96 نتیجه برای حق
فرزانه زاهدی، باقر لاریجانی،
دوره 3، شماره 5 - ( 9-1389 )
چکیده
در اخلاق پزشکی نوین، یکی از مهمترین حقوق بیمار احترام به اختیار فردی است. بر اساس آن پزشک ملزم به ارائهی اطلاعات لازم به بیمار است؛ بهنحوی که او بتواند بر اساس اطلاعات دریافتی در مورد بیماری خود و شیوه پیگیری مراحل تشخیصی درمانی تصمیم بگیرد. این در حالی است که در بسیاری از فرهنگها و جوامع گفتن حقیقت در مورد تشخیص یک بیماری جدی و احتمالاً مهلک امری مشکل و مورد بحث است.
آنچه در این مقاله خواهید یافت مروری بر برخی مطالعات انجام شده در جوامع مختلف و تا حدودی مقایسهی دیدگاهها در جوامع شرقی و غربی است. همچنین، ذکر کلی دیدگاه اسلام در این خصوص، و اشاره به سیاستهای جاری در کشورهای اسلامی، تأثیر فرهنگ اجتماعی بر رفتار عوام و خواص را وضوح بیشتری خواهد بخشید.
در جوامع مختلف، دیدگاههای متفاوتی در مورد حقیقتگویی و انتقال خبر بد به بیمار وجود دارد. بهنظر میرسد تفوق اصل «اختیار فردی» در غرب، الزام بیان حقیقت به بیمار را در جوامع غربی قابل پذیرش نموده است. اما در بسیاری از جوامع شرقی، به علت محوریت خانواده و اولویت اصل «عدم ضرر» نسبت به «اختیار فردی» کتمان حقیقت بیماری امری رایج است. علل این امر در برخی مطالعات بررسی گردیده است. در بسیاری جوامع، حرکت بهسوی افزایش توانمندی و آگاهی فردی برای تصمیمگیری آگاهانه مبتنی بر اختیار، شتابی قابل توجه دارد. آموزههای دینی اسلام، بر حق بیمار بر دانستن حقیقت و لزوم فراهم آوردن شرایط لازم برای بهرهگیری بهتر از روزهای پایان حیات تأکید دارد؛ هرچند ملاحظات اخلاقی در خصوص عدم ایجاد ترس و نگرانی بیمورد در بیمار را نیز مورد توجه قرار میدهد.
تدوین و اجرای دستورالعملهای خاصی جهت تسهیل بیان حقیقت به بیمار در برخی کشورها به انجام رسیده است. در کشور ما نیز بهنظر میرسد توجه به افزایش آگاهیهای عمومی و نیز ارتقای مهارتهای ارتباطی پزشکان و تیم پزشکی در خصوص نحوهی انتقال خبر بد، در کنار تدوین دستورالعملهای لازم ضرورت دارد.
فریبا حاجی علی، محدثه معینیفر،
دوره 4، شماره 1 - ( 12-1389 )
چکیده
هر یک از ادیان الهی دارای اصول و قواعد ویژهای برای انتساب طفل به پدر ومادرش میباشند که مسائل مستحدثهای همچون تلقیح مصنوعی و شبیهسازی، بر اساس همان قواعد و اصول تبیین میشوند. مقالهی حاضر بهطور موردی، اصول کلی دین یهود را در انتساب طفل به پدر و مادر بررسی کرده، مسألهی نسب طفل شبیهسازی شده را بهطور خاص موضوع پژوهش قرار میدهد.
نتایج بهدست آمده نشان میدهد که عالمان یهود، ضمن رد رابطهی همسانی(دوقلوهای ژنتیکی)، به بحث نسب فرزند حاصل از این فرآیند میپردازند. ایشان در مورد منشأ انتساب طفل شبیهسازی شده به پدر، نظرات گوناگونی دارند. دیدگاه اول این است که اگر اهداکنندهی مادهی ژنتیکی مرد باشد، عنوان پدری برای وی تحقق مییابد. اما در دیدگاه دوم، اگر رابطهی جنسی، میان زوجین صورت نگرفته باشد، عناوین والدینی نیز تحقق نخواهد یافت. عالمان یهود در مورد منشأ انتساب طفل شبیهسازی شده به مادر نیز نظرات گوناگونی ارائه دادهاند. طبق دیدگاه اول، صاحب رحم، مادر قانونی طفل شبیهسازیشده محسوب میشود. در دیدگاه دوم، بهدلیل قانونی بودن وجود دو مادر برای طفل، در دین یهود، اگر اهداکنندهی مادهی ژنتیکی (صاحب سلول) زن باشد، میتواند در کنار صاحب رحم، مادر طفل شناخته شود.
عادل ساریخانی، مهدی خاقانی اصفهانی،
دوره 4، شماره 1 - ( 12-1389 )
چکیده
در واکاوی اخلاقی اتانازی، چالش بنیادی، تقابل دو دیدگاه است: تعارض حق حیات به مثابهی یکی از آرمانهای اومانیسم، با ممنوعیت نقض کرامت انسانی در اندیشهی اخلاقی. اتانازی ناقض این کرامت است. تأمل در حدود جواز دخالت انسان در حیات خویش نیازمند تحلیلی چندوجهی است که نسلهای حقوق بشر را در بستر درک عمیق از فلسفههای معاصر (بهویژه پسانوگرایی، به لحاظ تقویت ریشههای اتانازی) هدایت کند.
امکانسنجی قابلیت اسقاط حق حیات از دید حقوق طبیعی، وضعی و پسانوگرا، تحلیل مبانی ادلهی مخدوش موافقان اتانازی را میسر میسازد. کاوش در نسبت این مسائل با نسل چهارم حقوق بشر - «حق بر رعایت اخلاق زیستی» - حمایت از اتانازی را با چالش حذف «انسان بهعنوان سرمایهی اجتماعی» نیز مواجه میکند.
این نوشتار، نگرانیها بابت تفوق رویکرد مدیریتی - که با تخصیص گزینشی منابع درمانی به بیماران، اتانازی را رشد میدهد - دورنمای ضدبشری اتانازی را به تصویر میکشد و اذهان اخلاقی- حقوقی را به تشریک مساعی برای تحدید جهانیسازی مشروعیت اتانازی دعوت میکند.
علی اصغر قدس، عیسی محمدی، زهره ونکی، انوشیروان کاظمنژاد،
دوره 4، شماره 1 - ( 9-1389 )
چکیده
اگر چه رغبت زیادی برای اندازهگیری رضایت بیمار بهعنوان شاخص مهم کیفیت خدمات بهداشتی مشاهده میشود، آنچه به نظر فراموش شده است ضرورت توجه به معنی و توسعهی چارچوب تئوریک است. هدف از این مطالعه تبیین مفهوم رضایت و ارائهی تعریفی از آن با رویکرد کیفی است. این پژوهش یک مطالعه با رویکرد کیفی و روش آنالیز محتوی است. در طی این پژوهش 15 بیمار بستری در بیمارستانهای سمنان (سال 1388) بهصورت مبتنی بر هدف و با حداکثر تنوع انتخاب و وارد مطالعه شدند. دادهها با استفاده از مصاحبهی نیمهساختار یافته جمعآوری و با روش تحلیل محتوای قراردادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتههای این پژوهش مشتمل بر چهار طبقه و دو تم اصلی شامل احساس خشنودی و پذیرش پرستار بودند. بر اساس معنای این تمها و طبقات، رضایت یک احساس خشنودی و آرامشی است که بیمار بهدنبال پذیرش عاطفی و عقلانی پرستار درک میکند. این احساس از طریق قضاوت هوشیارانه وگاه احساسی بیمار نسبت به پرستار و محیط مراقبتی او در ابعاد مختلف شکل میگیرد. . نتایج این تحقیق منجر به کشف معنی واقعی و زمینهای رضایت بیمار از پرستار فراتر و متفاوت از معنایی که کارشناسان یا مدیران تصور میکنند شده است. این یافتهها میتواند در طراحی ابزار معتبر اندازهگیری رضایت بیماران از پرستار متناسب با درک واقعی آنها در بیمارستان بهکار گرفته شود.
محمد کرمی، حامد نقیزاده،
دوره 4، شماره 1 - ( 9-1389 )
چکیده
با کشف روزافزون مواد دارویی و شیمیایی، بررسی آثار سوء ناشی از مصرف آنها در انسان نیز مطرح میگردد. بهمنظور ارزیابی عوارض، از حیوانات بهره میگیرند و عواملی مانند استاندارد بودن گونه و نژاد، شرایط نگهداری و سیستم بیوشیمیایی در انتخاب حیوان تأثیرگذارند.
در معارف اسلامی مسائل حیوانات، حائز اهمیت است. در این مقاله قوانینی از منظر قرآن و سنت پیرامون محورهای نگهداری و بهرهبرداری و ممنوعیت آزار حیوانات، ذکر گردیده است.
اطلاعات گرد آوری شده از منابع الکترونیکی و غیر الکترونیکی مشتمل بر مقالات و کتابهایی از قبیل حقوق حیوانات در فقه اسلامی است. بر این اساس موارد زیر نیازمند توجه است:
1- زیر بنای حقوق: در سورهی حج و نحل (آیهی 18 و 49) ذکر شده که حیوانات در برابر خداوند سجده میکنند. این زیر بنای حقوق حیوانات است. 2- حقوق حیوان در نگهداری: در این زمینه شیخ طوسی و شهید ثانی، وجوب رسیدگی به حیوان در آب و غذا را بر مالک آن واجب دانسته و باید به قدر نیاز حیوان، آب و غذا در اختیار او قرار دهد. 3- حقوق در بهرهبرداری: در قرآن، ملاحظهی توان و بهداشت حیوان، ضروری محسوب شده و مقدم بر بهرهبرداری است. 4- حقوق در صدمات: به حفظ حقوق و دفاع از گونههای حیوان توصیه شده و انسانها را از آزار و کشتن حیوانات نهی نموده است. بنابراین، از دیدگاه اسلام، علی رغم فقدان قوهی ناطقه، حیوانات، واجد عواطف هستند. و صاحبان آنها نیز تکلیفی دارند.
نسرین نژاد سروری، سید حسن امامی رضوی، باقر لاریجانی، فرزانه زاهدی،
دوره 4، شماره 2 - ( 1-1390 )
چکیده
امروزه استفاده از سلولهای بنیادی، افق تازهای در علم پزشکی و درمان امراض صعبالعلاج باز کرده است. اما تولید و استفادهی درمانی و پژوهشی از سلولهای بنیادی، با مسائل اخلاقی زیادی چون: باروری و سقط جنین عمدی جهت تولید سلولهای بنیادی، استفادهی ابزاری از انسان و پایمال شدن شأن و احترام رویان انسان، سودجوییهای مالی احتمالی، ودیعه بودن جسم انسان، معضلات اخلاقی مرتبط با همانندسازی بهعنوان روشی جهت تولید سلول بنیادی، استثمار زنان جهت دریافت تخمک بیشتر، درمانهای بیمورد و اضافی با سلول بنیادی جهت سود جوییهای تجاری و پایمال شدن حقوق بیماران تحت تبلیغات واهی مرتبط با درمان با سلول بنیادی، همراه است. لذا، تدوین راهنمای اخلاقی متناسب با فرهنگ و باورهای دینی در کشور جهت ارتقاء اخلاقی فعالیتهای پژوهشی و درمانی پزشکان و پژوهشگران دراستفاده از این سلولها، مدنظر قرار گرفت.
در این مطالعه، ابتدا با استفاده از منابع اینترنتی، ضمن گردآوری و ترجمه راهنماهای اخلاقی معتبرجهانی پیرامون درمان و پژوهش با سلولهای بنیادی، اصول اخلاقی مشترک آنها استخراج گردید. سپس با مطالعهی منابع دینی و فقهی، مضامین مرتبط با این اصول جستوجو و نهایتاً پیشنویس اولیهی راهنمای اخلاقی ملی در درمان و پژوهش با سلول بنیادی با در نظر گرفتن فرهنگ اسلامی- ایرانی تدوین شد. سپس متن پیشنویس طی چند مرحله نظرخواهی از اساتید و صاحبنظران و بحث متمرکز گروهی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته و اصلاحات لازم اعمال گردید. با اتمام مطالعه، راهنمای اخلاقی پیشنهادی در دو بخش عمومی و اختصاصی تهیه شد. راهنمای عمومی شامل منابع جایگزین رویان انسان جهت تهیه سلول بنیادی جنینی و راهنمای اختصاصی شامل دو بخش: راهنمای اخلاقی در پژوهشهای سلول بنیادی و راهنمای اخلاقی در درمان با سلول بنیادی میباشد. لازم است راهنمای پیشنهادی جهت تأیید نهایی در شورای سیاستگذاری وزارت بهداشت - درمان و آموزش پزشکی مورد بررسی قرار گیرد.
با توجه به اهمیت استفاده از سلولهای بنیادی در پژوهش و درمان، وجود راهنمای اخلاقی متناسب با فرهنگ بومی بسیار ضروری است. لذا لازم است مسائل اخلاقی مطرح، طی کارگاههای آموزشی برای اعضای کمیتههای اخلاق، پژوهشگران و درمانگران تبیین شوند. راهنمای اخلاقی نیز باید بهصورت دورهای مورد بازنگری و تجدید نظر قرار گیرد.
علیرضا میلانیفر،
دوره 4، شماره 3 - ( 2-1390 )
چکیده
بیماری، درمان، داروسازی و داروشناسی، تجهیزات پزشکی، اعیان مرتبط با بهداشت و درمان، اقتصاد سلامت، پیشگیری، آزمایشگاهها و ابزار و مواد مربوطه، مدل ارائهی خدمت و نیروی انسانی ماهر دخیل در امر، بهعلاوه آموزش نیروهای متخصص و حوزههای حقوقی مرتبط مجموعاً تحت نام نظام سلامت رخ مینمایانند. ضمن آنکه آسیبهای اجتماعی و مقتضیات جوامع شهری نیز در بسیاری موارد بهعنوان تهدیدکنندههای مستقیم و غیرمستقیم سلامت، به سختی از این حوزه خارج میشوند. با عنایت به آنکه امروز سیاستگذاران و مدیران سلامت کشور و اهل حِرَف پزشکی و وابسته، خواستار و مشوق رعایت اخلاقیات در ارائهی خدمات سلامت هستند، عدم توجه کافی به بستر حقوقی نظام سلامت ممکن است به بیاخلاقی هایی بینجامد که واجد خاستگاه قانونیاند.
آیا تقسیمبندی سنتی حقوق عمومی یعنی اِعمال حاکمیت و اِعمال تصدی در سلامت نیز جاری است یا خیر و اگر هست این حوزه درکدامیک از دو شکل اخیرالذکر اَعمال دولت قرار میگیرد. آنچه توجه به این نکات را بیشتر مهم مینمایاند ارتباط تنگاتنگ پاسخها با مقرراتی است که در باب سلامت وضع میشود.
شاید شرکتهای فعال در عرصهی سلامت با ساختار و ماهیت تجاری که قواعد تجارت بر آنها حاکم و امکان رعایت جوانب اخلاقی در آن ها محدودتر است، اسباب تأثیر منفی در رفتار اخلاقی پزشکان و سایر اهل حرفهای وابسته را فراهم میآورد.
در این مقاله پارهای از این قبیل موقعیتهای ظاهراً قانونی و ایرادات مربوطه برشمرده میشود تا با شناسایی دقیق آنها امکان رفع تعارض و تزاحمات حقوقی و ارتقای اخلاق در ارائهی خدمات سلامت فراهم آید.
فرهنگ بابامحمودی، میثم مفتاحی، محمد خادملو، علی حسامزاده،
دوره 4، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
با مروری بر سیر تاریخی منشور حقوق بیمار اهمیت جهانی این موضوع در حوزهی مدیریت نظام سلامت نمایان میشود. تلاش جهت افزایش احترام به حقوق بیمار و تعیین چارچوبهای قانونی برای آن دارای سوابق ممتد در تاریخ مراقبتهای بهداشتی و درمانی در کشورهاست. هدف از انجام این تحقیق بررسی میزان رعایت منشور حقوق بیماران از دیدگاه آنان در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مازندران است.
پژوهش حاضر یک مطالعهی توصیفی-مقطعی بوده که در تمام 4 بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مازندران بر روی 200 نفر از بیماران، که در زمان مطالعه بستری یا در حال ترخیص بودند، در سال 1388 صورت گرفته است. دادهها با استفاده از پرسشنامهی 15 سؤالی با مقیاس لیکرت تهیه شده بر اساس منشور حقوق بیمار که روایی و پایایی آن تأیید شده بود و از طریق مصاحبه، جمعآوری گردید. آنالیز دادهها با استفاده از آزمونهای آنالیز واریانس و T test و از طریق نرم افزار SPSS نسخهی 17 انجام شد.
نتایج نشان داد که از دیدگاه جامعهی مورد پژوهش منشور حقوق بیمار بر حسب امتیاز کلی منشور حقوق بیمار در 59/14 درصد موارد رعایت شده بود. حقوق بیمار در حیطههای احترام به بیمار، حریم خصوصی و عدم تبعیض در 63/16 درصد، حق دسترسی بیمار به اطلاعات مربوط به بیماری خود در 17/14 درصد، حق انتخاب و تصمیمگیری آزادانه بیمار در 15/14 درصد، حق رسیدگی به شکایات بیمار در 20/13 درصد موارد رعایت شده بود. اختلاف معناداری در میزان رعایت حقوق بیماران از دیدگاه آنان بر حسب جنس (106/0P=)، تحصیلات (723/0P=)، وضعیت تأهل (260/0P=) و محل سکونت (101/0P=) مشاهده نگردید.
بر اساس یافتهها، منشور حقوق بیمار در جامعهی مورد پژوهش و از دیدگاه بیماران بستری بهصورت رضایتبخشی رعایت نشده است. از این رو، پیشنهاد میگردد تدابیر لازم جهت رفع موانع رعایت منشور حقوق بیمار و بهبود شرایط لازم جهت رعایت آن در بیمارستانها اخذ گردد.
ناهید دهقان نیری، رضا نگارنده، خدیجه یزدی،
دوره 4، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
امروزه، با رشد پدیدهی حرفهایگری در پرستاری مفهوم پاسخگویی و مسؤولیت مدنی در پرستاری جایگاه ویژهای پیدا کرده است، چرا که مفهوم مسؤولیت یک خصیصهی ذاتی در حرفه است. پاسخگویی معمولاً مسؤولیت مدنی را ایجاد میکند که مطابق با آن فرد از لحاظ قانونی در قبال صدمهای که به دیگری وارد کرده است مسؤول میباشد. پرستاران بهدلیل استقلال در عملکردشان، مسؤولیت قانونی دارند و بنابراین بیش از گذشته در معرض شکایت و دادخواهی مبنی بر بیمبالاتی قرار دارند. در این راستا این مقاله با هدف آشناسازی پرستاران با مفهوم مسؤولیت مدنی و کمک به آنها جهت پیشگیری از خسارت ناشی از مسؤولیت مدنی و همچنین تضمین ایمنی و حقوق بیماران تدوین شده است.
این یک مقالهی تحلیلی است که با استفاده از مطالعات کتب و مقالات به بررسی مفهوم مسؤولیت مدنی پرستار میپردازد. در ذیل ابتدا مفهوم مسولیت مدنی بهطور کلی و سپس مسؤولیت مدنی پرستار، موارد شایع طرح شکایت علیه پرستاران و مراحل دادخواهی و دفاع شرح داده میشود.
امروزه، پرستاری میتواند از بینش جدید در مورد مسؤولیت مدنی و خطاهای پرستاری برای بهبود روشهای آموزشی در مراقبت بهتر از بیمار و کاهش موارد خطا استفاده کند و در نهایت این امر میتواند منجر به بهبود کیفی مراقبت از بیمار و کاهش مسؤولیت مدنی پرستار و پیشگیری از اتلاف هزینهی عمومی گردد.
علیرضا باقری،
دوره 4، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده
تلاش در جهت تقویت مبانی اخلاق پزشکی در کشور باید با توجه به نیازها، انتظارات مخاطبان، جهتگیریهای اجتماعی و براساس تعیین اولویتهای آن صورت گیرد. در این پژوهش با ارسال پرسشنامهای حاوی بیست عنوان از موضوعات اخلاق پزشکی، اولویتهای این حوزه از دیدگاه مدرسان، محققان و سیاستگذاران حوزهی اخلاق پزشکی در سطح ملی تعیین شده است. هدف از انجام این پژوهش در تعیین اولویتهای اخلاق پزشکی در کشور، ایجاد یک رویکرد علمی به مباحث و چالشهای اخلاق پزشکی در سطح ملی براساس نظر اندیشمندان این حوزه و تلاش در جهت پاسخ به هر یک از موضوعات با توجه به اولویت کشوری آن است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که ده اولویت اول اخلاق پزشکی در کشور بهترتیب شامل: حقوق بیماران، رابطهی پزشک و بیمار، عدالت در توزیع منابع سلامت، اتونومی و رضایت آگاهانه، رابطهی مالی پزشک و بیمار، کمیتههای اخلاق بیمارستانی، ملاحظات اخلاقی در سلامت عمومی، تقویت و ظرفیتسازی در آموزش اخلاق پزشکی، ملاحظات اخلاقی در آموزش پزشکی، و موضوع اخلاق در پژوهشهای پزشکی میباشد.
فریبا حاجی علی، محدثه معینیفر،
دوره 4، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده
هر یک از ادیان الهی دربارهی شبیهسازی دیدگاههای مختلفی را ارائه دادهاند. دین یهود نیز به مسألهی شبیهسازی پرداخته و هر دو نوع آن را مورد بررسی قرار داده است. مقالهی حاضر بهطور موردی دیدگاه عالمان یهود را دربارهی شبیهسازی درمانی و مولد بررسی کرده است.
نتایج بهدست آمده نشان میدهد که آنان در شبیهسازی درمانی، سه دیدگاه متفاوت حرمت، جواز و وجوب را طرح نمودهاند. اما در شبیهسازی مولد انسان دو دیدگاه حرمت و جواز را مطرح نموده و دلایلی را برای دیدگاههای خود بیان میدارند. پژوهش حاضر به روش کتابخانهای و با استفاده از کتب و مقالات فارسی و لاتین و نیز بهرهگیری از پایگاههای اینترنتی مربوط صورت گرفته است.
زهرا سادات منظری، عیسی محمدی، عباس حیدری، حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف، محمدجعفر مدبر عزیزی، ابراهیم خالقی،
دوره 4، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
هدف از این مطالعه کشف و بررسی درک و معنای مرگ مغزی در خانوادهی بیماران مرگ مغزی کاندید درخواست اهدای عضو هنگام مواجهه و اطلاع از تشخیص مرگ مغزی بیمارشان میباشد.
این تحقیق مطالعهای کیفی با رویکرد تحلیل محتوی است. فرایند جمعآوری دادهها مشتمل بر 38 مصاحبهی بدون ساختار و عمیق با 26 خانوادهی بیماران مرگ مغزی کاندید درخواست اهدای عضو همراه با یادداشتهای عرصه است. نمونهگیری بهصورت هدفمند از تیرماه 1387 آغاز و تا مرحلهی اشباع - آذر 1389- ادامه یافت. تحلیل دادهها همزمان با جمعآوری به روش آنالیز محتوای کیفی انجام گرفت.
تحلیل دادهها منجر به استخراج 17طبقه و 4 درونمایه شد که بیانگر تجارب و درک خانواده از مفهوم مرگ مغزی هنگام اطلاع از تشخیص آن است و شامل: تضاد و کشمکش درونی، پردهی درون بر واقعیت بیرون، حس فقدان و سوگ قریبالوقوع، تسلیم و پذیرش است.
یافتهها نشان میدهد مواجه شدن با تشخیص مرگ مغزی برای خانواده بهمعنی وارد شدن در فضایی پر از چالش، تضاد و ابهام میباشد که با بروز عواطف غمافزای سوگ و بعضا واکنشهای روانشناختی دفاعی نیز پیچیدهتر میشود. توصیه میشود دستاندرکاران درخواست اهدای عضو ابتدا فضا و زمینهی لازم برای درک و پذیرش واقعیت مرگ مغزی را برای خانواده فراهم ساخته و سپس با درنظر گرفتن تجربه و برداشتهای خانواده از این موقعیت پیچیده و توجه به حل تعارضات و ابهامات درونی آنها، به درخواست اهدای عضو بپردازند.
مجتبی پارسا، علیرضا باقری، باقر لاریجانی،
دوره 4، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
گفتن خبر بد به خود بیمار، حتی در کشورهایی که امروزه رویهی معمول چنین است، سابقهی دیرینهای ندارد. در این مورد بین بیماران و پزشکان اختلاف نظر وجود دارد. بسیاری از پزشکان تمایلی به گفتن خبر بد ندارند که این موضوع در اکثر موارد بر خلاف میل بیماران است. اختلافات فرهنگی در دیدگاه پزشکان در انتقال اخبار بد مؤثر است. مثلاً در کشورهای اروپای شمالی و ایالات متحده رویهی معمول اکثر پزشکان این است که تشخیص را به بیمار بگویند، اما در کشورهای اروپای جنوبی وشرقی یا بسیاری از کشورهای آسیایی ممکن است چنین اطلاعاتی به بیماران داده نشود. همچنین، در جامعهی ایرانی هم پزشکان ترجیح میدهند تا اطلاعات مربوط به بیماران را بهجای خود بیمار به خانوادهی آنها بگویند. همین اختلافات فرهنگی در دیدگاه مردم نیز تأثیر میگذارد. مثلاً اکثر مردم در کشورهای غربی موافق گفتن اخبار بد توسط پزشکان به بیماران هستند ولی در کشورهای دیگر همیشه دیدگاه مردم این نیست. اما بهطور کلی امروزه، نظر غالب این است که باید اخبار بد را به اطلاع خود بیمار رساند. از جمله مزایای این کار، میتوان به حفظ و تقویت اعتماد بین پزشک و بیمار، جلوگیری از ضرر رسیدن به بیمار، افزایش رضایت بیماران و کاهش اقدامات قانونی علیه پزشکان اشاره نمود. اما استثنائاتی هم در گفتن خبر بد وجود دارد که مهمترین آن ایجاد آسیب روانی جدی در بیمار است. میزان و محتوای اطلاعاتی که پزشک باید ارائه دهد براساس شرایط هر بیمار متفاوت است. اما نکتهی مهم این است که دادن خبر بد، مهارتهای ارتباطی خاصی نیاز دارد که کادر پزشکی باید آنها را بیاموزد.
علیرضا میلانی فر، محمدمهدی آخوندی، پروانه پایکارزاده، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 1 - ( 9-1390 )
چکیده
تعارض منافع موضوعی است که بهطور عینی اتفاق میافتد. تعارض منافع یا تعارض علایق (Conflict of interest) به حالت و وضعیتی اطلاق میشود که شخص یا اشخاصی از یک طرف در مقام و مسؤولیت مورد اعتماد دیگران قرار میگیرند و از طرف دیگر خود دارای منافع شخصی یا گروهی مجزا و در تقابل و تعارض با مسؤولیت مورد نظر هستند. به بیان دیگر، فرد بهصورت ناخواسته و در حالت بیطرفی در شرایطی قرار گیرد که میان منافع شخصی و حرفهای او تضاد ایجاد شود.عرصهی سلامت با توجه به جایگاهش در هجوم گسترههای شیوع تعارض منافع قرار دارد که به شکلهای مختلفی پیش میآیند؛ این تعارض منافعها گاهی در منافع (مادی- غیر مادی) و مابین اعضای گروه پزشکی (حقیقی- حقوقی) رخ میدهد و گاهی اشخاصی از گروههای پزشکی غیر بالینی(حقوقی و اداری، آموزش، پژوهش یا درمان) هم درگیر آن میشوند. اهداف متفاوت و ناهماهنگ، تداخل اختیارات، ناهماهنگی در روند ارزیابی و نظام پاداش و کیفر، وظایف متقابل و وابستگی آنان به یکدیگر، عدم وجود منابع کافی و تفاوت در شأن و سطوح در روابط مالی محققان و پزشکان در کلینیکها و مؤسسات پزشکی دخیل در امر سلامت، همه از علل بروز تعارض منافع هستند. در این بررسی موضوعاتی چون تعارض منافع در حقوق، برخورد با تعارض منافع در کشورهای دیگر، تعارض منافع در حقوق ایران، تعارض منافع در نظام سلامت و موارد بروز آن، دریافت هدایا، روابط با صنعت داروسازی، روشهای مدیریت تعارض منافع و مقررات ایران در این خصوص مورد توجه قرار گرفته و نتیجهگیری میشود که برای رفع تعارض منافع در نظام سلامت ایران، ابتدا باید موضوع تعارض منافع در متن قانون بیاید و ضمن ترسیم احکام اصلی آن، قوانین متعارض و مصادیق تخلف همراه مقررات لازم جهت تنظیم امور، پیشگیری و مدیریت اقسام تعارض منافع در گسترهی سلامت تدوین شود.
شیما بهنام منش، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
اساساً وقتی سخن از ارزش و جایگاه اخلاقی میشود، فرض بر این است که انسان عضو بیرقیب جامعهی اخلاقی (moral community) محسوب شده و به تبع آن، بهرهمند از پارهای امتیازات و در عین حال ملزم به رعایت و انجام برخی امور نسبت به خود و هم نوع خود.
از جمله مسایلی که بهویژه از سه دههی گذشته تا کنون در عرصهی اخلاق بحث برانگیز بوده، این است که مرز و بوم جامعهی اخلاقی در حال گسترش است. اگر زمانی نظرغالب این بود که انسان، تنها عضو مطلق این نهاد است، امروزه رشتههای جدید اخلاق همچون اخلاق حیوانات، سعی در رد این سنت دیر پا داشته و دیگر انسان و موضوعات مرتبط به او به تنهایی مطرح نبوده و حیوانات نیز بهعنوان عضو جامعهی اخلاقی حضور دارند.
روش مطالعه بهصورت تحلیلی و توصیفی (اسنادی کتابخانهای) بوده است و سعی شده تا با مطالعهی مقالات فلسفی گوناگون در زمینهی اخلاق حیوانات و بررسی کدهای رفتاری مختص اخلاق حیوانات، بتوان آشکار نمود که جایگاه حیوانات در عرصهی اخلاق در کجا قرار داشته و بر اساس چه ملاکی میتوان آنها را مشمول ملاحظات اخلاقی بهحساب آورد.
از آنجا که حیوانات ذی ادراک شناخته شدهاند و قابلیت درک تجارب مثبت و منفی را دارند، امروزه بهعنوان ساکنان سرزمین اخلاق به رسمیت شناخته شدهاند و انسان نسبت به کیفیت و دامنهی رفتار خویش در برابر آنان مسؤول است.
محمدرضا لشکری زاده، فرزانه جهان بخش، میترا ثمره فکری، بهرام پورسیدی، محمود آقایی افشار، مصطفی شکوهی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
افشای تشخیص سرطان میتواند بر جنبههای مختلف زندگی بیماران سرطانی تأثیرگذار باشد. این مطالعه برای تعیین تمایل بیماران مبتلا به سرطان به دانستن تشخیص بیماری و نحوهی اطلاع از آن انجام شده است. این پژوهش توصیفی روی 385 بیمار مبتلا به سرطان در بیمارستانهای افضلیپور، شفا و باهنر شهر کرمان در فاصلهی زمانی سالهای 89-1388 انجام گرفته است. بهمنظور انجام پژوهش، بیماران سرطانی طبق معیارهای پذیرش، انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه بود که بعد از توجیه آزمودنیها، پرسشنامهها توزیع شد و بلافاصله بعد از تکمیل جمعآوری شدند. از بین 385 بیمار مبتلا به سرطان 155 (40 درصد) نفر از بیماری خود خبر داشند. در بین بیمارانی که از تشخیص بیماری خود خبر داشتند در خصوص تمایل آنها در رابطه با نحوهی اطلاع یافتن از بیماری خود پرسشگری بهعمل آمد که
1/89 درصد از آنها تمایل به دانستن تشخیص بیماری خود داشتند. تقریباً تمام بیماران متمایل بودند که از سیر و پیشآگهی بیماری و عوارض درمان آگاهی داشته باشند. از میان اطلاعات دموگرافیک بیماران تنها متغیر معنیدار، جنسیت بود و مردان بیش از زنها مایل به دانستن تشخیص بیماریشان بودند (
P<0/05). نتایج این پژوهش نشان داد که اکثر بیماران مبتلا به سرطان ترجیح میدهند از تشخیص و پیشآگهی بیماری و عوارض درمان مطلع باشند، در حالی که بیشتر بیماران از تشخیص بیماری خود مطلع نبودند.
حسین اترک، مریم ملابخشی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
یکی از مسائل مطرح در اخلاق پزشکی، مسألهی حقیقتگویی به بیمار است. امروزه، دیدگاه غالب در میان پزشکان، ضرورت حقیقتگویی به بیمار است و دروغگویی یا کتمان حقیقت جایز نیست. ولی بهنظر میرسد مطلق و بیقید و شرط دانستن اصل حقیقتگویی قابل قبول نباشد و گفتن هر حقیقتی به هر کسی و در هر شرایطی جایز نیست. گرچه اصل اول در اخلاق، حقیقتگویی است، در برخی شرایط نیز کتمان حقیقت و حتی دروغگویی جایز است. از نظر عقل و شرع، دروغگویی در موارد اکراه، اضطرار (که شامل دفع ضرر جانی، مالی و آبرویی از خود و دیگران است) و دَوَران امر بین دو محذور، جایز است. بهنظر نگارنده، در موقعیتی که بیان حقیقت برای ادامهی درمان و جلب همکاری و کسب رضایت بیمار ضروری است و نیز در موقعیتی که حقیقتی که باید به بیمار گفته شود، لاعلاجی بیماری و زمان نزدیک مرگ اوست، بیان حقیقت با وجود ضررهای احتمالی، ضروری است. اما در موقعیتی که بیان حقیقت برای ادامهی درمان ضرورت ندارد و حقیقتی که باید به بیمار گفته شود، چیزی غیر از زمان مرگ و لاعلاجی بیماری اوست، مانند حقایقی از قبیل سختی و خطرناکی بیماری، زنده نبودن همراهان بیمار در تصادف، مشکلاتی که در بیرون از بیمارستان برای بیمار یا خانوادهاش ایجاد شده، پیشآگهی احتمالی از مدت زمان زنده بودن بیمار و تشخیصهای احتمالی غیرقطعی، اگر بیان حقیقت برای بیمار ضرر داشته باشد، کتمان حقیقت و حتی دروغگویی از باب دفع ضرر جانی از بیمار جایز است.
راضیه زاهدی، فرزانه زاهدی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
آگاهی و اطلاعرسانی کافی به بیماران و سایر دریافتکنندگان خدمات سلامت از ملزومات اساسی حفظ حقوق آنها در نظام سلامت میباشد. در این میان کتابداران و اطلاعرسانان پزشکی، خصوصاً در کتابخانههای بیمارستانی، میتوانند نقش مهمی را در جهت حمایت از حقوق بیمار برعهده بگیرند. انجمنها و گروههای حرفهای بینالمللی و ملی در برخی کشورها دستورالعملهایی را در این حوزه تدوین و اجرا کردهاند؛ اما کمبودهای فراوانی در این زمینه در کشور ما وجود دارد. هدف از تدوین این مقاله، مرور کلی بر جایگاه حقوق بیمار و گیرندگان خدمات سلامت در کدهای اخلاقی کتابداری و اطلاعرسانی بینالمللی و استانداردهای حرفهای کتابخانههای بیمارستانی است. در این پژوهش، کدهای اخلاقی مرتبط با حقوق بیماران و گیرندگان خدمات سلامت در منشورهای اخلاقی کتابداری و اطلاعرسانی نهادهای بینالمللی و استانداردهای حرفهای کتابخانههای بیمارستانی مورد جستوجو و مطالعه قرار گرفته است. سپس ضمن واکاوی این کدها، پیشنهادهای راهبردی مبتنی بر فرهنگ بومی ارائه شده است یافتههای این مقاله بیانگر این مطلب است که اطلاعرسانی به بیمار، اصلی مهم و مورد توجه در حقوق بیمار است که در کدهای اخلاقی کتابداری و اطلاعرسانی و نیز استانداردهای کتابخانههای بیمارستانی به آن توجه شده است. ارائهی خدمات اطلاعرسانی دانشمدار و تعاملی که بر بهبود عملکرد و یافتن راه حل بالینی استوار است (نه صرف آموزش کلی بدون توجه به تأثیر آن بر عمل)، کتابداری بالینی را در عرصهی حمایت از حقوق بیمار در برخی کشورها موفق ساخته است. با توجه به نقش کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی در فراهمآوری، سازماندهی و دسترسپذیر ساختن اطلاعات برای کاربران، کتابداران و اطلاعرسانان، باید با آگاهی از نیازهای ویژهی گیرندگان خدمات سلامت بهعنوان کاربران خاص خود، امکان بهرهگیری مؤثر از اطلاعات را برای آنان فرآهم آورند. لذا لزوم تدوین کدهای اخلاق حرفهای با رویکرد مناسب به امر اطلاعرسانی بیماران و سایر دریافتکنندگان خدمات سلامت در کشور و تعریف جایگاه کتابداری بالینی در بیمارستانها و مراکز درمانی احساس میشود.
سیده بهاره کامرانپور، مونا عودی، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 6 - ( 9-1391 )
چکیده
در سالهای اخیر مراجعهی زنان مسن به مراکز درمان ناباروری افزایش یافته است. برای استفاده از تکنولوژیهای کمکباروری (ART) در زنان با سن بالا کلیهی مسائل پزشکی و اخلاقی حل نشده و همواره این سؤال مطرح میشود که آیا باید محدودیت سنی برای ارائهی درمان کمکباروری قائل شد یا خیر؟
این مطالعه از نوع اسنادی و کتابخانهای است. مطالب و مقالات در پنج بخش پزشکی، اخلاقی، زوج، جامعه و فرزند حاصل بررسی و ارائه شده است. همچنین قوانین، دستورالعملها و مطالب موجود در این زمینه مورد ارزیابی قرارگرفته است. در ایران دستورالعمل جامعی برای محدودیت سنی زنان جهت انجام درمان کمکباروری تدوین نشده است. در اینباره کلینیکها و مراکز درمان ناباروری باتوجه به سیاست مرکز و شرایط موجود، براساس آئیننامههای غیررسمی و داخلی خودشان عمل میکنند. بررسی پروتکلهای درمانی در بیشتر مراکز نشان میدهد که زنان تا سن 45 سال در سیکل درمان نازایی قرار میگیرند و پذیرش زنان بالای 45 سال تنها با تأیید پزشک و وجود شرایط بالینی مناسب بیمار انجام میشود. از نظر فقهی و حقوقی نیز منعی برای درمان ناباروری زنان مسن در کشورمان وجود ندارد. اما همواره سلامت مادر و فرزند از دیدگاه پزشک اولویت اول را دارد و اعمال درمانی باید در همین راستا صورت گیرد. از آنجایی که نباید سن را تنها معیار پذیرش زن نابارور جهت درمان کمکباروری قرار دهیم، لازم است در اینباره دستورالعمل جامعی تدوین شود.
هانا حقیقت فرد، آروین حقیقت فرد،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
دانش ژنتیک در سدههای اخیر پیشرفتهای شگرفی کرده است. پیشرفتهای فنی دانش ژنتیک، بحثهای گسترده و دامنهداری را در عرصهی عمومی اجتماع به پیش کشیده است. یکی از مهمترین و پرچالشترینِ این بحثها، «ملاحظات اخلاقی در دستکاری ژنتیک انسانها» ست. ضرورت پیشگیری از بروز بیماریهای ژنتیک در نسل آینده؛ تجربههای تلخ پیشین از حذف فیزیکی و اجباری معلولین، بیماران و مجرمان به بهانهی اصلاح نژاد انسانی و نیز اما و اگرها در برقراری رابطهی علی و معلولی میان ویژگیهای انسانی (بهویژه ویژگیهای رفتاری) و عوامل ژنتیک؛ همگی باعث شده است هر فرد به فراخور دیدگاه فکری ویژهیِ خود پاسخی متفاوت به این چالش اساسی بدهد. در این میان، ادبیاتی نوین در حال شکلگیری است. این ادبیات در واژههایی مانند «بهسازیِ ژنتیک»، «بهنژادی انسان»، «توانافزایی انسان»، «ساخت اَبَرانسانها» و نیز «فرا انسان» جلوهگر میشود. بیآنکه مرزی دقیق و مورد توافق همگان میان خود این مفاهیم از یکسو و میان این مفاهیم و مفاهیمی پزشکی مانند «ژن درمانی»، «پیشگیری از بیماریهای ژنتیک» و «مشاورهیِ ژنتیک» کشیده شده باشد. فایدهی این تفکیک مفاهیم هنگامی آشکار میشود که بخواهیم از یافتههای دانش ژنتیک، در زندگی روزمرهیِ مردم بهره ببریم. بهعنوان مثال اگر این گذاره را بپذیریم که « سقط کردن جنینهای بیمار باید مجاز شمرده شود.. زیرا ضمن کاهش درد، رنج اطرافیان و هزینههایی که به جامعه تحمیل میشود، از بهدنیا آمدن فرزندی معلول که نخواهد توانست همانند سایرین از زندگی بهره ببرد؛ پیشگیری میکند.» آنگاه این پرسش پیش میآید که مرز این «بیماری» تا کجاست؟ آیا باید تنها ناهنجاریهای شدید کروموزومی که باعث مرگ در سنین پایین یا بروز عقبماندگیهای شدید ذهنی میشوند را بیماری در نظر گرفت؟ یا بیماریهای غیرکشندهای مانند زالی یا اختلالات در سوخت و ساز بدن را نیز باید در جرگهیِ این بیماریها آورد؟ این مرزبندی باید مطلق باشد یا به تناسب برخی متغیرهای محیطی مانند عوامل فرهنگی دخیل در پذیرش فرد بیمار در جامعه یا امکان تأمین هزینههای درمانی احتمالی، این مرز را میتوان جابهجا کرد؟ به شیوهای مشابه، آیا تلاش برای داشتن نسلی - بهطور مثال- قدبلندتر و باهوشتر را باید «توانافزایی انسان» دانست یا «بهسازی ژنتیک»؟ بهنظر میرسد کشیدن مرز دقیق میان آنچه بیماری ژنتیک خوانده میشود با ویژگیهای گوناگون انسان، ناشدنی باشد. زیرا تعریف این مرز دقیق خواهناخواه به پذیرش درستی یک سبک زندگی و اندیشیدن، و نادرستی سبکهای دیگر زندگی میانجامد. امری که با پذیرش گوناگونی انسانها (چه از دید ژنتیک و چه از دید اجتماعی) و آزادی گزینش هریک از این سبکها سازگاری ندارد. بهرهگیری از منطق فازی و در نظر گرفتن یک گسترهیِ پیوسته برای ویژگیهای انسانی بهجای مرزبندیهای انتزاعی، مصنوع و خطکشیشده تا حدودی از مشکلات اجرایی پیشآمده میکاهد. در این دیدگاه مقاصد کاملاً درمانی در یکسوی گسترهیِ فرضی و مقاصد غیرضروری در سوی دیگر آن قرار میگیرند. در تعیین مکان هر مصداقی از «دستکاری ژنتیک انسان» در این گستره، عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دخیل خواهند بود. این دیدگاه بهویژه از سوی مکاتب فلسفی تکثرگرایی و پستمدرنیسم تقویت میشود.