جستجو در مقالات منتشر شده


237 نتیجه برای پزشکی

اکرم ایزدی‌خواه، طاهره چنگیز، نیکو بمانی، ابراهیم میرشاه جعفری،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

یکی از راه‌های گسترش اخلاق در سازمان‌ها، تبیین رفتارهای پذیرفته‌شده‌ی اخلاقی در موقعیت‌های خاص، در قالب کدهای اخلاقی است که محتوای آن از توجه به تفاوت‌های ایدئولوژیک و فرهنگی در جوامع مختلف متفاوت خواهد بود. تدوین کدهای اخلاقی برای آموزش‌دهندگان بالینی پزشکی، به‌علت مسؤولیت هم‌زمان آموزش و درمان، و تعارض احتمالی حاصل از آمیختگی این دو، ضروری است. این مطالعه به منظور تدوین کدهای اخلاقی برای آموزش‌دهندگان بالینی پزشکی با رویکرد اسلامی - ایرانی انجام شد. این مطالعه‌ی توسعه‌ای در سه مرحله انجام شد. در‌ مرحله‌ی اول متون داخلی و خارجی مرور و به روش تحلیل محتوا بررسی شد و بر مبنای مفاهیم استخراج‌شده، پیش‌نویس اولیه‌ی کدهای اخلاقی برای آموزش‌دهندگان بالینی پزشکی آماده شد. در مرحله‌ی دوم با تشکیل جلسات بحث متمرکز و کسب نظر متخصصان، پیش‌نویس کدها اصلاح و در مرحله‌ی سوم توسط 24 نفر از صاحب نظران ملی اعتباریابی شد و ویراست سوم برای طرح در مراجع رسمی آماده شد.

حاصل این پژوهش 55 کد یا توصیه‌ی اخلاقی است که تحت 18 موضوع (وجدان کاری، مسؤولیت‌پذیری، احترام به دیگران، تعالی علمی، احترام به آزادی دیگران، عدالت، سعه‌ی صدر، پایبندی به احکام شرعی و احترام به آداب اسلامی، عفاف، جلب اعتماد، تواضع، قناعت، ارتباط با همکاران، توجه به بیمار، توجه به دانشجو، خوش‌خلقی، رازداری، و نظم) طبقه‌بندی شده است. استخراج مفاهیم و موضوعات اخلاقی از منابع غنی اسلامی - ایرانی، امکان‌پذیر بوده و زیربنای مناسبی برای تدوین کدهای اخلاقی در زمینه‌ی آموزش پزشکی فراهم کرد. انتظار می‌رود این کدها به‌دلیل تناسب با فرهنگ و اعتقادات ایرانیان بهتر پذیرفته شود و در صورت ایجاد زمینه‌های مناسب سازمانی، اجرای آن در محیط‌های آموزشی ایران در مقایسه با استفاده از کدهای اخلاقی تدوین شده در دیگر کشورها با کم‌ترین اشکال مواجه خواهد شود.


حبیبه یکه تاز، فریبا اصغری، مهدی فرخ نیا،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

آموزش پزشکی و تربیت دانشجویان به‌عنوان نسل فردای پزشکان جامعه دارای اهمیت فوق العاد‌ه‌ای است. یکی از مهم‌ترین اجزای آموزش پزشکی، آموزش بالینی است که در این دوره دانشجویان مهارت‌‌های لازم برای طبابت در آینده را کسب می‌کنند. از اساسی‌ترین مسائل در آموزش بالینی، اخلاق پزشکی است. در سالیان اخیر دانشگاه‌‌های علوم پزشکی کشور تلاش‌‌های گسترد‌ه‌ای در جهت آموزش اخلاق پزشکی به دانشجویان داشته و پیشرفت‌‌های چشمگیری در این زمینه صورت گرفته است. به‌نظر می‌رسد برای نهادینه شدن و کاربردی کردن این آموزش‌‌ها لازم است راهنمای اخلاقی حقوق بیمار در آموزش پزشکی تدوین شود. در این مطالعه با بررسی جامع متون، مقالات و راهنماهای مرتبط با رعایت حقوق بیمار در مراکز آموزشی، پیش نویس اولیه راهنمای اخلاقی آموزش بر بالین بیمار در مراکز آموزشی تدوین شد. سپس پیش نویس اولیه در گروه‌‌های ذینفع شامل بیماران، اساتید بالینی، دانشجویان مقاطع مختلف بالینی و کارشناسان اخلاق پزشکی به بحث گذاشته و نظرات گروه‌‌ها گردآوری و طبقه‌بندی شد. در مرحله‌ی آخر پیش نویس اولیه و نظرات جمع‌آوری شده، در جلسه‌ی هم اندیشی با حضور نمایندگانی از گروه‌‌های ذی‌نفع ارائه و با اعمال تغییرات، متن نهایی راهنمای اخلاقی آموزش بر بالین بیمار در مراکز آموزشی- درمانی تدوین شد.
مصطفی معین،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

ارزش‌‌های اخلاقی و اجتماعی شالوده و اساس شاخه‌‌های مختلف علوم را تشکیل می‌دهد و دانش پزشکی به‌طور خاص از دیر باز با علم اخلاق، ارزش‌‌های اخلاقی و اخلاق حرفه‌ای در هم‌آمیخته است. اگرچه قدمت طولانی طب و اخلاق پزشکی در شکل سنتی آن با تاریخ جامعه‌ی بشری برابری می‌کند، ولی سابقه‌ی اخلاق زیستی و به‌کار گیری اصول آن در برخورد با مسائل جدید و پیچیده و چند بعدی بهداشتی- درمانی در جنبه‌‌های گوناگون اخلاقی، حقوقی، فلسفی، علمی، فرهنگی و اجتماعی به چند دهه اخیر بر می‌شود. در پزشکی مدرن، طبیب نه تنها حفظ سلامتی بیمار و کاهش آلام او را در کانون توجه خود قرار می‌دهد، بلکه در ارتقای سلامت و نشاط جامعه از نظر جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی نیز پاسخگوست و آن را از وظایف و مسؤولیت‌‌های حرفه‌ای و اخلاقی خود می‌داند. تحولات و پیشرفت‌‌های سریع در علوم و فناوری‌‌های زیستی و ارتباط تنگاتنگی که با شیوه‌‌های تشخیصی، درمانی و پیشگیری از بیماری‌‌ها پیدا کرده و نیز نقش تعیین‌کننده‌ی عوامل گوناگون اجتماعی (SDH) در ارتقای سلامت یا بروز و تشدید بیماری ایجاب می‌کند که پزشکان و سایر کادر‌های پزشکی نیز از جامعیت و توانمندی بیش‌تر علمی، تجربی، اجتماعی و اخلاقی برخوردار باشند. شناخت زمینه‌‌های آسیب پذیری جامعه و آگاهی نسبت به موضوعاتی چون برابری و عدالت و رفع محرومیت و تبعیض در همه ابعاد آموزشی- پژوهشی، بهداشتی- درمانی و اجتماعی آن از جمله وظایف پزشک به‌عنوان یک فرد حرفه‌مند ارائه‌کننده‌ی خدمات بهداشتی است.
خورشید وسکویی، نوشین کهن،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

افراد تیم مراقبت بهداشتی - درمانی در محیطی پویا در حال فعالیت هستند که لازمه‌ی آن برقراری ارتباطات با بیماران، دانشجویان و سایر اعضاء تیم بهداشتی درمانی است. آن‌ها به‌صورت مداوم در حال مناقشه با پیچیدگی‌های مشارکت در تیم­های چند­حرفه­ای و سازمان‌های درمانی هستند. درتمام این روابط و فعالیت­ها درک از اخلاق و اصول اخلاقی اساسی است و به‌صورت بالقوه احتمال تضاد در ارزش‌های اخلاقی وجود خواهد داشت. بیماران، دانشجویان و افراد تیم ارائه‌ی مراقبت ممکن است دیدگاه کاملاً متفاوتی در مورد آنچه بهترین منافع برای بیمار قلمداد می­شود داشته باشند. هم‌چنین، ارزش­های حرفه­ای و اخلاقی ممکن است با ارزش­های مدیریتی و سازمانی در مؤسساتی مانند دانشگاه­ها و بیمارستان‌ها در تضاد باشند. لذا امروزه، به منظور حصول اطمینان از این‌که ارزش­های افراد، تیم­ها و سازمان­های آموزشی و درمانی به‌درستی درک، بررسی و در نظر گرفته شده است و مطابق با ارزش­های حرفه­ای، حرفه­ای­گری و هم راستا با حمایت از کرامت و عزت و شکوفایی افراد است، به مقوله­ای تحت عنوان رهبری اخلاقی توجه ویژه­ای می‌شود. استراتژی­هایی در خصوص آموزش رهبری اخلاقی در ادبیات و متون ارائه شده است که به دانش، نگرش و مهارت­های لازم در زمینه‌ی این مقوله‌ی دارای اهمیت اشاره دارند. هم‌چنین، به اهمیت آموزش مدیران و رهبران آموزشی در زمینه‌ی مهارت­های رهبری اخلاقی توجه ویژه­ای شده است. در این گفتار ضمن تبیین جایگاه رهبری اخلاقی در مؤسسات آموزشی و تمایز رهبری اخلاقی و غیر اخلاقی به استراتژی‌های آموزشی و عملیاتی در زمینه‌ی ارتقاء رهبری اخلاقی خواهیم پرداخت.
منصوره مدنی، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

اگرچه هر جامعه‌ای هنجارها و ارزش‌های اخلاقی خاص خود را دارد، آموزش و انتقال این ارزش‌ها و تلاش برای اخلاقی‌تر شدن رفتارهای آحاد مختلف جامعه یکی از دغدغه‌های مشترک در همه‌ی جوامع است. یکی از راهکارهایی که غالبا برای کنترل رفتارها چه در بعد فردی و چه در بعد حرفه‌ای و سازمانی به‌کار گرفته می‌شود، ابزار بیرونی قانون است. این ابزار اگرچه قدرتمند است، علاوه بر این‌که هزینه‌ی بالایی را می‌طلبد، از ورود به بسیاری از حوزه‌های فردی و اجتماعی ناتوان است و نیز ماهیتاً قادر به کنترل بسیاری از رفتارها نیست. یکی از مواردی که فرد در اقدامات خود الزاماً آموزه‌های درونی‌شده‌ی خود را به‌کار می‌گیرد، تصمیم‌گیری‌های لحظه‌ای، شتاب‌زده و سریع است که در واقع عکس‌العمل‌های لحظه‌ای و ناهشیار فرد بوده و مربوط به زمانی می‌شود که فرد ناگزیر است به سرعت اقدام کند. این امر در مورد پزشکان، حائز اهمیت بیش‌تری است، زیرا آن‌ها از یک‌سو با اموری حیاتی و حساس سروکار دارند و از سوی دیگر بسیاری از این تصمیمات، باید به فوریت و در زمان کوتاهی اتخاذ شوند. در این سطح فرد به‌طور ناخودآگاه، از الگوهای نهادینه شده‌ی قبلی تبعیت می‌کند و کنترل آن بسیار سخت‌تر و پیچیده‌تر از سایر سطوح است. در کنترل این مرحله، استدلال اخلاقی دخالت کم‌تری دارد و آنچه بیش‌تر تعیین‌کننده‌ است، ویژگی‌های منشی و حساسیت اخلاقی و عواطف فرد است، این عوامل، زمانی بهترین نتیجه‌ی اخلاقی را برای فرد به‌بار می‌آورند که آموزه‌های اخلاقی، در فرد درونی شده باشد. درونی‌شدن و نهادینه‌شدن آموزه‌های اخلاقی در پزشکان موجب تسهیل در روند شکل‌گیری تصمیمات و اقدامات اخلاقی، به‌ویژه در فوریت‌ها و در شرایط سخت و پیچیده می‌شود. رفتارهای ما پیامد تصمیمات ما هستند و تصمیمات ما حاصل فرایندهای پیچیده‌ی تصمیم سازی و در ارتباط با ساحت باورها، احساسات و اراده‌ی ما هستند. در صورتی‌که بخواهیم درچگونگی مواجهه‌ی فرد با مسائل اخلاقی، دخالت کنیم، باید کلیه‌ی عواملی را که در فرایند تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اقدام به یک رفتار مناسب دخالت دارند، شناسایی کنیم. برخی از این عوامل، نقش ناچیزی ایفا می‌کنند و برخی دیگر، عواملی هستند که حتی با وجود داشتن اهمیت فراوان، غیراکتسابی بوده و اغلب به‌سادگی قابل کنترل نیستند. ما برای دخالت و تسهیل بروز رفتارهای اخلاقی تنها می‌توانیم بر عواملی تمرکز کنیم که قابل اکتساب و قابل آموزش باشند. به منظور درونی شدن اخلاق راهکارهای مختلفی پیشنهاد می‌شود، ازجمله: تحکیم یا تغییر نگرش و جهان بینی افراد، تمسک به ‌نظریه‌های فضیلت‌محور، توجه به نقش عواطف اخلاقی و توجه به تأثیرات مثبت و منفی اعمال قدرت و قانون بر درونی شدن اخلاق. در بسیاری از این راهکارها، نقش آموزش می‌تواند از طریق تغییر در مؤلفه‌های شناختی آن راهکار ایفا شود. با واکاوی طرحواره‌های شناختی و تغییر یا تحکیم برخی از باورهای محوری و بنیادین، می‌توان بسیاری از مؤلفه‌های مؤثر در فرایند تصمیم‌سازی و اقدام اخلاقی را تحت کنترل قرار داد. این آموزش‌ها هم‌چنین می‌تواند به‌صورت نیمه مستقیم و غیرمستقیم مانند بحث‌های گروهی یا معرفی شخصیت‌های اخلاقی در قالب داستان یا ارائه‌ی الگوهای عملی باشد.
حسین درگاهی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

رفتار‌های غیراخلاقی را در سازمان به‌عنوان رفتار سیاسی می‌نامند؛ یعنی رفتارهایی که انجام آن‌ها در سازمان به‌طور رسمی ضرورت ندارند، اما در امر توزیع پاداش و تخصیص منابع اعمال نفوذ می‌کنند و برای کسب قدرت یک فرد یا گروه قدرت‌طلب به‌کار می روند. به عبارت ساده‌تر، رفتار سیاسی، رفتارهایی غیررسمی، تنگ نظرانه و غیرقانونی هستند که اقتدار رسمی و اید‌ئولوژی سازمان آن را مجاز نمی‌داند. پژوهش‌‌های اخیر نشان می‌دهد بعضی عوامل مانند ویژگی‌‌های فردی، فرهنگ سازمانی و/ یا شرایط محیطی و جو سازمانی در بروز رفتار‌های سیاسی نقش مهمی را ایفا می‌کنند. مقاله‌ی حاضر یک پژوهش مروری است که با استفاده از موتور‌های جست‌وجوگر و انتخاب منابع مرتبط، قصد دارد تا ضمن معرفی رفتار‌های سیاسی که غیراخلاقی هستند به مدیریت و کنترل این رفتار‌ها در سازمان توسط مدیر نیز بپردازد. بعضی از رفتار‌های سیاسی مشروع و برخی نامشروع هستند. شکایت کارکنان از سازمان به‌طور رسمی، رفتار سیاسی مشروع نامیده می‌شود، اما رفتارهایی مانند خرابکاری، شورش، سهل انگاری، وظیفه ناشناسی، کارگریزی، کش دادن کارها، سرزنش کردن و تقصیر را به گردن دیگران انداختن، جلوگیری از تغییر و تحول، ایجاد تنش و فشار عصبی در محیط کار، ایجاد نگرانی و دلواپسی در کار، مته به خشخاش گذاشتن، توپ را به زمین دیگران انداختن، خود را به هالوبازی زدن یا اصطلاحاً به کوچه علی چپ زدن، طفره رفتن، با عذرخواهی از دیگران و ابراز پشیمانی کردن از میزان مسؤولیت خود کاستن، دیگران را سپر بلا قراردادن، تحریف و مخدوش کردن اطلاعات و پافشاری بر تصمیمات نابه‌جا و اشتباهات گذشته، جزو رفتار‌های سیاسی نامشروع به‌حساب می آیند. وظیفه‌ی مدیران کنترل رفتار‌های سیاسی در سازمان است تا در محدوده‌ی منطقی و سازنده از آن‌ها برای نیل به اهداف سازمانی بهره ببرند. سرانجام این‌که یک مدیر اثربخش باید ماهیت سیاسی سازمان خود را بپذیرد و راهبرد‌های مناسبی را برای پیش بینی و کنترل رفتار‌های سیاسی تدوین و تنظیم کند و از این راه به سازمان خود مزایای زیادی را برساند. بنابراین، امروزه، سازمان‌‌ها نیازمند مدلی هستند تا بتوانند بر مبنای رعایت اصول اخلاقی، ضمن اجرای نظریه‌‌های عدالت سازمانی و ارائه‌ی خدمات رفاهی، نحوه‌ی کنترل و در عین حال بهره‌برداری مناسب را از رفتار‌های سیاسی تعیین و معرفی کنند.
رهبر مژدهی آذر،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

آیا با تدوین پرتکلی برای اخلاق پزشکی و ارائه‌ی دستورالعملی در جهت رعایت امور اخلاقی ما به هدف خود خواهیم رسید؟ این است سؤال امروز ما در رابطه با نگرانی‌مان. ما نگرانیم از این‌که در حالی که جامعه رو به‌سوی بداخلاقی دارد، چگونه خواهیم توانست جامعه‌ی پزشکی را از این سقوط اخلاقی جامعه محفوظ بداریم و آن‌ها را موظف به رعایت اصول اخلاقی کنیم. بحث امروز ما حول چند محور خواهد بود: عدالت، عدالت توزیعی، عدالت اقتصادی و عدالت اجتماعی. در محور عدالت اجتماعی مسأله‌ی توزیع منافع و درآمدها از یک‌سو و مسأله‌ی هزینه‌ها مطرح می‌شود؛ عدالت در توزیع منافع و عدالت در توزیع هزینه‌ها. در موضوع عدالت اجتماعی تصمیماتی که بر توزیع منافع و توزیع هزینه‌ها اثرگذار هستند مورد بحث است، در حالی که در اثر بعضی اقدامات، گروهی از جامعه ثروت‌های هنگفتی را یک‌شبه صاحب می‌شوند و گروهی دیگر بار هزینه‌ها را به دوش می‌کشند؛ چه اتفاقی می‌افتد؟ هدف عدالت چیست؟ هدف عدالت که حفظ عزت نفس و کرامت انسانی است، با دو قطبی شدن جامعه و کم‌رنگ شدن عدالت، دیگر عزت نفس و کرامتی برای جامعه قابل تصور نخواهد بود. سیاست‌های اخیر منجر به بی‌عدالتی در جامعه و در نتیجه بروز توقف در توسعه در زمان حال و آینده شده است. نابرابری‌ و دوقطبی شدن جامعه تبعات منفی بسیاری را به‌دنبال خواهد داشت که از مهم‌ترین آن‌ها سقوط معیارهای اخلاقی است که هم‌چون سیلی خروشان کل جامعه را در خواهد نوردید، از ‌جمله جامعه‌ی پزشکی را آسیب خواهد رساند. عدم پایبندی به رعایت قوانین به‌خصوص از سوی مسؤولان و صاحبان قدرت از موضوعاتی است که به‌دنبال سقوط معیارهای اخلاقی رواج پیدا کرده است و روزبه‌روز بر شدت آن افزوده خواهد شد. پایمال کردن قوانینی که رفته رفته به‌صورت یک رویه‌ی عادی و معمولی از سوی مسؤولان و افراد صاحب‌قدرت در می‌آید از تبعات نبودن عدالت اجتماعی و گسترش بی‌عدالتی است. در چنین شرایطی صحبت از اخلاق پزشکی کمی بحث‌برانگیز خواهد بود. در حقیقت، ما در حالی بحث اخلاق پزشکی را مطرح کرده‌ایم که بستر مناسب آن کاملاً به فراموشی سپرده شده است. سازمانی دولتی باید تعهدات خود را دو ماهه به جامعه‌ی پزشکی بپردازد. از قدرت و نیروی دولتی استفاده کرده، به تعهدات خود عمل نکرده، به بی‌قانونی دامن می‌زند، برای تغییر شماره‌ی اتومبیل مبلغی را وصول می‌کند و سال‌ها نه شماره‌ تغییر می‌کند نه از وجه آن خبری می‌شود. شهرداری املاک واقع در طرح‌های توسعه‌ی شهری را با قیمت بسیار نازلی از مالکان آن‌ها خریداری و موجب نارضایتی مالکان آن‌ها می‌شوند. با تغییر قیمت ارز و طلا هزاران نفر صاحب میلیاردها ثروت و هزاران نفر از هست و نیست ساقط می‌شوند. در اثر دلالی و بساز بفروشی هزاران کارمند و خریدار واحدهای ساختمانی اندوخته‌ی سال‌های سال خود را به واسطه‌ها و بساز و بفروش‌ها دو دستی تقدیم می‌کنند. در چنین فضایی چه می‌شود کرد؟ نیازمند اقدامات چندگانه‌ای هستیم، نیازمند یک عزم سیاسی و یک عزم اجتماعی هستیم که در عزم اجتماعی بحث اخلاق پزشکی مطرح می‌شود که باید به موازات عزم سیاسی به‌سوی هدف متعالی حرکت کرد.
مهناز سنجری، فاطمه خوشنوا، صدیقه سالمی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

اخلاق یکی از مبانی اصولی در ارزشیابی است و استاندارد‌های اخلاقی نظیر صداقت، رازداری، سودرسانی و عدم آسیب در ارزشیابی آموزشی دانشجویان علوم پزشکی حائز اهمیت بسیاری است که توجه به این اصول و استاندارد‌های مورد نظر در آزمون‌سازی می‌تواند ملاحظات اخلاقی در این زمینه را برآورده سازد. یکی از وظایف اساتید گروه پزشکی توجه به این ملاحظات در ارزشیابی دانشجویان است. رعایت اصول ارزشیابی عادلانه در کل مراحل آزمون از قبیل طراحی، آماده‌سازی دانشجویان، اجرا و گزارش‌دهی نتایج ضروری است. در دستیابی به اهداف آموزشی هیچ‌گاه توجه به ملاحظات اخلاقی نباید نادیده گرفته شود. لازم است سؤالات برگرفته از اهداف آموزشی بوده و آزمون با توجه به محتوای ارائه شده عادلانه باشد. هم‌چنین، آزمون باید از روایی و پایایی مناسب برخوردار بوده و به خوبی بین گروه بالا و پایین افتراق ایجاد کند. آماده‌سازی آزمون شامل ارائه‌ی اطلاعات، مهارت‌‌ها و نگرش‌هایی است که به دانشجو کمک می‌کند حداکثر عملکرد خود را در آزمون نشان دهد. دانشجویان باید مطلع باشند که چه محتوایی آزمون می‌شود و هر عنوان چه تعداد سؤال دارد و چه سطح شناختی را پوشش می‌دهد. عدم ارائه‌ی اطلاعات به دانشجویان در مورد محتوای آزمون می‌تواند از جانب دانشجو به معنای تهدید یا تنبیه به‌دلیل عدم توجه در کلاس، اشکال در تکالیف درسی و عدم دستیابی به انتظارات معلم باشد که در این صورت غیر اخلاقی است. در نهایت، اساتید باید دانشجویان را آماده کنند تا نسبت به آزمون نگرش مثبت داشته باشند. احساسات و افکار منفی موجب می‌شوند دانشجویان از انجام فعالیت‌‌های آماده سازی آزمون پرهیز کنند. یکی دیگر از مسؤولیت‌‌های اخلاقی اساتید فراهم آوردن شرایط مساوی و عادلانه در اجرای آزمون است؛ به‌گونه‌ای که تمامی دانشجویان حداکثر میزان و شانس مساوی در ارائه‌ی توانمندی‌‌های خود داشته باشند. هم‌چنین، طول آزمون باید به‌صورتی باشد که تمامی دانشجویان امکان پاسخ‌گویی داشته باشند. دانشجویان باید در مورد شرایط آزمون آگاهی کافی داشته باشند. مثلاً مدت زمان آزمون چقدر است، از چه منابعی لازم است استفاده کنند و چه وسیله‌ی خاصی باید همراه داشته باشند. گرفتن آزمون بدون برنامه و اطلاع قبلی از دانشجویان، می‌تواند حالت تنبیهی یا تهدیدکننده داشته باشد و غیراخلاقی محسوب می‌شود. از دیگر ملاحظات اخلاقی آزمون توجه به اثرات منفی نتایج آزمون در دانشجو است. لازم است استاد پس از آزمون بازخورد سریع و دقیق به دانشجو ارائه دهد و اثرات نتایج را در دانشجو بررسی کند. در مواردی که نتایج رضایت‌بخش نیست استاد و دانشجو با مشارکت یکدیگر فرایند یادگیری را مرور کرده و به برطرف کردن نقاط ضعف می‌پردازند. در دهه‌‌های اخیر رویکرد ویژ‌ه‌ای به ملاحظات اخلاقی در ارزشیابی شده است و کد‌های آزمون سازی و ارزشیابی عادلانه یکی از اسنادی است که به مفهوم عدالت در ارزشیابی می‌پردازد. توجه به این ملاحظات موجب ارتقاء کیفیت ارزشیابی، ترغیب دانشجویان و بهبود فرایند آموزش خواهد شد.
داود نظم الاسلامی، فاطمه موحدی راد،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

به‌طور کلی، ماهیت وجودی هوش به مفهوم جمع‌آوری اطلاعات، استقرا و تحلیل تجربیات به منظور رسیدن به دانش یا ارائه‌ی تصمیم است. سیستم‌هایی که تصمیم‌‌های مستقل می‌گیرند ممکن است حتی در موقعیت‌‌های به ظاهر روزمره با دوراهی‌‌های اخلاقی روبه‌رو شوند. یک راه برای تضمین رفتار اخلاقی سیستم‌هایی که با انسان‌‌ها مراوده می‌کنند آن است که این سیستم‌‌ها با اصول همگانی اخلاقی برنامه‌ریزی شوند و به آن‌ها اجازه داده شود تا بر اساس آن اصول مورد به مورد تصمیم بگیرند. روش‌‌های هوش مصنوعی خود می‌تواند از طریق منطق و با انتزاعی کردن اصول از مورد‌های خاص اخلاقی، رفتارهایی که مورد پذیرش آن اصول است را تولید کند. با استفاده از این روش می‌توان سیستمی را برنامه‌ریزی کرد که بر اساس آن اصول اخلاقی حرکت کند. بررسی و تحلیل این تغییرات و پیامد‌‌های آن موضوع اصلی حوزه‌ی اخلاق کامپیوتر و اطلاعات است. کاربرد نظریه‌‌های اخلاقی و فلسفی مانند سودانگاری، اخلاق کانتی و اخلاق ارزش‌گرا در مسائلی که با کامپیوتر و شبکه درگیر هستند، بخش عمده‌ای از مباحث این شاخه از اخلاق عملی را تشکیل می‌دهند. حدود 30 سال از آغاز کار بر روی هوش مصنوعی در پزشکی می‌گذرد. سیستم‌‌های هوش مصنوعی در پزشکی (AIM) برای حمایت از پرسنل حوزه‌ی سلامت در انجام مداخلات مدیکال، کلینیکال و پاراکلینیکال ایجاد شده‌اند. براساس نتایج پژوهش‌های منتشر‌شده کاربران بالقوه‌ی سیستم‌‌های انفورماتیکی عبارتند از: پزشکان، پرستاران، دستیاران پزشکان، پرسنل پیراپزشکی، دانشجویان علوم بهداشتی، بیماران، بازرسان بیمه و دولت، داروسازان، مدیران، محققان، متخصصان کاربرد کامپیوتر، پرسنل جنبی مراقبت بهداشتی و کارفرمایان که همین مسأله‌، اخلاقی کردن پیش‌فرض‌های برنامه‌‌های انفورماتیک مبتنی بر هوش مصنوعی را توجیه می کند. با توجه به افزایش اعتماد روز افزون پزشکان و جامعه پزشکی به ارزش نرم‌افزار و سخت‌افزار‌های انفورماتیکی مرتبط با حوزه‌ی سلامت و تمایل استفاده‌ی هرچه بیش‌تر از ظرفیت‌های هوش مصنوعی در سیستم‌‌های پردازش اطلاعات از سوی جامعه‌ی پزشکی ضرورت بازخوانی چالش‌های اخلاقی این بخش و تدوین کد‌های اخلاقی مربوط به آن از طرف دست اندرکاران امر ضروری به‌نظر می‌رسد.
آرام تیرگر، موسی یمین فیروز، اشرف السادات موسوی، علی نیکخواه،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

استفاده از شیوه‌هایی چون روش به‌کار رفته در قضیه‌ی عکس فیثاغورث به منظور اثبات فرضیه‌ی هندسی یا مهندسی معکوس در حوزه‌ی مسائل فنی جهت دستیابی به فنون پیشرفته و کشف فناوری‌‌های نو نمونه‌هایی هستند که در آن‌ها متخصصان سعی می‌کنند با طی کردن مسیری بر خلاف مسیر اصلی اثبات فرضیات یا دست یافتن به دانش فنی، به اطلاعات مورد نظر و هدف نهایی خود دست یابند. یکی از شیوه‌‌های ردیابی منابع مورد استفاده و ارزشیابی وضعیت بهره‌برداری از آن‌ها، تحلیل استنادی است. این شیوه که در حقیقت شاخه‌ای از علم اطلاع‌رسانی به‌شمار می‌آید، حوزه‌ای‌ است که استناد‌های علمی انجام شده به یک یا چند اثر را مورد مطالعه قرار داده و صرف‌نظر از فواید مختلف مانند تسهیل در امر تحقیق یا توصیف رابطه‌ی فکری و علمی در میان تحقیقات قبلی، قادر به ارزیابی متون مورد استفاده از جنبه‌‌های مختلف است. در این مقاله ضمن ارائه‌ی دستاورد‌های پژوهشی به شیوه‌ی تحلیل استنادی در 511 پایان‌نامه‌ی دانشجویان پزشکی و دندان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل (356 پایان‌نامه رشته‌ی پزشکی و 155 پایان‌نامه‌ی رشته‌ی دندان‌پزشکی) طی یک دوره‌ی پنج‌ساله (از آغاز سال 1385 تا پایان نیمسال اول 1390) از حیث نوع، تعداد، سن و وضعیت توزیع منابع مورد استفاده به تفکیک رشته‌‌های تحصیلی، قصد بر آن است تا از این رهگذر به بررسی وضعیت استفاده از قرآن یا دیگر منابع فقهی به‌عنوان اصلی‌ترین منابع اقتباس اصول اخلاقی در اسلام پرداخته و به‌عبارتی دیگر تصمیم بر آن است که با شیوه‌ی معکوس، به بررسی موضوع اخلاق در آموزش و وضعیت استفاده از آموزه‌‌های الهی در آموزش پزشکی پرداخته شود. نتایج حاصل از مطالعه‌ گویای آن بوده است که از میان بیش از بیست‌هزار و هفتصد استناد به‌عمل آمده در 507 پایان‌نامه، دانشجویان پزشکی و دندان‌پزشکی، تعداد استناد‌ها به قرآن یا منابع فقهی کم‌تر از یک‌درصد و نوع منابع مورد استناد عمدتاً کتاب بوده است. علی‌رغم اذعان به‌احتمال خطا در تعیین دقیق استنادها، وضعیت موجود می‌تواند به‌طور غیر مستقیم گویای نوعی کاستی در بهره‌گیری از آموزه‌های الهی در آموزش پزشکی و از جمله تدوین پایان‌نامه‌ها باشد. ضمناً با توجه به تجربیات موجود، نقص در دسترسی گسترده و آسان به منابع مرتبط را می‌توان یکی از دلایل مهم چنین وضعیتی بر شمرد.
طاهره چنگیز، اکرم ایزدی خواه، نیکو بمانی، سید ابراهیم میرشاه جعفری،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

موضوع اخلاق در حرفه‌‌های گوناگون بحثی است که امروزه در بسیاری از کشور‌های جهان از جمله ایران، به آن توجه می‌شود. آموزش‌دهندگان پزشکی که گاه با تعارضات حاصل از آمیختگی حرفه‌ی پزشکی با آموزش دانشجویان مواجه می‌شوند، به‌شدت نیازمند آگاهی از مفاهیم اخلاقی و دستورالعمل‌‌های کاربردی برای حل تعارضات و چالش‌های پیش رو هستند. راهنما‌های اخلاقی که یکی از راه‌حل‌های این معضلات است، غالباً مبتنی بر فلسفه‌ی اخلاق و فرهنگ حاکم بر جامعه تدوین می‌شود. در جامعه‌ی ایران توجه به رویکرد‌های دینی و استخراج مفاهیم اخلاقی مرتبط با حرفه‌ی معلم پزشکی، مبنای مناسبی برای تهیه‌ی راهنما‌های اخلاقی است. این پژوهش بر آن است تا با استفاده از منابع ایرانی و اسلامی، مفاهیم اخلاقی مرتبط با حرفه‌ی معلم پزشکی را استخراج و در اختیار صاحبان این حرفه برای آموزش، اجرا و ارزشیابی قرار دهد. این مطالعه به‌صورت بررسی کتابخانه‌ای گسترده در میان کتب و مقالات تألیف شده‌ی داخلی با موضوعات اخلاق اموزش، اخلاق پزشکی و آموزش پزشکی، با استفاده از روش تحلیل محتوای متون انجام پذیرفته است. در این پژوهش بیش از 50 عنوان کتاب و مقاله‌ی داخلی، مورد بررسی قرار گرفت که حاصل این بررسی، مجموعه‌ای از 625 مفهوم اخلاقی مرتبط با پزشکی یا معلمی و یا هر دو بود که پس از دسته‌بندی و حذف موارد تکراری، این مفاهیم در 27 دسته که هر دسته، ذیل یک صفت اخلاقی قرار گرفته بود، منظم شد. عناوین سر فصل‌ها به شرح زیر است: وجدان کاری، مسؤولیت پذیری، عشق به حرفه و هم نوع، نظم و انضباط، آراستگی و متانت، رازداری، خوش‌خلقی، تواضع، احترام به دیگران، صداقت و راستگویی، اخلاص، ایمان به خدا، قناعت، تقوا، عفت و پاکدامنی، تعالی علمی، عدالت، صبر و شکیبایی، سعه‌ی صدر و گذشت، انفاق، پایبندی به احکام شرعی، دلسوزی و مهربانی، عزت نفس، شجاعت، امیدواری و آینده‌نگری، امانت‌داری، احترام به آزادی دیگران. با توجه به گذشته‌ی درخشان طب در ایران و غنای فرهنگ ایرانی- اسلامی و منابع مکتوب آن، استخراج مفاهیم اخلاقی و سرفصل‌های مورد نیاز در آموزش پزشکی موضوعات از این منابع، علاوه بر تحکیم زیربنای این اصول، تناسب ویژ‌ه‌ای برای پذیرش و اجرا در محیط‌های آموزشی درمانی کشور ایجاد می‌کند. بی‌شک، بی‌توجهی به این منابع و استفاده از ترجمه‌ی دستورالعمل‌های سایر کشور‌ها در موضوع اخلاق در آموزش پزشکی، به معنای از دست دادن بسیاری از توصیه‌هایی است که در دین اسلام و فرهنگ ایرانی، به پزشک یا معلم شده است.
اکرم ایزدی خواه، طاهره چنگیز، نیکو بمانی، ابراهیم میرشاه جعفری،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

یکی از راه‌های گسترش اخلاق در سازمان‌ها، تبیین رفتارهای پذیرفته‌شده‌ی اخلاقی در موقعیت‌های خاص، در قالب کدهای اخلاقی است که محتوای آن از توجه به تفاوت‌های ایدئولوژیک و فرهنگی در جوامع مختلف متفاوت خواهد بود. تدوین کدهای اخلاقی برای آموزش‌دهندگان بالینی پزشکی، به‌علت مسؤولیت هم‌زمان آموزش و درمان، و تعارض احتمالی حاصل از آمیختگی این دو، ضروری است. این مطالعه به منظور تدوین کدهای اخلاقی برای آموزش‌دهندگان بالینی پزشکی با رویکرد اسلامی - ایرانی انجام شد. این مطالعه‌ی توسعه‌ای در سه مرحله انجام شد. در‌ مرحله‌ی اول متون داخلی و خارجی مرور و به روش تحلیل محتوا بررسی شد و بر مبنای مفاهیم استخراج‌شده، پیش‌نویس اولیه‌ی کدهای اخلاقی برای آموزش‌دهندگان بالینی پزشکی آماده شد. در مرحله‌ی دوم با تشکیل جلسات بحث متمرکز و کسب نظر متخصصان، پیش‌نویس کدها اصلاح و در مرحله‌ی سوم توسط 24 نفر از صاحب نظران ملی اعتباریابی شد و ویراست سوم برای طرح در مراجع رسمی آماده شد. حاصل این پژوهش 55 کد یا توصیه‌ی اخلاقی است که تحت 18 موضوع (وجدان کاری، مسؤولیت‌پذیری، احترام به دیگران، تعالی علمی، احترام به آزادی دیگران، عدالت، سعه‌ی صدر، پایبندی به احکام شرعی و احترام به آداب اسلامی، عفاف، جلب اعتماد، تواضع، قناعت، ارتباط با همکاران، توجه به بیمار، توجه به دانشجو، خوش‌خلقی، رازداری، و نظم) طبقه‌بندی شده است. استخراج مفاهیم و موضوعات اخلاقی از منابع غنی اسلامی - ایرانی، امکان‌پذیر بوده و زیربنای مناسبی برای تدوین کدهای اخلاقی در زمینه‌ی آموزش پزشکی فراهم کرد. انتظار می‌رود این کدها به‌دلیل تناسب با فرهنگ و اعتقادات ایرانیان بهتر پذیرفته شود و در صورت ایجاد زمینه‌های مناسب سازمانی، اجرای آن در محیط‌های آموزشی ایران در مقایسه با استفاده از کدهای اخلاقی تدوین شده در دیگر کشورها با کم‌ترین اشکال مواجه خواهد شود.
حنان حاجی محمودی، فرزانه زاهدی،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده

عدالت از مبانی اساسی اخلاق در نظام سلامت محسوب می‌شود و برقراری آن در سطح کلان جامعه در گرو اتخاذ سیاست‌های مناسب از سوی سیاست‌گذاران و متولیان سلامت است. در این میان، سیاست‌های سلامت و نظام‌های دریافت و پرداخت تأثیر بسیار مهمی بر کارآیی نظام سلامت و کنترل مطلوب هزینه‌ها دارند. آنچه در این مقاله خواهد آمد مروری است بر نظام‌های تأمین مالی و بازپرداخت به ارائه‌کنندگان خدمات که اثرات هر یک بر افزایش یا کاهش هزینه‌ها ذکر شده است. هم‌چنین، سیاست‌های مالی در نظام سلامت کشور و چالش‌های مرتبط با آن نیز به اختصار بیان خواهد شد. واضح است که هیچ‌یک از نظام‌های دریافت و پرداخت هزینه‌های سلامت کامل و بدون نقص نیست و هر یک به نحوی خطر مالی را به‌سوی گیرندگان یا ارائه‌کنندگان خدمت سوق خواهد داد. لذا از متولیان سلامت انتظار می‌رود با توجه به شرایط اجتماعی -اقتصادی، ترکیبی از بهترین گزینه‌ها را در راستای پوشش هرچه بیش‌تر خدمات و برقراری عدالت در نظام سلامت انتخاب کنند. بدیهی است نظام‌های دریافت و پرداخت کارآ و مثمرثمر در جامعه باید به‌طور معقول و عادلانه حقوق همه‌ی طرف‌ها را لحاظ کنند. آنچه نظام فعلی کشور نشان می‌دهد درصد بالای سهم مردم در تأمین هزینه‌های سلامت است که باید با اتخاذ سیاست‌های مناسب، در راستای کاهش آن تلاش شود. با توجه به روند پرشتاب اجرایی‌شدن طرح پزشک خانواده در شهرهای بزرگ، این مقاله برای بسیاری از مدیران نظام سلامت، پزشکان و سایر همکاران مفید خواهد بود.
لیلی صفائیان، شیوا علوی، علیرضا عابد،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده

تصمیم‌گیری اخلاقی در حرفه‌ی پزشکی به اقتضای حرفه‌ای از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این اهمیت با پیشرفت‌های اخیر در علوم پزشکی و طرح موضوعات اخلاقی جدید در اخلاق پزشکی نوین دوچندان شده و تصمیم‌گیری اخلاقی را با پیچیدگی‌هایی خاص توأم کرده است. در این مقاله برآنیم که در جهت نهادینه‌کردن تصمیم‌گیری اخلاقی در جامعه‌ی پزشکی و ارائه‌ی الگویی اسلامی، از دیدگاه امیرمؤمنان در نهج‌البلاغه، به بسط مؤلفه‌ی تصمیم‌گیری در مبحث اخلاق پزشکی بپردازیم. بدین منظور موضوع تصمیم‌گیری اخلاقی به روش کتابخانه‌ای در کتب و مقالات فارسی و لاتین مورد بررسی قرار گرفت و مصادیق تصمیم‌گیری اخلاقی در طب و پزشکی نوین، مؤلفه‌ها و عوامل مؤثر بر آن در نهج‌البلاغه و تفاسیر مربوطه جست‌وجو و تحلیل شد. در کلام امام، مؤلفه‌های تصمیم‌گیری اخلاقی شامل دانش، بصیرت، توکل، مشورت، پایبندی به ارزش‌های اخلاقی، واقع‌گرایی و بی‌طرفی، امانت‌داری، عدالت‌گرایی، حق‌مداری، انجام وظیفه، رازداری، محرم بودن، قانون‌مداری، نگرش توحیدی و توجه به کرامت انسانی هستند. هم‌چنین، آفات تصمیم‌گیری اخلاقی از منظر نهج‌البلاغه عبارتند از: ناتوانی در پیش‌بینی و ارزیابی پیامدهای احتمالی، شتابزدگی، غلبه‌ی احساسات و منافع مادی. در آموزه‌های علوی، زمانی تصمیم‌گیری پزشک اخلاقی خواهد بود که رعایت عدالت، حقوق الهی و انسانی را در عملکرد حرفه‌ای خود مد نظر قرار دهد و نگرش وی به کار و حرفه نه صرفاً وسیله‌ای جهت کسب منافع اقتصادی بلکه به‌عنوان یک امانت باشد.
مسعود امید، میلاد نوری،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده

در این مقاله در پی آنیم تا مفهومی از مفاهیم بنیادی پزشکی را مورد بررسی و پ‍‍ژوهش فلسفی قرار دهیم. معمولاً هدف از چنین مطالعاتی که در حوزه‌ی مطالعات فلسفه‌ی پزشکی جای می‌گیرند، ایجاد تصوری واضح و متمایز از اصول فلسفی پزشکی است تا عمل پزشک را بر اساس درکی روشن از بنیادهای دانش خویش تنظیم کند. در این مقاله مفهوم علیت در پزشکی را با رویکرد فلسفی و تحلیل تاریخی مورد ارزیابی قرار می‌دهیم و در پی آن هستیم تا محوریت چنین مفهومی را در تصمیم‌گیری‌های بالینی به وضوح برسانیم. پزشکی به‌عنوان یک شاخه‌ی علمی دانشگاهی در پی فهم بیماری‌ها و کشف علت آن‌ها و رفع بیماری و برقراری سلامت فردی و اجتماعی است. به‌طور کلی، در عالم پزشکی با چهار الگوی کلی (پارادایم) و معادل با آن، چهار تعریف و رویکرد درباب مفهوم علیت مواجه‌ایم. هم‌چنین، متناظر با پارادایم‌های چهارگانه، با اندیشه‌های فلسفی فلاسفه‌ی مدرن از عقل‌گرایان و تجربه‌گرایان و فلاسفه‌ی پست‌مدرن مواجه هستیم. پارادایم بقراطی با نمایندگانی چون بقراط، ابن سینا و جالینوس، نخستین پارادایم در دانش پزشکی بود که تفکر واقع‌گرایانه و عقل‌گرایانه-ای را در باب مفهوم علیت پیش‌فرض می‌گرفت. پارادایم زیست‌پزشکی با رویکردی شبیه به موضع پوزیتیویست‌های منطقی علیت را مفهومی واقعی می‌داند که مصادیق آن نه از طریق عقل که از راه تجربه اثبات‌پذیر است. در درون این پارادایم رویکرد ابطال‌گرایانه‌ی مکتب انتقادی بالینی مورد توجه ویژه‌ای است که در آن علیت نه مفهومی واقعی و ضروری در خارج که مفهومی ذهنی و غیرقابل اثبات است که از طریق تجربه‌ی تداعی‌های مبتنی بر تقارن، تکرار و آمار به‌دست می‌آید. در پارادایم پست‌مدرن - هرمنوتیکی بحث از علیت علمی و مباحث زیستی و مکانیکی جای خود را به بحث اخلاقی در باب انسانی که دارای شأن اخلاقی و فهمانی است می‌دهد و به این ترتیب بحث از علیت در حاشیه قرار گرفته و موضوعیت خود را از دست می‌دهد.
محمدرضا امیر اسماعیلی، محمود نکوئی مقدم، عاطفه اسفندیاری، فاطمه رمضانی، هدایت سالاری،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده

در سال‌های اخیر بحث رابطه‌ی مالی پزشک و بیمار و مسائلی هم‌چون پرداخت‌های غیررسمی به‌عنوان کاری غیراخلاقی ولی جاری در بخش سلامت اکثر کشورهای جهان از جمله جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است که تهدیدی برای اعتبار حرفه‌ی پزشکی محسوب می‌شود. این پرداخت‌ها در نقاط مختلف جهان می‌تواند علت‌های خاص خود را داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی علل و چگونگی پرداخت‌های غیررسمی در بیمارستان‌های شهر کرمان در سال 1390 بود. این مطالعه با استفاده از روش پژوهش کیفی و از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختارمند انجام شده است. مصاحبه‌های هدفمند با استفاده از یک نمونه‌ی هدفمند متشکل از 45 نفر از بیماران، پزشکان و سیاست‌گذاران در شهرستان کرمان در ایران در سال 1390 انجام شد. این مطالعه با مجوز کمیته‌ی اخلاق پزشکی دانشگاه و تکمیل فرم رضایت از مصاحبه‌شوندگان انجام شد. در این مطالعه در خصوص دلایل پرداخت‌های غیررسمی از مصاحبه شوندگان سؤالاتی پرسیده شد و داده‌ها با استفاده از تحلیل محتوا مورد آنالیز قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد که دلایل متعددی برای پرداخت‌های غیررسمی وجود دارد که شامل عوامل فرهنگی، عوامل مرتبط با کیفیت و عوامل قانونی است. دلایلی نیز برای دریافت‌های غیررسمی توسط پزشکان کشف شد که شامل عوامل مربوط به تعرفه‌ها، عوامل ساختاری، عوامل اخلاقی و هم‌چنین نشان دادن مهارت و شایستگی ارائه‌کنندگان خدمات است. مطالعه‌ی حاضر منتج به ارائه‌ی دلایلی برای پرداخت‌های غیررسمی شد و اکثر دلایلی که کشف شد، شباهت زیادی با نتایج مطالعات سایر کشورهای جهان دارد؛ به این ترتیب که نشان داد که بودجه‌ی ناکافی نظام سلامت و پرداخت‌های رسمی ناکافی به پزشکان، از مهم‌ترین عوامل مرتبط با عرضه هستند که منجر به پرداخت‌های غیررسمی می‌شوند. اما با توجه به این‌که مطالعات کیفی معمولاً دلایل احتمالی را کشف می‌کنند، بنابراین، برای بیان قطعی علل به مطالعات بیش‌تر نیاز است.
سیداسماعیل مناقب، معصومه حسین‌پور، فاطمه محرابی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده

انتقال اخبار ناگوار یک بخش اجتناب ناپذیر حرفه طبابت است. پزشک و بیمار دو طرف این طیف هستند. دیدگاه‌های متفاوتی در مورد حقیقت‌گویی و انتقال خبر بد به بیمار در فرهنگ‌ها و جوامع مختلف وجود دارد. این مطالعه به منظور بررسی دیدگاه بیماران بستری در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی جهرم در مورد چگونگی انتقال خبر بد انجام شده است. این مطالعه از نوع مقطعی - توصیفی بود که در سال 1390 در دانشگاه علوم پزشکی جهرم انجام شد. حجم نمونه برابر با 110 بیمار محاسبه گردید و روش نمونه‌گیری به روش آسان بود. جامعه‌ی پژوهش بیماران بخش‌های داخلی، جراحی، زنان و اتفاقات بستری در بیمارستان مطهری و پیمانیه‌ی جهرم بودند. معیار‌ ورود بستری بودن در بیمارستان‌های پیمانیه و مطهری جهرم بود و معیارهای خروج شامل بیماران شدیداً بدحال و بیماران مبتلا به اختلالات روانی- ذهنی بود. پرسشنامه محقق‌ساخته روا و پایا توسط کارشناس همکار طرح در اختیار بیماران قرار گرفت اطلاعات پس از جمع‌آوری با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 16 در سطح آمار توصیفی و تحلیل عاملی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.تعداد 110 بیمار در این مطالعه شرکت داشتند. بر اساس تحلیل عاملی سه عامل شامل روش انتقال خبر بد، افراد درگیر در انتقال خبر بد و عامل مکان و زمان به‌دست آمد. 87 درصد از بیماران با این‌که همراه بیمار در جریان خبر بد قرار گیرد موافق بودند و 2/63 درصد از بیماران برای انتقال خبر بد بر لزوم انجام این کار در یک اتاق خصوصی و خلوت تأکید داشتند. به ترتیب 2/77 درصد و 5/62 درصد از بیماران بر لزوم وجود مشاور روانپزشکی و مشاور مذهبی تأکید داشتند. 6/91 درصد از بیماران می‌خواستند تا در مورد علت بیماری اطلاعات کامل به آن‌ها داده شود. طبق نظر 8/74 درصد از افراد تحت مطالعه، بیماران سرطانی بهتر است نسبت به ابتلا به بیماری سرطان مطلع باشند. این مطالعه نشان داد که در برخی موارد خواسته‌های بیماران برای چگونگی انتقال با سایر جوامع تفاوت چشم‌گیر دارد. در انتقال خبر بد باید به تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی توجه کرد. در کشور ما، خانواده می‌تواند نقش حمایتی برجسته‌ای در هنگام انتقال خبر بد به بیمار بازی کند.
سمیه نقی زاده، مهدی ابراهیم‌پور میرزا رضایی، آزاد رحمانی، حسین رستمی، سهیلا دهقانی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده

عدم آگاهی کادر درمانی از قوانین و مقررات سقط می‌تواند سلامت مادران را به خطر بیاندازد و مشکلاتی را برای جامعه‌ی پزشکی ایجاد کند. هدف مطالعه‌ی حاضر بررسی دانش و دیدگاه دانشجویان مامایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز و دانشگاه علوم پزشکی تبریز در مورد سقط قانونی و غیرقانونی است. این مطالعه توصیفی – تحلیلی (مقطعی) در سال 1392 بر روی 300 نفر از دانشجویان مامایی دانشکده پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز و دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد. جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌ی چهارقسمتی بود. قسمت اول تا چهارم به‌ترتیب شامل مشخصات فردی- اجتماعی و آموزشی دانشجویان مامایی، بررسی دانش دانشجویان در مورد قوانین و مقررات سقط جنین در ایران، بررسی دیدگاه دانشجویان در مورد سقط جنین قانونی و غیرقانونی بود. در این مطالعه جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار آماری SPSS ویرایش 13 استفاده شد و 05/0 P≤معنی‌‌دار در نظر گرفته شد. 7/26 درصد از دانشجویان مامایی در مورد سقط جنین دانش خوب، 7/53 درصد دانش متوسط و 7/19 درصد دانش ضعیف داشتند. 3/89 درصد از دانشجویان نگرش مثبت و 7/10 درصد نگرش منفی نسبت به سقط جنین قانونی داشتند و 3/78 درصد از دانشجویان مخالف سقط غیرقانونی جنین بودند و تنها 65 نفر (7/21 درصد) موافق سقط غیرقانونی بودند. نتایج آزمون T-test نشان داد که بین دانش دانشجویان در مورد سقط جنین (76/0P≤) ، دیدگاه دانشجویان در مورد سقط جنین قانونی (44/0P≤) و دیدگاه دانشجویان در مورد سقط جنین غیرقانونی (081/0P ≤) ارتباط آماری معنی‌داری وجود ندارد. دانش کم دانشجویان مامایی درخصوص قوانین سقط جنین، حتی در کم‌تر از 20 درصد دانشجویان یک خطر محسوب می‌شود و می‌تواند احتمال مواجهه‌ی این دانشجویان با مشکلات قضایی را در آینده افزایش دهد. بنابراین، توصیه می‌شود با افزایش سطح دانش دانشجویان مامایی درخصوص موارد مجاز سقط درمانی و قوانین مربوط به آن و نیز مجازات‌های سقط جنین جنایی، از میزان بروز چنین مشکلات قضائی در آینده کاسته شود.
سعید نظری توکلی، نسرین نژادسروری،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده

معضلات اخلاقی حاصل از پیشرفت‌های تشخیصی و درمانی نوین در علم پزشکی، ضرورت پرداختن به اخلاق پزشکی را صد چندان کرده است. اخلاق پزشکی یک «علم» است، از این‌رو، با روش‌ و معیار علمی سروکار دارد. لازمه‌ی محقق شدن اهداف هر علم تعریف دقیق و رفع ابهامات پیرامون آن است. با وجود تعریف‌های مختلف ارائه شده در ارتباط با علم اخلاق پزشکی هنوز پاره‌ای از مسائل هم‌چنان در هاله‌ای از ابهام مانده است. بخش مهمی از دانش ما، پاسخ به چیستی‌هاست و این پاسخ چیزی جز تعریف نیست. تعاریف، قسمت عمده‌‌ی ادراکات ما را شامل می‌شوند و نمی‌توان از به‌کارگیری آن خودداری کرد. این مقاله‌ی مروری حاصل یک پژوهش توصیفی است. برای جمع‌آوری اطلاعات از مطالعه‌ی کتب معتبر و جست‌وجو در منابع اینترنتی و مقالات مرتبط خارجی استفاده شد. این نوشتار ضمن تأکید بر لزوم تبیین تعریف علم و ویژگی‌های تعریف منطقی، برخی از تعاریف علم اخلاق پزشکی را ارزیابی کرده و با اشاره به نقاط ضعف موجود در آن‌ها، ضرورت ارائه‌ی تعریف منطقی از این علم و ملاحظات لازم را متذکر می‌شود.
سیما مقدسیان، فرحناز عبداله زاده، آزاد رحمانی، فرمیسک پاکانزاد، حمید حمیدزاده،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده

دستور عدم احیا یکی از چالش‌های مهم در مراقبت‌های انتهایی است. نگرش پرسنل ‌درمانی به دستور عدم احیا می‌تواند در قانونی شدن این رویه نقش مهمی داشته باشد. هدف این مطالعه بررسی نگرش دانشجویان پرستاری دانشگاه‌های علوم پزشکی تبریز و کردستان در رابطه با دستور عدم احیا بود. 186 دانشجوی سال سوم و چهارم پرستاری در دانشکده‌های پرستاری و مامایی تبریز و کردستان در این مطالعه شرکت کردند. جمع‌آوری داده‌ها با پرسشنامه‌ی نگرش به دستور عدم احیا انجام شد که شامل 25 گویه است. نتایج این مطالعه نشان داد که در بیش‌تر گویه‌ها دانشجویان نگرش منفی به دستور عدم احیا داشتند؛ سوء برداشت‌های زیادی در مورد روش انجام این رویه داشتند و متمایل به کسب اطلاعات بیش‌تر در مورد جنبه‌های مختلف این رویه بودند. هم‌چنین، مشخص شد که دانشجویان در مورد اتانازی غیرفعال نیز نگرش منفی داشتند و اعتقاد داشتند که مسائل فرهنگی و مذهبی در دیدگاه آنان نسبت به دستور عدم احیا تأثیرگذار است. اگرچه نگرش دانشجویان پرستاری دو دانشگاه که دارای زمینه‌ی فرهنگی و مذهبی متفاوتی بودند در مورد تک‌تک گویه‌های پرسشنامه تفاوت معنی‌دار آماری نشان نداد (05/0P>).با توجه به کمبود آگاهی دانشجویان در مورد دستور عدم احیا پیشنهاد می‌شود در مورد جنبه‌های مختلف این دستور آموزش‌های لازم به آنان ارائه شود. با توجه به کمبود متون پژوهشی و محدودیت‌های این مطالعه انجام مطالعات بیش‌تری در این زمینه توصیه می‌شود.

صفحه 5 از 12     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb