237 نتیجه برای پزشکی
عباس سلیمانی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
مقاله به صورت دیدگاه و فاقد چکیده است.
ارغوان حاج شیخ الاسلامی، فاطمه ملارحیمی ملکی، مرضیه نجومی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
این مطالعه، مروری روایتی و پژوهشی اسنادی است که با بررسی متون، مستندات، جستوجوی مدارک مرتبط چاپی و اینترنتی به دو زبان فارسی و انگلیسی، یافتهها را استخراج، دستهبندی، تلخیص و گزارش کرده است. هدف از این مطالعه، تعیین روند شکلگیری رشتهی پزشکی اجتماعی در ایران و جهان و بررسی ضرورت وجودی آن بود. رشتهی پزشکی اجتماعی در حدود یک سده پیش، برای پاسخگویی به چالشهای عمدهی زمان خود، مانند نبود دید جامعهمحور به سلامت و بیماری، وجود شکاف بین پزشکی بالینی و سلامت عمومی و بیتوجهی به تأثیر تعیینکنندههای اجتماعی سلامت به وجود آمد. متخصصان پزشکی اجتماعی قادرند که بسیاری از مشکلات فعلی نظام سلامت، مانند بیماریمحوری، نابرابری، تأمین مالی ناعادلانه، افزایش روزافزون تقاضا و هزینههای خدمات سلامتی را کاهش دهند و پرچمدار توجه به تعیینکنندههای اجتماعی و ایجاد ارتباط سازنده بین بخشهای متولی سلامت با سایر سازمانهای اثرگذار بر سلامت باشند. این رشته میتواند راهگشای نظام سلامت برای فایقآمدن بر مهمترین چالشهای معاصر باشد. بیتوجهی به این رشته، نظام سلامت را در رسیدن به اهداف توسعهی پایدار و ارتقای سلامت جامعه با مشکل جدی روبهرو خواهد ساخت. حمایت بیشتر مسئولان و بهرهگیری از مهارت و توانمندیهای متخصصان این رشته میتواند موجب پاسخگویی بهتر به نیازهای سلامت جامعه و دستیابی آسانتر به اهداف کلان نظام سلامت شود.
ساسان موگهی، فرخنده جمشیدی، نگار پرویزی، علی محمدی سپهوندی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
در مراکز درمانی و پزشکی، انطباق رفتارهای فردی و اجتماعی با اخلاق و موازین شرعی بسیار مهم و نیازمند ارزیابیهای پیوسته است. بر همین اساس، مطالعه حاضر با هدف تعیین انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس از دیدگاه بیماران و کارورزان در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور شهر اهواز در سال 1399 انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفیمقطعی بود و جامعهی آماری آن شامل کارورزان (204 نفر) و بیماران (385 نفر) مراجعهکننده به بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور شهر اهواز بود. نمونهگیری نیز بهصورت تصادفی انجام شده است. همچنین، پژوهشگر دادهها را به وسیلهی فرم جمعآوری اطلاعات و پرسشنامهای متشکل از هفده سؤال از بیماران و کارورزان جمعآوری کرد. دادهها توسط نرمافزار SPSS 20 و آمار توصیفی و استنباطی بررسی شد. از دیدگاه کارورزان، بین انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس در بیمارستانهای مختلف و جنسیت ارتباط معنادار وجود داشت (0.05>P)؛ ولی با سن و وضعیت تأهل ارتباط معناداری دیده نشد (0.05، سن، تحصیلات، وضعیت تأهل و بیمارستان تفاوت معنادار وجود نداشت (0.05>P). از دیدگاه کارورزان، انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس برابر با 1/45% و از دیدگاه بیماران برابر با 40.5% بود. بر اساس نتایج مطالعهی حاضر، برای رعایت کامل انطباق امور پزشکی با قوانین شرع مقدس، در تمامی بیمارستانهای بررسیشده، به فضای فیزیکی و کادر درمانی همگن با جنسیت بیماران بیشتری نیاز است.
امین حسنوند، داوود میرزایی فر،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
یکی از مهمترین مباحثی که در حقوق پزشکی مطرح میشود، بحث مسئولیت پزشک است. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطهی اعتقاد به هر یک از دیدگاههای مسئولیت پزشک در قبال بیمار و مسئولیتپذیری است. روش پژوهش، کتابخانهای و توصیفیهمبستگی است. بررسی منابع مختلف، نشان میدهد در رابطه با مسئولیت پزشک در قبال بیمار، میتوان به چهار دیدگاه اشاره کرد که این دیدگاهها عبارتند از: مسئولیت محض پزشک، عدم مسئولیت پزشک ماهر محتاط، مسئول بودن پزشک در صورت تقصیر در درمان، مسئول بودن پزشک در صورت مباشر بودن در درمان. نتایج بهدستآمده بیانگر این است که همبستگی مثبت بین زیرمؤلفههای مسئولیتپذیری و دیدگاههای مسئولیت پزشک وجود دارد که در سطح 01/0 معنیدار هستند. یافتهها نشان میدهد دیدگاههای یک و سه، همبستگی بالاتری نسبت به دیگر دیدگاهها، با مسئولیتپذیری پزشکان دارند. میزان همبستگی بین ابعاد مسئولیتپذیری با دیدگاههایی که مسئولیتی بیشتر را برای پزشکان در نظر گرفته، بیشتر است.
یگانه فرنامیان، عاتکه رسمی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
اصطلاحات پزشکی که در حال حاضر به کار میروند، از منابع مختلف نشأت گرفتهاند. این اصطلاحات اغلب از یک اپونیم گرفته شدهاند؛ اپونیم، در اصل نام پزشک و دانشمندی است که یک ناهنجاری یا روش درمانی را کشف کرده یا اولینبار یک ناهنجاری را گزارش کرده؛ همچنین میتواند نام منطقهای باشد که یک بیماری اولینبار در آنجا شیوع یافته است. اپونیمها گاه با اسطوره و ادبیات و هنر نیز پیوند مییابند؛ البته شخصیتهای اساطیری و ادبی و هنری که در علم پزشکی بهصورت اپونیم کاربرد یافتهاند، اغلب به اساطیر یونان و روم مربوط میشوند. اگرچه بدون اطلاع از نامهای قدیم یک بیماری چون: سرسام، برسام، داءالفیل، داءالرقص، پیسی، دق، ذاتالریه و ذاتالجنب میتوان به تخصص در علم پزشکی دست یافت، یادآوری نامهای ادبی و اساطیری، حتی آنهایی که امروزه کاربرد عملی ندارند یا در جایی از تاریخ پزشکی فراموش شدهاند، علم پزشکی را تلطیف کرده و به ما امکان میدهد علم و هنر را به هم پیوند دهیم. در این مقاله اپونیمهای مربوط به علوم پزشکی در شاخههای آناتومی و بیوشیمی بر مبنای اسطوره مطالعه و بررسی میشود.
علیرضا روحی، محبوبه غیور بلورفروشان،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
چشمپزشکان مسلمان، در همهی بلاد و سرزمینهای اسلامی، بهویژه در اندلس، به دستاوردهایی مهم در زمینهی چشمپزشکی دست یافتند. دانشمندان اندلس، چندین اثر مرتبط با پزشکی و چشمپزشکی تألیف کردهاند که ما را با فعالیتهای آنان، در این حوزه آشنا میکند. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی فعالیتهای انجامشده در اندلس در خصوص چشمپزشکی است. با استفاده از روش مروریکتابخانهای و رجوع به منابع و آثار نوشتهشدهی پزشکان و چشمپزشکان اندلس، مهمترین فعالیتهای آنان در این حوزه بررسی شده است. بررسی آثار پزشکی و چشمپزشکی در اندلس نشان داد، چشمپزشکانِ اندلس نوآوریهای خاصی به وجود آوردند که از مهمترین آنها، ابداع و ساخت داروهای مختلف و متنوع، جراحیهای مختلف، شناخت آناتومی چشم و استفاده از ابزاهای مختلف برای درمان و جراحی است.
حسن کهنسال واجارگاه،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
امپراتوری ساسانی بین سالهای ۲۲۴تا۶۵۱ میلادی در ایران حاکمیت داشت. همگونی و همسویی دولت و دین در ساختار تشکیلات اداری ساسانی، در رشد علم و دانش، بهویژه علم پزشکی، در طول حیات سیاسی چهارصدسالهی ساسانیان، تأثیراتی بسیار مهم داشت. با توجه به اهمیت دانش پزشکی در این دوره، پرسش کلیدی پژوهش این است که با وجود نظام طبقاتی و انحصار فراگیری علم و دانش در طبقات ممتاز جامعه، علم پزشکی چه منزلتی در دورهی ساسانی داشته است؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد در آموزههای دین زرتشت، علم پزشکی بالاترین جایگاه را داشته است؛ زیرا با وجود برخورداری از سلامتی بود که مؤمن زرتشتی میتوانست بر اهریمن غلبه کند. در کنار این، سیاست تشویقی شاهان و دولت ساسانی در رشد و بالندگی علم پزشکی بسیار اثرگذار بود. برخی از این سیاستها عبارتاند از: گسترش روابط فرهنگی و علمی با کشورهای هندوستان و یونان و روم، ترجمهی آثار پزشکان خارجی به زبان پهلوی و بایگانی آنها همراه با تشکیل کتابخانهای بزرگ، دعوت به اشتغال پزشکان خارجی در دانشگاه جندیشاپور و اعزام پزشکان ایران به خارج از کشور برای فراگیری دانش پزشکی و تجربهی بیشتر در این حوزه. پژوهش حاضر به روش تاریخی، با استناد به منابع کتابخانهای و باستانشناسی و به شیوهی توصیفیتحلیلی انجام شده است. به نظر میرسد با توجه به گستردگی تمدن ایران در عصر ساسانی و توجه به علم و دانش و همچنین، ایجاد شهر پزشکی در دورهی ساسانی، دانش پزشکی اهمیتی زیاد در این دوره داشته است و در این دانش بهصورت تخصصی پژوهش میشد.
علیرضا منجمی، امیرحسن موسوی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
«طبیسازی»، در ادبیات رایج آن، مفهومی انتقادی به پزشکی مدرن است؛ به معنای پیشروی و نفوذ پزشکی در ساحتها و حوزههای جدیدی از زندگی انسان و در نهایت، تبدیلشدن پزشکی به نوعی ابزار کنترل و تسلط اجتماعی. در این مقاله نشان دادهایم، اگرچه ادبیات رایج طبیسازی از ابتدای شکلگیری آن در اواسط قرن بیستم، نقدی منحصر به پزشکی مدرن است، کاستیهای مفهومی همین تلقی و فروکاستن طبیسازی به پزشکی مدرن که مبتنی بر زیستپزشکی است، خطایی معرفتشناسانه است. این خطا منجر به حالتهایی جدید از طبیسازی در لباس طبیزدایی و با سویههایی آسیبزاتر میشود. به ادبیات رایج طبیسازی، انتقادی دوسویه وارد است؛ پژوهشگران طبیسازی با تمرکز بر پارادایم زیستپزشکی، از طبیسازیهای رویکردهای دیگر پزشکی، مانند طبهای مکمل و جایگزین غفلت کردهاند. این خلأ مفهومی در ادبیات رایج، منجر به ایجاد فضا برای شکلگیری اَشکالی جدید از طبیسازی توسط طبهای مکمل و جایگزین شده است؛ روندهایی که در ظاهر، به طبیزدایی از پزشکی مدرن میپردازند؛ اما خود انواعی جدید از طبیسازی را بازتولید میکنند؛ فرایندهایی که ذیل دو مفهوم «پیراطبیسازی» و «کمیزیشن» (CAMization) توصیف شده است. مقصود از کمیزیشن رویههایی است که در آن مسائل روزمرهی زندگی انسانی، به مسائل سلامت در ادبیات طب مکمل و جایگزین منتقل میشود. در این مقال به طب سنتی ایران هم اشارهای شده است و نشان دادهایم که قرائت رایج بسیاری از جامعهشناسان پزشکی از طبیسازی که این پدیده را موضوعی منحصر به جوامع غربی و یکصد سال اخیر میدانند، محل مناقشه است.
جمال رضایی اوریمی، شهربانو اسدی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
دوره صفویه یکی از ادوار مهم در تاریخ پزشکی ایران محسوب میشود. در این دوره دانش پزشکی پیشرفت نموده و آثار زیادی در زمینه طب تالیف و بیمارستانهای متعددی تاسیس شد. در طی سالیان اخیر پژوهشهای متعددی در ارتباط با تاریخ پزشکی دوره صفویه انجام گرفته است. هدف از پژوهش حاضر معرفی و نقد مقالهی «پزشکی عصر صفویه با تکیه بر سفرنامههای غربی» اثر سعید آقارضایی و شیوا رضایی است. این پژوهش یک مطالعه تحلیلی-انتقادی است که با بهرهگیری از منابع کتابخانهای به بررسی و ارزیابی مقالهی مورد نظر از نظر ساختاری، محتوایی و روشی میپردازد. مقالهی «پزشکی عصر صفویه با تکیه بر سفرنامه های غربی» دارای نگارش منسجمی میباشد و حاکی از تلاش نویسندگان برای تبیین وضعیت پزشکی و بهداشت در دوره صفویه است. در ساختار مقاله بعضاً ارجاعدهیهای نامناسب و اشکالات نگارشی دیده میشود. عدم اشاره کامل به دلایل مهاجرت پزشکان به هند، عدم تعیین جایگاه واقعی بیمارستانها، عدم اشاره به جایگاه دانش دندانپزشکی، دامپزشکی و جراحی، عدم اشاره به گفتمان پزشکی طب النبی، اشاره نکردن به بیماریهای همهگیر و مبهم بودن وضعیت داروسازی در دوره صفویه را میتوان از نقدهای محتوایی برشمرد. نتایج نشان میدهد که مقاله مورد نظر علیرغم تلاش برای آشکار کردن جنبههای مختلف پزشکی در عصر صفویه، اما دارای برخی اشکالات ساختاری، محتوایی و روشی است. لذا انتظار میرود نویسندگان محترم با برطرف نمودن ایرادات ذکر شده، بتوانند در پژوهشهای بعدی اثر قابلتوجهتری پیرامون تاریخ پزشکی منتشر نمایند.
فرهاد رشنوپور، محسن بهرام نژاد، عباس برومند اعلم، باقر علی عادلفر،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
جندی شاپور یکی از دیرپاترین مراکز علمی و آموزشی در ایران بوده است. حوزه های مدنی و فکری که از عهد شاپور اول ساسانی سربرآورد و به تدریج مرکزی علمی، خصوصا در زمینه پزشکی در آن پدیدار گشت. سامان و شکوه مرکز علمی و شهر جندی شاپور با پدیده مهاجرت نخبگان رومی (سریانی- نسطوری) همبستگی عمیقی داشته است. بنابراین علت شناسی و تبیین این مهاجرت ها بر شکل گیری، حیات و تداوم آن مرکز علمی قابل توجه و مطالعه است. در نوشتار حاضر کوشش شده است تا از منظر جامعهشناسی تاریخی به بررسی ابعاد این مساله، باتکیه بر نظریه جاذبه و دافعه اورتلی پرداخته شود. بر این اساس پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه ای در تلاش است با کاربست این نظریه به تحلیل سه دوره مهاجرت نخبگان از روم به جندی شاپور بپردازد و به این پرسش پاسخ دهد که آیا با استفاده از نظریه "جاذبه و دافعه" می توان این مهاجرت ها را تبیین کرد؟ یافته های پژوهش بیانگر آن است که در هر سه دوره مهاجرت عمده نخبگان رومی به جندی شاپور، دافعه های رومی در مقابل جاذبههای ساسانی در مساله اقامت و مهاجرت نخبگان بسیار تاثیرگذار بوده است. همچنین مذهب عامل اصلی در همگرایی و واگرایی نخبگان در مساله مهاجرت از روم به ایران بوده است. شهر جندی شاپور از زمان احداث ویژگی های علمی و فرهنگی سریانی_مسیحی خاصی را در خود پرورش داده بود. بر بنیان نظریه مهاجرتی اورتلی، این خصوصیات، موانع مداخله گر منفی و معضل مسافت و فاصله را در مهاجرت نخبگان، از روم به جندیشاپور را از میان برده یا کم اهمیت کرده بود. همچنین مهاجرت های نخبگان از روم به جندی شاپور در تداوم حیات و سرزندگی شهر و مرکز علمی جندی شاپور بسیار تاثیرگذار بوده است.
غلامحسین مقدم حیدری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
در دوره پیشامدرن تنجیم رویه ارتباط اجسام سماوی با زندگیها و رویدادهای روی زمین و سنت حاصل از آن بوده است. وجهی از تنجیم مبتنی بر دانش نجوم و محاسبات ریاضی بود و وجه دیگر آن به طالع بینی میپرداخت. میتوان از دو نوع تنجیم سخن گفت: تنجیم طبیعی و تنجیم احکامی. تنجیم طبیعی در زمان خود بخشی از فرایند تبیین رویدادها و پیشبینی آنها بود. درحالیکه تنجیم احکامی به طالع بینی و پیشبینی تقدیر و سرنوشت افراد و جنگها، رخ دادن بیماریها میپرداخت. اما نکته قابل تأمل این است که بسیاری از دانشها در دوره پیشامدرن از نتایج تنجیم استفاده میکردند. بهطوریکه فهم دانشهای مرتبط با آبوهوا، کشاورزی و پزشکی در عصر پیشامدرن بدون فهم تنجیم کامل نیست. در این مقاله میکوشیم در بخش نخست بهطور اجمال تنجیم و اقسام آن را بیان کنیم و برخی از ویژگیهای تنجیم پزشکی را بهعنوان بخشی از تنجیم طبیعی برشماریم. در بخش دوم به بررسی چگونگی تأثیر تنجیم بر نظریههای پزشکی بقراط و جالینوس در یونان باستان بپردازیم و نشان میدهیم تنجیم پزشکی در نزد آنان بخشی از فرایند طبیعی تبیین بیماریها و روشهای درمان و پیشگیری از آنها بوده است.
لیلا رازقیان جهرمی، صفورا صادقی مزیدی، علی فرهنگ دوست،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
افزایش ابتلا به بیماریهای مزمن و صعب العلاج و کمبود امکانات جهت رسیدگی به بیماران موجب مطرح شدن بحث اولویت بندی در تخصیص امکانات و انتخاب بیماران در استفاده از امکانات و انتخاب بین مرگ و زندگی میشود. بحث خاتمه حیات و قطع درمان از جمله چالشهای حوزه پزشکی و اخلاق می باشد. در سالهای اخیر درخواست اتانازی افزایش یافته است و پزشکان آینده قطعا با این موضوع رو به رو خواهند شد. این مطالعه مقطعی بر روی 200 تن از دانشجویان و دستیاران پزشکی در سال 1400 انجام شد. تمامی شرکتکنندگان پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، افسردگی بک و نگرش به اتانازی را با رضایت خود تکمیل کردند . در مطالعه حاضر67/5 % شرکت کنندگان با اتانازی موافق بودند. نگرش مثبت به اتانازی در مردان بیشتر از زنان بود (0.22 = P) و در افراد مجرد بیشتر از متاهلین بود (0.045 = P) . با افزایش اعتقادات مذهبی در افراد میانگین نمره نگرش به اتانازی در آن ها کاهش میافت و مخالفت با آن بیشتر می شد (0/001 نگرش مثبت به اتانازی با افسردگی و شدت آن مرتبط بود. این مقاله حاصل پایان نامه دکترای عمومی دانشگاه علوم پزشکی شیراز است. در طول فرایند پژوهش اصول اخلاقی در پژوهشهای دارای آزمودنی انسانی در براساس راهنمای جمهوری اسلامی ایران ، از جمله اخذ رضایت آگاهانه جهت شرکت در پژوهش رعایت شد. افسردگی و شدت آن با تمایل بیشتر پزشکان برای اتانازی ارتباط معنادار دارد. از سوی دیگر هرچه اعتقادات مذهبی قویتر باشد میزان مخالف با اتانازی نیز افزایش مییابد. حمایت از اتانازی در مردان و افراد مجرد نیز بیشتر از گروه های دیگر بود.
رقیه گندم کار،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
یکی از وظایف دولتها آموزش و فراهم نمودن نیروی متخصص به منظور ارائه خدمات سلامت باکیفیت به افراد جامعه است. در طول چهار دهه اخیر، به فراخور افزایش یا کاهش نیاز جامعه، یکی از سیاستهای افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو یا تلاش برای ارتقای کیفیت آموزشهای ارائه شده در اولویت کاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی قرار گرفته است. با توجه به تصویب و اجرای طرح اصلاح نظام آموزش پزشکی از طریق افزایش ظرفیت دانشجویان علوم پزشکی و وجود نظرات موافق و مخالف بسیار در این خصوص، در این مقاله جنبههای مختلف افزایش ظرفیتها شامل عرضه نیروی کار در پاسخ به نیاز جامعه و چالشهای تضمین کیفیت آموزش مورد بحث قرار گرفته است. بررسی مطالعات موجود نشان میدهد موضوع افزایش ظرفیت پذیرش دانشجویان به منظور تأمین نیروی کار متخصص حوزه علوم پزشکی که مورد مداقه طرافداران این طرح است مسألهای چندوجهی است که نیاز به مطالعات جامع ترکیبی و در نظر گرفتن همه عوامل تأثیرگذار بر آن مانند گرایش بسیار پزشکان، پرستاران و سایر حرف سلامت به مهاجرت، عدم ماندگاری در مناطق کمتر برخوردار، مشکلات اقتصادی و سایر عوامل دارد. علاوه بر این، افزایش ظرفیتها نیازمند تأمین زیرساختهای لازم برای آموزش، برنامهریزی برای ارائه آموزش باکیفیت و پایش نظام آموزشی و فراگیران از نظر دستیابی به توانمندیهای مورد نظر است. در صورت عدم توجه به تأمین کیفیت آموزش در هر سه بعد درونداد، فرایند و برونداد، افزایش ظرفیتها در نهایت منجر به در معرض خطر قرار گرفتن ایمنی و سلامت بیماران خواهد شد.
محمدحسین افتخاری، علیرضا پارساپور، آیت احمدی، باقر لاریجانی، ندا یاوری، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
پزشکی تدافعی، انجامدادن اقداماتی است که اندیکاسیون پزشکی و منفعتی برای بیمار ندارد (پزشکی تدافعی مثبت) یا خودداری از انجامدادن اقداماتی پرخطر است که دارای اندیکاسیون پزشکی و منفعت برای بیمار است (پزشکی تدافعی منفی). پزشک این اقدامات را، صرفاً با انگیزهی محافظت از خود در برابر شکایتها یا تنشهایی مانند اعتراض بیمار یا همکاران انجام میدهد و معمولاً موجب واردشدن آسیب جسمی، روانی یا اقتصادی به بیمار یا نهاد پرداختکنندهی هزینهی درمانی مانند سازمانهای بیمهگر میشود که میتواند عواقبی را به لحاظ کیفیت مراقبت افراد و بهرهوری از منابع محدود سلامت در پی داشته باشد. عواملی، ازجمله نگرانی پزشک از شکایت و دادرسی، ممکن است به رفتارهای تدافعی منجر شود. این مقاله به ارائهی پیشنهاداتی برای مدیریت اینگونه رفتارها و پیشگیری از آنها، شامل سه دستهی کلی راهکارهای مرتبط با اصلاح سیستم رسیدگی به شکایت بیماران، راهکارهای اجتماعی مدیریت و پیشگیری از پزشکی تدافعی و راهکارهای مدیریتیسازمانی پرداخته است. این راهکارها بر اساس یافتههای منتج از تحقیقی ترکیبی، شامل مرور غیرنظاممند منابع و مطالعهی کیفی با روش برگزاری مصاحبههای نیمهساختاریافته تنظیم شدهاند؛ همچنین، گروه اخلاق پزشکی فرهنگستان علوم پزشکی ایران، نتایج آن را بررسی کردهاند.
فرزاد زکیان خرم آبادی، علیرضا پارساپور، باقر لاریجانی، امیرحسین تکیان، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
حق بر دسترسی به خدمات سلامت، بهعنوان جزئی از حقوق بنیادین بشر، متأثر از شرایط و امکانات دولتها و اوضاع بینالمللی، همواره با چالشهایی روبهرو بوده است. علیرغم صراحت سیاستهای کلی و اسناد بالادستی در نظام سلامت ایران، در خصوص لزوم برخورداری مهاجران و پناهندگان از خدمات سلامت و عضویت ایران در کنوانسیونهای مربوطه، ضمانت اجرای مفاد این اسناد به دلایل مختلف، ازجمله نارسایی قوانین مربوط به مهاجران و پناهندگان و اجرای نادرست برخی قوانین موجود، منسجم و کامل نیست. گروه تحقیق، نسخهی اول پیشنویس راهنمای اخلاقی ارائهی خدمات سلامت به مهاجران را، با استفاده از دادههای پژوهشی مبتنی بر مرور اسناد مرتبط و مطالعهی کیفی، تهیه و بر اساس نظرات شرکتکنندگان در یک گروه هیأت متخصصان، نهایی کردهاند. در این پیشنویس، پس از تبیین ارزشها و اصول اخلاقی حاکم بر ارائهی خدمت به مهاجران افغان، راهنماها و تکالیف پیشنهادی برای ذینفعان اصلی درگیر و مرتبط با موضوع، ازجمله سیاستگذاران و برنامهریزان کلان نظام سلامت، مؤسسات و مراکز ارائهی خدمات سلامت، حرفهمندان و ارائهدهندگان خدمات سلامت، سازمانهای حرفهای، فعالان جامعهی مدنی، رسانهها و سازمانهای مردمنهاد و پژوهشگران و متولیان پژوهش و آموزش پزشکی ارائه شده است
محبوبه شالی، سمیرا محمدی، حسن شهبازی، نوشین کهن، باقر لاریجانی، شهره نادری مقام،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
بهمنظور ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، ضروری است که در مسیر توانمندسازی مردم در شناخت و کنترل عوامل مؤثر بر سلامت، گام برداشته شود. استادان دانشگاهها، بهعنوان ترویجکنندگان دانش سلامت، آموزشدهندهی مهارتهای بهداشتی و حامیان سبک زندگی و رفتارهای سالم شناخته میشوند. این مطالعه، با هدف تبیین نقش استادان حوزهی علوم پزشکی در ارتقاء سواد سلامت مردم انجام شده است. این پژوهش، از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. برای نمونهگیری، از روش مبتنی بر هدف، با حداکثر تنوع استفاده شد. بیست نفر از استادان دانشگاههای علوم پزشکی و جهاد دانشگاهی و وزارت بهداشت، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و همزمان با جمعآوری دادهها، تجزیه و تحلیل اطلاعات انجام شد. بیست شرکتکننده (نُه زن و یازده مرد) با میانگین سنی 3/50 و میانگین سابقهی کاری 45/23 سال در این مطالعه شرکت کردند. پس از تحلیـل دادههـا، 947 کد اولیه استخراج و پس از آن، دادهها در پنج طبقهی اصلی و پانزده زیرطبقه دستهبندی شد. زیرساختسازی، تولید محتوا، الگوی نقش، خودتوانمندسازی و فرهنگسازی، طبقات اصلی پژوهش بودند. استادان دانشگاه میتوانند با ترکیب مناسب و بدیع عناصر مختلف موجود در نظام آموزشی، دانشجویان و آحاد جامعه را بهسوی اهداف متعالی سوق دهند یا آنان را از نیل به چنین اهدافی محروم سازند؛ اما به دلایلی، ازجمله تعداد کم استادان نسبت به تعداد دانشجویان، حجم فراوان وظایف اعضای هیئت علمی، کمبود امکانات و مشغلههای روزافزون زندگی اعضای هیئت علمی، عملکرد و نقش آنان را در این زمینه تحت تأثیر قرار داده است. برای دستیابی به هدف مددگیری از استاد در ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، باید لزوم رفع این محدودیتها را به مسئولان خاطرنشان ساخت
معصومه جرجانی، میترا امینی، نوشین کهن، سید صمد سجادی، نیکزاد عیسی زاده، امین حبیبی، مریم سوهانکی، پوریا کنعانی، رضا مرتضوی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
دروس عمومی در توانمندسازی و رشد شخصیت حرفهای و اجتماعی دانش آموختگان موثر بوده و ارزیابی مستمر اثربخشی و وضعیت ارائه و به روز رسانی این دروس ضرورت دارد. هدف این مطالعه تبیین عوامل موثر در اثربخشی آموزش دروس عمومی در برنامههای آموزشی علوم پزشکی ایران می باشد. مطالعه شامل دو بخش کیفی و کمی است. پس از انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحبنظران، مدرسین دروس عمومی و فراگیران رشتههای علوم پزشکی و تحلیل تماتیک اولیه به روش براون وکلارک ، تعداد 528 کد از متون مصاحبه استخراج که در قالب 4 مضمون، 11 طبقه و 33 زیرطبقه قرار گرفت . مضامین اصلی مورد توجه شرکت کنندگان شامل بروز رسانی برنامه های آموزشی، تمرکز بر یادگیری موثرو هدفمند، مشارکت و نیاز سنجی از ذینفعان و همگام سازی دروس عمومی با مهارتهای کاربردی بود. در مطالعه دلفی، بر مبنای نتایج مرحله کیفی، الگوی آموزش اثربخش دروس عمومی پیشنهاد وبا پرسشنامه از خبرگان موضوعی نظر سنجی شد که اعتبار الگو طی دو راند دلفی تایید گردید. مولفه هایی چون حذف دروس غیر ضروری یا با محتوای تکراری، طراحی محتوا بر اساس نیازسنجی، مشارکت متخصصین در بازنگری ، کاربرد روش های آموزشی مبتنی بر مهارت آموزی ، افزایش دروس مهارت محور و کاربردی، انعطاف پذیری در ارزشیابی واستفاده از فناوری های نوین آموزشی دارای بالاترین میانگین و شاخص اجماع بودند. نتایج مطالعه بیانگر ضرورت ایجاد تحول در نظام آموزش سنتی، بازاندیشی، بازنگری در عناوین ومحتوا ، مهارت محوری مبتنی بر نیاز های جدید، ارتقا مدلهای ارزشیابی و بکارگیری ابزار و فناوری های نوین آموزشی در دروس عمومی میباشد.
مریم اعلاء، ریتا مجتهدزاده، آیین محمدی، ندا مهرداد، مولود پیاب، سنور بایزیدی، مهین نوملی، محمد اقبال حیدری، علیرضا اولیائی منش، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
همهگیری کووید-19 برای آموزش و پژوهش به عنوان دو فعالیت اصلی دانشگاهی در رشتههای علوم پزشکی فرصتها و چالشهایی ایجاد کرد که با توجه به تاثیر متقابل پژوهش و آموزش میتوانند مبنای راهکارهایی برای ارتقای این دو حوزه باشند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو مقاله مروری که هر کدام به یکی از این دو مقوله پرداختهاند، انجام شد. این مطالعه مقایسهای از نوع کیفی توضیحی در سه گام انجام شد. ابتدا دو مقاله مروری که به بررسی فرصتها و چالشهای ناشی از پاندمی کرونا برای ارائه راهکار در دوران پساکرونا پرداخته بودند، انتخاب شدند. سپس هر دو مطالعه به دقت مطالعه و توصیف شدند. دو نفر از محققین به طور جداگانه موارد شباهت و تفاوتهای دو مطالعه را استخراج کرده و با هم مقایسه کردند تا عدم تطابقها رفع شود. پانلی از متخصصین یافتهها را تایید کردند. فرصتهای و چالشهای ذکر شده استخراج و به تفکیک موارد مشابه و متفاوت بین دو حوزه دستهبندی شد. راهکارهایی که برای دوران پساکرونا به طور مشترک پیشنهاد شد عبارتند از: ادامه استفاده از امکانات فضای مجازی، تنوع در راههای ارتباطی با دانشجویان و شرکتکنندگان در تحقیق و توسعه و آمادهسازی زیرساختهای الکترونیکی مناسب. مقایسه دو مطالعه مروری انجام شده و تعیین شباهتها و تفاوتهای فرصتها و چالشهای ناشی از پاندمی کرونا و راهکارهای دوران پساکرونا در دو حوزه آموزش پزشکی و پژوهشهای بالینی، منجر به امکان استخراج راهکارهایی شد که میتواند این دو حوزه مرتبط با هم را به طور منسجم ارتقا دهد.
عطا پورعباسی، زهرا حسینی توسل، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
نظام آموزش عالی سلامت در جمهوری اسلامی ایران، نظامی ادغام یافته با ذینفعان متعدد است که متولی تربیت منابع انسانی بخش سلامت در ردههای مختلف است. فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از عوامل نهادی اثرگذار در این نظام ایفای نقش مینماید. این مقاله در صدد تبیین جایگاه فرهنگستان علوم پزشکی در نظام آموزش علوم پزشکی کشور و ترسیم جهتگیریهای کلان این نهاد در این حیطه است. در این مطالعه در چهار گام به ترتیب مراحل مختلف چرخه کاربست دانش پیاده شد. عوامل نهادی موثر در توسعه یک نظام تبیین و نقش ذی نفعان متعدد نظام آموزش علوم پزشکی کشور با آنها تطبیق داده شد. سپس کارکردهای فرهنگستان به عنوان یک ذی نفع اصلی بر مبنای میزان ارتباط با مراحل چرخه کاربست دانش وزندهی و در نهایت این کارکردها در طبقات مختلف گردآوری شد. بر اساس این مدل هرچند که فرهنگستان در بسیاری از مراحل توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور نقش دارد، ولیکن بیشترین نقش را به عنوان یک اندیشکده و دیدهبان و کمترین نقش را به عنوان پیادهکننده دانش بر عهده دارد. مدل ارایه شده در این مقاله به متولیان فرهنگستان علوم پزشکی کمک خواهد کرد تا با مدیریت بهینه منابع و آمایش اصولی ظرفیتهای انسانی، بیشترین و اثرگذارترین نقش را در توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور ایفا نموده و از این طریق موجبات اعتلای نظام سلامت ادغام یافته را در جمهوری اسلامی ایران فراهم آورد.
سیده نفیسه مومنی، مژگان علاءالدینی، شهرو اعتماد مقدم،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
دوراهه های تصمیم گیری مختلفی در طول دوره طبابت برای بالینـگران رخ می دهد که یکی از آنها مواجهه با خطای پزشکی است. حرفه مندان دندانپزشکی تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا خطا را در ارائه خدمات سلامت به کمترین میزان خود برسانند و از ایجاد آسیب به بیماران جلوگیری کنند. اما با همه تمـهیداتی که اتخاذ می شود گاهی در طی تشخیص و درمان بیماری ها خطایی رخ می دهد که عوارض ناشی از آن غیر قابل برگشت است. در مدیریت چنین شرایطی، علاوه بر جستجوی دلیل وقوع خطا، مواجهه اخلاقی دندانپزشکان با بیمار بسیار اهمیت دارد. در این مقاله با استفاده از مدل تصمیم گیری اخلاقی فدراسیون جهانی دندانپزشکی، راهکاری برای مواجهه اخلاقی در مدیریت خطای تشخیصی در بررسی آسیب شناسی ضایعات پیشنهاد می شود.