237 نتیجه برای پزشکی
امیراحمد شجاعی، فرشته ابوالحسنی نیارکی،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
در رابطهی میان پزشک و بیمار اعتماد سرمایهی اجتماعی بزرگی محسوب میشود. اعتماد میان پزشک و بیمار عاملی مؤثر در بهبود بیمار و رضایت پزشک است. اما تا از چیستی اعتماد و شناخت آن سخن نگوییم نمیتوان به تحقق آن امیدوار باشیم. به معنای دیگر، تحقق خارجی و تقویت اعتماد در رابطهی میان پزشک و بیمار مستلزم شناخت دقیق اعتماد و مؤلفههای آن است که این پژوهش آن را انجام داده است. لذا قبل از هر کار لازم است که ابتدا اعتماد را از منظر لفظ و مفهوم بشناسیم و مورد تحلیل قرار دهیم. در این مقاله که با استفاده از مرور مقالات و روش تحلیل محتوا و همچنین تحلیل منطقی نوشته شده است، پس از بر شمردن نظرات اندیشمندان در باب اعتماد و بیان مایهی اصلی آنها به استخراج 23 مؤلفه از اعتماد پرداختهایم وسپس این مؤلفهها را در رابطهی میان پزشک و بیمار مصداق بخشیدهایم. نتیجه آنکه اعتماد میان پزشک و بیمار را از سه منظر میتوان مورد تحلیل قرار داد: یکی ناظر به بیمار با 5 مؤلفه، دیگری ناظر به پزشک با 2 مؤلفه و سومی ناظر به رابطهی پزشک و بیمار با 9 مؤلفه و بدون شناخت این مؤلفهها و تفکیک آنها نمیتوان به تحلیل و کنکاش در تحقق خارجی اعتماد پرداخت.
زهره رحیمی، افشین فرهانچی،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
با توجه به ابلاغیهی سال 1390 وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مبنی بر اختصاص 10 درصد تختهای بیمارستانهای دولتی به افراد خیلی مهم (VIP) و خبر گسترش تدریجی این تختها در کشور، این موضوع در مراکز دولتی اهمیت خاصی پیدا کرده است و لازم است پیامدهای مختلف این پدیده بهدقت مورد بررسی قرار گیرد. بخشهای ویژهی افراد خیلی مهم به معنای بخشهایی است که افراد با توانایی مالی خاص میتوانند در آن از خدمات سلامت ویژهای بهرهمند شوند. در این مطالعه بعد از بررسی سیستماتیک این امتیاز ارائه شده به افراد خیلی مهم، ارائهی این خدمات از سه منظر اقتصادی، مدیریتی و اخلاقی مورد بررسی قرار گرفته است. در هر یک از ابعاد مذکور ارائهی خدمات ویژه میتواند دارای فواید و مضراتی باشد که مطابق با شرایط درونی و برونی هر سیستمی در حوزهی سلامت میتوان برای استقرار یا ممانعت از راهاندازی آن تصمیمگیری کرد. حال که با توجه به شرایط حاکم در عرصهی سلامت لزوم راهاندازی بخشهای افراد خیلی مهم حتی بهعنوان راه حلی کوتاهمدت و رفع بحران احساس شده و توصیه میشود، باید این مهم همراه با راهکارهایی برای هر چه اخلاقیتر کردن این فرایند از جمله اعمال محدودیت در ارائهی این خدمات در بخشها، توجه به بافت فرهنگی و اجتماعی منطقه، پایشهای دورهای، واقعی کردن تعرفهها و مواردی دیگر باشد.
سعید نظری توکلی، نسرین نژادسروری،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
رازداری یکی از قواعد کهن حرفهی پزشکی است که ضمن تأثیر بر چگونگی رابطهی میان پزشک و بیمار، تأمین کنندهی منافع فردی بیمار و پزشک و همچنین مصالح اجتماعی است. در آموزههای دینی نیز ضمن تأکید بر وجوب رازداری، افشاکنندهی راز بهدلیل ارتکاب گناه کبیره، سزاوار مجازات اخروی دانسته شده است. امروزه، با ابداع روشهای نوین تشخیصی و درمانی و گستردگی دامنهی اطلاعرسانی، زمینهی افشای راز بیماران بیش از پیش فراهم شده است. این مقالهی مروری حاصل یک مطالعهی توصیفی است. برای جمعآوری اطلاعات از مطالعهی کتب معتبر و جستوجو در منابع اینترنتی و مقالات مرتبط استفاده شد. پس از توضیح مفاهیم و مبانی رازداری در اخلاق پزشکی، همچنین اخلاق فضیلتگرای اسلامی، در بررسی تطبیقی، اشتراکها و تفاوتهای این دو دستگاه اخلاقی در مسألهی رازداری بررسی و تبیین میشود. صرف نظر از تأکید آموزههای اخلاق پزشکی و اخلاق اسلامی بر ضرورت حفظ رازداری در جلب اعتماد عمومی، رازداری در اخلاق اسلامی بهواسطهی در بر گرفتن دو حوزهی راز خود و راز دینی، افزون بر راز دیگری، از گستردگی بیشتری برخوردار بوده و فرد رازدار بهواسطهی امانتداری، از پاداش اخروی هم بهرهمند خواهد شد. همچنین، در اخلاق پزشکی، تنها رفتار کادر درمانی مورد ارزیابی قرار گرفته و به انگیزه و حالات نفسانی آنان توجهی نمیشود، اما در اخلاق اسلامی، از آن جهت که ویژگیهای نفسانی افراد مورد ارزیابی اخلاقی قرار میگیرد، رازداری امری پایدارتر بوده و بدون هیچگونه نظارت خارجی کارایی خود را حفظ خواهد کرد.
فاطمه طرف،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
پژوهش بر روی فناوری مهندسی سلولهای نطفهای با هدف ایجاد تغییرات ژنتیکی قابل توارث در نسلهای گیاهی، جانوری و انسانی انجام میشود. قریبالوقوع بودن و ضرورت انجام این فناوری در خصوص سوژههای انسانی باعث مباحثات فراوان بین صاحبنظران اخلاق و حقوق شده است. امکان ایجاد تغییر در ژنوم انسان که مطابق با اعلامیهی جهانی ژنوم انسان وحقوق بشر بهعنوان میراث مشترک بشریت و شالودهی وحدت تمامی اعضای جامعه ی بشری شناخته میشود، این فناوری را با پرسشهایی دربارهی ارتباط دستاوردهای آن با جریان عادی آفرینش روبهرو میکند. در نگاه اول، چنین بهنظر میرسد که اجرا و اعمال این فناوری میتواند به تغییر در رسم جاری خلقت و ایجاد بدعت در سنت دیرپای توالد منجر شود. با ریشهیابی ایدههای مخالف با اجرای این فناوری که چنین خاستگاهی دارند، میتوان نگرانی عمدهای را دربارهی «تغییر در خلقت» یا بهعبارتی «دخالت در کار خدا» مشاهده نمود. «تغییر در خلقت» اصطلاحی است که در ادبیات فقهی- اخلاقی اسلام نیز متداول و آشناست و در تعیین احکام فقهی مترتب بر فناوریهای زیستی نقش مهمی ایفا میکند، به گونهای که اگر عنوان آن بر موضوعی صادق باشد، به حرمت ذاتی آن موضوع در فقه منجر خواهد شد. البته اکثر مفسران اسلامی، خلقت را به معنای فطرت الهی انسان تعبیر میکنند که هرگز قابل تبدیل و تغییر نیست. این رویکرد ممکن است سرفصل تغییر خلقت را بهطور کامل از محورهای تعیین مشروعیت فناوریهای زیستی خارج کند اما نگارنده میپندارد که اتخاذ این دیدگاه نمیتواند پایان راه باشد زیرا در این میان سرفصل نوین قصد ایجاد تغییر در فطرت انسان رخ مینماید که غفلت از آن دست ما را از محوری قوی در جهتدهی به اهداف فناوریهای زیستی تهی میگذارد. بنابراین، در این پژوهش اگرچه نگارنده نیر خلقت را به معنای فطرت غیرقابل تغییر انسان میپندارد، با ارائهی تحلیلهایی کوشیده است تا پس از معرفی سر فصل قصد تغییر فطرت، به دیدگاهی متعادل در خصوص نحوهی استفاده از این سرفصل در خصوص مشروعیت فناوری مهندسی سلولهای نطفهای دست یابد.
حسین درگاهی،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
رفتار سیاسی آندسته از فعالیتهایی است که انجام آنها در سازمان ضرورت ندارد، اما در امر توزیع پاداش و تخصیص منابع سازمانی اعمال نفوذ میکند. افراد با استفاده از رفتار سیاسی، سعی در بهدست آوردن و استفاده از قدرت در سازمان را دارند. امروزه، بیشترین تلاش محققان برای مطالعهی ادراک کارکنان از رفتار سیاسی است و اینکه آیا در انجام رفتار سیاسی باید اصول اخلاقی را رعایت کرد یا نه؟ لذا این پژوهش با هدف معرفی، علل، پیامدها و اخلاقی یا غیراخلاقی بودن رفتار سیاسی و قدرت در سازمان انجام شده است. پژوهش حاضر مطالعهای مروری است که اطلاعات مورد نیاز آن از طریق موتورهای جستوجوگر Medline، Ovid، Elsevier، Google، Pub Med، Scopus، Springer، Cochran Library و با بهکارگیری تعداد پنج کلیدواژه و یکصدوده منبع و سپس با انتخاب 41 منبع جمعآوری و مورد بهرهبرداری قرار گرفت. بیشتر رفتارهای سیاسی حاصل تفاوت ادراک فردی و همچنین ویژگیهای سازمانی هستند. به همین دلیل، بعضی از افراد بهدنبال رفتارهای سیاسی مشروع هستند و بعضی از افراد رفتارهای نامشروع را ترجیح میدهند، اگرچه در رفتارهای سیاسی نمیتوان بهطور دقیق مشخص کرد که چه نوع کاری اخلاقی یا غیراخلاقی است. پس، باید گفت رعایت اصول اخلاقی در رفتار سیاسی باید در جهت تأمین منافع سازمان باشد. رفتارهای سیاسی را در سازمان نمیتوان از بین برد، زیرا آنها پدیدهای اجتنابناپذیر هستند. بنابراین، مدیران اثربخش باید ماهیت سیاسی سازمان را بپذیرند، استراتژیهای سیاسی را تنظیم کنند و از این راه به سازمان خود مزایای زیادی را برسانند.
غلامرضا پورمند،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
روشهای کمکباروری بهطور گستردهای در سراسر جهان برای درمان تقریباً تمامی اشکال ناباروری انجام میشود. بر اساس این تصور غلط که تعالیم اسلامی روشهای کمکباروری را مورد تأیید قرار نمیدهد، استفاده از این فناوری در جهان اسلام برای سالهای زیادی به تعویق افتاده بود. در مقالهای که از احکام اسلامی استخراج شده، تأثیر آن را بر اخلاق در مسائل مربوط به روشهای کمک باروری بررسی میکند. روشن است که اسلام تشکیل خانواده و روشهای کمکباروری را در چارچوب ازدواج تشویق میکند؛ تحقیقات بر روی جنین قبل از 14 روزگی از زمان لقاح مجاز است. همچنین، تشخیص ژنتیکی پیش از لانهگزینی، ژندرمانی و شبیه سازی بهسود بشریت به لحاظ اخلاقی در اسلام قابل قبول است.
روشهای کمکباروری دخالت شخص ثالث در روند تولیدمثل را با ارائهی تخم، اسپرم، جنین یا رحم امکانپذیر ساخته است. روشهای کمکباروری راه را برای روشهای مختلف دیگر از جمله انتخاب جنسیت، تشخیص ژنتیکی پیش از لانهگزینی (PGD)، دستکاریهای ژنتیکی، انجماد گامت، جنین و گنادها، شبیهسازی و غیره ... باز کرده است و بحث های اخلاقی زیادی را برانگیخته که از آغاز تا به حال ادامه دارد. نگرش متناقض در بسیاری از کشورها در سرتاسر جهان بدون در نظر گرفتن زمینههای سیاسی، مذهبی، فرهنگی و اقتصادی این کشورها ایجاد شده است.
در سنت اسلامی، در مورد تولیدمثل، تقریبا تمام دانشمندان موافق این هستند که زوجهای نابارور درمان را تا زمانی که هر دو گامت نر و ماده متعلق به یک زوج است و بارداری در رحم زن صورت میگیرد، دنبال کنند. پزشکان باید برای باروری زوجهای نابارور از کلیهی تکنولوژیها در زوجهای متأهل کمک بگیرند. حقوق جنین قابل احترام است و تشخیص ژنتیکی تا زمانی که به جنین آسیب نمیرساند میتواند انجام شود. اگر چه قانون برای تشخیص ژنتیکی پیش از لانهگزینی در کشورهای اسلامی اجازه داده است، تصمیمگیری در مورد سرنوشت جنین را بهعهدهی زوج نمیگذارد. اطلاعات لازم باید به پزشکان داده شود تا در ارائهی روشهای مختلف کمک باروری به زوج نابارور کمک شود.
محمد علی کریم زاده،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
روشهای نوین باروری در طی چند دههی گذشته مسائل و ابهامات جدیدی را در زمینهی علوم پزشکی ایجاد کرده است. همانطور که میدانیم جنین یا امبریو یک موجود بالقوه زنده است که اگر شرایط رشد مناسب را داشته باشد در عرض مدت کوتاهی تبدیل به یک انسان که اعظم مخلوقات است تبدیل میشود. حال این جنین چه حقوقی را دارد و آیا از نظر اخلاقی کار کردن با این جنینهای بالقوه زنده از اصول خاصی برخوردار است؟ در واقع، حمایت از این جنین به حق حیات و حق سلامت او بر میگردد و اینکه تا چه حد دانشمندان و محققان میتوانند در آن مداخله کنند. بهعبارتی دیگر، موضوع پژوهشهای جنینی اگر چه میتوانند نتایج مفیدی را برای آیندهی بشریت بهدنبال داشته باشند ولی تا چه حد این حق را رعایت میکند. در این بحث تلاش بر این است تا باورها، نگرش و رفتار حرفهای دانشمندان و پرسنلی که در زمینهی ناباروری و بیومدیکال فعالیت دارند و با جنین انسان در ارتباط هستند و همچنین نظرات مکاتب مختلف به بحث گذاشته شود. در واقع، ما بهدنبال حمایت از این دیدگاه هستیم که جنین بهعنوان یک بیمار نقش مهمی را در کلیهی خدمات درمان ناباروری وIVF و PGD یا تحقیقاتی که با استفاده از جنین انجام میشود دارد. در این بحث موضوع از منظر اخلاقی و حقوقی بررسی خواهد شد.
ربابه طاهری پناه،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
بارداری یک پدیدهی فیزیولوژیک است که با در نظر گرفتن آناتومی و شرایط جسمی در زنان و مردان متفاوت است. هر طوری که سن باروری در زنان بین 15 تا 40 سال و در برخی از موارد 45 سال مطرح شده است. زیرا وضعیت جسمی و بیماریهای داخلی مثل فشار خون و قلبی و دیابت هم پس از این سن مشکلاتی را برای مادر بهوجود خواهد آورد. لذا بسیاری از این موارد باعث میشود بهطور خودبهخود پروسهی باروری محدود شود. امروزه، با زندگی مدرن و به تاخیرافتادن سن ازدواج تمایل زوجها به بارداری در سنین بالا افزایش یافته است. ولی با توجه به مشکلات متعدد در زمینهی باروری این زوجها، لقاح آزمایشگاهی (IVF) را میتوان یا بهعنوان یک معجزهی پزشکی یا دستکاری در قانون و مشی الهی در نظر گرفت. پزشکان چه تعهد حرفهای به زنان نابارور و تا چه حد دارند؟ آیا انسان و علم پزشکی مجاز است تا این پدیدهی فیزیولوژیک را تغییر دهد. استفاده از IVF نیز مانند دیگر جنبههای علم پزشکی، شامل یکسری مسائل مختلف اخلاقی است که همهی افراد درگیر در این فرایند باید به آن آگاهی داشته و با درایت کافی آن را بهکار ببندند. دو نکتهی مهم در این زمینه سلامت مادر و سلامت فرزند و حقوق اوست که تا چه حد تیم پزشکی در استفاده از روشهای کمکباروری این حق را برای او قائل شدهاند. سلامت فرزند متولدشده خود نقش مهمی در این زمینه دارد. با توجه به اینکه با افزایش سن، احتمال ناهنجاریها هم افزایش مییابد. یکی از موارد فوق ارتباط بین سن والدین و اوتیسم کودکان است که دیده شده است با افزایش سن مادر یا پدر اوتیسم زیادتر دیده میشود. از طرفی آیا این فرزندان نیازهای کودکانهی خود را با داشتن والدین مسن میتوانند برآورده کنند. آیا این فرزندان از همان حقوق فرزندان والدین جوان برخوردار خواهند بود. این مسائل باعث شده تا در مذاهب مختلف با در نظر گرفتن اخلاق پزشکی و حقوق مادر و فرزند محدودیتهایی را برای انجام اقدامات درمانی قائل شوند. در بسیاری از کشورهای اروپایی انجام چنین اقدامات درمانی پس از 40 سال ممنوع است. متأسفانه، در ایران هیچ قانون خاصی وجود ندارد و با توجه به قانون اهدا تخمک و جنین بیماران را بدون محدودیت وارد سیکل درمانی میکنند. بروز عوارض مختلف درمانی، ریسک بیهوشی و غیره بهطور متناوب دیده میشود. در این بحث تلاش میشود تا با ارائهی نظرات و دیدگاه اسلامی و مقایسهی آن با مکاتب مختلف، پیشنهاد تدوین قانونی در این زمینه ارائه شود.
مسلم بهادری،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
پاتولوژیست بهعنوان عضوی از خانوادهی خادم بهداشتی، مسؤول ارائهی خدمات بالینی بر اساس استفاده از روشهای آزمایشگاهی است. موضوع اهلیت و اخلاق در مورد پاتولوژی نسبت به سایر شاغلان خدمات بالینی به مراتب پیچیدهتر و بیشتر قابل تأمل است زیرا که پاتولوژیست صرفنظر از دانش و مهارت لازم نیازمند ایجاد امکانات و تسهیلات برای خدمتدهی بالینی است که اقدام شبه بازرگانی در آن متصور است.
در هر زمینهی اخلاقی پزشکی، انجام دادن کار خوب و عدم انجام کار بد یک اصل مسلم است. بر این اساس، امروزه، چهار اصل در اخلاق پزشکی برای حفظ حقوق بیمار یعنی : 1- اتونومی 2- نیکوکاری 3-عدم تبهکاری 4- عدالت، مورد قبول اکثر جامعهی پزشکی جهانی است و بر اساس اولویت به سلامت بیمار بنا شده است.
در مورد اخلاق در پاتولوژی باید آن را در دورههای آموزش رزیدنتی و خدمات آزمایشگاهی تفکیک کرد. شورای اعتباردهی بر آموزش تکمیلی آمریکا (ACGME)، انتظار دارد هر یک از برنامههای رزیدنتی حاوی آموزش و نحوهی ارزیابی اخلاق پزشکی برنامه باشد. نکات مهم مد نظر در این برنامه در حیطهی پروفشنالیسم : تعارض منافع، تعامل بین فردی و دانشکدهای، صداقت، وظیفهشناسی، گزارش و شناخت خطاهای پزشکی و مواجهه رزیدنت با مواد خطرزا از قبیل اتوپسی و بافت آلوده است.
در حیطهی خدمات آزمایشگاهی نیز باید به اصولی از این قبیل توجه خاص شود: مسؤولیت در خدمات به بیمار، سرمایهگذاری برای ایجاد خدمات بهتر، مشاورههای ضروری، آموزش و به روز کردن اطلاعات، محرمانه بودن، آزمایش انسان و برنامهنویسی.
از مسائل مبتلابه در پاتولوژی، business-model در ترکیببندی آزمایشگاه است که در ان استفاده از وسایل و تکنیکهای تازه ضرورت دارد. استفاده از امکانات فرعی مثل سایتو ژنتیک، آزمونهای ایمونو هیستو کمیستری و مشاورههاست که همگی در حفظ پروفشنالیسم در پاتولوژی اثرگذار هستند.
ابوطالب صارمی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
غریزهی باروری که در تمام موجودات وجود دارد به طرق متعددی باعث تولیدمثل و بقای نسل آن موجود میشود. بعضی موجودات بدون تفکیک جنسیت تکثیر پیدا میکنند و بعضی نیز جنس نر را بهصورت انگل با خود همراه میکنند و موقع تولیدمثل از آن استفاده کرده و در پایان جفتگیری موجود نر را از بین میبرند و در بسیاری از موجودات نیز نر و ماده از هم جدا هستند و برای باروری نیاز به جفتگیری دارند.
انسان متمدن برای تولیدمثل قوانینی را وضع کرد تا انسانها دارای هویت شخصی باشند. لذا ازدواج قانونی شد تا فرزندان دارای پدر و مادر مشخص باشند و اگر زوجی مشکلی برای داشتن فرزند میداشتند بهروشهای سنتی یا طبی درمانهایی را انجام میدادند و اگر درمان نمیشدند یا فرزندخوانده انتخاب میکردند یا قید فرزند را میزدند یا اینکه از هم جدا میشدند.
با امکانات وسیعی که اینک برای درمان ناباروری بهوجود آمده و تقریباً مسألهی عقیمی یا نازایی با روشهای ART قابل حل شدهاند تمام معادلات، قوانین، سنتها و بهطور کلی ملاحظات اخلاقی قابل قبول گذشته باید بازنگری شوند و اندیشمندان و قانونگذاران رابطهی جدیدی که بین والدین و فرزند ایجاد میشود را قابل قبول برای اجتماع کرده و به عبارت دیگر اخلاقی کنند.
بهنظر میرسد در مورد اهدای جنین، رحم اجارهای، اهدای تخمک و اسپرم هنوز مسائل و نکاتی وجود دارد که نمی تواند به این سادگی از نظر اجتماع قابل قبول باشد. مسأله تنها مربوط به ارتباط ژنتیک یا مسائل ارث نیست که بتوان با وضع قوانین راه حلی برایش متصور شد چون موجودی به نام فرزند در میان است و این موجود نیز دارای حق و حقوقی است که نتوانسته خواستهاش را بیان کند ولی آیا 20 سال بعد اگر سوال کرد که چرا بدون نظرخواهی برای او تصمیم گرفته شده آیا جوابی منطقی داریم؟ از سویی دیگر بیماریهایی که میتواند در اثر حاملگی تشدید یابد و احتمالاً باعث مرگ مادر شود، آیا قانون و عرف برای این مسأله راه حل منطقی میتواند داشته باشد؟ آیا این فرزند که قرار است متولد شود و بی مادر باشد حق اعتراض ندارد؟ مسائل مشابه فراوان است که سعی میشود در این مقاله به آنها پرداخته شود.
رویا رشیدپورایی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
یکی از مشکلات فراروی پزشکان و کادر درمانی در پروسهی درمان بیماران، شکایت از نحوهی عملکرد آنان در محاکم قضایی است که با توجه به تعدد مراکز رسیدگی به تخلفات پزشکی و نیاز به پاسخگویی کادر درمان در محاکم مختلف یکی از موارد مهمی که میتواند باعث کاهش موارد شکایت از جانب بیماران در محاکم مختلف شود، رعایت اصول اخلاق پزشکی در حین انجام هر گونه پروسهی درمانی توسط کادر درمانی است.
در این مقاله به بررسی مواد قانونی کیفری و انتظامی موجود و ارتباط آن با اخلاق پزشکی پرداخته شده است و اینکه چگونه با رعایت اصول اخلاق پزشکی میتوان علاوه بر دستیابی به هدف غایی که همان حرفهایگرایی است از تبعات قانونی عدم رعایت آن دوری جست.
علاوه بر آن، در این مقاله از موارد نقض رعایت اخلاق پزشکی که حمایت قانونی در آن موارد صورت نمیپذیرد و علی رغم رعایت آن، کادر درمانی باید در محاکم قضایی پاسخگو باشد و در نهایت منتج به صدور رأی قصور در درمان میشود بهطور کامل بحث میشود.
شیما بهنام منش،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
با وجود پیشرفتهای اخیر، حفظ باروری زنان در مقایسه با مردان دشوارتر است. چرا که اساساً اقدام به این امر خواه از طریق منجمدسازی تخمک یا بافت تخمدان عملی تهاجمی محسوب میشود که صرفنظر از مرحلهی مقدماتی آن در فرایند انجماد تخمک که منوط بر تحریک تخمکگذاری است خود این اقدامات میتواند منتج به خطرات بسیاری شده و به تبع آن چالشهای اخلاقی بسیاری را مطرح کند. انجماد تخمک بهدلیل میزان بالای آب در بافت آن و همچنین میزان پایین نفوذپذیری غشای آن و همچنین آسیبپذیری بیشتر آن نسبت به عدم وجود اکسیژن تا به حال چندان با موفقیت بالایی همراه نبوده است. از این رو، انجام آن در خانمهای مبتلا به سرطان بهدلیل وجود علت پزشکی و ضرورت اجتناب از آثار غیر قابل جبران شیمیدرمانی بر توان باروری، با وجود کارکرد کم آن تنها راه برای بیماران بالغی است که دارای همسر یا شریک جنسی نبوده و همچنین متقاضی اهدای اسپرم نیز برای ایجاد جنین نیستند. همچنین، انجماد بافت تخمدان و در نهایت بالغسازی فولیکولهای منجمدشده تنها راه حفظ باروری دختران نابالغ مبتلا به سرطان است که خود میتواند به شیوهی اتوگرفت یا زنو گرفت انجام شود، مخاطرات و چالشهای اخلاقی بسیاری را به همراه دارد. چرا که در روش اول احتمال بازگشت سلولهای سرطانی و در دومی احتمال انتقال ویروس از بدن حیوان مورد استفاده به بدن فرد بهبود یافته وجود دارد. از این رو، میتوان دامنهی وسیعی از مسائل اخلاقی را ترسیم نمود.
نکتهی دیگر آنکه با وجود توضیحات فوق انجماد تخمک در زنان سالم که مجرد بوده و کاندید اهدای جنین نیز نیستند با محدودیتهای اخلاقی بیشتری مواجه است. چرا که علت پزشکی که بتواند توجیهکنندهی انجام این امر با وجود همهی مخاطراتش باشد بر عکس حالت فوق وجود نداشته و بسیاری آن را مغایر با اولین اصل اخلاق پزشکی، عدم آسیب رساندن، دانستهاند. از سویی دیگر برخی دیگر انجام آن را مترادف با اعمال اصل دیگر اخلاق پزشکی یعنی اصل عدالت دانسته و بر این عقیدهاند که انجماد تخمک در بانوان سالم بیعدالتی بیولوژیکی میان زن و مرد از نظر سنی برای فرزند دار شدن را مرتفع میکند و همچنین زمینهی طرح و حفظ استقلال و آزادی تولیدمثلی و حق حفظ باروری و در نهایت حق داشتن خانواده را که مورد تأیید اکثریت اسناد حقوق بشری است فراهم میکند. در حال حاضر، بنا بر جدیدترین گزارشها از انجمن آمریکایی پزشکی، تولید مثل و همچنین انجمن اروپایی تولید مثل، ایمنترین راه برای حفظ باروری زنان، اهدای جنین است که متأسفانه برای زنان مجرد یا دختران نابالغ امکانپذیر نیست. از اینرو، انجماد تخمک یا بافت تخمدانی در صورت رعایت فاکتورهای پزشکی همچون سن و وضعیت پیشروی بیماری و زمان باقیمانده برای اقدام جهت حفظ باروری و همچنین تقاضای آگاهانهی بیمار و اعمال ملاحظات اخلاقی در اخذ رضایت آگاهانه، حداقل در سطحی محدود با ارزیابی صحیح مخاطرات و نتایج مثبت حاصل از آن بهنظر برای بیماران سرطانی با قطعیت بیشتری مواجه بوده و برای زنان سالم نیز از دیدگاه فلاسفهی لیبرال و کسانی که قائل بر استقلال تولید مثلی هستند موجه است.
مهرزاد کیانی، شبنم بزمی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
دانش پزشکی در بردارندهی حوزههای گوناگون تخصصی است، حوزههایی که گاه خصایص منحصر بهفردشان آنها را از دیگر حوزهها متمایز میکند. مراقبتهای باروری از این روی منحصر بهفرد است که بهصورت همزمان و مستقیم به مراقبت از سلامتی دو موجود زنده یعنی مادر و جنین میپردازد. این خصیصهی انحصاری به همینجا ختم نمیشود؛ هنگامی که با رویکرد اخلاق حرفهای پزشکی به موضوع بنگریم در مییابیم که با حضور یک جزء سوم بهنام پدر، اضلاع مثلثی شکل میگیرد که شامل مادر، پدر و جنین حاصل از باروری است. این مؤلفههای سهگانه تأثیرات متنوعی بر یکدیگر گذاشته و در هنگام سنجشهای اخلاق زیستپزشکی هر یک به فراخور حال بر دو مؤلفهی دیگر برتری میجوید، اگرچه این برترییابیها الزاماً از نظر عددی مساوی نباشند. هنر مراقبان سلامت در حوزهی سلامت باروری باید آن باشد که با اتکاء به دانش تخصصی خود از یک سوی و نیز با شناخت و بهکار گیری موازین حرفهایگرایی و تعهد به الزامات حرفهای از عهدهی این مسؤولیت مهم برآمده و با تناسبی متوازن در مواجهه با هر یک از این مؤلفههای سهگانه مراقبتهای خویش را ارائه کنند. از این رو، آشنایی با حرفهگرایی پزشکی در عرصهی سلامت باروری مهم تلقی شد. و در دهههای اخیر مورد اقبال قرارگرفته است. موضوعات اساسی در حرفهای گرایی سلامت باروری شامل تعهد به استانداردهای مراقبت، صداقت، پاسخگویی، صلاحیت بالینی، تعهد به آموزش مداوم، حفظ حریم خصوصی و رعایت شأن بیماران، چگونگی مناسبات با همکاران در سپهر حرفهایگرایی، رعایت حقوق ذاتی بیماران و مراجعان، تطابق دادن مهارتهای خویش با مفاهیم و اهداف بنیادی رشته و نهایتا توجه به تولد بهعنوان یک پدیدهی طبیعی و مهم در زندگی مادر است.
بهنظر میرسد همانگونه که در سایر زمینههای پزشکی بازگشت به فضایل اخلاقی، نهاد حرفهایگرایی و خصیصههای شخصیتی کنشگران عرصهی سلامت بهعنوان یک رویکرد کارساز در مراقبتهای سلامتی شناخته میشود، نهادینه کردن این مفاهیم دیرپا که درحال حاضر جنبهای امروزی و منطبق با حقوق بنیادی و کرامت انسانی صاحبان حرف پزشکی و بیماران پیدا کردهاند به اعتلای سلامت باروری در عرصههای تشخیصی، درمانی و پژوهشی کمکی شایان خواهد کرد. در این مقاله تلاش برآن است که ضمن توصیف کوتاهی از حرفهایگریی جایگاه مهم آن در مراقبتهای سلامت باروری براساس مفاهیم یاد شده تبیین شود.
داریوش فرهود،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
پیشرفتها و دستاوردهای علمی در کلیهی زمینهها، از جمله پزشکی، تنها زمانی میتوانند مورد قبول باشند که برابر موازین و ملاحظات اخلاقی و همراه با احترام به خودمختاری، عدالت فردی و اجتماعی و باورهای فرهنگی و قوانین خاص جوامع مختلف انسانی بهکار برده شوند.
در سالهای 1995 و 1998 آییننامههای حاکمیت اصول اخلاقی در ژنتیک پزشکی، از طرف سازمان جهانی بهداشت تدوین و ارائه شد که در آن، چهار اصل اولیهی اخلاق، یعنی خودمختاری، سودمندی، نازیانمندی و برابری، اکیداً توصیه شدهاند.
در آخرین سمپوزیوم جهانی یونسکو در مورد اخلاق در علوم و فناوری (مهرماه 1381) در زمینههایی مانند بیواتیکز (شبیهسازی، اندامسازی و اهدای اندام، کارهای آزمایشگاهی بر روی انسان، کاربردهای مهندسی ژنتیک،... ) اینفواتیکز (نهادهای اطلاعرسانی حقیقی و حقوقی، شبکههای جهانی،... ) اکواتیکز (حفاظت از محیط زیست، کرهی زمین، صرفهجویی در منابع مختلف انرژی و آب شیرین، پاک نگه داشتن هوا، جلوگیری از افزایش دمای کرهی زمین،... ) کاسمــو و بیــواسفراتیک (اســتفادهی بجا و صحیح و عادلانهی همهی ملتها از فضای خارج جو،... ) و بالاخره اخلاقیات در علوم و فناوری از منظر فلسفی، گفتوگو و توصیههای لازم انجام شد.
آییننامهی سازمان جهانی بهداشت، دربارهی ملاحظات اخلاقی بر کاربردهای گوناگون ژنتیک پزشکی (مانند مشاورهی ژنتیکی، تشخیص پیش از تولد، بانک DNA،... ) در دوازده جدول (بهصورت چکلیست) تهیه و تنظیم شده که توصیههای موکد در منظور کردن اصول اخلاقی در ارائهی خدمات ژنتیک پزشکی دارد که در این مقاله مورد گفتوگو قرار گرفته است.
لیلا علیزاده، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
هر رشتهای به مناسبت رابطهای که بین بیمار و درمانگر برقرار میشود، مصادیق مختلفی برای اصول اخلاق پزشکی و تعهد حرفهای پدید میآورد. از آنجایی که مشاورهی روانشناسی و رواندرمانی در بسیاری از بیماریها جای خود را باز کرده و جزو درمانهای جاری قرار گرفته است، روانشناس را بهعنوان درمانگر موظف به رعایت اصول اخلاقی در مواجهه با بیمار میکند. اما روانشناس از حیث اینکه با روان و درون بیمار سر و کار دارد، معمولاً تا عمق زندگی بیماران پیش میرود و اطلاعات بسیار خصوصی از بیمار بدست میآورد که در اتخاذ روشهای درمانی لازم بوده و از طرفی جایگاه روانشناس را بهعنوان امین بیمار حساس میکند. ناباروری نیز بیماری خاصی است زیرا: 1) زوج نابارور علی الخصوص زن از طرف اجتماع دچار فشار عاطفی و روانی شدید است 2) ناباروری بیماری جسمی نیست و انتخاب و تلاش زوج برای داشتن فرزند است و جان کسی در خطر نیست؛ بنابراین، سودرسانی، عدم اضرار و عدالت معانی جدیدی پیدا میکنند. 3) تمایل به داشتن فرزند از طرف زوجین است و بنابراین بهجای یک بیمار یک زوج بیمار وجود دارد که هرچند در راه درمان ناباروری مشترک هستند، اما هر کدام مسائل کاملا خصوصی هم دارد که برای همسر نباید فاش شود. 4) مشاور روانشناس در برخورد با مسائل باروری و جنسی مجبور است بهخصوصیترین وجوه زندگی فرد وارد شود. بنابرین اخلاق جایگاه خاصی در مشاوره با زوجهای نابارور پیدا میکند که به بحث گذارده میشود، مانند: 1) اتونومی: دریافت درمان و رد درمان حق هر بیمار است به شرطی که اطلاعات کافی دربارهی بیماری، عوارض و درمان داشته باشد. این موضوع نیاز به گرفتن رضایت آگاهانه را مطرح میکند. اما چون فرایند فرزندآوری فرایندی وابسته به دو نفر است، مشاوره در مورد فرزندآوری و روال درمانی باید با هر دو انجام شده و تصمیمگیری آزادانه باید از طرف هر دو صورت پذیرد. 2) رازداری: رازداری در تمامی موارد باید در حد زوجین حفظ شود و نمیتوان رازداری فردی را رعایت کرد. توسعهی دامنهی رازداری از فرد به زوجین باید با رضایت طرفین صورت گیرد. 3) حقیقت گویی: در بسیاری از موارد است که نقص والدین در زندگی آیندهی فرزند دخالت میکند مانند معلولیتهای وسیع یا بیماریهای مزمن یا endstage، که در این موارد مشاور باید حقایق را بهطور تمام و کمال در اختیار زوجین قرار دهد. اطمینان نسبی از استحکام خانواده نیز اخلاقاً بر عهدهی مشاور روانشناس است. 4) روشهای اهدا و رحم جایگزین: که بار روانی بسیاری بر خانواده دارد و نیاز به مشاورهی روانشناسی در چندین جلسه داشته تا در قبول این فرزند بهعنوان فرزند واقعی خانواده اطمینان کافی بهوجود بیاید. 5) انتخاب جنسیت: مشاور روانشناس متعهد است که به زوجهای درخواستکننده تمام وجوه این عمل و عوارض آن را گوشزد کند و از لحاظ روانی ضرورت انجام آن را بررسی کند. مباحث دیگری مانند بررسی وضعیت روانی افراد و اجازهی انجام درمان نیز مطرح است.
علیرضا پارساپور،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
حقوق بیمار محور اصلی اخلاق پزشکی بالینی است. با مروری بر سیر تاریخی «حقوق بیمار» اهمیت جهانی موضوع در عرصهی حوزهی مدیریت نظام سلامت نمایان میشود. ابلاغ منشور حقوق بیماران اگرچه بهعنوان نقطهی شروعی برای حرکت در راستای تأمین حقوق بیماران است ولی بدون لحاظ مدلهای روشمند مدیریتی اعمال آن در بدنهی نظام ارائهی خدمات سلامت، ناکارآمد خواهد بود.
برای ارزیابی وضعیت تحقق حقوق بیمار دو رویکرد کلی وجود دارد که هر کدام مزایا و ضعفهای خاص خود را دارد. میتوان از مدل اعتبارسنجی بیمارستانی استفاده کرد. بدین صورت که مؤلفههای اصلی حقوق بیمار را مشخص و برای هر کدام بسته به مشخصهی آن معیارها و زیر معیارهایی را تعیین کرد و از ابزار متناسبی برای ارزیابی آن در بیمارستانها بهره گرفت. این رویکرد میتواند دید مناسبی از تدابیر انجام شده در محیط بیمارستان برای تحقق حقوق بیمار در اختیار مدیریت قرار دهد اما وزن نگرش ذینفعان در این خصوص کمرنگ است. بهعبارت دیگر، در این مدل الزامی ندارد نگرش بیماران بیمارستانی که وضعیت مطلوبی به لحاظ تدابیر بهعمل آمده برای تحقق حقوق بیمار دارد با این نتایج هماهنگ باشد. بهعبارت دیگر، به لحاظ تئوریک میتوان بیمارستانی را در نظر داشت که به لحاظ الزامات تحقق این حقوق وضعیت مطلوبی را نداشته باشد اما بهواسطهی مطالبات پایینگیرندگان خدمات نگرش ایشان نسبت به این حقوق مثبت باشد. در این مجال پژوهشگر مدل پیشنهادی خود را برای سنجش میزان تحقق حقوق بیمار بر مبنای نگرش گیرندگان خدمات معرفی میکند. دلایل این رویکرد عبارت است از:
الف) در این رویکرد مطالبات گیرندگان خدمات در ارزیابی لحاظ شده است. بهعبارت دیگر، حقوقی که از درجهی بالاتری از اهمیت از دید گیرندگان خدمات برخوردارند، بیشتر مورد توجه این مدل از ارزیابی قرار میگیرد. مدیر مجموعه با مراجعه به نتایج این بررسی میتواند اشراف مناسبتری نسبت به دیدگاه گیرندگان خدمات مورد بررسی در خصوص وضعیت تحقق حقوق بیمار پیدا کند. در این مدل از ارزیابی ممکن است در منطقهای که مطالبات گیرندگان خدمات از حقوق بیمار پایینتر است نتایج مطالعه وضعیت بهتری را در خصوص حقوق بیمار در بیمارستان مورد نظر نسبت به منطقهی دیگر گزارش دهد.
ب) با مقایسهی نگرش گیرندگان خدمات نسبت به اهمیت هر مؤلفهی حقوق بیمار در هر بخش، همچنین، مقایسهی وضعیت تحقق حقوق بیمار در واحدهای مختلف بیمارستان از دید گیرندگان خدمات، مدیریت میتواند اشراف جامعتری نسبت به موضوع پیدا کرده و با آسیبشناسی مناسبتر مداخلات مناسبتری را اتخاذ کند. مدل طراحی شده که در این سمینار معرفی میشود شامل پرسشنامهای است که در نه محور و سی مؤلفه، تحقق ابعاد مختلف حقوق بیمار را بر اساس نگرش بیمار ارزیابی میکند. محورهای مختلف بر اساس نگرش گیرندگان خدمات وزندهی شده و ضریب هر محور مشخص میشود. نتایج این مدل از ارزیابی خصوصاً زمانی که به همراه بررسی نگرش سایر ذینفعان خصوصاً ارائهکنندگان خدمات سلامت انجام شود، در کنار مدل اعتبارسنجی میتواند اشراف مناسبی را در خصوص وضعیت تحقق حقوق بیمار در مراکز بیمارستانی برای مدیریت بیمارستانی ایجاد کند.
مجید ذکی دیزجی، علی صابر،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
با پیدایش و توسعهی ژنومیکس، حوزه و قلمرو تحقیقات در عرصهی ژنتیک نیز گستردهتر شده است. بهطوری که قرن 21 درعلوم پایه و پزشکی از نظر دانشمندان بزرگ این عرصه بهعنوان عصر ژنومیک توصیف میشود. تحقیقات ژنتیکی در ابتدا عموماً بر پایهی خانواده و در زمینهی بیماریهای تکژنی و نادر مثل بیماری هانتینگتون یا دیستروفی ماهیچهای تمرکز داشتهاند.
اما بعد از تکمیل پروژهی ژنوم انسان و پیشرفتهای گسترده در روشهای توالییابی و آنالیز دادهها مطالعات به سمت مطالعات بر پایهی جمعیت و بیماریهای شایع مثل دیابت و سرطان گرایش پیدا کردهاند. برای پیشبرد مطالعات بر پایهی جمعیت، محققان نیازمند این هستندکه به نمونههای بیولوژیک انسانی که بهصورت سیستماتیک جمعآوری شدهاند دسترسی داشته باشند. جمع آوری و نگهداری این نمونهها درمجموعههایی بهنام بیوبانک صورت میگیرد. بیوبانک میتواند انواع نمونههای انسانی از قبیل سلول، بافت، خون یا DNA را شامل شود. پیشبینی میشود بیوبانکها ابزار مهمی برای فهم بهتر بیماریهای چندعاملی باشند و بهعنوان منبعی برای تحقیقات موجب بهبود پیامدهای بهداشتی و پزشکی شخصی شوند. زیرا با درک بهتر بیماریهای چندعاملی تجویز دارو از طریق درمان فردی (یعنی فارماکوژنومیکس) مؤثرتر و سالمتر خواهد بود. همچنین مطالعات مبتنی بر بیوبانک تأثیرات شگرفی بر مشاورهی ژنتیک خواهد داشت. این تأثیرات تنها بهدلیل بهبود در تست ژنتیکی، تشخیص، جلوگیری و درمان نیست، بلکه به این خاطر است که در این مطالعات مباحث پیچیده اخلاقی، قانونی واجتماعی بهوجود خواهد آمد.
اخلاق از همان شروع ایجاد بیوبانکها یکی از موضوعات بحثبرانگیز در اخلاق زیستی و سلامت عمومی بوده است. بعضیها اعتقاد دارند بیوبانکها موجب پیشرفتهای بیسابقه خواهد شد که تحقیقات را دگرگون ساخته و موجب بهبود سلامت نسلهای آینده خواهد شد. از طرف دیگر، بعضی دیگر نگران بانکهای اطلاعات شخصی و بافتیای هستند که بدون احترام کافی برای دهندگان این نمونهها استفاده خواهد شد. فارق از اینکه یکنفر در کدام سمت این طیف قرار گیرد، بهطور کلی، از دیدگاه اخلاقی بیوبانکها خاصیت انقلابی دارند، زیرا علاوه بر ایجاد بحثهای جدید در اخلاق مثل تبادل بینالمللی اطلاعات ژنومی، نیاز به بازنگری در مفاهیم پایهی اخلاقی مثل رضایت آگاهانه و رازداری را امری ضروری میکنند. این مقالهی مروری سعی میکند مباحثی را که بیشتر از همه در زمینهی بیوبانکها مورد توجه مقالات بوده است جمعآوری کند. این مباحث عبارتند از رضایت آگاهانه، رازداری و قابلیت شناخته شدن، عودت نتایج به شرکتکنندگان، اهمیت اعتماد عمومی، مشارکت کودکان، تجاریسازی، نقش بورد اخلاق، تبادل بینالمللی دادهها، مالکیت نمونهها، اشتراک درسود و اداره و نظارت.
رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
1) طول مدت نگهداری جنین: از نظر علمی طول مدت خاصی برای نگهداری جنین در حالت منجمد تعیین نشده است. در گزارشی که بتازگی منتشر شده جنینی پس از 20 سال از حالت انجماد درآمده و منجر به نوزادی سالم شده است. اما بهدلیل نیاز به تجهیزات، فضا و نیروی انسانی، هیچ مرکزی نمیتواند جنینها را برای مدت بسیار طولانی نگهداری کند. همچنین موارد استفاده از این جنینها نیز به مرور زمان کاهش مییابد. طول مدت این قرارداد تابع قانون گذاری است. در ایران قانون یا دستورالعمل مدونی بهطور کشوری در این رابطه وجود نداشته و هر مرکز درمانی بر اساس قوانین داخلی خود عمل مینماید. اما لازم است که طول این مدت بر اساس اصول اخلاقی هم باشد. بهعنوان مثال شایسته نیست که مرکزی طول دورهی نگهداری خود را دو سال بگذارد، زیرا اخلاقی نیست که فردی که فرزند اولش هنوز به دو سال نرسیده باشد، وادار به بهدنیا آوردن فرزند دوم شود یا آنقدر طول مدت بلند باشد تا زمان انتقال جنین سن مادر آنقدر بالا باشد که عوارض بارداری و زایمان برای وی خظر ساز شود.
2) سرنوشت جنین پس از فسخ قرارداد: دورهی نگهداری جنین منجمد در روزی به اتمام میرسد. یا به علل دیگر از جمله خواست والدین یا عدم پرداخت هزینههای نگهداری، قرارداد نگهداری جنین منجمد فسخ میشود. حال باید برای سرنوشت این جنینها تصمیم گرفت. این جنینها سه سرنوشت را میتوانند داشته باشند: استفاده در تحقیقات، میتوان از این جنینها در تحقیقات سلولهای بنیادی، ژنتیک و جنینشناسی استفاده نمود؛ استفاده در آموزش جنینشناسان، که در آینده وظائفی در حیطهی درمانی مانند سوراخ کردن دیواره جنین با لیزر (هچ کردن) یا بیوپسی جنین را انجام خواهند داد؛ اهدا به زوج نابارور دیگر، در عدهای از زوجهای نابارور برای فرزند دار شدن روش دیگری بجز اهدای جنین وجود ندارد. بنابراین، استفاده درمانی این جنینها میتواند اهدای به غیر باشد. قانون اهدای جنین نیز در سال 1382 به تصویب رسید و دستورالعمل آن در سال 1384 به مراکز ابلاغ گردید. هرچند به عقیده بسیاری این قانون نارساییهای بسیاری دارد و از بین بردن جنینها: اگر صاحبان جنینهای آزمایشگاهی اجازه استفاده در تحقیق یا اهدا به زوج نابارور دیگر را ندهند، به ناچار باید این جنینها را از بین برد.
3) باروری پس از مرگ: بارها اتفاق میافتد که در حالی که زوج نابارور جنینهای متعددی در تانکهای نیتروژن مایع به حالت منجمد دارند و منتظر استفاده از آنها برای خود هستند، ناگهان یکی از زوج یا زوجه از دنیا میرود و فرد باقیمانده برای فرزند دار شدن از جنینهای خود مراجعه میکند. این اتفاق بیشتر در موارد فوت شوهر پدید میآید و مسائل احساسی مثل نیاز به داشتن یادگاری از متوفی برای والدین متوفی یا همسر وی و همچنین مسائلی مثل ارث و میراث باعث این درخواست میشود. اما این نوع باروری از دیدگاه حقوق و اخلاق دارای مسائل و سؤالات جدی است که تا زمان حل شدن آنها نمیتوان این روش را جایز دانست هرچند فتاوی روشنی وجود دارد که استفاده از این روشها را مجاز میداند.
4) مالکیت جنین: هرچند مالیت جنین مورد توافق کامل نیست و نیز شخصیت جنین آزمایشگاهی نیز مورد مناقشه است، موضوع مهمتر اکنون این است که چه کسی میتواند برای جنین تصمیم بگیرد؟ آیا زوج به تنهایی، زوجه به تنهایی و آیا هردو به اتفاق میتوانند این تصمیم را بگیرند. آیا امکان ارائه وکالت به دیگری وجود دارد؟ این مسائل وقتی پیچیدهتر میشود که زندگی این زوج دستخوش مسائل دیگری نیز مانند اختلاف بین زن و شوهر یا طلاق شوند. در بسیاری از موارد به محض طلاق یکی از زوجین مراجعه کرده و درخواست از بین بردن سریع جنینها را مطرح میکنند.
5) ازدواج مجدد شوهر: بر اساس قوانین اسلام و ایران چند همسری برای مرد جایز دانسته شده است. آیا شوهر میتواند از جنینهای همسر اول برای حاملگی همسر دوم استفاده نماید؟ حال اصل مسأله و وجود رضایت همسر اول هر دو مطرح میشود.
6) استفاده از جنین آزمایشگاهی جهت درمان ناباروری: ممکن است از زمان اقدام برای انجماد جنین تا زمان اقدام برای انتقال جنین مدت زمانی طول بکشد. لذا همواره برای استفاده از جنینها بهنظر نیاز به بررسی مجدد زوجین و ارائهی رضایتنامه مجدد از هر دو زوجین است.
7) روشن بودن تعهدات اطراف قرارداد: تعهدات مرکز درمانی مانند بیمه کردن جنینها در مقابل بلایای طبیعی، روشن بودن احتمال مرگ جنینها پس از یخگشایی و عدم تعهد مرکز برای انتقال جنینها تحت هر شرایطی و تعهدات زوجین درخواست کننده مانند پرداخت به موقع هزینهها باید روشن و آشکار باشد. تکلیف مسؤولیت مدنی مرکز در قبال نگهداری از جنینها باید روشن شود.
صادق شریعتی نسب،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
پیشرفتهای تازه در روشهای کمکباروری، انتخاب جنسیت جنین را پیش از بارداری عملی ساخته است. با این حال، پذیرش همهی افراد متقاضی نه ممکن است و نه به مصلحت: بر پذیرش بیقید و شرط متقاضیان، پارهای محذورات اخلاقی و حقوقی استوار است؛ از جمله به هم ریختن تناسب جمعیتی و مختل کردن روند عادی تولید مثل. با بررسی ایرادات و دفاعیاتی که پیرامون انتخاب جنسیت طرح شده، میتوان شرایطی برای اجرای شایستهی آن در نظر گرفت که به شرح زیر پیشنهاد میشود:
1- فرایند انتخاب جنسیت، فقط برای افراد متأهل و دارای ثبات خانوادگی مجاز است. بنابراین، جواز استفاده از این شیوه، باید منحصر به زوجین دائم و نه موقت باشد.
2- انتخاب جنسیت، تنها برای «تعدیل خانوادگی» (family balancing) مجاز است. خانوادهی نیازمند تعدیل، خانوادهای است که در آن فرزندان از نظر تنوع جنسیتی، «تکجنسیتی» هستند. پس اگر از هر دو جنسیت دستکم یک فرزند در خانواده وجود داشته باشد، انتخاب جنسیت مجاز نیست. ملاک بررسی این وضعیت، لحظهی تقاضاست.
3- بهشرطی میتوان از انتخاب جنسیت استفاده کرد که والدین دستکم دو فرزند از یک جنسیت داشته باشند و برای تولد سومین فرزند خود، متقاضی جنسیت متفاوتی باشند. با وجود این، اگر تصمیم قاطع والدین داشتن تنها دو فرزند باشد، برای تولد دومین فرزند خویش نیز مجاز به انتخاب جنسیت خواهند بود. احراز این تصمیم، نیازمند برگزاری مشاورههای دقیق و همهجانبه است.
همچنین، زوجین نابارور بهدلیل وضع ویژهی خویش، میتوانند جنسیت دومین فرزند خویش را انتخاب کنند. اما در هر صورت، انتخاب جنسیت نخستین فرزند مجاز نیست.
4- انتخاب جنسیت تنها برای یک مرتبهی موفقیتآمیز مجاز است. اما اگر فرزندی که با استفاده از این شیوه متولد شده است، در لحظهی تقاضای مجدد در قید حیات نباشد، استفادهی مجدد جایز خواهد بود.
5- معیار مجاز بودن اشخاص، «وضعیت خانوادگی» آنان در «زمان تقاضا» است. پس: الف: اگر کسی در زندگی خانوادگی سابق خویش دارای فرزندانی با جنسیتهای متفاوت شده است و سپس بر اثر فوت یا جدایی از همسر، اقدام به تشکیل خانوادهی جدیدی کرده است، این امر مانعی برای جواز او به انتخاب جنسیت نخواهد بود، اگر در زندگی مجدد خود حائز شرایط چنین اقدامی باشد. ب: اگر در زندگی خانوادگی پیشین، جنسیت فرزندان او متعادل و متوازن نبوده است، این امر دلیلی بر جواز او به انتخاب جنسیت در خانوادهی جدید نیست، اگر در زندگی جدید فرزندان او متوازن هستند.
6- مرکز مؤسسهی درمان ناباروری، التزامی به پذیرش درخواست متقاضیان ندارد. پذیرش این درخواست، منوط به وجود شرایط مقرر و نیز حفظ تناسب جمعیتی و جنسیتی کشور خواهد بود؛ از جمله تناسب میان تعداد فرزندان ذکور و اناث تولید شده از طریق انتخاب جنسیت در جامعه. به منظور تشخیص این مهم، باید مراکز اطلاعاتی و آماری تخصصی تشکیل و اولویتهایی تعیین شود.
احمد شجاعی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
هر چند سرآغاز بحث اخلاق پزشکی به سالیان بسیار پیش از میلاد مسیح بر میشود ولی مایهی تأسف است که یک کریکولوم آموزشی اخلاق پزشکی که مورد قبول عموم در سطح جهان باشد وجود ندارد. در کشور ما نیز این نقیصه وجود دارد و از دانشگاهی به دانشگاهی دیگر برنامهی آموزش اخلاق پزشکی تفاوت میکند و حتی در گروه مدرسان اخلاق پزشکی نیز بسیار متنوع و مختلف است. این درحالی است که پزشکی یک حرفه است و آموزش و رعایت اخلاق پزشکی از عناصر جداییناپذیر آن است. اگر جامعهی پزشکی بهنحو مطلوب به اخلاق پزشکی مزین و عامل به آن باشد در آن صورت ما از سویی شاهد اعتماد روز افزون آحاد جامعه به پزشکان و از سوی دیگر شاهد حداقل موارد قصور پزشکی و شکایات از جامعهی پزشکی خواهیم بود. والا همچنان نظارهگر شرایط نامطلوب کنونی و افزایش بیاعتمادی بیشتر مردم، شکایات و نارضایتی آنان و نزول ارزش و جایگاه اجتماعی پزشکان خواهیم بود که این نه به نفع جامعه و نه به نفع مردم خواهد بود.. دبیر اسبق انجمن آموزش پزشکی اروپا میگوید: پزشکی به انتهای خود رسیده است اگر برای اعتلای اخلاق حرفهای چاره اندیشی نشود. رعایت حقوق انسانی، رعایت عدالت، خودمختاری فردی، راستگویی، رازداری، ارائهی مناسبترین خدمات درمانی و پیشگیری از عوارض از اصول اخلاق پزشکی است که پزشک باید آنها را تمام و کمال رعایت کند. امروزه، مسائل و موضوعات نوینی در حرفهی پزشکی بروز کرده است؛ مثل اتانازی، پیوند اعضا، همانندسازی، درمان در سطوح ژنی، اهدا اسپرم، پرورش جنین در رحم دیگران، سقط جنین قانونی و.. که هر کدام بحثهای اخلاقی خاص خود را میطلبد. یکی از این موارد، حق سقط جنین قانونی برای مادر است. ماده واحدهی سقط جنین: سقط درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تأیید پزشکی قانونی، مبنی بر بیماری جنین که به علت عقب افتادگی یا ناقصالخلقه بودن موجب حرج مادر است یا بیماری مادر که با تهدید جانی مادر توام باشد قبل از ولوج روح با رضایت زن مجاز است و مجازات و مسؤولیتی متوجه پزشک مباشر نیست. بر اساس این ماده واحده و با توجه به اصول اخلاق پزشکی، برای مادر حقوقی مترتب میشود که عبارت است از تشخیص بیماریها و ناهنجاریهای جنین قبل از ولوج روح (تا پایان 18 هفتگی حاملکی بر اساس LMP و تشخیص بیماریهای تهدیدکنندهی جان مادر در صورت ادامهی حاملگی قبل از ولوج روح در جنین در صورت مراجعهی مادر به پزشک. عدم تشخیص بهموقع ناهنجاریهای جنین و بیماریهای جنین و مادر امکان اقدام به سقط قانونی را از مادر سلب میکند که اولاً با اصل اخلاقی ارائهی خدمات تشخیصی و درمانی مطلوب و سودمند به بیمار در تعارض است و موجب رنج و عذاب جسمی و روانی برای مادر میشود و ثانیا در صورت شکایت بیمار، موضوع از جنبهی قصور پزشکی قابل پیگیری است. با عنایت به این اصل اخلاق پزشکی که پزشکان را ملزم به ارائهی خدمات تشخیصی درمانی مناسب و سودمند و پیشگیری از بروز صدمه و ضرر به بیمار میکند و با عنایت به اینکه در صورت عدم تشخیص بیماری و ناهنجاری جنین یا بیماری مادر پیش از ولوج روح، امکان اقدام به سقط قانونی از مادر سلب میشود، در این صورت پزشک مسؤولیت اخلاقی و قانونی خواهد داشت. آشنایی دقیق از قانون سقط جنین و آییننامهی اجرایی آن از نظر اخلاقی و قانونی برای پزشکان مفید و سودمند خواهد بود.