیلی بوده است.

زینب کریمی، فاطمه بینشی‌فر، خدیجه علیزاده دیل،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

با وجود اوج ترقی دانش پزشکی در دوره‌ی عباسیان، حضور خاندان‌های طبیبِ معروف در دربار، ترجمه و تألیف آثار طبی‌ و توجه به امر تغذیه و بهداشت در دربار خلفا، توقع عمر طولانی و باکیفیت برای خلفای عباسی ایجاد می‌شده؛ اما علی‌رغم همه‌ی این امکانات، خلفا از آن بهره‌ای چندان نبرده‌اند و اگر در جنگ کشته نشده‌اند، بر اثر بیماری و آن ‌هم، در سن جوانی یا میان‌سالی درگذشته‌اند. این پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و به روش توصیفی‌تحلیلی صورت گرفته است. براساس یافته‌ها، نیاز مبرم خلفای عباسی به امر «درمان»، سبب شده بود طبیبان با بهره‌مندی فراوان از مال و ثروت و حتی قدرت، در دربار خلفا حضور داشته باشند؛ اما سبک زندگی ناموجه در خوش‌گذرانی و صرف وقت زیاد در حرم‌سرا منجر به ابتلای برخی از خلفای عباسی در سنین جوانی و یا نابهنگام به برخی بیماری‌های صعب­­العلاج یا لاعلاج می­گشت که باعث مرگ زودرس آنان می­شد. در نهایت، باید گفت از میان ۳۷ خلیفه‌ی عباسی، سی تن از آنان، در جنگ و درگیری‌های داخلی یا خارجی، کشته ‌شده‌ و تعداد باقی‌مانده با وجود برقراری نظام منسجم سلامت و درمان و دراختیارداشتن همه‌ی امکانات پزشکی عصر خود، بر اثر بیماری درگذشته‌اند؛ لذا، علی‌رغم فراهم‌بودن امکانات درمانی و طبی برای خلفای عباسی، سبک زندگی نادرست و سرشار از افراط در خوش‌گذرانی، سبب بیمارشدن و نهایتاً، فوت آنان شده است.


صفحه 2 از 4     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb